#منصور (سیاوش سرمدی)؛ زم‌نمایی هاشمی؟؟

 

سینماروزان/محمد شاکری:

➖ضجه و مویه‌های باسمه‌ای کردهای جنگ‌زده در افتتاحیه با آن دوربین لغزنده لاقید ، ادای دینی به چ حاتمی کیا یا کپی برداری از آن؟؟؟

➖کمک کردن باسمه‌ای ستاری به ساکنان خانه موشک خورده!

➖بلند کردن باسمه‌ای هلیکوپتر و نشاندن در کارخانه آلومینیوم. واقعا فکر کرده بیگ‌پروداکشن ابرقهرمانی بدون بلند کردن هلی‌کوپتر نمی‌شود؟

➖مدیری که نمی‌تواند حداقلی از بودجه را تامین کند برای دستمزد کارگران نیروی هوایی، چگونه میخواهد قهرمان باشد؟

➖ضعف پشت ضعف است که از ساختار نیروی هوایی ارتش نشان می‌دهد!! مگر نه اینکه نیروی هوایی ایران یکی از قدرتمندترین‌ها در منطقه بوده پس چه اصراریست برای اغراق بر انفعال و بی‌حالی نیروی هوایی؟؟ آن هم در فیلمی که با حمایت اوج منسوب به سپاه تولید شده؟

ستاری بسیار منفعل، سرد و بدون ویژگیهای قهرمانی است. منظورمان قهرمان فیزیکی مثل رمبو نیست؛ قهرمانی می‌خواهیم که تا لحظه آخر، توانایی تغییر شرایط را داشته باشد! منصور ستاری آدمی بود بااستقامت که مدام از تهدید، فرصت می‌ساخت ولی آدمی که #منصور نشان می‌دهد فقط مدام در رفت و آمد است.

➖منصور مدام در رفت و آمد است؛ از اینجا به آنجا و از آنجا به اینجا و همه در کارش می‌گذارند ولی شخصا‌ از حمایت رئیس جمهور و رئيس مجلس وقت حرف می‌زند! این، تناقض نیست؟

➖بازی زیر حد انتطار #لیندا_کیانی در قامت همسر منصور ستاری که انگاری هیچ شناختی از روحیات شوهرش ندارد

سکانسهای ورود #هاشمی_رفسنجانی مشخص نیست جدی است یا طنز به خصوص که گریم رفسنجانی شبیه #حجت‌الاسلام زم شده با یکی که به‌جای ایفای نقش، ادای رفسنجانی را درآورده! چه خوب که در تدوین نهایی، کلا این بخش‌ها حذف شود!

➖تحت تاثیر #فورد_دربرابر_فراری(۲۰۱۹) ؟ کریستین بل اینجا مهدی کوشکی است که به کمک منصور ستاری(مت دیمون؟) آمده! تفاوت؟ از زمین تا آسمان!

➖منصور یعنی #پیروز ولی اثری از پیروزی در فیلم نیست چون اساسا فیلمنامه‌ای قهرمان‌پرداز در دستش نبوده

➖آنچه دیده نمی‌شود قهرمانی منصور ستاری است! معلوم نیست چرا ستاری میتواند موفق باشد؟؟

➕نمایش ارتشاء به نام کمک به جبهه در سطح کلان!

?کاراکتر

— #ثنایی با بازی مهدی کوشکی که سمبلی است از میلیون‌ها نیروی کارآمدی که فقط به‌خاطر متظاهر نبودن، حذف می‌شوند

–حشمت‌زاده با بازی قاسم زارع که علیرغم ورود موثر به داستان، پرداخت درستی از او ارائه نمی‌شود! چرا بازیگری همچون زارع را باید در حد هنرور تقلیل داد؟

?️دیالوگ

–سیستمی که کار نکنه سرطانه! باید درشو تخته کرد

–آدم متخصص نمیخوان، آدم دستمال به دست میخوان

?جوک

–کارشناس هواپیمایی در ماموریت به اوگاندا فقط با دست کشیدن روی جنگنده، کیفیتش را تایید می‌کند

⁉️پرسش

اینکه منصور می‌گوید: دارایی بچه‌ها باید مخشان باشد! چقدر همگون است با وضعیت این روزهای آقازاده منصور!؟

 




اعلام اولین نامزدهای فجر با حضور گرم ارگانی‌هاو برادران افغان!

سینماروزان: اسامی نامزدهای سه بخش مسابقه تبلیغات سینمای ایران سی و نهمین جشنواره فیلم فجر معرفی شد.

به گزارش سینماروزان در میان نامزدهای تبلیغات، فیلمهای “خروج” و “آبادان…” از محصولات اوج و “هفت و نیم” ساخته برادران محمودی افغان حضوری پررنگ دارند. جالب است که “هفت و نیم” دو بار در رشته پوستر، کاندیدا شده!!

فیلم “خورشید” که با حمایت یک بانک شهری تولید شده از دیگر کاندیداهاست. محمدصادق رنجکشان هم‌ با دو فیلم “شنای پروانه” و “بی حسی موضعی” در میان کاندیداها حضور دارد.

ابراهیم حقیقی (طراح گرافیک)، میترا محاسنی (عکاس) و میثم مولایی (تدوین‌گر و سازنده آنونس و تیزر) داوران بخش مسابقه تبلیغات سینمای ایران، اسامی نامزدهای سه بخش بهترین عکس فیلم، بهترین پوستر و بهترین تیزر و آنونس را به شرح زیر اعلام کردند:

***بخش عکس

1- خورشید (سحاب زری‌باف)

2- گیلدا (جلال حمیدی)

3- ناگهان درخت (علی نیک‌رفتار)

***بخش پوستر

1- آبادان یازده 60 (محمد تقی‌پور)

2- خروج (محمد شکیبا)

3- هفت و نیم (وحید عبدالحسینی)

4- هفت و نیم (محمد موحدنیا)

***بخش تیزر و آنونس

1 -آبی به رنگ آسمان (مسعود رفیع‌زاده)

2- بی‌حسی موضعی (حامد بتولی)

3 -خوب، بد، جلف 2: ارتش سری (مسعود رفیع‌زاده)

4- شنای پروانه (حمید نجفی‌راد)

5 – طلا (مسعود رفیع‌زاده)

بر اساس فراخوان جشنواره سی و نهم، داوری این بخش از بین مواد تبلیغی فیلم‌های سینمایی (داستانی، پویانمایی و مستند) اکران شده در حدفاصل 10 دی 1398 تا 30 آذر 1399 (در سینماهای داخل کشور یا در سامانه‌های نمایش درخواستی) که در این بخش ثبت‌نام کرده‌اند، صورت گرفته است.

در مراسم اختتامیه جشنواره فجر39، سه سیمرغ بلورین به بهترین عکس، بهترین پوستر و بهترین آنونس و تیزر اهدا می‌شود.

 




#مامان (آرش انیسی) ؛ تقی ظهوری در هنروتجربه؟!

سینماروزان/مسعود احمدی:

➖فقر داستان محسوس است و ایده اولیه به درد فیلم کوتاه می‌خورد

➕نمایش هنرنمایی تقی ظهوری و فردین در #گنج_قارونی که از تلویزیون مامان پخش می‌شود!

بامزه‌بازی رویا افشار در قالب پیرزنی خل‌وضع(؟) قدری از کسالت تماشای یک داستان فقیر، می‌کاهد.بامزه بازیهای مامان کم از بداهه‌های تقی ظهوری ندارد؛ فقط ای کاش آقای خورشیدی(اکبر عبدی) و اسماعیل پوررضا را هم کنار رویا افشار قرار می‌داد تا به سبک #در_خانه آتراکسیونی کامل شکل گیرد!

➖ بدبختیهای مامان را گردن جنگ می‌اندازد بدون آن که هیچ برشی ولو در فلاش‌بک از گذشته نشان دهد؛ مگر وضع زندگی مامان چه تفاوتی دارد با بسیاری از ایرانیانی که جنگزده نبودند! وقتی ربطی با جنگ ندارید چرا ژست ضدجنگ؟؟

➖فقر درام باعث شده تمام بار پیشبرد فیلم بر دوش رویا افشار بیفتد که به هر حال توانایی‌هایش محدود است! حتی یک استندآپ کمدین ماهر هم بعید است بدون کانسپت کافی بتواند ۲ ساعت، مردم را سرحال نگه دارد.

➖سهمیه مجید برزگر در جشنواره؟ که هرچه تولید می‌کند ولو در حد هنروتجربه به جشنواره راه می‌یابد در حالی که همین امسال کلی فیلم هنروتجربه داریم که راهی به جشنواره نیافته‌اند؟ توجه به ایشان به‌خاطر آثارشان است یا همکاری برادر محترم‌شان(!) با یک رسانه خاص آن طرفی؟

معلوم نیست چرا یک ایده لاغر را برای زمانی دو ساعته بسته‌اند؟؟ چرا این همه راش اضافی؟ چه کسی گفته تجربه گرایی یعنی کشش بیش از حد فیلم و پرهیز از حذف نماهای اضافی؟ آیا این نوع تجربه‌گرایی خواسته تهیه‌کننده(برزگر) بوده؟؟

سال قبل همین تهیه‌کننده با رویا افشار #دشمنان را در جشنواره داشت که توجهی برنینگیخت! کسی از سرنوشت آن فیلم خبر دارد؟ به اکران رسید؟ پخش‌کننده پیدا کرد؟
خدا کند این یکی که مثل آن یکی حمایت دولتی داشته به اکران برسد

?کاراکتر

— #خانم_مختاری(#روستا) با بازی رویا افشار که یک خاله‌زنک اصیل است!

?️دیالوگ

–هیچی بهتر از نون و پنیری نیست که پشتش عشقه!
–همون نون و پنیر هم الان کلی پولشه!

