«کیهان» خبر داد⇐حضور سرمایه‌گذار عرب «فروشنده» در ونیز با یک فیلم ایرانی دیگر+عکس

سینماروزان: سال گذشته حضور موسسه عرب فیلم دوحه که با سرمایه میاسه آل ثانی خواهر امیر قطر راه اندازی شده به عنوان سرمایه گذار در پروژه «فروشنده»اصغر فرهادی(اینجا را بخوانید) و خرامان فاطمه الرمیحی مدیر این موسسه بر روی فرش قرمز کن به همراه عوامل «فروشنده» در کانون توجه قرار گرفت.

به گزارش سینماروزان مدتی بعد وقتی نام فیلم فارسی زبان یک کارگردان ایرانی مقیم انگلیس به نام بابک انوری با عنوان «زیر سایه» در کنار «فروشنده» در فهرست آثار معرفی شده در بخش غیرانگلیسی زبان اسکار اعلام شد(اینجا را بخوانید) مشخص گشت شیوخ عرب سرمایه گذاری بالایی برای حضور در محافل سینمایی از طریق ایرانیان انجام داده اند بخصوص که بعد از دریافت اسکار فرهادی خواهر امیر قطر این اسکار را افتخاری برای اعراب دانست!!!(اینجا را بخوانید)

امسال فیلمی ایرانی به نام «ناپدید شدن» در جشنواره ونیز حضور دارد به کارگردانی علی عسکری که «کیهان» خبر داده سرمایه تولید آن توسط موسسه فیلم دوحه داده شده است.

متن گزارش «کیهان» در این باره را بخوانید:

بعد از فیلم «فروشنده» و سرمایه‌گذاری کمپانی قطری «انستیتو فیلم دوحه» که آن را علاوه بر جایزه جشنواره کن به جایزه اسکار هم رساند، این بار این کمپانی قطری که وابسته به امیر قطر و متعلق به خواهر وی است، بر روی فیلم دیگری از ایران به نام «ناپدید شدن» ساخته علی عسکری سرمایه‌گذاری کرده و در اولین مرحله آن را به بخش افق‌های جشنواره فیلم ونیز رسانده است.
علی عسکری که پیش از این نیز با فیلم کوتاه «بچه» در جشنواره ونیز حضور داشته است، در اولین فیلم بلند خویش، بازهم یک قصه از روابط نامشروع دختر و پسری را به تصویر کشیده که‌ گریزان از خانه و خانواده، در بین بیمارستان‌ها سرگردانند و سرنوشت نامعلوم و تلخی در انتظار آنهاست. بازهم روابط نامشروع و باز هم فیلمی ضد خانواده و در مقابل سبک زندگی ایرانی اسلامی که آن را مخالف عشق و آزادی‌های انسانی و باعث کشانده شدن آدم‌ها به وادی‌های ممنوع، نشان می‌دهد. طبیعی است که برای چنین موضوع خوش‌آمد رسانه‌های معلوم‌الحال غرب، باز هم پای کمپانی قطری به میان کشیده شود و پیشاپیش نیز کمپانی صهیونیستی «نیو یوروپ فیلم سلز» در لهستان نیز حقوق پخش بین‌المللی آن را بخرد!
در اطلاعیه این کمپانی آمده است:
«…ما گسترش کارهای عسکری را به عنوان یک کارگردان پی گرفته‌ایم و از تحسین‌کنندگان کارهای او و فیلم‌های کوتاهش بوده‌ایم. او یکی از استعدادهای جدید در سینمای جهان است…»!
متاسفانه برخی رسانه‌های داخلی نیز از حضور فیلم «ناپدید شدن» به عنوان یک فیلم ایرانی استقبال کرده و آن را یکی از نمایندگان ایران در این جشنواره خوانده‌اند درحالی که کمپانی سازنده آن، قطری و استودیوی پخش‌کننده‌اش نیز یک کمپانی صهیونیستی لهستانی است! این رسانه‌ها اخبار لحظه به لحظه حضور این فیلم در جشنواره فیلم ونیز را انتشار داده و بعضا از آن به عنوان یک اتفاق نام می‌برند!

ناپدید شدن
ناپدید شدن



داداش کوچیکه اصغر فرهادی هم پروانه ساخت گرفت و هم یک سریال 40قسمتی را به تصویب رساند

سینماروزان: سعید فرهادی برادر کوچکتر اصغر که پیشتر نامش را به عنوان نویسنده در سریال «پریا» به تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه دیده بودیم چندی قبل پروانه ساخت اولین فیلمش با نام «سر شب» را برای مدیوم ویدیویی به تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه گرفت.

به گزارش سینماروزان اما این همه فعالیتهای سعید فرهادی نیست چون او به تازگی نیز نگارش سریالی به نام «چهره به چهره» را برای شبکه 5 به پایان رسانده است؛ سریالی که با محوریت آسیب شناسی جراحیهای زیبایی نگاشته شده است.

سعید فرهادی که به مانند اصغر فعالیتش را از تلویزیون استارت زده، درباره وضعیت تولید «چهره به چهره» که عنوانش یادآور یکی از آثار جنایی سالیان اخیر علی ژکان است به «مهر» گفت: فیلمنامه این سریال ۴۰ قسمت دارد که حدود ۱۰ قسمت از آن به نگارش درآمده است. البته من ترجیح می دهم حداقل نصف فیلمنامه این سریال آماده و بعد وارد تولید شود. در حال حاضر هم منتظر یک سری مسایل اداری هستیم و نگارش متن ادامه پیدا می کند.

این نویسنده درباره قصه سریال «چهره به چهره» که به جراحی های زیبایی می پردازد، توضیح داد: قصه این سریال بسیار جدی است و من سعی کردم داستان با جزییاتی از اتفاقات و دیدگاه ها باشد. وجه تمایز داستان هم نگاهی است که در سریال مطرح می شود چون در واقعیت دو دیدگاه در جامعه وجود دارد یکی از طرف جوانان که عمل های زیبایی را لازم و بدون اشکال می بینند و نگاهی که این اقدام را محکوم می کند با این توجیه که چرا باید در خلقت خود دست برد و این سیرت است که اهمیت دارد.

وی اضافه کرد: این ۲ طیف هر یک از زاویه ای به موضوع نگاه می کنند و من این دیدگاه ها را وارد داستان می کنم تا هر دو طرف یکدیگر را درک و بهتر تصمیم گیری کنند و فکر می کنم اگر یک طرف را نشان دهیم کمکی به حل این پدیده در جامعه نکرده ایم.

فرهادی با اشاره به ابعاد گسترده عمل های زیبایی و آنچه که در سریال به تصویر درمی آید، بیان کرد: این قضیه ابعاد بسیار گسترده ای دارد و آنچه که بیشتر می توان روی آن مانور داد و مردم را نسبت به موضوع آگاه کرد شرایطی است که منجر به این عمل های زیبایی می شود. اگر کسی که مخالف و یا موافق این عمل هاست این شرایط و تبعات آنها را ببیند می تواند خودش تصمیم بگیرد. شرایطی هست که اصلا عمل زیبایی ضروری نیست و شخص خود را به دردسر می اندازد و زمانی هم قضیه بالعکس است.

فرهادی ادامه داد: به هر حال مردم شعور بالایی دارند و نیازی نیست من برای آنها نسخه بپیچم. خودشان می توانند به برآیندی برسند که کدام راه بهتر است. قطعا توصیه هایی هم از سمت سازمان صداوسیما وجود دارد که تاکید بیشتر روی سیرت انسان هاست که کاملا هم درست است اما هیچ کس صورت و ظاهر را نیز نفی نمی کند. به تصویب رسیدن فیلمنامه این سریال حدود سه سال طول کشید چون موضوع حساسی است و خوشبختانه شبکه پنج و آقای الماسی مدیر گروه فیلم و سریال این شبکه این نیاز را در جامعه احساس کردند که اکنون باید چنین سریالی ساخته شود و حمایت کردند.

فرهادی در پایان گفت: من در این سه سال به صورت پراکنده تحقیقات میدانی، مطالعه ای و گفتگویی داشتم و حدود چهار ماه هم به شکلی جدی تر تحقیق کردم که از سوال درباره آرایشگاه های زنانه تا کلینیک های زیبایی تا طلاق هایی را که به دلیل عمل های زیبایی انجام گرفته بود، شامل می شد.

سعید فرهادی
سعید فرهادی




متن کامل گفتگوی اکبر عبدی روی آنتن زنده⇐برای گرفتن سالن از آموزش و پرورش باید معامله زیر میزی می‌کردم/مافیای اکران سینما در اجاره سالنهای تئاتر هم دست دارد/آدم اگر دروغ نگوید خداوند مواظبش است و سپری دورش ایجاد می‌کند/تقی ظهوری، میری، حسن رضیانی و اصغر سمسارزاده بازیگران توانایی بودند اما به غیر از طنز از آنها چیزی نخواستند/در «خواب‌زده‌ها» قرار بود نقش مرد بازی کنم ولی جیرانی وقتی دید «خوابم میآد» عطاران فروش کرد، گفت بیا و نقش مادر-خاله را بازی کن!/برای همکاری با اصغر فرهادی به یک معلم لاغری نیاز دارم چون با اصغر فرهادی هم‌وزن نیستیم و سوادم هم طوری نیست که حرف‌های فرهادی را بفهمم!!!/دوست دارم با بیضایی و کیمیایی کار کنم اما بیضایی بعید است به ایران برگردد/«ساعت 5عصر» مهران مدیری خیلی زشت و بد بود!!!/دامادم ابتدا در شمال برای ما خانه ساخت و بعد به خواستگاری دخترم آمد!

سینماروزان: جشن تولد 57 سالگی اکبر عبدی در «فرمول یک» با اجرای سیدعلی ضیاء در حالی برگزار شد که این کمدین سرشناس اظهار نظرهای بی تعارفی درباره مهران مدیری، رضا عطاران، رامبد جوان، اصغر فرهادی و حتی معاون وقت سیما داشت.

به گزارش سینماروزان به ‌رسم چهارشنبه‌های «فرمول یک» که تولد چهره ها در آن گرفته می شود، این هفته نوبت به اکبر عبدی رسید و جشنی به همین مناسبت برای این بازیگر پرآوازه سینما و تلویزیون گرفته شد که دختر و دامادش از مهمان‌های ویژه این تولد بودند.

عبدی با حضور در این برنامه در پاسخ به این سؤال ضیا که آیا مو کاشته‌اید یا خیر، گفت: خیر در حال حاضر تئاتر کمدی با نام «مش اکبر و دختراش» بازی می‌کنم و به دلیل اینکه بعد از برنامه احتمال این وجود دارد که وقت نشود گریم شوم، گریم کردم که این گریم، من را مقداری از حالت پیر بودن و مریض بودن درمی‌آورد و به سرحال بودن من اضافه می‌کند.

این هنرمند در پاسخ به سؤال علی ضیا در رابطه با پولی که از تئاتر به دست می‌آورد، افزود: چون تبلیغاتی به آن صورت نداریم و مکانی که اجرا می‌کنیم، تقریباً ناشناخته و پرت است پول خوبی دریافت نمی‌کنم.

وی در تکمیل حرف‌هایش گفت: برای اجاره سالن هر جا رفتیم نتوانستم جایی را پیدا کنم، به‌طور مثال خواستیم از آموزش‌وپرورش سالنی بگیریم ولی آموزش‌وپرورش مزایده گذاشت و در این مزایده بی‌جهت آقایی برنده شدند و درنهایت به من گفتند اگر سالن می‌خواهی از این آقا بگیر و من دیدم که باید معامله زیرمیزی داشته باشم، ولش کردم.

عبدی ادامه داد: متأسفانه هر مدل که حساب کنید تئاتر در کشور، هنر مهجور و مظلومی بوده و تحت توجه نیست؛ تنها یک توجه مردمی دارد و آن‌هم تئاترهای آزادی است که معمولاً تئاتر نیستند و یک‌جور شو است. با گذاشتن دستگاه الکتریکی و پخش ترانه‌های آن ور آبی تماشاچی جذب می‌کنند و تماشاچیان هم از این وضعیت ناراحت نیستند.

بازیگر «اجاره نشین ها» افزود: برخی افراد سالن‌ها را از قبل اجاره کرده‌اند و حتی دیده می‌شود که مافیای تهیه و توزیع فیلم هم در آن دست دارند، فیلم نباید ربطی به تئاتر داشته باشد اما بعضاً دیده می‌شود که سالن‌ها متعلق به فلان تهیه‌کننده است که به‌غیر از این، سالن‌های دیگر هم دارد.

وی در پاسخ به این سؤال ضیاء که آیا در تئاترهایش موزیک و خنده وجود دارد یا خیر! گفت : ما در نمایش‌هایمان موزیک کلاسیک آذربایجانی است و حتی رقص بومی آذربایجانی هم داریم.

