انتقادات عجیب و غریب بازیگر زن “رسوایی” از همه چیز و همه کس؛ از ده‌نمکی گرفته تا فرهادی و فرحبخش و برنامه “هفت”/این بازیگر اکنون در فرانسه اقامت دارد

سینماژورنال: محبوبه بیات بازیگری را از دهه 50 با بازی در “گوزنها”ی مسعود کیمیایی آغاز کرد و در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تجربه همکاری با کارگردانانی نظیر بهرام بیضایی، علی حاتمی، تهمینه میلانی، محمدعلی سجادی، مهدی صباع زاده و بسیاری دیگر را پشت سر گذاشت.

به گزارش سینماژورنال بیات از دهه 80 به بعد در سینمای ایران کم کارتر شد تا آن که در آخرین حضورهای سینمایی اش نقشهایی کوتاه در “رسوایی” و “هیس! دخترها فریاد نمی زنند” را ایفا کرد.

این بازیگر 66 ساله چند ماهی است که از ایران کوچ کرده و در فرانسه روزگار می گذراند و البته به مانند اغلب بازیگرانی که از ایران مهاجرت می کنند در گفتگوهایش بیشتر نیمه خالی لیوان سینمای ایران را دیده.

وی در تازه ترین گفتگویی که با یکی از رسانه های آن ور آبی انجام شده است نیز خستگی خود از اینکه تلاشهایش در بازیگری به ثمر نرسیده را دلیل اصلی مهاجرتش دانسته و در کنار آن انتقادات عجیب و غریبی را از سینمای ایران، بازیگرانش و کارگردانان مختلف آن مطرح کرده است.

جالب است که بیات در کنار انتقادات فراوان از سینمای ایران از این می گوید که چون سینمای دهه شصت سینمای خوبی بوده او نیز نقش اول فیلمها را بازی می کرده است!!!

سینماژورنال بخشهایی از گفته های محبوبه بیات را در ادامه ارائه می کند:

بازیگران امروزی مردم را کفش خودشان هم حساب نمی کنند

فیلم‌های قبل از انقلاب از یک جاذبه‌هایی برخوردار بودند که فیلم‌های بعد از انقلاب همان جاذبه‌ها را هم ندارند و آن هم “بازیگران خوب” بود. بازیگرانی که سینما را می‌شناختند؛ محبوب بودند و مردم برای‌شان احترام قائل بودند. اما بازیگران امروزی، مردم را کفش خودشان هم حساب نمی‌کنند.

فرحبخش تمام فیلمهای قبل از انقلاب را آداپته می کند

الان هم به هر حال، چهار تا فیلم خوب در سال ساخته می‌شود و بقیه آثار کاملا “تجاری” برای قشر جوان هستند. اما مساله این است که الان مثلا آقای فرح‌بخش تمام قصه‌های فیلم‌های قبل از انقلاب را آداپته و به‌ روز می‌کند و دوباره می‌سازد؛ از فیلم “عروس فرنگی” [به کارگردانی نصرت‌الله وحدت، محصول سال ۱۳۴۳] با بازی خانم پوری بنایی بگیرید تا خیلی موارد دیگر. فیلم‍‌‌های امروزی، در حقیقت همان فیلم‌ها هستند که فقط آداپته شده‌اند؛ خانم‌ها روسری گذشته‌اند و فیلم را دوباره ساخته‌اند. به جای رقص و کافه هم جنگ و جبهه را می‌گذارند

