گلایه شدید سناریست “بید مجنون” از برخورد با منتقدان “محمد(ص)” مجیدی/ رانت خواری در سینمای ما فساد ایجاد کرده اما در هالیوود نه!
سینماژورنال: ناصر هاشم زاده فیلمنامه نویس و مدرس فیلمنامه نویسی که رفیق سالیان دور مجید مجیدی است در تازه ترین اظهارنظرات خود به صراحت از اینکه نمی گذارند فیلم تازه مجیدی مورد نقد قرار گیرد گلایه کرد.
به گزارش سینماژورنال هاشم زاده که از سالها پیش به عنوان مشاور فیلمنامه یا سناریست در کنار مجید مجیدی حضور داشته در نشست “سینماروایت” که به همت ایزد مهرآفرین برگزار می شود تعارفها را کنار گذاشته و به گلایه از جوی پرداخته که باعث می شود منتقدان “محمد(ص)” مجیدی نتوانند نظرات خویش را صادقانه بیان کنند.
ناصر هاشم زاده که در تازه ترین نشست “سینماروایت” بنا بوده درباره فیلم “هجرت: خدایان و پادشاهان” ریدلی اسکات صحبت کند مضمون این فیلم که درباره حضرت موسی(ع) است را بهانه ای کرده برای تاختن به آنها که جلوی نقد “محمد(ص)” را گرفته اند.
فیلم “محمد(ص)” را نقد نکنیم پس چه کنیم؟
سناریست “بید مجنون” می گوید: برخی گفته اند فیلم “محمد (ص)” را نقد نکنید، پس چه کار کنیم؟ ما فیلم می سازیم که تفکر رشد کند یا اینکه جلوی تفکر گرفته شود؟!
با پول نفت فیلم می سازیم و کسی هم به نتیجه کار فکر نمی کند
هاشم زاده که در “آواز گنجشکها”، “رنگ خدا” و “باران” نیز به عنوان مشاور فیلمنامه کنار مجیدی با اشاره غیرمستقیم به بودجه هنگفتی که صرف تولید “محمد(ص)” شده ادامه می دهد: سینما برای آمریکا و هالیوود نوعی تجارت است. هر فیلمی که می سازند به فروش آن نیز فکر می کنند و از آن هم خوب پول در می آوردند اما ما با پول نفت فیلم می سازیم و کسی هم به فکر نتیجه محصول نیست.
ناصر هاشم زاده
رانت خواری در سینمای ما فساد ایجاد کرده اما در هالیوود نه!
به گزارش سینماژورنال این نویسنده تاکید می کند: سینمای ما سینمایی رانت خوار است که براساس روابط پول ساخت فیلم را می دهند و کسی هم نمی پرسد این چه فیلمی است که ساخته اید؟! رانت خواری در سینمای ما فساد ایجاد کرده اما در هالیوود اجازه این کارها را نمی دهند اگرچه هالیوود ذاتا فاسد است.
در هالیوود اگر فیلم ریدلی اسکات هم نفروشد باید جواب خیلیها را بدهد
وی با تاکید بر اینکه در هالیوود اگر فیلمی فروش نکند عواملش نخواهند توانست مجددا بودجه تولید در اختیار داشته باشند می افزاید: در آمریکا اگر ریدلی اسکات هم فیلمش نفروشد باید جواب خیلی ها را بدهد، سینمای آنها حساب و کتاب دارد و بیخود پول خرج نمی کند. آنها یک مراسم اسکار دارند که برای یک سال ما مسلمانان خوراک فکری درست می کند. ما منتظریم ببینم آنها چه فیلمی درست می کنند تا درباره اش صحبت کنیم.
حمایت بازیگر “محمد(ص)” از شهرداری+عکس
سینماژورنال: کمتر پیش می آید که بازیگران سینما و تلویزیون که نامی هم برای خود دست و پا کرده اند بی واهمه وارد نقد یا تحسین یک رفتار فرهنگی غلط یا درست شوند.
به گزارش سینماژورنال عادت کرده ایم که در برابر اتفاقات مثبت اغلب بی تفاوتی بازیگران سرشناس را شاهد باشیم و در برابر اتفاقات منفی نیز به جای نقدهای آشکار، این حرفهای محفلی است که شنیده می شود.
با این حال مهدی پاکدل بازیگر سینما و تلویزیون که فیلم “محمد(ص)” را هم آماده اکران دارد در اقدامی جالب با اشاره به نصب بیلبوردهایی در نقاط مختلف شهر که در آنها تصاویری متفاوت از آثار هنرمندان تجسمی کار کشور می بینیم به تحسین شهرداری پرداخته است.
حرکت شهرداری تحسین برانگیز است
پاکدل در این باره در صفحه اجتماعی خویش نوشته است: حركت بسيار زيبا و پسنديده و پر از سليقه شهردارى تهران بسيار تحسين برانگيز است. قطعاً شهروندان با ديدن اين آثار تجسمى در سطح شهر، مهربانتر، آرامتر و صبورتر ميشوند. پرخاشگرى و عصبيت خجالت ميكشند در برابر اين آثار زيبا و خلاقه خود را ثانيه به ثانيه نشان بدهند.
