محمد حیدری در برابر علی ضیاء بیان کرد⇐نخواستم نمایش «کاناپه» در جشنواره به توقیف دائمی آن منجر شود/بعد از جشنواره باید بروم در غار زندگی کنم!/فیلمهای شهرام مکری و کیوان علیمحمدی-امید بنکدار توسط هیأت انتخاب رد شد/حقوقم میلیونی است و نه میلیاردی!/فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره توسط خانه سینما(!!!) انجام خواهد شد

سینماروزان: سیدعلی ضیاء در پنجاهمین روز از اجرای برنامه صبحگاهی شبکه یک در روز دوشنبه 27 دی ماه میزبان محمد حیدری دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر بود و با او درباره داغ ترین مسائل جشنواره گفتگو کرد.

به گزارش سینماروزان در ابتدای برنامه حیدری در پاسخ به این نکته ضیاء که شما از معدود هنرمندهایی هستند که 6 صبح بیدار می شوند، گفت: اکنون شرایط سختی داریم چون به برگزاری سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر نزدیک می شویم و قرار است هیات داوران اعلام شوند. از همین رو، ساعات کار ما بالا رفته است.

وی در پاسخ به اینکه چرا برخی دبیران جشنواره تا به حال حتی به تغییر سیمرغ و جایزه ای که جشنواره با آن شناخته می شود اقدام کرده اند، بیان کرد: جشنواره فیلم فجر با توجه به اینکه جشنواره ساختار ثابتی ندارد، فاقد شورای سیاست گذاری ثابت است و… دبیران محترم تغییر را با این موارد اعمال می کنند. ولی ما باید ساختار ثابتی را برای جشنواره لحاظ کنیم و یک ساختمان اصلی برای جشنواره داشته باشیم. تا به حال سی و چهار دوره برگزار شده و در بخشی از این دوره ها هم دبیران محترم سلایق خود را اعمال کرده اند.

نقد محمد حیدری به جشنواره فیلم فجر چیست؟

حیدری در این باره که خودش چه انتقادی به جشنواره دارد، یادآور شد: جشنواره فیلم فجر برای مردم خیلی مهم است و جذابیت زیادی دارد. همه فیلمهای ما در این جشنواره رونمایی می شود. بخشی از انتقاد وارد شده به جشنواره این است که همه آورده و سرمایه سینمای ما در این ایام رونمایی می شود. بسیاری از جشنواره های بزرگ دنیا این کار را نمی کنند و بهترین فیلمهای سال را به جشنواره هایشان می آورند اما نقدی که به جشنواره فیلم فجر وارد می شود این است که سرمایه های اصلی سینمای ایران در مدت خاص رونمایی می شوند. به گونه ای که انگار به مالمان آتش زده ایم، همه فیلمها را در یک فرصت 10 روزه می بینیم اما این خطر وجود دارد برخی فیلمها به دلیل این سیاستی که از قبل گذاشته شده، (سیاست قبلی جشنواره فجر این بوده که فیلمهایی که در جشنواره حضور داشته اند همه در چرخه اکران قرار می گرفتند) از اکران بازبمانند.

انتقاد به زیاد بودن جوایز جشنواره را می پذیرم

دبیر جشنواره فیلم فجر در پاسخ به این سوال مجری «فرمول یک» درباره انتقاداتی که به بالا بودن تعداد جوایز می شود، تصریح کرد: این نکته مهمی است و بسیاری از کارشناسان سینما این انتقاد را به جشنواره دارند. سال گذشته ما از تعداد جوایز کم کردیم اما به دلیل اینکه دو نگاه به جشنواره وجود دارد؛ اینکه آن را جشن سینمای ایران در دهه فجر از یک سو و جشنواره سینمایی ایران از سوی دیگر قلمداد می کنند، در بخش داوری کار سختی داریم و سینماگران این انتقاد را داشتند که چرا فیلمها را در بخش مسابقه افزایش داده ایم. این انتقاد درستی است که هم جوایز زیاد است و هم تعداد فیلمهایی که برای مسابقه انتخاب می شوند شرایط را برای داوری دشوار می کند.

بهترین دبیر جشنواره فیلم فجر از دیدگاه دبیر دوره های سی و چهار و سی و پنج

وی در این باره که بهترین دبیر جشنواره تاکنون را چه کسی می داند، گفت: از بین دبیرانی که از دوره اول تا سی و دوم بوده اند فکر می کنم کسی که به لحاظ ساختاری تعداد دوره هایی که بوده زیاد بوده، علیرضا داد است.

افزایش 60 درصدی مخاطبان در دوره گذشته

درگیر کردن هنرمندان در جشنواره و حضور آنها در کاخ جشنواره سی و چهارم، نکته ای بود که ضیاء به آن اشاره کرد و حیدری درباره اش توضیح داد: سال گذشته حضور هنرمندان سینما به رونق جشنواره کمک کرد. دوستان لطف داشتند و پیشنهادات ما را پذیرفتند. در بخش تبلیغات شهری هم حضور موثری داشتند و مردم را دعوت کردند. این اتفاق مبارکی بود و در سال گذشته 60 درصد افزایش مخاطب در سینماها را داشتیم و 98 سانس ویژه در ساعت 3 بامداد تجربه کردیم که اتفاق خوبی است. هرچقدر مردم خوشحال باشند ما خوشحال تریم. کاری که انجام می دهیم برای مردم است و سرمایه سینمای ایران مردم هستند. وظیفه ما این است که این رویداد هنری بزرگ را با مردم شریک کنیم.

حیدری درباره برگزاری همزمان جشنواره در استانها گفت: انتقاد دیگری که به جشنواره وارد بود این بود که چرا فقط در تهران برگزار می شود. در حالی که این رویداد جشن بزرگ سینمای ایران است و مردم ایران هم سینمادوست هستند. البته فستیوال های خارجی تعریف شده هستند، در یک شهر خاص برگزار می شوند و حتی گاه اسم جشنواره از روی همین شهر برداشت شده و رونق آن بسته به برگزاری جشنواره است.

هر کدام از جشنواره هایی بسیاری را که داریم می شود در یک شهر برگزار کرد

وی تاکید کرد؛ ولی ما چنین تعریفی نداریم. البته مثلا چند سالی است جشنواره فیلمهای ویدئویی یاس در رامسر برگزار می شود. می طلبد چنین موضوعی درباره دیگر جشنواره ها نیز نهادینه شود. ما جشنواره های زیادی داریم که همه فقط در تهران برگزار می شوند. برگزاری جشنواره فیلم فجر در شهرستانها هم هزینه زیادی می طلبد اما تلاش کردیم همه مردم کشور را خوشحال کنیم و جشنواره همزمان در 30 استان کشور هم برگزار شود. البته این جشنواره ها شامل نمایش همه فیلمها نمی شود و ما مجبوریم 20 فیلم را در استانها نمایش دهیم.

17 فیلم از مجموع 44 اثر جشنواره متعلق به فیلم اولی و دومی ها است

حیدری درباره حضور فیلم اولی ها در جشنواره سی و پنجم توضیح داد؛ 11 فیلم در بخش سودای سیمرغ فیلم اولی داریم و کارگردان های فیلم اول بسیار خوشحال هستند. سالیان گذشته به دلیل اینکه فیلمهای اول کم بودند، بخش جداگانه داشتند. سال گذشته بخش زیادی از جوایز را فیلمهای اول گرفتند. شاید اینگونه جوان ها اعتماد بیشتری به جشنواره کردند و در مجموع 44 فیلم، 17 فیلم، آثار اول و دوم هستند که در کنار پیشکسوتان سینمای ایران قرار گرفته اند. باید این واقعیت را بپذیریم که جوان ها می آیند و نسل عوض می شود.

سینما با مردم زنده است

وی تصریح کرد؛ پیشکسوتان همیشه مورد احترام هستند و خواهند بود. سینمای ایران از این اتفاق استقبال می کند و آن را نوید خیلی خوبی برای سینمای ایران می داند. برخی هم شاید نسبت به این موضوع گارد داشته باشند که فکر نمی کنم تعداد زیادی باشند. در مجموع باید بپذیریم نسل جدیدی وارد سینما شده اند که مردم آنها را می پذیرند و آنها هستند که قرار است از فیلمها استقبال و آنها را رد یا تایید کنند. چون سینما با مردم زنده است.

سازمان سینمایی باید مکانی را به عنوان کاخ جشنواره هایش داشته باشد

دبیر جشنواره فیلم فجر درباره اتفاق مثبت سال گذشته و استفاده از پردیس ملت برای حضور هنرمندان و اینکه خلایی برای وجود یک محل ثابت برای برگزاری جشنواره وجود دارد، گفت؛ این نقیصه وجود دارد که خود سازمان سینمایی و وزارت ارشاد جایی را به عنوان کاخ همه جشنواره ها در تهران داشته باشد. این نقیصه بزرگی است. فعالیت های زیادی در برج میلاد برگزار می شود و برج با ما هم نهایت همکاری را دارد. امسال ما یک روز را به تعداد روزهای نمایش فیلمها در برج میلاد اضافه کرده ایم. سال گذشته پردیس ملت را اضافه کردیم و مردم خوبمان در کنار هنرمندان فیلمها را دیدند. اتفاق خوبی بود که از آن استقبال شد. اتفاق خوبی که برای صاحبان فیلم می تواند بیفتد عکس العمل مردم است.

ترکیب هیات انتخاب، مناسب عرف همیشگی بوده است

وی در پاسخ به سوال ضیا درباره حواشی که نسبت به اعضای هیات انتخاب وجود داشته، اظهار کرد؛ هر سال مرسوم بوده که سه نفر از شورای پروانه نمایش در هیات انتخاب حضور داشته باشند. امسال کسانی که از پروانه نمایش انتخاب شده اند به دلیل اینکه اعضای آن به تازگی تغییر کرده، غیرسینمایی به نظر بیایند؛ دکتر عماد افروغ، دکتر کرمی و دکتر طه مرقاتی. چهار نفر هم که از اهالی سینما بودند. از جمله دو تهیه کننده همچون دکتر حسین نژاد و سیدضیاء هاشمی. نرگس آبیار هم به عنوان کارگردان جوان سینمای ایران حضور داشت. جمال امید هم که منتقد است و سالیان سال در سینمای ایران حضور دارد. او آشنا به همه آداب و رفتار سینما است.

وی ادامه داد؛ جشنواره فیلم فجر همزمان با دهه فجر برگزار می شود و باید سلایق مختلف در آن حضور داشته باشند. من در جلسات هیات انتخاب بوده ام و دیده ام اعضا چطور با هم بحث می کنند برای اینکه یک فیلم حضور داشته باشد یا خیر. انتخاب از بین ۹۴ فیلم کار بسیار سختی بوده است و ما باید سبد سینمایی مان را طوری بچینیم که پاسخگو همه سلایق باشد. بحث هایی که درباره هیات انتخاب پیش می آید در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست. خیلی ها می آیند و جشنواره را مقایسه می کنند اما درباره بخشهایی که به نفع نیست صحبت نمی کنند. به راستی ساختار جشنواره ما شبیه هیچ جشنواره ای نیست. هیچ کجای دنیا هیات انتخاب ندارند و آن را معرفی نمی کنند. ولی در کشور ما مرسوم بوده است. ما به این سمت رفتیم که مشاورانی برای انتخاب داشته باشیم که بتوانند سلایق مختلف را راضی نگه دارند.

در انتخاب آثار هم موضوع مهم بوده هم کیفیت

دبیر جشنواره فیلم فجر درباره اینکه آیا آثار بر اساس موضوعشان انتخاب شده اند، ادامه داد؛ موضوع نمی تواند مهم نباشد. چون هیات انتخاب مجموع فیلمها را دیده اند. ما برای جشنواره فجر و سینمای ایران فیلم انتخاب می کنیم. ما برای کشور خودمان فیلم می سازیم و قطعا آثار باید با ساختارهای سیاسی و اجتماعی باید همخوانی داشته باشد. موضوع در کنار کیفیت آثار مورد توجه قرار گرفته است. بخشی از این فیلمها انتقادی سیاسی بوده اند. امسال برای داوری بسیار دشوار است و تنوع خاصی در جشنواره داریم که شرایط را برای داوری سخت می کند.

درباره «کاناپه» شورای پروانه نمایش و مراجع قانونی وزارت ارشاد تصمیم می گیرند

حیدری در پاسخ به این سوال ضیا که چرا این مشکل برای فیلم کاناپه کیانوش عیاری به وجود آمد در حالی که در برخی سریالهای تلویزیونی مثل فیلم یوسف پیامبر هم از پوستیژ استفاده شده، اعلام کرد: کیانوش عیاری از کارگردانان بزرگ سینمای ایران هستند و بسیار دوست داشتنی و نجیب. من عذرخواهی می کنم درباره ایشان  صحبت می کنم. ایشان فیلمی را به جشنواره دادند که در روز آخر بحث های هیات انتخاب بود. شاید درباره این فیلم نگاه های مختلفی از سوی مراجع تقلید و بخش های مذهبی وجود داشته باشد. در گذشته «خانه پدری» هم نمایش داده نشد. درباره «کاناپه» هم هیات انتخاب نظرشان این بود که فیلم خوبی است اما باید درباره اش تصمیم گیری شود و مورد بررسی دقیق تری قرار بگیرد. ما که نمی خواهیم فیلم به جشنواره بیاید و خدای ناخواسته توقیف شود. در زمان اندکی که وجود دارد، شورای پروانه نمایش و مراجع قانونی خود وزارت ارشاد تصمیم می گیرند و ان شاءالله این فیلم نمایش داده خواهد شد.

به سلیقه افراد احترام بگذاریم

وی درباره اینکه چرا فیلمهای شهرام مکری و کیوان علی محمدی و امید بنکدار نیز به جشنواره راه پیدا نکرده اند، گفت: فیلمها جز مورد خاصی که به آن اشاره کردم، توسط جشنواره دیده شد. من این فیلمها را ندیده ام و نمی توانم درباره شان صحبت کنم. مکری از فیلمسازان جوان و موفق کشور است اما بالاخره بخشی از مرحله انتخاب نیز به نوع نگاه و سلیقه آدم ها برمی گردد و باید به این سلیقه ها احترام بگذاریم. من از مجموع انتخاب هایی که هیات انتخاب انجام دادند دفاع می کنم. بسیاری از فیلمها هم نزدیک به هم هستند و به لحاظ کیفی در یک مرحله قرار می گیرند.

حیدری همچنین بعد از پخش آیتمی که مربوط به نیم قرن غارنشینی یک ایرانی در شمال کشور بود، به شوخی گفت: من هم بعد از جشنواره باید بروم در غار زندگی کنم!

قرار نبود عکس کیارستمی روی پوستر جشنواره فیلم فجر باشد

دبیر جشنواره فیلم فجر در این باره که آیا درست است که قرار بوده روی پوستر جشنواره تصویر زنده یاد کیارستمی بیاید اما خانواده او این موضوع را نپذیرفته اند، گفت: اصلا چنین چیزی وجود نداشته است. ما از سال گذشته به علی حاتمی فکر کردیم و چند کار خوب درباره او انجام شد. امسال تصویر این چهره برجسته سینمای ملی ما، روی پوستر جشنواره حک شد و در تمام دنیا مرسوم است که از چهره های برجسته فیلمسازی روی پوستر استفاده می کنند.

حقوقم هنوز میلیاردی و نجومی نشده است!

وی درباره اینکه حقوق دبیر جشنواره زیاد است یا کم، اظهار کرد: حقوق میلیونی هست اما هنوز میلیاردی و نجومی نشده است! در حوزه های فرهنگ از این خبرها نیست که از حقوق هایی که امروزه درباره اش صحبت می کنند و بعضا بزرگنمایی می شود داده شود. اگر عشق و علاقه نباشد کار بسیار سختی است. همه هدف من خدمت به سینمای ایران و مردم است. همه باید ریسکهایی کنیم و قدم هایی برداریم که می تواند اتفاقات خوبی را در آینده رقم بزند. باید کارهایی کنیم که در جشنواره فیلم و تئاتر فجر بتوانیم جمع زیادی از اهالی تئاتر و سلایق مختلف سینما را دور هم جمع کنیم.

مهم ترین نگرانی ام بحث داوری است!

حیدری در پاسخ به این سوال ضیاء که مهم ترین نگرانی پیش رویش چیست، بیان کرد: داوری جشنواره! این بخش خیلی مهمی است که همه استرس و دغدغه اش را دارند و ما دوست داریم واقعا در عدالت نسبی و شرایط خوب این اتفاق بیفتد.

دبیر جشنواره در پاسخ به اینکه فکر می کند آیا فرصت می کند فیلمی در جشنواره ببیند، گفت: بعید می دانم. سال گذشته 5، 6 فیلم را بیشتر نتوانستم ببینم اما امسال از مجموع 44 فیلم، بخش زیادی را از قبل اینکه روی پرده بروند دیده ام.

«فروشنده» نیازی به لابی ما ندارد

وی در باره این سوال طنز که آیا برای حضور فروشنده در اسکار لابی کرده اید یا خیر، گفت: «فروشنده» آنقدر فیلم ارزشمندی است که احتیاجی به هیچ لابی ندارد. فرهادی از فیلمسازان بزرگی است که هنوز به لحاظ ایده جوان هستند و مردم و فستیوالهای دنیا از آثارشان استقبال زیادی می کنند.

سینماگر محبوبتان کیست؟ سوالی که حیدری پاسخ به آن را خیلی سخت توصیف کرد و گفت: سلیقه شخصی من اصغر فرهادی است.

چند فرزند دارید؟ حیدری گفت: دو پسر دارم؛ یکی 17 ساله و دیگری 7 ساله و پسر بزرگترم وارد سینما شده است.

وی درباره معاشرت های سینمایی و دوستان سینمایی اش اینطور گفت: به دلیل اینکه در این دو سال مسئولیت جشنواره را داشته ام، ارتباط سینمایی کمی دارم و بیشتر از نظرات دوستان در محیط کارم استفاده میکنم. من با بخش زیادی از هنرمندان سینما ارتباط و رفاقت دارم که البته این ارتباط در محیط شخصی نیست.