?سکانس

–مجلس خواستگاری در اصفهان و ورود بداهه پرداز تپا اصفهانی که به سبک آقارشید، محفل را گرم می‌کند

–پخش فیلم مادر از تلویزیون مامان در لحظات ناراحتی مامان

 

 




آپارات، “لایو”دار شد!

 

سینماروزان: سرویس جدید آپارات به نام «لایو پلاس» با امکان پخش زنده انحصاری روی دامنه‌های دلخواه کاربر، رونمایی شد.

همزمان با موفقیت‌ها و تحولات پی در پی آپارات و رسیدن به رتبه ۵۰ در الکسا، از سرویس جدید این سایت با نام «لایو پلاس» در زمینه پخش زنده رونمایی شد و از ۱۴ بهمن ماه در دسترس عموم قرار گرفت.

سرویس «لایو پلاس» در دو سطح پایه و حرفه‌ای طراحی شده است. از قابلیت‌های طرح پایه می‌توان به امکان محدودسازی تماشای پخش زنده فقط از طریق دامنه‌های دلخواه، امکان شخصی‌سازی امکانات Player، امکان حذف نمایش تعداد بیننده همزمان و تعداد بازدید کل از روی کانال و تاخیر حداقلی پخش زنده (۵ ثانیه) نام برد.

در طرح حرفه‌ای نیز علاوه بر این امکانات، امکان استفاده از سرویس پخش زنده بدون لوگوی آپارات (White Label)، امکان درج لوگوی دلخواه و تغییر رنگ Player و پشتیبانی اختصاصی نیز اضافه شده است.

سرویس عمومی پخش زنده آپارات که از سال ۹۶ فعالیت خود را آغاز کرده است به صورت کاملاً رایگان در اختیار کاربران قرار دارد و در این بخش آپارات خدمات پخش با کیفیت HD، بحث و تبادل نظر از طریق گفتگوی متنی، امکان فروش بلیت، تماشاگران نامحدود و پهنای باند مصرفی نامحدود را به کاربران ارائه می‌دهد.

همچنین این سرویس بر روی همه دستگاه‌ها و مرورگرها سازگاری دارد و کیفیت پخش با سرعت و کیفیت اینترنت کاربر همسان سازی خواهد شد.




روزی_روزگاری_آبادان (حمیدرضا آذرنگ)؛ چو هستی، خوش باش!

 

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕افتتاحیه سیال آهنگین با مایه‌های زندگی سرخوشانه مردمان جنوب

➕تصویرسازی عادلانه خانواده‌ای که ظاهرا همه به جز مادر و طفل، رازی مگو دارند

ساختار، ابتدایی و کمی شلخته است و نزدیک ۵۰ دقیقه طول میکشد تا اتفاق اصلی بیفتد و در این مدت هم بیشتر در لوکیشنهای داخلی و به حرافی می‌گذرد! ای کاش یک تهیه‌کننده کارکشته کنار کار بود تا بهره‌وری از این ۵۰ دقیقه بنیادی را بالا ببرد

➕اگر فضاسازی نمکین نبود، این ۵۰ دقیقه ابتدایی تلف شده بود. بالاخره بعد از این ۵۰ دقیقه، اتفاق اصلی می‌افتد آن هم با فرود یک بمب سخنگو و ورود به فضایی سوررئال!

جذابیت ماجراجویی در فضای سوررئال مواجهه با بمب سخنگوی آمریکایی که معلوم نیست ناشی از ورود به دنیای پس از مرگ است و یا ناشی از مصرف مخدر؟؟

➕بعد از ورود بمب چنان کنش‌-واکنش‌های متعددی شکل می‌گیرد که بدون پلک زدن، مخاطب را تا پایان می‌برد

➕روایت عجیب و غریب از شکست زمان تا انبساط زمان، ترکیب رئال و سوررئال و آن یک دیالوگ حرف زدن از “بدبختی کارگر شرکت نفتی که پیت نفتش، خالی است!”

تناقض ناشی از موقعیت‌های غریب پیش‌روی این خانواده پنج نفره، بسیار بیشتر از امثال #شیشلیک می‌خنداند چون یک جنوبی اصیل خیلی خوب رگه‌های طنازی مردمان جنوب را وارد موقعیت پیچیده مواجهه‌شان با یک #بمب ، کرده

توسل به #خیام برای بستن ماجرا ؛ نشستن زیر سایه #بمب و کنار هفت سین و خوش و بش کردن با خانواده و قبول سرخوشانه واقعیت! بمبی که می‌تواند نمادی کثیرالتفسیر باشد و از کلیشه‌ترین تفسیر که “سایه شوم جنگ” است تا حتی ‌” تهاجم فرهنگی غرب ” و “بیگانه‌ای ترسناک در مایه‌ سفینه‌های arrival# ” را دربرمی‌گیرد.

➕نمادگرایی به این می‌گویند نه اینکه پول هنگفت شهرداری را هدر دهند برای نمایش مدام موش و مار و کفتر و آینه خردشده!

➕دیر شروع میشود ولی به موقع تمام میشود

?کاراکتر

–تمام اعضای خانواده آبادانی که بمب بر سرشان فرود آمده؛ از خیری و مصیب تا نصیر، سهیله و…

?️دیالوگ

دلم پکید وقتی گفتی میخوای بری
واقعا میخوای بری؟

?سکانس

–لال بازی پسر همسایه با معشوقه از پشت بام

–تلاشهای پسر جوان برای فرار از خانه و تلاشهای پدر برای ممانعت از خروج در قالب یک کلیپ موزیکال




#مصلحت(حسین دارابی)؛ دوقطبی آقازاده محمدی گیلانی-اخوی حسن روحانی !!؟؟

سینماروزان/محمد شاکری:

➕محصول علمک‌ساز #عمار. خوب است که جشنواره عمار هوای محصولات خود را دارد و سوقشان می‌دهد به سمت اینکه با حمایت مکفی اوج و حوزه فیلم بسازند

فرض نادرست بعید است به حکم درست برسد و اینکه چگونه مجازاتِ قاتلینِ آنها که مصداق #بغی هستند را قصاص قرار داده، فرض غلطیست که کل کشمکش‌ها را زیر علامت سوال می‌برد. بماند که اساسا آقازاده خطاکار در دفاع از خود مرتکب قتل می‌شود که قتل را شبه‌عمد جلوه می‌دهد

➕لحن ماجراجویانه فیلم که یادآور آثار دادگاهی #ایرج_قادری است خیلی کمک کرده به رهایی نیمه ابتدایی فیلم از لحن الکن آثار موسوم به ارگانی

➕سوژه قتل آقازاده طاغوتی توسط آقازاده انقلابی و تلاش انقلابیون برای پنهان کردن قاتل اصلی، سوژه بدی نیست به‌خصوص که آقازاده خطاکار را فرزند یک روحانی متنفذ قرار داد ➖مشکل آنجاست که فیلم، بیست سال دیر ساخته شده.

➖بهتر نبود سوژه‌ای به‌روز برای رشد یک عماری علمک‌ساز دراختیارش قرار می‌دادند؟؟ آن هم در مساله‌ #آقازاده که هم بار تراژیک دارد و هم مایه‌های کمیک! این همه فتح و فتوحات آقازادگان دور و اطراف در همین دهه نود را ندیده‌اند یا جراتش نبوده که مستقیم ورود کنند؟

هرچه فیلم قبلی تهیه کننده با حمایت حوزه، فیلم پیشرویی بود در متن، این فیلم که اوج را نیز به‌عنوان شریک حوزه دارد، فیلم پسرویی است! به خصوص که از نیمه به بعد با مطهر جلوه دادن روحانیش، همان مسیر مرسوم سفارشی‌سازان را پی می‌گیرد! این عقبگرد توبه‌نامه‌ایست بابت ساخت #دیدن_این_فیلم_جرم_است ؟؟

➖نه بازیگران گرانی دارد و نه طراحی صحنه ویژه‌ای و از نماهای بیرونی هم جز همان کلیشه درگیری جلوی دانشگاه که این سالها مدام در آثار مختلف تکرار شده چیز دیگری نمی‌بینیم. اینکه از حوزه تا اوج متحد شده‌اند برای تولید جای سوال دارد؟ مگر چقدر هزینه کرده‌اند برای قاب‌هایی که اغلب داخلی و مزین به ابزار و ادوات سمساری‌های میدان امام‌ حسین هستند

➕ساختار جلوتر از #دیدن…➖ ولی چنان ذوق زده از زوم‌های رفت و برگشت است که باز تازه‌کاریش لو می‌رود

➖عدم پرداخت مناسب از وابستگان مقتول طاغوتی و تبدیل‌‌ آنها به تیپ‌های آشنایی که از سریالهای انقلابی دهه شصت به خاطر داریم

پرداخت دقیق ابتدایی از عقده‌های یک انقلابی تندرو در چهل سال پیش! ➖ بدون طرح این پرسش کلیدی که اکنون گستره عقده‌ای‌های تندرو تا کجا را گرفته؟ شاید پیگیری مسیر تامین بودجه پروژه های ارگانی و راه ندادن غیرهمشکلان مستعد به دایره خودی‌ها، پاسخی بر این پرسش باشد.

➕فیلم از نیمه به بعد راهی را می‌رود که تمام سفارشی‌سازان می‌روند و در پایان بندی به کلیشه‌هایی دست می‌یازد که انگار نه انگار تهیه‌کننده #دیدن… را کنار خود دارد. این است ثمره همراهی اوج با حوزه؟

➖طاغوتیها حاضرند ببخشند منوط به اینکه نظام به عدل رفتار کند؟؟!!
فقط از یک فرض غلط است که به چنین حکمی غلط و خوش‌خیالانه می‌رسد تا شاید در دگردیسی‌های بعدی باز سفارش بگیرد؟؟!!

