مدیرعامل فارابی خبر داد: ایجاد صندوق سرمایه‌گذاری فیلم با حضور یک شرکت فعال در بورس!/شراکت مردم در تولید فیلم از طریق خرید سهام!!!⇔پرسش اول: چرا نام آن شرکت فعال را اعلام نمی‌کنید تا سهامداران و میزان وابستگی مشخص گردد؟/پرسش دوم: با این اقتصاد شکننده، کدام عاقلی سرمایه‌اش را صرف خرید سهام سینما می‌کند؟

سینماروزان: علیرضا تابش که به واسطه خواهرزادگی رییس دولت اصلاحات و بدون رزومه سینمایی موثر به ناگاه در دولت اعتدال تا مدیرعاملی فارابی پیش رفت در ماههای اخیر مدام درباره ایجاد شرایط جدید حمایت از فیلمها سخن گفته است!

به گزارش سینماروزان تازه ترین افاضات تابش درباره راه اندازی صندوق سرمایه گذاری فیلم در بورس و مشارکت شهروندان در تولید فیلم از طریق خرید سهام است؛

تابش با اشاره به اقسام حمایت از تولید فیلم به «مهر» گفت: گروهی از پرونده های سینمایی برای دریافت وام به صندوق اعتباری هنر معرفی می شوند، برخی از فیلم ها نیز براساس سیاست ها و اولویت های فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی به صورت مشارکتی با این بنیاد تولید می شود و گروهی از فیلم ها هم هستند که بنیاد فارابی به دنبال تامین همه سرمایه آن است که این گروه سوم سقف حمایتی بنیاد فارابی است.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی درباره یک اتفاق جدید در تامین بودجه تولید فیلم ها اعلام کرد: اقدام دیگر بنیاد فارابی غیر از تغییر شیوه های حمایتی جدید سرمایه گذاری، ایجاد صندوق سرمایه گذاری فیلم زیر نظر سازمان بورس اوراق بهادار است و ما در شرف صدور موافقت حصولی این صندوق توسط بورس هستیم. همه فعالیت ها در این صندوق مطابق قوانین جاری کشور در بورس خواهد بود و از جمله مزیت های این صندوق معافیت مالیاتی و شفافیت است که شفافیت از ارکان اقتصاد مقاومتی هم به شمار می رود. مردم هم می توانند از طریق خرید سهام فیلم در تولید فیلم های سینمایی شرکت داشته باشند و زمان مشخصی هم اعلام می شود که بتوانند پذیره نویسی کنند. امروز به دلیل شرایط موجود ضرورت تاسیس صندوق سرمایه گذاری فیلم بیش از گذشته احساس می شود چون متاسفانه الگوهای رایج دنیا در حوزه چگونگی تامین مالی تولیدات هنوز در نهادهایی مثل بنیاد سینمایی فارابی رایج نشده است. البته بنیاد فارابی در راه اندازی صندوق سرمایه گذاری فیلم به صورت مشترک با یکی از موسسسات فعال در بورس و همچنین صندوق اعتباری هنر همکاری می کند و این سه نهاد موسسان صندوق سرمایه گذاری فیلم خواهند بود.

به گزارش سینماروزان عدم اعلام نام موسسه ای که بناست در راه اندازی صندوق سرمایه گذاری فیلم به فارابی کمک کند چه معنایی دارد؟ چرا مدیرعامل فارابی نام این موسسه را اعلام نمی کند که هم سهامداران آن مشخص شوند و هم میزان وابستگی به ارگانها و نهادهای دولتی؟

به جز این در شرایطی که اقتصاد سینما یک اقتصاد شکننده و جز معدودی آثار، مابقی قادر به بازگشت سرمایه خود از طریق اکران نیستند کدام شهروند عاقلی پیدا میشود که سرمایه اش را صرف تولید سینمایی کند؟؟




یک بوروکراسی تازه برای رهایی از پرداخت مالیات؟⇐علیرضا تابش: فارابی دیگر به هیچ کس وام نمی‌دهد/دریافت تسهیلات از طریق صندوق اعتباری هنر انجام خواهد شد؛ البته با معرفینامه فارابی!

سینماروزان: ماجرای حضور پررنگ بخش دولتی در سینمای ایران و انحصاری که بدین طریق و به واسطه سودآوری در تولید برای برخی تهیه کنندگان به وجود آمده تمامی ندارد و حتی وقتی صحبت از تغییر و تحول میشود به جای آن که به سمت کاهش تصدی گری دولتی برویم با بوروکراسی های تازه مواجهیم.

به گزارش سینماروزان نمونه تازه ای از این عریض و طویل کردن ساختار دولتی آن است که علیرضا تابش که از خواهرزادگی رییس دولت اصلاحات به مدیرعاملی بنیاد فارابی رسیده از این گفته که دیگر فارابی به هیچ پروژه تولیدی وام نمیدهد و اخذ تسهیلات باید از طریق صندوق اعتباری هنر انجام گیرد؛ البته با دریافت معرفینامه از فارابی!

این پروسه که گویا به خاطر حل مشکلات مالیاتی فارابی ایجاد شده جز افزودن بر دامنه بوروکراسی سودی دارد؟

مدیرعامل فارابی گفت: در راستای سیاست‌های سینمایی کشور، ماه گذشته تفاهم‌نامه‌ای فی‌مابین بنیاد سینمایی فارابی و صندوق اعتباری هنر به امضا رسید و اعطای تسهیلات به پروژه‌های سینمای حرفه‌ای در کارگروهی بررسی و به صندوق اعتباری هنر ارجاع داده می‌شود. این تسهیلات به فیلم‌های دارای پروانه ساخت مورد تأیید و صرفا با معرفی نامه بنیاد سینمایی فارابی پرداخت خواهد شد و تهیه کنندگان متقاضی تسهیلات، در جریان شرایط و مدارک مورد نیاز قرار می گیرند.

وی با اشاره به حمایت بنیاد سینمایی فارابی طی سال‌های ٩٢ تا ٩٥ از ۱۵۳ پروژه سینمای حرفه‌ای در قالب تسهیلات، گفت: اختصاص وام توسط فارابی خواص و محسناتی داشته اما متاسفانه در حوزه مالیاتی بنیاد فارابی را با بحران روبرو کرد که البته کارشناسان و مدیران مالی و حقوقی بنیاد و سازمان سینمایی درصدد حل آن مشکلات هستند. با تغییر شیوه حمایت‌های بنیاد فارابی در این دوره، شاهد حمایت عام از فیلم‌ها نخواهیم بود و دریافت تسهیلات با معرفی بنیاد فارابی از طریق صندوق اعتباری هنر انجام می شود.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی حمایت از تولید سینمای ایران را در سه قالب برشمرد و گفت: محدودیت بودجه بنیاد سینمایی فارابی کفاف حمایت از همه فیلم‌ها را نمی‌دهد، لذا در حد مقدور، سالانه تسهیلات را برای تولید آثار سینمایی فراهم می‌کنیم و گروهی از فیلم‌ها برای دریافت وام به صندوق اعتباری هنر معرفی می‌شوند، دسته دوم گروهی از فیلم‌ها هستند که بر اساس سیاست‌ها و اولویت‌های بنیاد فارابی، در تولید آنها مشارکت می‌شود و دسته سوم هم فیلم‌هایی خواهند بود که به دنبال تأمین همه سرمایه آن خواهیم بود که این نوع حمایت، سقف حمایت بنیاد فارابی است، اما طبعا تعداد این تولیدات کم شمار اما در محتوا و تکنیک متفاوت خواهند بود. البته تولید مشترک با کشورهای خارجی و جلب مشارکت نهادهای سینمایی برای افزایش سهم مشارکت آنها در تولید سینمایی کشور همچنان از سوی بنیاد سینمایی فارابی برنامه‌ریزی و پیگیری خواهد شد.

‎علیرضا تابش با اشاره به سابقه و روش‌های تجربه شده حمایت در تعامل با تهیه کنندگان و صاحبان آثار سینمایی گفت: طبق مصوبه شورای تولید و طرح و برنامه بنیاد سینمایی فارابی، خرید رایت فیلم‌ها انجام نخواهد شد و نسبت به تعهدات گذشته تهیه کنندگان نیز، هیاتی برای تعیین تکلیف این تعهدات و بدهی‌ها در بنیاد سینمایی فارابی تشکیل شده است. در تجدید ساختار بنیاد سینمایی فارابی، مدیریت تأمین منابع و سرمایه‌گذاری پیش‌بینی خواهد شد و با همین هدف طی چند ماه اخیر «ستاد اقتصادی سینمای ایران» تشکیل گردیده و جلسات منظم در این حوزه برگزار شده است.

‎تابش با اشاره به این نکته که بودجه سال ٩٧ موسسات و نهادهای سینمایی در چارچوب طرح جامع سینما تدوین می‌شود گفت: این موسسات به جز کمک‌های دولتی، باید برای کسب درآمد پایدار پیش‌بینی‌های لازم را داشته باشند. تغییر سمت و سوی حمایت‌های سینمایی مستلزم اراده مدیران سینمایی، مسئولان خانه سینما، سرمایه‌گذاران فیلم‌ها و سایر نهادهای حامی سینما و فرهنگ و هنر است. بررسی کمی و کیفیِ رفتار سینمای ایران در سال‌های اخیر در حوزه تولید مبیّن این نکته است که سینمای ایران در یک دوره خاصِ گذار به سر می‌برد و در حال پوست اندازی است.

تابش تحولات سینما را در ایران و دنیا مهم دانست و ادامه داد: این نکته هم در حوزه تولید قابل تامل است و هم در حوزه اکران و مخاطب، لذا توجه داشتن به واقعیت‌ها و مولفه‌های ایجابی و ذاتی این دوران مهم، در برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌ها برای روند آتی سینمای ایران ضروری است. هم در برنامه‌ریزی و تبیین و هم در مرحله اجرای برنامه جامع سینما، اصناف سینمایی، دولت، رسانه‌ها، هنرمندان باید همدل و همگرا باشند و البته مجموعه مدیران و کارشناسان سینمایی خود را به اجرای آن ملزم بدانند و این برنامه دائما رصد، ارزیابی و پیگیری شود.




3 سال و نیم بعد از راه‌اندازي شوراي هزينه‌زا و بی فایده آشکار سينماي کودک⇐معاون پژوهشي فارابي: شوراي تخصصي سينماي دفاع مقدس راه‌اندازي خواهد شد!⇔پرسش اول: سینمای جنگ کارگردان متخصص در تصویرسازی عین جنگ می‌خواهد یا راه‌اندازی شوراهایی بودجه‌خوار و تخصیص بودجه به افرادی ظاهرالصلاح که سالها سرباز فراری بوده‌اند؟/پرسش دوم: آیا غربال امتحان پس‌دادگان ژانر جنگ از پیشانی‌سوختگان ریاکار نیاز به راه‌اندازی یک شورا دارد؟/پرسش سوم: چرا بودجه‌هایی که صرف شوراها می‌شود را خرج کارکشتگان سینمای جنگ نمی‌کنید؟/پرسش چهارم: اینجا کشور شوراهاست یا کشور سینه‌سوختگان بی‌ادعای سالهای دفاع؟

سينماروزان/حامد مظفری: بعد از روي کار آمدن حجت الله ايوبي در سازمان سينمايي و براي کمک به ارتقاي سينماي کودک بود که شورايي با نام شوراي سیاستگذاری سينماي کودک و نوجوان در فارابي راه اندازي شد.

پيش بيني مي شد با راه‌اندازي اين شورا که قاعدتا برای برگزاری جلسات آن هزینه قابل قبولی صرف شده، مهمترين مشکل سينماي کودک که نوعي رهاشدگي آثار بعد از جشنواره کودک و بخصوص عدم ايجاد فضاي تبليغي مناسب در اکران آثار است حل شود اما نزديک به 3 سال و نیم بعد از راه اندازي اين شورا و چندین ماه بعد از عزل ایوبی، همچنان در سينماي کودک در بر پاشنه سابق مي‌چرخد.

به بيان بهتر جز همان وامها و حمايتهايي که سالهاست فارابي براي توليد فيلمهاي کودک در اختيار برخي تهيه کنندگان مطبوع خود قرار مي‌دهد تا به اين طريق توجیهی تراشیده شود برای برگزاری جشنواره کودک(!) 3 سال و چند ماه بعد از راه اندازی شورای سیاستگذاری جشنواره کودک نه در ارتقاي تکنيکي سينماي کودک رشد داشته ايم و نه در اکران آثار کودک شرايط قابل توجهي را مي بينيم؛ بماند که برخی از اعضای حاضر در شورا نظیر فرشته طائرپور حتی در ارائه آثار خود به جشنواره کودک تردید داشتند.(اینجا را بخوانید)

3 سال و چند ماه بعد از راه اندازی شورای سیاستگذاری جشنواره کودک همچنان اين تهيه‌کنندگان هستند که با چنگ و دندان بايد به دنبال پيدا کردن اکراني ولو يکي دو هفته‌اي براي فيلم کودکشان باشند و همچنان اين برخي از پخش‌کنندگان قديمي هستند که تلاش ميکنند شرايطي فراهم کنند برای بهتر ديده شدن برخی آثار کودک.

در اين شرايط اينکه به ناگاه يک شوراي تازه در فارابي راه اندازي شود محل تأمل است. مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی-پژوهشي فارابي گفته است: در حوزه سينماي مقاومت، يک شوراي تخصصي با همين نام و متشکل از مسئولان موثر در سينماي دفاع مقدس، هنرمندان و فيلمسازان با تجربه و برجسته اين گونه سينمايي طراحي شده که وظيفه اصلي اين شورا، علاوه بر ترسيم چشم اندازها، بررسي و راهبري آثاري است که از اين پس در چرخه توليد قرار مي‌گيرند.

راه اندازي چنين شوراهايي فارغ از آن که به گسترده شدن تصدي‌گري دولت در سينما مي انجامد بنابه تجربيات بيخ گوشي مانند شوراي سیاستگذاری  کودک منطقی به نظر نمی‌رسد. لااقل فارابي کارنامه خود در راه‌اندازي شوراي کودک را ارائه دهد و سپس به دنبال يک شوراي تازه برود.

سينماي جنگ يا دفاع مقدس ما بزرگترين مشکلش واهمه کارگردانان از ورود به تصويرسازي اتفاقات درون خط مقدم و پرسه زدن در آپارتمانها يا کوره‌دهاتها و نشخوار ذهنيات آدمهايي است که درباره رزمندگان حرف مي‌زنند!

ژانر جنگ ما در اين سالها محلي شده براي کاسبي به نام دفاع مقدس در پشت جبهه‌ها و واهمه از تصويرسازي حتي يک سکانس از درگيريهاي سختي که رزمندگان ما با رژيم بعث داشتند. چنين مشکلی آن قدر اظهرمن الشمس است که کشفش نياز به صرف هزينه براي طراحی و راه‌اندازی يک شوراي تازه ندارد. حل اين مشکل هم ساده‌تر از حد تصور است؛ سرمايه گذاري بر روي امتحان پس دادگان اين ژانر.

يعني به جاي آن که به دنبال آن باشيم که به فلان کارگردان یا تهیه‌کننده نورسيده ظاهرالصلاح که حتی آن قدر عرق ملی نداشته‌اند که به موقع به خدمت سربازی بروند(!) به‌واسطه ارتباطات خاص یا پیشانی سوزانده شده(!) بودجه بدهيم که صرف نمايش بدبخيتهاي مردمان شهرها و روستاهای فرسنگهای دورتر از خط مقدم یا لرزندان دوربین سوپر16 در قابهای تلویزیونی کند، بايد بودجه را صرف کارگرداناني کرد که کارنامه قابل اعتنايي در تصويرسازي عين جنگ دارند.