ایشان خودشان فیلم نمی سازد

به نظر من اصلا ایشان{مسعود ده نمکی} خودش فیلم نمی‌سازد بلکه یک فرد دیگری این کار را برایش انجام می‌دهد. به خاطر این‌که وقتی من از آقای ده‌نمکی خواستم که درباره سناریو و نقش با هم صحبت کنیم، ایشان اصلا حرفی برای گفتن نداشت و اصلا نیامد. من حدسم این است که اگر کسی چیزی را نوشته باشد، باید بتواند از آن دفاع کند. مثلا به او گفتم هر فرد لال، حرکات و بازی مخصوص به خودش را دارد؛ چون یک نفر سکته کرده، دیگری لال مادرزاد است و یک نفر دیگر هم شوکه شده؛ وقتی از آقای ده‌نمکی توضیح خواستم، ایشان اصلا جوابی نداشت. در موقع کار هم، چون ایشان اصلا به من توضیحی درباره نقشم نداده بود، به مشکل خوردیم. به من می‌گفت «بازی شما غلط است» و بسیار بد … رفتار می‌کرد. در حالی که تمام وقتش را برای خانم‌های جوان بازیگر می‌گذاشت و نگران بود آنها لنز داشته باشند یا خیر و لنزشان چه رنگی باشد؛ چطور خوشگل‌تر باشند و لباس‌شان چه باشد به خاطر این‌که آن‌ها را برای جلب تماشاگر لازم داشت. آقای ده‌نمکی اصلا سینمایی و هنری فکر نمی‌کند…

در دهه شصت شاهد آثار خوبی بودیم که من هم نقش اول آنها بودم!

در دهه شصت که به نوعی دهه اول انقلاب بود و برخی افراد هنوز روی‌شان باز نشده بود… شاهد تولید آثار خوبی بودیم که من هم نقش اول این فیلم ها بودم. فضای دهه شصت، فضای سینمایی بود اما الان دوباره همان شوها و جلب توجه تماشاگر برای پول درآوردن مطرح است.

اگر کسی از هفت خوان رستم رد نشده باشد نمیتواند در “هفت” حضور پیدا کند

درباره برنامه‌های زنده‌ای که شما در تلویزیون می‌بینید، مثل برنامه “هفت” اگر کسی از هفت‌خان رستم رد نشده باشد، امکان ندارد که بتواند در آن‌ها حضور داشته باشد. مسئولان این برنامه از کسانی دعوت می‌کنند که به قولی “خودی” هستند و اجازه اعتراض دارند؛ امثال من به این برنامه‌ها راه پیدا نمی‌کنند. من در ایران اصلا به برنامه زنده دعوت نمی‌شدم؛ فقط یک بار هم که از دست‌شان در رفته بود و ماه رمضان به یک برنامه زنده رفته بودم، به مجری برنامه گفته بودند این قدر حرف بزند که من اصلا دهنم باز نشد! {می‌خندد} کسانی به برنامه‌های زنده دعوت می‌شوند که از قبل به آنها دیکته شده باشد که باید چه چیزهایی بگویند و چه چیزهایی نگویند.

فرهادی قرار بود بیاید تا گفتگو کنیم اما نمی دانم چه شد که هرگز ایشان را ندیدم

من یادم است اصغر فرهادی هنوز “اصغر فرهادی” نشده بود که یک بار به من زنگ زد و درباره یک متنی با هم صحبت کردیم. من به او گفتم «آقای فرهادی بیا بنشینیم از دید زنانه هم به این قصه نگاه کنیم چون من یک زن و زن آزاده‌ای هستم که ذهنم گسترده‌تر از زنان عادی است». قرار هم شد که بیایند و گفتگو کنیم اما نمی‌دانم چه شد که دیگر هرگز ایشان را ندیدم. بعدها که موفق شدند از موفقیت ایشان خیلی خوشحال شدم چون بسیار آدم باشعور و بافهمی است.




مهمترین عنصر جشن تولد بازیگر “جدایی…”+عکس

سینماژورنال: پیمان معادی فیلمنامه نویسی که به لطف اصغر فرهادی بازیگری را هم تجربه کرد به تازگی تولد 45 سالگی خود را حشن گرفت.

به گزارش سینماژورنال بازیگر “جدایی نادر از سیمین” که در سالهای اخیر در چند فیلم نه چندان مطرح هالیوودی هم ایفای نقش کرده  تولدش را بهانه ای کرده برای یک تک نگاری درباره شمع تولد.

معادی با اشاره به اینکه مهمترین رکن جشن تولد شمعش است در صفحه اجتماعیش نوشته است: مهم ترين چيزى كه در روز تولدت بايد داشته باشى شعله ايست كه بعد از آرزويت فوتش كنى. آرزوى سلامتى براى همه.

