• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
پنجشنبه 23 بهمن 1404
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یک سکانس سینمایی

ماجرای قلمدوش شدن بهمن مفید در تشییع جنازه فردین!

7 مهر 1399
در یک سکانس سینمایی
57 1
A A
1
ماجرای قلمدوش شدن بهمن مفید در تشییع جنازه فردین!

سینماروزان:  محمدعلی فردین و بهمن مفید در آثاری همچون “بابا شمل” فرصت همکاری با یکدیگر یافتند و هر دو متعلق به جریان بازیگری قبل از انقلاب بودند که بعد از انقلاب در مهجوریت هنری به سر بردند.

البته بهمن مفید توانست بعد از انقلاب یک بار و در “سرود تولد” بازیگری را تجربه کند ولی فردین همین فرصت را هم نیافت و زودتر از خیلی از هم‌نسلانش دار فانی را وداع گفت.

بهروز غریب‌پور کارگردان تئاتر در خاطره‌نگاری از روز تشییع محمدعلی فردین به ماجرای قلمدوش شدن بهمن مفید در آن مراسم پرداخت.

متن خاطره‌نگاری غریب‌پور را بخوانید:

از خانه هنرمندان ایران تا ورزشگاه شیرودی -امجدیه- راهی نبود: پس می‌شد از پنجره اتاق من موج جماعتی را که به قصد شرکت در مراسم بدرقه «فردین» به شیرودی هجوم آورده بودند، دید، البته پنجره را که باز کردیم، سروگوش که آب دادیم شستمان خبردار شد که فردین در 69‌سالگی سکته قلبی کرده است؛ مرگ ناگهانی ستاره‌ای که فقط و فقط ستاره توده مردم بود؛ هرچند پیش از آن فقط یک نفر -فروغ- از میان مدعیان روشنفکری او را ستوده بود:

