خالقان کلاه قرمزی بهجای چهرهها؟⇐برگزاری جشن خانه سینما بدون چهرههای سینمایی و با حضور افراطی مدیران دولتی
سینماروزان: جشن خانه سینمای امسال با حضور حداقلی چهره های مطرح سینما برگزار شد.
به غیر از بدنه سینما که سالهاست علاقه ای به کفزن شدن در جشنی ندارند که هیچ سودی برای کف سینما ندارد، امسال دیگر چهره های سابقا فعال در این جشن هم در مراسم نبودند.
شاید به همین خاطر بود که خالقان کلاه قرمزی-حمید جبلی و ایرج طهماسب- به مهمترین چهره های جشن بدل شدند. دو یار قدیمی که البته در سالهای اخیر همکاری سابق را ندارند.
به جای بدنه سینما این حضور پررنگ مدیران دولتی بود که در این جشن خودنمایی میکرد و روسای خانه سینما هم سعی کردند برگزاری جشن در این شرایط را با حرف زدن از میناب توجیه کنند بدون اینکه بگویند وقتی سی و چند سال بعد از تاسیس خانه سینما، سینماگران همچنان نه بیمه بیکاری دارند و نه کد کارگاهی در تامین اجتماعی، ای کاش حداقل ابتدا یک کد شغلی از تامین اجتماعی بگیرند و بعد جشن برگزار کنند.
ورود سازمان بازرسی جهت حل مشکلات معیشتی سینماگران!؟
سینماروزان: معضلات معیشتی اهالی سینما بعد از وقوع جنگ رمضان بیشتر شد و متاسفانه عدم وجود زعیمی مشخص برای پیگیری حقوق اولیه سینماگران باعث شده سی و چند سال بعد از راه اندازی خانه سینما، خانواده سینما نه بیمه بیکاری داشته باشند و نه بازنشستگی عزتمند.
علیرضا نجف زاده بازرس و عضو هیات مدیره خانه سینما با انتقاد از بی توجهی های مدیران فرهنگی به مشکلات معیشتی سینماگران، خواستار ورود سازمان بازرسی برای حل مشکلات اولیه اهالی سینما شده.
علیرضا نجفزاده عضو هیات مدیره و بازرس خانه سینما به ایسنا گفت: هنرمندان در شرایط عادی یکسری مطالبه دارند که سالهاست به آنها رسیدگی نشده و حالا چطور میتوان در شرایط غیرعادی فعلی با وعده و وعید جبران مافات ۳۰ ساله کرد؟ ای کاش مسئولان به جای وعدههای مداوم از آنچه انجام دادهاند بیشتر سخن بگویند، فهرست بدهند که مثلاً برای بیمه بیکاری، بیمه بازنشستگی و بهبود بیمه تأمین اجتماعی چه اتفاقاتی افتاده است. واقعا برای ما سوال است که چرا “سازمان بازرسی” به این ماجرا ورود نمیکند؟ بیایند پروژههایی را که پول بیمه به تامین اجتماعی دادهاند و فهرست افراد را مشخص کنند تا الان در مقابل تقاضا برای افزایش حقوق بازنشستگی با این پاسخ مواجه نشویم که امکانش نیست چون در زمان پرداخت حق بیمه پول کمی دادهاید و پایه حقوق پایینی داشتهاید!
وی ادامه داد: اگر مشکل بیمه بیکاری هنرمندان حل شده بود، در همین دوران جنگ با این سیل انبوه بیکاران در سینما مواجه نمیشدیم چرا که این گروه در کنار تئاتریها بیشترین ضربه را پس از تعطیلیهای ناشی از جنگ متحمل شدند و هنوز هم شرایط شروع کارشان فراهم نشده است. بعد دوستان مسئول مصاحبه میکنند که برای همین بیمه بیکاری برنامه دارند. این برنامه برای چه زمانی است؟ برای نسلی که در حال زیر خاک رفتن است که جزو پیشتازان فعالیتهای صنفی بوده؟ محمد موفق که اخیراً از دنیا رفت عضو هیئت موسس انجمن منشیان صحنه و همینطور برنامهریزان بود. روحانگیز شمس و آتیلا پسیانی و بسیاری دیگر که زحمتهای زیادی کشیدند، همه زیر خاک رفتهاند ولی وعدههایی که به آنها داده میشد یا در حال پیگیری آن بودند هیچ کدام عملی نشده است. ای کاش شفاف بگویند که آیا میخواهند کاری انجام دهند یا نمیخواهند، یا اصلا بگویند خواستههای ما شدنی نیست.
او افزود: در یک نمونه به جلسهای ارجاع میدهم که زندهیادان امین تارخ، آتیلا پسیانی و نیز محمدعلی نجفی، منوچهر شاهسواری (مدیرعامل وقت خانه سینما) با محمد شریعتمداری (وزیر وقت کار و امور اجتماعی) داشتند و قرار بود تمام این مسائل حل شود ولی هنوز ماجرا ادامه دارد و باید پرسید چند وزیر و رئیس در وزارتخانههای ارشاد و کار و سازمان تامین اجتماعی باید تغییر کنند و این وعدهها همچنان بدون تحقق باقی بمانند؟
نجفزاده در ادامه به جلسهای در دولت ابراهیم رییسی با حضور برخی سینماگران و مدیران سازمان تأمین اجتماعی اشاره کرد و گفت: در آن جلسه ماده ۳۸ قانون تأمین اجتماعی مطرح شد که پیگیری آن میتواند بخش قابل توجهی از مسائل ما را برطرف کند. طبق ماده ۳۸ تمام پروژههای تصویری که با ارگانهای دولتی قرارداد دارند، برای مفاصهحساب باید پول بیمه عوامل را پرداخت کنند که رقم سنگینی هم میشود. رد کردن این فهرست به این معنا است که عوامل پروژه را بیمه کردهاند اما نکته اینجاست که این لیست همیشه خالی است ولی پول آن به سازمان تامین اجتماعی واریز میشود.
او درباره علت این اتفاق توضیح داد: بهخاطر خلأ قانون، اگر اسم افراد شاغل در یک پروژه تصویری را در این فهرست رد میکردند،بیمه آنها در صندوق اعتباری هنر قطع میشد ولی با این حال پرداخت این پول برای مفاصهحساب وضعیتی پیدا کرده که مسئولان سازمان تأمین اجتماعی در آن جلسه گفتند، میدانیم از طریق این ماده ۳۸، هزاران همت پول ناسالم وارد سازمان تامین اجتماعی شده که باید به هنرمندان برگردد.
بازرس خانه سینما اضافه کرد: با وجود این ماجرا، حالا برای حمایت و افزایش حقوق بازنشستگی میگویند پول نداریم در حالی که این پول را سالها قبل از ما گرفتهاند. واقعا برای ما سوال است که چرا سازمان بازرسی به این ماجرا ورود نمیکند؟ بیایند پروژههایی را که پول بیمه به تامین اجتماعی دادهاند و فهرست افراد را مشخص کنند تا الان در مقابل تقاضا برای افزایش حقوق بازنشستگی با این پاسخ مواجه نشویم که امکانش نیست چون در زمان پرداخت حق بیمه پول کمی دادهاید و پایه حقوق پایینی داشتهاید! این دغدغه جدی بیش از ۲۵۰۰ عضو خانه سینما و خانه تئاتر است که طبق ماده ۳۸ هم کار کردهاند و هم پول بیمهشان پرداخت شده است.
ورود سازمان بازرسی جهت حل مشکلات معیشتی سینماگران!؟
او افزود: مسئله عجیبتر و تأسفبارتر این است که از هنرمندان گزارش داریم که برای افزایش پایه حقوق در سالهای پایانی باقی مانده تا بازنشستگی با درخواست پرداخت وجه چند میلیاردی برای جبران مابهالتفاوت سالهای قبل مواجه شدهاند و همه این اتفاقها در شرایطی میافتد که پیشکسوتان ما در سالهای آخر عمر برای گذران زندگی و پیگیری درمان بیماری مجبورند به دفتر وزیر و مدیر بروند و کاسه گدایی به دست بگیرند در حالی که اگر این روال، درست پیش رفته بود آنها اصلاً نیازی به چنین چیزی نداشتند. این ترک فعل مسئولان در رسیدگی به حق و حقوق اهالی فرهنگ و هنر است که کار را به اینجا کشانده است.
نجفزاده در ادامه این مصاحبه درباره رسیدگی به هنرمندان آسیبدیده در جنگ اخیر گفت: در این مدت بارها مصاحبههایی انجام شده که میخواهند برای کسانی که بیمه بیکاری ندارند فکری کنند. واقعاً چند مورد عملیاتی شده است؟ چه وقت قرار است به آنها پولی داده شود که الان نیاز دارند؟ وقتی در خاک دفن شدند؟ خوب است بدانیم که تمام اینها در شرایطی است که هیچ کدام از چند هزار نفری که عضو صندوق اعتباری هنر هستند، بیمه بیکاری ندارد.
بازرس خانه سینما تاکید کرد: ما متوجه شرایط جنگی هستیم و میدانیم که بسیاری از هزینهها از جمله در بخش درمان و دارو از این شرایط تأثیر پذیرفتهاند و بیمههای تکمیلی هم از زیر بار پرداخت هزینهها شانه خالی میکنند. نیاز است به همه اینها کمک شود چون بازنشستهای که ۱۳ یا ۱۴ میلیون تومان حقوق میگیرد، نمیتواند در یک ماه هزینه چهار آمپولی را بدهد که قیمت هر کدام به ۲۵ میلیون تومان رسیده است. اینها باید چه کار کنند؟
نچفزاده در بخش پایانی گفت: وقتی بحث بیمه بیکاری و بازنشستگی هنرمندان به میان میآید، ممکن است افکار عمومی موضوع را به چند سلبریتی خاص ارجاع دهند که شاید فقط دو درصد جامعه هنری را شامل میشوند در حالی که بیمه بیکاری برای عوامل پشت دوربین و پشت صحنه نیز هست که خیلی از آنها مثل کارگر روزمزد دستمزد میگیرند و در طول سال فقط سه یا چهار ماه مشغول کار هستند و حقوق ماهانه آنها در یک سال از حداقل حقوق رسمی هم پایینتر میآید. این مباحث از ۳۰ سال قبل که مسائل صنفی و حقوقی مطرح شدند، توسط افراد مختلفی پیگیری شده و پیش از ما دوستان زیادی در این راه مو سفید کردند و حالا هم نوبت ما شده، منتها غمانگیز است که نسل به نسل زیر خاک میروند و هیچ اتفاقی نمیافتد. امیدوارم یک عزم جدی میان مسئولان و نیز اهالی رسانه برای پیگیری این ماجرا وجود داشته باشد چون خود هنرمندان که دیگر واقعاً از این همه تلاش بینتیجه خسته شدهاند.
