علیرضا داوودنژاد: اساسنامه فعلی خانه سینما بیشتر تأمین‌کننده منافع اصنافی است که در حوزه تولید فعال هستند

سینماژورنال: تازه‌ترین ساخته علیرضا داوودنژاد با عنوان «روغن مار» به‌زودی در گروه سینمایی «هنر و تجربه» نمایش داده می‌شود.

به گزارش سینماژورنال این بهانه‌ای شده تا عسل عباسیان در “شرق” پای صحبت‌های این کارگردان و تهیه‌کننده سینما بنشیند.

داوودنژاد در حالی که کارهای مربوط به ترخیص مادرش «احترام حبیبیان» را انجام می‌داد که چند روزی ناخوش‌احوال و بستری بود، به پرسش‌های این روزنامه نگار درباره فیلم جدیدش و همین‌طور وضعیت کنونی سینما پاسخ گفت.

شاید یکی از جالبترین نکات گفتگوی داوودنژاد جایی باشد که درباره مشکلات خانه سینما و اساسنامه فعلی آن سخن می گوید؛ اساسنامه ای که گویا منافع صاحبان تولید را بر دیگر صنوف ارجحیت داده است.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی داوودنژاد را ارائه می دهد:

‌چرا خواستید آخرین ساخته‌تان «روغن مار» در گروه «هنر و تجربه» نمایش داده شود؟
چون این فیلم، یک کار تجربی است و چون کارهای تجربی با تجربه‌های مأنوس تماشاچی سازگار نیستند بهتر است زمان طولانی‌تری نمایش داده شوند. فیلم‌های حرفه‌ای که در گروه‌های سینمایی اکران می‌شوند، سئانس‌ها و سالن‌های زیاد ولی زمان اکران کوتاه‌مدتی در اختیار دارند. در گروه «هنر و تجربه» تعداد سالن‌ها و سئانس‌ها کم ولی فیلم مدت زمان بیشتری‌ روی اکران است و در این مدت طولانی‌تر، فرصتی برای فیلم فراهم می‌شود تا مخاطبانش را پیدا کند.
‌ماجرای این فیلم از چه قرار است؟
مقتضیات فیلم طوری است که بهتر است راجع به آن چیزی نگویم تا فیلم دیده شود!
‌«روغن مار» کجای مسیر فیلم‌سازی شما قرار دارد؟ نسبتش با دیگر آثارتان چیست؟
این فیلم در ادامه گرایش و تجربیات من در نزدیک‌کردن سینما به زندگی است یا به عبارت دقیق‌تر، در ادامه تجربیات برگرداندن سینما به زندگی است. یکی از خاصیت‌هایی که ابزار دیجیتال در سینما دارند این است که تولید فیلم را آسان می‌کنند. ابزار وقتی متعدد و پرحجم و زیاد باشند، (یعنی شبیه دوران پیشادیجیتال) خواه ناخواه سایه‌ای روی مسیر تولید، صحنه و اجرای سینمایی می‌اندازند که این سایه معمولا فیلم‌ها را با یک مقدار تکلف همراه می‌کند و این باعث می‌شود روح زندگی در فیلم ناپدید شود. ابزار دیجیتال به دلیل آسان‌بودن تولید و پرحجم‌نبودن وسایل و متعددنبودنشان، این فرصت را به صحنه می‌دهند که در فاصله نزدیک‌تری با زندگی اتفاق بیفتد و به این ترتیب این امکان را فراهم می‌کنند که ما روح زندگی را در آدم‌ها، برخوردها، روابط، حوادث و وقایع، حفظ و قابل‌پدیدارشدن کنیم.
‌«هنر و تجربه» دربرگیرنده سینمای آلترناتیو ماست. قدیم‌تر چنین تفکیکی بین سینمای آلترناتیو و سینمای بدنه یا جریان اصلی وجود نداشت. فکر می‌کنید با این تفکیک توسط «هنر و تجربه»، سینمای آلترناتیو می‌تواند حیاتی بهتر از قبل داشته باشد؟ با توجه به اینکه در این یک سال فروش بعضی از فیلم‌های «هنر و تجربه» با استقبال بیشتری نسبت به فیلم‌های دیگر مواجه شده، با وجود تعداد سالن‌های محدودی که در اختیار دارد… .
تصور من این است که این تحول بنیادینی که در ابزار و تجهیزات و وسایل سینما به وجود آمده و همین‌طور روزبه‌روز دامنه‌اش وسیع‌تر می‌شود، همه وجوه سینما را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. از زبان و بیان سینمایی گرفته تا شیوه‌های سرمایه‌گذاری و تولید و توزیع و نمایش، همه به‌تدریج تحت‌تأثیر این تحول، اشکال تازه‌ای پیدا می‌کنند و سینمای آینده از این جهت، سینمای متفاوتی خواهد بود با آنچه امروز شاهدیم. پس گروه «هنر و تجربه» به گمان من متعلق به سینمای آینده است و به تعبیر دیگری رفتن به استقبال آینده است. اصولا ما یا باید منتظر شویم تا رویدادها سر برسند و ما را احاطه کنند و به انفعال و تقلید و مصرف بکشانند یا اینکه با فاعلیت و ابتکار و تولید، بر موج این تحولات سوار شویم و ابتکار عمل را در دست بگیریم. به‌نظر من گروه «هنر و تجربه» چنین رویکردی دارد؛ ما را برای تحولی که در سینما، از زبان و بیان تا نمایش اتفاق خواهد افتاد آماده می‌کند.
‌فیلم قبلی شما «کلاس هنرپیشگی» با وجود ارزش‌های محتوایی و اجرائی، چرا در گیشه موفق نبود؟!
علتش همین تجربی‌بودن فیلم بود و فاصله زیادی که بین نحوه روایت و پرداخت صحنه‌ها با تجربه‌های مأنوس تماشاچی وجود داشت. غیر از این، چنین فیلم‌هایی قاعدتا باید از یک حداقل حمایتی برخوردار باشند که آنها را قابل‌مقایسه با فیلم‌های دیگر کند. این فیلم حتی تا روز دوم نمایش، تبلیغات تلویزیونی نداشت و در طول نمایش هم از تبلیغات محیطی مؤثر برخوردار نبود. این نوع فیلم وقتی بدون معرفی به تماشاچی و تبلیغ اکران شود، نباید توقع زیادی از نتیجه اکرانش داشت. اگر فرض کنیم فضای سینمای اصولا باید انواع فیلم، برای انواع مخاطب داشته باشد، پس باید با انواع معرفی و تبلیغ، هر نوع فیلمی مخاطب خودش را پیدا کند. وقتی این اتفاق نمی‌افتد و فیلم هم از روال معمول فیلم‌سازی بیرون است، با روال معمول فروش هم مواجه نمی‌شود. شاید به همین دلیل بود که ترجیح دادم «روغن مار» در گروه «هنر و تجربه» نمایش داده شود. چون لااقل فرصت بیشتری برای معرفی فیلم هست. به‌خصوص که هم‌اکنون، در قیاس با دو، سه سال قبل شبکه‌های اجتماعی کمک بسیاری به روند معرفی فیلم می‌کنند.
‌فرضیه‌ای وجود دارد که می‌گوید اگر کارگردانی با مافیای پخش و اکران همسو نباشد، فیلمش زمین خواهد خورد؟ موافقید؟!
به‌هرحال ما هنوز بازار امن کالاهای فرهنگی نداریم و این فقط مربوط به سینما نیست. به همه هنرها مربوط می‌شود. مثلا سینما هنوز نمی‌تواند جلوی نمایش‌های غیرقانونی را بگیرد. ما هنوز نتوانسته‌ایم برای نمایش فیلم‌هایمان در بیمارستان‌ها، قطارها، اتوبوس‌ها، کشتی‌ها و هتل‌ها حقوق و رایتی مشخص کنیم. هنوز نمی‌توانیم از سرقت فیلم‌هایمان در بازار سیاه جلوگیری کنیم. هنوز بخش عمده‌ای از فیلم‌های ما به‌صورت غیرقانونی تکثیر و توزیع می‌شوند یا ماهواره‌ها بدون هیچ مجوزی بلافاصله فیلم‌های به بازارآمده ما را مکررا پخش می‌کنند و از آنها بهره تبلیغاتی می‌برند. چنین اتفاقاتی روی بازار سینما اثر می‌گذارد. وقتی سالن‌های فعالی که بخش عمده‌ای از فروش فیلم‌ها را تأمین می‌کنند، ٤٠، ٥٠ سالن بیشتر نیستند و از سوی دیگر تولید هم به شکل غیرطبیعی بالاست، معلوم است رقابت گلادیاتوری برای به دست‌آوردن فضاهای تبلیغاتی و ظرفیت‌های نمایشی به‌وجود می‌آید و در چنین فضایی بعضی‌ها که شرایط بهتر و مناسبات بهتری دارند، به امکانات بیشتری دست پیدا می‌کنند. این به ناامنی بازار کالاهای فرهنگی ازجمله سینما برمی‌گردد و من ترجیح می‌دهم تأکیدم را بر ناامنی بازار و تلاش عمومی صنفی و دولتی برای تأمین امنیت در بازار سینمای کشور بگذارم. چون این کار درستی است که باید دنبالش کنیم، به جای اینکه مشکل را به داخل سینما و رقابت‌های غیرمنصفانه در بازار سینما برگردانیم. اگر بازار سینما امنیت داشته باشد و اصناف به نظارتی جامع دست پیدا کنند و یک نظام اطلاع‌رسانی به‌روز در سینما شکل بگیرد، این مشکلات مربوط به توزیع و نمایش که دامنگیر سینمای ماست هم به‌تدریج برطرف می‌شود.
‌خانه سینما دو سال پیش بازگشایی شد. شما یکی از کسانی بودید که برای بازگشایی خانه صنفی‌تان به‌شدت ایستادید. فکر می‌کنید عملکرد خانه سینما در این مدت تا به امروز در مسائل صنفی موفق بوده؟
همان‌طور که درباره منظومه تهیه و تولید و توزیع و نمایش گفتم، مشکلاتی که داخل سینما و مجموعه نهادهای صنفی داریم نیز از نظر من به همان ناامنی موجود در بازار سینما برمی‌گردد. چون گردش مالی طبیعی در سینما وجود ندارد و عایدی از هر نمایش به یک قانون تبدیل نشده است، بخش زیادی از عایدات، وارد بازار سیاه می‌شود و چرخه تولید و نمایش آن نظم و نسق لازم را پیدا نمی‌کند. پس مادامی که اوضاع چنین است و در چنین فضایی کار می‌کنیم، طبیعی است فعالیت‌های صنفی هم به‌قاعده و گره‌گشا نباشند. مثلا خانه سینما ده‌ها سال است با مشکل اساسنامه مواجه بوده؛ اساسنامه‌ای که بتواند بخش‌های مختلف تهیه، تولید، توزیع و نمایش را نمایندگی کند. اساسنامه فعلی بیشتر تأمین‌کننده نیازها و منافع اصنافی است که در حوزه تولید فعال هستند و اصناف تهیه و توزیع و نمایش جای مناسبی در خانه سینما ندارند بنابراین ما باید کار را از اساس درست کنیم. فکر می‌کنم اگر فضای امن سرمایه‌گذاری و تولید و توزیع و نمایش در سینمای کشور شکل بگیرد و امنیت به بازار سینما بازگردد، ما در ادامه، آسان‌تر می‌توانیم مشکلاتی که در حوزه فعالیت‌های صنفی داریم را حل کنیم. اگرچه این به این معنا نیست که بی‌کار بنشینیم منتظر آن روز، بلکه اصناف در همین وضعیت فعلی باید برای ایجاد آن شرایط دست‌به‌دست هم دهند و با داشتن چشم‌اندازی مشترک از آینده، مسیر رسیدن به آن وضعیت را هموار کنند.
‌شاهدیم اغلب روی فروش‌ میلیاردی فیلم‌ها مانور داده می‌شود. این آمارهایی که درباره فروش اعلام می‌شود، تا چه اندازه واقعی هستند؟
مکانیزه و دیجیتال‌شدن ابزار و تجهیزات سینما، امکان کنترل گیشه‌ها را تا حدودی فراهم کرده ولی نکته اصلی‌تر این است که بالاترین فروش‌های ما هم اگر بر حسب قیمت بلیت محاسبه شود، تعداد تماشاگرانی که ما در سالن‌ها پذیرایشان هستیم، با تعداد ده‌ها ‌میلیون مخاطبان بالقوه‌ای که در سطح کشور داریم، نسبت منطقی و قابل‌قبولی ندارد. اگر از این‌ میلیون‌ها مخاطب بالقوه، به‌طور متوسط هر فیلم یک‌ میلیون تماشاچی هم داشته باشد، با همین قیمت‌ها برای هر فیلم می‌تواند به فروش بالای پنج، شش‌ میلیارد دست پیدا کند. منتها مخاطبان اغلب جذب بازار سیاه فیلم‌های خارجی یا فیلم‌های سرقت‌شده ایرانی می‌شوند یا اینکه ساعت‌ها پای ماهواره‌ها سریال‌های ترکی تماشا می‌کنند. با این حساب، آماری که برای فروش بعضی از فیلم‌ها اعلام می‌شود، می‌تواند واقعی باشد اگرچه این تعداد از فیلم‌ها اندک هستند و برای ایجاد رونق در کلیت سینما تأثیری آنچنان تعیین‌کننده ندارند