?کاراکتر

— بازپرس جلالی با بازی وحید رهبانی که به خوبی عدم توانایی همراهی عادلان با ساختارهای فاسد را عرضه می‌کند.

?️دیالوگ

–این چه قدرتیه که به آدمای خودشم رحم نمی‌کنه؟؟

–وقتی عدالت به پستو کشیده میشه، نتیجه ش میشه همین

گاف

–دفتر حزب جمهوری که در سرچشمه واقع بوده را حوالی دانشگاه عرضه کرده!

?جوک

— #شاهین_آریا نام آقازاده طاغوتی است!! لابد محصول #جیپ‌ایران یا #پارس‌خودرو؟؟

⁉️پرسش

گریم فرهاد قائمیان در قامت روحانی از یک طرف یادآور آیت‌الله محمدی گیلانی است و از طرف دیگر یادآور گریم حر در #رستاخیز ؟؟
گریم روحانی خطاکاری که دستیار قائمیان در فیلم است شباهت‌هایی داره به جوانی رییس دولت اعتدال!!!؟؟ چه این شباهت، عمدی باشد چه نه، نتیجه‌ای دارد جز کاهش سطح فیلم تا حد آیتم‌سازی‌های بغض‌آلود مولودِ شکست‌های سیاسی؟؟




#زالاوا (ارسلان امیری) ؛ بی‌ادعای لذیذ!

سینماروزان/محمد شاکری:

➕ایده بکر و جهان آفرینی ناشی از این ایده منحصربفرد و به‌کارگیری الزامات ژانر دلهره، برای ایجاد ترس منتج از ایده، محسوس است

بدون موسیقی اگزجره، بدون رقص، بدون اکشن، بدون گریم آن چنانی، بدون آواز، بدون زنان هرجایی، بدون مردان چشم‌چران و بدون هر گونه آتراکسیون، ذهن را درگیر داستان بدیع خود می‌کند.

➕جغرافیای روستایی و بدویت موجود کاملا همگون است با ژانر اثر.

➕ترکیب دیالوگ‌های فارسی و کردی کمک کرده به پیشروی داستان به‌خصوص که از دیالوگ کاسته و بر اکت و ماجراجویی افزوده؛ درست برخلاف رویه فیلمهای بومی همچون #پوست که درغلتیدن‌شان به انبوه دیالوگ بومی- بجای استفاده از زبان تصویر- از جذابیت‌شان می‌کاهد

➕تقابل دو استوار موافق و مخالف با پدیده #جن را خیلی هماهنگ پیوند زده با ارعاب ناشی از جنی که وارد شیشه ترشی(!!) شده!

➕ایستادگی دربرابر خرافه توسط گروهبانی شش انگشتی که خودش تحقیر شده توسط خرافه‌پرستانی که شش‌انگشتی بودنش را نماد شیطان می‌دانستند! و درنهایت قرارگیری استوار در مسیری که ناخواسته خودش هم عاملی می‌شود برای عمل به آموزه جنگیر!

چه تفرقه‌ای میان مردمان یک روستا می‌افتد به‌خاطر خرافه!! ابدی‌ترین پیام فیلم می‌تواند همین باشد که کاملا بی‌ادعا و با هوشمندی در زیرلایه درام ارائه می‌شود؛ جز این است که بخش عمده‌ای از تقابلات و برادرکشی‌ها در تمام دنیا ناشی از افتادن به دام خرافه است؟ متاثر از #کمدی_انسانی و #اژدها_وارد_میشود اینجا نیز مفهوم ضدخرافه در بطن درام ارائه شده تا اثرگذاری دوچندان شود

➕خوش‌ریتم با تدوین اصولی بدون نماهای زائد و با پرهیز از خودنمایی دوربین و به خدمت گرفتن دوربین برای ساخت جهانی لذید ولی مهیب!

➕استفاده از رگه‌های طنز و مایه‌های عاشقانه در دل درامی دلهره آور خیلی کمک کرده به پرداخت شخصیت!

ای کاش قدری عمیق‌تر می‌شد بر شارلاتانیزم ناشی از خرافه‌هایی همچون جن‌گیری. اگر بیشتر بر تحمیق مردم و نیاز جامعه به خرافه برای عبور از دردها تمرکز می‌کرد شاید بسیار دست‌نیافتنی‌تر می‌شد!

➕مخاطب را تشنه و نگران نگه می‌دارد تا پایان و این ویژگی میتواند حتی برای مخاطبان ضدخرافه هم جذاب و مثمرثمر باشد.

لمس حضور یک تهیه‌کننده حرفه‌ای کنار کار!#روح‌الله_برادری بی بریز و بپاش‌های ارگانی، کیفیتی از تولید ارائه کرده که می‌تواند الگو باشد برای دیگران.

?کاراکتر

— #آمردان (جنگیر) با بازی پوریا رحیمی سام که رگه‌های طنزش، کاراکتر را مخوف‌تر کرده؛ حتی مخوف‌تر از خودِ جن!

?️دیالوگ

–زالاواییا میگن جن از آهن میترسه
ولی این آهنا تیز نیس و ننه من هم ازشون نمیترسه

–با لشکر جنی اقدام میکنه علیه امنیت ملی؟

–یه سری چیزا عوض نمیشه؛ باید قبولشون کنی

?سکانس

–سقوط دخترک جن‌زده

-نمایش با جزییات آیین جن‌گیری؛ از نوعی که تاکنون کمتر دیده‌ایم

?جوک

–محرمیت هدی زین‌العابدین و پوریا رحیمی‌سام در سکانس‌های درگیری با جن‌گیر!!

 




#تک_تیرانداز (علی غفاری)؛ مناسب دیوارنگار‌ه‌های میدان ولیعصر!

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕نماهای کارت پستالی از خلوت تک تیرانداز دارد؛ مناسب دیوارنگاره‌های میدان ولیعصر

➕انتخاب ماجرای همراهی افسر عراقی با تک تیرانداز ایرانی، انتخابی مناسب است برای مرور برخی از وقایع جنگ! ➖ ای کاش از همان ابتدا تقسیم بندی نمیکرد میان این افسر عراقی و سایرین و سیر تحولی افسر را در خود فیلم می‌دیدیم

➖قدسی جلوه دادن قهرمانان جنگ دست از سر فیلمهای ارگانی برنمی‌دارد. چرا تصویر تخت و یک بُعدی از یک تیرانداز قهرمان؟ چرا تمام ویژگی‌های شخصیتی این ابرقهرمان جنگی اعم از مثبت و منفی را کنار هم نمی‌بینیم و فقط بر وجه مثبت تاکید شد

➕حمایت سخت‌افزاری بنیاد روایت و وفور تانک و توپ و مسلسل و آرپی‌جی و هنرور و کلی انفجار قابل تقدیر است. اگر بنیاد پشت فیلم نبود بعید بود این همه دست و دلبازی در مانور تانک و نفربر ولی…

➖ولی آنچه فیلم جنگی را میسازد وجود نماهای مهیب از دل جنگ است و اینجا به‌جای چنین نماهایی، سیلی از افسران عراقی هستند که دربرابر تک تیرانداز قرار میگیرند تا یکی یکی کشته شوند و هرازگاه هم شاهد انفجاریم

➖عنوان فیلم #تک_تیرانداز است و تداعی کننده یک درام جنگی نفسگیر ولی با فیلمی کم‌رمق مواجهیم که با حضور بازیگر نوجوان طناز “بیست و سه نفر” و “ییست و یک روز بعد” پی در پی رگه های کمدی می‌گیرد

➖ موسیقی گل‌درشت متکی بر سازهای کوبه‌ای در جای جای فیلم سوار است ولی دریغ از یک ملودی گوش‌نواز که در ذهن بماند

➖مشاور اجرایی مهرداد خوشبخت است که تجربه خودش در سینمای جنگ #آبادان… به نمایش‌های رادیویی می‌مانست!!!

➖در نریشن و دیالوگ خیلی سعی می‌کند یک فیلم اکشن جنگی بنماید ولی در تصویرسازی، دست و پا بسته است. نه اینکه کیفیت تصویربرداری پایین باشد، مساله آن است آن چیزی را نشان می‌دهد که بارها و بارها در تله‌فیلم‌های ارزشی دیده‌ایم. فیلم جنگی سینمایی نماهایی مرعوب‌کننده از دل جنگ‌ می‌خواهد که اینجا نمی‌بینیم.

➖به لحاظ فیزیکی چه انتخاب غلطی بوده استفاده از #کامبیز_دیرباز برای تک‌تیرانداز! تک‌تیراندازی که مدام در کمین است نباید آفتاب سوخته و تکیده‌پوست باشد؟؟ پس این چه گریمی است برای دیرباز؟

➖زنده شدن ناگهانی تک‌تیرانداز بدون معلوم بودن چگونگی جان سالم به در بردن از مهلکه!

?کاراکتر

–افسر تک تیرانداز بعثی با بازی #انوش_معظمی که ورودش، فیلم را جاندار می‌کند ولی سریع‌تر از حد تصور کشته می‌شود

?️دیالوگ

قبل اینکه بیام جبهه جواب بچه‌هامو دادم

?سکانس

–ریز کردن نان خشک برای مورچه‌ها




#روشن (روح‌الله حجازی) ؛ تمرین ساخت فیلمفارسی با الگوبرداری از #ویم_وندرس ؟

سینماروزان/روح‌الله حسینی:

➕یادآور #پاریس_تکزاس ویم وندرس با ریتمی چند برابر کندتر! اگر برداشت، آگاهانه هم بوده خللی بر گرته‌برداری نیست و خیلی هم خوب است تمرین فیلمسازی با الگوبرداری از ویم وندرس

➖آنچه #پاریس_تکزاس را مورد توجه قرار داد حرکت در خلاف جهت جریان بیگ‌پروداکشن‌های ابرقهرمانی آمریکا بود ولی اینجا چطور؟ اینجا چه نیازی است به چنین گرته‌برداری‌هایی؟ در سینمای خالی از قهرمان این سالهای ایران، ساخت #روشن نه جاه‌طلبانه است و نه خرق عادت

➖زن‌پوشی عطاران به سبک نمایشهای روحوضی، کفش پاشنه بلند قرمز بر پای زن، قر زدن زن سابق(؟) رفیق، مواجهه با روسپی، سوار کردن موسیقی طربناک بر دورهمی مملو از دود، مستقیم از فیلمفارسی آمده‌اند برای ایرانیزه کردن ویم وندرس!

