راه دشوار گوگوش!؟/پسرفت در فصل سوم سریال “آقای قاضی”

سینماروزان/ احمد محمداسماعیلی: در صنعت تلویزیون و سینما بارها پیش آمده فیلم و یا سریالی ساخته و مورد اقبال مردم قرار گرفته و بر اساس این موفقیت، قسمت یا فصول بعدی اثر ساخته شده است که در اغلب موارد به قوت فصل اول مجموعه نبوده است.

مجموعه “آقای قاضی” ساخته سجاد مهرگان از جمله مجموعه های تلویزیونی است که ساخت فصل اولش مربوط به ۴۰۱ بوده است و بعد از آن کار به تولید فصل دوم سریال رسید و این روزها فصل سوم سریال روی آنتن رفته است…

متاسفانه حتی اگر به نسبت فصل دوم هم بسنجیم با کاری تکراری ، بدون روح و فاقد جذابیت برای مخاطب روبروییم و خیلی راحت می‌توان از کنار سریال گذشت و آن را نادیده گرفت. نه در ساختار، پیشرفت حاصل شده و نه در متن و در بازیگری هم که با عقبگرد کامل روبروییم.

اصلا چه لزومی به ساخت فصل سوم سریالی است که در همان فصل اول نیز به خاطر محدویت لوکیشن نقد شد و در فصل دوم به جای تنوع لوکیشن و رفتن به سمت شرح تصویری پرونده ها، باز همچون نمایشی رادیویی پیش رفت؟! تازه نمایش‌های رادیویی افکت‌های صوتی چاشنی کار می‌کنند تا مخاطب، خسته نشود اما “آقای قاضی” همه چیز را خلاصه کرده در بگو مگوی قاضی و دوطرف دعوا. انگار که داریم مستند می‌بینیم؛ و اگر هدف مستندنگاری بوده چرا تولید سریال داستانی؟

یکی از اولین سریال‌های دادگاهی تلویزیون را حدود پنجاه سال پیش مسعود اسداللهی ساخت؛ سریالی به اسم “طلاق” که گرچه براساس پرونده های واقعی بود اما هم تنوع لوکیشن داشت و هم تنوع بازیگر و هم قطعه ای که اردلان سرفراز برای آن سرود و گوگوش با آهنگ منوچهر چشم‌آذر، برای آن خواند در حافظه‌ها مانده؛ بشنو همسفر من از این قصه ی تلخ راه دشوار…

سریال آقای قاضی۳
سریال آقای قاضی۳

حالا مقایسه کنید با “آقای قاضی” که حتی در رقابت با فصل اول خودش هم بازنده است.  یکی از نقاط قوت فصل اول سریال بازی بهزاد خلج در نقش آقای قاضی بود؛ یک جور تیپ سازی با جنس سرد و متکی بر هیبت ظاهری که در قالب یک قاضی جانمایی شده بود.

در فصل سوم بهزاد خلج-شاید به خاطر اینکه خودش هم فهمیده بود بیش از حد اسیر موقعیت‌های تکراری شده؟- جایی ندارد و مهدی بهرام بیگی جایگزینش شد.
بهرام بیگی بک‌گراند خوبی در تئاتر دارد و با کارگردانهایی نظیر حمید امجد همکاری داشته است و در کار قبلی سجاد مهرگان “کلینیک رویا” در قالب یک روانکاو بازی قابل تحملی ارائه کرد اما در “آقای قاضی۳” بازیش به نقش ننشسته… انگار به جای شخصیت سازی، به دنبال رونویسی از تیپ بهزاد خلج بوده و خود یا کارگردان گمان کرده اند، هر چه بیشتر برون‌ریزی کرده و با طرفین دعوا، درگیری لفظی پیدا کند، موفق‌تر است!؟

از آن بدتر بازیگران نقش‌های شاکی و متهم هستند که به جای ایفای نقش طرفین دعوا چنان اغراق دارند که انگار گرفتار بازی تقلید شده‌اند و نتیجتا مقلد همان تصور فرضی درگیری مدام در دادگاه شده‌اند. مگر “آقای قاضی” تولید نشد که تصویری تازه از روند رسیدگی به پرونده های قضایی ارائه دهد؟

در انتخاب سوژه فصل سوم “آقای قاضی” گرفتار  تکرار موضوعات خانوادگی ، اقتصادی و اجتماعی شده و اینها با طرح دعوای مدام در دادگاه باعث کسالت بار شدن سریال شده به خصوص در دورانی که جامعه درگیر التهابات جنگ است، خیلی بهتر بود که بر سوژه‌های حقوقی نرم‌تر کار می‌شد…

