هابیل=قابیل؟/سریال «بدنام» و مساله‌ی زایمان در طبقه‌ی اشتباه !

سینماروزان/محمد شاکری: سریال«بدنام» محصول فیلیمو با نویسندگی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی‌حسینی این روزها در شبکه خانگی پیشتازی می‌کند؛ پیشتازی از این حیث که تقریبا از ابتدا تا حالا که به اواخر رسیده همچنان مخاطب خود را حفظ کرده و این حفظ مخاطب مرهون بازنمایی طبقات و آپارتاید طبقاتی است.

حامد عنقا که پیش از این آثار عامه‌پسند متعددی را در  تلویزیون و شبکه خانگی ارائه کرده است در «بدنام» همه‌‌ی نقاط قوت تنهایی لیلا و آقازاده را برداشته و کنارش و متاثر از اتفاقات این یکی دو سال اخیر، نموداری رسم کرده از حال و هوای اجتماع ایران.

«بدنام» جامعه را به دو بخش خوب-بد تقسیم نمی‌کند و همه را در نوسان از هابیل تا قابیل می‌بیند و نشان می‌دهد که چگونه هر طبقه، سرنوشت را به دلخواه خود می‌نویسد. در این جهان، ثروت فقط پول نیست؛ قدرت تعریف حقیقت است. آدم‌های فرادست حتی وقتی خطا می‌کنند، فرصت جبران دارند، اما فرودستان پیش از آنکه محکوم شوند، متهم‌اند. این همان نگاهی است که کمتر در سریال‌ها با چنین صراحتی دیده‌ایم.

جسارت سریال در این است که فقر را رمانتیک نمی‌کند. شخصیت‌های طبقه پایین قدیس نیستند و ثروتمندان هم کاریکاتور شرارت نیستند. هر دو قربانی مناسباتی هستند که سرمایه و قدرت را به مهم‌ترین ابزار تعیین‌کننده اخلاق تبدیل کرده است. همین آدم بودن شخصیت‌ها، «بدنام» را از دام شعارزدگی نجات می‌دهد.

نمایش خشونت پنهانِ طبقات مختلف به درستی در سریال جانمایی شده. خشونتی که همیشه با اسلحه یا فریاد اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی در یک تحقیر، یک قرارداد، یک نگاه از بالا یا حتی یک سکوت خلاصه می‌شود. «بدنام» نشان می‌دهد که نابرابری، پیش از آنکه اقتصادی باشد، فرهنگی و حتی روانی است؛ طبقه، حتی شیوه حرف زدن، عاشق شدن و رؤیا دیدن آدم‌ها را تعیین می‌کند.

سریال بدنام
سریال بدنام

بازی‌ها نیز در خدمت همین جهان‌بینی قرار گرفته‌اند. شخصیت‌ها بیش از آنکه دراماتیک باشند، نماینده یک موقعیت اجتماعی‌اند و همین باعث می‌شود مخاطب، به جای قضاوت افراد، ساختاری را ببیند که آن‌ها را به این نقطه رسانده است.

شاید مهم‌ترین موفقیت «بدنام» این باشد که از نگاه طبقاتی، ابزار شعار سیاسی نمی‌سازد؛ بلکه آن را به موتور درام تبدیل می‌کند. در این سریال، عشق نه ناجی است و نه ویرانگر؛ عشق فقط آخرین قربانی شکافی است که جامعه میان آدم‌ها کشیده است…

دیدیم که در قسمتهای سیزده و چهارده چگونه آن مقدمه چینی برای رهایی عاشقانه و لذت زدوبندهای پنهان و خیالبافی برای وصال در اوج، با آتشفشان قله‌ای روبرو شد که سالها بود خاموش مانده بود و بالاخره بالا آورد…

«بدنام» یادآوری می‌کند که در جامعه امروز، بدنامی همیشه نتیجه خطا نیست؛ گاهی نتیجه این است که در طبقه اشتباه به دنیا آمده‌ای. این همان گزاره تلخ و تکان‌دهنده‌ای است که سریال با کمترین ادعا و بیشترین تأثیر، دربرابر مخاطب می‌گذارد.

محمد شاکری روزنامه نگار و منتقد سینما
محمد شاکری روزنامه نگار و منتقد سینما

 




۱۲+۱= پایانِ سریال «بدنام»!؟

سینماروزان: سریال بدنام در قسمت سیزدهم خود نه تنها گرفتار نحسی نشد که یکی از کوبنده‌ترین اپیزودها را ارائه داد.

خبرگزاری باسابقه ایلنا در نقدی بر این سریال، قسمت سیزدهم را بهترین پایان بندی برای بخش اول داستان قلمداد کرد و پنج پیش‌بینی برای فینال سریال طرح کرد.

متن تحلیل ایلنا را بخوانید: 

قسمت ۱۳ بدنام را به راحتی می توان بهترین پایان بندی برای بخش اول داستان این سریال و بهترین قسمت سریال از نظر ریتم و تمپوی وقایع تا اینجا دانست. قسمتی که نه تنها چند سکانس حسی سنگین با اجراهای بسیار خوب بازیگرانش داشت بلکه حس ختام قابل قبولی برای اولین سوال ذهن مخاطب سریال بود که بالاخره یلدا و اسماعیل و ابراهیم چطور با هم مواجه می شوند و حالا داستان به شکلی است که هم مخاطب می داند چه شده و هم کل شخصیت ها. دیگر چیزی بر کسی پنهان نیست.

 

قسمت ۱۳ هیچ سکانس اضافه ای ندارد. با موسیقی خاص و متفاوتش کاملا بسته بندی شده و دقیق است. شیب رسیدن به لحظه ی انفجار که میشود مواجهه یلدا و اسماعیل و ابراهیم به درستی طی می شود و بعد از لحظه ی انفجار نیز بیخود مخاطب در شوک این مواجهه رها نمی شود. با سکانس های دعوای اسماعیل و یلدا و حلقه پرت کردن اسماعیل از یک طرف و دعوای عماد و ابراهیم که به جدایی حسی شیوا و عماد ختم می شود به مخاطب می گوید این تازه اول قصه است.

 

با اتفاقی که در قسمت ۱۳ افتاد احتمالا باید نیمه اول داستان را تمام شده و نیمه دوم را مختص انتخاب های هر کدام از شخصیت های اصلی قصه بدانیم.

حالا سوالات احتمالی مخاطبان چه خواهد بود. در قسمت اول سریال از یک طرف عماد خودکشی می کند و از طرفی اسماعیل و یلدا در دادگاه طلاقند، سر و وضع یلدا هم کاملا معمولی و خسته است. اسماعیل در دادگاه می فهمد که یلدا حامله است و با عصبانیت می گوید بچه حتی می تواند بچه پدر او باشد. احتمالا الان بهترین معنی این دو سکانس مشخص می شود. پس بدنام باید تکلیف چند چیز را معلوم کند در ادامه داستانش تا سوالات مخاطبانش را به درستی در انتها پاسخ داده باشد.

پنج پیش بینی برای فینال:

اول تکلیف آن بچه در شکم یلدا، سرنوشت بیماری یلدا و سرنوشت زندگی مشترکش با اسماعیل روشن شود. دوم اسماعیل باید سرنوشت رابطه با پدرش ابراهیم و زنش یلدا را بعد از همه این وقایع معلوم کند. سوم ابراهیم قرار است با یلدا و عماد چه کند و عماد با یلدا چه رفتاری خواهد داشت. چهارم در زندگی عماد چه رخ می دهد که خودش را می کشد و آیا میرافشار و دخترش شیوا از کاری که عماد با آن ها کرده می گذرند و پنجم سرنوشت معامله ای که پای همه شان گیر است چه می شود؟

 

«بدنام» تا اینجا با وجود یک سری انتقادات، اما به خوبی داستانش را روایت کرده و از نشانه ها مشخص است مخاطب خوبی هم پیدا کرده است. با این حال مخاطب از الان انتظار زیادی دارد تا ببیند مواجهه شخصیت ها با اتفاقاتی که برایشان افتاده به چه شکل خواهد بود. نیمه دوم داستان «بدنام» احتمالا انسانی تر و پر از اشک و آه خواهد بود مگر سازندگان قصد تغییر مسیر در حس قصه را داشته باشند که بعید است چنین ریسکی کرده باشند.

 




سریال «بدنام» رفع توقیف شد

سینماروزان/محمد شاکری: بالاخره و بعد از حدود یک ماه توقیف، مشکلات سریال بدنام حل شد و قسمت دوم سریال از طریق فیلیمو عرضه گشت و از همان دقایق ابتدایی عرضه با انبوه کامنت روبرو شده.

این سریال را احسان سجادی حسینی به تهیه‌کنندگی و نویسندگی حامد عنقا ساخته با بازی حسن پورشیرازی، امیر آقایی، سینا مهراد، ستایش رجایی نیا و…

سریال بدنام که یک ملودرام اجتماعی است داستان سوداگری هایی را به نمایش می‌گذارد که یک طرف آن ظاهرالصلاحان منافق هستند و طرف دیگر، ثروت‌اندوزان ابن‌الوقت.

