سریال «بدنام»؛ صرف و نحو «آسیبِ» ژولیت بینوش! بی شق‌القمر و حتی‌المقدور

سینماروزان/حامد مظفری: سریال بدنام را باید یکی از بحث برانگیزترین سریالهای اخیر ایرانی دانست که تقریبا توانسته از ابتدا تا میانه، مخاطب داشته باشد یعنی برخلاف اغلب سریالها-چه تلویزیونی چه پلتفرمی-سازندگان هم برای آغاز و هم برای نقطه عطف، طراحی پسایندی کامل داشته‌اند.

بدنام باز برخلاف بسیاری از سریال سازان به سراغ شق القمر نبوده و نرفته سراغ سوژه‌ی خاص یا غیرمترقبه بلکه یکی از روان‌ترین و پرتکرارترین داستانهای عاشقانه را محور روایت کرده منتها الگو را درست و به‌اندازه پیاده کرده.

خط کلی داستان یادآور رمانس انگلیسی «آسیب» ساخته لویی مال با بازی ژولیت بینوش، جرمی ایرونز ، میراندا ریچاردسون و روپرت گراوس است و اتفاقا تنه‌زنی درام به سیاست در «بدنام» هم مشترک است و همین تلفیق عشق و سیاست است که «بدنام» را در میان سریال‌های ایرانی، خط‌شکن و جذاب برای مخاطب کرده.

درباره‌ی فسادهای اخلاقی یقه سفیدان در ایران تجربیات موفقی شده؛ از سیب سرخ حوای سعید اسدی و تیک اسماعیل فلاح‌پور و شوکران بهروز افخمی تا زندگی خصوصی حسین فرحبخش و دوران عاشقی علیرضا رییسیان و…! اما اینکه حامد عنقا به عنوان طراح «بدنام» کمی جلوتر رفته و یقه‌گیری پدر و پسری الیگارش در تنازع برای وصال یک یلدانام را محور معامله‌ای اقتصادی-لابد با عقبه ی سیاسی- کرده باعث شده سریال همان قدر که برای مخاطب وطنی، جسور باشد برای تندروها، موی دماغ!

«بدنام» ابدا دنبال تطهیر الیگارشهای فاسد نیست بلکه تا حد توان آنها را چوب میزند و زیرکانه چاشنی عشق و شعر و ساز و کافه و دیت را لابلای کار می‌گذارد تا مبادا هدف اصلی که گذران اوقات فراغت است، تحت‌الشعاع قرار گیرد.

سریال بدنام
سریال بدنام

نقطه قوت کار نیز احتمالا همان مایه های ملودرام و عشق و عاشقی های یکباره باشد که عنقا در آنها فراوان تبحر دارد؛ باز برخلاف بسیاری از سریالهای اخیر که به کلیشه ترین و روترین شکل ممکن عشق را تصویر میکنند، عنقا در عشق‌نگاری اخیر خود زورآزمایی دارد در چگونگی گرفتاری آقازاده ای به پوچی رسیده در عشقی تصادفی. این، دریچه ای نیک است به از بین رفتن تصور باطلی که آقازاده های مرفه را توانا در دزدیدن قاپ هر کیسی می‌دانند.

تندروانی که به سریال تاخته اند این دریچه را ندیده‌اند؟. مولودان پول حرام، گاهی به خنگ خداهایی بدل میشوند که فرق نشمه ده‌دست چرخیده با نوازنده‌ی بکر را هم متوجه نمیشوند و اینکه می‌گویند از حرام خوری بپرهیزید تا فرزندان‌تان، گلوی‌تان را نجوند، اینجا به خوبی متبادر شده…

آسیب همان طور که از عنوانش پیداست تقبیحی تکان دهنده بود بر زیاده‌روی جماعتی که چون قدرت سیاسی دارند هیچ چارچوبی قائل نیستند و بدنام کوشیده با همه محدودیت ها صرف و نحوی درست داشته باشد بر همان مفهوم.