بازیگر نقش روحانی در فیلم «رسوایی» در پاسخ به این سوال ضیاء که از این راحت حرف زدن نمی ترسید، تصریح کرد: آدم اگر دروغ نگوید و به حرفی که می‌زند اعتقاد داشته باشد خداوند مواظبش است و سپری دور آن ایجاد می‌کند، چراکه من معتقد هستم طرف مقابل هرکس که باشد با خدا نمی‌تواند دربیافتد. خدا می‌گوید؛ حق بنده من را بگیر، نگذار حقت پایمال شود و هر آنچه می‌بینی بگو! من مواظبت هستم.

عبدی همچنین در پاسخ به این سؤال که آیا تاکنون تهدید شده است، اظهار کرد: تاکنون تهدید نشدم چراکه حتی شخصی که در موردش حرف می‌زنم، شب به این فکر می‌کند که عبدی، راست می‌گوید؛ و وقتی ناحق حرف می‌زنید طرف دلش می‌خواهد کاری کند. از این بابت امام حسین (ع) و ائمه اطهار، الگوهای ما در زندگی هستند.

ضیا عنوان کرد: به‌عنوان یک بیننده و با توجه به گفته خود شما که گفته اید “انقدر پیشنهاد مامان و مامان‌بزرگ دارم، خود بازیگران زن ندارند” این دغدغه را دارم که چرا اکبر عبدی قبول می‌کند نقش زن بازی ‌کند؟

بازیگر «محله بروبیا» دراین باره بیان کرد: برای هرکدام از این‌ها دلیلی وجود دارد. در آدم‌برفی قصه آن به صورتی بود که عبدالله اسکندری به من پیشنهاد کردند وایشان حق زیادی به گردن من دارند. در کار «خوابم می‌آید» رضا عطاران نیز، وی به خانه ما آمدند و گفتند: دوست دارم نقش مادر من را بازی کنی، من هم به این شرط قبول کردم که گریم می‌شوم و بالباس به خیابان رفته و تاکسی بگیرم، اگر کسی متوجه نشد من مرد هستم، یعنی ما موفق شده‌ایم و کار می‌کنیم. این اتفاق را تست کردیم و زمانی که نتیجه داد، تازه قرارداد بستیم.

وی اضافه کرد: بعد از آن فریدون جیرانی «خواب زده ها» را به من پیشنهاد داد که ابتدا قرار بود نقش مردی را بازی کنم ولی وقتی دیدند فیلم عطاران فروش کرد و موردتوجه قرار گرفت، گفتند بیا و نقش مادر خاله را بازی کنید و انگار تازه کشفم کرده بود! من گفتم تازه به ذهنت رسید و او گفت بامزه می‌شود و چون آن فیلم فروخت، نقش پیرزن می‌دادند.

عبدی اذعان کرد: اگر این اتفاق زیاد بیافتد غیرمنطقی است و اصلاً نباید مشابه این نقش را بازی کنم چرا که در کشور آدم در یک نقشی جا بیافتد، حتی تماشاچی انتظار ندارد او را در نقش‌های دیگر ببیند.

بازیگر نقش «بایرام لودر» در «اخراجی‌ها» از بازیگران طنز توانایی مثل مرحوم حسن رضیانی، اصغر سمسار زاده، مرحوم تقی ظهوری و مرحوم سید علی میری یاد کرد و افزود: به‌غیراز نقش‌هایی که در ژانر کمدی ایفا کردند هیچ‌چیز از آن‌ها نخواستند.

 بازیگر نقش «حاج یوسف» رسوایی ابراز کرد: در مسئله تولید و تهیه‌کننده نزدیک بود گرفتارش شوم.

وی اضافه کرد: در «باز مدرسه‌ام دیر شد»، من 15 هزار تومان دستمزد گرفتم و شخصی به نام علی صادقی تهیه‌کننده و فیلم‌بردار به من پیشنهاد داد 450 هزار تومان می‌دهم این نقش را در یک فیلم سینمایی بازی کنی که من قبول نکردم، چراکه بر این باورم اگر قبول می‌کردم مرحوم علی حاتمی 2 کار با من انجام نمی‌داد، ناصر تقوایی و میرباقری هم با من کار نمی‌کردند.

وی در پاسخ به این سؤال ضیاء که دوست دارد با کارگردانی کار کند یا نه گفت: دوست دارم با استاد بیضایی که در ایران نیست و فکر نمی‌کنم برگردد و با مسعود کیمیایی دوست دارم کار کنم.

عباس فیلم «آدم‌برفی» اظهار کرد: با اصغر فرهادی هم‌وزن نیستیم، ایشان از بازیگرهای شیک که به کن و اسکار می‌روند و اضافه‌وزن ندارند و همچنین می‌توانند در کنارشان شیک بایستند استفاده می‌کنند. من به خاطر این اتفاق به یک معلم لاغری نیاز دارم چون به هنرپیشه تئاتر شبیه نیستم. هرکس باید حد خود را بداند و سوادم هم طوری نیست که حرف‌های فرهادی را بفهمم.

اکبر عبدی در پاسخ به این سؤال که نظرش درباره مهران مدیری، رامبد جوان و رضا عطاران؛ کمدین های ایران چیست گفت: به نظر من هرکدام در ژانر خودشان موفق هستند و آقای مدیری در ژانر خودش که سریال و شو و فیلم سینمایی است، موفق هستند.

این بازیگر باسابقه سینما و تلویزیون اضافه کرد: فیلم سینمایی اخیر مهران مدیری خیلی زشت و بد بود و من فکر می‌کردم فیلم عجیب‌وغریبی می‌بینم؛ و متأسفانه «ساعت 5 عصر»، گویا روایتگر این بود که مردم ما قاتی کرده‌اند و هیچ‌کس متوجه چیزی نمی‌شود؛ همه از روی‌هم رد می‌شوند و همدیگر را له می‌کنند؛ از طرفی می‌بینیم که عده‌ای از آدم‌ها می‌آیند و خیلی شیک می‌ایستند.

وی ادامه داد: این فیلم برای من قابل‌باور نبود؛ چرا که من معتقد هستم که ایشان باید کارهای بزرگ‌تر از این انجام دهند؛ کسی که مجری و بازیگر خوبی است، نیازی نیست حتماً کارگردان شود و کار ضعیفی ارائه دهد.

بازیگر فیلم «تسویه‌حساب» درباره رامبد جوان ابراز کرد: آقای جوان از جایی به بعد از سینما بریده و مجری شده است و ما در تلویزیون مجری زیاد داریم، جدیداً رامبد جوان در برنامه خندوانه کنار تماشاچی می‌نشیند و این کار به‌اندازه او نیست و خیلی بیشتر از این‌ها است. آقای جوان می‌تواند ماهی 30 بازیگر کمدی بیرون بدهد.

وی درباره رضا عطاران گفت: او هنرمند بسیار خوبی است و قلم خیلی خوبی در طنز و کمدی دارد چراکه نگاهش به جامعه خیلی قوی است ولی متأسفانه این اواخر به تکرار افتاده است.

وی در ادامه تصریح کرد: ازلحاظ مالی فکر نمی‌کنم نیازمند باشد که به تکرار افتاده است، پس باید مدتی به خودش استراحت دهد، بنویسد و کارگردانی کند؛ ما نویسنده کمدی خوب نداریم ولی بازیگر کمدی به‌راحتی پیدا می‌شود.

 عبدی در رابطه با آشنایی داماد و دخترش گفت: خانواده دامادم همسایه خانه مادری‌ام بودند و دامادم برای ما در شمال خانه‌ای می‌ساخت پس از اتمام خانه به همراه پدرومادرشان به خواستگاری دخترمان آمدند. همه‌چیز را به دخترمان واگذار کردم چراکه معتقدم همه پدر و مادرها باید به جوان‌ها اطمینان کنند و به آن‌ها مسئولیت بدهم.

عبدی در رابطه با همکاری با شبکه نسیم گفت: قرار است به تهیه‌کنندگی آقایان فرهانی و طباطبایی کاری انجام دهیم ولی الآن داریم فکر می‌کنیم که چه‌کاری بکنیم تا تکراری نشود و اگر ارزش آن از کارهای قبلی کمتر شود، انجامش ندهیم.

در ادامه کیک تولد عبدی بریده شد و دختر و دامادش آرزو کردند که اکبر عبدی سال‌های سال سلامت و سایه‌شان بالای سرشان باشد.

 بازیگر نقش مادر فیلم «خوابم میاد» در پایان خاطرنشان کرد: آرزوی سلامتی برای همه مردم و کل سینمای ایران دارم و امیدوارم روبه‌جلو حرکت کند و هیچ‌وقت هیچ بدهی نداشته باشد و در خدمت مردم باشد.

وی از عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، مرحوم داود رشیدی و داریوش ارجمند به‌عنوان آقای بازیگر یادکرد و افزود: تا آقایان این‌چنینی داریم، ما بچه آقا هم نیستیم!

«فرمول یک» به تهیه کنندگی افشین حسین خانی، شنبه تا چهارشنبه بین ساعت 17:30 تا 19 از شبکه یک سیما روی آنتن می رود.




با انتشار خط داستانی پروژه تازه فرهادی مشخص شد⇐شباهت با یکی از آثار متأخر پدرو آلمادوآر و البته اشتراکات با فیلمی از مجیدی+عکس

سینماروزان: اصغر فرهادی بعد از دریافت دومین اسکارش بخاطر «فروشنده» این روزها در اسپانیا و در آستانه فیلمبرداری تازه ترین پروژه اش با نام «همه میدانند» قرار دارد.

به گزارش سینماروزان «پنه لوپه کروز» و «خاویر باردم» بازیگران اصلی «همه میدانند» هستند و در کنار آنها  «ریکاردو دارین»، «ادواردو فرناندس»، «خاویر کامارا» و «الویرا مینگس» هم ایفای نقش خواهند کرد.

به تازگی خط داستانی این فیلم از سوی رسانه اسپانیایی «فتوگراما» فاش شده و رسانه «سینمادیلی» هم این خط داستانی را منتشر کرده است.

در این خط داستانی  «پنه لوپه کروز» و «ریکاردو دارین» نقش یک زن و شوهر را بازی می کنند که در یک  مراسم عروسی، دخترشان به یکباره ناپدید می شود. همه به دنبال دختر می گردند. در این میان خاویر باردم هم که از دوستان بسیار نزدیک این خانواده و صاحب تعدادی تاکستان است تلاش زیادی برای پیدا کردن این دختر می کند…

نکته جالب توجه درباره این خط داستانی شباهت آن است با یکی از آثار قرن بیست و یکمی پدرو آلمادوآر با نام «پوستی که در آن زندگی میکنیم»(2011) که برداشتی آزاد بود از رمانی به نام «تارانتولا» نوشته «ثیری جان کوئت»فرانسوی.

آلمادوآر که خود تا یک ماه قبل به عنوان تهیه کننده «همه میدانند» کنار فرهادی بود و درباره خصوصیات غیرمتعارف شخصیتی(!) او هم کمتر کسی است که نداند، در «پوستی که در آن زندگی میکنیم» هم ماجرای ناپدید شدن یک انسان را روایت کرده بود.

منتها به جای ناپدیدی یک دختر در آنجا یک پسر جوان بود که ناپدید میشد و از سوی پدر دختری که بهش تعرض کرده بود و البته جراح زیبایی بود، تحت عمل تغییر جنسیت قرار گرفت(!!!) و سالها بعد وقتی به یک دختر جوان بدل شده بود نزد خانواده‌اش بازمیگشت!

“بانی لیک گمشده”(1965) ساخته “اتو پرمینگر” با محوریت ناپدید شدن ناگهانی دختری به نام بانی دیگر فیلم شناخته شده مشابه فیلم تازه فرهادیست.

گم شدن یک انسان اولین حلقه اشتراک فیلم تازه فرهادی و فیلم سابق آلمادوآر و همچنین “بانی لیک…” است و با توجه به آنچه از سینمای فرهادی بخصوص در «فروشنده» دیدیم هیچ بعید نیست که ماجرای تعرض امتداد داستان را بسازد و سوءظن به دوست خانوادگی والدین دخترک گمشده باشد که داستان را پیش ببرد.

اگر این اتفاق بیفتد «همه میدانند»فرهادی شباهتهایی هم پیدا خواهد کرد به «بدوک»(1370) مجید مجیدی!

در «بدوک» که با حمایت حوزه هنری تولید شده بود هم دختری گم میشد و برادر برای یافتن او دست به دامن مردی میشد در ظاهر دلسوز اما در باطن شریر که دخترک را تصاحب کرده بود.

البته این فرض هم محتمل است که فرهادی پایان بندی را به سمت تصویرسازی هیولاوش از پدر دختر پیش ببرد!!!

پوستی که در آن زندگی می کنیم
پوستی که در آن زندگی می کنیم
بدوک
بدوک



بعد از معتمدآریا حالا انتقادات قطب‌الدین صادقی به «اعتراف»شهاب حسینی⇐با فرهنگ و زندگی ایرانی منافات دارد/چرا تئاترشهر در اختیار تئاتر بازاری قرار گرفته؟

سینماروزان: شهاب حسینی بعد از تجربه کارگردانی درام «ساکن طبقه وسط» که با فیلمنامه‌ای آوانگارد از محمدهادی کریمی، در یکی از بدترین فصول اکران که ماه محرم باشد با پخش رسانه‌فیلمسازان روی پرده رفت و توانست در جلب مخاطب موفق باشد، و به دنبال آن دریافت جایزه بازیگری از جشنواره کن برای «فروشنده» اصغر فرهادی به چنان جاه‌طلبی رسید که تصمیم گرفت نمایشی به نام «اعتراف» را در تئاترشهر روی صحنه ببرد؛ نمایشی که علی نصیریان هم در آن ایفای نقش می‌کند.

