سینماروزان/احمد محمداسماعیلی:
-فیلم ظاهرا زنانه است اما کمترین رفتارشناسی زنانه ندارد. با نگاه مردان دهه چهل خواسته زنان این دوران را اسکن کند که زود هم به بن بست میخورد.گرچه خونسردی معشوقه ی مقتول که ته داستان را لو میدهد، منطقکی دارد اما بقیه چه؟ مابقی چرا دربرابر قتل این همه خونسردند؟
-انگار با تعدادی جانی بالفطره روبروییم که خیلی خونسرد آدم میکُشند و بعد درباره مثله کردنش حرف میزنند؟
– دوربین روی دست چرا؟ تنبلی تا کجا؟ حتی برای یک فیلم آپارتمانی لوباجت هم زورشان میاید ثبات تصویری ایجاد کنند؟ یا فکر کرده با قتل تصادفی و چرخاندن دوربین روبروی آدمها میتواند طناب هیچکاک را بیرون بکشد؟
-کل کل سیاوش چراغیپور و گیتی قاسمی تحت آواز شبانگاهان مختاباد، چقدر هماهنگ است با این کمدی ناخواستهای که ایجاد شده. با احترام به توانایی های چراغیپور؛ بازیگر مکمل در سینمای ایران آن قدر نایاب است که هر چه تیپ مثلا بامزه را به ایشان میدهند؟
-پریچهر قنبری در نقش همسر آقای قنبری خیانتکار مثلا مقتول- جاهایی شبیه نسیم ادبی است و جاهایی شبیه مهلقا باقری و در اغلب جاها، بیکنش. نقشی چنین که فروپاشی دفعتیاش عامل جنایت است چرا شناسنامه ندارد؟

-باگ؟ فراوان! یکی، عیال شوهر خائن هم ویلا دارد و هم خانه و باز درگیر قتل شوهر میشود. دیگری کارکرد کودکی که کفش جسد را پیدا میکند؛ چه برداشتی از این کاشت صورت میگیرد؟ هیچ.
ربط عروسی به لحظه انتقال جسد چیست؟ جهت ساخت تیزر تبلیغاتی هنگام اکران؟ با این بنیهی نحیف و اکران؟ کدام اکران؟
-اجرای نسنجیده ضربدر متن بیمقصد برابر است با خروجی بیتوفیق و ناکام در ارتباط مخاطب با فضای فیلم، شخصیت ها و کنشها. تلاش مردود در استفاده از کلیشه های رایج ژانر جنایی با انبوه بازیهای تصنعی و ضعیف.
-جوک؟
طرف ضربه مغزی شده و شوک قلبی میدهد…
تی کشیدن بعد از انتقال جسد؛ گلوله که نخورده بود تا زمین خونی شود!








































