در جدول ارزشگذاری منتقدان فرانسوی⇐ “فروشنده” فرهادی نوزدهم شد+عکس

سینماژورنال: در جدول ارزشگذاری منتقدان مجله فرانسوی “کایه دو سینما” بر فیلمهای جشنواره کن 2016 فیلم فرهادی از میان 21 فیلم حاضر در بخش رقابتی، جایگاه نوزدهم را به خود اختصاص داد.

به گزارش سینماژورنال این ارزشگذاری توسط 9 منتقد “کایه دو سینما” انجام شده و در آن سه فیلم “تونی الدرمن”، “اله” و  “خلیج سست” در بالای جدول قرار گرفته اند.

در این فهرست “تونی الدرمن” 36 ستاره گرفته، “اله” 35 ستاره و “خلیج سست” 29 ستاره.

“فروشنده” فرهادی اما تنها با 2 ستاره یکی از سه فیلم انتهایی جدول است!

جدول ارزشگذاری کایه دو سینما
جدول ارزشگذاری کایه دو سینما بر فیلمهای کن 2016



تهمینه میلانی در واکنش به fund قطری‌ها به فیلم فرهادی⇐ مثل نوبل باعث افتخار است!

سینماژورنال: در حالی که در هفته های گذشته فیلم “فروشنده” اصغر فرهادی در کنار جوایزش از جشنواره کن بخاطر fund موسسه فیلم دوحه که با حمایت “شيخه مياسه آل‌ثاني” دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر، پا گرفته حاشیه برانگیز شده است(اینجا را بخوانید) حالا تهمینه میلانی در تازه ترین گفتگویش در توصیفی غریب این حمایت ها را شبیه دریافت جایزه نوبل دانسته است.

به گزارش سینماژورنال میلانی در گفتگو با “شرق” گفته است: این اواخر آقای فرهادی متهم می‌شود که از کشور دیگری پول می‌گیرد، اشکال این ماجرا کجا است؟ درحال‌حاضر بنیادهایی در تمام دنیا وجود دارد که به فیلم‌سازان مستقل فارغ از ملیت پول می‌دهد تا عقاید اجتماعی و انسانی خود را گسترش بدهند و هیچ ایرادی ندارد؛ اینها وابسته به سازمان‌های سیاسی نیستند، دقیقا مثل این است که نوبل بگیرید و هیچ ربطی به دولت‌ها ندارد. اگر کسی جایزه نوبل را بگیرد، باعث افتخار است.

انگار نه انگار…

به گزارش سینماژورنال اینکه دریافت حمایت از یک موسسه قطری تازه تأسیس مرتبط با دختر امير سابق و خواهر امير فعلي ويكي از نفرات اول دربار اميرنشين قطر با جایزه نوبلی مقایسه شده که فارغ از پیشینه تاریخی‌-سیاسی‌اش، آوردگاهی است برای رقابت و آن هم سنجش توسط یک آکادمی، به شدت تأمل برانگیز است.

انگار نه انگار با حمايت بنياد مرتبط با فردي از دربار جايي طرفیم که مدام در حال حمایت از گروههای تکفیری-سلفی است و انگار نه انگار سینماگران ما مدام در حال شعار دادن  حمایت از خلیج فارسی هستند که اين اميرنشين پول  دهنده هیچ گاه آن را به رسمیت نشناخته است.

اما پاي پول با نام مستعار فاند که به ميان مي‌آيد هر  که هم كه نداند این کارگردان خوب می‌داند نیازی به قطر و نوبل هم نیست و کافیست حتي یک مدیر سینمايي كه به جرياني كاملا مخالف که سالها عليه آن فریاد کرده باشي روی کار بیاید و بودجه اي کامل برای ساخت فیلمی در نقد و تخطئه همكاران را فراهم کند در آن صورت حتی خط سیاسی مخالف این مدیر هم پشیزی اهمیت ندارد و باز هم می توان محصولی تولید کرد كه شخصيت اولش كه منفي است پس از تحول و عاقبت به خيري موهايش را كوتاه مي كند و پيراهن بلندسفيد بدون يقه اش را روي شلوارش مي اندازد!




روایت حجت‌الاسلام شهاب مرادی از تلاشهایش برای رفع ممنوعیت شجریان، اشک ریختن برای “شهرزاد” و “قباد”، دربست کردن سینما برای تماشای فیلم و…

سینماژورنال: حجت الاسلام شهاب مرادی که با نام کارشناس خانواده، ازدواج و جوانان شناخته می شود، از جمله روحانیون رسانه ملی است که همواره سعی می‌کند نظرات خود را در بسته‌بندی‌های شیک و متفاوتی به مخاطب عرضه کند.

به گزارش سینماژورنال همین ارائه حتی ثقیل‌ترین محتوا در یک بسته بندی به‌روز است که باعث می شود اغلب برنامه‌هایش در رسانه ملی با اقبال مخاطبان روبرو شود.

این روحانی در تازه ترین گفتگوی خود که با “تماشاگران امروز” انجام شده کوشیده برخی از علایق هنری خود را فاش کند.

سینما را دربست می گیریم و فیلم می بینیم

مرادی با اشاره به اینکه معمولا در سینما فیملها را می بیند گفته است: با خانواده و دوستانم به سینما میروم. بعضی وقتها که یک فیلم را خیلی دوست باشیم که سینما را دربست کردیم و رفتیم فیلم را دیده ایم.

وی ادامه داده است: یک بار “ردکارپت” را هفت هشت نفری با دوستانم رفتیم و دیدیم. خیلی هم خسته بودیم ولی گفتم من این فیلم را ندیده ام و باید ببینم…اغلب فیلمهای اسکاری 2015 را دیده ام.

فیلم “جاذبه” را ایستاده دیدم

این کارشناس مذهبی درباره علایق سینمایی اش بیان داشته است: بازی و ساخت خوب در انتخاب فیلم برایم اهمیت بسیار دارد. مثلا فیلم اتاق ROOM را دیدم و از وسطهای داستان فیلم می افتد و آن جذابیت لازم را ندارد ولی مثلا بخشی از فیلم جاذبه GRAVITY را ایستاده می دیدم. من دوست دارم خودم را به فیلم بسپارم و اینکه مدام دنبال این باشم که این بخش را کروماکی بدانم و آن بخش را جلوه های ویژه کامپیوتری نرمال نمی‌دانم.

حین تماشای “شهرزاد” گریه کردم

به گزارش سینماژورنال وی با اشاره به علاقه اش به سریال “شهرزاد” خاطرنشان ساخته است: سه چهار بار طی دیدن فصل اول “شهرزاد” به گریه افتادم. یکی دو بارش برای “قباد” بود.

مرادی افزوده است: “شهرزاد” تاریخ آن مقطع را صرفا سیاسی و در جهت مصدق و فاطمی نشان می داد.. به نظرم الان برای مخاطب مصدق و کاشانی و فداییان اسلام خیلی فرق ندارد و حساسیتهایی که در گذشته بوده الان زیاد وجود ندارد.

بعد از دیدن “ملکه”…

حجت الاسلام مرادی با اشاره به یکی از بهترین آثار سینمای دفاع مقدس در سالهای اخیر بیان داشته است: فیلم “ملکه” را در سینما ندیده بودم. تلویزیون آن را پخش کرد و وقتی تمام شد. ساعت یک و نیم شب به میلاد کیمرام زنگ زدم و گفتم واقعا کیف کردم بازی تو عالی بود.. کیمرام هم گفت تبریک تو از برای من از هزار سیمرغ بهتر است.

چیزی که دشمن بابت آن منت بگذارد مایه مباهات نمی دانم

این روحانی با اشاره به اینکه “درباره الی” فرهادی از “جدایی…”اش بهتر بوده با بیان اینکه “جدایی…” را کمی سیاه تر دیده درباره فرهادی اظهار داشته است: نسبت به آقای فرهادی مسأله ای ندارم ولی این موضوع نباید مرا از اظهارنظر بازدارد. نباید بگویم حالا که تب اسکار است پس من هم تبریک بگویم و بگویم البته یک سری ملاحظاتی هست که بعدا میگویم و آن بعداد هیچ وقت پیش نیاید. من چیزی را که دشمن ما بابت آن سر ما منت بگذارد مایه مباهات نمی دانم. ولی اگر مردم فقط در یک سینما برای فیلمساز دست بزنند آن موفقیت را به او تبریک می گویم.

حاتمی کیا را بیشتر از آثارش دوست دارم

مرادی درباره حاتمی کیا چنین نظر داده است: خودش را بیشتر دوست دارم و “چ” بهتر از “بادیگارد” بود. “آژانس شیشه ای” از همه فیلمایش بهتر است.

شهاب مرادی پیرامون “یتیم خانه ایران” ابوالقاسم طالبی هم اظهار داشته است: دیالوگهای فیلم در بعضی جاها خوب نبود ولی به نظرم این فیلم همین قدر که بتواند این موضوع یک خطری را در ذهن جا بیندازد که نیمی از جمعیت ایران در یک قحطی از بین رفته اند و این از تاریخ ما پاک شده، کافی است.

تلاش برای حل مشکل شجریان

یکی از جالبترین بخشهای گفته های مرادی جایی است که از علاقه دیرین خود به صدای محمدرضا شجریان و تلاشهایش برای حل مشکل ممنوعیتهای حرف زده است. به گزارش سینماژورنال مرادی با اشاره به شنیدن آثار شجریان گفته است: آن زمان که ما شجریان گوش می کردیم خیلی ها که الان از او طرفداری می کنند می گفتند اینها چیست گوش می کنید؟ یاد بدهکاری و بدبختی هایمان می افتیم.

وی ادامه داده است: واقعا شجریان به نظرم یک اتفاق بی تکرار است. آواز را در نقطه ای قرار داده که دیگر دست کسی به آن نمی رسد. سالهای متمادی طلبگی در موسیقی داشته است.

مرادی درباره تلاشهایش برای حل مشکل شجریان اظهار داشته است: ابتدای بروز مسائل تلاش کردم و می دانم افراد دیگری هم سعی خود را کرده اند اما احساس میکنم طرفین خودشان هم باید بخواهند.

