یک بانوی بازیگر: خانه سینما کارکردی ندارد به‌جز ارسال پیامک ترحیم!

سینماژورنال: خانه سینما همچنان از حل ابتدایی ترین مشکلات رفاهی اعضای صنوفش عاجز است و در این شرایط جشن های مختلف در این نهاد برگزار می شود.

به گزارش سینماژورنال این وضعیتی نیست که مورد قبول بدنه صنف باشد. بعد از نامه سرگشاده تعدادی از سینماگران به رییس جمهور در گلایه از وضعیت رفاهی نامناسب صنف سینما(اینجا را بخوانید) به تازگی یک بازیگر زن سینما و تلویزیون طعنه ای تند به خانه سینما زده است.

این بازیگر زن اکرم محمدی است که در گفتگو با خبرگزاری “میزان” تنها خروجی خانه سینما برای کف صنف را ارسال پیامک ترحیم دانسته است.

اکرم محمدی می گوید: از نظر من خانه سینما کارکردی به جز اعلام مراسم ترحیم به وسیله ارسال پیامک ندارد.

وی ادامه می دهد: این را هم باید بگویم که من چند وقتی حق عضویت خانه سینما را نداده ام و به زودی کارت عضویتم ابطال می شود. اصلا من اعضای انجمن بازیگران خانه سینما را نمی شناسم واین خود باعث تأسف است.

بازیگر “سام و نرگس” تأکید می کند: سینما، خانه شخصی ما نیست که با وقوع اتفاق بدی برای یکی از اعضا، بگوییم ماجرا ربطی به ما ندارد. خانه سینما باید همه اعضای خود را حمایت کند.

نامه بازیگران زن به معاون سیما توهین به خودمان بود

بازیگر آثاری خاطره انگیز نظیر “مادر” درباره نامه تعدادی از بازیگران زن به رییس رسانه ملی و ادعای اینکه چون ازدواج کرده اند به آنها نقش نمی دهند(اینجا را بخوانید) اظهار می دارد: آن نامه را تأیید نمی کنم و در واقع توهین به خود ما بود که درباره من صدق نمی کند. نمی توان این موضوع را مطرح کرد که به خاطر این که ما ازدواج کرده ایم پیشنهاد کارهای سینمایی و تلویزیونی برای ما کمتر شده است.

عده ای بازیگری را با مدلینگ اشتباه گرفته اند
بازیگر “خانه سبز” خاطرنشان می سازد: عده ای کار بازیگری را با مدلینگ اشتباه گرفته اند و فکر می کنند یک بازیگر همواره باید روی سن رژه برود تا دیگران یادشان بیافتد که او هم وجود دارد که به نظر من این روند درست نیست زیرا یک بازیگر باید پرونده‌ای داشته باشد تا بر اساس آن در کارهای مختلف حضور پیدا کند. من حاضر نیستم با بازی در فیلمنامه‌های ضعیف سابقه کاری خودم را خراب کنم البته این موضوع باعث می شود که همواره مخاطبان از ما بپرسند که چرا حضور نداریم که این موضوع جای تأسف والبته خوشحالی دارد.

این بازیگر عنوان کرد: این روزها بسیاری از بازیگران همواره در کارهای مختلف تکرار می شوند و مخاطبان به طور مدام مردم آنها را می بینند. من درباره خوب یا بد بودن این موضوع صحبت نمی کنم اما این موضوع باعث رکود کارها می شود.

محمدی ادامه داد: این موضوع بسیار فاجعه بار است به هر حال نحوه زندگی ما با مردم عادی تفاوت دارد و در صورت نبود امکان مالی دچار وضعیت سختی می شویم.




برادر توحیدی! نعل وارونه زدن بس است! مردم برخلاف شما دچار فراموشي نشده‌اند

سینماژورنال: ارائه آماری مبنی بر اینکه خیانت دومین عامل طلاق زوجین در تهران است سبب ساز آن شده است که فرهاد توحیدی فیلمنامه نویس ایرانی و صاحب آثاری مانند “دنیا”، “شهر موشها2″، “مجردها” و “امکان مینا” با نگارش یادداشتی برای “شرق” به انتقاد از برخی از مسئولان بپردازد که در سالهای گذشته از فیلمسازانی که درباره خیانت فیلم می ساختند ایراد گرفتند.

به گزارش سینماژورنال توحیدی البته سعی کرده به مانند تمامی اظهارنظراتش این یادداشت را هم با نوعی تعلق خاطر نسبت به جریان سیاسی متبوعش بنگارد و برای همین است که در بخشی از یادداشت قلب واقعیت دیده می شود.

ابتدا یادداشت را بخوانید:

شاخک‌های سینما هنوز حساس است

در خبرها آمده است که «خیانت» به‌عنوان دومین دلیل طلاق زوجین در تهران به ثبت رسیده. بااین‌حساب بعید نیست که خیلی‌ها چون من، خاطره سال‌های پیش را به یاد بیاورند که مسئولان به برخی از آثار تولیدشده در سینما به‌خاطر پرداختن به این آسیب اجتماعی خاص ایراد گرفته و سینما را در خیانت زوج‌ها، شریک جرم دانستند. واقعیت این است که سینما چیزهایی را در جامعه می‌بیند و بر اساس همان‌ها، دست به ساختن می‌زند.

هشدارهای جامعه‌شناسانه درباره پدیده شوم خیانت، خیلی پیش از اینها داده شده بود و به همین خاطر نمی‌توان گفت سینما در پرداختن به این موضوع جلوتر بوده اما به‌هرحال، شاخک‌های هنر هفتم، گویی آن‌قدر حساس بوده است که بازتاب‌های رواج این آسیب اجتماعی را در جامعه ببیند.

سینما در این سال‌ها، مرغ عزا و عروسی بوده و هربار به دلیلی سرش بریده شده است! نگاه کنید که امروز چه بر سر موسیقی ما می‌آید؛ پنج‌سال پیش، دقیقا، اتفاقاتی از همین دست، دامن سینما را گرفته بود و سینماگران متهم بودند که با ساخت فیلم، در مسیر ترویج آسیب‌های اجتماعی قدم برمی‌دارند.

شاید در میان این کشمکش‌ها، کسی توجه نکرد که تغییر سبک زندگی، مشکلات اقتصادی، بالارفتن سن ازدواج و استقلال مالی خانم‌ها، پیش‌زمینه پایدارنبودن نظام خانواده و ازدواج را فراهم کرده و سینماگران هم زمانی که دست به ساختن آثاری با چنین درون‌مایه‌ای زدند، به کج‌روی متهم شدند و حالا که این بحران به تأیید مسئولان فعلی رسیده، مسئولان پیشین نیستند که از هنرمندان دلجویی کنند.

در چنین چرخه‌ای، این سؤال پیش می‌آید که چرا تکلیف هنر مشخص نمی‌شود؛ آیا قرار است هنری «حکیم‌فرموده» در جامعه داشته باشیم؟ آیا قرار است به فردیت هنرمندان و شاخک‌های آنها احترام بگذاریم؟ آیا قرار است هنر به چیزی ملتزم باشد و اگر این‌طور است، آن وجه التزام چیست؟

وضعیت عبرت‌انگیز تلویزیون، یادآور این نکته است که ادامه سیاست‌های غلط در هر حوزه هنری که باشد می‌تواند به ازمیان‌رفتن مخاطب آن رشته از هنر بینجامد. در سینما این وضعیت بغرنج‌تر است. سینما می‌تواند در چارچوب قوانین آزادانه به طرح مسائل اجتماعی و آسیب‌های جامعه بپردازد و نقشی فراتر از دیگر هنرها برای ساختار جامعه بازی کند، اما اگر چنین خاصیتی را از سینما بگیرند، دیگر چه چیزی برای پرده‌های نقره‌ای باقی خواهد ماند؟ 

چرا راستی را به انتها نمی‌رسانید؟

به گزارش سینماژورنال آنچه فرهاد توحیدی نوشته دو نیمه دارد؛ یک نیمه‌اش که از فیلمسازی سالهای گذشته فیلمسازان با مضمون خیانت می‌گوید و همچنین اینکه برخی مسئولان در سالهای قبل به خاطر این پرداخت به سینماگران ایراد گرفته بودند  کاملا درست است.

اما نادرستی بیانات ایشان کجاست؟ آنجا که در یک قلب واقعیت آشکار می‌گویند مسئولانی که از چنین آثاری ایراد گرفتند امروز نیستند که از سینماگران دلجویی کنند.

به نظر می رسد این فیلمنامه نویس یا حوادث آن دوران را درست مرور نکرده یا حوادث را مرور کرده و یا به دلیلی که در ابتدای مطلب آوردیم یعنی حرکت بر مدار خواسته های یک جریان سیاسی خاص از بازگو کردن واقعیات واهمه دارد.

این دیگر یک واقعیت کاملا آشکار است که تمامی فیلمهایی که در دوران مدیریت سینمایی سابق با مضمون آسیب شناسی مستقیم یا غیرمستقیم خیانتهای زناشویی ساخته شدند و از جمله “پل چوبی”، “برف روی کاجها”، “من همسرش هستم” و “زندگی خصوصی” از اداره نظارت آن زمان پروانه نمایش گرفتند.

توقیف در حوزه هنری رخ داد

توقیف آثار کجا رخ داد؟ در حوزه هنری.

حوزه هنری آن زمان که برخی از روسای خانه سینمای منحل شده با حمایت این نهاد فیلمسازی می‌کردند چون مالکیت بخش عمده ای از سینماهای ایران بخصوص در شهرستانها را برعهده داشت در بدعتی تاریخی این گونه آثار را در سینماهایش پخش نکرد و عجبا که این ماجرا نه تنها به کاهش مخاطب این قبیل آثار منجر نشد که بالعکس حتی معمولی ترین آثار این گروه توقیفی هم فروشی متوسط داشتند.

از آن زمان تاکنون مدیر حوزه هنری که تغییر نیافته! پس اینکه توحیدی گفته مدیران مسبب توقیف دیگر نیستند که پاسخگو باشند صددرصد غلط است.

جناب توحیدی هر چیز را که یادشان رفته باشد نباید این را یادشان رفته باشد که همان رییس سابق سازمان سینمایی یعنی جواد شمقدری برای دفاع از روند غلط توقیف فیلمهای مجوزدار حتی تا پای درگیری با انصار حزب ا.. پیش رفت.

مناظره تاریخی تهیه کننده متبوعتان با رییس سینما را که یادتان نرفته

باز هم ایشان نباید آن مناظره تاریخی که میان آن رییس و تهیه کننده  آخرین فیلمنامه شان “امکان مینا” در برنامه “هفت” رخ داد را از یاد برده باشند. در آن میزگرد رییس سینما از این می گفت که ماجرای خیانت چون در جامعه رخ داده باید در سینما بازتاب داشته باشد اما تهیه کننده متبوع توحیدی باز هم نه از سر دلسوزی به خاطر جامعه که از سر همان درگیری های سیاسی که با طیف مقابل داشت تا توانست بر نادرستی پرداختن به مقوله خیانت در سینما تأکید کرد.

پس توحیدی یا نباید درباره موارد این چنینی بی محابا و با قلب واقعیت حرف بزند یا اگر هم می خواهد ژست روشنفکری سالهای اخیرشان که به وادی خیرخواهی برای محیط زیست هم کشیده شده(!) از بین نرود قبل از هر کس باید از دوستان همه این سالهایش گلایه کند که در اقدامی عجیب به جای اینکه در جریان توقیف غیرمنطقی فیلمهای مجوزدار کنار سینماگران باشند ترجیح دادند یا سکوت اختیار کنند یا به نفع توقیف واکنش نشان دهند.

چرا آن زمان در برابر توقیف فیلمها واکنش نشان ندادید؟

جناب توحیدی آن زمان در قبال روند نادرست توقیف فیلمها توسط حوزه هنری نه تنها واکنشی نشان ندادند که بعضا همراه با دوستان ديگرشان در شوراي مركزي خانه سينمای منحل شده كه پاي ثابت فيلمسازي در حوزه هنري بوده و هستند سکوتی اختیار کردند که انگار سرشار از رضایت بود…

راستي آقاي توحيدي گمان مي‌كنند مردم و همكاران شان تا اين حد دچار فراموشي اند كه به فاصله تنها سه سال قلب واقعيت ایشان را باور کنند؟




سینماگران نومید از خانه سینما به رییس جمهور نامه نوشتند⇐صدای خرد شدن استخوانهای ما را بشنوید

سینماژورنال: جمعی از سینماگران در گلایه از اوضاع نابسامان صنف سینمای ایران که اعضایش همچنان از ابتدایی ترین مشکلات رفاهی رنج می‌برند به رییس جمهور نامه نوشتند.

به گزارش سینماژورنال در این نامه که به امضای 438 نفر از بدنه سینما موسوم به “گروه سینمایی‌ها” رسیده است به صراحت از مشکلات ابتدایی صنف سینما و از جمله نداشتن نظام بیمه ای جامع، بیکاری و اوضاع اقتصادی خراب بدنه سینمای ایران گلایه شده است.

متن کامل این نامه را با ذکر این توضیح بخوانید که اسامی امضاءکنندگان این نامه نزد سینماژورنال محفوظ است.

به نام خداوند بخشنده و مهربان
جناب آقای دکتر روحانی رییس جمهور معزز و فهیم ایران

با سلام

به اطلاع می رسانیم که مشکلات ماقبل قرون وسطایی مثل بیکاری و بی مسکنی و بی بیمه ای و توزیع ناعادلانه منابع عمومی در حوزه فرهنگ و سینما که متاسفانه از گذشته ها شروع شده، هم اکنون به اوج خود رسیده و اکثر اهالی سینما را به زیر خط فقر رسانده است به طوری که صدای خرد شدن استخوان های عموم اهالی سینما در لابلای چرخ دنده های زندگی کنونی به وضوح شنیده می شود!

