نتیجه اعتراض رسانه‌ها و مخاطبان⇐بازگشت بهای بلیت “فروشنده” به رقم سابق

سینماژورنال: بعد از آغاز پیش فروش بلیتهای “فروشنده” با افزایش قیمت و رسیدن سقف قیمت به 15 هزار تومان، خیلی زود انتقادات رسانه ها و از آن سو اعتراض مخاطبان به این امر شکل گرفت؛ این اعتراضات هم با این واکنش سخنگوی شورای نمایش مواجه شد که این اقدام با هماهنگی صاحبان فیلم انجام شده است و البته سازندگان فیلم نیز این مسأله را رد کردند.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال دامنه انتقادات اما باعث شد که  پخش‌کننده فیلم «فروشنده» دو روز بعد از آغاز پیش فروش اعلام کند بلیت‌های این فیلم از شنبه 13 شهریور ماه به قیمت سابق پیش فروش می‌شود.

 طبق اعلام دفتر «فیلمیران» با توجه به مخالفت تهیه‌کننده فیلم «فروشنده» با افزایش قیمت بلیت‌های سینمایی این فیلم، قیمت بلیت‌های این فیلم بنا به تصویب شورای صنفی نمایش به قیمت سابق همان سینماهای ممتاز 8000 تومان و سینماهای مدرن 10 هزار تومان به فروش می‌رشد.

 با توجه به اینکه طی چند روز اخیر برای روزهای چهارشنبه، پنج‌شنبه و جمعه با قیمت قبلی برای فیلم اصغر فرهادی پیش فروش بلیت انجام شده‌ است،تغییر قیمت بلیت به روال سابق از شنبه 13 شهریور ماه انجام می‌شود.

فیلم «فروشنده» با بازی شهاب حسینی و ترانه علیدوستی از روز چهارشنبه  10 شهریور ماه با 13 سالن در تهران و 12 سالن در شهرستان‌ها نمایش خود را آغاز می‌کند.

 




یک تناقض بزرگ⇐سازندگان “فروشنده”: مخالف افزایش قیمت بلیت هستیم/سخنگوی شورای نمایش: با هماهنگی صاحبان فیلم این اتفاق افتاده!!

سینماژورنال: افزایش قیمت بلیت سینماها برای فیلم “فروشنده” اصغر فرهادی و رسیدن به سقف قیمت 15 هزار تومان(اینجا را بخوانید) باعث نارضایتی بسیاری از مخاطبان شده است.

به گزارش سینماژورنال این نارضایتی سبب ساز آن شد که روابط عمومی “فروشنده” با صدور اطلاعیه ای از عدم رضایت خود از افزایش قیمت بلیت سخن گوید. در اطلاعیه روابط عمومی آمده است: در پى مصوبه شوراى صنفى مبنى بر افزايش قيمت بليت به خاطر مدت زمان فيلم و سيستم پخش با كيفيت برتر در سينماهاى پرديس كوروش، آزادى، چارسو، فرهنگ و هويزه مشهد لازم به توضيح است كه سازندگان فيلم “فروشنده” دخالتى در اين افزايش قيمت نداشته و نظر خود را مبنى بر حفظ قيمت‌هاى قبلى به پخش‌كننده و شوراى صنفى اعلام نموده‌اند. اين مصوبه از سوى شوراى صنفى در جهت حقوق سينماداران اتخاذ شده و ارتباطى با گروه سازنده فيلم “فروشنده” ندارد.

فرجی از افزایش قیمت با هماهنگی صاحبان فیلم سخن گفته!

با این حال غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش به “صبح نو” گفته است: بر طبق مصوبه ابتدای سال 95 شورای صنفی نمایش سینماداران با توافق با صاحبان فیلم می توانند سقف قیمت بلیت را تا 15 هزار تومان برسانند که افزایش قیمت بلیت “فروشنده” هم برمبنای همین مصوبه بوده است.

فرجی در چرایی این افزایش قیمت بیان داشته است: «فروشنده» به لحاظ زمان فیلم بیشتر از دو ساعت است و برای همین باعث می‌شود تعداد سانس‌های سینماها کمتر بشوند. طبیعی است که سینمادار به خاطر کم شدن تعداد سانس تعداد کمتری بلیت می‌فروشد و این مسأله جبران نمی‌شود مگر با افزایش قیمت بلیت. البته این را هم بگویم که این فیلم در پردیس‌ها با سیستم D نمایش داده می‌شود که این هم می‌تواند دلیلی دیگری بر افزایش قیمت باشد.

فرجی درباره اعتراض برخی مخاطبان که می‌گویند سینماداران به‌واسطه نام فیلمی که برنده دو جایزه از کن شده از مخاطبان سوءاستفاده می‌کنند بیان داشت: سوءاستفاده‌ای در کار نیست. وقتی سینمادار مجبور است تعداد کمتری سانس در طول روز داشته باشد بدیهی است که باید قیمت را بالا ببرد. وی ادامه داد: این اعتراضات زمانی موضوعیت دارد که پردیس‌ها در مورد تمامی فیلم‌ها این افزایش قیمت را لحاظ کنند اما در تمام طول سال فقط یک بار این اتفاق افتاده است.

این تناقض چگونه حل خواهد شد؟

به گزارش سینماژورنال برمبنای مصوبه ای که سخنگوی شورای صنفی نمایش به آن استناد کرده است قاعدتا افزایش قیمت بلیت “فروشنده” هم با توافق میان سینماداران و صاحبان فیلم که در اینجا پخش کننده اثر فیلمیران و تهیه کننده آن اصغر فرهادی را شامل می شود صورت پذیرفته است!!!

این در تناقض است با ادعای سازندگان فیلم که از بی خبری نسبت به قضیه گلایه دارند.




فرهادی در راه مجیدی؟⇐افزایش 50 درصدی بلیت بخاطر “فروشنده”!!!

سینماژورنال: این یک قاعده است که در ابتدای سال شورای صنفی نمایش ارقام تازه بلیت سینماها را اعلام می کند و البته این رقمی است که باید تا پایان سال ثابت بماند.

به گزارش سینماژورنال با این حال برای اولین بار در سال گذشته و همزمان با اکران فیلم پرهزینه “محمد رسول ا..(ص)” مجیدی به بهانه زمان طولانی فیلم قیمت بلیتهای سینما به طور استثنایی برای این فیلم به 10 هزار تومان رسید.

امسال هم مشابه آن اتفاق برای فیلم “فروشنده” فرهادی افتاده است؛ با توجه به اعلام شورای صنفی نمایش بلیت فیلم “فروشنده” در روزهای عادی 12 هزار تومان و در روزهای پنجشنبه و جمعه و تعطیلات در سینماهای مدرن 15 هزار تومان خواهد بود.

دلیل این امر هم به مانند فیلم مجیدی زمان طولانی فیلم قلمداد شده؛ البته این ادعا در شرایطی طرح شده که فیلم مجیدی نزدیک به سه ساعت و نیم زمان داشت و فیلم فرهادی کمی بیشتر از 2 ساعت!!!




ادعای تازه رسانه‌ای که اخیرا به نقد صریح عملکرد رییس سازمان تبلیغات پرداخته بود⇐خاموشی مخالف اکران بدون سانسور “فروشنده” است!

سینماژورنال: در شرایطی که پیش فروش اینترنتی بلیتهای فیلم “فروشنده” اصغر فرهادی آغاز شده و سینما آزادی از سینماهای تحت مدیریت حوزه هنری هم بلیت این فیلم را پیش فروش می کند(اینجا را بخوانید) خبرگزاری اصولگرای “نسیم”  از مخالفت حجت الاسلام خاموشی رییس سازمان تبلیغات اسلامی با اکران نسخه بدون سانسور این فیلم خبر داد.

به گزارش سینماژورنال این خبرگزاری که هفته گذشته در یادداشتی انتقادی عملکرد رییس سازمان تبلیغات اسلامی را به نقد کشیده بود(اینجا را بخوانید) عطف به گفته های روز گذشته رییس کمیسیون فرهنگی مجلس درباره مخالفت یک عضو شورای پروانه نمایش در اکران نسخه اصلی این فیلم(اینجا را بخوانید) خاموشی را همان عضو مخالف شورا دانسته است.

متن گزارش نسیم را بخوانید:

طبق شنیده ها رئیس سازمان تبلیغات اسلامی که از اعضای شورای پروانه نمایش هم هست یکی از منتقدان اصلی اکران بدون ممیزی فیلم فرهادی است.

پس از انتشار گفتگوی حجت الاسلام پژمان فر، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس مبنی بر اینکه یکی از اعضای پروانه نمایش اصلاحاتی را برای فیلم فروشنده به ارشاد اعلام کرده و عنوان داشته بدون این اصلاحات با اکران آن مخالف است، شنیده های خبرنگار «نسیم آنلاین» حاکی از آن است که این عضو شورای پروانه نمایش، حجت الاسلام خاموشی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی بوده است.

حجت الاسلام خاموشی بعد از تماشای فیلم فرهادی، اصلاحاتی را به ارشاد اعلام کرده و عنوان کرده بدون این اصلاحات مخالف نمایش فیلم است.

وی یکی از اعضای مهم شورای پروانه نمایش است که نظراتش نقش مهمی در سرنوشت فیلم های سینمایی دارد.




ادعای رییس کمیسیون فرهنگی مجلس همزمان با آغاز پیش فروش بلیت ⇐اگر اصلاحات “فروشنده” انجام نشود، فیلم قابل نمایش نیست!!!

سینماژورنال: در حالی که از ساعاتی قبل پیش فروش بلیت “فروشنده” آغاز شده و پردیس آزادی از سینماهای تحت مدیریت حوزه هنری هم در فهرست پیش فروش بلیت قرار دارد رییس کمیسیون فرهنگی مجلس ادعای عجیبی را طرح کرده است.

حجت الاسلام نصرا.. پژمانفر رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در گفت‌و گو با “فارس” گفته است: به واسطه نگرانی هایی که درباره فیلم “فروشنده” از سوی تعداد زیادی از افراد شنیده بودم مسئله را با یکی از اعضای شورای پروانه نمایش مطرح کردم و در این مورد از او توضیح خواستم .

وی گفت: این عضو شورای پروانه نمایش با تایید اشکالات فیلم به بنده اعلام کرد، ما به ارشاد برای این فیلم اصلاحاتی داده ایم و اعلام کرده ایم اگر اصلاحات انجام نشود فیلم قابل نمایش نیست.

پژمانفر در پاسخ به اینکه “فروشنده” دارای پروانه نمایش است گفت: من هم این خبر را شنیده ام اما طبعا اگر اصلاحات مورد نظر شورا اعمال نشود صدور پروانه نمایش بی معناست.




آغاز پیش‌فروش بلیتهای “فروشنده”/تحقق رسمی اکران در سینماهای حوزه هنری

سینماژورنال: در حالی که بناست از چهارشنبه دهم شهریورماه “فروشنده” اصغر فرهادی در گروه آزاد روی پرده برود پیش فروش اینترنتی بلیتهای این اثر  آغاز شد.

به گزارش سینماژورنال پیش فروش بلیتها با پردیس کوروش آغاز شده و با یک فاصله زمانی کوتاه پردیس آزادی هم به فهرست سینماهای پیش فروش پیوست؛ این یعنی تحقق عملی اکران “فروشنده” در سینماهای حوزه هنری!

حالا باید تا چهارشنبه منتظر ماند و دید “فروشنده” به طور عملی هم در سینماهای حوزه اکران خواهد شد.

“فروشنده” که از حضور ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در نقشهای اصلی سود می برد داستان تعرض به یک زن در خانه اش و عواقب برآمده از این تعرض را به تصویر می کشد.

“فروشنده” بناست با پخش فیلمیران در 35 سینما و از جمله سینماهای حوزه هنری روی پرده برود.

 




اکران “فروشنده” در 35 سینما و از جمله سینماهای حوزه هنری و به‌ویژه سینما آزادی

سینماژورنال: در حالی که همچنان برخی رسانه های اصولگرا به دلیل مضمون حساسیت‌برانگیز فیلم، مخالف اکران “فروشنده” اصغر فرهادی در سینماهای حوزه هنری هستند اما پخش کننده فیلم بار دیگر بر اکران فیلم در سینماهای حوزه تأکید کرد.

به گزارش سینماژورنال علی سرتیپی مدیر شرکت پخش فیلمیران یک هفته پیش از شروع نمایش «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی از اکران این فیلم در 35 سالن سینما خبر داد.

علی سرتیپی مدیر شرکت پخش فیلمیران درباره اکران این فیلم در شهرستان‌ها و تهران به “خبرآنلاین” گفت: نمایش عمومی «فروشنده» با 20 سالن سینما در تهران و 15 سالن در شهرستان‌ها شروع می‌شود و بعد از یک هفته، به تعداد سالن‌های این فیلم افزوده خواهد شد.

تازه‌ترین ساخته فرهادی یک هفته دیگر چهارشنبه دهم شهریورماه روی پرده سینما خواهد رفت.

سرتیپی همچنین تاکید کرد: شرایط نمایش فیلم در سینماهای حوزه هنری فراهم شده است و «فروشنده» سینمای آزادی را هم برای اکران در اختیار خواهد داشت.

هرچند «فروشنده» در گروه آزاد روی پرده می رود اما به هر حال حضور پخش کننده ای به نام فیلمیران، شرایط تخصیص تعداد بالای سینما و سالن به فیلم را به خصوص در پردیسهایی همچون کوروش که مدیریت آن هم برعهده علی سرتیپی است، فراهم خواهد کرد.




ادعاي يک رسانه اصولگرا⇐اساسنامه حوزه هنري اجازه اکران “فروشنده” را نمي‌دهد/اين فيلم غيرت و تعصب را معادل رفتارهاي تروريستي دانسته!!!

سينماژورنال: ماجراي اکران “فروشنده” در سينماهاي حوزه هنري مسأله اي نيست که به مذاق رسانه هاي اصولگرا خوش آيد.

به گزارش سينماژورنال در شرايطي که به واسطه راه اندازي پرديسهاي مختلف در شهر اثرگذاري سينماهاي اغلب فرسوده حوزه هنري از بين رفته است اما رسانه هاي اصولگرا همچنان علاقه اي ندارند به اينکه حوزه هنري “فروشنده” را اکران کند.

روز گذشته واکنش روزنامه اصولگراي جوان به اين مساله را ديديد(اينجا را بخوانيد) و امروز هم روزنامه اصولگراي “وطن امروز” در يادداشتي با طرح اين ادعا که اساسنامه حوزه هنري اجازه اکران “فروشنده” را نمي دهد با استناد به سخنان اصغر فرهادي در نشست رسانه اي فيلمش در جشنواره کن اين شائبه را مطرح کرده که “فروشنده” غيرت و تعصب مردان نسبت به ناموش خويش را معادل رفتارهاي تروريستي دانسته است.

متن يادداشت “وطن امروز” را بخوانيد:

موافق شباهت غيرت با تروريسم هستيد؟

چند روز پيش از اکران «فروشنده» و در حالي که نقد و نظرها و بحث‌ها پيرامون آخرين ساخته اصغر فرهادي به صورت جدي در رسانه‌ها مطرح شده است، گمانه‌هايي مبني بر قطعي شدن اکران اين فيلم در سالن‌هاي حوزه هنري مطرح شده است. موضوعي قابل تامل که سوال‌هايي جدي‌ را متوجه حوزه هنري و سازمان تبليغات مي‌کند.
فارغ از همه مناسبات و مواجهه‌هايي که ميان منتقدان و فرهادي وجود دارد و فارغ از همه نقدهايي که اين روزها منتقدان نسبت به محتواي فيلم تازه او منتشر کرده‌اند، توضيح و تشريحي که خود فرهادي و بازيگران نقش‌هاي اصلي اين فيلم بويژه ترانه عليدوستي درباره فيلم ارائه مي‌دهند، قابل تامل است.

اصغر فرهادي در کنفرانس مطبوعاتي فيلم، در کن درباره خشونت شخصيت اصلي فيلم پس از مساله آزار همسرش مي‌گويد: يک خشونتي است که حاصل يک عصبانيت است ولي يک زماني خشونتي داريم که برايش دليل داريم و براي اين دليل هم ايمان داريم که حاصلش مي‌شود همان رفتارهاي تروريستي که در دنيا وجود دارد و آنها بر اين خشونت باور دارند. شخصيت اصلي فيلم در کل فيلم در حال دليل جمع کردن براي اعمال خشونت است.

نقطه نظر خاص “فروشنده” فرهادي
در واقع “فروشنده” فرهادي خشونتي را که در عرف از آن به «غيرت» نيز تعبير مي‌شود با رفتارهاي تروريستي مشابهت مي‌دهد. اين نقطه‌نظر فرهادي آنقدر سوال‌برانگيز است که ترانه عليدوستي بازيگر نقش «رعنا» – که در فيلم مورد آزار و اذيت روحي قرار گرفته است و در حمام به او حمله شده- در همان کنفرانس خبري اظهار مي‌کند نظر فرهادي را نمي‌پذيرد. ترانه عليدوستي مي‌گويد: موضوع آبرو، حيا و غيرت در اين فيلم مطرح مي‌شود و من برخلاف نظر آقاي فرهادي فکر مي‌کنم يک مرد غربي هم در مواجهه با اين موضوع چنين برخوردي را انجام مي‌داد. مساله درباره تعرض به حريم شخصي يک زن است و اين مساله در همه جاي دنيا وجود دارد و هميشه قرباني خجالت مي‌کشد درباره اتفاقي که برايش اتفاق افتاده حرف بزند. اينکه مردي ادعا مي‌کند روشنفکر و هنرمند است ولي نمي‌تواند از کنار اين مساله عبور کند، گره اصلي اين داستان بود.

اين مرد بالاخره نتوانست از اين ورطه نجات پيدا کند و بين قرباني شدن زن و تجاوز به قلمروي مردانه‌اش تفکيک قائل شود. صحبت‌هاي عليدوستي در واقع تاييد اين گزاره است که فرهادي «غيرت» را در فروشنده به چالش کشيده است  و اگرچه غيرت در عرف بيشتر جوامع فارغ از نگاه سنتي، در حال گذار به مدرنيته و حتي مدرن به عنوان خشونتي مقدس، محترم شمرده مي‌شود، او آن را با رفتار تروريست‌ها مشابهت مي‌دهد.  گزاره‌هاي بالا صرفا بخشي از نظرات خود عوامل “فروشنده” درباره اين فيلم است که از محتوا و فضاي فيلم حکايت مي‌کند و فارغ از نقدهاي نگارنده يا ديگران به فيلم، طرح شده است.

اگرچه صحبت‌هاي عليدوستي و فرهادي به نوعي تاييد گزاره‌هاي مطرح‌شده از  سوي منتقدان نيز هست. آنجا که يکي از منتقدان در نقدي که با تيتر «قيصرکشي در فروشنده» منتشر مي‌کند، به موضوع «غيرت» در فيلم اشاره کرده و مي‌نويسد: اگر 40-30 سال قبل قهرمان سينماي ايران «قيصر» و «صادق کرده» بودند که براي ناموس‌شان 3 برادر آب‌‌منگل را مي‌کشتند يا ? راننده کاميون را براي لکه‌دار کردن عصمت همسرشان به مسلخ مي‌بردند، امروز فرهادي نسخه ديگري پيچيده است و مي‌گويد از اين فضاي سنتي بايد به فضاي مدرن عبور کرد، ديگر زمان انتقام و خشم نيست، حالا دوره بخشش و فراموشي است، فرهادي به وضوح قيصرکشي مي‌کند و از تقوايي و کيميايي عبور مي‌کند و حرف تازه‌اي دارد، غيرت براي دوران سنت بود، در دوران مدرن اين چيزها مايه دردسر است».

اساسنامه حوزه هنري چه مي گويد؟

با اين همه اين روزها که خبرهايي از اکران «فروشنده» در سينماهاي حوزه هنري در برخي رسانه‌ها مطرح شده است، سوال‌هايي را درباره وظايف، اهداف و کارويژه‌هاي اين نهاد حاکميتي به وجود آورده است. سوال‌هايي که با توجه به اساسنامه حوزه هنري قابل استناد و تامل است. در بخش‌ها و بندهاي متعددي از اهداف و وظايف حوزه هنري مندرج در اساسنامه اين نهاد، به اصول و مواردي اشاره شده است که نمي‌تواند دست حوزه را براي رفتارهاي غيرقابل توجيه- مانند نمايش فيلمي که «غيرت» را به چالش مي‌کشد- باز بگذارد. در بندهاي يک تا 6 اهداف حوزه هنري در اساسنامه نسبت به رشد هنر مبتني بر معرفت اسلامي و متعهد به انقلاب، ترويج فضائل اخلاقي، هنر و ادبيات انقلاب اسلامي، راه‌هاي اصولي مقابله با جريان‌هاي هنري معارض و معرفي الگوي ادبي و هنري تاکيد شده است که اکران فيلمي با محتوايي که به اعتقاد خود کارگردان و- نه منتقدان- خشونت مقدس مرد يا همان غيرت را با رفتار گروه‌هاي تروريستي مشابهت مي‌دهد، نمي‌تواند با اين مباني و اساسنامه توجيه‌پذير باشد.

استثناء قائل شدن براي “فروشنده”؟
از طرفي در بندهاي مربوط به وظايف حوزه هنري نيز گسترش هنر اسلامي و الگوآفريني ادبي و هنري تاکيد شده است. مشخصا مسؤولان حوزه نيز خود خواهند پذيرفت که ترويج نگاهي اباحه‌گرايانه به مساله خانواده، ناموس و غيرت نمي‌تواند در راستاي اين وظايف قابل توجيه و پذيرفته شده باشد. مساله ديگري که اکران فيلم‌هايي مشابه را توجيه‌ناپذير خواهد کرد، استثنا قائل شدن براي فيلمي خاص است. بناي حوزه هنري چه در دولت پيشين و چه در دولت فعلي بر پخش و اکران فيلم‌هايي با محتوايي که در مغايرت با موارد طرح‌شده در اساسنامه است، نبوده است. وراي اين مسائل حق طبيعي حوزه هنري است براي سالن‌هايي که اتفاقا در سال‌هاي متمادي از نهادهاي انقلابي در اختيار حوزه قرار گرفته است خود تعيين کننده باشد و از فضاسازي‌هاي ژورناليستي نهراسد و براساس اهداف خود عمل کند.

فشارها بر حوزه هنري زياد است
به عبارت ديگر چنانچه نمي‌توان به بخش خصوص سينماداراني که تا ماه‌ها يک فيلم کم‌مخاطب را روي پرده نگه مي‌دارند يا فيلم انقلابي را خيلي زود از پرده پايين مي‌کشند، معترض شد، به طريق اولي اين حق براي حوزه هنري به عنوان يک نهاد حاکميتي محفوظ است که اولويت سالن‌هاي خود را خود تعيين کند. نکته ديگر آنکه در شرايطي که وزارت ارشاد و ارگان‌هاي دولتي در عمل به وظايف خود کاهلي مي‌کنند، نمي‌توان از حوزه هنري نيز اين کاهلي و سستي در مسائل فرهنگي را پذيرفت.

اما فشارها بر حوزه هنري زياد است. گروهي که طرفدار «اصغر فرهادي به هر قيمتي» هستند، بي‌آنکه فيلم را ديده باشند، به حوزه هنري براي اکران اين فيلم فشار مي‌آورند و با رويکردهايي تحقير شده مانند « ما که باشيم که درباره فيلم فرهادي حرف بزنيم» تقدسي ايجاد مي‌کنند که ماحصل آن اکران آخرين ساخته او را به صورت گسترده محقق کند.




ادعای قابل تأمل روزنامه اصولگرا⇐”غيرت‌زدايي” براي حوزه هنري خط قرمز محسوب نمي‌شود

سینماژورنال: ماجرای مضمون “فروشنده” و بحثهایی که پیرامون نقد غیرت و تعصب ایرانی در این فیلم ارائه شده سبب ساز آن گشته است که برخی از قرارگیری این فیلم در لیست تحریم حوزه هنری سخن گویند.

به گزارش سینماژورنال با این حال روزنامه اصولگرای “جوان” با مرور ماجرای پیش آمده پیرامون انتشار یک نقد منفی در رسانه ای منسوب به حوزه و البته حذف زودهنگام این نقد از خروجی خبرگزاری که خود ناشی از معضل وابستگی به این نهاد بوده، به این نتیجه رسیده است که حوزه هنری علاقه‌ای ندارد خود را از سود فیلمهای پرفروش مانند “فروشنده” محروم کند و در نتیجه مفهومی به نام “غیرت زدایی” برای این نهاد خط قرمز محسوب نمی‌شود.

متن کامل گزارش “جوان” را بخوانید:

همه چیز برای فروش

فيلم «فروشنده» برنده دو جايزه جشنواره كن با اينكه هنوز اكران نشده، در روزهاي اخير جنجال‌ساز شده است. اين جنجال بيشتر ناشي از نقدي بود كه سايت سوره سينما متعلق به حوزه هنري درباره اين فيلم نوشت و البته به سرعت آن را از روي خروجي خود حذف كرد. ظاهراً سوره سينما احتمال نمي‌داده نقد نويسنده او درباره فيلم فروشنده تا اين حد زير ذره‌بين رسانه‌هاي ديگر قرار بگيرد و به طور طبيعي موضع رسمي حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي قلمداد شود.

نقد دردسرساز خبرنگار حقوق‌بگیر حوزه هنری

نويسنده اين نقد، فيلم فرهادي را به نوعي متهم به تلاش براي غيرت‌زدايي از جامعه ايران كرده و مي‌نويسد: «اگر 30، 40 سال قبل قهرمان سينماي ايران «قيصر» و «صادق كرده» بودند كه براي ناموسشان سه برادر آب منگل را مي‌كشتند يا 9 راننده كاميون را براي لكه‌دار كردن عصمت همسرشان به مسلخ مي‌بردند، امروز فرهادي نسخه ديگري پيچيده است و مي‌گويد غيرت براي دوران سنت بود، در دوران مدرن اين چيزها مايه دردسر است.» جنجال‌ها كه بالا گرفت سوره سينما چاره‌اي جز حذف مطلب منتشر شده نديد اما نقد اين سايت اثر خود را گذاشته بود.

نفس انتشار يك نقد با رويكرد منفي درباره يك فيلم به خودي خود موضوعي عادي محسوب مي‌شود، ولي قضيه از آنجا مسئله‌ساز شد كه نقد صريح سوره سينما در آستانه اكران اين فيلم و پيش از اينكه بسياري از اهالي رسانه فيلم فرهادي را ديده باشند، انتشار يافت.

پخش کننده تحریم حوزه را تکذیب کرد

اين ماجرا كه در كنار ماجراي اختصاص ندادن سالن‌هاي حوزه هنري به فيلم “لانتوري” گذاشته شود، ( رفتاري كه خيلي‌ها از آن به عنوان تحريم لانتوري از سوي حوزه هنري ياد كردند) دليل واكنش‌ها عليه متن سوره سينما روشن‌تر مي‌شود. شورندگان عليه نقد پيش از اكران سوره سينما، آن را به مثابه پرچمي قلمداد كردند كه مسئولان حوزه هنري را به تصميم درباره تحريم فيلم فروشنده نزديك‌تر مي‌كند، اما برخي از مسئولان اين نهاد احتمال تحريم فروشنده را بي‌اساس خواندند و ظاهراً قضيه اكران آخرين ساخته فرهادي در سينماهاي حوزه از پيش از نوشته شدن اين نقد بسته شده است و اين موضوع را مي‌شود در لابه‌لاي حرف‌هاي روز گذشته علي سرتيپي پخش‌كننده فيلم ديد.

مدير عامل فيلميران درباره اكران فيلم «فروشنده» و احتمال اكران نشدن فيلم در سينماهاي حوزه هنري گفت: مسئولان حوزه هنري هيچ صحبتي مبني بر اينكه فيلم در سالن‌هاي اين نهاد به نمايش در نمي‌آيد، نكردند و قرارداد اكران فيلم اصغر فرهادي در سالن‌هاي حوزه هنري بسته شده است.

حوزه نمی خواهد از سودآوری فیلمها صرفنظر کند
حوزه هنري به نسبت دوره شمقدري كه با قاطعيت و جديت هرچه تمام به استقبال تحريم فيلم‌هايي مي‌رفت كه از سوي سازمان سينمايي وزارت ارشاد مجوز نمايش داشت، در دوره مديريت حجت‌الله ايوبي و دولت يازدهم بسيار دست به عصاتر رفتار مي‌كند. برخي دست به عصا شدن اين نهاد را در تحريم فيلم‌ها در اين دوره، ناشي از انزواي احتمالي اين نهاد در برابر سينماگران مي‌دانند.

خانه سينما و سازمان سينمايي شمقدري حكم كارد و پنير را داشتند و اقدامات تحريمي حوزه هنري عليه سازمان سينمايي اين نهاد را به دليل دو قطبي كه ايجاد شده بود تا حدودي از معرض واكنش‌هاي تند و همبستگي سينماگران به رهبري خانه سينما مصون نگه مي‌داشت، اما حوزه هنري مي‌داند كه اكنون اين دو قطبي مي‌تواند به شكل ديگري صورت‌بندي شود و معادلات را به ضرر اين نهاد سينمايي تمام كند و اين نهاد را در گوشه رينگ قرار بدهد، ضمن اينكه حوزه هنري از تحريم‌هاي سال 90 تا حدودي تجربه‌اندوزي كرده و نمي‌خواهد از سود ناشي از درآمد فيلم‌هايي كه از گيشه مناسبي برخوردار‌ند خود را بي نصيب بگذارد.

غيرت‌زدايي براي حوزه هنري خط قرمز محسوب نمي‌شود

حوزه هنري مي‌داند اگر تحركي از خود نشان ندهد، راه اندازي روبه رشد پرديس‌هاي سينمايي در شهرهاي مختلف كشور كه با استقبال مردمي نيز مواجه مي‌شود مي‌تواند به تدريج برتري اين نهاد را با خدشه مواجه كند. اكران فيلم جنجالي و حاشيه‌ساز «50 كيلو آلبالو»، تحريم لانتوري و اكران فروشنده، فقر استراتژي و معيار مشخص در تصميم‌گيري‌هاي حوزه هنري و احتمالاً معادلات پشت پرده‌اي را بازتاب مي‌دهد كه بيش از هر چيز جنبه فصلي و مقطعي دارند.

ماجراي غيرت‌زدايي از جامعه در فيلم‌هاي ايراني داستان ريشه‌دار و دنباله‌داري است اما آنچه به نظر مي‌رسد در اين ميان اهميت دارد، اين است كه ظاهراً موضوع غيرت‌زدايي براي حوزه هنري خط قرمز محسوب نمي‌شود و “فروشنده” قرار نيست در ليست تحريمي‌هاي اين نهاد انقلابي قرار بگيرد.




طعنه گزنده یک مجری ممنوع‌التصویر⇐شانس دیده شدن تلویزیون ما یک به چندهزار است!

سینماژورنال: در رسانه ملی برنامه تخصصی موسیقی که بتواند نظر طیفهای مختلف مخاطب از مخاطب عام تا مخاطب خاص را به خود جلب کند به تعداد انگشتان یک دست هم نداشته ایم.

به گزارش سینماژورنال از جمله چنین برنامه هایی “دستان” بود که با حضور عباس سجادی به عنوان مجری توانست بخشی از مشکلات نبود برنامه غنی موسیقی در تلویزیون را حل کند.

با این حال بعد از پشت سر گذاشتن یک دوره برنامه موفق این برنامه به محاق رفت؛ بسیاری دلیل اصلی این مسأله را برخورد توأم با احترامی دانسته اند که عباس سجادی با محمدرضا شجریان و اصغر فرهادی داشته است.

سجادی که در ماههای اخیر مدیرعامل بنیاد آفرینش‌های هنری نیاوران هم بوده است به هنگام حضور شجریان و فرهادی در فرهنگسرای تحت مدیریتش استقبال شایان توجهی را از آنها به عمل آورده بود و همین عاملی شد بر انتقاد برخی رسانه های تندرو و در نهایت هم روی آنتن نرفتن سری جدید برنامه “دستان”.

شانس دیده شدن یک به چندهزار است

سجادی که به نظر می رسد از این نوع تصمیم گیری آزرده خاطر است به تازگی در گفتگویی با “شرق” در کنار صحبت درباره برخی مشکلات موسیقی درباره وضعیت تلویزیون هم با چنین عباراتی یاد کرده است: امروز شانس دیده‌شدن تلویزیون ما یک چند‌هزارم است. با چه جذابیتی می‌خواهیم تلویزیون را به رخ مردم بکشیم؟ با تعطیل‌کردن یک برنامه تخصصی پرمخاطب؟ شخصیتی مثل استاد شجریان چهره‌ای جهانی است.

مدیران نتوانستند از من درست استفاده کنند

وی ادامه داده است: من بعد از حدود ١٠ ماه باید این سکوت را بشکنم و بگویم فرزند رسانه هستم. ولی برخی از مدیران رسانه نتوانستند از من درست استفاده کنند. چون به من به‌عنوان یک عنصر سیاسی نگاه می‌کنند نه یک نیروی فرهنگی. در ٢٠ سال اجرای برنامه‌های فرهنگی – هنری در سیما نقش کمی در جذب مخاطب نداشتم. در عصر هجوم ماهواره‌ها و فضاهای مجازی که از مدیریت ما خارج است، برای مخاطب چه جاذبه‌ای ایجاد می‌کنیم تا به تماشای ما بنشیند؟ مخاطب مجبور نیست ما را ببیند. حق انتخاب دارد. مگر توانستیم یا می‌توانیم با تلگرام، فیس‌بوک و اینستاگرام مقابله کنیم یا جلو شبکه‌های ماهواره‌ای را بگیریم؟!

گله مندم…

سجادی در جایی دیگر از گفتگوی خود بیان داشته است: سیاست مبارک سیاست‌بازان! من به‌عنوان مدیر فرهنگی و عنصری فرهنگی باید کار فرهنگی خودم را انجام دهم. به نظر من، فرهنگ و هنر می‌تواند بسیاری از اتفاقات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی را بیمه کند. من از بعضی از مدیران صداوسیما گله‌مندم؛ به‌عنوان فرزند رسانه، به‌عنوان کسی که به آن عشق می‌ورزد.




آقایان هنروتجربه! سرتیپی کارش را بلد است؛ شما اگر جسارت دارید “عصبانی نیستم” را اکران کنید

سینماژورنال/حامد مظفری: ماجرای اکران مجدد فیلمهای اکران شده یا دارای سرگروه سینمایی، در گروه سینمایی هنروتجربه همچنان ادامه دارد.

به گزارش سینماژورنال بعد از اکران مجدد و بیهوده “ساکن طبقه وسط” اولین فیلم شهاب حسینی در مقام کارگردان که دو سال قبل روی پرده رفته و جزو ده فیلم پرفروش سال بود(اینجا و اینجا را بخوانید) و نمایش “ایستاده در غبار” همزمان با اکران سراسری در این گروه، چند روز قبل خبر رسید که “فروشنده” اصغر فرهادی همزمان با اکران سراسری در “هنروتجربه” هم اکران خواهد شد.

در تازه ترین مورد نیز بنا شده “لانتوری” رضا درمیشیان همزمان با اکران در گروه آفریقا در این گروه هم به نمایش درآید.

اینکه اصلی ترین دلیل اکران چنین آثاری در هنروتجربه تزریق نوعی شادابی به این گروه ایزوله و خالی از مخاطب است شکی وجود ندارد اما پرسش اینجاست که اگر رییس این گروه دولتی و سیاستگذاران آن به فکر آثاری کمتر دیده شده یا دیده نشده اما دارای وجهه تجربی هستند چرا به سراغ “عصبانی نیستم” نمی‌روند؟

“عصبانی نیستم” را هم کارگردان “لانتوری” ساخته و فیلم علیرغم داشتن پروانه نمایش اما به دلیل محافظه کاری مدیران سینمایی دولت یازدهم روی پرده نرفت.

در شرایطی که ده ها فیلم بدون پروانه نمایش سینمایی که اصلا برای مدیوم ویدیویی ساخته شده بودند در این گروه وابسته به بودجه های دولتی روی پرده رفته اند چرا شرایط اکران “عصبانی نیستم” که اتفاقا پروانه نمایش سینمایی هم دارد در این گروه فراهم نمی شود؟

سرتیپی کارش را بلد است؛ شما اگر جسارت دارید “عصبانی نیستم” را اکران کنید

شکی وجود ندارد که “لانتوری” به دلیل ساختار ژورنالیستی خود و تصویرسازی بکری که از یک سوژه ملتهب این سالها یعنی اسیدپاشی ارائه می دهد در گروه سینمایی خودش هم به قدر کفایت دیده خواهد شد و با توجه به قرارگیری فیلمیران به عنوان یک پخش کننده باسابقه در کنار فیلم قاعدتا شرایط اکران سراسری فیلم هم فراهم خواهد شد.

پس اکران همزمان “لانتوری” در هنروتجربه جز اتلاف وقت ثمری را نخواهد داشت. آقایان کارمند هنروتجربه! حتی اگر به فکر سینماگری مستعد به نام رضا درمیشیان هستید شرایط اکران “عصبانی نیستم” را فراهم کنید وگرنه “لانتوری” را که علی سرتیپی پخش می‌کند و خوب هم پخش می کند.

اگر هم کف گیر تجربه گرایی‌تان(!) به ته دیگ خورده و به دنبال آمارسازی برای نشان دادن اقبال مخاطبان به فیلمهایشان هستید صریحا این مسأله را اعلام کنید تا مدیران بالادستی سازمان سینمایی در اصلاح کارکرد این گروه و اصلاح آن به گونه‌ای که نه شما بیکار شوید و نه سینما ضرر کند، تجدیدنظری اساسی کنند.

عصبانی نیستم
عصبانی نیستم



کارگردان “عادت نمی‌کنیم” ادعای قبلی خود را تکرار کرد⇐ فرهادی فیلمساز برجسته‌ای نیست

سینماژورنال: ابراهیم ابراهیمیان کارگردان جوانی که از همان فیلم اولش “ارسال آگهی تسلیت…” ردّپایی پررنگ در تقلید از اصغر فرهادی به چشم می‌خورد در ساخته دومش “عادت نمی کنیم” این تقلید را به اوج رساند.

به گزارش سینماژورنال این تأثیرپذیری سبب ساز آن شد که اغلب رسانه ها به این واسطه بر او خرده بگیرند. ابراهیمیان اما وقتی در گفتگو با “هنرمند” به این متهم شد که در حال تقلید از فرهادی است گفت: موضوعاتی مثل پنهان‌کاری و دروغ که در فیلم من می‌بینید را به هزاران شکل متفاوت غیرخطی، فانتزی، تریلر می‌توان روایت کرد. من به اصغر فرهادی هیچ اعتقادی ندارم و به نظرم فرهادی فیلمنامه‌نویس بزرگی است اما فیلمساز خوبی نیست.(اینجا را بخوانید)

فرهادی فیلمساز برجسته‌ای نیست

انتشار این نظرات ابراهیمیان در رسانه های مختلف سبب ساز آن شد که وی سعی کند در توضیحی کوتاه از زیربار نقدی که به واسطه این توصیف درباره فرهادی گریبانش را گرفته بود رهایی یابد اما عجیب اینجاست که یک هفته بعد از آن گفتگو و توضیحات متعاقبش، دوباره وی از این گفته که فرهادی فیلمساز برجسته ای نیست.

ابراهیمیان این بار در گفتگو با “همشهری جوان” وقتی به تأثیرپذیری از فرهادی در آثاری مختلف از “چهارشنبه سوری” تا “درباره الی” و “جدایی نادر از سیمین” متهم شده مجبور شده ادعای قبلی خود را تکرار کند.

این کارگردان جوان در توجیه تأثیرپذیری  از فرهادی در جایی از گفتگویش بیان کرده است: این را نفی نمی کنم که فیلمنامه نویسی را از اصغر فرهادی آموخته ام چون او استاد بی بدیل فیلمنامه نویسی است اما در شکل اجرایی به کار او اعتقاد ندارم. به نظرم فرهادی برخلاف تبحری که در فیلمنامه نویسی دارد کارگردان و فیلمساز برجسته ای نیست. شیوه‌ای که او فیلم می‌سازد شیوه سختی نیست و به راحتی می‌بینیم که حتی برای جوانهای سینما قابل دستیابی است.




فرار از اتهام کپی‌برداری از فرهادی با تعبیری غریب⇐کارگردان “عادت نمی‌کنیم”: فرهادی فیلمساز خوبی نیست!

سینماژورنال: ابراهیم ابراهیمیان از جمله کارگردانان سینمای ایران است که از همان ساخته اولش “ارسال آگهی تسلیت برای روزنامه” نشان داد که علاقه زیادی به تقلید از سینمای مینی‌مال اصغر فرهادی دارد.

به گزارش سینماژورنال این تقلید در فیلم دوم این کارگردان “عادت نمی کنیم” که این روزها روی پرده است هم خود را کاملا نشان داده و بسیاری از مخاطبان به همین دلیل به نقد فیلم پرداخته اند.

اما جالب است که ابراهیمیان در اظهارنظری که می تواند نوعی فرار از اتهام تقلید از فرهادی باشد از این گفته که فرهادی فیلمساز خوبی نیست.

ابراهیمان وقتی در گفتگو با مونا کریمی در روزنامه “هنرمند” به این متهم شد که در حال تقلید از فرهادی است گفت: موضوعاتی مثل پنهان‌کاری ، دروغ که در فیلم من می‌بینید را به هزاران شکل متفاوت غیرخطی، فانتزی، تریلر می‌توان روایت کرد. من به اصغر فرهادی هیچ اعتقادی ندارم و به نظرم فرهادی فیلمنامه‌نویس بزرگی است اما فیلمساز خوبی نیست.

وی ادامه داد: اصولا جهان تصویری و روایت تصویری ویژه از ایشان نمی‌بینم. اما از طرفی یکی از بزرگترین فیلمنامه نویسان قابل عصر اکنون ایران و به شدت محافظه کار است. اگر این جهان فیلمنامه‌نویسی را به وجوه دیگر تعمیم می‌داد و مثلا یک شکل دیگر فیلمنامه را روایت می‌کرد بهتر بود.




مهران مدیری: دیگر مرا در تلویزیون نخواهید دید/امسال فیلم سینمایی “ساعت 5 عصر” را می‌سازم/می‌خواهم حرفهای تند سیاسی-اجتماعی بزنم/از بازی در “توکیو بدون توقف” پشیمانم/”ویلای من” ضعیف و بچگانه بود/ساعت 2 شب به فرهادی زنگ زدم و…

سینماژورنال: دو روز قبل گزارش حضور مهران مدیری در مقام مهمان در برنامه خودش “دورهمی” را در سینماژورنال ارائه دادیم.(اینجا را بخوانید) شب گذشته هم مهران مدیری در برنامه “هفت” حاضر شد و خداحافظی رسمی خود از رسانه ملی را اعلام کرد.

به گزارش سینماژورنال مهران مدیری جمعه شب در برنامه «هفت» حاضر شد و  ضمن بیان اینکه این روزها حال روحی خوبی ندارد از تلاشهایش برای خداحافظی از تلویزیون و ساختن فیلمهای سینمایی با حرفهای تند سیاسی-اجتماعی سخن گفت.

میخواهم از سریال سازی کنار بکشم

مهران مدیری در ابتدای حرف‌هایش گفت: از کار کردن خسته شده ام. سال‌هاست از 365 روز سال 360 روز کار کرده ام. میخواهم کلا از تلویزیون و شبکه خانگی سریال سازی خود را خلاص کنم و فقط سالی یک یا دو فیلم بسازم. دو ماه دیگر فیلم سینمایی خود را می سازم. دو فیلمنامه دارم. یکی کمدی و دیگری تلخ و عجیب. در این سالها به دلیل آنکه مدام درگیر تلویزیون یا شبکه نمایش خانگی بودم، نشد.

مدیری درباره نزدیک نشدن به ساختن فیلم سینمایی هم گفت: دلیل فیلم سینمایی نساختن در این سالها، ترس از ساخت فیلم سینمایی کمدی نبود. ترس از ساخت فیلم سینمایی بود. با وجود اینکه این تجربه کم نیست، اما برای سینما کم است. و دوست داشتم وقتی به سینما می آیم خیلی حرفه ای باشد.

فیلمی که در هر سکانس 600 هنرور دارد

مدیری همچنین درباره فیلمی که می خواهد مقابل دوربین ببرد گفت: نام فیلم «ساعت 5 عصر» است که یک فیلم کمدی است. فیلم سخت و خیابانی و بسیار شلوغ و پرجمعیتی است. ممکن است در هر سکانسی بین 600 تا 700 نفر حضور داشته باشند. اما فیلم تنها یک بازیگر اصلی دارد و باقی مردم اند.

وی ادامه داد: فیلمی است از 7 صبح تا 5 بعدازظهر یک فرد را در تهران روایت می کند که آن روز آخرین فرصت آن فرد است که باید کاری را انجام دهد. فیلم مثل گلوله برفی است که هرچه جلوتر می رود بزرگتر می شود و ریتم مدام تندتر می شود و دیوانه وار بودن ماجرا بزرگتر و موضوع عظیم تر می شود. فیلم موضوعی به شدت اجتماعی دارد که هر روز با آن مواجه ایم اما به آن توجهی نمی کنیم.

مدیری تأکید کرد: طرح فیلمنامه «ساعت 5 عصر» از خودم است اما من با خشایار الوند در حال نگارش آن هستیم. اما فیلمنامه دومم که تلخ است به تنهایی کار خودم است. علاقه خودم به نگارش متن های تلخ و جدی است.

به دنبال مباحث تند سیاسی-اجتماعی هستم

مدیری در ادامه حرف‌هایش درباره شیوه ای که قرار است در فیلم‌هایش پیش گیرد گفت: من تصمیم دارم در ادامه مسیر فیلمسازی خود حرف های تندتر و بزرگتری در حوزه سیاست و فرهنگ و اجتماع بزنم که  جای این حرف ها در تلویزیون نیست و محدودیت های آن نمی گذارد و به نظر در شبکه نمایش خانگی و ارشاد بهتر می شود اینها را بیان کرد.

“ویلای من” و “نقطه چین” ضعیف و بچگانه بود…

مهران مدیری با مروری بر کارهای مختلف تلویزیونی اش بیان داشت: من خیلی از کارهایم را الان دوست ندارم. مخصوصا کارهایی که زمان آنها گذشته است. کارهایی مثل «جایزه بزرگ»، «نقطه چین»، «ویلای من» و … که به نظرم بچه گانه و ضعیف اجرا شده اند.

این کارگردان-بازیگر ادامه داد: «شوخی کردم»، «شب های برره»، «قهوه تلخ»، «دورهمی»، «پاورچین»، «مرد هزار چهره» و… را در کارهایم دوست دارم چون حرف های خوبی داشتند.

از بازی در “توکیو بدون توقف” پشیمانم

مدیری با اشاره به یکی از معدود تجربیات سینمایی اش در حیطه کمدی بیان داشت: از بازی در فیلم «توکیو بدون توقف» پشیمانم.

وی خاطرنشان ساخت: از کارگردانی دیگران وقتی برایشان بازی می کردم، حرص می خوردم. اما وقتی می پذیرفتم کاملا خود را می سپردم و حرفی نمی زدم مگر آنکه از من بخواهند.

خیلی وقت است که حالم خوب نیست

مهران مدیری در پاسخ به مسعود فراستی که چرا دیگر تیز نیستی، گفت: بخاطر محدودیت های تلویزیون است! اصلا چیز عجیبی نیست، همه جا همین است، اما جدیدا بسیار سخت گیرتر شده اند. نمونه اش در همین برنامه «دورهمی». از طرفی چیزهایی را ما می گوئیم که برای نخستین بار ما هستیم که مطرح می کنیم و پخش می شود، و از طرفی مواردی را ممیزی می کنند که من اصلا نمی فهمم برای چه نباید پخش شود.

 مدیری در پاسخ به این پرسش فراستی که تو از نگاه بالا با مخاطب صحبت می کنی، گفت: در ابتدا “دورهمی” به این شکل اجرا می شد، اما به مرور مشکل را با تذکر دیگران مرتفع کردم.

وی افزود:  خیلی وقت است که حالم خوب نیست. یک نوع دگردیسی نیاز است برای ترک تلویزیون و سینمای خانگی به سمت سینما. برای اینکه از این شکل کار خسته و اشباع شده ام. اصلا دیگر دوست ندارم و ارضایم نمی کند.

برایم سخت است که درباره عطاران نظر دهم

مهران مدیری پیرامون نقد خودی ها اظهار داشت: نقد سینمای کمدی مبتذل و به اصلاح بدنه برای من ممکن است اما از نقد کمدی جدی اجتناب می کنم و برایم سخت است درباره رضا عطاران و… نظر دهم.

وی درباره نقد کارشناسان بر آثارش بیان داشت: برخی از منتقدان به دلیل اینکه جواب تلفنشان را ندادم نقدهای بسیار تندی به فیلم هایم وارد کردند که به نظرم این موضوع خیلی غیرانسانی است.

ساعت 2 شب به فرهادی زنگ زدم

مهران مدیری درباره یکی از معدود مواردی که شرایط همکاری با اصغر فرهادی برایش پیش آمده بود و احتمالا منظورش “دایره زنگی” است بیان داشت: وقتی فیلمنامه اصغر فرهادی را خواندم، دیدم معرکه است. دوام نیاوردم همان شب ساعت 2 شب زنگ زدم که من می خواهم بیایم بازی کنم.

چقدر راجع به سینمای ژاپن و بلوک شرق می دانیم؟

این کمدین در جایی از گفته هایش با اشاره به خلأ منابع مطالعاتی درباره سینمای شرق بیان داشت: به «هفت» به عنوان برنامه ای که حرفه ای ترین برنامه سینمایی تلویزیون است یک انتقاد دارم. همه این چیزهایی که گفتم به شدت تحت تاثیر سینمای هالیوود است. سالهای سال است که می خوانیم و می شنویم از سینمای هالیوود. یکی از وظایف این برنامه و مطبوعات حرفه ای سینما شناخت وسیع تری از سینما به مردم و مخاطبان است. ما چقدر راجع به سینمای ژاپن و بلوک شرق می دانیم؟ ادبیات شرق و … را نمی شناسیم. انگار در اینترنت هم در این خصوص وجود ندارد. سینما معنی اش تمام اینها است. این کار را شما بکنید.




روایت مریلا زارعی از خوابی عجیب که حین بازی در “خروس جنگی” دید و نام بردن از کارگردان‌هایی که علاقه دارد فقط از جلوی دوربین‌شان رد شود

سینماژورنال: مریلا زارعی بازیگر زن سینمای ایران که در سالهای اخیر به هسته ثابت تیم بازیگران ابراهیم حاتمی کیا بدل شده است در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده در کنار نام بردن از دو کارگردانی که حتی به رد شدن از جلوی دوربین آنها هم راضی است به روایت خوابی پرداخته که باعث همکاریش با اصغر فرهادی در “درباره الی” شده است.

به گزارش سینماژورنال زارعی درباره اینکه کدام کارگردانها هستند که علاقه دارد فقط از جلوی دوربین شان رد شود می گوید: فقط دو نفر؛ اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی‌کیا. این دو کارگردان کسانی هستند که به‌نوعی سبک کار‌کردنشان با بازیگر به یک تجربه مغتنم منتهی می‌شود. جدیت و تمرین فراوان و تفکر روی نقش در هر دو این عزیزان تعیین‌کننده است. اینجاست که دیگر نقش برایم اهمیت ندارد؛ همین که یک روز، ١٠ روز، ٢٠ روز، ‌فرصت حضور در کنارشان را داشته باشی، به قدر کافی برایت تجربه می اندوزد.

در زمان بازی در “خروس جنگی” خواب دیدم مشغول بازی برای فرهادی هستم

این بازیگر با اشاره به حضورش در “درباره الی” که مسیری تازه در کارنامه اش بود بیان می‌دارد: در زمان پیش‌تولید فیلم «‌درباره الی» ‌من مشغول بازی در فیلم «خروس جنگی» بودم که اتفاقا اکران هر دو این فیلم‌ها هم‌زمان با هم و در همان سال ٨٨ اتفاق افتاد. یک شب خیلی بیخود‌ و بی‌جهت خوابی دیدم که در صحنه فیلمی حضور دارم که کارگردانش اصغر فرهادی است.

وی ادامه می‌دهد: از آنجایی‌ که به احوال خودم آشنا هستم و همچنین به نشانه‌ها معتقد، ‌این خواب را جدی گرفتم. ذهنم مشغول شد که چرا باید چنین رؤیایی را ببینم. فردای آن روز طبق معمول برای کار آفیش بودم. در اتاق گریم از یکی از همکارانم، آقای جواد فرحانی که اتفاقا یکی از تهیه‌کننده‌های فیلم «خروس جنگی» بود، شنیدم که آقای فرهادی مشغول ساختن یک فیلم پُربازیگر است. با شنیدن این جمله تمام وجودم به گوش تبدیل شد. بین خواب شب گذشته و جمله‌ای که در آن روز از آقای فرحانی شنیدم، رابطه جدی احساس کردم. شاید جواد فرحانی کسی بود که من را ترغیب کرد پیگیری کنم.

قصدم این بود که خودم را پیشنهاد بدهم برای بازی کردن

زارعی خاطرنشان می‌سازد: با وجود اصول شخصی و حرفه‌ای‌ام با موبایل آقای فرهادی تماس گرفتم. قصدم این بود که خودم را به آقای فرهادی پیشنهاد بدهم برای بازی‌کردن در فیلم. در آن زمان این کار به‌نوعی کوچک‌شدن و تحقیر محسوب می‌شد که بازیگر حرفه‌ای کمتر می‌توانست زیر بار چنین عملی برود. هرچند تصور می‌کنم موقعیت فعلی آقای فرهادی در سینما به گونه‌ای است که دیگر همکاران برای بازی در فیلم ایشان قطعا داوطلب هستند. اما در آن زمان من فقط بر حسب هشدار ناخودآگاهم و پشتوانه تجربه تلویزیونی که در گذشته در سریال «در شهر» داشتم، این کار را انجام دادم. بدون اینکه از قصد آگاه باشم یا اصلا بدانم موضوع از چه قرار است. به‌هرحال تماس صورت گرفت. خودم را معرفی کردم؛ آقای فرهادی هم خیلی خوب و صمیمی با من برخورد کردند. خوابم را برایشان گفتم و درنهایت گفتم آقای فرهادی اصلا منظورم این نیست که خودم را تحمیل کنم، فقط خواستم این نشانه را جدی بگیرم؛ به‌هرحال اگر فکر می‌کنید من برای بازی در این فیلم مناسب هستم، با تمام اشتیاقم در خدمتم. آقای فرهادی هم توضیح دادند که اتفاقا در نظرم بودی، فقط شرایط این فیلم به‌گونه‌ای است که باید زوج‌های فیلم در کنار هم به آنچه در ذهنم هست نزدیک باشند و در انتها تشکر کردند از تماسم و خداحافظ. چند روز بعد دستیار آقای فرهادی، ‌حمید قربانی که اتفاقا سابقه آشنایی با حمید را از سریال امام رضا، زمانی که کار تدوین می‌کرد، داشتم، تماس گرفت و از من خواست به دفتر بروم تا آقای فرهادی گپی با من داشته باشند. خوب می‌دانستم که این تماس به منزله دعوت به همکاری نیست و فقط یک دیدار است و سؤالاتی که آقای فرهادی از من داشتند.

چهره ای عصبی از من ترسیم کرده بودند

مریلا زارعی می‌افزاید: در آن مقطع از کار حرفه‌ای‌ام کمی نسبت به گذشته سخت‌گیرتر شده بودم. تجربه در کارهای متعلق به سینمای تجاری برایم به دلیل مخاطب عامش جذاب بود اما راضی‌ام نمی‌کرد. خوب می‌فهمیدم که این احوال یک بدقلقی را برایم به ارمغان آورده بود. قطعا در سینما بعد از گذشت زمان، کم‌کم تبدیل به یک بازیگر ناسازگار می‌شوی. قواعد و قوانین حرفه‌ای برایم مهم بود و اگر در پروژه‌ای احساس می‌کردم سهل‌انگاری می‌شود، قطعا با مخالفت من همراه می‌شد. همین‌ها باعث شده بود که از من چهره‌ای عصبی و بدقلق خلق کند که کارکردن با او آسان و سهل نیست. اینها نکاتی بود که به گوش آقای فرهادی رسیده بود و طبعا ایشان را در انتخاب من متزلزل می‌کرد. اما از آنجا که خودم شوق و اشتیاق کارکردن با آقای فرهادی را بروز دادم، ایشان فرصت دفاع به من داد. در آن جلسه مصداق‌های این شنیده‌ها گفته شد و من هم دلایلم را توضیح دادم.

زارعی درباره نقش پیشنهادی برای “درباره الی” بیان می‌دارد: در همان جلسه آقای فرهادی بعد از شنیدن صحبت‌های من سناریو را آوردند و از من خواستند همان جا بخوانم و نظرم را بگویم. من هم سناریو را خواندم. تا آن‌موقع چنین تجریه‌ای نداشتم که در حضور نویسنده و کارگردان فیلم‌نامه‌ای را بخوانم و نظر بدهم اما با کمال میل پذیرفتم. کاری را که شروع کرده بودم، باید تا انتها می‌رفتم. وقتی می‌گویم یا علی، تا آخرین لحظه پای حرفم می‌ایستم. خلاصه اینکه سناریو برایم آن‌قدر جذاب بود که به طرفه‌العینی آن را به انتها رساندم و همان جا اعلام موافقت کردم.

فرهادی گفت نمیخواهی نقش گلشیفته را بازی کنی؟

وی ادامه می دهد: برای آقای فرهادی هم جالب بود. فکر می‌کنم او هم از این برخورد متعجب بود تا جایی که سؤال کرد نقش را خواندی؟ گفتم بله. نقش «شهره» واقعا در سناریو حضور دیالوگی و فیزیکی زیادی نداشت اما برای من مهم نبود. همچنان متکی بودم به همان نشانه در رؤیا. آقای فرهادی حتی پرسیدند مثلا نمی‌خواهی نقش دیگری را بازی کنی مثل سپیده؟ (همان نقشی که گلشیفته بازی کرد) ‌گفتم نه. اگر شما تشخیص دادید که این نقش مال من است، پس همین را باید بازی کنم. خوب فهمیدم که انگیزه من آن‌قدر بالا بود که آقای فرهادی را هم مجاب کرد.  بعد چند تا عکس انداختیم و قرار شد با من تماس گرفته شود برای قرارداد و مراحل بعدی کار.

