• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
دوشنبه 20 بهمن 1404
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گفتگو

اسدا.. یکتا: فردین پیغام داد که بیا کمکت کنم اما پیغام دادم از شما به ما رسیده/ارشاد گفت سیگارفروشی نکنم و به‌جایش ماهی 120هزارتومان به حسابم می‌ریزد؛ نمی‌دانم با این همه پول چه کنم؟!!

9 آبان 1394
در گفتگو
44 1
A A
0
اسدا.. یکتا: فردین پیغام داد که بیا کمکت کنم اما پیغام دادم از شما به ما رسیده/ارشاد گفت سیگارفروشی نکنم و به‌جایش ماهی 120هزارتومان به حسابم می‌ریزد؛ نمی‌دانم با این همه پول چه کنم؟!!

اسدا.. یکتا

سینماژورنال/علی کیانی‌موحد: کوچه پس کوچه های محله کارخانه قند ورامین را که قدم بزنید و از مردم درباره اش بپرسید، همه خانه اش را می شناسند. مردم با عزت و احترام فراوان از وی یاد می کنند و چنان با افتخار از همسایگی با وی صحبت می کنند که گویی یکی از سران کشور است!

دوست داشتنی بودن شخصیتش باعث شده که تا این حد بین مردم محبوب باشد و همه از وی به نیکی یاد کنند.

از اسدالله یکتا صحبت می کنم. هنرپیشه دوست داشتنی که در بسیاری از فیلمهای کمدی پیش و پس از انقلاب حضور داشته اما این روزها از وی خبری نیست. عکسی تکان دهنده از وی در حال فروختن سیگار چندسال پیش منتشر شد و بسیاری از مردم با دیدن آن متاثر شدند اما این تاثر هیچ سودی برای وی نداشت. وی مدتهاست که در سینما و تلویزیون حضور ندارد و به خاطر مشکلات جسمی حتی دیگر سیگار هم نمی تواند بفروشد…

این گفتگو همزمان در “اطلاعات هفتگی” منتشر شده است.

*چند وقت است که کار سینمایی یا تلویزیونی نداشتید؟

کار هست اما چه فایده؟! سه ماه پیش در یک فیلم سینمایی بازی کردم اما هنوز حقوق من را نداده اند. ده شب از ورامین به فشم رفتم اما آخرش هیچ! کاری هم که پول بدهند، خیلی زیاد نیست. مبلغ اندکی در ابتدای کار می دهند و باید دنبال طلبمان بدویم.

*چند سال پیش عکسهایی از شما منتشر شد که در تهران مشغول سیگار فروشی هستید. جریان آن عکسها چه بود؟

اتفاقا خیلی ها از من این سوال را می پرسیدند. مگر امورات زندگی من نباید بگذرد؟ مدتی این کار را انجام دادم اما از لحاظ عصبی تحت فشار قرار گرفتم و سیگار فروشی را هم جمع کردم. همان زمان سکته کردم و مدتها در بیمارستان بستری شدم. هیچ حرکتی نمی توانستم انجام دهم. هیچ فردی هم سراغ من نیامد. سراغ خانه هنرمندان رفتم، گفتند چشم، به فکر شما هستیم. اما هیچ خبری هم از آنها نشد. هرجایی مراجعه می کنم می گویند از دست ما کاری برنمی آید. زمانی مانند فردین و بیک اسم من در سینمای ایران مطرح بود و برای بودن من در کارهایشان سرودست می شکستند اما امروز وضعیت زندگی من اینگونه است.

*سراغ وزیر ارشاد و وزراتخانه رفتید؟

بله، سراغ هرکسی که فکر کنید رفتم. همان زمان که سیگار می فروختم از وزارت ارشاد با من تماس گرفتند که شما شأن خود را حفظ کنید و به عنوان یک بازیگر باسابقه نباید در کنار خیابان سیگار بفروشید. اگر امکان دارد این کار را دیگر انجام ندهید. من هم گفتم از خدا می خواهم که دستفروشی نکنم اما چگونه زندگی ام را بگذرانم؟ خرج زن و بچه هایم را از کجا بیاورم؟! آنها هم گفتند یک کاری می کنیم. الان چهار سال است که قرار شده یک کاری بکنند. سیگار فروشی حداقل این حسن را داشت که آب باریکه ای در زندگی ام بود که به خاطر شرایط جسمی آن کار را دیگر نمی توانم انجام دهم. البته ارشاد ماهی 120 هزار تومان به حساب من پول می ریزد! (باخنده)مانده ام با این همه پول چه کنم؟!

