سینماروزان/حامد مظفری:
+رضا عطاران نقطه قوت فیلمی است که سایه روشن فانتزی های پی در پی را به آرامی و بی شتاب و با کاتهای بجا ارائه میدهد.
+یکی از سختترين ژانرهایی که میشد برای ساخت فیلم انتخاب کرد، تریلر روانشناختی است زیرا هر آن امکان دارد مخاطب مغشوش شود در پیگیری مرز ذهن و تخیل. تلفیقِ تخیل با دنیای واقعی، کار بسیار سختی است و نیازمند اشراف به شخصیت پردازی و دنیای روانکاوانه.
+مانی مقدم کارگردان جوان مرز واقعیت و رویا و رئال و سوررئال را قابل باور درآورده است. کارگردان سعی ندارد با برهم زدن مرز گذار، مخاطب را سردرگم کند؛ برخلافِ شیوهی غلط بسیاری از کارگردانانی که به این ژانر وارد میشوند.
+ساختار کلاسیک و وابسته به قواعد ژانر فانتزی-تریلر با پرهیز از حرکات عجیب و غریب دوربین، همه چیز استیلیزه، آرام و پایدار.
+وارونه نمایی زندگی و رویا؛ آن چیزی را در خواب می بیند و پس میزند که در زندگی واقعی حسرتش را دارد. در جهت خواسته های ناآرام آدمی که همواره حسرت چیزی را میخورد که ندارد و بعد که به آن رسید، بدی هایش تازه به چشم میآید؛ وضعیت برشتی؟
+پاساژهای جنگی حدفاصل رویا و واقعیت برای نشان دادن گذشته کاراکتر؛ احتمالا نوحه خوانی را در دوران رزمندگی تجربه کرده و اینکه گرفتار موجگرفتگی شده هم حدس دیگری است؟...+اشارات به سابقهی رزمندگی مجتبی نظر خوابزدهای که خوابهای ش کار دستش داده و میخواهد با توسل به آن خاطرات این بار قیام کند علیه تکرار دوروبرش!
+کارگرانی سیال و بی نماد بازی و دل سپردن به همان داستان خیالی شاه پریانی که افسانه ها از دل خواب میآیند و واقعیت میشوند و هیج بعید نیست پدرت را درآورند. اجرای باطمانینه و رعایت الگوهای ژانری، استفاده از بازیگران حرفهای و وامداری الزامات تولید برای مخاطب و پرهیز از آوانگاردبازی-ناشی از حضور امیرحسین حیدری/از پخشکنندگان سینما به عنوان تهیهکننده- موجب گردیده این فیلم اولی نه تنها بالاتر از تمام فیلم اولیهای جشنواره فجر۴۴ باشد بلکه یکی از پنج فیلم قابل اعتنای جشنواره است.
+چه خوب با بحران های جنسی شوخی میکند و عدم آموزش را عاملی میکند بر چرایی این بحران ها؟ همان قدر که ریاضی و فیزیک و شیمی لازم است این آموزشها هم لازم است.
+گرفتاری در سنت و مدرنیته را بهجا وارد کرده؛ یک طرف آموزههای سنتی که او را حتی از خواب دیدن بازمیدارد و طرف دیگر عدم درک مشترک همسر و نیاز به پیدا کردن محبوبهای با نام آهو ولو درخواب.
+کاظم سیاحی در نقش برادر خوابزده؛ جدّی و کمدی را قاطی کرده و ناخودآگاه میخنداند.
-آن قدر پیش میرود در رویا که اثیری هم میشود همان لکاتهی بوف کور.
+علی مصفا در نقش روانکاو زنبارهای که شش ازدواج داشته و باز نتوانسته! در انتهای فیلم وارد میشود و یکی دو فکت درباره مرز میان خواب و بیداری میگوید با همان لحن دون ژوانی.

-سکانس؟
–دیدار با معشوقه خیالی در برج آزادی
-دیالوگ؟
–شیطان اونقدرها هم بیکار نیست!
–بیچارگیت واسه همین قرصاست…
–چرا ذاتت تو خوابته
کاراتو تو بیداری بکن
–دوست داشتن خواب و بیدار نداره!
-هیچی مثل خواب، خوب نیست
نه خوشبختیش نه بدبختیش!
–جوک؟؟
دوسِت دارم گفتن با صلوات شمار
–پیام اخلاقی؟
تو خواب کنار هم باشید که رویا ی ممنوعه وارد زندگی تان نشود!







