فصل سوم “آقای قاضی” تقریبا هیچ آورده جدید و جذابی برای مخاطب ندارد و ای کاش اصلا تولید نمیشد تا همان نیمچه خاطره‌ی فصل اول باقی بماند. درنظر بگیرید همان قطعه گوگوش برای سریال طلاق-تازه با اینکه ملودی اش، کاور بود- همچنان بعد از پنجاه سال در یادها مانده؛ پنجاه سال بعد چطور؟ در سال ۱۴۵۵ کسی هست که از آقای قاضی و سازند‌گانش یاد کند؟

احمد محمداسماعیلی منتقد و روزنامه‌نگار سینما
احمد محمداسماعیلی منتقد و روزنامه‌نگار سینما




استاندارد دوگانه منتقدان؟‌چرا سریال «کلینیک رویا» سیبل حملات شد؟

سینماروزان: سریال «کلینیک رویا» ازجمله سریالهای تازه تلویزیون است که کوشیده در ساختاری لوباجت و با پرهیز از بریز و بپاش، روایتگر ماجراهایی طنازانه و انتقادی باشد؛ سریالی که بی بهره از مواهب الف‌ویژه‌ها از بسیاری سریالهای تلویزیون و حتی برخی سریالهای شبکه خانگی، جلوتر است.

با این حال این سریال از ابتدای پخش خود، اسیر برخی موج‌سواری و حاشیه‌سازی‌ های بیهوده شده، حاشیه‌هایی که بعضا بیش از آنکه نقد هنری باشند، بوی غرض‌ورزی میدهند.

مطرح کردن ادعاهای سطحی مانند تمرکز بر لهجه که ابزار قدیمی کمدی سازی است یا چرایی استفاده از سرودی خاص در دیالوگهای یک شخصیت، بیشتر به بهانه جویی شبیه است. اتفاقاً اگر کسی سریال را دیده باشد متوجه می‌شود که این سریال کاملاً براساس موازین اخلاقی و عرفی تلویزیون ساخته شده است و تازه خیلی هم تلاش کرده درگیر شوخیهای منشوری نشود‌ و اینکه برخی تسویه حساب با تلویزیون را بر سر سریالی خراب کنند که سعی کرده از برخی باتجربه های بازیگری نظیر محمد نادری، محسن حسینی و وحید رهبانی در کنار جوان‌ترها برای سرگرم‌سازی استفاده کند، منطقی نیست.

باید پرسید این به ضرر چه طیفی است که علیه یک سریال که فرزندآوری و اصالت خانواده را ترویج می‌کند، این‌گونه هجمه ایجاد کنند؟ الان که شرایط کشور ملتهب است، یک سریال اجتماعی با تم کمدی فانتزی و خانوادگی آمده که حال مردم و خانواده‌ها را عوض کند. چرا عده‌ای تاب دیدن این آرامش و نشاط تزریقی به جامعه را ندارند؟ هجمه هایی که یادآور همان حملاتی است که در دل جنگ ایران و عراق روانه کمدی اجاره نشینها ی مهرجویی شد و عجبا که چند سال بعد همان هجمه کنندگان از اجاره نشینها به عنوان کمدی معیار نام بردند!

سریال کلینیک رویا گرفتار استاندارد دوگانه؟
سریال کلینیک رویا گرفتار استاندارد دوگانه؟

مخاطب امروز هوشمند است و اتفاقا در شرایط فعلی، نیاز به محصول مفرح دارد؛ این سریال تلاش خود را کرده که با همه محدودیت‌ها نشاط را به خانواده ایرانی هدیه کند؛ آن هم در شرایطی که رقبایش یا سریالهای جنایی هستند یا سریالهای امنیتی‌طور کلیشه‌گرا. نگاهی به آمار مخاطبان «کلینیک رویا» نشانگر آن است که سریال، مسیر خود را در دل مردم پیدا کرده و امید که تحت اثر این هجمه‌های کلیشه، از هدف اصلی خود یعنی طنزپردازی در خدمت خانواده عقب ننشیند.