جناب دکتر روحانی!
به خوبی می دانید که هنرمندان چه نقش تعیین کننده ای در جهت رشد فکری و فرهنگی هر جامعه ای دارند ولی متاسفانه به دلیل شرایط وحشتناک اقتصادی و انواع و اقسام بی عدالتی ها و بی توجهی ها این قشر مظلوم و افتخارآفرین از حداقل امکانات اولیه زندگی هم محروم است و جالب است که در این شرایط وحشتناک، هیچ مقام و نهاد مسئولی در این مرز و بوم هیچ اقدامی در جهت حل مشکلات سینماگران نجیب کشور از خود نشان نمی دهد تا جایی که به تعبیر حضرت رسول مکرم اسلام(ص) به وضوح دیده می شود که فقر از در وارد شده و ایمان از پنجره خارج می شود.
نشانه‌های این بحران و بی ایمانی را در هجوم هنرمندان این سرزمین به کشورهای بیگانه و شبکه های ماهواره ای را هم می بینید و هم می شنوید.

جناب دکتر روحانی عزیز!
گروه سینمایی ها صمیمانه از حضرتعالی خواهشمند است که به مشکلات آبروبر و ماقبل قرون وسطایی هنرمندان دردمند این کشور به صورت فوری و اورژانسی رسیدگی کنید.

جناب دکتر روحانی بزرگوار!
اعتقاد عمیقی داریم که شما صدای دردمندانه اکثریت قریب به اتفاق هنرمندان مظلوم این سرزمین را خواهید شنید و برای حل فوری و اورژانسی اینگونه مشکلات خانه خراب کن فکری خواهید کرد. جناب رییس جمهور معزز و فهیم باز هم با شما دوستانه گفتگو و درد دل خواهیم کرد.

پی نوشت سینماژورنال:
اینکه 483 نفر از بدنه سینماگران به جای آن که برای حل مشکلات خود به نهاد صنفی خویش که خانه سینماست متوسل شوند چاره را در این دیده‌اند که مستقیم به رییس جمهور نامه بنویسند نشان از آن دارد که اشتغال هیات مدیره صنف سینمای ایران در برگزاری جشنواره های دولتی و جشن های صنفی وقتی برای رسیدگی به مشکلات صنفی باقی نمی گذارد.

بعد از بازگشایی خانه سینما هرچند این امیدواری وجود داشت که توجه به حل مشکلات اولیه صنف در الویت قرار گیرد و برای مرتفع کردن آنها فکری شود با این حال صنف سینمای ایران همچنان و دو سال بعد از بازگشایی به لحاظ رفع اصلی ترین نیاز که یک نظام بیمه ای جامع است لنگ می زند.

این وضعیت نتیجه اش می شود نامه نگاری به رییس جمهور و استمداد از رییس دولت اعتدال در حل مشکلاتی که بخاطر ابتدایی بودن هرگز زیبنده سینمای ایران نیستند.

اما خوب یا بد همین است که هست. سران صنف این سینما که مدیرانش مرتب از جهانی شدن آن می گویند حتی نمی توانند به اندازه سرپرست یک کارگاه خصوصی در حومه تهران برای اعضایشان تسهیلات فراهم کنند…




جناب عسکرپور! چرا در گام اول مدیرعامل صنف متبوع‌تان را به چالش نمی‌کشيد؟

سینماژورنال: محمدمهدی عسکرپور که همواره مناصبش در خانه سینما بسیار بیشتر از کارنامه فیلمسازی اش به چشم آمده در تازه ترین گفتگوی خود از اوضاع اقتصادی بغرنج جامعه نالیده و البته نداشتن تأمین اجتماعی و اقتصادی درست در کشور را نقد کرده است.

به گزارش سینماژورنال عسکرپور که با “مهر” رسانه متبوع حوزه هنری که فیلم “مهمان داریم” را هم برای این ارگان تولید کرد گفتگو کرده با نگاهی دلسوزانه به طبقه آسیب پذیر جامعه گفته است: شما می بینید که افرادی با سن بالا در حال دستفروشی در خیابان ها هستند و یا ممکن است در اطراف خود شما هم افرادی باشند که از تامین درستی برخوردار نباشند با اینکه در سنین بالایی قرار دارند و این در حالی است که ما جزو کشورهای ثروتمند جهان هستیم نه کشورهایی که شرایط اقتصادی مناسبی ندارند.

وی ادامه داده است: ما منابع زیادی در کشور داریم و این در حالی است که تأمین اجتماعی و اقتصادی درستی برای مردم وجود ندارد و افراد در این کشور آینده مبهمی دارند. افراد با خود فکر می کنند تا وقتی که کار دارند، می توانند روی زندگی و معیشت خود حساب کنند و غیر از آن اطلاعی ندارند که اصلا تا چه زمانی کار خواهند داشت.

عسکرپور که احتمالا به واسطه حضور نزدیک در حلقه مدیریتی خانه سینما مشکلات این صنف را درک کره خاطرنشان ساخته است: وضعیت هنرمندان بدتر است، فیلمسازی که هر ۷ سال یک بار فیلم می سازد این میان تکلیفش مشخص نیست. در طرح هایی مثل تکریم بزرگان مبلغی بصورت ماهانه می دهند که فرد فقط می تواند با آن در ماه چند بار آژانس گرفته و به اداره مورد نظر برود. علاوه بر این از بیمه خوبی هم برخوردار نیستند.

این کارگردان افزوده است: پس شما به عنوان یک جوان فکر می کنید تا وقتی که توانش را دارید و روی پا هستید باید درآمد داشته باشید تا بعدا محتاج دولت نشوید. دولتی که نمی تواند از پس شما بربیاید و شما را در نقطه ای به حال خود رها می کند. اگر هم مسیر کار درست فراهم نباشد این کسب درآمد از جایی محقق می شود که معمولا همراه با فساد است.

جناب عسکرپور! خودتان برای صنف سینما چه کردید؟

سینماژورنال نه تنها با گفته های عسکرپور کاملا موافق است که به شدت از صراحتی که ایشان در تصویرسازی اوضاع اقتصادی مردمان و بالاخص هنرمندان داشته قدردانی می کند اما پرسش‌هایی هم از ایشان دارد.

جناب عسکرپور که خودش چندین سال در حلقه مدیریتی خانه سینما حضور داشت برای رفع اصلی ترین مشکل بدنه صنف که نداشتن یک نظام بیمه‌ای جامع است چه کرد؟

از آن مهمتر اینکه ایشان چقدر از مشکلات موجود برای سینماگران را ناشی از ضعف عملکرد صنفی می‌داند که مدیران آن به جای دنبال کردن حل مشکلات اولیه اعضاء به سراغ برگزار کردن جشنهای مختلف هستند؟

جالب است که مدیران صنفی که به اعتقاد عسکرپور اعضای آن از بیمه خوبی برخوردار نیستند اخیرا در کنار جشنهای سالیانه شان درگیر برگزاری یک جشنواره کاملا دولتی هم شده اند؛ جشنواره ای که آبشخور بودجه ای خوبی هم دارد.

چرا از مدیرعامل صنف متبوع تان پرسش نمی‌کنید؟
عسکرپور که به صراحت دولتی را که نمی تواند از شهروندانش حمایت کند را نقد می‌کنند چرا سوزنی هم به صنف متبوعشان نمی زنند و از مدیرعامل این صنف نمی پرسند که چرا به جای حل کردن مشکل بیمه اعضای صنف وقتش را درگیر مناصب دولتي ديگر  آن هم افزون بر درگيري هاي فيلمسازي  و حواشي آن كه لابد نمي شود  اين يكي را انتظار داشت كنار بگذارد، كرده است ؟!

عسکرپور اگر می خواهد از سخنانش تعابیر سیاسی مستخرج نشود حتما باید این را هم بگوید که خودش طی همه سالهای حضور در رأس خانه سینما، چه فعالیتهایی برای بهبود اوضاع رفاهی صنف انجام داد؟




برگزاري اين جلسه در خانه سينما⇐سرآغاز وحدت يا انشقاقي ديگر؟

سینماژورنال: رییس سازمان سینمایی در پاسخ به نامه مدیرعامل خانه سینما مبنی بر آمادگی این نهاد صنفی برای برگزاری جلسات شورای صنفی نمایش فیلم در محل خانه سینما، در نامه ای به معاون ارزشیابی و نظارت موافقت خود را اعلام کرد.

به گزارش سینماژورنال رییس سازمان سینمایی موافقت خود را برای برگزاری جلسات شورا در خانه سینما به حبیب ایل بیگی رییس اداره نظارت اعلام کرده و بر این امر هم تأکید کرده که با حضور فعال نماینده سازمان سینمایی در شورا، نظارت بر حسن انجام امور پیگیری شود.

نکته اما اینجاست که در شورای صنفی نمایش 95 چهره هایی وجود دارند مانند سیدضیاء هاشمی که در سالهای گذشته به دلیل انتقاد به برخی عملکردها در خانه سینما از این نهاد انشعاب کرده و خود پایه گذار صنفی موسوم به جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای ایران شدند.

هر چند در ماههای گذشته تهیه کنندگان سینمای ایران همه زیر یک تشکل واحد جمع شده اند اما اختلاف نظرات میان طیف نزدیک به سیدضیاء هاشمی با مدیران خانه سینما که همچنان در حلقه بالادستی این نهاد حاضرند پابرجاست و بعید به نظر می رسد طیف نزدیک به سیدضیاء به برگزاری جلسات شورای صنفی نمایش در خانه سینما رضایت دهد.

اعضای شورای صنفی نمایش95

–نمایندگان شورایعالی تهیه‌کنندگان سینما: سید ضیاء هاشمی، منوچهر شاهسواری و سیدغلامرضا موسوی

–نمایندگان سینماداران: محمد قاصد اشرفی، فرشید موتمنی آذر، غلامرضا فرجی

–نماینده کانون کارگردانان: همایون اسعدیان

–نماینده کانون پخش ‌کنندگان: اصغر بانکی.




ایوبی اعلام کرد⇐ انحلال شورای‌عالی سینما/بی‌فایدگی شورای ارتقای منزلت اجتماعی سینماگران/عدم توانایی ورود شورای عالی نظارت به مسأله فیلمهایی که جلوی اکران‌شان گرفته شده و…

سینماژورنال: حجت ا.. ایوبی رییس سازمان سینمایی در تازه ترین گفتگویش که با “مهر” انجام شده درباره چند شورای مختلف مرتبط با سینما توضیحاتی را ارائه داده است.

به گزارش سینماژورنال ایوبی در این گفتگو از انحلال شورایعالی سینما سخن گفته است و البته بحث بی فایدگی شورای منزلت اجتماعی سینماگران را تا زمانی که بودجه ای در اختیارش نباشد طرح کرده است.

ایوبی درباره کارکرد شورای عالی نظارت و همچنین شورای حل اختلاف سینما که مجزا از شورای حل اختلاف خانه سینما فعالیت می کند حرف زده است.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی ایوبی را به نقل از “مهر” ارائه می دهد:

* می‌خواهم بحث را با این موضوع آغاز کنم که فکر نمی کنید دیگر وقت انحلال شورای عالی سینما رسیده است؟ آن زمان که این شورا تشکیل شد بحث این بود که نهادی بالادستی برای مسایل سینما با حضور رییس جمهوری طراحی شود تا انحلال خانه سینما قابل هضم تر شود، از سوی دیگر معاونت سینمایی به سازمان سینمایی تبدیل شده بود که این تغییر ساختارها ایجاد شورای عالی سینما را توجیه می کرد ولی امروز دیگر ماهیت شورای عالی سینما محلی از اعراب ندارد.

– اولا از همه کسانی که عضویت در شورای عالی سینما را پذیرفتند جدا تشکر می کنم، ولی اکثریت قریب به اتفاق همین بزرگوارانی که پذیرفتند عضو شورای عالی سینما شوند در اولین جلسه معتقد بودند که این نهاد اساسا درست متولد نشده و یک فرزند ناقص الخلقه است. این دیدگاهی است که در شورای عالی سینما وجود داشت ولی ما حقیقتا در آن ماه های پرالتهاب اول کار خیلی فرصت بررسی همه جانبه این را که آیا این نهاد که تاسیس شده اتفاق خوبی است یا خیر نداشتیم و تصورمان این بود که سرنوشت سازمان سینمایی به شورای عالی سینما گره خورده و این دو نهاد به هم مربوط هستند ولی بعد که جلسات تشکیل شد، متوجه شدیم سازمان سینمایی یک سازمان مستقل است و نیازی نیست بالای سر این سازمان نهادی به نام شورای عالی سینما وجود داشته باشد.

دکتر روحانی به عنوان رییس دولت یازدهم معتقد هستند که کارهای تخصصی باید در نهادهای تخصصی و توسط افراد مربوطه دنبال شود و در همین راستا کارهای فرهنگی را به وزیر فرهنگ واگذار کرده اند و بارها گفته اند ورود به جزئیات امور تخصصی نه درست است نه کارشناسانه. ایشان معتقد است مسایل فرهنگی باید در سطح وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حل و فصل شود. آقای وزیر هم وزیر باسابقه ای هستند و مسایل را به بخش های تخصصی واگذار کرده اند و حال با چنین رویکردی اینکه ما همه مسایل سینما را در جلسه با رییس جمهور حل و فصل کنیم، راه و روش این دولت نیست.

ما امروز بعد از ۲ سال به این نتیجه رسیده ایم آقایان اعضای محترم شورای عالی سینما ملاحظه ای که داشتند کاملا درست است و مقدمات این را فراهم می کنیم که شورای عالی سینما دیگر نباشد.

