جمشید آریا یا امیر آقایی؟⇐پیاله‌ی تجربه در سریال “بدنام”

سینماروزان/کیوان بهارلویی: امیر آقایی در سال‌های اخیر بیشتر به سر تراشیده و طاس شناخته میشود و شاید اگر بخواهیم نظیری برایش در دهه های قبل پیدا کنیم بیش از هر چیز یاد جمشید آریا بیفتیم. البته که طاس شدن این دو در نقطه متضاد است‌.

جمشید آریا قبل از دهه ۶۰ بیشتر ضدقهرمان بود ولی با نقطه ضعف محمدرضا اعلامی بود که طاس شد؛ فیلمی هنری و جلوتر از زمانه ولی همان شمایل طاس در تاراج ایرج قادری بود که حسابی کار کرد. قادری سر آریا را نتراشید چون در نقطه ضعف هم طاس بود ولی قهرمانی که از او تراشید-قاچاقچی که طغیان می‌کند علیه مافیای هروئین- نام او را در تاریخ سینمای ایران، یکه کرد.

امیر آقایی در نقطه مقابل آریا، با سر طاس همواره ضدقهرمان است، صدای آقایی جاافتاده نیست و برخلاف آریا که دوبلورها به جایش حرف زدند آقایی باید با صدای خودش دیالوگ بگوید. اگر الگوی آریا، یول برینر بود برای امیر آقایی سر تراشیده بیشتر برگرفته از دون‌ژوان ها شده. به خصوص که آقایی از جایی به بعد ریش بلند را به سر طاس اضافه کرد و اینجا بود که شمایل ضدقهرمانی که از زنها سوءاستفاده کرده تا تمنیات مادی خود را پیش ببرد، کامل شد.

در سریال بدنام آقایی همچنان با همین الگوی آشنا وارد میشود و حامد عنقا او را تا اواخر با همان الگو پیش می‌برد ولی ناگهان و در شب نشینی او و سینا مهرداد -دو رقیب- شمایل آقایی شکسته شده و اینجا تلاش می‌کند نشان دهد حتی زنباره‌ترین تیپ‌ها هم روح و روانی دارند که ممکن است در نقطه بحرانی زندگی به دادشان برسد.

همه‌ی تجربیات بازیگری امیر آقایی-از ارتفاع پست و کیمیا و خاک گرفته تا بادیگارد و کوچه بی نام و چهل سالگی و سعادت آباد و…-صرف درآوردن همین تک سکانس نوش‌خواری با رقیب شده. به‌سان همان قدرتی که پیاله‌پشت‌پیاله به کاراکتر می‌دهد، آقایی در کسری از دقیقه، شریر مطلق را بدل میکند به مظلومِ ستمکش طفلکی!

 




هابیل=قابیل؟/سریال «بدنام» و مساله‌ی زایمان در طبقه‌ی اشتباه !

سینماروزان/محمد شاکری: سریال«بدنام» محصول فیلیمو با نویسندگی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی‌حسینی این روزها در شبکه خانگی پیشتازی می‌کند؛ پیشتازی از این حیث که تقریبا از ابتدا تا حالا که به اواخر رسیده همچنان مخاطب خود را حفظ کرده و این حفظ مخاطب مرهون بازنمایی طبقات و آپارتاید طبقاتی است.

حامد عنقا که پیش از این آثار عامه‌پسند متعددی را در  تلویزیون و شبکه خانگی ارائه کرده است در «بدنام» همه‌‌ی نقاط قوت تنهایی لیلا و آقازاده را برداشته و کنارش و متاثر از اتفاقات این یکی دو سال اخیر، نموداری رسم کرده از حال و هوای اجتماع ایران.

«بدنام» جامعه را به دو بخش خوب-بد تقسیم نمی‌کند و همه را در نوسان از هابیل تا قابیل می‌بیند و نشان می‌دهد که چگونه هر طبقه، سرنوشت را به دلخواه خود می‌نویسد. در این جهان، ثروت فقط پول نیست؛ قدرت تعریف حقیقت است. آدم‌های فرادست حتی وقتی خطا می‌کنند، فرصت جبران دارند، اما فرودستان پیش از آنکه محکوم شوند، متهم‌اند. این همان نگاهی است که کمتر در سریال‌ها با چنین صراحتی دیده‌ایم.

جسارت سریال در این است که فقر را رمانتیک نمی‌کند. شخصیت‌های طبقه پایین قدیس نیستند و ثروتمندان هم کاریکاتور شرارت نیستند. هر دو قربانی مناسباتی هستند که سرمایه و قدرت را به مهم‌ترین ابزار تعیین‌کننده اخلاق تبدیل کرده است. همین آدم بودن شخصیت‌ها، «بدنام» را از دام شعارزدگی نجات می‌دهد.