عين جنگ و تصويرسازي قهرمان‌سازي رزمندگان درون جبهه هاست که حماسه سينمايي مي‌آفريند؛ درست همان کاری که امثال استنلی کوبریک، استیون اسپیلبرگ، مل گیبسون و حتی کاترین بیگلو در آن سوی دنیا انجام داده‌اند و در داخل هم رسول ملاقلی‌پور و احمدرضا درویش و تا حدی ابراهیم حاتمی‌کیا و این اواخر محمدعلی باشه‌آهنگر به آن پرداختند.

نه رسول، نه ابراهیم و نه محمدعلی برای کسب بودجه به دنبال سوزاندن پیشانی خود نرفتند؛ بلکه کوشیدند کمترین بودجه ها را صرف میهنی‌ترین آثار کنند. به جای راه‌اندازی یک شورای تازه و بریز و بپاش تازه باید رفت به سراغ امتحان پس دادگان این ژانر.

فارغ از آن که بعد از تأکید اخیر وزیر ارشاد بر شفاف سازی مالی زیرمجموعه‌های ارشاد نیاز است درباره بودجه هایی که صرف این شوراها میشود شفاف سازی صورت گیرد مهمتر آن است که بدانیم چرا بودجه هایی که صرف راه اندازی این چنین شوراهایی میشود را خرج سینمای جنگ نمی کنیم؟ سالهاست که همان معدود آثار قابل اعتنای ژانر جنگ از نبود تسهیلات در اکران می‌نالند؛ چرا این همه بریز و بپاشهای شورایی صرف راه‌اندازی یک پردیس سینمایی برای اکران درست و دیده شدن حداکثری آثار جنگ نمی‌شود؟ آیا اینجا کشور شوراهاست یا کشور سینه‌سوختگان همچنان خاموش و بی‌ادعای سالهای دفاع؟




مدیرعامل فارابی: حقوق 64 فیلم سینمایی به کشورهای خارجی فروخته شده است/این فروش به صورت رایت سینمایی، تلویزیونی و رایت پخش در هواپیما بوده+فهرست فیلمهای فروخته شده⇔پرسش اول: این فروش با چه قیمتی انجام شده و در نتیجه آن چنددرصد هزینه تولید بازگشته؟/پرسش دوم: فیلمهایی مانند «امکان مینا» و «تراژدی» و «ربوده شده» که در داخل هم مخاطب چندانی نداشته‌اند چگونه به خطوط هواپیمایی ترکیه و قطر فروخته شده‌اند؟/پرسش سوم: شرایط فروش فیلمهایی مانند «قشنگ و فرنگ» که فرصت اکران در داخل را هم نداشته‌اند چگونه و با چه قیمتی بوده؟

سینماروزان: علیرضا تابش مدیرعامل فارابی که زمزمه های پرش عنقریب وی به یکی از زیرمجموعه های فرهنگی شهرداری بیش از هر زمان دیگری به گوش میرسد در تازه ترین بیلانی که از فعالیتهایش در فارابی ارائه داده از این گفته که فارابی در دولت یازدهم حقوق 64 فیلم سینمایی را به کشورهای مختلف فروخته است.

به گزارش سینماروزان فارغ از آن که درباره درآمد ناشی از این فروش اطلاعاتی از سوی تابش اعلام نشده و تابش نگفته این فروش فیلم چقدر از هزینه های تولید را جبران کرده نکته ای هم وجود دارد درباره نحوه فروش که از فروش به شبکه های تلویزیونی و اینترنتی تا فروش به خطوط هواپیمایی را دربرمیگیرد.

از یک طرف مشخص نیست ملاک انتخاب فیلم برای فروش به شبکه های تلویزیونی یا خطوط هواپیمایی چه بوده و از طرف دیگر در فهرست فیلمهای به فروش رفته با فیلمهایی مانند «قشنگ و فرنگ» برمیخوریم که هنوز در داخل هم فرصت اکران پیدا نکرده اند!!

جالب است فیلمهایی نظیر «امکان مینا»، «تراژدی» و «خانه ای در خیابان چهل و یکم» و «ربوده شده» که در داخل هم مخاطب چندانی نداشته اند به خطوط هواپیمایی خارجی فروخته شده اند. چگونه و با چه قیمتی؟ مشخص نیست.

بماند که در میان فهرست فیلمهای فروخته شده آثاری نظیر «گاو»، «پدر»، «بادکنک سفید»، «بایسیکل ران»، «شهر زیبا» و «رقص در غبار» متعلق به سالها قبل هم دیده میشود؛ فیلمهایی که بیشتر به واسطه آوازه فعلی کارگردانانشان فروخته شده‌اند و نه به واسطه تلاشهای بین الملل فارابی.

متن گفته های تابش درباره این معاملات سینمایی را بخوانید:

–در طی دولت یازدهم، در نتیجه مذاکرات به عمل آمده، با هدف گسترش دیپلماسی هنری و تعاملات سینمایی در عرصه بین‌المللی، معاونت بین‌الملل بنیاد فارابی طبق قراردادهایی حقوق 64 فیلم‌ ایرانی را در قالب حقوق سینمایی، تلویزیونی، اینترنتی، ویدئویی و پخش درون پروازیِ خطوط هواپیمایی به فروش رسانده است.

–طبق قرادادهای منعقد شده، ۱۷ عنوان فیلم سینمایی به خطوط هواپیمایی کشورهای امارات، ترکیه، عمان، قطر، هند و… فروخته شده است که این فیلم‌ها عبارتند از: «امکان مینا»، «آذر شهدخت پرویز و دیگران»، «پدر»، «تجریش ناتمام»، «تراژدی»، «جزیره رنگین»، «حورا»، «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم»، «خداحافظی طولانی»، «خواب آب»، «خیلی دور خیلی نزدیک»، «دربند»، «ربوده شده»، «سینما نیمکت»، «شیفت شب»، «طبقه حساس» و «قشنگ و فرنگ».

–برنامه‌ریزی‌های لازم برای اکران محدود ۸ عنوان فیلم شامل «استرداد»، «تراژدی»، «حکایت عاشقی»، «خانه‌ای در خیابان چهل و یکم»، «ربوده شده»، «سیانور»، «سینما نیمکت» و «شیفت شب» در ۵ کشور استرالیا، ایتالیا، آلمان، آمریکا و کانادا به عمل آمده که در نتیجه، این برنامه‌ها – در برخی موارد، با حضور عوامل – به انجام رسیده است.

— قرارداد واگذاری حقوق نمایش فیلم‌های «راه آبی ابریشم»، «کفشهایم کو؟» و «ملک سلیمان» در هفته‌های فیلم در کشورهای خارجی با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منعقد شده که از این رخدادهای فرهنگی هم استقبال شایان توجهی به عمل آمده است.

–بنیاد سینمایی فارابی حقوق تلویزیونی ۲۵ عنوان فیلم در ۱۴ کشور اسلواکی، آلبانی، برزیل، بوسنی، ترکیه، تونس، رومانی، کرواسی، لبنان، مالزی، مکزیک، ویتنام، هند، یوگسلاوی و بنگلادش را نیز به فروش رسانده است که از میان این فیلم‌ها می‌توان به «آتش بس»، «بادکنک سفید»، «بایسیکل‌ران»، «پدر»، «پرنده باز کوچک»، «پرواز مرغابی‌ها»، «تو آزادی»، «جزیره رنگین»، «چوری»، «رقص در غبار»، «روز کارنامه»، «زمانی برای دوست داشتن»، «سوپر استار»، «شهر زیبا»، «عصر روز دهم»، «قبیله من» و… اشاره کرد.

— ۲۱ عنوان فیلم سینمایی نیز برای پخش اینترنتی، به شکل غیر انحصاری، برای بهره‌برداری کاربران در چین و خاور دور واگذار شده است که این عناوین عبارتند از «آتش بس»، «بادکنک سفید»، «پل چوبی»، «چک»، «چهل سالگی»، «خرس»، «خواب‌های دنباله‌دار»، «رویای سینما»، «روییدن در باد»، «زمانی برای دوست داشتن»، «سوپر استار»، «شب واقعه»، «شیر تو شیر»، «صدای پای من»، «طبقه سوم»، «عصر روز دهم»، «فرزند خوانده»، «قبیله من»، «گلوگاه»، «مامان بهروز منو زد» و «ملکه».

–فروش کلیه حقوق سینمایی/ ویدئویی/ تلویزیونی فیلم‌های «رقص در غبار» و «شهر زیبا» به کشور فرانسه، حقوق ویدیویی ۵ عنوان فیلم «بادکنک سفید»، «بایسیکل‌ران»، «پدر»، «کلوزآپ» و «گاو» به کشورهای آمریکا، برزیل، ترکیه، فرانسه و کانادا، و نیز واگذاری حقوق آرشیوی فیلم‌های «شهر زیبا» و «رقص در غبار» نیز به کشور ژاپن صورت پذیرفته است.




آیا به رکورد هر روز یک جشنواره خواهیم رسید؟⇐یک مدیر دوران احمدی‌نژاد هم جشنواره‌دار شد⇔جشنواره‌ای ایرانی-عراقی که معلوم نیست هزینه‌اش را کدام نهاد می‌دهد

سینماروزان: هرچه درباره تعدد جشنواره ها در کشور و بی فایده بودن اغلب آنها بگوییم باز هم فایده ای ندارد و همچنان علاقمندی بالایی در میان برخی مدیران بازنشسته یا از کاربرکنار شده وجود دارد برای راه اندازی جشنواره های تازه و در اختیارگیری زعامت این جشنواره ها.

به گزارش سینماروزان در دو هفته گذشته درباره جشنواره ای به نام بیطار گفتیم که بناست با بودجه سازمان دامپزشکی(!!!) و با دبیری ناصر باکیده کارمند پرکار جشنواره ای برگزار شود(اینجا و اینجا را بخوانید) و حالا هم باید خبر از تأسیس یک جشنواره تازه دهیم که یک مدیر دوران احمدی نژاد دبیری اش را عهده دار شده است.

احمد میرعلایی که در دولت دوم محمود احمدی نژاد و بعد از انتخابات88 مدیرعامل فارابی شد و در آن دوران بودجه های میلیاردی را هم صرف ساخت آثاری موسوم به فاخر کرد به تازگی دبیر جشنواره ای شده به نام «مسیر عشق»!

این جشنواره  بناست با محوریت راهپیمایی اربعین حسینی در ایام شهادت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و به صورت همزمان در شهرهای مشهد و کربلا برگزار شود.

برگزاری جشنواره های داخلی هم کلی هزینه‌زاست چه برسد به اینکه جشنواره در دو کشور برگزار شود.  پرسش این است که هزینه های برگزاری این جشنواره ایرانی-عراقی چگونه تأمین خواهد شد؟ برگزارکنندگان مدعی شده اند این جشنواره تازه تأسیس با همکاری و مشارکت نهادها و سازمان‌های مختلف دو کشور ایران و عراق برگزار می‌شود.

اینکه این سازمانها کدام هستند مشخص نیست. با توجه به برگزاری جشنواره در مشهد آیا آستان قدس بناست هزینه برگزاری این جشنواره را بدهد؟ سازمانها و نهادهای مختلف عراقی که نامشان به عنوان شریک برگزاری آمده کدام هستند؟

آیا در برگزاری جشنواره ای که به بهانه اربعین سید الشهداء که نماد آزادگی و صداقت در جهان است و با نام «مسیر عشق» برگزار میشود نباید صداقت پیشه کرد و با صراحت گفت بودجه این جشنواره از طریق کدام سازمانها و ارگانهای ایرانی و عراقی استحصال شده است؟ کدام عشقیست که با صداقت همراه نباشد و به سرمنزل مقصود برسد؟




اظهارات پخش‌کننده «قلب سفید قاصدکها» از محصولات فارابی که عنوان کم‌مخاطب‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران را از آن خود کرده⇐فیلم در هفته اول 9 سالن داشت اما مخاطب نداشت/اگر فیلم در هفته اول می‌فروخت قطعا سالنهایش افزایش می‌یافت/سینمادار سالنش را معطل فیلم کم‌مخاطب نمی‌کند/کم‌مخاطبی را نباید به مافیا ربط داد

سینماروزان: فیلمی با عنوان «قلب سفید قاصدکها» که میانه بهار امسال روی پرده رفت با فروشی کمتر از 100 هزارتومان و تعداد مخاطبانی که به ده نفر هم نرسید رکورد کم مخاطب ترین فیلم تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

به گزارش سینماروزان حین اکران این فیلم که به کارگردانی جوانی به نام افشین محمودی و تهیه کنندگی علی رویین تن و البته با بودجه فارابی ساخته شده بود-البته فارابی ادعا کرد این فیلم ویدیویی بوده- کم نبود گلایه های سازندگان از نبود سالن و سانس کافی برای نمایش فیلم و البته به مانند همیشه مافیای اکران هم دلیلی بر این شکست مطلق قلمداد شد و حتی تهیه کننده هم این شکست را گذاشت به پای اینکه آدم مافیا و باند نیست!!!

 داریوش باباییان مدیر موسسه پخش شکوفافیلم که پخش «قلب سفید…» را برعهده داشت اما چندان به این فرضیه مافیا معتقد نیست. این پخش کننده با اشاره به اینکه فیلم مذکور در هفته اول اکران نزدیک به 9 سالن داشت به سینماروزان گفت: فیلم در گروه آزاد روی پرده رفت و در روزهای ابتدایی اکران نزدیک به 9 سالن داشت اما چون فیلم سرگروه نداشت و  در گروه آزاد این فروش فیلم است که تعیین کننده افزایش تعداد سالن است وقتی فیلم در هفته اول فروش خوبی نداشت طبیعی بود که تعداد سالنهایش در هفته بعد کم شده و در نهایت از پرده پایین بیاید.

باباییان پیرامون اینکه چرا در هفته اول فیلم نتوانسته فروش معقول داشته باشد اظهار داشت: به هر حال هر فیلمی پتانسیلی دارد و از آن گذشته فیلم زمانی اکران شد که تیزرهای تلویزیونی اش هم آماده نبود و بعد که تیزر از فیلم روی آنتن رفت هم فیلم نتوانست مخاطب چندانی داشته باشد و بدیهی بود که از پرده پایین کشیده شود.

این پخش کننده خاطرنشان ساخت: کم سالنی را میتوان ناشی از برخی تبعیضها در اکران دانست اما اینکه فیلمی مخاطب ندارد را نمیتوان به مافیا ربط داد چون مخاطب از هیچ مافیایی دستور نمی‌پذیرد و اگر فیلمی جذاب باشد برای تماشای آن صف می‌بندد.

وی ادامه داد: این یک قاعده در گروه آزاد است که فیلم شما باید در هفته ابتدایی فروشی معقول داشته باشد که در هفته های آتی سالنهای شما افزایش یابد اما وقتی فیلمتان در هفته اول مخاطبش انگشت شمار است معلوم است که سینمادار فیلمش را معطل فیلم کم مخاطب نکند و برای هفته بعد سالن به شما ندهد. فیلم اگر در هفته ابتدایی فروش معقولی داشت قطعا در هفته های بعد سالنهایش افزایش می یافت ولی آنچه پیش روست فقر مخاطب «قلب سفید…» در اکران است که باعث شد ابتدا سالنهایش کم شود و بعد هم اکرانش خاتمه یابد.