چقدر باغ ملی رفتن خوب است/ چقدر مزه پپسی خوب است/ چقدر سینمای فردین خوب است.
آن روز ایرج راد با من جلسه داشت و من تنها نبودم؛ پیشنهاد کردم که در مراسم شرکت کنیم چون رسما نخواهیم توانست مرگ فردین را تسلیت بگوییم. او موافقت کرد و ما پیاده و درحالی‌که موج مردم ما را با خود می‌برد، به طرف ورزشگاه روانه شدیم… . در راه من خاطره نشست‌هایی را که با مرحوم فردین به همت علی حاتمی داشتم، برایش تعریف می‌کردم که مفصل است و جایش اینجا نیست و فقط اشاره کنم که آن دو بزرگوار هر دو به این نتیجه رسیده بودند که بازسازی و تغییر کاربری سینما جمهوری -نیاگارا- را به من محول کنند و پس از پذیرش من در خانه علی حاتمی نشستی و شبه‌جشنی برگزار شد، به میمنت تأسیس سینما تئاتر جمهوری. هرچند این طرح ناکام ماند اما من شیفته انسانی شدم که بی‌معلم و بی‌مرشد و بی‌راهنما آداب حفظ شهرتش را می‌دانست… . موج مردم ما را می‌برد و ما وارد ورزشگاه شدیم: میزان جمعیت باورنکردنی بود، از آن جهت که خبر فوت محمدعلی فردین و برگزاری مراسمش اعلام عمومی نشده بود، اما هر لحظه بر میزان آنها اضافه می‌شد: من به ایرج گفتم: زیر دست‌وپا له می‌شویم و بهتر است که برگردیم اما از پشت‌سرمان یک هم‌نوایی عجیب شنیده می‌شد که هیچ مناسبتی با سوگواری نداشت:
«…قصه‌ش درازه، هیچ بابا، من بودم و حاجی نهصد، رضا پونصد… کریم آقامونم بود…»؛ این جملات را جمعیتی همخوانی می‌کردند که «بهمن مفید» از غربت برگشته را قلمدوش گرفته و به ‌طرف تابوت فردین پیش می‌رفتند. یکی از چهره‌های محبوب آن جماعت، آن توده عاشق سینمای غیرروشنفکری، در تابوت و دیگری بر دوش‌شان بود. هر شعار سیاسی فراموش شده بود؛ آنها نشان می‌دادند که گوش‌شان بدهکار بلندگوها نیست.  ناگهان، خدا می‌داند از کجا هلیکوپتری بر بالای ورزشگاه چرخ‌زنان پایین آمد تا تابوت بازیگر محبوب مردمان ساده‌دل را به آسمان ببرد. بهمن مفید هم هر جور که بود از گرده هوادارانش پایین آمد و با ما چاق‌سلامتی کرد؛ بعدها معلوم شد که دلش هوای وطن کرده و در عهد اصلاحات برگشته است، برگشتنی که تا مرگ ادامه یافت. با اینکه تا این اواخر هم اجازه فعالیت نداشت و با نام مستعار بهمن فریور، نام فامیلی مادرش، صداپیشگی می‌کرد، اما هرچه بود در اینجا بود که همه او را می‌شناختند و آرزوی محالی که شفیعی‌کدکنی از آن می‌گوید میسر نبود و نیست:
ای کاش آدمی وطنش را/ مثل بنفشه‌ها / در جعبه خاک / یک روز می‌توانست / همراه خویش ببرد، هر کجا که خواست… .
اما در ایران و بیشتر در تهران بود که او را به‌ دوش می‌گرفتند، در اینجا بود که می‌توانست از حوالی قهوه‌خانه‌ «درویش» بگذرد و محمد گردویی یا محمد سرباز را به یاد بیاورد که مونولوگ فیلم قیصر را او از این لاف‌زن خوش‌کلام و دوست‌داشتنی هنرمندانه تقلید کرده بود: «چشممون رو که وا کردیم دیدیم مریض‌خونه روساس، ما گفتیم زدیم شمام بگین زد…». در خاک وطن بود که می‌توانست از جلوی تالار سنگلج پیاده یا سواره بگذرد و نمایش سلطان مار بیضائی را به یاد بیاورد که در نقش «داروغه» درخشیده و تماشاگران را با شکلک و چشمک و شلنگ‌تخته‌انداختن ارادی و بسیار ماهرانه، به‌اصطلاح مراسم خاک‌سپاری سلطان از خنده روده‌بر بکند، اما حیف که دامنه شهرت تئاتری‌ها آن‌قدر کم است که اگر او هزار بار و هزار نقش را به همان قدرت و صلابت آفریده بود، از دنیا که می‌رفت این‌همه آه و حسرت و دریغ و افسوس در میان نبود: بهمن مفید دانسته راهی را انتخاب کرده بود که اگر هیچ اعتبار فرهنگی‌ای برایش به ‌بار نمی‌آورد حداقل او را مشهور و معروف و تا حدی بی‌نیاز از مواجب‌بگیری دولتی می‌کرد: شندرغازی که توبیخ و تنبیه و کسر حقوق هم در پی داشت، درحالی‌که در 70 فیلم سینمایی نان همان مونولوگ چند دقیقه‌ای فیلم قیصر را می‌خورد و اگر در زمان حیات بر دوش و زمان مرگ بر شانه‌های مردم قرار گرفت، به اعتبار حضورش بر پرده سینما و جا واکردن در دل مردم بود. من بسیاری از تئاتری‌ها را می‌شناسم که بهمن مفید بالرین، در نقش زال و بر صحنه تالار رودکی -وحدت-، بازیگری او گروه تئاتر ملی به کارگردانی عباس جوانمرد، بازیگری‌اش در شهر قصه برادرش بیژن را به یاد نمی‌آورند اما همان سینمای جاهلی، آب‌گوشتی، فیلمفارسی، فردینی و… او را جاودانه کرد! این گناه و تقصیر اوست یا گناه و تقصیر کسانی که استعدادهای تئاتر را عامدانه به مسیر دیگری سوق می‌دهند؟… خواست و اراده هرکس که بود باید سپاسگزار سینما باشیم که بازیگران را درشت‌تر، جذاب‌تر و ماندگارتر می‌کند، درحالی‌که اگر بازیگری در نقش «میتی» قیصر در قیاس با آنچه او در سلطان مار بیضائی و در نقش داروغه قیاس کنیم، تفاوت از زمین تا آسمان است، دریغ که اکنون این بازیگر خانه و محفل دوستانه و صحنه و پرده ولو برای بیان خاطراتش در میان‌مان نیست.