به گزارش سینماروزان «اعتراف» علیرغم اقبالی که نصیب آن شده و بخش عمده اش هم از سوی مخاطبانی است که نه به صرف دیدن تئاتر که برای دیدار رودررو با شهاب و علی نصیریان به تئاترشهر می آیند چندان که باید با اقبال خبره های حیطه نمایش و تئاتربین‌های حرفه‌ای مواجه نشده است.

چندی قبل فاطمه معتمدآریا بازیگر پیشکسوت ایرانی این نمایش را با عبارات «رادیویی»، «بدون میزانسن» و «با صدای بد» توصیف کرد(اینجا را بخوانید) و حالا قطب الدین صادقی کارگردان و مدرس دانشگاه آن را اثری در منافات با فرهنگ ایرانی دانسته است.

قطب‌الدین صادقی درباره بازار سیاه شکل گرفته برای فروش بلیت نمایش شهاب حسینی به «شرق» می‌گوید: این بازار سیاه نتیجه مستقیم ایجاد تئاتر تجاری و تئاتر خصوصی است و مسئولیت آن با دولت است که به جای آنکه در قبال آثار ملی احساس مسئولیت کند و در نگهداری سطح ذوق و اندیشه تلاش کند، به این فضای لجام‌گسیخته به دلیل بی‌مسئولیتی دامن زده و سرنوشت فرهنگی ما را به سرمایه‌داری و نوکیسه‌های کم‌سواد واگذار کرده است. 
این پژوهشگر و مترجم بر این عقیده اصرار می‌ورزد که دولت به دلیل بی‌پولی‌اش فرهنگ را به حال خودش رها کرده و حالا هم دارد خودش را به کوچه دیگر می‌زند و این سخت است که این نوکیسه‌های کم‌سواد و بی‌فرهنگ صاحب همه چیز شوند و انگیزه‌شان در تئاتر فقط دیدن چند چهره سینمایی باشد بی‌آنکه تئاتر برایشان مسئله باشد. 
او در ادامه تأکید می‌کند این یک امر فرهنگی نیست و یک امر کاملا تجاری است که درواقع ضدفرهنگی و ضدمردمی است و این درست منافات دارد با آن چیزی که باید تئاتر شهر جایگاه تئاتر ملی ما را مطرح کند و در آن اهداف ارزشمند فرهنگی و هنری لحاظ شده باشد.
صادقی می‌گوید: نمایش «اعتراف» را ندیده اما تمام شنیده‌ها بسیار انتقادی است و اصلا کار ربطی به فرهنگ و زندگی ایرانی ندارد. در آن جرم و جنایت و زندگی مسیحی و اعتراف به گناه مطرح می‌شود که در کل با فرهنگ و زندگی ایرانی منافات دارد. 
دکتر صادقی در پاسخ به اینکه فروش بلیت با قیمت بالا در بازار سیاه ربطی به گروه نمایش ندارد، معترضانه می‌گوید: هیچ‌کس نمی‌تواند آب پاکی روی دستشان بریزد و این گروه و کارشان نتیجه سیاست‌گذاری‌های اشتباه است که در آن بی‌مسئولیتی اینها به وجود می‌آید و مردم نوکیسه‌ به دنبال این نوع تئاتر تجاری حاضر به هر نوع معامله‌ای هستند.
او با اشاره به اینکه این نوع بازار سیاه در دنیا بی‌نظیر است، می‌گوید: در هیچ‌جا تئاتر بازاری به این نوع قیمت‌های گزاف نمی‌رسد و اگر هم استقبالی هست با مدیریت درست و در روال عادی و قابل کنترل ماه‌ها و در اجراهای رپرتوار سالانه تماشاگرانش را جذب می‌کند اما در ایران به دلیل آنکه بهترین تالار تئاتری ایران در اختیار تئاتر بازاری قرار می‌گیرد که این از پایه اشتباه است، باید منتظر بود که نوکیسه‌ها برای سودجویی‌هایشان دست به چنین ارقام نجومی بزنند.
دکتر صادقی با تأکید بر اینکه همچنان سطح ذوق و اندیشه ملی و زیبایی‌شناسی ملی باید محافظت شود، تأکید می‌کند تئاتر تجاری وابسته به ذوق نوکیسه‌هاست و اینها زمانی به‌درستی مدیریت می‌شوند که دولت در تئاتر شهر فقط هدفش ارائه تئاتر ملی باشد و اصلا چنین جایگاه معتبری را اختصاص به تئاتر تجاری ندهد. در تمام دنیا دولت با اختصاص بیت‌المال به حفظ تئاتر ملی می‌پردازد و تئاتر تجاری روی پاي خودش می‌ایستد و این دو از هم تمایز دارند.
این کارگردان در پایان یادآور می‌شود با یک مهندسی فرهنگی درست می‌شود با این بحران و فاجعه فرهنگی مقابله کرد و با هدفمندی دوباره می‌شود از جایگاه هنر و فرهنگ ملی دفاع کرد و تحت هیچ شرایطی اوضاع را به سودجویان و نوکیسگانش واگذار نکرد. 




همکار ايراني فيلمبردار «آمريکن پاي» کيست؟⇔پيمان معادي، اصغر فرهادي، علي عطشاني يا رامین بحرانی؟

سینماروزان: اخيرا گزارشی در برخی رسانه‌های آمریکایی و از جمله «ديلي نيوز» منتشر شده درباره  توليد يک پروژه مشترک ميان ايران-آمريکا که بناست نام يک فيلمساز ايراني را به عنوان کارگردان بر خود ببيند.

در اين گزارش «اولين تولد» به عنوان نام فعلي اين پروژه سينمايي آمده و نام «ريچارد کرودو» به عنوان مدير فيلمبرداري آمده است. کرودو که در فاصله زماني 2003 تا 2006 رييس انجمن فيلمبرداران آمريکا بوده است مديريت فيلمبرداري آثاري نظير «آمريکن پاي»، «بوفالوي آمريکايي»،«زيرخاکي» و «گريند و قوانين بروکلين» و ساخت فيلمي اکشن به نام «در برابر تاريکي» را هم در کارنامه دارد.

«سام خوزه» و «ادوين آوانسيان» هم افرادي هستند که نامشان به عنوان تهيه کننده اين فيلم آمده است؛ دو ايراني‌الاصل که پيشتر در توليد آثاري همچون «سفر»، «روزهاي تاريک من» و «بيگانگان لعنتي» هم به عنوان تهيه کننده حضور داشته اند.

نام کمپاني «ال.اِي اينديپندنت فيلم» هم به عنوان استوديوي توليدکننده فيلم آمده است اما نه از بازيگران پروژه نامي برده شده و نه از کارگرداني که بناست آن را بسازد و فقط خبر از این داده شده که به زودي در يک کنفرانس خبري هم نام بازيگران اين پروژه و هم نام کارگردان ايراني آن اعلام خواهد شد.

اگر بخواهيم براساس چهره هايي که ميان ايران و آمريکا در رفت و آمد هستند به گمانه‌زني درباره نام کارگردان «اولين  تولد» دست زنيم شايد پررنگترين گزينه اصغر فرهادي کارگردان اسکاری باشد اما مسأله اينجاست که فرهادي اين روزها درگير پروژه اي است که به تهيه کنندگي «پدرو آلمادوآر» در اسپانيا ميسازد.

ديگر چهره ايراني که در اين سالها در سينما و تلويزيون آمريکا حضور داشت پيمان معادي است. معادي که اخيرا ساخت فيلم دومش «بمب» را در داخل به پايان رساند بعد از متوقف شدن توليد سريال فانتزي-تاريخي «ماه تي تي»داود ميرباقري به دليل بازداشت سرمايه گذارش خبر از آن داد که خيلي دلش ميخواهد از گريم اين سريال در يک کار ديگر استفاده کند.

مدتي بعدتر هم او خبر از کار بر روي سناريويي موسوم به «مشرق» داد که با تأثيرپذيري از گريم او در «ماه تي تي» نگارش ميشود. اما آيا «مشرق» همان «اولين تولد» است؟

در ميان ديگر سينماگران ايراني که ميتوانند گزينه اي براي ساخت اين پروژه باشند مي شود از علي عطشاني هم نام برد!!! کارگرداني که يک فيلم توقيفي به نام «پارادايس» و يک فيلم اکران نشده به نام «يادم تو را فراموش» را در کارنامه دارد.

عطشاني در سالهاي اخير رفت و آمد فراواني هم به آمريکا داشته و علاقه زيادي هم نشان داده براي توليد يک پروژه مشترک و حتي يک بار خبري هم درباره ساخت فيلمي به کارگرداني او و حضور جورج کلوني و ناتالي پورتمن منتشر شد؛ خبري که هيچ گاه تأييد نشد و البته در نهايت هم معلوم نشد اين خبر از اساس واقعي بوده يا فانتزي؟

کارگردان «اولين تولد» کداميک از اين چهره هاست؟ فرهادي؟ معادي؟ عطشاني؟ شايد هم يک کارگردان ايراني‌تبار هاليوود مثل رامين بحراني کارگردان آثاري همچون «خداحافظ سولو» و «99خانه» بناست اين فيلم را بسازد…

گزارش «دیلی نیوز» درباره «اولین تولد»
گزارش «دیلی نیوز» درباره «اولین تولد»




واکنش کارگردان «کیف انگلیسی» به تلویزیونی خوانده شدن آثار فرهادی از سوی ژان میشل فرودون⇐ما هم سالها پیش همين را گفتيم و برخى برايمان چماق كشيدند!

سینماروزان: تلویزیونی خوانده شدن آثار اصغر فرهادی از سوی «ژان میشل فرودون» نویسنده و منتقد فرانسوی(اینجا را بخوانید) موجب آن شده است که سیدضیاءالدین دری کارگردانی که آثاری همچون «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» را در کارنامه دارد در نوشتاری با تأیید نظر میشل فرودون از این بگوید که فرهادی برای ارتقای جایگاهش باید تلاش کند بلحاظ بصری سینمای خود را ارتقا دهد تا تلویزیونی خوانده نشود.

متن نوشتار سیدضیاءالدین دری را بخوانید:

بعد از تلویزیونی خواندن شدن محصولات فرهادی از سوی یک منتقد فرنگی حالا اين احتمال وجود دارد اكثر سينمايى نويسان ايران به خود جرأت بدهند تا در نقد فيلم هاى اصغر فرهادى كه البته براى ما محترم است؛ بكوشند  و از آيتى كه ساخته اند اندكى بكاهند و اميدوارم از ان طرف سقوط نكنند.

به جز معدود منتقدان مستقل و صاحب انديشه و مجهز به دانش نقد كه در همه دوره ها حرفشان را صادقانه بیان کردند همواره منتقدان كم مايه و مدعى منتظر دريافت نظر غربى ها بودند و هستند تا پس از آن به تصمیم گیری در این باره برسند که چه بنویسند. 

اگر آمپول راستگويى به آنها تزريق شود معلوم ميشود قلبا درباره كيارستمى و… چه نظرى داشته و هنوز دارند اما از خوف ابراز نداشته اند كه هيچ او را به عرش رسانده اند. نقدهايشان را بخوانيد جز تعريف و گزافه گويى كمترين اثرى از بحث اصولى مشاهده نمى كنيد.
فرهادى زبان باز كرده است، چون براى ساخت فيلم به قول خودش زياد با تنگناها مواجه نيست و همين او را به تفكر و تلاش بيشتر بر موضوع كارش تشويق ميكند اما او براى رسيدن به وجوه بصرى كه در واقع ذات سينماست هنوز راهى طولانى در پيش روى دارد.

كيارستمى اديب نبود، ديالوگ نمى نوشت، درام را از پيش تعيين نمى كرد ولى در عوض به تجربه و مطالعه بيشتر متكى بود و وجه همت خود را در كنكاش بصرى از جنس ناب و نه لزوما دراماتيك قرار ميداد و همين سبب ميشد گاه به كشف ميرسيد و كشفى بود كه يك تماشاگر فيلم‌شناس ميتوانست براى آن حتى بحث فلسفى انجام دهد.

كيارستمى يك فلسفه‌دان هم نبود، يعنى سروش نبود ولى كسى چون سروش ميتوانست مصاديق مولانا و يا حافظ را در فيلم كيا كشف كند. در واقع شما در كار فرهادى به ميزانسن به مفهوم زيبايى شناسانه نمي‌رسيد؛ همه تصاويرى قراردادى هستند و مفاهيم بايد در لابلاى كلمات دريافت شوند.

فرهادى در بهترين شرايط اگر بتواند به لحاظ بصرى اسلوبى چون بيضايى را – نه تقليدى -بازيابد دچار تحول خواهد شد و آن وقت منتقد خالص غربى فيلم او را يك كار تلويزيونى قلمداد نخواهد كرد.