قسمت اول سریال گرچه با واکنشهای مثبت مخاطبان روبرو شد اما برخی سوءتفاهمات شکل گرفته حول مضمون، اسباب توقیف سریال را رقم زد…

به تازگی قسمت دوم سریال در سبد پخش فیلیمو قرار گرفته و باید دید این سریال در ادامه میتواند بدون مشکل به کار خود ادامه دهد و رونق بیشتری به شبکه خانگی دهد؟

ادامه‌ی سریال بدنام(فیلیمو) بعد از سریالهای هفت(نماوا) و بی‌عاطفه(فیلمنت) و همزمان با عرضه سریالهای ۲۱(فیلمنت) و گل سنگ(شیدا)، ارائه شده تا رقابت میان سریال سازان را بیشتر کند.




چرا سریال «بدنام» توقیف شد؟ چرا خالق «بدنام» در کنداکتور جنگ رمضان است؟!

سینماروزان/حامد مظفری: سریال «بدنام» تازه‌ترین ملودرام حامد عنقا تنها پس از عرضه یک قسمت در فیلیمو گرفتار توقیف شد.

درباره‌ی توقیف سریال حرف و حدیث فراوان است و از همه مهمتر حضور یک بازاری زن‌باره در سریال-با بازی حسن پورشیرازی-!پرسوناژی که در ظاهر تابوشکنی قلمداد شده اما اتفاقا یکی از تیپ‌های تکرار شونده نه در سینما و تلویزیون بلکه در تاریخ هنرهای نمایشی ایران است و قدمتش به نمایش های تخته حوضی سالهای دور میرسد.

همان قدر که هَوَل بودن و هوسبازی تیپ بازاری در تخته حوضی، اسباب چوب زدن به این رفتار بوده و نه تقدیر، در بدنام هم قرار بوده این بوالهوسی به عنوان کرداری پلید، نهی شود.

به غیر از محمدرضا شریفی نیا که به کرات در آثار سینمایی-و از همه بیشتر دیده‌شده «دنیا»‌ی منوچهر مصیری- این تیپ را بازی کرد، یکی از چهار نقطه قوت کارنامه داریوش ارجمند-به غیر از ناخدا خورشید و مالک اشتر و حشمتِ ستایش- بازی در تیپ حاجی نقدی در فیلم سگ‌کشی بهرام بیضایی بود؛ یک دلال گور ظاهرا متشرع و باطنا هفت‌خط که حتی اجناس دلارزای خودش را نمی‌دید اما تا سر بالا آورد و گلرخ را دید، هوسبازی‌اش گل کرد و هم نمره‌ی شخصی‌اش را لو داد و هم آدرس باغچه‌ی پنهانی.

در همین صداوسیما ی جمهوری اسلامی، حسن فتحی سریالی به اسم «میوه ممنوعه» را ساخت متمرکز بر بوالهوسی پیرمردی بظاهر دیندار و متاهل.

از این مصادیق فراوان است و «بدنام» در نمایش تیپ ظاهرالصلاحان منافق، تابویی نشکسته. خط و ربط داستانی سریال علیه پشت پرده‌ی بیزنسمن‌های دنیادوستی است که برای دو همت بیشتر، همه چیزشان را به حراج میگذارند و اگر نشود این کژی‌ها را در سریال‌ها هم نقد کرد پس چه باید کرد؟

چرا سریال بدنام توقیف شد؟
چرا سریال بدنام توقیف شد؟

بدنام از نظر ساختار بصری اثری قابل تامل نشان داده و تعقیب و گریز خودرویی داخل اتوبان یا خودکشی از فراز برج- را به طبیعی‌ترین شکل ممکن و بالاتر از استانداردهای سینما و تلویزیون ایران به اجرا درآورده.

کیفیت بازی‌ها هم قابل اعتناست و در برهوت نبود بازیگر زن یک-به دلیل ممنوعیت‌های متعدد- اینکه ستایش رجایی‌نیا بعد از نقش مکمل در «غربت» به خوبی از پس نقش اول زن «بدنام» برمیاید، یعنی نوعی حساب‌شدگی در کشف و تحویل استعداد.

اینکه چنین سریال استانداردی توقیف میشود چندان به نفع کلیت صنعت هنرهای نمایشی ایران نیست‌ و فقط ریسک جاه‌طلبی را بالا میبرد و بقیه را به لاک تکرار می‌اندازد.

حامد عنقا تهیه‌کننده و طراح داستانی بدنام همین ایام جنگ رمضان روی آنتن صداوسیما بوده با فیلم «غریب»-درباره زندگی محمد بروجردی- که به غیر از شبکه های اصلی، مرتب از شبکه های استانی در حال پخش است و با اینکه تنها کار جنگی عنقا است ولی به‌مراتب بهتر از بسیاری آثار ارگانی.

عجبا که تازه‌ترین محصول این آدم-که اتفاقا خیلی زود علیه تجاوزگران به ایران موضع گرفت-توقیف میشود و آثار افرادی که همچنان وسط لحاف را ترجیح میدهند به موضع‌گیری له وطن خویش، بی یک پلان ممیزی در حال پخش از همین شبکه خانگی است…

 

 




رذل مفتخر با بازی امیر آقایی!/دوئل بر سر زنِ کین‌توز در سریال “بدنام” 

سینماروزان : نیما بحریِ سریال «آقازاده» ضد قهرمانی بدنام‌تر می‎شود؛ شخصیتی که هر رذالتی را برای خود افتخار می‌داند!

 

امیر آقایی، برنده سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر، یکی از نقش‌های اصلی سریال «بدنام» را ایفا می‌کند.

 

این سریال جدال دو مرد بر سر زنی انتقامجوست و امیر آقایی در آن مردی‌ست که هر رذالتی را برای خودش افتخار می‌داند و در تضاد با حسن پورشیرازی به شکلی امتداد نقش نوستالژیک خود در آقازاده را زنده می‌کند.

 

سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و کاری از حامد عنقا روایتی تازه از یک عشق حرام است که پیش از این «جان شیفته یلدا» نام داشت…

 

سریال بدنام با بازی امیر آقایی و حسن پورشیرازی
سریال بدنام با بازی امیر آقایی و حسن پورشیرازی




حسن پورشیرازی گرفتار عشقی حرام در سریال «بدنام»

سینماروزان: حسن پورشیرازی در تازه‌ترین نقش‌آفرینی خود، پس از موفقیت شگفت‌انگیز فیلم «پیر پسر» که علاوه بر تمجید منتقدان عنوان پر فروش‌ترین فیلم سال را هم به خود اختصاص داد، در نقشی متفاوت و ملتهب، عشقی ممنوع و حرام را در سریال خانگی «بدنام» به تصویر می‌کشد.

این بازیگر کهنه‌کار که با فیلم «پیرپسر» و نقش غلام باستانی نقطه عطف مهم دیگری در کارنامه‌اش رقم زد، حالا با وسواس بیشتر به پیشنهادات پاسخ می‌دهد؛ حضور در فیلم «عشق در انفرادی» مسعود کیمیایی و فیلم «زن و بچه» سعید روستایی از نشانه‌های آن است.

«بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و تهیه کنندگی حامد عنقا اولین سریالی است که پورشیرازی پس از درخشش و تحسین همه جانبه به خاطر نقش‌آفرینی در «پیرپسر» بازی کرده و همین به جذابیت سریال و اهمیت شخصیت او در این اثر ضریب می‌دهد.

این سریال که پیش از این با نام «جان شیفته یلدا» مطرح شده بود در روزهای پایانی تولید است و امیر آقایی، بازیگر سیمرغ گرفته سینمای ایران را هم در فهرست بازیگران خود دارد؛ او نیز سابقه همکاری با عنقا در سریال‌ جنجالی  «آقازاده» در نقش نیما بحری را دارد و اکنون نخستین همکاری خود با پورشیرازی را پس از «سرزمین مادری» پشت سر می‌گذارد. در سریال تبریزی او سکانس مشترکی با پورشیرازی نداشت.

سریال «بدنام» کاری از حامد عنقا که پیش از این در سریال پرحاشیه و پربیننده «تنهایی لیلا» با پورشیرازی همکاری کرده به کارگردانی احسان سجادی حسینی  است.




واعظ همان شمس‌الواعظین است؟؟/باز شدن پرونده مدیران روزنامه‌های توقیفی در #گناه_فرشته؟

سینماروزان: ورود کاراکتر واعظ به سریال گناه فرشته، شائبه های جدی شکل داده درباره شباهت او با ماشالله شمس الواعظین از روزنامه‌نگاران موسوم به اصلاح طلب که به جز مشارکت در تاسیس مجله کیان از موسسان روزنامه های جامعه، توس، نشاط و عصر آزادگان بود که همگی توقیف شدند.

در قسمت‌ چهارم سریال گناه فرشته به کارگردانی حامد عنقا، کاراکتری به نام محمود واعظ وجود دارد؛  شخصیتی که روزنامه‌نگاری قدیمی است و به خاطر گزارش‌های ضد جریان فساد اقتصادی و سیاسی در هزارتویی افتاده که او را از کار روزنامه‌نگاری برحذر داشته.

محمود واعظ در سریال به دنبال خروج از ایران است که با توطئه ‌ای به قتل می‌رسد و مرگ او خودکشی نشان داده می‌شود!

کارگردان‌ در این سریال سعی کرده تا حدودی به نشان دادن شرایط سخت کار روزنامه‌نگارانی بپردازد که نمی‌خواهند همرنگ جماعت شده و صرفا کپی‌پیست کنند بلکه دغدغه آگاهی‌ بخشی دارند و می‌خواهند ولو در حد یک قدم، رو به جلو بروند.