* به جای آن در ماه‌های اخیر نام شورای دیگری به گوش می رسد که شباهت هایی با شورای عالی سینما دارد ولی عمر آن بیشتر است؛ شورای عالی نظارت که در مقاطعی اسماً بود و رسماً نبود، در مقاطع دیگری نه اسماً بود نه رسماً و شنیدم که این اواخر بازرسی کل کشور روی این موضوع حساسیت داشته که چرا در چارت سازمان سینمایی چنین شورایی تعریف شده ولی نه اعضای آن مشخص است نه تشکیل جلسه می دهد. در نهایت با حکم آقای جنتی اعضای این شورا مشخص شدند و طبق قانون قرار است بر سر مسایل اختلافی در زمینه صدور پروانه نمایش ورود کند که این مربوط می شود به فیلم هایی که اصطلاحا توقیفی هستند. حال اگر فیلمی روی پرده رفت و به هر دلیلی اکرانش کنسل شد تمهید ساختاری و شورایی برای چنین فیلم هایی هم مدنظر دارید؟

– این شورای عالی نظارت، شورایی است که در قوانین و آیین نامه ها وجود دارد و باید تشکیل می شد و تاخیر در این زمینه باعث ایراد شد ولی خود ما هم قبل از این ایراد در فکر فعال‌سازی آن بودیم. این شورا با توجه به ماموریتی که دارد شاید در سال دو تا سه جلسه بیشتر نداشته باشد و جلسات آن به شکایات و موضوعاتی که فراهم می شود، بستگی دارد. اگر فیلمی را شورای پروانه نمایش رد کند و صاحب فیلم شکایت کند مساله اش در شورای عالی نظارت مطرح می شود و خود من فکر می کنم ترکیب شورا ترکیبی است که خیلی به رفع این موارد اختلافی کمک می‌کند.

اما درباره فیلم‌هایی که پروانه نمایش دارند ولی از اکران آنها جلوگیری می‌شود، موضوع چیز دیگری است. در قوانین داریم که اگر وزارت ارشاد به فیلمی پروانه نمایش بدهد ولی بعدا به دلایل مختلف تصمیم بگیرد مجوز خود را لغو کند، این حق برای سازمان سینمایی و وزیر ارشاد محفوظ است که در تصمیم خود تجدید نظر کند. البته تلاش من و آقای جنتی این است که چنین اتفاقاتی نیفتد ولی اگر در مواردی پیش بیاید این دیگر به شورای عالی نظارت ارتباطی ندارد و باید بین خودمان راهی برای حل آن پیدا کنیم که گاهی تفاهم بین بنده و صاحب فیلم است گاهی  هم شورایی با اعضای مختلف تشکیل دهیم. در غیر این صورت ساختاری برای این مساله نداریم.

*و قرار هم نیست که داشته باشید؟

– خیر.

* از دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد مساله بیمه بیکاری هنرمندان توسط خانه سینما پیگیری می شد که در دوران مدیریت شما هیات اجرایی حمایت از ارتقای منزلت اجتماعی سینماگران تشکیل شد که ریاست آن را آقای فرهاد توحیدی برعهده دارند. می خواهم بدانم مساله تامین منابع مالی این هیات اجرایی به کجا رسید؟

– مساله بیمه و بیمه بیکاری سینماگران باید بیرون از سازمان سینمایی و در صندوق حمایت از هنرمندان و نویسندگان، وزارت رفاه و تامین اجتماعی یا یک جای دیگر و با بودجه های بیشتری حل و فصل شود و حل این موضوع در حد بودجه های اندک خانه سینما و سازمان سینمایی نیست. منتها ما به دلیل اینکه همه راه ها را رفتیم و به نتیجه نرسیدیم و می‌دانستیم صندوق حمایت از هنرمندان و نویسندگان هم پروژه ها و برنامه هایی دارد که نمی دانیم کی به نتیجه می رسد به یک راه حل موقت پیشنهادی رسیدیم که با این بودجه های اندک بتوانیم بخشی از این جامعه سینمایی که دچار بلیه بی کاری می شوند موقتا از این وضعیت نجات داده و کمک بکنیم. در دوره مدیریت جناب آقای عسگرپور در خانه سینما طرح هیات اجرایی حمایت از ارتقای منزلت اجتماعی سینماگران را دادیم که مدیریت سابق و دوستان خانه سینما آن را پسندیدند ولی در دوران آقای میرکریمی مدیرعامل فعلی خانه سینما، دوستان در یک فرصت بیشتری این طرح را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که حتی به طور موقت هم نمی‌توان این طرح را اجرایی کرد. تلقی آقایان هم درست است و می‌گویند با این رقم ها که در ذهن ما است که به دلیل وضعیت بودجه‌ای‌مان رقم های بزرگی هم نیستند، نمی‌توان این طرح را به درستی اجرایی کرد.

البته هم ما، هم خانه سینما تلاش می کنیم تا منابع مالی قابل توجهی پیدا کنیم و هنوز ناامید مطلق نشده ایم و دغدغه ما این است که این کار روزی شروع شود که بلافاصله متوقف نشود.

* یعنی می شود گفت این هیات اجرایی فعلا رسمیت ندارد.

– نه اینکه رسمیت ندارد بلکه کار این هیات اجرایی وقتی شروع می‌شود که پول به حسابش واریز شود. هیات اجرایی بدون پول هیچ اقدامی نمی تواند انجام دهد.

* حالا که بحث شوراها مطرح است اگر اجازه بفرمایید درباره تشکیل شورای حل اختلاف سینما هم صحبت کنیم. بحث درباره این شورا با همکاری قوه قضائیه پیش می رفت و به نظر می رسید اتفاق بسیار خوبی است و می توانست فراتر از شورای حل اختلاف در خانه سینما باشد. می دانم شما خیلی تلاش کردید که چنین توافقی بین سازمان سینمایی و دادستانی شکل بگیرد. تا برهه ای خبرهایی از این موضوع شنیده می شد و قرار بود خبرهای نهایی را به ما بدهید ولی سکوت شما نشان می دهد پیگیری ها ادامه دارد. 

– درباره این شورای حل اختلاف هدف واقعا این است که شان و منزلت سینماگران هر چه بیشتر حفظ شود. با توجه به مسایلی که هر از چند گاهی اتفاق می افتد و روابط خوبی که بین ما و قوه قضائیه و دادستانی وجود دارد به این جمع بندی مشترک رسیدیدم که کاری کنیم مسایل حقوقی اهالی سینما بیرون از قوه قضائیه حل و فصل شود. البته قوه قضائیه در نظر دارد و علاقمند است که این موضوع مربوط به کل جامعه هنری باشد و نه فقط سینماگران. هدف هم این است که دعواهای حقوقی اهالی فرهنگ و هنر قبل از رسیدن به قوه حل و فصل شود تا یک آرامش روانی بر مجموعه هنرمندان حاکم شود.

قوه قضائیه کاملا آمادگی دارد منتها در تفاهماتی که بین ما وجود دارد مثل تمام شوراهای حل اختلاف، مکانش را ما باید فراهم کنیم. یعنی باید مقدمات کار را ما فراهم کنیم و الان در این مرحله هستیم. اگر مساله مکان حل شود که لاینحل هم نیست قوه قضائیه کاملا آمادگی دارد و عملیاتی شدن این شورا خیلی سریع اتفاق می افتد و نماینده قوه قضائیه و نمایندگان ما و معتمدان سینما هم می آیند و این کار آغاز می شود.




اعلام آمادگی مدیرعامل سابق خانه سینما جهت تولید فیلم برای حوزه هنری/فیلم قبلی این کارگردان برای حوزه 400 میلیون هم نفروخت

سینماژورنال: محمدمهدی عسکرپور که بعد از تولید فیلم “مهمان داریم” برای حوزه هنری به رسانه ملی آمد و سریالی به نام “نفس گرم” را برای تلویزیون تولید کرد در تازه ترین گفتگوی خود اعلام آمادگی کرد که باز هم برای حوزه هنری فیلم بسازد.

به گزارش سینماژورنال عسکرپور که آخرین فیلمش “مهمان داریم” که با حمایت حوزه تولید شده بود و در چهل روز اکران آن رقم فروش اش به 400 میلیون هم نرسید در گفتگو با “تسنیم” از این گفته که فیلمنامه ای دفاع مقدسی را به مسئولین حوزه پیشنهاد داده و آمادگی خود را برای ساخت آن اعلام کرده است.

عسکرپور پیش از این فقط یک فیلم دفاع مقدسی به نام “پرواز در نهایت” را در اواخر دهه 60 ساخته بود و پس از آن هیچ تجربه ای در این ژانر نداشته است.

محمدمهدی عسکرپور گفت: پس از ساخت سریال «نفس گرم» به‌دنبال ساخت اثری با محوریت دفاع مقدس می‌روم… حوزه هنری سفارشی درباره ساخت فیلمی براساس کتاب «پایی که جا ماند» سیدناصر حسینی‌پور را ارائه داده بود که فیلمنامه آن را نوشتم و تحویل حوزه هنری دادم و در حال حاضر منتظر پاسخ آنها هستم.

مرا یاد روز عاشورا انداخت

عسکرپور با بیان اینکه یک‌پنجم کتاب «پایی که جا ماند» مربوط به دوران جنگ و دفاع مقدس بوده و بسیار دردناک است، اضافه کرد: صحنه‌ و داستان‌هایی که در این کتاب اتفاق می‌افتد و نیز بقیه کتاب روایت‌هایی از اردوگاه‌ها است که بخش‌هایی را انتخاب کردم که مرا یاد روز عاشورا می‌انداخت.

وی ادامه داد: با خواندن این کتاب احساس می‌کردم که دوباره صحنه‌های عاشورا تکرار شده و تعداد قلیلی از نیروهای ما با تعداد زیادی از آنها به‌طور فجیعی قتل‌عام شدند. به‌دلیل اینکه عاشورا شکست نبوده است، و رزمنده‌های ما نیز در این جنگ شکست نخوردند، این بخش برای من خیلی جذابیت داشته و فیلمنامه من هم بر روی این اصل شکل گرفت.

آمادگی خود را اعلام کردم

این کارگردان  افزود: من آمادگی خود را برای ساخت این فیلم سینمایی به‌محض فراهم شدن امکانات اعلام کردم و در حال حاضر منتظر پاسخ مسئولین حوزه هنری هستم تا کار ساخت این فیلم سینمایی را آغاز کنم.




مجموع آرای اين کاندیداهای سینمايي به 30 هزار رأی هم نرسید/محمود عزيزي هفتادو هفتم شد، كاسه‌ساز دويستم و…

سینماژورنال/ورتا چمانی: بعد از مشخص شدن نتیجه قطعی انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران معلوم گشت هیچ کدام از سینماگرانی که نامزد حضور در انتخابات مجلس شده بودند در لیست 30 نفره پیروز انتخابات مجلس نبوده اند.

به گزارش سینماژورنال از میان سینماگران نامزد انتخابات مجلس مهرداد فرید کارگردان سینما مدتی قبل از برگزاری انتخابات انصراف داد. فرید در حمایت از لیست اصلاح طلبان انصراف داد بی آن که بگوید اگر بنایش حمایت صرف بوده و نه راهیابی به مجلس چرا به مانند بسیاری دیگر از اهالی سینما از همان ابتدا سراغ حمایت نرفته و کاندیدا شده است.

محمود عزیزی/ 19132 رأی/ رده 71

از میان دیگر کاندیداهای باقیمانده این محمود عزیزی‌سلدوز بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر بود که بیشترین رأی را آورد. عزیزی که سابقه بازی در آثاری چون “لیلی با من است”، “قلاده های طلا” و “معراجیها” را دارد با 19132 رأی در جایگاه 77 اُم کاندیداهای تهران قرار گرفت.

حبیب ا.. کاسه ساز/ 5041 رأی/ رده 200

حبیب ا.. کاسه ساز تهیه کننده دو قسمت ابتدایی “اخراجیها” که اتفاقا در تبلیغاتش بر نام “اخراجیها” تأکید کرده بود و فقط قسمت دوم “اخراجیها”یش بیشتر از 5 میلیون مخاطب داشت، بعد از عزیزی با 5041 رأی در جایگاه 200 اُم کاندیداهای تهران قرار گرفته است.

ابراهیم داروغه زاده/ 2909 رأی/ رده 263

ابراهیم داروغه‌زاده‌زوار كه پيش از اين مدير موسسه رسانه هاي تصويري بود و از تيم مديران امور فرهنگي که در حلقه نزدیک به شهردار تهران هم قرار دارد و تا مديريت بخش فرهنگي فارابي و مديريت در دوره اي از جشنواره ي فيلم شهر پيش رفته بود  و در اولین جشنواره فجری که در دولت اعتدال برگزار شده بود رییس کاخ بود نیز با 3909 رأی نفر 263 اُم کاندیداهای تهران است.

جالب آنكه چهره های سرشناسی چون نيكي كريمي نیز از داروغه زاده حمايت كردند، اما اين حمايت ها اصلاً كارگر نيفتاد و داروغه زاده زوار در قعر آرای کاندیداهای سینمایی قرار گرفت.

جمع آرا به 30 هزار هم نرسید

به گزارش سینماژورنال حال اگر مجموع ارقام آرای این کاندیداهای سینمایی را حساب کنیم به عدد 28082 رأی می رسیم که در صورت ائتلاف هر سه کاندیدا بر روی یک کاندیدا نیز با چنین رقمی جایگاهی بیشتر از 72 اُم نصیب کاندیدای واحد نمی‌شد.

در اینکه چرا کاندیداهای سینماگر نتوانستند ائتلاف اهالی سینما را موجب شوند و چرا اهالی سینما به جای آن که لااقل بر روی یکی از این کاندیداها ائتلاف کنند به سراغ لیستهای سیاسی رفتند پیش از این هم نوشته ایم(اینجا را بخوانید) اما یک واقعیت را نباید از نظر دور داشت و آن هم اینکه در سینمایی که حتی همین چند کاندیدای معدود هم نمی‌توانند همگرایی را موجب شوند حالا حالاها اختلافات پابرجاست و طبیعی است که در این اختلافات هم اینکه امید داشته باشیم به بهبود اوضاع صنف کمی دور از واقع است.

سه کاندیدای سینماگر روی هم 30 هزار رأی هم نیاوردند! با فرض تکراری نبودن همه آن 28 هزار و 82 نفر این سوال پیش می آید که آیا صنف سینمای ایران همین تعداد هستند؟ و مخاظبان سینمای ایران کجای این آرا هستند؟

وورد کاندیدای شناخته شده هم دردی از صنف دوا نکرد…

شاید بسیاری این فرضیه را مطرح سازند که حضور کاندیداهای سینمایی شناخته شده‌تر نزد مخاطبان عام باعث افزایش آرای آنان می شد. اما در پاسخ به این فرضیه هم می‌توان به تجربه انتخابات مجلس ششم اشاره کرده و راهیابی کارگردانی چون بهروز افخمی به مجلس!

