“گینس” صدای “فارس” را هم درآورد؛ انتقاد تند این خبرگزاری از جملات رکیک “گینس” و اشاره به خلاقیت کارگردان در حمل توالت فرنگی!

سینماژورنال: اکران اولین محصول سینمایی محسن تنابنده با عنوان “گینس” از همان روزها ابتدایی تحت الشعاع مضامین سوءتفاهم برانگیز موجود در آن قرار گرفت.

به گزارش سینماژورنال این مضامین سبب ساز آن گشت که بسیاری از رسانه ها به عدم ممیزی درست اثر به عنوان کانالی که میتواند محصول را پالایش کند اشاره کنند.

به تازگی خبرگزاری “فارس” نیز با انتشار گزارشی با عنوان “تب تند ساخت آثار کمدی‌ با شوخی‌های رکیک و جنسی /تمایل عجیب سینمای ایران به سمت ساخت آثاری خارج از عرف” با اشاره به شوخیهای سخیف این فیلم به آن تاخته است.

سینماژورنال بخشهای خواندنی این گزارش را ارائه می دهد:

دو برادر با کله های شبیه به هم

از ابتدای سال آثار کمدی یا طنزهای اجتماعی بر پرده سینماها رفتند که  برخی در جذب مخاطب ناکام ماندند (من دیه گو مارادونا) و تعدادی نیز با استفاده از شوخی‌های سخیف، شوخی‌های  جنسی، شوخی با لهجه و شوخی با افراد فرو دست جامعه همچنین ادبیات سخیف، نامناسب و خارج از عرف- چه در فیلم‌های کمدی و چه در دیگر فیلم‌های اجتماعی – نگاه مخاطب را به خود معطوف کردند. خلاصه داستان «گینس» درباره سه برادری است که با سرهای شبیه به هم(!) قصد دارند شترمرغشان را در یک مسابقه شرکت دهند و همین است که ماجراهای فراوانی را برایشان رقم می زند.

به بهانه حضور یک عقب مانده هر دیالوگ نامناسبی به کار رفته

این خلاصه داستان روی کاغذ شاید قابل باور و بی عیب به نظر بیاید اما وقتی فیلم را در اجرا شاهد هستیم ، می‌بینیم به بهانه حضور یک برادر عقب مانده ذهنی کارگردان هر نوع دیالوگ نامناسب و رفتارهای دور از شأن یک خانواده ایرانی را برای گرفتن خنده از مخاطب به کار برده است.

کارگردان تنها به دلیل حضور یک برادر کم توان ذهنی هر نوع رفتاری را که در فیلم‌های کمدی کمتر دیده شده است را در قالب کمدی‌ای سخیف برای مخاطب خلق می کند.

نمایش صحنه هایی برای سوق دادن به سمت صحنه های مستهجن

با توجه به موازین و مقرارتی که در کشور وجود دارد کارگردان تلاش کرده صحنه‌هایی را به تصویر بکشد که ذهن مخاطب را به سمت و سوی صحنه‌های مستهجن سوق دهد (کنار هم قرار گرفتن دو برادر در شرایطی که از سوی خانواده همسر بهمن متهم به روابط نامشروع هستند).

خلاقیت در حمل توالت فرنگی و استفاده از جملات رکیک به عنوان جزء لاینفک فیلم

به نظر می رسد صحنه توالت رفتن یکی از اجزاء لاینفک فیلم‌های با موضوع کمدی است،البته در “گینس” خلاقیتی شکل گرفته و آن هم حمل یک توالت فرنگی در ماشین  است و  توالت فرنگی تفاوتی را با دیگر فیلم های این بازیگر ایجاد کرده است. متاسفانه باید گفت استفاده از جملات رکیک، صحنه توالت رفتن و روابط بدون پایه و اساس میان شخصیت‌ها به اجزاء لاینفک فیلم‌ها بدل شده است.

تأکیدات مقام معظم رهبری باید در سینما لحاظ شود

مسائل مربوط به اخلاق خانواده که در میان شعارهای مدیران سینمایی به وفور دیده می شود و جزء تاکیدات مقام معظم رهبری است  باید در آثار سینمایی لحاظ شود اما  ما شاهد بی اخلاقی در این حوزه هستیم. توجه به تولیدات فیلم های کمدی در سال‌های اخیر این مهم را به ذهن متبادر می کند که  در یک فرآیند تدریجی با شیب تند، سینمای ایران به سمت ساخت آثار کمدی حرکت کرده است که در آن عرف جامعه اسلامی رعایت نشده و شوخی‌های رکیک و جنسی دیده می شود که خارج از عرف و اخلاق در جامعه اسلامی است. در این سالها نه تنها سینمای خانوادگی و اخلاق خانوادگی ترویج نشده است بلکه بدنه  سینما (اجتماعی و کمدی) به سمت بی‌اخلاقی و  بی توجهی به رکن اصلی جامعه (خانواده) حرکت کرده است. 




از شیشکی بستن‌های مدام تا بستن کیسه زباله به پشت شترمرغ و beep, beep, beep؛ همه در “گینس”، فیلمی که تنها 3 ماه بعد از کلید خوردن پروانه نمایش گرفته، 3 ماه بعد از پایان تولید روی پرده رفته و البته برای نمایش در سینماهای حوزه هنری هم مجاز شناخته شده!!!

سینماژورنال/حامد مظفری: نمی دانم چرا بلافاصله بعد از تماشای “گینس” به یاد گفتگویی افتادم که محسن تنابنده بعد از توقیف موقت “آینه شمعدون” انجام داده بود.

تنابنده که بازیگر اصلی “آینه شمعدون” بود و در تمام زمان پیش از توقیف فیلم کلمه ای در نقد فیلم حرف نزده بود بعد از آن که فهمید فیلم توقیف شده به ناگاه سخنانی را درباره فیلم به زبان آورد که حتی تندروترین رسانه هایی که علیه فیلم موضع گرفته بودند هم از لحن آن متعجب شدند.

چهار فراز از گفته های محسن تنابنده از خلال گفتگویش با خبرگزاری مهر در میانه مهر 1391 را بخوانید:

–من بیش از 2 ماه برای این پروژه وقت گذاشتم اما فیلمنامه دچار تغییر و تحولاتی شده است. آنها با یک فیلمنامه مجوز ساخت گرفتند، با متن دیگری با ما قرارداد بستند و حالا فیلمنامه جدید هم دچار اصلاحات و تغیرات زیادی شده است.

— سر فیلمبرداری من بارها در صحنه‌هایی تاکید می‌کردم که این سکانسها را فیلمبرداری نکنید غیرقابل پخش است. در صورتی که آنها می‌گفتند ما برای همین متن پروانه ساخت گرفتیم. یکی از مشکلات من با گروه این بود که عوامل را به نوعی فریب دادند. این مشکلی است که گریبان من را در این پروژه گرفته است.

— برخی صحنه‌ها که می‌خواستند ضبط کنند، مطمئن بودم اداره نظارت و ارزشیابی و دیگران با این صحنه‌ها مشکل خواهند داشت. به اعتقاد خودم هم این صحنه‌ها با ارزش‌های نظام و اسلام مغایر بود و بارها در همین ارتباط توضیح دادم.

— من خودم احمد مهران فر، مهران احمدی و پانته‌آ بهرام را سرکار آوردم. اگر اینها نبودند  کار سرانجام نمی‌گرفت. برزو نیک‌نژاد و دستیار دیگر را هم من آوردم. قصدم خیر بود. اما از یک جایی به بعد سر ماجراهای اخلاقی و مالی مشکل پیدا کردیم. از اینجا به بعد فکر کردم اگر آبرویم را بردارم و ببرم کار مهمی کرده‌ام.

مرور پاره ای از نماهای “گینس” برای سنجش صحت گفته های کارگردانش

اینکه تنابنده در گفتگوی سه سال قبل خود به صراحت به انتقاد از نماهایی پرداخته بود که به نظر وی با ارزشهای نظام و اسلام مغایر بوده اند بیش از هر چیز این ذهنیت را به مخاطب می داد که وی سینماگری است اخلاق گرا که اگر روزی بخواهد در سینما تجربه کارگردانی داشته باشد حتما فیلمی خواهد ساخت منطبق با اصول اخلاقی کشوری به نام ایران.

حالا برای اینکه دریابید تنابنده چقدر به اصولی که خود از آن دم زده معتقد بوده پاره ای از نماهای “گینس” را که با حضور رضا عطاران همبازی وی در “آینه شمعدون” توسط وی کارگردانی شد را مرور می کنیم.

1–فیلم سه کاراکتر دارد که توسط خود تنابنده، رضا عطاران و حسین اسکندری ایفا شده اند. حسین اسکندری در”گینس” کاراکتر بیماری ذهنی را ایفا کرده که مرتب از ابتدا تا انتهای فیلم در حال “ضراط” و آن طور که عوام می گویند شیشکی بستن است!

2–در یکی از نماهای ابتدایی فیلم حسین اسکندری خطاب به زن کاراکتر عطاران می گوید که چون دندانهایش را ارتودنسی کرده، سیمهای دهانش گیر می کند به ریش شوهرش!

3–در ابتدای فیلم به گونه ای زننده درباره اصلاح موهای زائد زیر بغل عطاران صحبتهایی از سوی تنابنده بیان می شود.

4–نشان دادن نمای ریختن بنزین داخل باک خودرو توسط کاراکتر تنابنده به گونه ای که مخاطب تصور می کند شخصی در حال ادرار است.

5–نشان دادن توالت فرنگی برای دفع محتویات بدن کاراکتر حسین اسکندری و سپس پوشاندن فضولات نامبرده به وسیله خاک.

6–استفاده از واژه “ریختن” و الفاظ “بریزه” و “هر کی نریزه…” در دیالوگهای مرتبط با جابجایی وجوه نقد!

7–نشان دادن نماهای بستن یک کیسه زباله به پشت شترمرغ به عنوان محل دفع محتویات بدن این موجود.

8–به کار بردن واژه “سایز” و “اندازه” برای البسه بانوان به گونه ای دوپهلو از سوی کاراکتر تنابنده با این دیالوگ beep

9–به کار بردن جابجای واژه “بو می آد…بو می آد” از سوی کاراکتر حسین اسکندری که امتدادی است بر همان فعل شیشکی بستن که از سوی او صورت می گیرد.

10–نمایش سکانسهای پشت کردن به دوربین توسط رضا عطاران. منظور از پشت در اینجا beep

11–استفاده از دیالوگی این چنینی از سوی تنابنده: وقتی حرف از منافع ملی است شلوارمان را هم باید بدیم بره!