حامد عنقا کارگردان با گریم جاافتاده مهدی احمدی و تاکید بر پیپی که همیشه به همراه دارد، و انتخاب نام واعظ برای او به دنبال شباهت‌سازی بین زندگی حرفه‌ای ماشالله (محمود) شمس الواعظین و این کاراکتر بوده؟ قتل عجیب او در سریال نشانه چیست؟ آیا این تلنگری به موضوع قتل‌های زنجیره‌ای است؟؟

واعظ همان شمس‌الواعظین است؟؟/باز شدن پرونده مدیران روزنامه‌های توقیفی در #گناه_فرشته؟
واعظ همان شمس‌الواعظین است؟؟/باز شدن پرونده مدیران روزنامه‌های توقیفی در #گناه_فرشته؟

 




چَکِ اول عنقا!

سینماروزان/حامد مظفری: سریال سازی در شبکه خانگی تفاوتی با سریال سازی در تلویزیون ندارد، اگر سریال ساز حرفه ای در رأس کار باشد و بدبختی مبتلابه سال‌های اخیر هم تلویزیون و هم شبکه خانگی آن بود که گهگاه تصمیم گیرندگان حتی سریال‌سازان حرفه ای را نمی‌شناسند چه برسد که با آنها کار کنند.

سریال #گناه_فرشته اگر توانسته در همین ابتدا به قاعده “چک اول را محکم زد”، مخاطب را تشنه‌ی تماشا کند فقط و فقط به خاطر همان عقبه سریال سازی حامد عنقاست که زمانی می‌نوشت و بعدتر تولید می‌کرد و حالا، کارگردانی.

حامد عنقا لقمه را دور سرش نمی چرخاند و کاملا با اسلوب کلاسیک داستان‌گویی ارسطویی می‌نویسد و آغاز و میانه و پایان را حفظ می‌کند و ابایی هم ندارد که کارهایش عامه‌پسند تلقی شود و همین عامه‌پسند بودن است که از پدر تا آقازاده و اکنون گناه فرشته را دیدنی می‌کند وگرنه ملودرام های با خط و ربط جنایی و مایه های مهیج که هزاران بار تولید شده و باز هم می‌شود.

چک اول حامد عنقا در گناه فرشته
چک اول حامد عنقا در گناه فرشته

عنقا برای عامه می نویسد و می‌سازد و عامه هم بیش و کم سریال‌هایش را دوست دارند و حتی وقتی در حضیض رسانه ملی، سریالی کاملا فیلمفارسی‌طور مثل بر سر دوراهی را با حداقل‌ها ساخت باز سریالش عامه‌پسند شد و فقط در یک فقره چقدر درست از بازیگر فهیمی مثل حمید گودرزی-که خیلی‌ها تمام شده‌اش می‌دانستند- در جای خوب استفاده مطلوب کرد. همان طور که در گناه فرشته بعد از مدتها شاهد بازی های خوب از شهاب حسینی و لادن مستوفی هستیم که بسیاری آنها را غرق تکرار می‌دانستند؛ متن کلاسه شده، بازیگران باتجربه مثل مهدی سلطانی و فخرالدین صدیق شریف را هم سر ذوق آورده که خرق عادت پیشه کنند…

سریال گناه فرشته ملودرامی است که هم به کرایم(جنایی) و هم تریلر(مهیج) پهلو می‌زند ولی ذاتی سنتی دارد و هوشمندانه نزاع‌های زناشویی ایرانیان گرفتار در میان دیده‌های شرق و شنیده‌های غرب را به سُسی مطلوب برای خوش طعم کردن فضاهای زمخت جنایت بدل کرده و اینها ریشه دارد در آن سنت عامه‌پسندی که از شاپور آرین نژاد و رجبعلی اعتمادی و ارونقی کرمانی تا فهیمه رحیمی و نسرین ثامنی و… در آن محصول خلق کردند.

عنقا چک اول را در گناه فرشته محکم زده و هدف گذاری اش در تولید سریال عامه‌پسند استاندارد-تاکید میکنیم سریال عامه پسند نه مثلا فیلم شبه‌آوانگارد و هنروتجربه‌نمایی- با حمایت فیلیمو به هدف نشسته و البته تجربیات ژورنالیستی‌ عنقا هم باعث شده هم در متن و هم در حاشیه اثر، خیلی خوب مهره‌ها را بازی دهد؛ درست مثل دوران سردبیری اش در صبا که با شناخت قبلی از افراد، آنها را فقط مسئول کاری می‌کرد که بلدند و با جدیت هم پشت آنها بود. او می‌خواست یک روزنامه عامه‌پسند استاندارد ارائه کند و تا بود، آبرودار بود و حالا هم تلاش میکند سریال‌های عامه‌پسندش از بی‌آبرویی بری باشند.




در آستانه پخش/لوگوی «گناه فرشته» رونمایی شد

سینماروزان/مهدی فلاح: در آستانه پخش سریال «گناه فرشته» به نویسندگی و کارگردانی حامد عنقا، از لوگوی این سریال رونمایی شد.

 

لوگوی «گناه فرشته» توسط مهدی میرباقری گرافیست و نقاش مدرنیست مطرح کشور که پیش از این لوگو «آقازاده» را نیز طراحی کرده بود، آماده شده است.

 

نشان نوشته سریال در قالب تایپوگرافی نستعلیق طراحی شده و به سادگی با یک رد خون غلیظ به اتفاقاتی که خواهید دید اشاره دارد.

 

میرباقری طراح گرافیک و مدیر هنری تبلیغات سریال‌های «آقازاده»، «جیران»…. و مدیر هنری و تبلیغات سه دوره جشنواره فیلم فجر، فیلم سلامت، فیلم تصویر دهم و … بوده است.

 

«گناه فرشته» به کارگردانی حامد عنقا یک ملودرام اجتماعی است که از جمعه ۱ دی ماه ساعت ۸ به صورت اختصاصی از فیلیمو پخش خواهد شد.




#حامد_عنقا تهیه‌کننده #غریب در گفتگویی تفصیلی اظهار داشت: می‌خواستم #رادیوسیتی را بسازم که پیشنهاد تولید #غریب مطرح شد!/شرطم برای تولید این فیلم حضور بابک حمیدیان بود!/بابک حمیدیان می‌گفت هر وقت از بزرگراه کردستان رد می‌شوم می‌گویم کی میشود نقش بروجردی را بازی کنم!/در نگارش فیلمنامه به تمام اسناد مکتوب و شفاهی توجه کردیم حتی به نامه‌های حزب‌های کومله و دموکرات!/ به اختلافات درون‌گروهی نیروهای نظامی در آن مقطع پرداختم؛ نمونه‌اش درگیری بابک حمیدیان و رحیم نوروزی!/ درگیری رحیم نوروزی و بابک حمیدیان، می‌تواند یک فیلم مستقل باشد ولی اینکه قابل پخش باشد یا نه، معلوم نیست!/کاراکتر فرهاد قائمیان می‌تواند سوژه چند فیلم سینمایی و راوی دردهای فروخورده بسیاری از ارتشی‌های وطن‌پرست باشد/روزنامه‌های آن روزها را ببینید؛ حرف‌های تند و انقلابی را بیشتر در روزنامه بنی‌صدر می‌خوانید یا روزنامه حزب جمهوری؟/ شعارهای بگیرید و اعدام کنید و مصادره کنید، بیشتر در روزنامه‌های مجاهدین خلق و حزب توده بوده یا روزنامه‌های بچه‌های انقلابی؟/ارتش زیر فشار همین گروه‌های چپ تندروی مارکسیست تضعیف شد!/خیلی از کسانی که امروز ادعای انقلابی‌گری دارند، هیچ ادراکی از آنچه بر انقلابی‌های دهه ۶۰ گذشته، ندارند!/خیلی از این‌ها حتی یک بار صحیفه امام (ره) را نخوانده‌اند!/همه حرف همان است که بروجردی گفت؛ باید ببخشیم تا بتوانیم زندگی کنیم!/ همین امروز مگر همان‌هایی که تا چند روز پیش علیه یکدیگر در خیابان شعار می‌دادند، چاره‌ای دارند جز اینکه که کنار یکدیگر زندگی کنند؟؟

سینماروزان/محمد صابری: روزهای خانه‌نشینی به دلیل همه گیری کرونا و نیز بیماری مضاعف، مشغول نگارش داستانی به نام «رادیوسیتی» بودم. یک روز احسان محمدحسنی رئیس سازمان اوج برای احوال‌پرسی تماس گرفت و گفت حالا که خانه هستی، اگر چند کتاب بفرستم، می‌خوانی؟ کتاب‌ها را فرستاد که از میان آنها یکی درباره شهید محمد بروجردی بود و قبلاً نسخه‌ای از آن را خوانده بودم…

 

حامد عنقا تهیه‌کننده و نویسنده فیلم غریب با بیان مطلب فوق به خبرگزاری مهر گفت: تصادف جذاب آن مربوط به داستان #رادیوسیتی است که اشاره کردم در حال نوشتن آن بودم و مربوط به سال‌های ۵۶ تا ۵۸ و وقایعی که از تهران سال ۵۶ شروع می‌شد تا روزگار بازگشت شهید چمران به ایران بعد از اتفاقات مربوط به مفقود شدن امام موسی صدر در لیبی و… می‌شد. در یکی از بخش‌های قصه، شخصیت اصلی که قصد خروج پنهانی از مرز دارد تا خود را به لبنان برساند، یک شب را در خانه‌ای اقامت می‌کرد که کسانی مانند محسن آرمین و محمد بروجردی و… از اعضای گروه «صف»، در آن مستقر بودند و در داستان ماجراهایی داشته‌اند.

