متعاقب گزارش انتقادی سینماروزان⇐برنامه تلویزیونی «هفت» تعطیل شد
سینماروزان: کمتر از یک هفته بعد از گزارش انتقادی سینماروزان درباره برنامه هفت(اینجا را بخوانید)، این برنامه به تعطیلی رفت!
شبکه نمایش تلویزیون با اعلام تعطیلی موقت برنامه سینمایی «هفت» نوشت: به اطلاع مخاطبان گرامی برنامه «هفت» میرساند که تولید و پخش این برنامه، با هدف بازنگری در ساختار تولید و آمادهسازی فصل جدید، برای مدتی بهصورت موقت متوقف شده است. «هفت» در سالهای گذشته همواره کوشیده است یکی از فضاهای جدی گفتوگو، نقد و تحلیل در حوزه سینما و رسانه باشد و طبیعی است تداوم این مسیر، نیازمند بازطراحی، بهروزرسانی و برنامهریزی دقیق برای دوره جدید است. در همین چارچوب، فرآیند بررسی و طراحی فصل جدید برنامه در حال انجام است و پس از فراهم شدن شرایط لازم، درباره زمان بازگشت «هفت» اطلاعرسانی خواهد شد.از همراهی، اعتماد و پیگیری مخاطبان عزیز سپاسگزاریم و امیدواریم در آیندهای کوتاه با ساختاری منسجمتر و حضوری مؤثرتر، دوباره در کنار شما باشیم.
برنامه هفت در ماههای اخیر گرفتار تکرار مکررات و کلیشههایی شده بود که بیش از همه ناشی از فقدان اتاق فکری بهروز و باتجربه برای آن بود. آخرین برنامه هفت بنا بود نقدی باشد علیه شبکه خانگی ولی با اظهارات جنجالی دو مهمانش -محمدرضا عباسیان و علی قائم مقامی-علیه تولیدات ارگانی، ورق برگشت و این مدیران ارگانی و ازجمله تلویزیون بودند که به عنوان عاملان افزایش هزینه های تولید معرفی گشتند.
سینماروزان در گزارشی بر آخرین برنامهی هفت، برخی از ایرادات محتوایی آن را درجهت اصلاح برشمرده بود و حالا امیدواریم شبکه نمایش دورهی تازهی برنامه را با بازگشت به اصل ژورنالیسم که ریشه دارد در حضور فعالان رسانهای باتجربه و نه صرفا منتقدنمایان حراف، به تولید برساند.
زیرکی محمدرضا عباسیان و علی قائممقامی، نقشهی «هفت» را نقش بر آب کرد!
سینماروزان/حامد مظفری: برنامه هفت که بعد از حذف موسس آن-فریدون جیرانی- هیچ گاه نتوانست جریان سازی دوره اول خود را تجربه کند گرچه در زمان حضور بهروز افخمی و بهواسطه ذات رندانه افخمی، دوباره قدری قدعلم کرد اما حالا ماههاست دیگر در تکرار مکرراتی گیر کرده پر از حرفها و مباحث تکراری.
مشکل اصلی هفت در این ماهها، عدم اتاق فکر خلاقی است که بتواند سوژه های بهروز و مبتلابه سینما را بیرون کشیده و مباحث تاثیرگذار را روی آنتن ببرد.
در یکی از تازهترین برنامههای هفت، سوژهی تکراری و دمدهی پولپاشی در پلتفرمها محور گفتگویی شد با حضور محمدرضا عباسیان مستندساز و مدیر اسبق رسانههای تصویری و علی قائم مقامی تهیهکننده و مدیر تولید سینما.
مجری برنامه هفت خیلی تلاش کرد هم عباسیان و هم قائممقامی را به سمت اعلام موضع تند علیه پلتفرمها ببرد اما این دو سینماگر با زیرکی و ارائه استدلالهای منطقی، نه تنها اصل اتهام زنی علیه شبکه خانگی را رد کردند بلکه پروژههای ارگانی و ازجمله محصولات تلویزیون را به عنوان عامل اول افزایش هزینه های تولید فیلم و سریال، معرفی کردند.
قائممقامی ارگانیهایی که بودجه های هنگفت بیت المال را صرف تولید محصولاتی میکنند که در ارتباط با مخاطب، شکست مطلق میخورند، به عنوان علتالعلل افزایش هزینه های تولید معرفی کرد.
عباسیان که به غیر از سابقه مدیریت موسسه رسانههای تصویری، در سالهای اخیر درگیر راه اندازی یک پلتفرم هم بوده، با اشاره به هزینه های جاری و پشتیبانی سنگین ارگانها و نهادهای مختلف و ازجمله تلویزیون، اغلب تولیدات این نهادها را ضررده و مسبب افزایش بیرویه دستمزد عوامل دانست.
عباسیان آن قدر رند بود که حتی با حساب و کتابی همهفهم از پلتفرمهایی گفت وابسته به هلدینگهای اقتصادی که بهجای هزینه چند همتی آگهی به تلویزیون، حالا با یک سوم همان هزینه، سریال میسازند و آگهی های خود را نیز بهجای تلویزیون به سریالهای تولیدی پلتفرم متبوعشان میدهند!
نقشهی هفت، نقش بر آب شد!
گردانندگان هفت اگر فقط قدری در اظهارات قبلی این دو مهمان کاوش میکردند درمی یافتند هر دوی آنها پیشتر هم درباره ضرر و زیان مهلک آثار ارگانی بر پیکره اقتصاد سینما و تلویزیون، اظهارنظر کردهاند و بر این مبنا اصلا گزینه های مناسبی برای جهتدهی علیه شبکه خانگی نیستند. بماند که فرض غلط سخت بتواند به نتیجه درست منجر شود؛ به هر حال ساترای صداوسیما، زعیم شبکه خانگی است و اینکه حالا برنامه ای در صداوسیما بخواهد علیه یکی از زیرمجموعههای-ولو غیرمستقیم خودش- اعلام موضع کند، منطقی نیست. بماند که سابقهی افزایش هزینه تولید به زمانی بازمیگردد که تولید تلفیلمهای فلهای در تلویزیون رونق گرفت و همان زمان بود که بابت حضور برخی بازیگران و کارگردانان خاص در تلویزیون، به ناگاه برآورد تولید چند برابر میشد.
بر فرض که پلتفرم ها عامل افزایش دستمزد شماری بازیگر شده باشند، چرا سالها بعد از راه اندازی ساترا، صداوسیما از طریق همین ساترا نمیتواند سازوکاری برای تعدیل هزینههای شبکه خانگی بیابد. حداقلش این بود که تلویزیون باید میتوانست بجای این همه موضع گیری علیه پلتفرم ها، خودش پلتفرمی راه انداخته و الگوی تولید بهینه محصول را به بقیه بیاموزد.