اظهارات یک مدیر دوران احمدی‌نژاد که اخیرا معاون اجرایی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان شده⇐جشنواره کودک باید به کانون واگذار شود/در سالهای اخیر شرایط آن قدر دگرگون شده که اصلا نمی‌شود حدس زد جشنواره کودک برگزار می‌شود یا نه/آخرین سالی که ما برگزارکننده جشنواره کودک بودیم حضور فیلمسازان جهانی(!) نشان داد که دنیا هم به این رویداد بی توجه نیست!!!

سینماروزان: جشنواره سی ام کودک و نوجوان درحالی در اصفهان برگزار میشود که فارغ از رسانه ها حتی برخی اعضای هیأت انتخاب جشنواره هم به انتقاد از کیفیت پایین آثار جشنواره پرداخته اند و در نقطه مقابل دست اندرکاران جشنواره هم کوشیده اند با عدم دعوت از رسانه های منتقد، شرایط ایجادی کنند که دامنه انتقادات کاهش یابد.(اینجا و اینجا و اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان با این حال اما انتقادات تمامی ندارد و به تازگی جعفر گودرزی که در دولت دوم محمود احمدی نژاد مدیر روابط عمومی فارابی و البته مدیر روابط عمومی جشنواره های کودک شده بود و در ماههای اخیر به عنوان معاون اجرایی کانون پرورش فکری کودک و نوجوان منصوب شده است در گفتگو با «مهر» با مرور برخی مشکلات جشنواره کودک در سالهای اخیر خواستار این شده که برگزاری این جشنواره به کانون واگذار شود.

جعفر گودرزی که سابقه فعالیت رسانه ای در نشریاتی همچون «اطلاعات هفتگی»، «فیلم و سینما» و «زیر و بم» را دارد بیان داشت: به نظر من جایگاه جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان در کانون است، یعنی اصلا جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان را باید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان متولی فرهنگی این قشر از جامعه برگزار کند و دیگران هم با تمام توان کمک کنند.

وی یادآور شد: سال هایی که در برگزاری جشنواره فیلم کودک سهیم بودم، عاجزانه از کانون درخواست می کردم که در بحث اجرایی و روابط عمومی حضور فعال داشته باشند اما دیدگاه ها در آن دوره به گونه ای بود که آن زمان این اتفاق نیفتاد. به نظر من مدیران کانون باید دوباره رایزنی کنند تا جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان از پتانسیل کانون نهایت استفاده را ببرد. این محل تمام مختصات سینمای کودک را دارد و خاستگاه این رویداد مهم سینمایی محسوب می شود، بنابراین می تواند با برنامه ریزی اتفاقات خوبی را پیش روی سینمای کودک و نوجوان ترسیم کند.

وی با اشاره به اینکه ما سالن سینمای کودک در کشور نداریم و با وضع موجود چنین فضایی هم قرار نیست در اختیار سینمای کودک قرار بگیرد، ادامه داد: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به پشتوانه ۹۰۰ مرکزی که در سراسر کشور فعال است این پتانسیل را دارد که فضاهای خود را در اختیار سینمای کودک قرار دهد تا این حوزه مهم و حساس جان دوباره بگیرد، کما اینکه مدتی است حمایت ویژه کانون از اکران فیلم های کودک شکل گرفته است.

معاون اجرایی مدیریت مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بیان کرد: ما هر سال فقط به برگزاری جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان فکر می کنیم و طی چند روز جشنواره حرف های دلگرم کننده می زنیم و بعد مراسم که تمام می شود تا سال بعد همه چیز مسکوت می ماند. در سال هایی که به عنوان مشاور اجرایی دبیر و مدیر روابط عمومی جشنواره در تیم برگزاری جشنواره کودک حضور داشتم، تمام تلاشمان این بود که این رویداد بتواند برای سینمای کودک و نوجوان جریان ساز باشد.

گودرزی عنوان کرد: متاسفانه به سینمای کودک خیلی کودکانه نگاه می شود. در چهار سالی که برگزاری این جشنواره را به عهده داشتیم تمام توان مان براین بود با ثبات محل برگزاری و زمان آن، این رویداد را در دنیا تثبیت کنیم چون یکی از ویژگی های هر جشنواره برگزاری در یک زمان ثابت است. ما هر سال ۱۷ مهر روز جهانی کودک کارمان را آغاز می کردیم اما بعد از آن شرایط دگرگون شد تا جایی که گاهی اوقات اصلا نمی توانیم حدس بزنیم امسال جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان برگزار می شود یا نه.

وی گفت: خاستگاه اصلی این جشنواره اصفهان است و باید در این شهر هم باقی بماند. چه بسا غالب جشنواره های سینمایی دنیا مثل کن، برلین، توکیو و … به شهر و زمان ثابت شان شهرت دارند. بعد از این نکته، مهم داشتن دبیرخانه دائمی است که باید در طول سال فعال باشد. خوشبختانه شهر اصفهان برای این برگزاری ثابت شده و امیدوارم از نظر زمانی هم این آیین مهم فرهنگی دچار تغییر نباشد و هیچ سالی تعطیل نشود چون نگاه جشنواره های جهانی در صورت چنین تغییراتی از بین خواهد رفت.

گودرزی ادامه داد: وقتی در فارابی مشغول بودم و جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان را برگزار می کردیم، متوجه شدم تنها جشنواره ایرانی که در دنیا درجه A دارد و به اعتباری جهانی رسیده همین جشنواره است. آخرین سالی که ما برگزارکننده آن بودیم حضور فیلمسازان جهانی مطرح سینمای کودک و نوجوان نشان داد که دنیا هم به این رویداد بی توجه نیست. زمانی که مهمانان و سینماگران ژاپنی به جشنواره فیلم کودک درنای کاغذی اهدا کردند گفتند این سومین درنایی است که در دنیا اهدا کردیم.

وی اشاره کرد: متاسفانه مدتی است بدنه بنیاد سینمایی فارابی دیگر برگزاری این جشنواره را به عهده ندارد و این به تصمیم مسئولان اتفاق افتاده، در صورتی که کارشناسان و نیروهای توانمند حاضر در بنیاد فارابی در برگزاری جشنواره های کودک و فجر کارکشته شده بودند اما مدیران به راحتی از این پتانسیل و نیروهای مجرب گذشتند و با نادیده گرفتن سال‌ها تجربه، خواستند دوباره چرخ را از نو اختراع کنند. سلب این ماموریت از فارابی نادیده گرفتن تجربه های این افراد را در پی داشت که باعث نوعی سرخوردگی شد. به هر حال جشنواره های مهم نظیر کودک و فجر باید همیشه توسط یک نهاد برگزار شود و تکلیف همه روشن شود، اما متاسفانه این دو جشنواره که بین اهالی سینما از اهمیت ویژه ای برخوردار است همیشه بلاتکلیف است و کسی خبر ندارد سال آینده چه اتفاقات تازه ای برایش می افتد.

گودرزی در ادامه تاکید کرد: در حال حاضر تهران به عنوان مرکز تمام اتفاقات فرهنگی حتی یک سالن سینما ندارد که وقتی کودک وارد آن می شود از نظر فضاسازی بصری احساس کند پا به یک دنیای کودکانه گذاشته است. فضای سالن یا حتی لابی برای سینمای کودک باید متناسب با روحیه او طراحی شود. مثلا در طراحی صندلی به گونه ای باشد که کودک در آن احساس لذت کند. امروزه اگر فیلمی هم در این ژانر اکران شود کودکان یا ایستاده اند یا روی پای پدران شان می نشینند تا پرده را راحت تر ببیند. از طرفی فیلمنامه نویسان هم باید به مسایلی بپردازند که بچه ها به آن احتیاج دارند در این صورت قطعا سینمای کودک ما هم جریان ساز می شود.




تناقض در ادامه اکران فیلم کم فروش فارابی⇐ شورای صنفی نمایش: «ویلاییها» تا شبهای قدر روی پرده است/فارابی: «ویلاییها» تا پایان رمضان روی پرده است

سینماروزان: پیشتر شورای صنفی نمایش تصویب کرده بود که فیلم “ویلاییها” از هفدهم خرداد سرگروه خود را به “رگ خواب” خواهد داد با این حال گلایه های عوامل این فیلم کم فروش موجب آن گشت که شورای صنفی نمایش از ادامه نمایش آن تا شبهای قدر خبر دهد.

به گزارش سینماروزان در همین اوضاع فارابی که در تولید “ویلاییها” مشارکت ویژه داشته در بیانیه ای از اکران این فیلم تا پایان رمضان خبر داده است!

ابتدا گفته های غلامرضا فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش را بخوانید:
با موافقت حمید نعمت‌الله، تهیه کننده و علی سرتیپی، پخش‌‌کننده فیلم سینمایی «رگ خواب»، فیلم سینمایی «ویلایی‌ها» تا شب‌های قدر در سینمای سرگروه یعنی استقلال ادامه می‌یابد و بعد از شب‌های قدر «رگ خواب» در سینمای سرگروه جایگزین این فیلم می‌شود.
طبق قانون هر فیلم می‌تواند تا سقف ده هفته به اکران خود در سینماها ادامه دهد و  پس از شب‌های قدر اکران «ویلایی‌ها» در سینماهای زیر گروه، مجتمع‌های سینمایی و سینماهای آزاد تا سقف ده هفته ادامه می‌یابد.

حالا متن بيانيه بنیاد سینمایی فارابی را بخوانید:
ماجرای “ویلايي‌ها” و اکران آن، اتفاق تلخ این روزهای سینمای ایران است. پیش از هر چیز باید این نکته را یادآور شويم که در بین مدیران و همكاران سازمان سینمایی کسی تردید ندارد که احترام اصناف سینمایی و توانمندى بخش خصوصى در صدر اولویت‌هاست. اما ضرورى است نكاتى را در اين باب تصريح كرد؛ برقراری تعادل بین “فرهنگ” و “اقتصاد” در سینمای ملی و متعالی ایران همواره یکی از دغدغه‌های اصلی مدیران سينمايى محسوب می‌شود. تعالی، ارتقا و باورمندی به ارزش‌ها و فضایل انسانی، بی‌گمان یکی از اصیل‌ترین و حساس‌ترین وظایف متولیان امور فرهنگی در عرصه هنرهای نمایشی است. تمام افتخار جمهوری اسلامی توجه ویژه به کرامت انسانی است که تحت هیچ شرایطی در این عرصه، گامی پس نخواهد کشید، چرا که باور داریم کوچکترین سهل انگاری، خطایی نابخشودنی در پیشگاه خداوند متعال و شهدای گرانقدر این مرز و بوم خواهد بود. توجه ویژه به فیلم‌های فرهنگی، خصوصا آثاری که مخاطبان را متوجه وجوه پایداری و مقاومت می‌سازد و ادای دینى به نسلی از ایثارگران را در بر دارد، از اولویت‌های اساسی ما محسوب می‌شود و بر اساس همين اولويت‌ها بنياد سينمايى فارابى در كنار حمايت از ساير فيلم‌ها، در توليد فيلم ارزشمند “ويلايى‌ها” مشاركت هفتاد درصدى داشته است. همچنين با باور به وظایف صنوف و شوراهایی که تاسیس شده‌اند تا گره از کارها بگشایند، معتقديم در گذرگاه‌ها و تنگناهایی این چنین ضوابط شوراى صنفى نمايش و نقش اين شورا بسيار مهم و گره گشا است، نه اينكه سینماگران خود با رایزنی و تعامل میان خود، راهی برای برون رفت از مشکلات بیابند. خوشبختانه در پي اعلام قبلي پخش كننده فيلم “رگ خواب”، امروز با هماهنگي انجام شده با تهيه كننده و پخش كننده اين فيلم سينمايى، مجددا انصراف از آغاز اكران فيلم مذكور اعلام شد، لذا اكران فيلم “ويلايي‌ها” تا پايان ماه مبارك رمضان ادامه خواهد داشت و فرصت بيشترى براى علاقمندان به اين فيلم فراهم گرديد كه جا دارد از پخش كننده فيلم “رگ خواب” كه اين فرصت را فراهم كرد قدرداني كنيم. سینمای نجیب ایران امروز بیش از هر چیزی نیازمند دیده شدن آثار در سالن‌های سینما است و توجه نهادها و سازمان‌ها و شخصیت‌های سیاسی و فرهنگی در حمایت از آثار ارزشمند سینمایی فقط نباید به انتشار بیانیه منتهی شود. مجددا با تاكيد بر جايگاه اصناف سينمايى اميدواريم در شوراي صنفى نمايش نگاه حمايت حداكثرى از آثار فرهنگى و ارزشى در سينما تقويت شود.




تغییر و تحول در سازمان سینمایی⇐رییس اداره نظارت به فارابی خواهد رفت؟ چه کسی به اداره نظارت خواهد آمد؟

سینماروزان: در روزهای گذشته به غیر از شایعاتی که پیرامون درگیری میان کارگردان یک فیلم توقیفی و یکی از کارمندان نظارتی ارشاد مطرح شده و البته مدیران ارشاد درباره آن موضع گیری نکرده اند پرسشهایی هم طرح شده درباره تغییر و تحول در اداره نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی.

به گزارش سینماروزان از جمله این پرسشها ناظر به تغییر حبیب ایل بیگی رییس اداره نظارت است.

پرسش اصلی آن است که آیا محمدمهدی حیدریان رییس سازمان سینمایی در پاسخ به گلایه های برخی سینماگران نسبت به روند ممیزی در ارشاد و البته برای آن که کمیته بازبینی فیلمهای توقیفی هم سریعتر در مسیر حرکت روبه جلو قرار گیرد تصمیم به تغییر رییس اداره نظارت گرفته است؟

و آیا به جای ایل بیگی چهره هایی همچون محمد احسانی رییس پیشین اداره نظارت و محمود اربابی رییس اسبق آن از جمله گزینه های قبول مسئولیت در اداره نظارت هستند؟؟ یا ترجیح داده خواهد شد از نیروهایی بدون سابقه در این مدیریت استفاده شود؟

آینده ایل بیگی چه خواهد شد؟ آیا او از چرخه سینمایی حذف خواهد شد یا شرایط مدیریتش در نهادهایی همچون فارابی فراهم خواهد شد؟

برای دانستن پاسخ این پرسشها باید اندکی صبر کرد…




خروجی تازه‌ترین اظهارات مدیر الی‌الابد(؟) بین‌الملل فارابی⇐نمایش برخی از آثار ضعیف سینمای ایران در بازار فیلم کن/برگزاری «مستقل» از بودجه دولت(؟؟) جشنواره جهانی(؟) فجر با تغییر زمان!

سینماروزان: امیر اسفندیاری که نزدیک به سه دهه است مدیریت بین الملل بنیاد سینمایی فارابی را برعهده داشته و در همه این سالها هم به عنوان نماینده سینمای ایران در جشنواره کن حضور داشته و از این رهاورد اخیرا به عنوان معاون دبیر جشنواره‌ای پربریز و بپاش موسوم به جهانی فجر هم حضور داشته امسال هم به کن رفته است.

به گزارش سینماروزان اسفندیاری در جشنواره امسال کن با بودجه دولتی چتر سینمای ایران را در این جشنواره به راه انداخته که وظیفه اش معرفی محصولات درجه اول سینمای ایران به مخاطبان غیرایرانی است اما جالب است که اسفندیاری در گفتگویی که با «ایسنا» داشته عناوین فیلمهایی را به عنوان آثار به نمایش درآمده در بخش بازار کن آورده که برخی از آنها در زمره آثار زیر حد متوسط سینمای ایران هستند.