منبر در مجلس ختم شکیبایی، پاشایی و…

حجت الاسلام شهاب مرادی در پاسخ به این سوال که در مجلس ختم چه چهر هایی منبر رفته است گفته است: خسرو شکیبایی، چهلم قربانیان زلزله بم در این شهر، آیدین نیکخواه بهرامی، مرتضی پاشایی، محمدعلی اینانلو و…

معلم آشپزی موسیقی درس می داد

به گزارش سینماژورنال ابراز تعلق خاطر مرادی به شجریان و منبر رفتن ایشان در مجلس ختم مرتضی پاشایی در حالی صورت گرفته که خودش زمانی که ریاست سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران را برعهده داشت، آموزش موسیقی در فرهنگسراها را تعطیل کرد. خودش دلیل این امر را برآمده از تخصصی نبودن آموزش دانسته و گفته است: همان موقع سازمان مورد نقد موسیقیدانان مسئول هم بود که معلم آشپزی در فرهنگسرا موسیقی درس می دهد.

وی ادامه داده است: ما مقرر کردیم آموزشهای تخصصی هنر از جمله موسیقی را برنامه ریزی و اجرا کنند کنند با نگاه حمایتی و بدون درآمدزایی مانند مکتب آواز تهران که مقدمات آن انجام شده بود.

مرادی خاطرنشان ساخته است: نکته دیگری که به آن به عنوان یک اصل معتقد هستیم عدم رقابت با بخش خصوصی بود است که باید همیشه و همه جا جدی گرفته شود. خیلی از آموزشگاهها اعتراض می کردند و این اعتراض آنها به حق بود که سازمان فرهنگی هنری با فضای رایگان و کلاسهای ارزانتر  عرصه را بر 300 آموزشگاه خصوصی تهران تنگ کرده است.




عصبانیت غرمترقبه کارگردان “کلاه پهلوی”!

سینماژورنال: انتشار اخباری ضد و نقیض درباره صدور پروانه نمایش “فروشنده” اصغر فرهادی سبب ساز رقم خوردن اتفاقی غیرمترقبه شد.

به گزارش سینماژورنال انتشار خبر صدور پروانه نمایش “فروشنده” از اداره نظارت از سوی روزنامه “سینما” موجب آن گردید که سیدضیاءالدین دری از اعضای شورای پروانه نمایش به موضع گیری درباره خبر پرداخته و به “باشگاه خبرنگاران” بگوید که به دلیل به حد نصاب نرسیدن هنوز پروانه نمایش اثر صادر نشده است.

با این حال انتشار خبری مجدد از روزنامه “سینما” مبنی بر آن که چهار عضو شورای پروانه نمایش به صورت جداگانه فیلم را دیده اند و محتوای آن را تأیید کرده اند موجب آن شد که سینماژورنال به سراغ سیدضیاءالدین دری رفته و در این باره از او بپرسد.

دری اما برخلاف رويه معمول با برخوردی تند و لحنی عصبی ما را به رییس اداره نظارت ارشاد ارجاع داد که البته ایشان هم پاسخگو نبود.

اینکه دلیل عصبانیت دری چه بوده مشخص نیست اما نکته اینجاست که اگر انتشار اخبار مرتبط با صدور پروانه نمایش به‌موقع از سوی کانال رسمی‌اش که روابط عمومی سازمان سینمایی است صورت گیرد در این صورت اهالی رسانه هم مجبور نخواهند بود که مرتب مصدع اوقات شریف(!) اعضای محترم و ریاست شورای پروانه نمایش باشند.




علت چرخش فرهادی از غلامحسین ساعدی به “گاو” چیست؟

سینماژورنال: مرور صحبتهای رسمی اصغر فرهادی درباره “فروشنده” از کن تا تهران و از خانه همایش تا خانه سینما نکته‌ای ظریف و قابل تأمل پیش‌رو می گذارد.

به گزارش سینماژورنال فرهادی در نشست رسمی فیلمش در کن و البته نشست خبری فیلمش در تهران و خانه همایش به صراحت از غلامحسین ساعدی نام برد و سعی کرد از تعلق خاطر خود به این نویسنده حرف بزند.

با این حال فرهادی به هنگام حضور در خانه سینما وقتی پشت تریبون رفت بدون کمترین اشاره به نام ساعدی فقط از یکی از نمایشنامه‌های ساعدی با عنوان “گاو” یاد کرد.

اصغر فرهادی در نشست خبری “فروشنده” در جشنواره کن گفت: اساسا این فیلم ادای احترام به چیزهایی است که خیلی دوستشان داشتم. ادای احترام به نویسنده بزرگ ایرانی که اتفاقا در فرانسه هم به خاک سپرده شد؛ غلامحسین ساعدی که برای ما ایرانی‌ها، هم‌سبک آرتور میلر است و به همان اندازه آثار غنی دارد.

فرهادی بعد از بازگشت به ایران در نشست پرسش و پاسخ با اهالی رسانه در خانه همایش بار دیگر  بحث غلامحسین ساعدی را به میان آورد و گفت: در نوجوانی چند نویسنده بوده که شیفته آنها بوده ام؛ صادق چوبک، محمود دولت آبادی، صادق هدایت و غلامحسین ساعدی. ساعدی هم وزن آرتور میلر است در ادبیات نمایشی ایران و اگر او با همین قریحه به زبان انگلیسی کارهایش را می نوشت احتمالا از میلر هم بالاتر می رفت. با این حال در فیلم اشاره مستقیمی به ساعدی نمی‌شود ولی تاثیر او در فیلم مشهود است.

این کارگردان در مراسم تقدیرش در خانه سینما اما کمترین اشاره به ساعدی نکرد و فقط درباره “گاو” چنین گفت: آیا کسی شک دارد که فیلم سینمایی «گاو» اگر در آن زمان به جشنواره کن می‌رفت می‌توانست نخل بگیرد؟ در آن زمان شرایط این‌طور نبوده، اما امروز راه برای حضور در جشنواره‌ها باز شده است.

واهمه یا توصیه؟

به گزارش سینماژورنال اینکه فرهادی در کن تأکید دارد بر ادای دین فیلمش به غلامحسین ساعدی اما در خانه همایش از این می‌گوید که فیلمش اشاره مستقیمی به ساعدی ندارد و در خانه سینما هم ابدا از ساعدی نام نمی برد را چطور می توان توجیه کرد؟

آیا فرهادی واهمه این را داشته که به سبب نام بردن از این نویسنده در داخل گرفتار دردسر شود؟ یا نام بردن از او در جشنواره کن ژستی بوده برای تحت تأثیر قرار  دادن رسانه هایی که همواره عقبه سیاسی آدمیان را بیشتر از عقبه فرهنگی آنها مورد توجه قرار می‌دهند و برای آنها ساعدی سوژه‌ای به مراتب لذیذتر از “گاو” است؟

به دلیل عضويت ساعدي در شوراي ملي مقاومت مجاهدين خلق(منافقين) در واپسين سالهاي عمر خويش در فرانسه، تكريم اين نويسنده و نه آثار پيش از انقلاب او همواره با احتياط ها و اما و اگرهايي همراه بوده است.

آیا فرهادی هم به همین دلیل احتیاط کرده و قبل از حضور در خانه سینما کسی به او در این باره توصیه هایی داشته است؟ بخصوص که صحبتهای چندی قبلتر صادق زیباکلام در خانه سینما درباره برخی سینماگران و از جمله حاتمی کیا، ده نمکی و سلحشور برای این نهاد صنفی حاشیه هایی را به وجود آورده بود و باعث توضیح این نهاد در این باره شده بود.(اینجا را بخوانید)

برای اینکه دریابیم دلیل چرخش از ساعدی به “گاو” چه بوده است باید قدری صبر کرد و به مرور گفته های فرهادی در ماههای پیش رو و به خصوص زمان اکران اثرش پرداخت.




كدام فيلمها با سرمايه‌گذاري شيوخ منطقه ساخته شدند؟/ردّپاي سعودي‌ها، كويتي‌ها و قطري‌ها در سينماي ايران+عکس

سینماژورنال: برنده شدن “فروشنده” اصغر فرهادی در دو رشته بهترین بازیگری مرد و بهترین سناریو در اختتامیه جشنواره کن سبب ساز آن شده است که برخی رسانه‌های عرب زبان این موفقیت را به سرمایه‌گذاری موسسه فیلم دوحه در آن پیوند زده و از نقش موثر قطری‌ها در جشنواره کن امسال سخن گوید.

به گزارش سینماژورنال البته که اصغر فرهادی هم پیشتر حضور موسسه فیلم دوحه به عنوان سرمایه گذار “فروشنده” را با استفاده از واژه حمایت مالي يا fund تأیید کرده بود و در نشست خبری داخلی‌اش هم باز هم بر این fund صحه گذاشت.

موسسه فیلم دوحه که در سال ۲۰۱۰ ميلادي توسط خانم شيخه مياسه آل‌ثاني دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تأسيس شده است(اینجا و اینجا را بخوانید) امسال هفت فیلم مختلف را در جشنواره کن معرفی کرده بود و ردّپای قطر و به تبع آن اعراب در جشنواره 2016 کن آن قدر پررنگ شده بود که یک فیلمساز دورگه عرب‌تبار به نام “هدا بنیامینا” وقتی برای دریافت جایزه دوربین طلایی روی سن رفت در سخنانی عجیب از این گفت که کن متعلق به آنهاست.

خط تکراری فرار دختر از خانه

هدا بنیامینا که با فیلمی به نام “دیواینز” در جشنواره کن حضور داشت در اختتامیه بعد از دریافت دوربین طلایی در سخنانی عجیب گفت: من اغلب علاقه ای نداشتم که به کن توجه نشان دهم اما امروز خوشحالم که اینجا هستم. کن متعلق به ما هم هست…

برای آن که از دلایل موفقیت این جوان عرب در آوردگاه کن بیشتر بدانیم کافیست مروری داشته باشیم بر خلاصه داستان فیلمش “دیواینز”. “دیواینز” درباره فرار است و نه فرار از زندان بلکه فرار دختری از خانه! فیلم این کارگردان دورگه عرب ماجرای اخراج دختری عرب از مدرسه و سپس فرار از خانه برای یافتن آزادی شخصی(!) را روایت می‌کند.