تشکر ویژه از همکاران روابط عمومی

دبیر جشنواره فیلم فجر در پایان از برگزاری نشست خبری در چهارم بهمن ماه خبر داد و گفت: 1 بهمن هم از مجموعه سیمرغ مردمی سال گذشته که در 22 دوره پیش بودند، در قالب مجموعه «بر بال سیمرغ» رونمایی میکنیم. درباره خرید بلیت های اینترنتی هم خانه سینما زحمت این را می کشد. همچنین لازم می دانم از همکارانم در مجموعه روابط عمومی از جمله مسعود نجفی که بار سنگینی به دوش دارد، تشکر کنم.

«فرمول یک» شنبه تا چهارشنبه ها هر روز ساعت 6:30 تا 8:10 با تهیه کنندگی افشین حسین خانی و با خوانندگی تیتراژ حامد همایون روی آنتن شبکه یک سیما می رود.




خبر “کیهان”⇐جایگزینی 27 دی با 9 دی در تقویم خانه سینما

سینماروزان: روزنامه اصولگرای “کیهان” که در این سالها اغلب کوشیده درباره عدم کارکرد رفاهی نهاد صنفی خانه سینما برای اعضایش سخن گوید در تازه ترین خبری که درباره خانه سینما نگاشته از حذف مناسبت 9 دی از تقویم این نهاد و جایگزینی 27 دی به جای آن سحن گفته است.

متن خبر “کیهان” را بخوانید:

درحالی که «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» به طور رسمی در تقویم ثبت شده است، اما خانه سینما که نهادی رسمی محسوب می‌شود، این مناسبت بزرگ و مهم را از تقویم مناسبت‌های سایت خود حذف کرده است!
نکته قابل تأمل این است که روز اجرای برجام در 27 دی که تجربه‌ای شکست خورده است و حتی وزیر امور خارجه، محمدجواد ظریف نیز به اشتباه خود در خلال مذاکرات آن اعتراف کرده در تقویم خانه سینما دیده می‌شود. اما گویا مسئولان خانه سینما از مناسبتی که در آن قیام مردم، منجر به شکست کودتایی صهیونیستی- انگلیسی- آمریکایی در ایران شد، چندان دل خوشی ندارند.
از ریاست خانه سینما انتظار می‌رود که از این اقدام ضدملی که نوعی دهن‌کجی به ملت ایران محسوب می‌شود، عذرخواهی کند. همچنین نهادهای مربوطه باید با این رفتار مدیریت خانه سینما برخورد کنند.




ادعاهای محمدعلی سجادی که بعد از سالها فعالیت در ژانر جنایی از هنروتجربه سردرآورده⇐پنج سال خانه نشین بودم و مسافرکشی مي‌کردم!/بخش خصوصی زمانی که میخواهد پولشویی کند سراغ سینما مي‌رود/فيلمسازاني را د‌اريم كه د‌ر د‌وره آقاي شمقد‌ري اپوزيسيون بود‌ند‌ اما سريال و فيلم‌شان را مي‌ساختند‌/اگر “ایستاده در غبار” را ساخته بودم حتما “تمرین برای اجرا” پخش کننده قوی داشت/ سال 67 شمقدری و جمال شورجه و رحیم رحیمی پور مرا تبدیل کردند به سلمان رشدی وطنی!!!/کاری که در آن زمان کردم شما الان د‌ر سينماي ميركريمي و فرهاد‌ي مي‌بينيد‌!/ “بوف نه چندان کور” را روی صحنه مي‌برم

سینماروزان: یکی از معدود کارگردانان سینمای ایران که مدتها کوشید پای بند سینمای ژانر باشد و تجربیات مختلفی را در سینمای جنایی تجربه کند محمدعلی سجادی است.

به گزارش سینماروزان سجادی از دهه 60 که با “بازجویی یک جنایت” خود را شناساند تا سالها بعدتر و کارگردانی آثاری نظیر “شیفته”، “رنگ شب”، “جنایت” و “اثیری” مدام کوشید درامهای ماجرایی با زمینه جنایی بسازد با این حال از آخرین فیلم جنایی اش “مخمصه” نه سال می گذرد و او در این مدت فقط یک فیلم ساخته به نام “تمرین برای اجرا” که فضایی شبه تئاتر دارد کاملا بی ربط با همه فیلمهای قبلی اش؛ فیلمی که سر از هنروتجربه درآورده!

سجادی در گفتگویی که با “اعتماد” داشته با اشاره به دشواریهایش در فیلمسازی نکاتی خواندنی هم درباره 9 سال بیکاری اش بیان کرده و همچنین گلایه هایش را از امثال جواد شمقدری، جمال شورجه و رحیم رحیمی پور بیان کرده است.

فرازهایی از گفته های سجادی را بخوانید:

من پنج سال خانه‌نشين بود‌م و د‌ر اين مد‌ت حتي مسافركشي هم كرد‌م

كاري كه من با شاهنامه د‌ر «تمرين براي اجرا» كرد‌م پيش از اين چه كسي انجام د‌اد‌ه بود‌؟ حالا چرا اينطوري رفتاري مي‌كنند‌؟ چرا اين فيلم را ند‌يد‌ه مي‌گيرند‌؟ اتفاقا اينجا د‌يگر حاكميت مطرح نيست و مي‌خواهم بگويم ما يك فضاي غير طبيعي د‌اريم كه د‌ر اين فضا د‌وغ و د‌وشاب با هم مخلوط مي‌شود‌. يكي پر رنگ مي‌شود‌ و د‌يگري را ناد‌يد‌ه مي‌گيرند‌. البته من اصراري به مورد‌ توجه قرار گرفتن ند‌ارم و حرفم اين است اين فضا طبيعي نيست. من پنج سال خانه‌نشين بود‌م و د‌ر اين مد‌ت حتي مسافركشي هم كرد‌م براي اينكه تن ند‌هم به كارهايي كه د‌وست‌شان ند‌ارم. اين حرف‌ها و كارها براي من جنبه سياسي ند‌ارد‌ اما د‌ر اينجا از آن تعبير سياسي مي‌شود‌. همه كارهايي كه تا امروز به ثمر رساند‌م ماحصل بخش خصوصي و همت خود‌م است. د‌ر اين د‌وران به قول شما پركاري، چه كسي من را حمايت كرد‌؟ آيا د‌ولت كتاب من را د‌رآورد‌ه؟ د‌ولت براي ساخته شد‌ن فيلم «تمرين براي اجرا» از من حمايت كرد‌ه؟

اگر من «ايستاد‌ه د‌ر غبار» را ساخته بود‌م حتما «تمرين براي اجرا» پخش‌كنند‌ه قوي‌اي د‌اشت

قطعا د‌وستاني شبيه من د‌ر اين عرصه حضور د‌ارند‌ و اين حرف‌ها را نمي‌گويم كه برايم هورا بكشند‌، اما مساله اينجاست كه نسبت تو را پيد‌ا نمي‌كنند‌. اگر من «ايستاد‌ه د‌ر غبار» را ساخته بود‌م حتما «تمرين براي اجرا» پخش‌كنند‌ه قوي‌اي د‌اشت. نمي‌خواهم بد‌ كسي را بگويم و به نظرم همه حق كار كرد‌ن د‌ارند‌. حتي جمال شورجه هم رابطه‌اش با من كارد‌ و پنير است، به نظرم بايد‌ فيلمش را بسازد‌. مسعود‌ د‌ه‌نمكي بايد‌ فيلم بسازد‌، اصغر فرهاد‌ي و مهرجويي هم بايد‌ فيلم شان را بسازند‌. اين مي‌شود‌ آن فضاي طبيعي كه متاسفانه وجود‌ ند‌ارد‌. بنياد‌ فارابي براي ساخت «تمرين براي اجرا» به من وام د‌اد‌ د‌ستش هم د‌رد‌ نكند‌ اما اين وامي است كه به همه فيلمسازان مي‌د‌هند‌. نگفتند‌ چون شما روي شاهنامه كار مي‌كني و سي سال تحقيق كرد‌ي امكان ويژه‌اي به تو مي‌د‌هيم. آقايي تصميم مي‌گيرد‌ فيلمي مذهبي بسازد‌ و به حسابش ١٠٠ ميليون واريز مي‌كنند‌ كه با آن تحقيق كند‌ اما من به تنهايي د‌ر اين حوزه پژوهش كرد‌م و مد‌عي هستم.

شورجه، شمقدری و رحیمی پور مرا بدل کردند به سلمان رشدی وطنی

سال ٦٧ آقايان شورجه، شمقد‌ري و رحيمي پور پروند‌ه‌اي با نام سلمان رشد‌ي وطني براي من د‌رست كرد‌ند‌ و گفتند‌ شما د‌ر فيلم «چون باد‌» قرآن فروختيد‌ و د‌ر د‌هه ٦٠ هي مرا تراشيد‌ند‌ و آنقد‌ر منزوي و خسته‌ام كرد‌ند‌ كه شش سال خانه‌نشين شد‌م. بعد‌ها سر بسته شد‌ن خانه سينما شورجه به من گفت آن سال‌ها عقيد‌ه‌ام را گفتم شما چرا ناراحت شد‌ي؟ من گفتم چرا شما مي‌تواني عقيد‌ه ات را بگويي و من نبايد‌ بگويم؟ موضوع سر اين است. جالب است كه بعد‌ از ٢٥ سال د‌وباره همان حرف‌ها را مي‌زد‌. من هم به او گفتم بعد‌ از ٢٥ سال همانقد‌ر متحجرانه فكر مي‌كني. كاري كه من سر فيلم «چون باد‌» كرد‌م كه آقاي مسجد‌جامعي د‌ر مطلبي به آن اشاره كرد‌، شما الان د‌ر سينماي ميركريمي و فرهاد‌ي مي‌بينيد‌.

“بوف نه چندان کور” را روی صحنه می برم

فعلا كاري كه مي‌خواهم اجرا كنم، «بوف كور» صاد‌ق هد‌ايت است. جد‌ا از اينكه يك اثر مهم اد‌بي است و بعد‌ از ٨٠ سال هنوز كتاب روز است و د‌ر هر نسلي خواند‌ه مي‌شود‌. اين كار را تابستان سال د‌يگر د‌ر ايرانشهر اجرا مي‌كنم و احتمالا اسمش را به «بوف نه چند‌ان كور» تغيير مي‌د‌هم. به نظرم خواند‌ن صرف «بوف كور» اشتباه است.

فيلمسازاني را د‌اريم كه د‌ر د‌وره آقاي شمقد‌ري اپوزيسيون بود‌ند‌ اما سريال و فيلم‌شان را مي‌ساختند‌

د‌و سال از استقرار د‌ولت يازد‌هم گذشت و من طرح‌هايي براي ساخت ارايه كرد‌م و به نتيجه نرسيد‌ند‌. مي‌خواستم بعد‌ از هفت سال كار كنم اما نمي‌شد‌. بعد‌ از تعطيلي خانه سينما و تحمل بيكاري، باز هم شرايط براي فيلمسازي ما مهيا نشد‌. اين د‌ر حالي است كه د‌وستاني كه باعث تعطيلي خانه سينما شد‌ه بود‌ند‌ وام‌هاي كلان‌شان را گرفتند‌، فيلم‌هاي‌شان را ساختند‌ و حالا هم خوش‌اند‌. اين خيلي غم‌انگيز است. ما فيلمسازاني را د‌اريم كه د‌ر د‌وره آقاي شمقد‌ري اپوزيسيون بود‌ند‌ اما سريال و فيلم‌شان را مي‌ساختند‌. د‌ر چنين شرايطي من و خيلي از د‌وستانم بيكار بود‌يم و گرفتار نان شب. الان د‌وستان به من مي‌گويند‌ چرا اينقد‌ر عصباني هستي. من با هيچي كار كرد‌م. رمانم را د‌ر خلوت نوشتم، د‌ر حالي كه بايد‌ شكم زن و بچه‌ام را سير مي‌كرد‌م. خد‌ا را شكر مي‌كنم كه به سرنوشت خيلي از د‌وستانم يعني افسرد‌گي، د‌چار نشد‌م. همين حالا هم حمايت چند‌اني د‌ر كار نيست. اگر بود‌، آقاي ايوبي و د‌وستان د‌يگر كه هنوز فيلم را ند‌يد‌ه‌اند‌ آن را زير‌نويس مي‌كرد‌ند‌ و به كشورهاي د‌يگر هم مي‌فرستاد‌ند‌.

بخش خصوصی زمانی که میخواهد پولشویی کند سراغ سینما مي‌رود

اينطوري نيست كه اگر بفهمند‌ روي موضوعي متمركز شد‌ه‌اي، د‌ستت را بگيرند‌ و كمكت كنند‌. اين د‌ر حالي است كه اگر سوژه حكومتي و تبليغاتي د‌اشته باشيد‌ حمايت مي‌شويد‌. ما يك بخش خصوصي د‌اريم كه د‌مش به د‌م د‌ولتي‌ها چسبيد‌ه و د‌رست زماني كه مي‌خواهد‌ پولشويي كند‌ سراغ سينما مي‌رود‌. من مخالفتي با تنوع فيلم‌ها و ژانرها ند‌ارم، مشكل اين است كه «تمرين براي اجرا»ي من بايد‌ برود‌ د‌ر سينمايي كه آقاي حاتمي‌كيا با بود‌جه هفت ميليارد‌ي د‌ر آن فيلم مي‌سازد‌. بعد‌ هم فيلم من د‌ر جشنواره كنار اين فيلم‌ها قرار بگيرد‌. د‌ر حال حاضر امكانات يك فيلم اولي از من بيشتر است.

 




منوچهر شاهسواری روی آنتن زنده بیان کرد⇐آخرین باری را که از سوی صداوسیما فیلمی با احترام خریداری شده و با احترام پخش شده، یاد نداریم!/ دیگر چیزی به نام شبکه نمایش خانگی نداریم، چون همه فیلمها به صورت قاچاق زیرزمینی یا اینترنتی منتشر میشود! / بیش از 80 درصد از منابع خانه سینما صرف امور رفاهی و بیمه ای و تامین معیشتی شده!!!/ عالی ترین مقام سیاسی و مذهبی کشور، حسش نسبت به سینما پدرانه است ولی دیگرانی هستند که دارند حیثیت سینما را به تاراج می برند!/باید سهم سینمای ایران را از داخل و از هزار شهر بی سینما بگیریم

سینماروزان: مدیرعامل خانه سینما 24 آذرماه در برنامه شبانگاهی محمدصالح علاء «چشم شب روشن»، درباره دولتی بودن یا نبودن خانه سینما، دخالت دیگر بخشها در این نهاد، ماجرای تعطیلی خانه سینما، افزایش مخاطبان سینما در سال جاری، انتقاد از پخش فیلمهای سینمایی در ماهواره و اینکه حالش خوب است چون حرف و حس عالی ترین مقام سیاسی و مذهبی کشور نسبت به سینما رفیقانه و پدرانه است، سخن گفت.