اسفندیاری گفته است: 8 نمایش فیلم شامل «آپاندیس»، «لینا»، «ویلایی‌ها»، «مادری»، «سارا و آیدا»، «برگ جان»، «یوا» و «کلیله و دمنه» در بازار داریم که برنامه آنها در مجله اسکرین تبلیغ شده و در ستون‌های تبلیغاتی بازار نیز اطلاع رسانی شده است.

«سارا و آیدا»، «مادری»، «آپاندیس» و حتی «برگ جان» در شمار آثاری از سینمای ایران هستند که حتی نمایشهای آنها در جشنواره های دوگانه فجر هم توجهی را برنینگیخت. اینکه چطور شده چنین فیلمهایی برای نمایش در بازار کن انتخاب شده اند را باید این مدیر سالیان بین الملل فارابی درباره اش بگوید.

به جز این فرازی دیگر از گفته های اسفندیاری جایی است که درباره وضعیت آینده جشنواره موسوم به جهانی فجر چنین گفته است: اینکه منتظر باشیم و کاری نکنیم منطقی نیست. اما فکر می‌کنم دوره آتی جشنواره مستقل برگزار شود و تنها ممکن است زمانش تغییر کند.

آیا اظهارنظر مبتنی بر تغییر زمان جشنواره به معنای یکی شدن مجدد بخشهای ملی و بین الملل فجر است؟ از آن مهمتر ادعای ایشان مبنی بر مستقل برگزار شدن است. معنای استقلال یعنی رسیدن به استقلال مالی و توانایی برگزاری بی تحمیل بودجه به بخش دولتی یا استقلال در اینجا همچنان به معنای دریافت بودجه جداگانه برای محفلی کم مخاطب است؟




چه کسی تله‌فیلم‌ساز آلمانی را به نام تهیه‌کننده سینما به فارابی قالب کرد؟

سینماروزان/حامد مظفری: چندی قبل اخباری از حضور یک آلمانی به نام «ایوو الکساندر بک» در ایران و حضور در بنیاد سینمایی فارابی به همراه تصاویری که این آلمانی را در میزانسنهایی با حضور علیرضا تابش مدیرعامل فارابی نشان می داد، منتشر شد.

به گزارش سینماروزان در رپورتاژهای مرتبط با این تصاویر بیش از آن که بر عقبه سینمایی آقای بک تأکید شود از این گفته شده بود که ایشان از یک طرف تهیه کننده سینما است و از طرف رییس دفتر برلین یک کمپانی به نام باوارایا!

در همان رپورتاژها مدیرعامل فارابی حین دیدار با آقای بک از این گفته بود که حضور این رییس دفتر می تواند زمینه ای باشد برای تولیدات مشترک سینمایی میان ایران و آلمان و حتی اکران آثار سینمایی ایرانی در آلمان!!!

اینکه آقای بک چطور با سمتی به نام رییس دفتری-و در معنای ساده تر آن منشی گری؟- به ایران وارد شده و مورد استقبال مدیرعامل مهمترین ارگان سینمایی زیرمجموعه دولت قرار می گیرد به کنار اینکه چرا رزومه شفافی از ایشان ارائه نشده جای سوال دارد.

اگر بر سوابق «ایوو الکساندر بک» تمرکز کنیم ایشان نه تنها کمترین تجربه ای در کار سینما ندارد که بخش عمده فعالیتهایش در حیطه تلویزیون و تولید فیلمهای تلویزیون یا همان تله‌فیلم بوده است.

آقای بک 53 ساله از اوایل دهه نود میلادی وارد تولید تلویزیونی شده و در رزومه اش هم بیش از هر فعالیت دیگری حضور در تیم تهیه کنندگان فیلمها و سریالهای تلویزیونی دیده میشود.

فارغ از اینکه نامبرده در تیم تولید یک سری آثار با رگه های اروتیک تلویزیونی مانند «افزایش میل جنسی-رفقا این کار آسانی نبود»(2003) حضور داشته اینکه چطور میشود یک تهیه کننده «تلویزیون» به عنوان مهمان ویژه از مهمترین ارگان «سینمایی» ما سربرآورد و البته درباره تولیدات مشترک «سینمایی» محل مشاوره قرار گیرد جای سوال دارد.

از چه کسی باید انتظار داشت؟

جالب است که در دیدار آقای بک با مدیرعامل فارابی هم امیر اسفندیاری که سالهاست مدیر بخش بین الملل فارابی است حضور داشته و هم فرهاد توحیدی!

فرهاد توحیدی سناریست آثاری نظیر «مجردها»، «توکیو بدون توقف» و این اواخر هم «امکان مینا»ست و با چنین کارنامه ای با مصرف داخلی(؟) از او انتظار نمی رود که درباره رزومه آقای بک بداند اما یکی مانند اسفندیاری که همه ساله در موعد انتخاب فیلم برای اسکار تبدیل می شود به تئوریسین معتبر سینمای جهان چطور؟ آیا اسفندیاری از رزومه آقای بک اطلاع نداشته؟

از آن گذشته علیرضا تابش چرا درباره این آلمانی به جستجو دست نزده؟ درست است که ایشان هم در سینما عقبه چندانی ندارد اما فردی که به مدیرعاملی فارابی می رسد نباید لااقل یک مشاور سینمایی آگاه داشته باشد که در این گونه موارد به او داده دهد؟

آقای بک در کنار امیر اسفندیاری، علیرضا تابش و فرهاد توحیدی
آقای بک در کنار امیر اسفندیاری، علیرضا تابش و فرهاد توحیدی



یک رسانه فرهنگی خواستار شد⇐بازبینی در شوراهای تصویب فیلمنامه فارابی

سینماروزان: عملکرد فارابی در سالهای اخیر مرتب با کنکاش رسانه های فرهنگی مواجه شده است.
به گزارش سینماروزان مشارکت ویژه فارابی در تولید 5 فیلم «ماجرای نیمروز»، «فصل نرگس»، «دعوتنامه»، «دریاچه ماهی» و «ویلاییها» نیز با تحلیل «فرهنگ نیوز» پایگاه خبری فرهنگ انقلاب اسلامی مواجه شده است که با بررسی عیار کیفی این آثار خواستار بازبینی در شوراهای تصویب فیلمنامه فارابی شده است.
متن کامل گزارش «فرهنگ نیوز» را بخوانید:
بنیاد سینمایی فارابی به عنوان مهمترین نهاد زیرمجموعه سازمان سینمایی امسال نیز به مانند هر سال سهم قابل توجهی در حمایت از تولیدات سینمایی حاضر در جشنواره داشت.
  فارابی امسال در 5 فیلم به صورت مشارکت ویژه حضور فعال داشت و در تولید 16 فیلم نیز با اعطای وام حضور داشت. مشارکتهای فارابی شامل 5 فیلم می‌شد؛ «ماجرای نیمروز»، «فصل نرگس»، «دعوتنامه»، «دریاچه ماهی» و «ویلاییها». در این بین کیفیت پایین دو فیلم «دعوتنامه» و «دریاچه ماهی» موجب شد اصلا به بخش مسابقه راه نیابند و نمایش آنها در بخش چشم انداز هم فقط انتقادات را نسبت به کیفیت پایین آنها موجب شود.

«ویلاییها» اثری نسبتا خوب بود که هرچند به نام فیلم جنگ در بخش مسابقه حضور داشت و البته کیفیت کارگردانی خوبی هم داشت اما بدون نمایش حتی یک پلان از جبهه ها در جشنواره حاضر شد. اوضاع «فصل نرگس» هم بهتر نبود؛ این فیلم هرچند در ظاهر بنا داشت به سبک «بودن یا نبودن» کیانوش عیاری درباره اهمیت پیوند اعضاء سخن بگوید، اما مطول گویی کارگردان و بار دراماتیک پایین اثر سبب ساز آن شد که فیلم جزو کم اقبال ترین آثار بخش مسابقه جشنواره جای گیرد.

تنها محصول قابل اعتنای این مشارکتها «ماجرای نیمروز» بود که البته تولید آن فیلم هم نه فقط به خاطر مشارکت فارابی که به خاطر حمایت دو سازمان دیگر یعنی تصویرشهر و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی بود.

اینکه چرا بیشتر از نیمی از مشارکتهایی که فارابی در آنها حضور داشته شکست خورده اند به مشخص نبودن مصداقهایی بازمیگردد که برای مشارکت انتخاب می شود. همیشه هم همه چیز به اجرای بد بازنمی‌گردد. در برخی موارد از همان فیلمنامه و سوابق کارگردانی می تواند نتیجه نهایی کار را با ضریبی قابل اعتماد حدس زد.

وقتی بنیاد سینمایی فارابی بناست از یک پروژه جنگی حمایت ویژه کند قطعا باید در کنار فیلمنامه بر سوابق کارگردانی که قرار است کار ساخت این پروژه را انجام دهد بیش از هر چیز دیگر تمرکز کند. کارگردانی که می خواهد با بودجه ارگانهای دولتی، کار جنگی بسازد باید لااقل یک فیلم کوتاه در ژانر جنگ و نه در حاشیه جنگ به عنوان نمونه کار برای دریافت بودجه ارائه کند. اما می بینیم جوانی به نام مریم دوستی بدون سابقه قابل تأمل در این ژانر حمایت ویژه فارابی را در تولید فیلمی به نام «دریاچه ماهی» می گیرد و البته که از نمایش حتی یک سکانس قابل تأمل از درگیریهای درون جبهه ها عاجز است. چرا؟ چون حواس فارابی به رزومه کارگردان نبوده؟

از آن سو دلیل مشارکت فارابی در پروژه ای اپیزودیک به نام «دعوتنامه» چه بوده است؟ آیا از سوابق سالهای اخیر کارگردانش مهرداد فرید و میانه بودن اغلب آثار این کارگردان اطلاعی نداشتند؟ اینکه «دعوتنامه» پروژه ای با درونمایه مذهبی است و بناست در آن به بارگاه ثامن الحجج(ع) ادای احترام شود، دلیلی کافیست برای مشارکت فارابی در این پروژه؟

«همخانه»، «ازما بهتران»، «زنها فرشته اند» و «بی تابی بیتا» رزومه ای هستند که هر عقل سلیمی را متوجه این واقعیت می کند کارگردان این آثار در کار جدیدش هم نخواهد توانست چیزی بیشتر از اثری پرشعار درباره اهمیت بخشش و گذشت بسازد. پس چرا به جای حمایت از چنین فیلمنامه ای شرایط حمایت از کارگردانی با رزومه مطمئن تر فراهم نشد؟

سازندگان «فصل نرگس» چطور توانستند حمایت فارابی را داشته باشند؟ تهیه کننده این فیلم در سینما هیچ کاری را تولید نکرده بود و کارگردانش هم پیشتر فقط یک فیلم به نام «آینه های روبرو» را ساخته بود؛ آیا این سوابق برای حمایت گیری از فارابی کافیست؟ نکند هم ماجرا بر سر حضور یک آقازاده اصلاح طلب به عنوان سرمایه گذار و مجری طرح کار بوده است؟

اگر فرض اخیر را بپذیریم، سوال اینجاست که چطور می‌شود این آقازاده اصلاح طلب دم از سرمایه‌گذاری در فیلم «فصل نرگس» بزند و از آن سو حمایت ویژه به صورت مشارکتی هم از سوی فارابی شامل حالش بشود؟ اگر با فیلمی با پروداکشن بالا روبر بودیم که نیاز داشت به حمایت ارگانی در کنار بودجه بخش خصوصی برای به ثمر رسیدن، حضور فارابی ایرادی نداشت اما در شرایطی که سرمایه گذار فیلم مدام از تعلق به بخش خصوصی می گوید و از آن سو موسسه ای وابسته به وزارت بهداشت هم به عنوان حامی کنار کار بوده حضور فارابی چه دلیلی داشته؟

همه اینها به کنار، کارشناسان فارابی چطور متوجه ضعفهای دراماتیک فیلمنامه روتین و بدون ضرباهنگ «فصل نرگس» نشدند؟ اصلی ترین عنصر موردنیاز برای درامی مفهوم گرا داشتن نوعی پویایی است که مخاطب را در جهت ارائه مفهوم نهایی مدنظر کارگردان حرکت دهد اما «فصل نرگس» تقریبا از این عنصر بی بهره است و این چیزی نیست که در فیلمنامه بوده باشد و در اجرا درنیامده باشد! چرا کارشناسان فارابی این ایراد بزرگ را ندیده اند؟

بنیاد سینمایی فارابی حتی اگر به واسطه تغییر و تحولات سیاسی مدیرانی را به خود ببیند که کمترین عقبه سینمای حرفه ای ندارند، شوراهای آن باید آن قدر تخصصی و روزآمد باشند که چنین فیلمنامه هایی را تأیید نکنند وگرنه اتلاف منابع عمومی سینمایی مدام تکرار می شود و نفرین فیلمسازان توانمندی که شامل حال این حمایتها نشده اند نثار گردانندگان این بنیاد.




برزگر یا حیدری؟⇐کدامیک باعث شد مدیرعامل فارابی به افتتاحیه فجر نرود؟

سینماروزان: افتتاحیه جشنواره سی و پنجم فیلم فجر در حالی برگزار شد که علاوه بر حضور رییس سازمان سینمایی، وزیر ارشاد هم در مراسم حاضر بود و هر دو نفر نیز در زمره سخنرانان افتتاحیه بودند.

به گزارش سینماروزان علیرضا تابش مدیرعامل فارابی اما در افتتاحیه جشنواره حاضر نبود و همین عدم حضور در حالی که او اندکی قبل از جشنواره در گفتگویی تفصیلی درباره ردّپای حمایتهای ارگان متبوعش از آثار حاضر در جشنواره به تفصیل سخن گفته بود پرسش برانگیز به نظر می رسید.

این غیبت را که بگذاریم کنار عدم درج لوگوی فارابی بر روی پوستر اولیه جشنواره سی و پنجم ممکن است به این نتیجه برسیم که همین بی‌توجهی به فارابی در طراحی پوستر بوده که اسباب دلخوری او را موجب شده و شرایطی را فراهم آورده که به جشنواره نیاید!

آیا او از دبیر جشنواره دلخور بوده است؟ البته دبیر جشنواره بعد از طرح چرایی حذف لوگوی فارابی به صراحت از بازگرداندن لوگو در طرحهای نهایی گفت.

شاید هم تابش از مجید برزگر مدیر هنری پوستر که کارگردانی افتتاحیه را هم برعهده داشت دلخور بوده است. برزگر نه فقط در سالهای اخیر و در جشنواره فجر که در دولت احمدی‌نژاد نیز متصدی کارگردانی و مدیریت هنری مراسم افتتاحیه جشنواره‌های کودکی بود که زعامت آن را فارابی برعهده داشت! آیا اینکه این نیروی نمک‌گیر فارابی لوگوی این نهاد را در طراحی پوستر نادیده گرفته تابش را ناراحت کرده است؟

تابش که خواهرزادگی رییس دولت اصلاحات و البته مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی مهمترین عباراتی هستند که در کلیدواژه های موتورهای جستجو درباره وی آورده می شوند از برزگر ناراحت است یا حیدری؟




مدیرعامل فارابی فهرست کامل فیلمهایی که مورد حمایت ویژه این نهاد بوده‌اند را اعلام کرد⇐از فیلم آقازاده اصلاح‌طلب تا فیلم تهیه‌کننده «پادری»/از فیلم رییس شورایعالی تهیه‌کنندگان تا فیلم مجری طرح «شهرزاد» /از فیلم ارگانی «امپراطوری جهنم» تا فیلم تهیه‌کننده شکست خورده سینمای ایران

سینماروزان: به مانند سال قبل امسال نیز بنیاد سینمایی فارابی از برخی از سینماگران برای تولید آثارشان حمایت کرده است.

