پیشنهاد یک مدرس سینما به مدیران دولتی: به‌جای اهدای خون مقابل دوربین، فراخوانی بگذارید برای ثبت به‌لحظه‌ی اتفاقات جنگ رمضان !

سینماروزان: با وجود ورود به هفته سوم جنگ رمضان و با اینکه نیاز به ثبت و ضبط اتفاقات جنگ و حتی روزمرگیِ شهرهای جنگ‌زده و سپس عرضه سریع آنها بیش از پیش حس میشود، همچنان داده‌های مستند ایرانیان از جنگ رمضان بسیار قلیل است و بیشتر محصول گوشی‌های شهروندان و جای خالی مستندسازانی که همه ساله بودجه‌های دولتی مستندسازی به آنها میرسد، کاملا مشهود است.

سیدرضا اورنگ منتقد و مدرس سینما با نگارش یادداشتی خطاب به مدیران تمام ارگانهای سینمایی متصل به بیت‌المال از آنها خواسته به‌جای شوآف-و مثلا اهدای خون جلوی دوربین- به وظیفه اصلی خود برگردند و فراخوانی بگذارند برای تولید مستندهای استراتژیک.

 

متن یادداشت این مدرس سینما را بخوانید:

جنگ پدیده شومی است،اما گریز و گزیری از آن نبوده و نیست بنابراین باید برای آن همواره آماده بود و تمهیداتی اندیشید. یکی از این تمهیدات در جهان امروز، مستندسازی از وقایع جنگ است،زیرا برای ثبت در تاریخ بسیار مهم است به همین دلیل در دوران دفاع مقدس،بسیاری از افراد شجاع مانند شهید مرتضی آوینی و گروهش در جبهه های جنگ و خط اول به تصویربرداری و صدابرداری پرداختند که اکنون اسناد آن در تاریخ ایران ماندگار شده و بر اساس آن،هم کتاب نوشته شده و هم فیلم داستانی ساخته شده است.

متاسفانه ارگانهای سینمایی و زیرمجموعه هایشان،همان گونه که حین جنگ ۱۲ روزه هیچ تحرک محسوسی برای بسیج امکانات و مستندسازان جهت ثبت وقایع انجام ندادند،در جنگ اخیر نیز دست روی دست نهاده و احتمالا در ویلاهای امن فقط اخبار جنگ را دنبال میکنند! ؟

طبق گفته قدیمی های وزارت ارشاد(فرهنگ)، در بحبوحه انقلاب، بسیاری از سینماگران و فی‌المثل زنده یاد فریدون ری پور فیلمبردار سرشناس،علی رغم خطرات در انبار وسایل وزارتخانه را شکست و دوربین های فیلمبرداری و ضبط های ناگرا را بیرون کشید و همراه افراد باغیرت دیگری مانند مرحوم کریم دوامی و…به میان مردم رفته و به فیلمبرداری اتفاقات منتهی به انقلاب پرداختند.

ثمره کار آنان باعث شد وقایع انقلاب و پیروزی آن، به صورت حرفه ای ضبط و ثبت شود که هنوز بعد از گذشت حدود ۵۰ سال مورد استفاده مستندسازان قرار می گیرد.

اگر نبود شجاعت این مردان غیور و دل به دریا زدن آنان،اکنون هیچ سند مهمی از آن وقایع نداشتیم.

رضا اورنگ
رضا اورنگ

وزارت ارشاد و سازمان سینمایی و دیگر ارگانهای سینمایی، امکانات زیادی برای تصویرسازی از وقایع جنگ دارند، چرا از آن استفاده نمیکنند؟ چرا تمایلی ندارند تا این بخش بسیار مهم از تاریخ ایران را ثبت و ضبط کنند؟مشکل چیست؟جرات و توان ندارند؟! مرکز گسترش که به مستندسازان خود می نازد و فخر می فروشد،چرا آنان را برای ثبت وقایع به میدان گسیل نمی کند؟اگر بودجه خود را اکنون خرج نکرده و از امکانات خویش بهره نگیرند،کی میخواهد این کار را انجام دهد؟ آیا این مرکز با آن همه بودجه و امکانات، وظیفه ای ندارد تا در این جنگ تاریخی ثبت واقعیت کند؟! اگر هم جريانی برای تولید مستند صورت گرفته چرا اطلاع رسانی رسمی و شفاف نشده؟

اگر سازمان سینمایی و دیگر ارگان های صاحب بودجه های سنگین و رنگین، خودشان و فیلمسازان آنان توان و جرات به میدان و آمدن و ثبت وقایع را ندارند، فراخوانی اعلام کنند تا افراد کاربلد،شجاع و باوجدان که عرق و عشق به وطن و مردم دارند،به میدان بیایند و تا دیر نشده ثبت وقایع کنند. اهدای خون و تصویربرداری و عکسبرداری از این صحنه،تبلیغات گل‌درشتی است که در ذهن مردم و تاریخ سینمای ایران ثبت نخواهد شد! مخاطبان مستندهای درجه یک و به‌لحظه از اتفاقات میخواهند؛ مستندهایی که بلافاصله بعد از تولید باید به پخش برسند تا مخاطبان واقعیت را در مدیای داخلی ببینند و نه رسانه‌‌های خارجی. این گونه است که میتوانیم پیروز جنگ نرم باشیم.

 




واکنش یک منتقد پیشکسوت به لابی‌های امروز مخالفان دیروز با وزیر تازه ارشاد⇐چه اتفاقی افتاده که برخی از افراد مخالف برنامه وزیر، یکباره به موافق تبدیل شده و آن را می ستایند؟!/چگونه است افرادی که به شدت به برنامه وزیر ارشاد تاخته‌ بودند، حالا تغییر موضع داده و مشغول رایزنی برای شراکت در مدیریتند؟/این جماعت حواس‌شان به این نیست که ممکن است به ناگاه در گردبادی که خودشان به وجود آورده‌اند گرفتار شوند؟

سینماروزان: تغییر موضع سریع برخی از مخالفان دو هفته قبل وزیر ارشاد و لابی‌های پنهانی با نزدیکان وزیر برای سهیم شدن از خوان مزایای ارگانی با واکنش سیدرضا اورنگ منتقد پیشکسوت مواجه شده است.

سیدرضا اورنگ با زیر ذره‌بین بردن رفتار این عده، آنها را شبیه به جماعتی دانسته که در مسیر نسیم می‌خوابند، غافل از آن که گاهی اوقات نسیمی خنک به طوفانی بنیان‌کن بدل خواهد شد.

متن یادداشت اورنگ را بخوانید:

پس از انتشار برنامه وزیر پیشنهادی وزارت ارشاد، مانند همیشه بسیاری دچار جوگرفتگی شدند که البته تا حد بسیار زیادی حق داشتند، چون این برنامه ،هم تعجب برانگیز بود و هم غیرمنتظره.

افراد و گروه‌هایی نوشتن و انتشار بیانیه‌های تند را سرلوحه کار خویش قرار داده و عده ای نیز تاخت و تاز آغاز کردند.

وارد جزئیات این مسائل نمی شویم،چون هرکسی حق دارد نظر خویش را در مورد موضوعات مختلف اعلام کند.عده ای واکنش حسی نسبت به مسائل دارند و برخی نگاه تحلیلی و منطقی.این نیز حق طبیعی افراد است.

مشکل کسانی هستند که ابتدا در برابر برنامه منتشر شده وزیر پیشنهادی جبهه شدید گرفته و شمشیرها را از رو بستند، اما در زمان کوتاهی،شمشیرهای کهنه و کند خویش را در نیام نهاده و از مواضع قبلی کیلومترها فاصله گرفتند!

همیشه در طول تاریخ داشته و خواهیم داشته که افرادی به جای ایستادن روی پای خود و تلاش برای کسب موفقیت، عادت داشته و دارند که در مسیر باد کسان دیگر بخوابند و بدون دردسر به منافع مورد نظر خویش برسند.

عده ای که باهوش‌تر هستند، کم کم خود را در مسیر باد موافق قرار می دهند تا دچار آسیب نشوند و بی‌دغدغه به راه خود ادامه دهند.

گروهی که از لحاظ ضریب هوشی پایین تر هستند و بی ملاحظه، یکباره و با یک چرخش سریع می‌خواهند در مسیر باد قرار بگیرند، اما به علت تغییر مسیر ناگهانی اسیر تندباد شده و نه تنها نمی توانند خود را در مسیر درست قرار دهند، بلکه به گردبادی که خودشان به وجود آورده اند گرفتار شده و از صفحه روزگار محو می شوند.

در قضیه برنامه وزیر پیشنهادی ارشاد نیز این اتفاق دوباره تکرار شد.

عده ای همچنان شمشیرهای آخته را در دست گرفته و در فضای مجازی می چرخانند. گروهی از مواضع پیشین کم کم فاصله گرفته و سعی دارند با لطایف‌الحیل خود را در مسیر باد موافق قرار دهند.

تعدادی نیز با تغییر جهت ناگهانی،هم از مسیر باد موافق خارج می‌شوند و هم خود و دیگران را به دردسر انداخته و می‌اندازند!

چگونه می‌شود افرادی که به شدت به برنامه وزیر پیشنهادی تاخته‌اند، یکباره تغییر موضع داده و اعلام کنند که مخالفان، متوجه نکات مثبت آن نشده‌اند؟!
چگونه است افرادی که به شدت به برنامه وزیر ارشاد تاخته‌ بودند، حالا تغییر موضع داده و مشغول رایزنی برای شراکت در مدیریتند؟ اگر برنامه وزیر نکات مثبت داشت، چرا آنها را ندیدند و به آن تاختند؟!

وقتی شخصی خود را روزنامه نگار، هنرمند و اهل قلم می داند، باید بداند که بدون تحقیق و تحلیل نباید دست به قلم ببرد. اگر چنین نکرد و دست به قلم شد،باید به آنچه نوشته است پایبند باشد،حتی اگر اشتباه باشد لااقل نباید سریع مطلب خود را انکار کند.

واقعا چه اتفاقی افتاده که برخی از افراد مخالف برنامه وزیر پیشنهادی وزارت ارشاد، یکباره به موافق تبدیل شده و آن را می ستایند؟!

آیا پشت پرده خبری هست که ما از آن بی‌خبریم؟!

رضا اورنگ
رضا اورنگ