ممنونیم که به غیر از تبلیغ محصولات چینی، چیزهای دیگری هم برای دیدن وجود دارد
بازیگر نقش “ابوطالب” در فیلم پرهزینه “محمد(ص)” ادامه داده است: ممنونم از بانى اين امر كه باعث ميشود بدانيم در شهر به غير از تبليغ محصولات كره اى و چينى چيزهاى ديگرى هم براى ديدن وجود دارند.
تصویری که پاکدل ضمیمه یادداشت خود کرده
ای کاش سناریست “محمد(ص)” را هم از هالیوود میآوردید
سینماژورنال/حـــامد مظفـــری: نه آقای مجیدی! اصلا قصد نداریم بگوییم فیلم بدی ساخته اید. ابدا! همین که “محمد(ص)” چند پله بالانر از “ملک سلیمان”، “رستاخیز” و البته “راه بهشت” و “عقاب صحرا” است برایمان کافیست.
بخصوص که شما تجربه چندانی هم در ژانر تاریخی نداشته اید و این نخستین کارتان در این گونه است.
همین که سعی زیادی کرده اید که تصاویری پالایش شده و دیدنی از اتفاقاتی را برایمان به نمایش بگذارید که تا پیش از این فقط در کتب درسی درباره شان خوانده بودیم خسته نباشید دارد.
اینکه کوشیده اید حین ساخت فیلمی درباره پیامبر اسلام(ص) از نزدیکی ادیان الهی مختلف از دین ابراهیم خلیل ا.. تا موسی کلیم ا.. بگویید به شدت به کار آدمیان روزگار معاصر می آید.
آقای مجیدی! انتخاب بازیگران تان و خلق شمایلی جدید از بازیگرانی چون علیرضا شجاع نوری، مهدی پاکدل و محسن تنابنده نیز جای تحسین دارد بخصوص احیای بازیگری چون علیرضا شجاع نوری که در دو دهه اخیر در پر قوی کاراکتر “شبلی/عبدا..” تنها درام آبرومندمان با محوریت قیام عاشورا یعنی “روز واقعه” خوابش برده بود.
شما او را بیدار کردید و نقشی چون “عبدالمطلب” را به او سپردید. نقشی که شجاع نوری خیلی خوب آن را درک کرده و در قامت آن فرورفته.
پیشرفتهایتان محسوس است
اینکه در “محمد(ص)” نشان دادید توانایی کنترل نماهای شلوغ و پر از هنرور را دارید هم پیشرفتی برایتان محسوب می شود. در تصویرسازی هم که به کمک یک فیلمبردار ایتالیایی به نام “ویتوریو استراورو” و البته حضور حمید خضوعی ابیانه کم نگذاشته اید.
طراحی دکورتان هم به خوبی هر چه تمامتر توسط “میلژن کرکا کلژاکویچ” فرانسوی تبار انجام شده. جلوه های ویژه تان هم محصول دست یک آمریکایی به نام “اسکات ای.اندرسون” است که سعی زیادی کرده انطباقی عملی میان تصاویر زنده و رایانه ای به وجود آورد.
طراح چهره ایتالیایی تان “جیانتو دِروسی” نیز خیلی خوب تصاویر نزدیکان پیامبر را بر چهره بازیگران پیاده کرده است. برای ساخت یک موسیقی حماسی هم بادقت موزیسین هندی تان “ای.آر رحمان” را تفهیم کرده اید که چه نوع موسیقی باید خلق کند.
“محمد(ص)” کشش دراماتیک یک اثر 3 ساعته را ندارد
اما مساله اولیه اینجاست که فیلمتان کشش دراماتیک لازم برای یک اثر سینمایی بلند و 3 ساعته را ندارد. واقعا چرا؟ چرا اثرتان به مانند آثار اپیزودیک شده و انگار داستانکهای مختلف مرتبط با یک سوژه را کنار هم قرار داده و کمترین تلاشی برای انطباق معنایی این داستانکها انجام نداده اید؟
چرا در دل بحرانهای مختلف فیلم، مخاطبتان گرفتار تعلیق نمی شود؟ اصلا چرا داستان “محمد(ص)” این قدر سرراست پیش می رود؟
به نظر می رسد این خلأ به فیلمنامه بازگردد. فیلمنامه “محمد(ص)” نامهایی چون کامبوزیا پرتوی، بیژن میرباقری و حمید امجد را پای خود دارد اما به اندازه جرمحجمی یکی از این نامها هم جاذبه ندارد.
البته این را هم باید درنظر گرفت سالهاست از کامبوزیا پرتوی اثر قابل توجهی را ندیده ایم و امجد هم در سایهسار شاگردی بیضایی است که امین چنین پروژه ای شده. می ماند بیژن میرباقری که او هم فقط در نگارش دیالوگها نقش داشته و طبیعی است که خلق درام ربطی به او نداشته.