 

حامد عنقا بیان داشت: فیلمنامه «غریب» را وام‌دار و اقتباس از کتاب خاصی نمی‌توان دانست؛ بلکه ته نشین شده همه کتاب‌ها، اسناد و گزارش‌ها در ذهن من است. یک شرط هم گذاشتم. گفتم اگر بابک حمیدیان قبول کرد این نقش را بازی کند، وارد کار می‌شوم وگرنه بماند برای وقت مناسب. موضوع را با بابک مطرح کردم؛ بلافاصله پذیرفت و دست داد. حتی گفتم طول می‌کشد فیلمنامه را بنویسم. اما گفت هر زمان شرایط تولید فراهم باشد، من هستم. بابک گفت هر وقت از بزرگراه کردستان رد می‌شوم و تصویر محمد بروجردی را می‌بینم، با خودم می‌گویم کی می‌شود نقش او را بازی کنم. شباهت زیادی هم در ظاهر با او دارد. 

 

عنقا ادامه داد: در نگارش فیلمنامه «غریب» علاوه بر کتاب‌های منتشر شده، به تمام اسناد مکتوب و شفاهی، روزنامه‌ها، آدم‌ها و… توجه کردیم. حتی به نامه‌های سال‌های ۵۷ تا ۶۰ مربوط به حزب‌های کومله و دموکرات هم رجوع کردیم. در برخی از این اسناد حتی با عباراتی توهین‌آمیز به محمد بروجردی اشاره شده است. این خیلی مهم است که بتوانید شخصیت را از چند زاویه ببینید.

 

عنقا با اشاره به ظهور زودهنگام بروجردی اظهار داشت: معتقدم محمد بروجردی، ۴۰ سال برای این مملکت زود بود! این غریزه و این حس شناخت سرشتی که در او بود. او درس آموخته سیاسی نبود، هرچند در مقطعی علاوه بر علاقه به امام به حضور کسی مثل جناب بهاءالدینی رسیده و به خواندن مولوی و وحشی بافقی عادت دارد و اینها بر منش فرد اثر دارد.

 

وی درباره سختی‌های روايت تمام واقعیت در #غریب گفت: فیلم حتی به اختلاف درون‌گروهی نیروهای نظامی در آن مقطع که کم هم نبوده، نپرداخته و تنها اشاره‌هایی کوتاه داشته است. چند دیالوگ ابتدایی میان رحیم نوروزی و بابک حمیدیان، می‌تواند یک فیلم مستقل باشد. اینکه اگر آن فیلم را بسازیم؛ قابل پخش هست یا نه، نکته دیگری است! ولی نپرداختم چون نمی‌خواستم چیزی حرف و مفهوم اصلی که شمایل خود محمد است، تحت تاثیر قرار دهد. هر چند چه بسا پرداختن به آنها جنجالی‌تر و پر سر و صداتر بود…شرمنده‌ام که در فیلم «غریب» نتوانسته‌ام بیش از این به شهید ایرج نصرت‌زاد(با بازی فرهاد قائمیان)بپردازم. همین کاراکتر می‌تواند سوژه چند فیلم سینمایی و راوی دردهای فروخورده بسیاری از ارتشی‌های وطن‌پرست باشد. گاه قضاوت‌ها و رفتارها با ارتشی‌هایی که واقعاً سرباز وطن بودند و شهید شدند، دل آدم را به درد می‌آورد.

 

وی ادامه داد: روزنامه‌های آن روزها را ببینید؛ حرف‌های تند و انقلابی را بیشتر در روزنامه «انقلاب اسلامی» بنی‌صدر می‌خوانید یا در روزنامه «جمهوری اسلامی» که متعلق به حزب جمهوری اسلامی بود؟ شعارهای بگیرید و اعدام کنید و مصادره کنید، بیشتر در روزنامه‌های مجاهدین خلق و حزب توده بوده یا روزنامه‌های بچه‌های انقلابی؟ ارتش زیر فشار همین گروه‌های چپ تندروی مارکسیست تضعیف شد.

 

حامد عنقا درباره برخی نقدهای افراطی علیه #غریب بیان داشت: خیلی از کسانی که امروز ادعای انقلابی‌گری دارند، هیچ ادراکی از آنچه بر انقلابی‌های دهه ۶۰ گذشته، ندارند. یا همیشه از دور مشغول نقد و حرف بوده‌اند که خب هزینه‌ای هم ندارد. اجازه بدهید محکم‌تر بگویم؛ خیلی از این‌ها حتی یک بار از ابتدا تا انتهای صحیفه حضرت امام (ره) را نخوانده‌اند. البته این حرف به این معنا نیست که در سال‌های جنگ، آدم‌های رادیکال نداشته‌ایم. خیلی هم داشته‌ایم. رادیکال‌های آن زمان همان‌هایی بودند که وقتی محمد بروجردی داشت با کومله می‌جنگید، در تهران دنبال اثبات التقاطی بودن محمد بروجردی بودند. آخر سر هم آنقدر گفتند سیاسی است و گرایش‌های فلان دارد که بروجردی خسته شد و رفت. البته درست‌ترش این است که بگوییم نرفت، بلکه راهی‌اش کردند! کما اینکه او از اولین کسانی بود که از گروه سیاسی اش در ابتدای انقلاب خارج شد و لباس نظامی پوشید.

حامد عنقا: خیلی از مدعيان انقلابی‌گری، صحیفه امام(ره) را هم نخوانده‌اند
حامد عنقا: خیلی از مدعيان انقلابی‌گری، صحیفه امام(ره) را هم نخوانده‌اند

حامد عنقا درباره فرازمانی بودن برخی دیالوگهای فیلمش گفت: یکی از دوستان از بی‌حجابی‌ها و شرایط دختران جامعه گلایه می‌کرد، از او پرسیدم میانگین سن این دخترها چقدر است؟ گفت ۲۰ تا ۳۰ سال. گفتم همه را خودتان در مدارس و دانشگاه‌ها تربیت کردید. اتفاقاً همین دوست سال‌ها معاون وزیر بود و در حوزه‌های فرهنگی مسولیت‌هایی داشته است. شما فکر می‌کنید محمد بروجردی و محمد جهان‌آرا و امثال آن‌ها ناگهان و در سال‌های جنگ متولد شدند؟ مصطفی چمران در لابراتور بل آمریکا سرگرم زندگی‌اش بود، اما آمد و در دهلاویه شهید شد. این‌ها تربیتی داشتند که سلوک شان #شناختی بود. خیلی از بازمانده‌های این نسل هنوز چنین‌اند و دل شان برای کشور می‌تپد. اما آن‌ها را در حال شعار دادن نمی‌بینیم.

 

وی تأکید کرد: همه حرف این است که وقتی شهید بروجردی می‌خواهد بچه سیروان را به کژال برگرداند، می‌گوید گرچه فراموش نمی‌کنیم، اما چاره‌ای هم نداریم جز اینکه ببخشیم و کنار هم زندگی کنیم. می‌گوید باید ببخشیم تا بتوانیم زندگی کنیم. همین امروز مگر همان‌هایی که تا چند روز پیش علیه یکدیگر در خیابان شعار می‌دادند، چاره‌ای دارند جز اینکه که کنار یکدیگر زندگی کنند؟




محمدحسین لطیفی کارگردان #غریب اظهار داشت: قرار بود #غریب سریال باشد/بنا بود شرایط خوبی برای تولید وجود داشته باشد ولی نشد!/به لحاظ تامین امنیت نتوانستیم آن طور که باید کار کنیم!/اجازه شلیک تیر مشقی هم نداشتیم!!/حتی نمی‌توانستم یک فشنگ جابجا کنم!/دو جیپ داشتیم که هر دقیقه خراب بود!/به دنبال پاستوریزه کردن شهدا نبودیم!/می‌خواستیم شهید بروجردی را یک آدم زمینی نشان دهیم!/ملزم نبودیم فیلم را به جشنواره دهیم اما پنج شب قبل از جشنواره…/گرفتن جایزه از جشنواره، افتخار نیست!/از هیأت داوران فجر نمی‌گذرم چون در حق بابک حمیدیان بی‌انصافی کردند!!/اینکه به بابک سیمرغ ندادند اشکالی ندارد ولی چرا او حتی کاندید نشد؟؟/بابک گاهی در طول روز سیزده ساعت کار می‌کرد!/ #شریفی‌نیا با سیاست تلاش داشت که بابک لااقل کاندیدا شود ولی کودکی برخی دیگر از اعضای هیأت داوران، مانع شد!!/بارها پیشنهاد داوری فجر را داشتم ولی نپذیرفتم!/اگر سینما را یک #قمارخانه فرض کنید من با پنج هزارتومان وارد شدم و ممکن است با همان پنج تومان بیرون بروم…

سینماروزان/مجتبی احمدی: گرفتن جایزه از جشنواره گاهی وقت ها افتخار نیست و یک سری اتفاق پشت پرده می‌افتد و از سویی خیلی وقتها واقعا جوایز به شکل شایسته‌ای تقسیم نمی‌شود و این برای من مهم بود که بدانم چرا در آن سال جایزه گرفتم!