گردانندگان هفت و به ویژه محمد تنکابنی تهیهکننده محترم آن بهتر است گرفتار دور باطل مباحث تکراری و تاریخ مصرف گذشته نیفتند و هزینهی تولید را صرف طرح مباحث روز و مبتلابه سینمای ایران کنند.
حلوا حلوای«سینمای ارگانی» توسط دو مدیر تازهکار ارگانی!
سینماروزان/حامد مظفری: حدود یک دهه و نیم بعد از آن که عنوان «سینمای ارگانی» را در سینماروزان باب کردیم و برای تولیدات متصل به نهادها و ارگانهای دولتی و حاکمیتی به کار بردیم، خرسندیم که میبینیم برنامه «هفت» تلویزیون، میزگردی گذاشته برای بررسی محصولات ارگانی با تاکید موکد بر عبارت «سینمای ارگانی».
فقط تعجب کردیم که دیدیم دو مدیر تازهکار ارگانی-یکی از شهرداری و دیگری از حوزه- را گذاشته اند جلوی همدیگر تا به حلوا حلوای سینمای ارگانی بپردازند و مرتب به فواید فیلمسازی توسط ارگانها و نهادها بپردازند.
شیوهی درستترِ چنین برنامههایی آن است که موافق و مخالف را جلوی هم بنشانند و درباره سوژه به ارزیابی نقاط قوت و ضعف بپردازند و بهجای اینکه کاملا یکطرفه به تقبیح یا تحسین جریانی بپردازند، شرایط ارزیابی نسبی سوژه را از هر دو منظر له یا علیه پدید آورند. اینکه مریم پیرکاری مدیر تازهکار تصویرشهر و محمد ساسان مدیر جوان سوره، را دربرابر هم قرار میدهند تا درباره مزایای سینمای ارگانی صحبت کنند واقعا چه خروجی بدردبخوری را پیشروی مخاطب قرار میدهد.؟
این شیوه برنامهسازی شبیه همان گزارش-آگهیهایی نیست که مثلا روابط عمومی بانکها یا شرکتهای بیمهای در انتهای سال به نشریات میدهند و از ابتدا تا انتها درباره دستاوردهای خود سخن میگویند؟
جالب است که در برنامهی هفت، مدیر تصویرشهر میفرماید که بجای واژه ارگانی بگویید سینمای نهادی(!) و مدعی میشود ارگانها هستند که میتوانند در حیطه تولید مجازی ورود کنند و مدیر سوره یک نشان موفقیت سینمای ارگانی را سیمرغ مردمی فجر۴۳ میداند؛
و یک نفر هم در برنامه نیست که به پیرکاری بفرماید: «چه حسن خواجه، چه خواجه حسن و چه سینمای ارگانی بگوییم چه سینمای نهادی و چه سینمای حاکمیتی؛ مساله فاصله بعید این سینما با نیازهای مخاطب است و نه عنوان آن.»
یک نفر نبود که به ایشان بفرماید: « ابتدا یک پیادهرو برای همان پردیس ملت که بدل شده به پردیس ثابت جشنوارههای ارگانی، ایجاد کنید و بعد به سراغ تولید مجازی بروید! میشود ورکشاپ گذاشت با شماری از افراد درجه دو و سه و بعد مدعی توسعه فناوریهای روز شد؟؟»
همان طور که یک نفر نبود به ساسان بگوید: «منظورتان همان سیمرغی است که دارندهاش ناگاه به کمفروشِ اکران نوروز بدل شد؟ منظورتان همان سیمرغی است که در زمان جشنواره هم ده ها ایراد و شبهه نه فقط از سوی اهالی رسانه که از سوی همان اهالی سینما بدان وارد بود؟؟ و هیچکس نفهمید چگونه میشود فیلمی سیمرغ مردمی فجر را بگیرد و بعد در اکران نوروز فروشش کمتر از دایناسور، موسی(ع)، کوکتل مولوتف، رها، پسر دلفینی و بامبولک باشد و به عبارتی از آخر، دوم شود؟؟»
به نظر میرسد این حلوا حلوا کردن یکطرفه سینمای ارگانی در برنامه هفت پاسخی باشد به انتقادات دو هفته قبل مهمانان همین برنامه -سید ضیاء هاشمی و علی قائممقامی- از نحوه فیلمسازی ارگانی که مقصران اصلی گرانی تولید هستند و با همه بریز و بپاشها، بخش عمده تولیدات آنها در گیشه و در ارتباط با مخاطب ناکامند. البته که روی سخن مهمانان آن برنامه و به ویژه مصداقی که بر آثار میلیاردی شکستخورده داشتند به تولیدات فارابی بود. پس چرا گردانندگان هفت نرفتند مثلا سراغ معاون فرهنگی فعلی یا سابق فارابی و او را روی آنتن نیاوردند که پاسخ گوید؟
بر فرض که مدیران فارابی علاقهای به حضور نداشتهاند، این دو مدیر ارگانی مشاوری نداشتهاند که به آنها بگویند مسأله فارابی ربطی به دیگر ارگانها ندارد و شما به جای دیگری روی آنتن نرو؟
حلوا حلوای سینمای ارگانی روی آنتن برنامه هفت
پینوشت: آنچه از همان زمان ابداع واژهی «سینمای ارگانی» در سینماروزان، محل بحث بود تفاوت بین محصول خوب و بد است و بارها در سینماروزان بین فیلم ارگانی خوب و فیلم ارگانی بد، تمایز قائل شدیم و ارگانهای سینمایی را نیز از دریچه عملکرد کلی آنها بررسی کردیم.