گفتگو روی آنتن زنده درباره چابک‌سازی ساختارهای فرهنگی داخل ⇐در کمپانی‌های مطرح جهانی، ایده‌پردازی، توسعه ایده و تولید را به یک نفر آدم مستعد می‌سپارند ولی در اینجا برای یک کار ساده، کلی کارمند استخدام می‌کنند!/نتفلیکس تمام تلاش خود را برای چابک‌سازی ساختار انجام داده که از مخاطب جا نماند ولی اینجا مخاطب را جدی نمی‌گیریم!/بدون ورود افراد چابک به ساختار، حرف زدن از چابک‌سازی بی‌معنی است!/متاسفانه بدون هیچ ایده‌ای با همان تفکرات سینما، سریال سازی می‌کنیم!/در اغلب بیلبوردهای داخلی عکس سه بازیگر و نهایتا نام تهیه‌کننده، کارگردان و سرمایه‌گذار را می‌بینید و لاغیر!!/وقتی وی‌اودی‌ها حداکثر حدود دو میلیون مخاطب دارند چرا تلویزیون باید خودش را ببازد؟؟

سینماروزان/زهرا دمزآبادی: چابک سازی سازمان های داخلی، پیرو الگوبرداری از تغییر رویکرد «نتفلکیس» موضوع گفتگو در برنامه تلویزیونی «بی چارچوب» بود.

به گزارش سینماروزان محمدصادق باطنی و سجاد مهرگان از فعالان رسانه، با حضور در سیزدهمین  برنامه تلویزیونی «بی چارچوب» پیرامون تغییر رویکرد  نتفلیکس و سرمایه گذاری جدید و تخصصی بر روی بازی ها و الگوبرداری سازمان های ایرانی از این چابک سازی ها و تغییر رویکردها به گفتگو نشستند.

سجاد مهرگان درابتدا درباره تاثیر چابک سازی، ایده پردازی و نو بودن تفکر در روش کار نتفلکیس گفت: من فکر می کنم وقتی درباره موضوع چابک سازی صحبت می شود، باید در 4 سطح به این موضوع بپردازیم. در ابتدا باید به محتوا، نیروی انسانی چابک و سوم بخش ساختاری است که جامعه از نظر روانی، اقتصادی و سیاست گذاری  به آن نیاز دارد و بعد از آن فناوری است که بدون آن چابک سازی بی معنا خواهد بود.

وی افزود: این 4 مورد از اصلی ترین مواردی است که  کمپانی های دنیا برای چابک سازی فعالیت هایشان از آن استفاده می کنند. نمونه بزرگ آن «نتفلکیس» است که برای آن برنامه های ویژه ای داشته  و در این 10 سال توانسته خودش را با آن ها وقف دهد. به طور مثال ادبیاتی جدید را برای منطق تولید به کار می برند و در کمپانی‌های مطرح جهانی ایده، توسعه ایده و تولید را به یک نفر آدم مستعد می سپارند که در کشور ما چنین چیزی وجود ندارد و برای یک کار ساده کلی کارمند استخدام می‌کنند.

او اضافه کرد: در روش سنتی تمام بار کنترل محتوایی، گرافیکی به فردی به نام پروداکشن دیزانر سپرده می‌شد که به کارگردان هنری معروف است و شاید برای ما عجیب باشد که کار دست چنین فردی سپرده می‌شد. یوهانی پالاسما در مقاله ای به نام «معماری تصویر» پروداکشن دیزانر را فردی معرفی می کند که فیلسوف است امام فیلسوف نیست. طراح است اما طراح نیست. نویسنده است، اما نویسنده نیست. هنرمند است اما هنرمند نیست. اقتصادفهم است، اما اقتصاددان نیست و می گوید او کسی است که می‌تواند به همه این موارد فکر کرده و در لحظه انتخاب کند و به کارگردان بگوید که چه مسیری را باید پیش رود. کارکرد پروداکشن دیزاینر در دنیای سنتی هالیوود امروزه در دنیای پلتفرم هایی مثل نتفلیکس تبدیل به آدمی به نام کریتور تبدیل شده که همه مواردی که نام بردم را کنارهم دارد.

محمدصادق باطنی نیز در ادامه این بحث اضافه کرد: متاسفانه پست کارگردان هنری در سازمان رسانه ای ما به رسمیت شناخته نشده است و همه افراد به دنبال تهیه کننده و کارگردان هستند. با همه این اوصاف که تهیه کننده و کارگردان سهم زیادی در خلق یک اثر دارند، ولی این جایگاه خالی است. جایگاهی که از لحظه خلق ایده و تا شروع پیش تولید است که طراحی نام دارد.

سجاد مهرگان اضافه کرد: ما در ارتباط با صنعتی کردن صحبت می کنیم. وقتی در ارتباط با چابک سازی حرف میزنیم در راستای آن به صنعتی کردن هم فکر می‌کنیم، وگرنه سینمای هنری سینمای بدی نیست ولی هیچگاه صنعتی نمی شود و ایرادی هم ندارد. دنیا به همان میزان که به کیوریتورها نیاز دارد، به نولان هم احتیاج دارد.