نمایش خشونت پنهانِ طبقات مختلف به درستی در سریال جانمایی شده. خشونتی که همیشه با اسلحه یا فریاد اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی در یک تحقیر، یک قرارداد، یک نگاه از بالا یا حتی یک سکوت خلاصه می‌شود. «بدنام» نشان می‌دهد که نابرابری، پیش از آنکه اقتصادی باشد، فرهنگی و حتی روانی است؛ طبقه، حتی شیوه حرف زدن، عاشق شدن و رؤیا دیدن آدم‌ها را تعیین می‌کند.

سریال بدنام
سریال بدنام

بازی‌ها نیز در خدمت همین جهان‌بینی قرار گرفته‌اند. شخصیت‌ها بیش از آنکه دراماتیک باشند، نماینده یک موقعیت اجتماعی‌اند و همین باعث می‌شود مخاطب، به جای قضاوت افراد، ساختاری را ببیند که آن‌ها را به این نقطه رسانده است.

شاید مهم‌ترین موفقیت «بدنام» این باشد که از نگاه طبقاتی، ابزار شعار سیاسی نمی‌سازد؛ بلکه آن را به موتور درام تبدیل می‌کند. در این سریال، عشق نه ناجی است و نه ویرانگر؛ عشق فقط آخرین قربانی شکافی است که جامعه میان آدم‌ها کشیده است…

دیدیم که در قسمتهای سیزده و چهارده چگونه آن مقدمه چینی برای رهایی عاشقانه و لذت زدوبندهای پنهان و خیالبافی برای وصال در اوج، با آتشفشان قله‌ای روبرو شد که سالها بود خاموش مانده بود و بالاخره بالا آورد…

«بدنام» یادآوری می‌کند که در جامعه امروز، بدنامی همیشه نتیجه خطا نیست؛ گاهی نتیجه این است که در طبقه اشتباه به دنیا آمده‌ای. این همان گزاره تلخ و تکان‌دهنده‌ای است که سریال با کمترین ادعا و بیشترین تأثیر، دربرابر مخاطب می‌گذارد.

محمد شاکری روزنامه نگار و منتقد سینما
محمد شاکری روزنامه نگار و منتقد سینما

 




۱۲+۱= پایانِ سریال «بدنام»!؟

سینماروزان: سریال بدنام در قسمت سیزدهم خود نه تنها گرفتار نحسی نشد که یکی از کوبنده‌ترین اپیزودها را ارائه داد.

خبرگزاری باسابقه ایلنا در نقدی بر این سریال، قسمت سیزدهم را بهترین پایان بندی برای بخش اول داستان قلمداد کرد و پنج پیش‌بینی برای فینال سریال طرح کرد.

متن تحلیل ایلنا را بخوانید: 

قسمت ۱۳ بدنام را به راحتی می توان بهترین پایان بندی برای بخش اول داستان این سریال و بهترین قسمت سریال از نظر ریتم و تمپوی وقایع تا اینجا دانست. قسمتی که نه تنها چند سکانس حسی سنگین با اجراهای بسیار خوب بازیگرانش داشت بلکه حس ختام قابل قبولی برای اولین سوال ذهن مخاطب سریال بود که بالاخره یلدا و اسماعیل و ابراهیم چطور با هم مواجه می شوند و حالا داستان به شکلی است که هم مخاطب می داند چه شده و هم کل شخصیت ها. دیگر چیزی بر کسی پنهان نیست.

 

قسمت ۱۳ هیچ سکانس اضافه ای ندارد. با موسیقی خاص و متفاوتش کاملا بسته بندی شده و دقیق است. شیب رسیدن به لحظه ی انفجار که میشود مواجهه یلدا و اسماعیل و ابراهیم به درستی طی می شود و بعد از لحظه ی انفجار نیز بیخود مخاطب در شوک این مواجهه رها نمی شود. با سکانس های دعوای اسماعیل و یلدا و حلقه پرت کردن اسماعیل از یک طرف و دعوای عماد و ابراهیم که به جدایی حسی شیوا و عماد ختم می شود به مخاطب می گوید این تازه اول قصه است.

 

با اتفاقی که در قسمت ۱۳ افتاد احتمالا باید نیمه اول داستان را تمام شده و نیمه دوم را مختص انتخاب های هر کدام از شخصیت های اصلی قصه بدانیم.