وی ادامه داده است: بقول يه دوست، خدا سلامتى بده باقيشو با پول ميخريم!!! ممنون از اظهار لطف همگى. خدايا يه آرزوى ديگه: اين نفرتى كه بعضيا به هم دارن كمتر شه لطفا تا دنيايى با صفاتر و اروم تر و با حال تر داشته باشيم و كمتر شاهد اتفاقات …….چيه؟ زياد شد؟! خدا جون شما همون سلامتى رو بده به همه، نفرت رو خودمون يه كاريش ميكنيم.

 

پیمان معادی و شمع تولدش
پیمان معادی و شمع تولدش



ماجرای توقیف فیلم اول سهراب شهیدثالث و رفع توقیف آن توسط گوینده فیلمهای فرهادی!

سینماژورنال: شاید کمتر کسی بداند سهراب شهیدثالث کارگردانی که این روزها به عنوان یکی از پایه گذاران سینمای موسوم به جشنواره ای شناخته می شود زمانی که در اوایل دهه 50 اولین فیلم بلندش “یک اتفاق ساده” را ساخت بشدت با انتقاد مقامات هنری وقت مواجه شد.

به گزارش سینماژورنال انتقاد اصلی به این بود که چرا او در فیلمش تصویری سیاه و نادرست از زندگی ایرانیان نشان داده است و برای همین فیلم مدتی در آرشیو به سر می برد.

منوچهر انور گوینده، نویسنده و مترجم ایرانی که سابقه گویندگی آنونس برای فیلمهای اصغر فرهادی را هم داشته است در گفتگویی با “شرق” ادعا کرده او بوده که در گفتگو با وزیر فرهنگ دوران طاغوت شرایط حل مشکل فیلم شهیدثالث را فراهم آورده است.

“یک اتفاق ساده” را نمی خواستند نمایش دهند

انور درباره شرایط زمان ساخت “یک اتفاق ساده” می گوید: فیلم «یک اتفاق ساده» او را اصلا نمی‌خواستند نمایش بدهند و آن را گذاشته بودند تو انبار. در جشنواره فیلم تهران اصراری بود که باید فیلم ایرانی هم نمایش بدهیم، اما سطح فیلم‌هایی که فیلم‌سازهای خودمان عرضه کرده بودند، خیلی پایین بود.

وی ادامه می دهد: بهرام ری‌پور به من گفت «یک جوانی به اسم سهراب شهیدثالث که به او گفته‌اند برود فیلم خبری بگیرد، از بندرِ شاه (بندر ترکمنِ امروز)، با هفتاد دقیقه نگاتیوی که همراهش بوده، فیلمی ‌ساخته هفتاددقیقه‌ای و داستانی، و حالا که این فیلم را آورده، سخت به پایش پیچیده‌اند مسئولان سینمایی که «چه حقی داشتی فیلمی ‌بسازی که آدم‌هاش بیچاره و فقیرند؟» می‌گفت «اما فیلم، فیلم خوبی است، ولی مسئولان سینمایی وزارتخانه آن را گذاشته‌اند توی انبار».

یک اتفاق ساده
یک اتفاق ساده

پیش وزیر وقت رفتم و قانعش کردم که این فیلم، قیمتی است!

انور درباره تلاش اش برای رفع مشکل فیلم می افزاید: من بعد از اینکه خودم فیلم را دیدم، وقت گرفتم و رفتم پیش مهرداد پهلبد (وزیر فرهنگ‌وهنر طاغوت) و قانعش کردم که این فیلم، قیمتی است و در جشنواره حتما گل می‌کند. گفتم: «در جشنواره، دنبال فیلم هنری هستیم و یکی از کارمندان شما فیلمی ‌ساخته که ارزش بالای هنری دارد». گفت: «می‌گویند موضوعش درباره فقر است». گفتم: «یک واقعیت روشن و دقیق را نمایش می‌دهد که ارزش هنری دارد، چه اشکالی دارد اگر پرسوناژهایش آدم‌های بی‌چیزی باشند؟ هندی‌ها فقر را فخر خود کرده‌اند. آن را مثل یک قطعه زمرد در عمامه‌هاشان گذاشته‌اند. «ساتیا چیت‌رای» فقر را دست‎مایه فیلمش کرده و در فستیوال کن جایزه اول را برده».