افخمی کارگردانی سرشناس بود که نتوانست در قامت نمایندگی مجلس چنان که باید مفیدفایده صنف سینما باشد و شاید همین تجربه ناکام بود که باعث شد در انتخابات بعدی هم چهره های سرشناس سینما وارد این کارزار نشوند و گزینه های باقیمانده هم خروجی قابل قبولی نداشته باشند.

اما آیا این انتهای راه حضور سینماگران در نهاد قانونگذار کشور است؟

قطعا نباید چنین باشد اگر باور داشته باشیم که سینما به عنوان یکی از زیرشاخه های توسعه فرهنگی نیاز دارد به حمایت جدی و این حمایت میسر نمی شود مگر با حضور سینماگران در بطن قوه های مقننه و مجریه کشور.




صدور حکم خانه سینما برای شکایت فریبرز عرب‌نیا

سینماژورنال: حکم خانه سینما درباره مطالبات فریبرز عرب‌نیا از فیلم «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» اعلام شد.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “ایسنا” فریبرز عرب‌نیا با تایید این خبر درباره نمایش «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» در جشنواره فیلم فجر اخیر گفت: من و همه بازیگران تلاش خود را برای موفقیت این فیلم کردیم اما از آنجایی که نتیجه را روی پرده ندیدیم، نظر خاصی درباره این فیلم نمی‌توانم، داشته باشم.

این بازیگر که گویا این روزها به خاطر شرایط تحصیلی پسرش در آمریکا به سر می‌برد درباره حواشی به وجود آمده پیرامون تعویق مطالبات مالی و ادعای تهیه‌کننده این فیلم اظهار کرد: من از طریق نماینده‌ام در خانه سینما به صورت قانونی اقدام کردم. چند روز پیش هم ایشان حکم خانه سینما درباره ادعای تهیه کننده را برای من فرستادند. از آنجایی که افراد زیادی مثل شما این سوال را از من پرسیدند و در نبود من اتهاماتی به شخص بنده وارد شده است، ترجیح می‌دهم به جای هرگونه اظهارنظر و ایجاد حاشیه صرفاً حکم خانه سینما را برای روشن شدن اذهان عمومی به دید علاقه مندان سینما و مردم عزیز رسانم.

عرب‌نیا با تاکید بر اینکه “عصمتی” اساساً از نظر قانونی حق هیچ گونه اظهارنظری ندارد و تهیه‌کننده فیلم نیست، گفت: تهیه‌کننده این فیلم فرزاد موتمن است و آقای عصمتی یکی از سرمایه‌گذاران فیلم است که به دلیل تعهدات انجام نشده‌اش فیلم چندین‌بار در طول پروژه متوقف شد اما ایشان به جای رتق و فتق امور متاسفانه دائماً مشغول تشویش اذهان است و همان‌طور که در حکم می‌بینید، ادعاهای ایشان از بنیاد در حد افترا بوده است.

در حکمی که در بند دوم رای هیات داوری خانه سینما آمده است:«شکایت متقابل آقای فرزاد موتمن تهیه‌کننده فیلم سینمایی «آخرین بار کی سحر را دیدی؟»(در مقام خواهان) مشعربر عدم انجام وظیفه آقای عرب‌نیا(در مقام خوانده) و اعلام ضرورت حضور سه روز ایشان (آقای عرب نیا) در محل فیلمبرداری به دلیل بروز عوامل غیرقابل پیش‌بینی و بارندگی مداوم،با عنایت به شهادت مکتوب شاهدان متعدد که از عوامل اجرایی این فیلم بوده و به اجمال ، بروز مشکلات عدیده فیلم و تاخیرهای پدید آمده را ناشی از سوءمدیریت تولید و دخالت مستقیم عامل غیرمسئول و بی‌تجربه‌یی به عنوان تهیه‌کننده برشمرده و در عین حال ، صبوری ، همکاری و برخورد حرفه‌یی خواهان اولیه ( آقای عرب‌نیا) را تایید کرده‌اند، ازاین رو هیات داوری ، شکایت آقای موتمن به طرفیت آقای عرب‌نیا ، را به دلیل عدم قابلیت استماع در مواردی که پرونده از لحاظ شکلی ایراد دارد،مسموع نمی‌داند و رای به رد ادعای ایشان (خواهان اخیرالذکری) نسبت به کوتاهی و قصور این بازیگر در پروژه نام‌برده می‌دهد.»

در توضیحات این حکم آمده که رای نهایی عطف به اظهارات طرفین،استدلال‌های آنان و مستند به اظهارات مکتوب مدیر فیلمبرداری پروژه بهرام بدخشانی و دیگر عوامل فیلم صادر شده است.

مدتی پیش حاشیه‌هایی برای فیلم «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» به کارگردانی فرزاد مؤتمن پیش آمد. ماجرا از گفت‌وگوی سعید عصمتی با رسانه‌ها شروع شد که این تهیه کننده مطرح کرد به خاطر فریبرز عرب‌نیا پروژه مدتی متوقف شد و در مصاحبه‌ای عنوان کرد:« اولین توقف زمانی بود که فریبرز عرب‌نیا پیش از سررسید قسط‌شان از ما پول خواست و گفت اگر پول نگیرم نمی‌آیم و ما هم قبول نکردیم، اما آقای مؤتمن نظرشان این بود که با کدخدامنشی کار را ادامه بدهیم. ما شکایتمان را از این بازیگر به خانه سینما ارائه کرده‌ایم و امیدواریم آن‌ها بر اساس قانون عمل کنند و دنبال مسائل عرفی و ریش سفیدی نباشند. عرب‌نیا در مدت قرارداد از همکاری با ما سرباز زده و اگر خانه سینما حقوق قانونی ما را تأمین نکند، شکایتمان از ایشان را به مراجع قضایی ارایه می‌دهیم.»

عرب نیا با یک توضیح کلی این ماجرا را تکذیب کرد. اما با گذشت چند روز ژاله صامتی دیگر بازیگر این فیلم در گفت‌وگویی از برخورد تهیه کننده این فیلم گله کرد. این ماجرا با حضور نیافتن عرب‌نیا در نشست خبری فیلم در جشنواره فجر ادامه پیدا کرد و تهیه کننده این اثر هم در نبود صامتی سخنانی درباره این بازیگر مطرح کرد.




مورد عجیب فروش بلیتهای سینما فلسطین از طریق یک سایت اینترنتی⇐مگر سینما فلسطین سینمای مختص اعضای خانه سینما نبود؟؟+عکس

سینماژورنال: در حالی که بنا به گفته دست اندرکاران پیش فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره استقبال از پیش فروش آن قدر بود که باعث شد ظرف همان ساعات ابتدایی اغلب فیلمهای بخشهای اصلی به فروش برسد اما جالب است که سایتی به نام “دیوار” پر شده از آگهی فروش بلیتهای جشنواره.

به گزارش سینماژورنال سایت “دیوار” که یک اپلیکیشن ارتباطی هم دارد، مرکزی برای خرید و فروش اینترنتی بلیتهای مختلف از بلیت کنسرت تا بلیتهای اماکن ورزشی و بلیتهای مسافرتی است.

فروش بلیت سینماهای مختلف از آزادی تا استقلال، پایتخت و سروش

نکته اینجاست که همزمان با آغاز جشنواره، بلیتهای سینماهای مختلفی از جشنواره از طریق این سایت به فروش می رسد؛ از پردیس آزادی تا پردیس راگا و سینماهای استقلال، پایتخت، سپیده و سروش.

با این حال از همه عجیب تر فروش بلیتهای سینمای فلسطین در این سایت است.

مگر سینما فلسطین مخصوص اهالی سینما نبود؟

پیش از این اعلام شده بود که سینما فلسطین به عنوان سینمای مخصوص اعضای خانه سینما درنظرگرفته شده است و به این ترتیب فقط دست اندرکاران صنوف مختلف خانه سینما هستند که می توانند در این سینما فیلم ببینند با این حال در سایت “دیوار” آگهی فروش بلیتهای این سینما درج شده است.

البته که برخلاف دیگر آگهی های فروش بلیت جشنواره، خرید بلیتهای این سینما محدودیت ندارد و در هر سه گروه اصلی یعنی سودای سیمرغ1 و 2 و همچنین نگاه نو بلیت عرضه می شود.

اینکه سینما فلسطین به هنگام پیش فروش اینترنتی بلیت جزو سینماهای مردمی قلمداد نشده بود و از آن به عنوان سینمای مخصوص صنف خانه سینما نام برده بودند اما حالا بلیتهای آن به صورت اینترنتی به فروش می رسد مسأله ایست شبهه برانگیز.

آیا امکان دارد که به دلیل حضور برخی از چهره های سرشناس سینما بلیتهای این سینما هم به مانند پردیس ملت به فروش رسیده باشد؟

مدیران خانه سینما هستند که باید به این پرسش پاسخ دهند.

فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره
فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره

فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره
فروش اینترنتی بلیتهای جشنواره




یک اتفاق غریب⇐برخی از مهمترین منتقدان انحلال خانه سینما در مجمع عمومی کانون کارگردانان حضور نداشتند!/آیا خانه سینمای منحل‌شده بیشتر از خانه سینمای بازشده اهمیت داشت؟

سینماژورنال: خانه سینما در دو سال اخیر بیشتر از آن که مرجعی باشد برای گردهمایی اهالی سینمایی که بسته شدن تنها نهاد صنفی خود را تاب نیاورده و سعی کردند در همه روزهای بسته شدن این نهاد کنار هم باقی بمانند تبدیل شده است به نهادی که اختلافات داخلی بدجوری به پیکره آن آسیب وارد کرده است.

به گزارش سینماژورنال منفعت طلبی معدودی از اعضای رده بالای این نهاد در طی سالیان گذشته و البته علاقه فراوان این عده برای امتداد حضور مستقیم یا غیرمستقیم خویش در کرسیهای بالای این نهاد موجب شده ورود نیروهای تازه به حلقه های مرکزی صنوف مختلف این نهاد تقریبا غیرممکن باشد و به این ترتیب پویایی که رمز اصلی هر نهاد صنفی است تقریبا از این مجموعه رخت بربندد.

اگر بخواهیم دستاورد چنین خط مشی ای را هم ارزیابی کنیم جز برگزاری جشنهای سالانه ای که البته هزینه‌زا هستند این روشهای تمامیت خواهانه کمترین نفعی به حال اهالی صنوف نداشته است و البته که اعضای صنوف سعی می کنند به طرق مختلف و از جمله عدم حضور در نشستهای مربوط به مجامع عمومی، اعتراض خویش را نشان دهند.

چرا اعضاء علاقه ای به شرکت در مجمع ندارند؟
چندی قبل این کم توجهی به مجمع عمومی را در صنفی موسوم به منتقدان خانه سینما دیدیم و اخیرا هم همین کم توجهی در صنف کارگردانان خانه سینما رخ داد.

کانون کارگردانان خانه سینما که اغلب به عنوان موتور محرکه خانه سینما از آن یاد می شد و البته که تصمیمات این کانون تأثیرگذاری مستقیمی بر سیاستهای کلی خانه سینما داشت شنبه گذشته در حالی مجمع عمومی خود را برگزار کرد که از میان بیش از 300 عضو با احتساب آنها که وکیل برخی از غایبان شده بودند فقط 70 نفر در مجمع حاضر شده بودند!! تازه از این رقم 70 هم حدود 13 نفر اعضای شورای مرکزی و بازرسان بودند.

آمار حاضران در مجمع عمومی صنفی که در همه سالهای اخیر بازوی اصلی تولید در سینمای ایران بوده و بسیاری از کارگردانان سرشناس ایرانی عضو آن هستند چه معنایی دارد جز آن که اعضاء علاقه ای به شرکت در مجمع عمومی نهاد صنفی خود ندارند؟

این عدم علاقه از کجا نشأت گرفته؟ مگر بخش عمده اعضای غایب همان هایی نیستند که در زمان تعطیلی خانه سینما و شکل گیری خانه سینمای شماره 2 همه تلاش خود را کردند تا در مذمت انحلال سخن گویند؟ پس چرا حالا دو سال بعد از بازگشایی مجدد خانه سینما این اعضاء حتی در مجمع عمومی صنف خود هم شرکت نمی کنند.

چرا اعضاء این قدر بی تفاوت شده اند
مگر نه اینکه در سالهای اخیر حرفه کارگردانی در ایران با مشکلات ریز و درشت بسیاری روبرو بوده که یکی از اصلی ترین راههای حل مشکلات توسل بر همین صنف است. پس چرا اعضای صنف این قدر بی تفاوت شده اند؟

پاسخ را باید در همان خط مشی نادرستی دانست که معدودی از وابستگان به حلقه های بالادستی خانه سینما درپیش گرفته اند؛ گروه بازی و نوچه پروری در راستای برخورداری الی الابد از مزایای مادی حضور در حلقه بالایی صنف، قبل از هر چیز اعضای مستقل را نسبت به صنف نومید می کند و البته که با نومیدی اعضای مستقل و انزوای آنان است که رفته رفته صنف هم مفهوم حقیقی خود را از دست می دهد.

وقتی صنف کار خود را درست انجام ندهد ارگان دولتی سینما وارد می شود
البته که این به حاشیه رفتن صنف هم سبب ساز آن می شود که مرجع دولتی سینما یعنی سازمان سینمایی چاره ای نداشته باشد جز آن که برای حل مشکلات صنفی سینماگران خود وارد عرصه شود.

همین چند روز پیش شورای حل اختلافی در سازمان سینمایی به راه افتاد که اصلی ترین هدف آن حل مشکلات حقوقی سینماگران با حضور نماینده ای از قوه قضاییه است. (اینجا و اینجا را بخوانید) اینکه چرا با وجود شورای داوری خانه سینما چنین شورایی راه افتاده را فقط و فقط باید به همان به حاشیه رفتن صنف نسبت داد.