پیوند کوتاه: https://www.cinemaroozan.ir/?p=61733
image_print
برچسب ها: باباشملبهمن مفیدسینماروزانسینماژورنالمحمدعلی فردین
نوشته قبلی

تازه‌ترین خروجی شورای صنفی نمایش⇐دستور اکران “پیشی میشی” و یک فیلم دیگر از همین هفته+ثبت قرارداد اکران “سازهای ناکوک” و دو فیلم دیگر+تذکر به تهیه‌کننده “روزهای نارنجی”

نوشته‌ی بعدی

ادعای تهیه‌کننده‌ای که پوریا پورسرخ را مجری برنامه‌اش کرده⇐مخالف اجرای سلبریتی‌ها هستم ولی اولین سلبریتی که اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست!!

مطالب مرتبط

مرگ نظام‌الدین کیایی صدابردار خوش‌مشرب سینما/با شهلا عاشق سینما شد!

مرگ نظام‌الدین کیایی صدابردار خوش‌مشرب سینما/با شهلا عاشق سینما شد!

18 بهمن 1404

سینماروزان: نظام‌الدین کیایی صدابردار سینما و تلویزیون ایران در ۸۲ سالگی مرحوم شد. نظام الدین کیایی در سال ۱۳۲۲ متولد...

مرگ پرویز نوری- کارگردان «حکیم باشی»- در سانفرانسیسکو!/بازنویس آثار بفروش‌ شعبانعلی اسلامی!/ناکام در همکاری با تهیه‌کننده‌ی «سنتوری»

مرگ پرویز نوری- کارگردان «حکیم باشی»- در سانفرانسیسکو!/بازنویس آثار بفروش‌ شعبانعلی اسلامی!/ناکام در همکاری با تهیه‌کننده‌ی «سنتوری»

7 بهمن 1404

سینماروزان: پرویز نوری از روزنامه‌نگاران و منتقدان قدیمی سینمای ایران در ۸۷ سالگی در سانفرانسیسکو و به دلیل عوارض ناشی...

رضا رویگری

جریان همکاری مشترک رضا رویگری با داریوش و شجریان و… چه بود؟+عکس

2 بهمن 1404

سینماروزان: سالها پیش در ابتدای انقلاب و بعد از آن که رضا رویگری با خواندن قطعه‌ی "ایران ایران..." -با ترانه...

نوشته‌ی بعدی
پوریا+پورسرخ+ایرانیش

ادعای تهیه‌کننده‌ای که پوریا پورسرخ را مجری برنامه‌اش کرده⇐مخالف اجرای سلبریتی‌ها هستم ولی اولین سلبریتی که اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست!!

دیدگاه‌ها 1

  1. حماسه ایرانی می‌گوید:
    قبل 4 سال

    روشنفکران نشان داده اند که هیچ از مردم ایران نمی دانند. شما نام بزرگمرد و هنرمند بزرگ را به زشتی برده اید. حسادت از تمام واژه هایتان تراوش می کند. از یک طرف می نویسید که شیفته او شدید و از طرف دیگر سینمای مردمی ایران را در کنار سینمای جاهلی می گذارید. در حالی که سینمای جاهلی را همان تحسین شدگان شما به پرده می بردند و مثل همی حالا یکی به نعل می زدند و یکی به میخ. ادعا ها طبق طبق ولی وقت عمل هیچ. همه این مدعیان هم کارهایی داشته اند: کاووسی که نشان داد حتا نمی داند مونتاژ در سینما چه معنی دارد. سینایی که فیلم هایش فقط باعث تاسف است. از دیگران نام نمی بردم که این لیست طولانی است. یک پلان سلطان قلبها به همه آثار این مدعیان می ارزد. فردین مظهر یک سینمای مردمی سالم بود. یک انسان بزرگ بود و چه خوب شد که به لجن سینمای بعد از انقلاب آلوده نشد و اسطوره اش جاودان شد. آنچه خوبان همه داشتند، او تنها داشت و تحمل این واقعیت بعد مرگ او هم برای مدعیان بسیار سخت است.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • جشنواره فجر

    معرفی فیلم‌های اصلی جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی حامیان تولید/بالای پنجاه درصد متعلق به ارگانهاست!/تقریبا نیمی از جشنواره در اختیار فیلم اولیهاست!