ردّپای شيوخ منطقه در سرمايه گذاري فيلم‌هاي ایراني

 با توجه به تصويري كه “فروشنده ” از فضاي امروز جامعه ايران به تصوير مي كشد، سرمايه گزاري موسسه وابسته به اين شيخه خانم كه حتما خليج فارس را با نام جعلي اش مي شناسد و پدر و برادرش در سياست خارجي مدام در كنار عربستان سعودي عليه ايران و نه فقط حاكميت شاخ و شانه مي كشند، مخاطب ايراني را نسبت به اين فيلم دلزده مي كند.

حتي براي همان تماشاگري كه احتمالا براي او، سازندگان فيلم به هنگام عبور از فرش قرمز صداي شجريان را پخش كردند و براي او مدام ذكر خير دكتر ساعدي را انجام دادند(!) باز قبول اينكه يك وابسته به دربار قطر هم در فرش قرمز قدم بردارد قابل قبول نيست.

فروشنده

فروشنده

 اين جماعت اگر بيشتر از آنهايي كه دل در گرو حاكميت دارند در كمپين هاي حمايت از نام خليج فارس شركت نكنند، كم اثرتر هم نيستند، خلاصه كلام نفرت از  رفتارهای تکفیری-سلفی و حاميان مالي آنها امري ملي در ايران است و مردم ايران با دربار آلوده ساز قطري كه به تنهايي در باب رشوه به فيفا جهت برگزاري بازي هاي جام جهاني عامل فروپاشي كميته مركزي فيفا شد و با پول همه چيز را مي خواهند و مي توانند بخرند، ميانه بدي دارد و اين يك حس مشترك ملي است كه حتي اعراب شريف ايراني هم از سياست هاي خصمانه كشورهاي كوچك و دست ساز منطقه خليج فارس دلزد ، متنفر و ناراضي اند.

حضور پررنگ قطر يكي از كشورهاي حامي گروه هاي سلفی تكفيري در جشنواره کن امسال و البته ردپای پررنگشان بر فرش قرمز فیلم فرهادی، اين سوال را به ذهن مي‌آورد كه آیا فرهادی اولین کارگردان ایرانی است که سرمایه نقدي فیلمش را يكي از فرزندان و بستگان شيوخ حاكم بر كشورهاي عربي منطقه تأمین کرده است؟

جستجوی ریشه ماجرا در یک دهه قبل
هرچند گردش آزاد و سريع اطلاعات و نيز آگاهي و تنفر ملت ايران از حاميان سلفي‌ها و تكفيري‌ها، انتقادها پیرامون دریافت fund “فروشنده” از موسسه فیلم دوحه را به شدت در کانون توجه قرار داده  اما اولين سرمايه گذاري شيوخ در سينماي ايران به ده سال پيش باز مي گردد.

یک دهه پیش از این شيخ ” صالح عبدالله كامل” شيخ سعودي كه صاحب شركت معظم خوشه‌اي (هلدينگ) “دله البركه” است به ايران آمد و در طي قرارداي كه به نمايندگي از كمپاني راديو تلويزيون ماهواره اي ” روتانا” با موسسه سينمايي سبحان‌فیلم به مديرعاملي سعيد حاجی‌ميري منعقد كرد، سرمايه‌گذاري در فيلم هاي ايراني را بر عهده گرفت.

گفتني است امپراطوري تصويري “روتانا” به شاهزاده وليد بن طلال بن عبدالعزيز نوه موسس عربستان سعودي تعلق دارد و عقد اين قرار داد در زمان سياستهاي حسن همجواري خواهانه سعودي و فقط به شكل قرارداد بين دو شركت خصوصي ايراني و سعودي انجام گرفت چرا كه آن زمان هم حساسيت به سرمايه گذاري سعودي ها در سينماي ايران عليرغم نداشتن چهره خصمانه امروزي وجود داشت.

تقاطع

تقاطع

خرید فیلم “تقاطع”

سبحان فيلم كه قرار بود تعداي فيلم به سرمايه گزاري شيخ سعودي بسازد، براي آنكه دچار دفع وقت نشود دست به خريد كارهاي ساخته شده و آماده سينما زد و با خريد فيلم “تقاطع” به كارگرداني ابوالحسن داودي و تهيه كنندگي ناصر شفق اين فيلم را به عنوان محصولي مشترك از سينماي ايران و البته fund سعودي به بازار خارج از ايران ارائه داد.

روتانا از طريق دله البركه با تغییر برخی واژگان مصطلح در ادبیات مسلمانان شیعه از طريق دوبله مجدد و زيرنويس فيلم را در بازار عربي و اروپايي پخش كرد و فيلم را در جشنواره قاهره مركز امپراطوري تصويري روتانا عرضه كرد.

گفتني است برخلاف “فروشنده” كه تا زمان برگزاري فستيوال كن تهيه كننده‌اش اصغر فرهادي و شریک فرانسوی‌اش ممنتو شناخته مي شدند و تا قبل از افشاي طرف قطري و رژه اش در فرش قرمز با تصنيف “دلشدگان”، نامي از اين سرمايه‌گذاري جايي برده نمي شد‌، تهيه كنندگان “تقاطع” نام “روتانا” را به شكل كامل آن البته يعني “راديو تلويزيون عرب” همه جا در كنار نام شفق و حاجي ميري ، اعلام مي كردند.

البته که همکاری روتانا با سبحان فیلم ادامه نیافت و پس از “تقاطع” دامنه اختلافات آن قدر بالا گرفت که به قطع همکاری منجر شد.

سرمایه “فصل فراموشی…” از کویت آمد

سالها بعد این “فصل فراموشی فریبا” عباس رافعی بود که با سرمایه‌گذاری یک شهروند مقیم کویت تولید شد. “فصل فراموشی فریبا” هم که تصویری اغراق شده و تلخ از اجتماع امروز و مظلوميت زن در ايران نشان می‌دهد برخلاف “تقاطع” که از حضورهای جشنواره اي به شكل گسترده ناکام بود، مرتب از فستیوالهای مختلف جایزه گرفته و شاید به لحاظ تعداد جوایز رکورددار سینمای ایران باشد.

البته که حضور “فصل فراموشی فریبا” در جشنواره های رده یک نبوده اما به لحاظ کمیت تعداد جشنواره، این فیلم جزو پیشتازان است.

فصل فراموشی فریبا
فصل فراموشی فریبا

یعنی میان این همه ارگان متمول داخلی یک fund دهنده پیدا نمی‌شد؟

حالا هم که دیگر با “فروشنده” فرهادی روبروییم که با fund موسسه متعلق به دختر خليفه سابق و خواهر خليفه (شاه) فعلي قطر تولید شده و مطبوعات عربي متاسفانه ورود دقیقه نودی به کن و دریافت دو جایزه سینمایی از کن را مربوط به نقش پررنگ قطري عربي مي دانند؛ نكته اي كه حتي اگر آن را يك لاف بزرگ بپنداريم حسرت برانگیز است.

حسرتی از این جهت که عليرغم تمكن مالي كارگردان فيلم و حاضر بودن بسياري از اسپانسرها و بانكهای داخلی براي سرمايه گذاري در فيلم او كه اسكار را در كارنامه دارد و باز با توجه به هزينه هاي كم فيلمسازي در ايران به نسبت ديگر كشور ها چرا بايد پيشنهاد پولي و مالي قطريها با توجه به سياستهاي آلوده  تروريست پرورشان مورد قبول واقع شود؟!




اظهارنظرات فریماه فرجامی درباره کیارستمی، فرهادی و برنامه‌هایش برای کارگردانی

سینماژورنال: فریماه فرجامی بازیگری که در دهه های شصت و هفتاد کیا و بیایی در سینمای ایران داشت اما در سالهای اخیر به دلیل ابتلا به یک بیماری قدیمی(!) اوضاع جسمی روبراهی ندارد از علاقه اش برای کارگردانی سخن گفت.

به گزارش سینماژورنال فرجامی که در حاشیه‌ برنامه‌ روخوانی فیلم‌نامه «سرب» حضور داشت به “ایسنا” گفت: این روزها هر کدام از دوستان، کاری در سینما انجام دهند، لذت می‌برم و آن‌ها را تشویق می‌کنم. جایزه‌ای ندارم تا به آن‌ها بدهم، در عوض روحیه‌ی خودم را به آن‌ها می‌دهم.

فریماه فرجامی با اشاره به بیماری اخیر عباس کیارستمی گفت: این روزها از کارهای تمامی دوستان در سینما خوشحالم و به دلیل علاقه‌ام به آثار آقای کیارستمی، هر زمان که ایشان از من دعوت به کار بکنند، می‌پذیرم.

این بازیگر با اشاره به موفقیت‌های “فروشنده” اصغر فرهادی در جشنواره کن بیان داشت: از این اتفاق بسیار خوشحال هستم. جشنواره‌ای که پیش از این آقای کیارستمی نیز در آن‌جا موفقیت‌ها و جوایزی را کسب کرده است. من به قدری آثار آقای کیارستمی را دوست دارم که هر زمان ایشان از من دعوت به کار بکنند، می‌پذیرم.

این بازیگر با اشاره به نسبتش به امروز سینمای ایران، توضیح داد: این روزها سینمای ایران را بسیار کم دنبال می‌کنم. اگر کاری را دوست داشته باشم و یا اگر به کاری دعوت شوم، می‌پذیرم.

او در پایان در مورد فعالیت‌های اخیرش گفت: چندین کار در زمینه فیلمنامه و کارگردانی انجام داده‌ام، فیلمنامه‌هایی نوشتم و می‌خواهم آن‌ها را کارگردانی هم بکنم. مسائلی که در این مورد مطرح شده است در سطح خصوصی بوده است و نمی‌توان در مورد زمان دقیق انتشار و یا اکران آن‌ها سخن گفت.




پرسش عجیب یک رسانه اصولگرا⇐چرا بعضی‌ها نباید به اصغر فرهادی و شهاب حسینی تبریک بگویند؟!‏

سینماژورنال: موفقیت “فروشنده” فرهادی در جشنواره کن سبب ساز شکل گیری یک سلسله پیامهای تبریک شد؛ پیامهایی که از شخصیتهای هنری تا سیاسی-اجتماعی را دربرمی گرفت.

