عامل اصلی توقیف فیلم «بیداد» چه بود؟
سینماروزان/حامد مظفری: فیلم “بیداد” تازهترین ساخته سهیل بیرقی توسط خود کارگردان در یوتیوب بارگذاری شده و متعاقب آن انبوه کانال و پیج و شبکه ماهوارهای در حال پخش فیلم هستند.
خط داستانی “بیداد” درباره آوازخوانی دخترکی عشق خوانندگی -ستی-در کوچه و خیابان است. دخترک در گریز از ماموران با کمک یک پسر جوان بنگی -ببین- نجات مییابد و عشقی هم بین آنها شکل میگیرد.
روایت بیداد مضمون تکرارشوندهای دارد که فت و فراوان در فیلمفارسی شاهدش بودیم؛ دختری از روستا یا خانواده سنتی یا شهرنو فرار میکند و پسری به دادش میرسد و در عین حال تعقیب و گریزی میان زوج با خانواده یا محافظ عفتکده(!) شکل میگرفت.
در نمونههای متاخر فیلم مالاریا(پرویز شهبازی) یا شب داخلی دیوار(وحید جلیلوند) نیز با همین تم-اولی فرار از دست پدر و دومی گریز از نیروهای امنیتی-ساخته شدهاند و بیداد هم که انگار ترکیب هر دو است و گریز از مادر و نیروهای امنیتی را با هم دارد!

فیلم بیداد گرچه به عنوان فیلم زیرزمینی منتشر شده با این حال حداقل از نظر پوشش بازیگران-به جز مواردی اندک- آن قدرها هم ممیزیخور نیست چون در نماهای بیرونی که دخترک داستان اغلب کلاه سر دارد و نماهای عاطفی دختر-پسر هم مماس با ممیزی پیش رفته…
اینکه چرا “بیداد” که در دولت رییسی مرحوم، پروانه ساخت گرفته، ولی در سد پروانه نمایش مانده و درنهایت توقیف شده و زیرزمینی منتشر گشته را باید در چند محور بررسی کرد.
یکی نماهای داخلی لیلی رشیدی-مادر دخترک- که با موی تیفوسی بلوند ظاهر شده و دیگری دائمالخمری همین کاراکتر.
کشت علف در گلخانه شخصی توسط کاراکتر امیر جدیدی که خودش هم مدام یا نشئه است یا خمار، ممکن است از دیگر موارد ممیزی باشد؟
در سالهای اخیر سریالهای پلتفرمی در نمایش عرق خوری و حتی استعمال مخدر، مرزهای نظارت را پشت سر گذاشته و همه چیزی را نشان میدهند؛ البته با هدایت به سمت تقبیح.
این تقبیح دائمالخمری مادر در “بیداد” هم هست و تقریبا از ابتدای داستان، دخترک جوان مدام در حال نهی از منکر مادرش است.

فیلم «بیداد» در برابر مهاجرت نیز کاملا همسو با نگاه حاکم است که قصد دارد مهاجرت را نقد کند و جوانان را تشویق به ماندن و ایستادن نماید و در پایان بندی فیلم، دخترک خواننده، عملا میگوید که هیج جا نمیرود و میخواهد در همین جا بماند و حتی اگر نتواند بخواند، با نقاشی دیواری، ذوق هنری خود را تخیله کند. این ایستادگی در وطن جاهایی یادآور پزشک سریال مرد هزار چهره-با بازی پرویز فلاحیپور میشود که خطاب به مسعود شصتچی میگوید اگر میخواهی بسازی در همین جا بساز… آن نگاه ولوطنز محصول تلویزیون جمهوری اسلامی، اینجا به طور جدی طرح میگردد و بیداد را از انبوه فیلمهای سیاهنمای جشنوارهای، متمایز جلوه میدهد.
پس بالاخره دلیل توقیف بیداد چه بوده؟ تعرض یک مامور-با بازی علی ملاقلیپور- به مادر دخترک و متلکهایی که دختر به مسئولان ممیزی ارشاد میاندازد که چرا فکری نمیکنند برای آوازخوانی زنان یا ارائه تصویری تند از ماموران؟ مگر نه اینکه تندی ماموران و بازرسی خانه دخترک وقتی افزایش مییابد که دختر جوان در خیابان، مامور روبرو را نقش زمین میکند؟

“بیداد” در کارنامه کاری سهیل بیرقی با وجود تکرار مکررات مضمونی، از نظر تکنیکی اثری جلوتر است و به غیر از تلاش برای درآمدن از آن ساختار تلفیلمگونه چند پردهای عامهپسند و عرق سرد و رسیدن به «خیابان» به عنوان زنجیری برای ربط منطقی حوادث، انتخاب سروین ضابطیان -که غیر از بازیگری، تجربیات مختلفی در موسیقی دارد- بهترین انتخاب ممکن برای فیلم بود و با تجربه قبلی سازنده-عامهپسند- که بسنجیم می بینیم شکل بازی غریزی سروین بهمراتب جلوتر از امثال باران کوثری است. امیر جدیدی همچنان خیلی خوب آن شمایل لشطور را حفظ کرده و بنگی بودن کاراکتر -ببین/چه نامی را هم برگزیده برای این جوان- بسیار همراه است با آن لحن لاتی جدیدی؛ شبیه همان پسر ی که در فیلم اول بیرقی-من- میخواست خواننده شود!
بازیگران مکمل هم خوب هستند و لیلی رشیدی حتی در اغراقهایش باز بهتر است از مثلا معتمدآریا در عامهپسند چون به هر حال تلاشی ترتیب میدهد برای درآوردن مادری که هم دلسوز و فداکار است و هم گرفتار الکل.