از این منظر تفاوت محسوس میبینیم بین فارابی و تصویرشهر با حوزه هنری. حوزه هنری در سالهای اخیر نه تنها حواسش به اکران آثارش بوده بلکه شماری از سینماهای قدیمی تهران و شهرستان ها را بازسازی کرده و کوشیده با کاستن از تولیدات، نقشی داشته باشد در مرمت انبوه سینماهای مصادرهای و ارتقای آنها ولی فارابی جز تولید انبوه فیلم ارگانی برای جشنواره کودک یا فجر، کاری کرده؟؟ یا تصویرشهر که عملا در قافیه رقابت با پردیسداران ارگانی، قافیه را باخته و حتی نمیتواند یک پیادهرو برای پردیس ملت ایجاد کند؟ تصویرشهر نمیتوانست حداقل یکی از چندین سینمای قدیمی و مستعمل پایتخت را خریداری و بازسازی کند؟ چطور حوزه توانست سینماهای شاهد و بهمن و آفریقا و استقلال را نوسازی کند ولی تصویرشهر نمیتواند مثلا سینما کوچ یا سینما مرکزی یا سینما پارس یا یکی از دهها سینمای رهاشدهی لالهزار را خریده و بازسازی کند؟؟
فارابی چطور؟ فارابی که در سالهای مختلف مستقیم یا غیرمستقیم زعیم جشنواره فجر بوده چرا همان وعدهی مدیران ارگانی مبنی بر ساخت یک پردیس چندمنظوره برای همین جشنواره فجر را عملی نکرده تا هر سال در ایام جشنواره دست به دامن برج میلاد نباشند که جا به جشنواره بدهد یا نه؟؟ فارابی نمیتواند سینماهایی مثل رادیوسیتی یا پارامونت را با ارگان مصادرهکننده، شریک شده و اقدام به بازسازی و تبدیل آنها به کاخ جشنواره کند؟
پروژههای ارگانی؛ عاملِ گرانی تولید!/اشتراک نظر دو «سید» در یک مقوله
سینماروزان: پروندهی اخیر برنامه «هفت» درباره چرایی افزایش هزینه های تولید در سینما و تلویزیون، یک اشتراک نظر داشت بر بریز و بپاش های ارگانی بهعنوان علتالعلل گرانی بی ضابطه تولید.
سیدعلی قائممقامی تهیهکننده و از اعضای سابق هیات مدیره خانه سینما و رییس سابق انجمن مدیران تولید سینما و سیدضیاء هاشمی رئیس جامعه صنفی تهیهکنندگان هر دو تاکید داشتند بر اینکه آفتِ گرانی تولید کاملا متاثر است از خرج بیحساب و کتاب بیت المال در تولیدات ارگانی.
قائم مقامی در برنامه هفت گفت: قبلترها نهایتا دو ارگان بودند که فیلم تولید میکردند؛ یکی فارابی که فیلم فرهنگی تولید میکرد و دیگری حوزه که فیلمهای استراتژیک میساخت اما در ۱۰ تا ۱۵ سال اخیر تعداد نهادهای دولتی تولید فیلم افزایش یافته و شاید با حدود ده ارگان مختلف طرف بوده ایم که پروژههای سنگین با بودجههای بالا تعریف میکنند و متاسفانه عوامل تازهکار با دستمزدهای کلان را وارد کار میکنند و درنتیجه باعث افزایش هزینهها میشوند.
قائممقامی ادامه داد: فشار بالای ارگانها باعث شده بخش خصوصی کاملا مهجور شود و واقعا سینماگران مستقل نتوانند فیلم بسازند. نهادهای دولتی عطش تولید سالانه فیلمهایی به اسم فیلم فاخر را دارند و همین است که جشنواره فجر تقریبا بهطور کامل در اختیار فیلمهای دولتی قرار گرفته و فعالیت بخش خصوصی تقریبا به پایان رسیده. واقعا چه معنی دارد که فقط یک ارگان ۱۱ تا ۱۵ فیلم در جشنواره های اخیر فجر داشته است؟ این، خودش شائبه ارگانی شدن کامل سینما و جشنواره فجر نیست؟ در دهه های قبل هم از بنیاد مستضعفان تا تلویزیون فیلم تولید میکردند ولی با سینماگران حرفه ای نه مثل حالا که یک ارگان بودجه بالا میدهد برای یک تهیهکننده کاملا بی تجربه! چرا ارگانها این قدر اصرار دارند بر فیلمسازی و چرا در حوزه های دیگر مرتبط با سینما مثل راه اندازی سینماهای مدرن و بهروز و با استانداردهای جهانی، کار نمیکنند؟
وی افزود: به عنوان شاهد مثال میتوانم به یک فیلم اشاره کنم که در سال ۱۴۰۱ با بودجه حدود ۳۰ میلیارد تومان از دو ارگان دولتی تولید شد اما با وجود تورم، سه سال بعد که اکران شد تنها ۶۰ بلیط فروخت! کیفیت فیلم هم که در حد آثار آماتوری. این وضعیت نشاندهنده اتلاف منابع و ضعف مدیریت است که به نارضایتی و ضررهای گسترده در سینمای ایران منجر شده است.
پروژههای ارگانی؛ عاملِ گرانی تولید!/اشتراک نظر دو «سید» در یک مقوله
سیدضیاءالدین هاشمی با تایید حرفهای قائممقامی گفت: ریشه این تولیدات ارگانی بی مخاطب، فقط زدوبندهای مالی است که در پشت پرده رخ میدهد.
رئیس جامعه صنفی تهیهکننده های سینمای ایران با ردّ فرضیه بالا بردن هزینه تولید توسط پلتفرم ها، ارگانهایی که بی حساب و کتاب پول های بیت المال را صرف تولید میکنند عامل اصلی گرانی تولید دانسته و گفت: خیلی قبلتر از پلتفرمها، ارگانهای مختلف دولتی و خصولتی بودند که برای کشاندن یک سری بازیگر مطرح به تولیدات آرشیوی خود، پولهای بیتالمال را تلف کردند.
او تاکید کرد: پلتفرمها اگر هم هزینه میکنند برای جلب مخاطب و بازگشت سرمایه هست ولی ارگانهای حاکمیتی بدون هر گونه گزارش مالی، هزاران میلیارد پول را صرف تولید فیلمهای ارگانی بی خاصیت و بدون مخاطب کردند که بسیاری از آنها حتی اکران نشدند. اگر ببینید دقیقا نقد به پلتفرم ها از سوی همانهایی صادر میشود که وابسته به ارگانها هستند و با پول نهادها فیلم میسازند و در همان تولید، سود هنگفت میکنند بدون آن که برنامه ای برای اکران اثار خود داشته باشند.
سید ضیاء هاشمی درباره حل مساله بیان داشت: در گذشته سندیکای واحد تهیهکنندگان بهراحتی میتوانست دستمزدهای نجومی بازیگران را کنترل کند، اما اکنون چهار صنف جداگانه بهصورت متفرق عمل میکنند و هماهنگی لازم وجود ندارد. شورای عالی تهیهکنندگان تلاش اما تا سندیکای قدرتمند و متحد نداشته باشیم به جایی نمیرسیم.
چرا رائد فریدزاده به استودیوی برنامهی تلویزیونی «هفت» نرفت؟/افخمی کدام پرسش اصلی را نپرسید؟
سینماروزان/حامد مظفری: گفتگوی بهروز افخمی مجری برنامه تلویزیونی «هفت» با رائد فریدزاده رییس سازمان سینمایی، گفتگوی ویژهای نبود چون درباره هیچ مبحث جدیدی طرح مساله نشد و فریدزاده هم پیشدستی نکرد و هیچ محتوای تازهای را ارائه نکرد.