*یارانه هم که می گیرید…

آنهم که دلشوره داریم می دهند یا نمی دهند؟! شنیده ام آن هم قرار است دیگر پرداخت نشود.

*بیمارستان که بستری بودید، کسی سراغ شما آمد؟

هیچ فردی. از مسوولان که دیگر قطع امید کرده ام و می دانم که به طور کل من را فراموش کرده اند.

*سراغ سالهای دور برویم. چه شد که اسدالله یکتا بازیگر شد؟

من در یک مغازه زرگری، شاگردی می کردم. عمویم فوت شده بود و از صاحب مغازه خواستم اجازه دهد در مراسمش شرکت کنم. وی مخالفت کرد چراکه خیال می کرد بهانه الکی آورده ام تا از زیر کار در بروم. به بهانه چای آوردن از مغازه خارج شدم و رفتم! دیر به مراسم رسیدم و عمویم را خاک کرده بودند. به خانه رفتم و حالم اصلا خوب نبود. برای آنکه حالم بهتر شود، به تئاتر پارس رفتم. وضع مالی ام خوب نبود و یواشکی وارد تئاتر شدم. مدیر تئاتر متوجه شد و پس از آنکه برنامه تمام شد، مچم را گرفت. گفت کجا می ری؟! گفتم خانه! گفت دوست داری وارد تئاتر شوی؟! گفتم بدم نمی آد اما هیچ چیزی بلد نیستم. وی گفت به همراه گروه تمرین کنم. از من خواست یک بزرگترم را همراه خودم ببرم تا رضایتنامه امضا کند. می دانستم که خانواده ام مخالفت می کنند، پس به آنها حرفی نزدم و خودم سراغ مدیر تئاتر رفتم. گفتم خودم بزرگتر خودم هستم! شما با من کار دارید، با خانواده چه حرفی می خواهید بزنید؟ وی هم حرف من را قبول کرد و مرا به یک گروه تئاتر معرفی کرد و کار من شروع شد. حضور من در آن گروه باعث شد چندتا تماشاگر به کار اضافه شود و از بودن من راضی بودند. یک شب پس از پایان نمایش فردی سراغ من آمد و گفت می خوای کار کنی؟! گفتم من که دارم کار می کنم. گفت نه، یه کاری هست توی سینما. مثل همین تئاتر اما راحت تره! خرابکاری هم بکنی، راه برگشت داره! مردد بودم اما قبول کردم. اسم پروژه “مراد و لاله” بود.

اسدا.. یکتا
اسدا.. یکتا/عکس: علی کیانی موحد

*کار در سینما چطور بود؟

آن زمان ولنجک بیابان بود و برای فیلمبرداری به آنجا رفتیم. قرار بود از یک تیر چراغ برق پایین بپرم و یک دیالوگ بگویم. از تیر که پایین پریدم، خوردم زمین و سرم شکست. تمام صورتم خونین شد. کارگردان می گفت چرا رویت را به سمت دوربین نمی کنی؟! کات داد و وقتی من را دید تعجب کرد. مرا به بیمارستان رساندن و گفتند هروقت حالت خوب شد، دوباره بیا. فردایش سر لوکیشن رفتم. کارگردان متعجب شد و گفت تو دیگه چه اعحوبه ای هستی؟! مگه حالت خوب شده؟ گفتم که صحیح و سالم هستم. گفت معلومه به این کار علاقه داری، خودم هواتو دارم. در آن کار قرار بود یک سکانس داشته باشم اما کارگردان از من خوشش آمد و نقش من پررنگ شد. پس از اکران فیلم مشهور شدم. چند سالی با شاه فالوده نمی خوردم! وضع مالی ام هم خوب شد.