12–در حالی که نام همسر یکی از کاراکترها “سیما”است در جایی از فیلم دیالوگی دوپهلو که حاکی از لخت بودن سیمهای برق است به صورت گل درشت بیان می شود. دیالوگی به این صورت beep

13–استفاده از واژه “استریپ تیز” برای محیطی قرنطینه توسط کاراکتر تنابنده.

14–نمایش نماهای حمام کردن کاراکترها.

چهارده موردی که در بالا برشمرده شد فقط مشتی است نمونه خروار از فضای کلی “گینس” و البته اگر همین موارد بالا را کنار صحبتهای تنابنده درباره اهمیت احترام به ارزشهای نظام بگذاریم صداقت رفتاری وی مشخص می شود.

اداره نظارت این نماها را دیده؟!

فقط می ماند چند پرسش که اصلی ترینش از اداره نظارت ارشاد است که چگونه از این همه حجم نماهای زننده که جا و بیجا در فیلم قرار داده شده به سادگی گذر کرده اند.

مشخص نیست اعضای اداره نظارت که بعضا جزو پیشکسوتان سینما هستند جملگی این فیلم را دیده و به آن پروانه نمایش داده اند یا آن که فیلم فقط با رای مثبت نصف به اضافه یک اعضا پروانه نمایش گرفته است.

شگفتی وقتی بیشتر می شود که بدانیم “گینس” از جمله فیلمهایی بوده که در فاصله ای کوتاه بعد از پایان ساخت مورد بررسی شورا قرار گرفته و به آن پروانه نمایش داده اند.

گینس
گینس

کمتر از سه ماه بعد از پایان تولید پروانه می گیرد

“گینس” آذرماه سال قبل کلید خورده، اواخر دی فیلمبرداریش به اتمام می رسد و در فاصله ای کمتر از سه ماه بعد از پایان تولید یعنی 20 اسفندماه پروانه نمایش آن صادر می شود؛ البته که خیلی زود شرایط اکران آن هم فراهم شده و فیلم حدودا سه ماه بعد از دریافت پروانه روی پرده می رود یعنی در شرایطی که عموما فاصله میان پایان تولید یک فیلم تا دریافت پروانه نمایش اش حداقل یک سال طول می کشد “گینس” تنها هفت ماه بعد از روز کلید خوردن روی پرده می رود!

اینکه چطور می شود فیلمی که سطح شوخیهای اروتیکش حتی از سطح آثار عرضه شده در شبکه خانگی هم زننده تر است توانسته در مدت زمانی کوتاه بعد از تولید پروانه نمایش بگیرد و در زمانی کوتاه بعد از پروانه نمایش روی پرده برود از آن پرسشهایی است که بعد از اعضای اداره نظارت، مدیران سینمایی قرار گرفته در رأس باید به آن پاسخ دهند.

چگونه لایق نمایش در سینماهای حوزه بوده؟

البته که در کنار مدیران سینمایی کشور مدیران حوزه هنری هم بیایند و به این پرسش پاسخ دهند که چگونه فیلمی با این درجه از ابتذال را لایق اکران در سینماهای خود دانسته اند!

چرا شرکتی که به نام پروژه “محمد(ص)” شناخته میشود پخش این فیلم را انجام داده؟

یک سوال هم داریم از دست اندرکاران موسسه نورتابان! دوستان عزیز شما که برای ورود به سینما درگیر تولید پروژه ای مذهبی به نام “محمد(ص)” شدید چرا برای فعالیت شرکت پخش خود چنین فیلم محترمانه تری را برنگزیدید؟




نظر رضا عطاران درباره انرژی هسته‌ای و فیلمهای هنری مبتذل

سینماژورنال: رضا عطاران بازیگری که این روزها با “نهنگ عنبر” یکه تاز فروش سینماهاست شخصیتی است که گفتگو با او درباره دلایل موفقیتش کار دشواری است.

به گزارش سینماژورنال شاید برای همین باشد که تازه ترین گفتگویش که با نیما حسنی نسب در “24” انجام شده و بنا بوده مجالی باشد برای رازگشایی وی درباره اسرار موفقیتش هم چنان که باید توسط وی جدی گرفته نشده است.

با این حال در خلال همین گفتگو و تلاشهایی که عطاران برای فرار از پاسخگویی واضح به سوالات داشته نیز نکات جالبی درباره پاره ای ایده های وی آشکار شده است.

در مورد انرژی هسته ای هم باید از یک سری قواعد بگذری

به گزارش سینماژورنال از جمله این ایده ها جایی است که عطاران در تشریح رشد هنری اش می گوید: فکر میکنم نه فقط در سینما و بازیگری بلکه در هر چیز دیگری مثل نقاشی کردن یا انرژی هسته ای یا حتی خود زندگی هم گذشتن از یک سری قواعد و رسیدن به چیزی که می توانی از وجود خودت مایه بگذاری می تواند خیلی تاثیر اساسی داشته باشد.

به تو چه که فلان تابلو کوبیسم است و چرا آنجایش رئال شده

وی در این باره ادامه می دهد: مثلا می گویند فلان تابلوی نقاشی کوبیسم است ولی چرا فلان جایش را رئال کار کردی؟ خب به تو چه! شاید طرف میخواسته در آن چارچوب یک کار تازه و تجربه نو انجام دهد. شاید نشده و درنیامده ولی ممکن است یکی دیگر این جسارت را پیدا کند که همین کار را به شکل خوبی انجام دهد.

سینمای هنری مبتذل را کسی جدی نمی گیرد

رضا عطاران در جایی از گفتگویش هم گلایه شدید خود را از آنهایی اعلام می کند که زمانی فقط و فقط به آثار کمدی ضعیف تاختند و در سوی مقابل سینمای شبه روشنفکرانه مقلد را نقد نکردند. به گزارش سینماژورنال عطاران می گوید: ناراحتم که چرا در همان دوره که برنامه “هفت” و جاهای دیگر به سینمای سخیف کمدی می پرداختند کسی به سینمای سخیف جدی توجهی نداشت و انتقادی ازش نمی شد.

وی ادامه می دهد: بخش عظیمی از سینمای جدی ما هم دچار همین ماجراست و اصلا ابتذال، جدی و کمدی ندارد ولی سینمای مبتذل جدی را کسی نمی دید و توجهی بهش نمی شد. نمیدانم یادتان هست چه چیزهایی به اسم سینمای جدی ساخته میشد که واقعا هیچی نبود و حتی نمی شد بهشان گفت فیلم بد.

هر بار که درباره سینمای هنری سخیف حرف زدیم گفتند شما درک نمی کنید

کارگردان “خوابم می آد” و “رد کارپت” خاطرنشان می سازد: هر بار هم که درباره این نوع سینما حرف می زدیم می گفتند شما درک نمی کنید و بهتر است بروید سراغ همان کمدیهای سخیف خودتان. اگر همان دوره که فیلمهای کمدی رونق گرفت و مردم استقبال کردند فیلمهای جدی را هم همان قدر جدی و بادقت نقد می کردند معلوم می شد آمار فیلمهای جدی سخیف خیلی بیشتر از کمدی است.




پای فیلم توقیفی عطاران-تنابنده به رسانه ملی هم باز شد

سینماژورنال: سومین فیلم سینمایی بهرام بهرامیان در مقام کارگردان یک کمدی بود به نام “آینه شمعدون” به تهیه کنندگی محمد کمالی پور.

به گزارش سینماژورنال این فیلم که از حضور رضا عطاران و محسن تنابنده بعنوان بازیگران اصلی سود می برد داستان دو رفیق حاشیه نشین را روایت می کرد.

پروسه تولید این فیلم به سبب بروز برخی شایعات درباره خط داستانی آن با تعلیق روبرو شد و بعد از رفع تعلیق هم به دلایل مختلف که اصلی ترین آن درگیری بازیگران اصلی در پروژه های دیگر بود فیلمبرداری کار ادامه نیافت.

شب گذشته در یک اتفاق جالب بخشهایی از برنامه “یک ماه یک ستاره” شبکه مستند سیما مربوط شد به این فیلم.

بلوکات: ایفای نقش زن دوم تنابنده به من پیشنهاد شد

مهمان این برنامه لیلا بلوکات بازیگری بود که بیشتر ایفاگر نقشهای مکمل است.

به گزارش سینماژورنال بلوکات در جایی از برنامه درباره آشنایی خود با معلولان ذهنی به زمان حضور در “آینه شمعدون” اشاره کرد و گفت: در آن پروژه کارگردان کار بهرام بهرامیان، به من ایفای نقش زن دوم محسن تنابنده را پیشنهاد داد و من حین مطالعه فیلمنامه با شخصیت دیگری آشنا شدم که به سندروم دان مبتلا بود.

وی ادامه داد: این شد که به بهرامیان پیشنهاد دادم ایفاگر این کاراکتر جدید باشم. بهرامیان در ابتدا مخالفت کرد و گفت شما نمی توانی این نقش را ایفا کنی اما من ایشان را قانع کردم که می توانم نقش یک بیمار سندروم دان را ایفا کنم. سپس برای آشنایی بیشتر با بیماران این گونه به مرکز حمایت از آنها سر زدم و بعد از مدتی توانستم با ویژگیهای آنها آشنا شوم.

بلوکات خاطرنشان ساخت: البته “آینه شمعدون” به نتیجه نرسید و من نتوانستم داده هایم از آشنایی با بیماران سندروم دان را به کار بندم ولی رفاقتم با بچه های مرکز حمایت از این بیماران ادامه پیدا کرد و هنوز هم هرازگاهی به آنها سر می زنم.




توضیحات رضا عطاران درباره بچه‌دار نشدن‌اش!

سینماژورنال: رضا عطاران بازیگری که در سالهای اخیر به وزنه ای مهم در کمک به فروش آثار سینمایی بدل شده است سالها بعد از ازدواجش هنوز بچه دار نشده است.
به گزارش سینماژورنال او که بعد از ممنوع الکاری که گریبان او و چند تن از همکارانش در “ساعت خوش” را گرفته بود با فریده فرامرزی ازدواج کرده و در سالهای بعد همراه با همسرش در آثاری چون “صندلی خالی” و “استراحت مطلق” ایفای نقش کرد در همه این سالها بچه دار نشد.

نبودن بهتر از بودن است
درباره فرزنددار نشدن وی صحبتهای زیادی طرح شده بود و از جمله عدم علاقه عطاران به سروصدای کودکان خردسال. به گزارش سینماژورنال عطاران اما در گفتگویی با “زندگی ایده آل” در این باره می گوید: نبودن بهتر از بودن است. شما وقتی هستید درگیر مسائل و اختلافات می شوید. وقتی نباشید خب دیگر نیستید.

