سینماروزان/حامد مظفری: سعید پیردوست بازیگر سینما و تلویزیون در ۸۵سالگی فوت شد.
علیرضا پیردوست با نام هنری سعید پیردوست زادهٔ ۱۶ دی ۱۳۱۹ در کوچه آبشار خیابان ری تهران بود. پدرش کارمند اداره پست و مادرش خانهدار بود.
سعید پیردوست همکلاسی مسعود کیمیایی، فرامرز قریبیان و اسفندیار منفردزاده در دبیرستان بدر-در خیابان ری بالاتر از بازارچهی حمام نواب-بود.
همین معاشرت باعث شد که بعد از پایان دبیرستان و با وجود اینکه ابتدا به استخدام بانک درآمده و بعد کارمند کمپانی کامیونسازی ماک شد، از طریق مسعود کیمیایی وارد کار سینما شود.
پیردوست بعد از دستیاری کیمیایی در فیلمهای “داش آکل” و “بلوچ”، در ابتدای دهه پنجاه در فیلم “خاک”-اقتباسی از داستان محمود دولتآبادی-ساختهی کیمیایی بازی کرد و پس از آن نزدیک دو دهه فقط در فیلمهای مختلف کیمیایی-از گوزنها، غزل، سفر سنگ، خط قرمز تا تیغ و ابریشم، سرب، دندان مار، گروهبان و ردپای گرگ- ایفای نقش نمود.
تازه از دهه هفتاد بود که سعید پیردوست در فیلمهایی از کارگردانان دیگر هم بازی کرد و ازجمله “هتل کارتن” سیروس الوند-که او نیز همکلاسی دیگرش در مدرسهٔ بدر بود- و “قرمز”فریدون جیرانی.
پیردوست کار در تلویزیون را در ابتدای دهه هفتاد و با سریالهای “فردا روز دیگریست” و “کارآگاه علوی” شروع کرد اما درنهایت کارهای کمدی نودشبی بود که او را مشهور کرد.
اولین کارهای کمدی پیردوست بازی در “عینک دودی”و به دنبال آن “دختر شیرینی فروش”از محصولات صحرافیلم-و در کنار حمید جبلی و ایرج طهماسب- بود و پس از آن در “توکیو بدون توقف” از محصولات برادران آقاگلیان، با مهران مدیری همبازی شد و مدیری بود که پای او را به سریال “پاورچین” باز کرد و حضور او در نقش یک آقای رئیس علاقمند به مجیزگویان(!) به شدت مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و شهرت پیردوست را چند برابر کرد.
پیردوست گرچه کار خود را با کیمیایی آغاز کرد اما از همان دهه هفتاد تا دهه نود-حدود بیست سال- بین این دو فاصله افتاد-البته به جز دو نقش کوتاه در سربازهای جمعه و حکم-که دلیل اصلی آن درگیری های تلویزیونی پیردوست بود. پیردوست این اواخر در فیلمهای قاتل اهلی و خائن کشی کیمیایی باز هم درکنار همکلاسی سابق قرار گرفت.
به جز کیمیایی که پیردوست فیلمهای زیادی را با او کار کرد، سیروس الوند(هتل کارتن، دستهای آلوده، مزاحم، برگ برنده، رستگاری در ۸ و ۲۰ دقیقه، آنجا همان ساعت، تلفیلم عروس برفی، تلفیلم ستارههای سوخته و سریال خسته دلان) و مهران مدیری(پاورچین، نقطه چین، جایزه بزرگ، شبهای برره، باغ مظفر، مرد هزارچهره،
سعید پیردوست در همان محله بازارچه حمام نواب ازدواج کرد، ثمره این ازدواج یک دختر بنام شهرزاد و یک پسر بنام نیما است.
سعید پیردوست در کارنامه ی کاری خود به بازیش در نقش سیدمحمدخان-مدیر روزنامه در فیلم سرب- علاقه خاصی داشت و چند بار در گفتگو با نگارنده درباره جذابیت ماهیت دوپهلوی این نقش حرف زد؛ اینکه سیدمحمدخان در ابتدا کاملا نگاهی بازاری به رسانه دارد و بعد از درگیری با نوری-هادی اسلامی- و شنیدن حرفهای او، میکوشد قدری متفاوتتر بیندیشد و در سکانس آخر سرب، کاملا متنبه شده و کنار نوری قرار میگیرد ولی به هر حال دیگر دیر شده بود…









