محمدحسین لطیفی کارگردان #فیلم_غریب که با حمایت نورتابان و اوج تولید شده با بیان مطلب فوق به برنا گفت: با حامد عنقا قرار کار دیگری را داشتیم ولی او می‌گوید بیا این کار را بسازیم که اول قرار بود سریال باشد. سریالی که اسمش شاید اسم کتاب بود شاید غربت یا چیز دیگر؛ در نهایت به این تصمیم رسیدم که ابتدا سینمایی اش را بسازیم قرار شد خود حامد عنقا فیلمنامه اش را بنویسد پس کار شروع شد و هدف این بود که بعد از سالها اگر من برگردم به این حیطه شرایط خوبی برای تولید برای من وجود داشته باشد که وجود داشت! البته راستش را بخواهید  می‌خواست وجود داشته باشد ولی نشد! شرایط اجتماعی کشور طوری بود که باعث شد که ما به لحاظ تامین امنیت نتوانیم آن طور که باید کار کنیم.

لطیفی ادامه داد: من داخل پادگان کار می کردم و حق شلیک مشقی هم نداشتم چرا که ممکن است آنهایی که بیرون هستند شک کنند داخل پادگان درگیری شده! من حتی نمی‌توانستم یک فشنگ جابجا کنم و در این شرایط ۲۵ روز کار ما خوابید. خیلی‌ها می‌گویند که چقدر طولانی شد، نه طولانی نشد این کار که خیلی سخت بود. بالغ بر ۱۶۰ دقیقه مونتاژ اولیه این فیلم است که از لحاظ تایمی ما باید در طول چهار یا پنج ماه کار می‌کردیم  یا مثل خیلی ها این کار هم می‌توانست نزدیک به دوازده ماه طول بکشد. به نظرم این کار در یک شرایط استاندارد به لحاظ زمانی ساخته شد هر چند که با شرایط جوی و زمانی متفاوتی روبرو بودیم. ما دو جیپ داشتیم که هر دقیقه هم خراب بود ، دو تا نیسان دو اف (تو اف)داشتیم که آن هم خراب بود و …

لطیفی درباره حضور در جشنواره فجر۴۱ گفت: ملزم نبودیم که فیلم را به جشنواره بدهیم تا این که پنج شب قبل از جشنواره دو نفر آدم خودشان را ملزم کردند که حالا که اینگونه شد باید کار به جشنواره برسد. قاعدتا از حضور در جشنواره پشیمان نیستم ولی خوب می دانم که اگر زمان کافی برای تدوین،  موسیقی و…  داشتم حتما ماجرا متفاوت بود. باور کنید من زمان کمی در اختیار داشتم و بچه ها پرفشار کار می‌کردند و این می توانست یک مقداری روی کیفیت کار موثر باشد.

کارگردان #غریب درباره تمرکز بر کاراکترهای خاکستری فیلم گفت: به دنبال ادای دیالوگ و رفتارهای روز بودم تا کار قابل لمس از کار در بیاید چون افراد را در آن دوره خوب می شناسم به دنبال این نبودم که فقط قهرمان سپید کار برای تماشاگر قابل لمس شود. ما وقتی که شهداء را تا این حد پاستوریزه می کنیم  در واقع آنها را از مخاطبمان دور می کنیم یعنی گویی آنها و آن زمان آدمهایی بودند که آسمانی بودند و ما امروز زمینی هستیم. در رفتار و نوع پوشش و برخوردها تلاش داشتیم که قهرمان ما زمینی باشد و رفتاری نکند که از او قابل باور نباشد و می‌خواستیم شهیدبروجردی را یک آدم زمینی نشان دهیم.

لطیفی پیرامون داوری در جشنواره فجر۴۱ گفت: این  که حق من خورده شده یا خیر موضوع نمی تواند باشد چون نمی خواهم راجع به آن صحبت کنم ولی راجع به بازیگران همیشه حساس هستم مثل یک مادر، چون  بسیار بی انصافی کردند در ارتباط با بابک و بابت این مسئله از هیات داوران نمی‌گذرم. اینکه به بابک سیمرغ ندادند اشکالی ندارد ولی چرا او حتی کاندید نشد؟ بابک گاهی در طول روز سیزده ساعت کار می کرد و این برای بازیگر سخت است. میدانم رضا شریفی نیا-از هیأت داوران فجر۴۱- با سیاست زیادی که دارد خیلی  هم جنگیده! و تلاش داشته است که با این سیاست کمک دهنده اش بابک حداقل در مقام کاندید دیده شود اما  ترکیب هیات داوران آن قدر حس شان قویتر بوده که حاضر به این سیاست هم نشدند ، کودکی آدم گاهی بیرون می‌زند و می گوید گردنم هم برود باید این گونه شود. 

لطیفی با اشاره به سختی‌های داوری گفت: بارها گفتند چرا محمدحسین لطیفی تو داور نمی شوی؟ می‌گویم نمیخواهم! یک بار هیات انتخاب ایستادم بس است، داوری کار من نیست! چون باید پاسخگو باشم و قرار نیست مثل یک میهمانی همه چیز را بین یکدیگر تقسیم کنیم و برود چون این اتفاق یک ماجرای کاملا تخصصی است و حتی اگر سلیقه ای هم در میان باشد باید با تخصص اتفاق بیفتد. از هیات داوران فجر۴۱ میخواهم این کلاه را از سر برداریم و  جلوی خود بگذاریم و قاضی کنیم اگر انصاف داشتی شب آرام بخواب و اگر انصاف نداشتی عذرخواهی کن ، جای دوری نمی رود.

این کارگردان درباره تجربه ساخت آثاری در ژانرهای مختلف بیان داشت: زمان سریال وفا دوستی از من پرسید، شما نترسیدید بعد از موفقیت سریال «وفا» به سراغ موقعیت متفاوتی رفتید؟ آن زمان گفتم اگر سینما را یک قمارخانه فرض کنید من با پنج هزارتومان وارد شدم امشب و الان پنجاه میلیون تومان بردم و صبح  ممکن است با همان پنج تومان بیرون بروم. اگر بترسم نمی توانم جلو بروم. و این ترس را اول کنار می‌گذارم و پیش می روم… 

 

محمدحسین لطیفی و روایت تولید فیلم غریب
محمدحسین لطیفی و روایت تولید فیلم غریب

 

 

 




در آستانه اکران نوروزی، پوستر #فیلم_غریب رونمایی شد!+عکس

سینماروزان/کیوان بهارلویی: در آستانه اکران فیلم سینمایی «غریب» به عنوان یکی از فیلم‌های اکران نوروزی، از پوستر این اثر رونمایی شد.

«غریب» به کارگردانی محمد حسین لطیفی محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که مقطعی از زندگی شهید محمد بروجردی را روایت می کند.

این فیلم که از چهارشنبه ۲۴ اسفند اکران خود را آغاز می‌کند، علاوه بر دریافت بیشترین تعداد جایزه در جشنواره فیلم فجر، به عنوان بهترین فیلم جشنواره مقاومت نیز شناخته شد.

در خلاصه داستان «غریب» آمده است: سال ۱۳۵۸ با بالا گرفتن اختلافات گروه‌های مسلح سیاسی از جمله کومله و دموکرات و… . شهید محمد بروجردی  به همراه اندکی از همرزمانش، برای سامان دادن به اوضاع و رسیدگی به شرایط مردم راهی غرب کشور شدند. اوضاع نابسامان و اوج گیری دسته بندی ها شرایط را برای فرمانده جوان منطقه غرب پیچیده‌تر کرد. تنها یک جرقه برای انفجار کافی بود … .

عوامل فیلم سینمایی «غریب» عبارتند از کارگردان: محمد حسین لطیفی، بازیگران: بابک حمیدیان، مهران احمدی، رحیم نوروزی، هژیر سام احمدی، پردیس پور عابدینی، محمد رسول صفری، سام کبودوند، حسام محمودی، مجید اسماعیلی و فرهاد قائمیان با حضور افتخاری: جعفر دهقان، سامیه لک، سمیرا کریمی و محمد بروجردی. مدیر فیلمبرداری: عبدالله عبدی نسب، مدیر هنری: محمد رضا شجاعی، مجری طرح: افشین قلی پور، تدوین: میثم مولایی، طراح چهره پردازی: شهرام خلج، برنامه ریز و سرپرست گروه کارگردانی: احسان سجادی حسینی، صدابردار: امیر پرتو زاده، طراحی و ترکیب صدا:حسین ابوالصدق، مدیر تولید: عباس دقاقی، پشتیبانی تولید: سید علی اسلامی، موسیقی: حامد عابدی، دستیار یک کارگردان: هانیه بساتینی، منشی صحنه: زهرا تحقیقی، طراح صحنه: رامین بدخشانفر، طراح لباس: بهزاد آقا بیگی، جلوه های ویژه بصری: امیر ولی خانی، جلوه های ویژه میدانی: حمید رسولیان، مدیر تدارکات: شهرام شفیعی، عکاس: آرش شاه محمدی، فیلمبردار پشت صحنه: پیمان داداش زاده، مدیر روابط عمومی: مریم عرفانیان و تهیه کننده و فیلمنامه نویس: حامد عنقا.

پوستر فیلم غریب
پوستر فیلم غریب




#غریب(محمدحسین لطیفی/حامد عنقا)؛ دیوارنگاره‌ی پرشعار

سینماروزان/حامد مظفری:

+همراهی نورتابان بنیاد با اوج

-آغاز با شعار و ادامه با شعار…

-زمان می‌برد تا گریم بروجردی بنشیند بر بابک و آن خنده های گاه و بیگاه دندان‌نمای بابک در ابتدا. .. برادرجان! این همان بروجردی است که ساواک با آن همه اهن و تلپ به گردش نرسید؟

-آن خلوت عاشقانه با همسر و اناربازی چه می‌گوید آن وسط؟!