بچه خیلی دوست دارم اما…
وی ادامه می دهد: من بچه خیلی دوست دارم و وقتی بچه های مردم را می بینم حسودی ام میشود که اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجودات روی زمین هستند. اگر قرار را بر بودن یا نبودن بگذارید به نظرم نبودن بهتر است.

قبل از ازدواج بر فرزنددار نشدن توافق کردیم
عطاران خاطرنشان می سازد: از ابتدا هم با همسرم هم عقیده بودیم و از قبل از ازدواج هم به صورت جدی بر{فرزنددار نشدن} توافق کردیم.




رضا عطاران با ریشی انبوه و فرهاد اصلانی با سبیلی پررنگ+عکس

سینماژورنال: سعید آقاخانی که سالها پیش از این با چهره هایی چون رضا عطاران و فرهاد اصلانی کار تئاتر میکرده هرازگاه عکسهای جالبی از آن روزگاران منتشر میکند.

به گزارش سینماژورنال در تازه ترین تصاویر قدیمی آقاخانی او را در کنار رضا عطاران و فرهاد اصلانی در حالی می بینیم که این دو بسیار متفاوت از امروز هستند.

فرهاد اصلانی با اندامی لاغر و در دو تصویر یکی با سبیلی پررنگ و دیگری بدون ریش و سبیل و رضا عطاران نیز با ریشی انبوه.

فرهاد اصلانی هم در کنار عطاران و آقاخانی از جمله کسانی بود که برای بازی در “ساعت خوش” به کار دعوت شد اما از آنجایی که گمان می کرد کار در یک مجموعه طنز آیتمی ممکن است موچب کلیشه شدن وی شود ترجیح داد این پیشنهاد را قبول نکند.

سالها بعد از “ساعت خوش” اصلانی این روزها به بازیگر مورد علاقه بسیاری از کارگردانان سینمای ایران در ایفای نقشهای چندپهلو بدل شده است و عطاران و آقاخانی نیز علاوه بر بازیگری تجربه های کارگردانی موفقی داشته اند.

رضا عطاران و سعید آقاخانی

رضا عطاران با ریشی انبوه در کنار سعید آقاخانی

1433527082606

فرهاد اصلانی(نفر دوم از سمت چپ)

سعید آقاخانی و فرهاد اصلانی

فرهاد اصلانی در کنار سعید آقاخانی




سرمایه گذار “شوخی کردم” رایت ویدیویی “نهنگ عنبر” را از آن خود کرد+توضیحات مدیر تامین محتوای این سرمایه گذار درباره رقم صرف شده برای خرید رایت فیلم

سینماژورنال: بعد از مدتها رایزنی شرکتهای مختلف عرصه شبکه خانگی بالاخره این گلرنگ رسانه بود که توانست رایت ویدیویی “نهنگ عنبر” را از آن خود کند.

به گزارش سینماژورنال کمدی “نهنگ عنبر” که این روزها یکه تاز فروش سینماهاست از جمله آثار سینمای ایران است که از مدتها پیش رایزنیهای موسسات ویدیویی برای در اختیارگیری رایت پخش ویدیویی آن آغاز شده بود.

این رایزنیها سبب ساز آن شده بود که تهیه کننده کار منتظر بماند تا با بالاترین قیمت ممکن رایت فیلم را واگذار کند اما گلرنگ رسانه توانست با رقمی معقول رایت این فیلم را از آن خود کند.

شهاب کاظمی مدیر تامین محتوای گلرنگ رسانه با تایید خرید رایت “نهنگ عنبر” درباره رقم تخصیص یافته برای خرید فیلم به سینماژورنال می گوید: همین قدر بدانید که با یک مبلغ منطقی و معقول رایت ویدیویی فیلم را از آن خود کردیم. این رقم منطبق با کیفیت فیلم و گستره مخاطبان آن نهایی شد.

کاظمی درباره زمان پخش ویدیویی “نهنگ عنبر” بیان می دارد: در فاصله ای مناسب بعد از پایان اکران فیلم در شهرستانها فیلم وارد شبکه خانگی خواهد شد که با پیش بینی ما در نیمه دوم سال این اتفاق افتاد.

شهاب کاظمی درباره دیگر فیلمهایی که رایت آنها توسط گلرنگ رسانه خریداری شده به سینماژورنال اظهار داشت: “استراحت مطلق” و “شانس عشق و تصادف” دیگر فیلمهایی هستند که رایتشان خریداری شده است. برنامه مان این است که “استراحت مطلق” را عیدفطر در شبکه خانگی پخش کنیم. “شانس عشق و تصادف” هم احتمالا تیرماه به شبکه خانگی می آید.

به گزارش سینماژورنال گلرنگ رسانه از جمله شرکتهای فعال در شبکه خانگی است که علاوه بر پخش فیلمهای پرفروش سینمای ایران سابقه سرمایه گذاری در تولید سریالهایی چون “شوخی کردم”، “ویلای من”، “ساخت ایران” و “عقاید آکتور سینما” را در کارنامه دارد.

 

 




سروش صحت: من طبقه متوسط را خوب می‌شناسم، مدیری طبقه مرفه را و عطاران طبقه محروم را!/امیر قادری گفت بیخیال کارگردانی نشو!

سینماژورنال: سروش صحت نویسنده و کارگردانی است که این شبها سریال “شمعدونی” را روی آنتن دارد.

به گزارش سینماژورنال صحت پیش از “شمعدونی” سریالهای دیگری مانند “پژمان” و “ساختمان پزشکان” و “چارخونه” را هم ساخته است اما هنوز که هنوز است خود را کارگردان نمی داند.

صحت در تازه ترین گفتگوی خود نیز با ذکر این مساله که کارگردان شدنش اتفاقی بوده از امیر قادری روزنامه نگار سینمایی به عنوان کسی نام برده که به توصیه وی اولین تجربه کارگردانیش را به انتها رسانیده است.

سروش صحت در این گفتگو که با “اعتماد” انجام شده درباره تفاوتهای خود با مهران مدیری و رضا عطاران در طبقه اجتماعی که بدان می پرازد نیز نکته جالبی را بیان کرده است.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی سروش صحت را ارائه می دهد.