به گزارش سینماروزان علیرضا تابش مدیرعامل این نهاد برای ارائه بیلان کاری خود به ارائه فهرستی از سینماگران حمایتی فارابی پرداخته است.

جالب است که فارابی امسال فقط در تولید 14 فیلم حمایت ویژه یا مشارکت داشته که برخی از این فیلمها عبارتند از فیلم «فصل نرگس» به سرمایه گذاری آقازاده اصلاح طلب، «دعوتنامه» به کارگردانی رییس شورایعالی تهیه کنندگان، «ماجرای نیمروز» که تهیه کننده «پادری» آن را با همراهی تصویرشهر و حوزه هنری ساخته، «دریاچه ماهی» به تهیه کنندگی سعید سعدی، «ویلاییها» به تهیه کنندگی سعید ملکان مجری طرح «شهرزاد»، «شعله ور» به تهیه کنندگی محمدرضا شفیعی تهیه کننده ای که در سالهای اخیر هر دو فیلم سینمایی اش «هیهات» و «ماهی سیاه کوچولو» در اکران شکست خوردند.

تابش درباره مجموع آثاری که مورد حمایت این بنیاد سینمایی قرار گرفته و فرم حضور در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر را پُر کرده‌اند به «ایسنا» گفت: بنیاد سینمایی فارابی در سال سینمایی ١٣٩٥، بیش از 70 فیلم را مورد حمایت قرار داد که از این تعداد 43 اثر فرم حضور در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر را پُر کرده بودند که 14 فیلم در بخش مسابقه سینمای ایران و 7 فیلم در بخش چشم‌انداز سینمای ایران (مجموعاً 21 فیلم) در جشنواره پذیرفته شده‌اند که امیدواریم پس از پایان مراحل فنی همه این 21 فیلم فرصت دیده شدن در جشنواره را پیدا کنند.

مدیرعامل فارابی با توجه به نیاز مخاطبان سینما و گروه‌های مختلف سنی ادامه داد: بنیاد تلاش می‌کند با توجه به اهداف کلان و همچنین همسو با رعایت موارد قانونی و با توجه به دغدغه‌های مقام معظم رهبری، رویکردهای دولت و مراجع فرهنگی از فیلمسازان حمایت کند و انواع مفاهیم مختلف را از جمله انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، کیان خانواده، هنجارهای اجتماعی، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، کودک و نوجوان، کمدی، حادثه‌ای، هنر و تجربه و… را در بر داشته باشد.

وی با اشاره به اینکه جذب حداکثر مخاطبان با عنایت به دغدغه‌های فرهنگی، از اولویت‌های اساسی بنیاد محسوب می‌شود، افزود: با توجه به سیاست‌ها و کارکرد بنیاد سینمایی فارابی در حمایت‌ از تولیدات سینمایی تلاش کردیم خروجی حمایت‌ها که در جشنواره فیلم فجر و بعد در اکران عمومی می‌بینیم با موضوعاتی از قبیل اقتصاد مقاومتی، محیط زیست و مسائل اجتماعی و خانوادگی متناسب باشد و علاوه بر کمیت فیلم‌ها به کیفیت آثار سینمایی توجه کنیم.

مشارکت فارابی در تولید«امپراطور جهنم» و انصراف این فیلم از حضور در جشنواره

تابش با تأکید بر اینکه امسال تاکنون 75 فیلم مورد حمایت بنیاد قرار گرفته‌اند که 58 فیلم با اعطای وام، 14 فیلم مشارکتی و 3 فیلم به صورت تولید مشترک از تسهیلات بنیاد بهره برده‌اند گفت: پنج فیلم «فصل نرگس» ساخته نگار آذربایجانی، «ماجرای نیمروز» ساخته محمدحسین مهدویان، «ویلایی‌ها» ساخته منیر قیدی، «دریاچه ماهی» ساخته مریم دوستی و «دعوتنامه» به کارگردانی مهرداد فرید که در جشنواره فجر حضور دارند از آثاری است که به صورت مشارکتی تولید شده‌اند.

وی به حضور فیلم «امپراطور جهنم» ساخته پرویز شیخ طادی در جشنواره اشاره کرد و گفت: بنیاد فارابی در ساخت این فیلم نیز مشارکت داشته است و در بخش چشم انداز سینمای ایران جشنواره فیلم فجر نیز پذیرفته شد اما تهیه کننده طی نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی فیلمش را از جشنواره خارج کرد و فیلم «شعله ور» ساخته حمید نعمت‌الله هم که در بخش چشم انداز پذیرفته شده بود، به جشنواره نرسید.

تابش همچنین گفت: عماد افروغ از اعضای هیأت انتخاب طبق اظهارنظری اعلام کرده بود دو فیلم «یه وا» آناهید آباد و «کارت پرواز» مهدی رحمانی جزو فهرست هیأت انتخاب بودند که در بخش چشم‌انداز (غیررقابتی) پذیرفته شدند اما تهیه‌کنندگانشان از حضور در این بخش، انصراف دادند.

علیرضا تابش اظهار داشت: بنیاد فارابی حمایت از فیلمسازان جوان به منظور رشد و شکوفایی ایشان و سینمای ایران را جزو وظایف اصلی خود قلمداد می‌کند تا در آینده شاهد آثار بیشتری از فیلمسازان نسل جدید و خوش فکر باشیم و از اینکه موفق شدیم در طول سال گذشته و امسال، علاوه بر حمایت از شخصیت‌های باسابقه سینما، از کارگردانان جوان هم حمایت کنیم، خرسندیم. همچنین حضور فیلم اولی‌ها و کارگردانان جوان در بخش مسابقه سینمای ایران جشنواره فجر و رقابت با فیلمسازان حرفه‌ای علاوه بر دیده شدن تلاش آنها، باعث ارتقای کیفیت و محتوای تولید فیلم می شود.

وی ادامه داد: امسال 27 فیلم اولی مورد حمایت بنیاد فارابی قرار گرفت که 8  فیلم اولی در جشنواره پذیرفته شد. فیلم‌های آذر (محمد حمزه‌ای)، ایتالیا ایتالیا (کاوه صباغ‌زاده)، مادری (رقیه توکلی)، ویلایی‌ها (منیر قیدی)، ایستگاه اتمسفر (مهدی جعفری)، بن بست وثوق (حمید کاویانی)، شنل (حسین کندری) و دریاچه ماهی (مریم دوستی) فیلم‌های اول پذیرفته شده هستند که در دو بخش مسابقه (سودای سیمرغ) و چشم انداز سینمای ایران به نمایش در می‌آیند.

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی افزود: همچنین در کنار حمایت از فیلم اولی‌ها، امسال توجه ویژه‌ای‌ به فیلم دومی‌ها نیز شد. فیلم‌های «اسرافیل» به کارگردانی آیدا پناهنده، «بدون تاریخ، بدون امضاء» به کارگردانی وحید جلیلوند، «سد معبر» به کارگردانی محسن قرائی، «فصل نرگس» به کارگردانی نگار آذربایجانی، «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمدحسین مهدویان و «ترومای سرخ» به کارگردانی اسماعیل میهن دوست ، فیلم دومی هستند که در این دوره از جشنواره حضور دارند.

مشارکت فارابی در فیلم‌های دفاع مقدس و انقلاب

این مدیر سینمایی با بیان اینکه فارابی در سال جاری از چندین فیلم انقلاب اسلامی و دفاع مقدس حمایت کرده است که در جشنواره امسال شاهد آنها هستیم، ادامه داد: سه فیلم ویلایی‌ها (منیر قیدی) و ماجرای نیمروز (محمدحسین مهدویان) از جمله فیلم‌هایی هستند که در بخش مسابقه سینمای ایران و همچنین دریاچه ماهی (مریم دوستی) در بخش چشم انداز سینمای ایران پذیرفته شدند.

وی همچنین به حضور فیلمسازان زن در سینمای ایران اشاره کرد و گفت: در این دوره از جشنواره فیلم فجر، شش کارگردان زن نیز حضور دارند که در فیلم‌هایشان به مسایل و دغدغه‌های زنان پرداخته‌اند و حرفی برای گفتن دارند. سینمای ایران همواره شاهد بوده موج فیلمسازی با محوریت زنان می‌تواند در جامعه و عرصه اجتماعی تأثیرگذار و مثبت باشد، همانطور که می‌بینیم در عرصه بین‌الملل نیز حضور مؤثری داشته و جوایزی نیز کسب کرده‌اند.

سایر فیلم‌ها ، متقاضی حضور در جشنواره جهانی فجر و جشنواره کودک هستند

تابش در ادامه افزود: سایر فیلم‌های مورد حمایت بنیاد سینمایی فارابی «سارا و آیدا» مازیار میری، «سوفی و دیوانه» مهدی کرم‌پور، «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی، «کمدی انسانی» محمد هادی کریمی، «یک روز بخصوص» همایون اسعدیان و «یادم تو را فراموش» علی عطشانی است که در جشنواره حضور دارند.

او همچنین خاطرنشان کرد: برخی از فیلم‌های مورد حمایت بنیاد فارابی نیز به دلیل اینکه در مراحل مختلف تولید هستند و یا می‌خواهند در سی‌اُمین جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان و جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درآیند، فرم جشنواره فجر را پر نکرده‌اند. از جمله می‌توان فیلم «شکلاتی» ساخته سهیل موفق و «سندباد و سارا» ساخته غلامرضا آزادی را نام برد که می‌خواهند اولین نمایش فیلم‌هایشان در جشنواره فیلم کودک و نوجوان باشد.

توجه به سینمای انیمیشن با گسترده شدن چتر حمایت‌ها

وی در ادامه گفت: بنیاد سینمایی فارابی با توجه به میزان منابع خود، سعی کرده است چتر حمایت خود را در سال جاری گسترده‌تر کند و ورود حرفه‌ای به سینمای انیمیشن را در دستور کار قرار داد و از چند اثر در مضامین مختلف حمایت کرده است و خوشحال هستیم که  به سینمای انیمیشن بیش از گذشته توجه می‌کنیم. از جمله می‌توان به پویانمایی «فیلشاه» اشاره کرد که فرم جشنواره را پر کرد اما به دلیل تمام نشدن مراحل فنی مورد ارزیابی هیات انتخاب قرار نگرفت که امیدواریم با سپری شدن مراحل فنی این فیلم در جشنواره جهانی فجر و جشنواره کودک حضور یابد.




سیدضیاءالدین دری در “هفت” بیان کرد⇐”کیف انگلیسی” فقط 3 ثانیه ممیزی خورد اما “کلاه پهلوی” 300 دقیقه سانسور شد!/پیش از انقلاب اسلامی 48 فیلم تاریخی ساخته شد اما الان حتی فارابی هم از تولید فیلم تاریخی حمایت نمی‌کند

سینماروزان: سیدضیاءالدین دری کارگردان شب گذشته در برنامه “هفت” حاضر شد و کوشید درباره سینمای هویتی-تاریخی صحبت کند. دری با اشاره به تاثیر پدرش بر آثارش گفت: ایده چند فیلمم از پدرم بود. او در اواخر عمرش به من می گفت دنبال «کیف انگلیسی» برو، می گیرد!

به گزارش سینماروزان دری درخصوص علت کم رونق بودن ساخت فیلم تاریخی در سینما گفت: در سینمای تاریخی پژوهش و جزییات مهم است و همین ریتم تولید را پائین می آورد و پرخرج می شود. از سویی تلویزیون مردم را بدعادت کرده است به گونه ای که گمان می کنند حتما باید فیلم تاریخی را از قاب تلویزیون دید و نباید برای آن پول داد. فروش فیلم های آپارتمانی روی پرده سینما هم فیلمسازان را ترغیب کرده به جای تحمیل هزینه و انرژی زیاد، راحت تر فیلم پرفروش بسازند.

فیلم تاریخی را نمی توان با سفارش ساخت

کارگردان «کیف انگلیسی» ادامه داد: ابتدا باید بستر مادی فیلم تاریخی را فراهم کرد. فیلم تاریخی را نمی توان با سفارش ساخت. باید از درون فیلمساز بجوشد. امروز اولا امکان مادی تولید فیلم تاریخی وجود ندارد. ثانیا ترس ساخت فیلم تاریخی وجود دارد.

وی افزود: من سال گذشته پروانه ساخت فیلم تاریخی را گرفتم. اما از ردیف حمایت های فارابی در مسئله مادی بیرون آمد و همین سبب شد که متوقف شود. در حال حاضر جز حمایت دولت برای ساخت این فیلم ها راهی نیست. در آخرین نمونه این فیلم ها «یتیم خانه ایران» نیز با حمایت دولت تولید شده است.

این کارگردان درخصوص علت اقبال کمتر مخاطبان به فیلم «کلاه پهلوی» بیان داشت: سریال «کیف انگلیسی» تنها 3 ثانیه ممیزی شد. هر آنچه روی کاغذ تفاهم کردیم، پخش شد. اما در «کلاه پهلوی» 300 دقیقه سانسور شد. لذا تمام بزنگاه های فیلم بهم ریخت. اساسا موفقیت یک سریال نظیر «کیف انگلیسی» ممکن نیست. چون اساسا ذائقه ها، سلایق و انتخاب مردم تغییر کرده است. آن سریال آن زمان 80 میلیون مخاطب داشت. اگر امروز شما اثری با این میزان مخاطب ادعا کنید می سازید، باید 60 میلیارد تومان دستمزد بدهند. درست شبیه این است که شما کسی را رئیس جمهور کنید. برای اینکه آن زمان ماهواره یا شیوه های نوین ارتباطات اجتماعی نبود و ذائقه ها انقدر دستخوش تغییر نبود.

«کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» در ابتدا سینمایی بودند!

دری با اشاره به آنکه گرایشم به سینماست، افزود: من از سینما به تلویزیون آمدم. هم «کیف انگلیسی» و هم «کلاه پهلوی» هر دو در ابتدا سینمایی نوشته شدند اما بعدا به تلویزیون تن دادم چون تولید چنین فیلم هایی در سینما ممکن نبود. ما در سریال سازی و سینما در دنیا استثنائیم. با توجه به خطوط قرمزی که در کشورمان داریم، کار برای ما بسیار سخت تر می شود. باید بسیار فسفر بسازیم. تولید درام هایی بدون ورود به خطوط قرمز و سالم بسیار سخت است.

چرا درباره کشورهای تحت نفوذمان فیلم نمی سازیم؟

وی ادامه داد: در حوزه فرهنگی خارج از مرزهای فعلی کم کار کرده ایم. امروز سوریه، لبنان و… کشورهایی تحت تاثیر و نفوذ ما هستند اما دربارش فیلم نمی سازیم. اول از همه باید اطلاعات نویسنده و فیلمساز ما بسیار روزآمد و بروز باشد. الان تنها چیزی که درباره سوریه بدان آگاهیم و فکر می کنیم، مسئله «مدافعان حرم» است که خیلی هم خوب است. اما سوژه و موضوع دیگری نداریم. اگر مسئولین ما اجازه دهند و بفهمند درام عین خود جنس نیست و باید دست کارگردان را برای خلق درام باز گذاشت، حتما شاهد تولید آثاری درباره این مسائل خواهیم بود.