بخشی از فیلم را دید و گفت «قبول می‌کنم، بگذاریدش»

این گوینده و مترجم درباره واکنش وزیر فرهنگ آن موقع اظهار می دارد: پهلبد گفت «برویم فیلم را ببینیم». به استودیو رفتیم، بخشی از فیلم را دید و گفت «قبول می‌کنم، بگذاریدش». و «یک اتفاق ساده» جایزه بهترین کارگردانی را از آنِ خود کرد. بعد از اعلام جوایز، وقتی از تالار وحدت بیرون می‌آمدم، سهراب شهیدثالث -که پیش‌از‌آن با او برخورد نکرده بودم- با چشم‌های پر‌از‌اشک آمد دست مرا گرفت و گفت «ممنونم از این کاری که برای من کردی».

منوچهر انور
منوچهر انور

روی کاغذ دفتر مشق خلاصه “طبیعت بی جان” را آورد

انور در پایان بیان می دارد: هفته بعد از آن، شهیدثالث روی یک ورق کاغذ مشق، خلاصه «طبیعت بی‌جان» را برایم آورد، که خواندنش منقلبم کرد. ساخت فیلم را شروع کردیم، تلویزیونی‌ها هم آمدند و گفتند ما می‌خواهیم در تولید فیلم شریک شویم. بسیاری از وسایل و امکانات را فراهم کردند و «طبیعت بی‌جان» ساخته شد. بعد هم به فستیوال برلین رفت و جایزه بهترین فیلم را گرفت و سهراب شهیدثالث شد «سهراب شهیدثالث».




وزیر ارشاد احمدی‌نژاد: “گذشته” فیلمی کسل‌کننده بود/آثار منفی تماشای “خانه پدری” تا یک هفته اذیتم می‌کرد/پاشایی صدای دلنشینی داشت و بعد از درگذشتش طرفداران بیشتری پیدا کرد!/می‌گفتند “کتاب قانون” خانواده‌های ایرانی را زیر سوال می‌برد

سینماژورنال: سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد دولت دهم بعد از صفارهرندی روی کار آمد و البته سعی کرد تندرویهای او را نداشته باشد.

 به گزارش سینماژورنال با این حال عدم روحیه کاریزماتیک در برخورد با مشکلات دستگاههای زیرمجموعه سبب ساز آن شد که دوران مدیریت وی در ارشاد چنان که باید دلچسب اهالی هنر نباشد.

 این وزیر سابق در تازه ترین گفتگوی خود که با “تماشاگران امروز” انجام شده سعی کرده به صراحت موضع خود را درباره برخی اتفاقات سینمایی چهار سال حضورش در وزارت ارشاد بیان کند.

 “خانه پدری” تا یک هفته اذیتم می کرد

یکی از این مواضع جایی است که درباره “خانه پدری” می گوید: “خانه پدری” را خودم دیدم و آثار منفی و تلخ این فیلم تا یک هفته مرا اذیت می کرد. آثار منفی صحنه ای که پدری با سنگ بر سر دخترش می زند و او را می کشد. این را دیدم و گفتم این فیلم مناسب بیننده نیست و اعصاب او را به هم می ریزد.

 به فرهادی گفتیم آن مساله نمی تواند مانع کار شما شود

حسینی جایی دیگر درباره ماجرای توقف موقت تولید “جدایی…” فرهادی بیان می دارد: در جریان تولید “جدایی…” وقفه ای افتاد و بعد اصغر فرهادی به دفترم آمد و صحبت کردیم و مساله حل شد. به هر حال نگاه، نگاه انسدادی نبود و علاقمند بودیم افراد توانمند از طیفهای گوناگون فعالیت کنند. بحث بر سر این بود که ایشان خارج از بحث فیلمسازی در مراسمی شرکت کرده بود و از سینماگرانی اسم برده که در خارج از کشور معاند نظام محسوب می شوند. این بحث پیش آمده بود که ایشان نمی تواند کار کند اما گفتیم این مساله نمی تواند مانع کار شما شود و ایشان فیلمشان را ساختند و بعد هم جوایزی به دست آوردند.