  بر وزن علم بهتر است يا ثروت، هنر بهتر است يا ثروت؟
سوال خيلي سختي است چون تعريف هنر براي من گنگ است اما ثروت برايم مشخص. پاسخ به اين سوال كمي برايم دشوار است. شايد راحت‌ترين پاسخ براي اين سوال اين است كه هم هنر را دوست دارم هم ثروت را. به نظر من هر چيزي خوبش خوب است.
  پس ثروت خوب را دوست داريد اما ثروت بد چه جور ثروتي مي‌تواند باشد؟
ثروتي است كه شما از آن بد استفاده مي‌كنيد و باعث مي‌شود خودت يا زندگي‌ات خراب شود يا اينكه باعث شود كه زندگي بقيه لطمه ببيند.
  و ثروت خوب چه ثروتي است؟
ثروتي است كه شما خودتان از آن لذت ببريد باعث آسايش اطرافيان‌تان شود و شما را به خواسته‌هاي‌تان نزديك‌تر كند.
   هنر بد چه هنري است؟ اصلا تعريف شما از هنر چيست؟
پاسخ به اين سوال هم سخت است چون تعريف من از هنر خيلي شخصي است. به خصوص اينكه هنر يك تعريف عام دارد. هنر به حدي گسترده و انتزاعي است كه در هر ذهني به يك شكل است. يعني شما وقتي در مورد ادبيات صحبت مي‌كنيد يكي به داستايوفسكي هنرمند مي‌گويد و ديگري به ذبيح‌الله منصوري و شخص ديگري به دانيال استيل. هريك از آنها هم به نظر خودشان درست مي‌گويند و هريك با ديگري مخالف است. به همين دليل است كه تعريف شخصي مي‌شود و نمي‌توان گفت كدام يك درست مي‌گويند.
   درست مانند اينكه مي‌گوييم هنرخلاق است يا هنر سرگرمي است.
بله. مرز بين اين دو كاملا سليقه‌اي است اما در مورد ثروت راحت‌تر مي‌توان صحبت كرد.
   آيا شما معتقديد كه هنر خلاق خوب است و هنر سرگرمي بد يا برعكس؟
نه ابدا چون هنر خلاق و سرگرمي هركدام به همان اندازه تعريف‌شان گسترده است.
   آيا تا به حال شده كه به خاطر پول خوب، هنر را كنار بگذاريد؟
تعريفي كه از هنر در ذهن دارم، به حدي در حركت است كه هنوز به يك تعريف ثابت براي آن نرسيده‌ام و نمي‌توانم بگويم كه به چه چيزي بايد هنر بگويم اما اگر منظور شما اين است كه آيا شده به خاطر پول كار كنم، بله، شده.
   بعد از اينكه به خاطر پول كار كرديد چه حسي داشتيد؟
تمام سعي‌ام را كرده‌ام كه كار خوبي ارايه دهم و گاهي اوقات بعد از ارايه كار پشيمان نبوده‌ام و گاهي هم بعد از كار شرمسار و پشيمان بودم ولي خب چاره‌اي نبوده است.
   تعداد آن كارهايي كه از آنها شرمنده بوديد، زياد است يا كم؟
خيلي زياد نيست ولي هستند ديگر.
   البته صراحت شما قابل تحسين است! شما همواره در بخش سرگرمي فردي موفق بوده‌ايد. عده‌اي معتقدند يك كار اگر با استقبال فراوان مواجه شود، ممكن است از لحاظ هنري ارزش آن پايين بيايد ولي از سوي ديگر وقتي فيلم، سريال يا تئاتري شكست مي‌خورد باز ما آن كار را فاقد ارزش مي‌دانيم، شما استقبال مردم را نسبت به كارهاي‌تان چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
گفته شما كاملا درست است. سال‌ها پيش يك مطلبي را خواندم كه نقدي بود بر كتاب حاجي باباي اصفهاني كه تيتر آن نقد اين بود: «كتابي عامه‌فهم و خاص پسند». بنده از همان زماني كه اين مطلب را خوانده‌ام دوست داشته‌ام كارهايم به اين مرحله برسد. فكر مي‌كنم اگر در حال حاضر جايگاه آقاي اصغر فرهادي در عرصه هنر اينقدر بالاست، به اين دليل بوده كه توانسته هم با مخاطب خاص و جهاني ارتباط برقرار كند كما اينكه هنگامي كه فيلمش در سينماهاي ايران اكران مي‌شود مخاطب عام فيلم را مي‌بيند و مي‌پسندد.
   يا مثال غيرايراني‌اش مي‌شود مثلا امبرتو اكو، نويسنده و فيلسوفي كه…
دقيقا، امبرتو اكو يك عكس دارد كه من در آشپزخانه نصب كرده‌ام؛ در آن عكس دم در كافه‌اي ايستاده كه پاتوقش براي صرف چاي و قهوه بوده است و بقيه آدم‌ها هم بيرون كافه ايستاده‌اند كه يكي راننده تاكسي، يكي كارگر يا… هستند كه اگر زير عكس نوشته نشده بود كدام يك از اين ١٠، ١٢ نفر (كه چند تا روي زمين و چند تا سر پا ايستاده‌اند) امبرتواكو است نمي‌توانيد ايشان را تشخيص دهيد. او توانسته هم در محيط‌هاي دانشگاهي يك آدم به‌شدت خاص و فعال باشد و هم پاتوقش جايي ميان مردم است كه در آنجا هم چايي و قهوه مي‌خورد  و هم كار مي‌كند. شايد به همين دليل است كه توانسته هم در زيباشناسي حرف‌هايش را در استانداردهاي جهاني مطرح كند و هم كتاب‌هايش به‌گونه‌اي است كه تمام مردم دنيا آن را مطالعه مي‌كنند.
   نخستين‌بار شما را در كلاس‌هاي آقاي دولت‌آبادي ديدم. آن زمان همكلاس بوديم. هر وقت كار بد از شما مي‌بينم مي‌گويم سروش صحت چرا؟ آيا با توجه به شناختي كه از شما داريم، اين انتظار زيادي است؟
نه، انتظار زيادي نيست. انتظار بجايي است. همه مي‌توانند از هم انتظار داشته باشند چون انتظار باعث پيشرفت انسان‌ها مي‌شود و تلاش‌شان را بيشتر مي‌كند ولي همه ما آدم‌هايي هستيم با ضعف‌ها، محدوديت‌ها و شرايطي كه ديگران از آن بي‌خبرند و خيلي وقت‌ها تلاش‌مان و سعي‌مان را كرده‌ايم و به نظر خودمان بهترين كار دنيا را انجام داده‌ايم ولي قانع‌كننده نبوده است. حتي مواقعي كه خودم مي‌دانستم كار باب ميلم نيست نيز سعي داشتم آن را به عنوان يك كار خوب ارايه بدهم اما بعضي مواقع نشده است.
   چند نمونه از كارهايي را كه فكر مي‌كنيد خوب نبوده، بگوييد؟
آدمي سعي مي‌كند كارهاي بدش را پوشيده و پنهان نگه دارد!
   پس چند تا از كارهاي خوب‌تان را نام ببريد؟
در سريال‌هايي كه براي تلويزيون ساختم، ساختمان پزشكان، پژمان و شمعدوني را دوست دارم. در بازي‌هايي كه در تلويزيون اجرا كردم: كاكتوس (كه با آقاي هنرمند كار مي‌كردم)، كارهايي كه با آقاي مديري انجام دادم، سريال زيرزمين را كه با آقاي افخمي كار كردم و داستان يك شهر را كه با آقاي اصغر فرهادي كار كردم كارهاي خوبي مي‌دانم. در سينما هم نان عشق موتور ١٠٠٠، گاوخوني، تقاطع، شراره (كه نخستين فيلم‌ سينمايي‌ام بود و براي من مهم بود) را دوست داشتم و خب در عرصه نوشتن هم خيلي فيلمنامه‌هايم را قابل قبول مي‌دانم و روزنامه هم كه عرصه ديگري است.
   پس شمعدوني را دوست داريد؟
شمعدوني خيلي به سليقه‌ام نزديك است. روابط و ارتباط‌ها شايد در بعضي مواقع بيش از حد اغراق باشد اما كاملا درست است. در زندگي عادي من يكي از كارهايي كه مي‌كنم اين است كه يك گوشه‌اي مي‌نشينم و روابط و حركات افراد و مردم عادي را زيرنظر مي‌گذرانم و…
   اما به نظر ساختمان پزشكان موفق‌تر بود!
بله ساختمان پزشكان موفق‌تر بود، اما شمعدوني چه توي كار، چه كارگرداني، چه روابط خيلي خيلي به سليقه من نزديك‌تر است. البته اين به آن معنا نيست كه بخواهم بي‌ادبي كاراكترهاي اين سريال و اين افراد را تاييد بكنم اما ديده‌ام پس مي‌توانم منعكس كنم.
   سريال شمعدوني بلافاصله بعد از «در حاشيه» پخش شد و به همين دليل اين دو سريال در حالت مقايسه قرار گرفته است. نمي‌توانستيد جلوي پخش را بگيريد كه بلافاصله بعد از در حاشيه پخش نشود؟
فيلمبرداري شمعدوني قبل از اينكه در حاشيه شروع شود، تمام شده بود. قرار بود قبل از در حاشيه شروع شود و خيلي از طرفدار‌هاي در حاشيه فكر مي‌كنند كه ما آمده‌ايم و خود را تحميل كرده‌ايم كه جايگزين در حاشيه باشيم، در حالي كه زمان‌بندي پخش را خود تلويزيون تصميم مي‌گيرد. تلويزيون خودش برنامه‌ها را نگه مي‌دارد و بعد تصميم مي‌گيرند چه زماني پخش كنند. ما فقط مي‌دانيم كه برنامه دست كدام شبكه است ما حتي ساعت پخش سريال‌مان هم بر عهده خودمان نيست چه برسد به تاريخ پخش آن كه مطلقا دست سازنده نيست.
   اين پخش خيلي به كار صدمه زد.
اوايل پخش بله ولي به مرور كمتر شد.
   از اينكه شما را با آقاي مديري مقايسه مي‌كنند، چه حسي داريد؟
اين نوع مقايسه كمي حس افتخار به من دست مي‌دهد چون من شاگرد آقاي مديري بودم.
   يعني اين مقايسه كه باعث شد به شمعدوني لطمه بخورد شما را اذيت نكرد؟
طبيعي است هر كاري كه بعد از كار ديگر پخش شود، به خصوص با بازتاب‌هايي كه داشت طرفدارهايش دلخور شوند. ما خودمان هم دوست نداشتيم اين اتفاق بيفتد تا اينكه يك عامل خارجي باعث تعطيل شدن در حاشيه بشود. البته گروه سازنده اعلام كردند اين گونه نبوده است اما هر چيزي كه شبهه و شايبه داشته باشد اين شبهه و شايبه دامنگير جايگزين آن هم مي‌شود اما اين دست ما نبود ولي چون من آقاي مديري را دوست دارم مي‌گويم كه خيلي خوشحال شدم كه كارم را با او شروع كردم.
   يكي از نقدهايي كه بر كار شمعدوني بود، انتخاب بازيگرها بود ولي با اين تفاسيري كه مي‌گوييد، انتخاب بازيگرها به شخصيت‌ها و آن چيزي كه در ذهن داشتيد نزديك بوده است.
بله، اين موضوع اصلا غيرقابل انكار نيست كه اگر كارگردان يك‌سري از بازيگرهاي طنز شناخته شده را بياورد بيننده خيلي زودتر با كار ارتباط برقرار مي‌كند و زودتر و راحت‌تر فيلم را قبول مي‌كند. كمااينكه با اين انتخاب كارگردان نصف راه را رفته است. اما دوست داشتم از اين ترفند استفاده نكنم و از كساني استفاده كنم كه در سابقه تصويري ذهنم مي‌توانستم با نقش‌ها ارتباط‌شان دهم. ولي تا به الان موفق بوده‌ام و اميدوارم فشار كار آنقدر زياد نباشد كه دفعه‌هاي بعد به همان ترفند مراجعه كنم.
   يعني قدم برعكس برداشتيد؟
قدم برعكس نه. ولي ممكن است آدميزاد گاهي كوتاه بيايد. در مقابل فشار تلويزيون، تهيه‌كننده و حتي بازيگر! ممكن است تصميم بگيريد كه از هشت تا بازيگر، پنج تا شناخته شده و كاركرده باشند. اما بنده دوست دارم اكثر بازيگرهايي كه انتخاب مي‌كنم خودش آدم اين نقش باشد و اينكه چقدر شناخته‌شده هست اغلب در انتخاب من تاثيري ندارد.
   اما اين كار را سخت‌تر خواهد كرد و پرداخت سخت‌تري خواهد داشت؟
بله. مثلا ساختمان پزشكان و پژمان را الان همه دوست دارند ولي اگر در اينترنت اوايل كار كامنت‌هاي تماشاچيان را بخوانيد، مي‌بينيد كه نسبت به آن كارها هم جبهه‌گيري بوده و به مرور با پژمان جمشيدي ارتباط برقرار كردند.
   شما تعادل را حفظ كرده‌ايد از يك سو آتنه فقيه‌نصيري را آورده‌ايد و از سوي ديگر قدرت ا.. ايزدي همان رشيد معروف را آورده‌ايد كه ذهنيت آن تئاتر اصفهاني را در ذهن تماشاگر زنده مي‌كند.
بنده آقاي ايزدي را كه به آقا رشيد معروف است هميشه خيلي دوست داشته‌ام و خيلي هم مي‌خنديديم و الان هم مي‌خندم. هميشه فكر مي‌كردم اگر ايشان كنترل شود، يك كمدين خوب خواهد شد. به همين دليل در اين كار هم سعي كرده‌ام تا جايي كه مي‌شود با ديالوگ و ميزانسن‌ها كنترل شده باشد و به نظر من نقش خود را توانسته خوب ايفا كند چون بعد از اينكه چهار قسمت رفت همه سراغ او را مي‌گرفتند كه آيا ديگر نمي‌آيد و…
   با اين تفاسير از چينش بازيگر و بازخوردي كه مي‌گيريد راضي هستيد؟
براي بنده قابل پيش‌بيني بود كه شايد از همان ابتدا عده‌اي نشناسند مثلا زماني كه به يك مهماني دوستانه مي‌رويد و همه را مي‌شناسيد از همان ابتدا راحت و آسوده وارد جمع مي‌شويد اما اگر در همان مهماني تعدادي افراد غريبه آمده باشند شما محتاط‌تر و با رعايت يك‌سري از اصول وارد مهماني مي‌شويد و در ابتدا رعايت مي‌كنيد اما به مرور كه با آنها دوست و آشنا شديد، راحت‌تر مي‌شويد.
   يكي از نقدهايي كه به شمعدوني مي‌كنند به شخصيت خواهري است كه از لحاظ جسمي كمي مشكل دارد و چون ازدواج نكرده عصبي است…