وی خاطرنشان کرد: یک بخش از مشکل نیز به کمبود اطلاعات باز می گردد. سرمایه و وقت زیادی بر روی پژوهش فیلم گذاشته نمی شود. ایده کارگردان یا براساس شنیده و مطالعه شخصی اش است یا اصرار به بیان حرف خود در یک مسئله. به طور مثال درباره زندگی امام موسی صدر، سابقه حضور او در ایران و لبنان و امروز ظهور و بروز حزب الله لبنان اتفاقی نیافتاده است و چون عقب هستیم و تاکنون تولیدی نداشته ایم، وقتی کسی بخواهد تولیدی در این زمینه بکند فکر می کنیم همین یک اثر خواهد بود و باید به همه چیز پاسخ داد و این به همان امکان مادی ما باز می گردد.

ادای دین سینمای پیش از انقلاب به تاریخ

دری با اشاره بدان که ما قبل از انقلاب بالغ بر 48 فیلم در حوزه تاریخی ساختیم افزود: در آن مقطع دولت تنها در 3 فیلم برای تولید دخالت کرده است. بنابراین با این نگاه باید بگوییم سینمای فقیر آن دوران به تاریخ رفت و با خود رشد می کرد.

این کارگردان درخصوص فیلمهای تاریخی در سینمای آمریکا نیز بیان داشت: سینمای آمریکا از زمانی که تدوین آغاز می شود از همان فیلم های 15 دقیقه ای تا «تولد یک ملت» هالیوود به سمت تاریخ رفت و همان موقع برای مردم آمریکا جذاب بود. هرچند یهودیانی که وارد سینمای آمریکا شدند دستورالعمل های خود را در تاریخ دنبال می کردند و اگر سیر حرکت یهودیان را در سینما آمریکا دنبال کنید، یک سیر بسیار دقیق و عمیق است. اما برخلاف آمریکا در ایران فیلم ساختن از شخصیت ها و وقایع تاریخی بسیار سخت است. من می توانم درباره محبوب ترین شخصیت معاصر ایران امام خمینی (ره) حرف بزنم اما اگر درباره او فیلم بسازم هرکسی ممکن است به من اتهام بزند، چون فضای گفتاری با بصری متفاوت است.




خسرو سینایی: برگزاری بزرگداشت در جشنواره کوتاه به درد من نمی‌خورد؛ باید بتوانم فیلم بسازم/نمی‌دانم “جزیره رنگین” چگونه در “هنروتجربه” اکران شد که در مجموع بیشتر از چهار میلیون تومان فروش نداشت! که نیمی از آن را هم به فارابی دادیم!!! چطور بهتر از این می‌توانند زیرآب یک فیلم‌ساز را بزنند؟!

سینماروزان: خسرو سینایی با ورود به مرز ٥٠سالگی فعالیت هنری خود، ‌در سی‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران تجلیل می‌شود.

به گزارش سینماروزان و به نقل از “شرق” ضمن ارج‌نهادن به چنین حرکت‌هایی، بد نیست مسئولان مربوطه هم به فیلم‌سازی امثال سینایی اهمیت بیشتری بدهند تا بتواند کار خود را به‌راحتی انجام دهد.

او و هم‌نسلانش در سنی نیستند که دنبال سرمایه‌گذار بگردند. او سرشار از تجربه و انگیزه برای فیلم‌ساختن است. این انگیزه‌ها را پاس بداریم و به هنرمندان فقط به‌مثابه زینت‌المجالس نگاه نکنیم.

بهتر است قضاوت تاریخ را همیشه مانند تابلویی ارزشمند روبه‌روی خود قرار دهیم. به همین بهانه با خسرو سینایی گفت‌وگو کردیم:

‌آقای سینایی! مطلع هستید که سی‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران قرار است برای شما بزرگداشتی برگزار کند؟
نه. خبر ندارم.
‌یعنی به شما اطلاع نداده‌اند؟‌
فقط قرار است منتخبی از فیلم‌های مستندم مانند «حاج مصور»، «حسین یاوری»، «شرح حال»، «میان سایه و نور» و «گواهان تاریخ» را به نمایش بگذارند. البته به نظرم این نوع بزرگداشت‌ها خیلی به درد فیلم‌سازانی مانند من نمی‌خورد.
‌چطور؟
آنچه برای هر فیلم‌ساز مهم است، ‌این است که بتواند فیلم بسازد. یعنی دولت‌ها موقعیتی برای فیلم‌سازان فراهم کنند تا آنها بتوانند کار خودشان را انجام دهند.
‌بعد از «جزیره رنگین» چرا دیگر فیلم نساختید؟
خب برای ساخت این فیلم کلی ضرر کردم!
‌مگر فروش فیلم چقدر شده بود؟
حدودا چهار میلیون تومان.
‌جدی می‌گویید؟!
کاملا. من در افتتاحیه فیلم که در موزه سینما به نمایش درآمد، افرادی مانند احمد مسجدجامعی را دعوت کردم، ‌اما آن‌قدر کیفیت صدا و تصویر بد بود که همان اوایل نمایش فیلم از سالن خارج شدم و در فضای موزه، گوشه‌ای نشستم تا اصلا شاهد چنین چیزی نباشم. ضمن اینکه گفته بودند این فیلم در گروه «هنر و تجربه» اکران خواهد شد، ‌اما نمی‌دانم چگونه اکران شد که در مجموع فروش چیزی حدود چهار میلیون تومان بیشتر نداشت! که نیمی از آن را به بنیاد سینمایی فارابی دادیم، چون شریک فیلم بود. سهم بنده هم دومیلیون و ٣٠ هزار تومان شد که درنهایت به دلیل هزینه‌های تمام‌شده، فقط یک‌ میلیون تومان برای من باقی ماند! به نظر شما چطور بهتر از این می‌توانند زیرآب یک فیلم‌ساز را بزنند؟!
‌شما خودتان دلیل این مشکل را می‌دانید؟
من خودم می‌دانم که چه کسانی می‌خواهند من فیلم نسازم. اما آنها هیچ‌وقت نمی‌توانند. آنها این قدرت را ندارند که من را خرد کنند. چون پیش از صحبت با شما داشتم روی موسیقی فیلم جدیدم کار می‌کردم. درنهایت من دور از هرگونه غوغا کار خودم را انجام خواهم داد.
‌چرا هیچ‌وقت اسامی این افراد را مطرح نمی‌کنید؟
به دلیل اینکه من اهل این‌جور کارها نیستم. اما درباره این مسائل و ریشه‌هایش باید در زمان دیگری مفصل صحبت کنیم. اما مگر مسئولان ما مدت‌ها درباره مسائل محیط زیست و گردشگری صحبت نمی‌کنند؟
‌البته.
پس فیلم «جزیره رنگین» فرصت مناسبی بود که به این دغدغه‌ها بپردازد و در سطح وسیعی باب این مسائل را باز کند. در این زمینه حرف زیاد است. اما بهتر است که بگذریم!
‌آقای سینایی! با توجه به اینکه جشنواره فیلم کوتاه تهران، ‌سی‌وسومین دوره خود را برگزار خواهد کرد، آیا به نظر شما فیلم کوتاه می‌تواند سکوی پرش مناسبی برای ساخت فیلم بلند باشد؟‌
این‌گونه که شما می‌گویید، خیر. مثل این می‌ماند که بگوییم خیام، ‌رباعی می‌سرود تا بعدا بتواند قصیده بگوید! بالاخره هر چیزی سر جای خودش معنا می‌دهد. درحالی‌که ما می‌توانیم در فیلم کوتاه، ‌انواع و اقسام گونه‌های سینمایی را بیان و تجربه کنیم. درحالی‌که فیلم بلند حرفه‌ای چنین امکاناتی را در اختیار ما قرار نمی‌دهد. چون اصلا امکان تجربه در آن وجود ندارد.
‌ شما این جمله را که «فیلم‌سازی کوتاه ما حرفه‌ای شده» چگونه تحلیل می‌کنید؟
اگر بخواهم معنایی برای این جمله پیدا کنم،‌ می‌توان گفت در کشورمان جوانان بااستعدادی داریم که فیلم‌های کوتاه خوب می‌سازند. نمونه موفق آن هم کسی مثل مهرداد اسکویی است که آن‌قدر فیلم کوتاه ساخت و زیربنای فیلم‌سازی را در خود محکم کرد که امروز توانست جوایز متعددی را از جشنواره‌های مطرح دنیا دریافت کند.
‌ یا همین‌طور شهرام مکری و سعید روستایی که در ساختن‌ فیلم‌ کوتاه ‌ موفق عمل کردند و حالا هم در سینمای حرفه‌ای حرفی برای گفتن دارند.
کاملا.
به نظر شما آیا هر کشور صاحب سینما، ‌به فیلم‌سازی کوتاه نیاز دارد؟
خب همه اینها به یکدیگر وابسته و پیوسته‌اند. وقتی درک درست سینما در فیلم‌سازان شکل گرفت، هر کسی بسته به نوع خلاقیتش راهی را در پیش گرفت. مثل هنرمندان تجسمی که گرایش‌های مختلفی مثل نقاشی، ‌گرافیک، ‌کاریکاتور و… را انتخاب می‌کنند که در جای خود محترم‌‌اند. منتها از آنجا که سینما به مسائل اقتصادی متکی است در زمینه‌های تبلیغات، ستاره‌سازی،‌ امکانات سینمایی و… شرایط و مناسبات خاصی را می‌طلبد.
‌ شما از جمله فیلم‌سازانی هستید که در قیاس با هم‌نسلان خود فیلم‌های کوتاه بسیاری ساخته‌اید. آیا از این نظر فرصتی بهتر برای حضور بهتر در سینمای حرفه‌ای پیدا کردید؟‌
اتفاقا بزرگ‌ترین اشتباه من این است که پیش از انقلاب که حتی زودتر از هم‌نسلانم کارم را شروع کردم، ‌بسیار فیلم کوتاه ساختم. درحالی‌که چنین انرژی‌ای را باید برای ساخت دست‌کم پنج فیلم بلند سینمایی می‌گذاشتم. آن زمان مانند امروز به فیلم کوتاه اهمیت داده نمی‌شد.
‌این روزها مسائل فیلم کوتاه را پیگیری می‌کنید؟
من این روزها هیچ چیزی را پیگیری نمی‌کنم. فقط در گوشه دنجی کار خودم را انجام می‌دهم.

 




پاسخ‌های عبدا.. اسفندیاری به برخی سوءتفاهمات⇐از زندانی کردن تهیه‌کنندگان در زیرزمین فارابی تا موافقت با کلیت شلاق خوردن عبدا.. علیخانی/از اعتراف به تصمیم اشتباهش در درجه‌بندی فیلمها تا مشکلات آوینی با خسرو سینایی و علی حاتمی

سینماروزان: عبدا.. اسفندیاری که از مدیران سینمای ایران در دهه شصت بوده است در گفتگو با برنامه اینترنتی “کات” برخی نکات کمتر شنیده شده درباره آن دوران را بیان کرده است.

بخشهای خواندنی گفتگوی اسفندیاری را بخوانید:

به گفته بسیاری از فیلمسازان همچون ضیاءالدین دری، دخالت های زیاد فارابی در امور سینما در دهه 60، باعث از بین رفتن هویت و استقلال فکری سینماگران شد.

به هیچ عنوان اینطور نبوده. ما تنها راهنمایی می کردیم. آن هم با توجه به سلیقه و جهتی که خود سینماگر دوست داشت! آقای دری به ما ایراد میگیرد؟ ایشان که خودش در این مدل جلسات حضور داشت! ایشان که خودش عضو شوراهای نظارتی بود! ما شاگردان دکتر شریعتی بودیم این انگ ها به ما نمی چسبد!

ضیاء‎الدین دری اگر ده سال فیلم نساخت به ما ربطی نداشت. دلیلش بیکاری اش همان فیلم اول ضعیف اش بود که با شکست مواجه شده بود. مقصر شکست فیلم ایشان ماییم؟!

مسعود کیمیایی در مصاحبه ای گفته که قبل از انقلاب به ما می گفتند در مورد چه موضوعاتی فیلم نسازیم ولی در دهه 60 برعکس شد. به ما دستور می دادند که فقط در مورد این چند موضوع حق داری بسازی و ولاغیر! و این خفقان عجیبی بود.

چه حرف غیرمنصفانه ای! ما فقط تذکر می دادیم که اگر در مورد چنین موضوعاتی بسازید خوب است. همین. من خودم از طرفداران سینمای کیمیایی بودم. “گوزن ها” فیلم مطلوب من است. یادم است برای دیدن فیلم “سفر سنگ” به سینمای مولن روژ سابق(سروش فعلی) رفتیم. فیلم که تمام شد و از سالن در حال خروج بودیم فردی فریاد زد و شعار داد: “ارباب آمریکاست سنگ هم توو راه است”!
بعدها خودم فیلمنامه ای به نام “هاگانا” نوشته تیرداد سخایی را به آقای کیمیایی دادم. در مورد مهاجرت اجباری یهودیان ایران به اسرائیل. او هم خوشش آمد و استقبال کرد. فیلمنامه جان دار و جهت داری بود. فیلم ساخته شد با نام “سرب” و رنگ کیمیایی را به خود گرفت.

ماجرای دستگیری و شلاق زدن آقای عبدالله علیخانی چه بود؟! خیلی صریح می پرسم؛ آیا شما در دهه 60، در طبقه پایین فارابی و وزارت ارشاد زندان داشتید؟

طبقه ی پایین فارابی که آن زمان دست خودم بود! اتاق من بود. کدام زندان؟ در جریان دستگیری و شلاق خوردن آقای علیخانی من نقشی نداشتم. اصل قضیه اما واقعیت دارد! ارشاد آن زمان با ورود غیر قانونی فیلم های خارجی مبارزه میکرد. سینمای ایران در سال 54 و 55 تولیدات فیلم هایش به 95 عنوان رسید اما در سال 56 فقط 5 فیلم تولیدی داشت! این سقوط عجیب در تولید هیچ ربطی هم به انقلاب نداشت. ورود بیش از حد فیلم های سخیف خارجی که ما به آنها می گفتیم فیلم های لاندا بوزانکایی، و فیلم های درجه سه هندی و ایتالیایی و آمریکایی، سینمای ایران را ورشکسته کرده بود. خوب، هیچ مملکتی اجازه نمی دهد چنین رقابت نابرابری شکل بگیرد. سینمای داخلی ما توان مقابله با آن ها را نداشت و دولت وظیفه اش حفاظت از تولید داخلی است و اینکه کالای خارجی بنجل وارد نشود.

بنابرین در دهه 60 تصمیم بر این شد که از نمایش فیلم های سخیف خارجی جلوگیری کنیم. ولی عده ای با تقلب در مدارک درجه بندی فیلم هایشان خواستند بازار را به دست بگیرند. معاونت سینمایی آقای انوار تصمیم گرفت انبارهای دفاتر سینمایی را بررسی کند. ابتدا جلسه ای گذاشت با صاحبان فیلم ها که خودشان فیلم های بنجل را بیاورند تحویل بدهند. وقتی نیاوردند دولت تصمیم گرفت به انبارها حمله کند. به دستور وزارت ارشاد و با هماهنگی نیروهای امنیتی به دفاتر سینمایی حمله شد و فیلم های خارجی را جمع آوری کردند. بعد، در یک عمل نمادین در حیاط وزارت ارشاد فیلم های خارجی بنجل را آتش زدند و سوزاندند. اگر برخوردی با اقای علیخانی شده من حضور نداشتم. خبر هم نداشتم. ولی فقط بحث ایشان نبود. خیلی ها بودند. من با کلیت این مسئله موافق بودم، ولی با این جزییات رابطه ای نداشتم.