در نگاه اول اینکه در دوران حساس بعد از آتش بس با اسرائیل این گفتگو روی آنتن رفت میتواند دلیل اصلی محافظه کاری باشد اما گفتگو که زنده نبود. یک گفتگوی تولیدی بود که نه در استودیوی هفت که در سازمان سینمایی انجام شده بود.
فریدزاده برخلاف سلف خود به استودیوی هفت نرفت. این نرفتن میتواند ناشی از اتفاقات اخیر تلویزیون و حمله به ساختمان شیشه ای باشد؟ گرچه هفت در جایی خارج از سازمان ضبط میشود ولی باز هم نرفتن فریدزاده جدا از محافظهکاری امنیتی، ظن دیگری را پیش رو میگذارد.
سازمان سینمایی در دوره جدید قصد ندارد بیدلیل امتیازات ویژه برای تلویزیون قائل شود؟ به خصوص که همچنان تلویزیون جز در موعد برگزاری جشنواره فجر، در کل سال تعامل فراگیری با سینما و تهیهکنندگان ندارد و همچنان فقط شماری فیلم خاص هستند که تیزر آنها مجوز پخش تلویزیونی میگیرد و حتی از میان این همه تولیدات سالانه سینما برنامه ای برای خرید رایت لااقل بخشی چشمگیر از آنها صورت نمیگیرد. نگاه کنید کنداکتور تلویزیون چقدر خالی است که در اعیاد همچنان فیلمهای قدیمی مثل «پاکباخته»، «دو نفر و نصفی»، «لیلی با من است»، «آدم برفی» و «اخراجیها» و… پخش میکند.
فریدزاده در حال ارسال پالس برای مدیران تلویزیون است که اگر دنبال تعامل با سینما هستند ابتدا رفتار عملیاتی در برخورد با سینماگران داشته باشند و بعد انتظار داشته باشند گفتگوها در استودیوهای خودشان ضبط شود؟
به جز این آنچه از فحوای گفتگوی افخمی با فریدزاده برمیآید نوعی محافظهکاری در طرح پرسش است و همین دست بسته بودن افخمی باعث شده هیچ دادهی جدیدی از این گفتگو بیرون نیاید.
افخمی میتوانست درباره بسیاری از مسائل کلیدی خانواده سینما و از همه مهمتر وضعیت طرح ناتمام ارتقای بیمه بازنشستگی اهالی سینما و فقدان کد بیمهای اختصاصی برای سینماگران در سازمان تامین اجتماعی بپرسد.
او میتوانست درباره نتیجهی دستورکاری که خود فریدزاده به مدیر تازهی فارابی درباره ارتقای معیشت اهالی سینما داده بپرسد.
چرا رائد فریدزاده به استودیوی هفت نرفت؟
از همه مهمتر باید موضع رئیس سینما را نسبت به حضور فیلمهای بدون مجوز در محافل جشنوارهای جویا میشد. در جشنواره کن فیلم «تصادف ساده»جعفر پناهي بدون مجوز حضور داشت و نخل طلا هم برد.
در جشنواره کارلوویواری هم فیلم «بیداد»سهیل بیرقی حضور دارد که مجوز داخلی ندارد. روالی که لابد ادامه هم خواهد داشت…
این، مهمترین پرسشی بود که افخمی میتوانست از فریدزاده بپرسد و یک بار برای همیشه تکلیف فیلمسازی بدون مجوز را مشخص کند…
ورای اینها اقدام حرفهای تولیدکنندگان «هفت» و مدیران شبکه نمایش را باید ستود که با وجود همه محدودیتها سعی کردند شرایط گفتگو را در سازمان سینمایی فراهم کنند تا هدف اصلی یک برنامه سینمایی که میبایست ارتباط مستقیم با مدیران سینمایی باشد، محقق شود.
انعطاف «هفت» و شبکه نمایش جای تحسین دارد و باید سایر برنامهسازان تلویزیونی نیز همین قدر سیال عمل کنند و دست از اصرار بیخود بر کشاندن مهمانان به استودیوهای تلویزیون بردارند و اتفاقا دوربین های خود را به دفاتر سینمایی ببرند تا ارتباط بهتری با اصحاب سینما ایجاد گردد.
شب یلدایی برنامه «هفت» و جای خالی قصه روی پرده
سینماروزان/ احسان ناظم بکایی: جمعه شب که از قضا با شب یلدا نیز مصادف شده بود، اکثر شبکههای رادیویی و تلویزیونی رسانه ملی با برنامههای مفصل زنده و مهمانان متنوع سعی کردند شبی گرم را در اولین شب زمستان برای مخاطبان خود ایجاد کنند.
در این میان شبکه نمایش هم از قافله عقب نماند و به سبک و سیاق خودش شب نشینی یلدایی را روی آنتن برد. تقارن جمعه شب با شب یلدا فرصتی بود تا برنامه «هفت» که ازجمله برنامههای شاخص و ریشهدار سیماست، رنگ و بویی یلدایی بگیرد. برنامهایی که تنها برنامه زنده شبکه نمایش به شمار میرود و همین بر گرمای حضور مهمانان میافزاید.
«هفت» یلدایی چیدمانی مناسب داشت، چه ازنظر ظاهری با دکوری که مناسب این شب زینت یافته و چه از نظر محتوایی که سراغ قصه و داستان در سینما رفته بود. قصه یکی از رموز عجیب سالیان متمادی شب یلدا در دورهمیهای خانوادگی ایرانیهاست که ازقضا پاشنه آشیل سینمای ما هم محسوب میشود. چالشی مهم که چرا ما قصههای اصیل و قدیمی و عمیق داریم اما سینمایمان چنان که باید سراغ آنها نرفته و کارهای اقتباسی درخور توجهی نساخته است؟
بخش اول برنامه «هفت» گفتگویی صمیمانه با یکی از کاربلدهای قصهگویی سینمایی و سریالی بود. امرالله احمدجو که نویسنده و کارگردان آثار ماندگاری چون سریال روزی روزگاری است و این روزها همراهیاش را در نگارش سریال مهیار عیار میبینیم. او که ازقضا شب یلدا هم شب تولدش بود در چنین روزهایی در کنار داوود میرباقری دلمشغول ساخت سریال سلمان فارسی است که آن هم قصه و داستانی دیدنی و شنیدنی دارد.
مواجهه احمدجو و افخمی، دو کارگردان نامدار در قالب مهمان و مجری «هفت» و بحث شیرین قصه گویی در سینما و چرایی عدم بروز قصه در سینمای ایران، موضوعی بود که نشان داد دغدغه مهمی برای این دو نفر است.