این یک واقعیت است که حلقه های تصمیم گیرنده در خانه سینما نتوانسته اند یا شاید هم نخواسته اند حل مشکلات صنفی اعضاء را الویتی کنند بر مسئولیتهای خویش و نتیجه اش این شده که بدنه صنف مشکلات و درددلهای خود را به طور مستقیم با مسئولان دولتی سینما در میان گذاشته اند و این مسئولان هم بهترین چاره را این دانسته اند که شخصا وارد گود شده و به زعم خود برای حل مشکلات صنفی آستین بالا بزنند.

ای کاش بازگشایی خانه سینما مجالی می شد برای حل مشکلات صنفی
رییس سازمان سینمایی همه دو سال اخیر را صرف حمایت از خانه سینما کرد و تا توانست به این نهاد اعتبار بخشید اما مشکل اینجا بود که بالادستیهای این نهاد به جای اینکه این اعتبار را زمینه ای کنند برای دسته بندی مشکلات صنفی و برنامه ریزی برای حل این مشکلات همچنان درگیر تسلسلی بودند که یک طرفش مصاحبه برای زیر سوال بردن انحلال قبلی خانه سینما بود و طرف دیگرش دریافت کمکهای مالی برای برگزاری جشنها! طبیعی بود که این رویه چنان که باید مورد پسند سازمان سینمایی هم قرار نگیرد که به جای برداشتن حل مشکلات صنفی از دوش اعضاء مرتب با گلایه ها و انتقادات سینماگران از کم کاری صنوف مواجه بود.

شکی نباید داشت که اگر تزریق خون تازه به رگهای هیأت‌های مرکزی صنوف مختلف خانه سینما زودتر از اینها صورت می‌گرفت و البته مشکلات صنفی با دسته بندی به‌موقع در مسیر اصلاح قرار می گرفت کار به جایی نمی‌رسید که در یک مورد سازمان سینمایی برای حل مشکلات حقوقی سینماگران آستین بالا بزند.

این می‌تواند آغاز مسیری باشد که سازمان سینمایی برای حل مشکلات صنفی سینماگران خواهد پیمود و نتیجه طبیعی این مسیر در حاشیه قرار گرفتن بیشتر خانه سینما خواهد بود…

زمانی خانه سینما منحل شده بود ولی در کانون توجه قرار داشت و حالا دو سال از بازگشایی آن می‌گذرد و بلحاظ فعالیت صنفی، تقریبا به حاشیه رانده شده! چرایی این وضعیت پرسشی است که پاسخ آن فقط و فقط به آزمودن تجربیات منفعت طلبانه ای بازمیگردد که در سالهای اخیر در این تنها نهاد صنفی سینمای ایران رواج داشته است.




ادعای رسانه اصولگرا⇐”كاراكترهاي مذهبي آلوده” در سریال مدیرعامل سابق خانه سینما!

سینماژورنال: تازه‌ترین محصول تصویری محمدمهدی عسکرپور با عنوان “نفس گرم” سریالی بود که پیش از روی آنتن رفتن امیدهایی به موفقیت آن می‌رفت اما بعد از پخش مجموعه بود که معلوم شد در این سریال هم قرار نیست اتفاق تازه‌ای بیفتد و همین انتقاداتی را موجب شد.

به گزارش سینماژورنال با این حال برخی انتقادات به درونمایه خاص مجموعه بوده است و بخصوص برخی لغزشهای کاراکتر اصلی زن سریال که یک زن بظاهر مذهبی است.

در یکی از تازه ترین انتقادات روزنامه اصولگرای “جوان” در یادداشتی با تیتر “كاراكترهاي مذهبي آلوده در «نفس گرم»!” به توصیف سریال مدیرعامل سابق خانه سینما پرداخته است.

سینماژورنال متن کامل یادداشت “جوان” را ارائه می‌دهد:

واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي‌كنند…

سريال «نفس گرم» در حالي چند شب پيش به پايان رسيد كه كارگردان سعي داشت به مخاطب بقبولاند كه «واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مي‌كنند/ چون به خلوت مي‌روند آن كار ديگر مي‌كنند!»
اين سريال كه فيلمنامه آن به نويسندگي محمدمهدي عسکرپور و طلا معتضدي نگارش شده در خصوص زني مذهبي به نام «مليحه نداف» است كه فعاليت‌هاي اجتماعي و مذهبي‌اش دارد.

صرفنظر از اشكالات ساختاري و بازي باسمه‌اي و ضعيف مرجانه گلچين در نقش خانمي كه سخنراني‌هاي مذهبي مي‌كند و ديگر معايب مترتب بر آن، در ابتدا تصور بر اين بود كه اين سريال قرار است آموزه‌هاي مذهبي را مطرح كند اما با نزديك‌شدن به نيمه‌هاي سريال مخاطب با مؤلفه‌ها و نشانه‌هايي از خيانت يك مرد مذهبي و ظاهرالصلاح به همسر منبري و اصطلاحاً «خانم جلسه‌اي»‌اش، غافلگير مي‌شود. اين خيانت و پنهانكاري از جانب فردي سجاده‌نشين صورت مي‌گيرد كه به خاطر وجوه شخصيت مذهبي‌اش پذيرفتن چنين خبط و لغزشي از سوي او اساساً براي مخاطب قابل قبول نيست؛

كارگردان مي‌خواهد بگويد كه خيانت به همسر از هر كسي محتمل است

اما كارگردان مي‌خواهد بگويد كه خيانت به همسر از هر كسي محتمل است، هم از يك فرد عادي و معمولي و هم از يك شخصيتي كه حساب و كتاب دنيا و عقبا برايش بسيار مهم است. حالا مي‌خواهد به هر بهانه‌اي باشد؛ به خاطر شهوت‌راني باشد يا به بهانه تحت سرپرستي گرفتن يك دختر جوان كه مجبور است براي كسب معاش و خرج خود و مادر پير و عصاكش‌اش كار كند. در ابتدا مخاطب گمان مي‌كند كه اين ازدواج مخفيانه (بخوانيد خيانت) آقا مرتضي كه به خاطر داشتن يك فروشگاه بزرگ عروسك‌فروشي در كرج از نظر مالي وضع خوبي دارد، به دليل مشكل بچه‌دار نشدن همسرش مليحه است، اما با ديالوگ همين كاراكترها در سكانس‌هاي بعدي مشخص مي‌شود كه مرتضي اصلاً به دنبال چنين چيزي نبوده چه آنكه مليحه بارها از وي خواسته با ازدواج مجدد همسري اختيار كرده و از آن زن بچه‌دار شود كه با مخالفت شديد مرتضي مواجه مي‌شود.

يك جمله شما چه جهنمي به پا كرد توي اين دو خانواده

از سوي ديگر برخي اظهارات مليحه در جريان اين سريال با ديگر شخصيت‌هاي داستان باعث ايجاد جنگ و دعواهاي خانوادگي در ميان خانواده‌هايي مي‌شود كه خانم‌هايشان در جلسات ارشادي مليحه شركت مي‌كنند! جالب اينكه در جريان راه افتادن يكي از اين دعواهاي خانوادگي يكي از خانم‌هايي كه پاي منبر مليحه خانم مي‌نشيند و اتفاقاً شاگرد مغازه همسرش هم هست با كنايه، عمل نكردن اين خانم منبري به حرف‌ها و سخنراني‌هايش را به او يادآور شده و مي‌گويد: «يك جمله شما چه جهنمي به پا كرد توي اين دو خانواده!»




طعنه‌های منیژه حکمت به خانه سینما⇐ صنف نمي‌تواند شعبه دوم وزارت ارشاد باشد/چرا درباره دیدار تیم خانه سینما با احمدی‌نژاد شفاف‌سازی نمی‌شود؟/صنف بايد دغدغه همه اعضاء را داشته باشد و نه يك حلقه‌ معدود!

سینماژورنال: مسائل مبتلابه تنها صنف موجود سینمای ایران از تعطیلی در زمان جواد شمقدری تا حالا که دو سالی هم از بازگشایی آن می‌گذرد همواره محل بحث سینماگران بوده است.

به گزارش سینماژورنال درباره روابط متقابل میان هیأت مدیره سابق این نهاد با دولت دهم و سازمان سینمایی این دولت هم حرف و حدیث فراوان بوده است.

چندی پیش محمدمهدی عسکرپور مدیرعامل سابق این نهاد در گفتگویی به صراحت از پیشنهاد وزیر ارشاد دولت دهم برای پذیرفتن معاونت سینمایی گفت(اینجا را بخوانید) و حالا منیژه حکمت نیز در گفتگویی هم گلایه‌های خود را از ارتباط بیش از حد خانه سینما و وزارت ارشاد بیان کرده و هم تعریضی زده است به دیدار تیم خانه سینما با احمدی نژاد در دولت دهم بدون اینکه درباره این دیدار شفاف سازی صورت بگیرد.

متن کامل این بخش از گفته های منیژه حکمت را به نقل از “اعتماد” بخوانید:

  الان به نظر شما خانه سينما دست آنهاست يا دست شماست؟
من ورود به خانه سينما نمي‌كنم چون پيچيدگي‌هايي دارد كه تا شفاف نشود نمي‌توانم راجع‌ به آن صحبت كنم. از دوره شمقدري اتفاقاتي كه افتاده تا الان بايد شفاف شود.
روايت‌تان را از دوره شمقدري و بحران خانه سينما بگوييد.
شمقدري و دوران شمقدري… به نظر من آن دوران بدترين موقعيت سينماي ايران بود. دوراني بود كه صبح‌ها ما بي‌هيچ انگيزه‌اي از خواب بيدار مي‌شديم كه طي طريق كنيم. دوست ندارم اصلا راجع به آن دوران حرف بزنم. اينكه تلاش مي‌كني اتفاقي در جهت بهبود جامعه‌ات و ايجاد شرايط مطلوب‌تري براي جامعه‌ات رقم بزني، ولي به ديوار سيماني برمي‌خوري، مي‌بيني سنگ جلوي راهت است… آن روزگارها را دوست ندارم، نه به عنوان كارگردان يا تهيه‌كننده بلكه به عنوان يك ايراني آن روزها را دوست نداشتم. روزهاي بد…
آقاي عسگرپور دو هفته پيش از آن روزها گفت و جالب اين بود كه تقريبا همين لحن را داشت. به نظر شما آقاي عسگرپور از آنهاست يا از شما؟
من يك ديني به آقاي عسگرپور دارم. زماني كه براي پگاه آهنگراني (دخترم) مشكلاتي به وجود آمد به عنوان رييس صنف خيلي به ما كمك كرد. بگذاريم در اين مورد اينها و آنها نگوييم. ولي به هرحال آن بخش از تاريخ خانه سينما با مديريت آقاي عسگرپور بايد شفاف شود. اينكه واقعا چه اتفاقاتي افتاد. دو گروه بايد بيايند حرف‌هاي‌شان را بزنند.
كدام دو گروه؟
گروه شمقدري و گروه خانه سينماي آن موقع. مثلا در همان دوره تيم خانه سينما با احمدي‌نژاد ديدار داشته، بايد در مورد اين ديدار مطالب شفاف شود. يك سكوتي از جلسات آن دوران است كه براي من گزنده است. تا روشن نشدن آن اتفاقات و حواشي آن دوره، هيچ اظهارنظري نمي‌توانم بكنم.
نظرتان در مورد خانه سينماي اين دوره چيست؟
من زياد با خانه سينما كاري ندارم، اگر ديده باشيد در مراسم‌شان هم زياد حضور ندارم. كاري هم ندارم. من اين ور كار خودم را مي‌كنم.
چرا ، بالاخره صنف شماست؟
صنف بايد تعريف شود. صنف نمي‌تواند شعبه دوم وزارت ارشاد باشد.
الان به نظر شما هنوز هم خانه سينما شعبه دوم وزارت ارشاد است؟ آيا هميشه همينطور بوده؟
گفتم كه تشكيلات و صنف را بايد تعريف كنيم. البته كه هميشه اين طوري نبوده. يك مقطع‌هايي خانه سينما مستقل‌تر بوده. ولي مشخصا الان شعبه دوم وزارت ارشاد است. خب من مي‌روم مشكلاتم را با خود وزارت ارشاد حل مي‌كنم چرا بروم سراغ شعبه‌اش؟ اينكه يك حلقه ١٠ نفره مدام در همه جشن‌هاي خانه سينما هستند، همان‌ها جايزه مي‌دهند، همان‌ها برگزار مي‌كنند و هر اشكالي كه داشته باشي تو حق اعتراض نداشته باشي ديگر صنف معني نمي‌دهد. نخستين مطالبه، نخستين تعريف يك صنف اين است كه بچه‌ها بتوانند منتقدش باشند نه اينكه هر كسي منتقد بود بايد حذف و از اين دايره كنار گذاشته شود. اين صنف نيست. يك صنف بايد دغدغه اعضاي پنج هزار نفري را داشته باشد نه اينكه يك حلقه‌اي دور هم جمع شوند براي خانه سينما خودشان تصميم بگيرند، مدام هم از هم تشكر كنند.
اين حلقه چه كساني هستند؟ از رانت‌بگيرهاي قديم هستند؟
نه، اين حلقه هميشه بودند. به نظر من مطبوعات بايد رصد كنند چه كساني هستند.
يعني در تمام دولت‌ها اين حلقه فرق نكرده؟
نه، رصد كنيد، كاري ندارد. اين وظيفه مطبوعات است، مي‌شود رصد كرد. جشن‌ها را ببينيد، عكس‌ها را ببينيد، مهماني‌ها را ببينيد. اشكالي هم ندارد سينما را مايملك خود و حق طبيعي خود مي‌دانند. انقلاب را از خودشان مي‌دانند و براي مردم و مطبوعات عادي شده است.
شما و يك عده ديگر اين انتقاد را به آقاي ايوبي داريد كه يك عده خاص دور و برشان هست…
ما اين را مدام گوشزد كرديم. آقاي ايوبي دوست ندارد اين را بشنود. ولي ما وظيفه‌مان اين بود كه بگوييم، گوشزد كنيم كه سينما اين اقليت ١٠ نفره نيست، سينما يك خانواده است و اينها عقل كل و داناي كل نيستند. مشاركت همه تفكرهاي سينماي ايران مي‌تواند در كنار شما اثرگذار باشد. ولي خب به هرحال ايشان مدير هستند و ما نمي‌توانيم مجبورشان كنيم.
اگر واقعا به اين سفت و سختي بود كه شما توصيف مي‌كنيد، كسي مثل اصغر فرهادي مي‌توانست بيايد بالا؟
مگر من فيلم نساختم مگر من بالا نرفتم مگر كسي از من حمايت كرد… ما كارمان را مي‌كنيم. ما دغدغه‌مان و مساله‌مان اين است كه نگرانيم كه آدم‌ها نتوانند اميدوارتر باشند، حركت بايد رو به جلو باشد. تلاش‌مان را مي‌كنيم و فكر مي‌كنيم اين درست است. شايد هم ما اشتباه مي‌كنيم نمي‌دانم. ما چشم به مديريت نمي‌دوزيم. ما در عرصه كاري خودمان بر اساس عقلانيت و انديشه‌مان عمل مي‌كنيم. دوران شمقدري از لحاظ تهيه‌كنندگي پركارترين دوران من بوده. حس مي‌كردم نياز جامعه الان اين فيلم‌هاست… من كارم را مي‌كردم. اصلا مهم نبود اسم من باشد يا نباشد. وظيفه من اثرگذاري و جريان‌سازي است.