آقایان مدیر! چرا حواستان به سفرهی تهی هنرمندان نیست؟/هفت هزار خانوادهی سینما نه بیمه بیکاری دارند و نه هیچ نظام حمایتی کارآمد!/چرا دو ماه از جنگ رمضان گذشته و حتی یک سبدارزاق به سینماگران تعلق نگرفته! ؟
سینماروزان: کمتر از یک هفته بعد از انتشار بیانیه سرگشاده کانون کارگردانان در انتقاد از وضعیت معیشتی اهالی سینما، حالا سی صنف خانه سینما، حمایت خود را از آن بیانیه اعلام کردهاند و خطاب به مدیران فرهنگی گلایه کرده اند که چرا فکری نمیکنند برای ایجاد بیمه بیکاری و ارتقای بیمه بازنشستگی سینماگران؟
این سی صنف خانه سینما، در اطلاعیهای مشترک ضمن حمایت از دغدغههای حرفهای و معیشتی مطرح شده در بیانیه کانون کارگردانان سینمای ایران و با تأکید بر رسالت صنفی خود در پاسداری از شأن و منزلت هنرمندان و فعالان صنعت سینمای ایران، نگرانی عمیق خود را نسبت به دشواریهای معیشتی و رکود فراگیری که بر پیکره سینما سایه افکنده، اعلام داشتند.
متن اطلاعیه این سی صنف به شرح زیر است:
آنچه امروز سینمای ایران تجربه میکند، صرفاً توقف پروژهها نیست؛ بلکه گسست پیوندهای حیاتی است که تار و پود این صنعت فرهنگی را تشکیل میدهند. اختلال در چرخه تولید و کمبود فرصتهای شغلی، نه تنها سفرههای هنرمندان را تهی ساخته، که روح و انگیزه ایشان را نیز خدشهدار کرده است. این تلنگری است که کانون کارگردانان تلاش کرده با صدایی رسا به گوش مسئولان رسانده و انتظار توجهی درخور و اقدامی شایسته را دارد.
نبود نظام حمایتی کارآمد، فقدان بیمه بیکاری، محدود بودن پوششهای تأمین اجتماعی -نداشتن کد کارگاهی در تامین-و بیتوجهی طولانی مدت به ارتقای وضعیت بازنشستگی، امروز بیش از هر زمان دیگری خود را بهعنوان نقاط آسیبپذیر این حرفه نشان دادهاند.
حمایت سی صنف خانه سینما از بیانیهٔ معیشتی کانون کارگردانان سینمای ایران
ارتقای سازوکارهای بیمهای، ایجاد حمایتهای پایدار از تولید و ضمانت سرمایه در شرایط خاص نظیر جنگ، ساماندهی وضعیت اشتغال و بهبود شرایط بازنشستگی، نه تنها مطالبهای صنفی، بلکه ضرورتی برای استمرار حیات فرهنگی و خلاقه سینمای ایران است، بر این باوریم که تقویت بنیانهای حرفهای سینما تنها با همیاری نهادی، برنامهریزی سنجیده و همراهی و توجه مؤثر دستگاههای متولی فرهنگ و هنر ممکن خواهد بود.
در پایان تأکید میکنیم پاسداشت امنیت شغلی و کرامت نیروی انسانی سینما، پیششرط صیانت از این میراث هنری و حرفهای است و نادیده گرفتن این وضعیت میتواند سرنوشت بیش از ۷ هزار خانواده را در هالهای از ابهام قرار دهد.
فهرست صنوف امضاکنندهی اطلاعیهی فوق به شرح زیر است:
شورای عالی تهیهکنندگان و توزیعکنندگان سینما
انجمن صنفی بازیگران سینما
انجمن صنفی فیلمنامهنویسان سینما
انجمن صنفی فیلمبرداران سینما
انجمن صنفی طراحان فیلم سینما
انجمن صنفی تدوینگران سینما
انجمن صنفی چهرهپردازان سینما
انجمن صنفی پخش کنندگان فیلم
انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند
انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند
انجمن صنفی برنامه ریزان و دستیاران کارگردان سینما
انجمن صنفی صدابرداران و صداگذاران سینما
انجمن صنفی مدیران تولید سینما
انجمن صنفی منشیان صحنه سینما
کانون آهنگسازان سینمای ایران
انجمن صنفی دستیاران فیلمبردار سینما
انجمن صنفی طراحان فنی و مجریان صحنه
انجمن صنفی مدیران و دستیاران تدارکات
انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم
انجمن جلوههای بصری سینما
انجمن صنفی تبلیغات سینما
انجمن صنفی عکاسان سینما
انجمن صنفی بازیگران بدلکار سینما
انجمن جلوههای ویژه میدانی سینما
انجمن صنفی لابراتوار فیلم سینما
انجمن صنفی مدیران سینما
انجمن صنفی فیلمسازان انیمیشن
انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی
انجمن صنفی مدرسان سینما
انجمن فیلم کوتاه ایران
خطر ساترازدگیِ ارشاد، انتقال اداره نظارت به کوچه سمنان یا …؟/چهار تناقض از ماجرای حذفِ پروانه ساخت
سینماروزان/حامد مظفری: بیانیهی شماری از سینماگران برای حذف پروانه ساخت و حمایت برخی صنوف خانه سینما از این بیانیه، ظاهرا آزادیخواهانه است ولی فقط اندکی که بر متن بیانیه و امضاءکنندگان تمرکز کنیم متوجه تناقضات موجود میشویم.
اول آن که برخی از آنها که مخالف ممیزی و نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد جمهوری اسلامی هستند، این بیانیه را امضاء کردهاند و انگار کاملا هماهنگشده یا ناآگاهانه درحال تایید همین سازوکار نظارتی ارشاد هستند.
خطابِ این بیانیه یا وزیر ارشاد است یا معاون سینمایی ارشاد و دست تضرع به سمت اینها، بیش از هر چیز با خرسندی وزیر و معاونی روبروست که در یکی از متزلزلترین دوران خود به سر میبرند و شاید اگر جنگ دوازده روزه نبود، خیلی زودتر جای خود را به افراد دیگر میدادند. پس لااقل با نشان دادن همین بیانیه و امضاهایش به بالادست خود میتوانند مدعی شوند همچنان قیّم و مورد وثوق بخشی از سینما هستند.
دوم: چرا امضای برخی از آنها که در سالهای اخیر فیلم زیرزمینی ساختهاند-مثل جعفر پناهی و محمد رسول اف و…- زیر این بیانیه آمده؟ آنها که به سفارش مستقیم یا غیرمستقیم جشنوارههای آن طرف، بدون مجوز فیلم ساخته و میسازند -و حتی فیلمهایشان در همین کمیته اسکار ی که شماری از همکاران خانه سینمایی در آن حضور داشتند، بررسی نمیشود-
پس برای چه بیانیه را امضاء کردهاند؟ یعنی اگر این بیانیه به ثمر برسد و پروانه ساخت حذف شود آیا امثال جعفر و رسولاف برای دریافت پروانه نمایش به اداره نظارت ارشاد مراجعه میکنند؟؟
یا مثلا گراناز موسوی که این بیانیه را امضا کرده فیلمسازی است که سالها پیش، فیلم زیرزمینی «تهران من حراج» را ساخت و پخش قاچاق فیلم گرفتاریهایی را برای بازیگران و ازجمله مرضیه وفامهر- همسر ناصر تقوایی- رقم زد.حالا ایشان از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی درخواست حذف پروانه ساخت کرده؟ اصلا ایشان مگر با مجوز فیلم ساخته؟؟
سوم: بر فرض که دولتِ ناکام در تحقق وعدههای مختلف و ناتوان از رفع فیلترینگ و گرفتار در ناترازی انرژی و کمتوان در حل مشکلات معیشتی اهالی هنر که هنوز نتوانسته بیمه بیکاری سینماگران را تصویب کند و برای بیمهشدگان صندوق هنر، کد بیمهای در تامین اجتماعی بگیرد، آمد و برای شوآف هم که شده، پروانه ساخت را حذف کرد.
آن وقت تهیهکنندههایی که فیلمهایشان، نماهای بیرونی دارد مستقیم باید بروند سراغ پلیس و مراجع قضایی و از آنها مجوز بگیرند؟ و درنهایت مرجعیت به نیروی انتظامی و درصورت بروز مشکل به دستگاه قضا، سپرده میشود؟؟
یعنی ارشاد را بدل میکنند به چیزی شبیه ساترا؟
الان در شبکه خانگی هم که همین است! گاهی پلتفرم بدون مجوز، سریال میسازد و درنهایت قوه قضائیه ورود میکند و پلتفرم هم در مذاکره با دستگاه قضا، مساله را رفع و رجوع میکند…
حالا بناست ارشاد هم شبیه به ساترا شود؟
چهارم: در همان اولین ساعات انتشار بیانیه مذکور شماری از سینماگران به گلایه از انفعال خانه سینما در امور معیشتی پرداخته و طرح مساله کردند که چرا این نهاد به جای حل مسائل صنفی اولیه-و فی المثل ارتقای بیمه بازنشستگی اهالی سینما که نیمه کاره مانده- وارد این بیانیهبازی های بیفایده شدا؟
شاید یک پاسخ به این پرسش همان اصل پرسش باشد؛ یعنی بی ماهیت شدن خانه سینما در مسئله معیشتِ سینماگران، تلاشی از سوی روسا شکل داده برای اینکه روال صدور پروانه ساخت را به خانه سینما ببرند؟ یعنی تایید صلاحیت را به انجمن های خانه بسپارند؟ که این خودش نه تنها انحصار تازهتری میسازد بلکه یک دور کاملا باطل است. همین حالا صندوق هنر مدام اعضای خانه سینما را به دلیل بیکاری پساکرونا و نداشتن رزومه کاری، لغو عضویت میکند و روسای خانه حتی نتوانستهاند تفاهمنامهای بچینند که اعضای شان به طور خودکار، تمدید عضویت صندوق هنر را بگیرند.