+دوربین رام و اهلی و بیشتر تلویزیونی مناسب یک سریال ملودرام

+وسواس در قاب بندی و رنگ آمیزی ملون حتی در نماهای تلخ و کنارش ورود فت و فراوان بازیگر و هنرور و کنترل مناسب همه مرهون تهیه‌کننده ای است با سابقه تولید سریالهای پاپیولار. کاش یک کارگردان انرژیک کنار تهیه‌کننده بود تا به اندازه وسواس تولید، دقت در دکوپاژ را می‌دیدیم.

-شمایل مهران احمدی در قامت کرد تجزیه‌طلب چقدر شبیه احمد نجفی شده در #شور_شیرین! نه اینکه بازی مهران بد باشد که اتفاقا بهترین بازی‌ را دارد به‌خصوص در نماهای انتهایی.

-یکی از تم ها؟ همان ارتشی تلخ و عبوث کنار سپاهی مهربان لبخند به لب! متاسفانه برای این ارتشی داستان مجزا خلق نکرده و تیپی است که هست و هست و هست و…

-چقدر حرف می‌زنند؟ هم سمت بروجردی و هم سمت تجزیه طلبان! در نیمه ابتدایی مدام دورهمی و حرف های پرشعار می‌بینیم، شعارهایی گاه خیلی زیبا مثل #کرد_مهمه!

-شعار پشت شعار، انگار دیالوگ‌ها را برای دیوارنویسی نگاشته‌اند و نه روایت داستانی پرتعلیق!

+بعد از یک ساعت بالاخره زدوخورد م‌ی‌بینیم و تزریق مقداری هیجان

-جمع بازیگران فعال در پروژه های ارگانی جمع است؛ از بابک حمیدیان تا فرهاد قائمیان و رحیم نوروزی و…

-معمولا برای نفوذ در جرياني خاص باید همشکل آنها شد ولی اینجا با کاپشن جین و عینکی دودی و بلوز قرمز که نخودش کرده در شوربا به دل کردها میزند

-لهجه های کردی چرا ول میشود؟ از پردیس تا نوید و…! فقط مهران احمدی و بازیگران کرد هستند که لهجه را حفظ می‌کنند.

+خیلی جلوتر از سرهنگ‌ثریا و شماره ده و لااقل مقادیری خرج کرده برای فضاسازی.

+غلبه نوعی احساسات گرایی بر همه کاراکترها حتی در دل طوفان حوادث، مناسب برای تلویزیون ولی -نامناسب برای یک اکشن جنگی! آن غلبه عشق بر آرمان در دل تجزیه طلبان، انگ یک ملودرام درجه یک است.
تا دلتان بخواهد هلی کوپتر دارد و تانک و توپ ولی با فرود و فراز هلی کوپتر که نمیتوان تریلر ساخت؟ عجیب هم نیست تهیه‌کننده در ملودرام تبحر دارد پس تجربه کارگردان و روز سوم چه شد؟

+چند سکانس درگیری خیابانی شسته رفته در بخش انتهایی! چه می‌شد از آن سانتی مانتالیزم ابتدایی کم می‌کردی تا زودتر وارد همین درگیری‌ها شویم؟ این ارگان چه اصراری دارد به نسخه های طولانی از فیلمها؟ چرا دور نمی‌ریزند راش‌های اضافی را؟

+پر از تیر و ترکش و انفجار و گلوله و کلت و تفنگ و سوپرمن‌بازی ولی نمی‌دانیم چرا قهرمان، سمپاتیک نمی‌شود و نمی‌توان با او ارتباط گرفت؟ چرا؟ -چون زیادی خوب است و در نیمه ابتدایی بسیار شعار میدهد

-آن متلک انتهایی به بنی صدر! خاطرات پاریس و…

سکانس
–مواجهه نزدیک بروجردی و سرکرده تجزیه طلبان با دوئل غضب‌آلود مهران احمدی-بابک حمیدیان

پرسش؟
–چه نیازی بود برای نقش اصلی، بازیگر چهره بیاورید؟ وقتی تجربه موفق فیلم احمد متوسلیان را دارید چرا همان الگو را با تکنیسین‌هایش ادامه ندادید؟ هادی حجازی‌فر به درستی این الگو را ادامه داد و موقعیت مهدی خلق شد و حیف که اینجا گرفتار چهره‌ای شده‌اند که خودش هم درک نکرده کاراکتر را؟

-وقتی زنجیره برای ربط داستانک‌های متعدد نداری چرا ساختار را اپیزودیک نکردی؟

–کجاست وجهه اجتماعی بروجردی و تلاش‌هایی که برای ارتقای معیشت کردها انجام داد؟ چرا اندکی بر خدمات اجتماعی بروجردی تمرکز نکرده؟

مانیفست پسامهسا؟

–آنجا که بروجردی جلوی اجبار به بیداری جماعت برای نماز را گرفته و می‌گوید بگذار جماعت بخوابند، شاید بخواهند دیرتر نماز بخوانند

-‌ آنجا که کم سن و سالها را از زندان آزاد کرده و می‌گوید بچه جاش تو زندانه؟

فیلم غریب
فیلم غریب




تحقق آرزوی بابک!

سینماروزان:: بابک حمیدیان سال ۹۵ در اکران خصوصی فیلم «ایستاده در غبار» گفته بود شیفته شخصیت شهید محمد بروجردی است و آرزو کرد نقش این شهید را بازی کند.

 

حالا او ایفاگر نقش شهید محمد بروجردی در فیلمی به کارگردانی محمد حسین لطیفی است، گویا آرزوی او رنگ واقعیت دیده.

 

حمیدیان گفته بود:« من با کتاب «مسیح کردستان» که جمال شورجه به من داده بود عاشق شهید بروجردی شدم که قرار بود نقشش را بازی کنم و بعد از فیلم «مزرعه پدری» که رسول ملاقلی‌پور ساخته بود و من را گشتاپو صدا می‌کرد، بیشتر شیفته زندگی این شهدا شدم.»

 

فیلم سینمایی شهید بروجردی به تازگی وارد مرحله فیلمبرداری شده است و در جشنواره فجر امسال از آن رونمایی خواهد شد.

 

بابک حمیدیان پیش از این بازی در فیلم‌های دفاع مقدسی را تجربه کرده است؛ از جمله «مزرعه پدری»، «چ»، «۵۰ قدم آخر»، «سرو زیر آب» و «طبل بزرگ زیر پای چپ». او همچنین طی دو دهه فعالیت در سینما موفق به دریافت جوایز مختلف شده است. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل جشنواره فجر برای «چ» و «روز رستاخیز»، تندیس نقش مکمل برای «ریسمان باز» از جشن خانه سینما، دو تندیس بهترین بازیگر نقش مکمل برای «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» و «چ» از جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران به همراه جایزه بهترین بازیگر مرد برای «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» و «چ» از جشن حافظ، برخی از افتخارات حمیدیان هستند.

 

فیلم شهید محمد بروجردی با عنوان #غریب به تهیه کنندگی #حامد_عنقا محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است که فیلمنامه آن بر اساس منابع مستند و پژوهشی مختلف همچون کتاب «محمد؛ مسیح کردستان» اثر نصرت الله محمودزاده و دیگر اسناد تازه یافته، نوشته شده است.

بابک حمیدیان در فیلم غریب ایفاگر شهید محمد بروجردی خواهد بود
بابک حمیدیان در فیلم غریب ایفاگر شهید محمد بروجردی خواهد بود

 

 




راه‌اندازی مرکز سیمرغ برای #عنقا؟؟

سینماروزان: در حالی مینی سریال «ترور» به عنوان اولین تولید مرکز سیمرغ معرفی شده که تهیه کنندگی آن را حامد عنقا برعهده دارد.

عنقا در سال‌های اخیر تولید سریال‌هایی پرحاشیه همچون پدر و آقازاده را برعهده داشته که از تلویزیون تا شبکه خانگی را دربرگرفته.

مرکز سیمرغ اخیرا از سوی محسن برمهانی معاون سیما راه اندازی شده با هدف اسمی افزایش توان تولیدی رسانه ملی در گونه‌هاى متنوع و مغفول نمایشی از جمله مجموعه‌های سیتکام و تله‌تئاتر. مدیریت مرکز سیمرغ را مجید اکبرشاهی مدیر موسسه تصویرشهر برعهده گرفته.

اینکه اولین پروژه مرکز سیمرغ به عنقا می‌رسد، فقط تصادفی است یا یک مجموعه را به خاطر این پروژه خاص راه انداخته و نام آن را هم بر اساس معنای لفظی عنقا- که همان سیمرغ است-تعریف می کنند؟!  آیا تهیه کننده «آقازاده» صاحب چنین نفوذ و قدرتی در تلویزیون شده است؟

عنقا تصمیم داشته مینی سریال «ترور» را با همکاری موسسه آوینی با محوریت فرازهایی از زندگی سردار قاسم سلیمانی بسازد و حالا علاوه بر موسسه آوینی، پای مرکز سیمرغ هم به ماجرا باز شده…

راه اندازی مرکز سیمرغ برای عنقا؟؟
راه اندازی مرکز سیمرغ برای عنقا؟؟




صدور پروانه تولید فیلم شهید بروجردی+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان: شورای صدور پروانه ساخت آثار سینمایی در جلسه اخیر با تولید دو فیلم‌نامه موافقت کرد.