حالا سوالات احتمالی مخاطبان چه خواهد بود. در قسمت اول سریال از یک طرف عماد خودکشی می کند و از طرفی اسماعیل و یلدا در دادگاه طلاقند، سر و وضع یلدا هم کاملا معمولی و خسته است. اسماعیل در دادگاه می فهمد که یلدا حامله است و با عصبانیت می گوید بچه حتی می تواند بچه پدر او باشد. احتمالا الان بهترین معنی این دو سکانس مشخص می شود. پس بدنام باید تکلیف چند چیز را معلوم کند در ادامه داستانش تا سوالات مخاطبانش را به درستی در انتها پاسخ داده باشد.

پنج پیش بینی برای فینال:

اول تکلیف آن بچه در شکم یلدا، سرنوشت بیماری یلدا و سرنوشت زندگی مشترکش با اسماعیل روشن شود. دوم اسماعیل باید سرنوشت رابطه با پدرش ابراهیم و زنش یلدا را بعد از همه این وقایع معلوم کند. سوم ابراهیم قرار است با یلدا و عماد چه کند و عماد با یلدا چه رفتاری خواهد داشت. چهارم در زندگی عماد چه رخ می دهد که خودش را می کشد و آیا میرافشار و دخترش شیوا از کاری که عماد با آن ها کرده می گذرند و پنجم سرنوشت معامله ای که پای همه شان گیر است چه می شود؟

 

«بدنام» تا اینجا با وجود یک سری انتقادات، اما به خوبی داستانش را روایت کرده و از نشانه ها مشخص است مخاطب خوبی هم پیدا کرده است. با این حال مخاطب از الان انتظار زیادی دارد تا ببیند مواجهه شخصیت ها با اتفاقاتی که برایشان افتاده به چه شکل خواهد بود. نیمه دوم داستان «بدنام» احتمالا انسانی تر و پر از اشک و آه خواهد بود مگر سازندگان قصد تغییر مسیر در حس قصه را داشته باشند که بعید است چنین ریسکی کرده باشند.

 




سریال «بدنام»؛ صرف و نحو «آسیبِ» ژولیت بینوش! بی شق‌القمر و حتی‌المقدور

سینماروزان/حامد مظفری: سریال بدنام را باید یکی از بحث برانگیزترین سریالهای اخیر ایرانی دانست که تقریبا توانسته از ابتدا تا میانه، مخاطب داشته باشد یعنی برخلاف اغلب سریالها-چه تلویزیونی چه پلتفرمی-سازندگان هم برای آغاز و هم برای نقطه عطف، طراحی پسایندی کامل داشته‌اند.

بدنام باز برخلاف بسیاری از سریال سازان به سراغ شق القمر نبوده و نرفته سراغ سوژه‌ی خاص یا غیرمترقبه بلکه یکی از روان‌ترین و پرتکرارترین داستانهای عاشقانه را محور روایت کرده منتها الگو را درست و به‌اندازه پیاده کرده.

خط کلی داستان یادآور رمانس انگلیسی «آسیب» ساخته لویی مال با بازی ژولیت بینوش، جرمی ایرونز ، میراندا ریچاردسون و روپرت گراوس است و اتفاقا تنه‌زنی درام به سیاست در «بدنام» هم مشترک است و همین تلفیق عشق و سیاست است که «بدنام» را در میان سریال‌های ایرانی، خط‌شکن و جذاب برای مخاطب کرده.

درباره‌ی فسادهای اخلاقی یقه سفیدان در ایران تجربیات موفقی شده؛ از سیب سرخ حوای سعید اسدی و تیک اسماعیل فلاح‌پور و شوکران بهروز افخمی تا زندگی خصوصی حسین فرحبخش و دوران عاشقی علیرضا رییسیان و…! اما اینکه حامد عنقا به عنوان طراح «بدنام» کمی جلوتر رفته و یقه‌گیری پدر و پسری الیگارش در تنازع برای وصال یک یلدانام را محور معامله‌ای اقتصادی-لابد با عقبه ی سیاسی- کرده باعث شده سریال همان قدر که برای مخاطب وطنی، جسور باشد برای تندروها، موی دماغ!

«بدنام» ابدا دنبال تطهیر الیگارشهای فاسد نیست بلکه تا حد توان آنها را چوب میزند و زیرکانه چاشنی عشق و شعر و ساز و کافه و دیت را لابلای کار می‌گذارد تا مبادا هدف اصلی که گذران اوقات فراغت است، تحت‌الشعاع قرار گیرد.