در ساختمان پزشكان يك عده معترض بودند كه چرا شخصيتي كه خانم دهقان به نام خانم شيرزاد بازي مي‌كرد اينقدر ابله است و چرا يك زن را تا اين حد ابله و نادان نشان داده‌ام كه در پاسخ گفتم اين شخصيت يك آدم است در يك كار طنز. الان هم همين واكنش را نسبت به هوشنگ دارند. چرا مرد را تحقير كرده‌اند اما اصولا ما در كار به آدم‌هايي احتياج داريم كه يك‌سري موقعيت ايجاد كنند. ما خيلي وقت‌ها مجبوريم از تيپ استفاده كنيم. الان در اين كار ما زيبا و زهره كه خانم ميرعلمي و عابدي نقش‌شان را بازي مي‌كنند بيشتر از همه به نقش‌شان نزديكند. اما اگر طي داستان ببينيم اينها تيپ خالص نيستند تيپ شخصيت هستند تمام رفتارشان براساس تيپ شكل نمي‌گيرد. در بعضي از لحظه‌ها رفتاري دارند كه آن موقع آماده‌اش نبوديم. رنگ‌آميزي مي‌شوند و ما در كار طنز به آنها احتياج داريم. در مورد اينكه اشاره كرديد كه چرا پاهايش مشكل دارد من براي اغلب نقش‌ها سعي مي‌كنم دو تا شخصيت را در نظر بگيريم كه اگر يكي نشد با دومي كار كنم. اكثريت قريب به اتفاق هم همان شخصيت اول ماندگار مي‌شود. اما براي نقش زيبا فقط و فقط به خانم ميرعلمي فكر كرده بودم. اما سه، چهار روز مانده به فيلمبرداري، خانم ميرعلمي زنگ زدند كه من نمي‌توانم بيايم چون سه چهار روز پيش در اجراي تئاتر از ارتفاع پايين افتاده‌ام و ٩ جاي پايم شكسته است. تا يك ماه خانم ميرعلمي اصلا نمي‌توانستند حركتي بكنند. اما به او گفتيم كار را طوري تنظيم مي‌كنيم كه ماه اول نباشي و داستان را طوري تغيير مي‌دهيم كه ماه اول با ويلچر باشي بعد دو عصا و يك عصا. يعني ما در طول ١٠ ماه داستان را با مراحل درمان خانم ميرعلمي به پيش برديم يعني اگر اوايل كار را نگاه كنيد خانم ميرعلمي يك بار در تاكسي نشسته و يك بار روي صندلي چون اصلا حركت نمي‌توانست بكند. بعد پايش مي‌شكند و روي ويلچر است بعد با دو عصا است و…
   اين كار جزو مواردي است كه كارگردان با بازيگر داستان‌سازي مي‌كند؟
چون به نظر بنده فقط ايشان قابليت بازي كردن اين نقش را داشتند.
   شما در مصاحبه‌هاي‌تان بر وجه نويسندگي بيشتر تاكيد داريد و بعد بازيگري و بعد هم كارگرداني. خب، به عنوان يك نويسنده تعريف شما از يك سريال طنز يا كار تلويزيوني طنز چيست؟
از كليات شروع مي‌كنم كه به جزييات برسم. در ايران يك عده به فانتزي علاقه دارند و استاد فانتزي هستند و بيشترين كار فانتزي را انجام مي‌دهند، مثل آقايان پيمان و مهراب قاسم‌خاني كه ذهن‌هاي فانتزي خيلي خوبي دارند، يا حتي رامبد جوان. ذهن من آنقدر فانتزي نيست. من دوست دارم در يك بستر رئال كار كنم. در يك بستر رئال اجتماعي با رگه‌ها و مايه‌هايي از فانتزي، يعني لحظه‌‌اي. همان‌طور كه آقاي مديري طبقات خاص و مرفه را خوب نشان مي‌دهد يا آقاي عطاران طبقات محروم را خوب نشان مي‌دهد، من هم چون خاستگاه خودم از طبقه متوسط است، برايم نشان دادن اين طبقه راحت‌تر است و دوست دارم طنز اجتماعي با مايه‌هايي از رئال فانتزي براي طبقه متوسط شهري را كار كنم. حال ممكن است كارم خوب يا بد شود ولي در اين بستر بيشتر احاطه دارم.
   براساس ستون «تاكسي‌نوشت» كه در روزنامه‌ها و صفحات آخر «اعتماد» هميشه نوشته‌ايد، يك نكته قابل تامل است؛ اينكه در خيابان‌ها با مردم ارتباط داريد، گپ مي‌زنيد كه نشان از اين دارد شما روابط مردم عادي را مي‌شناسيد اما در طنزي كه ارايه مي‌دهيد يك ديدگاه پاستوريزه‌اي وجود دارد، يا به توضيح ديگر، سروش صحت هميشه يك حدي را نگه مي‌دارد و ورود نمي‌كند به زبان و طنز خياباني. با توجه به اينكه گفتيد علاقه‌تان روايت طبقه متوسط است، اين پاستوريزه بودن‌تان را چگونه توجيه مي‌كنيد؟
فكر كنم در نوشته‌هايم هم اين مورد را رعايت كرده‌ام. البته در اين مورد ادعايي ندارم ولي اميدوارم كه رعايت كرده باشم. اما نكته جالب اين است كه در همين حدي هم كه هستيم به اعتقاد بسياري مرزها و حد و حدود را شكانده‌ايم و در واقع خط‌شكني و چارچوب‌شكني كرده‌ايم. شما به من مي‌گوييد پاستوريزه و استريليزه در حالي كه بنده در يك مصاحبه نسبت به اين موضوع اعتراض كردم كه چرا از ما مي‌خواهيد پاستوريزه و استريليزه باشيم. بگذاريد كمي واقع‌بينانه‌تر باشيم.
   بيشتر نوع ارايه مدنظر من است. مثلا در همين كار شمعدوني وقتي دو نفر به عنوان برادرزن و داماد با هم ديالوگ مي‌كنند، يك حدي از شوخي و طنز را رعايت مي‌كنند تا آن حدود شكسته نشود.
اين موردي را كه شما به آن اشاره كرديد دوست دارم. فكر مي‌كنم آدم‌ها هم بايد خيلي نزديك به هم باشند و هم بايد حد و حدودشان را نگه دارند. همه آدم‌ها اطراف خودشان هاله‌اي دارند كه ميزان صميميت مشخص‌كننده نزديكي به آن هاله است. به همين دليل است كه مثلا وقتي داخل آسانسور هستيم، چون همه نزديك هم هستيم بهتر است كه رو به‌در بايستيم تا چشم در چشم نشويم. چون اگر اين اتفاق بيفتد شما معذب مي‌شويد. در اين مكان‌ها درستش اين است كه همه به يك جهت بايستند تا بتوانند به يك جهت نگاه كنند. من دوست دارم آدم‌ها به هم نزديك باشند و در عين حال فاصله و حرمت و احترام هم حفظ شود.
   در يك مصاحبه شما عنوان كرده بوديد كه من براي نويسندگي نزد آقاي مديري رفته بودم و ايشان پيشنهاد بازيگري را داده بودند و بازيگر شدم و بعد از آن روايت مشابهي را در مورد كارگرداني مي‌گوييد به اين مضمون كه رفته بودم بازي كنم كه آقاي چگيني پيشنهاد كارگرداني را به من دادند و…
تمام زندگي من به همين شكل بوده است. من نمي‌خواستم فيلمنامه‌نويس بشوم و خيلي اتفاقي به اين فكر افتادم و اين تنها جايي بود كه خودم به اين فكر افتادم. من خيلي دلم مي‌خواست داستان‌نويس شوم ولي ازدواج كرده بودم و پولي نداشتم و فهميدم از داستان‌نويسي آبي گرم نمي‌شود. اين بود كه با خودم فكر كردم كه چه كنم كه هنر به ثروت گره بخورد و به فيلمنامه‌نويسي روي آوردم. در همان ابتدا من نه فيلمنامه‌نويسي بلد بودم نه ارتباطاتي در سينما داشتم. بنابراين شروع كردم به كتاب خواندن و برگزاري جلسه‌هايي با آقاي رامين نصير، حسن معجوني، رضا كاظمي‌نژاد جهت نوشتن فيلمنامه. بعد به ديدن آقاي مديري رفتم كه نتيجه‌اش شد بازيگري و در حال بازي در كار آقاي مديري بودم كه نخستين كار بازيگري سينمايي در فيلم شراره به من پيشنهاد شد و…
   نكته همين جاست كه در اين اتفاق‌هاي پشت سر هم شما نه تنها جا نمانده‌ايد بلكه توانسته‌ايد خودتان را هم از لحاظ سواد، نظري، تجربي و… تجهيز كنيد و خودتان را همپاي موضوع بالا بكشيد.
البته من نمي‌دانم كه چرا چنين اتفاقاتي افتاده است. زماني كه بازي را شروع كردم حتي اصطلاحات اوليه بازيگري را نمي‌دانستم. بار اول كه مديري به من گفت بازي كن يك صحنه‌اي بود كه بايد در را باز مي‌كردم و به يكي مي‌گفتم برو بيرون كه وقتي اين كار را انجام دادم به مديري گفتم خوب بود كه آقاي مديري عصباني شد و گفت من بايد بگويم كات تا بازي را قطع كني تا كات نگفتم بازي همچنان ادامه دارد. خلاصه كاملا مبتدي بودم.
   پس شانس هم در اين اتفاقات نقش داشته است.
بله، شانس خيلي دخيل بوده است. در فيلمنامه‌نويسي اصلا سكانس‌بندي بلد نبودم در چهارخونه كه براي كارگرداني رفته بودم هيچ چيز بلد نبودم و داشتم سكته مي‌كردم.
   تصميم نگرفتيد كه بگوييد: نه اين پيشنهاد را قبول نمي‌كنم؟
چرا تصميم گرفتم بگويم نه، ولي دو، سه عامل باعث شد كه ادامه بدهم و…
   يك نوع جسارتي را هم اين كار مي‌‌طلبيد، با توجه به اينكه سروش صحت از بيرون يك آدم ماخوذ به حياست و يك آدم فوق‌العاده محترم، ولي اين گونه مواجه شدن با چيزي كه همان طور خودتان گفتيد تجربه و سوادش را نداشته‌ايد خب جسارت مي‌خواهد كه سراغ فيلم ساختن هم برود.
هنگام فيلمبرداري چهارخونه خيلي مردد و وحشت‌زده بودم! يك بخشي از دلگرمي اين كار را آقاي چگيني كه تهيه‌كننده بودند به من دادند. درست است كه تهيه‌كننده پول مي‌گذاشت ولي پول كه نمي‌توانست تضمين كند من موفق ‌شوم؟ به ياد دارم كه يك بار بعد از اين همه «تو مي‌تواني» گفتن‌هاي آقاي چگيني، از دفتر پياده راه افتادم كه درِ بانك مركزي آقاي خسرو دهقان (منتقد قديمي سينما) را ديدم كه جوياي پريشان حالي من شد و من ماجرا را براي او مطرح كردم و ترديد و دودلي‌هايم را هم گفتم كه ايشان گفتند حتما انجام بده چون بدنامي بهتر از گمنامي است. بعد از اين گفت‌وگو دوباره مسير را ادامه دادم و در سيدخندان امير قادري (منتقد سينما) را ديدم و اوضاع پريشان‌حالي‌ام را هم با او مطرح كردم و گفتم اگر بد شود خود تو نخستين كسي هستي كه نوك پيكان انتقادت مرا نشانه مي‌گيرد كه امير قادري گفت انجام بده حتي اگر خوب نشد وسط كار بي‌خيال آن نشو و كار را تمام كن و نصفه رهايش نكن. پس از مشورت و فكر كردن بسيار تصميم گرفتم ادامه دهم و تمامش كنم.
   با وجود اينكه شروع كارتان سخت بود اما مراحل را گذرانديد و به ساخت سريال شمعدوني رسيديد، حالا شما چهار سريال ساخته‌ايد، پس چرا در مصاحبه‌هايتان مي‌گوييد كه خودتان را كارگردان نمي‌دانيد؟
كارگرداني به تجربه، ديدگاه و دانش نياز دارد و من در ابتداي كار هستم.
   اما شما چهار سريال طولاني كارگرداني كرده‌ايد، در حالي كه هستند كساني كه با كوتاه‌ترين كار خود را كارگردان مي‌دانند.
به عنوان يك فرد اپراتور يا كسي كه تجربه پيدا كرده يا كسي كه سليقه‌اي پيدا كرده و آن سليقه را دوست دارد، هنوز فكر مي‌كنم راه مانده است و تازه استارت كار را زده‌ام.
   فكر نمي‌كنيد كسي كه داستان‌نويسي بلد است مي‌تواند بهتر بازيگري و كارگرداني كند؟
من واقعا جوابش را نمي‌دانم.
   بگذاريد اين طور بپرسم، فكر نمي‌كنيد اگر الان توانستيد بازيگر و كارگردان شويد به اين دليل است كه داستان‌نويس بوده‌ايد؟
تا به حال به اين موضوع فكر نكرده‌ام. من فقط اين نكته را مي‌دانم كه همه‌چيز اين عالم به هم ارتباط دارد.
   كار بعدي شما سينمايي است يا تلويزيوني؟
كار بعدي من يك سريال است كه از شبكه يك پخش مي‌شود و تهيه‌كننده آن آقاي رضا نوري است و بعد از آن نخستين فيلم سينمايي‌ام را مي‌سازم كه محمد شايسته تهيه‌كننده آن است.
   كار طنز؟
سريالي است كه با آقاي جودي در حال نوشتنش هستيم. در سينما هم يك طرح دارم كه آقاي شايسته ارايه داده است ولي كار طنز در تلويزيون كمي سخت شده است. به نظر بنده آيتم ساختن در حال حاضر راحت‌تر است ولي سريال طنز كمي سخت مي‌شود و پردردسر.
   چه دردسرهايي؟
متاسفانه يك فضايي ايجاد شده كه وقتي صحبت در مورد يك قشر خاص مي‌شود بلافاصله در مورد آن عكس‌العمل نشان مي‌دهند، به عنوان مثال به مهندسان مي‌پردازيم به آنها برمي‌خورد مي‌گوييم يك شوخي است چرا متوجه نمي‌شويد؟ مي‌گويند چرا شوخي با مهندسان. با پزشكان همين‌طور و با هر قشر ديگري هم شوخي كنيم همين اعتراضات را به دنبال دارد. همين شمايي كه روزنامه‌نگار هستيد هم اگر با قشر شما شوخي كنيم بلافاصله يك بيانيه صادر مي‌كنيد البته روزنامه‌نگارها به اندازه كافي مظلوم و تحت فشار هستند! به طور كلي در حال حاضر ظرفيت‌ها براي شوخي كمي پايين آمده است. به همين دليل است كه درباره حرفه‌ها، شغل‌ها، شهرها، قوم‌ها و… نمي‌توان حرفي زد. شخصيت‌هايي كه نه مي‌توان كاري براي آنها انجام داد، نه مي‌شود برايشان پيشينه‌اي ساخت، نه خانواده‌اي نه بچه‌ها و… به عبارتي هرچيزي آماده برداشت و سوءبرداشت است. با اين تفاسير ديگر در طنز چيزي باقي نمي‌ماند كه بخواهي در مورد آن صحبت كني.
   نظر خانواده‌تان در رابطه با كار شما چه بوده است؟
فرزند من كه ١٤ سال دارد از همان ابتدا كار را دوست داشت، اما همسرم به مرور با كار ارتباط پيدا كرد. درست همانند همان نكته‌اي كه ابتدا اشاره كردم.
  يعني همسر شما در روال ساخت مجموعه‌هاي‌تان در جريان كار نيستند؟
نه. شايد فيلمنامه را بدهم به ايشان براي مطالعه اما به صورت جزيي نه و تا قبل از پخش به صورت كلي در جريان موضوع فيلم قرار مي‌گيرد. چون او هم مشغله‌هاي كاري خودش را دارد.
   آيا از نظرات ايشان استفاده مي‌كنيد و در كار او هم نظر مي‌دهيد؟
اميدوارم.
   ولي آخر سر نگفتيد هنر بهتر است يا ثروت.
هم پول خوب است هم ثروت، هم علم هم هنر و به قول يك ضرب‌المثل اصفهاني «هر چيزي خوبش خوبه.»