    63 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 25 توئیت 16
  • انصراف چند فیلم از جشنواره فیلم فجر۴۴؟/از فرهاد اصلانی و نوید محمدزاده و رضا عطاران تا هوتن شکیبا و امیر جدیدی و…؟

    49 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 20 توئیت 12
  • سایه‌ی پررنگ پروژه‌های پلیسی-امنیتی-قضایی بر جشنواره فیلم فجر۴۴+خلاصه داستان کامل ۳۳ اثر حاضر در جشنواره

    40 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 16 توئیت 10
  • انصراف فیلمِ الناز شاکردوست از حضور در فجر۴۴!؟!+متن بیانیه کارگردان در انصراف از فجر۴۴

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم «نیمه شب»(به کارگردانی محمدحسین مهدویان): مناسب پخش در بخش شبانگاهی تلویزیون همشهری!/در خدمتِ چابک‌سازیِ دبیر فجر۴۴!؟

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • درباره‌ی فیلم “خیابان جمهوری”: گوگوش و طلبه‌هایش؟/ تهران دوست‌نداشتنی با مجری “ایران دوست‌داشتنی”؟! 

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • فیلم «برمودا» ؛ اولین توقیفی جشنواره فيلم فجر۴۴!/سر تراشیده‌ی طناز طباطبایی دردسر شد!+ویدئو و تصاویری از فیلم

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8
  • انصراف فیلم «خجستگانی که در جنگ ملاقات کرده‌ام» از جشنواره فیلم فجر۴۴؛ هفت ساعت بعد از بلیت‌فروشی!

    33 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 13 توئیت 8

آخرین مطالب

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!

درباره‌ی فیلم‌ «استخر»(ساخته‌ی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!

مورد عجیب کاندیداهای جشنواره فیلم فجر۴۴/آهنگساز سریال «پایتخت»: اصلا فیلمی نداشته‌ام ولی کاندیدا شده‌ام!

مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

درباره‌ی فیلم «مولا»(ساخته‌ی عباس لاجوردی): به‌احترامِ آقازاده‌ی دبیر؟

واکنش به یک مورد مشکوک یا پرهیز از قیقاژ!؟/چرا عوامل فیلم «استخر» به کاخ رسانه نیامدند؟

درباره‌ی فیلم «جهان مبهم هاتف»(مجید رستگار): اسپین‌آفِ بچه‌مهندس؟/جای علی مشهدی خالی!

«سینما شهر قصه» به سینما آنلاین فیلم‌نت آمد

درباره‌ی فیلم «خواب»(ساخته مانی مقدم): چیست افسانه‌ی هستی؟   

درباره‌ی فیلم «اردوبهشت»(ساخته‌ی محمد داوودی): از کربلا به پارک شهر!؟/مُطلعِ پرونده‌ی س.ح؟!/شرحِ مظلومیتِ دبل‌شاه؟

تبلیغات

ویژه ها

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!
تیتر 1

در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر ‌و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» به‌پای ارگان‌ها؟!

22 بهمن 1404

سینماروزان: اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ با بایکوتِ بخش خصوصی و نادیده انگاشتن فیلمهای مستقل نظیر «خواب» و «استخر» برگزار شد‌....

ادامه مطلب
امین حیایی در پشت صحنه فیلم استخر

درباره‌ی فیلم‌ «استخر»(ساخته‌ی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!

22 بهمن 1404
مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

مردانه‌ی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره

22 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «جهان مبهم هاتف»(مجید رستگار): اسپین‌آفِ بچه‌مهندس؟/جای علی مشهدی خالی!

درباره‌ی فیلم «جهان مبهم هاتف»(مجید رستگار): اسپین‌آفِ بچه‌مهندس؟/جای علی مشهدی خالی!

21 بهمن 1404
رضا عطاران در نمایی از فیلم خواب

درباره‌ی فیلم «خواب»(ساخته مانی مقدم): چیست افسانه‌ی هستی؟   

21 بهمن 1404
حامد بهداد، ستاره پسیانی و معمای مجهول دریاچه‌ی مخوف پارک شهر!+تصاویر اختصاصی از فیلم “اردوبهشت”

درباره‌ی فیلم «اردوبهشت»(ساخته‌ی محمد داوودی): از کربلا به پارک شهر!؟/مُطلعِ پرونده‌ی س.ح؟!/شرحِ مظلومیتِ دبل‌شاه؟

21 بهمن 1404
درباره‌ی فیلم «آن‌دو»(ساخته‌ی مرتضی رحیمی): او خوب تیر می‌زند!

درباره‌ی فیلم «آن‌دو»(ساخته‌ی مرتضی رحیمی): او خوب تیر می‌زند!

20 بهمن 1404
سامانه جامع رسانه‌های کشور
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم