صدور پروانه برای یک روحانی!+صدور پروانه برای فرمانده‌ی آتش به اختیار+صدور سه پروانه دیگر

سینماروزان: پنج فیلم سینمایی موفق به کسب پروانه نمایش از شورای بازبینی فیلم‌های سینمایی شدند.

در میان پروانه‌های صادره نام یک روحانی به چشم میخورد. حجت الاسلام محمد جواد حکمی میخورد که پروانه نمایش فیلم غوطه‌ور را گرفته؛ فیلمی جنایی با محوریت دختری که شائبه های دگرباشی دارد.

به جز این فیلم جانشین روح‌الله سهرابی با بازی آرمان درویش در نقش یک جنگجوی آتش به اختیار نیز پروانه گرفته است.

صدور پروانه فیلم های غوطه ور و جانشین و...
صدور پروانه فیلم های غوطه ور و جانشین و…

فهرست پروانه‌های صادره به شرح زیر است:

–«جانشین» به تهیه‌کنندگی روح الله سهرابی و کارگردانی مهدی شامحمدی

— «حاشیه» به تهیه‌کنندگی یوسف منصوری و کارگردانی محمد علیزاده فرد

— «زنده‌شور» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی کاظم دانشی

— «غوطه‌ور» به تهیه‌کنندگی سعید پروینی و کارگردانی حجت‌الاسلام محمدجواد حکمی

–انیمیشن «نگهبانان خورشید» به تهیه‌کنندگی مهدی جعفری و کارگردانی عماد رحمانی و مهرداد محرابی گرگری




آن روحانی با مهران غفوریان آمد و از پیشنهادِ رضا عطاران گفت!/حجت‌الاسلام محمدجواد حکمی-طلبه‌ی قمی- در جشنواره فیلم فجر۴۴ چه میکند؟

سینماروزان: پیش از این شاهد حضور روحانیونی مثل حجت الاسلام عباس روزمه و امید آقایی در عرصه تهیه‌کنندگی و کارگردانی بودیم. روزمه تهیه کنندگی یکی دو تلفیلم را انجام داده بود و امید آقايی تا کارگردانی کمدی «ورود و خروج ممنوع» پیش رفته بود اما متاسفانه سینما برایش آمد نداشت و بدحسابی یک تهیه‌کننده باعث شد گرفتاری اقتصادی هم پیدا کند و…

 

در جشنواره فجر۴۴ یک روحانی تازه در سینما رونمایی شده؛ حجت الاسلام محمدجواد حکمی کارگردان فیلمی به اسم «غوطه‌ور» که همراه با مهران غفوریان-بازیگر فیلمش- به نشست خبری آمد و درباره انتخاب نام فیلمش اظهار کرد: نام فیلم پیشنهاد یکی از بازیگران درجه یک سینما یعنی عطاران است.

 

درباره فیلم غوطه‌ور چیزی نمی‌توان گفت جز تجربه‌ی اول یک فیلمساز تقریبا بی‌تجربه و مملو از کلیشه اما کارگردان فیلم -که طلبه‌ایست در قم-حداقل راستش را گفت که سینما برایش منبر است و بیان کرد: طلبه‌ها یک سالی را در حوزه درس می‌خوانند و بعد از مدتی شروع به تبلیغ می‌کنند؛ واقعا سینما برای من فقط یک منبر نوین و یک ابزار تبلیغی است چون به نظرم می‌شود با قصه‌ها مفاهیمی را به مخاطب منتقل کرد.

محمدجواد حکمی در کنار مهران غفوریان در نشست فیلم غوطه‌ور
محمدجواد حکمی در کنار مهران غفوریان در نشست فیلم غوطه‌ور

چون شیخ جواد بی‌شیله‌پیله حرف زد ما هم به ایشان رک و راست میگوییم مشکل اصلی سینمای ایدئولوژیک ما آن است که مرتب دنبال القای مستقیم مفهوم به مخاطب است؛ آن هم به محافظه‌کارترین لحن ممکن! قصه‌گویی هم هنر میخواهد و هم تکنیک و هم جسارت و هم جلوتر بودن از مخاطب! منبر بی‌مستمع که فایده ندارد! دارد؟

درباره حجت الاسلام محمدجواد حکمی فیلمساز حاضر در فجر۴۴
درباره حجت الاسلام محمدجواد حکمی فیلمساز حاضر در فجر۴۴

 




درباره‌ی فیلم«غوطه‌ور»(ساخته محمدجواد حکمی): فریادِ فیلم اولی/بدلِ پاچینو در تعقیب دگرباش؟

سینماروزان/حامد مظفری:

 

-کست تلویزیونی، فضاسازی تلویزیونی، گریم تلویزیونی، صحنه آرایی تلویزیونی! در سینما چه میکند؟

-عین کاراکتر قصابیان از سریال بازپرس را آورده اینجا… ذره‌ای خلاقیت کو؟

-پیام احمدی نیا با همان سر تراشیده هم خوب بازی ميکند چه نیاز به پوستیژ؟ ایضا محسن قصابیان پوستیژدار شده! که گفته پوستیژ شخصیت میسازد؟

 

-کات‌های پشت سر هم در نیم ساعت اول نه تنها ریتم نمی‌سازد بلکه فقط اجرای الکن را بدوی می‌نماید. میخواسته با این کات‌ها از اولی بودن فرار کند؟ از قضا، سرکنگبین صفرا فزوده و انگار که دارد داد میزند منِ کار اولی را ببینید؟؟ فهمیدیم به خدا‌. همان تدوین خطی هم کارش را راه می انداخت.

-الگوی بی‌خوابی آل پاچینو در بی خوابی را عینا کپی کرده برای بازپرس ناراضی و درگیری با مافوق هم آن قدر در این سال‌ها تکرار شده که…الگوبرداری از سینمای جنایی دهه های شصت و هفتاد اروپا بد نیست اما پرونده ی محوری آن قدرها نا ندارد…عدم انسجام فیلمنامه و وجود گره های غیرقابل باور موجب عدم ارتباط و از دست رفتگی میشود‌. همجنس گرایی را در ابهام قرار دادن یعنی حتی نمی‌توانی سوژه مدنظر را بپروری، پس چرا سراغش رفته ای؟ فقدان سریالی دختران را هم که به نتیجه نمیرسانی…

فیلم غوطه‌ور
فیلم غوطه‌ور

-شخصیت خاکستری وقتی سمپات میشود که گذشته و بالا و پایین‌ش را بجوری و اینجا دافعه‌برانگیز است چون پیشینه‌اش را نمی‌دانیم و رفتارهایش، تیپ میماند.

-پایان فیلم؟ همان جا لو رفت که برای دخترش پیام گذاشت!

-شاید فکر کرده‌اند اجرای تلویزیونی بی بدن و علفزار جواب داده و خواسته اند همان راه قضایی سازی تلویزیونی را بروند. آنجا اگر جواب داد یک طرف به خاطر کست سینمایی بود و طرف دیگر التهاب بالای سوژه! اینجا هیچ کدام نیست که نیست. زیر و بم بازیگران تیپیکال تلویزیونی است؛ التهاب سوژه؟ دختر لزبین؟ این سوژه هم که به ملتهب ترین شکلش در مستندهای این سالها و بعضا هنروتجربه‌ای‌سازان، یافت می‌شود. تبادر تصور جاهلانه‌ی رواج دگرباشی در ورزش زنان هم بیشتر عوامانه است تا محصول تمرکز.

-خاله؟ خاله های این دوران را چند بار دیده اید؟ تحقیقکی بنمایید، شاید دریابید اتفاقا بیزنس زیبایی در این دوران بسیار بیشتر از آن بیزنس نرم جواب میدهد؟ ای کاش باز همین سوژه ثانوی را کاوشی میکردی و عقبه‌ای، منتهی الیهی، چیزی…

 

-التهاب که نداری محبوری بازپرس ت را مدام با همه درگیر نشان دهی، از درگیری با مافوق تا درگیری با مظنون و درگیری با همه به جز یک کودک!

-مرگ تراژیک مامور آتش به اختیار را هم آن قدر پروپاگاندا میکند که بیرون میزند.

-حسرت؟

ای کاش موسسه امام روح‌الله، قبل از ساخت فیلم جدید، فیلمی که سال قبل در فجر داشت-۱۹۶۸- را اکران و فیدبک ی می‌گرفت و بعد اقدام میکرد به تولید این یکی… حالا هم دیر نشده، این یکی و آن یکی را زودتر اکران کنید و واکنش ها را ببینید و بعد اقدام کنید به ساخت اثر بعدی…

+ذکر خیر؟

فقط یک پایان دارد و به سبک برخی از مینی‌مال‌‌بازان وقت را با چند پایان مختلف تلف نمی‌کند و سریع تیتراژ پایانی بالا می‌آید.