بر فرضِ اینکه خانه سینما بشود متصدی صدور پروانه ساخت، پروانه های صادره خانه بدون تاییدیهی ارشاد را نیروی انتظامی و قوه قضاییه قبول میکند؟؟
چرا روسای جسور(!) خانهی سینما از فروزان و طوطی سلیمی و ایرن و پوری بنایی نگفتند؟؟
سینماروزان/حامد مظفری: جشن خانهی سینمای امسال- که اول بنا بود برگزار نشود و بعد در موزهی سینما برگزار شد!-چنان پارادوکسیکال بود که امیرعلی فرزند ناصر ملکمطیعی را به خروش آورد که بر گردانندگان بتازد بابت سوءاستفادهای که از تصویر و نام پدرش در جشنی صورت گرفت که عامل ممنوعکاری پدر-محمد بهشتی- را در صدر نشاند.
پارادوکس اول همان است که امیرعلی میگوید؛ چگونه میشود در جشن خانه سینما، محمد بهشتی-عامل ممنوعیت- را ردیف اول نشاند و بعد از فردین و بهروز و ناصر یاد کرد و تصاویر آنها را نشان داد؟
پارادوکس دوم: روسای خانه سینما بر فرض که میخواهند جبران مافات کنند و تاریخ سینما را مرور، چرا جرأت نکردند از پارتنرهای زن همان فردین و ناصر و بهروز بگویند؟
بالاخره آن سینمای قبل انقلاب که فقط بازیگر مرد نداشته، کلی بازیگر زن هم بودهاند. چرا روسای خانه سینما از فروزان و طوطی سلیمی و آذر شیوا و ایرن و روشنک صدر و… نگفتند؟ پوری بنایی که زنده است و حیّ و حاضر! چرا جرأت نداشتند او را روی سن بفرستند؟
جز این است که این جماعت مردانهی خانهی سینما در باطن به زنان اعتقاد ندارند و فقط میخواهند ژست دگراندیشی بگیرند که دیگر جواب هم نمیدهد؟
پارادوکس سوم: در جشن کذایی خانهی سینما هر که روی سن رفته یک تندی و تیزی و متلکطوری در حرفهایش به چشم میخورد به طوری که حس میشد انگار همه حرفها را یک نفر نوشته و به بقیه داده!؟ یا لااقل از قبل خط کلی حرفها را هماهنگ کرده و دستِ آقایان و خانمها دادهاند و نتیجه هم که میبینیم حتی چک نکردهاند بازیگری که خودش کمدی تجاری های منشوری دارد نمیتواند علیه کمدی مبتذل حرف بزند و شاید متن شخص دیگری را به او دادهاند و او نیز عین شاگردهای تنبلی که فقط متن را حفظ کرده تا نمره بیاورد، روخوانی کرده و عاقبت؟ شلیک خنده ی مخاطب در فضای مجازی…
واقعا نمیشد این نگاه توتالیتاریسم حزبیمسلکان را از این جشن جدا کرد؟ مگر نمیگویید ضدّاستبدادی هستيد پس چرا اجازه نمیدهید لااقل مهمانان، حرف خودشان را بزنند؟ بس نیست سی و چند سال حقنهی واژگان تکراری به سخنرانان این جشن که حاصلش شده حقارت بدنه ی سینما که حتی سازمان تامین اجتماعی آنها را به حساب نمیآورد تا یک کد کارگاهی به همین خانه سینما بدهد؟؟
پارادوکس چهارم: آقایان چپزده که برخی هنوز سبیل استالینی- حالا کمی کوتاه تر و بلندتر- دارید، شما دیگر چرا به تبلیغ مظاهر فیلمفارسی افتادید؟ چند دهه با توسل به گاو و طبیعت بیجان و نار و نی، سینمای مردمی را تحقیر و خفه کردید و حالا عکس فردین و ناصر و بهروز را نشان میدهید؟ اشکآور است وضعیتتان که چنان از جامعه عقبید که از حال و روز نسل پیشبرندهی زد بیخبرید! نسلی که معین را هم جز با پسوند زد نمیشناسد و وقتی بگویی فردین، ذوق میکند و میگوید: امین فردین را میگویی؟
الفاتحه:
آقایان بیانیه نویسی که بیانیه های همه را یکجور سوفله کردید، اگر هدفتان محاکمهی ساختار است، چرا همان متهم اصلی ممنوعکاری را بالا نبردید و او را استنطاق نکردید؟
یک بار تکلیف را روشن کنید! اگر تیول محمد بهشتی شیرازی هستید پس پزتان باید خانه دوست کجاست باشد نه قیصر و بهروز و ناصر و اگر هم از ایشان برائت جستهاید که چرا باز او را در ردیف اول مینشانید؟
بعد تازه میرسیم به همان خط اول که اول میگویید جشن نداریم و بعد میروید در ارگان زیرمجموعهی دولت جمهوری اسلامی، جشن میگیرید و تازه قبلش هم که به بهانهی همین خانه سینما، بودجه از دولت جمهوری اسلامی میگیرید و بعد در جشنی که با بودجه نظام برگزار شده میخواهید متلک به نظام بیندازید.
از دو حالت خارج نیست؛ یا بیانیههای متلکبارتان فیک است و «هماهنگشده» یا نفاق چنان با سلولهایتان عجین شده که راهی ندارید جز اینکه به قول سعدی علیهالرحمه، چند کیلو «آب خرابات» جور کنید و…
روز سینما؟/«هیچیندار» مثل اهالی سینما!
سینماروزان: همواره روز سینما یا ایام جشنواره فیلم فجر که میشود همه از مدیر تا وزیر و وکیل و… درباره اهمیت سینما و لزوم حفظ حرمت اهالی باسابقهی سینما حرف میزنند ولی شاید کمتر کسی بداند که بدنهی سینما در ساختار صنفی کشور، جزو کمتوانترینها است.
حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار با بیان مطلب فوق روی آنتن رادیوتهران گفت: سینما در تقویم رسمی ایران یک روز دارد، سینمای ایران، خانهی سینما دارد، سینمای ایران، سازمان سینمایی دارد، سینمای ایران، دهها جشنواره سینمایی و چندین ارگان دارد که مشغول تولید فیلم هستند ولی اهالی سینما حتی یک کُد بیمه ای در ساختار تامین اجتماعی ندارند.
او تاکید کرد: صنفی که کُد تامین ندارد تقریبا «هیچیندار» است چون اهالی سینما مجبورند بهصورت خویشفرما بیمه شوند و درنتیجه نه بیمهی بیکاری دارند و نه عیدی و سنوات و نه حمایتهای معیشتی و نه هیچ چیز دیگر.
مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان افزود: سینمای ایران بیش از صد سال تاریخ دارد و خانهی سینما نیز حدود سه دهه و نیم از عمرش میگذرد اما خانواده سینما حتی به اندازه کارگران قراردادی هم اهمیت ندارند چون کارگر قراردادی میتواند از طریق کارگاهش بیمه شود و بعد از بیکاری به دنبال بیمه بیکاری برود و چند ماهی حقوق بگیرد ولی متاسفانه خانه سینما حتی کُد کارگاهی در ساختار تامین اجتماعی ندارد و سینماگران بعد از معرفی به صندوق هنر به صورت خویشفرما بیمه میشوند.
این منتقد و روزنامهنگار خاطرنشان ساخت: زمانی آمدند و صنوف خانه سینما را به صورت کارگری-استانی در «وزارت کار» ثبت کردند ولی واقعیت این است که اعضای صنوف خانه سینما حتی نمیتوانند بعد از کارگری شدن به عضویت «خانه کارگر» درآیند چون شرط عضویت در خانه کارگر هم داشتن کُد کارگاهی است که سالهاست از اهالی سینما دریغ شده.
حامد مظفری در پایان بیان داشت: محمد خزاعی رئیس قبلی سازمان سینمایی-شاید چون خودش تهیهکننده بود- تلاشهایی را کرد برای ارتقای بیمه بازنشستگی اهالی سینما و تخصیص کد کارگاهی در تامین اجتماعی اما درنهایت فوت سیدابراهیم رییسی، آن برنامه را هم ناتمام گذاشت. شخصا امیدوارم رائد فریدزاده در سال دوم ریاستش بیخیال دعواهای حیدری-نعمتی تمامیتخواهانِ سینما شده و همین یک کار را برای خانوادهی سینما انجام دهد و در تعامل با تامین اجتماعی یک کُد بیمهای اختصاصی برای اهالی سینما بگیرد تا اهالی سینما بیش از این تحقیر نشوند.
بعد از مرضیه برومند، حالا استعفای علی دهکردی از مدیریت خانهی سینما⇐اسعدیان همیشهحاضر بهجایش آمد
سینماروزان: پاییز۴۰۲ بود که مرضیه برومند پس از کمتر از هشت ماه از مدیرعاملی خانه سینما استعفا داد و مدتی کوتاه بعد از وی، علی دهکردی بر مدیرعاملی خانه سینما نشست.
حالا کمتر از دو سال علی دهکردی هم قید مدیریت بر خانه سینما را زده و بهجایش همایون اسعدیان قرار گرفته که همواره حیّ و حاضر است برای خدمترسانی؛ میخواهد شورای صنفی نمایش باشد، میخواهد هیات مدیره خانه سینما باشد یا مدیرعاملی خانه؛ همایونخان در خدمترسانی حاضر است.
استعفاهای برومند، دهکردی و قبلتر فرهاد توحیدی-که از دبیری جشن خانه استعفا داده بود- کنار هم بگذارید کاملا معلوم است هر که وارد حلقه مدیریتی خانه میشود ناگاه روبرو میشود با انبوه خواسته های اهالی سینما در رسیدگی به امور معیشتی و رفاهی و چون بنیانگذاران خانه سینما از ابتدا ساختاری روشن برای توزیع تسهیلات معیشتی، تدارک ندیده بودند و همه چیز را به دولت واگذار کرده بودند نتیجتا انبوه اعتراضات بیکاری و کم کاری و… روانه مدیران خانه سینما میشود و آنها هم خسته از این همه اعتراض، ترجیح میدهند قید مدیریت را بزنند.
همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما شد
همایون اسعدیان پیشتر سابقه حضور در هیات مدیره خانه سینما را دارد و خوب میداند که اعضای خانه سینما با چند مشکل بنیادی مواجهند و از همه مهمتر نداشتن کد بیمهای در ساختار تامین اجتماعی. متاسفانه صندوق هنر، سینماگران را به صورت خویشفرما بیمه ميکند و درنتیجه نه بیمه بیکاری برایشان تعریف میشود و نه عیدی و سنوات بهشان تعلق میگیرد! در نهایت هم با حداقل حقوق بازنشسته میشوند. بماند که بیمه تکمیلی درمانی که باز از طریق صندوق به سینماگران ارائه میشود با سقف مثلا ۷میلیون برای درمان دندان در حالی که هزینه ایمپلنت یک دندان به حدود ۲۰میلیون رسیده، یعنی آن که از نظر خدمات درمانی نیز سینماگران به شدت محتاج روال تازه ای هستند.
در دوران محمد خزاعی بر ریاست سینمای دولت سیزدهم، تلاش شد مساله ارتقای بیمه بازنشستگی سینماگران حل شود ولی فوت ناگهانی ابراهیم رییسی، آن طرح را هم نیمهکاره گذاشت…
از ته دل برای همایون اسعدیان دعا میکنیم بتواند حداقل یک کد بیمهای اختصاصی برای سینماگران در تامین اجتماعی تعریف کند و این بار دیگر حضورش در مدیریت خانه سینما همراه شود با دعای خیر اعضا…
یک نیروی واقعا صنفی به نام کامران ملکی؛ رکورددار حضور در مجموعهی مدیریتی خانه سینما
سینماروزان/محمد شاکری: اگرچه با انتقال ارائه تسهیلات معیشتی تمام صنوف هنری به صندوق اعتباری هنر، باید منتظر انتصاب مدیری قدرتمند -که توان جذب تسهیلات را برای صندوق داشته باشد- در رأس صندوق بود بلکه مشکلات سالیان هنرمندان بهبود یابد ولی در صنوف هنری نیز همچنان برخی مهره های کارآمد صنفی هستند که در هیأت مدیره ها حضور داشته و تا حد امکان کمک میکنند به حل مشکل.
با برگزاری هفدهمین مجمع عمومی خانه سینما برای انتخاب اعضای جدید هیات رییسه جامعه اصناف سینمای ایران، هنوز کامران ملکی با پنج دوره حضور در هیات مدیره (دوره های هفتم،دهم،یازدهم،سیزدهم،چهاردهم )، یک دوره بازرس ( دوره پانزدهم ) و یک دوره قرارگرفتن در جایگاه علی البدل هیات رییسه ( دوره هفدهم )، عهدهدار بیشترین حضور در مجموعه مدیریت این نهاد صنفی است.
کامران ملکی که از اعضای باسابقه انجمن منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی است، سالها عهدهدار مسئولیتهایی نظیر معاونت طرح و برنامه ، مدیرت امور اصناف و همچنین مشاور رسانه ای و ارتباطات جامعه اصناف سینمای ایران بوده است و همواره تلاش کرده به جای آن که مدیحهسرای مدیران بالادست باشد به فکر کمک به حل مشکلات بدنه سینما و به خصوص افراد ازکارافتاده و نیازمند باشد.
کامران ملکی؛ رکورددار حضور در مجموعه مدیریتی خانه سینما
حدود شش هزار نفر از دست اندرکاران سینمای ایران در قالب ۳۲ صنف در همه تخصص های سینمایی، عضو خانه سینما هستند و باید افرادی مانند کامران ملکی بیش از اینها در ساختار مدیریتی چنین صنوفی باشند بلکه قدری از تالمات معیشتی سینماگران کاسته گردد.
حضور کامران ملکی در مجموعه ی هیات رییسه دوره جدید خانه سینما هم مزیتی برای صنف منتقدان و نویسندگان سینماست و هم امتیازی برای کف صنف که از طریق او برخی مشکلات مبتلابه خویش را به گوش بالادست برسانند. امیدواریم وزیر ارشاد دولت چهاردهم و رییس سینمای این دولت نیز در بحث رفع و رجوع مشکلات معیشتی سینماگران از تجربیات چنین افرادی بیشتر استفاده کنند؛ افرادی مثل کامران ملکی بی حاشیه هستند ولی تا حد توان، کمک میکنند به حل مساله.
ردّپای مختار در بالادست خانه سینما!
سینماروزان/محمد شاکری: هیات مدیره جدید خانه سینما با برگزاری مجمع عمومی در خانه سینما انتخاب شد.
مجمع عمومی خانه سینما به ریاست همایون اسعدیان، محسن ملکی و روح انگیز شمس به عنوان ناظر، منشی جلسه و جمال خندان وکیل خانه سینما و با حضور بهمن حبشی به عنوان نماینده سازمان سینمایی برگزار شد.
نگاهی به خروجی هیات مدیره تازه خانه سینما حکایت دارد از تثبیت ۴ عضو سابق(عسکرپور+اسماعیلی+لقمانی+حسینی) به اضافه ورود ۳ عضو تازه(امیریوسفی+ظریف+کوثری).
هرچند مدتهاست که دیگر بدنه سینما مستقیم با صندوق هنر در ارتباطند و تقریبا از منظر معیشتی، خانه کارکردی برایشان ندارد ولی حضور فریبا کوثری بانوی بازیگر سینما و تلویزیون که تقریبا محرم هر سال با نقش “عمره/همسر مختار” مهمان ایرانیان است و خوشنامی این بازیگر و بهخصوص توجهاتی که گاه درخفا به همصنفان بیکار و کمکار داشته، شاید تکانی دهد به خانه سینما در جهت بازگشت به ارتقای معیشت. در عین حال حضور محسن امیریوسفی کارگردان صریحاللهجه که رأی دوم را هم آورده میتواند کمکی باشد به حل مشکلات مبتلابه صنف سینما.
حضور حبیب اسماعیلی بازیگر-تهیهکننده-پخشکننده باسابقه و معتدل و اهل تعامل نیز میتواند کمک حال هیات مدیره باشد برای حل اصلی ترین مشکلات صنفی و ازجمله فقدان بیمه بیکاری و ضعف بیمه بازنشستگی.
اعضای جدید هیات مدیره خانه سینما انتخاب شدند
از بین نامزدهای هفدهمین دوره از انتخابات هیأت رئیسه، هفت نفری که بالاترین رأی را کسب کردند به شرح زیر هستند:
سینماروزان: خود بنده تهدید شدم به اسیدپاشی، از جاهای مختلف تهدید به قتل شدم و برای خیلی از دوستان و همکاران ما این اتفاق رخ داده است ولی ما سعی کردیم مسائل را حل کنیم و به افراد آرامش دهیم چون ابزاری که در اختیار یک هنرمند است و با آن امرار معاش میکند احساسات اوست.
پژمان بازغی رییس انجمن بازیگران خانه سینما با بیان مطلب فوق به روزنامه جام جم گفت: وقتی بخواهید به احساسات هنرمند یا ابزار درآمدی او خدشه وارد کنید، طبیعتا احساس ترسی در او بهوجود میآید و این برای همه اعضای سینما مصداق دارد. وقتی او را تحریک میکنیم و میگوییم تو چنین و چنانی، اتفاقاتی برایشان رخ میدهد، چون انسان تحریکپذیر است.
بازغی درباره اظهارنظرهای سیاسی گاه و بیگاه برخی گردانندگان صنف سینما گفت: با هم صحبت کنیم، آن دوستمان را بخواهیم و بپرسیم دانش سیاسی شما چقدر است و آیا این حرفی که زدهای به آن ایمان داری یا مثلا تحت تاثیر جو عمومی قرار گرفتهای؟ مسائل میتواند خیلی موشکافانه باشد.
پژمان بازغی: تهدید شدم به اسیدپاشی
بازغی ادامه داد: خودم تلاش کردهام در حیطه های سیاسی اظهارنظر نکنم چون حوزه اصلی من بعد از بازیگری، حوزه محیطزیستی است که از سالهای سال برایم مهم بوده است و چون اصالتا شمالی هستم، بحث طبیعت، ساختوسازهای غیرقانونی، تنظیم محیطزیست، تنازع بقای حیوانات در حال انقراض و موضوعاتی از این دست دغدغهام است.
بازیگر “دوئل” افزود: در حال حاضر تصور فرزند من از گاو ممکن است همان تکه گوشت تر و تمیزی باشد که از یک مغازه بزرگ خریداری میکند. اما ما که در طبیعت و با آشنایی با حیوانات و گیاهان و دیگر موجودات بزرگ شدهایم، آگاهی بیشتر و در نتیجه احساس تعهد زیادتری نسبت به طبیعت داریم. آگاهی دادن خیلی مهم است که ما توجه زیادی به آن نداریم. در طول سفرهایی که به خارج از کشور داشتهام، دقت کرده و متوجه شدهام که موزه جای افراد میانسال و بزرگسال مثل من نیست، بلکه این بچهها هستند که در موزههای مختلف حاضر میشوند و در زمینههای مختلف میبینند، میآموزند و یاد میگیرند. اما سؤال این است که من و شما بهعنوان متولی فرهنگ این مملکت کی دست بچههای خودمان را گرفتهایم و به موزه بردهایم؟
بازیگر “ناهید” و “کافه ستاره” تاکید کرد: همین الان که به دلیل وضعیت ارز، گردشگری در کشور رونق گرفته است چقدر در این حوزه سرمایهگذاری و برنامهریزی میکنیم تا این محیطها را به خانوادهها معرفی کنیم؟ حالا ممکن است تخلفاتی هم صورت بگیرد و عدهای به محیط آسیب بزنند اما آیا ما بهدلیل تخلف عدهای اندک باید گردشگری را تعطیل کنیم؟ پس وظیفه فرهنگ و نقش ما برای آموزش و آگاهیسازی چیست و کجا باید آن را جستوجو کرد؟
بازغی درباره چرایی کمبود فعالیتهای معیشتی در خانه سینما گفت: تصور کسی که میآید عضو خانه سینما یا عضو یک خانه صنفی میشود، این است که برایش منافعی داشته باشد. مثلا بیمهای برایش برقرار شود، تفریحاتی که برای دیگران پرهزینه است، با هزینه کمتر برایش فراهم شود و از این دست امکانات. با توجه به این که ما تنها خانه صنفی هستیم که متاسفانه زیر نظر دو وزارتخانه کار و ارشاد فعالیت میکنیم، برخورداری کمی داریم. زیرا هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند. اگر بخواهیم زیر نظر ارشاد به عنوان یک موسسه ثبت شویم باید دو هیات مدیره داشته باشیم که یک هیات مدیره زیر نظر وزارت کار و یک هیات مدیره زیرنظر وزارت ارشاد باشد و عملا امکانپذیر نیست.
بازیگر “تیغ و ترمه” و “دعوت” اظهار داشت: در اساسنامه خانه سینما در اولین جملهای که بعد از ذکر تابعیت جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است، اشاره شده که ما موظفیم شأن و منزلت اعضا را حفظ کنیم. بعد هم نوشته شده که میتوانیم تعاونی تشکیل دهیم. ما یک صنف غیرانتفاعی هستیم و آنگونه که در اساسنامه خانه سینما آمده است، حق درآمدزایی نداریم، یک ضعف بزرگ برای مجموعهای است که ۳۶ صنف دارد و میتواند ظرفیت بزرگی تولید کند. مثلا در کنار خانه سینما یک موسسه فرهنگی و هنری سینما تاسیس کند و بتواند برای خودش در تبلیغات، انتشارات و امور مرتبط قدرتی باشد که در خدمت به اعضای صنف قرار گیرد. دومین مورد این است که در هیچ جای اساسنامه انجمن بازیگران خانه سینما تعریفی برای اینکه بیانیههای سیاسی صادر کنیم، نداریم!
راننده اسنپ؛ برنده جایزه از جشنواره #سینماحقیقت!
سینماروزان/مهدی فلاح: در اختتامیه جشنواره سینماحقیقت اتفاق تازهای افتاد و آن هم اینکه بالاخره یکی از مدیران خانه سینما اعتراف کرد به گرفتاری های مالی خانواده سینما که باعث شده آنها به سمت رانندگی اسنپ یا دستفروشی بروند.
مدتها بود درباره اوضاع معیشتی نامساعد اهالی سینما سخنی از سوی سران خانه سینما شنیده نمیشد ولی علی دهکردی مدیرعامل تازه خانه سینما نه فقط اذعان کرد به مسافرکشی برخی از سینماگران که مدعی شد یکی از برگزیدگان جشنواره حقیقت هم راننده اسنپ بوده!
علی دهکردی در اختتامیه جشنواره هفدهم سینماحقیقت گفت: در روزهای اولی که من برای مسئولیت مدیر عامل خانه سینما انتخاب شدم، اسنپ گرفتم و بعد راننده اسنپ به من گفت که من مستندسازم و عضوی از خانه سینما!!
وی ادامه داد: همان لحظه من فکر کردم کلید خانهای را در دست گرفتم که یک مستندساز بهعنوان موتور دانش، خلاقیت و هنر راننده اسنپ شده است. اما حالا خوشحالم که این جوان در این سالن جایزه گرفت و جمعیت انبوهی برای او دست زدند. امیدوارم سینماحقیقت بتواند حقیقت سینمای فاخر ما را به گوش و چشم کسانی که چشم و گوششان را بر حقیقت سینما بستند، باز کند!
راننده اسنپ؛ برنده جایزه از جشنواره #سینماحقیقت
البته که جهت حفظ حرمت فرد هم که شده علی دهکردی نامی از این مستندساز نبرد ولی این، وضعیت بسیاری از سینماگرانی است که متاسفانه سالهاست از نظر معیشتی و امنیت شغلی اوضاع بسامان ندارند و آن قدر کمکاری روی هم تلنبار شده که نگو و نپرس. تازه این مستندساز خودرویی دارد که بتواند با آن وارد اسنپ شود، سینماگرانی که توان خرید خودرو و مسافرکشی ندارند چه باید بکنند؟؟ امید که در اختتامیه جشنواره های بعدی، روسای صنوف سینما به این پرسش هم پاسخ دهند.
حکایت آن دستکش مخملی!؟ ⇐علی دهکردی مدیرعامل خانه سینما شد
سینماروزان/حامد مظفری: بعد از استعفای مرضیه برومند از مدیرعاملی خانه سینما که متعاقب دو استعفای قاسم قلیپور از شورای داوری و فرهاد توحیدی از دبیری جشن خانه بود، تاکید کردیم آنچه رابطه روسای خانه با بدنه آن را کدر کرده، دور ماندن از توجه به معیشت بدنه و تمرکز به سیاسیبازیهای دهه هشتادی است.
همان زمان متذکر شدیم چه مرضیه مدیر خانه سینما باشد چه راضیه، تفاوتی به حال اعضای خانه ندارد و آنها خواستار لااقل برطرف شدن یکی از ده ها معضل معیشتی خود و فیالمثل نداشتن بیمه بیکاری هستند و بدیهی است اگر تفکر گردانندگان خانه سینما، جز این باشد، آش همان آش است و کاسه، همان کاسه.
با انتخاب علی دهکردی به عنوان مدیرعامل خانه سینما معلوم شد گردانندگان بیشتر دوست دارند همین روال باری به هر جهت را ادامه دهند و ابدا در ظاهر هم که شده دنبال ذره ای تغییر تفکر به نفع معیشت نیستند و همچنان میخواهند بهجای جراحی دستی معیوب آن را با دستکش مخملی، بپوشانند!؟
علی دهکردی مدیرعامل خانه سینما شد!
علی دهکردی که بیشتر با یک فیلم “از کرخه تا راین” شناخته میشود جزو باسابقهترین پرسنل مدیریتی صنوف خانه سینما بوده. او آدمی است محترم، کمحرف و البته بی علاقه به ایجاد هر گونه اصطکاک با بالادست و برای همین سالها در هیات رئیسه انجمن بازیگران حضور داشت و بهزعم گردانندگان، چه بهتر از چنین گزینه ای برای مدیرعاملی؟
بعید است با آمدن علی دهکردی اتفاقی عملیاتی برای رفع دغدغه های معیشتی بدنه سینما بیفتد ولی ای کاش روسای خانه سینما که خیلی سعی کردهاند در بیانیه ها، خود را همراه ماجراهای پسامهسا نشان دادند، لااقل میتوانستند بعد از رفتن مرضیه برومند، خواهر بازیگر ایشان راضیه سادات برومند یزدی را به مدیرعاملی برسانند تا آن ژست زنگراییشان به اندازه یک دوره دو ساله عمر هیات مدیره، دوام داشته باشد ولی دردا که حتی از پیدا کردن یک نفر مرد خارج هیات مدیره هم عاجز بوده اند چه برسد که بتوانند بانوانی صریح همچون راضیه برومند را ترغیب کنند به قبول مدیرعاملی؟
فروپاشی بدون انحلال؟ ⇐بعد از فرهاد توحیدی، مرضیه برومند هم از مدیریت #خانه_سینما استعفا داد
سینماروزان/حامد مظفری: حدود دو ماه بعد از آن که فرهاد توحیدی از دبیری جشن خانه سینما استعفا داد حالا خانه سینما خبر داده که مرضیه برومند هم از مدیرعاملی خانه سینما استعفا داده است.
طبق اعلان خانه سینما، مرضیه برومند دهم مهر ماه استعفای خود را به خانه سینما ارائه داده ولی پس از بیش از یک ماه، تازه خبر رسمی این استعفا از سوی خانه، اعلام میگردد! چرا این قدر دیر؟ آیا سران خانه سینما فکر میکردند بتوانند برومند را قانع کند که باز بماند و سیبل انتقادات معیشتی اهالی سینما شود؟
استعفای فرهاد توحیدی و مرضیه برومند که هر دو جزو سینماگران معتدل راه یافته به بالادست خانه سینما بوده اند و میتوانستند در تعامل با ارشاد، اوضاع را از بدتر به بد برسانند، نشان دهنده آن است که همچنان تکقطبی است که بر خانه سایه افکنده و حتی امثال توحیدی و برومند هم نمیتوانند در این فضای تکقطب فعالیت کنند.
این استعفاها را بگذارید کنار کنش های معیشتی خانه سینما در سالهای اخیر که به حداقل رسیده و تقریبا هیچ برنامه معیشتی برای سینماگران تعریف و اجرایی نشده و حتی بخشی از حقالسهم بیمه تکمیلی درمان سينماگران- که تا سه سال قبل توسط خانه پرداخت میشد -هم حذف و خانواده سینما مجبورند هزینه هنگفت برای بیمه تکمیلی خود و همسر و فرزند بپردازند…
چه کسی جای برومند می آید؟وقتی صنفی برای اعضایش کنش صنفی نداشته باشد چه فرقی هم میکند که چه افرادی در رأس صنف هستند؟ الان که برومند رفته چه فرقی میکند کدام سینماگر جایش بنشیند؟ تنها خروجی خانه سینما، شده است تعدادی بیانیه و البته معرفی نمایندگانی به شوراهای نظارتی در جهت کمک به سینماگران همسو برای دریافت مجوز! وقتی بعد از سالها فریاد زدن سینماگران هنوز یک بیمه بیکاری ندارند دیگر چه فرقی میکند که مرضیه مدیر خانه باشد یا راضیه؟
در مثل، مناقشه نیست؛ حال و روز اخیر خانه سینما شبیه نیست به اواخر اتحاد جماهیر شوروی که افرادی غالبا تکراری و بدون فکر نو، مناصب را میان خود تقسیم میکردند و اصلا حواس شان به نیازهای آحاد جامعه نبود؟؟
بعد از فرهاد توحیدی، مرضیه برومند هم از مدیریت #خانه_سینما استعفا داد
خانه سینما یک بار در دولت دوم احمدینژاد، منحل شد، یک بار در دولت اول روحانی، باز شد و حالا ده سال بعد از بازگشایی مجدد، خانه سینما نه منحل شده و نه احدی بنای انحلال آن را دارد ولی بود و نبودش، برای اهالی سینما چندان تفاوتی ندارد. انفعال چنان گریبانگیر خانه سینما شده که حتی وقتی رئیس سینمای دولت رئیسی در همان ابتدای کار، روسای خانه را به مشورت خوانده و خواهان ارائه برنامه جامع معیشتی میشود باز دو سال میگذرد و حتی در حد هزار کلمه طرح پیشنهادی برای ارتقای معیشت سینماگران به دولت ارائه نمیگردد تا بدنه صنف سینما، تندترین انتقادات را روانه روسای خانه کنند.
این روزها کمتر کسی رادیکال ترین بیانیه ها و اظهارات سیاسی روسای خانه را جدی میگیرد. چرا؟ چون سینماگران خستهتر و گرسنهتر از آن هستند که در سال ۱۴۰۲ دوباره فریب سیاسیکاران را بخورند و بخواهند آتش تهیه جنگی باشند که در نهایت هیچ تاثیری بر معیشت آنها ندارد.
ختم کلام؛ خانه سینما برای جلوگیری از فروپاشی کامل، به افراد صاحب انگیزه و متفکری لازم دارد که رها کنند بازی های سیاسی را و تمرکز کنند بر معیشت و معیشت و معیشت! خجالت ندارد که سی سال بعد از تاسیس خانه، سینماگران هنوز بیمه بیکاری ندارند؟
چرا #مرضیه_برومند مدیرعامل خانه سینما حرفش درباره #اسرائيل را پس گرفت؟
سینماروزان/مهدی فلاح: مرضیه برومند مدیرعامل خانه سینما در مراسم تشییع داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدیفر، به ناگاه از آمادگی برای جنگیدن با اسرائیل گفت ولی کمتر از یک روز بعد با انتشار متنی در صفحه اجتماعی خود، حرفش را پس گرفت و مدعی شد بدون تمرکز، حرف زده!
مرضیه برومند در تشییع مهرجویی چه گفت؟ او منطبق با فیلمی مستند از گفتههایش، بیان داشت: ما همه بودیم در این سرزمین برای اینکه سرزمینمون و خاکمونو دوست داریم. با ما خوب باشین! ما کنار شما با اسرائیل و رژیم صهیونیستی هم میجنگیم…
حرفهای مدیر خانه سینما درباره جنگ با اسرائیل هرچند در همان مراسم تشییع هم با هو شدن از سوی سینماگرانی مواجه شد که ماههاست انفعال روسای خانه سینما برای حل مشکلات معیشتی خود را میبینند ولی به هر حال بازتاب گسترده این حرفها سبب شکل گیری واکنشهایی هم شد در این باره که مدیرعامل خانه سینما حتما در این قضیه به وعدهای که داده وفادار باشد و برای ثبت کودککشیهای اسرائیل هم که شده به همراه همکارانش در هیأت مدیره جهت ساخت یک مستند به غزه بروند؛ پیشنهادی که منطقی مینمود.
با این حال پس از گذشت کمتر از یک روز، مرضیه برومند متنی در صفحه اجتماعی خود منتشر کرد و نه فقط جنگ با اسرائیل که کلا جنگ را زیر سوال برد و مدعی شد حرفهایش در تشییع مهرجویی ناشی از آشفتگی و فقدان تمرکز ذهن بوده است!! و از احترام به افکار سینماگران نوشته ولی نگفته که احترام به افکار کدام سینماگران او را واداشته به تکذیب حرفهای روز قبل؟ دقیقا کدام سینماگران هستند که با جنایات اسرائیل مشکلی ندارند؟ و قساوت آنها را زیر سوال نبردهاند؟ و اصلا احترام یعنی اینکه بدون تمرکز ذهن سخن راندن؟؟
مرضیه برومند و حرفهایش درباره جنگ با اسرائیل در تشییع داریوش مهرجویی
برومند در صفحه اجتماعی خود نوشت: در مراسم تشییع هنرمند بزرگ کشورمان داریوش مهرجویی، منهم مثل همه دوستان و همکارانم بسیار غمگین و آشفته و پریشان بودم و تمرکز کافی برای حرف زدن نداشتم، اما به حکم جایگاه حقوقیام و به درخواست همکارانم در خانه سینما بیآنکه متنی را از پیش آماده کرده باشم روی صحنه رفتم و درباره جایگاه آقای مهرجویی و تاثیر اجتماعی آثارش صحبت کردم. پس از آن روی سخنم بیشتر با مسئولین فرهنگی بود، ابتدا از ایشان بابت همراهیشان در برگزاری مراسم و همچنین مراسم تشییع زندهیاد آتیلا پسیانی که هفته گذشته برگزار شده بود تشکر کردم و گفتم قدر هنرمندان را باید تا زنده هستند بدانند، روح حساس و زودرنج انها را درک کنند و بگذارند اثرشان را دور از تنش و در آرامش خلق کنند. درباره فیلمسازان جوان هم صحبت کردم و تاکید کردم که باید آنها را دریابند و قدر استعدادهای درخشانشان را بدانند زیرا آنها بذر سینماگران بهنام گذشته در جانشان در حال جوانه زدن است و باید شرایط بالندگیشان فراهم شود. گفتم ما همه، مردم این سرزمین هستیم، به مردم و کشورمان عشق میورزیم و به همین دلیل ماندهایم و ترک وطن نکردهایم. ناگهان به یاد فجایع غزه افتادم، میخواستم بگویم اگر رفتار مسئولین با هنرمندان و آثارشان جز این بود که متاسفانه هست، بدون شک آنها هم آنچه را که در دل داشتند به زبان میآوردند، حوادث غمبار غزه و آنچه را که سالهاست بر ملت بیپناه فلسطین میگذرد محکوم و در آثارشان ثبت میکردند، اما متاسفانه به اشتباه واژه جنگ را به کار بردم. من هم مثل همه هنرمندان از جنگ و خونریزی و کشتار بیزارم، هنرمندان همواره مدافع صلح و آرامش بودهاند و هر جنایتی را از سوی هر جنایتکاری در هرجای جهان محکوم کرده و میکنند، هیچ انتظاری هم از هیچ کس ندارند جز احترام به هنرشان و آثاری که خلق میکنند، هنری که اصلی ترین هدفش نفی خشونت، جنگ، نابرابری و بیعدالتی است. و اما آنچه مرا به نوشتن این متن واداشته است احترام به افکار سینماگران، هنرمندان و مردم ایران است نه پاسخ به واکنشهای مغرضانه و جعلی که به راه افتاده و پیش از این هم آنرا تجربه کرده بودم. آنها که آثار مرا دیدهاند و با کارهای من بزرگ شدهاند میدانند که من چگونه میاندیشم. به عنوان مدیرعامل خانه سینما باز هم تأکید میکنم و از مدیران و مسئولان فرهنگی میخواهم که در رفتار خود با سینما و سینماگران تجدیدنظر کنند.
کدام مدیر دهه شصتی، تشکیل خانه سینما را عامل پررویی صنوف میدانست؟/مهدی مسعودشاهی مطرح کرد
سینماروزان: مهدی مسعودشاهی، از بنیانگذاران بنیاد سینمایی فارابی و نخستین مدیران سینمای پس از انقلاب که از ۵۹ تا ۶۲ در حلقه مدیران سینمایی بود، یکی از مدیران دهه شصت-که بعدها مطلوب اصلاحطلبان شد-را مخالف تشکیل خانه سینما دانست!
مسعودشاهی در نشست «بر سینمای ایران چه گذشت» در پردیس آزادی گفت: تشکیلات خانه سینما طرح من بوده است. من در سال ۱۳۵۹ با تکتک صنوف حرف زدم و طرحهای زیادی وسط گذاشتم تا از بلاتکلیفی دربیایند و اعتمادی بین طرفین شکل بگیرد.
وی ادامه داد: خانه سینما را به این دلیل ایجاد کردم که تمامی صنوف دخیل و تصمیمگیرنده باشند؛ اما آقای الف(از مدیرانی که بعد از ما در دهه شصت روی کار آمد) به من گفت «اینها که خیلی پررو میشوند»! من در راستای حمایت، بنیاد رودکی را هم تاسیس کردم اما در حال حاضر به اسم کیست؟ من حتی عضو شورای سیاستگذاری آنجا هم نشدم، چراکه بحثهایشان را قبول نداشتم.
مهدی مسعودشاهی
مسعودشاهی تاکید کرد: من تا سال ۶۲ در سینما بودم و تلاش کردم هیچ هنرمندی ممنوعکار نبود و روند سال ۱۳۶۲ به بعد اداره و تشکیلات سینما را قبول ندارم. حتی بعد از سال ۱۳۶۲، به ایرج قادری گفته بودند که «شما استاد تکنیک هستید، اما دیگر کنار برو!» در حالی که در دوران ما، وقتی خیلی از هنرمندان از من میپرسیدند که ما میتوانیم کار کنیم؟ جریان سینما چه میشود؟ من میگفتم که اگر سینما باشد، شما هم هستید. من و دستاندرکاران سینما به طرحی رسیده بودیم که اگر اجرا میشد خیلی از بازیگران ممنوعکار نمیشدند.
نشست «بر سینمای ایران چه گذشت» با محوریت پخش مستندی به همین نام محصول جدید مرکز مستند سوره و به میزبانی امیر قادری توسط سازمان سینمایی سوره برگزار می شود.
عزتالله رمضانیفر بازیگر #قاتل_و_وحشی و #بلوف مطرح کرد: بیانیه صادر کردن دردی از اهالی سینما که در معیشت خودشان ماندهاند، دوا نمیکند!/الان سازمان نظام پزشکی یا سازمان نظام مهندسی، بیانیه سیاسیطور میدهند یا سعی میکنند با رایزنیهای عملیاتی، حفظ اعتبار جامعه پزشکان و مهندسان را رقم بزنند؟؟/مگر اهالی سینما کلا چند نفر هستند که این قدر در ایجاد تسهیلات معیشتی برای آنان اهمال میشود؟/وقتی کارمندان بانک ها و لشکری ها و کشوری ها، همه و همه تسهیلات خرید اعتباری ارزاق دارند چرا خانواده سینما هنوز حتی یک تعاونی مصرف ندارند؟
سینماروزان/پیمان اسماعیلی: بی تفاوتی به معیشت اهالی سینما که از شب عید تا ماه رمضان و روز سینما تسری یافته، ادامه دارد و به جای هر گونه همدلی و تلاش برای حل مشکلات معیشتی،هرازگاه بيانيه های سیاسیطور است که از بالادست خانه سینما صادر میشود.
عزتا.. رمضانیفر بازیگر پیشکسوت با بیان مطلب فوق به سینماروزان گفت: به نظر من خانه سینما میتواند با اتخاذ راهبردهای جدید، ورود بیشتری در عرصه مسائل رفاهی ، معیشتی و اقتصادی اهالی سینما مثل تاسیس تعاونی های مصرف و غیره داشته باشد و در کنارش حمایت از آدم های صدمه دیده از شرایط کرونایی سالهای اخیر که چند سالی است کاری نداشته اند و درآمدی هم کسب نکرده اند نیز مهم است.
بازیگر “از فریاد تا ترور” و “بالاش” در ادمه تاکید کرد: بیانیه صادر کردن دردی از اهالی سینما که در معیشت خودشان ماندهاند، دوا نمی کند. این نوع کارها در اصل شانه خالی کردن از وظیفه اصلی صنفی و مسئولیتی است که روسای صنف بابت حمایت از هنرمندان دارند. سیاسی شدن فعالیت صنفی با روح فعالیت معیشتی متناقض است. الان سازمان نظام پزشکی یا سازمان نظام مهندسی، بیانیه سیاسیطور میدهند یا سعی میکنند با رایزنیهای عملیاتی، حفظ اعتبار جامعه پزشکان و مهندسان را رقم بزنند؟؟
این بازیگر ضمن اشاره به عدم تحقق وعده های روسای صنف سینما در باب حمایت از هنرمندان افزود: چندی قبل در سمیناری در شهر مشهد با تعدادی از هنرمندان حضور داشتم که یکی از مدیران به عنوان سخنران مباحثی در باب لزوم حمایت از هنرمندان را عنوان کرد و در آخر مراسم با توجه به این دیدگاه حمایتی شان از ایشان خواستم برای تاسیس یک آموزشگاه هنری که مجوزش را دریافت کرده ام و تاسیس آن می تواند اوقات فراغت خیلی از جوانها را پوشش بدهد و نروند سراغ مسائل حاشیه ای، مرا برای اجاره یک محل برای تاسیس آموزشگاه به بانک و یا ارگانی معرفی کند و ایشان قول حمایت دادند و مرا به رئیس دفترشان معرفی کردند و ایشان هم قول داد تا چند روز بعد کار را انجام بدهند ولی پس از مدتی وقتی با رئیس دفتر ایشان تماس گرفتم ایشان حاضر به مکالمه نشد و شخص دیگری هم گفت شما در اولویت نیستید و نمیتوانید برای دریافت وام اقدام کنید. خب این نوع برخوردها بسیار دردناک است و ما از مسئولین انتظار داریم که به قول هایشان عمل کنند.
عزت الله رمضانی فر
بازیگر “بلوف” و “قاتل و وحشی” تاکید کرد: مگر اهالی سینما کلا چند نفر هستند که این قدر در ایجاد تسهیلات معیشتی برای آنان اهمال میشود؟ الان حتی آن کمک هزینه بیمه تکمیلی درمان نیز از سوی خانه سینما اعمال نمیشود و سینماگران باید هزینه هنگفت برای بیمه تکمیلی خود و خانواده شان بدهند؟ وقتی کارمندان بانک ها و لشکری ها و کشوری ها، همه و همه تسهیلات خرید اعتباری ارزاق دارند چرا خانواده سینما هنوز حتی یک تعاونی مصرف ندارند؟ الان اگر هنرمندی که حقوق ثابت ندارد یخچال ش خراب شود از کجا بیاورد یک یخچال بخرد؟؟! اینکه کار سختی نیست، لااقل سران خانه سینما در همان ساختمان کوچه سمنان یک تعاونی مصرف ایجاد کنند تا لااقل بشود خرید اعتباری و مدتدار کرد.
انتقاد #محمد_حاتمی بازیگر آژانس شیشهای و بادیگارد از صدور بیانیه بهجای حل مشکلات معیشتی توسط روسای خانه سینما: فایده این بیانیهها برای اهالی سینما چیست؟/اینکه پنج یا هفت نفر بهجای صنف ۵هزارنفره سینما، بیانیه میدهند با دموکراسی منافات ندارد!؟/چرا با وجود این همه بیانیه، سینماگران در ساختار تامین اجتماعی همچنان معادل #صیادان_فصلی هستند؟؟
سینماروزان/پیمان اسماعیلی: صدور بیانیههای گاه و بیگاه از روسای خانه سینما بی آن که مشخص گردد نفع این بیانیه ها برای صنف سینما و آحاد اعضای خانه سینما چیست، پرسش بسیاری از اهالی سینماست؟ آیا این بیانیهها باعث میشود مشکل بیمه بیکاری سینماگران، حل شود؟ یا آن که بیمه بازنشستگی ویژه ای برای سینماگران ایجاد گردد؟ مشکل آنجاست که با وجود این بیانیهها، سینماگران در ساختار بیمه تامین اجتماعی همچنان معادل صیادان فصلی هستند!
محمد حاتمی بازیگر باسابقه سینما و تئاتر با بیان مطلب فوق به سینماروزان گفت: نکته مهم در بیانیه نویسی های اخیر خانه سینما که به خانه تئاتر هم سرایت کرده این است که آیا این بیانیهها، شامل نظر تک تک اعضا صنوف خانه سینما است و آیا با همه آنها برای صدورشان تشریک مساعی شده است یا نه؟
بازیگر “آژانس شیشه ای” و “زمانه” ادامه داد: در واقعیت این طور است که پنج یا هفت نفر آدم در اتاقی مینشینند و تصمیمی می گیرند و بی پرس و جو کردن از اهالی سینما، بیانیه ای را صادر میکنند که به نظر خودشان به نفع همه اهالی سینما است ولی این نظرات کاملا شخصی است!
حاتمی تاکید کرد: اینکه پنج یا هفت نفر بهجای صنف پنج هزارنفره سینما، بیانیه میدهند با دموکراسی منافات ندارد؟؟ اینکه افراد به خاطر جایگاه مدیریت مقطعی خود به جای همه خانواده سینما تصمیم میگیرند و عنوان میکنند که ما صلاح دیدیم به جای همه این نوع بیانیه ها را بدهیم، به نظر من کار اشتباهی است و با روح دموکراسی و حقوق فردی تک تک هنرمندان در تعارض است! چرا قبل از انتشار بیانیههای متعدد، نظرات اهالی سینما درباره آنها را جویا نمیشوند؟
محمد حاتمی
بازیگر “بادیگارد” و “افسانه آه” در ادامه افزود: صدور چنین بیانیه هایی نیازمند کار شورایی است و نمیشود برای همه چیز حکم کلی صادر کرد. من با این رویه مخالفم و اولا که با وجود امکانات فعلی میشد فراخوانی از طریق سایت خانه سینما منتشر میشد و بیانیه را به نظر تمام اعضا میگذاشتند تا معلوم گردد از جمع حدود ۵هزار نفره خانه سینما، چند نفر زیر بیانیه را امضاء میکنند. ثانیا حتی اگر این کار را هم نمیتوانند بکنند حداقل باید از هر صنف بیست نفر دارای شأن اجتماعی، صلاحیت و تجربه را جمع کرده و درباره صدور بیانیه با آنها مشورت کرد.
محمد حاتمی تاکید کرد: اغلب ما اعضای خانه سینما از برخی از شرایط اجتماعی و شرایط معیشتی نارضايتي هایی داریم و مدتهاست در انتظاریم صنفی که سالانه برای تمدید عضویت از اعضا، حق عضویت میگیرد، کاری هم کند برای حل مشکلات اولیه سینماگران. تنها راه بازگشت اعتبار به خانه سینما، بازگشت به حل مشکلات معیشتی سینماگران و قبل از همه حل مشکل بیمه بیکاری و تعریف ردیف بیمه بازنشستگی ویژه برای اهالی سینماست.
ساعاتی پس از انتشار یک بیانیه غیرمعیشتی دیگر از روسای خانه سینما⇐ فرهاد توحیدی از دبیری جشن خانه سینما استعفا داد
سینماروزان/حامد مظفری: در حالی که بسیاری از اهالی سینما منتظر بودند در روز سینما،هدیهای ولو ناچیز از سوی خانه سینما به آنها تعلق گیرد، خروجی روسای خانه سینما باز هم یک بیانیه بود؛ بیانیه ای که هیچ کجای آن طرح، نقشه، برنامه یا راهکاری برای حل مشکلات متعدد معیشتی اهالی سینما به چشم نمیخورد.
گزافهگویی وقتش نیست که دیگر حتی خواجهی مرحوم شیراز هم میداند نزدیک سه دهه بعد از تأسیس خانه سینما، اهالی سینما نه بیمه بیکاری دارند، نه تسهیلات معیشتی دارند، نه حتی یک بهداری دارند، نه یک فروشگاه تعاونی مصرف و اگر بگوییم با کارت عضویت خانه سینما حتی نمیتوان رایگان یک فیلم در این همه سینمای خالی از مخاطب دید، شاخ درآوردن طرف مقابل، بدیهی است.
به هر حال فقط ساعاتی بعد از بیانیه غیرمعیشتی سران خانه سینما، فرهاد توحیدی از دبیری جشن خانه سینما استعفا داد؛ درست مثل سال قبل. فرهاد توحیدی که به نظر میرسد دیگر چندان همدل با سیاستبازان خانه نیست در متن استعفای خود، اصلی ترین دلیل استعفا را بی علاقگی بسیاری از صنوف خانه به برگزاری جشن در شرایط فعلی دانست.
بله، جشن را باید صنوفی برگزار کنند مثل مدیران تولید، عکاسان و کارگردانان، که آن قدر جنم دارند که با پیگیری امثال پوران درخشنده، شب عید برای گرفتاران صنف خویش، عیدی جمع کنند. جشن برگزار کردن هم آدم خودش را میخواهد و بسیاری از صنوف خانه سینما که حتی نتوانستند شب عیدی همان عیدی دوزاری سالهای پیش را دریافت کنند و بسیاری دیگر که تعلیق عضویت صندوق هنر شدند بارها در گفتگوهای آشکار و پنهان، از بی فایده بودن برگزاری جشن در دل بحران های اقتصادی اهالی سینما گفتند و آخرین آنها همین دو روز قبل که اصغر رفیعی جم فیلمبرداری که رزومهاش از پرده آخر و شاید وقتی دیگر تا سگ کشی و اعتراض و… را یک تریلی نمیکشد به صراحت بر سران خانه سینما تاخت که چرا معیشت را تاخت زدهاند به بیانیهنویسی.
استعفای فرهاد توحیدی از دبیری جشن خانه سینما
استعفای فرهاد توحیدی فقط معلولی است از همان بیتفاوتی روسا به اظهارات بزرگانی مثل رفیعیجم ولی اینکه بالاخره این جماعت بیخیال سیاستبازی پسا۸۸ شوند و دل دهند به کار برای بدنه سینما!؟؟
طفلکیها همچنان فکر میکنند شهریور۸۸ است و با بیانیهبازی میشود رفت و مثلا با حوزه بست و پروژه گرفت؟؟ آقایان حواسشان نیست دوره اصولگرایان باجده پاتال گذشته و این جماعت نئواصولگرا، خود متخصص تولید کارگردان و تهیهکننده و بازیگر در ابعاد و اندازههای مختلفند و نیاز چندانی به این جماعت ندارند و خود میسازند و خود جشنواره برگزار میکنند و خود جایزه میدهند و البته آن قدر هم بیمرام نیستند و فیالمثل دو هزار سهمیه نهضت مسکن را مستقیم به اهالی سینما میدهند؟؟
انتشار تکذیبیه تأییدآلود در مناقشه صندوق هنر و اهالی سینما!؟
سینماروزان: انتشار اخباری مختلف درباره تعلیق عضویت شماری از سینماگران از صندوق هنر با گفتگوهایی مختلف از سینماگرانی همچون علی قائممقامی و دانش اقباشاوی- از روسای ادوار صنوف خانه سینما- شوکی بزرگ را به جامعه سینما وارد کرد.
به دنبال گفتگوی علی قائم مقامی با ایلنا و دانش اقباشاوی با صبا در تأیید تعلیق عضویت، سینمامثبت هم فهرستی از معلقان صندوق هنر را منتشر کرد. به تازگی محسن ملکی نماینده خانه سینما در صندوق هنر گفتگویی با ایسنا انجام داده که هرچند ظاهرا در جهت تکذیبیه کلی تعلیق عضویتها بود اما جانمایه گفتگو حکایت دارد از تائیدیه درددلهای اهالی سینما.
جالبتر اینکه بلافاصله بعد از انتشار این گفتگو، امید محمدنژاد از عکاسان باسابقه هم از تعلیق عضویت خود از خانه سینما خبر داده!
ابتدا گفتگوی محسن ملکی با ایسنا را مرور میکنیم که فرمودهاند: در تاریخ ۱۴۰۲/۱/۱۴ فهرستی از اسامی برخی از اعضای خانه سینما که به دلیل عدم بارگذاری مستندات در سامانه صندوق اعتباری هنر تمدید عضویتشان انجام نشده بود به خانه سینما ارسال شد. بلافاصله با اعضایی که نامشان در فهرست ارائه شده ذکر شده بود، تماس گرفته شد و با همراهی و کمک کارکنان خانه سینما پرونده ها به تدریج تکمیل و بارگذاری شد. در تاریخ ۱۴۰۲/۱/۲۷ طی جلسهای با حضور جناب آقای پوراحمدی، مدیر عامل و معاونین محترم صندوق اعتباری هنر، نظرات، پیشنهادات و انتقادات خانه سینما توسط سرکار خانم برومند مدیر عامل محترم خانه سینما – آقای علی لقمانی و آقای سهیل رحیمی با ایشان در میان گذاشته شد و مهلت جهت تکمیل پرونده و بارگذاری توسط اعضای مذکور تا ۱۵ اردیبهشت طبق توافق و تعامل به عمل آمده صورت گرفت و سه نفر نمایندگان خانه سینما در کارگروه ارزیابی متقاضیان عضویت در صندوق نیز معرفی شدند. گرچه ما هم ایرادات فراوانی به برخی از کارهای صندوق داریم ولی معتقدیم هرکاری باید صبورانه و صد البته با بررسی دقیق و منطقی انجام شود و خبر پراکنیهای منفی و شایعات کذب نه تنها این مسیر دشوار را هموار نمیکند، بلکه موجب ایجاد موانعی در کار خواهد شد. بنابراین شایعه لغو عضویت هنرمندانی که در سایتهای خبری از قول برخی از اعضای خانه سینما منتشرشده کذب محض است و از تاریخ ۲۷ فروردین الی ۱۰ اردیبهشت نواقص پروندههای این هنرمندان رفع و تمدید عضویتشان نیز انجام شده است: خانمها آتنه فقیه نصیری، سهیلا گلستانی، آزاده صمدی و آقایان امیر جدیدی، نیما شاهرخ شاهی، پژمان بازغی، محسن کیایی، حسام نواب صفوی، هدایت هاشمی، امیر حسین صدیق، افشین هاشمی، مصطفی کیایی و حسن کریمی.چنانچه هر یک از اعضای محترم علی رغم تکمیل پرونده و بارگذاری مستندات لازم همچنان تمدید عضویت نشدهاند، میتوانند مراتب را کتبا به خانه سینما جهت پیگیری های لازم ارائه نمایند. من بهعنوان نماینده خانه سینما در صندوق اعتباری هنر خبر منتشر شده را کاملا تکذیب کرده و با صراحت اعلام میکنم هیچگونه لغو عضویت و قطع بیمه در مورد اسامی ارائه شده از سوی صندوق اعتباری هنر صورت نگرفته است و فهرست مذکور صرفا جهت اطلاع رسانی در خصوص تکمیل پرونده و تمدید عضویت اعلام شده است!
حالا گلایههای امید محمدنژاد عکاس باسابقه را در گفتگو با فارس میخوانیم: اگر مطابق با اعلام قبلی صندوق اعتباری هنر لغو عضویتها صحت ندارد، بیانیه خانه سینما برای اصلاح این موارد چه معنایی دارد؟ این اتفاق از اساس بهمعنای صحت لغو عضویت برخی از هنرمندان در صندوق اعتباری هنر است، از طرفی نامهای اعلام شده در این بیانیه مربوط به افراد شناخته شدهای( سلبریتی) هستند، اگر صندوق اعتباری هنری معتقد است، هیچ هنرمندی لغو عضویت نشده پس انتشار این بیانیه چه معنایی دارد؟ این صندوق از اساس ماهیت خدمترسانی و حمایت از هنرمندان را دارد. قشر بسیار وسیعی از هنرمندان سینما و تئاتر گرفته تا هنرمندان هنرهای تجسمی و موسیقی و حتی فعالین قرآنی و خبرنگاران در تمامی نقاط کشور عضو این صندوق هستند و این نهاد باید برای حمایت از آنها فعالیت کند، چیزی شبیه به سازمان بازنشستگان کشوری که وظیفه حمایت از بازنشستگان را دارد. گله اصلی این است که این سازمان حمایتی به درستی با هنرمندان برخورد نمیکند و فردی مانند من را که در چند انجمن عضو هستم و در خانه سینما هم بهصورت افتخاری عضو هستم عضویتم لغو شده است، چرا باید هر دو سال فردی که در نهادهای صنفی هنرمندان عضویت دارد فعالیت هنری خود را ارائه دهد تا هنرمند بودنش به صندوق ثابت شود. وقتی هنرمندی دو سال فعالیت نداشته یعنی از نظر جسمانی توانایی فعالیت ندارد، اتفاقا این همان هنرمندی است که باید مورد توجه قرار گیرد و حمایت شود، چراکه دیگر توانایی فعالیت هنری و کسب درآمد ندارد و صندوق دقیقا در همین برهه عضویت فرد را بهدلیل عدم فعالیت در 2 سال لغو میکند. این موضوع نشان میدهد که در این صندوق نگاه تخصصی به وضعیت هنر و جامعه هنری حاکم نیست.
صندوق هنر و خانه سينما و مساله تمدید عضویت اهالی سینما در صندوق
مرور گفتههای نماینده خانه در صندوق که ظاهرا تکذیب ماجرای تعلیق است ولی در عین حال بخشی از همان لیست معلقان سینمامثبت را نام برده و از رفع مشکل و تمدید عضویت آنها میگوید خود شاهدی نیست بر این مدعا که ماجرای تعلیق نه یک شایعه که پروسهای بوده در جریان؟؟!
بماند که هم امید محمدنژاد و هم پیشتر علی قائممقامی و دانش اقباشاوی به صراحت از نادرستی روال در پیش گرفته شده برای تمدید عضویت اهالی سینما در صندوق میگویند! بر طبق اطلاعات روسای صندوق، در بهترین حالت میزان اعضای صندوق، فقط حدود صد هزار نفر است که در مقایسه با اعضای میلیونی صنفی مثل #خانه_کارگر، واقعا عددی نیست! پس چرا روال تأیید صلاحیت در صندوق و خانه کارگر این قدر متفاوت است؟
خانه کارگر هم پروسه تأیید صلاحیت دارد ولی فقط یک بار و به هنگام عضویت، اعضا را تأیید صلاحیت کرده و برای تمدید عضویت فقط حق عضویتی بسیار کمتر از حق عضویت صندوق دریافت میکند و تازه در قبال اعضا، مسئولیت معیشتی بالایی دارد و در عین ارائه خدمات اقامتی کاملا ارزان در تمام نقاط ایران و از مشهد تا شیراز و قشم و سرعین و…، هم سبدکالای ارزان به اعضا میدهد و هم با انعقاد قرارداد با فروشگاههای مختلف شرایط خرید ارزان و اقساطی کالا را برای اعضا فراهم کرده!
چرا صندوق هنر برای تمدید عضویت مجددا تأیید صلاحیت پیشه کرده؟ و در قبال عضویت همچنان نتوانسته نه سبدکالای ارزان توزیع کند و نه شرایط خرید اقساطی کالا و ارائه اقامتگاه های ارزان را فراهم آورد؟؟
ای کاش مدیران صندوق واقعا فکری کنند بر ارتقای خدمات صندوق به جای قرار دادن سیکلی پیچیده برای تمدید عضویت! صدالبته که روسای خانه سینما هم باید به جای تکذیبیههای تأییدآلود، مشکلات ابتدایی را زودتر از اینها حل کنند! همین حالا و در سایه نگاه صنفی معاونت مطبوعاتی، خبرنگاران به راحتی و صرفا از طریق مکاتبات الکترونیک در صندوق، تأیید عضویت میشوند ولی #خانه_سینما هنوز امکانی ندارد که تمدید عضویت اعضا را به صورت الکترونیک انجام دهد و مدام نیاز به حضور فیزیکی اعضاست؟ و تازه بعد از دریافت معرفینامه خانه باز باید قرارداد به صندوق ارائه کنند برای تمدید عضویت؟
سینماروزان آماده است پاسخ های روسای صندوق و خانه به این پرسشها را بی کم و کاست منعکس کند.
افشاگریِ شرمآور یک رسانه مستقل: لغو عضویت دهها سینماگر سرشناس از صندوق هنر!
سینماروزان/روحالله نشیبا: پس از گفتگوی جنجالی علی قائممقامی رئیس صنف مدیران تولید با ایلنا درباره لغو عضویت خود و شماری از سینماگران سرشناس از صندوق هنر(اینجا را بخوانید) به تازگی رسانه مستقل سینمامثبت فهرستی از برخی سینماگران لغو عضو شدهی صندوق ارائه داده است.
براساس گزارش سینمامثبت، امیر جدیدی، آزاده صمدی، نیما شاهرخ شاهی، هدایت هاشمی، آتنه فقیه نصیری، محسن کیایی، پژمان بازغی، حسام نواب صفوی، سحر جعفری جوزانی، لیلا بلوکات، غزل شاکری، امیرحسین صدیق، مصطفی کیایی، حامد محمدی، ابراهیم شیبانی، سهیلا گلستانی، حسن کریمی، بامداد بیات و سعید انصاری ازجمله سینماگرانی هستند که با تعلیق عضویت از صندوق هنر مواجهند.
در این تعلیق بیش از همه نهاد صنفی خانه سینما که بابت فعالیت های صنفی برای سینماگران از دولت بودجه میگیرد باید پاسخگو باشد. چرا سران خانه سینما خیلی زودتر از اینها و همان زمانی که زمزمه های پالایش در صندوق هنر شنیده شد، سعی نکردند از طریق رایزنی مستقیم با روسای صندوق، مشکل را حل کنند؟؟؟ جز این است که آقایان خودشان اغلب تحت حمایت رسمی یا غیررسمی صداوسیما یا سازمان تبلیغات یا ارشاد یا شهرداری یا دیگر نهادهای متصل هستند و هیچ دغدغه معیشتی ندارند؟؟؟