اما در حال حاضر ظاهر بصرى كار اصغر تلويزيونى است. ما هم سالها پیش همين را گفتيم و برخى برايمان چماق كشيدند.

من شك ندارم كه او – فرهادى – در آينده به آن سمتى كه بايد خواهد رفت. در واقع او هنوز بهترين فيلمش يا سينمايى ترين اثرش را عرضه نكرده است ولى در سنين بالاتر بدان خواهد رسيد انشاءالله.




ژان میشل فرودون سردبیر سابق «کایه دو سینما» بیان کرد⇐برگزاري جشنواره فجر به صورت يكپارچه خيلي بهتر بود/وضعيت سينماي ايران نسبت به قبل افت كرده است/سينماي فرهادي تا حد زيادي تلويزيوني است!/هم «فروشنده»فرهادی و هم «تونی اردمن» فیلمهای تلویزیونی بودند/اسكار با دادن جايزه به «فروشنده» مي‌خواست بيانيه صادر کند بر ضد دونالد ترامپ!/سينماي كيارستمي نه تنها در سطح ايران، بلكه در جهان بي‌همتاست/دردناك است که از برخي مسئولان ایرانی چيزهايي بر ضد كيارستمي مي‌شنوم

سینماروزان: ژان میشل فرودون نویسنده و منتقد فرانسوی، سردبیر سابق «کایه دو سینما» و مسئول سابق ستون سینمایی «لوموند» شناخته شده ترین مهمان حاضر در محفلی بود موسوم به جشنواره جهانی فجر.

میشل فرودون به هنگام حضور در جشنواره به انتقاد از جدایی بین الملل از بخش ملی فجر پرداخت و در تازه ترین گفتگوی منتشره از وی که در «اعتماد» آمده نیز همچنان برگزاری جشنواره فجر به صورت یکپارچه را منطقی تر دانسته است.

ژان میشل فرودون در گفتگوی پیش رو نظرات خویش درباره سینمای ایران، کیفیت آن و همین طور آثار فیلمسازی همچون اصغر فرهادی را هم به صراحت بیان کرده است.

متن گفتگوی این منتقد را بخوانید:

نظرتان درباره جشنواره بين‌المللي فيلم فجر چيست؟

من سال گذشته هم مهمان جشنواره بودم و به نظرم جشنواره امسال بهتر از سال قبل است و پيشرفت داشته است؛ سازماندهي قابل قبولي دارد و استقبال از مهمانان خارجي خيلي خوب است. فكر مي‌كنم جشنواره دارد راه خود را به عنوان يك رويداد هنري بين‌المللي باز مي‌كند.

درباره فيلم‌ها چه فكر مي‌كنيد؟ به خصوص فيلم‌هاي ايراني اكران شده در جشنواره.

من اصلا براي تماشاي فيلم‌هاي جديد ايراني به جشنواره فجر آمده‌ام. البته دليل اولم، شركت در بخش بزرگداشت عباس كيارستمي بود. او از دوستان خوب من بود. فيلم مستند سيف‌الله صمديان درباره كيارستمي را ديدم كه فيلم واقعا خوبي بود. همچنين، يك مستند خوب درباره سهراب شهيد ثالث ديدم. فيلم «برگ زندگي»، ساخته ابراهيم مختاري را هم ديدم كه از آنهم خوشم آمد.

به نظر شما تفكيك جشنواره به دو بخش داخلي و بين‌المللي ايده خوبي بود؟

واقعيتش خير؛ ما خارجي‌ها به ايران مي‌آييم تا فيلم‌هاي ايراني را ببينيم وگرنه فيلم‌هاي خارجي را در همه جاي دنيا مي‌توانيم ببينيم. من فكر مي‌كنم برگزاري جشنواره به صورت يكپارچه خيلي بهتر بود.

به طور كلي نظرتان درباره سينماي ايران چيست؟

سينماي ايران فيلم‌هاي بسيار زيبايي به دنيا ارايه داده است. البته وضعيت كنوني سينماي ايران نسبت به قبل، كه من آن را دوره طلايي سينماي ايران مي‌دانم افت كرده است. البته در حال حاضر هم فيلمسازان مستعدي در ايران فعاليت مي‌كنند؛ هم جوان و هم مسن.

حتما فيلم‌هاي اصغر فرهادي را دنبال كرده‌ايد. از نظر شما او چگونه فيلمسازيست؟

به نظرم فرهادي فيلمنامه‌نويس بزرگي است. فيلمنامه‌هاي او واقعا قوي هستند ولي كارگرداني‌اش را چندان نمي‌پسندم.

چه ايرادي در كار او مي‌بينيد؟

ايرادي در كار او وجود ندارد. اما براي من مهم‌ترين وجه يك فيلم، چيزهايي نيست كه مي‌بينم بلكه چيزهايي است كه ديده نمي‌شود. در سينماي فرهادي، شما تقريبا همه‌چيز را مي‌بينيد و بيشتر قصه از طريق ديالوگ‌ها روايت مي‌شود و داستان وابستگي زيادي به ديالوگ دارد. بازي‌ها هم بيشتر كلامي هستند. بنابراين، جاي زيادي براي شما به عنوان تماشاگري كه سهمي در ساختن روايت دارد باقي نمي‌ماند. به نظرم، سينماي فرهادي تا حد زيادي تلويزيوني است؛ بسيار شبيه درام‌هاي تلويزيوني.

پس شما سينماي كيارستمي را ترجيح مي‌دهيد.

قطعا. سينماي كيارستمي نه تنها در سطح ايران، بلكه در جهان بي‌همتاست.

آثار كيارستمي چه ويژگي‌اي دارند كه شما را جذب مي‌كند؟

فيلم‌هاي او واقعگرايانه و در عين حال، عميق و معنوي هستند.

مقصودتان از معنويت در اينجا دقيقا چيست؟

او به دوستي با ديگران، به درد آنها و همدردي با آنها مي‌پردازد. اخلاق در آثار او بسيار بارز است؛ نه اخلاق مرسوم كه شامل تعدادي قوانين جزمي است، بلكه اخلاق ناب كه ريشه در انسان بودن انسان دارد. همچنين، او بسيار خلاق بود و از آزمودن راه‌هاي جديد ابايي نداشت؛ هم از نظر هنري خلاق بود هم تكنيكي. آثار او سرشار از زيبايي‌شناسي ايراني است.

او در فيلم‌هايش فرهنگ ايران را به دنيا معرفي كرد؛ فرهنگي كه ريشه در شعر دارد. او بهترين سفيري بود كه ايران مي‌توانست در جهان داشته باشد. فيلم‌هاي او باعث شد مردم دنيا نگاه بهتري به ايران و فرهنگ و مردم آن داشته باشند. براي من بسيار دردناك است وقتي از برخي كارگردانان و افراد ايراني، از جمله از برخي مسوولان، چيزهايي بر ضد كيارستمي مي‌شنوم.

مثلا چه چيزهايي؟

اينكه مخاطب عام فيلم‌هاي او را دوست ندارد، يا آثار او ايراني نيستند يا اينكه او براي كشورهاي غربي فيلم مي‌ساخت نه براي مردمش. اين صحبت‌ها واقعا برايم آزار‌دهنده هستند. واقعيت اين است كه فيلم‌هاي كيارستمي بسيار ساده هستند و هر كس كه آنها را ببيند، مي‌تواند درك‌شان كند. بسياري از آنهايي كه درباره او احكام ناروا صادر مي‌كنند اصلا فيلم‌هايش را نديده‌اند.

نقش درام را در فيلم‌هاي كيارستمي چگونه مي‌بينيد؟ برخي ادعا مي‌كنند فيلم‌هاي او از عناصر دراماتيك بي‌بهره‌اند.

آثار او قطعا درام دارند، اما نوع خاصي از درام. به خصوص شيوه روايت‌پردازي او خاص و منحصر به فرد است.

آيا با اين نظر موافقيد كه كيارستمي از سينماي نئورئاليست ايتاليا ملهم بود؟

بله، اما نمي‌توان آثار او را با فيلم‌هاي نئورئاليستي ايتاليا مقايسه كرد، چرا كه عناصر متفاوتي در اين آثار ديده مي‌شود كه در نئورئاليسم نبود. در واقع، فيلم‌هاي او كاملا اريژينال (اصيل) هستند.

با ديگر فيلمسازان ايراني چقدر آشنا هستيد؟

من آثار بسياري از فيلمسازان ايراني، از جمله امير نادري، رخشان بني اعتماد، جعفر پناهي و برخي كارهاي محسن مخملباف را تحسين مي‌كنم. فيلم‌هاي كامران شيردل و داريوش مهرجويي و در ميان فيلمسازان جديدتر هم آثار ماني حقيقي را دوست دارم. به فيلم «باشو، غريبه‌اي كوچك» بهرام بيضايي هم خيلي علاقه دارم. فيلم‌هاي جليلي را نيز همين طور، كه البته متاسفانه اخيرا فيلمي نساخته است. كارهاي يكتاپناه، مشخصا فيلم «جمعه» را هم خيلي دوست دارم كه از او هم اخيرا فيلمي نديدم.

بهتر است كمي به سينماي كشور شما، فرانسه بپردازيم. كارهاي نسل جديد فيلمسازان فرانسوي را چگونه مي‌بينيد؟

سينماي فرانسه هم مثل سينماي ايران از دوران طلايي‌اش كه موج نو بود فاصله گرفته است، اما هنوز فيلمسازان خوبي هستند و جالب اينكه بسياري از فيلمسازان خوب ما زن هستند.

شما از علاقه‌مندان موج نوي سينماي فرانسه هستيد. از نظر شما، موج نو يك سبك بود؟

نه يك سبك، بلكه بيشتر يك «روح»؛ يك حال و هوا.

بيشتر آثار كدام فيلمسازان موج نو را مي‌پسنديد؟

فيلم‌هاي ژاك دمي، ژان لوك گدار و آلن رنه را. البته گدار هنوز فيلم مي‌سازد و اخيرا آخرين فيلمش را تمام كرده است. فيلم‌هاي روبر برسون و اليويا ساياس را هم خيلي دوست دارم.

كمي درباره فيلم‌هاي جديد صحبت كنيم. فيلم «لالالند» را چگونه ديديد؟

فيلم خوبي بود؛ اداي احترامي به فيلم‌هاي موزيكال. البته آن را يك شاهكار نمي‌دانم، ولي از آن خوشم مي‌آيد.

درباره فيلم «توني اردمن» كه رقيب «فروشنده» فرهادي در اسكار بود چه فكر مي‌كنيد؟

به نظرم هر دوي اين فيلم‌ها شبيه هم بودند و من هيچ كدام‌شان را زياد دوست ندارم. هر دوي آنها بيشتر درام‌هاي تلويزيوني هستند تا سينمايي.

به نظر شما چه فيلمي مستحق بردن اسكار بهترين فيلم خارجي بود؟

به نظرم فيلم فيليپيني «زناني كه مي‌روند»
(Women who Left) (ساخته لاو دياز) كه برنده جايزه جشنواره ونيز هم شده بود بهترين فيلم خارجي اسكار بود. «فارغ‌التحصيلي» (Graduation)، ساخته فيلمساز رومانيايي «كريستين مانجيو» هم فيلم خوبي بود. واقعيت اين است كه سليقه هنري داوران اسكار بسيار نازل است.

آيا با اين نظر موافقيد كه جايزه فرهادي، وجه سياسي داشت؟

بله، تا حدي. مسوولان اسكار با دادن جايزه به فيلم يك كارگردان ايراني مي‌خواستند نوعي بيانيه بر ضد دونالد ترامپ صادر كنند. در عين حال، آنها «فروشنده» را دوست داشتند. بسياري از تماشاگران نيز همين طور. در واقع، تركيبي از اين دو عامل (علاقه آنها به فيلم و وجه سياسي ماجرا) باعث شد جايزه را به فرهادي بدهند.




سیدضیاء هاشمی خطاب به حلقه مرکزی کانون کارگردانان⇐آیا اگر اصغر فرهادی هم به قاچاق فیلمش اعتراض می‌کرد باز هم تعلیقش می‌کردید؟/عضویت در آن صنف چه آورده‌ای برای سعید سهیلی داشته که تعلیقش ندارد؟/عصبانیت سهیلی به‌واسطه مال‌باختگی منطق دارد اما عصبانیت شما از چیست؟/حل مشکل را اولویّت قرار دهید که فرار رو به جلو همیشه قطع کننده روابط است

سینماروزان: بعد از آن که سعید سهیلی در اعتراض به انفعال خانه سینما نسبت به قاچاق «گشت2» کارتهای صنفی اش را آتش زد کانون کارگردانان خانه سینما عضویت وی را در این کانون ملغی اعلام کرد.

حالا سیدضیاء هاشمی تهیه کننده پیشکسوت و رییس جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای ایران در نامه ای که خطاب به حلثه مرکزی کانون کارگردانان نوشته از آنها پرسشهایی کلیدی را طرح کرده درباره ماجرای پیش آمده.