محمدصادق باطنی در پاسخ به این سوال که نتفلکیس در دنیا چند درصد سهم بازار را به خود اختصاص داده است؟ گفت: نتفلکیس از دهه 90 میلادی مانند ویدیو کلوپ های ما شروع به کار کرد و پخش کننده آثار دیگر از طریق وی اچ اس و دی وی دی بود. از حوالی سال 2010  تغییر رویکرد اساسی داد و بخش فیزیکی را حذف کرد و روی بستر مجازی به  نام استریم آمد که احتمال شکست آن بسیار زیاد بود. ولی برای جایی جنگیدند که نقطه تولید محتوای اختصاصی بود و درنهایت به ساخت اختصاصی «خانه کاغذی» در سال 2013 رسیدند و در سال 2018 تصمیم بزرگی گرفتند.

او ادامه داد: درتمام این مدت میان کلید واژه ای داشتند که باید بتوانیم حداکثر سهم مصرف مخاطب از محصولات فرهنگی و ویدیویی را به خودمان اختصاص دهیم. وقتی این موضوع را سرلوحه کار خود دادند، به اگر و اماها توجهی نکردند و حداکثر تلاش خود را برای چابک سازی افراد و ساختار انجام دادند که از مخاطب جا نماند و از بازار محصول مخاطب عقب نمانند، چون مخاطب در انتظار نمی ماند ولی در اینجا چندان که باید مخاطب عام را جدی نمی‌گیرند.

وی درباره این موضوع که نتفلکیس چه ویژگی داشته که می توان به آن چابک سازی موفق نسبت داد، گفت: یکی از معیارهای اصلی این اتفاق مطالعات دور، بلندمدت و استراتژیک است و در حوزه آینده پژوهی  بسیار جلو و موفق هستند.

باطنی با اشاره به تفاوت نتفلیکس با پلتفرم های داخلی گفت: شما در تمام بیلبوردهایی که تمام سطح شهر می بینید عکس سه بازیگر و نهایتا نام تهیه کننده، کارگردان و سرمایه گذار را می بینید ولاغیر. هیچ خبری از طراح تولید یا کریتور نیست. متاسفانه در سینمای ما ایده مهم نیست و فقط فروش مهم است و متاسفانه بدون هیچ ایده‌ای با همان تفکرات سینما، سریال سازی می‌کنیم!!

مهرگان با اشاره به اینکه تلویزیون همچنان درصد بالای جذب مخاطب را دارد، افزود: وقتی وی او دی ها حداکثر حدود دو میلیون مخاطب دارند چرا تلویزیون باید خودش را ببازد. چون در ایران هنوز تلویزیون مخاطب خودش را دارد ولی در کشورهای دیگر وی او دی ها رقابت زیادی با تلویزیون و سینماها دارند.

باطنی در پاسخ به این سوال که چگونه می شود رسانه های داخلی هم چابک سازی خوبی مانند کشورهای دیگر داشته باشند؟ توضیح  داد: افراد نقش بسیار مهمی دارند. ما یکی از مهم ترین نداشته هایمان آدم های چابک است و نبودشان خیلی حس می شود. اولین ویژگی آدم چابک این است که فرزند زمان خودش بوده و دومین ویژگی آن این است که تمام وجودش را برای رسانه گذاشته است و برایشان صندلی مهم نیست و کشته تغییر و تحول است. این فرد حتما تسلط کافی بر رسانه دارد و یکی از مهم ترین عوامل چابک سازی، افراد هستند و تا زمانی که ما آدم های چابک را وارد ساختار نمی‌کنیم، هرچقدر ساختار چابک بسازیم بدون آدم چابک تاثیری ندارد. بدون ورود افراد چابک به ساختار، حرف زدن از چابک‌سازی بی‌معنی است!

سجاد مهرگان در ادامه این بحث اضافه کرد: چاره‌ای نداریم جز اینکه باید حجم بازار را بزرگ کنیم و باید از پدربزرگ های خسته و فرتوت دست برداریم و جوانان چابک را وارد کار کنیم. سینمای ما بسیار درگیر پدربزرگ هاست و متاسفانه این آدم ها هستند که درون خودشان انحصاری تولید کرده اند و با آن کار می کنند. سران مملکت از ما می خواهند که امکان ورود مردم را به فضا مهیا کرده و کار سیاست گذار این است که عدالت را در میان مردم فراهم کند. باید در دادن مجوزهای فرهنگی سخت گیری ها را کمتر  و در ورود مردم به فعالیت های فرهنگی آسان گیری کنیم که در کنار خودمان آن ها را هم داشته باشیم.