مرتضی آوینی آن زمان به عملکرد ما نقد داشت. اما اینکه می گویند آوینی ما را عرفان زده میدانست و به همین خاطر بود که منتقدمان بود، آدرس غلط دادن است. مشکل آوینی با ما اصلا سر عرفان و این چیزها نبود. خسرو سینایی فیلمی ساخته بود با نام “کوچه های عشق”، درمورد خرمشهر و خاطرات جوانانش قبل از جنگ. آوینی تیتر زده بود: “کوچه های عشق نه ، کوچه های هوس”!.. مشکل آوینی سر این جور چیزها بود. تندی های خودش را داشت. در مورد فیلم “مادر” علی حاتمی نقد تندی نوشت و فیلم را کوبید. فیلمی که از مام وطن می گوید و از مرگ آگاهی مادر خانواده ای که فرزندان گوناگون دارد. هرچند، نباید به آوینی زیاد خرده گرفت. ما هم زمانی تندی می کردیم و به مرور پخته شدیم.

 در درجه بندی کردن فیلم ها اشتباه کردیم. به صراحت میگویم. این کار از پایه و اساس اشتباه بود و بزرگترین مقصر این اشتباه هم من بودم. نیت ما خیر بود اما در عمل به بیراهه رفتیم. در این درجه بندی ها گاهی به افراد ظلم می شد. قبول دارم. مثلا فیلم آقای فخیم زاده(مسافران مهتاب) درجه پایین به آن داده شد که منصفانه نبود. از دوستان شورا برخی زیاده از حد سختگیر بودند. دعوای داخلی هم داشتیم. بعد ها به این نتیجه رسیدیم که درجه بندی کلا درست نیست و برداشتیم.

شما در دهه 60 فیلم‌سوزی هم داشتید؟ خوانده بودم که بهروز افخمی جایی از فیلمسوزی و آتش زدن نگاتیوهای فیلم ها در دهه شصت گفته است.

 فیلمسوزی دیگر چه صیغه ای است؟ نگاتیو همه ی فیلم ها در فیلمخانه ملی موجود است. بعضی ها را اصلاح کرده و کپی کردیم و به آنجا سپردیم. آقایان دارند برای خودشان افسانه می سازند! حالا که این حرفها را می زنید بگذارید یک چیزهایی را بگویم. یکی از همین سینماگران جیم ساز(فیلم های ضعیف) که این سالها دائم به ما بد و بیراه می گوید و تمام فیلمفارسی های مبتذل قبل از انقلاب را بازسازی کرده و آرزویش بازگشت به آن دوره بوده…

آقای فرح بخش را می گویید؟

 اسم نمیاورم! منظورم را همه می فهمند! این آقای جیم ساز بین فیلم های درجه جیم خود یک فیلم خوب دارد و آن هم فیلمنامه اش را من نوشتم! از لجاجت و عقده ای که نسبت به من داشت اسم ام را در تیتراژ به عنوان فیلمنامه نویس نگذاشت. من هم شکایت کردم به خانه سینما و در نهایت به نفع من رای صادر شد. ناچارم چیزهایی را بگویم که در تاریخ بماند! همین آقا بنده را یک شب دعوت کرد به منزلش. با برخوردی محترمانه و شام خوبی که همسر محترمشان تهیه دیده بودند. بعد از غذا، این آقا من را به اتاقش برد و جداگانه فیلم هایی را نشانم داد که مال قبل از انقلاب بود. در آنها صحنه های عرق خوری و کافه و رقص فیلم های قبل از انقلاب سرهم بندی شده بود! آن هم از بازیگرانی که بعد از انقلاب در سینما حضور داشتند و همان موقع مشغول بازی بودند. معنی این کار چیست؟ فیلمسازان آن موقع با ما دو نوع ارتباط داشتند. یک عده آدم فروش بودند! علیه همکارانشان پرونده سازی می کردند و زیر آب همکارانشان را می زدند! حالا به ما میگویند سانسورچی!




فارابی در مسیر واگذاری به بخش خصوصی؟⇐مدیرعامل سابق: امکان ندارد/یک عضو هیأت امنا: من که چیزی نشنیده‌ام/یک کارشناس: چاره‌ای جز حذف فارابی نیست

سینماروزان: در ابتدای دهه 60 مدیران وقت ارشاد برای آنکه بتوانند سیاست‌های خویش در حیطه تولید محصولات سینمایی مورد قبول خود را به طور جدی دنبال کنند بنیادی غیرانتفاعی به نام بنیاد سینمایی فارابی را راه‌اندازی کردند. بنیادی که آقای فخرالدین انوار معاون سینمایی وقت ارشاد رفیق سالیان خود آقای سیدمحمد بهشتی را به مدیرعاملی آن برگزید و نام بنیاد نیز از باشگاهی به نام فارابی که پیش از انقلاب اسلامی کارش توسعه کلوب‌های نمایش فیلم بود به عاریه گرفته شد.

 به گزارش سینماروزان و به نقل از “صبح نو” حمایت‌های سالیان دراز معاونت‌های سینمایی مختلف از بنیاد سینمایی فارابی سبب شد که این نهاد به ظاهر غیرانتفاعی و در باطن کاملاً دولتی جایگاهی قدرتمند در عرصه تولیدات سینمای ایران پیدا کند و تقریباً تمامی سینماگران ایرانی برای یک بار هم که شده گذرشان به ساختمان این بنیاد در خیابان سی تیر افتاده باشد؛ ساختمانی که زمانی ملک قوام السلطنه نخست وزیر دو سلسله قاجار و پهلوی بود.
فارابی همان قدر که در گذر دوران و به واسطه بودجه‌های حمایتی که از معاونت و بعدتر، سازمان سینمایی به آن سرازیر می‌شد قوی‌تر و قوی‌تر شد، نوعی گستردگی بی‌حساب و کتاب در نیروی انسانی نیز پیدا کرد که همین گسترش طولی در ابتدای دهه نود یعنی زمانی که دولتمردان مرتب درباره کمبود منابع مالی درکشور سخن می‌گفتند، برایش دردسرساز شد.
این دردسرها تأثیری مستقیم بر فارابی داشت و خیلی زود زمزمه‌هایی درباره تعدیل نیروی انسانی در این بنیاد و حتی واگذاری آن به بخش خصوصی شنیده شد.
اما آیا بنیادی که با نام غیرانتفاعی تشکیل شده ولی نیروهای سینمایی دولت نقش مهمی در چینش هیأت‌امنای آن دارند، امکان خصوصی شدن دارد؟

فارابی نمی‌تواند خصوصی شود
یکی از مدیران سابق بنیاد سینمایی فارابی که البته نمی‌خواهد نامش فاش شود با بیان اینکه ماهیت بنیاد فارابی امکان خصوصی بودن را از آن گرفته است گفت: فارابی نمی‌تواند خصوصی شود به یک دلیل مهم و آن هم اینکه تمام اموال این بنیاد متعلق به دولت است و حتی اگر این بنیاد منحل هم شود باید اموال آن به دولت برگردد.
وی ادامه داد: درست است که گفته شده فارابی مؤسسه‌ای غیرانتفاعی است اما این مؤسسه کاملاً وابسته به دولت است و حتی هیأت‌امنای آن هم نمی‌تواند حکم به خصوصی‌سازی آن دهد! البته در برهه‌هایی از زمان دیده‌ایم که خواسته‌اند با تغییر اساسنامه فارابی آن را خصوصی کنند که با همین تغییر اساسنامه هم مخالفت‌هایی صورت گرفت و به نتیجه نرسید.
این مدیر سابق با اشاره به اینکه فارابی راه‌اندازی شد برای آن که بازوی حمایتی قوی برای سینمای ایران باشد بیان داشت: برای بهبود اوضاع سینمای ایران دو تقسیم کار مهم صورت گرفت؛ یکی حمایت و دیگری نظارت. نظارت که از طریق اداره نظارت و ارزشیابی صورت گرفت و حمایت هم از کانال فارابی.
این مدیر سابق در پاسخ به این پرسش که اگر امکان خصوصی شدن فارابی نباشد پس ذکر پسوند «غیرانتفاعی» کنار نام آن برای چیست؟ بیان داشت: فارابی توسط دولت تأسیس شده است و سیستم هیأت‌امنایی دارد و همواره هم در هیأت‌امنای آن مدیران سینمایی وقت مؤثر بوده‌اند. خلاصه کنم، فارابی ماهیت غیردولتی دارد اما نه به معنای خصوصی بودن!

فارابی باید از درگیری در تولید دست بکشد
رامین رحیمی، پخش کننده و کارشناس اقتصاد سینما اما فکر می‌کند سیاست‌های مدیریتی باید به سمت حذف فارابی برود. رحیمی با اشاره به اینکه در درازمدت بهتر است که نهادهای حمایتی به سمت حذف شدن بروند بیان داشت: البته حذف کامل فارابی که امکان‌پذیر نیست اما فارابی آرام آرام باید به سمتی برود که از درگیری در تولید دست کشیده و به سمت کارهای پژوهشی و تحقیقاتی برود.
وی ادامه داد: به نظر می‌رسد دولت هم بدش نیاید که تزریق بودجه در سینما را کاهش دهد و به قولی سینمای ایران را از حالت سوبسیدی خارج کند اما یقیناً این اتفاق نمی‌تواند دفعتاً رخ دهد و باید به تدریج و آرام آرام تصدی‌گری را کاهش داد. درست مثل تاجری که اعلام ورشکستگی می‌کند، دولت هم می‌تواند این توجیه را داشته باشد که مشارکت مستقیم در تولید برایش سودآور نبوده پس دلیلی برای امتداد موجودیت سازوکار زیان‌ده وجود ندارد.

رامین رحیمی
رامین رحیمی

وقتی از رحیمی پرسیدیم که با حذف بازوی حمایتی دولت در تولید آن گاه جایگاه نظارتی سازمان سینمایی زیر سؤال نمی‌رود؟ پاسخ داد: به هر حال با حذف سوبسیدهای دولتی، دولت نمی‌تواند نقش نظارتی قوی خود را بازی کند. همین حالا هم که همه چیز کجدارومریز است باز هم می‌بینیم که کم نیستند فیلمسازانی که قید دریافت پروانه ساخت سینمایی را می زنندیا با پروانه ویدیویی فیلم می‌سازند یا اصلاً پروانه نمی‌گیرند. می‌ماند یک پروسه نظارتی در مرحله پروانه نمایش که آن هم با گستردگی سامانه VOD(ویدیوی درخواستی) به تدریج اثرگذاری خود را از دست می‌دهد.

خصوصی یا دولتی؛ باید گرفت و گیرها را حل کرد
حالا باید دید نظرات اعضای ذینفع در بنیاد سینمایی فارابی فعلی درباره خصوصی شدن آن چیست؟
محمود عزیزی، بازیگر و مدرس دانشگاه که از اعضای هیأت‌امنای بنیاد سینمایی فارابی است، با بیان اینکه تاکنون هیچ حرفی درباره واگذاری فارابی به بخش خصوصی نشنیده است گفت: آنچه درباره خصوصی شدن یا دولتی ماندن می‌شنویم عمدتاً به دلیل گرفت و گیرهایی است که در فارابی وجود دارند. اصولاً تمامی مراکزی که به بخش دولتی متصل‌اند معمولاً یک گیرهایی در روند اجرایی دارند چراکه این گونه مراکز عموماً جزو نهادهایی‌اند که تمنا و درخواست از آنها زیاد است. به نظرم فارغ از آن که این مؤسسه خصوصی شود یا در حالت فعلی بماند، باید کوشید این گیرها را مرتفع کرد.
وی ادامه داد: مسأله اصلی سیاست‌های کلان سینمایی است و تعریف مسوولیت در فارابی. به عنوان عضوی از هیأت‌امنای فارابی، همواره به دنبال این هستیم که وظایف فارابی منطبق با امکانات و ابزار موجود به درستی تعریف شود و اگر این تعریف درست صورت گیرد آن گاه دیگر با حجم بالایی از تمناهای سینماگران از این مؤسسه مواجه نخواهیم بود.
عزیزی در ادامه با اشاره به تقسیم‌بندی مقطعی بین سینماگران به  گفت: به نظر می‌رسد سینماگران ما هر وقت خودشان از سفره امکانات سهمی می‌برند همه چیز برایشان خوب است اما هر وقت سهمی بهشان نمی‌رسد متوجه گرفت و گیر می‌شوند! مسأله بر سر این است که وقتی بودجه محدود است، به هر حال به برخی کمتر می‌رسد. با این حال اگر دوستان سینمایی فکر می‌کنند اساس کار و سیاست‌گذاری فارابی ایراد دارد چه اشکالی دارد که به میدان بیایند و برای حل مشکل کمک کنند.

محمود عزیزی
محمود عزیزی



تازه‎ترین اظهارات معمار سینمای گلخانه‌ای⇐با یک شبکه “من و تو” صداوسیما غلاف کرده!!/در فارابی، قاچاقی ماهواره نصب کردیم/باید فیلم مبتذل ایرانی اکران کنیم/شورای پروانه نمایش برای دهه 60 بود و دیگر جواب نمی‌دهد

سینماروزان: سیدمحمد بهشتی اولین رییس بنیاد سینمایی فارابی هرچند نزدیک به دو دهه است منصب مدیریتی در سینما ندارد اما همچنان حرف و حریثها پیرامون کارنامه مدیریتی وی فراوان است.

به گزارش سینماروزان در بحبوحه این حرف و حدیثها که همه ناظر به نگاه امنیتی و بسته ای است که وی و همکارانش در دهه 60 در سینما ایجاد کرده بودند سیدمحمد بهشتی با خبرگزاری “فارس” گفتگو کرده و کوشیده بخشی از دغدغه های دهه نودی خود را بیان کند.

از جمله این دغدغه ها جاییست که به صراحت از ارجحیت اکران محصول مبتذل ایرانی به جای معادل خارجی اش تأکید کرده و همچنین از کم کاری رسانه ملی در رقابت با ماهواره ها می گوید.

بهشتی از مخاطب زیر 10 درصدی رسانه ملی گلایه می کند و از جا ماندن از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای می گوید  اما در این بین وی فقط از “من و تو” نام می برد و کلمه ای درباره “جم” حرف نمی زند.

بخشهای خواندنی گفته های بهشتی را بخوانید:

فیلم «50 کیلو آلبالو» از تمام مجاری قانونی عبور کرد اما وزیر در دو سه مقطع اکران فیلم را نامناسب خواند. این ماجرا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه برای مراجع ما توضیح نمی‌دهند در چه شرایطی به سر می‌بریم. وقتی در منزل هرشب از کانال‌های مختلف می‌توانید استفاده کنید، صدا و سیمای شما کلا قافیه را باخته است. طوری که با یک شبکه «من و تو» صدا و سیما غلاف کرده و در بهترین حالت کپی می‌کند. این قدر «پیشخوان فرهنگی» و مخاطب را از دست دادیم در این وضعیت دیگر شرایط قرنطینه جواب نمی‌دهد.