به گزارش سینماروزان، حامد عنقا تهیه‌کننده سریالهای پدر و آقازاده، در شراکت با سازمان اوج پروانه #غریب را گرفته که بناست محمدحسین لطیفی آن را بسازد.

به نظر می‌رسد #غریب همان پروژه زندگینامه‌ای شهید محمد بروجردی باشد که عنقا با اقتباس از کتاب «محمد؛ مسیح کردستان» نوشته نصرت الله محمودزاده آن را نگاشته.

فهرست پروانه‌ های صادره به شرح زیر است:

— «غریب» به تهیه‌کنندگی سازمان هنری رسانه‌ای اوج و حامد عنقا، کارگردانی محمدحسین لطیفی و نویسندگی حامد عنقا

— «آشیل» به تهیه‌کنندگی سعید شاهسواری و کارگردانی و نویسندگی فرهاد دلارام دیزجی

صدور پروانه ساخت فیلم‌نامه غریب با محوریت شهید محمد بروجردی
صدور پروانه ساخت فیلم‌نامه غریب با محوریت شهید محمد بروجردی




مدیرعامل موسسه آوینی بیان کرد⇐چرا بازیگران #گاندو را تهدید می‌کنند؟/فصل سوم #گاندو را با مضمون جاسوسی تولید خواهیم کرد!/هم بازی #گاندو را می‌سازیم و هم انیمیشن #گاندو!/حامد عنقا، #ترور_سردار_سلیمانی را سریال می‌کند!/حبیب والی‌نژاد، سریال #اسدالله_لاجوردی را تولید می‌کند!/با همکاری #فارابی فیلم‌های #۴۴روز و #ارز_ترجیحی را می‌سازیم!

سینماروزان: برخی هنرمندان سریال #گاندو را تلفنی تهدید می‌کنند و یا در برخی دفاتر سینمایی، آنها را راه نمی‌دهند!

مهدی نقویان مدیر موسسه آوینی در نشست خبری خود با بیان مطلب فوق گفت: گاهی می‌توان سریالی را به‌دلیل عدم توانایی در جذب مخاطب و هدر دادن پول بیت‌المال مورد انتقاد قرار داد ولی وقتی کاری توان جذب مخاطب را پیدا می‌کند، چرا باید در برابرش قرار گرفت؟! این جو روانی ایجاد شده باعث دوری هنرمندان از آثار استراتژیک می‌شود.

مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری ‌اندیشه شهید آوینی از تولید فصل سوم سریال گاندو خبر داد و اظهار داشت: این فصل در حوزه امنیتی-جاسوسی ولی با موضوعی متفاوت ساخته می‌شود.

نقویان ادامه داد: جامعه هنری، بودجه خود را از نظام می‌گیرد و نیاز به همراهی دو طرفه هنرمندان و نهادهای حکومتی است. تعجب می‌کنم که چرا برخی هنرمندان اعلام می‌کنند که نظام از ما حمایت نمی‌کند! در صورتی‌که مثلاً در همه دنیا، هنرمندان مالیات سنگین می‌دهند ولی در ایران هنرمندان از دادن مالیات معاف هستند.

بخشی از نشست خبری مدیرعامل موسسه فرهنگی هنری ‌اندیشه شهید آوینی، اعلام سریال‌های در دست تولید توسط موسسه بود و مهدی نقویان از سریال‌هایی چون «محرمانه» درباره تولید واکسن کرونا و مشاغل دانش‌بنیان و موانع دشمن برای پیشرفت علمی ایران، مینی سریال «ترور» درباره یکی از ترورهای ناموفق حاج قاسم در داخل کشور، سریال «سرباز کوچک امام» و… نام برد.

وی با اشاره به سریال حاج قاسم سلیمانی هم عنوان کرد: مینی سریال «ترور» را هم داریم که درباره یکی از ترورهای ناموفق حاج قاسم در کشور است و حامد عنقا تهیه کننده آن است. ما بنا داشتیم تولیدش را با عجله در سال گذشته انجام دهیم. اما از این شتاب فاصله گرفتیم و پروژه در حال کیفی‌سازی است. یکی از کارگردانان بنام کشور قرار است ساخت آن را به عهده داشته باشد.

نقویان اضافه کرد: «ترور» یک مینی سریال است اما با کیفیت سینمایی ساخته می‌شود و با تولیدات معمول تلویزیون فرق دارد.

وی به سریال دیگر این مؤسسه اشاره و عنوان کرد: «سرباز کوچک امام» سرگذشت مهدی طهانیان آزاده ای است که به اسارت رژیم عراق می‌افتد و مصاحبه‌ای با خبرنگار زن معروف دارد و از حجاب و عفاف می‌گوید. محمدباقر مفیدی کیا نویسنده و کارگردان این مجموعه است. این سریال در ژانر بیوگرافی است و از کتابی به همین نام گرفته شده است.

همچنین به سریالی در حوزه آسیب‌های اجتماعی اشاره و عنوان کرد: «شب دیجور» اولین سریال در حوزه آسیب‌های اجتماعی در فضای مجازی است که محمدرضا گوهری نویسنده آن است. اکنون آسیب‌های اجتماعی با زمین بازی جدیدی رو به رو شده است مثل شاخ‌های مجازی که زندگیشان ویترین و پشت متفاوتی دارد.

وی اضافه کرد: سریال دیگر ما با اسم اولیه شهید لاجوردی به کارگردانی امیرعباس ربیعی و تهیه کنندگی حبیب والی نژاد در حال نگارش است. این مجموعه در ۲۰ قسمت نوشته می‌شود و الان سیناپس آماده است. اینها گزارش تولیدی سریال‌های ما در سال ۱۴۰۱ است. همچنین «رویان» سریال دیگر ماست که مرحوم آشتیانی راه‌اندازی اولیه آن را بر عهده داشت. یکی از موفقیت‌های مجموعه رویان توریسم پزشکی و علمی است که راه انداخته است و خیلی از مردم منطقه به اینجا می آیند. ما هم سریال رویان را بر این اساس که موفقیت مهمی راه افتاده است می‌سازیم. پیشرفت‌های که در این حوزه داشته‌ایم در یک درام اجتماعی نشان می‌دهیم و امسال وارد تولید می‌شویم.

همچنین به سریال دفاع مقدسی دیگری اشاره کرد و گفت: «سپنتا» نام سریال بعدی است که یک اردوگاه اسرای عراقی در خوزستان بوده است و اینها به دلیل برخورد خوبی که با آنها می شده است به رزمنده‌های ایرانی می پیوسته‌اند. مهدی غفوری سرپرست نویسندگان سریال است و فرزاد هوشیار تهیه کننده است.

مدیرعامل مؤسسه اندیشه شهید آوینی از تولید ۲ فیلم در سال جدید نیز سخن گفت و بیان کرد: امسال با حمایت فارابی دو سینمایی هم تولید می‌کنیم اولی «۴۴ روز» است که تصویب شده و در مرحله انعقاد قرارداد است این فیلم از کتابی با همین نام است و درباره یک عکاس آمریکایی است که ۴۴ روز قبل از انقلاب وارد ایران می‌شود و روایت خود را بیان می‌کند. قصه‌های دیگری هم داریم که با محور او به تصویر کشیده می‌شود. فیلم دیگر «جنگ ارزی» است که درباره ارز ترجیحی است که وقتی این ارز ترجیحی به کالاهای اساسی صورت گرفت چه اتفاقی رخ داد که نتوانست محقق شود. شاید در وهله اول اختصاص این ارز مثبت بود اما در عمل اینگونه نشد. فیلمنامه در حال نگارش است و بنا داریم به جشنواره فجر امسال برسد عوامل آن‌ها هم به زودی معرفی می‌شود.

مدیرعامل مؤسسه آوینی درباره کار در حوزه کودک اظهار کرد: بنا داریم بازی گاندو را بسازیم چون زمان فنی مشخص نیست نمی‌توان قول داد اما با چند تیم بازی ساز در حال برآورد قیمت هستیم و می‌خواهیم کیفیت در حدی باشد که مخاطب بپذیرد و کیفیت عالی باشد. کار دیگر در حوزه کودک انیمیشن گاندو است. اتفاق عجیب در سریال گاندو این بود که طیف مخاطبش پنج تا ده سال بود. کاراکتر محمد در سریال گاندو قهرمانی برای این طیف سنی بود. ما قهرمانان خود را باید در انیمیشن بیاوریم.

نقویان به انتشار کتاب «گاندو» نیز اشاره و بیان کرد: در حوزه انتشارات و کتاب هم مؤسسه تولیداتی داشته است و امسال آثاری را به انتشار می‌رسانیم. فصل اول گاندو امسال چاپ می‌شود که خاطرات و پرونده واقعی گاندو در این کتاب گفته می‌شود و شاید شبهاتی که درباره اتفاقات سریال داشت در این کتاب اسناد و مدارکش می‌آید که براساس خاطرات بازجوی جیسون رضائیان است.

تولید سریال ترور سردار سلیمانی توسط حامد عنقا
تولید سریال ترور سردار سلیمانی توسط حامد عنقا




بعد از فریدون گله و سیروس نورسته⇐حامد عنقا سراغ «کافر» می‌رود!

سینماروزان/احمد رفعت: حامد عنقا نویسنده و تهیه‌کننده سریال «آقازاده» تصمیم دارد بزودی یک سریال دیگر در شبکه نمایش خانگی تولید کند.