به گزارش سینماژورنال این سلسله پیامهای تبریک وقتی از سوی برخی افرادی ابلاغ شد که در همه این سالها سعی می کردند اندیشه های فکری جریان همراه با فرهادی را نقد کنند، با مخالفت برخی مخاطبان مواجه شد که در فضای مجازی به صراحت این پیام تبریک را نوعی رنگ عوض کردن قلمداد می کردند.

این اتفاق سبب ساز آن شده است که یک رسانه اصولگرا به نام “حلقه وصل” در گزارشی با طرح این پرسش که “چرا بعضیها نباید به اصغر فرهادی و شهاب حسینی تبریک بگویند؟” به آسیب شناسی ماجرا بپردازد.

سینماژورنال متن کامل گزارش “حلقه وصل” را ارائه می دهد:

واکنشهای مختلف

اعلام نام اصغر فرهادی و شهاب حسینی به عنوان برگزیدگان جشنواره کن، واکنش‌های بسیار زیاد و بعضا متفاوتی را از سوی مسئولان، هنرمندان و اقشار مختلف مردم در پی داشت. برخی چون حسن فتحی از این اتفاق به عنوان پیروزی تاریخی برای مردم ایران یاد کردند و برخی دیگر مثل کیارستمی داغ دلشان تازه شد که چرا وقتی آنها «نخل طلا» گرفتند کسی تحویلشان نگرفت. بعضی‌ها هم مثل شمقدری اینگونه اظهار نظر کردند که :«اگر کسی فکر کند این جایزه‌ها صرفاً بر اساس شاخص‌های هنری داده می‌شود، عقب‌مانده است».

اما در میان همه این خوشحالی‌ها، بی‌تفاوتی‌ها و بعضا دلواپسی‌ها نسبت به بذل و بخشش جشنواره «کن» به سینمای ایران، به نظر می‌رسد موضوعی از نظرها مغفول مانده است.

به خودمان اجازه می‌دهیم به جای دیگران فکر کنیم

حکایت مردمان امروز ما، حکایت عجیبی است. به خودمان اجازه می‌دهیم به جای دیگران فکر کنیم، به جای دیگران تصمیم بگیریم. به خودمان حق می‌دهیم درون فکر دیگری برویم و هرطور که ما دلمان می‌خداهد فکر او را تغییر دهیم! یک لحظه خود را جای دیگری نمی‌گذاریم که هیچ، تازه از آنجایی که خود را حق مطلق می‌دانیم، هر کسی که خلاف تفکر ما اندیشه کند را به باد تخطئه می‌گیریم. حکایت عجیبی است، حکایت این روزهای مردمان ما …

گویی حق، مفهوم مرده‌ای برای مردمان روزگار ما شده است. فضای مجازی هم که خود معضلی شده برای بیشتر آسیب‌دیدن حوزه‌ی خصوصی افراد. از هنرمندان گرفته تا ورزشکاران و از همه مهمتر سیاستمدران بایستی یا از این فضا دور باشند (که به هیچ عنوان نمی‌شود) و یا خود را بر مبنای سلیقه‌ی مخاطبان تغییر دهد، حتی بر خلاف عقیده واقعی خود.

نمی توانی پست بگذاری چون ممکن است برخی خوششان نیاید

نمی‌توان یک پست از فرد، موضوع و… مورد علاقه‌ات در صفحه شخصی خود (البته به ظاهر شخصی) گذاشت، چون احتمال دارد به مذاق عده‌ای خوش نیاید و تازه آنجاست که در کمال خودخواهی، آن عده به خود اجازه می‌دهند تو را آماج حملات بی‌رحمانه خود قرار دهند که چرا این طور فکر کردی، از شما بعید است!(محترمانه‌ترین شکلش)، با مطالعه بیشتری پست بگذارید! پست را پاک کن، به فلان آرمان خیانت کردی، به فلان شخص خیانت کردی و … تو گویی قالبی وجود دارد که هرکس باید درون آن قالب قرار گیرد، اگر فردی درون آن قالب جا نگیرد و از بعضی جاهای قالب سرریز کند و یا بعضی جاهای قالب را پر نکند، باید به او حمله کرد یا در بهترین حالت سعی در روشن نمودن او نمود. اگر هم خود را اصلاح نکرد حتما باید حذف شود!

نمی‌دانم کی قرار است جامعه‌ی احساساتی و جوزده‌ی ما به بلوغ برسد؟ نمی‌دانم کی یاد می‌گیریم درک کنیم کسی هم می‌تواند دوست ما باشد و هم صد در صد مثل ما فکر نکند؟ نمی‌دانم کی یاد می‌گیریم به حوزه‌ خصوصی و ذهن افراد احترام بگذاریم؟نمی‌دانم کی می‌فهمیم یک فرد هم می‌تواند پایبند به ارزش‌ها باشد و هم می‌تواند علایق سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص خودش را داشته باشد و وظیفه‌ی ما این است که صرفا به آن علایق احترام بگذاریم و نه چیزی بیش از آن؟




تبریک به فرهادی و شهاب حسینی از سوی دبیر جشنواره سلامت

سینماژورنال: دکتر ابراهیم داروغه زاده دبیر نخستین جشنواره فیلم سلامت در پیامی موفقیت اصغر فرهادی و شهاب حسینی را تبریک گفت.

به گزارش سینماژورنال در پیام تبریک داروغه زاده آمده است:

درخشش هنرمندان سینماگر ایران زمین، به حدی طی سالهای گذشته در رویدادهای هنری جهان تکرار شده است که چنانچه اگر در جشنواره یا مناسبتی از سینمای پرافتخار ایران سخنی نباشد شگفت آور است.

موفقیت سازندگان فیلم سینمایی”فروشنده” در شصت و نهمین جشنواره معتبر فیلم کن در کشور فرانسه بار دیگر ثابت کرد که زبان گویای سینما میتواند در هر مقطعی از تاریخ، حلقه اتصال میان تمدن ها، تفکرات و در نهایت بشر امروز از سراسر دنیا باشد.

جشنواره ملی فیلم “سلامت” که در صدد جلب مشارکت هنرمندان در جهت تولید آثاری ارزشمند با محوریت ترویج فرهنگ سلامت روانی و جسمانی آحاد مردم در کشور است، افتخار دریافت دو نخل طلایی جشنواره مزبور از سوی اصغر فرهادی بزرگوار و سید شهاب حسینی محبوب را خجسته دانسته و خود را در شادی و سرور مردم هنرپرور و هنردوست سرزمینمان شریک می داند.




“کن لوچ” نخل طلای جشنواره کن را به خانه برد/شهاب حسینی بهترین بازیگر مرد شد/اصغر فرهادی بهترین سناریست+فهرست کامل برندگان و حواشی اختتامیه

سینماژورنال: اختتامیه جشنواره شصت و نهم کن در حالی برگزار شد که بسیاری از ایرانیان منتظر بودند نخل طلای بهترین فیلم به “فروشنده” اصغر فرهادی برسد.

به گزارش سینماژورنال با این حال این کن لوچ بریتانیایی تبار بود که نخل طلای بهترین فیلم را به خانه برد اما در عوض فرهادی جایزه بهترین فیلمنامه را گرفت و شهاب حسینی جایزه بهترین بازیگر مرد را.

فهرست کامل برندگان کن 2016 را در ادامه بخوانید:

–بهترین فیلم: من دانیل بلک/کن لوچ/انگلیس

–بهترین کارگردان: فارغ التحصیل/کریستین مونجیو/رومانی+خریدار شخصی/الیویه آسایاس/فرانسه

__بهترین فیلمنامه: اصغر فرهادی/فروشنده/ایران

–بهترین بازیگر مرد: شهاب حسینی/فروشنده/ایران

–بهترین بازیگر زن: ژاکلین ژوزه/ماروسا/فیلیپین

–جایزه ویژه هیئت داوران: خاویر دولان/این فقط پایان دنیاست/کانادا و فرانسه

–جایزه ویژه هیات داوران: آندره‌آ آرنولد/عسل آمریکایی/آمریکا و فرانسه

–جایزه بهترین فیلم کوتاه : خوانجو خیمنز/تایم کد/اسپانیا

–جایزه دوربین طلایی برای بهترین فیلم اول: هدا بنیامینا/دیواینز/فرانسه و قطر

حواشی اختتامیه

کن لوچ برنده نخل طلا، سخنرانی بعد از دریافت جایزه خودش را به وضعیت سیاسی و اقتصادی جهان امروز اختصاص داد و گفت: ما باید بگوییم که تغییر دنیا امکان‌پذیر است.

اصغر فرهادي بعد از دریافت جایزه گفت: فيلم هاي من فيلم هاي شادي نيستند اما خوشحالم كه با جوايزم مردم ايران يا لاقل بخشي از آنها را شاد مي كنم.
فرهادي همچنین بیان داشت: روزي به همراه فيلمبردارم براي تماشاي نسخه نهايي “فروشنده” به سينمايي رفتيم مسئول سالن گفت بيست دقيقه براي آماده شدن فيلم لازم است و در اين فاصله فيلمي برايتان بگذارم؟ گفتم اگر خسته كننده نيست بگذار و آن فيلم “مد مكس” جورج ميلر بود؛ همان موقع گفتم اين نشانه خوبي است.

فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی بعد از اختتامیه از فیلم “گاو” یاد کرد و گفت جایزه‌ش ادای دینی‌ست به شاهکارهای ادبی و سینمایی که او را تحت تأثیر قرار داده است.

ژاکلین خوزه بازیگر فیلیپینی بعد از دریافت جایزه بهترین بازیگری در حال اشک ریختن گفت: من فقط آمده بودم تا همراه دخترانم بر روی فرش قرمز راه بروم.

شهاب حسيني بعد از دریافت جایزه گفت: مطمئنم روح پدرم الان نظاره گر من است؛ از فرهادي و عليدوستي تشكر مي كنم؛ اين جايزه را از مردم دارم پس اين جايزه را با تمام وجود و از اعماق قلبم به آنها تقديم مي كنم.

شهاب حسینی در کنفرانس مطبوعاتی بعد از اختتامیه گفت: فرهنگ و هنر جایگزین خوبی برای جنگ است و امیدوارم روزی مسائل جهان از طریق هنر حل شود.

–“ورایتی” توجه کن به فیلم جدید فرهادی را از نشانه‌های پسابرجام در سینمای ایران خواند.