هر وقت فرهادی نیاز به تفکر داشت، تسبیح مرا می گرفت

مریلا زارعی درباره حال و هوای کار در “درباره الی” می گوید: در آن فیلم (درباره الی) قرار بود شش، هفت بازیگر در کنار هم بیش از دو ماه زندگی کنند و اینکه در صحبت‌های آقای فرهادی فهمیدم که کار برای ایشان آن‌قدر درگیری ذهنی داشت که دیگر فرصت یک عنصر مزاحم در گروه و درگیری با حواشی را ندارد. آقای فرهادی مثل خیلی از کارگردان‌های خوب، روان‌شناس فوق‌العاده‌ای است. درواقع به گونه‌ای با روحیات و خلقیات بازیگرش آشنا می‌شود و از این راه می‌تواند کنترل بازی بازیگر و اعتماد او را به خود جلب کند.

این بازیگر زن ادامه می دهد: یادم هست در آن زمان من تازه از سفر خانه خدا آمده بودم. تسبیحی چوبی داشتم که تنها یادگارم از آن سفر معنوی و پرخاطره بود و تا مدت‌ها در دستم بود. انگار به نوعی به من آرامش می‌داد. آقای فرهادی این وجوه من را خوب می‌شناخت تا جایی که یک روز به من گفت خیلی علاقه‌مندم که یک جایی این تسبیح و ذکرهای تو در فیلم ثبت شود. این جمله او به من آرامش داد. انگار که کارگردان به عمق روح تو وارد شده و واقعا هم شد. در یک پلان این احوال و ذکر من ثبت شده حتی تسبیحم. الان که زمان گذشته خوشحالم که یادگاری از آن دوران در کارنامه‌ام ثبت شده است. گاهی اوقات که آقای فرهادی در میزانسن یا مسائل فنی کار نیاز به تفکر داشت و ذهنش مشغول می‌شد، تسبیح را از من می‌گرفت. شاید این نکات برای آقای فرهادی خیلی شخصی باشد، اما درحال‌حاضر گفتنش برای من اهمیت دارد؛ چراکه بعد از گذشت سال‌ها از آن روز و موفقیت‌های فرهادی در عرصه‌های فرهنگی تأییدی است بر میزان اعتقادش به اصول. همان اصولی که گاهی در ظاهر و قضاوت‌های اشتباه دیگران مغفول می‌افتد




درگذشت کیارستمی همه را به هم رساند؛ از رییس دولت یازدهم تا رییس‌جمهور فرانسه/از بهرام بیضایی تا مارتین اسکورسیزی/از نیکی کریمی تا گلشیفته فراهانی/از محمدعلی کشاورز تا بهروز وثوقی/ازعلی کریمی تا علی دایی/از نواده مولانا تا محسن چاووشی و…

سینماژورنال: درگذشت عباس کیارستمی تنها کارگردان ایرانی که برنده نخل طلای کن شده بود سبب ساز آن گشت که چهره‌های مختلف فرهنگی-سیاسی وارد گود شده و بکوشند با دادن پیامهای تسلیت خودی نشان دهند.

به گزارش سینماژورنال این پیامهای تسلیت به مانند اغلب پیامهای این چنینی از برخی بازیگران فعال در فضای مجازی مانند پرویز پرستویی و بهرام رادان و مهناز افشار آغاز شد و به فاطمه معتمدآریا، رضا عطاران، حامد بهداد، شهاب حسینی، رضا کیانیان و نیکی کریمی رسید و دیری نگذشت که بازیگرانی کم‌کارتر در حیطه مجازی مانند محمدعلی کشاورز و امین تارخ نیز به قافله تسلیت‌کنندگان پیوستند.

از بیضایی تا حاتمی‌کیا

کارگردانان شناخته شده سینمای ایران و از جمله بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و اصغر فرهادی منطبق با یک پیش‌بینی ملموس در رثای همکار خود حرف زدند. کارگردانانی نظیر علیرضا رییسیان، بهمن قبادی و جعفر پناهی که سینما را در مکتب کیارستمی آغاز کردند و شاگردان وی به شمار می رفتند نیز به زعم خود کوشیدند یاد وی را گرامی بدارند.

از آن سو کارگردانی مانند ابراهیم حاتمی‌کیا و منتقدی مانند مسعود فراستی که در همه این سالها رابطه‌ای کاملا منتقدانه و مخالف و سرسخت با کیارستمی داشتند هم ادامه گلایه را جایز ندانستند و ترجیح دادند حالا و به هنگام درگذشت کیارستمی جز به نیکی از او یاد نکنند.

از همایون شجریان تا محسن چاووشی

حسین علیزاده، همایون شجریان، سالار عقیلی، محسن چاووشی، رضا یزدانی و برادران پورناظری از جمله چهره های شناخته شده موسیقی بودند که چند کلمه ای درباره کیارستمی نوشتند و علی دایی و علی کریمی نیز مهمترین فوتبالیستهایی بودند که فقدان کیارستمی را تسلیت گفتند. ضمن اینکه عادل فردوسی پور مجری برنامه “نود” نیز یاد کیارستمی را گرامی داشت.

در کنار رسانه های معتبر دنیا از گاردین و فرانس24 گرفته تا یورونیوز، هالیوودریپورتر و بی.بی.سی، “مارتین اسکورسیزی” کارگردان مشهور هالیوود، “ژولیت بینوش” بازیگر سرشناس سینمای دنیا که در فیلم “رونوشت برابر اصل” کیارستمی بازی کرده بود و “کیت وینسلت” بازیگر “تایتانیک” نیز به این کارگردان ادای دین کردند.

“آسین چلبی” که به عنوان یکی از نوادگان مولانا معرفی شد از دیگر چهره های فرهنگی بود که یاد کیارستمی را گرامی داشت.

از حسن روحانی تا فرانسوا اولاند

فارغ از مدیران فرهنگی دولت و از جمله حجت ا.. ایوبی رییس سازمان سینمایی و علی جنتی وزیر ارشاد، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و  حسن روحانی رییس جمهور از جمله چهره های سیاسی دولت بودند که مرگ کارگردان “طعم گیلاس” را تسلیت گفتند. رییس دولت اصلاحات برای درگذشت کیارستمی دست نوشته ای منتشر کرد و محمدرضا عارف نماینده اصلاح طلب مجلس دهم نیز از ماندگاری نام کیارستمی گفت.

درگذشت کیارستمی زودتر از حد تصور درمیان سیاستمداران خارج از کشور هم بازتاب پیدا کرد و  “فرانسوا اولاند” رییس جمهور و “ژان مارک ارو” وزیر خارجه فرانسه که کیارستمی در این کشور درگذشت، نیز فوت این کارگردان را تسلیت گفتند.

 




کارگردان “کلاه پهلوی” اظهارنظراتش درباره فیلمهای کاهانی و فرهادی را کاملا تکذیب کرد

سینماژورنال: در ساعات گذشته گفتگویی منسوب به سیدضیاءالدین دری عضو شورای پروانه نمایش از طریق رسانه ای اینترنتی منتشر شد.

به گزارش سینماژورنال در این گفتگو از قول دری طعنه هایی تند نثار فیلمهای “فروشنده” و “ارادتمند نازنین بهاره تینا” شده بود و همین طعنه های تند بود که اصالت گفتگو را زیر سوال می برد چون دری در تمام مدت حضورش در شورای پروانه نمایش هیچ گاه به طور مستقیم فیلمی را هدف قرار نداده است و حتی در گفتگوهای صریحش به هنگام روی آنتن رفتن “کلاه پهلوی” هم اغلب می کوشید با انعطاف کامل پاسخگوی نقدها باشد.

تکذیب کامل

این اتفاق باعث شد سینماژورنال به سراغ دری برود و درباره چند و چون این گفتگو بپرسد اما دری که گویا خودش هم خبر از انتشار گفتگوی مذکور نداشت کاملا آن را تکذیب کرد.
دری تاکید کرد همواره سعی می کند با رعایت انصاف نسبت به فیلمها صحبت کند و آنچه به وی نسبت داده شده را کاملا زیر سوال برد.

کارگردان “کیف انگلیسی” تاکید کرد که به زودی در گفتگویی تفصیلی نقطه نظراتش درباره “فروشنده” و “ارادتمند…” را بیان خواهد کرد.

رسانه مجری ممنوع التصویر

گفتنی است گه گفتگوی موردنظر از سوی رسانه ای منتشر شده که منسوب به یکی از مجریان سابق تلویزیون است؛ همان مجری که در برهه ای از زمان یک درگیری حقوقی هم پیدا کرد و بعد از آن هم دیگر در رسانه ملی آفتابی نشد!!!




پخش‌کننده داخلی “فروشنده” مشخص شد

سینماژورنال: تازه ترین فیلم اصغر فرهادی با عنوان “فروشنده” که با حضور کمپانی فرانسوی مومنتوفیلمز و البته حمایت یک کمپانی عرب به نام انستیتو فیلم دوحه  وابسته به شیخه میاثه آل ثانی دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تولید شده است(اینجا و اینجا را بخوانید) پخش کننده داخلی خود را شناخت.

به گزارش سینماژورنال “فیلمیران” به مدیریت علی سرتیپی که پیشتر پخش “جدایی نادر از سیمین” و “گذشته” فرهادی را برعهده داشت پخش “فروشنده” را هم از آن خود کرده است.

این فیلم که در جشنواره امسال کن رونمایی شد هفته ابتدایی تیرماه در جشنواره مونیخ هم به نمایش درخواهد آمد.

اکران سراسری این فیلم در سینماهای فرانسه اواسط پاییز توسط مومنتو و با نام “مشتری” انجام خواهد شد.

پخش آمریکای فیلم نیز به آمازون سپرده شده که هنوز زمان آن مشخص نیست.




روایت امیر جعفری از زمانی که اصغر فرهادی بازیگری می‌کرد

سینماژورنال: امیر جعفری بازیگری که در سالهای اخیر بیشتر از تئاتر در سینما و تلویزیون دیده شده عقبه‌ای کاملا تئاتری دارد.