به گزارش سینماروزان صالح علا در ابتدای این برنامه گفت: چهارشنبه روز خوبی است چون تکیه کرده به پنجشنبه و پنجشنبه روز خوبی است چون تکیه کرده به جمعه، جمعه هم که مدیر کل روزهای هفته است. چهارشنبه از یک نظر دیگر هم خوب است که ما بخش سینما را داریم.
شاهسواری نیز گفت: دیدن محمد صالح علا باعث شعف است و شنیدن صدایش آرامش می دهد. امیدوارم دکانتان همیشه دکان آرامش باشد و دکان تفرقه و تهمت پراکنی نشود.
خانه سینما نه دولتی است نه علیه دولت
وی در پاسخ به اینکه آیا قبول دارید خاستگاه خانه سینما دولتی است، اظهار کرد: اگر فرضمان این باشد که به دلیل نظام تاسیسی خانه سینما، نسبت دولتی به آن داده می شود، اشتباه کرده ایم. به همان میزان که اگر فکر کنیم نهادی است علیه دولت اشتباه کرده ایم.
شاهسواری ادامه داد: باید بپذیریم در جامعه ای در شرایط رشد کمی و توسعه کیفی، دولت ها به عنوان نهاد حقوقی مسئولیت ایجاد، رشد و توسعه نهادها را برعهده دارند و باید شرایط را فراهم کنند و جامعه نسبت به این مطالبات حساسیت های لازم را داشته باشد.
مدیرعامل خانه سینما یادآور شد: من این تفکیک را که متاسفانه در جامعه ذهنی ما شکل گرفته که هر آنچه دولت در شکل گیری اش نقش داشته منفی ارزیابی می کنیم یا به شکلی از وابستگی های غریب تصور می کنیم، قبول ندارم.
دو برابر شدن تعداد اصناف از بدو راه اندازی خانه سینما تاکنون
وی درباره شرایط فعلی خانه سینما توضیح داد: ما مجموعه ای هستیم که در شرایط تاسیسی آن تعداد اصناف آن، نصف تعداد صنفهای فعلی بود. اولین دستاورد ما این است که به نسبت تخصص های سینمایی و رشد و توسعه سینما، مشاغل و اصناف جدید به طور طبیعی در درون خانه سینما دنبال جایگاه گشته اند و حرفه های بسیاری در دل سینمای ایران جا پیدا کرده اند. ما برای عضویت افراد در خانه سینما از هیچ مرجعی مجوز نمی گیریم و خود خانه سینما است که طبق اساسنامه اش عمل می کند و نظارت درونی دارد.
محل ثبت صنفهای سینمایی وزارت ارشاد نیست
تهیه کننده «مزار شریف» تصریح کرد: هیچ چیزی به عنوان صنف برای ثبت قانونی در وزارت ارشاد وجود ندارد بلکه بخش عمده ای از اصناف ما در وزارت کار ثبت شده اند.
طی 20 سال مشکلی وجود نداشت اما ناگهان…
وی در پاسخ به این سخن نبوی که تا چهار پنج سال پیش هیچ الزامی برای ثبت صنف ها در وزارت کار یا کشور وجود نداشت، گفت: ثبت قانونی در حوزه وزارت کار از مهر ماه 92 به بعد و عموما از اواسط 94 آغاز شد. در دوره ای بین نهاد خانه سینما و معاونت سینمایی دولت وقت اتفاقی افتاد. طی 20 سال همه چیز درست بوده اما ناگهان وقتی من خالی گوشه ابروی شما می بینم به این معنی است که دنبال بهانه می گردم.
شاهسواری درباره طراحی مسیر آینده سینما اظهار کرد: هفته پیش در یک محفل دوستانه بودم که البته قدری در آن جدل پیش آمد. اگر ما تکلیفمان را با ماجرای سینما روشن نکنیم راه به جایی نمی بریم. هدف ما به عنوان سینماگر و فیلمساز ایجاد وحدت بین مخاطب است. ما از شکاف بین تماشاگر و تفرقه بین مخاطب هیچ عایدی نخواهیم داشت. ما حق طبقه بندی مخاطب و تجزیه و تفکیک او را نداریم. امسال تعداد تماشاگران ما نسبت به سالهای پیش افزایش ویژه پیدا کرده و این مخاطبان بیشتر همین آحاد هموطنان ما هستند و از خارج از مرزها نیامده اند.
باید برای افزایش مخاطبان سینما که نسبت مستقیم با انقلاب دارد، تشویق شویم یا تنبیه؟
وی تأکید کرد: آیا ما برای اینکه ما مردم را از خانه هایشان به سالن سینما میکشانیم باید مورد تشویق قرار بگیریم یا انتقاد؟ وقتی ما فیلمی را با تمام ضوابط تولید کردیم و مردم آمدند و دیدند، آیا ما کار خلافی انجام داده ایم؟ برخی فکر می کنند می بایست مدام در حال تنبیه تماشاگر و فیلمساز و سینماگران باشیم! سینمای ایران بعد از انقلاب تاسیس شده است و نسبت آن با انقلاب مستقیم است و در طول تمام این سالها در مقابله با همه موقعیت هایی که با جزئیات کشور، امنیت کشور و دفاع از کشور مربوط بوده پاسخ داده است.
این تهیه کننده پیشکسوت افزود: ما از کمترین امکانات رفاهی به عنوان شهروند جامعه اسلامی و از کمترین حمایت ها به لحاظ مالکیت اثرمان برخورداریم.
دستمزدهای نجومی محدود است اما نظام مدیریتی کشور بدهی بزرگی به سینمای ایران دارد
شاهسواری در پاسخ به اینکه اگر قرار به بیان این مسائل باشد، باید از برخی دستمزدهای نجومی هم سخن به میان آورد، تصریح کرد: این فاصله جز در حوزه بازیگری با سایر اصناف و در صنف اصناف فقط در بین عده خاصی از بازیگران که عمر فعالیتشان کوتاه است اتفاق نمی افتد اما اگر قرار باشد ستون باز کنیم از تکالیفی که انجام داده ایم و حقوقی که دریافت کرده ایم، نظام مدیریتی کشور بدهی بزرگی به سینمای ایران دارد. اکنون در وضعیتی قرار داریم که اگر متوجه فشار اقتصادی بخشی از همکارانمان که در چرخ دنده های زیست روزانه دچار گرفتاری می شوند، نباشیم، بسیاری شان دچار مشکلات اساسی خواهند شد.
به احترام سینما کلاه از سر برداریم، به آن دشنام ندهیم
مدیرعامل خانه سینما ادامه داد: امسال تا این لحظه بیش از 80 درصد از منابع ناچیز خانه سینما -که در اسفند ماه در مجمع عمومی گزارش آن خواهد آمد-، صرف امور رفاهی و بیمه ای و تامین معیشتی شده و هنوز در حداقل ها گرفتاری داریم. باید به احترام سینمایی که دو فیلم برجسته جشنواره فجر آن با دو جوان است با دو نگاه متفاوت و چنین زایشی دارد بایستیم و کلاه از سر برداریم نه اینکه به آن تعرض کنیم و به آن دشنام بدهیم.
انتقاد شاهسواری از پخش فیلمهای سینمایی در شبکه های ماهواره ای
وی با بیان اینکه ما اکنون جز یک گیشه کوچک برای تامین سرمایه سینما چیزی نداریم، تصریح کرد: آخرین باری را که از سوی صداوسیمای جمهوری اسلامی فیلمی با احترام خریداری شده، پولش داده شده و با احترام پخش شده، یاد نداریم. دیگر چیزی به نام شبکه نمایش خانگی نداریم، چون همه فیلمها به صورت قاچاق قبلا وارد بازار شده است یا در سایت های متعدد برای دانلود قرار گرفته است. در پخش های ماهواره ای هم که اتفاق می افتد، زیرنویس و سمت راست و چپ فیلمها تبلیغاتی نمایش داده می شود که بسیار زشت است و اثری را که با حرمت تولید شده خدشه دار می کند.
حالم خوب است چون حرف و حس عالی ترین مقام سیاسی و مذهبی کشور نسبت به سینما رفیقانه و پدرانه است
شاهسواری ادامه داد: من حالم خوب است چون احساس می کنم وارد تخته پرش گرانبهایی شده ایم که سینمای ایران به سادگی از آن پایین نخواهد آمد. اکنون عالی ترین مقام سیاسی و مذهبی کشور حرف و حسش نسبت به سینمای ایران نسبت رفیقانه و پدرانه است ولی دیگرانی هستند که دارند حیثیت سینما را به تاراج می برند.
مدیرعامل خانه سینما درباره وضعیت امروز سینما با همه داشته ها و نداشته هایش، اذعان کرد: زمانی که پیشنهاد دوستان را برای مدیرعاملی شنیدم، فرصتی خواستم که فکر کنم، بعد شرایطی را مطرح کردم که دوستان هیات مدیره شنیدند و گفتند این که شرایط نبود، ما تا اطلاع ثانوی که نمی دانم کی است موظف هستیم به عنوان خانه سینما از سینمای ایران مراقبت کنیم، باعث رونقش شویم و در اعتدال سینمای ایران بکوشیم. مراقبت از سینما، مراقبت از حیثیت، رفاه، معیشت، حقوق افراد چه به معنای شخص چه به معنای فیلم برای ما دائمی است.
وی با بیان اینکه همه تلاشمان را می کنیم تا اختلافات درون خانواده سینما، به افتراق منجر نشود، یادآور شد: اگر ما افراد ناباب بدون صلاحیت های فرهنگی دیدیم که دارند به سینمای ایران صدمه می زنند باید مقابله کنیم. البته به فضای گفتگویی هم نیاز داریم. رونق یعنی امکان بهره برداری از ذوق و سلیقه و خلاقیتی که سینمای ایران از آن استفاده می کند.
منظومه فرهنگی سینمای ایران باید به آرامی مدیریت شود
وی افزود: حوزه فرهنگ، حوزه گام به گام، سانتر به سانتر و آجر به آجر است و در این حوزه پرش های ناگهانی پاسخ نمیدهد. البته گاهی اوقات شهاب هایی در آسمان می درخشند و موقعیت هایی به وجود می آید اما این شهاب ها منظومه نمی سازند. منظومه فرهنگی اقتصادی سینمای ایران به آرامی باید مدیریت شود.
نگران بودن برای سینمای ایران فضیلت است
شاهسواری ادامه داد: دانایی امر اصلی حوزه سینما است. می پذیرم که دانایی عبارتی است که در ذات خود پیچیدگی و مفهوم گسترده ای را در برمی گیرد. بگذارید از مسیر دیگری که با سلیقه من همخوان است بگویم. وقتی من از نگرانی حرف می زنم، یعنی از فکر کردن حرف می زنم، نگرانی به خودی خود امر منفی است، اصلا نگران بودن برای حوزه فرهنگ ایران و سینمای ایران فضیلت است. کسی که نگران سینمای ایران باشد از خود فضیلتی نشان میدهد. آنهایی که نگران نیستند، علاقمند نیستند.
بدون سینما، حاشیه نشین جهان هستیم
این تهیه کننده با بیان اینکه من از سطوح اولیه سینما آغاز به کار کردم، به ناگهان تهیه کننده نشدم و ذره ذره و آرام آرام جلو آمدم، تصریح کرد: من نگران سینما هستم. نگران آینده زبان پارسی، آینده فرهنگی کشور، ذوق و سلیقه هایی که ممکن است به مسیر دیگری برود هستم، اگر سینما پررونق تر و پولدار تر از این نباشد. در جهان امروز بدون سینما انگار حاشیه نشین جهان هستیم اما وقتی سینما داریم، در تقویم جهان مشارکت می کنیم.
سینما در فهم بسیاری از مسائل از کارشناسان جلوتر بوده است
مدیرعامل خانه سینما افزود: سینما آزمایشگاهی است که به آینده و گذشته تجسم می بخشد. قدرت رسانه ای ما در حال حاضر در جهان بخش عمده ای از آن مدیون توسعه زبان سینمایی است که بعد از انقلاب تاسیس شده و آیتم ها و قواعدی که به ذات در سینما وجود دارد. ذات سینما بیان، پرده بزرگ، تاثیر بر عواطف، بیان حقایق، ایجاد شوق، ایجاد غلو در موقعیت و دیگر امکانات و تکنیک هایی است که سینمای ما از ان استفاده کرده است. سینمای ما در فهم بسیاری از مسائل از کارشناسان ما جلوتر بوده است.
عمق استراتژی فرهنگی مان را تعریف نکرده ایم
وی در پاسخ به نبوی درباره جایگاه سینما در خارج از مرزها اظهار کرد: اجازه بدهید ما سهممان را از داخل، از هزار شهر بی سالن بگیریم. من معتقدم ما اکنون در بازار سینمای جهانی حضور داریم. ما در نظام فرهنگی عمق استراتژیک فرهنگی مان را تعریف نکرده ایم، عمق استراتژی امنیتی مان را تعریف کردیم و درجه یک پایش ایستادیم. اما وقتی در نظام فرهنگی چنین چیزی نداریم، ما حتی در ارتباط با فارسی زبانان نیز داریم شاخ و برگ تنه قدرتمند فرهنگی کشور را که متعلق به امروز و دیروز نیست و هزاران سال است این قدرت فرهنگی وجود دارد، با نگاه های بسته و تنگ نظرانه و ناشی از حسادت، کوچک و کوچک و کوچک تر می کنیم.



اظهارات تند و تیز کارگردان “خشکسالی…” درباره بازیگر فیلمش⇐از 40 سالگی عبور کرده اما هنوز در سینما جایی ندارد/فرق راف کات و فاین کات را نمی داند/تمام دغدغه اش این بود که اسمش قبل از گلزار بیاید/از تفاوت ممیزی ارشاد با حذفیات تدوین بی خبر است/ایشان حتی برای سرمایه همسرش هم ارزش قائلی نبود!/وقتی فیلم در ارشاد به مشکل خورد از من خواست دی.وی.دی غیرمجاز فیلم را منتشر کنم!!!/ایشان موافق حضور گلزار نبود/کار با گلزار راحتتر از کار با ایشان بود

سینماروزان: ابتدای آذرماه امسال علی سرابی بازیگر تئاتری که بعد از سالها توانست با “خشکسالی و دروغ” ایفای نقش اصلی در سینما را تجربه کند گفتگویی با “شرق” کرد و گلایه های عجیب و غریبی را از پدرام علیزاده کارگردان این فیلم مطرح نمود.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان عطف به آن گفتگو حالا پدرام علیزاده کارگردان جوان “خشکسالی و دروغ” که انصافا توانسته در فیلمش تصویرسازی نسبتا نزدیک به واقعیتی از روابط متزلزل زوجهای جوان روزگار ما ارائه دهد جوابیه ای را نگاشته است که در آن درباره عدم آگاهی علی سرابی بازیگر اصلی این فیلم به بسیاری از امور مربوط به پشت صحنه سینما اشاره شده است.

متن کامل جوابیه علیزاده را بخوانید:

علنی کردن اختلافات کار بی حاصلی است اما…

همیشه علنی‌کردن اختلافاتِ یک همکاری مشترک که با نظرات مختلف شکل می‌گیرد تا به ثمر بنشیند، کار بى‌حاصلى است. به‌هیچ‌وجه قصد نداشتم جواب بازیگر فیلم خشکسالی و دروغ را كه در مدت اخير بدون دانش کافی گفت‌وگوهايى علیه فیلم انجام داد بدهم اما متأسفانه ايشان بر انتقاداتِ كوته‌بينانه خود اصرار دارد و این مصاحبه‌ها را نه‌تنها علیه من، بلکه عليه دیگر عوامل فیلم هم كه بيش از ايشان براى به‌ثمررسيدن فيلم تلاش كرده‌اند، ادامه می‌دهد. از آنجا که ممکن است سکوت من مهری بر تأیید حرف‌های ایشان باشد، لازم دانستم تا چند نکته را ذكر كنم:

علی سرابی گزینه اول من برای بازی در فیلم نبود
اول؛ علی سرابی به‌هیچ‌وجه گزینه اول من برای ایفای نقش امید در فیلم نبود. اما به دلیل اصرارهای محمد یعقوبی و اعتمادی كه به ایشان داشتم و البته دیدن توانایی‌های بازیگری ایشان در تئاتر، قبول کردم تا نقش اصلی فیلم را به ایشان بسپارم. نگاهى به سابقه ايشان در سينما نشان مى‌دهد چنين فرصت و اعتمادى را تا قبل از اين در اختيار نداشتند و فقط در نقش‌های کوتاه از ایشان در سینما استفاده شده بود؛ ولی من این موقعیت بزرگ را براى او فراهم کردم اما حیف که اخلاق حرفه‌ای و حدود یک بازیگر درجه‌یک را نمی‌شناخت و نمی‌شناسد و همين هم باعث شده تا امروز که از چهل‌سالگی عبور کرده هنوز جايى هم‌پاى تئاتر در سينما نداشته باشد؛ آن‌هم باوجود همه توانايى‌ها و استعدادى كه دارد. او نتوانست از این موقعیت بی‌نظیری که در اين فيلم برایش فراهم شد، استفاده درست كند كه خود را در سینما تثبیت نماید.

ایشان فرق راف کات و فاین کات را هم نمی داند
دوم؛ متأسفانه ایشان درک صحیح و درستی از امورِ پس تولید در سینما و به‌ويژه تدوين ندارند و نمی‌دانند که بعد از اتمام فیلم‌برداری دیگر این جملات و فیلم‌نامه نیستند که سرنوشت فيلم را مى‌سازند بلكه مصالحِ صوتى و بصرىِ فراهم‌شده در مرحله فيلم‌بردارى‌اند كه در دستانِ تدوين‌گر و صداگذار و طىِ فرايندِ سخت، حساس و گاه طولانى، به فيلم سروشكل مى‌دهند. ايشان مطلع نيستند كه در اين مرحله تمام تلاش بر اين است كه حتى كوچک‌ترين ايراداتِ كار از اشكالاتِ كارگردان، نويسنده و بازيگر گرفته تا جزئى‌ترين اشكالاتِ كارِ عوامل ديگر به بهترين شكل ويرايش شوند. به طورِ مشخص، در مورد یکی ديگر از بازيگرانِ اين فيلم هم تلاش زيادى صورت گرفت تا بازى‌شان كنترل و تا حد امكان با بازى‌هاى ديگر یک‌دست شود؛ هرچند كه در نهايت هم با توجه به عدم همكارى ايشان در مرحله صداگذارى بازهم انتقاداتى به بازى‌شان وارد است. مقوله‌ای مثل راف‌کات و فاین‌کات کاملا برای آقاى سرابى ناآشناست و گمان می‌‌برند هرآنچه ضبط شده، به همان شكلِ خام باید در فيلمِ اصلى مورد استفاده قرار بگیرد. انگار كه از اين منظر، ميان يك ويديوى ضبط‌شده از اجراى صحنه‌اىِ يک نمايش و يک فيلم سينمايى تفاوتى قائل نيستند. متأسفانه تمام دغدغه ايشان در دورانى كه مراحل مهمِ تدوين و صداگذارى طى مى‌شد، اين بود كه نامشان در عنوان‌بندى قبل از نامِ آقاى گلزار قيد شود.

ایشان شناختی از هنر سینما ندارند
سوم؛ فیلم “خشکسالی و دروغ” صاحب یک فیلم‌نامه مفصل و طولانى بود. هرچند ما در پیش‌تولید و تمرین‌ها توانستيم بخش‌هایی را ویرایش کنیم، اما تصمیمِ جمعى با نويسنده و گروه بازيگران بر آن شد که تمام صحنه‌ها را فیلمبرداری کنیم و در زمان مونتاژ، با مشورتِ تدوينگر، تصمیم نهایی را درباره برخى سكانس‌ها بگیریم. زمان اولين راف‌کاتِ فيلم ١٤٠ دقیقه بود که در زمان حضور آقای یعقوبی در ایران ٢٠ دقیقه از اين زمان را قبل از شروعِ انجامِ فاين‌كاتِ اول، کاهش دادیم. اما همچنان به عقيده بنده و تدوينگر، این نسخه فيلم، سکانس‌ها و پلان‌های زیادی داشت که در روند قصه تأثیرگذار نبودند. درواقع با حجم زيادى از دیالوگ و موضوعات طرف بوديم كه در روندِ داستان مؤثر نبودند و داستانِ فیلم را کاملا از ریتم مى‌انداختند. براى همه عواملِ حرفه‌اى سينما روشن است كه تعديل و اعمال تغييرات در فيلم با هدفِ بهبود داستان و حس‌وحالِ فيلم، طىِ مرحله تدوين و ديگر مراحل پس‌توليد اتفاقات معمولی و همیشگی در روند ساختِ یک اثر سينمايى است. درواقع كمک به فيلم و داستان و بازى‌ها در مرحله تدوين همان‌قدر در سينما بديهى و لازم است كه مرحله تمرين با بازيگران در هنرِ تئاتر. اما روندِ انجامِ اين امورِ حياتى، برای نویسنده و آقای سرابی بسیار تعجب‌برانگیز بود تا جایی که – حتى قبل از تماشاىِ فيلم – شروع به انتقاد از من و عوامل ديگرِ فيلم بکنند که این قطعا دليلى جز شناخت نادرست ايشان از هنر سينما ندارد.

فیلم 9 دقیقه ممیزی شد
چهارم؛ متأسفانه آقای سرابی آن‌قدر با سینما و مسائل پیرامون آن غریبه هستند که ممیزی‌هاى وارده به فیلم را هم حذفیات من و تدوينگر قلمداد می‌‌کنند. نسخه نهاییِ فيلم که براى دريافت پروانه نمايش به ارشاد تحویل داده شد ۹۹ دقیقه بود که متأسفانه ۹ دقیقه از فیلم که اکثریت آن مربوط به سکانس تختخواب بود به انضمام ٤٨ مورد اصلاحیه دیگر که از تغییر دیالوگ‌ها، کلمات، حذف پلان‌ها و موسیقی‌ها همه سانسورهای فیلم ما بود و خوشبختانه موفق شدیم سه سکانس اصلی فیلم یعنی سکانس تختخواب، سکانس حضور میترا در خانه آرش و سکانس ميهمانی را که قرار بود به صورت کامل از فیلم حذف شوند نجات دهیم و فقط با تغییراتی جزئی مانند حذف جوک میترا از سکانس ميهمانی که آقای سرابی من را به‌خاطر آن مؤاخذه می‌‌کند، این سکانس‌ها را حفظ کنیم.
میثم مولایی، تدوينگر فيلم که مورد نقد نابخردانه ایشان قرار می‌‌گیرد، با سختى و تلاشِ زياد ریتم فوق‌العاده و حیرت‌انگیزی به فیلم بخشید و با وجود سانسورهای بی‌شمار فیلم، انسجام و نحوه روایت داستان را به بهترین شکل ممكن حفظ نمود که اگر فیلم در جشنواره می‌‌بود قطعا كارِ پرزحمت ايشان در سروسامان‌دادن به روايت و داستانِ فيلم و حفظِ يک‌دستىِ بازى بازيگران، بيش از حال مورد توجه قرار مى‌گرفت.


پنجم؛ این فیلم تا امروز در ۹ جشنواره جهانی و دو جشنواره فیلم‌های ایرانی پذیرفته‌ شده که نشانه اعتبار و وجه غالبِ هنریِ آن است که اگر اعتماد من به نظر نویسنده فیلم نبود و نسخه طولانی‌تر فیلم به جشنواره‌های الف دنیا فرستاده نمى‌شد، شاید شانس حضور در آن جشنواره‌ها را هم داشتیم.

ایشان حتی برای سرمایه همسرش هم ارزش قائلی نبود و وقتی فیلم در ارشاد به مشکل خورد از من خواست دی.وی.دی غیرمجاز فیلم را منتشر کنم
ششم؛ این فیلم نه‌تنها از نظر هنری متعلق به من و دیگر عوامل سازنده آن است بلکه از لحاظ مادی هم اکثریت سهام فیلم متعلق به من است. جالب این‌جاست که همسر آقای سرابی هم در بخش مادىِ فیلم با من شریک هستند. اما زمانى که فیلم در ارشاد به مشكلاتِ مميزى برخورد و از جشنواره کنار گذاشته شد، آقای سرابی من را تشویق به انتشار دی‌وی‌دی فیلم نمودند! گویا اصلا سرمایه من که هیچ، سرمایه همسرشان هم برایشان مهم نبود که به هوا برود.

ایشان موافق حضور گلزار نبود/کار با گلزار راحتتر از کار با ایشان بود

در مورد انتخاب بازیگران هم که آقای سرابی موافق انتخاب آقای گلزار نبودند خوشبختانه من نگذاشتم که یک کست ناشناخته در فیلم باشد که اگر این چنین مى‌شد شک نکنید که نمايش عمومى فیلم بسیار مشکل می‌‌شد. بدون‌شک حضور محمدرضا گلزار که یک بازیگر صددرصد حرفه‌ای است و کار با ایشان بسیار ساده اما با آقای سرابی سخت و زمان‌بر بود، بسیار به ما کمک کرد. این از شناخت ناکافی ایشان به مقوله پخش و اکران است که حتی در مورد تیزر فیلم هم بر من خرده می‌‌گیرند. قطعا در تیزر و آنونس يک فيلم سينمايى باید جذابیت‌هایی موجود باشد تا بتوان تماشاچی را جذب به دیدن آن فیلم کرد.
البته تمام صحبت‌های من آن‌قدر بدیهی و برای اهالى سينما تکراری است که قطعا همه متعجب می‌‌شوند از این توضیحات.

محمد رحمانیان هم ایشان را از فیلم خود کنار گذاشت
متأسفانه این شکل اعتراضاتِ آقای سرابی تکراری است. اختلافات ایشان با کارگردان‌های مختلفی در تئاتر هم بر کسی پوشیده نیست. از جمله محمد رحمانیان کارگردان بزرگ تئاتر که سال قبل ایشان را از فیلم سینمایی خود هم کنار گذاشت و ایشان حتی در مورد نسخه دی‌وی‌دی نمایشی که در آن بازی کرده بود هم به کارگردان اعتراض داشت.
نکته دیگر آنکه قطعا فروش این فیلم و هر فیلم دیگری که بسازم برای من و تهیه‌کننده‌ام که از طرف ايشان متهم به تجاری‌بودن می‌‌شویم مهم است. ما به سینمای مستقل وابسته هستیم و با سرمایه خودمان فیلم می‌‌سازیم. پس فروش بسیار مهم بوده و هست و همیشه تلاش خواهم کرد تا فیلم‌هایم با مخاطب گسترده روبه‌رو شود و راضی از سالن بیرون بروند. پس اگر ایشان من را متهم به این موضوع می‌‌کنند که وجه اقتصادی فیلم هم علاوه بر وجوهِ هنریِ آن برای من مهم بوده، قطعا اين مورد را درست فهميده‌اند.

در ممیزی های وارده بر فیلم و حتی تحریم غیرقانونی حوزه، خانه سینما فقط سکوت کرد و حالا بازیگر فیلم هم…
“خشكسالى و دروغ” با بی‌مهری از جشنواره كنار گذاشته شد و مورد سانسور فراوانی قرار گرفت. با تحریمِ غيرقانونىِ حوزه هنرى یکصد سالن سینما را در سراسر کشور از دست داد و اجازه هیچ‌گونه تبلیغاتی به فیلم داده نشد. به خاطر پخش چند تیزر از ماهواره یک هفته ما را تهدید به پایین‌کشیدن فیلم از پرده كردند. در تمامی موارد هم، هم‌صنفان ما در خانه سینما فقط سکوت کردند و در نهایت می‌‌بینیم که نویسنده و بازیگر فیلم هم از روى شناخت اندكى كه از كار در سينما دارند، به گروه مقابله‌کنندگان با فيلم می‌‌پیوندند. با اين وضعيت، فروشِ نزدیک به سه میلیارد تومان قطعا فوق‌العاده و حیرت‌انگیز بوده و با همه این موارد می‌‌بینیم که خشکسالی و دروغ امسال در بین فیلم‌های پرفروش سینمای ایران قرار می‌‌گیرد که این نشانگر موفقیت این فیلم از لحاظ تجاری هم می‌‌باشد.




اسحاق خانزادی صدابردار و صداگذار پیشکسوت سینمای ایران⇐داور جشن خانه سینما بودم اما روز جشن دعوتم نکردند!!!/250 مستند از جبهه‌ها ساختم اما یک نفر از مدیران حالم را نپرسید/از BBC بگیر تا manoto و حتی GEM پیشنهاد همکاری داشتم/33 سال برای ارشاد کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد به سراغم نیامد

سینماروزان: در بی‌رحمی سینما همین بس که در دهه 90 حتی از بسیاری از ستاره‌های دهه هفتادی سینما هم خبری نداریم. ذات سینما مانند ورزش عجین شده است با قهرمانان زنده و به بیان بهتر تا چهره‌ای حی و حاضر است مدام به او توجه می‌شود ولی امان از کهولت سن که خیلی زود مخاطبان را دچار فراموشی می‌کند.

به گزارش سینماروزان و به نقل از “صبح نو” بی‌رحمی سینما برای دست‌اندرکاران پشت صحنه به مراتب بیشتر است. از فیلمبردار گرفته تا صدابردار و نورپرداز و چهره‌پرداز و طراح صحنه تا زمانی که در بورس هستند و کارهای رنگارنگ به آنها پیشنهاد می‌شود در مناسبت‌ها و مراسم هم هستند و به آنها توجه می‌شود اما تا پا به سن می‌گذارند، کاملاً آنها را از دایره توجه خارج می‌کنند.

250 مستند از جبهه‌ها ساختم
آقای اسحاق خانزادی صدابردارو صداگذار پیشکسوت از افراد پشت صحنه سینمای ایران است که نزدیک به چهار دهه فعالیت حرفه‌ای سینمایی دارد و تقریباً با اغلب سینماگران سرشناس ایران از آقایان علی حاتمی و بهرام بیضایی تا مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و مسعود جعفری جوزانی کار کرده است.

خانزادی اما از دیده نشدن به‌رغم کارنامه پربار گلایه‌ها دارد. او از آن دست سینماگرانی است که دلش می‌خواهد در آستانه 70 سالگی همچنان مثمرثمر باشد. این صدابردار برجسته با اشاره به فعالیت‌های فراوانی که در ادوار گوناگون داشته گفت: بسیاری فقط سوابق سینمایی مرا می‌دانند و شاید ندانند من مدت‌ها برای صداوسیما هم کار می‌کردم و نزدیک به 1300 فیلم تلویزیونی در کارنامه دارم. یادم نمی‌رود که در کوران حوادث منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در دل مردم بودم و مدام فیلم می‌ساختم برای ثبت در تاریخ. از آن‌سو در روزهای جنگ تحمیلی نیز مستقیماً در خط مقدم حضور داشتم و 250 فیلم مستند از جبهه‌ها ساخته‌ام.

هزاران دقیقه از جبهه‌ها فیلم گرفتم
وی ادامه داد: من در هر دو جبهه جنوب و غرب کشور حضور داشتم و یک نمونه‌اش با شهید علی اکبر شیرودی از نزدیک حشر و نشر داشتم و در همان دوران فیلم‌های درجه یک 35 میلیمتری ساختم که می‌تواند بهترین سند برای آگاهی از آن دوران باشد. من چندین فیلم فقط از عملیات کربلای 5 ساختم و همواره کوشیدم همزمان با سینمای حرفه‌ای در تلویزیون هم کمک حال پا گرفتن تولید باشم اما تراژیک است که هیچ‌گاه دیده نشدیم و این روزها می‌بینیم حتی یک نفر نیست که حال ما را بپرسد و بیاید و درباره هزاران دقیقه فیلمی که از جبهه‌ها گرفتیم با ما گپ بزند.

33 سال برای ارشاد کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد به سراغم نیامد
صدابردار «مرسدس»، «اعتراض» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» با اشاره به برنامه‌های گفت‌وگو محور رسانه ملی که مدام اشخاص گوناگون را دعوت به گفت‌وگو می‌کنند گفت: یک بار دیدم که یک کفاش را آورده‌اند تلویزیون و از او درباره زندگی شغلی‌اش می‌پرسند که البته خیلی هم خوب است اما در همه این سال‌ها یک‌بار نشده سراغ من و امثال من بیایند. من کارمند وزارت ارشاد بودم و 33 سال برای این وزارتخانه کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد سراغ من نیامد که لااقل مجالی را فراهم کنند برای انتقال تجربیاتم به جوان‌ترها.

هیچ گاه مجیزگو نبودم
خانزادی با اشاره به کم‌کاری‌هایش در سالیان اخیر بیان داشت: زمانی بود که من سالی 10 فیلم در جشنواره داشتم اما در سال‌های اخیر سالی یک فیلم هم نداشته‌ام. چرا؟ چون هیچ‌گاه مجیزگو نبودم و همواره اصل اساسی زندگی‌ام کار، کار و کار بوده است. من آدمی نیستم که خودم را به کاری سفارش کنم و حتی برای نزدیک‌ترین کارگردانان به خودم هم، این اختیار را قائلم که انتخاب کنند.

از “بی بی سی” بگیر تا “من و تو” و حتی “جم” پیشنهاد همکاری داشتم اما نرفتم
صدابردار مجموعه‌های ماندگار «مردان آنجلس»، «بوعلی سینا» و «مریم مقدس» خاطرنشان ساخت: در یک دهه اخیر پیشنهاد خارجی کم نداشتم؛ از «بی‌بی‌سی» بگیر تا «من و تو» و حتی «جم» پیشنهاد داشتم آن هم نه برای نفر دوم بودن که برای تولیدات با بودجه مکفی اما نرفتم و نخواهم رفت چون وطنم اینجاست و دوست دارم برای هنر این مملکت کار کنم.

داور جشن خانه سینما بودم اما روز جشن ما را دعوت نکردند
این صداگذار سینمای ایران با طعنه‌ای به هیأت رییسه خانه سینما اظهار داشت: من امسال به‌عنوان داور جشن خانه سینما حاضر بودم و در مدت 25 روز بیشتر از 100 فیلم را دیدم و نظراتم را به‌عنوان داور لحاظ کردم اما حتی برای شرکت در جشن خانه سینما از ما دعوت به عمل نیاوردند و از آن‌سو کارت دعوت جشن به‌دست کسانی رسیده بود که کم‌ترین ربطی به سینما نداشتند. این چه معنایی دارد جز اینکه حتی صنف سینمای ایران، پیشکسوتانش را نادیده می‌گیرد!




یک عضو هیأت تدوین اساسنامه خانه سینما، فرهاد توحیدی را به مناظره فراخواند⇐اگر راست می‌گویید بیایید و اسنادتان را ارائه کنید

سینماروزان: اظهارات فرهاد توحیدی از اعضای هیأت رییسه خانه سینما در ماجراهای منتج به تعطیلی این نهاد، در برنامه اینترنتی “کات” و ذکر ادعاهایی درباره دولت دهم، سازمان سینمایی آن دولت و برخی اشخاص حقیقی(اینجا را بخوانید) سبب ساز آن شد که یکی از اعضای هیأت تدوین اساسنامه خانه سینما وی را به مناظره دعوت کند.

به گزارش سینماروزان عباس بابویهی که در زمان تعطیلی خانه سینما عضو هیأتی شده بود که هدفش تدوین اساسنامه خانه سینما و رفع مشکلات حقوقی آن بود با بیان اینکه سراسر گفته های توحیدی ادعاهایی است غیرمستند و برآمده از غلبه احساسات بر وی به سینماروزان گفت: بخش عمده ادعاهای فرهاد توحیدی قلب واقعیت است و برخلاف آنچه رخ داده بود. ایشان یکطرفه ادعا طرح کرده اند و خودشان نیز نتیجه گیری یکسویه ای به نفع خویش ترتیب داده اند.

بابویهی ادامه داد: مباحثی که توحیدی درباره ماجرای تعطیلی خانه سینما، ارتباط شان با جواد شمقدری، ارتباط شان با حوزه هنری، موضع گیری های خودشان درباره فیلمهای تحریمی و حتی برخی ادعاها پیرامون بعضی سینماگران مانند علیرضا رییسیان و برخی سیاسیون مانند اسفندیار رحیم‌مشایی بیان کرده اند سوءبرداشت‌های ایشان و همراهان شان در خانه سینماست که قابلیت پیگیری حقوقی هم دارد.

عباس بابویهی افزود: شخصا فرهاد توحیدی را دعوت می کنم به مناظره ای با حضور اصحاب رسانه و از ایشان می‌خواهم که در این مناظره اسناد لازم برای تأیید ادعاهایشان را نیز همراه داشته باشند. من نیز مستنداتی که در ردّ گفته های ایشان دارم  ارائه خواهم داد تا مخاطبان باشند که قضاوت کنند حق با کیست.

بابویهی خاطرنشان ساخت: ایشان اگر راست می گویند تشریف بیاورند و اسنادشان را ارائه کنند. اگر هم هیجانات بر ایشان غلبه کرده که دیگر خودشان می‌دانند و خدایشان.

عباس بابویهی
عباس بابویهی



ادعاهای خاص فرهاد توحیدی در “کات”⇐ شمقدری دروغ می‌گوید/در ماجرای پلمب خانه سینما عملکرد نیروی انتظامی و دوستان سپاه و اطلاعات خیلی عملکرد عقلانی و ملی بود/صدور مجوز نمایش به فیلمهای توقیفی حوزه هنری، پوست موز ارشاد زیر پای خانه سینما بود!!!/من برای حل مشکل فیلمهای تحریمی حوزه 5 جلسه با مدیران حوزه هنری داشتم!!!/مشایی می‌خواست 5 هزار عضو خانه سینما را سهامدار موسسه پارسیان کند اما نگذاشتیم!!!/ می‌گفتند علیرضا رییسیان همه خطهای تعطیلی خانه سینما را به آقایان داده است

سینماروزان: فرهاد توحیدی فیلمنامه نویس آثاری مانند “دنیا”، “مجردها” و “توکیو بدون توقف” که اخیرا هم تجربه شکست خورده “امکان مینا” را روی پرده داشت در جریان تعطیلی خانه سینما جزو حلقه مرکزی این نهاد بود.

به گزارش سینماروزان 3 سال بعد از بازگشایی مجدد خانه سینما فرهاد توحیدی در برنامه اینترنتی “کات” ادعاهای خاصی را درباره ماجراهای تعطیلی خانه سینما بیان کرده است.

بخشی از ادعاهای توحیدی را بخوانید:

ماموریت احمدی نژاد سرکوب همه نهادهای صنفی بود

به صراحت می گویم که ماموریت دولت آقای احمدی نژاد سرکوب همه نهادهای صنفی و سازمان های مردم نهاد بود. آنها می خواستند تمام دستاوردهای دولت اصلاحات را نابود کنند. چون تصور می کردند در این نهادها کسانی هستند که متمایل به جبهه رقیب اند.

تماس از دفتر مشایی

وقتی جواد شمقدری معاون سینمایی شد بازتاب ها به شدت منفی بود. تابستان سال 89 از دفتر آقای مشایی به من زنگ زدند که ما می خواهیم یکسری کارت دعوت بفرستیم که شما خانه سینمایی ها بیاید افطاری اقای احمدی نژاد. گفتم مشکلی نیست، کارت ها را بفرستید ما توزیع می کنیم. گفتند نه بیاید دفتر یک صحبتی هم با شما داریم. رفتم آنجا یکی از آن اقایان در دفتر اقای مشایی کارت ها را داد گفت: حتما بیاید حرف بزنید و همه ی انتقادات را نسبت به اقای شمقدری مطرح کنید. چون اقای مشایی از انتخاب شمقدری اصلا خشنود نیست و در این جلسه شمقدری حضور ندارد و اگر انتقادهایتان را در حضور رییس جمهور بگویید ایشان شمقدری را عوض می کند. ما کارت ها را توزیع کردیم اما من می دانستم بچه ها به این جلسه نمی روند. در فضای سالهای 88 و 89 کسی دوست نداشت با آقایان در یک قاب قرار بگیرد.

مشایی میخواست صنف سینما را سهامدار موسسه پارسیان کند

گذشت و حمله های دوستان معاونت سینمایی به خانه سینما سنگین شد و بودجه ای که طبق قانون مصوب مجلس از دو درصد فروش فیلم های سینمای ایران باید به خانه سینما پرداخت می کردند را نکردند. من دو نامه به دفتر اقای احمدی نژاد نوشتم که این اقایان در ارشاد دارند این کار را می کنند و ما در حصر اقتصادی هستیم و هیچ درآمدی نداریم. لطفا رسیدگی کنید. زنگ زدند به ما که بیاید جلسه و من و آقای عسگرپور و آقای امین تارخ دعوت شدیم به دیدار با اقای مشایی در دفتر شورای عالی ایرانیان خارج از کشور. رفتیم آنجا و قضیه را گفتیم و در زمینه مسائل مالی هم صحبت شد. آقای مشایی گفت من تلاشم را می کنم تا کمکی به شما صورت بگیرد. بعد از مدتی از یک موسسه اقتصادی به نام پارسیان با ما تماس گرفته شد و پیشنهاد شد جلسه تشکیل بدهیم و فعالیت مشترک انجام بدهیم و گفتند به اشاره آقای مشایی سمت ما آمده اند که بعدا فهمیدیم این موسسه یک هلدینگ است. آنها پیشنهاد تشکیل یک بنیاد را دادند که 5000 هزار عضو خانه سینما همه سهام دار این تشکیلات بشوند. آخر جلسه قرار شد جلسه بزرگی تشکیل بدهیم و 400- 500 نفر جمع بشویم و یک شخصیت سیاسی مهم بیاید و تولد این مجموعه را اعلام کند که فهمیدیم منظور از این شخصیت سیاسی مهم اقای مشایی بوده. معمولا هم برای این جلسات سلبریتی ها را می خواهند! ما یک ذره شاخک هایمان حساس شد و پرهیز کردیم گفتیم بچه ها فعلا آمادگی ندارند و احساس کردیم بهتر است وارد این جریان نشویم.

در حصر اقتصادی بودیم!!!

در آن مقطع و در حصر اقتصادی ما مراسم سالانه خانه سینما را برگزار کردیم که پولش از طریق خود بچه های سینما تامین شد و همه پول دادند و اوراق قرضه خریدند و افرادی مثل بهرام رادان، نیکی کریمی، رضا کیانیان، فرشته طائرپور و و منیژه حکمت و .. برای برگزاری این جشن کمک کردند. که پول بعضی از آنها را پس دادیم و بعضی ها اصلا سراغ پول شان نیامدند.

نگذاشتم احمد نجفی به جلسه با مشایی بیاید

روزی از دفتر آقای مشایی تماس گرفتند که جلسه ای با سینماگران داشته باشند. بعد از هماهنگی ها یک روز آقای مشایی با چند تا از همراه هایشان آمدند خانه سینما شماره ی دو. در این جلسه تعدادی از روسای صنوف و اعضا بودند. قبل از شروع جلسه احمد نجفی آمد و جلوی در ایستاد که با آقای مشایی بیاید داخل اما نگذاشتیم ایشان وارد جلسه بشود. آن جلسه یکی از تندترین جلسات خانه سینما شد. آقای پرویز پرستویی و منوچهر محمدی صحبت های بسیار تندی کردند. یادم نمی رود آقای محمدی گفتند: آقای مشایی صداهایی که می شنوید صدای سایش کارد بر استخوان های اعضای خانه سینماست و خود من هم فوق العاده تند حرف زدم. آقای مشایی در آن جلسه ابتدا درباره فلسفه و فلسفه مشا حرف زد! که من حرف شان را قطع کردم که شما اینجا نیامده ای درباره فلسفه صحبت کنید. تمام جلسه درباره ی سانسورها و مشکلات مان با مدیریت سینمایی بود. جلسه به پایان رسید و آقای مشایی با دلخوری از خانه سینما رفتند و بعد از آن دیگر رابطه خوبی با ما نداشتند.

شب انحلال سعید سهیلی زنگ زد

شب انحلال خانه سینما سعید سهیلی به من زنگ زد که شمقدری می خواهد تو را ببیند و گفت برای اینکه شائبه ای پیش نیاید شما بیا ارشاد. در جلسه ای که آقای شمقدری و خانیان و من سعید سهیلی بودیم، جواد شمقدری گفت می خواهیم مشکل را حل کنیم! و مشکل خود شما (یعنی هیئت مدیره وقت خانه سینما) هستید! من گفتم ما دعوا نداریم اگر مشکل ما هستیم کنار می رویم. خانه سینما باشد ما نباشیم. مجمع عمومی تشکیل بشود ما این امانت را به گروه دیگری می دهیم.

شمقدری گفت همین فردا مجمع تشکیل بده

آقای شمقدری همیشه همه چیز را به بالا نسبت می داد و همیشه می گفت دستور از بالا آمده و کار از دست من و وزیر هم خارج شده!.. آن روز شمقدری به من گفت شما یک کاری کن. همین فردا مجمع عمومی را تشکیل بده! گفتم چجوری؟ مگر مجمع عمومی بچه بازیه! مجمع تشریفات دارد. باید پانزده روز قبلش آگهی کنم. دستور جلسه را مشخص کنم. ببینید تصور مدیر سازمان سینمایی از قانون چه بوده! ایشان گفت: حالا یک کاریش بکنید و در مجمع انحلال خانه سینما را به رای بگذارید!! حالا چرا فکر میکرد ما این کار را میکنیم نمیدانم! لابد تصور می کرد خیلی عاشقش هستیم!

شمقدری دروغ می گوید

شمقدری می گوید مخالف بسته شدن خانه سینما بوده و دروغ میگوید! مشکل؛اتفاقا خود ایشان بود! این دوستان از از ابتدا خانه سینما را قبول نداشتند. از زمانی که انجمن اسلامی هنرمندان را تشکیل دادند با خانه سینما مشکل داشتند. با اینکه تا به حال هیچ کسی منعی برای عضویت این اقایان در خانه سینما نگذاشته و خیلی از آنها در صنوف مربوطه خودشان عضو هستند.

رییسیان خدمات زیادی برای خانه سینما انجام داد اما…

رییسیان جزو کسانی است که خدمات زیادی برای خانه سینما انجام داده. سالها رییس کانون کارگردانان بوده و من شخصا روشی که او را از کانون کارگردانان کنار گذاشتند نمی پسندم اما علیرضا رییسیان بعد از کنار گذاشته شدن از کانون کارگردانان یک سوار زخمی خشمگین و خون آلود بود که به تیم رقیب رفت. رییسیان کسی بود که آخرین نسخه ی اساسنامه خانه سینما را اصلاح کرده بود و همه سوراخ هایش را هم می شناخت و به همین دلایل خیلی ها می گفتند علیرضا رییسیان همه خط ها(تعطیلی خانه سینما) را به آقایان داده است.

فرهاد توحیدی
فرهاد توحیدی و محمدمهدی عسکرپور

شب تعطیلی دیدم چراغ خانه سینما روشن است

شبی که حکم تعطیلی خانه سینما داده شد ما جلسه ای در دفتر آقای خندان وکیل خانه سینما داشتیم. بعد از جلسه من داشتم می رفتم خانه و خانم وافری که مسئول دفتر هیئت مدیره هست را هم به خانه شان که نزدیک خانه سینماست رساندم. در بازگشت از سر عادت از مقابل کوچه خانه سینما رد می شدم که دیدم چراغ های خانه سینما روشن است. جلو رفتم دیدم در خانه سینما پلمب شده اما از داخل خانه سینما سر و صدا می آید و چراغ ها روشن است! زنگ زدم یکی از نگهبانان وزارت ارشاد آمد در را باز کرد. گفت: چکار دارید؟ گفتم: شما اینجا چکار دارید؟ گفت: من از ارشاد امده ام، گفتم من هم فلانیم. گفت: خانه سینما پلمپ شده و گفتم: اگر پلمپ شده شما اینجا چکار می کنید؟ دست و پایش را گم کرد و رفت بالا یکی دیگر آمد گفت: ما دستور داریم که اینجا را پلمپ کنیم و الان هم داریم صوررت جلسه می کنیم. خواستم بروم بالا که نگذاشتند. قفل را شکانده بودند بعد از این اتفاق ما از وزیر ارشاد اقای حسینی به جرم تصرف عدوانی خانه سینما شکایت کردیم که این شکایت هنوز هم در جریان است. آنهایی که آن شب پلمپ را شکسته بودند و وارد خانه سینما شده بودند می خواستند بعد از یک روز آنجا را به کمیته ساماندهی صنوف تحویل بدهند و به نوعی خانه سینما را تسخیر کنند.

در ماجرای خانه سینما عملکرد نیروی انتظامی و دوستان سپاه و اطلاعات خیلی عملکرد عقلانی و ملی بود

به اولین کسی که زنگ زدیم سردار کارگر بود که آن زمان معاونت اجتماعی ناجا بودند و از روز اول که خانه سینما تعطیل شد از کسانی بود که توانست اوضاع را مدیریت کند. سردار کارگر پس از بررسی ها و صحبت هایی که انجام داد به ما گفت: کسی نمی آید داخل خانه سینما و سه روز زمان گذاشتند که قضیه حل و فصل بشود. بعد از سه روز اتفاقی نیفتاد و بچه های سینما خبردار شده بودند که قرار است همین روزها خانه سینما توسط تیم جواد شمقدری تسخیر شود. بچه های سینما به جنب و جوش افتادند و با هم قرار گذاشتند که به نشانه ی اعتراض همگی در مقابل خانه سینما تجمع کنند. پنج شنبه صبح همه جلوی خانه سینما بودند و اتوبوس های نیروی انتظامی هم بود که اگر بچه ها شلوغ کردند اتوبوسی ببرندشان! جو سنگین شد و همه ی بزرگان سینما به آن تجمع آمدند. سردار ساجدی نیا هم آمد و در گاراژی که سر کوچه سمنان بود هیئت مدیره با ایشان جلسه گذاشت و ایشان گفتند اجازه نمی دهند کسی وارد خانه سینما بشود. به واقع در ماجرای خانه سینما عملکرد نیروی انتظامی و دوستان سپاه و اطلاعات خیلی عملکرد عقلانی و ملی بود. حضور سردار ساجدی نیا در آن تجمع اعتماد بچه ها را جلب کرد و دوستان ارشاد و کمیته ساماندهی هم دیگر جرات نکردند بیایند. چون هم ترسیده بودند و هم وزنشان مشخص شده بود!

اتهام همکاری خانه سینما با حوزه هنری

اتهام همکاری اعضای خانه سینما با حوزه هنری در شرایط تحریم فیلم ها اتهام درستی نیست. آقای منوچهر محمدی که در آن شرایط فیلم میهمان داریم را تهیه کرد، جزو کسانی است که از سالها قبل با حوزه کار کرده و یک جریان طبیعی مراوده بین اقای محمدی و عسگرپور و دیگر دوستان با حوزه هنری از سالها قبل وجود داشت و اینطور نبود که تا با ارشاد به مشکل خوردند بروند سراغ حوزه هنری. من و منوچهر محمدی و همایون اسعدیان و دیگر دوستان ذره ای با تحریم فیلم ها موافق نبودیم. من برای فیلم های تحریمی بیش از پنج جلسه با مدیران حوزه هنری داشتم که آخری آن با آقای خاموشی بود. با آقایان حقیقی و کاهانی و… هم که فیلم هایشان تحریم شده بود در ارتباط بودم و تحریم فیلم ها را اقدامی ناسنجیده و ضد سینمایی می دانستم و هنوز هم می دانم.

صدور مجوز نمایش به فیلمهای توقیفی حوزه، پوست موز ارشاد زیر پای خانه سینما بود

تحریم فیلم ها این پوست موزی بود که ارشاد زیر پای خانه سینما انداخت. وزارت ارشاد به همان اندازه که حوزه با این فیلم ها مساله داشت با آنها مشکل داشت. وزارت ارشاد در مسیر طبیعی به فیلم هایی مثل «من مادر هستم» پروانه نمایش نمی داد. اما این بار تصمیم گرفتند پوست موز را برای خانه سینما بیندازند. چون می دانستند حوزه با این فیلم ها مساله دارد پروانه نمایش دادند تا خانه سینما بیاید موضع گیری کند و در این موضع گیری جبیهه متحدی علیه خانه سینما شکل بدهند و کار خانه سینما را تمام کنند. در این شرایط ما بدون جنجال سراغ مذاکره با مدیران حوزه هنری رفتیم.

از قطع بودجه خانه سینما استقبال کردیم

در زمان جواد جواد شمقدری ما از قطع بودجه ی خانه سینما استقبال کردیم و گفتیم می رویم مستقل می شویم. پول هم پیدا کردیم. حالا برای چرا باید از شمقدری و سجادپور و حسینی می ترسیدیم؟ می خواستند پولمان را ندهند؟ ندهند! می خواستند ممنوع الکارمان کنند؟ بکنند! مشکل این است که به طور تشکیلات مستقل تحمل نمی شود.




پرسش یک رسانه اصولگرا از مدیرعامل خانه سینما⇐چه بر سر آن یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان آمده است؟

سینماروزان: منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما در نشست رسانه ای هیأت مدیره درباره میزان بودجه این نهاد اطلاعاتی را بیان کرد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان ذکر این اطلاعات با یادداشت خبرگزاری اصولگرای “نسیم” مواجه شده است که با ذکر مصادیقی از صحبتهای این مدیر درباره بودجه مربوط به هزینه هایی موسوم به “هزینه های دیگر” درباره چگونگی هزینه کرد این بودجه پرسش کرده است.

متن کامل یادداشت نسیم آنلاین را بخوانید:

رقم کل 6 میلیارد و 300 میلیون تومانی!!!

منوچهر شاهسواری در مدتی که به مدیرعاملی خانه سینما رسیده سعی زیادی کرده که از دوری از سیاسی کاری و توجه به امور صنفی سخن گوید. حضور سالیان شاهسواری در بدنه صنف سینما و مشاهده آسیب‌هایی که به واسطه تبدیل شدن صنف به پیاده نظام یک جناح سیاسی خاص پدید آمده را باید اصلی ترین دلیل موضع گیری های این چنینی وی قلمداد کرد.

شاهسواری سعی کرد در نشست اخیر هیأت مدیره خانه سینما با اهالی رسانه توضیحاتی درباره وضعیت بودجه ای این تنها نهاد صنفی اهالی سینما مطرح کند تا برخلاف اسلاف خود این شنیده ها و شایعات دریافت بودجه های میلیاردی نباشد که منتشر شود و کسی از رئوس هم جرأت تأیید یا تکذیب آن را نداشته باشد.

شاهسواری بودجه دولتی خانه سینما را بر دو قسم تشریح کرد؛ یکی بودجه هزینه بیمه تکمیلی که حدود 2.8 میلیارد است و دوم بودجه هزینه های “دیگر” بالغ بر 2.5 میلیارد! شاهسواری منظور از هزینه های “دیگر” را هم جشن و کمک‌های رفاهی و هزینه‌های جاری خانه سینما دانست. وی البته بودجه دقیق جشن خانه سینما را نیز 600 میلیون تومان اعلام کرد.

البته شاهسواری بودجه یک میلیاردی را که از سوی شهرداری برای بازسازی خانه سینمای شماره یک در اختیار این نهاد قرار گرفت را در شمول بودجه ای این نهاد نیاورد اما اگر این یک میلیارد را هم بر بودجه دوگانه وی بیفزاییم به رقمی حدودا 6 میلیارد و 300 میلیون تومان می رسیم که برای نهادی مانند خانه سینما بودجه متوسطی است.

چه بر سر آن یک میلیارد و 900 میلیون تومان باقیمانده آمده است؟

فارغ از آن 2.8 میلیارد که صرف بیمه تکمیلی اعضاء شده و آن 1 میلیاردی که صرف بازسازی ملکی استیجاری(!) شده است همچنان 2.5 میلیارد بودجه دیگر برای یک سال در اختیار هیأت مدیره خانه سینما بوده است.

سوال اینجاست که این 2.5 میلیارد که به زعم مدیرعامل صرف جشن و کمکهای رفاهی و هزینه‌های جاری شده است دقیقا چطور خرج شده است؟

ما فقط می دانیم 600 میلیون تومان از این بودجه 2.5 میلیاردی صرف برگزاری جشن های خانه سینما شده است؛ جشن هایی که حتی بسیاری از اعضای صنف هم فلسفه برگزاری آنها را در شرایط فشار اقتصادی وارده بر بدنه سینما زیر سوال برده اند.

پرسش اینجاست که چه بر سر آن یک میلیارد و 900 میلیون تومان باقیمانده آمده است؟ ذکر عبارت کلی هزینه های جاری خانه سینما و کمکهای رفاهی البته که عنوان کاملا مبهمی برای توجیه چگونگی مصرف این بودجه است.

چه خوب بود که مدیرعامل خانه سینما که سعی کرده بعد از بیشتر از دو دهه و نیم که از راه اندازی این نهاد می گذرد شفاف سازی درباره بودجه را در دستور کار قرار دهد درباره جزییات صرف این 1 میلیارد و 900 میلیون هم اطلاع رسانی می کرد.

این کمکهای رفاهی به کدام بخش از بدنه صنف تزریق شده است؟

در یک سال گذشته کدام اقلام رفاهی به طور گسترده میان بدنه سینما توزیع شده است که شاهسواری لفظ کمک رفاهی را به عنوان زیرشاخه خرج بودجه آورده است؟

آیا در روز ملی سینما یا مناسبتهایی مانند نوروز یا ماه رمضان که اغلب ادارات دولتی یا شرکتهای خصوصی بسته ای شامل اقلام نقدی یا غیرنقدی را در اختیار اعضای خود می گذارند خانه سینما هم بسته‌ای رفاهی به اعضایش داده که از محل این یک میلیارد و 900 میلیون تومان هزینه شده است.

شواهد حکایت از آن دارد که در این سه سال و اندی بعد از بازگشایی خانه سینما حتی یک هدیه نقدی یا غیرنقدی هم به طور گسترده در بدنه صنف توزیع نشده است و اگر هم تسهیلاتی بوده در اختیار افرادی خاص قرار گرفته است. چرا؟؟؟

اگر تا پیش از این بر نبود بودجه به عنوان دلیلی بر این بی توجهی تأکید می شد حالا که مشخص شده لااقل بخشی از آن یک میلیارد و 900 میلیون به نام کمکهای رفاهی هزینه شده است باید پاسخی داده شود بر این پرسش مهم که این کمکهای رفاهی به کدام بخش از بدنه صنف تزریق شده است؟ و آیا باز هم به جای کل صنف یک حلقه معدود بالانشین شامل این کمکها شده اند؟




سیروس تسلیمی در واکنش به حکم پزشک خاطی کیارستمی⇐این، نتیجه مستقیم حضور دیپلمات‌ها در مدیریت سینماست!

سینماروزان: در حالی که چندی قبل برخی رسانه‌ها از یک سال محرومیت پزشک آقای عباس کیارستمی بابت رها کردن بیمار پس از عمل و سه قصور دیگر خبر داده بودند به تازگی حکم رسمی این پرونده مشخص شد. با اعلام حکم رسمی مشخص شده که فقط سه ماه محرومیت از طبابت آن هم فقط در بیمارستان جم جریمه پزشک کیارستمی بوده است.(اینجا را بخوانید)

 به گزارش سینماروزان هیأت بدوی انتظامی نظام پزشکی در متن حکم خود محکومیت نامبرده به «سه ماه محرومیت از مطب در محل ارتکاب تخلف» را اعلام داشته است.

هرچند بسیاری از مخاطبان سینما بعد از شنیدن این حکم آن را نشان دهنده قدرت صنف پزشکان و سازمان نظام پزشکی دانسته‌اند اما بسیاری هم یکی از دلایل ساده‌گیری در پرونده‌ای که یک طرف آن یک کارگردان مشهور سینمای ایران بوده را ضعف ساختار صنفی سینمای ایران دانسته‌اند که هیچ گاه نتوانسته است در قامت یک صنف واقعی به دنبال اعاده حقوق بدنه‌اش باشد.

چرا ماجرای کیارستمی شفاف سازی نشد؟
آقای سیروس تسلیمی از سینماگران پیشکسوت ایرانی است که همواره سعی کرده به عنوان سینماگر شناخته شود و برخلاف برخی از همکاران سینمایی‌اش اغلب دور از سیاسی‌بازی‌های مرسوم در سینمای ایران حرکت کرده است.
تسلیمی با نگاهی متعادل نسبت به حکمی که برای کیارستمی صادر شده است به «صبح نو» گفت: قبل از هر چیز باید بگویم ماجرایی که قصور پزشک کیارستمی نامیده شد به طور شفاف برای جامعه باز نشد به خصوص برای جامعه هنری که مشخص شود واقعاً چه اتفاقی برای ایشان رخ داده است. بهتر بود حداقل یک بار همه ماجراها به صورت صریح و شفاف از طریق روابط عمومی سازمان نظام پزشکی رسانه‌ای می‌شد تا اگر هم بناست قضاوتی در میان افکار عمومی صورت گیرد، قضاوت منصفانه باشد.
وی ادامه داد: اما با جوی که در میان اهالی سینما و حتی دوستداران سینما وجود داشت توقع حکم شدیدتری داشتیم.اگر واقعاً آن پزشک مقصر بوده است، مسلماً این حکم بسیار غیرمنصفانه است و نیاز است اعتراض به این حکم صورت گیرد ولی از آن طرف توصیه می‌کنم که پیگیری قضایی این ماجرا نباید به سمتی برود که جامعه هنری روبه‌روی جامعه پزشکی بایستد به‌خصوص که در این وسط عده‌ای هم آتش بیار معرکه شده‌اند و بیشتر به دنبال تسویه حساب سیاسی‌اند تا پیگیری قضایی پرونده کیارستمی.

متأسفم که مدیران سینمایی دیپلمات هستند و نه سینماگر
تهیه‌کننده آثاری مانند «پرنده کوچک خوشبختی» و «میکس» خاطرنشان ساخت: ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که دور تا دورمان جنگ و انفجار و بمباران است و من امید دارم که حداقل خودمان از این همه هیاهو در امان باشیم و در آرامش و بدون هر گونه تنش شرایط حل مشکلاتی مانند مسأله کیارستمی را که جنبه‌ای ملی پیدا کرده فراهم کنیم.

سیروس تسلیمی با اشاره به اینکه در این گونه مواقع است که صنف سینما و مدیران سینمایی باید به کمک اهالی سینما بیایند، گفت: به هر حال اینکه یک قصور مهم پزشکی فقط 3 ماه ممنوعیت از طبابت در بیمارستانی خاص را شامل می‌شود، نشان دهنده آن است که قدرت صنف پزشکان بیشتر از صنف سینما و حتی مدیران دولتی سینماست.
این نویسنده ادامه داد: این ضعف خود به طور مستقیم ناشی از آن است که چه مدیران صنفی چه مدیران سینمایی بیشتر از آن که از بدنه سینما باشند دیپلمات هستند یعنی هنگام تصمیم‌گیری‌ها مدام خواسته‌های یک جناح سیاسی خاص را احتساب می‌کنند و همین است که باعث می‌شود حقوق ابتدایی اهالی سینما به راحتی زیر سؤال رود و این روند هم عمیقاً جای تأسف دارد.
وی افزود: همین حالا وزیر ارشاد آقای علی جنتی خود یک دیپلمات است و ایشان در کویت نیز دیپلمات بوده‌اند و مسلماً تمام دوستان و همکاران بالادستی وی هم بیشتر دیپلمات هستند.

سیروس تسلیمی
سیروس تسلیمی

اهالی سینمای ایران حتی یک بیمارستان تخصصی هم ندارند
نویسنده آثاری مانند «خبرچین» و «پرنده آهنین» با تمرکز بر مدیران سینمای ایران ادامه داد: متأسفانه مدیران سینمایی فعلی عقبه سینمایی چندانی ندارند و طبیعی است که باید چند سال بگذرد تا جریانات سینمایی و فضای سینما را بشناسند. این می‌شود که در برخورد با موردی مانند مرگ کیارستمی در اثر قصور پزشکی هم بیشتر به دنبال آن هستند که شرایط تدفین و برگزاری مراسم یادبود را فراهم کنند تا اینکه بخواهند به طور دقیق به ارزیابی دلایل مرگ کیارستمی و اصلاً چرایی مسأله‌ای مانند این بپردازند که چرا اهالی سینمای ایران بعد از صدها سال از تأسیس سینما در این ملک، هنوز یک بیمارستان تخصصی ندارند که وقتی چهره‌هایی امثال کیارستمی که در جهان شناخته شده‌اند دچار مشکل می‌شوند تحت نظر پزشکان معتمد این بیمارستان باشند.

بیشتر به فکر عکس یادگاری با تابوت هستند تا بهبود اوضاع صنف
وی ادامه داد: آنچه از رفتار مدیران این سال‌ها دیده‌ایم بیشتر نوعی مسامحه‌کاری در برخورد با بحران‌هاست یعنی برای نگهداری از پست مدیریتی خود بسیار محافظه‌کارانه برخورد می‌کنند و خیلی جاها منفعل‌اند و گونه‌ای رفتار می‌کنند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است و به جای تأمل برای حل مشکل، مدام به‌دنبال ارائه بیلان از فعالیت‌های نکرده خویش‌اند.

تسلیمی در پایان گفت‌وگوی خود با اشاره به اینکه در ماجرای کیارستمی هم، بیشتر فرزندان وی و رسانه‌ها بوده‌اند که خواستار برخورد با پزشک خاطی شده‌اند، گفت: یقیناً اعتراض به حکم صادر شده که بیشتر نفع صنف پزشکان در آن دیده شده ابتدایی‌ترین حق فرزندان این کارگردان درگذشته است ولی اگر به فکر آیندگان هستیم، باید از مدیران دولتی و صنفی سینمایمان بخواهیم به فکر تمامی صنف باشند. این همه بودجه در حوزه سینما صرف تولید محصولاتی می‌شود که حتی هزار نفر هم آنها را نمی‌بینند چرا یکی از همین مدیرانی که بعد از مرگ کیارستمی از خاطراتشان با ایشان می‌گویند به فکر این نیست که یک مرکز درمانی تخصصی برای اهالی سینما ایجاد کند؟ آیا جز این است که هدف فقط شعار دادن و کسب اشتهار حتی با تابوت یک کارگردان است و نه توجه واقعی به صنف؟




قدرت صنف پزشکان یا ضعف صنف سینما؟⇔تنها 3 ماه محرومیت از طبابت در بیمارستان جم؛ حکم پزشک کیارستمی!!!

سینماروزان: در حالی که چندی قبل برخی رسانه ها از یک سال محرومیت پزشک عباس کیارستمی بابت رها کردن بیمار پس از عمل و سه قصور دیگر خبر داده بودند به تازگی حکم رسمی این پرونده مشخص شد.

به گزارش سینماروزان با اعلام حکم رسمی مشخص شده که تنها سه ماه طبابت آن هم فقط در بیمارستان جم جریمه پزشک کیارستمی بوده است!!!

هیات بدوی انتظامی نظام پزشکی در متن حکم خود محكوميت نامبرده به “سه ماه محروميت از مطب در محل ارتكاب تخلف” را صادر و اعلام داشته است.

هرچند بسیاری از مخاطبان سینما بعد از شنیدن این حکم آن را نشان دهنده قدرت صنف پزشکان و سازمان نظام پزشکی دانسته اند اما بسیاری هم یکی از دلایل ساده گیری در پرونده ای که یک طرف آن یک کارگردان مشهور سینمای ایران بوده را ضعف ساختار صنفی سینمای ایران دانسته اند که هیچ گاه نتوانسته است در قامت یک صنف واقعی به دنبال اعاده حقوق بدنه اش باشد.

در متن حکم صادره برای پزشک خاطی کیارستمی فرصت اعتراض به حکم هم قرار داده شده است. باید منتظر ماند و دید که با اعتراض به حکم، اتفاق تازه ای در مسیر این پرونده خواهد افتاد؟




شفاف‌سازی مدیرعامل درباره بودجه خانه سینما⇐2.8 میلیارد هزینه بیمه تکمیلی+2.5 میلیارد هزینه‌های “دیگر”! و البته 1 میلیارد هزینه بازسازی ملک استیجاری

سینماروزان: هیات مدیره‌ خانه سینما سرانجام 12 مهر ماه مقابل خبرنگاران رسانه‌های گروهی نشستند تا علاوه بر تشریح جزییات فعالیت‌ و کارهایی که انجام دادند به سوالات هم پاسخ بدهند.

به گزارش سینماروزان در این نشست شاهسواری مدیرعامل خانه سینما نیز حضور داشت. ابراهیم مختاری رئیس هیات مدیره، محمدرضا موئینی نائب رئیس، آتیلا پسیانی سخنگو، کامران ملکی دبیر ، شادمهر راستین، بهمن اردلان، سید مهدی خادم (اعضا هیات مدیره) و عبدالله اسفندیاری بازرس نیز در این نشست حاضر بودند.

شاید مهمترین بخش گفته های طرح شده در این نشست شفاف سازی منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما درباره بودجه تعلق گرفته به خانه سینما بود.

مدیر عامل خانه سینما همچنین درباره‌ بودجه خانه سینما بیان کرد: امسال با سازمان سینمایی برای بیمه تکمیلی دو میلیارد و 800 میلیون تومان تفاهم نامه داریم و حدود دو و نیم میلیارد تومان هم برای هزینه‌های دیگر خانه سینما مثل جشن و کمک‌های رفاهی و هزینه‌های جاری تعیین شده است.

شاهسواری درباره هزینه‌های جشن خانه سینما هم گفت: تمام هزینه‌های جشن‌ها و بزرگداشت‌ها 600 میلیون تومان تمام شده است.

او با اشاره به کمک شهرداری منطقه برای بخشی از بازسازی خانه سینما یادآور شد: طبق سنوات گذشته بخشی از هزینه‌های صنوف هم توسط خانه سینما پرداخت می‌شود و تلاش شده است با افزایش پرداخت‌های مربوط به حوزه رفاهی اوضاع بهتری رقم بخورد.

آنچه شاهسواری درباره کمک شهرداری بیان کرده کمکی حدودا یک میلیاردی است که صرف بازسازی خانه سینمای شماره یک شد؛ ساختمانی که ملک استیجاری است و مالک حقیقی دارد.(اینجا را بخوانید)




انتقادات صریح مدیر “فیلم‌نت” از مدیران خانه سینما⇐چرا زیر قراردادتان زدید؟

سینماژورنال: نشست خبری هجدهمین جشن خانه سینما در حالی برگزار شد که منوچهر شاهسواری مدیر عامل خانه سینما در این نشست  از توافق با سامانه “فیلمنت” برای تصویربرداری اختصاصی جشن سینمای ایران و پخش با حداقل فاصله زمانی مراسم خبر داد.

به گزارش سینماژورنال کمال تبریزی دبیر جشن نیز چند روز قبل از برگزاری این جشن اعلام کرد که اين براى اولين بار است كه يك رسانه “فیلمنت” حق پخش تصویری جشن سينماى ايران را خريده و قرار است به شكل انحصارى آن را روى فضاى مجازى قرار دهد.

هر چند این اقدام خانه سینما و واگذاری انحصاری ویدئو به “فیلمنت” اعتراض برخی دیگر از سامانه های ویدئویی را برانگیخت(اینجا را بخوانید) اما مسئولان خانه سینما و دبیر این جشن در قبال این اعتراضات تنها سکوت کردند تا اینکه روز جشن فرارسید و گروه تصویر و تولید “فیلمنت” برای ضبط اختصاصی این مراسم به میدان مشق رفتند.

اینجا بود که به یک باره ورق برگشت و مسئولان خانه سینما و این جشن بدون توجه به قراردادی که با “فیلمنت” داشتند به همه سامانه های ویدیویی قانونی و غیرقانونی اجازه ورود به مراسم را دادند؛ این اقدام به منزله لغو یکطرفه توافق و قرارداد با سامانه “فیلمنت” بود.

هم منوچهر شاهسواری و هم کمال تبریزی در قبال اتفاق مذکور سکوت پیشه کردند و حاضر به توضیح اتفاق رخ داده دقایقی قبل از آغاز جشن نشدند.

عدم توجه به متن قرارداد باعث دلخوری مخاطبان شد

اما از آن سو محمد صراف مدیر عامل موسسه فرهنگی آئینه جادو صاحب سامانه “فیلمنت” در گفتگو با سینماژورنال درخصوص وضعیت پیش آمده  گفت: “فیلمنت” از مدتها قبل از برگزاری جشن خانه سینما و در حالی که فضا برای ارائه پیشنهاد از سوی تمامی سامانه های ویدیوی درخواستی باز بود توانست موافقت مقامات خانه سینما در خصوص ضبط و پخش انحصاری جشن خانه‌ سینما و حواشی آن را جلب کرده و بعد از عقد قرارداد این مسأله به طور رسمی در نشست خبری جشن خانه‌ سینما اعلام شد.

وی ادامه داد: با این حال دقایقی قبل از آغاز جشن و در شرایطی که مخاطبان “فیلمنت” منتظر بودند تا ما به وعده‌مان عمل کنیم و جشن خانه‌ سینما را از سامانه‌ “فیلمنت” با حداقل تأخیر روی خط بفرستیم متاسفانه به دلیل عدم اهتمام به متن قرارداد از سوی برگزارکنندگان جشن خانه‌ سینما، ماجرا به ترتیب دیگری رقم خورد.

پخش آنلاین می توانست اتفاق مثبتی باشد

مدیر “فیلمنت” با اشاره به اینکه پخش آنلاین و با حداقل تأخیر مراسم از “فیلمنت” می توانست بدعتی باشد هم برای جشن خانه سینما و هم برای مخاطبان فضای مجازی خاطرنشان ساخت: هدف اصلی ما حمایت قانونی از سینما است. دایره مخاطبان ما در سامانه‌ “فیلمنت” بیش از 2.5 میلیون نفر است و پوشش جشن خانه‌ سینما به‌عنوان یکی از مهم‌ترین جشن‌های سینمایی کشور، برای مخاطب علاقه‌مند به سینما می‌توانست اتفاق مثبتی باشد. علاوه بر این که در دنیا برای پخش جشن‌های این‌چنینی استاندارهایی وجود دارد و ما به‌عنوان “فیلمنت” سعی داشتیم برای اولین بار طبق استاندارهای جهانی جشن خانه‌ سینما را پوشش دهیم اما متأسفانه بی دلیل منطقی جلوی این اتفاق گرفته شد.

هدف اصلی خود را دنبال می کنیم

صراف خاطرنشان ساخت: پوشش حرفه‌ای جشن‌هایی از این دست باعث می‌شود تا از حواشی، اتفاق‌های ناگوار و فشارهایی که بر سینما ویا نهادهای فرهنگی وارد می‌شود، جلوگیری شود؛ چرا که با ورود بدون مدیریت رسانه های مختلف، این رسانه های غیرقانونی هستند که به این جشن‌ها راه پیدا می کنند و شرایط را طوری که نیست جلوه می دهند یعنی شبیه همان اتفاقی که در جریان تصویرسازی یکی از جشنهای اخیر صورت گرفت.
مدیر موسسه آئینه جادو با بیان اینکه اتفاقاتی از این دست باعث نخواهد شد که “فیلمنت” هدف اصلی خود که حضور فعال در محافل سینمایی و پوشش تصویری آنهاست را فراموش کند بیان داشت: ما نه تنها به دنبال انحصار نیستیم بلکه همه سامانه های علاقمند را دعوت می کنیم به فعالیت قانونی و از مدیران هم می خواهیم که براساس کیفیت کار سامانه ها به انتخاب بهترین ها برای پوشش مراسم خود دست زنند اما این را هم برنمی‌تابیم که مدیری با سامانه ای قرارداد داشته باشد اما در آستانه جشن زیر قرارداد بزند.

محمد صراف
محمد صراف




ادعای عجیب رسانه اصلاح‌طلب⇐ “یالثارات” برادر کوچکتر “هفت” است!!!

سینماژورنال: ماجرای حاشیه های تیتر جنجالی “یالثارات” که در کنار تصویر مهمانان جشن حافظ قرار داده شده بود همچنان ادامه دارد و تقریبا هفته ای نیست که در این باره حرف تازه ای نشنویم.

به گزارش سینماژورنال در این اوضاع روزنامه “شرق” در یادداشتی که به بهانه روز ملی سینما منتشر کرده است در کنار مرور برخی از مشکلات موجود در صنف سینمای ایران و  انتقاد از صرف هزینه گزاف برای بازسازی ساختمان خانه سینما و البته حضور بی مورد امثال حجت ا.. ایوبی و امیر حاج رضایی در فهرست داوران جشن خانه سینما از تهمتهایی گفته که “هفت” به سینما و فیلمها می زند.

عجیب است که این روزنامه در نوازش “هفت” از “یالثارات” به عنوان برادر کوچکتر “هفت” نام برده است.

متن کامل یادداشت “شرق” را بخوانید:

آیا تنش‌ها و بحران‌ها باز می‌گردد؟

خوش‌بین باشیم که امسال روز ملی سینما به‌آرامی پشت سر گذاشته شد و این اتفاق خوبی برای بسیاری از ماست که سال‌ها روزهای خاصي را پشت سر گذاشته بودیم و این نگرانی برایمان وجود دارد که اگر سال دیگر باز هم دولت تغییر کند، آیا تنش‌ها و بحران‌ها باز می‌گردد؟ می‌دانیم که برخی اتفاقات باید به صورت پایه‌ای شکل می‌گرفت تا برای سال‌های بعد با تغییر مدیریت و دولت دچار چالش و تنش نمی‌شد. برخی از کمبودها پشت سر گذاشته شد و البته به صورت ریشه‌ای حل نشد. این سؤال مطرح است که آیا این میزان علاقه به سینما و فروش بالا سال دیگر هم ادامه خواهد داشت یا خیر؟ آیا خانه سینما توانسته است مشکلات ساختاری خود را پشت سر بگذارد و تکلیف این را که یک نهاد صنفی است یا یک انجمن فرهنگی، مشخص کرده است؟

ساخت و ساز خانه سینما با هزینه گزاف چقدر ضروری است؟

نمی‌دانیم ساخت‌و‌سازی که در خانه شماره دو خانه سینما با هزینه گزاف انجام شد، چقدر ضروری است؟ نمی‌دانیم اگر هیأت‌مدیره خانه سینما به‌عنوان ضعیف‌ترین هیأت‌مدیره همه این سال‌ها شناخته شده است، در سال پیش‌رو و انتخابات آینده توان دارد در برابر برخی توقعات ایستادگی کند یا خیر؟ ماجرای دیدارهای مشایی با هیأت‌مدیره خانه سینما و انتظاراتش در سال ٨٨ را فراموش نکرده‌ایم که اگر هیأت‌مدیره‌ای قوی در آن زمان بر صندلی‌ها قرار نداشتند، چگونه مانند یک کشتی در دریای حوادث کج‌ومعوج می‌شد؛

هنوز “هفت” هست و برادر کوچکتری به نام “یالثارات”

اما به‌هرحال شاید بتوان با عینک خوش‌بینی به اتفاقات سینما نگاه کرد. روز ملی سینما با آرامش و جشن پشت سر گذاشته شد، فیلم «فروشنده» با رکورد فروش چهارمیلیاردی در کمتر از دو هفته بسیاری از رکوردهای فروش را در سینمای ایران جابه‌جا کرد، مردم مشتاقانه به سینما می‌روند و در روز ملی سینما با نیم‌بهاشدن بلیت و نمایش فیلم در فضاهای باز، بسیاری به تماشای آثار سینمایی نشستند.

بیمه تکمیلی سینماگران پیگیری می‌شود، فیلم‌ها می‌فروشد و خانه سینما برقرار است. جشن ملی سینما برگزار می‌شود و وزیر و رئیس در کنار چهره‌ها می‌نشینند یا به سراغ پیش‌کسوتان و آسیب‌دیدگان سینما مانند شمسی فضل‌الهی و اصغر شاهوردی و… می‌روند، میدان مشق نیز می‌شود محل برگزاری جشن خانه سینما. هرچند لحظات تاریکی نیز وجود دارد می‌بینیم که هنوز برنامه “هفت” هست و هزاران تهمتی که به سینما و فیلم‌ها می‌زند، برادر کوچک‌تری هم دارد مثل “یالثارات” که او نیز بر همین شیوه کارش را پیش می‌برد.

تعامل بی مورد برای حضور ایوبی در هیأت داوران

برای یک مسئله نظیر حضور‌نیافتن فیلم‌های هنر و تجربه در جشن خانه سینما، «هزار نفر» نامه امضا می‌کنند و البته در کلیت ماجرا تغییری نمی‌کند و در نهایت این آثار به مسابقه راه پیدا نمی‌کنند. هیأت‌مدیره خانه سینما در پایین‌ترین سطح تأثیر‌گذاری به فعالیتش ادامه می‌دهد و انگار فقط هست که باشد. داوران جشن خانه سینما در آخرین سالی که به شکل آکادمی فعالیت خود را ادامه می‌دهند، با تعامل گسترده و شاید هم بی‌مورد حجت‌الله ایوبی را داور می‌کند و هم امیر حاج‌رضایی و… .

همین چند وقت پیش بود که چند تهیه‌کننده و پخش‌کننده به علت نمایش تیزرهای فیلم‌شان از شبکه‌های جم دچار محرومیت شده‌‌اند. آن همه نام‌های تأثیرگذاری نظیر میرکریمی و سرتیپی یا مثلا وزیر ارشاد، سازندگان فیلم «رستاخیز» را به کیسه‌دوختن متهم می‌کند؛ اما خوبی‌اش این است که همه چیز را به‌سرعت می‌توان فراموش کرد و انگار راه‌هایی وجود دارد که همه چیز را فراموش کرد.




اظهارات قابل تأمل بهرام بهرامیان⇐ یک حلقه صدنفره، صنف سینمای ایران را در دست گرفته/مدیران صنف دنباله‌روی سیاسیون شده‌اند

سینماژورنال: روز  ملی سینما همه ساله مجالی شده است برای برگزاری جشنهای مختلفی که در آنها مدیران سینمایی تا می توانند می‌کوشند در قابهایی با سینماگران قرار گیرند تا احتمالا آلبوم عکسی باقی بگذارند برای آیندگان. در حاشیه این جشنها نیز عموما سخنانی درباره اهمیت سینما و سینماگران از جانب مدیران مدام تکرار می شود اما از آن سو اوضاع رفاهی صنف سینما را که مرور می کنی، می بینی همچنان ابتدایی ترین مشکلات وجود دارد.

به گزارش سینماژورنال امسال هم جشن های روز ملی سینما در حالی برگزار شد که رییس سازمان سینمایی به صراحت بر ناتوانی‌اش بر حل مشکل بیمه بیکاری سینماگران صحه گذاشته بود و حتی از وزارتخانه هایی جز ارشاد خواسته بود که این مشکل را حل کنند!

چرایی این اتفاق و اینکه چرا مدیریت سینمای ایران از یک طرف و مدیران خانه سینما از طرف دیگر علیرغم بودجه های هنگفتی که در این کشور صرف تولید فیلم یا برگزاری جشنواره های سینمایی یا راه اندازی مدارس سینمایی کاملا دولتی می شود هنوز نتوانسته‌اند از پس برطرف ساختن مشکلات رفاهی اولیه بدنه صنف برآیند پرسشی است که در این سالها مدام تکرار شده است.

مدیران سینمایی به‌جای تأثیرگذاری بر سیاسیون، دنباله‌روی آنها شده اند
بهرام بهرامیان کارگردان سینمای ایران با اشاره به اینکه جهت گیری سیاسی هر دو قطب مدیریتی سینمای کشور عامل این وضعیت است به “نسیم آنلاین” گفت: دو کانون قدرت سینمایی کشور ما یعنی خانه سینما و سازمان سینمایی  به جای تأثیرگذاری بر سیاسیون متأثر از نگاههای آنها رفتار می کنند. طبیعی است که وقتی مدیر صنف سینما دنباله‌روی سیاسیون باشد نمی تواند مشکلات صنفی را رفع کند چون یک جریان سیاسی که از فلان مدیر صنفی حمایت می کند هدفش فقط مطرح کردن خودش است و تحقق اهداف سیاسی است که اهمیت دارد و نه کمک به بهبود اوضاع صنف.

وی ادامه داد: جریانات سیاسی هم فقط تا زمانی از یک مدیر یا هیأت مدیره سینمایی حمایت می کنند که آن مدیر در خدمت منویات وی باشد و در این گیرودار هم حل مشکلات ابتدایی بدنه صنف آخرین الویت است. در این شرایط بودجه هایی هم که سرازیر صنف می شود بیشتر در جهت تبیین اهداف سیاسی به کار می رود.

بهرامیان خاطرنشان ساخت: اگر می بینیم در مدیریتهای مختلف سینمایی نیز همواره عده معدودی از صنف هستند که مورد توجه قرار می گیرند همین است. یعنی مدیر سیاسی به صنف سینما به عنوان بازوی اندیشمند مستقل نمی نگرد و سینماگری را می خواهد که به‌جای نقد او را تحسین کند؛ نتیجه هم که پیش رویمان است. علیرغم مرتب دم زدن در حمایت از سینماگران، سینمای ایران همچنان از ابتدایی ترین مشکلات خود که نداشتن یک بیمه بیکاری برای سینماگران است رنج می برد.

هنوز بسیاری از دولتمردان نمی دانند سینما مضر است یا مفید؟
کارگردان درام سینمایی «آل» با اشاره به یکی دیگر از مشکلات سینمای ایران که جدی گرفته نشدن از سوی دولتمردان است گفت: هنوز اجماع نظری درباره وضعیت سینما میان دولتمردان وجود ندارد. هنوز بسیاری از دولتمردان ما نمی دانند که سینما واقعا مفید است یا مضر. دلیل این امر هم این است که به واسطه همان رگه های انتقادی که ممکن است محصولات سینمایی یا کلام سینماگران داشته باشد با سوءظن به سینما نگاه می شود. البته در ظاهر همه از لزوم حمایت می گویند ولی در باطن حتی مدیران سینمایی نیز برای در اختیار گذاشتن امکانات دولتی میان سینماگران، کسانی را در الویت قرار می دهند که زبان جز به مدح شان نمی گشایند.

یک حلقه صدنفره، صنف سینمای ایران را در دست گرفته
اینکه چرا بدنه صنف در برابر کم کاری روسای صنوف و مدیران سینمایی موضع گیری نمی کند موضوع پرسش بعدی از بهرامیان بود.

بهرامیان با اظهار اینکه دلایل مختلفی در این باره وجود دارد اظهار داشت: به هر حال تنها نهاد صنفی سینماگران همین خانه سینمایی است که مشکلات فراوانی هم دارد اما بسیاری از اعضاء به آن به چشم خانه ای به آن می نگرند که حتی اگر زیربنای محکمی هم ندارد اما باز هم خانه اش است. اینکه سینمای ایران و محصولات آن مدام با انتقاد برخی جریانات مواجه می شوند دیگر دلیلی است که بدنه سینما را به موضع سکوت در برابر عملکرد غلط مدیران صنفی می برد چون به خیال خود نمی خواهند فشارها را بیشتر کنند.

وی ادامه داد: با این حال مهمترین مشکل صنف سینما این است که گردانندگان آن یک حلقه چندنفره هستند که با احتساب وابستگان خود شاید بیشتر از صد نفر هم نشوند؛ اینها همه جا هستند و مدام نیز در جشن ها و محافل مدیریتی ظاهر می شوند و سعی می کنند به یک جریان سیاسی خاص تمکین کنند. این گردانندگان با هر گونه انتقادی به گونه حذفی برخورد می کنند و شرایط انزوای سینماگران منتقد را فراهم می کنند.

این کارگردان تأکید کرد: حتی شاید یک دلیل اینکه مدام از سوی این حلقه معدود این تفکر تبلیغ می شود که نباید به صنف اعتراض کرد چون باعث گاف دادن به مخالفان می شود همین باشد. آنها نه فقط انتقادات دلسوزانه را به طور عملی نمی شنوند بلکه هر نقدی را هم آتو دادن به مخالف قلمداد می کنند و نتیجه این می شود که صنف سینمای ایران با بیشتر از صد سال سابقه هنوز یک مرکز درمانی تخصصی برای اعضایش ندارد.

عاقبت صنفی که درگیر سیاسی بازی شده
بهرامیان که به اندازه سینما در تلویزیون هم فعالیت داشته است با بیان ریشه های شکل گیری خانه سینما که بهبود اوضاع رفاهی صنف بود گفت: همان قدر که سینمای ایران، نیروی حرفه ای به تلویزیون داده، تلویزیون هم نیرو به سینما داده و هر دوی اینها کنار هم بازوی فرهنگی خوبی برای جامعه بوده اند ولی هنوز که هنوز است تنها صنفی که برای فعالان این دو مدیوم وجود دارد همین خانه سینما است که در این نهاد هم بعد از دو دهه قدمت هنوز که هنوز است شرایطی فراهم نشده برای آن که از درآمدهای گیشه ای برای کمک به قدرت گیری بدنه صنف استفاده شود.

وی ادامه داد: صنفی که متکی به درآمد سینما باشد مجبور نیست مدام پیش این یا آن جریان سیاسی سرخم کند اما صنفی که درگیر سیاسی بازی می شود معلوم است که روسایش برای در اختیار داشتن منافع مالی حتی رفتارهای ضدبدنه سینما را هم به راحتی هضم می کنند. چنین صنفی است که بازیگرش به خاطر نداشتن پول عمل جراحی، بدرود حیات می‌گوید و کارگردانش بخاطر بیکاری و درماندن از حل مشکلات اقتصادی مجبور می شود مهاجرت کند.




انحصارگرایی و ویژه‌خواری؛ از سازمان سینمایی تا خانه سینما

سینماژورنال: در حالی که به مانند ضیافت روز خبرنگار سازمان سینمایی، ضیافت روز سینمای این سازمان هم بدون دعوت از رسانه های منتقد و مستقل برگزار شده است و این امر اعتراضات بسیاری را موجب شده، ایجاد انحصار در پوشش ویدیویی مراسم جشن خانه سینما نیز با اعتراضات رسانه های فعال در این حیطه روبرو شده است.

به گزارش سینماژورنال از جمله این رسانه ها “تیوی پلاس” است که سردبیر آن حمید فراهانی راد در یادداشتی به انتقاد از انحصار ایجاد شده در جشن خانه سینما پرداخته است.

متن کامل یادداشت این فعال رسانه ای را بخوانید:

اين روزها شاهد برخوردهاى عجيب و توهين آميز و غير منصفانه و حتى غيرقانونى در اين حوزه هستیم. دوستان طورى زد و بندهاى پشت پرده و زيرميزى مى كنند گويى يادشان رفته ما همان دوستانى هستيم كه هميشه در هر موقعيت سخت و خطيرى مثل تعطيلى خانه سينما و…، تمام قد در كنارشان ايستاديم و حتى گاهى جلوتر از آنها در دفاع از حق شان و اثبات دوستى مان بوديم. ما انتظار تقدير و تشكر نداريم اما ديگر توهين و بى احترامى هم حق مان نيست. مى پرسيد چه شده كه اينقدر گلايه مند هستيم؟! چه شده كه برخلاف روال هميشگى مان كه سكوت و آبروداریست اين بار ديگر كارد به استخوان مان رسيده و صدایمان در آمده؟
هجدهمين جشن خانه سينماست؛ تى وى پلاس به عنوان اولين تلويزيون اينترنتى ايران و حامى ستاره ها و هنر هميشه و همه جا بى هيچ چشم داشتى در تمام مراسم ها و جشن ها و رونمايى ها و… حضور داشته و آنها را پوشش داده.
اين بار نيز از چند ماه قبل از طريق دبير بخش سينما از روابط عمومى اين دوره از جشن پيگير بوديم كه براى حضور در اين مراسم و پوشش تصويرى آن چه كنيم و چه كارهايى لازم است انجام بدهيم، ايشان هم فرمودند درخواست شما اعلام شده و هيچ كارى لازم نيست انجام بدهيد. با اين اوصاف تا همين روزهاى اخير مرتب پيگير بوديم و هر دفعه همين اطمينان خاطر به ما داده مى شد. گفتند كارت هایتان صادر شده، يكشنبه ٢١ شهريور برويد از خانه سينما بگيريد.
ناگهان ورق برگشت، در حاليكه فقط يك روز تا برگزارى جشن باقى مانده به ما اعلام كردند اجازه تهيه گزارش تصويرى از مراسم را نداريد. چرا؟! چون انحصار فيلمبردارى مراسم از طريق جناب شاهسوارى رئيس خانه سينما به يكى از سايت ها فروخته شده. عجب! چطور حق انحصارى به مجموعه اى اينقدر پنهانى و دقيقه نودى فروخته مى شود بدون اينكه به ديگرانى كه واجد شرايط هستند اعلام شده باشد؟!
جناب آقاى شاهسوارى، شما كه به دنبال كسب سود مادى بيشتر براى مجموعه تان هستيد چرا قصد فروش انحصاری فيلمبردارى مراسم تان را اعلام عمومى نكرديد و مزايده نگذاشتيد شايد كه ما مايل بوديم به رقم بالاترى از دوستان شما اين حق را خريدارى كنيم؟
در شگفتيم خانه سينما كه هميشه از بى قانونى و تصميمات فكر نشده يك شبه و اعمال نظر سليقه اى مديران دادش به هوا بود حالا چه شده كه خود سردمدار تضييع حقوق رسانه ها شده است؟! جناب شاهسوارى جواب صدها هزار نفر مخاطب شبكه پر بيننده تى وى پلاس را در سراسر جهان شما مى دهيد؟ آقای شاهسوارى مگر خود شما در گفتگوی اخیرتان نمی گویید ما حق تفکیک مخاطب را نداریم؟! بله… شاید شما هم مثل بسیاری دیگر از همکارانتان… یاحق




بزرگداشت خانه سینما برای پدری که فرزندش عضو هیأت مدیره است+عکس

سینماژورنال: در میان نامهایی که بناست بزرگداشت آنها در جشن خانه سینمای امسال برگزار شود نام یک سینمادار قدیمی به نام محمد خادم هم به چشم می خورد؛ سینماداری که البته سالهاست بازنشسته شده است.

به گزارش سینماژورنال اینکه در جشن خانه سینما شرایطی برای تقدیر از سینماداران که مستقیم ترین کانال عرضه آثار سینمایی به مخاطبان به شمار می روند فراهم شده خیلی هم خوب است اما…

اما نکته حضور فرزند این سینمادار در هیأت مدیره خانه سینماست که باعث می‌شود این حس به مخاطب دست دهد که نکند لابی فرزند بوده که باعث شده بزرگداشتی برای پدر برگزار شود.

محمد خادم فرزندی دارد به نام مهدی خادم که به واسطه عضویت در انجمنی موسوم به مدیران سالنهای سینمایی چنان رشدی کرده که به عضویت در هیأت مدیره خانه سینما رسیده است!!

حالا همزمان با حضور فرزند در هیأت مدیره خانه سینما، بزرگداشت پدر هم در جشن خانه سینما برگزار می‌شود. اینکه جایگاه فرزند چه تأثیری داشته بر برگزاری بزرگداشت برای پدر را دست اندرکاران جشن خانه سینما باید پاسخ دهند.

مهدی خادم در کنار ابراهیم مختاری
مهدی خادم در کنار ابراهیم مختاری



علیرضا رییسیان در واکنش به بایکوت در جشن خانه سینما⇐انتظار پروژه‌های تخریبی بیشتری را دارم

سینماژورنال: معرفی نامزدهای نهایی جشن خانه سینما باز هم همراه بود با پرسشهایی بر سر اینکه این نامزدها چقدر می توانند برآمده از جریان حرفه ای سینمای ایران باشند؟

به گزارش سینماژورنال قرارگیری «ابد و یک روز» در رأس تعداد نامزدیها با لحاظ این واقعیت که این همان فیلمی است که داوران جشنواره فیلم فجر هم حسابی آن را تحسین کرده بودند وقتی مقارن شد با بایکوت تقریبی آثار کارگردانانی نظیر علیرضا رییسیان و علی ملاقلی پور ، بیش از پیش این ظن را تقویت کرد که در جشن خانه سینما جایی برای منتقدان این نهاد نیست.

امثال رییسیان و ملاقلی‌پور که در ماههای اخیر مرتب کم‌کاری های صنفی خانه سینما را گوشزد کرده بودند بایکوت شدند و فیلم آخر کیومرث پوراحمد هم کاملا مهجور واقع شدتا فضا باز شود برای فیلمهایی مانند «دو»، «بهمن» و «گینس» که علیرغم کیفیت زیر حد متوسط اما به واسطه عقبه تولیدکنندگان در جمع نامزدها قرار گرفته اند.

جشن خانه سینما برای توجه به سینمای حرفه ای به راه افتاد

علیرضا رییسیان کارگردان سینما با اشاره به اینکه جشن خانه سینما بنا بوده مجالی باشد برای توجه به فیلمهای حرفه ای سینمای ایران به «صبح نو» گفت: در سینمای ایران هم بخش مسابقه جشنواره فجر را داریم که نگاه خاص خود را به سینما دارد و هم مسابقه فیلم اولیها را و اخیرا هم گروهی راه افتاده به نام هنروتجربه که البته وارد جشنواره هم شده است و الگویش هم نوعی سینمای هنری خاص است. جشن خانه سینما اما برای این راه افتاد که به سینمای حرفه ای یا main stream که دربرگیرنده جریان اصلی سینمای ایران است توجه کند و اصلا بنا بر این نبود که نوعی سینمای خاص و تجربه گرا یا سینمای کاملا تجاری در این چارچوب قرار گیرد.

وی خاطرنشان ساخت: جشن خانه سینما هدفش برگزیدن فعالان بخش حرفه ای سینما بود در جهت تقویت استانداردهای سینما در همه رشته ها آن هم از میان فیلمهایی که در طول سال اکران می شوند. اینکه حالا می بینیم چینش کاندیداها به همان سمتی می رود که پیشتر جشنواره فجر رفته چه معنایی دارد؟

هدف: حذف سینماگران منتقد!

کارگردان «چهل سالگی»، «ریحانه» و «ایستگاه متروک» در پاسخ به این پرسش که چقدر از نادیده گرفتن برخی از فیلمسازان از جمله خودش در جشن خانه سینما ناشی از حاکمیت یکدست این نهاد و تلاش برای خاموش کردن سینماگرانی است که منتقد سیاستهای نادرست سران صنف هستند اظهار داشت: زمانی که جشن خانه سینما به راه افتاد هدفش جذب تمامی سینماگران حرفه ای بود حتی آنها که خانه سینما را نقد می کردند اما رفته رفته مسیر مدیریتی به سمتی رفته که حالا هدف بر حذف سینماگران مستقل و در عین حال منتقد است.

وی با اشاره به رویکرد خودش نسبت به جشن امسال اظهار داشت: وقتی کمال تبریزی از من دعوت کرد که در جشن خانه سینما شرکت کنم با حسن نیت پذیرفتم و فرض کردم که جریان گزینش‌ها در جهت جذب حرفه‌ای‌هاست اما در عمل اتفاق دیگری افتاد. البته در شرایطی که هنوز بحثهای ابتدایی مانند ارجحیت فیلمسازی 35 میلیمتری به فیلمسازی دیجیتال در حلقه بالادستی چنین نهادی وجود دارد اینکه انتظار داشته باشیم در گزینشها به محصول نگاه کنند و نه صاحب اثر، انتظار بیجایی است.

علیرضا رییسیان شهاب حسینی
علیرضا رییسیان و شهاب حسینی در پشت صحنه “دوران عاشقی”

جناح گرایی بر خانه سینما سایه انداخته

علیرضا رییسیان که آخرین ساخته اش «دوران عاشقی» پرفروش‌ترین ملودرام 94 بود و البته در جشنواره فجر نامزد دریافت ده جایزه بود درباره اینکه خروجی جشن خانه سینما چقدر در هماهنگی است با ادعاهایی که گردانندگان پیرامون مزایای آکادمی برگزار شدن گزینشها گفته اند به «صبح نو» بیان داشت: فلسفه آکادمیک که تعداد نیست. به وجود آمدن آکادمی برای بالا بردن کیفیت داوری است و وقتی این کیفیت به دلایلی خاص لحاظ نمی شود چه تفاوتی می کند که داوری آکادمیک باشد یا شورایی.

رییسیان وقتی مخاطب این پرسش قرار گرفت که چقدر از بی توجهی به خودش در جشن خانه سینما را نتیجه انتقاداتش به سازوکار حاکم بر خانه سینما می داند گفت: من درباره نهادی صحبت کرده ام که به سینماگران تعلق دارد و البته ضعفهای مدیریتی آن را بازگو کرده و می کنم برای بهبود اوضاع. بر سر نقد مديريت منفى صنف تاكنون من و ديگران هزينه‌هاى زيادى داده‌ایم و انتظار پروژه‌هاى تخريبى بيشترى هم در مورد خودم دارم ولی باز هم اصرار دارم که نقدهایم ریشه ای است و نگران آینده این نهاد صنفی هستم. من جوايزم را از جشنواره هاى ديگر و البته مهمتر گرفته‌ام ولى آيا ناديده گرفتن همكارانم و تنبيه آنها بخاطر نقدهای صریح من كار درستى است؟

وی خاطرنشان ساخت: وقتی اهداف سیاسی-جناحی جایگزین اصول اولیه کار صنفی می شود نتیجه اش هم می شود همین که کارکرد صنفی که شاکله راه اندازی صنف است از بین می رود و جناح‌گرایی است که بر همه چیز حتی توزیع کاندیداها سایه می اندازد.




گلایه‌های تند و تیز باران کوثری از دولت یازدهم، لیست امید و مدیران فرهنگی دولت⇐درباره ما چه فکر کرده‌اید؟/ اگر ما نبودیم رأی نمی‌آوردید/از همان ابتدا می‌گفتید که فرهنگ در الویت شما نیست

سینماژورنال: باران کوثری بازیگری است که در این سالها همواره و در انتخابات مختلف به عنوان هوادار جریان اصلاحات عرض اندام کرده است و البته که جریان سیاسی اصلاحات نیز همواره به قدر کفایت از این بازیگر به نفع خود استفاده کرده است.

به گزارش سینماژورنال کوثری که در انتخابات 92 جزو هواداران حسن روحانی بود در فاصله کمتر از یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری در گفتگو با فریدون جیرانی در “فیلمنت” به گلایه از سیاستهای فرهنگی دولت و البته لیست امیدی پرداخته که با حمایت هنرمندان به مجلس راه پیدا کرد اما حتی برای حضور در کمیسیون فرهنگی رغبتی از خود نشان نداد.

باران کوثری درباره اوضاع و احوال سیاسی جامعه می گوید: شرایط بهتر شده است اما باز به بن بستهایی می خوریم که فکر می کنیم چقدر می توانی امیدوار باشیم به آینده. وقتی لیست امید که مقدار زیادی از آرایش را به واسطه اهالی فرهنگ و هنر به دست آورده در انتخابات کمیسیونها کمترین علاقه ای برای حضور در کمیسیون فرهنگی نشان نمی دهد واقعا چگونه می شود درباره آنها فکر کرد؟

اگر حمایت اهالی فرهنگ نبود این مقدار رأی برای لیست امید متصور نبود

وی ادامه می دهد: این یک واقعیت است که اگر حمایت اهالی فرهنگ نبود این مقدار رأی برای لیست امید متصور نبود و هیچ کس نمی تواند این را کتمان کند اما وقتی آنها برای حضور در کمیسیون فرهنگی پیشقدم نمی شوند تا باز هم کمیسیون فرهنگی بدل شود به همان چرخه ای که برخی فیلمها اکران نشوند و برخی هم نتوانند کار کنند، این چه معنایی دارد؟ آنها چه فکری می کنند نسبت به من و امثال من؟ حتی توضیح هم نمی دهند که چرا کاندیدا نشده اند؟ این به من برمی خورد و باعث می شود به این فکر بیفتم که آیا اصلا کسی به فرهنگ فکر می کند؟

باران کوثری با اشاره به فیلم توقیفی اش و کم کاری سازمان سینمایی در تسهیل شرایط اکران این فیلم بیان می دارد: آیا کسی در ارشاد هست که پیگیری کند چرا “عصبانی نیستم” هنوز اکران نشده است؟ خب خیلی راحت از همان ابتدا بگویند اهل فرهنگی که از ما حمایت می کنید بدانید که فرهنگ در الویت نیست.

اینکه می گویند تحت فشارند توجیهی برای فرار از پاسخگویی نیست

باران کوثری این روزها “لانتوری” را روی پرده دارد که فروش فوق العاده ای دارد و نوروز هم “کوچه بی نام” را روی پرده داشت که آن هم جزو پروفروشهای سینما بود. به گزارش سینماژورنال باران کوثری در بخشی از گفتگوی خود با اشاره به اوضاع بغرنج اهالی فرهنگ خطاب به مدیران دولت یازدهم اظهار می دارد: به عنوان کسی که هم به این دولت رأی دادم و هم تا جایی که توانستم برایش رأی جمع کردم سخنم این است که مطالبات ما را برآورده کنند. اینکه می گویند تحت فشارند هم توجیه مناسبی نیست. شما خودتان می دانستید که تحت فشارید؛ چه فشار سیاسی چه فشار اقتصادی. قطعا به این فشارها آگاه بودید و بعد پیشقدم شده اید برای کاندیداتوری پس باید به مطالبات ما پاسخ گویید.

باران کوثری درباره مطالبات خود نیز چنین می گوید: اصلی ترین مطالبه من این است؛ یک فیلم اکران نشده به نام “عصبانی نیستم” را به عنوان بازیگر دارم. فیلمی که هم پروانه ساخت دارد و هم پرونه نمایش اما به دلیل فشار از جانب کسانی که در ارشاد نیستند این فیلم را اکران نکردند. چرا؟

اگر بیضایی مطمئن باشد به فضای امن برای فعالیت چرا برنگردد

وی ادامه می دهد: مطالبه دوم ام حمایت از فیلمسازان است. از مادر خودم شروع می کنم که آن قدر خسته شده که نمی خواهد فیلم بسازد. اگر رخشان نمی تواند فیلم بسازد، اگر بیضایی نتواند برگردد فیلم بسازد و اگر تقوایی نتواند فیلم بسازد پس دیگر چه فرقی هست میان این دولت و دولت قبل. اگر بیضایی مطمئن باشد فضای امنی فراهم است برای فعالیت چرا برنگردد؟

خانه سینما باید جوانان را جذب کند

باران کوثری مطالبه خود از خانه سینما را نیز با مکثی چنین بیان می کند: خانه سینما باید کاری کند که جوانترها جذب آن شده و مسئولیتها را در دست بگیرند بلکه اتفاقات بهتری بیفتد.




عزیزا.. حمیدنژاد از افتخاری می‌گوید که نصیب شمقدری و ایوبی کرده/چرا خانه سینما درباره لابی‌گری در انتخابات سکوت کرده؟

سینماژورنال: عزیزا.. حمیدنژاد آخرین فیلمش “آناهیتا” را با بازی شهاب حسینی در دولت اول احمدی نژاد با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ساخت و بعد از آن و به دلایل مختلف که شاید یکی از آنها شکست تجاری “آناهیتا” باشد تاکنون نتوانسته فیلمی بسازد.

به گزارش سینماژورنال این کارگردان که اخیرا و با حضور در تیم کارگردانی سریال “چرخ فلک” بازگشت به پشت دوربین را تجربه کرده در گفتگویی که به بهانه همین سریال با “شرق” انجام داده درباره بیکاری در سینما گفته است: فیلم‌ساز اگر بخواهد مؤلفه‌های خودش را حفظ کند تحت فشار قرار می‌گیرد و کمتر می‌تواند فیلم بسازد کمااینکه من در دوره آقایان شمقدری و ایوبی نتوانستم فیلم بسازم و همیشه می‌گویم بگذار این افتخاری برای آقایان شمقدری و ایوبی باشد که نه حمیدنژاد، بلکه کارگردان «اشک سرما» نتوانست در مدیریت این دوستان فیلم بسازد. 

آن قدر فضا آلوده است که…

وی ادامه داده است: آن‌قدر فضا آلوده است که تحلیل‌کردن درباره اینکه این مدیریت خوب است یا بد، بیهوده است. مسئله ریشه‌ای‌تر از این حرف‌هاست. در دهه‌های ٦٠ و ٧٠ مدیریت منسجمی نداشتیم اما انگیزه‌های انقلابی قوی بر همه حاکم بود و خودانگیخته کار می‌کردند و فیلم‌هایی که در آن زمان ساخته شده، پر از انگیزه و انرژی است؛ پلان‌به‌پلان فیلم‌ها پر از علاقه و شیفتگی به سینما است. چیزی که الان وجود ندارد. فیلم‌های‌ میلیاردی ساخته شده و می‌شود، اما هیچ‌کدام تأثیر‌گذار نبوده است.

کارگردان “هور در آتش” افزوده است: آدم‌های زیادی با بودجه‌های کلان فیلم ساختند و فیلم‌های‌ گران‌قیمتی ساخته شده، اما هیچ‌کدام نتوانستند دل مخاطب را بلرزانند و این جای تأسف دارد. خیلی امیدی به بهبودی این شرایط ندارم و اگر بتوانم مؤلفه‌های خودم را حفظ کنم و فیلم بسازم، این کار را انجام می‌دهم و اگر نه، فیلم نمی‌سازم.

ایرادات کلیدی اساسنامه خانه سینما

حمیدنژاد که مدتی از فعالان صنف خانه سینما بود اما در سالهای اخیر از این حیث کاملا منزوی شده در تشریح دلایل این انزوا به وجود ایرادات کلیدی در اساسنامه خانه چنین اشاره کرده است: فعالیت‌های صنفی باید وجود داشته باشد و صنف‌هایی که آن‌قدر مقتدر باشند که بتوانند از اعضایشان دفاع کنند، منتها خانه سینما یک مشکل اساسی دارد و آن اساسنامه‌اش است، درباره مجامع عمومی و رأی‌گیری و لابی‌کردن در انتخابات سکوت کرده و هیچ مورد و بند و تبصره‌ای دراین‌باره وجود ندارد که آیا صنف می‌تواند لابی کند یا نه؟