متن کامل نامه سیدضیاء هاشمی را بخوانید:

شوراى محترم و مرکزى کانون کارگردانان

درود و دوستى

درود و گلایه از سر برادرى

با عنایت به این مهم که لزوم تشکل صنف برای پیگیری مطالبات و دفاع از حقوق اعضاء مى باشد و کوشش در جهت استیفای حقوق و خواسته های مشروع و قانونی اعضاء و حمایت از آنها در بحران ها و شرایط خاص از اصول اصلى و بنیادین مجامع و کانون هاست حال بدون مقدمه و به دور از حاشیه ها مى خواهم ساده و بدون بزرگنمایی مسایل ایجاد شده، سوالاتى را مطرح نمایم که امید است با کمى تامل و تفکر به واقعیتى غیر قابل انکار که امروز شرح حال اکثریت قریب به اتفاق صنوف سینمایى و غیره سینمایى است پى ببریم شاید کمک کند به خود بیاییم و کمى منصف تر عمل کنیم.

از نظر شما دوستان گرامى با اینکه مى شد بدون سندیکا فعالیت کرد که خیلى هم میکنند؛

-چرا صنف شکل گرفت؟ عضویت در صنف به چه کار آید؟

– مطالبات صنوف از اعضاء خود چیست؟

– وظیفه صنف نسبت به اعضاء چیست؟

پاسخ این سوالات را براى خود بگویید و خود قضاوت کنید. زمانى که یکى از کارگردانان باسابقه و خوش نام سینماى ایران بر آشفته مى شود و براى حل مشکلى که براى فیلم و سرمایه شخصی اش بوجود آمده، درخواست کمک می کند اتفاقى نمى افتد! و براى نشان دادن شدت عصبانیّت خود اقدام به سوزاندن کارت صنفى مى کند ،به جاى عصبانیت متقابل و اعلام بیانیه تهدید و تعلیق ! بیایید کمى به عقب برگردیم ببینیم چه عاملی باعث شده که این عزیز دست به این اقدام زده ؟ ! شاید به زعم او آخرین کارى که می توانسته انجام دهد.

بیایید از ابتدا، عضویت ایشان را در صنف به خاطر آوریم ،ببینیم از روز اول تا امروز براى او چه کرده ایم و چه حقوقى را برایش قائل شده ایم. عضویت چه آورده ای برایش داشته که تعلیق ندارد؟

آیا اگر دیگر عزیزمان آقاى اصغر فرهادى و بعد ایشان آقاى کیایى و دیگران …که فیلم در حال اکرانشان به صورت قاچاق به بازار آمد اعتراض مى کردند باز هم بیانیه تعلیق روى میز بود ؟!

این دوستان که اصلا درخواست کمک نکردند و پیگرى و جلوگیرى از این پدیده شوم در هر صورت جزء وظایف صنف است. آیا هیچ نامه و بیانیه اى براى حمایت از اعضاء گرفتار این ماجرا صادره شده ؟! آیا کوچکترین جلسه اى از این بابت تشکیل گردیده و قدمى در جهت کمک برداشته شده است!؟

عصبانیت او به عنوان مال باخته منطق دارد اما عصبانیت صنف از چیست؟

عزیزان بهتر مى دانید و گفته شد وظیفه صنف دفاع تمام قد از اعضاء ومنافع آنهاست،صنف یعنى امنیت شغلى! امروز که سرمایه و حاصل تلاش یک فیلمساز به مخاطره افتاده به او حق مطالبه بدهیم، حق عصبانیت بدهیم، با اقدامى عاجل و شایسته به او آرامش و امنیت خاطر بدهیم نه اینکه ما نیز نمک بر زخم او بریزیم و از اقدام فورى خود در جهت تعلیق، خرسند و مسرور باشیم و انفعال صنف را در حمایت و پشتیبانى از او در زمان نیاز اینگونه جبران کنیم!

در طول تمام سالهاى عضویت براى سعید سهیلى که امروز او را معلق کرده ایم برایش چه کرده ایم و این تعلیق چه اثرى دارد؟ نتیجه اش چیست ؟ جز مکدر شدن  عضو کانون کارگردانان و ایجاد فضای بدون امنیت و بی ثبات برای کارگردانان دیگر.

برادران خوبم حل مشکل را اولویّت قرار دهیم که فرار به جلو همیشه قطع کننده روابط است.

تا دیر نشده باید به دنبال حل مشکل بود و از او دلجویى کرد و تنها این عمل شایسته صنفی است که خالق یک اثر است.

فعالیت صنفى دوستى ،صبر و درایت مى طلبد نه خشم و نفرت . همیشه باید فکر کرد شاید براى خودمان هم اتفاق بیافتد ، پس با دیگران همان کن که براى خویش می پسندى.

بزرگواران اگر بدنه سینما دست در دست و پشتوانه هم نباشند کسى از بیرون از سینما به هواخواهى مان برنمى تابد.

به امید همراهى و همدلى خانواده بزرگ سینماى ایران.

عزت‌تان مدام

سید ضیاء هاشمی

 




هزینه میلیونی برای تلمّذ اسکایپی نزد اصغر فرهادی!!!

سینماروزان: در حالی که به تازگی خبر برگزاری کلاسهای فیلمنامه نویسی اصغر فرهادی در موسسه ای تحت امر همسرش پریسا بخت آور منتشر شده، شواهد حکایت از هزینه میلیونی شرکت در این کلاسها دارد.

به گزارش سینماروزان البته این هزینه نه برای شرکت در کلاسهای حضوری بلکه برای شرکت در کلاسهایی است که به صورت کاملا مجازی و از طریق اسکایپ رقم خواهد خورد.

آن طور که «آینه نیوز» گزارش داده اصغر فرهادی که به شدت درگیر فراهم کردن مقدمات ساخت فیلم جدیدش می باشد، به شکل حضوری در میان هنرجویان نخواهد بود و از طریق اسکایپ با هنرجویان این کارگاه به انتقال اطلاعات می پردازد!!!

مبلغ شهریه هر متقاضی برای 7 جلسه کارگاه بدون حضور فیزیکی فرهادی، 2 میلیون تومان خواهد بود که می توانند 30 درصدش را پیش قسط کرده و مابقی را در چند نوبت پرداخت کنند!




در اولین اکران مردمی «نهنگ عنبر2»⇐علی سرتیپی از شباهتهای اصغر فرهادی و رضا عطاران گفت!+عکس

سینماروزان: نخستین اکران مردمی فیلم «نهنگ عنبر 2، سلکشن رویا» با حضور رضا عطاران و سامان مقدم هم اکنون در پردیس سینمایی کورش در حال برگزاری است.

به گزارش سینماروزان این مراسم در ساعت 9:45 دقیقه صبح و با تجمع بسیار زیاد تماشاگران در پردیس کورش آغاز گردید.

مقدم قبل از اکران فیلم خطاب به علاقمندان«نهنگ عنبر 2، سلکشن رویا»  گفت: فیلم «نهنگ عنبر 2 » بسیار فیلم سختی بود. امیدوارم فیلم را دوست داشته باشید.

پس از تشویق علاقمندان نوبت به رضا عطاران رسید. او بعد از سلام و احوالپرسی مراسم را این طور جلو برد و گفت: من هم فیلم را با صدا و موسیقی ندیده‌ام و همراه با شما فیلم را می‌بینم.

بازیگر محبوب سینمای وی از استقبال در ساعت 9 صبح ابراز خوشنودی نمود و افزود: فکر می‌کردم فقط خودم امروز صبح زود از خواب بیدار می‌شوم .خوشحالم که همه ما صبح زود از خواب بیدار شده‌ایم.

علی مسعودی که گروه را در اولین اکران همراهی کرده بود نیز گفت: من در این فیلم هیچ کاره‌ام فقط آمده‌ام، که بخندم.

از حاشیه این مراسم می‌توان به تولد رضا عطاران اشاره کرد. اولین اکران عمومی فیلم «نهنگ عنبر 2، سلکشن رویا» همزمان با زادروز رضا عطاران بود که در پردیس سینمایی کورش او را با جشن کوچکی غافلگیر کردند.

علی سرتیپی مدیرعامل فیلمیران، رئیس کانون پخش کنندگان سینمای ایران و مدیر پردیس سینمایی کورش در تبریک تولد به رضا عطاران گفت: او واصغر فرهادی تنها کسانی هستند که می‌توانند مخاطب را صبح زود برای آمدن به سینما ترغیب کنند. علاقه مخاطب به هر دوی این عزیزان قلبی و دائمی است.

پروژه سینمایی «نهنگ عنبر٢-سلکشن رویا» به تهیه کنندگی سامان مقدم و با سرمایه گذاری نیوشا طبیبی،نیما طبیبی، مجید مطلبی و سامان مقدم ساخته شده است.

بازیگران : رضا عطاران ، مهناز افشار ، ویشکا آسایش ، حسام نواب صفوی ، رضا ناجی ، امیرحسین آرمان ، سیروس گرجستانی و علئ قربان زاده و بازیگران میهمان:شهلا ریاحی،کتایون امیر ابراهیمی،محسن قاضی مرادی،اسدالله یکتا،احمدرضا اسعدی.

پخش این فیلم برعهده‌ «فیلمیران» است.

استقبال از رضا عطاران در اکران مردمی «نهنگ عنبر2»
استقبال از رضا عطاران در اکران مردمی «نهنگ عنبر2»




ادعای تهیه‌کننده‌ای که اصغر فرهادی را به سینما آورد و حالا میخواهد تولید فیلم قرآنی کارگردان «یک خانواده محترم» را انجام دهد⇐گرفتاری‌های «یک خانواده محترم» به‌ تهیه‌‌کننده و سرمایه‌گذار آن برمی‌گردد

سینماروزان: مسعود بخشی کارگردانی که اولین ساخته سینمایی اش «یک خانواده محترم» دچار حواشی عجیب و غریبی شد و کار تا جایی پیش رفت که سرمایه گذار فیلم که سیمافیلم بود از این محصول اعلام برائت کرد و فقط محمد آفریده تهیه کننده فیلم حمایت خود را از بخشی ادامه داد، به تازگی پروانه ساخت فیلمنامه ای با عنوان «یلدا» را گرفته است.

به گزارش سینماروزان تهیه کنندگی «یلدا» را ایرج تقی پور انجام خواهد داد؛ تهیه کننده ای که «رقص در غبار» و «شهر زیبا» دو فیلم ابتدایی اصغر فرهادی را تهیه کرده بود.

ایرج تقی پور با اشاره به مضمون «یلدا» به «مهر» گفت: موضوع اصلی این فیلم درباره کظم غیظ و کسانی است که می توانند بر عصبانیت خود مسلط شوند و ما بر اساس یک آموزه قرآنی این فیلم را می‌سازیم که داستان اصلی آن درباره ۲ زن است که به دلایلی رو در روی هم قرار می گیرند.

وی افزود: موضوع اصلی «یلدا» درباره عفو و گذشت است و امیدواریم با تأمین سرمایه بتوانیم اوایل تابستان شروع به فیلمبرداری کنیم و تا پایان تابستان ضبط آن را به پایان برسانیم. البته من چند سالی است که فیلم نساخته ام از همین رو تأمین سرمایه برایم کمی کار سختی شده است اما امیدوارم این مساله مرتفع شود.

این تهیه کننده عنوان کرد: در حال حاضر مشغول رایزنی با برخی از بازیگران هستیم زیرا برای ایفای نقش های «یلدا» چند بازیگر شناخته شده در نظر داریم که آنها این روزها مشغول کار هستند. این را هم باید عنوان کنم که تمام فیلمبرداری «یلدا» در تهران انجام می شود.

تقی پور درباره اینکه فیلم قبلی مسعود بخشی با عنوان «یک خانواده محترم» فیلم حاشیه‌داری شد، گفت: مسعود بخشی یک کارگردان کاربلد و کارآمد است که اگر فیلم قبلی او دچار گرفتاری هایی شد به نظر من دلیل اصلی آن شکست به تهیه کننده و سرمایه گذار برمی‌گردد زیر آنها بودند که دقت کافی را به کار نبستند.

وی اظهار کرد: من در جریان ریز ماجرای اثر قبلی مسعود بخشی هستم و می دانم اگر کسی در این میان کوتاهی کرده است سرمایه گذار و تهیه کننده «یک خانواده محترم» بوده اند زیرا کارگردان درست همان چیزی را که در سناریو نوشته بوده به اجرا درآورده و هیچ تغییری در سناریو نداده است، بنابراین تهیه کننده و سرمایه گذار باید از اول متوجه می شدند که این سناریو به کجا می رسد و باید تصمیم درستی می گرفتند.

تقی پور بیان کرد: قرار نیست مسعود بخشی تا ابد تاوان آن فیلم را بدهد. البته اگر او فیلمساز معاند بود اصلا نباید اجازه کار به او می دادیم ولی او یک کارگردان جوان است و تا الان به اندازه کافی تاوان این کار را داده است و من مطمئن هستم که او هیچ ضدیتی با نظام و ارزش‌ها ندارد.

