سینماروزان/حامد مظفری:
+افتتاحیه فوق العاده و بالاتر از سینمای ایران. بعد از مدتها شاهد یک تعقیب و گریز جاده ای خوب در سینمای ایران هستیم.
+یکی از چالش های بزرگ سینمای ایران یکنواختی در تولیدات سینمای ایران است و اغلب تولیدات به دو گونه اجتماعی و یا کمدی محدود میشوند و اینکه «اسکورت» را با الگوی اکشن- جاده ای پیش برده و درام در کف جاده شکل میگیرد، قابل توجه است.
+بازی های یکدست و باندازه و تمرینشده از امیر جدیدی و هدی زینالعابدین تا افشین هاشمی که پرتاب بلندی در شخصیت سازی یک افسر اصولگرای جنوبی داشته تا رضا کیانیان که از آن تیپ آدمهای تلخ روشنفکر دور شده و خیلی خوب یک رییس پلیس بومی کمکحال شوتیها را درآورده. حتی نقش کوتاهی مهدی زمینپرداز هم کنشساز است و فرازی دیگر از شوتیگرافی را ارائه میدهد.
+ قهرمان داستان در همان نمای ابتدایی به درستی و خیلی موجز و بی ورّاجی معرفی می شود. سرباز جوانی که در آستانه گرفتن پایان خدمت است و سر پر شر وشوری دارد و وارد بازی تعقیب و گریز مرگباری با شوتی ها میشود. در این سکانس، هم با مختصات او و هم دیگر شخصیت اصلی فیلم که یک زن شوتی جوان است آشنا می شویم؛ آن هم کجا؟ در دل جاده! و در یک نبرد برای بقا!
+استفاده درست از بازیگران بومی جنوبی در نقشهای مکمل، باعث شده لحن جنوبی فیلم به درستی ادا شود. +در کنار آن استفاده از رگه های موسیقی بوشهری در تنظیم آهنگ، جلابخش کار بوده.
+تزریق خردهحادثه های مهیج داخل درام که بناست پس و پیش آدمهای داستان را برایمان شرح دهد. آدمهایی که اغلب در بد و خوب ماجرای شوتی، خود یا خانواده شان، درگیر هستند.
+جاه طلبی اولیه را ادامه میدهد و فیلمی که با تعقیب و گریز شروع شده را در پردههای دوم و سوم همچنان با طراحی و اجرای دقیق نماهای تعقیب و گریز امتداد میدهد و حتی دو خودروی اولیه را به پنج و شش خودرو میرساند و فیلمبرداری رئال را با سیجیآی و اِیآی و مهمتر دکوپاژ درست، ترکیب میکند و هیجان را بالا می برد.
+تقطیع اصولی صحنه های تعقیب و گریر ماشین ها در جاده نشان می دهد که می شود دوربین را از آپارتمان تنگ و تاریک شهر رها کرد و بردش به دل طبیعت و بیابان و داستان را قشنگ و درست برای مخاطب روایت کرد منتها باید قید سود کامل در تولید را زد و قدری هم خرج کرد.
+فیلم یوسف حاتمیکیا بیشتر از حرف، تصویرهای مناسب پرده عریض دارد. یوسف بعد از شکست فیلم قبلی به خوبی دریافته که سینما را نه ادا و اطوار بلکه تولید موثر ارتقا میدهد. همین است که سراغ محمدرضا منصوری رفته؛ تهیهکننده ای با سابقهی سالها مدیریت تولید که در تصویرسازی کمفروشی ندارد و همان طور که در «دسته دختران» تصاویری بدیع از جنگ را تولید کرده بود حالا در «اسکورت» سکانس هایی ماندنی از تعقیب و گریز جاده ای را به بهترین شکل ممکن ارائه داده.
-یادمان نرفته که حاتمیکیای پدر هم هرگاه با تهیهکنندهها و متخصصان تولید باتجربه نظیر منوچهر محمدی، مهدی کریمی، جمال ساداتیان و علی قائممقامی کار میکرد خروجی میشد فیلمهای دیدنی مثل «ارتفاع پست»، «آژانس شیشهای»، «چ» و «به رنگ ارغوان»! حاتمیکیای پسر هم فهمیده که فیلم مناسب پرده ی عریض، تهیهکنندهی مجرب میخواهد و محمدرضا منصوری هم در تولید کم نگذاشته.
-یکی از مهمترین جلوههای ایثار در سینمای ایران فیلم نیاز علیرضا داوودنژاد است که به غیر از اصل ایثار در ایثار به همنوع بی توجه به جنسیت- یونیک است. در «اسکورت» شروع ایثار از همان جنس است-کمک به تهیه ی داروی بیمار لاعلاج- ولی پس از آن پای جنسیت وسط میاید و عشق است که ایثار نهایی را شکل میدهد.
+نقطه عطف اول چپ کردن تراژیک مینی بوس بچه های دبستانی در جریان تعقیب پلیس و شوتی و نقطه عطف دوم نزدیکی پسر و دختر و درگیری یک ماجرای مهیج تازه؛ ماجرایی که حدس انتحار دونفره را میدهد اما با زیرکی از تلخی میکاهد و زن را آزاد میگذارد و مرد را فدایی! بی شعار زن زندگی آزادی، آن را صرف میکند!
+لحظات حسی خوبی میان دختر شوتی و پسر متمرد شکل میدهد ولی ملودرام را فدای اکشن جادهای نمیکند چون تجربهی ناکام قبلی باعث شده کارگردان بفهمد تلفیق متناسب اکت و حس است که راندمان را بالا میبرد.
+انتخاب درست سوژهی فراز و نشیب زندگی شوتیها و ریشه های اجتماعی آن، دستش را باز گذاشته که حرف دل مردم را هم بزند. اجرای مهیج درد با پهن کردن سوژهای بهروز است که نتیجه داده.

+بی کله گی شوتی هایی که درنهایت کار مردم را هر طور که شده راه میندازند، شبیه زیست بسیجی های مخلص شده. بالاخره آقازاده ی حاتمی کیا است و هر که را نشناسد جنس بسیجی های بی ادعای کمکحال مردم را میشناسد. بانوی شوتی محور داستان و سرباز متمردی که از نفرت به عشق میرسد هر دو کارراهاندازی بسیجی را صرف میکنند و ده برابر سیاستمداران مدعی، برکت دارند برای محرومان.
-سیمرغ؟
از فیلمبرداری و تدوین تا کارگردانی و بازیگری و حتی صدابرداری، شایسته تقدیر است! قطعا باید گزینه سیمرغ بهترین فیلم هم باشد!








