*پول خوبی می گرفتید؟

بله! برای اولین کارم 1500 تومان دستمزد گرفتم. پس از گرفتن دستمزد خیلی خوشحال شدم. چند دست لباس برای مادر و پدر خریدم و به خانه رفتم. پدر با تعجب گفت اینا رو از کجا آوردی؟! گفتم کار کردم. گفت کار خلاف نکنی! گفتم خیالت راحت، کار خلاف نیست. فیلم بازی می کنم! گفت فیلم؟ چی هست؟! فیلم بازی کردن چیه؟! آن زمان تلویزیون هم نداشتیم. به سختی به وی فهماندم که داستان چیست.

*جزو بازیگران ثابت اکثر فیلمهای سینمایی کمدی آن زمان بودید…

بله، خیلی از کارگردانها دنبال من بودند. با تمام هنرمندان بزرگ همبازی بودم. اسم من در تیتراژها همیشه جز بازیگران اول بود. جذب سینما شده بودم و تئاتر را هم کنار گذاشتم. برای خودم چهره شده بودم و مردم در خیابان من را می شناختند.

*از چه زمانی اسدالله یکتا کمتر دیده شد؟!

وقوع انقلاب اسلامی باعث شد مدتی همه خانه نشین شوند. برخی از هنرپیشه ها را دادگاه انقلاب احضار کرد که البته من جزو آنها نبودم. پیش از انقلاب کار خاصی نداشتم که بخواهند من را احضار کنند، البته استرس هم داشتم. چندصباحی پس از انقلاب بیکار بودم. آن زمان چاپخانه ای داشتم و زندگی ام از آن راه می گذشت. البته یک بوتیک هم چندصباحی پیش از انقلاب تاسیس کرده بودم که در ایام حکومت نظامی تمام اجناس آن غارت شد و هیچ چیزی برایم نماند. برای کسب درآمد مجبور شدم خانه ام را به قیمت 570 هزارتومان بفروشم تا کار دیگری راه بیندازم که آنهم نگرفت.

*و کی دوباره به تلویزیون راه یافتید؟

تا سال 63 یا 64 بود که پیشنهاد بازی با “چاق و لاغر” به من رسید. پیش از آن خیلی ذهنم درگیر بود. فکر به اینکه قرار نیست دیگر بازی کنم واقعا اذیتم می کرد. پس از “چاق و لاغر” به تدریج در کارها حضور داشتم. به تدریج کار کمتر و کمتر شد. البته به این هم فکر می کردم که فردین با آن عظمت بیکار بود. همین فکر کمی به من آرامش داد.به هرحال سالی یا دوسالی یک نقش به من پیشنهاد می شود و در کارهای سینمایی و تلویزیونی حضور داشتم. خودم هم پیگر این قضیه نبودم که چرا کمتر به من کار می دهند.

*گفتید چاپخانه داشتید، چرا آنرا جمع کردید؟

چهار شریک بودیم که یکی از آنها کلاه بردار از آب درآمد و تمام اموال من و دیگر شرکا را بالا کشید. خودش هم بعد مدتی معتاد شد و از شدت اعتیاد فوت کرد. به تدریج اوضاع مالی هم بدتر می شد.

*گفتید به تدریج کم کار شدید. در این ایام کم کاری پیشنهاد می شد یا در کل پیشنهادی نداشتید؟

پیشنهادها که بود اما خیلی از آنها به نتیجه نمی رسید. مثلا قرار بود “چاق و لاغر 2 ” ساخته شود که سرنوشتش مشخص نشد. یا برای سریال “مختارنامه” از من تست گریم هم گرفته شد. سر لوکیشن هم حاضر شدم اما بعد از مدتی دیگر خبری از آنها نشد. این مدل کار به من پیشنهاد می شد اما خودم هنوز نمی دانم چرا دیگر صدایم نمی کردند.

