کریستوفر نولان در خدمت ال‌جی‌بی‌تی‌کیو!؟/وقتی قهرمانان فیلم «اودیسه» یا ترنس هستند یا سیاه‌پوست!/سفیدشویی هالیوود؛ سهو یا عمد؟

سینماروزان/ساناز پورغفور: آیا هالیوود؛ یکی از بزرگترین تولیدکننده‌های محصولات فرهنگی  جهان، توانسته بی‌طرفانه و بدون داشتن فیلتر سیاسی به تولید محتوا بپردازد؟ آیا جشنواره‌های مختلف وابسته‌ به محصولات هالیوودی تنها به محتوا و استعداد اعتبار می‌دهند یا به پیام سیاسی پشت آن؟

ووکیسم یا ووک‌گرایی ایدئولوژی مطلوب هالیوود است؟ در تعریف آن آگاه بودن نسبت به هر گونه تبعیض و نابرابری نژادی، جنسیتی و اقلیتی آمده است. به لطف این دیدگاه اقلیتهای نژادی و جنسیتی به ویژه سیاهپوستان و زنان توانستند قهرمان اصلی فیلم‌ شوند و پیامهای صلح و برابری را به گوش مخاطبان برسانند. پیامی زیبا که گاهی در عمل شکلی مضحک به خود می‌گیرد، گاهی تعابیر و معانی واژگان را تغییر می‌دهد و گاهی حتی در جهت جعل تاریخ و انکار رنج گروهی قدم برمیدارد.

یکی از قوی‌ترین مثالهای آن، سریال “بریجرتون” است. سریالی با حال و هوای سلطنتی که زمان داستان مربوط به اوایل قرن نوزدهم و مکان آن بریتانیاست. زمان و مکانی واقعی و داستانی خالی از نشانه‌های دنیای فانتزی، جهانی کاملا واقعی که در آن ملکه بریتانیا یک زن سیاهپوست به نام شارلوت با بازی گولدا روشِوِل است، دوک‌ها و دوشس‌های سیاهپوست، خانواده‌های اشرافی با تبار هندی و آسیایی در کنار هم لباس‌های زیبای پاستلی می‌پوشند، چای می‌نوشند، عاشق می‌شوند، ازدواج می‌کنند و یک جعل تاریخی بزرگ را به نمایش می‌گذارند. در حالی که در واقعیتِ روی زمین، در اوایل قرن نوزدهم بریتانیا بزرگترین استعمارگر تاریخ در چهارگوشه جهان در حال غارت و کشتار وحشیانه ملتهای مختلف بود. سیاهپوستان، هندی‌ها و آسیایی‌ها حتی در پایین‌ترین جایگاه‌های خدماتی خانواده‌های سلطنتی جایی نداشتند. اینجاست که ووک‌گرایی در جهت نقض خود کار می‌کند ؛ ایدئولوژی که قرار بود حامی حقوق نژادهای مختلف باشد نه تنها درد و رنج تاریخی آنها را انکار می‌کند بلکه تصویری زیبا، منصف و مهربان از ستمگرانشان می‌سازد.

فیلم اودیسه با قهرمانان ترنس و سیاه‌پوست
فیلم اودیسه با قهرمانان ترنس و سیاه‌پوست

از دیگر مثالهایی که این روزها در اینترنت موضوع بحث شده فیلم اخیر کریستوفر نولان، “اودیسه” است. نولان در این زمینه کمی تازه‌وارد و ناشی است. اگر به تایم‌لاین آثار نولان نگاهی بیاندازیم متوجه نکته ظریفی می‌شویم. نه شاهکارهای علمی-تخیلی نولان مثل “میان‌ستاره‌ای”، “تلقین” و “حیثیت” اسکار گرفتند نه آثار واقع‌گرا-جنایی او مثل “یادگاری” و “بی‌خوابی”، نه فیلم “دانکرک” که براساس واقعه تاریخی جنگ جهانی دوم ساخته شده، نه سه‌گانه “بتمن” او در ژانر ابرقهرمانی که برای همیشه این ژانر را از منظر خطاپذیری ابرقهرمان و همدلی با ضدقهرمان دگرگون کرد‌.

در هیچ‌کدام از این آثار اسکاری به کارگردانی یا فیلم تعلق نگرفت. فیلمهایی خاص و بسیار موفق در گیشه که هم نظر مردم و هم منتقدین را جلب کرده بودند. تا جایی که در فضای مجازی زمزمه‌هایی از لج بودن آکادمی آواردز (اسکار) با نولان شکل گرفته بود و بعد از هر فیلم او این تئوری در اذهان قوی‌تر میشد. فیلم “تِنِت/گماشته” او اما به نظر می‌رسد اولین قدمهای نولان برای استفاده از قهرمان اصلی سیاهپوست با بازی جان دیوید واشنگتن است. این گام (صرفا به کارگیری از بازیگری سیاهپوست در نقش اصلی) برای هالیوود در آن برهه زمانی دیگر دارای جذابیت خاص و ویژه‌ای نبود پس این فیلم‌ هم با وجود بی‌مانند بودنش از اسکار محروم بود.

در “اوپنهایمر:” اما وضعیت کمی پیچیده‌تر شد. اوپنهایمر یک بیوگرافی در مورد سازنده بمب اتم است که بعد از همه تلاشهای نولان در سال ۲۰۲۴ برای او، دو اسکار به ارمغان آورد؛ اسکار بهترین فیلم و اسکار بهترین کارگردانی. اگر کمی دقیق‌تر شویم می‌توان ردپای فیلترهای ایدئولوژیک هالیوود را در این اسکارها دید. این‌بار اما نه به شکل نمایشی و ظاهری بلکه در یک لایه عمیق‌تر. سازنده بمب اتمی که یک یهودی آمریکایی کمونیست است و فعالیتهای کمونیستی دارد، برای دولت امپریالیست آمریکا بمب می‌سازد نه برای شوروی کمونیستی‌.

به نظر می‌آید که نولان در این فیلم تلاش می‌کند آمریکایی را نکوهش کند که خون بی‌گناهان را بر دستان خود دارد اما در این راه تعدادی از حقایق تاریخی را عمدا نادیده می‌گیرد و این سوال را به وجود می‌آورد که آیا تنها راه مخالفت با جنایات آمریکا همراه شدن با ایدئولوژی‌های خطرناک‌تر است؟ در سکانسی تاریخی از این فیلم ما رئیس جمهور آمریکا ترومن را میبینیم که خیلی خونسردانه در حال انتخاب شهری ژاپنی برای انداختن بمب اتم است. اوپنهایمر تلاش می‌کند به نوبه خود او را از این کار منصرف کند اما موفق نمی‌شود. در فیلم‌ تنها توجیهی که آمریکایی‌ها در استفاده از بمب اتم ارائه می‌دهند قدرت‌نمایی در برابر شوروی است. فیلم عامدانه از یکی از خطرناک‌ترین ایدئولوژی‌های برتری‌طلبانه فوق‌ملی‌گرای ژاپنی سخنی نمی‌گوید. اما واقعیتِ تاریخ می‌گوید ژاپن یک امپریالیست به مراتب بدتر آمریکا بود.

جنایاتی که در طول جنگ جهانی دوم از سمت ژاپنی‌ها در حق چینی‌ها و کره‌ایها و اهالی شرق آسیا انجام شد بسیار دهشتناک بود. ایده خداگونه بودن امپراطور ژاپن چنان در اذهان ژاپنی ریشه دوانده بود که ژاپنی‌های غیرنظامی در حال بسیج شدن برای نجات امپراطوری ژاپن بودند. میزان حملات انتحاری سربازان ژاپنی قابلیت از پا درآوردن ارتش‌های بزرگ را داشت.

ژاپن نزدیک به تسلیم شدن نبود که هیچ، حتی در اواخر جنگ، تسلیحات و اطلاعات نظامی حاوی اطلاعات برنامه هسته‌ای به همراه مهندسان و دانشمندان نظامی آلمانی در حال انتقال به ژاپن بودند که حتی یک فقره آن توسط ارتش آمریکا ضبط شد. ما به صراحت نمی‌دانیم ادامه جنگ جهانی دوم بدون حمله اتمی آمریکا علیه ژاپن چگونه پیش میرفت اما چیزی که با اطمینان می‌توان گفت برای به چالش کشیدن جنایات آشکار آمریکا، نیازی به سفیدشویی جنایتکاری دیگر و نادیده گرفتن رنج ملتهای دیگر نیست. اما هیچکدام از اینها برای جایزه‌دهندگان جشنواره دارای اهمیت نیست.

فیلم اودیسه با قهرمانان ترنس و سیاه‌پوست
فیلم اودیسه با قهرمانان ترنس و سیاه‌پوست

در اثر اخیر نولان “اودیسه”، ما دوباره شاهد تلاش‌های نمایش‌گونه نولان در استفاده از بازیگران سیاهپوست برای نقش‌های بی‌ربط هستیم. “ایلیاد” و “اودیسه” اثر حماسی از یونان است. اسطوره حماسی تنها یک شخصیت خیالی نیست. اسطوره نماینده یک ملت یا فرهنگ، بخشی از هویت فرهنگی، حافظه جمعی، ارزش‌ها و باورهای یک جامعه است.

شخصیت‌های داستانهای حماسی از نظر ظاهری نمایانگر جامعه‌ای هستند که از آن آمده‌اند. هلن‌ تراوا به قلم هومر زنی به غایت زیبا، سفیدپوست و کمی رنگ‌پریده است که در اثر نولان نقش آن را بازیگر سیاهپوست کنیایی- لوپیتا نایونگ‌او- بازی می‌کند. در نقش‌های فرعی نیز شاهد حضور پر‌رنگ بازیگران سیاه‌پوست دیگر هستیم: زندایا در نقش آتنا الهه خرد و جنگ، تراویس اسکات، کوری هاوکینز، جووان ادپو، خاویر براون و تعدادی دیگر. در جایی دیگر یک بازیگر ترنس با نام الیوت پیج که قبلا با نام زنانه الن پیج شناخته میشد با قد ۱۵۵ سانت و فیزیولوژی ظریف زنانه به عنوان یک جنگجوی یونانی چندان باورپذیر به نظر نمی‌رسد!

از طرفی تنوع بازیگر در هالیوود به قدری هست که این انتخاب کمی عجیب به نظر برسد و ذهن را به این سمت ببرد که نولان در پی تایید و تشویق از سمت جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو است که این روزها در هالیوود به شدت در حال قدرت گرفتن هستند. به هر حال اودیسه با تعداد صفر بازیگر یونانی در حال اکران است و احتمالا راهی نود و نهمین مراسم اسکار خواهد شد.

 

در حالی که آثار ووک‌گرای بسیاری هر روز وارد میدان می‌شوند و به مذاق مافیای هالیوودی خوش می‌آید به نظر می‌رسد که مردم عادی در حال پس زدن این ایدئولوژی هستند تا جایی که گاهی از بایکوت آثار ووک سخن می‌گویند و شعار طعنه‌آمیز get woke, go broke به معنای “ووک شو و ورشکست شو” سر می‌دهند. شعاری که در بسیاری موارد اثرگذار بوده و اثر را به مرز نابودی و ضرر هنگفت مالی کشانده مانند لایواکشن سفیدبرفی دیزنی یک اثر ووک شکست‌خورده که حتی پروپاگاندا و مافیای هالیوود هم نتوانست آن را به مخاطب تحمیل کند؛ اینها زنگ خطری برای برخی زیرزمینی‌سازان وطنی هم هست که گمان دارند با دست یازیدن به چنین مفاهیمی در سیکل جشنواره ای جامیگیرند و می‌بینیم که ناموفق‌ند و درنهایت فیلمی جایزه بازیگری از جشنواره اروپایی را میگیرد که اتفاقا با پروانه ساخت تولید شده و بازیگرش هم با پوشش کامل روی سن میرود تا جایزه بگیرد!