سریال بدنام
سریال بدنام

نقطه قوت کار نیز احتمالا همان مایه های ملودرام و عشق و عاشقی های یکباره باشد که عنقا در آنها فراوان تبحر دارد؛ باز برخلاف بسیاری از سریالهای اخیر که به کلیشه ترین و روترین شکل ممکن عشق را تصویر میکنند، عنقا در عشق‌نگاری اخیر خود زورآزمایی دارد در چگونگی گرفتاری آقازاده ای به پوچی رسیده در عشقی تصادفی. این، دریچه ای نیک است به از بین رفتن تصور باطلی که آقازاده های مرفه را توانا در دزدیدن قاپ هر کیسی می‌دانند.

تندروانی که به سریال تاخته اند این دریچه را ندیده‌اند؟. مولودان پول حرام، گاهی به خنگ خداهایی بدل میشوند که فرق نشمه ده‌دست چرخیده با نوازنده‌ی بکر را هم متوجه نمیشوند و اینکه می‌گویند از حرام خوری بپرهیزید تا فرزندان‌تان، گلوی‌تان را نجوند، اینجا به خوبی متبادر شده…

آسیب همان طور که از عنوانش پیداست تقبیحی تکان دهنده بود بر زیاده‌روی جماعتی که چون قدرت سیاسی دارند هیچ چارچوبی قائل نیستند و بدنام کوشیده با همه محدودیت ها صرف و نحوی درست داشته باشد بر همان مفهوم.




«بدنام» با تکیه بر موازین شرعی درباره تحول و توبه یک دختر جوان است/کارگردان سریال پاسخ داد

سینماروزان: انتشار یادداشتی گزنده از سوی روزنامه کیهان در نقد سریال بدنام با واکنش کارگردان سریال، مواجه شد.

کیهان با تیتر «وهن حکم شرعی…» نوشته بود: در قسمت چهارم سریال «بدنام»، گره‌ای نمایشی باز می‌شود که نه تنها شبکه نمایش خانگی را با رسوایی تام مواجه کرده، بلکه به مثابه وهن احکام روشن دین مبین اسلام تلقی می‌شود. این سریال از قسمت اول با مطرح کردن جدایی اسماعیل و یلدا و ابهام تعلق فرزند به پدر یا مادر، در قسمت چهارم به وضوح نشان می‌دهد که یلدا پس از جدایی از شوهرش، به عقد موقت (صیغه) ابراهیم- پدر شوهر سابق خود- درآمده است! این درحالی است که بر اساس شریعت اسلام، زن پس از عقد با مرد، تا پایان عمر نسبت به پدر شوهر خود «محرم ابدی» است و هرگونه رابطه عاطفی یا زناشویی با او مطلقاً حرام و از مصادیق زنا محسوب می‌گردد. نکته تأمل‌برانگیز این است که ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) به این سریال مجوز نداده و مشخص نیست کدام نهاد یا ارگان مسئول صدور مجوز انتشار آن شده است.

 

احسان سجادی حسینی مجبور شده جهت پاسخگویی مستدل به کیهان، بخشی از داستان سریال خود را لو دهد و توضیحاتی درباره شخصیت اصلی آن-با بازی ستایش رجائی نیا- دهد و در عین حال تاکید نماید که سریالش مجوز دارد و قانونی عرضه شده‌.

کارگردان سریال «بدنام»، احسان سجادی حسینی، اذعان کرد که داستان «بدنام» حول تحول و توبه شخصیت‌ها بازی می‌کند و یکی از اخلاقی‌ترین سریال‌های تولید شده در شبکه نمایش خانگی است.

او همچنین، به انتشار یادداشت‌هایی با محوریت بی‌اخلاقی و حرمت‌شکنی علیه «بدنام» اشاره کرد و گفت که این اقدام ممکن است با هدف فشار برای توقیف مجدد سریال باشد به خصوص که سریال «بدنام» نیز با پخش چهار قسمت، مخاطبان را در شرایط قطع اینترنت برای ساعاتی سرگرم کرد.

احسان سجادی حسینی در گفت‌وگو با خبرآنلاین اعلام کرد: ادعای عجیب یادداشتی که اخیرا با عنوان وهن دین منتشرشد، کاملا دروغ و فراتر از آن است، و مصداق بارز تهمت به تیم سازنده این اثر. داستان بدنام درباره تحول و توبه است که در کنار نهی از ریاکاری و کاسبی با دین، روایت می‌شود. این سریال احتمالا از اخلاقی ترین و مذهبی‌ترین سریال هایی است که تا به حال  در شبکه نمایش خانگی ساخته شده، «یلدای» این سریال چون یک دستیار باهوش امر وکالت است، دقیقا با شناخت درست از حقوق و قوانین اسلامی،برای اینکه برای همیشه و با اتکا به موازین شرعی، از شر ابراهیم خلاص شود، تمام تلاش خود را می کند تا به عقد پسر او درآید و در این مسیر به کل آدم دیگری می‌شود، این اتفاق دقیقا ۱۸۰ درجه با اتهامی که این یادداشت به محتوای سریال زده متفاوت است.