–برخی منتقدان نادیده گرفتن فیلم‌هایی چون «سیرانوادا»، «تونی اردمن» و «پترسون» در اختتامیه را غیرمنطقی خواندند اما اعضای هیأت داوران از تصمیمات خود دفاع کردند.

کن لوچ برنده نخل طلای بهترین فیلم
کن لوچ برنده نخل طلای بهترین فیلم
اصغر فرهادی اختتامیه کن
اصغر فرهادی برنده جایزه بهترین فیلمنامه

شهاب حسینی برنده جایزه بهترین بازیگری
شهاب حسینی برنده جایزه بهترین بازیگر مرد

ژاکلین خوزه
ژاکلین خوزه برنده جایزه بهترین بازیگر زن



نماینده شاهزاده قطری بر روی فرش قرمز “فروشنده”+عکس

سینماژورنال: از جمله چهره های حاضر در فرش قرمز “فروشنده” اصغر فرهادی در جشنواره کن “فاطمه الرمیحی” مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر بود.

به گزارش سینماژورنال حضور این زن قطری از آن جهت حائز اهمیت بود که پیشتر سرمایه گذاری این موسسه قطری در فیلم “فروشنده” مطرح شده بود اما اصغر فرهادی ادعا کرده بود این موسسه فقط به آنها fund یا تنخواه داده است.(اینجا و اینجا را بخوانید)

حالا و با حضور مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر بر فرش قرمز بیش از پیش ردّپای پررنگ این موسسه که وابسته به یک شاهزاده قطری است در تولید “فروشنده” به چشم خواهد آمد.

نکته درباره این حضور آن بود که مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر با پوشش کامل بر روی فرش قرمز ظاهر شده بود.

باید منتظر ماند و دید واکنش این سرمایه گذار قطری به موفقیت یا شکست احتمالی “فروشنده” در جشنواره کن چیست؟

مؤسسه فيلم قطر در سال ۲۰۱۰ ميلادي توسط خانم شيخه مياسه آل‌ثاني دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تأسيس شد.

این موسسه به عنوان اولین موسسه بين‌الملل فیلمسازی قطر با سرمایه گذاری کلان در حال تولید و تامین بودجه فیلم، آموزش فیلمساز بومی، و برگزاري جشنواره سالانه دوحه ترايبيکا، نسل‌ها و قمره است.

فاطمه الرحیمی مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر
فاطمه الرمیحی  مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر
فاطمه الرحیمی مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر
فاطمه الرمیحی مدیر اجرایی موسسه فیلم قطر



نظرات كاملاً متفاوت درباره “فروشنده” فرهادي كه شباهت عميق به “حقايق درباره ليلا دختر ادريس” بيضايي دارد⇐از “نخل طلا را به اين فيلم بدهيد” تا “كم‌رمق‌تر از هميشه است و به سختي مي‌تواند تأثير بگذارد”+سیناپس فیلم

سینماژورنال: بالاخره تازه ترین فیلم اصغر فرهادی “فروشنده” در جشنواره کن به نمایش درآمد.

به گزارش سینماژورنال فیلم تازه فرهادی که داستان سکنی گزیدن یک زوج جوان در خانه زنی بدنام  است، بعد از اولین نمایش در کن مواجه شد با اظهارنظرات متنوعی از نمایندگان رسانه های حاضر در نمایش فیلم.

این اظهارنظرات دامنه متفاوتی را هم شامل می شود و از لایق نخل طلا بودن تا کم رمقی را دربرمی‌گیرد.

نکته ای که در خلال این نظرات وجود دارد این است که بازی شهاب حسینی بازیگر مرد “فروشنده” مورد توجه قرار گرفته و هیچ بعید نیست جایزه بهترین بازیگری جشنواره به او برسد.

ابتدا سیناپس “فروشنده” را بخوانید:

آ‍پارتمانی در تهران در حال فرو ریختن است و ساکنان آن از جمله زوج متاهلی که شخصیت‌های اصلی داستان اند، عماد (شهاب حسینی) و رعنا (ترانه علیدوستی)، برای نجات جان خود با عجله در حال فرار از خانه اند.  در پایان خانه سر جایش ثابت می‌ماند، با ترکی عمیق بر روی دیوار که منجر به نشت گاز می‌شود.

عماد و رعنا مجبور می‌شوند که خانه‌ تازه‌ای پیدا کنند. آنها سریعا می‌روند به واحد بزرگ ولی قدیمی خانه‌ای که در نزدیکی همان‌جا واقع است. اما ظاهرا ردپای ناخوشایندی از گذشته‌ی خانه هنوز باقی مانده. مستأجر قبلی نیمی از اثاثش را جا گذاشته و حاضر نشده که برای بردنشان بیاید.

وقتی که علتش را می‌پرسند، در جواب معلوم می‌شود خانم مستاجر، آن طوری که در بیان مردم تهران رایج است، با مردهای زیادی پریده، به بیان دیگر روسپی بوده. نق‌ نق‌ها شروع می‌شود و بعد از آن اتفاقی می‌افتد که سبب نادیده گرفتن موضوعی سیاه‌تر می‌شود. رعنا در خانه تنها است و می‌شنود که کسی وارد خانه شده. به تصور این که عماد است شروع می‌کند به حرف زدن، اما عمادی در کار نیست.

شب همان روز عماد به خانه برمی‌گردد و وقتی که از پله‌ها بالا می‌رود، ردپای خونی در راه‌پله‌ها به چشمش می‌خورد و همسرش را در حالی می‌بیند که وقتی زیر دوش بوده، توسط کسی که وارد خانه شده به سرش ضربه خورده. در بیمارستان سرش را بخیه می‌زنند و معلوم می‌شود که مشکل جسمی خاصی ندارد.

به غیر از این که اوضاع کلا خوب نیست. چنین اتفاقاتی پیش می‌آید و آدم‌های خوب در شهرهای بزرگ ممکن است که مورد حمله قرار بگیرند. اما آنچه که بر سر رعنا آمده، خوبی ذاتی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. رعنا وحشت کرده…حالت تدافعی هم بهش دست داده.

از عماد که معلم ادبیات دبیرستان است می‌خواهد تا کارش را رها کند و در خانه پیشش بماند… اما از طرف دیگر هم می‌خواهد که تنها باشد. رعنا مجموعه‌ای از تنش‌ها و فراتر از آن مجموعه‌‌ی تناقضات است. از سر تنش و استرس شروع می‌کند به پرخوری.

عماد در قالب جوانمردی تمام عیار ظاهر می‌شود که فقط به دنبال آرامش و حمایت از همسرش است. اما اوضاع وقتی به هم می‌ریزد که احساسات زنانه‌ غیرمنطقی رعنا این اجازه را به او نمی‌‌دهد و عماد هم طاقتش تمام می‌شود و همین است که اتفاقات تازه ای را شکل می دهد…

فروشنده اصغر فرهادی
ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در نمایی از “فروشنده” اصغر فرهادی

حالا بخشی از نظرات کوتاه نسبت به “فروشنده” را به نقل از “دنیای تصویر آنلاین” مرور کنید:

متیو اندرسون از بی‌بی‌سی: درام اخلاقی پرتنش اصغر فرهادی را دیدم. نخل طلا را بدهید به این فیلم.

جردن فرلی از توتال فیلم: نمایش اخلاقگرایانه‌ تکان‌دهنده‌ای از ایران که به پای «جدایی» نمی‌رسد.

ربکا لاورنس، معاون دبیر سرویس فرهنگ بی‌بی‌سی: «فروشنده» فوق‌العاده بود. مدعی دیرهنگام برای نخل طلا.

هالیوود السور: «فروشنده» درباره‌ شک، خشم، مالکیت، انتقام، گناه و ترحم است. اما تمام این‌ها را زیرمجموعه‌ شووینیسم(میهن پرستی افراطی) قرار می‌دهد.

پیتر بردشاو از گاردین: «فروشنده‌» اصغر فرهادی محصولی فریبنده‌ای با مایه‌هایی از هانکه و دنیس ویلونوا است.

گریگوری الوود، موسس هیتفیکس: «فروشنده» یک ملودرام خوش‌ساخت و باز هم یک درام اخلاق‌گرایانه‌ دیگر از اصغر فرهادی است. ترجیح می‌دهم چیز تازه‌تری ببینم.

جردن رویمی از ایندی وایر: فکر می‌کنم که کاملا مشخص است که «فروشنده» با «جدایی» فرق دارد. اما یک بار دیگر باید بپرسیم که این چیست؟ یک فیلم عالی که بعد از فیلم شان پن بدجوری بهش نیاز داشتیم.

الکس بیلینگتون از فرست شوئینگ: فیلم جدید فرهادی حرف ندارد. یک درام انتقامی فریبنده با لایه‌های فراوان. ولی تا جایی که امیدوار بودم پیش نمی‌رود. تا همین جا هم خوب است.

تیم گریرسون از اسکرین اینترنشنال: سرگردانی اخلاقی و کنایه‌های دراماتیک سرراست فرهادی این بار کم‌رمق‌تر از همیشه است و به سختی می‌تواند تاثیر بگذارد.

شهاب حسینی، اصغر فرهادی، ترانه علیدوستی، بابک کریمی و محمد حقیقت در جشنواره کن
شهاب حسینی، اصغر فرهادی، ترانه علیدوستی، بابک کریمی و فرید سجادی حسینی در جشنواره کن

نیکولا گروژاندوویچ از پلی‌لیست: «فروشنده» شگفت‌انگیز است. نه به خوبی «جدایی» ولی بهتر از «گذشته». مدعی خیلی جدی برای بهترین بازیگر مرد.

واکنش رسمی توتال فیلم: ابهامات اخلاقی به شدت تکان‌دهنده، این فیلم را از «جدایی» فراتر برده. بازی‌های درجه یک.

رنه نارانخو، خبرنگار اسپانیایی: در «فروشنده»، اصغر فرهادی فیلمسار ایرانی، شخصیت‌های قدرتمندی را خلق کرده و تنش‌های موجود در یک چارچوب اخلاقی و مذهبی را آشکار ساخته است.

آلخاندرو جی کالوو ناشر اسپانیایی: اصغر فرهادی در «فروشنده» نسبت به «گذشته» پیشرفت کرده اما همچنان درامی بیش از حد مهندسی شده دارد.