اختگی ذهنی ذاتی و زوال درونی، کل نماها را دربرگرفته و تختی و مونوتنی گریبانگیر درام شده و مانع پیشبرد روایت؛ چرا هیچ تلاشی صورت نمی‌گیرد برای نمایش صیروریتی که تیپ مرکزی (روشن) را به انفعال رسانده؟ اگر هم این تیپ از بدو تولد با موجودیتش مشکل داشته چرا هیچ داده‌ای در این باره نمی‌بینیم؟ چرا جهان #روشن از گذشته و چگونگی گرفتاری تیپش در انفعال هیچ نمی‌گوید؟ مقایسه می‌کنیم با #بردمن که با تلاش برای بازسازی، درام را شکل می‌دهد ولی اینجا تلاش نیست! ای کاش تلاشهای قبلی تیپ مرکزی ولو در حد یک فلاش بک، هویدا می‌شد

➖از باران تا برف را برای تصویرسازی به خدمت گرفته ولی قلت نمای دیدنی محسوس است چون ربط حسی ایجاد نکرده میان موقعیت و شرایط جوی!

شاعرانگی و بصیرتی که در ساخته ویم وندرس هست اینجا نیست. لحن فیلم کاملا اجتماعیست مثل انبوه مینی‌مال‌های یک دهه اخیر ولی هیچ کوششی برای گره‌افکنی حداقلی حتی در پایان‌بندی شکل نمی‌گیرد و نتیجه اینکه برای جمع کردن این لحن مونوتن، گریزی نیست جز انتحار!

➕تعارض مرد ایرانی بی‌خانمان با افغان‌های دارای سرپناه برخلاف رویه برادران افغان پروژه‌بگیر از تلویزیون که همه چیز را علیه ایرانیان اگزجره می‌کنند

➕برخلاف رویه فیلمهای موسوم به‌ فمنیستی، قانون را کنار زن قرار می‌دهد تا صراحتا اعلام همراهی کند با ساختار!

?کاراکتر

–سعید با بازی #سیامک_انصاری که نشان میدهد با وجود شکست در کارگردانی سریال طنز، همچنان یکی از قابل اعتمادترین‌ها برای ایفای نقشهای مکمل است

?سکانس

بار زدن سیگاری در محفل سعید با ریتم #دید_بزن مهوش!!

 

 

 




#ابلق (نرگس آبیار): یک فیلمفارسی سرراست با چشمکی به #می‌تو ؟!/تجاوز به لایف‌استایل سنتی-مذهبی!؟

 

سینماروزان/حامد مظفری:

➕الگوبرداری بی‌تعارف از فیلمفارسی خیلی کمک کرده به سادگی و سرراستی؛ همین ساده کردن صورت مساله و رفتن به سراغ ریشه‌های سینمای‌فارسی کمکی است برای جلب مخاطب

➕مرد متاهل نظرباز، جوان متاهل کفترباز، زن معصوم کمک‌حال خانواده، زن باردار بی‌حواس، پیرزن اهل حال و وراج، بزرگتری که درظاهر مورد احترام همه و همه است، خاله زنک‌های دور تشت ترشی‌سازی و… مستقیم از تیپهای فیلمفارسی آمده‌اند تا جذب کنند

➕گریمها همه تیپیکال و منطبق با خواستنی‌ترین تیپهای فیلمفارسی

➕حتی نام بدمن متعرض به ناموس را هم #جلال گذاشته ؛ لابد به احترام #جلال_پیشوایان بدمن فیلمفارسی‌ها

➕دیالوگ‌های ردوبدل شده در دورهمی‌ها، نیش و کنایه‌های تیپ‌ها در خانه و بیرون و بزن بزن‌های جاهل‌گونه هیچ کم ندارد از فیلمفارسی و تنها کمبود کافه و رقص و رقاصی است که به چشم می‌خورد

➕وامداریِ اسلوب فیلمفارسی باعث شده لحن روایت جلوتر از #نفس و #شبی… باشد

دوربین بیش از حد لرزان، این فیلمفارسی خوب را گرفتار اغتشاشاتی کرده خسته‌کننده! به‌خصوص که زمان فیلم هم طولانی و نزدیک به دو ساعت است و تحمل این اغتشاشات از جایی به بعد واقعا صبر ایوب می‌خواهد

➖کات‌های پیاپی میان مسابقات کفتربازها و تلاش ناکام برای تجاوز ، به یاد همه آن فیلمفارسی‌هایی که می خواستند «طوقی»باشند ، اما از «طوقی» فقط کفترش را داشتند و در اکثر صحنه‌های تجاوز بال بال زدن کفترها به یک موتیف فیلمفارسی بدل شده و می‌شود

برای اولین بار ماجرای تجاوز را به خانواده‌ای سنتی-مذهبی کشانده! و فرد متجاوز را از میان خانواده گزینش کرده؛ تجاوز به زن برادرزن در یک محیط سنتی! تاکنون اغلب متجاوز را در قالب دائم‌الخمران و غربزدگان و غیر مذهبی‌ها می‌دیدیم و اینجا میان خانواده‌های سنتی بعضا مذهبی!

➖ چه چادری باشی چه بی حجاب ، فرقی نمی‌کند و متجاوز بخواهد به سراغت می‌آید ، به سبک #عنکبوت !؟ که پارسال به بخش مسابقه راهش ندادند ولی #ابلق در راس فهرست الفبایی بخش مسابقه ی امسال است.

➖انبوه لات‌بازی و کل‌کل و دعوا و درگیری و زدوخورد به سبک #مغزها… و #شنای_پروانه ! البته گیس و گیس کشی هم به وفور ریخته شده در سکانسها به سبک همان فیلمفارسیهای خانه ی قمرخانمی

➖بازی زیر حد انتظار بهرام رادان که چه خاطرات خوبی با #سنتوری ، #شمعی_در_باد ، #رستگاری… و #آواز_قو ساخته بود ولی قرارگیری‌اش در جای نامناسب باعث شده از پس یک بدمن تیپکال برنیاید. نفس نفس‌ها و لرزیدن‌های قبل از تجاوز رادان یادآور بازیگران تازه‌کاریست که با اغراق به دنبال خودنمایی‌اند! کاش #عنایت_بخشی یا همان #جلال_پیشواییان را گریم می‌کردند برای این نقش!

قرآن آوردن پایانی در سینمای بعد انقلاب یادآور #جدایی… است و در سینمای پیش از انقلاب انبوه فیلمفارسی ها ، که احتمالا در گریز از ارجاع ویادآوری « جدایی…»، ابتدا آن تکیه کلام روتین “خودت کرم داشتی” را وارد کرده و سپس اعترافات سریالی زنان علیه متجاوز، استدلال برادر بزرگتر، منطق همسر برادر متجاوز و درنهایت اعتراف قربانی به عدم وقوع تجاوز(!) را برای جمع کردن غائله!!!

با این پایان‌بندی چشمکی هم به #می‌تو می‌زند و خدا را چه دیدی شاید همین چشمک، مطلوب هیات داوران هم بود و جایزه‌ای نصیب فیلم‌ کرد در شبهای سیاه آن طرف یا روزهای روشن این طرف

➖ مسحوری کارگردان از مجاورت بیغوله محل وقوع اتفاقات با شهربازی را کجای دلمان بگذاریم! به خدا همان بار اول که این مجاورت را به رخ کشیدید حظ بردیم و نیاز به تکرار مکررات نیست برای تحسین انتخاب‌تان

➖گویش #الناز_شاکردوست که مثلا آذری است ولی بیشتر به سبک گویندگان لطیفه‌های آذری تکلم می‌کند و جاهایی هم که اساسا لهجه فراموشش می‌شود. چه می‌شد یک بازیگر آذری-شبیه کاری که در #ائو_خانه شده بود- این نقش را ایفا می‌کرد؟

?کاراکتر

–کفترباز جاهل و بی‌حواس به زن و زندگی با بازی هوتن شکیبا که هرچند جاهایی یادآور مهدی حسینی‌نیای #شنای_پروانه است ولی باز خوب رخت خود را بیرون کشیده از #حبیب_لیسانسه‌ها

?️دیالوگ

میزنه به سرت، سرتو بکوب به دیوار!

?سکانس

–شکار موش توسط مار معرکه‌گیر+ لولیدن موش‌ها در هم +تلاش ماموران شهرداری برای شکار موش‌ها +سر تکان دادن تنها شاهد گنگ تعرض؛ ورای ادای دین به شهرداری که لابد حامی تولید بوده، همه یادآور فیلمفارسیست!
جلال مارسیرت می‌خواهد به لقمه ی چرب و نرم خود بپیچد، از آن نمادهای فیلمفارسی، درست مثل تنها شاهد ماجرایی جنایی یا تنها شاهد یک رسوایی اخلاقی که فردی گنگ یا معلول است و نمی‌تواند شهادت دهد که باز عینا از روی انبوه فیلمفارسی‌های قدیمی رونویسی شده است.