*شنیده ام فردین به شما کمک می کرد…

نه، چنین چیزی نبوده. یکبار فردین به من پیغام داد که سراغش بروم. می دانستم که وی دست به خیر دارد و بچه های قدیمی سینما را دور خود جمع کرده و ماهیانه به آنها کمک می کند. حتی برخی نمی دانستند که این کمک از جانب فردین است و پس از فوتش متوجه این قضیه شدند. من هم می دانستم که می خواهد به من کمک مالی کند. آن زمان وضع مالی ام آنچنان بد نبود که احتیاج به کمک داشته باشم. پیغام دادم که از شما به ما رسیده، هنوز دستم به دهنم می رسد!

*فردین وضع مالی خوبی داشت؟

بله، فردین وضع مالی خیلی خوب داشت. اگر اشتباه نکنم فردین از راه قنادی که داشت، درآمد خوبی کسب می کرد و به همین دلیل می توانست به بقیه کمک کند. خدا فردین را بیامرزد، مرامی که داشت فقط در فیلم نبود بلکه در زندگی واقعی نیز همانند فیلمهایش مرد بود،یک مرد واقعی.

*باهمدوره ای های پیش از انقلاب در ارتباط نیستید؟

اکثر آنها که مرحوم شده اند، آنهایی هم که هستند آنقدر درگیر زندگی شخصی شان هستند که من توقعی ندارم تا حالی از من بپرسند. برخی دورادور حال من را می پرسند. فقط تماس می گیرند و می گویند چه کار می کنی؟ من هم می گویم خانه نشسته ام! در همین حد ارتباط با دیگران وجود دارد. برخی هم می آیند فقط حرف می زنند و می روند. یک سری پیشنهاد می دهند اما هیچکدام را عملی نمی کنند.

*چه زمانی ازدواج کردید؟

سال 57. آن زمان چهره بودم. آقایی به نام عباس عباسی من را به خانواده همسرم معرفی کرد. به وی گفتم اول با خانواده همسرم صحبت کن و بگو که قدم کوتاه هست و هنرپیشه هستم و ممکن است مردم در خیابان من را بیش از حد تحویل بگیرند. وی هم با خانواده همسرم صحبت کرد و آنها هم گفتند که مشکلی ندارند. ازدواج ما هم جالب بود. تمام مراسم ما در یک روز بود. صبح خواستگاری کردیم و شب عروسی گرفتیم! حاصل ازدواج ما هم شش بچه هست، دو دختر و چهار پسر. پسر کوچک من علاقه زیادی به بازیگری دارد. هرچه هم به وی می گویم از سرنوشت من عبرت بگیر، حرف گوش نمی دهد!

*فکر می کنید دلیل این کمرنگ شدن شما چیست؟

در بین مردم کمرنگ نیستم. آنها هنوز من را دوست دارند و سراغم را می گیرند اما همکاران بی معرفت شده اند. فکر می کنم به دلیل اینکه پس از انقلاب کم کار شده ام، بسیاری از دوستان هم دیگر سراغم را نمی گیرند. برخی فکر می کردند که شاید من عضو لیست سیاه ارشاد باشم! من عضو خانه سینما هستم، اگر مشکلی بود که آنجا مرا عضو نمی کردند. یک روز از آنجا تماس گرفتند که به ما سر بزن، گفتم چرا؟ گفتند اگر سر نزنی همین حقوق اندکت را هم قطع می کنیم. به سختی آنجا رفتم و گفتم نمی شود با تماس تلفنی حالی بپرسید و مطمئن شوید که هستم؟ گفتند نه، شما باید سالی دو سه بار در اینجا حاضر شوید. گفتم تا اینجا آمده ام، حداقل به من وام بدهید. خندیدند و گفتند بهت خبر می دهیم! قرار است خبر بدهند!