عطاران و آقاخانی در نقش سانسورچیان ارشاد(!!!) در فیلمی به کارگردانی کاهانی

سینماژورنال: عبدالرضا کاهانی کارگردان ایرانی که “استراحت مطلق” را در اکران نوروزی روی پرده داشت فیلمبرداری تازه ترین فیلمش را در سکوت خبری به انتها رسانید.

 به گزارش سینماژورنال پروژه تازه کاهانی “سانسورچی” نام دارد که فیلمبرداری آن پیش از نوروز در شمال کشور انجام شد و این روزها کار صداگذاری آن در حال انجام است.

 کاهانی در تازه ترین فیلمش به سراغ شخصیتهایی رفته که در سالهای اخیر بشدت از آنان گلایه داشت؛ شخصیتهایی که سانسورچی ارشاد هستند و به واسطه درگیری در سانسور است که بلحاظ ذهنی وضیعتی متفاوت را تجربه می کنند.

 عطاران و آقاخانی سانسورچی شده اند

آن طور که “تماشاگران امروز” خبر داده رضا عطاران و سعید آقاخانی نقشهای اصلی این فیلم را ایفا میکنند یعنی دو سانسورچی کمی طناز و البته ابله.

 آنا نعمتی نیز نقش اصلی زن داستان را ایفا میکند؛ زنی که در برخورد با این دو سانسورچی گرفتار سوءتفاهمات ذهنی فراوان می شود.

 کاهانی برای آن که بتواند اخبار مرتبط با پروژه را کنترل کند تمامی فیلمبرداری آن را در شمال کشور انجام داده و آن هم درون یک لوکیشن.

 این کارگردان پرحاشیه ایرانی قصد دارد بلافاصله بعد از گرفتن پروانه نمایش، این فیلم را روی پرده بفرستد.




سورپرایز تهیه‌کننده فیلم توقیفی عطاران برای جانباز پرسپولیسی+عکس

سینماژورنال: محمد کمالی پور تهیه کننده فیلم “آینه شمعدون” که حدودا سه سال قبل و در میانه مسیر تولید توقیف شد روز گذشته به همراه تعدادی از هنرمندان ایرانی به آسایشگاه ثارا.. رفت.

به گزارش سینماژورنال کمالی پور و همراهانش حین حضور در آسایشگاه ثارا.. با تعدادی از جانبازان هشت سال جنگ تحمیلی دیدار کرده و شنونده درددلهای آنها بودند.

هادی کاظمی بازیگر کمدیهای تلویزیونی و کوروش معصومی بازیگر “خنده بازار” از جمله همراهان کمالی پور در این دیدار بوده اند.

 خسته از حواشی به دیدار جانبازان رفت

کمالی پور که بعد از رفع توقیف “آینه شمعدون” قصد تولید کاری دیگر با نام “میلاد” یا “محمدجعفر فرزند فرشاد” را داشت ولی آن هم گرفتار حاشیه شد، خسته از این حواشی به دیدار جانبازان رفت و البته درددلی درباره این دیدار نوشت.

محمد کمالی پور
محمد کمالی پور و همراهان در کنار دو جانباز

تهیه کننده “آینه شمعدون” می نویسد: ديدار با سنگرسازان بي سنگر در روز ولادت سالار شهيدان ( آسايشگاه ثارالله ) همراه با رفقاي اهل دل و بامرام.

پي نوشت این تهیه کننده برای این دیدار هم چنین است: بدون ريا و بدون اجازه رفقا.

نکته جالب این دیدار حضور این تهیه کننده در کنار یک جانباز پرسپولیسی و فیگورهایی است که همراهان این تهیه کننده نزد این جانباز گرفته اند.

محمد کمالی پور
محمد کمالی پور و همراهان در کنار جانباز پرسپولیسی



اکران “نهنگ عنبر” با حذف 3 جمله/برخلاف تصورات نماهای حضور رضا عطاران در جبهه حذف نشده/فقط صحنه ورود عطاران به جبهه حذف شده!+تصویری از سکانس حذف شده

سینماژورنال: “نهنگ عنبر” تازه ترین فیلم سامان مقدم بنا بود از چهارشنبه هفته قبل روی پرده برود اما به دلیل مشکلاتی که مشخص نبود، اکران این فیلم یک هفته به تعویق افتاد.

به گزارش سینماژورنال برخی از ممیزیهای مجدد وارده به فیلم برای اکران سخن می گویند و برخی نیز دلیل این تعویق اکران را مشکلات مرتبط با آماده نبودن تعداد مطلوب سینما برای اکران می دانند.

با این حال آنچه مشخص است اینکه این فیلم از چهارشنبه همین هفته روی پرده خواهد رفت آن هم با مقداری تعدیل نسبت به نسخه قبلی.

حذف جملات مشکل ساز ارژنگ خطاب به معشوقه اش

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که در آخرین ممیزی وارده به فیلم، سه جمله مشکل ساز اثر که از زبان کاراکتر “ارژنگ صنوبر” با بازی رضا عطاران بیان می شده کاملا حذف گردیده است.