بخش دیگری از برنامه «هفت» میزبان شهره پیرانی، همسر شهید هستهای داریوش رضایی نژاد بود. مهمانی غیر منتظره که نزدیکی روز مادر و زن عامل دعوت از وی قلمداد میشد. حضور پیرانی از این منظر جالب بود که او سه سال پیش ازجمله حامیان فیلم هناس بود که درباره همسر شهید ساخته شد و مریلا زارعی نقش خود او را بازی کرد. دفاع پیرانی از فیلم هناس نشان داد که او سینما و ضرورتهای دراماتیزه سازی و تفاوت فیلم سینمایی و مستند را میداند، بنابراین این بخش از برنامه نیز مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و نگاه سینمایی و دغدغهمند وی را نشان داد.
بخش پایانی «هفت» با عنوان شب نشینی هفت شاهد حضور پنج منتقد در کنار افخمی بود. اگر چه تعدد مهمانان این بخش کمی باعث سردرگمی مخاطب میشد و بعضاً شاهد تداخل جملات و عبارات بودیم اما فضای گرم میان آنها با وجود اختلاف نظر در بحث روایت و قصه گویی در سینما، موضوع جالبی بود که مخاطبان را با خود همراه میکرد.
برنامه «هفت» در شب یلدا با ریتمی مناسب و آرام و شکاندن قالب ایستادن مهمانان و مجری با آرامش و تعقل از آخرین دقایق پاییز به اولین ساعت زمستان رسید.
گزینه اصلی بهرام بیضایی برای بازی در “روز واقعه” که بود؟
سینماروزان: در پیش تولید اولیه “روز واقعه” و برای انتخاب بازیگر نقش “شبلی/عبدالله” به خیلی ها فکر کردیم و از همه جدی تر ابوالفضل پورعرب بود.
محمدرضا شریفینیا روی آنتن زنده برنامه “هفت” با بیان مطلب فوق گفت: ابوالفضل پورعرب گریم شد و ماهها تمرین سوارکاری کرد و حسابی انرژی گذاشت و بنا بود نقش راحله را هم سوگند رحمانی بازی کند ولی درنهایت آن بازیگر آماده را دودستی تقدیم پروژه “عروس”بهروز افخمی کردیم.در برهه ای به سراغ خسرو شکیبایی رفتیم که گفت کمردرد دارم و امکان سوارکاری ندارم، یکی از گزینه های ما هم رضا کیانیان بود که نشد.
گزینه اصلی بهرام بیضایی برای بازی در “روز واقعه” که بود؟/محمدرضا شریفینیا روی آنتن زنده مطرح کرد
وی ادامه داد: از آنجا که فکر میکردم افرادی که در خانواده هنری رشد کرده اند، بیشتر میتوانند موثر باشند برای همین از تیم تولید “عروس” خواستم ایرج نوذری را به ما بدهند که او هم گریم شد و حدود بیست دقیقه از فیلم با حضور او ضبط شد ولی درنهایت کار خوابید تا درنهایت با گروهی دیگر تولید شد.
شریفی نیا درباره نقطه نظر بهرام بیضایی مولف “روز واقعه” بیان داشت: در همان پیش تولید اولیه یک بار با بیضایی دیدار و گفتگو کردم و از او پرسیدم اگر بخواهید فیلم را بسازید، برای نقش اصلی چه کسی را انتخاب میکنید که بی مکث گفت همین آتیلا پسیانی که آن موقع در تئاتر بسیار درخشیده بود.
چرا داستان “زودپز” را لو دادید؟
سینماروزان: حضور منصور سهراب پور تهیهکننده فیلم زودپز روی آنتن زنده برنامه “هفت” وقتی مواجه شد با لو رفتن داستان فیلم توسط عوامل برنامه، با انتقاد این تهیه کننده روبرو شد.
سهراب پور گفت: چرا به جای نقد متعارف، داستان فیلم را لو میدهید؟ چرا با موضع گیری قبلی، فیلمها را به دو دسته خوب و بد تقسیم میکنید و نقدهای یکطرفه ارائه میدهید؟
این تهیهکننده با اشاره به اقبال بالای مخاطب به این فیلم گفت: برای تولید زودپز حدود ۷۵میلیارد هزینه در بخش خصوصی انجام شده و یک ریال حمایت ارگانی نداشته ایم و انگار چون فیلم ارگانی نساخته ایم باید نقد شویم؟
منصور سهراب پور افزود: البته خوشبختانه مردم جواب نقدهای مغرضانه و نه نقدهای منصفانه را میدهند و می بینیم که از تهران تا شهرستان ها با اقبال عمومی نسبت به فیلم روبرو هستیم. یادتان نرود هر که مقابل مردم و سینمای مردمی بایستد محکوم به زوال است.
این تهیهکننده باسابقه اذعان داشت: همه هنرمان این است که در بخش خصوصی و بدون وابستگی دولتی نه فقط یک کمدی موقعیت بلکه فیلمی ساخته ایم با تصاویر استاندارد از بمباران تهران در دهه شصت و حداقل خواسته ما این است که شاهد نقدهای متعارف باشیم. اینکه از ابتدا چون فلان فیلم ارگانی است هوایش را داشته باشید و چون “زودپز” فیلم غیرارگانی است علیه اش حرف بزنید و داستانش را لو دهید، منطقی نیست!
آقایان سیاستزده چرا در هشت سال اعتدال که مدیریت داشتند، مشکل بیمه بیکاری و مسکن و بازنشستگی اهالی سینما را حل نکردند؟/به جز چند نفر، همه هنرمندانی که در جریان اتفاقات ۱۴۰۱ از ایران رفتند میخواهند به ایران برگردند!/جناب حجاریان بفرمایند که در دهه شصت چه بر سر بیضایی، داوود رشیدی، سعید راد، جمشيد هاشمپور و دیگران آمد؟/اکران خارجی، آزاد است منوط به دریافت رایت پخش از تهیهکننده اصلی/ممنوعکاری امیر جدیدی، کذب است!/خدا بیامرزد سیف الله داد را که سالها پیش گفت دعوای تهیهکننده ها هیچ گاه تمام نمیشود!!!/چه کسی نگذاشت طرح ارتقای بیمه بازنشستگی اهالی سینما، نهایی شود؟
سینماروزان: محمد خزاعی رئیس سینمای دولت سیزدهم روی آنتن زنده برنامه “هفت” در کنار مرور عملکرد خود و دردسرهایی که حین مدیریت از پاندمی کرونا تا ماجرای میتو و ناآرامی های ۱۴۰۱ تجربه کرده، برخی از تلاشهای خود برای بهبود امور معیشتی اهالی سینما را مطرح کرد.
محمد خزاعی اظهار داشت: برخی همه چیز را از دریچه سیاست رصد میکنند و اصلا سینما و فرهنگ برایشان، مهم نیست و آمارهایی میدهند کاملا کذب مثلا کل افراد ممنوعکار زیر سی نفر هستند و آنها اعداد را در ده ضرب میکنند.