سم سی مس از مجله اسلنت: «فروشنده» یا مرگ عقاید تلقین شده به یک مرد ایرانی در باب عدالت اجتماعی. بالاخره کارگردانی فرهادی به پای نویسندگی‌اش رسید.

ترویس کولرویس از مجله فرهنگی منسل: فیلم فرهادی تشریح کامل احساس تحقیر و گناه است.

استفان لو بلانک روزنامه‌نگار فرانسوی: «فروشنده» داعیه‌ای پرشور علی انتقام‌جویی است.

⇓⇓⇓

 پی نوشت سینماژورنال

فارغ از طیف گسترده نظراتی که نسبت به “فروشنده” وجود دارد شباهت عحيب داستان فيلم فرهادي با یکی از فیلمنامه‌های شناخته‌شده بهرام بیضایی یعنی “حقايق درباره ليلا دختر ادريس” بخصوص تا نيمه فيلم، شگفتي آور است، هرچند خود آن فيلمنامه نیز به نوعی به “مستأجر” رومن پولانسكي شبيه بود.

در “حقایق درباره لیلا دختر ادریس” با دختری به نام “لیلا” روبروییم که پدر و مادر خود را از دست داده و كسي را ندارد، او به دنبال يك زندگي مستقل  در یکی از محله‌های فقیرنشین به زحمت خانه اي براي  اجاره می يابد؛ خانه‌ای که او  به آنجا نقل مكان می‌کند پيش از اين متعلق به زنی روسپی به نام اعظم بوده است و از اینجا به بعد اتفاقات اين خانه، مشکلات تازه اي را براي ليلا رقم می‌زند، يعني رجوع مشتري‌هاي اعظم به خانه اي كه حالا ليلا در آن زندگي مي كند باعث بروز احساسات متضاددرون ليلا مي شود.

تفاوت “حقایق درباره لیلا دختر ادریس” با “فروشنده” در اين است كه ليلا برخلاف رعنا همسري ندارد و تنها یک نامزد دارد که هرازگاه او را بخاطر زندگی مستقل سرزنش می‌کنند.

به نظر مي رسد براي نشان دادن غربت اين زن كه مستاجر جديد اين خانه بدنام است تصميم بيضايي براي تنها بودن زن، انتخاب درست تري است تا نسخه فرهادی كه زن همسري همراه و همدل هم دارد.

حقایق درباره لیلا دختر ادریس
“حقایق درباره لیلا دختر ادریس” بهرام بیضایی

در “مستأجر” رومن پولانسکی هم با مردی به نام “تروکوفسکی” روبروییم که وارد آپارتمانی می شود که پیشتر دختری با گذشته نامعلوم در آن زندگی کرده است؛ دختری که گفته می شود خود را از پنجره ساختمان به بیرون پرت کرده و به این ترتیب به زندگی خود پایان داده است.

همین گذشته آپارتمان است که باعث تعارضات تروکوفسکی و همسایه‌هایش می شود و سرانجام تقدير مستأجر قبلي بر سرنوشت مستاجر جديد سايه مي افكند.

هر چند بهرام بيضايي نتوانست “حقايق درباره لیلا دختر ادریس” را جلوي دوربين ببرد و به چاپ آن در نهايت اكتفا كرد اما حالا فيلمي با تقريبا همان خط داستاني نماينده رسمي ايران در كن است؛ اتفاقي كه شايد سالها پيش و پس از نمايش “چريكه ي تارا” در بخش نوعي نگاه كن در سال ١٩٨٠ مي‌توانست با ” حقايق درباره لیلا دختر ادریس” بيفتد، فيلمي درباره سايه  شوم مستأجر قبلي بر مستأجر فعلي كه بالاخره ساخته شد.

مستأجر رومن پولانسکی
“مستأجر” رومن پولانسکی



توضیحات اصغر فرهادی درباره حمایت شیوخ عرب از “فروشنده”/فقط تنخواه(fund) گرفتیم!

سینماژورنال: انتشار گزارشی درباره سرمایه گذاری یک شاهزاده عرب در تولید فیلم تازه اصغر فرهادی با عنوان «فروشنده»(اینجا را بخوانید) با واکنش این کارگردان مواجه شد.

به گزارش سینماژورنال فرهادی با بیان اینکه سرمایه «فروشنده» را خودش و کمپانی ممنتو تأمین کرده اند از رقمی می گوید که موسسه فیلم دوحه به عنوان fund که معادلی است بر پشتوانه مالی  یا تنخواه(!) به این پروژه تخصیص داده است.

فرهادی درباره حضور سرمایه گذاری موسسه قطری به “ایسنا” بیان می دارد: فستیوال دوحه، هر سال به تعدادی فیلم رقمی به عنوان فاوند (fund)پرداخت کرده و شریک می‌شود. آنها در سال‌های گذشته نیز، مثل بسیاری از جاهای دیگر در دنیا که فاوند می‌دهند و در فیلم‌ها مبلغی سرمایه‌گذاری می‌کنند که معمولا در مقابل بودجه کلی فیلم، درصد بالایی نیست.

این کارگردان خاطرنشان می سازد: مسئول فستیوال دوحه قطر، پس از حضورکمپانی ممنتو به‌عنوان تهیه‌کننده در این فیلم، با آنها تماس گرفته و ابراز تمایل کرده بودند که امسال یکی از فاوندهای‌شان را به فیلم «فروشنده» بدهند وممنتو هم پذیرفته بود. در تیتراژ هم نامشان در کنار تلویزیون آرته فرانسه، با عنوان «با همکاری (Association) آرته و دوحه فیلم فستیوال» آمده است.

به گزارش سینماژورنال سوال تازه ای که از خلال توضیحات فرهادی در این باره به ذهن خطور می کند آن است وقتی رقمی که موسسه فیلم دوحه تخصیص داده رقم اندکی است دلیل پذیرش آن چیست و از همه مهمتر موسسه ای که فقط اندکی تنخواه به پروژه اختصاص داده چرا مدیرش از این پروژه به عنوان مجالی برای شوآف خود استفاده کند؟




ردّپای شیوخ عرب در تولید “فروشنده” فرهادی+عکس

سینماژورنال: با قرار گرفتن «فروشنده» به کارگردانی اصغر فرهادی در بخش مسابقه شصت و نهمین جشنواره بین‌المللی کن آهسته آهسته اطلاعات بیشتری درباره این فیلم منتشر می‌شود و برخی جزئیات خاص این فیلم نظیر عدم وجود نام تهیه کننده در شناسنامه این اثر در بخش اطلاعات فیلم‌های جشنواره کن، با پاسخ‌های مشخصی همراه شده است.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “تابناک” فاطمه الرمیحی ريیس اجرایی موسسه فیلم دوحه در گفتگویی همزمان با این رویداد سینمایی عنوان کرده که این موسسه از فیلم اصغر فرهادی حمایت مالی کرده و در این فیلم سرمایه گذاری کرده و در عین حال شش فیلم دیگری که در جشنواره کن 2016 راه یافته‌اند، از حمایت مالی این موسسه برخوردار شده‌اند.

یک دستاورد مثبت برای این زن عرب
فاطمه الرمیحی درباره انتخاب «فروشنده» گفته است: انتخاب فروشنده برای بخش مسابقه یک دستاورد مثبت است و ما بسیار هیجان زده هستیم و باعث غرور و افتخار است. من می‌خواهم از کل تیم سازنده فیلم برای به اشتراک گذاشتن چشم‌انداز خود با ما تشکر کنم و برای آنها آرزوی موفقیت کنم.

ردپای شاهزاده قطری
البته فاطمه الرمیحی تابلوی بیرون این مجموعه فیلمسازی است و مؤسسه فيلم دوحه در سال 2010 ميلادي توسط خانم شيخه مياسه آل‌ثاني دختر پادشاه سابق قطر و خواهر پادشاه فعلی قطر تأسيس شد.

این موسسه به عنوان اولین موسسه بين‌الملل فیلمسازی قطر با سرمایه گذاری کلان در حال تولید و تامین بودجه فیلم، آموزش فیلمساز بومی، و برگزاري جشنواره سالانه دوحه ترايبيکا، نسل‌ها و قمره است.

شیخه میاسه آل ثانی
شیخه میاسه آل ثانی



از “فروشنده” تا “مشتري”⇐تغيير يك نام يا يك ايده؟

سینماژورنال: 16 اردیبهشت ماه خبری از سوی محمد حقیقت منتقد مقیم فرانسه منتشر شد مبنی بر اینکه فیلم تازه اصغر فرهادی با تغییر نام از “فروشنده” به “مشتری” در جشنواره کن به نمایش درخواهد آمد.

این خبر تحلیل سینماژورنال را در پی داشت که با زیر ذره بین بردن مضمون این فیلم که در بخشی از آن ماجراهای پیرامون یک زن بدنام روایت می شود، تغییر چند باره نام این فیلم از “برسد به دست آهو” تا “بدنام”، سپس “فروشنده” و در نهایت “مشتری” را به نوعی تردید کارگردان در عدم توانایی انتخاب نامی قطعی برای فیلم نسبت داد.(اینجا را بخوانید)

ساعاتی بعد از گزارش سینماژورنال خبری از سوی روابط عمومی فیلم فرهادی منتشر شد مبنی بر اینکه به دلیل تولید فیلمی همنام فیلم فرهادی در فرانسه ، نام فیلم فرهادی در این کشور از “فروشنده” به “مشتری” تغییر ماهیت داده است.

در خبر روابط عمومی فیلم فرهادی چنین آمده است: پخش‌ جهانى اين فيلم بر عهده كمپانى ممنتو است که این فیلم را با عنوان انگلیسی The Salesman اکران می‌کند. عنوان فرانسوی این فیلم، به دلیل آنکه اخیرا فیلمی با نام “فروشنده/LE VENDEUR” در فرانسه ساخته شده است به “مشتری/ LE CLIENT” تغيير كرده است. 

فارغ از اینکه روابط عمومی “فروشنده” عقب‌تر از یک روزنامه نگار ایرانی مقیم فرانسه است و ابتدا باید محمد حقیقت خبر تغییر نام را به مخاطبان بدهد و تازه چند ساعت بعد و البته پس از گزارش سینماژورنال درباره شبهه‌های گریبانگیر فرهادی در تغییر چندباره عنوان فیلم است که روابط عمومی فیلم به ذکر توضیح در این باره می پردازد نکاتی دیگر هم درباره این توجیه خبری حائز اهمیت است.