وی در پایان تاکید کرد: من معتقدم موضوع اصلی سینما پرداختن به دغدغه های اصلی بشر است، گرچه سینما جنبه سرگرمی و تفریح دارد ولی هسته اصلی آن همین دغدغه های انسانی است، موضوع اصلی «یلدا» هم درباره تولد و مرگ است و امیدواریم با عنایت به آیات قرآن و توجه به مفاهیم دینی، فیلمی دوست داشتنی و مورد پسند ارایه دهیم.




محمود کلاری به‌جای حاتمی‌کیا به سراغ پیمان معادی رفت+توضیحات این فیلمبردار درباره دشواری همکاری با معادی

سینماروزان: محمود کلاری فیلمبردار برجسته وطنی که پیشتر شایعاتی درباره حضورش به عنوان مدیر فیلمبرداری «پرواز به وقت شام» تازه ترین پروژه ابراهیم حاتمی کیا شنیده شده بود به جای حاتمی کیا با پیمان معادی در «بمب» همکاری خواهد کرد.

پیمان معادی که پیش از همکاری با اصغر فرهادی در «درباره الی» و «جدایی…» به عنوان فیلمنامه نویس آثاری نظیر «کما» و «کافه ستاره» شناخته می شد بعد از کسب اشتهار به واسطه «جدایی…» هم در یک سری آثار نه چندان مطرح آمریکایی ایفای نقش کرد و هم یک فیلم به نام «برف روی کاجها» ساخت.

معادی که بیشتر از یک سال است به دنبال ساخت فیلم دومش «بمب» است بنا دارد ظرف یک هفته آینده این فیلم را که داستانش در دهه 60 می گذرد جلوی دوربین ببرد.

محمود کلاری مدیر فیلمبرداری «بمب» با اعلام این خبر به «مهر» گفت: احتمالا فیلمبرداری فیلم «بمب» را یک هفته تا ده روز دیگر شروع می‌کنیم. اساسا فیلمبرداری این کار، دشوار خواهد بود چون در دوران موشک باران تهران می گذرد. بازسازی آن زمان دشوار است و طبیعتا ساخت و پرداخت اتفاقاتی هم که در فیلم وجود دارد، سخت است.

این مدیر فیلمبرداری که پیشتر در «برف روی کاجها» هم مدیریت فیلمبرداری را برعهده داشت با اشاره به تعدد لوکیشن‌ها در «بمب» تصریح کرد: این فیلم لوکیشن‌های زیادی دارد که بخش زیادی در فضای باز است و بخش زیادی هم به صورت دکور و بازسازی است. قرار است که فیلم را در بازه زمانی ۵۰ روز تا ۲ ماه فیلمبرداری کنیم.




صنف سینما، غرق در مشکلات و سینماگران به فکر حل مشکلات دیگران‌⇐بعد از اصغر فرهادی، مهناز افشار هم به رییس جمهور نامه نوشت

سینماروزان: سینماگران همواره جزو آن بخشی از اجتماع بوده اند که در بزنگاههای سیاسی مورد بهره برداریهای سیاستمداران قرار گرفته اند و البته هیچ گاه هم این بهره برداری منجر نشده است به ایجاد رشدی منطقی در صنف سینما و برای همین است که همچنین نهادهای صنفی سینماگران با ابتدایی ترین معضلات روبرو بوده اند.

به گزارش سینماروزان در این شرایط اینکه سینماگرانی که کم و بیش شناخته شده‌تر هستند برای حل مشکلات خویش کنار هم قرار گرفته و آستین بالا بزنند برای رفع مشکلات صنف بیش ار هر زمان دیگری حس می شود اما متأسفانه همه تلاش سینماگران ما شده است راه اندازی کمپین های مجازی و اخیرا هم نامه نگاری؛ باز هم نه در جهت حل مشکلات صنف بلکه حل مشکلات اقشار دیگر اجتماع!!!

چندی پیش اصغر فرهادی را داشتیم که در واکنش به وضعیت گورخوابها نامه ای به رییس جمهور نوشت بی آن که به یاد بیاورد برخی از هم صنفانش وضعیت اقتصادی شان آن قدر خراب است که به مشاغل زرد روی آورده اند. حالا نیز مهناز افشار که در این سالها به خاطر ازدواج با یاسین رامین فرزند دو معاون احمدی نژاد در کانون حواشی قرار داشت و این حواشی با بازداشت همسرش به دلیل شکایت سازمان هلال احمر به اوج رسید نیز نامه ای به رییس جمهور نوشته و در آن از وی خواسته که به کمک کودکان بدسرپرست بیاید؛ نامه ای که حامد بهداد، باران کوثری، هانیه توسلی و بهرام رادان هم زیرش را امضاء کرده اند.

البته که وجه انسان دوستی اصغرها و مهنازها قابل احترام است اما احترام وقتی دوچندان میشود که این سینماگران ابتدا سری بزنند به ازکارافتادگان صنف خود و یادی از آنها کنند و کمپینی برای حمایت از آنها راه بیندازند یا نامه ای به مقامات برای کمک به این صنف شریف و مهجور بنویسند و بعد اگر فرصتی بود به سراغ دیگران بروند.

با امید آن که سینماگران ما یک بار خرق عادت کنند و اصلاح را از صنف خویش شروع کنند متن نامه مهناز افشار به رییس جمهور را که البته به دست خود ایشان هم نرسیده و در اختیار الهام امین زاده دستیار رییس جمهور قرار داده شده بخوانید:

جناب آقای رییس جمهور

اینجا ایران است. سرزمینی شهره به هنر و فرهنگ که ما به جغرافیای بی نظیرش، به بزرگان و مشاهیرش، به تاریخ و دستاوردهای باشکوهش می‌بالیم. اینجا ایران؛ سرزمین مهربانی‌هاست و این خاک مهربان را نشاید که کودکانش با رنج و آزار، در چرخه کمرشکن کار بزرگ شوند. جوهر این غمنامه اما خون جگر است.

به گواهی مسئولان سازمان بهزیستی تاکنون بیش از دوازده هزار مورد کودک‌آزاری به اورژانس اجتماعی گزارش شده است، آمار آزار کودکان در سال 95 نسبت به سال ۹۴ افزایش یافته و در شش‌ماهه نخست سال گذشته ۱۰۹ کودک به خاطر صدمات وارده بر اثر آزار اطرافیان راهی بیمارستان شده و چهار کودک نیز جان باخته‌اند.

درد دارد، اما باید گفت که این آمار تنها دربرگیرنده آزارهای «جسمی» کودکان است و متأسفانه آمار دقیقی از آزارهای «روانی» و «عاطفی» که کودکان زیادی را به ورطه افسردگی و بزهکاری می‌کشاند نداریم. مگر می‌توان شاهد این همه تلخی و جور بود و خون دل از دیده جاری نکرد؟

دستور به موقع شما و تشکیل هیأت ویژه‌ای از متخصصان برای بررسی حادثه پلاسکو با هدف پیشگیری از حوادث بعدی مدبرانه بود.

وقتی گزارش هیات محترم منتشر شد؛ شباهت‌های عجیبی میان نتیجه این گزارش و آنچه که جامعه هنری کشور حدود یک سال است یکصدا بر آن پای می‌فشارد دیدیم؛ «دستگاه‌های مسئول به دلایل مختلف از جمله موازی کاری در بروز این حادثه نقش داشته‌اند، صدا و سیما برخلاف مقررات از آتش‌نشانی برای آموزش عمومی پول طلب می‌کرده است!» وقتی گزارش هیات ویژه را خواندیم تصمیم گرفتیم برای شما بنویسیم که در حادثه کودکان «بدسرپرست» نیز با وضعیت بحرانی مشابهی روبه‌رو هستیم.

اگر همه دستگاه‌های مسئول به وظایف قانونی خود توجه کنند، اگر بهزیستی برای حمایت کودکان «بدسرپرست» با گرفتاری‌های قانونی و مالی روبه‌رو نباشد، اگر صداوسیما در میان انبوه برنامه‌های خود بخشی را هم به آموزش کودکان و آشنایی آن‌ها با حقوقشان اختصاص دهد، آیا باز هم شنونده خبرهای تلخ و ناگوار کودک‌آزاری با این حجم زیاد خواهیم بود؟

به راستی چند درصد از کودکان کشور ما می‌دانند، جایی به نام «اورژانس اجتماعی» وجود دارد و در صورت مواجهه با خشونت و آزار، می‌توانند با شماره ۱۲۳ تماس بگیرند، آیا جز این است که آموزش‌وپرورش و صداوسیما باید وظیفه خطیر آموزش عمومی را بر عهد بگیرند؟

شرط انصاف نباشد که زحمات انجام‌شده را نادیده انگاریم، انتظارمان اما این است که خروجی این زحمات را در جامعه ببینیم. «اداره پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی» مستقر در تمام نهادهای مسئول به چه کار می‌آید وقتی در یخبندان زمستان، کودکی کنار خیابان به گفت‌وگوی سرما و دندان گوش می‌سپارد و فال می‌فروشد تا هزینه‌های اعتیاد پدر و مادر را بپردازد؟!

شما در حادثه پلاسکو ضرورت تشکیل کارگروه تخصصی را احساس کردید چون بحران دیده می‌شد و افکار عمومی جامعه در انتظار پاسخ بود، باور کنید «بحرانِ پنهان» کودکان «بدسرپرست» کمتر از آتش پلاسکو نیست، آتشی که اگر زبانه‌های سرکش اش را مهار نکنیم شعله‌های دامنگیرش نسل‌های آینده را خواهد سوزاند.

درخواست مشخص ما از جنابعالی تشکیل هیات ویژه‌ای متشکل از متخصصان است که مسئولیت دولتی و ارگانی ندارند، این هیات می‌تواند با بررسی همه جوانب موضوع، نقاط کور این گره گشودنی را شناسایی کند.

اگر ضعف قانونی داریم، اگر دستگاه‌های اجرایی تقصیر می‌کنند، اگر نسبت به آموزش عمومی غفلت کرده‌ایم، اگر به هم‌افزایی بین بخشی نیاز داریم همه پاسخی است که هیات ویژه بررسی می‌تواند پاسخی برای آن بیاید، درد که شناسایی شد، درمان آن نیز میسور است.

شایسته این جغرافیای باشکوه است که قصه هیچ کودک بی پناهی در آن پر غصه نباشد. با کودکان این سرزمین مهربان، مهربانی باید.




بازگشت به «ارتفاع پست» و خاطرات فرهادی؟⇐بخش عمده فیلم تازه حاتمی‌کیا در هواپیما می‌گذرد

سینماروزان: در حالی ابراهیم حاتمی کیا با سرمایه گذاری سازمان هنری رسانه ای اوج کار تولید تازه ترین فیلمش را در دستور کار قرار داده است که خبرگزاری اصولگرای «فارس» در گزارشی پیرامون این فیلم تازه که با محوریت نقد داعش ساخته میشود از این گفته که بخش عمده فیلم در یک هواپیما می گذرد.

به گزارش سینماروزان حاتمی کیا پیش از این و در ابتدای دهه هشتاد  فیلم «ارتفاع پست» را با همکاری اصغر فرهادی نوشته بود؛ آن فیلم هم بخش عمده اش در هواپیما می گذشت و مضمون هواپیماربایی آن که گویا ریشه در واقعیت داشت، یکی از مهیج ترین آثار کارنامه حاتمی کیا را رقم زد.

متن گزارش «فارس» را بخوانید:

مدتی است پیش تولید تازه‌ترین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که درباره شرایط سوریه و فعالیت تکفیری‌هاست، آغاز شده است. ابراهیم حاتمی‌کیا به همراه محمد خزاعی(تهیه‌کننده) این روزها در سوریه به سر می‌برند تا گروه تولید مقدمات تولید فیلم را فراهم آورند. انتخاب بازیگران سوری برای فیلم از دیگر کارهای گروه اعزامی به سوریه است. بخش‌هایی از فیلم در سوریه فیلمبرداری می‌شود.

نام فیلم ارتباط مستقیم با مضمون فیلمنامه دارد و هنوز نام آن از سوی گروه سازنده فاش نشده است. بخش‌های اصلی فیلم در هواپیما می‌گذرد و  محمود کلاری مانند اثر قبلی فیلمساز «بادیگارد» عهده‌دار مدیریت فیلمبرداری این پروژه خواهد بود و محمد خزاعی به عنوان تهیه‌کننده در این پروژه با حاتمی‌کیا همکاری می‌کند.

بخشی از فیلمبرداری جدیدترین اثر ابراهیم حاتمی‌کیا در کشور سوریه انجام می‌شود و هادی حجازی فر بازیگر فیلم‌های «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» یکی از نقش‌های فیلم جدید حاتمی‌کیا را عهده‌دار است.

 




یک سال بعد از سینماروزان⇐ حالا ناشر رسمی بیضایی به گرته‌برداری «فروشنده» از اثر مهم بیضایی اقرار کرد!+جزییات بازگشت بیضایی با «سفر به شب»

سینماروزان: حدودا یک سال پیش و بعد از هیاهوی پیش آمده بر سر نمایش «فروشنده» اصغر فرهادی در جشنواره کن و هویدا شدن کلیت داستانی فیلم بود که سینماروزان در گزارشی تفصیلی به گرته برداری فرهادی از یکی از آثار مهم بهرام بیضایی با عنوان «حقایق درباره لیلا دختر ادریس» اشاره کرد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان با این حال در آن زمان فرهادی برای آن که شباهت با آن فیلمنامه دردسرساز نشود سعی زیادی کرد که پای آرتور میلر را به فیلمش باز کند و غلامحسین ساعدی را به اثرش ربط دهد؛ ارتباطاتی که مانند منگنه کردن اشیاء بی‌ربط به هم بود!

