فقط شکل کار؟/چرا سریال «کارآگاه علوی۳» کاملا مأیوس‌کننده و پر از غلط است؟

سینماروزان/حامد مظفری: سنت ادامه دادن به برندهای موفق قدیمی که قبلتر با «روزگار جوانی» استارت خورده و شکست خورده بود، ادامه یافته و در تازه‌ترین مورد، فصل سوم سریال «کارآگاه علوی» روی آنتن رفته است‌.

اینکه چرا خود حسن هدایت خالق مجموعه را کنار گذاشته‌اند و سراغ سیدجمال سیدحاتمی-دستیار سالیان کمال تبریزی- رفته‌اند، میتواند با توجیه جوانگرایی باشد اما چرا لااقل از هدایت به عنوان تهیه‌کننده استفاده نشده تا سبک امتحان پس داده خود در تاریخی سازی -اعم از داستان پردازی با فکت های واقعی تاریخی تا انتخاب لوکیشن ترکیبی مشتمل بر شهرک+لوکیشنهای دست نخورده بجای تپیدن کامل در شهرک غزالی -را یادِ چند تازه‌کار دهد؟؟

 

سیدجمال سیدحاتمی در خلق فضای مناسب برای اثری کارآگاهی حداقل از نور و رنگ و میزانسن کم نگذاشته و دستیاری در شهریار و سرزمین مادری، کمک کرده حال و هوای پهلوی اول را بازنمایی کند اما باگ اصلی داستان این زحمت را بر باد میدهد. مگر در فصل دوم کارآگاه علوی حسن هدایت، داستان در پهلوی اول روایت نمیشد، حالا چطور است که در همان دوره، برادرزاده‌ی کارآگاه اصلی هم درحال کارآگاهی است؟

در فصل اول محصول ۱۳۷۵ داستان مربوط به سالهای ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۴ بود و مربوط به دوران رضاشاه و دوران ریاست سرپاس مختاری. فصل دوم که محصول ۱۳۸۷ بود کارآگاه علوی در دوران میانسالی بود و داستان فیلم مربوط به سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ و محاکمه عاملان جنایات دوران مختاری است. حالا در فصل سوم میبینیم سال ۱۳۱۹ است یعنی تقریبا قبل وقایع فصل دوم!!! و کارآگاه علوی پیر شده و بازنشسته شده و برادرزاده‌اش جایگزین شده!!! یعنی کلا خط زمانی با دو فصل اول و روند زندگی کارآگاه علوی جور در نمی‌آید و در این اوضاع اصلا چرا نام سریال را کارآگاه علوی گذاشته‌اند؟ معلوم نیست. میشد گذاشت کارآگاه تشکر!

 

ورای اشتباهات زمانی، آنچه فصل سوم کارآگاه علوی را رنج می‌دهد، مهمترین اصل هر محصول کارآگاهی یعنی داستان پردازی معماگونه است‌. دقت کنید که در اغلب قسمتهای سریال، کارآگاه سه‌سوت به مظنون رسیده و سه‌سوت هم به نتیجه میرسد! یعنی تقریبا به مجرد طرح معما، ظن به متهم اصلی شکل گرفته و نهایت خلاقیت، نمک ریختن‌های دستیاران کارآگاه یا رابطه ی عاشقانه نچسب دو کارمند شهربانی است.

 

به‌جز لاجانی داستان، انتخاب های سراسر غلط بازیگران اصلی هم مشکل‌زاست. بهنام تشکر آن قدر نقش دو بازی کرده که یادش رفته میتواند نقش یک هم بگیرد و همین است که در تمام پلان ها منتظر است -که به سبک دودکش یا ساختمان پزشکان- بازیگر روبرو پاسی به او دهد بلکه شوت کند! ولی اینجا خبری از هومن برق‌نورد خلاق نیست و تشکر تنهای تنها و بیخود سعی در فیگورنمایی شرلوک‌هولمزی دارد است. نتیجه هم میشود اینکه تا دوربین روی تشکر زوم میشود مخاطب خنده اش میگیرد. گریم تشکر او را شبیه علیرضا مهران کرده! خودش را می‌آوردند بیشتر کار نمیکرد؟؟

متاسفانه انتخاب بازیگر کناری تشکر هم درست نبوده. بازیگری را با چهره و فیزیک مشابه فرهاد خان محمدی-آسپیران دودکار- آورده اند به عنوان دستیار کارآگاه که متاسفانه اصلی ترین ویژگی دودکار که طنازی بود را با نوعی مزه‌ریزی خنک عوض کرده. یعنی دستیاران پروژه نمیتوانستند فرهاد بشارتی یا شهرام قائدی یا حتی یکی مثل علی استادی را متقاعد کنند برای این نقش؟

عجیب است که بعضا بازیگران فرعی به مراتب بهتر از اصلی ها هستند. مثلا بهروز قادری در نقش کوتاه راننده‌ی قاتل چنان شخصیت را جدی گرفته و چنان گریم به صورتش نشسته که جاهایی فکر می‌کنیم او بناست از جایی وارد داستان اصلی شود ولی متاسفانه تلاش های او دیده نمی‌شود و خیلی سریع از داستان حذف می‌شود. یا بازی های رامین ناصرنصیر و هدیه بازوند درنقشهای کوتاه بسیار بهتر از بازیگران اصلی درآمده.

سریال کارآگاه علوی۳؛ مأیوس‌کننده و پر غلط
سریال کارآگاه علوی۳؛ مأیوس‌کننده و پر غلط

گاف های سریال کم نیست، مثلا یک قسمت در بندرشاه می‌گذرد اما یک ترکمن نمی بینیم و تازه کدام سیاسی را به جایی خوش آب و هوا در استان گلستان تبعید میکردند؟

آن تمرکز مداوم بر حضور دختر پلیس در شهربانی آن دوران، چه میگوید؟

طراح صحنه؟ صلات ظهر و آفتاب سوزان باز آباژور روشن است که هیچ، لوستر و دیوارکوب روشن هم‌ دیده میشود.

طراحی گریم؟ عینهو پتینه کاری‌های ماسیده !

طراحی لباس؟ همه چیز باسمه ای و نچسب. آن کلاه روی سر پلیس زن شبیه کلاه ایمنی چراغ‌دار معدن‌کاران نیست؟

هوای آفتابی همه بارانی و پالتو دارند! چرا؟ کجا گفته شده بارانی پوشیدن جزو الزامات ساخت سریال پلیسی ساختن است؟

 

کارآگاه علوی را اول داستان های کم و بیش دارای مابازای واقعی حسن هدایت برند کرد و بعد بازیهای باندازه و بی ادا و اصول احمد نجفی و فرهاد خان محمدی، حتی در فصل دوم یوسف مرادیان، علیرضا جاویدنیا و محمدرضا عباس‌نژاد-با طنازی متکی بر لهجه- بودند که به نوبه خود، اسباب تحرک سریال را فراهم میکردند ولی در اینجا هیچ بازیگری در این حد و اندازه ها نيست.

متاسفانه بجای خسرو دستگیر هم علی دهکردی را به عنوان مافوق کارآگاه آورده‌ اند. دهکردی گرچه سال‌هاست به واسطه تک‌نقش “کرخه تا راین” شناخته میشود چند سالی از دور خارج شده بود اما انگار خانه سینما در سالهای اخیر باعث شده دوباره نقش بگیرد ولی نه صدای خود را برای یک مافوق شهربانی تربیت کرده و نه اکت های استانداردی دارد. او هیچ گاه به بازیگر ششدانگ ی بدل نشده و اینجا هم فقط هست که باشد؛ هیچ تفاوتی مثلا با بازیش در اخراجیها۳ نمی بینید چون اصولا بازیگر نقش‌پردازی نیست.

«کارآگاه علوی۳» کاملا مأیوس‌کننده است و همان طور که «روزگار جوانی۳» نگرفت و کار نکرد، این یکی هم شکست خورده است.