از همه مهمتر اینکه می گویند چون اخیرا فیلمی به نام “فروشنده” در فرانسه ساخته شده پس نام فیلم فرهادی باید بشود “مشتری”!

این توجیه البته عقلانی نیست زیرا از یک طرف فیلم فرهادی زودتر از فیلم موردنظر ساخته شده است و از طرف دیگر اهمیت نام فیلمی که در جشنواره کن رونمایی می‌شود قاعدتا باید بیشتر از فیلمی باشد که در مرحله ساخت است و هنوز مشخص نیست می تواند در یک جشنواره الف رونمایی شود یا نه.

“مشتری” حتی در فرانسه هم نام ارژینال نیست

 اگر مبنا، انتخاب نام ارژینال باشد هم که “مشتری” ابدا نمی تواند یک عنوان تازه باشد چون سالها پیش و در ابتدای دهه نود یک درام جنایی با همین عنوان و با بازی “تامی لی جونز” و “سوزان ساراندون” در هالیوود تولید شده بود.

این درام جنایی در بسیاری از کشورهای اروپایی و از اسپانیا گرفته تا آلمان و ایتالیا و انگلستان گرفته تا مجارستان، بلغارستان، روسیه، نروژ و البته  فرانسه هم با همان نام “مشتری” اکران شد. پس حتی در خود فرانسه هم این اولین بار نیست که فیلمی با عنوان “مشتری” روی پرده می رود.

 اگر بخواهیم به سابقه عنوان “فروشنده” هم اشاره کنیم که بنا شده فیلم فرهادی با این عنوان اکران شود باز هم حداقل نیم قرن قبل چنین عنوانی برای مستندی آمریکایی ساخته آلبرت و دیوید مایسلس به کار رفته است.

در کن “مسئول خرید شخصی” هم هست اما “فروشنده” نه!

البته در بخش اصلی جشنواره کن امسال فیلمی محصول فرانسه وجود دارد به نام PERSONAL SHOPPER  ساخته “الیویر آسایاس” که معادل فارسی آن می تواند “مسئول خرید شخصی” باشد که این هم نمی تواند قرابت چندانی با “فروشنده” داشته باشد و اتفاقا به “مشتري ” شبيه تر است.

سوژه ای که در ایران بدعت چندانی ندارد

در سينماي ايران چه پرداختن به آن كسي كه در لباس تردامنانه يك بدنام فروشنده است و چه مشتري هايي كه به عمل او رونق مي بخشند چندان بداعت و طراوتي ندارد.

به بیان بهتر مرور زندگی زنان بدنام اتفاق تازه ای در هنرهای تصویری ایران نیست و به روزگار تولید فیلمفارسیها بازمی گردد. در آن روزگار فراوان آثاری یافت می شد که با محوریت عشق زنان بدنام به کلاه مخملیها یا بالعکس داستان خود را روایت می کردند که شاید در این بین “آقای هالو”ی داریوش مهرجویی یک نمونه آشنا باشد.

در دهه های بعد هم بسیاری دیگر از آثار تصویری و از جمله مستند “فقر و فحشا” مسعود ده نمکی، “ده” عباس کیارستمی، “زیر پوست شهر” رخشان بنی‌اعتماد مستقیم یا غیرمستقیم موضوع زنان بدنام را دستمایه کار کردند پس کاری که فرهادی در “فروشنده” انجام داده آن قدرها هم بدیع نیست.

نمونه جشنواره ای چنین سوژه ای هم یک دهه قبل تولید شد..

اگر در مقیاس آثار جشنواره ای هم بسنجیم نمونه هايي چون ” دايره” جعفر پناهي را داریم که بيش از يك دهه قبل ساخته شده و جوايز شان را هم از اكثر جشنواره ها گرفته اند.

مي ماند نگاه روانشناختي به موضوع كه نه در علايق فرهادي است و نه قابليت هاي سينماي او كه همواره اجتماعي است و نه آمادگي كلي در سينماي ايران براي طرح اين موضوع از اين منظر!

حال سوال این است این همه تردیدی که در مسیر انتخاب نهایی نام این فیلم که ظاهرا نام زن بدنام آن “آهو” است چیست؟ ایجاد فضای تبلیغاتی پیرامون اثر و ایجاد کنجکاوی در ذهن مخاطب يا سردرگمي فيلمساز از اينكه كانسپت اصلي اش در طراحي داستانش چه بوده است.

تغییر نام، متداول است اما استفاده از عنوان متضاد، نه

این را هم نباید فراموش کرد که هرچند تغییر عنوان فیلمها برای اکران در کشورهای مختلف امری بدیهی است که شاید نمونه ای قابل ملاحظه برای آن “رنگ خدا”ی مجید مجیدی باشد که با عنوان “رنگ بهشت” پخش جهانی شد اما سابقه نداشته که برگردان عنوان خارجی فیلم به مانند مورد فرهادی کاملا متضاد با عنوان اصلی آن باشد!

 




“فروشنده” فرهادی در فرانسه به “مشتری” بدل شد!⇔با پوستری که یادآور “شهرزاد” است+عکس

سینماژورنال: “فروشنده” ساخته اصغر فرهادی که یک هفته بعد از اعلام نام سایر فیلمهای بخش مسابقه، نامش به عنوان فیلم اضافه شده به بخش مسابقه جشنواره کن معرفی شد با تغییر نام در این جشنواره به نمایش درخواهد آمد.

به گزارش سینماژورنال خبر این تغییر نام را محمد حقیقت منتقد و روزنانه نگار ساکن پاریس به “بانی فیلم” داده و از این گفته که در آفیش تبلیغاتی این فیلم که توسط شرکت پخش کننده طراحی و منتشر شده نام “مشتری” است که به چشم می خورد.

ابتدا گزارش محمد حقیقت در این باره را بخوانید:

“فروشنده” آخرین ساخته اصغر فرهادی که به عنوان نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه شصت و نهمین دور جشنواره کن، حضور دارد، در آفیش تبلیغاتی اش که توسط شرکت پخش کننده طراحی و منتشر شده با نام “مشتری” در سینماهای فرانسه به نمایش در می آید.

 اصغر فرهادی با “فروشنده” برای دومین بار است که به بخش مسابقه جشنواره کن راه یافته است.

“فروشنده” با نام “مشتری” از روز دوم نوامبر ۲۰۱۶ در سینماهای فرانسه به نمایش عمومی در خواهد آمد. کمپانی ممنتو و اصغر فرهادی به طور مشترک این فیلم را تهیه کرده اند.

مدت زمان “فروشنده” دو ساعت و پنج  دقیقه است و امتیاز فروش بین المللی این فیلم همچون چند فیلم اخیر اصغر فرهادی در اختیار کمپانی ممنتو است.

اخیرا آفیش فرانسوی به همراه تعداد زیادی عکس در اختیار مطبوعات فرانسوی قرار داده شده که عنوان “مشتری” برای فیلم آمده است. آیا در نهایت اسم فیلم «فروشنده» خواهد بود یا “مشتری”؟ آیا “فروشنده” بهتر می فروشد یا “مشتری” طرفداران بیشتری به خود جلب خواهد کرد؟

به همه این پرسش ها در ماه نوامیر آینده پاسخ داده خواهد شد.

از ورای خلاص داستان ارائه شده از سوی پخش کننده و عکس های منتشر شده،  صحنه ها در آپارتمان است و به نظر می آید آخرین فیلم اصغر فرهادی از نظر فضا سازی نزدیک به “جدائی نادر ازسیمین” است.

پوستر "مشتری" یا همان "فروشنده"
پوستر “مشتری” یا همان “فروشنده”

در رابطه با یک “بدنام” اینجا “فروشنده” است که اهمیت دارد و آنجا “مشتری”

نکته جالب پیرامون تغییرنام “فروشنده” آن است که شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارد که فیلم داستان زندگی زوجی را بیان می کند که وارد مجتمعی می شوند که یک زن بدنام هم در آن زندگی می کند و تعارضات با همین زن بدنام است که بخشی از درام را شکل می دهد.

شاید یک دلیل اینکه در برهه ای از زمان فرهادی بدش نمی‌آمد این پروژه را “بدنام” بنامد تعبیری بود که واژه “بدنام” می توانست برای کارگر جنسی حاضر در داستان ایجاد کند؛ با این حال به دلیل اشتهار بیش از حد تریلر “بدنام” آلفرد هیچکاک او ترجیح داد به سراغ عنوان “فروشنده” برود.

حالا با تغییر نام فیلم از “فروشنده” به “مشتری” این حس به مخاطب دست می دهد که گویا برخلاف اینجا که فرهادی بدنام را به فروشنده تشبیه کرده بود ممنتوفیلم ترجیح داده برای اکران خارج از کشور، مشتری را معادلی بداند برای مضمون مرتبط با یک زن بدنام! به عبارت بهتر از دید فرهادی بدنامی برای “فروشنده” بود اما خارج از کشور انگار این “مشتری” ها هستند که بدنام قلمداد می شوند!

طراحی ساده انگارانه پوستر

فارغ از تغییر ماهیت چندباره عنوان فیلم از “برسد به دست آهو” تا “بدنام” و “فروشنده” و حالا “مشتری” که نشان دهنده تردیدهای فراوان اصغر فرهادی است، درباره طراحی پوستر فرانسوی “مشتری” هم نکته ای وجود دارد و آن هم طرح به شدت ساده انگارانه و دم دستی آن است که به نظر می رسد بیشتر مناسب عرضه فیلمی سوپرمارکتی در شبکه خانگی باشد نه ارائه محصول در جشنواره کن.

به خصوص که بازیگران اصلی فیلم فرهادی، شهاب حسینی و ترانه علیدوستی هستند که طی ماههای اخیر با سریال “شهرزاد” مهمان شبکه خانگی بوده اند و البته طراحی پوستر “مشتری” فعلی یا “فروشنده” قبلی بی شباهت به پوسترها و بنرهای این سریال هم نیست.

