سینماروزان: شهاب حسینی که این روزها فیلم مست عشق ساخته حسن فتحی را در اکران آنلاین فیلیمو دارد، پس از شرکت در آیین بزرگداشت سینماگری مرحوم، چنان هدف انتقادات متعدد قرار گرفت که ناگزیر با انتشار متنی پرایهام تلاش کرد پاسخگوی انتقادات باشد.
شهاب در متن خود آورده: خدایا با همه وجود تو را شاکرم که در تقدیر ازلی خود مرا بی نیاز از آن کردی که بخواهم کاخ آرزوهایم را بر ویرانه های دیگران بسازم و هیچگاه امید مرا که ناامیدی از هر کس جز خودت بود، ناامید نکردی و در این جهان سرشار از اسارتهای بیرونی و درونی، شهد گوارای زیستن در آزاداندیشی را به روح تب زده و عطشناکم چشاندی و نعمت آزادی را از درون قلب و روحم بر من ارزانی داشتی. حال دیگر قلبم نه از تمجیدها میشکفد و نه از تحقیرها میشکند. مرا آموختی که مهم نیست دیگران مرا چقدر میشناسند. مهم این است که من خود خویشتن را چقدر میشناسم و این است حس خوب دل نبستن به غیر تو مرا خود به این وادی کشاندی و ملال زیستن در برابر چشمان همیشه قضاوتگر و گاه عاری از انصاف را به جانم نشاندی که هرچه کردم آنچه خود خواستند دیدند و هر چه گفتم آنچه خود خواستند، شنیدند و من درس خود را از این آزمایش فرا گرفتم و حال میخواهم که مرا از این وادی به در آری تا از این پس عطایش را به لقای تو ببخشم! آمین. یا یگانه تنها و ای یگانه آشنا…
ابهام بالای متن شهاب نه تنها از پرسشهای مخاطبان کم نکرده بلکه واکنشهای تازه ای را رقم زده و از همه مهمتر اینکه چرا سید شهاب الدین حسینی، این قدر با ایما و اشاره حرف میزند چنان که دارد دیالوگهای یک پروژهی تاریخیطور صداوسیما را برخوانی میکند و رک و راست نمیگوید که منظورش زدن قید بازیگری است یا صرفا تمدد اعصاب برای گریز از یک دوقطبی بیحاصل؟

حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار خطاب به شهاب حسینی نوشته: کدام وادی سید؟ کدام خودشناسی؟ و اگر شناخت خویش اهمیت بیشتری دارد اصلا چرا این چنین موضع گیری دربرابر دیگرشناسی؟ چنان که حس میکنیم آرکاییکسازی نوشتارت، حاصل هوش مصنوعی است و نه همان طور که میشناسیمت و فیالمثل در جشنواره فجر۹۸ خطاب به کیمیایی حرف زدی… ای کاش بی سجعبازی حرف دلت را بزنی بلکه بیشتر بر دل نشیند…




