وی ادامه داد: کمتر از سي نفر ممنوع کار هستند و بخشی از آنها اصلا از ایران رفته اند و آنجا علیه نظام فعالیت میکنند. بخشی هم به دلیل کشف حجاب است ولی هر کدام از اینها که بخواهند با شرایط نظام فعالیت کنند، کمکشان خواهیم کرد.
او افزود: به جز چند نفر، همه هنرمندانی که در جریان اتفاقات ۱۴۰۱ از ایران رفتند پیام دادند که میخواهند برگردند. اینکه دستگاه های امنیتی و مقامات قضایی چه تصمیمی خواهند گرفت، در جای خود ولی شخصا تا زمانی که هستم کمک میکنم به همه هنرمندان.
محمد خزاعی در پاسخ به شایعات ممنوعکاری امیر جدیدی گفت: ممنوعکاری امیر جدیدی برای بازی در فیلم جدید سهیل بیرقی، کذب است. امیر جدیدی با تهیهکننده قرارداد بسته و کار میکند.
محمد خزاعی
خزاعی پیرامون صحبتهای سعید حجاریان که به انتقاد از حجم بالای توقیف فیلم پرداخته بود، بیان داشت: تقریبا تمام فیلمهای مساله دار، پروانه نمایش گرفتند و کسی نیست که درخواست پروانه ساخت داده باشد و پروانهاش صادر نشده بود ولی از جناب حجاریان که جزو متفکران دهه شصت است میخواهم بفرمایند که در دهه شصت چه بر سینماگران آمد؟ شما تئوریسین اتفاقات فرهنگی دهه شصت هستید یا نه؟ در همان دهه شصت چه بر سر بهرام بیضایی آمد؟ چه بر سر داوود رشيدي آمد؟ سعید راد را چه کسی فراری داد؟ چقدر سدّ سرراه مهدی فخيم زاده قرار دادند؟ جمشید هاشمپور را چرا ممنوعکار کردند؟
خزاعی تاکید کرد: همان طور که مخالف جدایی شبکه خانگی از سازمان سینمایی بودم با جدایی بنیاد پویانمایی از سازمان هم مخالفم. این طوری باشد فردا مستند هم جدا میشود و درنهایت با تعدد مدیریت در حوزه فیلم و سینما مواجه خواهیم بود.
رییس سینمای دولت سیزدهم گفت: برخلاف ادعاها، اکران فیلم خارجی آزاد است و ده درصد ظرفیت سینماها میتواند به اکران خارجی تخصیص یابد ولی هیچ پخش کننده ای فیلم دارای رایت خارجی ارائه نمیدهد برای پخش! نمیشود که فیلم خارجی را بدون دریافت رایت و به صورت غیرقانونی نشان داد.
محمد خزاعی با گلایه از حجم بالای اختلافات در صنوف سینما بیان داشت: خدا بیامرز سیف الله داد سالها پیش گفت دعوای تهیهکننده ها هیچ گاه تمام نمیشود و واقعا راست میگفت چون اختلافات تهیهکننده ها هنوز تمام نشده و فقط امیدوارم این دعواها برای منافع شخصی نباشد و برای رشد سینما باشد.
محمد خزاعی با انتقاد از سیاسیکاریها در رأس صنف سینما گفت: آقایان سیاستزده چرا در هشت سال دولت اعتدال که مدیریت داشتند، مشکل بیمه بیکاری و مسکن و بازنشستگی اهالی سینما را حل نکردند؟ برای ارتقای بیمه بازنشستگی اهالی سینما ظرف شش ماه و طی رایزنی با تامین اجتماعی مساله را حل کردم و همه کارها انجام شد. بر سر کلیت، تامین اجتماعی کاملا موافق بود ولی متاسفانه یک عضو هیات مدیره خانه سینما ماجرا را راکد نگه داشت تا در دولت بعد تصویب شود! امیدوارم در دولت چهاردهم واقعا خانه سینما برود و این مساله را حل کند.
وی ادامه داد: هرچند ماجرای تخصیص بیمه بیکاری برای سینماگران در برنامه هفتم توسعه لحاظ شده ولی یک پرسش دارم از خانه سینما چرا صندوقی در همان خانه سینما نمیگذارند تا درصدی از دستمزدهای عوامل پروژه ها در این صندوق جمع شود برای همین بیمه بیکاری؟
محمد خزاعی با اشاره به اجرای طرح مسکن دار شدن اهالی سینما گفت: خوشبختانه اين طرح اجرایی شده و به زودی به ثمر میرسد تا در نتیجه آن بخشی از سینماگران مستاجر بتوانند صاحب خانه شوند.
او تاکید کرد: توسعه سالن های سینمایی تا زمانی که در سازمان هستم، امتداد خواهد یافت و به زودی به ظرفیت حدود هزار سالن در کل کشور خواهیم رسید؛ روندی امیدوارکننده که البته باید باز هم ادامه یابد.
فیلمساز ممنوعکار در شبکه نمایش تلویزیون؟
سینماروزان: در اقدامی غیرقابل پیش بینی، بهروز افخمی در قسمت تازه برنامه “هفت” پرونده فیلمسازی محمد رسول اف – که با فیلم “دانه انجیر معابد” در جشنواره کن۲۰۲۴ حضور دارد- را گشود و از منتقدان حاضر در برنامه خواست درباره او نظر خود را بیان کنند.
امیرقادری، منتقد سینما ابتدا به خبر زندانی شدن محمد رسول اف در هفته اخیر اشاره کرد و گفت: من اعتقاد دارم رسول اف مانند همه ابنا بشر باید فیلم بسازد و اتفاقا داخل ایران هم فیلم بسازد. افرادی برای مخالفخوانی در سینما انتخاب میشوند که باعث میشود مسیر انتقاد سینمای ایران از مسیر سالم خود خارج شود. اگر انتقاد از طریق تماشاگر شکل بگیرد، بسیار شرایط بهتر خواهد بود.
قادری با اشاره به فیلم «برادران لیلا» ادامه داد: حتی فیلمی مانند «برادران لیلا» که پخش هم نشد، مسیر متعادلتری به نسبت فیلمهای رسول اف برای ساخت خود طی کرد. سعید روستایی این فیلم را ساخت که مردم ایران ببینند. من به عقل و هوش جمعی مردم ایمان دارم؛ تماشاگر با استقبال یا عدم استقبال از فیلم نشان میدهد که تا چه حد انتقاد کارگردان را پذیرفته است.
وی افزود: ممکن است من با بعضی از اتفاقات «برادران لیلا» و فرش قرمز آن مخالف باشم، اما فیلم باید داخل ایران اکران میشد چرا که ما دیدیم بعد از پخش این فیلم در اینترنت، واکنشهای منفی به فیلم زیاد بود.