او همچنین باگلایه از برخی انتقادها به پخش این سریال گفت: «بدنام» مجوز رسمی تولید دارد و اکنون نیز با رفع برخی موانع با طی موازین قانونی و از مجرای قانونی منتشر می‌شود.

 

بنابراین گزارش، در چندهفته اخیر و پس از رفع توقیف سریال، یادداشت هایی علیه “بدنام” با محوریت بی اخلاقی و حرمت ‌شکنی در فضای مجازی منتشر شده که شاید با هدف فشار برای توقیف مجدد سریال باشد. سریالی که در شرایط فعلی کشور می‌تواند هم مردم را پای رسانه‌های داخلی بنشاند و هم فضاسازی مسموم ماهواره‌های فارسی زبان را کمرنگ کند. ضمن آنکه با پخش چهار قسمت از این سریال، نه تنها هیچ اتفاق خاصی که برخی فضاسازی‌ها آن را نوید داده بودند، نیافتاد بلکه اتفاقا مردم را در شرایط قطعی اینترنت بین الملل و زیر بمباران رسانه‌ای دشمن برای ساعاتی سرگرم کرده است.




سریال «بدنام» رکورد زد/ بیش از ۴ میلیون بازدید برای یک قسمت+ویدئو

سینماروزان: قسمت اول سریال «بدنام» با ۴ میلیون و ۱۱۳ هزار مخاطب رکورد بازدید قسمت نخست یک سریال در فیلیمو را به ثبت رساند.

 

این سریال که در ایام جنگ تحمیلی سوم و بدون هیچ تبلیغات مجازی و محیطی و اطلاع‌رسانی در دسترس مخاطبان قرار گرفت همزمان با انتشار با استقبال بی‌نظیر مخاطبان فیلیمو مواجه و موفق به جذب بیش از چهار میلیون بازدید شد. قسمت دوم «بدنام» نیز بدون اطلاع رسانی پیشینی از روز گذشته و پس از چند هفته توقف با کسب مجوز قانونی منتشر شد.

 

این سریال عاشقانه با حضور بازیگرانی چون «حسن پورشیرازی، امیر آقایی، سینا مهراد، ستایش رجایی نیا و لعیا زنگنه» کار جدیدی از حامد عنقا و به کارگردانی احسان سجادی است.

برای تماشای ویدئو اینجا را ببینید.




سریال «بدنام» رفع توقیف شد

سینماروزان/محمد شاکری: بالاخره و بعد از حدود یک ماه توقیف، مشکلات سریال بدنام حل شد و قسمت دوم سریال از طریق فیلیمو عرضه گشت و از همان دقایق ابتدایی عرضه با انبوه کامنت روبرو شده.

این سریال را احسان سجادی حسینی به تهیه‌کنندگی و نویسندگی حامد عنقا ساخته با بازی حسن پورشیرازی، امیر آقایی، سینا مهراد، ستایش رجایی نیا و…

سریال بدنام که یک ملودرام اجتماعی است داستان سوداگری هایی را به نمایش می‌گذارد که یک طرف آن ظاهرالصلاحان منافق هستند و طرف دیگر، ثروت‌اندوزان ابن‌الوقت.

قسمت اول سریال گرچه با واکنشهای مثبت مخاطبان روبرو شد اما برخی سوءتفاهمات شکل گرفته حول مضمون، اسباب توقیف سریال را رقم زد…

به تازگی قسمت دوم سریال در سبد پخش فیلیمو قرار گرفته و باید دید این سریال در ادامه میتواند بدون مشکل به کار خود ادامه دهد و رونق بیشتری به شبکه خانگی دهد؟

ادامه‌ی سریال بدنام(فیلیمو) بعد از سریالهای هفت(نماوا) و بی‌عاطفه(فیلمنت) و همزمان با عرضه سریالهای ۲۱(فیلمنت) و گل سنگ(شیدا)، ارائه شده تا رقابت میان سریال سازان را بیشتر کند.




چرا سریال «بدنام» توقیف شد؟ چرا خالق «بدنام» در کنداکتور جنگ رمضان است؟!

سینماروزان/حامد مظفری: سریال «بدنام» تازه‌ترین ملودرام حامد عنقا تنها پس از عرضه یک قسمت در فیلیمو گرفتار توقیف شد.