احمد نجفی: احتمالا آقای عسکرپور می‌خواهد بگوید نقش فروشی در سینما و تلویزیون هم تقصیر احمدی نژاد است!!!

سینماژورنال: پدیده نقش فروشی در پروژه های سینمایی و تلویزیون و به دنبال آن رواج واژه ای با عبارت “بازیگر-اسپانسر” که مترادف آن حضور چهره های علاقمند به بازیگری و البته بلحاظ مالی مرفه به عنوان بازیگر در پروژه های تصویری بوده سبب ساز بروز برخی سوءتفاهمات در جامعه هنری شده است.

به گزارش سینماژورنال احمد نجفی بازیگر باسابقه سینمای ایران که در چند سال اخیر به تهیه کنندگی هم روی آورده است در گفتگویی با “نسیم” پیرامون دلایل شیوع پدیده نقش فروشی، سعی کرده است طعنه هایی هم بزند به محمدمهدی عسکرپور مدیرعامل سابق خانه سینما که در هفته های اخیر در گفتگوهایش انتقادات تندی را علیه مدیران سابق سینمایی و حامیان آنها مطرح کرد.

چه بسیار کارگردانانی که نقشهایی را به دختران خانواده های مرفه داده اند

احمد نجفی درباره نقش فروشی به “نسیم” گفت: البته که این پدیده مخصوص امروز و دیروز نیست و سالهاست در سینمای ایران و البته بیشتر از آن در تلویزیون رواج دارد. فرقی هم نمی کند کارگردانی معروف باشد یا تازه کار؛ در تمامی سطوح این پدیده وجود دارد.

وی ادامه داد: چه بسیار کارگردانان و تهیه کنندگانی که خانواده های مرفه را فریب داده اند که در پروژه های آنها سرمایه گذاری کنند و از آن طرف نقشهایی کوتاه و بلند به دختران این خانواده ها(!) داده اند البته که خروجی حضور به این واسطه در عرصه بازیگری هم زیاد خروجی قابل قبولی نیست.

احتمالا آقای عسکرپور می‌خواهد بگوید نقش‌فروشی هم تقصیر مدیران قبلی است
احمد نجفی با طعنه ای به محمدمهدی عسکرپور مدیرعامل سابق خانه سینما که در هفته های اخیر اغلب مشکلات سینما را به گردن دولت احمدی نژاد می اندازد اظهار داشت: احتمالا آقای عسکرپور و دوروبریهای ایشان می خواهند بگویند نقش فروشی در سینما و تلویزیون هم تقصیر احمدی نژاد است!{می خندد} اما واقعیت این است که بزرگترین کم کاری در مقابله با این روند از سوی خانه سینما صورت گرفت.

وی تأکید کرد: وقتی صنف سینمایی درگیر سیاسی بازیها شده و بجای پرداختن به دغدغه های صنفی وقت خود را صرف آلودگی به فعالیتهای غیرسینمایی می کند همین می شود که نقش فروشی دیگر به یک اپیدمی و امری بدیهی در پروژه ها بدل می شود و تازه جرأت می کنند نقدش کنند.

چرا خانه سینما با نقش فروشی مقابله نمی کند؟
بازیگر آثاری چون “دندان مار” و “هتل کارتن” خاطرنشان ساخت: مسئولیت صنف خانه سینماست که با نقش فروشی در سینما مقابله کند اما صنف اصلا حضور ندارد و سینماگرانی که در حلقه بالایی صنف قرار دارند بجای اینکه بیایند و راهکاری برای حل این مسأله پیدا کنند مصاحبه می کنند و همه ایرادات را به گردن دولتهای قبل می اندازد.

وی ادامه داد: به صراحت می گویم که نقش فروشی و بازیگر-اسپانسر هیچ ربطی به دولتها ندارد و اتفاقا خود اهالی سینما هستند که آن را ابداع کردند! تعجبم از بازرسان صنوف مختلف سینماست که به این بدیهی ترین مشکلات که گاهی از برخی از اعضای صنوف هم سرمی زند رسیدگی نمی کنند و وقتشان صرف روزمرگی و دریافت بودجه برای برگزاری جشن تلف می شود. واقعا چرا خانه سینما در برابر نقش فروشی در سینما سکوت کرده و مدام مصاحبه می کنند و گلایه می کنند که چرا فلان مدیر سابق فلان کار را کرد؟

در سریالها و تله‌فیلم به اسم کشف استعداد به سراغ نقش فروشی می روند
احمد نجفی که سابقه فعالیت در تلویزیون را هم داشته و از جمله برنامه “صندلی داغ” را اجرا کرده است با اشاره به اینکه گستره نقش فروشی به تلویزیون هم رسیده است گفت: متأسفانه اوضاع در تلویزیون به مراتب بدتر است. جالب است که به اسم کشف استعداد نقشهای کوتاه و بلند سریالهای و تلفیلمها را به چهره هایی می دهند که پشتشان گرم است به ثروت پدری.

وی ادامه داد: کشف استعداد شاید استثنائا نتایج مثبتی هم داشته باشد اما وقتی هدف کسب درآمد است و نه کشف استعداد معلوم است که خروجی کار قابل قبول نخواهد بود.

نجفی با مقایسه بازیگری در ایران و دیگر کشورها اظهار داشت: جالب است که سران خانه سینما به هنگام برگزاری جشنهایشان مدام از رأی گیری به شیوه آکادمی یعنی اسکار دم می زنند اما نمی روند تحقیق کنند ببینند حتی در همان هالیوود هم کسی جرأت نمی کند خارج از صنف بازیگر انتخاب کند.

 وقتی رقم دستمزدم را گفته ام با این واکنش مواجه شده ام که فلانی پول هم می دهد تا نقش بگیرد!
تهیه کننده “من یک ایرانی ام” و “فتیله و ماه پیشونی” در پایان گفتگوی خود با بیان اینکه نقش فروشی یک آفت بزرگ برای سینما است اظهار داشت: این یکی از آفات بزرگ سینمای ماست که نقشها را مثل کالا خرید و فروش می کنند و جالب است که خودم که پیشکسوت هستم هم برخی مواقع وقتی رقم دستمزدم را گفته ام با این واکنش مواجه شده ام که فلانی پول هم می دهد تا نقش بگیرد!

وی خاطرنشان ساخت: باز هم می گویم خانه سینما به جای اینکه نزدیک انتخابات که می شود ژست آزادی طلبی بگیرد و درگیر سیاسی بازی شود بیاید و به این آفات عمده سینمای ایران رسیدگی کند.




ادعاهای خاص محمدمهدی عسکرپور⇐ بخش زیادی از مردم رُم موضوع خانه سینما را می‌دانند!!!/ساختاري شبیه تلویزیون ما فقط در شوروی سابق پیدا می‌شد

سینماژورنال: محمدمهدی عسکرپور که بیشتر از سوابق کارگردانیش به خاطر حضور طولانی‌اش در سمت مدیرعاملی خانه سینما و بخصوص حضور در این سمت به هنگام درگیریهای منجر به بسته شدن خانه سینما شناخته می شود این شبها سریالی به نام “نفس گرم” را روی آنتن دارد.

به گزارش سینماژورنال پخش این سریال باعث شده عسکرپور در خلال برخی اظهارنظرات درباره سریالش نقبی هم بزند به گذشته و درباره خانه سینما واگویه کند.

جالب اینجاست که در اغلب گفتگوهایی که انجام داده هم بیشتر از آن که بخشهای مرتبط با سریالش خواندنی باشد صحبتها و حرفهایی که درباره ماجرای خانه سینما و درگیری با جواد شمقدری داشته در کانون توجه قرار می گیرد.

عسکرپور هفته گذشته در گفتگویی با روزنامه اصلاح طلب “شرق” به تأیید شایعاتی پرداخت که از مذاکره با او برای پذیرفتن معاونت سینمایی دولت دهم احمدی نژاد سخن می گفت(اینجا را بخوانید) و امروز در گفتگو با یک روزنامه اصلاح طلب دیگر یعنی “اعتماد” ادعای جالبی را بیان کرده درباره اینکه حتی مردم رم ایتالیا نیز وقایع مربوط به انحلال خانه سینما را پیگیری می کرده اند!!!

این روزها برای من دوران کسب تجربه‌اي جدید است

به گزارش سینماژورنال عسکرپور درباره روزگار جدیدش که با حذف از مدیرعاملی خانه سینما می گذرد بیان داشته است: این روزها برای من دوران کسب تجربه‌اي جدید است؛ هرچند همیشه تلاش می‌کنم خیلی با گذشته‌ام زندگی نکنم. روزگاری که پشت سر گذاشتیم برای همه قصه معروفی است، چه در داخل کشور و چه در خارج از این مرزها.

بخش زیادی از مردم رم موضوع خانه سینما را می‌دانند

وی ادامه داده است: آن‌قدر روشن هست که یک روز بعد از بازگشایی خانه سینما (که البته من این لفظ بازگشایی را خیلی سخت ادا می‌کنم چون همیشه معتقد بودم خانه سینما باز است) از شبکه رادیویی ایتالیا برای مصاحبه آمدند و مصاحبه‌کننده قصد داشت متوجه شود که یک نهاد صنفی چطور خودش را حفظ کرد؟ در شرایطی که هر نهاد صنفی باید تعطیل می‌شد. مصاحبه‌کننده از من پرسید که مردم ایتالیا دوست دارند این اتفاق را متوجه شوند و من متوجه شدم که بخش زیادی از مردم رم موضوع خانه سینما را می‌دانند.

چه کسی مایل بود خانه سینما آتش بگیرد

عسکرپور درباره مخالفان خانه سینما هم بیان داشته است: برای من جالب بود که برخی دوستان ما در خانه سینما به کسانی کمک کردند که باعث بسته‌شدن خانه سینما شدند؛ مثلا کسی که پرونده‌های سنگین در شورای داوری خانه سینما داشت و ما در جریان آنها بودیم، مایل بود خانه سینما آتش بگیرد؛ چراکه آن پرونده‌های او هم آتش می‌گرفت، تا کسی که فکر می‌کرد با بی‌مهری از صنف کنار گذاشته شده است یا کسانی که برکنار شده بودند، کارهایی در جهت نابودی خانه سینما انجام دادند.

تلاش کردم مانع تحریف وقایع شوم

این مدیر سابق با اشاره به کوششها و تلاشهایش ادامه داده است: تلاش کردم در آن دوران مانع تحریف وقایع شوم. این اواخر احساس کردم اگر کمی جلو برود، تاریخ این‌طور ساخته می‌شود که عسکرپور دوست نزدیک آقای وزیر سابق و شمقدری بود و خانه سینما را بست و ما هم سعی کردیم خانه سینما را نگاه داریم! و به همین سادگی ممکن است همه‌چیز برعکس شود. یکی از تلاش‌های من این بود که سعی کردم برای جلوگیری از تحریف روشنگری کنم. 

عسکرپور که در همه سالهای اخیر شرایط فعالیت تلویزیونی هم برایش فراهم بوده تعابیر خاصی را هم درباره ساختار رسانه ملی اظهار داشته است. وی گفته است: از نظر من، سیستم تلویزیون فرسوده شده است. وقتی وارد سازمان صداوسیما می‌شوید بوی کهنگی را از آن دریافت می‌کنید و شور و نشاط کمی در آن دیده می‌شود و از نظر فیزیکی رخوتی در آن دیده می‌شود. هرچند که این اتفاق به مدیران بر نمی‌گردد که البته کار مدیران هم می‌تواند باشد. مدیران می‌توانند این اتفاق را تا حدی تغییر بدهند و تلویزیون ما سازمانی مطابق با وضعیت روز دنیا شود.

کارگردان “میهمان داریم” ادامه داده است: ما هنوز هم اندر خم یک کوچه هستیم که تلویزیون خصوصی می‌توان داشت یا خیر؟ برای ما که اساسا دستی در ساخت فیلم و سریال داریم، صحبت در مورد ساختار تلویزیون کشورمان در خارج از کشور سخت است. به این دلیل که مشابه چنین ساختاری بخشی از رسانه‌های آن کشور است، نه همه آن.

ساختاري شبیه تلویزیون ما فقط در شوروی سابق پیدا می‌شد

محمدمهدی عسکرپور در تشبیه تلویزیون بیان داشته است: ساختاري شبیه تلویزیون ما فقط در شوروی سابق پیدا می‌شد. ایراد این نیست که ما نمی‌توانیم چنین ساختاری را توضیح بدهیم. ایراد از اینجا شروع می‌شود که حقیقتا خودمان هم این ساختار را متوجه نمی‌شویم. ساختار تلویزیون ما از نظر سیستم ناکارآمد است. درحال‌حاضر شبکه‌هایی که با یک‌هزارم بودجه و کارمندان و امکانات تلویزیون ما اداره می‌شوند به مراتب جذاب‌تر از تلویزیون ما هستند. 

