سینماروزان/احمد محمداسماعیلی:
-فیلمی دفاع مقدسی با محوریت نوجوانی که طبق الگوی صد بار تکرار شده سینمای جنگ، میخواهد به جبهه برود تا احتمالا به دگردیسی برسد. فیلمی دِمُده که بارها سوژه اش تکرار شده و بدون هر نوع بدعت روایت یا فرم میخواهد مقادیری تصاویر متحرک را به هم الصاق کند.
-ساختار ابتدایی، کهنه و کلیشه ای! تلاش ميکند هویت بومی را بچسباند به فیلم ولی به دلیل ساختار ضعیف، کاری از پیش نمی برد. پرداختن به نقش مرد در ایلات و عشایر میتوانست محور درام باشد که از کنار آن عبور میکند و میخواهد با خرده داستانهای بیربط مثل نامزدی نوجوان، شرط بندی و تمرینات تیراندازی شکاری و…، گرههایی ایجاد کند ولی همه دستمالی شده هستند و کار را پیش نمیبرند.
–حضور بازیگران تهران ی مثل فریبا کوثری و آوا دارویت نه تنها کمکی نمیکند به پیشرفت اثر بلکه باعث تشتت میشود و یکدستیِ لحن لُری اثر را میگیرد.
-الان شبکه های استانی هم باکس آخر شب خود را به فیلمهای ماندگار سینمای ایران نظیر ترن، یوزپلنگ، دستمزد، گذرگاه، تاراج و… میدهند و اینکه چنین آثار ویدیویی برای کجا تولید میشوند، جای پرسش دارد.

ورود این آثار ویدیویی، ضربه بدی به جشنواره زده. نمایش این گونه فیلمها در جشنواره، جز کاهش اعتبار جشنواره و تحقیر سازنده را در پی ندارد. فیلمی که حتی نمیتواند یک نمای خوب از طبیعت زاگرس بگیرد و همه چیز را با قاب های بسته کج و معوج پیش میبرد، جایش هنروتجربه است نه مهمترین جشنواره وطنی.
-اینکه فیلم، رزرو دوم بوده و بعد از انصراف دو فیلم به جشنواره فجر رسیده، توجیهگر ندیدن ضعفها نیست؛ وقتی فراخوان بر ۲۲ فیلم تاکید دارد، اینکه فیلمها را بالای سی عنوان کنیم و بعد بجای انصرافیها، فیلمهای ویدیویی و تلفیلم وارد کنیم، جز خدشه بر اعتبار جشنواره است؟ اینکه بخواهیم دل همه را به دست آوریم اصل رقابت را زیر سوال میبرد و درنهایت جز تراز منفی را در پی ندارد.







