قادری به پرونده محمد رسول اف اشاره کرد و گفت: حدود 10 الی 15 سال است که ما با پدیدهای مواجه هستیم که شخص ممنوعکاری هر چند سال یکبار بتواند فیلم بلند بسازد و آن را برای جشنوارههای خارجی هم بفرستد. چطور میشود در این مملکت یک فیلم بلند که فیلمبرداریاش هم در سطح شهر است، ساخت و برای جشنواره خارجی هم فرستاد، بدون اینکه کسی متوجه شود؟ باید گفت زمانی که مسیر متعادل قضیه مخدوش شود، چنین پدیده های عجیب رانتی روی کار میآیند که واقعا به لحاظ منطق هم درک نمیشود.
رضا صدیق دیگر مهمان برنامه هفت درباره فیلمسازی رسول اف عنوان کرد: فرآیند فیگوری که رسول اف در آن میایستد، عجیب است. چگونه میشود کسی بر طبق قانون حق فیلمسازی نداشته باشد، اما فیلم بلند بسازد؟… متاسفانه شاهد هستیم که محمد رسول اف را در کنار افرادی مانند داریوش مهرجویی و کیومرث پوراحمد قرار میدهند، کسانی که برای مردم ایران فیلم میساختند نه جشنوارههای خارجی.
صدیق تاکید کرد: زمانی که جریانی در سینمای ایران تصمیم میگیرد، از مخالفخوانی کلیت ایران و جمهوری اسلامی که یک انقلاب مردمی است، کاسبی کند؛ طبیعی است که ساختار قانونی هم اینگونه رفتار کند.
رضا صدیق بیان کرد: بارها در شکل های مختلف برای مردم اتفاق افتاده که مروجان سرمایهداری رانتی، تبعیض طبقاتی و فسادهای سیستمی به پرچمداران عدالت تبدیل شدهاند؛ برای مردمی که خودشان قدرت تشخیص دارند…
محمد رسول اف در برنامه هفت
امیر قادری اظهار کرد: من طرفدار چرخه متعادل اکران هستم چرا که این مردم تصمیمگیرنده هستند که چه فیلمی ببینند. واکنش مردم به «برادران لیلا» برخلاف پیش بینی من، منفی بود اما فیلمی بود که میخواست با عموم مردم ارتباط برقرار کند و برای بلیت فروختن ساخته شده بود.
قادری ادامه داد: ما باید برای این موضوع راه حل داشته باشیم. رسول اف و پناهی باید فیلم بسازند. اینها محصول همان سینمای انحصاری هستند که از دلش شکلهای دیگر انحصار بیرون میآیند. اگر امکان این مدل فیلمسازی برای گروههای مختلف فراهم باشد، آن وقت دیگر کسی نمیتواند از پارهای از انتقادات و نارضایتیهای مردم ایران، به نفع یک شرایط پشت پرده مبهم، برای بیان انتقادها استفاده کند.
وی افزود: گروههای مختلف سینمای ایران، به مردم ایران به عنوان مخاطب سینما اعتقاد نداشتهاند؛ آنها فکر نمیکنند که مردم قدرت تشخیص دارند. شاید در کوتاهمدت بتوان سر مردم کلاه گذاشت اما مردم در نهایت متوجه خواهند شد و خورشید همیشه پشت ابر باقی نمی ماند.
امیر قادری عنوان کرد: در مورد پدیده محمد رسول اف باید بگویم که این اتفاق عجیب نتیجه انحصار است، تا ما شرایط درستی را فراهم نکنیم که سینماگران با مردم از طریق گیشه و خریدن بلیت سینما ارتباط داشته باشند، نتیجهاش میشود فیلمسازی برای جشنواره خارجی میشود که کارگردانش با گروه های دیگری به جز مردم ایران حرف میزند.
بهروز افخمی، میزبان برنامه، اظهار کرد: صدور پروانه ساخت یک مشکل دائمی، طولانی فیلمسازی در ایران بوده که دولت و معاونت سینمایی وزارت ارشاد را به یک موجود آش نخورده و دهن سوخته تبدیل کرده است. پروانه ساخت همواره دولت را در موضع اتهام قرار میدهد و هیچ فایدهای ندارد. هیچ راهحلی برای جلوگیری از ساخت فیلمهای بدون پروانه ساخت وجود ندارد.
افخمی تاکید کرد: بخش خصوصی تنبل شده و وابسته دولت که همه خطاهای خود را گردن دولت میاندازد، با پروانه ساخت زنده مانده است. فیلمسازهای واقعی که مسئولیت کارهای خودشان را به عهده میگیرند، به پروانه ساخت احتیاج ندارند. پروانه ساخت برای متهم نگهداشتن دولت است.
بهجای #صبح_اعدام، #بیبدن را وارد بخش مسابقه کنید/حضور در بخش مسابقه فجر برایم ارزشی ندارد وقتی…
سینماروزان: حواشی جدا ماندن فیلم #بی_بدن از بخش مسابقه جشنواره فجر۴۲ و به جایش وارد کردن انبوه فیلمهای آماتوری که بعضا نیم ساعت آنها هم قابل تحمل نیست با واکنش یک عضو هیات انتخاب فجر مواجه شده که معتقد است فیلم صبح اعدام باید رد میشد تا بی بدن وارد بخش مسابقه شود.
بهروز افخمی کارگردان صبح اعدام روی آنتن زنده برنامه هفت خطاب به این عضو هیات انتخاب گفته که اولا اشتباه خود را توجیه نکند و اگر میخواهد درباره بی بدن حرف بزند، ابتدا از اشتباه هیات انتخاب عذرخواهی کند و دست از توجیه بردارد و بعد به فکر انتقام از نقدهای هفت باشد.
افخمی همچنین تاکید کرده به عنوان کارگردان فیلم صبح اعدام، حاضر است فیلمش از بخش مسابقه بیرون برود تا فیلم بی بدن جایش را بگیرد. افخمی از این عضو هیات انتخاب خواسته از کینخواهی و انتقامجویی و ادبیات نازل، دست بردارد و گفته: اصلا برایم حضور در بخش مسابقه ارزش ندارد ولی برایم خیلی مهم است که حقی از جوانان ضایع نشود!
تحلیل رسانه دانشگاه آزاد بر فصل اخیر “هفت”⇐مشخص نیست محمدحسین لطیفی سردبیر این برنامه است یا مجتبی امینی؟!/ ضعف اجرای لطیفی و عدم تسلطش بر مباحث و موضوعات بسیار آزاردهنده بوده!/هیچ معیار مشخصی در انتخاب آثاری که مورد نقد و بررسی قرار میگیرند، وجود ندارد!/در میز رسانه، افراد تکراری، خبرهای سوخته را میخوانند!/بسیاری از مخاطبان اصلا اطلاع ندارند که چنین برنامهای درحال پخش است!/ آمار مخاطبان این برنامه در تلوبیون بهسختی به 800 بازدید میرسد!/نه توانایی تعطیل کردن برنامه را دارند و نه عزم احیای آن را!!
سینماروزان: فصل اخیر برنامه تلویزیونی “هفت” که فصل پنجم آن محسوب میشود از همان بدو راهاندازی با نقدها و نظرات مختلف درباره پیشرو نبودن و عقبافتادگی از جریان رسانهای روز سینما مواجه بوده است.
به تازگی روزنامه “فرهیختگان” منسوب به دانشگاه آزاد در تحلیلی بر این برنامه، برخی ایرادات آن را طرح کرده بلکه عاملی شود بر اصلاح.
متن تحلیل فرهیختگان را بخوانید:
از همان روزهای آغازین تا امروز ضعف اجرای لطیفی و عدم تسلطش بر مباحث و موضوعات بسیار آزاردهنده بود. حقیقت امر اینجاست که لطیفی چند سریال و فیلم پرمخاطب در کارنامه کاری خود دارد اما او نه آشنایی چندانی با تاریخ سینمای ایران دارد و نه در این دو ساله موفق بوده است که خود را با مدیوم برنامه هفت مطابقت بدهد و مهمتر از همه اساسا قادر به تعیین رویکرد برای فصل جدید هفت نبوده است. لذا ما فقط با 70 برنامه چندپارچه مواجه بودهایم که فاقد یک انسجام ساختاری حداقلی بوده است. اینجاست که اساسا خلأ وجود سردبیر مشخص میشود. در طول این دو سال هیچگاه مشخص نشده که آیا اساسا محمدحسین لطیفی سردبیر برنامه است یا مجتبی امینی علاوهبر تهیهکنندگی مسئولیت سردبیری برنامه را هم برعهده دارد؟!
بخش نقد فیلم هم برخلاف فصول سابق برنامه کاملا مجزا شده و بدون حضور و مدیریت لطیفی بهعنوان مجری اصلی پیش رفته اما این تنها تغییر فصل جدید برنامه نبوده است. بهطرز عجیب و شگفتآوری منتقد ثابت برنامه هفت دیگر تنها مسعود فراستی نیست بلکه محمدتقی فهیم هم بهعنوان منتقد ثابت به برنامه اضافه شده است. به یک معنا ما در میز نقد برنامه هفت نهتنها دیگر با هیچ فیلمسازی مواجه نیستیم بلکه با دو منتقد ثابت و یک منتقد متغیر مواجهیم که غالبا هم حضور یک ترکیب سه نفره تکراری چهار تا 6 برنامه ثابت میماند و گویا محض تنوع نفر سوم هرازگاهی تعویض میشود. مضافبر این، اساسا هیچ معیار مشخصی در انتخاب آثاری که مورد نقد و بررسی قرار میگیرند، وجود ندارد. گاهی فیلم روز سینمای ایران انتخاب میشود، گاهی یک فیلم کلاسیک خارجی! گاهی یک فیلم جدید سینمای هالیوود و گاهی هم سریالهای نازل شبکه نمایش خانگی! گویا منتقدان محترم برنامه بر مبنای آثاری که در هفته اخیر دیدهاند اثری را انتخاب و نقد میکنند و اصلا چیزی تحتعنوان مخاطبان برنامه برایشان موضوعیت ندارد. بخش دیگری تحتعنوان میز رسانه به برنامه اضافه شده است که حاکی از ناآگاهی تمامعیار تیم سازنده از فضای اینترنت است. در این بخش چهرههای رسانهای غالبا تکراری بهمرور و گپوگفت درباره اخبار سوخته هفته میپردازند. گویی سازندگان برنامه هفت اطلاع ندارند که امروزه دهها کانال تلگرامی سینمایی درحال اطلاعرسانی و تحلیل مکرر و مداوم اخبار سینمایی هستند و مضافبر این چندین برنامه اینترنتی هم در فضای مجازی درحال بازتاب و تحلیل دوباره این اخبار هستند. گویا تیم جدید سازنده برنامه هفت فراموش کرده است که قدیمیترین و تخصصیترین برنامه سینمایی تلویزیون رسالتی فراتر از این حرفها دارد. رسالتی که در تمام این مدت به محاق رفته و به فراموشی سپرده شده است.
به زبان سادهتر و در یک کلام میتوان اذعان کرد در فصل جدید برنامه هفت نه خبری از بررسی مسائل روز سینمای ایران است و نه خبری از مصاحبه با فیلمسازان سینمای ایران. نه میتوان کوچکترین نشانهای از بحثهای پربار موجود در نقدهای فراستی در سالهای پیش یافت و نه میتوان دیدگاه کارشناسانه از میان اظهارات مجری برنامه یافت. پخش برنامه هفت در ماههای اخیر چنان نامنظم و آشفته شده است که گویی سازندگان برنامه اساسا هر موقع حوصله و فراغتی داشته باشند یک قسمت تولید میکنند. برآیند چنین وضعی هم این شده است که بسیاری از مخاطبان سابق برنامه اصلا اطلاع ندارند که چنین برنامهای درحال پخش است و بازدید قسمتهای این برنامه در تلوبیون بهسختی به 800 بازدید میرسد. مضافبر همه اینها، ضبطی شدن برنامه در یک سال اخیر هم، میخ آخر را بر تابوت برنامه زد و امکان مطرح شدن کوچکترین مباحث چالشی از مهمترین برنامه سینمایی تلویزیون سلب شد تا این برنامه یک قدم مهم دیگر در روند احتضار بردارد و به مرگ تراژیک نزدیکتر شود.
به نظر میرسد ریشه مساله را باید در مقامی فراتر از مجری و تهیهکننده جویا شد. ظاهرا مسئولان فعلی شبکه سوم سیما به برنامه مهجور و مظلوم هفت بهمثابه یک میراث نامیمون نگاه میکنند که نه توانایی تعطیل کردن آن را دارند و نه عزم احیای آن را. لذا در تمام این دو سال با بیحوصلگی و خستگی تمام خواستهاند با این برنامه کنار بیایند اما گویا غافل هستند که بیتوجهی به برنامه هفت که هفته به هفته وضعیتی تراژیکتر پیدا میکند نهتنها یکی از برندهای مهم و ارزشمند شبکه سه را به مسلخ میبرد بلکه باعث شکل گرفتن برنامههای جایگزین در فضای اینترنتی و ریزش مخاطبان سینمادوست از پای رسانه ملی میشود.