گویا این سه جمله دیالوگهایی است که از زبان کاراکتر “ارژنگ” خطاب به کاراکتری که مهناز افشار نقش اش را ایفا می کند بیان می شود. این دیالوگها درباره دلیل ازدواج ارژنگ با زنی است که نقش اش را ویشکا آسایش بازی می کند!!!

در “نهنگ عنبر” عطاران نقش مردی را ایفا می کند که از جوانی عاشق دختری میشود که افشار بازیگرش است؛ دختری که بخاطر عشق به آمریکا عطاران را رها می کند.

حذف سکانس حضور عطاران با تاکسی در جبهه

به جز حذف این سه جمله، بخشی دیگر از “نهنگ عنبر” هم دستخوش تعدیل شده است؛ این بخش مرتبط است با سکانسی که در دهه 60 می گذرد و طی آن ارژنگ که سرباز فراری است قصد دارد با پاسپورت جعلی از ایران خارج شود اما در فرودگاه مهرآباد دستگیر شده و با تاکسی به خط مقدم جبهه فرستاده می شود تا خدمت سربازی را بگذراند.

نهنگ عنبر
یکی از نماهای حذف شده “نهنگ عنبر”

گویا نمایی که حضور عطاران با تاکسی و همان لباس فرودگاه در جبهه ها نشان میداد نیز حذف گردیده است. البته این حذف توسط دست اندرکاران فیلم صورت گرفته تا برای فیلم حواشی زاید پدید نیاید.

امید مخاطبان به اکران بی حاشیه فیلم

باید منتظر ماند و دید با این حذفیات “نهنگ عنبر” خواهد توانست اکران بی حاشیه ای را تجربه کند؟

اکران بی حاشیه این فیلم آرزوی بسیاری از مخاطبانی است که در دو ماه ابتدایی سال به جز “ایران برگر” کمدی خوش ساختی که آنها را بخنداند ندیده اند.




مونتاژکننده خودروهای چینی شما را به تماشای فیلم تازه عطاران دعوت می‌کند!+عکس

سینماژورنال: اکران تازه ترین فیلم سامان مقدم “نهنگ عنبر” از چهارشنبه 23 اردیبهشت ماه در حالی آغاز خواهد شد که تازه ترین پوستر فیلم هم رونمایی شد.

به گزارش سینماژورنال نکته جالب درباره پوستر “نهنگ عنبر” که پیشتر گفته شده بود با نام “نهنگ” اکران میشود و حالا با همان نام اصلی پوسترش رونمایی شده آن است که یک شرکت مونتاژ کننده خودرو مخاطبان را به تماشای این فیلم دعوت کرده است.

این شرکت “کرمان موتور” است که بیشتر از دو دهه است که در صنعت خودروسازی ایران حضور دارد.

از “دوو”ی کره ای تا “لیفان” چینی

اگر به سالهای دور بازگردید حتما خودروهای “دوو” را بخاطر می آورید. خودروهایی کره ای که سالها پیش توسط همین شرکت وارد می شد.

بعد از خریده شدن “دوو” توسط “جنرال موتورز” آمریکا، این شرکت داخلی مجبور شد به سمت واردات و مونتاژ خودروهایی مختلف از کشورهایی چون آلمان، کره و چین برود.

“فولکس واگن” آلمانی، “هیوندای” کره ای و “لیفان” و “جی.اِ.ی.سی” چینی از جمله خودروهایی هستند که در سالهای اخیر توسط این شرکت وارد بازار خودروی کشور شده اند.

نهنگ عنبر
پوستر “نهنگ عنبر”

عطاران کمک می کند به دیده شدن این شرکت؟!

حالا اینکه دست اندرکاران این شرکت واردات و مونتاژ خودرو مخاطبان را به تماشای “نهنگ عنبر” دعوت کرده اند نیز احتمالا بواسطه تصوراتی است که آنها از فروش بالای فیلم دارند.

 به هر حال رضا عطاران در سالهای اخیر به برندی پولساز در سینمای ایران بدل شده و ذکر نام هر اسپانسری کنار نام فیلمهای عطاران کمک میکند به دیده شدن اسپانسر.




“نهنگ عنبر” از چهارشنبه با کمترین سروصدا به سرگروهی پردیس کوروش اکران می‌شود/درست به مانند “قصه‌ها”!

سینماژورنال: در حالی که پاره ای اصلاحات وارده به “نهنگ عنبر” سبب ساز ایجاد تاخیر در اکران فیلم شده بود اما گویا مشکلات فیلم حل شده است و فیلم از همین هفته روی پرده خواهد رفت.

به گزارش سینماژورنال البته باید تا فردا صبر کرد و منتظر ماند که شورای صنفی نمایش به صورت رسمی این ماجرا را رسانه ای کند اما شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که قرارداد اکران “نهنگ عنبر” به سرگروهی پردیس کوروش منعقد شده است و این فیلم از همین چهارشنبه روی پرده می رود.

اکران با کمترین سروصدا

البته شاید هم به مانند موردی مانند “قصه ها” شورای صنفی نمایش درباره این فیلم هم سکوت اختیار کرده و فیلم بدون رسانه ای شدن ثبت قراردادش روی پرده برود.

“نهنگ عنبر” تازه ترین ساخته سامان مقدم است که در آن رضا عطاران و مهناز افشار نقشهای محوری را ایفا می کنند. این فیلم داستان این زن و مرد روابطی که آنها در برهه های زمانی مختلف دارند را در فضایی کمیک به تصویر می کشد.

یکی از اصلی ترین مشکلات این فیلم تصویری طنزآلود بود که از فضای جنگ ارائه داده بود و در کنارش پاره ای اصلاحات مذهبی هم به فیلم وارد شده بود که گویا اعمال شده است.

جالب است بدانید یکی از روزنامه های معروف اصولگرا این فیلم را درباره روابط ایران و آمریکا دانسته بود!!!




مجید صالحی کیک تولد 47 سالگی رضا عطاران را سفارش داد+عکس

سینماژورنال: دیروز تولد 47 سالگی رضا عطاران بود؛ بازیگری که در سالهای اخیر به برندی پولساز برای سینمای ایران بدل شده است.

به گزارش سینماژورنال نکته جالب درباره جشن تولد سالگی عطاران سورپرایزی بود که همکارانش در “استراحت مطلق” و به ویژه مجید صالحی برایش تدارک دیدند.

عبدالرضا کاهانی کارگردان فیلم و همسرش شیما منفرد تدوینگر این کار در کنار ترانه علیدوستی و مجید صالحی قرار گرفته و تولد همکار دوست داشتنی شان را تبریک گفتند.

این اتفاق در حالی افتاد که کیک مراسم را مجید صالحی تدارک دیده بود.

ترانه علیدوستی بازیگر زن سینمای ایران با انتشار عکسی از این تولد در صفحه اجتماعیش عطاران را “سلطان قلبها” و “خان داداش” قلمداد کرد و تولد این بازیگر را به او تبریک گفت.

استراحت مطلق
تولد 47 سالگی عطاران با حضور مجید صالحی، فریده فرامرزی، ترانه علیدوستی، عبدالرضا کاهانی و شیما منفرد




طعنه غیرمستقیم سامان مقدم به مخالفان اکران “نهنگ عنبر”: جهل همواره از تغییر می‌ترسد

سینماژورنال: کمدی “نهنگ عنبر” تازه ترین فیلم سامان مقدم در آستانه اکران دوم نوورزی قرار داشت که برخی حاشیه سازیها در مسیر اکران فیلم قدری دست انداز ایجاد کرد.

به گزارش سینماژورنال مقدم در “نهنگ عنبر” از حضور بازیگرانی چون رضا عطاران، ویشکا آسایش و مهناز افشار سود می برد و حضور عطاران امید بالایی را برای فروش فیلم به وجود آورده بود.

با این حال گمانه زنیهای برخی رسانه ها درباره سوژه فیلم و حتی ذکر این ادعا که فیلم درباره رابطه ایران با آمریکاست(!) موجب آن شد که در نزدیکی اکران، فیلم دچار ممیزی مجدد شود.

جمله ای از استقلال طلب هندی تبار

این اتفاقات هرچند موجب نشده که سامان مقدم به طور مستقیم نکته ای را درباره وضعیت نامطلوب پیش آمده برای فیلمش بیان کند اما وی سعی می کند با ذکر جملاتی نمادین به این وضعیت اعتراض کند.

سامان مقدم در تازه ترین مطلبی که در صفحه اجتماعی خود قرار داده جمله نمادین دیگری را آورده با این عبارت

ignorance is always afraid of change

که ترجمه آن چنین است: جهل همواره از تغییر می‌ترسد.

این جمله از “جواهر لعل نهرو” استقلال طلب هندی تبار است و قطعا ریشه دارد در اوضاع و احوالی که بر سر اکران “نهنگ عنبر” پیش آمده است.




روایت فیلمبردار “گینس” از مواجهه با بازیگری به نام شترمرغ؛ روشن شدن موبایلم باعث شد شترمرغ یک نوک تیز حواله‌ام کند/ شترمرغ نزدیک به 3 ماه همراهمان بود و عین یک بازیگر ازش بازی گرفتیم

سینماژورنال: اولین فیلم سینمایی محسن تنابنده در مقام کارگردان با عنوان “گینس” از گزینه های اکران دوم نوروزی است.

این فیلم که از حضور رضا عطاران، محسن تنابنده و حسین اسکندری به عنوان بازیگران اصلی سود می برد پروسه تولید جالبی داشته است.

داستان این فیلم درباره سه برادری است که با سرهای شبیه به هم(!) قصد دارند شترمرغشان را در یک مسابقه شترمرغ سواری شرکت دهند و همین است که ماجراهای فراوانی را برایشان رقم می زند.

از آنجا که شترمرغ جایگاه خاصی در “گینس” داشته پروسه فیلمبرداری این فیلم نیز شرایط ویژه ای را پشت سر گذاشته است.

یک شترمرغ رام شده به عنوان شخصیت اصلی

مرتضی غفوری تصویربردار این اثر در گفتگو با سینماژورنال با بیان اینکه تصویربرداری پروژه کار واقعا سختی بوده بیان می دارد: “گینس” تنوع لوکیشن بالایی داشت و پر بود از لوکیشنهایی که در هر کدام از آنها بیشتر از چند جلسه کار نداشتم. این مساله باعث شده بود که با دقت بالایی برای تصویرسازی اقدام کنیم.

وی با اشاره به حضور شترمرغ در “گینس” ادامه می دهد: یکی از شخصیتهای اصلی “گینس” شترمرغ است. شترمرغی که تقریبا رام شده بود و در کل پروژه یعنی نزدیک به سه ماه همراهمان بود و درست مانند بازیگر ازش بازی گرفتیم.