به گزارش سینماروزان این سریال «کافر» نام دارد و داستان آن در دهه پنجاه و روزهای منتهی به پیروزی انقلاب می گذرد.

«کافر» در فضایی عاشقانه روایت می شود و درام آن براساس چالش های پررنگ سیاسی-اعتقادی دهه پنجاه شکل می‌گیرد.

هنوز مشخص نیست حامد عنقا، سریال «کافر» را برای کدام پلتفرم تهیه خواهد کرد ولی بعید نیست که برای رهایی از دوقطبی ایجادشده در فضای ویدیوی درخواستی هم که شده، همزمان با ریلیز سریال، یک پلتفرم تازه پا به حیات بگذارد؟

به تازگی فیلیمو آمار سالیانه خود را منتشر کرده که «آقازاده» با بیش از یک میلیارد و 216 میلیون دقیقه تماشا صاحب یک رکورد منحصر بفرد شده و در صدر ایستاده است. میانگین تماشای هر قسمت از این سریال 42 میلیون دقیقه اعلام شده است.

عنوان «کافر» هم یادآور فیلمی از فریدون گله محصول۱۳۵۳ و هم یادآور فیلمی محصول ۲۰۲۰ از سیروس نورسته فیلمساز ایرانی ساکن آمریکاست.

فیلم فریدون گله با بازی سعید راد داستان مهدی کافر است که بعد از آزادی از زندان و تلاش برای کمک به یک دختر، گرفتار یک سرقت ناموفق می‌شود.

در فیلم سیروس نورسته نیز که بسیاری لحن ضدایرانی آن را شماتت کردند، داستان روزنامه‌نگاری مسیحی-آمریکایی روایت می‌شود که برای نشستی درباره گفتگوی ادیان به مصر می‌رود ولی در این سفر ربوده و به ایران آورده می‌شود.

حامد عنقا تصمیم دارد تولید «کافر» را تابستان 1400 آغاز کند و تاکنون با دو بازیگر مطرح، برای بازی در نقش‌های اصلی سریال به توافق رسیده است.

کافر+حامد+عنقا
کافر+حامد+عنقا




آقازاده‌های متنفذ علیه «آقازاده»؟!+عکس/امتداد مشکلات قابل پیش‌بینی برای سریال ملتهب حامد عنقا!!

سینماروزان: در یکی دو ماه گذشته درز برخی اخبار غیررسمی درباره سریال خانگی «آقازاده» موجب واکنش‌هایی از سوی نویسنده و تهیه کننده سریال و ذکر توضیحاتی دوپهلو درباره محتوای ملتهب سریال گردید.

با این حال این توضیحات هم نه تنها از حجم شایعات حول سریال کم نکرد بلکه باعث شکل‌گیری حساسیت‌های بیشتری حول سریال و درونمایه آن شده؛ حساسیت‌هایی که هسته اصلی تولید را هم متحمل فشارها و ایجاد موانع جدی برای ادامه کار کرده.

از جمله این موانع به اعمال فشار از سوی برخی گروه‌های اقتصادی خاص برمی‌گردد که در روزهای گذشته از در اختیار قرار دادن لوکیشن‌هایشان به این پروژه سرباز زده‌اند و با بدقولی مشکلات مختلفی را برای تولید سریال در جهت تغییر مسیر داستان ایجاد کرده اند.

فشار برخی وزارتخانه‌های خاص و نامه‌نگاری‌های متعدد برای تغییر بخش‌هایی از خط اصلی داستان، از دیگر مشکلات شکل گرفته حول “آقازاده” است که افزایش حساسیت وزارت ارشاد و پیشنهاد برای حذف برخی از بخشها را نیز به دنبال داشته است.

یکی از عوامل پروژه که نخواست نامش اعلام شود فاش کرده به غیر از توصیه‌ برای اعمال تغییرات ده‌ها سکانس اصلی این سریال، کارشکنی‌هایی هم در روند تولید صورت گرفته و فی‌المثل برای یکی از سکانسهای خیلی مهم مرتبط با نمایش اتصالات ژن‌های خوب، به هلی‌کوپتری احتیاج بوده که علیرغم هماهنگی‌های قبلی، به پروژه نرسیده است.

آقازاده
آقازاده

از داستان «آقازاده» به طور رسمی چیزی منتشر نشده ولی آن طور که نویسنده و تهیه‌کننده‌اش حامد عنقا گفته با سریال تند و تیزی درباره پدیده «آقازاده»ها و فسادهایشان در ایران و بالاخص مفاسد اقتصادی‌شان روبرو هستیم.

فشارها فقط از بیرون نیست چون عنقا حتی از مجموعه‌ای که در آن مسئولیت دارد هم تحت فشار است. حامد عنقا مشاور هنری رییس هیات امنای دانشگاه آزاد است ولی به واسطه عنوان سریال که “آقازاده” است و حساسیتها و فشارهای موجود، رییس یکی از زیرمجموعه‌های این دانشگاه نیز از دراختیار قرار دادن لوکیشن به سریال سرباز زده!!

این اتفاقات در شرایطی رخ داده که هنوز پخش سریال شروع نشده چون با توجه به شمایلی که در قسمتهای ابتدایی از برخی آقازادگان خاص(!) و بخصوص ژن‌های خوب مشغول حال و حول در سینما و موسیقی، ارائه شده، هیچ بعید نیست «آقازاده»های مدنظر این سریال برای جلوگیری از افشای پشت پرده زندگی‌شان، اقداماتی موثرتر(!!) انجام دهند.

سینماروزان به دنبال آن بود که در گفتگو با تهیه کننده و کارگردان سریال درباره سرنوشت این سریال، شفاف‌سازی کند ولی هیچ کدام از این دو صحبت در شرایط فعلی را به صلاح سریال ندانستند و جز کلماتی مختصر در این باره حرف نزدند.

یکی از پرسشهای سینماروزان از کارگردان، شایعه پیشنهاد مشارکت یکی از سرمایه‌گذاران متمول فعال در سینما در پروژه “آقازاده” بود. بهرنگ توفیقی ضمن تایید این شایعه از پاسخ منفی به این سرمایه‌گذار بخاطر درخواست اعمال نظرات سوء در متن فیلمنامه خبر داد!

پرسش دیگر از توفیقی پیرامون ربط اعمال فشارهای وارده به سریال با شرکای سازمان‌هایی بود که در این سریال کنار تهیه‌کننده هستند. آیا همراهی برخی ارگانهای فیلم و سریال‌ساز به عنوان سرمایه گذاران این سریال اسباب اعمال فشار شده؟؟

توفیقی با ذکر آیه “یوم تبلی السرائر” ، پاسخگویی درباره این پرسش را به آینده محول کرد…

آقازاده
آقازاده




حمایت «کیهان» از سریالی که مشاور دانشگاه آزاد تولیدش کرده⇐در ابتذال عجیب و بی‌سابقه «هزارپا» و «تگزاس»، سریال «پدر» وضع امیدوارکننده‌ای دارد!!!

سینماروزان: از جمله سریالهای بحث برانگیز هفته های اخیر رسانه ملی سریال «پدر» است که همچنان به واسطه تخیل نگاری در متن اش با انتقادات مختلف روبرو است. این سریال را حامد عنقا مشاور امور هنری رئیس هیأت موسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد، نوشته و تولید کرده و به غیر از برخی رسانه های ارگانی مانند مجله ارگانی شهرداری یا رسانه منسوب به دانشگاه آزاد، بیشتر انتقاد است که روانه سریال شده است.

در این اوضاع حالا روزنامه «کیهان» که کمتر پیش می آید از محصولی تعریف کند به حمایت از سریال پرداخته و آن را نسبت به «هزارپا» و «تگزاس» محصولی امیدوارکننده دانسته است!

«کیهان» در بخشی از تحلیل خود بر «پدر» آورده است: در اوضاع نابسامان سینمای ایران و در ابتذال‌های عجیب و بی‌سابقه در فیلم‌های سینمایی نظیر «هزارپا» و «تگزاس» این سریال وضع امیدوارکننده‌تری دارد، زیرا کلیت داستان فیلم جذاب است و مخاطب را جذب می‌کند ولی اگر کمی روی فیلمنامه بیشتر تحقیق و بررسی می‌شد (با توجه به جذابیت‌ها و علاقه مردم ایران) این سریال به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و پرمخاطب‌ترین سریال‌های امسال صدا و سیما قلمداد می‌شد.

اینکه چرا «کیهان» برای سنجش عیار کیفی سریالی ملودرام در مدیوم تلویزیون به مقایسه آن با دو فیلم کمدی پرداخته، مشخص نیست. فارغ از تفاوت مدیوم و تولید سریال در مدیومی متصل به منابع عمومی اینکه برای حمایت از این سریال از ابتدال دو فیلم کمدی روی پرده که اتفاقا فروش بالایی هم داشته اند سخن گفته شده جای سوال دارد.

عجیب است که «هزارپا» و «تگزاس» هر دو مبتذل هستند ولی مخاطبان برای تماشای آنها علاقه زیادی نشان میدهند و اسباب امتداد فعالیت سرمایه گزاران آنها و تولید «دینامیت» و طراحی امتداد تولید «هزارپا» را شکل میدهند اما سریالهایی مانند «پدر» آن قدر از منظر مخاطبان نقد میخورند که مدام باید برای آنها رپورتاژ خبری مفرح(!) در شبکه های اشتراکی تولید شود بلکه در زمان پخش سر زبانها باشند.