حالا تقریبا یک سال بعد از آن هیاهو شهلا لاهیچی مدیر انتشارات روشنگران و ناشر رسمی آثار بیضایی در ایران در گفتگو با «شرق» به صراحت به گرته برداری فرهادی از «حقایق…» اشاره کرده و بیان داشته است: شما این تأثیر کتابِ «حقایق درباره لیلا دختر ادریس» نوشته بیضایی را روی آخرین اثر فرهادی، فیلمِ «فروشنده» می‌بینید، اثری که اسکار گرفت و مایه افتخار همه ما ایرانیان شد و این ابدا اشکالی ندارد.

اینکه لاهیجی که یک ناشر است از بی مشکل بودن این تأثیرگذاری سخن گفته جای سپاس دارد و البته امیدواریم این تأثیرپذیری که در «فروشنده» حتی بدون ذکر نام بیضایی صورت گرفته درباره دیگر تأثیرپذیریهایی که ممکن است توسط گمنامان هنر صورت گیرد نیز همین اندازه راحت هضم شود!

لاهیجی در گفتگوی اخیر خود به جز اشاره به این تأثیرپذیری درباره فیلمنامه ای تازه از بیضایی که در دست چاپ است و بناست در نمایشگاه کتاب امسال رونمایی شود هم سخن گفته است؛ فیلمنامه ای با عنوان «سفر به شب».

متن کامل گفته های ناشر رسمی بیضایی را بخوانید:

 شهلا لاهیجی با اعلام خبر رونمایی از فیلمنامه تازه بیضایی گفت: «پس از سال‌ها که اثر تازه‌ای از بهرام بیضایی منتشر نشده بود، امسال «سفر به شب» را زیر چاپ داریم و آن را تا نمایشگاه کتاب منتشر خواهیم کرد، هرچند انتشار این کتاب، خلأ استاد بیضایی را برای ما و دوستداران بیضایی پُر نخواهد کرد».

او به فعالیت‌های بیضایی در دورانی که دور از وطن می‌گذراند، اشاره می‌کند و می‌گوید: «گرچه از بیضایی آثار زیادی در این سال‌ها چاپ نشده، ‌اما او بی‌کار ننشسته است و در این دوران غیبت توانسته آثار مهم خود را روی صحنه بیاورد. او هروقت در ایران نمایش‌های عروسکی خود را کار می‌کرد، می‌گفت دلش می‌خواهد نمایش‌های روحوضی‌اش را هم اجرا کند اما اجراهای این آثار با مشکل مواجه بود و مقدور نشد، تا اینکه او در آمریکا توانست آثارش را اجرا کند».

شهلا لاهیجی به نمایش‌هایی اشاره می‌کند که بیضایی در سال‌های دوری روی صحنه برده و با اقبال بسیاری مواجه شده است: «جانا و بلادور»، «سایه‌بازی» که با دو روایتگر روی صحنه رفت، نمایش و روخوانی «گزارش ارداویراف» و دو نسخه دو و سه‌ساعته از «طرب‌نامه». در عین‌حال که بیضایی آنجا کلاس‌ها و کارگاه‌های خود را دارد و روی طرح‌های دیگرش نیز کار می‌کند. 

لاهیجی معتقد است: «با تمام این حرف‌ها دل بیضایی اینجا می‌تپد، چون هیچ‌کس به‌اندازه او با تسلطش بر زبان فارسی، به این زبان خدمت نکرده است و شاید آرزوی او این باشد که باز هم بتواند با زبان مادری‌اش کار کند و با مردمی که زبان مادری او را خوب درک می‌کنند، طرف سخن باشد».

او از تأثیر بیضایی بر معاصران خود نیز چنین می‌گوید: «شاید بیشترین تأثیر را بیضایی روی کارگردانان و فیلم‌نامه‌نویسان ما گذاشته است. شما این تأثیر کتابِ «حقایق درباره لیلا دختر ادریس» نوشته بیضایی را روی آخرین اثر فرهادی، فیلمِ فروشنده می‌بینید، اثری که اسکار گرفت و مایه افتخار همه ما ایرانیان شد و این ابدا اشکالی ندارد. میلان کوندرا در اثر اخیر خود می‌نویسد هیچ هنرمندی نمی‌تواند بگوید اثرش را تنها از درون خود درآورده است. هر هنرمندی از فیلم‌ساز، نویسنده و آهنگ‌ساز از دیگران تأثیر پذیرفته و میراث ذهنی دارد و این درباره بزرگانی مانند بتهوون یا نخستین نویسندگان، ‌رابله و سروانتس و دیگران نیز صادق است. منظورم این نیست که کارگردانی از روی اثری اخذ گرفته باشد، بلکه خواستم از تأثیر خواسته یا ناخواسته‌ای بگویم که بیضایی بر معاصرانش داشته است. به هر تقدیر برای ما سال خوشی است که هم از بیضایی فیلم‌نامه‌ای را داریم و هم از آقای فرهادی یک اسکار که با اسکار قبلی ایشان مایه خوشحالی مضاعف ماست و اینهاست که نام ما را در سینما و هنر جهانی پایدار نگه می‌دارد. مهم نیست که این اتفاق سیاسی باشد یا نباشد، این اسکار بر ما مبارک باشد و انتشار فیلم‌نامه‌ای از بیضایی نیز که پس از سال‌ها سکوت امکان انتشار گرفت و ما امیدواریم بتوانیم داستان باورنکردنی مجلس شبیه آقای بیضایی را هم منتشر کنیم».

بهرام بیضایی فیلم‌نامه «سفر به شب» را سال‌ها پیش در دهه ٦٠ نوشته است و البته به گفته لاهیجی، پیش‌نویس یا طرح آن را آماده کرده و چند سال پیش آن را دست گرفته و بازنویسی کرده است. «بیضایی همیشه از ایده‌هایش مشق یا پیش‌نویسی می‌نویسد و بعدها در فرصت مناسب آنها را تکمیل می‌کند، فیلم‌نامه «سفر به شب» نیز از این دست نوشته‌های اوست و تألیف تازه ایشان محسوب می‌شود».

شهلا لاهیجی همچنین می‌گوید بیضایی طرح‌های ناتمام بسیاری دارد و خودش می‌گوید می‌ترسد فرصت کافی برای اتمام آنها نداشته باشد. «امیدوارم هیچ‌وقت فقدان کسانی مانند بیضایی را حتی به ذهن هم راه ندهیم. از این بزرگان هرگز پیدا نخواهیم کرد».

از بهرام بیضایی در این سال‌ها، ترجمه منوچهر انور از «فتحنامه کلاتِ» اثر مهم بیضایی نیز در انتشارات روشنگران درآمد. البته به‌گفته شهلا لاهیجی، پیشنهاد این ترجمه به ١٠ سال پیش مربوط می‌شود. «کارگردانی در خارج آوازه فتحنامه کلات را شنیده بود و می‌خواست از آن فیلمی بسازد که با نسخه فارسی ممکن نبود. آن زمان منوچهر انور پیش‌ترجمه‌ای از این اثر بیضایی کرد و برای او فرستاد اما چون دوران تلخی برای هنرمندان بود و همه گرفتار ماجراهای سیاسی و فرهنگی بودند، ماند تا همین اواخر و سرانجام با ده‌ها بار بازنویسی و بازنگری، ترجمه اخیر منتشر شد. می‌دانید که می‌شود نسخه انگلیسی این اثر و مرگ یزدگرد را با آثار شکسپیر قیاس کرد. هر جمله از این آثار اهمیت و عمقی دارد که می‌تواند مانند جملات هملت شکسپیر به ضرب‌المثل تبدیل شود، چنان‌که بودن یا نبودن هملت شد».

شهلا لاهیجی در آستانه نمایشگاه کتاب به حضور روشنگران در این دوره نیز چنین اشاره می‌کند: سال گذشته، نخستین سالی بود که انتشارات روشنگران پس از سال‌ها در نمایشگاه شرکت کرد اما به‌دلیل مساحت کوچک غرفه‌ای که به آن اختصاص داده شد، فقط توانست آثاری از بهرام بیضایی را به نمایشگاه بیاورد، شهلا لاهیجی با بیان این خبر، امیدوار است امسال غرفه‌ای در حد سی‌وچند سال سابقه کار نشر روشنگران به این نشر اختصاص یابد تا تمام آثار بهرام بیضایی و دیگر آثار مهم خود را نیز به نمایشگاه بیاورد.




پاره‌ای از اظهارات بازیگر رکاب‌زن فیلم «بایسیکل‌ران»⇐کارگردانان ما جرأت ریسک ندارند/چرا فرهادی به جای فیلمسازی با یک فرمول تکراری، ژانرهای متفاوتتر را نمی‌آزماید؟/ کیمیایی دچار یک شیوه خاص و تکراری شده و مرتب دارد به این شیوه ادامه می‌دهد/آیا نمی‌شد با یک صدم پولی که خرج فیلم آخر مجیدی شد ده جوان فیلمساز را وارد سینمای حرفه‌ای کرد؟

سینماروزان: محرم زینال زاده از جمله بازیگرانی است که همراه با جوانان سینماگر رشد پیدا کرده در ابتدای انقلاب اسلامی بازیگری را تجربه کرد و از همان اوایل کار و با ایفای نقش در «بایسیکل ران» بود که به ناگاه در کانون توجهات قرار گرفت.
  زینال زاده در سالهای اخیر درگیر کارگردانی شده و توانسته شرایط تولید یک سری محصول مشترک میان ایران و ترکیه را فراهم آورد. زینال زاده با اشاره به چگونگی حضورش در سینمای ترکیه به «فرهنگ نیوز» گفت: من با فیلمی با عنوان «تو خورشید من ماه» در جشنواره بنجلی ترکیه شرکت کردم و در پایان جشنواره فیلمم جزو آثار برگزیده جشنواره شد و همین زمینه ای شد برای آشنایی با فعالان سینمای ترکیه و بعد از اینکه تدوین فیلمی ترک به نام «ماوی رینگ» به من سپرده شد جوانی ایرانی به نام مصطفی دل آگاهی که متولد ترکیه است سراغم آمد و از من خواست در تولید فیلمی به نام «فردا روز دیگری است» به او کمک کنم.

وی ادامه داد: من نیز برای آن که این فیلم پلی ایجاد کند میان سینمای ایران و ترکیه پیشنهاد را با این شرط پذیرفتم که بتوانم عواملی از ایران را برای کار به ترکیه ببرم و در نتیجه بایرام فضلی به عنوان فیلمبردار و وحید سلطانی به عنوان صدابردار به گروه تولید پیوستند و نتیجه تولید فیلمی شد که به زودی در ترکیه هم اکران خواهد شد.

حکایت زندگی یک کمدین در استانبول

محرم زینال زاده با اشاره به دیگر محصول مشترکش گفت : فیلمنامه ای به نام «تشکر می کنم زندگی» را در دستور ساخت قرار داده ام؛ با داستانی که از ایران شروع می شود و در ترکیه خاتمه می یابد. «تشکر می کنم زندگی» حکایت زندگی یک کمدین است که دخترش برای درس خواندن به استانبول رفته است و همین باعث می شود او نیز در پی یافتن دختر راهی استانبول شود و سفری پر از فراز و نشیب را تجربه کند. این فیلم یک بازیگر ایرانی خواهد داشت و بقیه بازیگران ترک هستند و بخشهایی از فیلمبرداری هم در ایران انجام خواهد شد اما بخش عمده کار در ترکیه است.

بازیگر آثاری نظیر «زنگها»، «دستفروش» و «حماسه دره شیلر» درباره چرایی دوری اش از کارگردانی در سینمای ایران گفت: متأسفانه در ایران اغلب کسانی می توانند فیلم بسازند که خودشان سرمایه داشته باشند. امثال من در سنی هستیم که دوست داریم از ما حمایت شود اما گویا ما را نمی خواهند. خیلی دوست دارم بدون آقابالاسر و درگیریهای محدودیت بودجه فیلم دلخواهم را در وطنم بسازم اما هنوز که نشده…

وی با اشاره به کیفیت سالهای اخیر سینمای ایران گفت: نوعی دوگانگی در سینمای ایران به چشم می‌خورد؛ یا فیلمها خیلی درخشان هستند یا فاجعه بار و برخی کارگردانان هم مدام از یک مسیر کلیشه شده به دنبال جلب مخاطب هستند.