⁉️سوال

–بالاخره #جلال، مار است یا موش؟

–اگر افتضاح هاروی وینستاین و راه‌اندازی جنبش #می‌تو نبود، هیچ سوژه‌ بدردبخودی در اجتماع ایران یافت نمی‌شد برای ساخت یک فیلمفارسی خوب؟؟

 




#شیشلیک (محمدحسین مهدویان)؛ چرا رضا عطاران؟/چرا آدرس غلط؟/سرتان را بالا بگیرید و از حلالیت بودجه‌ای بگویید که برای تمسخر #رجوی_منفور و #اشرف‌نشینان دریافت شده؟!

سینماروزان/حامد مظفری:

➕اینکه بالاخره بی‌خیال آن دوربین لرزان شده و سعی کرده با ثبات به تصویرسازی بپردازد مایه خوشحالی است

➕اینکه سعی کرده ایده‌ “هر چه از آن نهی شوی به آن علاقمند می‌شوی” را زمینه‌ساز ساخت کمدی کند خیلی بجاست

➖ مشکل آنجاست که آن ایده فرامکانی در مردمانی عرضه شده که ناخودآگاه یادآور منافقین هستند و هرچه بیشتر از فیلم می‌گذرد بیشتر و بیشتر عواقب خودکامگی مسعود رجوی حس می‌شود

پشم ایران واقع در طرب‌آباد(!) در همسایگی تهران شبیه است به پادگان اشرف واقع در عراق در همسایگی ایران! ادبیات رییس پشم‌ایران یادآور میتینگ‌های مسعود رجوی است. پوشش روسای پشم ایران چه در کارخانه و چه در مدرسه، یادآور پوشش سازمانی منافقین است!؟ پدربزرگ بازمانده از گرسنگی یادآور منافقین دررفته از عملیات مرصاد است! لوگوی پشم‌ایران هم مشابه لوگوی منافقین!؟

➕همین نقد منافقین در ورژن کمدی می‌توانست پیشرفتی باشد در کارنامه سازنده اگر درباره وابستگی‌های رییس پشم‌‌ایران و پشت‌پرده رجوی ولو در حد ناخنک، تحلیل داشت

چه کنیم که کارگردان، تکنیسین مستندنمایی است و وقتی وارد دراماتورژی می‌شود، کمیتش، لنگ است. ای کاش بجای یک اینستاباز بنفش، ایده اولیه را به یک سناریست قابل می‌دانند تا یک کمدی-سیاسی منحصربفرد خلق شود.

➖عطاران را دارد و حتی به‌اندازه #نیش_زنبور و #زنها_فرشته‌اند توانایی خلق موقعیت کمیک ندارد! عطاران را دارد و برای خنده گرفتن، دست به دامن اردنگی بر باسن(!) و تاکید بر فحش‌هایی مثل د…ث و ق…م‌س‌اق و پ‌..یوز می‌شود. این است انتهای استعدادهای اینستابازی بنفش که نامش به‌عنوان نویسنده آمده و مدیر تولیدی که با حمایت اول مارکت تهیه‌کننده شده؟؟

➕عطاران تلاش زیادی نکرده برای جاافتادن در نقشی با گریمی یادآور فیلم توقیفی #آینه_شمعدون چون تبحر بالایی در ایفای کاراکترهای حاشیه‌ای دارد. باید عطاران را کاندیدای سیمرغ کنند چون اگر خاطره ذهنی مخاطب از عطاران و بداهه‌هایش نبود، فیلم از دقیقه ۲۰ منقضی می‌شد

استندآپ هاشم ساکن پشم‌ایران برآمده از زندگی تراژیکش است ولی روایتش برای اغیار، خنده‌دار است؛ درست شبیه مستندهایی حول اظهارات دررفتگان از اشرف که برای خودشان، دلخراش و برای بی‌خبران، قهقهه‌زاست.

➖پایان‌بندی باسمه‌ای با تاکید بر اینکه “رهایی از پشم‌ایران/اشرف؟؟ ممکن نیست مگر با اثاث‌کشی از عراق به آلبانی؟؟!”

?کاراکتر

–هاشم با بازی رضا عطاران

–احمد(رفیق هاشم) با بازی پژمان جمشیدی

?️دیالوگ

وقتی کار میکنی محصول داری ولی وقتی میخوری چی داری؟

?جوک

–متلک حاتمی‌کیا؟؟ ما قرار بود بریم کارخونه کار کنیم و شما مواظب بچه‌هامون باشی!

–گریم رییس پادگان اشرف-ببخشید رییس پشم‌ایران-مشابه گریم تهیه‌کننده ۳ارگانی سابق‌المطبوع آقایان شده؟؟

?سکانس

–هماغوشی هاشم و رفیقش احمد در رثای آگاهی فرزندان از ماهیت شیشلیک! نمایی که از نگاه سرکارگر پشم‌ایران، یادآور همجنسخواهی است! تکرار این سکانس در کارگاه ساختمان‌سازی چه دلیلی دارد؟ گویا نویسنده خیلی ذوق کرده از این پرداخت؟

⁉️پرسش

–اینکه بناست با همراهی اول مارکت مخابرات علیه منفور مرده‌ای نظیر #رجوی و همپالکیانش، فیلم بسازند در جای خود قابل تقدیر ولی اینکه با وارد کردن عطاران بناست آدرس غلط بدهند در رد ایدئولوگ بودن، چرا؟؟

 




#ستاره_بازی (هاتف علیمردانی) ؛ یک پدر-دختری گرم با اغراق بر بدبختی‌های مهاجران!/مناسب پخش در رسانه ملی

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕تمرکز بر ارتباط پدر-دختری بار عاطفی لازم برای ارتباط‌گیری را ایجاد می‌کند به‌خصوص که فرهاد اصلانی سعی کرده همان تیپ آشنای پدر ایرانی متعصب دوستدار خانواده را تداعی کند

➕شیرین کاری فرش فروش ظاهرالصلاح هفت‌خطی که خودش را با زندگی در ایالات متحده هماهنگ کرده؛ منتها با جمع کردن ایرانیان دور خودش و سوءاستفاده پنهانی از اولاد آنها.

➕زنان کم‌مو و پرموی خارجی بی پوستیژ حاضرند در فیلم و ممیزی نخورده؛ حتی بازیگر زن ایرانی نیز در نماهای زیر آب، موهایش رهاست. الگویی برای حل مشکل #کاناپه و #قاتل_و_وحشی که اگر لوکیشن‌های‌شان را به آمریکا منتقل کنند شاید مجوز بگیرند

➖ارائه تصویری به شدت منفی از آمریکا که یادآور گفتمان کارشناس-مجریان رسانه ملی است. چرا هر که در آمریکاست یا نظرباز است یا معتاد و یا همجنسگرا!!؟؟ مگر کارگردان خودش گرین‌کارت ندارد؟ این همه اغراق، خودزنی نیست؟
شاید هم اساسا هدف، تولید محصولی درجهت تنبه از مهاجرت باشد که در این صورت میتوان انتظار داشت در ماههای آینده در کنداکتور پخش از رسانه ملی قرار گیرد

➖استحاله پدر داستان از یک ایرانی متعصب و معترض، به یک مهاجر حرف گوش کن بله قربان‌گو

?کاراکتر

— #صبا دختر ایرانی گرفتار در برزخ اعتیاد و همجنسخواهی با بازی ملیسا ذاکری

?️دیالوگ

–مهاجر ایرانی: به آمریکاییا نمیاد احساساتی باشن!
— همسایه آمریکایی: وقتی بهتون حمله کردیم معنی احساسو می‌فهمی!

–آدمی که تو بچگی تنهاش گذاشتن، هیچوقت کسی رو تنها نمیذاره!

?سکانس

–خلوت پدر و دخترش کنار دریاچه با رنگین کمانی در آسمان

–کابوس خفگی در آب بعد از استنشاق مخدر!




#تی‌تی (آیدا پناهنده)؛ فقدان سنتز میان کانسپت‌های ذهنی نویسنده!

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕در ابتدا متاثر از #جاده فلینی به نظر می‌رسد و گوارا و امیدوارانه

➕در #جاده با زنی بدکاره روبروییم که به شدت معصوم است؛ به عبارتی یک کودک بدکاره معصوم! اینجا با مختصات ممیزی داخلی با زنی معادل تی‌تی روبروییم که بدکاره نیست ولی رحم خود را اجاره می‌دهد و ارتباطش با نامزد دایم‌الخمرش نوید یک درام انسانی می‌دهد

➖اضافه کردن شخصیتی تازه و مجزا از #جاده که اخترشناس هم هست به شدت فیلم را از ریتم می‌اندازد و اقتباس از #جاده در ایران۹۹ را فانتزی می‌نماید. شاید اگر با یک ساینس‌فیکشن فرازمانی-فرامکانی مواجه بودیم #تی‌تی یکی از بهترین آثار این سالها می‌شد ولی نه القای لازمانی داریم و نه القای لامکانی

➕داستان #تی‌تی خوب شروع می‌شود و خوب کاراکتر وارد میکند ➖ مشکل آنجاست که داستان، کانسپت‌های ذهنی نویسنده را سنتز نمی‌کند. به بیان بهتر کانسپت‌ها از قبل کنار هم چیده شده و برای تمرکز بر آنها بوده که فیلم ساخته شده وگرنه ابدا لازم نبود که اخترشناسی متوهم در احوالات خود را وارد داستان کرد

➕بخشندگی زن موسوم به بدکاره، نادیده شدن زندگی این دنیایی توسط اخترشناس و بزرگی پدیده عشق ازجمله کانسپت‌های ذهنی کارگردان بوده که هر کدام از
آنها با پردازش درست امکان شکل‌دهی یک درام گیرا را داشت…➖با این همه حس و حالی موجود نیست تا در روح این پیکره تکه‌تکه دمیده شود و مخلوق مستقلی را شکل دهد

➖بازی تیپیکال الناز شاکر دوست که انگار از #باد_در_علفزار_می‌پیچد و #تابو ی خسرو معصومی پرت شده اینجا! البته که در این بازی، کارگردان هم تقصیرکار بوده. معصومی با شناخت دقیق از جغرافیای شمال، بازیگران مکمل را بومی می‌چیند تا به کمک آنها حس و حال منطقه را تداعی کند ولی پناهنده..‌.