درباره‌ی توقیف سریال حرف و حدیث فراوان است و از همه مهمتر حضور یک بازاری زن‌باره در سریال-با بازی حسن پورشیرازی-!پرسوناژی که در ظاهر تابوشکنی قلمداد شده اما اتفاقا یکی از تیپ‌های تکرار شونده نه در سینما و تلویزیون بلکه در تاریخ هنرهای نمایشی ایران است و قدمتش به نمایش های تخته حوضی سالهای دور میرسد.

همان قدر که هَوَل بودن و هوسبازی تیپ بازاری در تخته حوضی، اسباب چوب زدن به این رفتار بوده و نه تقدیر، در بدنام هم قرار بوده این بوالهوسی به عنوان کرداری پلید، نهی شود.

به غیر از محمدرضا شریفی نیا که به کرات در آثار سینمایی-و از همه بیشتر دیده‌شده «دنیا»‌ی منوچهر مصیری- این تیپ را بازی کرد، یکی از چهار نقطه قوت کارنامه داریوش ارجمند-به غیر از ناخدا خورشید و مالک اشتر و حشمتِ ستایش- بازی در تیپ حاجی نقدی در فیلم سگ‌کشی بهرام بیضایی بود؛ یک دلال گور ظاهرا متشرع و باطنا هفت‌خط که حتی اجناس دلارزای خودش را نمی‌دید اما تا سر بالا آورد و گلرخ را دید، هوسبازی‌اش گل کرد و هم نمره‌ی شخصی‌اش را لو داد و هم آدرس باغچه‌ی پنهانی.

در همین صداوسیما ی جمهوری اسلامی، حسن فتحی سریالی به اسم «میوه ممنوعه» را ساخت متمرکز بر بوالهوسی پیرمردی بظاهر دیندار و متاهل.

از این مصادیق فراوان است و «بدنام» در نمایش تیپ ظاهرالصلاحان منافق، تابویی نشکسته. خط و ربط داستانی سریال علیه پشت پرده‌ی بیزنسمن‌های دنیادوستی است که برای دو همت بیشتر، همه چیزشان را به حراج میگذارند و اگر نشود این کژی‌ها را در سریال‌ها هم نقد کرد پس چه باید کرد؟

چرا سریال بدنام توقیف شد؟
چرا سریال بدنام توقیف شد؟

بدنام از نظر ساختار بصری اثری قابل تامل نشان داده و تعقیب و گریز خودرویی داخل اتوبان یا خودکشی از فراز برج- را به طبیعی‌ترین شکل ممکن و بالاتر از استانداردهای سینما و تلویزیون ایران به اجرا درآورده.

کیفیت بازی‌ها هم قابل اعتناست و در برهوت نبود بازیگر زن یک-به دلیل ممنوعیت‌های متعدد- اینکه ستایش رجایی‌نیا بعد از نقش مکمل در «غربت» به خوبی از پس نقش اول زن «بدنام» برمیاید، یعنی نوعی حساب‌شدگی در کشف و تحویل استعداد.

اینکه چنین سریال استانداردی توقیف میشود چندان به نفع کلیت صنعت هنرهای نمایشی ایران نیست‌ و فقط ریسک جاه‌طلبی را بالا میبرد و بقیه را به لاک تکرار می‌اندازد.

حامد عنقا تهیه‌کننده و طراح داستانی بدنام همین ایام جنگ رمضان روی آنتن صداوسیما بوده با فیلم «غریب»-درباره زندگی محمد بروجردی- که به غیر از شبکه های اصلی، مرتب از شبکه های استانی در حال پخش است و با اینکه تنها کار جنگی عنقا است ولی به‌مراتب بهتر از بسیاری آثار ارگانی.

عجبا که تازه‌ترین محصول این آدم-که اتفاقا خیلی زود علیه تجاوزگران به ایران موضع گرفت-توقیف میشود و آثار افرادی که همچنان وسط لحاف را ترجیح میدهند به موضع‌گیری له وطن خویش، بی یک پلان ممیزی در حال پخش از همین شبکه خانگی است…

 

 




انتقاد یک قاضی از توقیف سریال «بدنام»/جلوی این روند را بگیرید

سینماروزان: در سال‌های اخیر، بارها شاهد بوده‌ام که در فضای فرهنگی کشور، تصمیماتی درباره آثار نمایشی اتخاذ می‌شود که بیش از آنکه نشانی از تنظیم‌گری مبتنی بر قانون داشته باشد، بیانگر نوعی فاصله میان «قاعده» و «سلیقه» است.

سعید دلفانی، قاضی دیوان عدالت اداری و رییس سابق دادسرای فرهنگ و رسانه با بیان مطلب فوق به خبرآنلاین گفت: قبلا هم نوشتم  ساترا فاقد صلاحیت قانونی برای تنظیم‌گری حوزه صوت و تصویر فراگیر است و الزام به اخذ مجوز از آن، فاقد مبنای قانونی است. این نکته، نه اختلاف‌نظر، بلکه یک اصل حقوق عمومی است که بر پایه منع توسعه صلاحیت بدون نص استوار است. در برخی موارد، مراجع قضایی نیز با استناد به گزارش‌ها یا برداشت‌های غیرکارشناسی، به نام «پیشگیری از وقوع جرم» یا با ارجاع به برخی مواد قانونی مرتبط با جرایم رایانه‌ای و برداشت‌هایی با ماهیت امنیتی، دستور توقف یا محدودیت صادر کرده‌اند. این درحالی است که عناوینی مانند تحریک، ترغیب، دعوت به فساد و فحشا در حقوق کیفری، عناوینی دقیق، محدود و نیازمند احراز عناصر مادی، معنوی و رابطه سببیت هستند.

انتقاد یک قاضی از توقیف سریال بدنام
انتقاد یک قاضی از توقیف سریال بدنام

او ادامه داد: در برخی موارد، برداشت‌هایی مانند «ایجاد فضای ذهنی منفی نسبت به ساختارها» یا «بازنمایی بحران‌های حساس» نیز مورد استناد قرار گرفته‌اند؛ در حالی که چنین برداشت‌هایی نه در قانون تعریف شده‌اند و نه از نظر دکترین کیفری قابلیت انطباق دارند. شنیده‌ام که یکی از سریال‌های مطرح نمایش خانگی نیز-سریال بدنام- این روزها با همین عناوین در معرض توقیف قرار گرفته است؛ نشانه‌ای روشن از اینکه این رویه، نه استثنا، بلکه روندی تکرارشونده است. از سوی دیگر، عدم اخذ مجوز از ساترا هیچ‌گونه وصف کیفری ندارد. تنها موردی که قانون‌گذار عدم اخذ مجوز را جرم‌انگاری کرده، ماده ۲ قانون «نحوه مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت‌های غیرمجاز می‌نمایند» مصوب ۱۳۸۶ است که صرفاً ناظر بر عدم اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.




سریال جدید شبکه خانگی، نیامده، گرفتار شد! 

سینماروزان: رسانه‌ها نوشته‌اند: ساترا با شکایت از سریال جدید «حامد عنقا» و گرفتن دستور قضایی در آخرین روزهای سال از انتشار قسمت دوم سریال «بدنام» جلوگیری کرد تا تعداد سریال‌های در حال پخش در کل رسانه‌های کشور به کمتر از عدد ۵ برسد (صداوسیما ۲ سریال، پلتفرم‌ها ۲ سریال)!

 

به گزارش سینماروزان و به نقل از شرق، این در حالی است که شب گذشته برخی رسانه‌های سینمایی از پرونده‌سازی یک جریان خاص علیه شبکه خانگی و تعطیلی این رسانه‌ها در همین شرایط جنگی خبر دادند.

 

بارها عنوان شده که این اقدامات سلبی صداوسیما و ساترا بویژه در این شرایط کشور و نبود اینترنت بین‌الملل، که مردم به محتوای متنوع، نمایشی و سرگرم‌کننده نیاز دارند، بازی در زمین ماهواره‌ها و شبکه‌های بیگانه است!

این رفتارهای سلبی اگر نگوییم تلاش برای حذف رقیب است، بدون تردید با کوچ مخاطب، کمک به جریان رسانه‌ای دشمن است.

 

واقعیت این است که در روزهای جنگ، مردم بیش از هر زمان دیگری به سرگرمی و محتوای آرامش‌بخش نیاز دارند. قطعی اینترنت بین‌الملل از یک سو و تمرکز صداوسیما بر اخبار از سوی دیگر، نمایش خانگی را به اصلی‌ترین گزینه برای گذران اوقات فراغت خانواده‌ها تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، توقیف یک سریال تازه‌نفس و پرمخاطب، آن هم بدون هیچ اطلاع‌رسانی شفاف، عملاً یعنی سنگ‌اندازی در مسیری که خود ساترا وعده حمایت از آن را داده بود.

بعبارتی اقدام ضدامنیتی که مردم را از رسانه داخلی به سمت ماهواره و شبکه‌های معاند هل می‌دهد تا روایت جنگ نیز از آنسوی مرزها برای مردم روایت شود.

سریال «بدنام» با ترکیبی از بازیگران توانمند و روایتی جذاب توانست در همان قسمت اول نظر مخاطبان را جلب کند. انتظار طبیعی مردم این بود که در ادامه بتوانند این داستان را دنبال کنند. اما حالا سوال اصلی این است: چه اتفاقی افتاد که یک سریال موفق، ناگهان از پخش بازماند؟ آیا این تصمیم ساترا بوده یا نهادی دیگر در این موضوع دخالت داشته است؟

 




معرفی ضلع سوم بدنامی/سینا مهراد رو در روی امیر آقایی در سریال “بدنام” یادآور یک جدال خاطره‌انگیز

سینماروزان: سینا مهراد، حامد ِ خوب و خوشنام سریال‌های «پدر» و «آقازاده»، این بار «بدنام» می‌شود.

 

بازیگر جوان سریال «از یاد رفته» در سینما هم «ژن خوک»، «شادروان» و «دو روز دیرتر» را دارد.

 

سینا مهراد قربانی خیانت‌ها و بدنامی بدنامانی است  که رذالت‌ها را در «بدنام» بازی می‌کنند؛ او ضلع سوم مثلثی است که پیش از این حسن پورشیرازی و امیر آقایی در آن قرار گرفته‌اند، روایتگر شخصیتی قربانی و در ظاهر عاشقی آرام است که در پس آن شعله‌های خیانت و بدنامی در وجودش زبانه خواهد کشید و عصیان می‌کند.

 

«بدنام» کاری از حامد عنقا به کارگردانی احسان سجادی حسینی است‌.

 

عکسها از آرش شاه محمدی




رذل مفتخر با بازی امیر آقایی!/دوئل بر سر زنِ کین‌توز در سریال “بدنام” 

سینماروزان : نیما بحریِ سریال «آقازاده» ضد قهرمانی بدنام‌تر می‎شود؛ شخصیتی که هر رذالتی را برای خود افتخار می‌داند!

 

امیر آقایی، برنده سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر، یکی از نقش‌های اصلی سریال «بدنام» را ایفا می‌کند.

 

این سریال جدال دو مرد بر سر زنی انتقامجوست و امیر آقایی در آن مردی‌ست که هر رذالتی را برای خودش افتخار می‌داند و در تضاد با حسن پورشیرازی به شکلی امتداد نقش نوستالژیک خود در آقازاده را زنده می‌کند.

 

سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و کاری از حامد عنقا روایتی تازه از یک عشق حرام است که پیش از این «جان شیفته یلدا» نام داشت…

 

سریال بدنام با بازی امیر آقایی و حسن پورشیرازی
سریال بدنام با بازی امیر آقایی و حسن پورشیرازی




حسن پورشیرازی گرفتار عشقی حرام در سریال «بدنام»

سینماروزان: حسن پورشیرازی در تازه‌ترین نقش‌آفرینی خود، پس از موفقیت شگفت‌انگیز فیلم «پیر پسر» که علاوه بر تمجید منتقدان عنوان پر فروش‌ترین فیلم سال را هم به خود اختصاص داد، در نقشی متفاوت و ملتهب، عشقی ممنوع و حرام را در سریال خانگی «بدنام» به تصویر می‌کشد.

این بازیگر کهنه‌کار که با فیلم «پیرپسر» و نقش غلام باستانی نقطه عطف مهم دیگری در کارنامه‌اش رقم زد، حالا با وسواس بیشتر به پیشنهادات پاسخ می‌دهد؛ حضور در فیلم «عشق در انفرادی» مسعود کیمیایی و فیلم «زن و بچه» سعید روستایی از نشانه‌های آن است.

«بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و تهیه کنندگی حامد عنقا اولین سریالی است که پورشیرازی پس از درخشش و تحسین همه جانبه به خاطر نقش‌آفرینی در «پیرپسر» بازی کرده و همین به جذابیت سریال و اهمیت شخصیت او در این اثر ضریب می‌دهد.

این سریال که پیش از این با نام «جان شیفته یلدا» مطرح شده بود در روزهای پایانی تولید است و امیر آقایی، بازیگر سیمرغ گرفته سینمای ایران را هم در فهرست بازیگران خود دارد؛ او نیز سابقه همکاری با عنقا در سریال‌ جنجالی  «آقازاده» در نقش نیما بحری را دارد و اکنون نخستین همکاری خود با پورشیرازی را پس از «سرزمین مادری» پشت سر می‌گذارد. در سریال تبریزی او سکانس مشترکی با پورشیرازی نداشت.

سریال «بدنام» کاری از حامد عنقا که پیش از این در سریال پرحاشیه و پربیننده «تنهایی لیلا» با پورشیرازی همکاری کرده به کارگردانی احسان سجادی حسینی  است.