 “گذشته” کسل کننده بود و جاذبه نداشت

وی ادامه می دهد: ایشان درخواست دیگری داشت مبنی بر آن که فیلمی که در فرانسه ساخته در ایران اکران شود. ما وقت گذاشتیم و فیلم “گذشته” را دیدیم و هرچند تا حدودی کسل کننده بود و جاذبه آن چنانی نداشت ولی مجوز اکران آن صادر شد.

 کارشناسان اطلاعات “به رنگ ارغوان” را دیدند و گفتند فیلم مشکلی ندارد

وزیر ارشاد دولت دهم درباره رفع توقیف برخی فیلمها مانند “به رنگ ارغوان”در دوره خودش اظهار می دارد: بعضی از کارشناسان که سالها در وزارت اطلاعات کار کرده بودند “به رنگ ارغوان” را دیدند و گفتند این طور نیست که فیلم به ارزشها و اصول لطمه بزند و اکران مشکل آمیز نخواهد بود.

 این طور نبود که “کتاب قانون” ایرانیان را زیر سوال ببرد

این وزیر سابق ادامه می دهد: در فیلمی مانند “کتاب قانون” یک لبنانی به ایران می آید و بعضی رفتارهای افراد را در یک خانواده نمی پسندد. عده ای این مساله را بیان می کردند که فیلم کل خانواده های ایرانی را زیر سوال می برد در حالی که این طور نبود و در داستان فیلم این لبنانی برخی رفتارهای ناشایست ما مثل غیبت، تهمت، سخن چینی و استهزا و تمسخر را نقد می کرد.

 موسیقی بدون کلام را دوست ندارم

سیدمحمد حسینی در بخشی از گفتگو هم درباره علایق خود به موسیقی می گوید: من موسیقی بدون کلام دوست ندارم و حتما باید در کنار موسیقی آوازی هم وجود داشته باشد و مضمونی که روی انسان تاثیر بگذارد باشد که موسیقی را گوش کنم.

 پاشایی صدای دلنشینی داشت

وی درباره علاقمندی خود به خوانندگان موسیقی پاپ بیان می دارد: همین مرتضی پاشایی که مرحوم شد صدای دلنشینی و طرفداران زیادی داشت و بعد از درگذشتش پیدا کرد.

تاثیرگذاری شبکه های اجتماعی باعث حضور عظیم هواداران در تشییع پاشایی بود

حسینی درباره حضور عظیم هواداران پاشایی بعد از درگذشت هم می گوید: بعید میدانم این حضور را کسی پیش بینی کرده بود. این مساله دلایل متعددی داشت که یکی از آنها تاثیرگذاری شبکه های اجتماعی است و اینکه بالاخره اخبار در سطح وسیعی منتشر می شود.




توضیحات مدیر تولید “جدایی…” درباره ساخت فیلم شجریان توسط فرهادی و البته ماجرای بازداشت شدنش!

سینماژورنال: حسن مصطفوی مدیر تولید توانمند سینمای ایران سال گذشته فیلمی با نام “دربست” را تهیه کرد.

به گزارش سینماژورنال این فیلم که توسط جوانی فیلم اولی به نام علی خامه پرست ساخته شده بود نتوانست به جشنواره فجر راه یابد و حالا بنا شده در گروه هنروتجربه اکران شود.

فیلمهای مستقل نمیتوانند به جشنواره راه یابند

مصطفوی درباره عدم حضور در جشنواره فجر به سینماژورنال می گوید: طبیعیست که فیلمهای مستقل و بدون وابستگی نتوانند به راحتی به جشنواره فجر راه پیدا کنند. همان طور که فیلم “360 درجه” را بخاطر استقلال کارگردان و تهیه کننده اش به جشنواره راه ندادند “دربست” هم بخاطر مستقل بودن به جشنواره راه نیافت.