*این روزها اسدالله یکتا چه توقی از دیگران دارد؟

من از هیچ فردی توقعی ندارم. توقع این را ندارم که فردی بیاید به من کمک مالی کند چراکه خود را فقیر نمی دانم! من یک بازیگر هستم و تنها توقع من این است که پیشنهاد کار به من شود و به تخصصم برسم. من بازیگر هستم و سالی در دو فیلم یا سریال بازی کنم، برای من کافی است. من به دنبال کار هستم نه کمک مالی از فردی.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=12687
image_print
برچسب ها: اسدا.. یکتارضا بیک ایمان وردیمحمدعلی فردینوزارت ارشاد
نوشته قبلی

ادعای “کیهان”⇐ عدم ارائه مجوز ساخت به فیلم ضدفتنه!

نوشته‌ی بعدی

“پوریای ولی” جوزانی در GEM تولید می‌شود؟

مطالب مرتبط

گریز شاهسواری با بنیتا!؟/حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده مطرح کرد

گریز شاهسواری با بنیتا!؟/حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده مطرح کرد

19 بهمن 1404

سینماروزان: کیفیت فیلمهای جشنواره فیلم فجر۴۴، تعریفی ندارد و اصلی‌ترین دلیل آن هم زیر پا گذاشتن آیین‌نامه جشنواره و وارد...

پردیس سینمایی

تمدید اکران زمستان تا نوروز!؟/در گفتگو با بهمن گودرزی کارگردان «…جیمز باند» مطرح شد

1 بهمن 1404

سینماروزان: بعد از ناآرامی‌های دی ماه و قطعی اینترنت بین‌الملل، سینماها با کسادی محسوس روبرو شدند و بسیاری از فیلمهایی...

محمد قنبری مدیر پردیس مگامال

اغلب سینماها تعطیلند/بازگشایی سالن‌ها به صرفه نیست

23 دی 1404

سینماروزان: با وجود آن که ادامه فعالیت سینماها پس از ناآرامی‌های اخیر بلامانع اعلام شد و حتی سامانه‌های بلیت فروشی...

نوشته‌ی بعدی
“پوریای ولی” جوزانی در GEM تولید می‌شود؟

"پوریای ولی" جوزانی در GEM تولید می‌شود؟

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • جشنواره فجر

    معرفی فیلم‌های اصلی جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی حامیان تولید/بالای پنجاه درصد متعلق به ارگانهاست!/تقریبا نیمی از جشنواره در اختیار فیلم اولیهاست!

    62 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 25 توئیت 16
  • انصراف چند فیلم از جشنواره فیلم فجر۴۴؟/از فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده و رضا عطاران تا هوتن شکیبا و امیر جدیدی و…؟

    48 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 19 توئیت 12
  • سایه‌ی پررنگ پروژه‌های پلیسی-امنیتی-قضایی بر جشنواره فیلم فجر۴۴+خلاصه داستان کامل ۳۳ اثر حاضر در جشنواره

    40 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 16 توئیت 10
  • انصراف فیلمِ الناز شاکردوست از حضور در فجر۴۴!؟!+متن بیانیه کارگردان در انصراف از فجر۴۴

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • انصراف فیلم «خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام» از جشنواره فیلم فجر۴۴؛ هفت ساعت بعد از بلیت‌فروشی!

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم “خیابان جمهوری”: گوگوش و طلبه‌هایش؟/ تهران دوست‌نداشتنی با مجری “ایران دوست‌داشتنی”؟! 

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • فیلم «برمودا» ؛ اولین توقیفی جشنواره فيلم فجر۴۴!/سر تراشیده‌ی طناز طباطبایی دردسر شد!+ویدئو و تصاویری از فیلم

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم «نیمه شب»(به کارگردانی محمدحسین مهدویان): مناسب پخش در بخش شبانگاهی تلویزیون همشهری!/در خدمتِ چابک‌سازیِ دبیر فجر۴۴!؟

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8

آخرین مطالب

درباره‌ی فیلم «آرامبخش»(ساخته سعید زمانیان): فصل فراموشی الناز!

رهایی از سندنگاری‌ در فیلم «قمارباز»/شمایلی از یک مامور جهان‌شمول

درباره‌ی فیلم «خواب»(ساخته مانی مقدم): بوف کور به‌روایت برشت!