ادعاهای کارگردان فیلمی که در 10 روز میلیاردی شده: اگر به ژاپن بروید می‌بینید که هیچ فرهنگی از گذشته آنها باقی نمانده/چینی‌ها از اینها بدتر!/تعطیلی خانه سینما در زمان وزارت ضرغامی داشت اتفاق می‌افتاد؛ حکم آن هم داده شده بود؛آقایان درویش و دیگر دوستان سینمایی می‌دانند

سینماژورنال: علیرضا رییسیان این روزها با تازه ترین فیلمش “دوران عاشقی” فروش خوبی را تجربه میکند.

به گزارش سینماژورنال “دوران عاشقی” در حدود 10 -12 روزی که از اکرانش گذشته میلیاردی شده و رییسیان نیز می کوشد به بهانه این فروش خوب هم درباره فیلمش حرف بزند و هم درباره اوضاع نابسامان تنها صنف سینمای ایران.

ای کارگردان تازه ترین گفتگویش با فرانک آرتا در “شرق” را هم زمینه ای کرده که هم درباره آسیبهایی که طبقه متوسط را در ایران تهدید می کند سخن گوبد و هم از وضعیت خانه سینما قبل و بعد از تعطیلی اش.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی رییسیان را ارائه می دهد:

 اصلا چرا اسم فیلم را «دوران عاشقی» گذاشتید؟
اسم این فیلم بیتی از حافظ است که می‌گوید دور عاشقی گذشت و نوبت ماست، هرکسی پنج روز نوبت اوست. یعنی دور عاشقی تمام‌ شده. می‌خواستیم بگوییم که فقدان و زوال عشق، جامعه را به انحطاط می‌برد.
 شما در فیلم‌های قبلی‌تان نشان دادید که درباره مسائل زنان و خانواده دغدغه دارید. نمونه موفق آن‌هم فیلم «ریحانه» بود. چرا این مسئله برای شما مهم است؟
وقتی از عشق صحبت می‌کنیم، حتما یک زن وجود دارد و یک مرد که این ساده‌ترین نوع عشق است. بعد عشق مادر و پدر به فرزندان و همین‌طور عشق به نزدیکان و بعد از آن هم عشق به هم‌نوع وجود دارد که در روان‌شناسی، آدم‌ها به خاطر هم‌نوعشان از چیزهایی می‌گذرند. کل ادبیات کلاسیک ما براساس محور عشق است. اگر عشق باشد چه اتفاقی می‌افتد؟ عشق باید باشد تا لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، پادشاه و کنیزک باشند تا بتوان با آن حرف‌های مهم‌تری زد. در همه داستان‌های جذاب عالم، عشق وجود دارد. بنابراین همه فیلم‌های من هم حول محور چنین موضوعاتی است؛ بحران‌های عاطفی انسان که حول محور زن‌ها می‌چرخد، چون به اندازه کافی در سینمای ایران، فیلم مردانه داریم.
در فیلم مرحله بحرانی‌ای از زندگی مرد متأهلی را به تصویر کشیدید که معمولا در سینمای ایران این‌گونه به آن پرداخته نشده؛ مردی که با زنی تحصیل‌کرده و اجتماعی زندگی می‌کند و هم‌زمان با زن دیگری آشنا می‌شود. چرا شما خواستید این تابو را بشکنید؟
من اولین‌بار در فیلم «ریحانه» عشق انسانی و یک زن و یک مرد را مطرح کردم و در آن‌موقع هزینه آن را هم دادم. یا در فیلم «چهل‌سالگی» حملاتی به من شد. بنابراین اگر بخواهم چیزی را بگویم، مدلی را که بلد هستم می‌گویم که غیرمتعارف باشد. همه عشق‌های بزرگ عالم غیرمتعارف بوده‌اند. هیچ عشقی در عالم ماندنی نبوده الا اینکه غیرمتعارف بوده.
تأکید شما روی واژه عشق است. درحالی‌که عملکرد مرد فیلم بیشتر به فیزیولوژی مردانه برمی‌گردد. این تأکید برای من سؤال‌برانگیز است. خب این چگونه عشقی است؟
انسان مجموعه‌ای از جنسیت، عاطفه، رفتارهای متناقض، متضاد یا همگون است. به‌تعبیری، اگر نفسش در زیر عقل او قرار بگیرد، آدمی فرهیخته می‌شود و اگر نفس او غالب شود، در مرتبه پایین‌تر و نازل‌تری قرار می‌گیرد. آن کسی که اصلا عشق ندارد، انسان نیست، حیوانات عشق ندارند بلکه غریزه دارند. پس مرتبه نازل‌تر عشق، غریزه بشری نسبت به جنس مخالف است.
اما با عشق از نوع ادبیات کلاسیک ما تفاوت دارد.
اصلا تفاوت ندارد. بلکه در مرتبه نازل‌تری است. به معنی اینکه شما از یک چیز زیبا خوشتان می‌آید و درگیر آن می‌شوید. این را اصلا نمی‌شود گفت که در آن عشق نیست. بلکه در مرتبه نازلی از عشق قرار می‌گیرد.
دو فیلم معروف آدریان لین یعنی «جذابیت مرگبار» و «بی‌وفا»، هرکدام به خیانت زن و مرد می‌پردازد که جنبه‌ای از غرایز بشر را نشان می‌دهد که ممکن است گریبان‌گیر هر نوع زندگی زناشویی شود. اما نمی‌گوید که عشق است. زمانی که شما از ادبیات کلاسیک و ادبیات ایران بهره می‌گیرید، مرتبه والاتری از غریزه را می‌بینید. من با این نگاه مشکل دارم.
اولا چه کسی می‌گوید که آدریان لین نمی‌گوید که این عشق است؟ در فیلم «بی‌وفا» که ریچارد‌ گر بازی می‌کند با زنش رابطه خوبی دارد. اما همسرش درگیر ماجرایی هم عاشقانه و هم غریزی می‌شود و در پایان آن تراژدی اتفاق می‌افتد. همه فیلم‌های آدریان لین، حتی در «نه‌ونیم هفته» در حد جسمانیت متوقف می‌مانند. ولی نگاه من آن‌گونه نیست. من در فیلم پیشنهاد می‌دهم. می‌گویم اگر کسی به هر دلیلی درگیر رابطه‌ای شد، نباید از همه حقوق خود محروم شود یا مثل قتل‌های ناموسی روی او اسید بریزند و خشونت به خرج دهند. به نظرم راه‌حل‌های دیگری هم وجود دارد.
چرا به صراحت نمی‌گویید فیلمتان درباره غرایزی صحبت می‌کند که امروزه در جامعه کم نیستند؟
آن دیدگاه دیگری است. من هم برای شما مثال فیلم خارجی می‌زنم. در فیلم Fall in love رابرت دنیرو و مریل استریپ بازی می‌کنند. هر دو دارای زندگی، خانواده و همسر هستند که دوستشان هم دارند. اما عاشق یکدیگر می‌شوند. به‌همین‌سادگی، یا فیلم پل‌های مدیسون کانتی هم به همین صورت است. در آخر هم آن رابطه‌ها را به‌خاطر می‌آورند و به زندگی خود ادامه می‌دهند. معلوم است که این شکل رابطه درست نیست، اما برای دفع آن نباید به سمت خشونت و قتل و جنایت برویم. چون می‌گوییم اگر حتی به‌دلیل غریزی کسی عاشق کسی شد، نباید او را نابود کرد. البته کار مرد فیلم غیرقانونی و غیرشرعی نبود.
اما عرف با آن موافق نیست؟
بله، عرف می‌گوید که این کار بد است. اما می‌گوییم اگر همسرت خلأ عاطفی تو را به‌خاطر مشغله و درگیری مسائل کاری پر نمی‌کند، راه‌حل آن نیست که خود را با دیگری تقسیم کنید. کمااینکه زن فیلم با واکنش خود می‌توانست مرد را از بین ببرد که چنین نکرد. چون وکیل بود و با مسائل آشنا بود. به نظر من این مرتبه بالاتری از عشق عادی میان زن و مرد است.
درست است که مرد نه کار غیرشرعی و نه کار غیرقانونی انجام نمی‌دهد، اما مهم‌ترین مسئله این است که به هر دو زن دروغ می‌گوید.
بله، من هم به این تأکید دارم و هزینه آن را هم می‌پردازد.
 جملات پدر به دختر مبنی بر بخشش در فیلم جنبه شعاری پیدا کرده. چرا؟
شما دوست داشتید که همسرش را نابود کند؟
خیر، ولی می‌توانستید از دنیای ایده‌آل فاصله بگیرید و واقعی‌تر به ماجرا نگاه کنید؟
اصلا ایده‌آل نیست.
 ولی به‌نظر می‌رسد در روابط آدم‌ها، ایده‌آلیسم بر واقع‌گرایی سایه انداخته است؟
خانم وکیلی که مشاور حقوقی فیلم ما بود، چند نمونه از واقعیات را برای ما بازگو کرد. مثلا پرونده‌هایی از قبیل مرد دوجنسی، زن جوانی که توسط همسرش کتک می‌خورد و خانمی که رئیسش به او پیشنهاداتی می‌دهد، واقعی بودند. همه اینها را کنار هم بگذاریم، متوجه می‌شویم که جامعه دارد بدون عشق پیش می‌رود. زمانی که بدون عشق شد، نه‌ فقط فساد اخلاقی، بلکه فساد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و همه نوع فسادی در آن اتفاق می‌افتد.
برای همین پدر چنین پیشنهادی می‌دهد. ولی نمی‌گوید که حتما برو و این کار را انجام بده. در فرهنگ ما، این قصاص است. چرا در جامعه قصاص اتفاق می‌افتد، برای اینکه جامعه متنبه شود و نه صرفا به‌دلیل انتقام‌گیری از شخصی. ولی امروزه بحث انتقام مطرح است. می‌گوید بچه من را کشتید، من هم شما را می‌کشم تا آدم شوید. جامعه تنبیه نمی‌شود، چون این امر در جامعه اثر ندارد.
می‌گوید می‌توانید ببخشید. یا اینکه هم ببخشید و هم به او کمک کنید تا آدم دیگری شود. او می‌گوید اگر من ببخشم، نمی‌دانم که آیا می‌توانم با این آدم زندگی کنم یا خیر؟ و تا آخر فیلم هم نمی‌بینیم که برمی‌گردند و با یکدیگر زندگی می‌کنند یا خیر؟
فیلم نشان می‌دهد که در نهایت، هر دو زن می‌بخشند. ولی مرد طلبکار است؟
چه چیزی را می‌بخشند؟ مرد را می‌بخشند؟ آن آقا که نابود شد.
 چطور؟
اگر شما به سکانس قبل از انتهای فیلم نگاه کنید، سه تا آدم هستند که دوربین به سمت‌شان Track می‌کند، نوری که روی صورت لیلا حاتمی هست حالت صورت او بعد از آن مشاجره و دعوا را کاملا نشان می‌دهد. خانم دوم هم در خانه خود استقرار دارد و اشک می‌ریزد بابت آن چیزی که فکر می‌کرد و نشد. وضعیت مرد هم بین زمین و آسمان قرار دارد.
زن دوم تمام مدت می‌خواهد به مرد ثابت کند که رابطه و فرزندش حاصل عشق بوده… .
بله، می‌گوید برای من روشن‌شدن حقیقت مهم بود و دیگر تو مهم نیستی. در اینجا وضعیت مرد خیلی هولناک است. برای همین است که پیش آن دیگری می‌رود و می‌گوید که به دادگاه برویم و شکایت کنیم، که می‌گوید دیگر برای من اهمیتی ندارد.  می‌گوید من می‌خواستم که حقیقت روشن شود که من در این رابطه به او وفادار بودم و این آدم نبود. این روشن می‌شود. زن کاری که انجام می‌دهد، می‌گوید که فعلا یکی از ما باید از خانه بیرون برود. چمدانش را برمی‌دارد و بیرون می‌رود. اگر می‌خواهد بخشش را نشان دهد چرا نمی‌گوید که من می‌روم بیرون، یا اینکه بگوید حالا فهمیدی که اشتباه کردی، مثل سریال‌های تلویزیونی، حالا بیا و به‌سر زندگی برگرد. این را هم نمی‌گوید. مرد در وضعیت کاملا بدی قرار می‌گیرد. به‌علاوه اینکه اگر ما بخواهیم موضوعی مثل همسر دوم را مستقیما زیر سؤال ببریم، با قوانین و احکام ناسازگار‌اند. طبیعتا فیلم نمی‌تواند از ممیزی رد شود.
 شما در نهایت این حق را به مرد می‌دهید، زمانی که از خودش پیش زن اولش دفاع می‌کند و می‌گوید که تو آن قدر به‌کار وکالت اهمیت دادی که باعث شد خلأ عاطفی در من به وجود بیاید.
این هم درست است. بله. آن زن حتی نمی‌داند که شوهرش تخم‌مرغ آب‌پز یا تخم‌مرغ ته‌دیگی دوست دارد. حتی جزئیات ساده را هم نمی‌بیند. در تمام فیلم دیده نمی‌شود که یک رابطه عاشقانه درستی بین آنها باشد. زن در زندگی‌اش سرد است.  این واقعیت است. من اصلا قضاوت نمی‌کنم و بی‌طرف هستم اما خنثی هم نیستم.
شما در این فیلم، هر دو زن را از جامعه فرهیخته نشان دادید. علت اینکه سراغ طبقه قشر متوسط رفتید، چه بود؟
یکی اینکه شناخت من نسبت به این طبقه بیشتر است و اینکه معتقد هستم که در آینده این مملکت اینها تعیین‌کننده هستند. بچه‌ای که توسط این زن تربیت می‌شود، می‌تواند تاثیر‌گذار باشد. ما دیدیم زمانی‌که حاشیه بر متن غلبه کرد، یک هشت سال هولناک را گذراندیم. پس سخن من باید به کسانی باشد که در آینده می‌خواهند در جامعه مؤثر باشند. شما می‌بینید این زن ابتدا می‌رود از حقوق زن صیغه‌ای دفاع جانانه می‌کند و پیروز می‌شود. بعد این اتفاق که برای خودش می‌افتد، به موکل دیگرش می‌گوید برای چه به زندگی دیگری وارد شدی؟
وقتی کالبدشکافی می‌کنیم، هر شخصیت دارای تباری است. پشت‌سر بیتا، پدری هست که از دل سنت‌های مثبت آمده است. پشت‌سر میترا هم دایی سنتی قرار دارد که رفتار درستی ندارد. از نظر شما هنوز بن‌مایه‌های فکری ما سنت‌ها هستند؟
بحثی که متفکران در ایران مطرح می‌کنند، این است که ما نتوانستیم مدرنیسم را با قواعد خودش اخذ کنیم و بیاوریم و همین‌طور سنت را امروزی کنیم، خیلی از جوامع این گرفتاری را دارند. شما وقتی به ژاپن می‌روید، می‌بینید که هیچ فرهنگی مطلقا از گذشته آنها باقی نمانده است. آن چیزهایی را که در سریال‌های آنها می‌بینید، فراموش کنید. من دو، سه بار به آنجا رفته و با دقت نگاه کرده‌ام. اصلا هیچ چیزی از گذشته آنها وجود ندارد. در روابط شخصی باز و پیشرفته‌تر از فرنگی‌ها شده‌اند، چینی‌ها از آنها بدتر. این خیلی هولناک است. در فیلم چنین اتفاقی افتاده. یعنی معلوم نیست که زندی همه ابزار مدرن را دارد اما منطقا منحط است. درعین‌حال قواعد و اصولی هم دارد.
دوروبر او همه‌چیز به‌صورت سوپر مدرن وجود دارد. در آن سر دنیا کسانی با او تجارت می‌کنند. طلایی را از جایی به جایی دیگر جابه‌جا می‌کند. دست‌وپا شکسته انگلیسی حرف می‌زند. پس کسی هم که با او کار می‌کند، الگویش او می‌شود و می‌رود همین کارها را می‌کند. و به همین دلیل اولین کاری که حمید (شهاب حسینی) انجام می‌دهد این است که با این محیط قطع رابطه کند.
از قصد از نویسندگان زن کمک گرفتید؟
بله، حتی حضور تدوین‌گر، خانم صفی‌یاری هم در این فیلم و هم در ٤٠ سالگی خیلی کمک کردند؛ به‌جرئت می‌توانم بگویم. چون ایشان بهتر از من زنان را می‌شناسند. به‌هرحال خواستم قضیه را از بیرون نگاه ‌کنم.
البته خانم محقق هم از جشنواره فیلم فجر جایزه گرفتند؟
بله، اما ایده اولیه از جانب محقق به من ارائه شد. سپس خانم محبعلی و محقق با حضور مکرر در دفتر و با خود من به سیناپس رسیدیم که در این مرحله نقش محبعلی بیشتر بود و عمل حرفه‌ای این بود که چون قرارداد نگارش مشترک بود بین من و هر دو نفر مذکور باید اسم خانم‌ها محبعلی و محقق مشترکا در تیتراژ آورده می‌شد که این کوتاهی از جانب من بود و بعدا تصحیح شد. به‌هرحال نسخه کامل فیلم‌نامه شامل سکانس‌بندی و دیالوگ‌ها توسط خود من و در موقع اجرا کامل شد؛ مثل دیگر فیلم‌هایم.
حضور و تعامل شما در دوره پرفرازونشیب خانه سینما، سؤالاتی را به وجود آورده است. مایلم در این مورد روشنگری کنید.
به‌نظر من بد نیست که حقایق یک روز در منظر عموم سینماگران واکاوی شود. من آمادگی‌ام را اعلام کردم، ولی دوستان آن‌سو هنوز اعلام آمادگی نکرده‌اند. به‌نظرم باید در فضای کاملا درست و اخلاقی حرف‌های‌مان را بزنیم تا دیگران قضاوت کنند. به‌نظر من آن چیزی که در خانه سینما اتفاق افتاد، گونه‌ای از انحصار صنفی، جایگزین انحصار دولتی بود و من با هر دو اینها مشکل دارم. من با مدیریت خانه سینما مشکل داشتم و نه با خانه سینما.
شما با بسته‌شدن خانه سینما مخالف بودید؟
صددرصد. همه مصاحبه و اسناد آن موجود است. حتی وقتی آمدند و خواستند خانه سینمای شماره دوم را راه بیندازند، با دوستی که با آنها در ارتباط بود گفتم که من فردا به خانه سینما خواهم رفت و از خانه سینما دفاع خواهم کرد. این کار اشتباه بزرگی است و نباید نهادی را که وجود دارد، جایی دیگر را جایگزین آن کرد بلکه باید آن را اصلاح کنید. به‌طورکلی به دید رفورمیستی و اصلاح‌گرایانه بیشتر اعتقاد دارم تا نابودکردن. چون همیشه نشان داده عوارض نابودکردن بیشتر است. حالا که خانه سینما باز شده، آیا برای بهبود سینمای ایران همان دوستان کاری کرده‌اند؟
چون خرابی آن‌قدر زیاد بوده که باعث شد به نقطه صفر برسیم.
بله، این اشتباه کسی بود که دست به این عمل زد. وجه دیگر آن، کسانی بودند که زمینه این نابخردی را فراهم کردند. تعطیلی خانه سینما در زمان آقای ضرغامی داشت اتفاق می‌افتاد. حکم آن هم داده شده بود. آقایان درویش و مرحوم سیف‌الله داد و هم دوستان دیگر سینمایی می‌دانند. اتفاقا در آن موقع قدرت دولت خیلی بیشتر بود. ولی ما با درایت نگذاشتیم که آن اتفاق بیفتد.
شما می‌گویید که بسته‌شدن خانه سینما، ناشی از عدم درایت مدیرانش بود؟
زمینه‌اش را فراهم کردند. دشمنی شخصی هم بود. روزی که قرار باشد بیایم و حرف بزنم، دلایل آن را خواهم گفت. هر دو طرف با سند گفتند که این یک دشمنی دیرینه بین دو گروه بود. در واقع جنگ قدرت برای تصاحب امکانات بود.
منظورتان هیأت‌مدیره وقت خانه سینما‌ست؟
همه آنها که در هیأت‌مدیره نبودند. منتها از قبل دچار چالش بودند. یک زخم کهنه در یک‌جا به این شکل سر باز کرد. من فکر می‌کنم می‌شد آن را طور دیگری مدیریت کرد؛ که خانه سینما بسته نشود، چون بسته‌شدن آن هیچ کمکی به هیچ طرفی نکرد. و دیدیم که کمکی نکرد. من می‌گویم که آن آدم آن اشتباه را کرد و آنجا بسته شد و به قول شما به نقطه صفر رسید. دوباره به بهترین شکل باز شد.
آیا اتفاقی برای سینمای ایران افتاد؟ اعتقاد شخصی من این است که دوره صنف‌زدگی به‌لحاظ تاریخی تمام شده است. در هیچ جای دنیا هم دیگر چیزی به نام خانه سینما فعالیت نمی‌کند. چون فعالیت فرهنگی و فعالیت صنفی با یکدیگر ناسازگار هستند. از دو جنس مختلف‌اند.
نمی‌شود که شما هم صنف باشید و هم کار فرهنگی انجام دهید. در دنیای امروز غیرممکن است. یک دوره‌ای می‌شد و ما هم در آن دوره انجام می‌دادیم و خیلی هم تأثیر‌گذار بودیم. دوره اوج کانون کارگردانان، به اعتراف دوست و دشمن همان موقعی بود که ما در آنجا کمک می‌کردیم. دیگر آنجا به آن قدرت و به آن جایگاه نرسید. من یک نفر بودم و با حذف‌کردن من باید همه‌چیز بهتر می‌شد، چرا نشد؟ درواقع همه‌چیز از دست رفت. الان دیگر محال است کانونی به نام کانون کارگردانان قدرت اول سینما و جریان صنفی شود. چون هم دوره آن گذشته است و هم شکل آن، دیگر آن جایگاه را ندارد و اینکه مشارکت سطح بالایی به آن معنا دیگر وجود ندارد.
و این یک واقعیت است. آنها تهمت زدند. آیا من به کسی تهمت زدم؟ من فقط گفتم که نقدی دارم. به نظر من اگر رفتار دیگری جایگزین آن می‌شد، این همه عوارض پیدا نمی‌شد. یک عده از این قهرمانی سود بردند. الان هم می‌بینیم که دارند سود می‌برند. پس معادلات دیگری غیر از این نابخردی وجود داشت. به لحاظ احساسی می‌شود این را در بوق کرد. ولی هرچه زمان می‌گذرد، می‌بینیم که نشد. همه‌چیز با سیستم مدیریت سینما هماهنگ است. یعنی دولت در سینما کاملا در اختیار آنها هست و آنها هم کاملا همراه دولت هستند. در همه شوراها و در همه تصمیم‌گیری‌ها، هیأت‌امنا، در همه ارکان دولت. پس چرا سینما پیش نمی‌رود؟ و چرا وضع آن دارد بدتر می‌شود.
حالا این شعبه دوم چه گلی به سر ما زده است؟
این به خودشان مربوط است. من در آنجا نه مسئولیتی دارم و نه داشته‌ام و نه خواهم داشت. بنده محال است که در هیچ جای جریان صنفی هیچ‌گونه دخالتی داشته باشم. این را از خودشان بپرسید. ولی من معتقد هستم فقط به ‌کار اعضای خود رسیدگی و سالم هم کار می‌کند. حداقل اینکه اعضایش بیمه می‌خواهند که به آنها می‌دهد. بن می‌گیرد و به آنها می‌دهد. درخانه سینما با این همه قدرت و عظمت و شوکت در این دوسال‌و‌نیم اخیر چه اتفاق مهمی افتاد که نشان‌دهنده این باشد که اینها مدیران بهتر و لایق‌تری از آن گروه بوده و هستند؟
پس شما به هر دو طرف نقد دارید؟
به‌شدت. مواضع من روشن است. این حرف‌هایی که دوستان می‌زنند، دیروز خریدار داشت و امروز کمتر خریدار دارد. فردا هم اصلا خریدار ندارد. در دو سال آخر معاونت آقای شمقدری حتی یک ملاقات هم به‌طور فردی با ایشان نداشتم. در دو سال اول هم که همه آقایان راحت به معاونت رفت‌وآمد داشتند و دعوایی نبود، بودند و بنده و دوستان در دو سال اول سه ملاقات جمعی در مورد وضعیت سینما و تهیه‌کنندگی داشتیم، ولی حالا من فقط چهار ملاقات شخصی با آقای ایوبی داشتم. ٢٠ ملاقات با آقای جلوه داشتم. ١٠ ملاقات با آقای حیدریان داشتم. چرا کسی اینها را نمی‌گوید. پس من به همه آنها خط می‌دادم؟ یعنی من این‌قدر آدم بزرگی هستم که می‌روم و خط‌ها را می‌دهم و آنها می‌آیند و این کارها را انجام می‌دهند. چرا با این آدم بزرگ این کارها را کردید؟ این‌طور حرف‌زدن خیلی بچه‌گانه است. در محیط فرهنگ و هنر، اینها برای گول‌زدن و ردگم‌کردن است.




رضا میرکریمی؛ دبیر بخش بین‌الملل فجر؟!

سینماژورنال: بعد از دو دو دوره ای که علیرضا رضاداد مدیریت جشنواره فیلم فجر را برعهده داشت و تا توانست این جشنواره را به سمت جشنواره ای آرام و کم خطر پیش برد اردیبهشت ماه امسال محمد حیدری به عنوان دبیر جشنواره سی و چهارم برگزیده شد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال حیدری بعد از حسین مسافرآستانه دومین مدیر تئاتری بود که وارد حیطه مدیریتی سینما می شد و همین مساله به عنوان رویکردی در جهت کاستن هر چه بیشتر سازمان سینمایی از حواشی فجر گمانه زنی شد.

با این حال اتفاق جالبی که درباره جشنواره فجر در حال رخ دادن است این که شنیده شده رایزنیهایی برای استفاده از دبیری دیگر برای مدیریت بخش بین الملل آن در حال انجام است.

دو دبیر برای یک جشنواره

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که برخلاف سالهای قبل که جشنواره برای تمامی بخشهایش یک دبیر داشته امسال بناست اتفاقی منحصربفرد در جشنواره روی دهد.

اتفاقی با نام قرار دادن دبیری دوم برای بخش بین الملل جشنواره؛ شنیده شده مدیران سینمایی کشور مذاکراتی را با رضا میرکریمی داشته اند که او دبیری بین الملل جشنواره سی و چهارم را بپذیرد.

با این حال مخالفت محمد حیدری دبیر جشنواره سی و چهارم باعث شده است این اقدام تا اینجا عملی نشود اما ماجرا همچنان ادامه دارد و هیچ بعید نیست که به استعفای حیدری از دبیری فجر منجر شود.

محمد حیدری به هنگام قبولی دبیری فجر داشتن اختیارات کامل را شرط قبول مسئولیت عنوان کرده بود و اتفاق اخیر این شرط را زیر سوال برده است.

انبوه مشکلات صنفی در تناقض است با پذیرفتن مسئولیتی تازه

فارغ از قرار دادن دو دبیر برای یک جشنواره که امری کاملا عجیب است کسی به عنوان گزینه دبیری دوم معرفی شده که اخیرا به عنوان مدیرعامل خانه سینما معرفی شده است.

خانه سینما آن قدر گرفت و گیرهای صنفی دارد و آن قدر اعضایش با مشکلات مختلف صنفی روبرویند که بعید است مدیرعامل آن وقتی حتی برای فیلمسازی داشته باشد.

حالا چطور شده که با مدیرعامل این نهاد به عنوان گزینه ای برای دبیری بین الملل فجر مذاکره شده قطعا در مراودات سالهای نه چندان دور ایشان با رییس سازمان سینمایی ریشه دارد.




چرا روسای فعلی و قبلی خانه سینما و کارگردان “محمد(ص)” دعوت رییس جمهور را اجابت نکردند؟

سینماژورنال: مراسم افطار رییس جمهور و ملاقات وی با هنرمندان چند غایب مهم داشت. در کنار علی جنتی وزیر ارشاد و حجت ایوبی رییس سازمان سینمایی چند چهره سینمایی نیز در این مراسم غایب بودند.

جالب است بخش عمده این غایبان هم کسانی بودند که در ماههای ابتدایی ریاست جمهوری روحانی و بخصوص ماجرای بازگشایی خانه سینما مرتب در محافل ترتیب داده شده از سوی دولتمردان حضور به هم رسانده و صندلیهای وی.آی.پی را به خود اختصاص می دادند.

به گزارش سینماژورنال سیدرضا میرکریمی کارگردانی که اخیرا به عنوان مدیرعامل خانه سینما انتخاب شده اصلی ترین غایب سینمایی بود. دیشب خیلیها منتظر بودند که کارگردان آخرین نماینده ایرانی اسکار را در سالن اجلاس ببینند اما هر چه چشم می دواندند اثری از او نبود.

مجید مجیدی کارگردانی که در ماههای اخیر از یک طرف به واسطه ساخت پروژه میلیاردی “محمد(ص)” شناخته میشود و از طرف دیگر بواسطه تاثیرگذاریش در برخی ارگانهایی که درگیر فعالیت فرهنگی شده اند، دیگر غایب سینمایی مهم افطاری رییس جمهور با هنرمندان بود.

پرویز پرستویی بازیگر سینمای ایران که به تازگی مشغول بازی در “بادیگارد” ابراهیم حاتمی کیا شده است و البته فیلمهایی برای مخاطبان خاص سینما می سازد، سومین غایب سینمایی مطرح این مراسم بود.

محمدمهدی عسکرپور کارگردانی که در همه این سالها بیشتر از فعالیت سینما بخاطر حضورش در رأس هیات مدیره خانه سینما شناخته می شد هم شب گذشته در سالن اجلاس سران حضور نداشت.

فرهاد توحیدی فیلمنامه نویسی که در سالهای اخیر نقش مهمی را در محاسبات بالادستی خانه سینما داشت از دیگر غایبان سینمایی افطاری هنرمندان با رییس جمهور بود.

این چهره ها در حالی به افطاری رییس جمهوری نیامده بودند که فقط دو روز قبلتر اغلب آنها در مسافرت زیارتی مشهدالرضا که خانه سینما با حمایت یک ارگان شهری برگزار کرده بود حضور داشتند.

این شاید خود تأییدی باشد بر شائبه هایی که در هفته های اخیر درباره نزدیکی میان طیف بالادستی خانه سینما با مدیران شهری و بخصوص شخص محمدباقر قالیباف شنیده می شود.

کمی تأمل مشخص می کند که این غیبتها به معنای حمایت از فهرست پیشنهادی چهره ایست که در سه انتخابات اخیر ریاست جمهوری رأی نیاورد و می گویند حالا بدش نمی آید به مجلس پا گذاشته و بهارستان را پله ای کند برای رسیدن به پاستور یا نه.

تحولات سیاسی ماههای آینده همه چیز را عیان می کند…

جالب است چهره ای مانند رضا میرکریمی که به عنوان رییس هیأت مدیره خانه سینما انتخاب شده است در افطاری هنرمندان با رییس جمهور حضور نداشت اما ابوالحسن داوودی که در انتخابات اخیر خانه سینما رأی نیاورد از جمله حاضران در افطاری بود.

وی درست کنار رسول صدرعاملی نشسته بود و جالب است که بدانیم سالها پیش داوودی یکی از سه نویسنده ای بود که در گروه نویسندگان ملودرام “پاییزان” ساخته صدرعاملی حضور داشت.

غیبت آن چند نفر و حضور چنین چهره هایی را کنار نزدیک شدن به انتخابات مجلس بگذاریم احتمالا باید بیش از پیش باید منتظر آن باشیم که در تحولات سیاسی ماههای آینده منتهی به انتخابات مجلس، نزدیکان به هیات مدیره خانه سینما در تقابل با غربای این صنف، نقش مهمی در نزدیکتر کردن چهره های سینمایی به فهرستهای مختلف انتخاباتی داشته باشند.




کدامیک از گمنامان این دورهمی زیارتی معروف می‌شوند؟/اندر آداب زیارت حلقۀ خاص سینماگران و مدیران ویژه

سینماژورنال: اینکه تعدادی از هنرمندان و سینماگران ایرانی در آستانه آخرین شب قدر و برای حضور در مراسم ویژه این شب به مشهد مقدس سفر کنند نه تنها اقدامی ناپسند نیست که اتفاقا بشدت خداپسندانه و نیکو است.

به گزارش سینماژورنال اما اینکه سینماگران و هنرمندان با حمایت ارگانی فرهنگی به نام تصویرشهر به سفر بروند که هدف اصلی از تخصیص بودجه به آن کمک به ارتقای فرهنگ شهری است کمی عجیب به نظر می رسد.

گلایه از تصویرشهر

شاید اگر طیفی از هنرمندان که طی سالهای اخیر تحت فشار شدید اقتصادی بودند با حمایت این ارگان به سفر می رفتند ایرادی نداشت و اتفاقا در کنار وجهه مثبتی که به ارگان حامی می داد اثرات خداپسندانه ای برای طراحان این سفر داشت اما اینکه در فهرست مسافران اغلب با چهره هایی روبرویی کاملا متمکن و بی نیاز از حمایت برای یک سفر زیارتی، کمی توی ذوق می زند.
گلایه از خانه سینما
از آنجا که هماهنگی اعزام سینماگران به این سفر از کانال خانه سینما صورت گرفته است و روسای این تنها نهاد صنفی مرتبط با سینماگران بودند که در توزیع تسهیلات ایجاد شده توسط تصویرشهر اختیار داشتند باید گلایه ای هم کرد از هیأت مدیره این نهاد که چرا آن دسته ای از اعضای خانه سینما را به سفر نفرستاده که به دلیل مشکلات اقتصادی سالهاست آرزوی زیارت بارگاه امام هشتم(ع) به دلشان مانده است؟
گلایه از آنهایی که با داشتن تمکن مالی با هزینه دولتی به سفر رفته اند
تک تک آنهایی که با داشتن تمکن مالی با هزینه یک ارگان شهری به سفری زیارتی رفته اند نیز باید این پرسش را پاسخ دهند که آیا نمی شد جای خود را به همکاران کم بضاعت تری بدهند که سالهاست در حسرت چنین سفرهایی هستند؟

معرفی گمنامانی که در آینده بیشتر نامشان را خواهیم شنید

اما در کنار این گلایه ها طرح این پرسش قابل توجه است که اهداف فرهنگی چنین سفرهای چیست؟ و آیا این دورهمی ها فقط برای انجام مناسک مذهبی صورت می گیرد؟

اگر با تعدادی از چهره هایی که در سالهای گذشته در این سفرها بوده اند گپ بزنید متوجه خواهید شد در کنار اهداف معنوی برآمده از این سفرها طی این گونه مسافرتها حشرونشری هم صورت می گیرد میان چهره های سرشناس این حیطه با چهره های بعضا گمنام یا کم نامی که بناست در سالیان آینده در سرمایه گزاری یا مدیریت سینما حضور فعالتری داشته باشند.

چند سال پیش و در یکی از سفرهای این چنینی بود که معرفی رییس بعدی سازمان سینمایی که آن زمان در سازمانی نه چندان مشهور فعالیت می کرد، صورت گرفت یعنی یکی دو نفر از نزدیکان، حین سفر به معرفی ایشان به همکاران پرداخته و درباره سوابق کاریشان توضیحات لازم را ارائه دادند.

بعضا دیده شده سرمایه گزاران علاقمند به کار در سینما و تلویزیون نیز برخی اوقات از طریق چنین سفرهایی بوده که به بوته آزمایش گذاشته شده و درباره چند و چون کار در فیلد تصویر به آنها اطلاعات لازم ارائه میشود و بعد از محک زده شدن توسط چهره های مجرب است که شرایط حضور آنها در عرصه سرمایه گزاریهای سینمایی یا تلویزیونی فراهم می شود.

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که امسال نیز برخی چهره های کمتر شناخته شده که بناست در ماههای آینده نقشی پررنگ در مدیریت ارگانهای سینمایی کشور و بخصوص ارگانهای فرهنگی شهری داشته باشند در کنار معاونان و مشاوران فرهنگی حضوری پررنگ داشته و طی این سفر به سینماگرانی که رده بالایی خانه سینما را به خود اختصاص داده اند معرفی شده اند.

ضمن اینکه آن دسته از چهره هایی که بناست آرام آرام و با سرمایه گزاری وارد سینما شوند نیز به تهیه کنندگان معتمد حاضر طی این سفر معرفی شده اند.

دیدار کمال تبریزی با وزیری که یک ماه به دنبال دیدارش بود

حضور دو سیاستمدار شناخته شده یعنی احمد مسجدجامعی و علی ربیعی در این سفر هم می تواند کمکی باشد به سینماگران که برای پیشبرد پروژه های مشارکتی خویش با این دو چهره به گفتگو بنشینند.

در این بین مهمترین گفتگو میان ربیعی وزیر کار و کمال تبریزی صورت خواهد گرفت چراکه این کارگردان هفته قبل در گفتگویی گلایه کرده بود که یک ماه است می خواهد وزیر کار را ببیند و این اتفاق نمی افتد. احتمالا حین این سفر گفتگویی کامل میان تبریزی و این وزیر که نسبت خویشاوندی با مدیر سابق مرکز گسترش دارد صورت می پذیرد.

آثار معنوی سفر را خودشان می دانند و آثار مدیریتی را زمان مشخص می کند

درباره آثار معنوی این سفر بر حال مسافرانش بیش از هر کس دیگر خودشان هستند که قضاوت خواهند کرد اما دربار آثار این سفر در چینش حلقه مدیریتی سینما، ورود چهره های تازه نفس به حیطه سرمایه گذاری و پیشبرد پروژه های مشارکتی، گذشت زمان است که ما را به جواب می رساند.

… و فهرست شماری از حاضران در این سفر

وزیر کار: علی ربیعی

عضو شورای شهر: احمد مسجد جامعی

مدیران: سیدهادی منبتی– مجید رضابالا- علیرضا رضاداد- سعید رشتیان- حبیب ایل بیگی – محمدرضا جعفری جلوه – علیرضا تابش – عبدا.. اسفندیاری- امیر اسفندیاری-  فرید فرخنده کیش- پرویز کرمی-  محمدمهدی حیدریان- محمد حسین حقیقی- سیدعلی احمدی- ناصر عنصری- مرتضی رزاق کریمی

تهیه کنندگان: منوچهر محمدی-جواد نوروزبیگی-محمد پیرهادی- تقی علیقلی زاده- ایرج تقی پور- غلامرضا موسوی- علی آشتیانی پور

کارگردانان: مجید مجیدی –سیدرضا میرکریمی- محمدمهدی عسگرپور- مجتبی راعی- عبدالحسن برزیده -کمال تبریزی- جمال شورجه- محمدعلی باشه آهنگر- احمدرضا معتمدی- حمید نعمت ا..- سید روح ا.. حجازی- هادی مقدم دوست- دانش اقباشاوی- روح ا.. سهرابی- احمد مرادپور- مرجان اشرفی زاده

بازیگران: فاطمه گودرزی- حسین یاری- اصغر همت- افسر اسدی-علی دهکردی-گیتی معینی

نویسنده: حبیب احمدزاده

تدوینگر: محمدرضا موئینی

صدابردار: محمدرضا دلپاک

مننقد و خبرنگار: سعید قطبی زاده-مسعود نجفی

مجری: محمود گبرلو

مدیر تولید: محمد صادق آذین

جلوه های ویژه: محمد روزبهانی

عکاس: حافظ احمدی

بدلکار: علیرضا فتحی

 




کمال تبریزی: دسترسی به احمدی‌نژاد خیلی راحت بود/یک ماه است می‌خواهیم وزیر کار را ببینیم و ما را به این و آن پاس میدهند

سینماژورنال: کمال تبریزی کارگردانی که این روزها کمدی “پاداش” را روی پرده دارد از جمله چهره هایی است که معمولا مرور اظهارنظراتش جالب است.

به گزارش سینماژورنال شاید دلیل اصلی این امر آن باشد که او فارغ از تعلقات سیاسی خودش همواره سعی می کند صراحتی آمیخته با طنز را چاشنی گفته هایش کند.

مرور تازه ترین گفتگوی این کارگردان نیز جذابیت برانگیز است بخصوص که وی به صراحت درباره بد و خوب آدمهای مختلف عرصه سیاست سالهای اخیر صحبت کرده است.

نمی خواهند قبول کنند جامعه در حال عوض شدن است

تبریزی با اشاره به اینکه فیلمنامه ای دارد با عنوان “رستگاری جهان” که مضمونی درباره هرج و مرج جامعه پیرامونی دارد به “تماشاگران امروز” می گوید: دلایل تقابل سینما با ممیزی آن است که سینما می خواهد واقعیت جامعه را نشان دهد و ممیزی اینها را نمی خواهد. متاسفانه مسئولان هم نمی خواهند قبول کنند جامعه در حال عوض شدن است.

من رییس جمهور را نمی بینیم که بخواهم گوشزد کنم

کمال تبریزی در چرایی این وضعیت و اینکه هنرمندان منتظر بودند با آمدن حسن روحانی فضا شود اما هنوز این اتفاق نیفتاده و آیا او قصد ندارد در این باره با رییس جمهوری صحبت کند بیان می دارد: من آقای روحانی را نمی بینم که بخواهم در این باره نکته ای را گوشزد کنم ولی اگر احمدی نژاد بود حتما می گفتم.

دسترسی به احمدی نژاد خیلی راحت بود

وی در توجیه این مساله ادامه می دهد: به آقای روحانی دسترسی نداریم اما آقای احمدی نژاد را خیلی راحت پیدا می کردیم. دسترسی به احمدی نژاد خیلی راحت بود و این یکی از ویژگهای مثبت وی بود.

الان یک ماه است که من و رضا کیانیان می خواهیم وزیر کار دولت یازدهم را ببینیم…

تبریزی با اشاره به دیداری که برای حل مشکلات فیلم “پاداش” با محمود احمدی نژاد داشته است می افزاید: برای نمایش “پاداش” خیلی راحت با دفتر احمدی نژاد یک تماس گرفتیم و گفتند فردا بیایید. الان یک ماه است که من و رضا کیانیان می خواهیم وزیر کار دولت یازدهم را ببینیم و نمی شود.

خدا همه چیز را به یک آدم نمی دهد؛ معایب و محاسن با هم است

کارگردان “مارمولک”، “لیلی با من است” و “طبقه حساس” درباره دلیل دیدار با وزیر کار بیان می دارد: یک پروتکل بین وزارت کار و خانه سینما برای ساخت فیلم امضاء کرده ایم و یک ماه است بخاطر همین موضوع می خواهیم ایشان را ببینیم، ما را به این و آن پاس می دهند. این تازه وزیرش است، خودش که هیچ. متاسفانه خدا همه چیز را به یک آدم نمی دهد؛ محاسن و معایب با هم است.




کنایه جعفری جوزانی به انتخابات خانه سینما: قدرت چه در دست “فتح‌الله خان” باشد و چه “امرالله خان” غلط است!

سینماژورنال: مسعود جعفری جوزانی کارگردان سینما که کمدی-سیاسی “ایران برگر” را در اکران نوروزی روی پرده داشت و البته فیلمش خیلی خوب هم فروخت در تازه ترین اظهاراتش طعنه هایی زده است به سیاسی بازی در خانه سینما.

به گزارش سینماژورنال جوزانی با اشاره به انتخابات خانه سینما و به دنبال آن انتخاب رضا میرکریمی به عنوان مدیرعامل این نهاد به “باشگاه خبرنگان جوان” گفت: خوشحالم که میرکریمی این سمت را پذیرفته، چون احساس می‌کنم شخص محترمی است. اما اگر بتواند از جریان‌های سیاسی محفلی خانه سینما فاصله بگیرد می‌تواند کار کند.

شاکله خانه سینما تغییر نکرده
جوزانی ادامه داد: چیزی که از نظر سیاسی احساس می‌شود این است که شاکله خانه سینما و کسانی که قدرت را در دست دارند تغییرات ماهوی نکرده است؛ یک جناح از دولت خلع شده و جناح دیگر متصدی این بخش شده‌اند و همچنان لابی‌ها پابرجاست.

قدرت چه در دست فتح‌الله خان باشد و چه امرالله خان، غلط است
وی اظهار داشت: قدرت چه در دست فتح‌الله خان باشد و چه امرالله خان، غلط است. ما امیدوار بودیم که یک نگاه جمع شمول به کسانی که زحمت‌کش سینما هستند، متوجه شود. چون اکثریت آن‌ها آنقدر مشکل دارند که از درد و دلشان یک کتاب می‌توان نوشت.

به مشکلات اهالی سینما و مسائل صنفی بپردازید
جوزانی خطاب به مدیران خانه سینما بیان کرد: امیدوارم به دنبال انداختن عکس یادگاری با کسانی که فقط به‌دنبال جمع کردن رای مردم هستند، نباشید. به مشکلات اهالی سینما و مسائل صنفی بپردازید و در عمل نشان دهید که متفاوت هستید.

تغییر در این حد بوده که خانه سینما از تعطیلی به بازگشایی رسیده
وی با انتقاد از اداره خانه سینما به روش قبل گفت: تابه‌حال که تغییری ندیدیم. تغییر در این حد بوده که خانه سینما از تعطیلی به بازگشایی رسیده و کسانی که در این دعوا شرکت داشتند، به‌عنوان فاتحان دولت جدید آنجا را به دست گرفتند.‌‌ همان‌طور که در دوره قبل روش{برخورد با خانه سینما} غلط بود در این دوره هم نادرست است. سینما متعلق به شخص و گروه خاصی نیست. بلکه متعلق به خانواده و اهالی سینما است.

جوزانی تصریح کرد: تا زمانی که این دوگانگی در سطح کلان برچیده نشود و تغییرات ماهوی در شورای صنوف اجرا نشود هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.




رضا میرکریمی مدیرعامل خانه سینما شد/پیوند قوی‌ترخانه سینما با شهرداری تهران+دلجویی از کانون کارگردانان

سینماژورنال: اعلام نام رضا میرکریمی به عنوان مدیرعامل جدید خانه سینما یقینا برای طرفداران سینمایی حسن روحانی غیرمنتظره بوده است.

به گزارش سینماژورنال این انتخاب را می توان کاملا در راستای سیاستهایی دانست که حلقه مرکزی خانه سینما را در جهت همراهی با نزدیکان شهردار تهران می چیند.

رضا میرکریمی فارغ از آن که همواره به عنوان مشاور نزدیک رییس فعلی سازمان سینمایی شناخته می شود از جمله چهره هایی است که همواره رابطه ای نزدیک با مدیران فرهنگی شهرداری تهران داشته است.

نزدیکی بیشتر به شهرداری+دلجویی از کانون کارگردانان

اینکه این کارگردان نزدیک به شهردار تهران به مدیرعاملی خانه سینما می رسد اصلی ترین پیامش این است که در رقابتهای انتخاباتی آتی احتمالا خانه سینما نقشی پررنگ در حمایت از کاندیداتوری چهره ای چون قالیباف خواهد داشت.

اگر به فهرست فعالیتهای سینمایی سازمان فرهنگی هنری شهرداری نگاهی بیندازیم نیز  بیش از هر چیز این نکته هویدا خواهد شد که این سازمان رابطه نزدیکی با سران حلقه مرکزی خانه سینما داشته است.

حالا و با قرارگیری میرکریمی در رأس خانه سینما از یک طرف این پیوند به مراتب قوی تر خواهد شد و از طرف دیگر دلجویی خواهد شد از کانون کارگردانان که نماینده اش در انتخابات اخیر هیات مدیره خانه سینما رأی نیاورده بود.

آیا با آمدن میرکریمی بدنه صنوف اوضاع بهتری را تجربه خواهند کرد؟

اما این رفت و آمدهای سیاسی را که کنار بگذاریم اگر بخواهیم براساس تمرکز بر شالوده اهداف خانه سینما که توجه به فعالیتهای صنفی است بسنجیم انتخاب میرکریمی نمی تواند نشانگر تحولات تازه و رفتارهای نوینی در توجه به بدنه صنوف باشد.

میرکریمی جزو نزدیکان محمدمهدی عسکرپور مدیرعامل سالیان قبل خانه سینماست و در نتیجه یک دلیل انتخاب او می تواند این باشد که مدیرعامل قبلی خانه سینما علیرغم عدم حضور در این جایگاه همچنان ترجیح میدهد معادلات خانه سینما را با حضور افراد نزدیک به خود بچیند و البته این چینشها هم احتمالا در امتداد سیاستهایی خواهد بود که در سالهای گذشته در خانه سینما رواج داشته است.




چرا فرهاد اصلانی مدیرعامل خانه سینما نشود؟

سینماژورنال/حـــامد مظفـــری: در فضای سیاست زده ای که در آن زندگی می‌کنیم یافتن چهره های هنری که مستقل رفتار کرده و مستقل سخنان خویش را به زبان آورند کار دشواری شده است.

بده بستانهای اقتصادی که میان بخشی از جامعه هنری ما و جناحهای سیاسی وجود دارد از یک سو و جهل بخشهایی از بدنه جامعه هنری نسبت به اغراض سیاسی‌بازان باعث شده اغلب هنرمندان ما در گفتگوهای خویش حتی آشکارترین واقعیات را هم نادیده گرفته و از کنارش به سادگی رد شوند مبادا به فلان گروه سیاسی بربخورد یا به بهمان گروه سیاسی باج داده شود.

در این اوضاع اینکه بازیگری توانمند به نام فرهاد اصلانی داریم که تا حد ممکن سعی میکند گفتار خویش را از کانال منطق و نه آلودگی به جریانات سیاسی عبور دهد جای خوشحالی دارد.

در نقد فرقی میان میرکریمی و طالبی نیست

فرهاد اصلانی در تازه ترین گفتگویش نیز سعی کرده بی آلودگی به سیاسی بازی نظر شخصی خود را درباره اتفاقات سینمایی سالهای اخیر بیان کند.

شاید برای همین باشد که در گفته های وی هم نقد رضا میرکریمی وجود دارد و هم انتقاد از محمدرضا عباسیان. هم دلایلش برای بازی نکردن در “قلاده های طلا” منطقی به نظر می رسد و هم عقیده اش درباره رعب و وحشتی که سخنان حاتمی کیا بر جشنواره سی و دوم پدید آورد.

البته که اصلانی آن قدر استقلال دارد که وقتی دلیل اش درباره بازی نکردن در فیلم ابوالقاسم طالبی که مساعد نبودن زمینه برای تولید فیلمها با زاویه دیدهای مختلف درباره یک اتفاق است را بیان می کند بلحاظ شخصیتی طالبی را زیر سوال نمی برد و او را انسانی شریف قلمداد می کند.

اصلانی همان قدر که به انتقاد از افراطیونی می پردازد که باعث از پرده پایین کشیده شدن “خصوصی” شدند همان قدر هم از رییس سازمان سینمایی سابق بواسطه تحمل فشارها به نیکی یاد می کند.

اصلانی همان قدر که از بازار رانتی فیلمهای برآمده از مدیریت سابق که جشنواره سی و یکم را اشغال کرده بودند گلایه می کند همان قدر هم از مدیریت فعلی بخاطر عدم ایستادگی بر مجوزهایی که می دهد گله دارد.

فرهاد اصلانی
فرهاد اصلانی

الگویی برای آنها که از انحصاری شدن مسیر پیشرفت می نالند

خوشحالیم که در سینمای ایران هنوز هم چهره های ارزنده ای هستند چون فرهاد اصلانی که با آزادگی و مستقل سخن می گویند. فرهاد اصلانی می تواند الگویی باشد برای بسیاری از جوانان و نوجوانان ما که مرتب از منحصر شدن راه پیشرفت در وابستگی به این و آن می نالند!

فرهاد اصلانی نمونه ای است که روی پای خود ایستاده و بالا آمده! او به کسی باج نمی دهد و انتظاری هم ندارد که کسی برایش نوشابه باز کند. اصلانی نه به “آقای شین” طعنه می زند و نه برای “آقای الف” خوش رقصی می کند.

او واقعیت را با حداقل سانسور به گوش مخاطب می رساند و به نظر می رسد برای سینمایی که در همه سالهای حیاتش از سیاسی بازی لطمه دیده همین واقعیت گرایی و پرهیز از غلتیدن به دامن جناحهاست که کارآمد خواهد بود.

این پیشنهاد را فانتزی فرض نکنید

تنها نهاد صنفی سینمای ایران برای حل مشکلاتی که در همه این سالها بواسطه سیاسی کاری هیات رییسه اش رخ داده چاره ای ندارد جز پای بندی به اصولی که اصلانی و اصلانی‌ها به آن پای بندند.

یک پیشنهاد می تواند این باشد بجای آن چند نام تکراری که در هفته اخیر درباره مدیرعاملی شان بر خانه سینما شایعه پراکنی شد یک بار هم از چهره ای مستقل مثل فرهاد اصلانی برای مدیریت برای این نهاد صنفی استفاده شود.

البته که چنین پیشنهادی برای اذهان درگیر در سنتهای هزاران بار تکرار شده به مانند تماشای سری فیلمهای “هری پاتر” یا “ارباب حلقه ها” کاملا فانتزی و برآمده از تخیل به نظر می رسد اما آزمودن رویایی تجربه نشده و در تئوری، منطقی، به مراتب سودمندتر از تجربه متدی است که ده ها بار پیموده شده و در عمل به بن بست رسیده است.




انتخاب ابراهیم مختاری به عنوان رییس هیأت مدیره خانه سینما/رضاداد به مدیرعاملی نزدیکتر شد

سینماژورنال: اعضای سیزدهمین دوره  هیات مدیره خانه سینما در دومین نشست خود در صبح روز دوشنبه هجدهم اسفندماه پس از گفتگو و تبادل نظر به اتفاق آرا  ابراهیم مختاری را به عنوان رئیس هیات مدیره معرفی کردند.

محمدرضا موئینی به عنوان نایب رئیس، آتیلا پسیانی به عنوان سخنگو و کامران ملکی نیز به عنوان دبیر هیات مدیره خانه سینما انتخاب شدند.

این نشست با حضور همه اعضای هیات مدیره و بازرس خانه سینما و با دعوت از اعضای علی البدل جهت شرکت در جلسه برگزار شد.

طیف مقابل عسکرپور

به گزارش سینماژورنال انتخاب ابراهیم مختاری به عنوان رییس هیات مدیره از آن جهت اهمیت دارد که وی از طیف نزدیک به فرهاد توحیدی به شمار می‌رود.

طیفی که در نقطه مقابل طیف عسکرپور قرار دارد و همین طیف بوده که در روزهای اخیر رایزنیهایی را برای حضور علیرضا رضاداد به عنوان مدیرعامل خانه سینما انجام داده اند.

و حالا رضاداد وارد می شود….

به نظر می رسد با حضور ابراهیم مختاری به عنوان رییس هیات مدیره همه چیز در جهت حضور دبیر جشنواره فیلم فجر به عنوان رییس خانه سینما پیش برود بخصوص که محمدرضا موئینی هم در طیف نزدیک به توحیدی قرار دارد.

طبیعی است که سازمان سینمایی هم از حضور یکی از مدیران زیرمجموعه خود به عنوان مدیرعامل پرحاشیه ترین نهاد صنفی کشور استقبال خواهد کرد.

با این اوصاف همین روزهاست که علیرضا رضاداد دبیر 55 ساله جشنواره فیلم فجر و تهیه کننده پروژه صدمیلیاردی “محمد(ص)” مجیدی به عنوان مدیرعامل خانه سینما معرفی شود.




مدیر، مدیر می‌ماند یا دبیر، مدیر می‌شود؟

سینماژورنال/محمدصادق عابدینی: انتخابات هيئت‌مديره خانه سينما كه شامگاه روز 11 اسفند برگزار شد، مي‌تواند باب جديدي را در تاريخ فعاليت‌هاي صنفي سينماگران باز كند.

انتخاباتي كه در آن دو صنف قدرتمند از حضور در هيئت‌مديره محروم شدند و در موضع‌گيري‌هاي غيررسمي خود، هيئت‌مديره جديد را ضعيف و ناتوان عنوان مي‌كنند.

حال با شروع مهلت 45 روزه هيئت‌مديره جديد براي انتخاب رئيس و نايب‌رئيس خانه سينما، تكليف مدير عامل اين نهاد صنفي نيز به زودي مشخص خواهد شد.

انتخاباتی با شکست کارگردانان و تهیه کنندگان
انتخابات روز 11 اسفند در حالي برگزار شد كه ابوالحسن داودي به عنوان نماينده صنف كارگردانان سينما و عليرضا داودنژاد نماينده صنف تهيه‌كنندگان سينما، با رأي‌هاي بسيار پايين‌تر از حد تصور از حضور در هيئت‌مديره خانه سينما باز ماندند.

با توجه به اينكه تهيه‌كنندگان و كارگردانان سينما به دليل اينكه بيش از ساير صنوف در معرض توجه رسانه‌ها هستند و از حقوق مالي و معنوي سينما بيش از سايرين بهره مي‌برند، اين گمان وجود دارد كه نبود آنها بر آينده خانه سينما تأثيرگذار باشد.

برخي از رسانه‌ها نيز با اشاره به سابقه فعاليت‌هاي صنفي داودي و داودنژاد عدم‌رأي آوردن آنها را تعجب‌بر‌انگيز عنوان مي‌كنند؟ آيا اين عدم‌رأي‌گيري را بايد به دليل آزادي برگرفته از دموكراسي دانست يا اينكه قرار است اين هيئت‌مديره، تصميماتي را بگيرند كه حضور كارگردانان و تهيه‌كنندگان مانعي براي انجام آنها باشد؟!

مهم‌ترين تصميمي كه هيئت‌مديره خواهد گرفت انتخاب مدير عامل خواهد بود؛ مدير عاملي كه از هم‌اكنون نام برخي از افراد صاحب نفوذ سينما براي تصدي آن به گوش مي‌رسد.

  مدير، مدير مي‌ماند؟!
محمدمهدي عسكرپور مدير عامل فعلي خانه سينما كسي است كه در دوره گذشته رياست سازمان سينمايي براي اينكه خانه سينما منحل نشود با خيلي‌ها در افتاد و از اساسنامه نيم‌بند و پرايراد خانه سينما دفاع كرد و در مقابل رئيس وقت سازمان سينماي ايستاد.

جواد شمقدري نمايندگان جديدي براي صنوف اعلام و زمينه را براي ايجاد خانه سينما2 ايجاد كرده بود اما با پايان گرفتن عمر دولت دهم، با همكاري عسكرپور و توحيدي سرپا شد و از ابتدا بناي كار را به همكاري با سازمان سينمايي گذاشت.

حجت‌الله ايوبي نيز در تعامل كامل با خانه سينما، اولين جلسه مطبوعاتي خود را در سالن سيف‌الله داد خانه سينما برگزار كرد. عسكرپور در اين مدت بار‌ها بر عدم‌تمايل خود به باقي ماندن در پست مدير عاملي تأكيد كرده است.

آخرين اظهارنظر وي درباره نماندن در اين پست نيز بعد از انتخابات 11 اسفند بود. با وجود اينكه عسكرپور خود را بي‌ميل به ماندن عنوان مي‌كند، يكي از كساني كه هنوز نامش براي مدير عاملي شنيده مي‌شود، شخص مدير فعلي است.

   دبير، مدير مي‌شود؟!
عليرضا رضاداد، گزينه‌اي است كه گفته مي‌شود از سوي سازمان سينمايي براي تصدي مدير عاملي خانه سينما در نظر گرفته شده است. با آنكه خانه سينما مجمعي صنفي و غيردولتي به‌شمار مي‌رود اما روابط سينمايي و مقبوليت رضاداد را نمي‌توان ناديده گرفت. رضاداد ركورددار دبيري جشنواره فيلم فجر پس از سيدمحمد بهشتي است. وي بعد از مدتي دوري از دبيري جشنواره از سوي ايوبي مسئوليت دبيري جشنواره را برعهده گرفت و امسال دومين سال پياپي بود كه اجراي جشنواره فيلم فجر را در دست داشت.

مديريتي كه با اعتراض شديد عبدالرضا كاهاني روبه‌رو شد و كارگردان «استراحت مطلق» رضاداد را متهم به فريبكاري كرد. رضاداد مدير مقتدري در سينما به‌شمار مي‌رود؛ كسي كه گفته مي‌شود حتي گزينه رياست بر سازمان سينمايي نيز مي‌تواند باشد! احتمال مديرعاملي رضاداد يكي از دلايلي است كه منتقدان انتخابات 11 اسفند براي ضعيف خواندن هيئت‌مديره عنوان مي‌كنند. به اعتقاد منتقدان اين هيئت‌مديره مي‌خواهد نقش جاده صاف‌كن و بله قربان‌گو را در مقابل رئيس مقتدر سينما ايفا كند.




فرهاد توحیدی: باید کاری کرد که دولت نتواند خانه سینما را منحل کند/عسکرپور تمایلی به مدیرعاملی ندارد!

سینماژورنال: فرهاد توحیدی از جمله سران خانه سینماست که در همه روزهای تعطیلی این نهاد و سپس راه اندازی آن کاملا همسو با محمدمهدی عسکرپور پیش می رفت.

توحیدی در تازه ترین گفتگویش که با فرانک آرتا در “شرق” انجام شده نکاتی را درباره وضعیت انتخابات هیات مدیره جدید خانه سینما بیان کرده و البته این انتخابات را مطلوب ارزیابی کرده است.

به گزارش سینماژورنال توحیدی می گوید:«من نتیجه انتخابات خانه سینما را مطلوب ارزیابی و تصور می‌کنم اگر مدیرعامل شایسته‌ای انتخاب شود، به‌نفع جامعه اصناف خانه سینما عمل خواهد کرد.»

تمام انتخاب شدگان شایستگی دارند

او در برابر این پرسش که برخی‌ها شایستگی‌های افراد انتخاب‌شده را زیر سوال بردند، توضیح داد: «هریک از این عزیزان که انتخاب شده‌اند، هم به‌لحاظ صنفی و هم از نقطه‌نظر هنری شایستگی دارند و همچنین جزو بهترین‌های صنف خودشان هستند. مثلا تا امروز کسی را می‌شناسید همچون ابراهیم مختاری که مقالات و یادداشت‌های عالمانه‌ای درباره ضرورت وجودی صنف نوشته باشد. قطعا کمتر کسی پیدا می‌شود که اینگونه دغدغه‌های خود را بیان کند. همین‌طور آقایان مویینی و پسیانی که هرکدام زحمات زیادی برای صنف خودشان کشیده‌اند.»

من عضو ساده خانه سینما هستم

توحیدی در ادامه افزود: «البته به نظرم میان ٢١نامزد معرفی‌شده در مجمع‌عمومی، اگر افراد دیگری انتخاب می‌شدند، باز هم شایستگی لازم را داشتند. چون بنده به‌عنوان عضو ساده خانه سینما معتقدم قطع‌نظر از اینکه ما هرکدام نسبت به اصناف چه احساسی داریم، باید بپذیریم که مجمع‌عمومی فصل‌الخطاب است و باید به نظر جمع احترام بگذاریم.»

شورش بردگان در خانه سینما؟

به گزارش سینماژورنال رییس قبلی هیات‌مدیره خانه سینما درباره این تعبیر که برخی از نتیجه این انتخابات به عنوان «شورش‌بردگان» یاد کردند، گفت: «از نظر من تعبیر زننده‌ای است. برخی با بیان این جملات، نگاهی متفرعنانه و از بالا دارند که اصلا درست نیست. همه می‌دانیم که سینما کاری جمعی است و کسی بر دیگری برتری ندارد. آن هم در سینمای ایران که فاصله‌ها فوق‌العاده اندک است.»

صنف خانه سینما در وزارت کار به ثبت برسد که دولت نتواند آن را منحل کند

توحیدی در پاسخ به این پرسش که یکی از دغدغه‌های هیات‌مدیره پیشین خانه، ثبت قانونی اصناف خانه سینما در وزارت کار و نه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود و آیا به نظر شما هیات‌مدیره جدید این مساله را پیگیری خواهد کرد، اظهار کرد: «دوستانی همچون محمدرضا مویینی که در ترکیب فعلی هم حضور دارند، پروژه ثبت قانونی را همچنان طی می‌کنند. چون این مساله دغدغه‌ها همه آنهاست و فکر نمی‌کنم از این نظر با هیات‌مدیره قبلی دچار زاویه شوند. چون همان‌طور که می‌دانید ثبت اصناف خانه سینما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز به معرفی مدیرمسوول و هیات موسس دایمی دارد که اصلا مناسب اصناف نیست. درحالی که صنف باید در وزارت کار به ثبت برسد که درآن صورت دولت قانونا نمی‌تواند آن را منحل کند و از آنجا که مومن از یک‌جا، دو بار گزیده نمی‌شود، دوستان این مساله را مدنظر دارند. آن‌چه مسلم است اینکه خرد جمعی و کار صنفی منسجم در خانه سینما کارگشا خواهد بود.»

عسکرپور تمایلی به مدیرعاملی ندارد

به گزارش سینماژورنال وی همچنین درباره ابقای محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل قبلی خانه سینما، عنوان کرد: «آقای عسگرپور استعفا کرده‌اند. منتها از آنجا که اسامی مدیرعامل و رییس هیات‌مدیره جدید خانه سینما باید از طریق آگهی رسمی در روزنامه‌ها اعلام و بعد امضای هردو به بانک اعلام شود، به زمان نیاز است و از آن‌جا که نباید کار خانه سینما معلق بماند، آقای عسگرپور تا زمان انتخاب مدیرعامل جدید به کارشان ادامه می‌دهند، وگرنه ایشان تمایلی به ادامه حضور در پست مدیرعاملی ندارند.»




آناهید آباد: امنیت شغلی کارگر فصلی شیلات بهتر از کل سینماست!/از سال 70 عضو خانه سینما هستم اما هنوز بیمه نشده‌ام!/هیات مدیره جدید برای حل مشکلات صنفی پیشقدم باشد

سینماژورنال: آناهید آباد از جمله چهره های باسابقه سینمای ایران است.

چهره ای که در نزدیک به سه دهه فعالیت در سینما به عنوان دستیار کارگردان در کنار اغلب چهره های مطرح سینما از بیضایی گرفته تا داوودنژاد و واروژ کریم‌مسیحی فعالیت داشته است.

آباد که در مجمع عمومی خانه سینما به عنوان نماینده صنف دستیاران کارگردانان کاندیدای انتخابات شد از راهیابی به هیات مدیره خانه سینما بازماند اما نکته جالب شعارهای انتخاباتی این چهره بود که کنجکاومان کرد به سراغش رفته و درباره نقش انتخابات در آینده خانه سینما از او بپرسیم.

شعار انتخاباتی آناهید آباد این بود: تلاش در جهت امنیت شغلی، راه اندازی صندوق بیکاری، اعطای حقوق بازنشستگی و ارائه تسهیلات کافی برای خدمات درمانی.

خانه سینما در جهت نهادینه شدن فعالیتهای صنفی حرکت کند

آناهید آباد درباره اینکه هیات مدیره جدید را چطور ارزیابی می کند به سینماژورنال گفت: فعالیتهای خانه سینما باید مستقل از هیات مدیره پیش برود آن هم در جهت نهادینه شدن فعالیتهای صنفی سینمایی.

وی ادامه داد: خانه سینما زیرساختی دارد که نتیجه انتخابات قطعا اختلالی در روند فرآیند صنفی آن ایجاد نخواهد کرد. زیرساخت خانه سینما تلاش در جهت بهبود اوضاع صنفی است و هیات مدیره جدید هم باید در همین جهت حرکت کند.

هنوز که هنوز است حرفه سینما، کُد مشاغل ندارد

اینکه آباد می گوید فعالیت خانه سینما مستقل از تغییر هیات مدیره پیش خواهد رفت این پرسش را فرارو می گذارد که با این حساب اصلا چه نیاز به برگزاری انتخابات است. آباد در پاسخ به این پرسش به سینماژورنال گفت: منظورم این است که اهداف صنفی خانه سینما اهدافی مشخص است که هر هیات مدیره ای که می آید می بایست در جهت نیل به این اهداف حرکت کند. هیات مدیره جدید هم باید در حل مشکلات صنفی خانه سینما پیشقدم شود.

دستیار کارگردان “مصائب شیرین” در توصیف مشکلات صنفی اعضای خانه سینما بیان داشت: هنوز که هنوز است حرفه سینما، کُد مشاغل ندارد و حالا حساب کنید که چقدر فاصله داریم تا تبدیل شدن به نهاد صنفی ایده‌آل. شخصا آرزویم است که روزی حرفه سینما نیز در دایره مشاغل دارای کد شود و این آرزو محقق نمی شود مگر از طریق فعالیت صنفی مستمر.

امنیت شغلی یک کارگر فصلی شیلات بهتر از کل سینماست

وی ادامه داد: خانه سینما باید یک مسیر طولانی طی کند تا به یک صنف قوی بدل شود. راحتتان کنم الان امنیت شغلی و معیشتی یک کارگر شیلات به مراتب بهتر از کل خانه سینما و حتی کل سینماست. آن هم نه کارگر رسمی شیلات که کارگر فصلی آن.

دولتمردان به سینما افتخار میکنند اما هنوز مشکلات بیمه ای سینماگران حل نشده

آباد خاطرنشان ساخت: در تمامی دولتها همواره افتخارات سینما باعث افتخار دولتمردان می شود و البته که در اسکاری که سینمای ایران گرفت نیز بسیاری شریک شدند اما اعضای تنها نهاد صنفی همین سینما که نهایتا 5 هزار عضو دارد هنوز مشکلات ابتدایی بیمه اعضا حل نشده است.

آناهید آباد در برابر پرویز پرستویی
آناهید آباد در برابر پرویز پرستویی

از سال 70 عضو خانه سینما هستم اما هنوز بیمه نشده ام!

مدیر تولید “خیابانهای آرام” با اشاره به اینکه خودش از اوایل دهه هفتاد عضو خانه سینماست اما هنوز بیمه تامین اجتماعی ندارد بیان داشت: از همان سالهای ابتدایی دهه 70 عضو خانه سینما بوده اما به خاطر محدودیتی که در بیمه سالانه اعضا وجود داشت هر سال جای خودم را به دیگران می دادم و هنوز هم بیمه تامین اجتماعی نیستم. البته مانند من هم در خانه سینما کم نیستند.

وی افزود: برای همین فکر میکنم اولین کاری که هیات مدیره جدید باید پیگیری کند همین تلاش برای دریافت تسهیلات بیمه برای اعضای خانه سینماست. در کنار آن مساله بیمه تکمیلی هم واقعا باید به سازوکار منسجمی برسد.

آباد تاکید کرد: الان نیروهای پاره وقت شرکتهای خصوصی هم خیلی راحت از تسهیلات بیمه تکمیلی استفاده می کنند اما سینماگران برای این موضوع هنوز مشکل دارند.

اگر اصغر فرهادی هم از پروژه ای اخراج شود دستش به جایی بند نیست

این سینماگر باسابقه خاطرنشان ساخت: الان اگر یک کارگر ساده به استخدام جایی درآید و بعد از گذشت 92 روز بخواهند او را اخراج کنند قانون از او حمایت خواهد کرد اما در سینمای ما اگر اصغر فرهادی هم از پروژه ای اخراج شود دستش به جایی بند نیست. دلیل این مساله هم مشکلات حقوقی است که در مسیر کددار شدن حرفه سینما وجود دارد.

باید فارغ از دیدگاههای سیاسی کار صنفی را پیگیری کنیم

آباد با اشاره به اینکه درگیری در سیاست و وابستگی به جناحهای سیاسی آفت کار صنفی است به سینماژورنال گفت: هر کدام از ما به عنوان یک شهروند مستقل آرای سیاسی خودمان را داریم اما وقتی بناست درگیر یک کار صنفی شویم بهتر است آرای سیاسی را کنار گذاشته و مستقلا حرکت کنیم. یک پدر هم ممکن است به یک حزب سیاسی تعلق خاطر داشته باشد اما آیا این پدر می تواند وقتی وارد خانه می شود به فرزندی که مخالف خودش فکر می کند کم توجهی کند مطمئنا نه. آنها که وارد هیات مدیره خانه سینما میشوند هم باید تلاش کنند فارغ از نگاههای سیاسی به اعضای صنوف نگاه کنند.