➕کوشش هوتن شکیبا برای ایفای جوانی دائم‌الخمر، طماع و شکاک که خودش پارادوکس روانی است ولی نامزدش را متهم می‌کند به جنون.

➕ترسیم زورگوی اول در سیکلی که نتیجه‌ای ندارد جز قرارگیری در چنبره زورگویی همو که بهش زور گفته بود!

?کاراکتر

–امیرساسان با بازی هوتن شکیبا

گاف

–جغرافیا حوالی بهشهر مازندران است ولی لهجه تی‌تی گیلکی است به‌‌جای مازنی!

?️دیالوگ

–دنیا همچین …وهی هم نیس که آدم خیال میکرد!




افتتاح اولین پردیس مدرن شرق تهران در منطقه اصیل تهرانپارس

سینماروزان: پردیس سینمایی مدرن «نارسیس» همزمان با برگزاری جشنواره سی‌ونهم فیلم فجر در شرق تهران افتتاح شد.

به گزارش سینماروزان پردیس سینمایی «نارسیس» نخستین پردیس سینمایی شرق تهران است که در منطقه تهرانپارس واقع شده و همزمان با برگزاری جشنواره سی‌ونهم فیلم فجر افتتاح خواهد شد.

پردیس «نارسیس» دارای چهار سالن سینما و تئاتر است که مجموعا ۴۵۰ نفر ظرفیت دارد و علاوه بر طراحی سازه‌ای به‌روز با مدرن‌ترین سیستم تصویر  FULL HDتجهیز شده و از نظر صوتی نیز مناسب برگزاری کنسرت‌های موسیقی است.

پردیس «نارسیس» همزمان با برگزاری جشنواره فیلم فجر افتتاح شده است و حین برگزاری جشنواره و همزمان با کاخ جشنواره، از آثار بخش مسابقه جشنواره رونمایی خواهد کرد.

این پردیس سینمایی تابع دستورات ستاد مقابله با کرونا با ۳۰درصد ظرفیت سالن‌ها فعالیت‌ خواهد کرد و بلیت فروشی آن نیز فقط به صورت آنلاین انجام خواهد شد.

مدیریت طراحی و راه‌اندازی پردیس مدرن «نارسیس» برعهده حبیب اسماعیلی تهیه‌کننده و بازیگر پیشکسوت سینما بوده است.

این پردیس سینمایی حد فاصل فلکه سوم و چهارم تهرانپارس، نبش خیابان ۲۰۶ شرقی(خبازی) مجتمع تجاری «نارسیس» طبقات ۴و۵ واقع شده است.

 

پردیس سینمایی نارسیس
پردیس سینمایی نارسیس

پردیس سینمایی نارسیس
پردیس سینمایی نارسیس

 




#بی_همه_چیز (محسن قرایی) ؛ کارگردانی یکدست با کنایات دِمُده!/ انتقال بی‌مغز روابط اجتماعی سوییس به روستایی در پهلوی دوم!/رونویسی بی‌روح از اثر دورنمات

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕روان، داستان می‌گوید و بی‌لکنت با آن که پر است از بازیگر ولی از پس کنترل بازیگر حتی بازیگران فرعی‌تر هم برآمده

➕کارگردانی یکدست و بی دست‌انداز و پرهیز از اغراق در دکوپاژ

➕ اقتباس از نمایشنامه #ملاقات_با_بانوی_سالخورده فردریش دورنمات فی‌نفسه قابل تقدیر است در سینمایی که همه می‌خواهند مولف جلوه کنند حتی با سرقت

➖جغرافیای داستان، روستایی در مرکز ایران حوالی راه‌آهن است ولی اثری از اتمسفر روستا موجود نیست‌‌. چرا؟ به خاطر عدم هماهنگی داستان با مختصات ایران؟ یا به خاطر طراحی لباس دوگانه که برخی جاها به زمان اتفاقات می‌خورد و برخی جاها، نه؟ منبع اقتباس، #سوئیس است با سیر و سلوک اجتماعی خاص خودش و اینجا، ایران است با سلوکی دیگر. آنجا مناسبات شهری بر روح نمایش حاکم است و پول برای هتلدار و بانکدار و کارخانه‌دار یک شهر اروپایی در میانه‌های سده پیش چنان اهمیت داشت که همه منافقانه و‌ ریاکارانه وارد فضایی که بانوی متمول می‌سازد بشوند و خود را نجات دهند اما آدمهای ساده‌دل روستایی در عصر پهلوی دوم، اساسا عاری از این طراحی شخصیت ویژه شهر سوئیسی نمایشنامه دورنمات هستند! در نتیجه آن بازیهای کثیف شهری طبقات بالای اجتماعی سرمایه داری اینجا تبدیل‌می‌شود به روابط اجتماعی غیرواقعی که در باور نمی گنجد و فقط چیدمانی می‌شود برای فیلمسازی که به زور می‌خواهد حقنه کند پول، برادر را هم در مقابل برادر قرار می‌دهد.

➕البته که می‌شود برای عمیق جلوه دادن کار ، اشارات و کنایات سیاسی-اجتماعی از آن بیرون کشید، علیه مردسالاری شعار داد و با #می‌تو مغازله کرد و کارگردان را حلوا حلوا نمود.‌..➖ در این فضا می‌بایست آن روح حاکم بر اثری که فیلم از آن اقتباس شده در می‌آمد وگرنه باقی قضایا، اشارات و کنایات تزییناتی الصاق شده هستند ، ضمن اینکه شتاب سیاسی این روزگار هزار برابر صریح‌تر از کنایات دمده امثال این فیلمهاست که البته داعیه‌ای هم ندارند.

➖هادی حجازی‌فر خیلی سعی کرده نقشش را با رگه‌های کمیک بازی کند ولی باز همان کمال نیمروز است با عصبیت و عجله‌ای لابد برای زدن! این بار به‌جای #موسی ، هدف #امیر است!

.
➕کلیپ‌های آهنگین خوبی برای قرار دادن در جای جای فیلم ساخته شده و نشان از تسلط کارگردان بر زبان تصویر دارد ➖صد حیف که هر چه می‌کند باز روح ندارد. روح است که نماهای مشابه در فیلمهایی همچون #مالنا که منبع رونویسی بوده‌اند را مانا کرده ولی هیچ کدام از کلیپ‌های این فیلم حتی به صورت اسلوموشن نقطه عطفی نمی‌سازد
.
➕سرمایه‌گذاری بنیاد خیریه(!؟) بر فیلمی اقتباسی حتی اقتباسی بی‌روح جای خوشحالی ندارد؟
.
➖آموزگاری که بناست حاکمیت عقل و نه احساس را اجرا کند چقدر شبیه است به آقامعلم #جاده‌های_سرد و آموزگار #ایران_برگر
.
➕ هدیه تهرانی با آن صورت سنگی کاملا همگن است با لیلی‌؛ بانویی که آمده تا انتقام ۴۰ سال قبل را بگیرد!
.
➖پرستویی خیلی سعی می‌کند تودار باشد و پارادوکس مظلوم-ظالم را اجرا کند ولی سرآخر و وقت موعظه قبل از قصاص باز حاج کاظم‌ش بیرون می‌زند؛ آن انتحار پایان‌بندی هم که دیگر انگ حاج‌کاظم است و شاید هم یک قدم جلوتر ، انگ #عمر_مختار و بازیگر نام آوازه اش در آن هیبت ، زیاده خواهی این بازیگر از نقش- وقتی که حق و سهم این نقش در روند درام نیست- کاملا مشهود است.
.
➖ لحن اثر دورنمات که یک هجویه تلخ است ، موقعیتهای طنز بسیاری را می‌آفریند اما در اینجا به غیر از ذبح گاو دختر یائسه روستایی یا صحنه غارت مغازه با پولهای اهدایی، موقعیتی کمیک که طنازی هجوگونه آدمهای ریاکار و پول پرست را رقم زند ،به چشم نمی‌آید چون فیلم در انتخاب لحن خود بین کمدی و تراژدی سرگردان است.

?کاراکتر

#نوری زنی روستایی(با بازی باران کوثری) که بدویتش باعث می‌شود در نفاق قدری عقب‌تر باشد از دیگران!

?گاف

معلم مدرسه روی تخته، عکس متوازی الاضلاع کشیده و زیرش نوشته: ذوزنقه!! و با صدای بلند از کودکان می‌خواهد به متوازی‌الاضلاع بگویند: ذوزنقه!

?سکانس

–تاراج مغازه متجاوز با پول زن تحت‌تجاوز

–انگشت‌زنی دورویان بر برگه اعدام متجاوز و لحظاتی بعد، گریستن همان دورویان به حال اعدامی!




#رمانتیسم_عماد_و_طوبا (کاوه صباغ‌زاده)؛ فیلم عروسی با حمایت فارابی؟؟

سینماروزان/مسعود احمدی:

➕تلاش تصویری برای ترویج فرزندآوری با حمایت فارابی

➖ابتر ماندن تلاش به‌دلیل غلبه سفارش‌های اندرزگونه(؟) بر زیربنای کلی اثر که آن را عقب‌تر از #آینه و واپس‌گراتر از #نوعی_دیگر و #تلخ_و_شیرین قرار داده

➖خط تکراری مصائب نویسنده جوان عشق کارگردانی عینا از #ایتالیا_ایتالیا آمده بی هر گونه نوآوری.