نمیتوان به راحتی در خیابان دوربین گذاشت و فیلم گرفت چون پوششها غیرقابل پخش است

وی افزوده است: بنابراین ما با تلویزیونی مواجه هستیم که نه می‌توانیم بگوییم دولتی است و نه خصوصی. البته قطعا خصوصی نیست و به نظر من این تأثیر خودش را در سریال‌سازی گذاشته است. بخش درخور توجهی از سریال‌های تولیدشده تناسبی با زندگی روزمره آدم‌ها ندارد. مثال ساده آن این است که دیگر نمی‌توان در خیابان به‌راحتی دوربین گذاشت و کار کرد؛ چراکه پوشش‌ها، غیرقابل پخش است و چیزی که در سطح جامعه می‌بینیم با چیزی که از تلویزیون پخش می‌شود همخوان نیست. حالا کدام‌یک باید خودش را به دیگری نزدیک کند؟




عسکرپور بالاخره تأیید کرد⇐ هم پیشنهاد پذیرفتن معاونت سینمایی دولت احمدی‌نژاد را و هم جلسه‌ای که با وزیر ارشاد احمدی‌نژاد داشته!

سینماژورنال: در روزهای بالا گرفتن تقابل خانه سینما و سازمان سینمایی دولت دهم که در نهایت به انحلال خانه سینما منجر شد و البته تمام مدتی که این نهاد تعطیل بود شایعه ای وجود داشت مبنی بر اینکه مدیرعامل آن زمان خانه سینمای یعنی محمدمهدی عسکرپور اولین گزینه دولت دهم محمود احمدی نژاد برای معاونت سینمایی بوده؛ همان معاونتی که بعدها به سازمان بدل شد.

به گزارش سینماژورنال البته که جواد شمقدری رییس سازمان سینمایی دولت دهم هم یکی دو بار به این موضوع اشاره کرده بود اما عسکرپور کمتر درباره آن حرف زده بود.

حالا اما حدودا دو سال بعد از پایان عمر دولت دهم و راه اندازی مجدد خانه سینما، محمدمهدی عسکرپور در گفتگویی تفصیلی که به بهانه روی آنتن رفتن سریال “نفس گرم” با “اعتماد” داشته هم آن شایعه را تأیید کرده و هم درباره دیدارش با محمد حسینی وزیر ارشاد دولت دهم صحبت کرده است.

اینکه می گویند معاونت سینمایی به من پیشنهاد شده، درست است

عسکرپور در پاسخ به این سوال که آیا شائبه اینکه قرار بوده شما معاون سینمایی شوید و از سوی شمقدری هم بیان شده، درست است یا نه می گوید: بله، به من هم در همان مقطع گفته شده بود اما چيزي كه برايم جالب است و از اظهارنظر آقاي شمقدري تعجب كردم اين است كه براي من مثل روز روشن بود كه من نمي‌توانم با دولت دهم كار كنم! بهتر است مثال هم نزنم!

یکی دو جلسه با محمد حسینی صحبت کردیم

وی ادامه می دهد: البته به نظر من آقاي حسيني يك مرد شريف و غيرمسلطي مي‌آمد كه يكي دو جلسه با هم صحبت كرده بوديم و معلوم بود كه نمي‌تواند اداره كند كه در ادامه هم اين موضوع را ديديم. اساسا اختلاف ما با آقاي شمقدري به اين موضوع برنمي‌گردد. زماني مي‌توان اين حرف را زد كه من علاقه داشته باشم در سيستمي باشم، آن‌هم در دولت دهم كه اصلا اين طور نبود. اگر چنين شرايطي بود مطمئنا من ترجيح مي‌دادم چهار سال خارج از ايران زندگي كنم، اما چنين اتفاقي برايم نيفتاد.

كار در آن دولت مي‌توانست لكه ننگي براي فعاليت حرفه‌اي من باشد

محمدمهدی عسکرپور با صراحت بیشتر خاطرنشان می سازد: واقعيت اين است كه من الان با صراحت مي‌گويم، چون آن زمان نمي‌توانستم. كار در آن دولت مي‌توانست لكه ننگي براي فعاليت حرفه‌اي من باشد. آقاي شمقدري اين حرف‌ها را از اين جهت زدند كه دعوا را بكشند به اين سمت كه كسي مي‌خواست در اين سمت باشد، اما چون نشد، حالا دلخور و ناراحت است و چنين مي‌كند. همان زمان اين را گفتم كه آقاي حسيني در بسياري از جاها عدالت را زير پا گذاشت و من به عنوان كسي كه هنوز با هم سلام و عليكي داريم، از ايشان درخواستي داشتم؛ آن هم اينكه كپسولي و خلاصه دو جلسه خودتان را با ما بگوييد. يعني همان جلسه‌اي كه آقاي حسيني هنوز از مجلس راي اعتماد نگرفته بود و پيش از قطعي شدن وزارتش جلسات مختلفي را در دانشگاه پيام نور برگزار مي‌كرد.

جلسه با وزیر ارشاد احمدی نژاد

این کارگردان درباره دیدار با وزیر ارشاد احمدی نژاد بیان می دارد: روزي كه{حسینی} با ما قرار صحبت داشت، من تقاضا كردم اعضاي هيات‌مديره و رييس سه صنف هم حضور داشته باشند و مي‌توانند شهادت بدهند. پيش از جلسه دوستان به من گفتند كه اگر ايشان پيشنهادي به شما دادند، رد نكنيد، همانجا من گفتم كه در اين جلسه مطلقا درباره گزينه معاونت سينمايي حالا هركسي كه مي‌خواهد باشد ما صحبت نمي‌كنيم. ما اينجا آمده‌ايم كه درباره برنامه‌ها حرف بزنيم. اينكه ما برنامه‌اي داريم و اين برنامه مورد علاقه ما است اگر خواستيد از اين برنامه استفاده كنيد و اگر هم نخواستيد عيبي ندارد، برنامه‌تان را اعلام كنيد كه به نقطه‌اي برسيم و مطلقا وارد مصداق نشويم. آن جلسه همچنين شد و فقط درباره برنامه‌ها صحبت كرديم.

در شب بعد هم جلسه ای گذاشتند و درباره مصداقها صحبت کردند

عسکرپور ادامه می دهد: شب بعد جلسه ديگري ايشان با دوستان ديگري داشتند كه اخباري كه به من رسيد مبني بر اين بود كه تنها چيزي كه درباره آن صحبت نشده بود برنامه بوده است و در آن جلسه فقط درباره مصداق‌ها صحبت شده است كه چه كسي بيايد و چه كسي برود بهتر است؛ نتيجه همان جلسه شده بود آقاي شمقدري. بعدتر هم خود آقاي شمقدري اعلام كرد كه من فهميدم آقاي حسيني مي‌خواهد اين كار را بكند (عسکرپور را انتخاب كند) و اين گونه انحراف بزرگي در سينما ايجاد مي‌شد و براي همين هم من گفتم كه من از خودم مي‌گذرم حالا كه اين طور است و اين سمت را قبول مي‌كنم.

واقعا بعضي وقت‌ها به خدا دلم مي‌سوزد براي اين بنده خدا (آقاي شمقدري)

این کارگردان سپس با لحنی تحقیرآمیز درباره شمقدری می گوید: البته واقعا بعضي وقت‌ها به خدا دلم مي‌سوزد براي اين بنده خدا (آقاي شمقدري) . بعضي از همكاران ما نه مي‌توانند فيلمساز موفقي باشند و نه مدير موفقي، هم دوست دارند اين باشند و هم دوست دارند آن باشند، ولي نه اين مي‌شوند و نه آن. گاهي اوقات بيشتر آدم دلش به رحم مي‌آيد تا اينكه بخواهد اينها را يك موجود جدي در نظر بگيرد. هرچند كه رفتارهاي جدي و غيرمترقبه هم از خودشان بروز مي‌دهند ولي به نظرم واقعيت اين است كه آنقدر جدي نيستند كه ما تلقي مي‌كنيم.

 




گزارش افشاگرانه یک بازرس از عملکرد جریان انحرافی در انجمنی موسوم به “انجمن منتقدان”⇐سوء‌استفاده کثیری(!!) از موقعیت خود داشته‌اند

سینماژورنال: سه هفته بعد از بیانیه آتشین یک منتقد و روزنامه‌نگار سینمایی در مرور برخی از ایرادات و اشکالات موجود در ساختار انجمنی موسوم به “انجمن منتقدان و نویسندگان خانه سینما”(اینجا را بخوانید) به تازگی گزارشی درباره عملکرد انجمن به سینماژورنال رسید.

این گزارش را امیر فرض‌اللهی از اعضای پیوسته انجمن منتقدان که در دو سال اخیر بازرس علی‌البدل انجمن بوده است نگاشته است.

این گزارش در هفت بند تنظیم شده است و این بازرس کوشیده در این بندها به طور جداگانه به مرور برخی از مشکلات و انحرافاتی بپردازد که در سالهای اخیر در هیأت رییسه انجمن وجود داشته است.

سینماژورنال ضمن انتشار کامل این گزارش آمادگی خود را برای انعکاس نظرات موافق و مخالف نسبت به این گزارش اعلام می‌دارد:

قبیله یعنی یک نفر

حضور محترم اعضای پیوسته و وابسته انجمن منتقدان؛ از آنجا که بازرس اصلی، عضو قبیله است و یازده سال می گذرد که در انجمن قبیله معنای یک نفر را دارد و او هم از بدو پیوسته شدنش به شورای مرکزی انجمن رها یافته و در این مدت آدمهای مختلف در شورا را به انحای مختلف به بازی گرفته تا به مطامع شخصی خود برسد، اینجانب وظیفه دارم گزارشی راستین را درباره اتفاقاتی که در این تنها صنف نویسندگان و منتقدان سینمای کشور می گذرد به عرض شما که صاحبان اصلی انجمن هستید و بزرگترین ارکان آن به حساب می‌آیید،عرضه دارم.

ترجیح شخص به جمع؟؟؟

یک. از آنجا که بزرگترین شاخص اخلاقی کار صنفی؛ داشتن روحیه ای غیرمنفعت طلب وترجیح منافع جمعی به شخصی است؛ این تفکر در دو نفر از اعضای ثابت شورای مرکزی یازده سال اخیر انجمن نه تنها وجود نداشته بل آن که تماما در جهت کسب منافع شخصی خویش گام برداشته اند و با عنایت به این موضوع دو شورای مرکزی 5 سال گذشته هیچگونه فعالیتی در راستای اهداف اساسنامه انجمن بخصوص در احقاق بندهای {الف }، {ه} و {و} که در فصل دوم اساسنامه انجمن وظیفه ذاتی شوراهای مرکزی قلمداد شده و همانا دفاع و تثبیت حقوق صنفی و حرفه ای اعضا و فعالیت به منظور فراهم کردن جبران خسارات ناشی از بیکاری و تلاش در جهت گسترش زمینه فعالیت حرفه ای و تداوم کار برای اعضاء در مطبوعات می باشد، صورت نگرفته و حتی در برابر اعضایی که با مدیران مسئول مطبوعه خود دچار مشکل شده اند به جای رایزنی به آنها جواب غیرمسئولانه داده اند و تلاشی در جهت کسب و احقاق حقوق از دست رفته اعضاء با کارفرمایان آنها ننموده اند چرا که انجمن را محلی برای تامین خواسته های شخصی،گسترش ارتباطات خویش در سینما و مطبوعات برای کسب جایگاهی بهتر(!) وارتقای جایگاه تریبونی خویش پنداشته اند.

سوءاستفاده کثیری(!!!) از موقعیت خود داشته‌اند

دو. یکی از اعضای شورای مرکزی در دوسال اخیر بواسطه عنوان خود در شورا، سوءاستفاده کثیری(!!!) از موقعیت خود داشته و با دور زدن انجمن و انجام امور ارجاع شده از سوی مراکز دولتی و خصوصی به انجمن توسط خویش و انکار صنف و روحیه صنفی اقدام به عقد قرارداد با دو جشنواره اخیر فیلم فجر و سینما حقیقت در برگزاری جلسات نقد و بررسی به صورت شخصی و کسب منفعت برای خویش و استفاده حداقلی از اعضایی که خود میپسندد، سوءاستفاده مطلقی در این باره از جایگاه خود داشته و با رفتاری بسیار غیرمسئولانه و دیکتاتورمابانه به کنتراتچی جلسات نقد وبررسی فیلم در ایران تبدیل شده و در مراکز فرهنگی و… مافیای نقدوبررسی تشکیل داده است؛ همین موضوع بزرگترین دلیل استعفای طهماسب صلح جو از ریاست انجمن در اسفند1392 بود.

سوءاستفاده ای که در تاریخ انجمن بی سابقه است و می طلبد در راستای جمهوریت نظام، مجمع عمومی انجمن کمیته ای را مأمور تعدیل اساسنامه کند به نحوی که حضور اعضای پیوسته در شورای مرکزی را بصورت پی در پی جایز نشمارد و و پس از یک بار حضور در شورا، این اعضاء در شورای مرکزی بعدی حق کاندیدا شدن نداشته باشد تا بدین گونه تکثر افکار بیشتری در ادوار شوراهای مرکزی انجمن حاکم شود و زمینه سوءاستفاده های اینچنینی فراهم نیاید تا در نهایت شوراهای مرکزی در راستای اهداف اساسنامه و در جهت تامین خواسته های صنفی اعضا گام بردارند.

رییسی که با پول دولت به کن رفته!      

سه. تراژدی روزگار ماست که در هنگامه بسته شدن خانه سینما در سالهای گذشته توسط سلیقه ای ترین دوره مدیریت دولتی تاریخ سینمای ایران، کسی رییس انجمن منتقدان بود که تاکنون حتی یک نقد مکتوب در مطبوعات ندارد و بواسطه لابی گری و التماس دعا به مدیران قبلی سینمای ایران، سوءاستفاده تام و تمامی از جایگاه صنفی خود داشته و با پول دولت به جشنواره کن در فرانسه و جشنواره ای سینمایی در تونس رفته و به کعب المراد خویش رسیده و غیرمسئولانه ترین رفتارها را در دوره ریاست خود از ابتدای تشکیل انجمن تاکنون، از خود رقم زده است.

موقعیت های عالی برای شخص رئیس و آنها که در پسند اویند بوده و امتیازات حداقلی برای سایر اعضاء

چهار. در اغلب جشن های انجمن بواسطه اینکه یک طیف خاص در 11سال اخیر بر انجمن حاکم شده اند، فقط بخش اندکی از اعضای انجمن در برگزاری، داوری و عاملیت در اینگونه مراسم ها حضور داشته اند و بقول آن منتقد روزنامه “صبا” موقعیت های عالی برای شخص رئیس و آنها که در پسند اویند بوده و امتیازات حداقلی برای سایر اعضاء و این الگوواره رفتاری حاکم بر انجمن بخصوص در پنج سال اخیر باعث بسیاری از سوء تفاهمات بین اعضا شده به طوری که برخی انجمن را ملک شخصی خود می پندارند و برای خود بواسطه آن موقعیت های فراوان ایجاد کنند.

برخورد سلیقه ای برای عضوگیری در انجمن

پنج. عضویت در انجمن برای نسل جدید رسانه ها خواسته معقولی است که باید با بررسی سوابق تکنیکی صورت گیرد. با این حال دیده شده رییس فعلی انجمن در برابر متقاضیانی که کاملا شرایط عضویت در انجمن را دارند، بواسطه اینکه از رسانه ایشان خوشش نمی آید و یا گرایشات آن رسانه موافق با نظرات ایشان نیست به درخواست این متقاضیان پاسخ واهی داده و خلاف اساسنامه انجمن عمل کرده است. ملاک عضویت افراد دارا بودن شرایط تخصصی در حوزه سینماست و رفتارخارج از این شاخص ها برخورد سلیقه ای محسوب می شود.

امتیازها فقط در اختیار اعضای شورای مرکزی قرار گرفته

شش. شوراهای مرکزی دو دوره اخیر انجمن{که پنج سال طول کشیده است} به هیچ وجه در قبال امتیازهایی که توسط سایر نهادها از قبیل طرح ترافیک خبرنگاری و…به اعضای انجمن اعطا شده پاسخگو نبوده اند و در پی مراجعه اعضاء به افراد مسئول در شورا، پاسخ مسئولانه ای به اعضاء داده نشده و این قبیل امتیازها فقط در اختیار اعضای شورای مرکزی قرار گرفته؛ این نیز به نوبه خود به دور از بندهای اساسنامه و البته انصاف است.

ترجیح دادن حقیقت برمنافع شخصی

هفت. نگارش و ارائه این گزارش از آنجا که قرارم با خودم در زندگی، ترجیح دادن حقیقت برمنافع شخصی‌ام است، تنها در جهت روشنگری است و عصبانیت سوءاستفاده کنندگان از انجمن در قبال بنده به خاطر ارائه این گزارش و سرزنش آنها و طرفدارانشان را به جان می خرم تا حقایقی را بیان کرده باشم.

ارادتمند همه اعضاء

امیر فرض‌اللهی

بازرس علی‌البدل انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی

26 آبان 1394




ابوالحسن داوودی: با هر تمایل به غصبی در خانه سینما مشکل دارم

سینماژورنال: “ایران برگر”، “دوران عاشقی” و “رخ دیوانه” سه فیلم مطرح سینمای ایران در سال اخیر بوده اند که تولیدکنندگان آنها آثار خویش را از داوری در جشن خانه سینما کنار گذاشتند.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال در این میان ابوالحسن داوودی درباره عدم شرکت فیلم «رخ‌دیوانه» در جشن خانه سینما یادداشتی را منتشر کرد.

 این کارگردان در پی درج نظریاتی منتسب به او در بعضی از رسانه‌ها و مطبوعات، درباره عدم شرکت فیلمش در جشن خانه سینما در نوشتاری آورده است:

دلایل هر زمان که لازم باشد برشمرده خواهد شد
١- دلایل عدم شرکت “رخ دیوانه” از نظر تهیه‌کننده و بنده به‌جز واگذاری عرصه رقابت به نیروهای جوان‌تر، بقیه کاملا شخصی بوده و هر زمان که لازم باشد برشمرده خواهد شد. بنابراین نیازی به تفسیر و تأویل دیگران ندارد، چنانچه حضور هرکدام از عزیزان همکار فیلم که اظهار تمایل برای شرکت در رقابت کرده‌اند با استقبالمان روبه‌رو شده (و البته در این مورد تنها از جانب یکی از سازندگان تیتراژ اظهار تمایل شد که بلافاصله شرایط شرکت فیلم در این بخش مهیا گردید).

انتقاد به معنای نفی ارزش تشکل صنفی نیست

 ٢- شاید معدود کسانی در خانه باشند که من با آنها هم‌سلیقه نباشم اما حفظ احترامشان همواره بر من وظیفه بوده و اختلاف‌سلیقه به معنای نفی تلاش صنفی‌شان نیست و قرار نیست انتقاد دلسوزانه از تصمیماتشان هم به معنای نفی ارزش‌های تشکیلات صنفی تلقی شود.

با هرگونه تمایل به غصبی مشکل دارم
٣- من تنها با هرگونه تمایل غصبی به خانه‌ای که متعلق به همه اهالی سینماست، مشکل دارم، چه آنها که به‌مثابه دیگی که برای تمایلات سیاسی آنها نمی‌جوشد… می‌خواهند درِ خانه سینما را گِل بگیرند!  و چه درمقابل، انگشت‌شمار کسانی که تنها تصویرشان از تشکیلات خانه سینما، حقی است که مادام‌العمر به آنها تعلق گرفته است.

افتخار به جوایز

٤- شخصا به تندیس و لوح‌های گرامیداشتی که از خانه سینما و از همکاران و اهالی حرفه‌مان گرفته‌ام، بیش از همه جوایزم افتخار می‌کنم.

خانه اهالی مظلوم سینما

٥- … و در انتها همواره و از اعماق قلبم معتقدم که خانه سینما، خانه همه اهالی مظلوم سینما و به‌تبع آن خانه من هم بوده، هست و خواهد ماند.




مدیر مرکز گسترش “کیهان” را به دروغگویی متهم کرد اما حمایت مرکز از تولید مستند تعطیلی خانه سینما را تکذیب نکرد

سینماژورنال: در حالی که دو روز قبل خبرگزاری “فارس” از ساخت مستند تعطیلی خانه سینما توسط پگاه آهنگرانی و با حمایت مرکز گسترش خبر داده بود(اینجا را بخوانید) بسیاری از رسانه ها و از جمله “کیهان” نیز این خبر را منتشر کردند.

به گزارش سینماژورنال اما تیتری که این روزنامه اصولگرا برای بازنشر خبر به کار برد با انتقاد محمدمهدی طباطبایی نژاد میرعامل مرکز گسترش مواجه شده و این مدیر در گفتگو با روابط عمومی مرکز گسترش علاوه بر زیر سوال بردن این تیتر، به آماردهی درباره مستندهایی که درباره دفاع مقدس تولید کرده پرداخته است!

سینماژورنال متن کامل گزارش روابط عمومی مرکز گسترش در این باره را ارائه می دهد:

در پی نقل قول کذب روزنامه کیهان از مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که با تیتر «مدیر سینمای تجربی: برای پگاه بودجه داریم؛ برای انقلاب نه!» در صفحه شماره‌ی 3 روز سه‌شنبه این رسانه منتشر شد، سیّدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد ضمن تکذیب این نقل قول اعلام کرد: «دروغ‌گویی روزنامه کیهان که در گذشته هم به شکل مکرر تهمت‌های ناروا زده، شرم‌آور است.»

وی در این خصوص اذعان داشت: «هم‌اکنون مهمترین تولیدات سینمای مستند ایران با موضوع انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در این مرکز اتفاق افتاده و به لحاظ کمی و کیفی، بالاترین آمار در طول سال‌های گذشته را موضوعات ارزشی به خود اختصاص داده‌اند.»

طباطبایی‌نژاد ادامه داد: «تولید فیلم مستند در حوزه‌ی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در طول 2 سال گذشته، اولویت اول مرکز گسترش بوده و همواره به عنوان موضوع مورد توجه، حجم ویژه‌ای از تولیدات را به خود اختصاص داده است که از جمله می‌توان به مستند «زمناکو» ساخته مهدی قربان‌پور با موضوع بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام اشاره کرد که خبر آن همین هفته منتشر شد و کیهان کوچکترین توجهی به آن نکرد! همینطور مستند سینمایی «دست‌های خالی» به کارگردانی جمشید بیات‌ترک و مشاوره محمدعلی فارسی هم به تازگی در این مرکز کلید خورده که به نگاه اندیشمندان بزرگ جهان در تکریم انقلاب اسلامی می‌پردازد.»

وی افزود: «این مرکز در پی فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار با خانواده شهدای هفتم تیر، مستند سینمایی «شهدای هفتم تیر» را نیز در دستور کار خود قرار داده است.»

طباطبایی‌نژاد تاکید کرد: «دشمنان واقعی انقلاب و اسلام افرادی هستند که احکام بیّن شریعت را زیرپا می‌گذارند و با دروغ، دیگران را متهم می‌کنند. روزنامه کیهان هم این دروغ‌گویی و پلشتی را به حد اعلی رسانده و بارها با اتهامات واهی، سعی در تخریب مرکز گسترش و مدیریت آن داشته است.»

وی ادامه داد: «اینجانب با شناختی که از شخصیت آقای حسین شریعتمداری دارم، مطمئن هستم که ایشان از نیت‌های پنهان و حُب و بغض زیرمجموعه‌ی خود آگاه نیست؛ درغیراینصورت اجازه چنین رفتارهای ناعادلانه‌ای را نمی‌داد. البته مخالفت امر ناروایی نیست، اما تهمت‌زدن و دروغ‌گویی حتماً از مصادیق گناهان کبیره است.»

مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در پایان اعلام کرد: «ما به دنبال شکایت از روزنامه کیهان نیستیم، اما از جنبه‌ی حقوقی و قضایی، این حق را برای خود و مجموعه‌ی مرکز گسترش محفوظ می‌دانیم.»

پی نوشت سینماژورنال: در درستی اظهارات طباطبایی نژاد همین بس که فعلی که مرتکب نشده را به او نسبت داده اند و او نیز از این موضوع گلایه کرده است.

اما نکته اینجاست که در هیچ کجای گفته های ایشان که بهانه آن انتشار خبر ساخت مستند تعطیلی خانه سینما با حمایت مرکز گسترش بوده، کلمه ای در رد این خبر نیامده است و ایشان حتی یک کله هم درباره این نگفته اند که آیا حمایت مرکز گسترش از تولید این مستند صحت دارد یا خیر؟




علیرضا رئیسیان: این براي اولين بار است كه رئيس يك تشكيلات غيردولتي{رئیس خانه سینما}، يك مسئوليت صددرصد دولتي را قبول مي‌كند

سینماژوزنال: اتفاقی که دیروز رخ داد و طی آن رییس سازمان سینمایی از یک طرف رضا میرکریمی به عنوان دبیر بخش بین الملل فجر برگزید(اینجا را بخوانید) و از طرف دیگر نام این بخش را به جشنواره بین المللی فیلم ایران تغییر داد(اینجا را بخوانید) با واکنشهای مختلفی در رسانه ها روبرو بوده است.

به گزارش سینماژورنال یکی از مهمترین واکنشها از آن علیرضا رئیسیان کارگردانی بوده است که این روزها ملودرامی به نام “دوران عاشقی” را روی پرده دارد؛ ملودرامی که علیرغم تلخ بودن بار داستانی خیلی خوب و به طور متوسط روزی 100 میلیون تومان می فروشد.

این انتصاب نمونه ای از ارتباطات تنگاتنگ میان خانه سینما و وزارت ارشاد است

رئیسیان درباره حضور رضا میرکریمی که مدیرعامل خانه سینما هم هست به عنوان دبیر جشنواره فیلم ایران به روزنامه “جوان” گفت:  اين براي اولين بار است كه رئيس يك تشكيلات كاملاً مدني و غيردولتي، البته به ظاهر غیردولتی، يك مسئوليت صددرصد دولتي را قبول مي‌كند و اين مسئله در نوع خودش يك موضوع منحصر به فرد و البته بسيار جالب است.

وي افزود: مدت‌هاست كه من در رابطه با خانه سينما و وزارت ارشاد مي‌گويم كه ارتباطي تنگاتنگ با يكديگر دارند و همچنين مي‌گفتم كه دعواهاي گذشته اين دو بخش ريشه در جاهاي ديگري دارد، اكنون اين انتصاب جالب و تعجب آميز نمونه‌اي از آن ارتباطات تنگاتنگ است و به نوعي در صحت مدعاهاي بنده شاهد از غيب رسيد!

هم تفكيك دو بخش سينماي داخلي و بين‌الملل، هم جدا كردن مديريت اين جشنواره و هم تغيير اسمش اشتباه خيلي بزرگي است

کارگردان “چهل سالگی” و “ایستگاه متروک” خاطرنشان ساخت: نكته بعدي اينكه اصولاً در هيچ جاي دنيا مرسوم نيست جشنواره‌اي كه بيش از 35 سال از عمر برگزاري آن مي‌گذرد به يك باره تغيير نام بدهد و يك مفهوم عامي مثل «ايران» را به يك جشنواره بدهند. من در هيچ كجاي دنيا تا به حال نديده‌ام كه مثلاً بگويند جشنواره فيلم ايتاليا! چون چنين چيزي كاملاً نامفهوم و غير قابل درك است و نمي‌شود ما يك مفهوم عام را به عنوان يك اسم روي يك موضوع خاص بگذاريم.

رئیسیان تأکید کرد: اين كار به نظر من كاملاً اشتباه است. هم تفكيك دو بخش سينماي داخلي و بين‌الملل، هم جدا كردن مديريت اين جشنواره و هم تغيير اسمش اشتباه خيلي بزرگي است.