از سال 1370 به بعد دیگر جوابگو نبود. از زمانی که تحولات تکنولوژیک به ترتیبی شد که دیگر مدیر دولتی نتوانست شرایط قرنطینه را برای مخاطب فراهم کند. نه در ایران در همه جای دنیا دیگر جواب نداد. همه دنیا در شرایط قرنطینه کشورشان را مدیریت می‌کردند. همین امریکا که مدعی مهد آزادی است وقتی کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی توسط دانشجویان منتشر می‌شد کوره‌ای درست کرده بود و ورود این اسناد را ممنوع کرده بود. کلا این الگو منتفی شد. وقتی نمی‌خواهیم زیر بار این قضیه برویم این وضع اتفاق می‌افتد که پیشخوان فرهنگی را توسط محصولاتی که هیچ اعمال نظری نمی‌توان کرد از دست می‌دهد.

وقتی در شرایط قرنطینه نمی‌توان مدیریت کرد. حتی اگر فیلم مبتذل نشان داده بشود ترجیح این است که یک فیلم ایرانی مبتذل نشان داده شود. اگر نمایش ندهیم یک فیلم مبتذل کلمبیایی که همه فیلم دغدغه‌شان این است که کی بچه کدام والدین است، مخاطب پیدا می‌کند.

-برای این که بتوانیم پیشخوان فرهنگی را نگه داریم باید فیلم مبتذل اکران کنیم؟

بله. باید این کار را بکنید.

-هضم در این سیستم نمی‌شویم؟

خب الان هم داریم هضم می‌شویم. هنر این را داشته باشیم فیلم‌های کمتر مبتذل جذاب تولید کنیم. در عید امسال یک حادثه بسیار خوب اتفاق افتاد و مردم به سالن سینما رفتند از این ظرفیت باید حداکثر استفاده را بکنیم. چه چیزی می‌توانیم بگذاریم جایش؟ صدا و سیما است که مخاطب آن به عدد یک رقمی رسیده است؟

-یعنی وارد جنسیت‌زدگی بشویم؟

نه نمی‌گویم جنسیت‌زده شویم. باید نگرانی داشته باشیم و اعمال کنیم.

انقلاب اسلامی بر اساس یک مبنا و ارزش‌هایی شکل گرفته این اصول و ارزش‌ها را یا باید بگذاریم کنار یا به صورت هوشمندانه آن را مدیریت کنیم.

من معتقدم اصول انقلاب اسلامی باید رعایت بشود. اما این اصول چیست؟

-شما دارید از قانون هم عدول می‌کنید (ساخت فیلم مبتذل با هر شرایطی بهتر است از فیلم های مبتذل خارجی) ما در قانون، عرف و اسلام ازدواج همزمان یک زن با دو مرد را جایز نمی‌دانیم؛ اما فیلم در همین شرایط پروانه نمایش می‌گیرد! اگر با مدلی که شما تعبیر می‌کنید و بخواهیم به دهکده جهانی احترام بگذاریم باید این شوراها و قوانین را کنار بگذاریم.

اگر ناگزیر باشیم بین یک فیلم مبتذل ایرانی و یک فیلم مبتذل امریکای جنوبی انتخاب کنیم، من ایرانی را ترجیح می‌دهم. البته مبتذل بودن و خلاف شرع بودن دو موضوع است. فیلمی می‌تواند مبتذل باشد اما خلاف شرع نباشد. همچنین می‌شود فیلمی مبتذل نباشد ولی خلاف شرع باشد. کارنامه ما نشان می‌دهد که همواره نسبت به خلاف شرع حساس بوده‌ایم.

-شما دو فیلم «فروشنده» و «50 کیلو آلبالو» را ندیدید اما از موفقیت‌های آن‌ها خوشحالید. این به نظر کمی عجیب می‌آید؟

برای این که من می‌دانم در چه وضعیتی زندگی می‌کنیم، اما شما متوجه نیستید. شما از این غصه نمی‌خورید که رسانه ملی ما، ملی نیست. رسیده به 5 یا 6 درصد مخاطب است.

-راهکار شما چیست؟

صدا و سیمای ما مخاطبش رسیده به زیر 10 درصد! شما یک فکری بکنید. برای این که مملکت ما نیاز به رسانه ملی دارد. ما جامعه خودمان را محروم می‌کنیم از رسانه ملی. این متاسفانه خسارتش هزاران برابر بیشتر از این فیلم‌هاست.

-شما دقیقا در موقعیتی که موج استفاده از ماهواره تازه  داشت شروع می‌شد مدیریت‌تان را ترک کردید. بالاخره شما مدیری هستید که بعد از وقوع انقلاب سینمای ایران را شکل دادید در این شرایط فعلی ماهواره این فضا را دنبال می‌کند و سینما این شرایط را دارد چه راهکاری می‌دهید؟

ما در سال 1370 از طریق اطلاعاتی که از  تغییرات تکنولوژیک به دست آوردیم متوجه شدیم این اتفاق در حال رخ دادن است. آقای لاریجانی به تازگی وزیر ارشاد شده بودند. در فارابی از همکاران خواستم از قاچاقچی آنتن ماهواره تهیه کرده و خودشان نصب کنند تا وضعیت دریافت کانال‌ها را مانند مردم عام تجربه کنیم.

گزارشی تهیه کردم و به آقای لاریجانی دادم و شرح ماوقع دادم و گفتم دیگر نمی‌توان به شیوه جاری اعمال مدیریت کرد. گفتم باید الگوی جدیدی مدیریتی در رسانه فراهم کنیم و اسم آن را الگوی مدیریتی عدم قرنطینه در نظر گرفتیم. باتوجه به بنیه و توان کشور این الگو را فراهم کردیم تا با توجه به شرایط تولید بتوانیم در پیشخوان کشورهای دیگر هم حاضر شویم به یاد دارم وقتی در مجلس نوار ضبط شده کانال‌های قابل دریافت از طریق آنتن‌های ماهواره پخش شد، به دلیل خلاف شرع بودن محتوایش، برخی نمایندگان صحن را ترک کردند. نمی‌خواستند زیر بار این قضیه بروند. طوفان شدیدی شده اما نمی‌پذیرند.

-چرا نمی‌گویید راهکارتان چیست؟

ما الگو را آن زمان ارایه دادیم. الان باید جوانترها به آن فکر کنند. کشورهای دنیا همه در مقابل ماهواره منفعل نبودند اما کمتر جایی در جهان است که به شرایط ماقبل دهه 70 پافشاری کند.

-با توجه به تجربه و هشدارهای شما در دهه 70 الان در شرایط فعلی وزارت ارشاد چگونه باید عمل کند؟

باید در مراجع بالاتری از وزارت ارشاد دراین باره تصمیم‌گیری شود. از شرایط عمومی کشور خودمان در فضای جهانی ارزیابی درستی نداریم. به ظرفیت‌های درون کشور اعتماد کنیم. به اندازه کل قاره آفریقا از شمال و جنوب آن فیلمساز داریم.

-باید به همه اجازه ساخت فیلم بدهیم؟

به این بنیه بالقوه و تجربه تاریخی که داریم اعتماد کنیم.

شما در مصاحبه‌های قبلی در دوران مدیریت‌تان می‌گویید من با وجود شورای پروانه نمایش موافقم و امیدوارم روزی فرا برسد که منتقدانه با فیلم‌ها در این شورا برخورد شود.

این در فضای امکان مدیریت در شرایط قرنطینه سینما و رسانه‌ها ممکن بود.

-یعنی الان این شوراها جواب نمی‌دهد؟

آن دوران سپری شده و گذشته. براساس اقتضای زمان من با این شورا موافق بودم. مشکل بسیار کلی‌تر است و باید مشکل از جای دیگر مرتفع شود. اگر در کلیات وضعیت خودمان را به درستی تشخیص دهیم آن زمان متوجه می‌شویم باید ساز و کارهایی را به کار ببریم که ماهیتاً با شرایط امروز متفاوت است. ما هنوز الگوهای مدیریتی دهه 60 را اعمال می‌کنیم.

-یعنی همان الگوهایی که شما برای سینما آماده کردید؟

بله. در صورتی که آن دوران گذشته است.

-الان یک راهکار جدید بدهید.

وقتی در این شرایط به سر می‌بریم و قصد داریم نگاه ملی داشته باشیم و دغدغه نسبت به سرنوشت کشور داشته باشیم باید رسانه ملی داشته باشیم. مملکت ما ساز و کارهایی دارد. این مملکت باید متوجه شود نیازمند رسانه ملی است. برای داشتن رسانه ملی چه باید بکند.

-چه باید بکند؟

نمی‌تواند همچنان الگوی دهه شصت حاکم باشد و صدا و سیمای آن انحصاری باشد. به همه فرصت‌ها و امکاناتی که به ما کمک می‌کند تا سهمی بیشتر از اوقات فراغت مخاطبین را در اختیار بگیریم، باید استفاده شود. باید به این الگوی مدیریتی قرنطینه‌ای نگاه انتقادی جدی کنیم تا از آن راه حل بیرون بیاید. باید به دنبال الگوی شرایط مدیریت عدم قرنطینه باشیم.

-الگو چیست؟

باید ببینم چه ظرفیت‌هایی داریم. ما جزء تولیدکنندگان هستیم و از این موقعیت پیش آمده می‌توانیم فرصتی ایجاد کنیم که در پیشخوان دیگران حضور پیدا کنیم. یعنی آن آمریکایی که امکان ورود اسناد لانه جاسوسی را به کشورش ممنوع کرده بود را با ارایه فیلم‌ها تسخیر کنیم.




دورهمی ایوبی به‌نام خبرنگاران و به‌کام مجیزگویان به‌صرف هدایایی کمی بیشتر از دوریال!

سینماژورنال: طبیعی بود وقتی روابط عمومی سازمان سینمایی دستخوش تغییر و تحول شود و نیرویی به عنوان مدیر روابط عمومی مشغول به کار شود که در سالهای اخیر بیشتر از روزنامه‌نگاری آن هم در شکل مستقل خود درگیر کارمندی برای نهادهای مختلف دولتی است در انتخاب حاضران برای ضیافتی که به نام “خبرنگاران” برگزار می شود هم بیشتر از سوابق ژورنالیستی و جایگاه رسانه‌ای، درجه انتقادی رسانه‌ها تعیین کننده باشد.

به گزارش سینماژورنال در امتداد چنین روندی نه فقط خبرنگاران رسانه‌های مستقل منتقد سیاستهای سازمان سینمایی از فهرست مدعوین این دورهمی حذف شدند بلکه اغلب خبرنگاران رسانه‌های زیرمجموعه دولت هم که مشی‌ای انتقادی نسبت به سیاستهای سازمان دارند هم به بهانه ظرفیت محدود پذیرایی حذف شدند!

بله، ظرفیت پذیرایی از خبرنگاران سینمایی در ضیافتی که به نام خبرنگاران برگزار شده بود وجود نداشت اما تا دلتان بخواهد چهره‌هایی در دورهمی دیده می‌شدند که سالهاست کار مطبوعاتی نمی‌کنند و به واسطه آشنایی قدیمی با مدیر روابط عمومی در این دورهمی حضور داشتند؛ از خبرنگار سرویس حوادث یک روزنامه تا خبرنگاران سابقی که سالهاست به روابط عمومی گری در نهادهای مختلف مشغولند.

جالب بود که از اغلب رسانه‌های مستقل سینمایی حتی یک نفر نماینده هم به این جشن دعوت نشده بود و از آن سو رسانه وابسته به یکی از کارمندان گروه سینمایی تازه تأسیس چندین نماینده در این دورهمی داشت! یا رسانه ای منسوب به رسانه ملی نیز همین طور!

روز گذشته خبرگزاری سینماپرس در گزارشی درباره این ضیافت از این گفته بود که روابط عمومی سازمان سینمایی ترجیح داده تا  بیشتر از آن که به دعوت از بدنه خبرنگاران سینمایی همت گمارد از برخی رسانه های وابسته به جریان سیاسی متبوع خود برای حضور در این جشن دعوت کند.(اینجا را بخوانید)

صبح امروز نیز سردبیر سایت “تحریرنو” که البته جزو دعوت شدگان نبوده و برای دریافت اطلاعات از حاضران در دورهمی راهی ضیافت شده نکات جالبی را درباره مهمانان این ضیافت ذکر کرده؛

از جمله نکات ذکر شده توسط جوادی، دعوت از فریدون جیرانی سردبیر روزنامه تعطیل شده “سینما” به عنوان خبرنگار روزنامه “سینما”، حضور دو خبرنگار از یک سایت سینمایی تعطیل شده، دعوت از خبرنگارنمایی که الان به شغل شریف کارمندی بانک نائل آمده است و حضور خبرنگارنمایی دیگر از خطه شریف بستنی فروشان!

متن گزارش جوادی که هدیه حاضران در این دورهمی را “پاداش سکوت” توصیف کرده است  اینجا بخوانید.

هدیه ای بیشتر از دو ریال

اگر کنجکاو شده اید که بدانید هدیه چه بوده است هم زیاد سخت نگیرید؛ چون این هدیه کمی بیشتر از آن “دوریالی” معروف است که زمانی برای استفاده در باجه‌های تلفن شهری به کار می‌رفت؛ شنیده ها حکایت از آن دارد این هدیه براساس اشخاص متغیر بوده و از کارت هدیه صد تا سیصد هزار تومانی تا یک پاوربانک و هارد اکسترنال را دربرمی گرفته و به بعضی همه اش رسیده و به برخی، بخشی از آن.

به نظر نمی‌رسد معامله بدی باشد. با اهدای این هدیه ناقابل(!) تا یک سال سکوت این گروه خریداری می‌شود اما واقعیت تلخ پیش روی مدیران سینمای ایران این است که زایش نیروهای رسانه‌ای خبره و البته بیزار از معامله ادامه دارد و همچنان بوده و هستند رسانه ها و روزنامه‌نگارانی که به این راحتی‌ها و با چنین معامله‌هایی حاضر نباشند چشم خود را بر گافهای مدیران سینما ببندند.

پی نوشت:

در ماجرای دورهمی روز خبرنگار سازمان سینمایی نباید یک نکته را ازنظر دور داشت و آن هم سعه صدر محمدرسول صادقی مدیر روابط عمومی سابق سازمان سینمایی و گروه اجرایی‌اش که تا آخرین روزهای حضور خویش در سازمان سینمایی نه تنها سعی نکردند با طبقه‌بندی رسانه ها به موافق و منتقد دسته‌بندی خاصی را میان آنها پیاده کنند بلکه به همه به یک چشم می‌نگریستند.

از قدیم گفته اند خوش بود گر محک تجربه آید به میان و مدیر روابط عمومی تازه سازمان سینمایی هم که علاقه زیادی هم به تصدی‌گری بولتن‌های جشنواره‌ای دارد و حتی اگر مدیر روابط عمومی فارابی باشد باز هم لذت انتشار بولتن جشنواره فیلم فجر را در هوا می‌قاپد(!) در چنین محاکاتی است که عیار واقعی خویش را عرضه می‌دارد.

ایشان که در سال گذشته به هنگام حضور در مقام روابط عمومی جشنواره کودک برای اعزام خبرنگار به این رویداد هم خودی و غیرخودی قائل شده بود یک بار دیگر نشان داد که همچنان با ایده‌های دو دهه پیش خود قصد مدیریت در دهه نود را دارد و شاید همین ماندن در نقطه‌ای دور در تاریخ باشد که باعث شده بارها ایرادات نگارشی در متن اخبار ارسالی توسط روابط عمومی تحت امر ایشان برای رسانه ها به چشم بخورد.