➕فیلمبرداری یکدست شهرام نجاریان که تماشای تکرار مکررات را اندکی تحمل‌پذیر کرده

➖نه تازه است و نه ایرانی با آن پیش‌پرده‌های سینما کلاسیک که هیچ ربطی به خاستگاه آدمهای این دیار ندارد؛ هیچ نشانه‌ای از ایران ندارد فیلمی که با مشارکت یک ارگان حاکمیتی برای ترویج فرزندآوری ساخته شده

➕ساختار ملون بصری در ابتدا جذاب است ولی…

➖ آن قدر بر این ساختار ملون تاکید می‌شود که دل به‌هم‌زن میشود و مشابه فیلمهای عروسی!

➖یک ساعت و ۲۰ دقیقه می‌گذرد که اتفاقی برهم زننده تکرار مکررات روی دهد

➖فقر داستانی موجب شده با فتوکلیپی مواجه باشیم که از جنگل تا کافه، قاب‌های کارت پستالی بی ربط معنایی ارائه می‌دهد

➖کیفیت پایین نماهای فانتزی پرواز بر فراز باغ کتاب که یادآور فیلمهای کودک دهه شصت شده؛ عقب افتاده و سهل انگار. ایضا کیفیت پایین نماهای تله‌کابین سواری که بدتر از نماهای داخل خودروی تله‌فیلمهاست.

➖بازی‌های ضعیف بازیگران اصلی که نه خودشان درکی از سینما دارند و نه ابعادشان، مناسب قاب سینماست

?جوک

–گریم عماد که شبیهش کرده به گریمور-مجری طرح-تهیه‌کننده مطبوع همه؛ از سرمایه‌گذاران دربند تا ارگانهای متصل به بیت‌المال!

–بازی پدر #مهدی برای پسر #کاوه با شمایل جان فورد

?️دیالوگ

–عشق تفاوت داره با خارش پوست؟؟

–نون زیر کباب از نظر شرعی مصداق بی‌حیایی ه چون معادل است با #خواهرزن!!




حرفهای یک روحانی-کارگردان که فیلمش توسط هیات داوران فجر، رد شده⇐از حوزه علمیه تاییدیه گرفتیم تا بتوانیم مجوز ساخت دریافت کنیم!/به‌خاطر کسب مجوز، نام فیلم را تغییر دادیم!/نه دستمزد گرفتم و نه بودجه دولتی!/خودسانسوری یکی از بازیگران باعث سانسور یک سکانس مهم فیلم شد!!

سینماروزان: یک روحانی-کارگردان که فیلمش توسط هیات داوران جشنواره سی و نهم فجر رد شده درباره کم و کیف تولید فیلمش حرف زد.

حجت‌الاسلام احمد آقایی درباره دردسرهای کسب مجوز فیلمش به خبرگزاری مهر بیان داشت: متاسفانه به خاطر ساخت «ورود و خروج ممنوع» ۲ سال منتظر مجوز بودم، در واقع ارشاد از این می‌ترسید که این فیلم بعدها دردسرساز باشد و به همین دلیل از ما خواستند که تاییدیه حوزه علمیه را بیاوریم تا مجوز صادر شود، ما نیز تاییدیه فیلمنامه را از حوزه علمیه دریافت کردیم تا بتوانیم مجوز ساخت را دریافت کنیم.

امید آقایی ادامه داد: این مساله که روحانی بودم در کسب مجوز حوزه تاثیرگذار بود و در واقع این مساله باعث شد که حوزه علمیه به ما اعتماد کرده و به این باور برسد که ما یک نقد مثبت به روحانیت داریم. خوشبختانه فیلمنامه ارائه شده به حوزه علمیه بدون هیچ ممیزی همراه بود، البته ممیزی‌هایی از سوی ارشاد داشتیم، به عنوان مثال نام اولیه فیلم «تک دل» بود، که با مخالفت روبرو شد، من به آنها گفتم که این فیلم طنز است و باید اسم خاصی داشته باشد، در نهایت نام این فیلم به «ورود و خروج ممنوع» تغییر کرد.

این روحانی-کارگردان تاکید کرد: در حقیقت باید بگویم که خودسانسوری برای ساخت این فیلم مدنظر من نبود ولی این خودسانسوری گاهی از سوی بازیگران اعمال می‌شد، به عنوان مثال یک سکانس مهم در فیلم داشتم که هرچه کردم بازیگر این سکانس را بازی نکرد و معتقد بودند که این سکانس خطرناک است و در نهایت مجبور شدیم که این سکانس را جلوی دوربین نبریم.

آقایی ادامه داد: در واقع می‌توان گفت بیشترین سانسور از سوی عوامل برای ساخت این فیلم بوده است. با توجه به اینکه «ورود و خروج ممنوع» فیلم اول من بود، مجبور شدم که یک جاهایی راه بیایم تا این فیلم ساخته شود. البته امیدوارم در فیلم‌های بعدی بتوانم با یک استقلال بیشتری حضور داشته و حرف‌های خود را بزنم.

این کارگردان-روحانی تاکید کرد: با توجه به اینکه فکر می‌کردم فیلم خوبی است، دستمزد نگرفتم و برای دستمزد به صورت درصدی از فروش قرار گذاشتیم. من قائل به این بودم که اگر می‌خواهم به سینما ورود پیدا کنم و ماندگار شوم باید بدون سرمایه و بودجه دولتی این کار را انجام دهم. خوشبختانه موفق شدیم و این فیلم را ساختیم. باید بگویم اگر روحانیت به عرصه سینما ورود پیدا کند، نگاه روحانیت به سینما و نگاه سینماگران به روحانیان بالانس می‌شود، یعنی هم روحانیت دیگر به این فکر نمی‌کند سینماگران آدم‌های متفاوتی هستند، هم سینماگران این نگاه را ندارند که روحانیت یک سری آدم دگم و تندرو هستند.

 

ورود+و+خروج+ممنوع
ورود+و+خروج+ممنوع

 

 




تاکید موکد معاون نظارت در رسانه ملی⇐به غیر از “قاتل و وحشی”، تمام فیلم‌های دیگر، پروانه نمایش دارند!!/این هیات داوران جشنواره بود که فقط ۱۶ فیلم را قابل اکران در جشنواره دانست و مابقی آثار را علیرغم مجوزدار بودن، رد کرد!آثار پروانه‌گرفته بعد از جشنواره فجر و برای اکران عمومی‌شان نیاز به بازبینی مجدد ندارند!/اکران “کاناپه” و “قاتل و وحشی” منوط به نظر فقها است!

سینماروزان: معاون نظارت سینما با رد ادعای برخی صاحبان آثار مردودی هیات داوران فجر، از توقیف فقط یک فیلم و صدور پروانه نمایش تمام فیلمهای دیگر متقاضی فجر خبر داد.

به گزارش سینماروزان سعید رجبی فروتن معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی در برنامه “هفت” درباره حواشی جشنواره فجر در موضوع فیلم‌های راه نیافته به این جشنواره گفت: امسال به موجب شرایطی که اعلام شده بود، جشنواره فجر هیات انتخاب نداشت، البته دبیر فجر می‌توانست به تبعیت از جشنواره‌های معتبر جهانی خودش به همراه مشاورانش، گزینشی را صورت دهد و آن کارها برای دریافت پروانه نمایش و هیات داوری ارسال شود اما به نظر آمد که دبیر تلاش کرد فرصتی یکسان فراهم کند برای همه فیلم‌هایی که حائز شرایط اعلام شده در مقررات جشنواره بودند و اجازه داد هر کدام از کارها موفق به دریافت پروانه نمایش شد، به رویت هیات داوران برسد.

معاون نظارت ادامه داد: شورای پروانه نمایش تعدادی از آثار متقاضی جشنواره را چون قصد نمایش عمومی داشتند، قبلاً بازبینی کرده بود و پروانه‌شان را داده بود؛ بنابراین فکر می‌کنم حدود چهل فیلم بود که شورای پروانه نمایش آنها را به صورت فشرده تماشا کردند که غیر از یک فیلم “قاتل و وحشی” که باید فتوای فقها را دریافت کند، همه فیلم‌ها موفق به دریافت پروانه نمایش شدند.

رجبی‌فروتن افزود: آثار پروانه‌گرفته بعد از جشنواره فجر و برای اکران عمومی‌شان نیز نیاز به بازبینی مجدد ندارند و راحت می‌توانند به اکران عمومی بروند. داوران نیز اعلام کرده بودند، کارهایی که در یک یا چند رشته نامزد دریافت سیمرغ باشند، نهایتاً در جدول نمایش قرار می‌گیرند و دبیر جشنواره نیز معتقد بود می‌توان ۲۰ عنوان فیلم را در جدول نمایش قرار داد ولی این هیات داوران جشنواره بود که فقط ۱۶ فیلم که شانس دریافت جایزه دارند را قابل اکران در جشنواره اعلام کرد و مابقی آثار را علیرغم مجوزدار بودن، رد کرد!

رجبی فروتن با اشاره به نیاز “کاناپه” و “قاتل و وحشی” به فتوای فقها توضیح داد: در مقررات و به صورت مکتوب، همه می‌دانند دریافت پروانه ساخت، الزاماً به معنای دریافت پروانه نمایش نیست. فیلم‌ها عموماً در سه مرحله ساخته می‌شوند؛ در زمان نگارش فیلمنامه، در حین فیلمبرداری و در حین تدوین و عملیات پست پروداکشن. برخی فیلمسازان هستند که با سیناپس سر صحنه می‌روند و همواره از ما می‌خواهند فیلمنامه را از آنها نخواهیم. برخی فیلمسازان نیز هستند که وقتی پروانه ساخت دریافت می‌کنند و تا جایی با ضوابط آشنایی دارند شاید به این نیت که بخواهند راهی را باز کنند، عامدانه دست به خرق عادت می‌زنند. مثال واضح این مورد فیلم سینمایی «کاناپه» است که کیانوش عیاری برای اولین بار به خودش اجازه می‌دهد کاراکترهای زن با کلاه‌گیس مقابل دوربین ظاهر شوند اما به دلایل دیگری که همکاران در شورا باید ملاحظات شرعی را نیز لحاظ کنند، این فیلم شانس و امتیاز دریافت پروانه نمایش را دریافت نمی‌کند و جزء آن دسته فیلم‌هایی می‌شود که ملاحظه شرعی دارد و ما انگ توقیف برای آن به کار نمی‌بریم.