چرا فرهادی به جای فیلمسازی با فرمول تکراری، روشهای تازه‌تر را نمی‌آزماید

محرم زینال زاده درباره نگاهش به موفقیت اصغر فرهادی و «فروشنده» بیان داشت: گاهی آدمی ستاره اقبالش بلند می شود و می تواند در حداقل زمان بهترین نتیجه را بگیرد اما مشکلم این است که چرا امثال فرهادی موفقیتهایشان را مجالی نمی کنند برای تجربیات جدید و به جای فیلمسازی با یک فرمول تکراری، روشهای تازه تر و ژانرهای متفاوتتر را نمی آزمایند.

کارگردان «مرد ناتمام» و «حسرت دیدار» با بیان اینکه حتی فیلم اخیر مجید مجیدی هم نتوانست انتظارات را برآورده کند اظهار داشت: زمانی که «رنگ خدا»ی مجیدی را دیدم واقعا لذت بردم از این همه زیبایی شناسی اما نمی دانم چرا این زیبایی شناسی در سینمای سالهای اخیرمان رواج ندارد و حتی خود مجیدی نیز با صرف هزینه بالا فیلمی می سازد که نمی تواند انتظارات را برآورده کند. آیا نمی شد با یک صدم پولی که خرج فیلم ایشان شد ده جوان فیلمساز را وارد سینمای حرفه ای کرد؟

زینال زاده با یاد کردن از مسعود کیمیایی ادامه داد: کیمیایی هم دچار یک شیوه خاص و تکراری شده و مرتب دارد به این شیوه ادامه می دهد. بعد از «قیصر» و «گوزنها» دیدیم که کیمیایی مرتب اله‌مانهای آن نوع سینما را در آثار بعدیش بازنشر داد.

این بازیگر-کارگردان 65 ساله با تأکید بر اینکه ترس است که هنر را از بین می برد افزود: متأسفم که بگویم کارگردانان بزرگ ما اغلب جرأت ریسک ندارند و به جای تجربه جدید و بیان حرف تازه‌تر افتاده اند به تکرار مکررات و به جای اینکه ژانرهای متفاوت را تجربه کنند در یک سیکل تکراری دست و پا می‌زنند.




فرمان‌آرا به بهانه دفاع از فرهادی برای خودش نوشابه باز کرد!!!

سینماروزان: بهمن فرمان آرا کارگردان سینمای ایران که اخیرا کار ساخت فیلمی با عنوان «دل دیوانه» را به پایان رساند در یادداشتی برای «شرق» به بهانه دومین اسکار اصغر فرهادی کوشیده با یادآوری جوایزی که خودش برای فیلم «شازده احتجاب» از جشنواره تهران گرفته هم اهمیت خود را به عنوان فیلمسازی جایزه‌بگیر گوشزد کند و هم جوایزی که از جشنواره فیلم تهران گرفته را شبیه بداند با اسکار فرهادی!!!

متن یادداشت فرمان آرا را بخوانید:

سال‌ها پیش وقتی در جشنواره کان، جایزه روسیلینی را به عباس کیارستمی اهدا کردند، در یک میهمانی یک کارگردان جوان که در آنجا حضور داشت به من گفت: «شنیده‌ام که دولت ایران به رئیس جشنواره پنج‌هزار دلار رشوه داده که این جایزه را به عباس کیارستمی بدهند». من هم پرسیدم: «آیا آمریکا نمی‌توانست ده‌هزار دلار بدهد یا خود مملکت فرانسه؟».»

این آلوده‌کردن هر موفقیت ایرانی با شایعه‌سازی‌های مزخرف، باعث شد آن زمان یادداشتی برای مجله فیلم بنویسم با تیتر «خدایا بز همسایه بمیرد». اخیرا همه به جان اصغر فرهادی افتاده‌اند که چرا دومین اسکارش را برده و یک عده نظر‌تنگ می‌گویند که شیخ فلان جزیره، پارتی‌بازی کرده یا از لج دونالد ترامپ این جایزه را به فرهادی داده‌اند. اینکه اصغر فرهادی کارگردان بسیار خوبی است و دست به قلمش هم حرف ندارد، باید برای همه ما کافی باشد و افتخار کنیم. چرا باید این موفقیت را با مزخرفات صدتا یک غاز آلوده کنیم برایم قابل درک نیست!

شبی که «شازده احتجاب» جایزه اول جشنواره بین‌المللی فیلم تهران را برد، خانم منتقدی مرا در مراسم دید و گفت: «خب شما به قاجار فحش دادید، پهلوی هم به شما جایزه داد!» این بانو کار به این نداشت که ژوری بین‌الملل آن سال آلن روب گریه، جیلو پونتو کورو، نیکلاس پانچو، شادی عبدالسلام، روبین مامولیان و… را در میان خود داشت.

پس از کسب دومین اسکار سینمای ایران توسط اصغر فرهادی، برخی از رسانه های داخلی مدعی شدند که اعضای آکادمی اسکار به دلیل مواضع تند دونالد ترامپ علیه مهاجران که باعث تحریم مراسم اسکار توسط فرهادی هم شد، رای های خود را به فیلم «فروشنده» دادند. اما بهمن فرمان آرا در مورد سیاسی بودن مراسم اسکار امسال، نظر متفاوتی دارد: «این که اتفاقات سیاسی گاهی بر نظر رأی‌دهندگان آکادمی تأثیر می‌گذارد به جای خود، ولی فرهادی موقعی که فیلمش را می‌ساخت هنوز هیچ‌کس دونالد ترامپ را حتی جدی هم نمی‌گرفت. پس فرهادی در این فعل و انفعالات سیاسی آمریکا هیچ نقشی نداشت و نمی‌توانست داشته باشد اگر حتی دلش چنین می‌خواست.

شما اگر نگاهی به سابقه کاری این فیلم‌ساز مهم مملکت ما بیندازید، از اولین فیلمش «رقص در غبار» نشانه‌های بارز استعداد را خواهید دید، پس این اراجیف را ادامه ندهید. افتخار هر فیلم‌ساز یا هنرمند ایرانی متعلق به همه ملت است. خدایا ما را از گزند حاسدان و ناقدان مصون بدار!




ادعای «کیهان»⇐رایزنی سرمایه گذار قطری؛ عامل نمایش «فروشنده» در سرزمین‌های اشغالی

سینماروزان: در حالی که پیش فروش بلیت برای نمایش فیلم «فروشنده» در اسرائیل به زودی آغاز خواهد شد، روزنامه «کیهان» در تحلیلی با اشاره به اینکه اصغر فرهادی درباره این اکران هیچ واکنشی نشان نداده است رایزنی سرمایه گذار قطری را عامل این نمایش فیلم در سرزمینهای اشغالی دانسته است.

متن گزارش «کیهان» را بخوانید:

در روزهایی که برخی افراد ساده اندیش سرگرم تبریک گفتن به جایزه اسکار اصغر فرهادی هستند و این نشان را نشانه موفقیت هنر ایرانی در جهان معرفی می‌کنند، رژیم صهیونیستی هم خریدار «فروشنده» شد! روز گذشته سایت‌های صهیونیستی به تبلیغ فیلم «فروشنده» پرداختند و اعلام کردند که پیش فروش بلیط‌های این فیلم از روز 16 مارس در اسرائیل آغاز می‌شود.
پس از افشای هویت ضدایرانی و ضد دینی نماینده اصغر فرهادی در مراسم آمریکایی اسکار، استقبال اشغالگران قدس تازه‌ترین دستاورد این فیلم در آن سوی مرزهاست! اما واضح است که رژیم صهیونیستی از این فیلم به عنوان تبلیغی علیه ملت ایران استفاده خواهد کرد.
البته این اولین بار نیست که فیلمی از اصغر فرهادی در اسرائیل اکران می‌شود. پیش از این فیلم «جدایی نادر از سیمین» هم با استقبال این رژیم اشغالگر قدس مواجه شد و اسفند سال 90 روی پرده سینماهای اسرائیل رفته بود.
متأسفانه اصغر فرهادی، نه موقع اکران «جدایی…» و نه الان که «فروشنده» قرار است در اسرائیل به نمایش در بیاید هیچ واکنشی نشان نداده است. این درحالی است که معمولا هنرمندان آزادی خواه و مستقل جهان، امکان اجرا یا نمایش آثار هنری خود در فلسطین را ندارند. برخی منابع رایزنی سرمایه گذار قطری فیلم را در نمایش فروشنده در سرزمین‌های اشغالی بی‌تأثیر نمی‌دانند. این تهیه کننده؛ «انستیتو فیلم دوحه» متعلق به خواهر امیر قطر است.




حمله داماد شهید آوینی به بهرام بیضایی به‌خاطر فرهادی!

سینماروزان: نسبی‌گرایی بهرام بیضایی در پیامی صوتی-حالا چرا پیام صوتی و نه تصویری؟- که برای اصغر فرهادی فرستاده بود و پرهیز او از ذکر حتی یک عبارت مختص «فروشنده» سبب ساز آن شده که حسین معززی نیا داماد شهید مرتضی آوینی که چندین سال سردبیر یک مجله سینمایی وابسته به شهرداری بود، در یادداشتی اجتماعی به شدت به بیضایی انتقاد کند.

به گزارش سینماروزان انتقادات حسین معززی نیا به پیام صوتی نسبیت گرای بیضایی در حالی صورت گرفته که پدر همسر وی شهید آوینی نیز در زمان حیات میانه خوبی با بیضایی نداشت و در جلد دوم «آینه جادو» او را کارگردانی دانسته بود که قدرت نوآوری ندارد و به صراحت نوشته بود «فیلمهای بیضایی جز یک فرمالیسم بسط یافته، چیز دیگری نیستند.» و البته در سوی مقابل بیضایی نیز از طیف او با صفت «سوره نویسان کیهان نشین» نام برده بود.

متن یادداشت داماد شهید آوینی را بخوانید:

یک فایل صوتی منتشر شده، دربردارنده‌ی پیام تبریک «بهرام بیضایی» به «اصغر فرهادی» بابت جایزه‌ی اسکار اخیر. یعنی تیترش این است. در این پیام تبریک سه دقیقه‌ای، استاد ارجمند یادی می‌کند از همه‌ی آن‌ها که در هر جای جهان فیلم ساخته‌اند و جایزه نگرفته‌اند/ یادی می‌کند از هر فیلمسازی که اساسا توانسته فیلمی بسازد و موانع دنیای فیلمسازی در هر نقطه از جهان را جابه‌جا کند/ یادی می‌کند از هر کسی در هر جای دنیا که فیلم خوبی ساخته اما جایزه نگرفته/ یادی می‌کند از بسیاری از نام‌ها بزرگ که تاریخ سینما را ساخته‌اند و جایزه نگرفته‌اند / یادی می‌کند از هر ایرانی که در هر جای جهان تا امروز جایزه‌ای بابت فیلمش گرفته یا خواهد گرفت / یادی می‌کند از بسیاری فیلم‌های خوب که رنگ پخش و پرده به خود ندیده‌اند و سازنده و فیلم به فراموشی سپرده شده و… تا در نهایت نوبت می‌رسد به موضوع اصلی: اصغر فرهادی.

 استاد تبریک می‌گوید به فرهادی بابت نه فقط این جایزه بلکه بابت همه‌ی جایزه‌هایی که در کل زندگی‌اش دریافت کرده و تاکید می‌کند هیچ جایزه‌ای، هیچ ساخته‌ای را بهتر یا بدتر از آن که هست نمی‌کند و برای ایشان فروشنده مثل هر فیلم دیگر فرهادی ستایش سزاوار بوده حتی اگر هیچ جایزه‌ای نبرده باشد!

«این نوع موضع گیری و این نوع دیدن دنیای پیرامون همان چیزی است که این روزها به شدت مد است. همه‌ی آن‌ها که در یک هفته‌ی اخیر به منظور «تحلیل جایزه‌ی فرهادی» حجم عظیمی دری وری در فیس‌بوک و اینستاگرام و توییتر و… منتشر کردند دقیقا همین نوع موضع‌گیری را می‌پسندند. همین نوع حرف زدن که انتقام هر ظلمی را که در هر نقطه از عالم از دوران خشایارشا تا آینده‌ای نامعلوم رخ داده، رخ خواهد داد یا محتمل است رخ دهد بگیری و همه‌ی تذکرات ممکن را به همه‌ی اهل سیاست و فرهنگ و غیره بدهی و در نهایت مشخص نشود داری تبریک می‌گویی یا تسلیت…

اصلا می‌خواهی تبریک بگویی یا نگویی و اصولا داری چه می‌گویی، چون جایگاهت والاتر از آن است که چیزی بگویی و البته والاتر از آن چیزی نگویی، بنابراین همه چیز می‌گویی و در نهایت چیزی نمی‌گویی و مشخص نیست از نظرت جایزه مهم است، نیست، شادباش دارد، ندارد، مهم است، مهم نیست… و درنهایت چی. چون مسائل مهم‌تری وجود دارند که باید بیان شوند. چون تو همیشه باید درباره‌ی مسائل مهم‌تری از آن چه دیگران به آن مشغولند حرف بزنی. چون تو همیشه نگاه ژرف‌تری داری. همیشه عمیق‌تری. نگاهت تاریخی است و معطوف به این لحظه نیست. چشم به گذشته داری و همزمان به آینده. دلت پر از درد است و دغدغه‌ات اکنون نیست. آه، ای روشنفکری ایرانی.