گریز شاهسواری با بنیتا!؟/حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده مطرح کرد

درباره‌ی فیلم “قایق سواری در تهران”(ساخته‌ی رسول صدرعاملی): این هم برنده‌ی لاتاری!/رپرتاژ بامزه!/پیمان به‌مثابه‌ی نخ تسبیح!

تکرار تجربه‌ی مشکوک پارسال؟⇐بایکوت رضا عطاران و فیلم «خواب» در آرای مردمیِ دبیرخانه فجر۴۴!؟ 

درباره‌ی فیلم «جانشین»( ساخته‌ی مهدی شاه‌محمدی): …و بالاخره یک رزمنده‌ی «ایرانی»!/آنتی رمبو!/به‌اشتراک الیاس حضرتی؟

درباره‌ی فیلم «زندگی کوچک کوچک»(ساخته امیرحسین ثقفی): ضدّ اکبر!؟/فیلمِ توماج صالحی؟؟؟

نوازش؟؟/مسعود فراستی درباره‌ی فیلم «پل» چه گفت؟+ویدئو

بهرام ابراهیمی مقابل دوربین سریال «دیوار دفاعی»

تبلیغات

ویژه ها

درباره‌ی فیلم «آرامبخش»(ساخته سعید زمانیان): فصل فراموشی الناز!
خبر وسط

درباره‌ی فیلم «آرامبخش»(ساخته سعید زمانیان): فصل فراموشی الناز!

19 بهمن 1404

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی:  -ظاهراً قرار هست یک درام اجتماعی درباره‌ی معضل زن تنها و مستقل در کلانشهری مثل تهران باشد اما...

ادامه مطلب
درباره‌ی فیلم “قایق سواری در تهران”(ساخته‌ی رسول صدرعاملی): این هم برنده‌ی لاتاری!/رپرتاژ بامزه!/پیمان به‌مثابه‌ی نخ تسبیح!

درباره‌ی فیلم “قایق سواری در تهران”(ساخته‌ی رسول صدرعاملی): این هم برنده‌ی لاتاری!/رپرتاژ بامزه!/پیمان به‌مثابه‌ی نخ تسبیح!

19 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «جانشین»( ساخته‌ی مهدی شاه‌محمدی): …و بالاخره یک رزمنده‌ی «ایرانی»!/آنتی رمبو!/به‌اشتراک الیاس حضرتی؟

درباره‌ی فیلم «جانشین»( ساخته‌ی مهدی شاه‌محمدی): …و بالاخره یک رزمنده‌ی «ایرانی»!/آنتی رمبو!/به‌اشتراک الیاس حضرتی؟

19 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «زندگی کوچک کوچک»(ساخته امیرحسین ثقفی): ضدّ اکبر!؟/فیلمِ توماج صالحی؟؟؟

درباره‌ی فیلم «زندگی کوچک کوچک»(ساخته امیرحسین ثقفی): ضدّ اکبر!؟/فیلمِ توماج صالحی؟؟؟

18 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم “کافه سلطان”(ساخته ی مصطفی رزاق کریمی): جنگ، نعمت است؟ /سیاوش طهمورث درنقش ترامپ؟

درباره‌ی فیلم “کافه سلطان”(ساخته ی مصطفی رزاق کریمی): جنگ، نعمت است؟ /سیاوش طهمورث درنقش ترامپ؟

18 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «پُل»(ساخته‌ی محمد عسکری): کیارستمی وسطِ خیبر!

درباره‌ی فیلم «پُل»(ساخته‌ی محمد عسکری): کیارستمی وسطِ خیبر!

17 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «حاشیه»(ساخته‌ی محمد علیزاده فرد):  درخدمتِ خودسری؟!/اتفاقی بودن اتفاقات؟/بر دوش مهران احمدی

درباره‌ی فیلم «حاشیه»(ساخته‌ی محمد علیزاده فرد):  درخدمتِ خودسری؟!/اتفاقی بودن اتفاقات؟/بر دوش مهران احمدی

17 بهمن 1404
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم