احمد احمدی: کانون ایران نوین فقط شریک تولید “رد کارپت” بود/برایم مهم است که شرافتمندانه و مستقل فیلم تهیه کنم و نه با استفاده از سرمایه‌های عمومی مملکت!/شاید با عطاران یک ملودرام جدی تولید کردیم

سینماژورنال: احمد احمدی وقتی پس از سالها فعالیت به عنوان عکاس و مدیر فیلمبرداری سراغ تهیه کنندگی آمد فیلمی را تولید کرد به نام “رد کارپت” که یک رکورد جالب در سینمای ایران به جا گذاشت.

به گزارش سینماژورنال این رکورد عبارت بود از فروش بالا و میلیاردی شدن فیلم در اکران ماه رمضان که در تمام این سالها اغلب تهیه کنندگان از انتخاب این زمان برای ارائه محصول خود واهمه داشته اند.

موفقیت “رد کارپت” در شبکه خانگی هم ادامه داشت و هرازگاه نیز حضورهای جشنواره ای این فیلم مانند حضورش در جشنواره تریپولی لبنان است که به وقوع می پیوندد.

احمد احمدی درباره وضعیت ادامه کارش بعد از “رد کارپت” به سینماژورنال می گوید: تاکنون از میان چندین طرح و فیلمنامه سینمایی ارائه شده هیچ یک را مناسب تهیه ندانستم و تا زمانی که به فیلمنامه دلخواه خود دست پیدا نکنم، ضرورتی نمی بینم که فیلمی تهیه کنم.

“حالم خوبه” یک کمدی با پروداکشن وسیعتر است

این تهیه کننده که اخیرا فیلمنامه ای به نام “حالم خوبه” را در بانک فیلمنامه خانه سینما ثبت کرده است درباره درونمایه این کار بیان می دارد: “حالم خوبه” یک کمدی است اما نه یک کمدی کم هزینه بلکه کمدی ای که باید با پروداکشن وسیعتر تولید شود با این حال تا زمانی که فیلمنامه کار کامل نشود نمی توان درباره تولید آن صحبت کرد.

فیلمنامه ای مناسب تولید است که هم منطبق با فضای جامعه باشد و هم پرداخت هنری داشته باشد

وی با اشاره به اینکه تجربه موفق “رد کارپت” سبب ساز ارائه فیلمنامه های فراوانی برای تولید به وی گردید به سینماژورنال بیان می دارد: تجربه تهیه کنندگی “رد کارپت” در کنار 20 سال فعالیت در عرصه های مختلف سینما آموخته های گرانبهایی برایم به همراه داشت. مهمترین آموخته هم اینکه فیلمنامه ای مناسب تولید است که در شرایط کنونی پتانسیل جذب مخاطب را داشته باشد یعنی هم از لحاظ سلامت فرهنگی منطبق با جامعه باشد و هم از لحاظ تکنیکی و پرداخت هنری آن.

تهیه کنندگی باید درآمدزا باشد

احمدی خاطرنشان می سازد: سینما یک صنعت است و تهیه کنندگی در این صنعت باید درآمدزا باشد اما نه به هر قیمت. شما به عنوان تهیه کننده بخش خصوصی باید بتوانید فیلمی را تهیه کنید که در گیشه سودی را نصیبتان کنید برای ادامه مسیر.

اگر فیلمنامه خوبی با لحن جدی پیدا کنم بدم نمی آید با عطاران یک کار جدی انجام دهم

این تهیه کننده درباره اینکه چقدر امکان دارد که در آینده باز هم با رضا عطاران کار کند به سینماژورنال می گوید: این مساله فقط و فقط بستگی دارد به فیلمنامه. اگر فیملنامه ای پیدا کنم که مطمئن باشم با حضور عطاران به بار می نشیند حتما باز هم تهیه کنندگی کار را قبول می کنم.

احمد احمدی درباره اینکه آیا امکان دارد با عطاران بجای کمدی یک ملودرام جدی تولید کند اظهار می دارد: چراکه نه. اگر فیلمنامه خوبی به دستم برسد که لحنی صریح و جدی داشته باشد بدم نمی آید یک کار جدی با عطاران انجام دهم و شاید این اتفاق رخ دهد.

زمان تولید “رد کارپت” هیچ کس اعتقادی به موفقیت آن نداشت جز عطاران

احمدی حدودا یک سال بعد از اکران “رد کارپت” در ماه رمضان درباره اینکه چقدر از فروش بالای فیلمش را مدیون تبلیغات وسیع شرکتی بود به نام “کانون ایران نوین” به سینماژورنال می گوید: اول بگویم که زمان تولید “رد کارپت” هیچ کس اعتقادی به موفقیت آن نداشت جز عطاران که حضورش موهبتی مغتنم بود؛ انسانی که سینمای ایران نیازمند بسیاری همچون اوست.

رد کارپت
رد کارپت

همه در موفقیت سهیم بودند از کنترلچی سینما گرفته تا پخش کننده

وی ادامه می دهد: در ماه مبارک رمضان با بلیط نیم بها در سخت ترین شرایط (فوتبال جام جهانی، والیبال و گرمای بالای 40 درجه) “رد کارپت” را اکران کردم به امید اینکه اکرانش بتواند چراغ سالنهای سینما را در آن ایام روشن نگه دارد که خوشبختانه به فروش چشمگیری دست یافت و من خشنود از اینکه انسانهای بسیاری توانستند در این موفقیت سهیم باشند،از کنترل چی سالنهای سینما تا عوامل فنی درگیر در تولید و البته پخش خوب شرکت فیلمیران و تبلیغات ایران نوین فیلم در این موفقیت شریک بودند.

“کانون ایران نوین” شریک تولید و مجری تبلیغات بود

احمد احمدی درباره حضور کانون ایران نوین در پروسه تولید “رد کارپت” به سینماژورنال می گوید: تهیه کننده “رد کارپت” من بودم و کانون ایران نوین بعد از تدوین فیلم به صورت شراکتی و با پرداخت نیمی از سرمایه تولید فیلم با ما شریک شد و البته که به عنوان مجری تبلیغات نیز به ما کمک کرد.

برایم مهم است که شرافتمندانه و مستقل فیلم تهیه کنم

احمد احمدی که سابقه مدیریت فیلمبرداری آثاری چون “پس کوچه های شمرون” و “نازنین” را دارد در پایان گفتگویش با سینماژورنال بیان می دارد: بزرگ شده این سینما هستم و عضو کوچکی از آن. پس برایم مهم است که شرافتمندانه و مستقل فیلم تهیه کنم نه با استفاده از سرمایه های عمومی مملکت. ضمن اینکه به موازات تولید قطعا به دلمشغولی همیشگی‌ام، مدیریت فیلمبرداری در سینما هم می اندیشم.




ممانعت از حضور رضا عطاران در برنامه “نود” به دلیل “ممنوع الپخش الزنده” بودن!!!

سینماژورنال: در سینما و تلویزیون واژه ای به نام ممنوع الکار با ممنوع التصویر برای چهره هایی استفاده میشود که به دلایل مختلف سیاسی-اجتماعی حاشیه ساز شده اند و برای همین پخش تصویر از آنها در تلویزیون یا ساخت فیلم با حضور آنها ممنوع است.

به گزارش سینماژورنال با این حال گویا یک واژه دیگر هم در دایره واژگان نظارتی صداوسیما وجود دارد و آن هم “ممنوع الپخش الزنده” است.

چهره ای که در فهرست “ممنوع الپخش الزنده” قرار می گیرد این اجازه را دارد که تصویرش روی آنتن برود اما فقط از طریق برنامه های تولیدی و نه برنامه هایی که بصورت زنده پخش می شوند.

رضا عطاران میتواند روی آنتن برود اما به صورت مُرده!!!

از جمله چهره هایی که در این فهرست قرار دارد رضا عطاران است؛ چنان که “تماشاگران امروز” گزارش داده این ممنوعیت از حضور در برنامه های زنده اخیرا هم گریبان عطاران را گرفته و هم گریبان عادل فردوسی پور را.

به گزارش سینماژورنال گویا فردوسی پور تمام هماهنگیهای لازم را برای حضور عطاران در آخرین برنامه سال 93 “نود” انجام داده بود اما در آخرین ساعات قبل از پخش به وی خبر میرسد که عطاران اجازه حضور در برنامه زنده را ندارد.

این مساله برای فردوسی پور که از دوستان قدیمی عطاران است به شدت ناراحت کننده بوده و وی نیز مراتب عذرخواهی خود را از عطاران انجام میدهد.

به دلیل استفاده از شلوار برای خنداندن

گویا دلیل ممنوعیت حضور عطاران در برنامه های زنده به حاشیه هایی بازمیگردد که دو سال قبل و بواسطه صحبتهایی که او درباره روشهای مرتبط با شلوار(!) برای خنداندن مردم استفاده کرده بود، ایجاد گشته بود!

آن صحبتها به هنگام برگزاری نشست مطبوعاتی “رد کارپت” در جشنواره سی و دوم فیلم فجر انجام شده بود اما انگار حاشیه های آن برای عطاران همچنان ادامه دارد.




رونمایی از کاراکترهای مشابه مهناز افشار در “نهنگ عنبر” و “دلم می‌خواد”؛ یک جا زنی بوالهوس و طمّاع و جای دیگر تیغ‌زنی که بجای پول، محصول فرهنگی عایدش می‌شود! /در هر دو فیلم، افشار عشقِ خارج دارد

سینماژورنال/حامد مظفری: مهناز افشار بازیگر زن سینمای ایران که در ماههای اخیر بواسطه ازدواج با فرزند محمدعلی رامین از مشاوران دولت احمدی‌نژاد در کانون توجه بوده است دو فیلم بلحاظ مضمونی متفاوت را آماده اکران دارد.

به گزارش سینماژورنال “نهنگ عنبر” و “دلم میخواد” عناوین این دو فیلم هستند که هر چند بلحاظ سوژه داستانی با یکدیگر متفاوتند اما مهناز افشار در هر دو فیلم کاراکترهایی شبیه به هم را بازی کرده است.

در “نهنگ عنبر” که سامان مقدم آن را ساخته است مهناز افشار در نقش زنی بوالهوس ظاهر شده است که هدفش از رابطه با مردان فقط و فقط تحقق تمنیات مادی است.

او که مورد توجه جوانی از طبقه میانه اجتماع قرار گرفته هرچند در ابتدا از علاقه به این جوان که نقش اش را رضا عطاران بازی می کند دم می زند اما دیری نمی گذرد که قرارگیریش در مسیر مردی که قصد اقامت در آمریکا را دارد باعث میشود قید اولی را زده و به آمریکا برود.

خنده دار اینجاست که زندگی در آمریکا هم چندان به مراد وی نمی‌چرخد چراکه همسرش آدمی است تندخو و بددهان که مدام او را کتک می زند و همین باعث میشود این زن آمریکا را رها کرده و به ایران بازگردد.

عشق به دندانپزشکی که شبیه فردین است

به گزارش سینماژورنال در بازگشت به ایران هم باز به سراغ جوانی که از همه بیشتر خاطرش را می خواهد می رود و آن جوان-یعنی همان رضا عطاران- دوباره او را زیر پر و بالش گرفته و به وی کمک می کند اما…

نهنگ عنبر
مهناز افشار و رضا عطاران در “نهنگ عنبر”/برای وضوح، کلیک چپ کنید

اما این زن بوالهوس در اولین فرصتی که پیدا میکند عاشق دندانپزشکی میشود که شبیه فردین است و باز دوباره با این دندانپزشک راهی آمریکا می شود.

البته که این سیکل مرتب برای این زن که مانند “ممل آمریکایی” عشق آمریکا دارد، تکرار می شود…

شغل ناشریف تیغ زنی!!!

در “دلم میخواد” بهمن فرمان آرا نیز افشار نقش زنی را بازی میکند که علاقه زیادی دارد به مهاجرت از ایران دارد.

به گزارش سینماژورنال این زن که میداند برای مهاجرت نیاز دارد به فراهم کردن چند صد میلیونی وجه نقد به پیشنهاد یک خلافکار به شغل تیغ زنی(!) و تلکه کردن مردان بوالهوس می پردازد.

یکی از مردانی که سرراه مهناز افشار در “دلم میخواد” قرار می گیرد نویسنده ای است با بازی رضا کیانیان که به نوعی بیماری ذهنی دچار است.

بحای پول، محصول فرهنگی عایدش میشود!!

این زن با نویسنده همراه شده و میکوشد هر طور شده پولی از وی بگیرد ولی درست مانند بلایی که سر زن بدنام دیگر فیلم فرمان آرا یعنی “خانه ای روی آب” می افتد در اینجا هم این تلکه‌گری پولی را عاید این زن نمی کند.

دلم میخواد

مهناز افشار در پشت سر رضا کیانیان در “دلم میخواد”

اینجاست که زن بدنام “دلم میخواد” یکی از کتابهای نویسنده را بجای پول با خود می برد و همین در نهایت اتفاقی عجیب را رقم می زند.

سابقه کافی در ایفای نقش زنان بدنام

به گزارش سینماژورنال اگر به کارنامه سینمایی مهناز افشار مراجعه کنیم می بینیم که پیشتر از اینها هم او نقش زنان بدنام و خیابانی را ایفا کرده بود.

مهمترین نقش این گونه اش در ملودرام “سالاد فصل” فریدون جیرانی بود و البته نمونه دیگرش در کمدی “تسویه حساب” تهمینه میلانی.

البته که در “تسویه حساب” نقش اش شباهتهایی با “دلم میخواد” داشت چراکه در آنجا نیز در نقش زنی ظاهر شده بود که بظاهر به عنوان زنی خیابانی سرراه مردان قرار می گرفت اما هدفش چیزی دیگر بود.

باید دید این دو نقش چقدر متفاوتند با نقشهای قبلی

باید منتظر اکران “نهنگ عنبر” و “دلم میخواد” ماند و دید که ایفای نقش این بازیگر زن 38 ساله در این دو اثر چقدر تفاوت دارد با نقشهای مشابه قبلی.

آخرین فیلم اکران شده افشار درام اقتباسی “بیگانه” بود که نه در اکران عمومی و نه در شبکه خانگی مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت.




آشنایی رضا عطاران با یک دختر برزیلی در سلّاخ‌خانه!!+عکس

سینماژورنال: در حالی که دو فیلم سینمایی با نامهای “نهنگ عنبر” و “گینس” با بازی رضا عطاران آماده پخش سراسری است این بازیگر این روزها مشغول بازی در تازه ترین پروژه اش است.

به گزارش سینماژورنال این پروژه سینمایی که “من سالوادور نیستم” نام دارد در برزیل تولید میشود و عطاران به عنوان بازیگر نقش اصلی آن جلوی دوربین رفته است.

کارگردان این فیلم که پیشتر “رویای مارسل” نام داشته منوچهر هادی است که فیلم را با فیلمنامه ای از رضا مقصودی کلید زده است.

ذبح اسلامی در برزیل

داستان “من سالوادور نیستم” که تهیه آن را امیر پروین حسینی برعهده داشته است درباره مردی ایرانی است که در برزیل به کار ذبح اسلامی گاو و گوسفند می پردازد.

به گزارش سینماژورنال آشنایی این کارگر ذبح اسلامی با یک دختر برزیلی و ادعاهای دختر مبنی بر اینکه او را می شناسد است که درام را شکل می دهد. این دختر برزیلی ادعا میکند که این مرد ایرانی را می شناسد و اسم واقعی او را “سالوادور” می پندارد!

من سالوادور نیستم
رضا عطاران در برزیل/پشت صحنه “من سالوادور نیستم”

“من سالوادور نیستم” سال گذشته و همزمان با جام جهانی برزیل قرار بود توسط مسعود اطیابی کارگردانی شود اما مشکلات بودجه ای مانع انجام کار شد.

فیلمبرداری این اثر ظرف دو هفته آینده در برزیل ادامه خواهد داشت و پس از آن گروه برای گرفتن مابقی نماها به تهران خواهند آمد.

من سالوادور نیستم
رضا عطاران در برزیل/پشت صحنه “من سالوادور نیستم”

 




تنابنده پخش “گینس” را به تهیه‌کننده “محمد(ص)” سپرد/همراهی سه برادر “سر خلوت” با یک شترمرغ برای ثبت رکورد در گینس!

سینماژورنال: محسن تنابنده که در اولین تجربه کارگردانیش یک کمدی به نام “گینس” را ساخته است مترصد آن است که فیلمش را در اکران دوم نوروز روی پرده بفرستد.

به گزارش سینماژورنال پخش فیلم به موسسه سینمایی نورتابان که بیش از هر چیز به واسطه تهیه پروژه عظیم “محمد(ص)” شناخته میشود و مدتیست وارد وادی پخش فیلم هم شده واگذار شده است.

نورتابان رایزنیهای لازم را برای اکران فیلم بعد از پایان اکران اول نوروز انجام داده است و اگر همه چیز مطابق برنامه پیش برود این پخش کننده به زودی پخش اقلام تبلیغاتی “گینس” را آغاز خواهد کرد.

رقابت برای اکران “گینس” در گروه آفریقا

موسسه نورتابان این روزها “طعم شیرین خیال” کمال تبریزی را در گروه آفریقا روی پرده دارد و فروش نه چندان خوب فیلم باعث شده که برنامه ریزیها برای جایگزینی این فیلم آغاز شود.

نورتابان مایل است که “گینس” را هم بعد از پایین آمدن کف فروش فیلم تبریزی در همین گروه آفریقا اکران کند اما پخش کنندگان “من دیگو مارادونا” هستم و “نقش نگار” نیز رایزنیهایی را برای در اختیار گرفتن این گروه سینمایی در اکران دوم نوروز آغاز کرده اند.

زندگی سخت سه برادر در حاشیه تهران

به گزارش سینماژورنال “گینس” از جمله کمدیهایی است که پیش بینی بالایی برای فروش آن میشود؛ دو بازیگر اصلی فیلم رضا عطاران و محسن تنابنده هستند که اولی همواره برگی برنده برای فروش بوده و دومی هم بواسطه “پایتخت” محبوب مخاطبان است.

این دو بازیگر در کنار بازیگری کوتاه قامت به نام حسین اسکندری کاراکترهای سه برادر را ایفا میکنند؛ سه برادری که زندگی سختی را در حاشیه تهران می گذرانند.

گینس
تنابنده و عطاران در نمایی از “گینس”/برای وضوح، کلیک چپ کنید

سرهای خلوت سه برادر

این سه برادر که در یک مزرعه شترمرغ کار میکنند بلحاظ جثه شباهتی با هم ندارند اما سرهایشان کاملا شبیه هم است و تلاشهایشان برای ثبت نام یک شترمرغ در گینس است که آنها را به رفتارهایی پراَکت می کشاند.

هم عطاران، هم تنابنده و هم اسکندری از وسط سر دچار کم مویی یا بی مویی هستند و همین تشابه باعث شده که برای ایفای نقش کنار هم قرار گیرند.

حضور یک شترمرغ در کنار سه برادر

به گزارش سینماژورنال علاوه بر سه بازیگر انسانی، شترمرغ هم در “گینس” حضوری پررنگ دارد و بخش عمده ای از سختیهای فیلمبرداری مربوط به نماهایی بوده است که باید با حضور یک یا چند شترمرغ انجام می شده است.

یکی از شترمرغها در بیشتر از نیمی از “گینس” در فیلم حضور دارد و همراهی این شترمرغ با سه برادر داستان است که اتفاقات طنزآلود اثر را رقم می زند.

به تهیه کنندگی گریمور برجسته وطنی

تهیه کنندگی “گینس” را سعید ملکان با همکاری شرکت تصویر گستر پاسارگاد برعهده داشته است. به گزارش سینماژورنال ملکان که یکی از چهره پردازان باسابقه سینماست چند سالی میشود که وارد وادی تهیه کنندگی شده است.

آثاری که پیشتر توسط ملکان تهیه شده اند و از جمله “بیگانه” و “آسمان زرد کم عمق” فروش خوبی را در گیشه تجربه نکردند اما ملکان امید زیادی دارد که “گینس” بتواند فروشی مطلوب داشته باشد.

برادر در خدمت برادر

مرتضی غفوری فیلمبرداری، حسن زاهدی صدابردار و سعید ملکان هم چهره پرداز “گینس” بوده اند. تنابنده از برادر خود مصطفی به عنوان دستیار کارگردان در این پروژه استفاده کرده است.




عبدالرضا کاهانی: به وزارت ارشاد رفتم و گفتم تا وقتی مجوز “استراحت مطلق” را ندهید، نمی‌روم!/برای چرکین‌نشان دادن، مجبور بودم مردان برهنه را در فیلم بگنجانم!

سینماژورنال: تازه ترین فیلم عبدالرضا کاهانی “استراحت مطلق” از جمله آثار اکران نوروزی سینماها بوده است.

 به گزارش سینماژورنال این فیلم هرچند ممنوعیت پخش تیزرهای تلویزیونی داشت ولی فروش اش آن قدرها هم بد نبود و به نسبت آثاری مانند “طعم شیرین خیال” و “روباه” فروش بمراتب بهتری را تجربه کرد.

 کاهانی کارگردان فیلم در تازه ترین گفتگوی خود پیرامون “استراحت مطلق” که با فرانک آرتا در “شرق” انجام شده علاوه بر ذکر توضیحات کامل درباره فضای فیلمش و آدمهای داستان درباره پاره ای موارد سوءتفاهم برانگیز اثر و مثلا برهنه بودن مردان داستان صحبت کرده است و این را گفته که استفاده از چنین نماهایی برای نمایش چرکی فضای درام است.

 به گزارش سینماژورنال کاهانی به جز اینها نکاتی را درباره روندی بیان کرده است که منجر به دریافت پروانه نمایش شده است. او به صراحت این مساله را بیان کرده است که برای گرفتن پروانه نمایش به وزارت ارشاد رفته و آن قدر آنجا نشسته که پروانه نمایش را صادر کرده اند!

سینماژورنال متن کامل گفتگوی کاهانی را ارائه می دهد:

در تراکت‌های تبلیغاتی فیلم نوشته شده «نمایش فیلم برای افراد زیر ١٤سال ممنوع.» نظرتان درباره این نکته چیست؟
اگرچه سازمان سینمایی هم اصرار داشت این ممنوعیت برای زیر ١٤سال اعمال شود، ولی دست‌کم خودم در این بخش موافق بوده و هستم. نکته عجیبی نیست. در دنیا مرسوم است. بالاخره بعضی فیلم‌ها مناسب برخی افراد نیستند. من هم دوست ندارم کودکان و نوجوانان زیر ١٤سال با فیلمی مواجه شوند که بعضی از صحنه‌های آن مطابق شرایط سنی‌شان نیست.
با این کار خواستید به معذوریات اخلاقی و عرفی جامعه احترام بگذارید؟ ‌
بله. در همه‌جا مرسوم است و مشکلی با این موضوع ندارم.
می‌دانیم فیلم برای اکران عمومی ممیزی‌هایی را پشت‌سر گذاشت. چگونه با این موضوع کنار آمدید؟
اواخر مهرماه امسال، نسخه نهایی فیلم را به وزارت ارشاد برای دریافت پروانه نمایش ارایه کردیم تا بلافاصله آن را اکران کنیم. چون حتما می‌دانید فیلم در فصل بهار ساخته شد و هدف ما این بود که در پاییز آن را اکران کنیم تا سرمایه راکد نماند.
اما درنهایت چنین نشد و فیلم با موانعی برخورد کرد؟ ‌
بله. منتها زمانی که فیلم به وزارت ارشاد رفت، اصلاحیه‌هایی به فیلم زدند که من در ایران نبودم. ١٦مورد اصلاحیه بود که به زمان و مفهوم فیلم صدمه می‌زد. من با ممیزی تا جایی راه می‌آیم که به فیلم صدمه‌ای نزند. ممیزی‌ای که الان در فیلم اعمال شده، ‌خوشبختانه به فیلم صدمه نمی‌زند. ولی رسیدن به این مرحله، حدود شش‌ماه از وقت ما را گرفت تا بتوانیم یکدیگر را توجیه کنیم.
درحال حاضر چندمورد از ١٦مورد اصلاحیه اعمال شده است؟
حدود پنج، شش‌مورد.
پیشتر با قاطعیت اعلام کردید فیلم را در بازه زمانی اکران نوروزی به نمایش درمی‌آورید. باوجود مشکلات پیش‌آمده، ‌پرسیدم چه کسی به شما مجوز اکران خواهد داد که پاسخ دادید مجوز آن را از خدا می‌گیرم. طبیعتا خداوند که «مسبب‌الاسباب» است، برای اعمال اراده خودش، ‌کارگزارانی دارد. کارگزاران فیلم شما در این مسیر چه کسی یا کسانی بودند؟
می‌خواهید بگویید دست‌هایی پشت پرده وجود داشته؟
 به هرشکل این سوال برایم مطرح شده؟ ‌
پافشاری کردم.
حمایتی از سوی آقای ایوبی صورت نگرفت؟
ایشان نظر خود را دادند. من خودم به وزارت ارشاد رفتم و گفتم تا وقتی مجوز مرا ندهید، نمی‌روم. این کاری بود که کردم. آنقدر در راهرو سازمان سینمایی سرپا ایستادم که به چندساعت هم رسید. گفتند در شأن شما نیست، بروید. من هم گفتم تا زمانی که پروانه نمایش فیلم برای اکران نوروز که از ٢٠اسفند شروع می‌شود را نگیرم، به خانه نمی‌روم.
مرسوم است اکران‌های نوروزی به شرکت‌های بزرگ پخش و بانفوذ می‌رسد. چگونه توانستید این سد را بشکنید؟
عده‌ای بدون استدلال فکر می‌کنند همه‌چیز متعلق به آنهاست. مگر بقیه آدم نیستند؟ مگر بقیه مرده‌اند؟ من به این‌چیزها مثل شرکت‌های بزرگ و کوچک فکر نمی‌کنم. فقط خواستم فیلمم اکران شود. دلایل موجه و منصفانه‌ای هم برای آن داشتم. فیلم در بهار و با هزینه شخصی ساخته شد. به اندازه کافی سرمایه شخصی‌مان خوابیده بود. ضمن اینکه برای گرفتن پروانه نمایش از مهرماه در نوبت بودم و می‌خواستم آن را پاییز اکران کنم. اما ممیزی مرا به نوروز کشاند.
 به‌اصطلاح دندانی برای اکران نوروزی تیز نکرده بودید؟ ‌
اصلا.
اما می‌دانید فصل پاییز هم فصل خوبی برای اکران نیست؟
فصل برای من مهم نیست، مثلا فیلم‌های «بی‌خود و بی‌جهت» و «اسب حیوان نجیبی است» هم در ماه محرم اکران شد. برای من این مهم است فیلم روی پرده بیاید که آمد. البته خوب است عده‌ای بفهمند همه‌چیز در اختیار آنها نیست. آدم‌هایی هم هستند که قدرت‌هایی از نوع دیگر دارند.
شخصیت محوری داستان «استراحت مطلق»، ‌زنی است با موقعیت خاص خود که برای رفع مشکل زندگی‌اش مجبور است با پیرامون خود- به‌خصوص مردان – به تعامل دست بزند. اما این‌بار به جای زن، مردان پیرامون او هستند که مشکل دارند. چنین نگاهی را در سینمای ایران تجربه نکردیم؛ زنی که سرش به کار خود است، اما مردان او را رها نمی‌کنند؟
اصولا وظیفه من نیست که بگویم زنان مشکل دارند یا مردان. معتقدم اینگونه نگاه‌کردن، نگاه درستی نیست زیرا شما به‌طور قاطعانه نمی‌توانید بگویید چه کسی مشکل دارد و چه کسی مشکل ندارد. من قصه‌ای را روایت می‌کنم از زنی که همسر سابقش، با اینکه از او جدا شده، از او دست برنمی‌دارد و برای او مزاحمت‌هایی به وجود می‌آورد. این زن به دلیل اینکه حق حیات و بچه‌ای دارد، باید زندگی کند. حالا که جدا شده، دوست دارد روی پای خود بایستد. باید کسب درآمد کند؛ کسب درآمدی که موجب دیدن فضای مسموم جامعه می‌شود که البته از همان ابتدا متوجه می‌شویم یکی از این آدم‌ها قرار است به این خانم صدمه‌ای وارد کند.

استراحت مطلق
استراحت مطلق

با وجود نگاه‌های طماع، در نهایت هیچ‌کدام از این مردان به این زن صدمه نمی‌زنند، بلکه جامعه است که به او ضربه می‌زند؟ ‌
بله. هیچ‌کدام به آن شکلی که یک درام نیاز دارد، به این زن صدمه نمی‌زنند. اما، زن از جایی صدمه می‌خورد که ما انتظار آن را نداریم.
منظورتان، ‌نگاه حذفی است که در جامعه مرسوم است. یعنی هر کس از ما نیست، ‌باید حذف شود؟ ‌
در چنین جامعه‌ای انگار بهتر است که این نوع آدم‌ها نباشند. در فیلم، چند دیالوگ وجود دارد که به این نکته اشاره می‌کند. مثل «تهران اینقدر بزرگ هست که بشه توش گم شد» یا «اگر اینجا بمیرم کسی مرا پیدا نمی‌کند»، آدم‌های دیگر هم همین وضع را دارند. آنها هم خیلی متفاوت نیستند. وقتی جنسیتی به آنها نگاه می‌کنید، ممکن است تفاوت‌هایی در آنها وجود داشته باشد. ولی آنها هم، همین وضع را دارند. بالاخره روزی جامعه به آنها هم ضربه می‌زند. من در فیلم‌هایم دوست ندارم صددرصد آدم بد یا خوب داشته باشم. من طرفدار آدم‌های میانه هستم. چون آدم‌هایی که ضعف ندارند، شبیه آدم نیستند.
برخی‌ها اعتقاد دارند براساس تعریف کلاسیک شخصیت‌پردازی در فیلمنامه، ‌‌آدم‌های فیلم به مرز شخصیت نمی‌رسند و شخصیت‌پردازی‌ها کامل نیست. نظرتان چیست؟ ‌
هرکدام شخصیتی دارند و هر بازیگری شخصیتی را بازی می‌کند. کدهای زیادی برای هر شخصیت وجود دارد که می‌توانیم به درونیات آن آدم پی ببریم. مثلا نقش «رضوان» را که خانم فریده فرامرزی بازی می‌کند را چطور می‌توانیم بگوییم که شخصیت نیست. یا نقشی که امیرشهاب رضویان، آقای خسروی، بازی می‌کند. اصلا اینکه من شهاب رضویان را انتخاب کردم به همین دلیل است. وگرنه آدم‌های تیپیکال زیادی در سینما بودند – اسم نمی‌آورم – و می‌توانستند این نقش را بازی کنند. اگر آقای رضویان در فیلم بازی می‌کند، حضورش کمک می‌کند که شخصیتی خلق شود. یا نقش حامد که بابک حمیدیان بازی می‌کند را چطور می‌توانیم بگوییم شخصیت نیست.
 یعنی معتقدید شخصیت‌های فیلمنامه با وجود بازیگر تکمیل می‌شود. مثل نگاهی که آرتور میلر دارد که معتقد است شخصیت با بازی بازیگر تکمیل می‌شود؟
وقتی من از رضا عطاران برای این فیلم دعوت می‌کنم، نمی‌خواهم رضا عطاران شبیه آدم‌های فیلم‌های قبلی‌ام شود. به‌همین‌دلیل همزمان، هم به شخصیت و هم به بازیگر فکر می‌کنم. اینها مکمل یکدیگرند. حالا از نظر تماشاگر چه چیزهایی می‌تواند برای عطاران جدید باشد؟ بالاخره معتقدم جدا از خلق اثر هنری، این هنر باید در معرض نمایش قرار گیرد. این هنر باید در گیشه موفق باشد تا در کارهای بعدی به کمک ما بیاید. اینها بخشی از جذابیت‌هایی است که می‌تواند تماشاگر را همراه کند.
 اصولا در فیلم‌هایتان از بازیگران طنز بهره گرفته‌اید و با توانمندی‌های جدیدی از ایشان آشنا می‌شویم که پیش از آن ندیده بودیم. در فیلم «استراحت مطلق» این اتفاق برای مجید صالحی افتاد. براساس چه معیاری ایشان را انتخاب کردید؟ ‌
اگر مجید صالحی انتخاب می‌شود، به‌دلیل نگاهی است که به بازیگران دارم. با احترام به کارهایی قبلی‌شان، هیچ‌وقت آنها را تک‌بعدی نمی‌بینم. کارهای گذشته آنها، ملاکی برای انتخاب در فیلم‌هایم نیستند. درعوض به این نکته توجه می‌کنم حضور یک بازیگر در فیلم، چه هیجانی می‌تواند به فیلم و قصه ما بدهد. اگر شما تصویر قبلی‌ای که از مجید صالحی دارید را از ذهنتان پاک کنید، آن وقت می‌توانید به‌درستی انتخاب من پی ببرید. فقط در انتخاب‌ها نباید ترسید.
 چرا علاقه‌مندید از بازیگران کمدی در نقش‌های جدی استفاده کنید؟
آنها بازیگران خوبی هستند. به‌نظرم ما باید نگاه‌مان را به آدم‌های دوروبرمان عوض کنیم. چون دیگر ابعاد آنها را نمی‌بینیم و تواناییشان از نظر ما گم می‌شود. کلا از اینکه فکر می‌کنند بازیگر فقط باید مردم را بخنداند یا به گریه بیندازد، رنج می‌برم. این تقسیم‌بندی‌ها را دوست ندارم. به‌نظرم بازیگر کسی است که توانایی ایفای نقش‌های متفاوت را داشته باشد. او هم می‌تواند گریه بیندازد و هم بخنداند. مجید صالحی یکی از کسانی است که احساس کردم این انرژی و توانایی را دارد. ضمن‌اینکه علاقه‌ای که خودش وارد فیلم کرد و انرژی‌ای که به سایر بچه‌ها داد، تاثیرگذار بود. روزها و ساعت‌های زیادی تمرین کرد. اگر شما می‌گویید در فیلم خوب است یا می‌شنوید که خوب بازی کرده، دلیلش این است که حتما شجاعتی از سوی من و انرژی‌ای از سوی او خرج شده است.
کلا در فیلم‌های‌تان به طبقه فرودست جامعه توجه می‌کنید. به‌این‌معنی که از زاویه لانگ‌شات، به‌نظر می‌رسد زندگیشان متعفن و سراسر نکبت است، اما شما آن‌قدر به آنها نزدیک می‌شوید که وجوه دیگری از زندگی آنها را به نمایش می‌گذارید که حتی دوست‌داشتنی به نظر می‌رسند. چرا؟
واقعا نمی‌شود این‌طور نگاه کرد. گاهی اوقات آدم‌های شیکی می‌بینید که بوی تعفن می‌دهند! من آدم‌های فیلم‌هایم را می‌شناسم و دوستشان دارم. به‌همین‌دلیل حاضر نشدم حامد، (بابک حمیدیان) با وجود ضعف‌هایی که دارد، کاملا منفی به‌نظر برسد. به‌همین‌دلیل صحنه مشترک سیگارکشیدن او با صابر (مجید صالحی) را در فیلم گذاشتم و صحنه را طوری برگزار کردم که خودش هم به رویاهای خودش بخندد و رویاهای خودش را مسخره کند تا برای تماشاگر هم دوست‌داشتنی بشود. زندگی مجموعه‌ای از این اتفاقات است. آدم‌هایی که دوستشان داریم، همیشه که دوستشان نداریم. گاهی اوقات از آنها بدمان می‌آید و زمانی هم خوشمان. من کمتر آدمی را سراغ دارم که همیشه خوب باشد.
وجود برخی از صحنه‌های فیلم این پرسش را مطرح می‌کند که کارکردشان در فیلم چیست؟
مثلا چه صحنه‌هایی؟
مثلا چرا دیالوگ‌هایی که میان زن و مرد (فریده فرامرزی و رضا عطاران) درخانه مطرح می‌شود، حتما باید میان بازیگرانی رخ بدهدکه در دنیای واقعی زن و شوهر هستند؟ صحنه قولنج شکستن یا صحنه فوتبال‌بازی؟ کرم‌های خاکی و توالت‌فروشی و برهنه‌بودن مردان و…؟
خب آن صحنه‌ها برای ایجاد فضاسازی بود. من برای اینکه لایه‌های دیگر فیلمم را مطرح کنم، مجبورم تصاویری را به نمایش بگذارم تا روی ناخودآگاه تماشاگر تاثیر بگذارم. اینکه اساسا فریده فرامرزی که زن واقعی رضا عطاران است، چرا در این فیلم بازی می‌کند و قولنج او را می‌شکند و… یا مردان فیلم برهنه هستند همه اینها برای فضا‌سازی است. برای چرکین‌نشان دادن، مجبور بودم چنین نماهایی در فیلم بگنجانم. چون این فضاسازی‌ها مسیری ایجاد می‌کند که فیلم در دل خودش بتواند حرفش را پیش ببرد.
 آن حرف چیست؟
آن حرف را باید تماشاگر درک کند. گفتنی نیست.
 چرا اسم فیلم را «استراحت مطلق» گذاشتید؟
همه به‌گونه‌ای در استراحت مطلق به‌سر می‌برند. به خصوص وقتی ماجراهایی که بر زن رفته را می‌بینیم بیشتر به این باور می‌رسیم که بعضی‌ها نباید باشند. بعضی‌ها اگر نباشند، جامعه هم راحت‌تر است. استراحت مطلق کنایه‌ای است به ضد زندگی و سکون.
 آیا این فیلم محصول شرایط خاصی است؟
داستان فیلم از ماجرای واقعی گرفته شده که برایم مساله شد.
 منظورم شرایط خاصی از جامعه ماست؟
هر قصه‌ای ممکن است با شرایط اجتماعی و سیاسی و… در جامعه ارتباط داشته باشد. به این دلیل که هر آدمی که زنده است و نفس می‌کشد، دیدگاه اجتماعی و سیاسی و… دارد. فیلم می‌تواند سیاسی نباشد ولی آدم‌های فیلم نمی‌توانند ذهنیت سیاسی، اجتماعی نداشته باشند. چون، هرکس در هر سنی و شرایطی دارای دیدگاهی است.
 چرا مرز طنازی درفیلم‌هایتان تا گروتسک پیش می‌رود؟
نمی‌دانم که جواب درست چیست. مهم آن چیزی است که سر صحنه می‌بینم و احساس می‌کنم. تا زمانی که تازه نباشد، به درد نمی‌خورد.
یعنی چه تازه نباشد؟
یعنی برای تماشاگر باید تازگی داشته باشد؛ یعنی تا جایی که امکان دارد باید به زندگی نزدیک و نزدیک‌تر شویم. وقتی به زندگی نزدیک‌تر می‌شویم، بوی تازگی می‌دهد. این تنها چیزی است که به ذهن من می‌رسد و می‌توانم بگویم.
 چرا به طبقه غیرمرفه شهری علاقه‌مند هستید؟
آگاهانه نیست. وقتی فیلم نوشته و بعد ساخته می‌شود، آن‌وقت متوجه می‌شوم که این فیلم در مورد چنین آدم‌هایی است. کلا در فیلم‌هایم به طبقه بالا و پایین و متوسط فکر نمی‌کنم. من فقط درباره مشاهداتم فیلم می‌سازم. شاید مشاهداتم در این طبقه می‌گنجند. شاید فیلم ساختن در مورد این طبقه برای من جذاب‌تر است. همه اینها را می‌گویم شاید!
 چرا فیلمنامه را به‌طور مشترک با سعید قطبی‌زاده نوشتید؟
نیاز به مشورت داشتم؛ چون نمی‌خواستم فضاهای فیلم‌های قبلی خودم را به طور کامل تکرار کنم. بنابراین با سعید قطبی‌زاده فیلمنامه را نوشتم. او زیاد فیلم می‌بیند. اطلاعات خوبی از سینما دارد. کمااینکه به درستی کمکم کرد تا من بتوانم ساختار بهتری در فیلم و جدیدتری داشته باشم. او به من کمک کرد تا در ساختار قصه از کجا به کدام نقطه بروم و چگونه فیلم را روایت کنم.
دلیل انتخاب ترانه علیدوستی چه بود؟
ترانه در میان بازیگران همسن‌وسالش برای این نقش با توجه به فیزیک، چهره و… مناسب‌تر بود و می‌دانستم همکاری با او جذاب خواهد شد.
 تحلیل‌تان از نظرات مردم درباره «استراحت مطلق» چیست؟
بهترین فیلم‌ها هم مخالفانی دارند. طبیعی است که «استراحت مطلق» مخالفانی داشته باشد و هم موافقانی. مهم این است که تعداد موافقان به‌مراتب بیشتر از مخالفان است. فیلم را درسالن‌های سینما با مردم تماشا کردم. داستان را به خوبی پیگیری می‌کنند و با لحظات فیلم درگیر می‌شوند.
 قصد ندارید فیلم «وقت داریم حالا» را در ایران اکران کنید؟
اکران‌کردن آن در ایران قدری سخت است، اما ناامید نیستم.




اختلاف حساب 600 میلیونی عطاران و رادان!

سینماژورنال: همواره در بررسی ارزش و اهمیت بازیگران سینما، رقم فروش گیشه ای فیلمهایشان به عنوان پارامتری تعیین کننده به کار می‌رفته است.

به گزارش سینماژورنال در سینمای ایران نیز در دوره های مختلف بازیگرانی را داشته ایم که بواسطه نام خود مخاطب را به سینماها آورده اند.

هدی ایزدی روزنامه نگار باهوش و نکته سنج در گزارشی که آن را به “تماشاگران” ارائه کرده یک آمارگیری خوب درباره گیشه ای ترین بازیگران سال 93 ارائه کرده است.

جالب اینکه منطبق بر نتیجه این گزارش عطاران که سیمایش در تعریف استار نمی گنجد در طول یک سال توانسته 1 میلیارد و 600 میلون برای سینمای ایران عایدی داشته باشد و از آن سو رادان که بلحاظ چهره یک استار واقعیست 600 میلیون کمتر از عطاران سودآوری داشته است!

سینماژورنال متن کامل این گزارش را ارائه می کند:

شمردن جوجه ها در آخر پاییز

آخر سال، حکم آخر پاییز را دارد و شمردن جوجه ها؛ اگرچه سینمای ایران آنقدرها هم عریض و طویل نیست که شمردن جوجه هایش کار سختی باشد اما بد نیست در روزهای آخر اسفند 93، به حساب بازیگرها رسیدگی کنیم و ببینیم کدامیک توانسته اند در یک سال اخیر بیش از بقیه به نفع جیب سینمای ایران کار کنند.

واقعیت این است که در ایران نمی توان حساب و کتاب دقیقی از بازیگران پولساز و میزان تاثیرگذاری مالی شان در سینما، به دست داد. اما آنچه مسلم است، این است که فروش یک فیلم در گیشه، از متغیرهای زیادی پیروی می کند که یکی از مهم ترین آنها، بازیگر اصلی اثر روی پرده است. اگرچه نمی توان به طور دقیق درصد تاثیرگذاری حضور یک بازیگر در موفقیت گیشه ای یک فیلم را تعیین کرد اما این درصد به قدری هست که بتوان در رده 5 فاکتور اصلی گیشه موفق، نامش برد.

با این اوصاف در سال 93، پولسازترین بازیگرهای ایرانی چه کسانی بودند؟ کدام بازیگرها سهم بیشتری در موفقیت فیلم ها داشتند؟

پیش از خواندن، بدانید

در سال 1393، در گروه های سینمایی و اکران و نوبت های نمایش مختلف، 51 فیلم روی پرده رفته است. این تعداد فیلم شامل اکران های هنر و تجربه و حتی تک سانس ها در تک سالن ها هم می شود.

در میان این 51 فیلم، 10 فیلم هستند که بالاترین رده های جدول فروش را به خود اختصاص داده اند که به این ترتیبند: «شهر موش ها 2»، «آتش بس 2»، «طبقه حساس»، «معراجی ها»، «شیار 143»، «رد کارپت»، «خط ویژه»، «کلاشینکف»، «چ» و «آنچه مردان درباره زنان نمی دانند»؛ در این رده بندی، صدر جدول از آن «شهر موش ها 2» با رقم فروش کل 9 میلیارد و 453 میلیون تومان است. فیلمی که هیچ ستاره ای ندارد جز تعدادی عروسک و البته کوله باری از نوستالژی. بنابراین در محاسبات برای پولسازترین بازیگرهای سینمای ایران، صدر جدول فروش، نادیده گرفته خواهد شد.

لازم به ذکر است آمار ارائه شده از سیستم مکانیزه فروش سینماها  دریافت شده است. بدیهی است برای چنین گزارشی، میزان فروش کل یک فیلم در کشور، تعداد فیلم های روی پرده هر بازیگر و نقش بازیگر در فیلم به عنوان چهره اصلی یا مکمل در نظر گرفته شده است.

به همین دلیل سهم بازیگر در میزان فروش را 20 درصد از رقم کل فروش درنظر گرفته ایم در صورتی که نقش اصلی فیلم بر عهده اش بوده. همچنین سهم بازیگر از تاثیر روی فروش در صورت ایفای نقش فرعی، 10 درصد احتساب شده تا پولسازترین بازیگران سال 1393 مشخص شوند.

ضمن اینکه بازیگرانی در این گزارش مد نظر هستند که حداقل یکی از فیلم های اکران شده شان، جزو ده تای اول پرفروش سال باشد و همچنین در ده تا فیلم پرفروش سال، یکی از نقش های اصلی را ایفا کرده باشند.

1- رضا عطاران: حدود یک میلیارد و 600 میلیون

او سال 93 را خیلی خوب شروع کرد. «طبقه حساس» اثر کمال تبریزی که از اواخر اسفند 92 به عنوان گل سرسبد اکران نوروزی روی پرده رفت، عطاران را در مقام بازیگر اصلی اش داشت. فیلمی که 20 هفته روی پرده بود و در نهایت به فروش کشوری 3 میلیارد و 984 میلیون تومانی رسید و با همین رقم در رده سوم پرفروش های سال جای گرفت. اما این تازه آغاز راه عطاران در اکران بود. 5 تیرماه فیلم «رد کارپت» با بازی و کارگردانی او روی پرده رفت و 11 هفته هم در سینماها باقی ماند و دو میلیارد و 783 میلیون تومان فروخت و در رده ششم جدول پرفورش ها نشست. هنوز اکران «رد کارپت» به نیمه نرسیده بود که در میانه تابستان فیلم «کلاشینکف» به کارگردانی سعید سهیلی و البته روی پرده رفت. این فیلم هم طی 38 روز اکرانش، یک میلیارد و 896 میلیون تومان فروخت. اگر سهم 20 درصدی برای فروش هر کدام دو فیلم اول (که عطاران نقش اصلی را در آنها ایفا کرده) را از آن رضا عطاران بدانیم، رقمی حدود 800 میلیون تومان برای «طبقه حساس»، حدود 600 میلیون برای «رد کارپت» (فراموش نکنیم که تنها بازیگر و کارگردان این اثر خود عطاران بوده و در نتیجه سهم 20 درصدی از این فیلم، تقریبا بی انصافی است) به دست می آید. از سوی دیگر با توجه به نقش کوتاه و فرعی او در «کلاشینکف» سهم او از فروش را 10 درصد در نظر می گیریم و رقم حدود 200میلیون برای «کلاشینکف» به پای عطاران نوشته می شود. جمع این ارقام به یک میلیارد و 600 میلیون می رسد. عطاران، با احتساب سهم 20 درصدی، حدود 2 میلیارد سود مالی برای سینما داشته است. عطاران در سال 93 همین سه فیلم را روی پرده داشته که هر سه، در رده یک تا ده جدول پرفروش ها قرار گرفته اند. بازیگری که به علت حذف و اضافات، در جشنواره فجر همین سال، هیچ کدام از فیلم هایش به نمایش درنیامد.

2- محمدرضا شریفی نیا: حدود یک میلیارد و 100 میلیون

شریفی نیا هم در جدول فروش، دو فیلم لژنشین دارد. یکی «معراجی ها» و دیگری «آنچه مردان درباره زنان نمی دانند»؛ فیلم «معراجی ها» با رقم 3 میلیارد و 881 میلیون رده چهارم جدول فروش سال را به خود اختصاص داده و فیلم «آنچه مردان درباره زنان نمی دانند» رقم فروش یک میلیارد و 354 میلیونی اش، آن را در رده دهم جدول فروش نشاند. شریفی نیا در هر دو فیلم، نقش اصلی را ایفا کرده و سهمش از هر کدام 20 درصد احتساب می شود. 20 درصد فیلم اول حدود 800 میلیون و 20 درصد فیلم دوم حدود 280 میلیون می شود که جمع آنها رقمی حدود یک میلیارد و 100 میلیون است.

3- میترا حجار: حدود یک میلیارد و 100 میلیون تومان

حجار هم مثل شریفی نیا، دو فیلم روی پرده داشته که هر دو جزو ده تای اول سال به لحاظ فروش بوده اند. حجار در «آتش بس 2»، نقش اصلی را ایفا کرده. فیلمی که در جدول فروش دوم است و به رقم 4 میلیارد و 343 میلیون دست پیدا کرده است. 20 درصد این رقم چیزی حدود 880 میلیون تومان می شود. از سوی دیگر او در «خط ویژه» که فروش یک میلیارد و 964 میلیونی داشته و در رده هفتم پروفروش ترین های سال قرار گرفته است، یکی از نقش های مکمل را بازی کرده. 10 درصد از این رقم، حدود 200 میلیون می شود. حجار هم مانند شریفی نیا، رقمی حدود یک میلیارد و 100 میلیون تومان برای سینما گردش مالی داشته است.

4- بهرام رادان: حدود یک میلیارد

رادان در سال 93، دو فیلم را به عنوان نقش اصلی روی پرده داشته است. «آتش بس 2» و «تراژدی»؛ فیلم تهمینه میلانی حدود 90 روز روی پرده بود و توانست به رقم فروش کل 4 میلیارد و 343 میلیون دست پیدا کند و در جدول فروش سالیانه، در رده دوم و بعد از «شهر موش ها 2» قرار بگیرد. اما فیلم دیگر رادان، «تراژدی»، که اولین ساخته آزیتا موگویی به حساب می آید، چندان در گیشه ندرخشید و به رقم فروش کل حدود 320 میلیون تومانی رسید. با احتساب 20 درصد فروش «آتش بس 2»، به رقم حدود 880 میلیون تومان می رسیم. همچنین 20 درصد «تراژدی» نیز رقمی حدود 65 میلیون تومان می شود که جمع این دو حدود یک میلیارد را رقم می زند. بهرام رادان با فرمولی که تماشاگران در نظر گرفته حدود یک میلیارد به سینمای ایران کمک کرده و البته از میان دو اثر روی پرده اش، یکی در رده ده تای اول پرفورش سال قرار گرفته است.

5- اکبر عبدی: حدود 950 میلیون تومان

عبدی در میان ده فیلم پرفروش سال، فیلم «معراجی ها» ساخته مسعود ده نمکی را دارد که در رده چهارم جدول فروش نشسته و سه میلیارد و 881 میلیون تومان فروش داشته است. عبدی یکی از نقش های اصلی این کار را بازی کرده که با احتساب 20 درصد، 800 میلیون می شود. اکبر عبدی غیر از «معراجی ها» دو فیلم «خواب زده ها» و «مذاکرات مستقیم آقای عبدی» را هم در سال 93 روی پرده نمایش داشته است. فیلم «خواب زده ها» با رقم یک میلیارد و 273 میلیون در رده یازدهم جدول فروش قرار گرفته است و عبدی در آن نقشی فرعی دارد. 10 درصد از این رقم حدود 130 میلیون می شود. عبدی همچنین نقش اصلی «مذاکرات مستقیم آقای عبدی» را بازی کرده. فیلمی که حدود 14 میلیون تومان فروش داشته است و سهم 20 درصدی عبدی، حدود 3 میلیون تومان می شود. جمع کل این رقم ها به حدود 950 میلیون تومان می رسد.

6- مریلا زارعی: حدود 800 میلیون

زارعی در سالی که گذشت دو فیلم روی پرده داشت که هر دو در ده تا فیلم اول جدول فروش جای دارند. او با بازی در نقش اصلی فیلم «شیار 143» و بازی در نقشی فرعی در «چ» توانست در فیلم هایی حضور داشته باشد که پرفروش بودند. «شیار 143» با 13 هفته نمایش به رقم فروش کل دو میلیارد و 843 میلیون تومان رسید که اگر تنها 20 درصد این فروش را پای مریلا زارعی بگذاریم به رقم حدود 600 میلیون تومان می رسیم. فیلم «چ» هم به فروش یک میلیارد و 675 میلیونی رسید و از آنجا که زارعی، نقش فرعی در این فیلم ایفا می کرد، سهم ده درصدی او حدود 170 میلیون می شود. جمع این دو رقمی حدود 800 میلیون را به دست می دهد.

7- ساعد سهیلی: حدود 600 میلیون تومان

او نقش اصلی فیلم پدرش یعنی «کلاشینکف» را بر عهده داشت. فیلمی که با رقم یک میلیارد و 896 میلیون تومان در رده هشتم جدول فروش قرار گرفت. 20 درصد از این سهم حدود 400 میلیون می شود. اما این تنها فیلم امسال ساعد نبوده است. او همچنین فیلم های «متروپل»، «چند متر مکعب عشق» و «همه چیز برای فروش» را هم در اکران سال 93 داشته است. او در دو فیلم «متروپل» با فروش 473 میلیون تومانی و «همه چیز برای فروش» با رقم 76 میلیون تومانی، نقش فرعی دارد. 10 درصد فیلم اول حدود 60 میلیون و 10 درصد فیلم دوم حدود 8 میلیون تومان می شود. ساعد در فیلم «چند متر مکعب عشق» یکی از نقش های اصلی را بازی کرده است. فروش این فیلم، حدود 650 میلیون تومان بوده است و البته اکرانش هنوز ادامه دارد. 20 درصد این رقم (که طبیعتا بیشتر هم خواهد شد) 130 میلیون تومان می شود. جمع کل سهم درصدهای فروش فلیم های ساعد، حدود 600 میلیون تومان می شود.

8- فریبرز عرب نیا: حدود 350 میلیون تومان

عرب نیا از سال 89 که با «پرتقال خونی» به سینم آمد، چند سالی از سینما دور بود تا اینکه فیلم پر سر و صدای «چ» به نمایش درآمد. او نقش اصلی فیلم ابراهیم حاتمی کیا را بر عهده دارد. نقش شهید چمران که یکی از مهم ترین نقش های سال های اخیر سینمای ایران بوده است. این فیلم در اکران به رقم یک میلیارد و 675 میلیون تومان رسید و در رده نهم پرفروش های سال قرار گرفت. سهم 20 درصدی عرب نیا به عنوان نقش اصلی این فیلم حدود 350 میلیون تومان می شود. این رقم با توجه به غیبت چند ساله عرب نیا و همچنین تک فیلمه بودنش در نمایش های سال 93، رقم چشمگیری به نظر می رسد.




شرح سکانس‌های بحث‌برانگیز “نهنگ عنبر”+جزییات حضور رضا عطاران در خط مقدم!

سینماژورنال: یکی از کنجکاوی برانگیزترین تولیدات امسال سینمای ایران یک کمدی است به نام “نهنگ عنبر”. فیلمی به کارگردانی سامان مقدم که فیلمنامه آن را مانی باغبانی و مونا زاهد نوشته اند.

به گزارش سینماژورنال سامان مقدم در “نهنگ عنبر” داستان زندگی شخصیتی به نام “ارژنگ صنوبر” را در برهه های زمانی مختلف از دهه 40 تا دهه 90 خورشیدی روایت کرده است.

در این روایت تجربیات مختلفی که “ارژنگ” از روابط عاشقانه اش و مشکلاتش در دهه های مختلف زندگیش داشته به تصویر کشیده می شود.

اما بحث برانگیز بودن “نهنگ عنبر” مربوط به بخشهایی از فیلم است که کاراکتر اصلی فیلم در پی یک اتفاق عازم جبهه های جنگ می شود.

فرار از سربازی با پاسپورت جعلی

“ارژنگ صنوبر” که در دوران دفاع مقدس در سن سربازی قرار دارد برای آن که مبادا به واسطه اعزام به سربازی وارد جبهه ها شده و آسیب ببیند به این فکر می افتد که از کشور خارج شود.

برای خروج از کشور هم چاره ای ندارد جز استفاده از پاسپورت جعلی! طبیعی است که این روش غیرقانونی هم به دستگیری او و اعزامش به جبهه منتهی می شود.

نهنگ عنبر
رضا عطاران در نمایی از سکانس خط مقدم “نهنگ عنبر”

با همان لباس و چمدان مسافرتی در جبهه رها می شود

نکته بحث برانگیز درباره “نهنگ عنبر” این بوده که یک سرباز فراری با همان چمدانی که به هنگام خروج غیرقانونی از کشور در دستش بوده دستگیر شده و با همان پوشش و چمدان به جبهه برده شده و در نزدیکی خط مقدم رها میشود!!!

از اینجا به بعد هم اتفاقاتی که او حین حضورش در جبهه با آن روبرو میشود است که تصویری شده است.

نهنگ عنبر
سامان مقدم در حال هدایت عطاران در نمای جنگ “نهنگ عنبر”

کشتن یک عراقی که به ارژنگ توهین می کند

از جمله این اتفاقات رویارویی کمیک گونه “ارژنگ صنوبر” و تیراندازی او به سمت یک عراقی است که او را استهزا کرده است. این عراقی به این خاطر که به “ارژنگ” گفته در ایران چیزی به نام موسیقی وجود ندارد هدف گلوله او قرار می گیرد.

فقط یک نمای دو دقیقه ای از جبهه ها باقی مانده

به گزارش سینماژورنال شنیده می شود از کل نماهای مربوط به دفاع مقدس “نهنگ عنبر” فقط نمای دو دقیقه ای ابتدایی یعنی از دستگیری “ارژنگ” به عنوان سرباز فراری و تا رها شدن اش در جبهه هاست که در فیلم باقی مانده.

نهنگ عنبر
عطاران چمدان به دست در نمایی دیگر از “نهنگ عنبر”

اعضای شورای پروانه نمایش در جلساتی که با سامان مقدم داشته اند او را توجیه کرده اند که فیلمش را صرفا با همین دو دقیقه برای درخواست پروانه نمایش ارائه کند و البته که تعامل مقدم با شورای نمایش سبب ساز صدور پروانه نمایش آن شده است.

به گزارش سینماژورنال مهناز افشار، ویشکا آسایش، هانیه توسلی، رضا ناجی ،نادر سلیمانی ،حسین سلیمانی و امیرحسین رستمی دیگر بازیگرانی هستند که در “نهنگ عنبر” ایفای نقش کرده اند.

فرشاد محمدی مدیر تصویربرداری کار بوده، سعید ملکان گریمور و امیر توسلی آهنگساز کار بوده است.

نهنگ عنبر
عطاران با فیگوری دیگر در “نهنگ عنبر”

تکذیب حضور سرمایه گذار فوتبالی در کار

“نهنگ عنبر” از جمله پروژه های هنری بود که در برهه ای از زمان خبر سرمایه گذاری یک چهره سرشناس فوتبالی در تولید آن به گوش رسید اما سامان مقدم کارگردان و تهیه کننده اثر این مساله را به شدت تکذیب کرد.

در اخبار رسمی ارائه شده از پروژه نیز نام سامان مقدم و یک شرکت به نام “ری را”( گروه تامین سرمایه فرهنگ و اقتصاد) به عنوان سرمایه گذاران فیلم بیان شد.

گرته برداری از شعر نیما

به گزارش سینماژورنال جالب اینجاست که نام شرکت سرمایه گذار که “ری را” باشد یادآور یکی از اشعار معروف نیما یوشیج پدر شعر نوی ایران است. شعری که با مطلع زیر آغاز می شود:

“ری را” … صدا می آید امشب/از پشت “کاچ “که بندآب/برق سیاه تابش تصویری از خراب/در چشم می کشاند/گویا کسی ست که می خواند…