از جلسه بیستم فیلمبرداری، شترمرغ کنارمان بود

غفوری می افزاید: حدودا 75 تا 76 جلسه کار فیلمبرداری انجام دادیم که تقریبا بعد از 20 جلسه اول شترمرغ داستان به شخصیت اصلی بدل شد و واکنشهای بازیگران کار در کنار وی به تصویر کشیده شد.

مرتضی غفوری
مرتضی غفوری

روشن شدن موبایلم باعث شد شترمرغ یک نوک تیز حواله ام کند

غفوری که فیلمبرداری آثاری چون “من مادر هستم” و “چند متر مکعب عشق” را در کارنامه دارد با اشاره به خاطره ای جالب از عصبانیت شترمرغ به سینماژورنال می گوید: در یکی از نماها به دنبال گرفتن یک واکنش تصویری خوب و طبیعی از شترمرغ بودیم و برای همین من زیر یک چادر در محفظه ای بسته مراقب شترمرغ بودم که بمحض اینکه سرش را برمیگرداند بتوانم نمای مدنظر را بگیرم. با این حال روشن شدن موبایلم در زیر چادر باعث شد این حیوان متوجه حضور من شده  و به طرفم آمده و یک نوک تیز را حواله سرم کند!

این فیلمبردار خاطرنشان می سازد: با این حال بالاخره توانستم نمایی که می خواستم را از این حیوان بگیرم و کارم را آن طوری که دلخواهم بود انجام دهم.

گینس
شترمرغ فیلم “گینس”

سازه ای ویژه برای چرخش 360 درجه ای دوربین

مرتضی غفوری با اشاره به سازه ویژه ای که برای تصویرسازی از شترمرغ در نماهای بیرون طراحی شده بود به سینماژورنال بیان می دارد: یک سازه ویژه را داخل یک خودرو طراحی کرده بودیم؛ سازه ای که به کمک آن امکان چرخش 360 درجه ای دوربین فراهم می شد و می توانستیم نماهای دکوپاژ شده را به بهترین شکل بگیریم.

در کنار متن جذاب، تصویرسازیهای متفاوتی دارد

این فیلمبردار جوان و البته مجرب وطنی با اشاره به اینکه “گینس” می تواند هم بلحاظ داستان و هم تصویر مورد توجه مخاطبان قرار گیرد می گوید: فکر می کنم فیلم در کنار جاذبه داستانی خوبی که دارد و موقعیتهای کمیکش می تواند بلحاظ تصویری هم مخاطب را کاملا همراه خود کند. “گینس” از جمله پروژه های سینمای ایران است که در کنار متن، تصویرسازی متفاوت و جذابی دارد و برای همین امیدوارم به اقبال مخاطبان نسبت به آن.

به گزارش سینماژورنال حسن زاهدی صدابردار و سعید ملکان چهره پرداز “گینس” بوده اند. تنابنده از برادر خود مصطفی به عنوان دستیار کارگردان در این پروژه استفاده کرده است.




آژانسی که هنرمندان را به جام جهانی برده بود؛اسپانسر فیلم جدید عطاران!

سینماژورنال: یکی از آژانسهای مسافرتی معروف که بیش از هر چیز بواسطه طرحی که برای اعزام گروهی از هنرمندان به جام جهانی برزیل داشت در کانون توجه قرار گرفت این روزها اسپانسرینگ یک فیلم سینمایی را برعهده گرفته است.

به گزارش سینماژورنال این آژانس مسافرتی که اخیرا یک مجموعه فیلم از حضور هنرمندان در برزیل با نام “شایعه=حاشیه” را هم به بازار عرضه کرده و البته بازگشت مالی چندانی نداشته این بار به سراغ سرمایه گذاری کم ریسک تری رفته است.

این سرمایه گذاری عبارتست از تامین هزینه های تولید تازه ترین فیلم با بازی رضا عطاران.

حضور ریوالدو با کمک اسپانسر مسافرتی

فیلمی با نام “آی ام نات سالوادور” که پیشتر “رویای مارسل” نام داشت و بنا بود مسعود اطیابی آن را بسازد اما این روزها فیلمبرداری این اثر در برزیل و به کارگردانی منوچهر هادی در حال انجام است.

تهیه کنندگی این فیلم برعهده زوج منصور سهراب پور و امیرپروین حسینی بوده است و آن طور که “تماشاگران امروز” خبر داده آنها نیز به کمک این آژانس توانسته اند زمینه حضور یک سری بازیکن فوتبال برزیل و از جمله ریوالدو را در جلوی دوربین فراهم کنند.

“آی ام نات سالوادور” داستان یک ایرانی را روایت می کند که در برزیل به عنوان متخصص ذبح اسلامی مشغول به کار است اما در اثر یک اتفاق با یک برزیلی به نام “سالوادور” اشتباه گرفته می شود و همین زمینه ساز موقعیتهای کمیک می شود.




ادعای رسانه اصولگرا: “نهنگ عنبر” در قالب قصه‌ای عاشقانه به روابط ایران و آمریکا می‌پردازد!!!!

سینماژورنال: در حالی که تازه ترین ساخته سینمایی سامان مقدم با عنوان “نهنگ عنبر” بناست از میانه اردیبهشت روی پرده برود گمانه زنیهای برخی رسانه ها مبنی بر حاشیه ساز بودن اکران این فیلم آغاز شده است.

به گزارش سینماژورنال در حالی که کمدی “نهنگ عنبر” که با نام “نهنگ” اکران میشود ماجراهای یک زن بوالهوس و عشق وافری که وی به آمریکا دارد را به تصویر می کشد اما رسانه های مخالف از زیرپا گذاشتن اصول توسط این فیلم حرف می زنند.

داستان عاشقانه روابط ایران و آمریکا!

در یکی از تازه ترین موارد روزنامه اصولگرای “کیهان” در خبری کوتاه با انتقاد از قرار گرفتن این فیلم در برنامه اکران “نهنگ عنبر” را اثری دانسته که در قالب قصه‌ای عاشقانه به روابط ایران و آمریکا می‌پردازد!
این رسانه در توصیف خود از این فیلم می نویسد: داستان این فیلم به روابط ایران و آمریکا در قالب قصه‌ای عاشقانه می‌پردازد!

یک ساخته ضعیف دیگر!

به گزارش سینماژورنال این روزنامه با اشاره به یکی دیگر از ساخته های پرحاشیه مقدم یعنی “صدسال به این سالها” توقیف آن فیلم را به دلیل سیاه نمایی بیان کرده و “نهنگ” را ساخته ای ضعیف توصیف می کند.

این رسانه هیچ توضیح کاملی درباره ربط داستان فیلم با رابطه میان ایران و آمریکا ارائه نمی کند و صرفا به یک جمله کلی در این باره بسنده می کند.




تلاش عطاران و تنابنده برای رکوردشکنی در مسابقه شترمرغ سواری!

سینماژورنال: اولین فیلم سینمایی محسن تنابنده در مقام کارگردان در حالی بناست از نیمه اردیبهشت در گروه سینمایی ماندانا اکران شود که شنیده های جالبی درباره داستان این فیلم وجود دارد.

به گزارش سینماژورنال در این فیلم که “گینس” نام دارد رضا عطاران و حسین اسکندری نیز در کنار محسن تنابنده به ایفای نقش پرداخته اند و البته که فیلم یک بازیگر دیگر هم دارد!

این بازیگر موجودی است از گروه ماکیان؛ موجودی به نام شترمرغ که در سالهای اخیر استفاده از گوشت آن برای مصارف غذایی مورد توجه قرار گرفته است.

شرکت در مسابقه شترمرغ سواری

اما داستان “گینس” درباره چیست؟ “گینس” همان طور که پیشتر سینماژورنال خبر داده بود درباره سه برادری است که در حاشیه شهر و در یک پرورشگاه شترمرغ زندگی می کنند.

زندگی سخت این سه برادر که سرهایشان به شدت شبیه هم است وقتی در هم تنیده می شود که آنها تصمیم می گیرند به همراه یک شترمرغ در مسابقات شترمرغ سواری شرکت کنند.

این سه برادر گمان دارند شترمرغ آنها قابلیتهایی دارد که قادر است در این مسابقات برنده شده و رکورد سرعتش در گینس ثبت شود و همین مساله است که اتفاقات کمیک فراوانی را رقم می زند.

بد نیست بدانید شترمرغی که این سه برادر برای شرکت در مسابقه انتخاب می کنند با سرعتی بالغ بر 50 کیلومتر در ساعت می دود و همین امر بوده که مشکلاتی را هم برای فیلمبرداری “گینس” به وجود آورده بود.




رضا عطاران همبازی ستاره فوتبال برزیل شد!

سینماژورنال: در حالی که رضا عطاران این روزها در برزیل به سر می برد و مشغول ایفای نقش در کمدی “من سالوادور نیستم” به کارگردانی منوچهر هادی می باشد به تازگی مشخص شده که “ریوالدو” بازیکن سابق تیم فوتبال برزیل هم در این فیلم ایفای نقش میکند.

به گزارش سینماژورنال ریوالدو در این فیلم در نقش خودش ظاهر شده است و سکانسهایی از بازی او در برابر رضا عطاران رقم خواهد خورد.

“ریوالدو ویتور بوربا فریرا” بازیکن سابق فوتبال برزیل که در سال 1999 مرد سال فوتبال جهان شد سالها سابقه بازی در تیم بارسلونای اسپانیا را هم داشت. حالا این بازیکن یناست درباره بمب خنده سینمای ایران یعنی رضا عطاران ایفای نقش کند!

فیلمبرداری “من سالوادور نیستم” در روزهای آینده ادامه خواهد داشت و آن طور که “بانی فیلم” خبر داده چند بازیگن دیگر برزیلی هم در  ادامه فیلمبرداری به گروه بازیگران می پیوندند.

عطاران اشتباه گرفته میشود

“من سالوادور نیستم” که اخیرا نامش “آی ام نات سالوادور” شده توسط امیرپروین حسینی و منصور سهراب پور تهیه می شود.

این پروژه پیشتر “رویای مارسل” نام داشت و بنا بود مسعود اطیابی آن را بسازد.

یکتا ناصر، مهدی محرابی، ژیلا صادقی و سوگل محرابی به همراه چند بازیگر برزیلی در این فیلم بازی می کنند ضمن اینکه فیلم چند بازیگر برزیلی هم دارد.

داستان “آی ام نات سالوادور” درباره مردیست که در برزیل به ذبح اسلامی اشتغال دارد اما یک دختر جوان او را با مردی به نام “سالوادور” اشتباه می گیرد و همین زمینه ای میشود برای وقوع اتفاقات کمدی.