قدر آدمهای مستقل مانند قریبیان را نمی دانند

وی که مدیریت تولید “گناهکاران” فرامرز قریبیان را برعهده داشته ادامه می دهد: فرامرز قریبیان شخصیت مستقلی است و سعی کرده حین سالها در سینما این مشی را حفظ کند. فرزندش هم دقیقا مانند وی است و طبیعی است که در سینمای ما آدمهای مستقل قدر لازم را نبینند. یادم نمی رود که درام جنایی “گناهکاران” که به اعتقاد بسیاری از منتقدان اثری شایسته بود به هنگام اکران کاملا مهجور واقع شد و شرایط طوری پیش رفت که دیده نشود.

تولید فیلم زندگی شجریان شایعه است

حسن مصطفوی که که بخاطر همکاریش با اصغر فرهادی در “جدایی نادر از سیمین” تحسین شده است درباره تولید فیلمی با مضمون زندگی محمدرضا شجریان توسط فرهادی به سینماژورنال می گوید: این ماجرا در حد شایعه بود و هیچ صحبت جدی در این باره صورت نگرفت.

وی ادامه می دهد: به هر حال برخی اوقات چنین شایعاتی در سینمای ایران شکل می گیرد و گریزی هم از آن نیست اما اینکه فرهادی بخواهد فیلم شجریان را بسازد صحت ندارد.

حسن مصطفوی
حسن مصطفوی

سفر به اتریش و سپس آلمان و فرانسه

این مدیر تولید و تهیه کننده که به زودی سفر به چند کشور اروپایی را انجام خواهد داد درباره اهدافش از این سفرها به سینماژورنال می گوید: برای شرکت در یک فستیوال به اتریش می روم و بعد از آن هم به آلمان و فرانسه خواهم رفت.

مصطفوی که “گینس” را به عنوان مدیر تولید آماده اکران دارد درباره اینکه آیا از مسافرتهای اروپایی مقاصد سینمایی را دنبال می کند بیان می دارد: در این باره حرفی نزنم بهتر است چون معمولا حرف و حدیثها توسعه می یابند و باعث شکل گیری شایعات نادرست می شوند. یک بار این حرف و حدیثها بر سر فیلم “تهران من حراج” برای من دردسرساز شدند و دیگر علاقه ای به تکرار آن مسیر ندارم.

فردای روزی که “جدایی…” اسکار گرفت بخاطر “تهران من حراج” بازداشت شدم

حسن مصطفوی در توضیح این ماجرا می افزاید: من در فیلم “تهران من حراج” فقط مدیر تولید بودم و وقتی فیلم به مشکل برخورد چون تهیه کننده و کارگردان آن ایران نبودند مرا دستگیر کرده و دو شب هم بازداشت بودم.

وی ادامه می دهد: هیچ گاه یادم نمی رود درست فردای همان روزی که “جدایی…” به اسکار رسید بخاطر “تهران من حراج” بازداشت شدم در صورتی که تولید آن فیلم به من ربطی نداشت. البته که خوشبختانه با روشن شدن قضیه آزاد شدم اما به هر حال خاطره آن ماجرا همواره با من است.




دو ایراد سینمای فرهادی از نظر ایرج قادری…

سینماژورنال: هرچند بسیاری گمان می کردند ایرج قادری بخاطر وفادارای به سبک خاص سینمایی اش چنان که باید پیگیر سینمای روز ایران نیست ولی واقعیت آنجا بود که اتفاقا او از جمله کارگردانانی بود که سینمای معاصر ایران و بخصوص آثاری که در سطح جهانی مطرح می شدند را مورد توجه قرار می داد.

 به گزارش سینماژورنال البته که قادری چنان که باید به این نوع سینما که مخاطب هدفش را جشنواره های فرنگی قرار داده علاقه ای نداشت اما کمتر شد که به موضع گیریهای متضاد درباره این نوع سینما بپردازد.

 شاید یکی از معدود اظهارنظرات خواندنی و جالب ایرج قادری درباره سینمای معاصر به پرسشهایی بازگردد که از اصغر فرهادی پرسیده بود.

 چند ماهی قبل از شدت گرفتن سرطانش، قادری در گفتگو با ایرج باباحاجی روزنامه نگار ورزشی نویس از فرهادی دو پرسش را درباره نداشتن موسیقی در فیلمهایش و لوکیشن پرسیده بود.