به گزارش سینماژورنال او در تئاتر سابقه همکاری با کارگردانانی همچون علیرضا نادری، محمد یعقوبی، حسین کیانی و داریوش مهرجویی را دارد و به تازگی نیز درگیر همکاری با محمد رحمانیان در “مجلس ضربت زدن” شده است.

جعفری در خلال گفتگویی که به همین بهانه با “اعتماد” داشته وقتی بحث به اصغر فرهادی رسیده است از این گفته که بیش از سینما دوست دارد در تئاتر با فرهادی کار کند.

جعفری گفته است: من بيش از اينكه دوست داشته باشم با اصغر فرهادي در سينما كار كنم، دوست دارم با ايشان تئاتر كار كنم. اگر اشتباه نكنم سال ٧٥ يا ٧٦ تئاتري را از آقاي فرهادي ديدم كه هم كارگرداني مي‌كردند و هم بازي مي‌كردند. بازي بسيار درخشاني هم داشتند. فكر مي‌كنم آن سال جايزه هم براي كارگرداني و بازيگري گرفتند. البته اگر درست يادم مانده باشد، چون خود ما هم همان سال كار داشتيم. واقعا دوست دارم آقاي فرهادي تئاتر كار كند و در كار ايشان بازي كنم، بيشتر از سينما حتي.




فرهادی در گفتگو با رسانه اعراب‌⇐پیشرفت سریع ایران ممکن است به فاجعه منجر شود

سینماژورنال: “فروشنده” اصغر فرهادی که موسسه فیلم دوحه وابسته به شیخه میاثه آل ثانی  دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر از تولید آن حمایت کرده است(اینجا و اینجا را بخوانید) بعد از دریافت پروانه نمایش داخلی آماده اکران می‌شود.

به گزارش سینماژورنال فرهادی در این فیلم با به‌کارگیری ساختاری “نمایش در فیلم” با یک تدوین موازی در کنار اجرای نمایش “مرگ فروشنده” روایت زندگی دست اندرکاران اصلی این نمایش را به تماشا می‌گذارد.

“فروشنده” چه به لحاظ محتوا و چه به لحاظ ساختار شباهتهایی دارد با برخی آثار بهرام بیضایی و از جمله “حقایق درباره لیلا دختر ادریس”(اینجا را بخوانید)، “لبه پرتگاه”، “فیلم در فیلم” و “وقتی همه خوابیم” با این حال فرهادی مدام از غلامحسین ساعدی نام می‌برد و سعی زیادی دارد که اليناسيون(از خود بیگانگی) “مش حسن” در “گاو” و مسخ شدنش به چيزي كه عاشقش است يعني گاوش را با دگرديسي شخصيت يك مرد مهربان به مردي خشمگين و منتقم، به اشتباه يكي بداند…

فرهادی که بعد از بازگشت به ایران هیچ گفتگوی تفصیلی اختصاصی رسمی با رسانه‌های داخلی نداشته به تازگی با یک روزنامه عرب‌زبان به نام “نشنال” چاپ امارات گفتگو داشته است و جالب است که در این گفتگو باز از ساعدی نام برده است.

فرهادی که نمادی از فیلمسازی جریان موسوم به روشنفکر به شمار می رود و همواره سعی کرده در مناسک و ادبیات به عنوان چهره‌ای طرفدار مدرنیته خود را نشان دهد در گفتگو با این نشریه عرب به صراحت از عواقب رفتن به دل مدرنیته، احساس خطر کرده است.

این کارگردان در گفتگو با این روزنامه عرب با برشمردن شباهتهایی که میان نیویورک زمان نگارش “مرگ فروشنده” با تهران فعلی وجود دارد تغییر و تحولات رو به پیشرفت ایران را احتمالی دانسته بر بروز یک فاجعه!

سینماژورنال متن کامل گفتگوی فرهادی با این رسانه عرب را به نقل از “شرق” ارائه می دهد:

فیلم «فروشنده» اقتباس فوق‌العاده‌ای از نمایش‌نامه «مرگ فروشنده» اثر آرتور میلر است که کارگردان ایرانی، اصغر فرهادی، آن را ساخته. این فیلم که به‌عنوان یکی از رقیبان اصلی برای نخل طلایی، جایزه اصلی جشنواره فیلم کن، به شمار می‌آمد، ماجرای یک معلم و همسرش را روایت می‌کند که به خانه‌شان در تهران حمله می‌شود.

ترانه علیدوستی و شهاب حسینی که همواره در فیلم‌های فرهادی نقش‌آفرینی می‌کنند، در این فیلم نقشی بی‌نظیر از یک زوج را به نمایش گذاشتند که باید تصمیم می‌گرفتند چگونه به این حمله پاسخ دهند.

فیلم‌نامه این فیلم هم اثر فرهادی است و به شکلی نمایش‌نامه در فیلم‌نامه است؛ به این صورت که «مرگ فروشنده» در تئاتر در حال اجراست و صحنه‌های آن موازی با روایت داستان پیش می‌رود. فیلم “فروشنده” بازخوردهای خوبی در جشنواره داشت و درنهایت دو جایزه مهم بهترین فیلم‌نامه و بهترین بازیگر نقش اول مرد را از آنِ خود کرد.


‌پس از اینکه فیلم «گذشته» را در فرانسه ساختید، چه حسی داشتید وقتی به ایران بازمی‌گشتید و فیلمی به زبان مادری خود می‌ساختید؟
این فیلم قرار نبود ساخته شود. من پروژه دیگری را آغاز کرده بودم که قرار بود در اسپانیا فیلم‌برداری شود و پِدرو آلمودوار تهیه‌کننده اسپانیایی همکاری کند و بازیگران هم اسپانیایی و آمریکایی بودند. همه‌چیز به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه دلتنگ کشورم شدم. خواستم پیش از اینکه روی پروژه اسپانیایی کار کنم، به کشورم بازگردم.
‌کارکردن در ایران نسبت به فرانسه دشواتر بود یا آسان‌تر؟
پس از فیلم «جدایی نادر از سیمین»، کارکردن در ایران به نظرم بسیار آسان‌تر بود، چون با افراد مشتاقی کار می‌کردم که خود را بسیار درگیر کار می‌کردند. این، انجام بسیاری از کارها را برایم آسان کرد. این امکان برایم فراهم شد که بسیاری از مشکلات فیلم‌سازان دیگر را در ایران نداشته باشم.
‌فیلم «فروشنده» قصه عشق، انتقام، بخشش و تئاتر است. صحنه تئاتر نقشی مهم در فیلم دارد و همچنین حضوری زیاد در زندگی‌‌تان… .
پیش از اینکه روی این فیلم کار کنم، در تئاتر مطالعه کرده بودم و انتظار داشتم همه کارم در تئاتر باشد. به‌تدریج برای سینما نوشتم. بااین‌حال به تئاتر حس خوبی دارم. من کارکردن با تماشاگران را دوست دارم و عاشق تجربه انجام این کار با تئاتر هستم و فرهنگ تئاتر را دوست دارم.
‌چرا می‌خواستید به آرتر میلر ادای احترام کنید؟
من به خیلی‌ها ادای احترام می‌کنم. می‌خواستم از نویسنده بزرگ ایرانی، غلام‌حسین ساعدی، که در پاریس به خاک سپرده شده است، هم یاد کنم؛ او آرتر میلر ایران است. غلام‌حسین ساعدی هم به همان اندازه بزرگ است و آثارش شبیه آرتر میلر.
‌تئاتر نقش بسزایی در این فیلم دارد، زیرا نمایش اصلی آرتر میلر در زمینه اجرا می‌شود… .
درحقیقت دو داستان موازی در فیلم وجود دارد. شما «مرگ فروشنده» را در زمینه در حال اجرا می‌بینید و پس از اینکه روایت پیچیده داستان را دریافتید، مرگ فروشنده دیگری را می‌بینید. روایت داستان و روایت تئاتر موازی با هم پیش می‌روند. شخصیت فروشنده‌ای که در پایان فیلم کشف می‌کنید، بسیار نزدیک به ویلی لُمَن، [شخصیت اصلی نمایش میلر] و لیندا [زنِ ویلی] است. برای همین این فیلم داستان در داستان است. آنچه در تئاتر و نمایش رخ می‌دهد، به نظر می‌آید عمیقا برای شخصیت‌های فیلم اتفاق می‌افتد که دنبال‌شان می‌کنید.
‌آیا تطابقی بین تهران و نیویورکِ میلر می‌بینید؟
اگر اول نمایش‌نامه «مرگ فروشنده» را بخوانید، توصیف نیویورک را از زبان آرتر میلر و تغییرات را در شهر می‌بینید. او همه اساس شهر را رو به نابودی می‌بیند و زندگی مدرنی را توصیف می‌کند که در حال شکل‌گیری است و بر افراد و گروه‌هایی تأثیر می‌گذارد که نمی‌توانند خیلی سریع خود را با تغییرات همگام کنند. آنچه در ایران رخ می‌دهد، شبیه به این است – تهران مانند چند سال پیشِ نیویورک در حال پیشرفت است. اما ممکن است به فاجعه‌ای منجر شود، زیرا چنین نوسازی‌ها و نوآوری‌هایی را نمی‌توان صرفا با کنارزدن سنت به دست آورد.
‌به نظر می‌رسد برای این ارزش‌های سنتی، بسیار احترام قائلید… .
ما اعتقاد داریم باید بااحتیاط عمل کنیم و خانواده یک حریم خصوصی است. یک پسر کوچک دوست ندارد خانمی از بستگان درجه اول او لباسش را عوض کند. می‌بینید در کلاس‌های درس فقط پسرها حضور دارند و مختلط نیست. این چیزی است که شما در ایران وقتی بچه هستید می‌آموزید؛ تفاوت بین زن و مرد. من نظرم را دراین‌باره نمی‌گویم و فقط می‌گویم وجود دارد. علاوه بر این حریم خصوصی، مشکل قضاوت دیگران هم هست؛ اینکه دیگران چگونه شما را می‌بینند، بسیار مهم است.