یادآوری فیلمی از تامی لی جونز

به گزارش سینماژورنال عنوان “مشتری” یادآور محصولی دهه نود در هالیوود هم هست؛ یک درام جنایی با بازی “تامی لی جونز” و “سوزان ساراندون” ساخته “جوئل شوماخر” از محصولات برادران وارنر با این حال آن درام ربطی به بدنامی(!) به شکل مدنظر فرهادی نداشت.

“مشتری” هالیوودی داستان کشته شدن وکیلی را روایت می کرد که وکالت خلافکاران را برعهده می گیرد. مظنون بودن یکی از مشتریان این وکیل به قتل یک سناتور و گره خوردن آن با ماجرای کشته شدن وکیل بود که درام را پیش می برد.

پوستر فیلم دهه نودی "مشتری"
پوستر فیلم دهه نودی “مشتری”

 




بالاخره “فروشنده” فرهادی وارد کن شد+ فهرست کامل هفت فیلم اضافه شده به کن 2016

 سینماژورنال: یک هفته بعد از اعلام رسمی فیلمهای جشنواره کن امشب نام “فروشنده” اصغر فرهادی به عنوان تنها فیلم اضافه شده به بخش مسابقه اعلام شد.

به گزارش سینماژورنال البته که این تنها فیلم اضافه شده به جشنواره نیست و فیلمهایی از مصر، انگلیس، آمریکا، تونس و فرانسه به بخشهای مختلف کن اضافه شده اند.

–فیلمهای اضافه شده به نگاه نو عبارتند از: “برخورد” محصول مصر و “جهنم یا پرآبی” محصول انگلیس

–فیلمهای اضافه شده به نمایشهای ویژه: “عناصر اشتباه محصول آمریکا، “جنگل مبهوت”محصول فرانسه، “شوف” محصول فرانسه و تونس

–فیلم اضافه شده به نمایشهای نیمه شب: “خون پدری” محصول فرانسه




این قانون سینمای کیارستمی دو ماه زندان دارد!!!

سینماژورنال: محمود کلاری فیلمبردار سرشناس ایرانی با بسیاری از کارگردانان درجه یک ایرانی از علی حاتمی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی گرفته تا داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، مسعود جعفری جوزانی و اصغر فرهادی همکاری داشته است.

به گزارش سینماژورنال این فیلمبردار در تازه ترین گفتگویش که با فرانک آرتا در “شرق” انجام شده از این گفته که بخشی از زندگی حرفه ایش را مدیون کیارستمی و فرهادی است و البته روایتی هم کرده است از قانونی عجیب در سینمای کیارستمی.

برخی فیلمسازان را تحمل کرده ام

کلاری درباره همکاری با فیلمسازان مختلف می گوید: هر فیلم‌سازی خصوصیات و روش‌های خاص خودش را دارد که از شخصیت فردی‌اش تأثیر می‌پذیرد؛ یکی خشک و دیگری منعطف؛ یکی عصبی و دیگری خونسرد. ولی من بدون استثناء از همه آنها یاد گرفته‌ام. منظورم سینماست و درعین‌حال سعی کرده‌ام که چیزی هم به کارشان اضافه کنم.

وی ادامه می دهد: غالبشان را دوست دارم و برخی‌ها را هم تحمل کرده‌ام. پاره‌ای از آنها روی من تأثیر گذاشته‌اند؛ هم روی کارم و هم روی خودم و البته فیلم‌سازانی هم بوده‌اند که روی موقعیت حرفه‌ای‌ام تأثیر گذاشته‌اند مثل آقایان کیارستمی و فرهادی که من بخشی از جایگاه حرفه‌ای امروزم را مدیون آنها هستم.

هر کدام مبدأ جداگانه ای دارند

محمود کلاری درباره شباهتهای دنیای فیلمسازی فرهادی و کیارستمی می گوید: این دو فیلم‌ساز بزرگ دنیاهای خودشان را دارند و هرکدام قسمت‌هایی از جهان ویژه‌شان را در سینما به نمایش می‌گذارند. درعین‌حال مسیر هرکدام از مبدأ پیشینه جداگانه‌ای به سینما می‌رسد؛ آقای کیارستمی با تجربه هنرهای تجسمی، نقاشی و عکاسی و آقای فرهادی با فعالیت در عرصه هنرهای نمایشی و مشخصا تئاتر وارد سینما شدند.

درآوردن اشک تماشاگر…

وی می افزاید: اجازه دهید به موردی اشاره کنم که هم تا حدی پاسخ سؤال شما را داده باشم و هم از سنگینی بحثمان کم کنم. آنهایی که با عباس کیارستمی ارتباط بیشتری دارند می‌دانند و حتما از زبان خودش شنیده‌اند که او قوانین نانوشته‌ای برای سینما دارد. در قانون سینمایی کیارستمی مثلا درآوردن اشک تماشاگر دو‌ماه زندان دارد!




مدیر هنری کن درباره فیلم فرهادی دقیقا چه گفت؟

سینماژورنال: عدم حضور نام “فروشنده” تازه ترین فیلم اصغر فرهادی در میان آثار بخشهای اصلی جشنواره 69 کن سبب ساز آن شد که روابط عمومی این فیلم در خبری که برای رسانه ها ارسال کرده به نقل از مدیر هنری این جشنواره از عدم دیده شدن این فیلم توسط برگزارکنندگان خبر دهد.

به گزارش سینماژورنال البته که روابط عمومی “فروشنده” باز هم به نقل از مدیر هنری کن این را هم گفته که این فیلم ظرف روزهای آینده دیده خواهد شد.

سینماژورنال برای آن که جزییات صحبتهای فراموکس را منتشر کند به سراغ سایت “ورایتی” رفت و البته آخرین گفتگویی از تیری فراموکس که در این نشریه منتشر شده را نیز پیدا کرد.

در این گفتگو که تاریخ انتشار آن 14 آوریل(26 فروردین) است تیری فراموکس در ابتدا از این گفته که یک فیلم را به بخش “نگاه نو” اضافه ‌می‌کند و احتمال دارد یک یا 2 فیلم را به بخش رقابتی اصلی اضافه کند.

چندین پاراگراف بعدتر و در نیمه پایانی گفتگو است که فراموکس درباره فیلم اصغر فرهادی بدون ذکر نام این فیلم گفته است: امیدواریم که بتوانیم این فیلم را ببینیم. ما هنوز این فیلم را ندیده ایم. اما جشنواره ما جشنواره ای وابسته به جغرافیای خاصی نیست، اگر فیلمی خوب نباشد در جشنواره نیست. ما سعی می کنیم بهترین برنامه را بچینیم فارغ از اینکه فیلم را زنان، مردان، سیاهپوستان، کره‌ای‌ها یا دیگر مردمان ساخته باشند.

اگر علاقه دارید متن کامل گفتگوی تیری فراموکس درباره انتخابهای جشنواره امسال کن را بخوانید اینجا را کلیک کنید.

فروشنده اصغر فرهادی
شهاب حسینی و ترانه علیدوستی در نمایی از “فروشنده” اصغر فرهادی




جيراني بعد از “كاپوچينو” باز به سراغ حاتمي‌كيا رفت+تازه‌ترین نظرات حاتمي‌كيا درباره ميركريمي، فرهادي، كيارستمي، فيلم متعفني(!!!)كه تازه اكران شده و…

سینماژورنال: ابراهیم حاتمی کیا کارگردانی که این روزها “بادیگارد” را روی پرده دارد در گفتگویی تازه با فریدون جیرانی در برنامه اینترنتی “35” اظهارات تازه ای را درباره برخی موارد حاشیه برانگیز بیان کرد.

به گزارش سینماژورنال جیرانی که چند سال پیش فیلمی کوتاه با نام “کاپوچینو” را درباره دختر دانشجویی ساخته بود که موضوع پایان نامه اش حاتمی کیاست حالا در برنامه اینترنتی اش مقابل حاتمی کیا نشست.

به مانند همیشه این چهره هایی چون اصغر فرهادی و عباس کیارستمی بودند که حاتمی کیا باز هم درباره شان حرف زد و البته درباره کیارستمی به طور کاملا غیرمستقیم و با اشاره به یکی از نقل قولهای منسوب به او درباره “بی معنی بودن جنگ”.

حاتمی کیا در جایی از گفتگو هم یکی از فیلمهای روی پرده را “متعفن” نامید.

سینماژورنال بخشهای خواندنی گفته های حاتمی کیا را ارائه می دهد:

–روزی میرکریمی زنگ زد گفت همه دارند نظر می دهند اما همه اش از جریان روشنفکری است و خوبه یک بچه مسلمون مثل تو هم درباره یه حبه قند نظر بدهد مدتی گذشت و به میرکریمی گفتم چیزی که نوشتم خیلی علیه ام می شود و اگر فکر می کنی به ضرر فیلمه پخشش نکن برایش خواندم و گفت خیلی خوبه. گفتم این دعوا راه می اندازد. گفت خیلی خوبه اما بعد از مدتی خود میرکریمی انکارم کرد و کتابی چاپ شد درباره فیلم و دیدم نظر همه هست غیر از نظر من….

من و اصغر فرهادی نون و نمک خوردیم. من خانه اش نشستم. ساعت ها حرف زدیم. مدت ها ارتباطم با او خیلی عمیق بود که نتیجه اش “ارتفاع پست “شد. اما این حوزه ای است که پدر مادر، نمی شناسد.

–پای من هنوز به جبهه بنده.هنوز آن لحظه ای که از عملیات بدر در میرفتم و مجروحی پایم را گرفته بود. جای دستش را حس می کنم. حالا می خواهد با آبرویم بازی بشود.

–بچه مسلمان های سینما در اقلیت قرار گرفته اند و گاهی لازم می دانم صحبت هایی بکنم. آقای جیرانی شما فیلمسازی و درباره بقیه اظهار نظر می کنی: پس من هم حق اظهار نظر دارم.

وقتی کسی می گوید جنگ بی معنی است، من طوفان می کنم.

-به تازگی در سینما یک فیلمفارسی متعفن دیدم و می بینم هیچ کس در این مورد حرف نزده!  روی یک سری اصول پا گذاشته شده.

–اگر درباره چیزی غیر از جهاد هشت ساله حرف زدم بزنید تو دهن اما درباره گربه ای که جوانی ام را رویش گذاشتم حق حرف زدن دارم.