 




مدیر سمفا پاسخ دهد⇐چرا بلیت‌فروشی آنلاین جشنواره از همان دقایق ابتدایی دچار اختلال شده؟/آن ۶هزار بلیت اعلامی چگونه فروخته شده؟

سینماروزان/کیوان بهارلویی: اختلال عمده در تمامی سامانه‌های بلیت‌فروشی آنلاین جشنواره با اعتراض مخاطبان روبرو شده.

به گزارش سینماروزان اختلال عمده در بلیت‌فروشی آنلاین در شرایطیست که در نشست خبری جشنواره از فروش بیش از ۶هزار بلیت صحبت شده!

اینکه این ۶هزار بلیت چه شده و کجا رفته معلوم نیست ولی از همان اولین ساعات بلیت‌فروشی، مخاطبان بسیاری با سینماروزان تماس گرفته و از اختلال گفته‌اند.

امسال اولین سالی است که بلیت‌فروشی تحت نظارت سامانه مرکزی سمفا انجام می‌شود؛ سامانه‌ای که بودجه‌ای چشمگیر هم خرجش شده ولی تا اینجای کار فقط دلخوری مخاطبان از اختلالات عمده است که به چشم می‌خورد.

در سالهای گذشته مخاطبان به‌راحتی از طریق سامانه سینماتیکت نسبت به خرید آنلاین بلیت مبادرت می‌کردند ولی امسال تمام سامانه‌های بلیت‌فروشی دچار اختلال و قطعی مکرر هستند.

تماس سینماروزان با دست‌اندرکاران هر چهار سامانه تحت نظر سمفا، درباره چرایی این اختلالات به جایی نرسید و اینکه سرنوشت این بلیت‌فروشی چه خواهد شد هم معلوم نیست؟؟ باید منتظر پاسخ مدیر سمفا ماند…

اختلال در سامانه ایران تیک و باز نشدن سانس
اختلال در سامانه سینماتیکت و پیامهای مکرر خطا

اختلال در سامانه ایران تیک و باز نشدن سانس
اختلال در سامانه ایران تیک و باز نشدن سانس

خطای ۴۰۳ هنگام ورود به سمفا
خطای ۴۰۳ هنگام ورود به سمفا

 

 




آشنایی با قابل تحمل‌ترین آثار جشنواره۳۹ فجر در سینماروزان⇐از ماجرای جن و جن‌گیری در “زالاوا” تا اقتباس روستایی “بی همه چیز” از فردریش دورنمات با کمک بنیاد خیریه؟!/از تعریض “ابلق” به جنبش “می‌تو” تا انتحار مرد عقیم‌مآب در “روشن”!!/از قتل یک طاغوتی توسط آقازاده انقلابی در “مصلحت…” تا فرود اشتباهی(!) بمب آمریکایی بر سر ایرانی در “…آبادان”+…

سینماروزان: از حدود شصت فیلم متقاضی جشنواره سی و نهم فجر، بیش از ۴۰ فیلم توسط هیات داوران رد شدند تا درنهایت ۱۶ فیلم تاییدیه هیات داوران را بگیرند.

در میان همین ۱۶ فیلم اغلب ارگانی هم برمی‌خوریم به آثاری ضعیف و حتی فاقد استانداردهای پخش در تلویزیون که به هنگام رونمایی در جشنواره، به تفصیل به آنها خواهیم پرداخت.

در آستانه جشنواره در سینماروزان بر تعدادی از فیلمهای قابل تحمل جشنواره تمرکز کرده‌ایم بلکه رغبتی ایجاد شود نزد مخاطبان برای پیگیری آثار.

پیشاپیش پوزش سینماروزان را بپذیرید بابت اندک بودن حجم فیلمهای قابل تحمل!

زالاوا
زالاوا

اول. “زالاوا”ی ارسلان امیری را باید در صدر آثار قابل تحمل جشنواره دانست.
روح‌الله برادری از تهیه‌کنندگان قدیمی سینمای ایران با همکاری دخترش سمیرا، تولید فیلم اول ارسلان امیری را برعهده گرفته‌اند. آیدا پناهنده همسر ارسلان امیری نیز فیلم “تی تی” را در جشنواره دارد‌.
“زاوالا” درباره ماجراهای یک جن و جنگیری است؛ ماجرایی که در فضایی بین کمدی و دلهره روایت می‌شود و موضع‌گیری علیه خرافه طوری اعلام می‌شود که مخاطب ابتدا محو داستان شود و بعد جذب پیام.

بی همه چیز
بی همه چیز

دوم. “بی‌همه‌چیز“محسن قرایی به تهیه‌کنندگی جواد نوروزبیگی، ایرانیزه شده “ملاقات بانوی سالخورده” فردریش دورنمات است!
امید اخباراتی از رئوس اصلی بنیاد خیریه اخباراتی(!) سرمایه‌گذار “بی همه چیز” بوده!
قرایی داستان دورنمات- با محوریت بازگشت زن میانسال به زادگاه برای مجازات متجاوز- را به روستایی حوالی گرمسار برده و در قبل از انقلاب روایت کرده.
این کارگردان در دومین فیلم مستقلش ازمنظر تکنیکی روبه جلوتر است ولی ازمنظر داستانی و به‌ویژه در پایان‌بندی می‌توانست بهتر باشد.

روشن
روشن

سوم.”روشن“روح‌الله حجازی امتداد علایق کارگردان است درباره کار بر تعارضات زناشویی.
در اینجا با مردی تنها، عقیم‌مآب و تحقیرشده توسط همسر روبروییم که گرفتار دسیسه انبوه‌سازان هم شده و درنهایت کارش به انتحار می‌رسد! بازی رضا عطاران در “روشن” را باید از ویژگی‌هایش دانست و از حالا شانس دریافت سیمرغ.

شیشلیک
شیشلیک

چهارم. “شیشلیک“محمدحسین مهدویان به تهیه‌کنندگی محمدرضا منصوری از محصولات اول‌مارکت مخابرات.
کارگران کارخانه تولید پشم(!) “شیشلیک” فقط تخم‌مرغ می‌خورند ولی وقتی بچه یکی از کارگران، دلش شیشلیک می‌خواهد، تعارضی بدوی شکل می‌گیرد از جنس آثار ضدکمونیسم دهه‌های قبل هالیوود. همگنی متن با تصویر و درک درست بازیگران از فضای متعارض فیلم می‌تواند برگ برنده‌اش باشد.

ابلق
ابلق

پنجم. “ابلق“نرگس آبیار با مایه‌های تجاوز به زنان در نگاه اول یادآور انبوهی فیلمفارسی است ولی لحن داستانگو و سرگرم‌کننده اثر باعث می‌شود فیلم برای تماشاگران جشنواره، قابل تحمل باشد. تجاوز، موتیف اصلی “ابلق” است و ازجایی به بعد تداعیگر شعارهای حامیان جنبش “می‌‌تو” !!
دوربین لرزان آثار قبلی آبیار در اینجا هم به چشم می‌خورد و به غیر از هوتن شکیبا، بازی مابقی بازیگران اصلی، تعریفی ندارد به‌خصوص بازیگری تقریبا حذف از رده یک بازیگری ایران که حالا خواسته با گریمی سنگین و در قالبی پلید، خوداحیایی کند…

روزی+روزگاری+آبادان
روزی+روزگاری+آبادان

ششم. “روزی روزگاری آبادان“حمید آذرنگ به تهیه‌کنندگی عبدالله اسکندری محصول اول مارکت مخابرات شاید در کارگردانی، شلخته باشد ولی با طراحی داستان هوشمندانه و رفت و آمد میان سوررئال و رئال با پایان‌بندی غافلگیرکننده، قطعا سهمی از سبد جوایز را به خود اختصاص خواهد داد‌.
“…آبادان” متمرکز است بر ماجراهای خانواده‌ای در آبادان که یک بمب آمریکایی کاملا اشتباه بر سر آنان فرود می‌آید.

مصلحت+نظام
مصلحت+نظام

هفتم. در میان فیلمهای ارگانی جشنواره تنها یک فیلم قابل تحمل هست و آن هم “مصلحت نظام/پدری/مصلحت” که حسین دارابی آن را با حمایت اوج و حوزه ساخته.
“مصلحت” درباره قتل یک طاغوتی توسط یک آقازاده انقلابی است آن هم در ابتدای انقلاب؛ فیلم از منظر متنی، ساده پیش می‌رود و پایان‌بندی بحث‌برانگیزی هم دارد درباره بخشش قاتل توسط ولی دم طاغوتی!!

باز هم از عموم مخاطبان بابت اندک بودن حجم فیلمهای قابل تحمل که حتی به نصف آثار مطلوب هیات داوران هم نمی‌رسد پوزش می‌طلبیم ولی…

…تلخی واقعیت آنجاست که در میان آثار مردودی هیات داوران هم تقریبا جز “قاتل و وحشی” و “چپ و راست” به آثاری برنمی‌خوریم که اگر وارد جشنواره می‌شدند در دسته‌بندی “قابل تحمل” جای می‌گرفتند!

 

۵+۲ فیلم قابل تحمل جشنواره فیلم فجر
۵+۲ فیلم قابل تحمل جشنواره فیلم فجر