 بی توجهی فرهادی به موسیقی سوال برانگیز است

قادری در این گفتگو که بعد از مدتها در “تماشاگران امروز” منتشر شده درباره مشکل نداشتن موسیقی در آثار فرهادی گفته بود: یک سوال که به جواب آن نمی رسم بی توجهی فرهادی به موسیقی است. جاهایی هست که می شود بدون هیچ اشاره و دیالوگی بار فیلم را بر دوش موسیقی گذاشت.

 تعجبم از فرهادی زمانی بیشتر می شود که …

وی ادامه داده بود: آثار قدیمی را ببینید. در بیشتر آثار مهم و قابل اعتنا موسیقی حرف اول را زده و بیننده می تواند با توجه به موسیقی فیلم سکانس بعدی را حدس بزند که چه ماجرایی در راه است. تعجبم از فرهادی زمانی بیشتر میشود که سینمای او به فضای رئال نزدیکتر است چون سینمای واقعیت به شدت به موسیقی نیاز داشته و لازم و ملزوم یکدیگرند.

 فرهادی چرا به لوکیشن توجه ندارد

ایرج قادری پرسش دوم خود از فرهادی را با تمرکز بر لوکیشن آثارش طرح کرده و بیان داشته بود: سوال دومم از فرهادی درباره بی توجهی او به لوکیشن است. گاهی اوقات شده که دوربین با زوم روی یک گلدان خشک توصیف می کند که فضای داستان چیست. من تعجب می کنم که فیلمساز بزرگی مثل فرهادی چرا به جزییات لوکیشن توجه ندارد.




فرهادی زندگی شجریان را فیلم می‌کند/فیلمبرداری علاوه بر ایران در چند کشور خارجی انجام می‌شود

سینماژورنال: اصغر فرهادی کارگردان اسکاری سینمای ایران تصمیم گرفته بخشهایی از زندگی محمدرضا شجریان را فیلم کند.

به گزارش سینماژورنال در این فیلم که در گونه مستند-داستانی تولید خواهد شد علاوه بر شجریان فرزندش همایون و همسرش نیز حضور خواهند داشت و درباره سبک و سیاق زندگی پدر صحبت می کنند.

بنا به اطلاعات ارائه شده در “بانی فیلم” فرهادی صحبتهای ابتدایی را با شجریان برای ساخت این فیلم انجام داده ولی هنوز قرارداد کتبی امضاء نکرده اند.

اصغر فرهادی فارغ از آن که بلحاظ خط و ربط سیاسی به شجریان نزدیک است از دیرباز در شمار علاقمندان هر دو شجریان بوده است؛ هم شجریان بزرگ و هم شجریان کوچک.

تعلق خاطر فرهادی به شجریان تا جایی پیش رفت که در “جدایی…” به صراحت و از زبان یکی از کاراکترها به نام شجریان اشاره کرد؛ دقیقا آنجایی که “سیمین” در حال ترک “نادر” با اشاره به آلبومی از شجریان می گوید: این شجریان رو هم می برم.

زندگی شجریان محوریت یک مستند-داستانی

پیشنهاد فرهادی به شجریان کار بر روی فیلمنامه ای مستند-داستانی است تا فیلم بتواند به اندازه دوستداران مستند برای علاقمندان سینمای داستانگو هم جذاب باشد. به گزارش سینماژورنال البته شجریان موافقت تلویحی خود را اعلام کرده است و از همایون خواسته است به عنوان مشاور تحقیقات در کنار فرهادی باشد.

جالب است که شنیده شده بناست بخشهایی از این فیلم نیز در چند کشور اروپایی و یک کشور در همسایگی ایران تصویربرداری خواهد شد.

به گزارش سینماژورنال فرهادی بهمن ماه امسال در کنسرت “چرا رفتی” همایون شجریان در کرج حضور یافته بود و البته سه سال قبلتر و در اسفند 1390 به هنگام دریافت اسکار برای “جدایی…” هم محمدرضا شجریان با نگارش نامه ای که طعنه هایی هم به دولت وقت در آن وجود داشت به فرهادی تبریک گفته بود.