چرا سراغ فیلمنامه نویس فرنگی نرفتید؟
“محمد(ص)” فیلمنامه نویسان باانگیزه و البته امتحان پس داده ای را می خواست که ساده ترین داستانهای مرتبط با کودکی پیامبر را به گونه ای مهیج دراماتیزه کنند نه آن که به مانند انمیشینهای کودکان همه چیز را سرراست و خطی و بدون کمترین بدعتی پیش ببرند.
آقای مجیدی! شما که فیلمبردار ایتالیایی به خدمت گرفتید، طراحی جلوه های ویژه را به یک آمریکایی واگذار کردید، طراحی دکور را به یک فرانسوی ارجاع دادید و ساخت موسیقی را هم به یک موزیسین هندی برنده اسکار سپردید بد نبود که نگارش فیلمنامه یا لااقل بازنویسی آن را نیز به یک فیلمنامه نویس مطرح هالیوودی می سپردید.
مثلا سراغ “جان لوگان”، “مارک بول”، “دیوید اُ.راسل” یا “پل شریدر” می رفتید و یکی از اینها یا سناریستهایی در حد و اندازه اینها را برای همکاری دعوت می کردید. طبیعی است که در آن صورت حتما به اندازه تصاویر بدیع، جذابیتهای داستانی اثرتان هم افزایش می یافت.
محسن تنابنده در نقش تاجری یهودی به نام “ساموئل” در نمایی از “محمد(ص)”
صد میلیارد صرف خلق “فیلهای ابرهه” شد یا “ابابیل سنگ در منقار”؟
مساله ثانویه مربوط است به بودجه ای که صرف این کار شده. گفته شده حدودا 100 میلیارد تومانی را صرف تولید این فیلم کرده اید.
در شرایطی که سریال 40 قسمتی “مختار” که در تصویرسازیهای تاریخی-مذهبی ما در جایگاه بالایی قرار دارد بیشتر از 30 میلیارد هزینه دربرنداشته و سریال تاریخی 54 قسمتی “کلاه پهلوی” نیز حدودا 15 میلیارد بودجه تولید داشته هزینه تولید 100 میلیاردی “محمد(ص)” پرسش برانگیز است.
اینکه “محمد(ص)” یک سری سی.جی.آی یا تصویرسازی رایانه ای مرتبط با حمله سپاه ابرهه به شهر مکه و ظهور پرندگان سنگ در منقار بالای سر آنها را دارد درست؛
اینکه سعی شده باز هم با سی.جی.آی تصاویری مهیب و طوفانی از دریایی تصویرسازی شود که محمد(ص)نوجوان کنار آن ایستاده به کنار!
اینکه تصویرسازی آسمان پرستاره مکه هم با تصویرسازی رایانه ای خیلی خوب انجام شده در جای خود ارزشمند.
اینکه برای طراحی صحنه و لباس و البته آموزش حیوانات موجود در فیلم هم هزینه صرف شده، درست. در کنار اینها دستمزد بازیگران و تمامی عوامل داخلی را هم که لحاظ کنیم باز هم نمی توان تصور کرد این فیلم سه ساعته 100 میلیاردی هزینه دربرداشته.
امیداوریم صرف هزینه برای حضور این فرنگیان، کارکرد بین المللی “محمد(ص)” را موجب شود
مگر اینکه فرض کنیم بخش عمده این بودجه هزینه دستمزد تکنسینهای فرنگی کار شده؛ از فیلمبردار آمریکایی گرفته تا موزیسین هندی.
صدالبته که اگر حضور این عوامل موجب ایجاد کارکردی بین المللی برای “محمد(ص)” شود تحمل صرف چنین هزینه بالایی برای تولید آسانتر می شود اما اگر فیلمی ساخته باشیم برای مصرف داخلی مطمئنا این هزینهکرد بالا برای حضور فرنگیانی که برخی از استعدادهای داخلی پهلو به پهلوی آنها حرکت می کنند چندان عاقلانه نبوده!
تقدیر ویژه هیأت داوران از تهیهکنندۀ محبوب بانک پاسارگاد!
سینماژورنال/ورتا چمانی: در کنار تمامی جوایز ریز و درشتی که در اختتامیه جشنواره سی و سوم فیلم فجر توزیع شد یک جایزه ویژه ویژه هیأت داوران هم وجود داشت که به جواد نوروزبیگی رسید آن هم بخاطر تهیه سه فیلم “بهمن”، “اعتراف ذهن خطرناک من” و “من دیگو مارادونا هستم”.
دو نکته جالب درباره این جایزه ویژه به چشم می خورد؛ اول اینکه نوروزبیگی بخاطر تهیه سه فیلمی جایزه گرفته که از این میان سرمایه گذار دو فیلم، بانک پاسارگاد بوده است.
سرمایه تولید فیلم به شدت خسته کننده “بهمن” و کمدی گیج کننده “من دیگو مارادونا هستم” را بانک پاسارگاد داده است و طبیعی است که بواسطه حضور این بانک، تهیه کننده که پیشتر “ملبورن” را هم با سرمایه این بانک تولید کرده بود به مانند تهیه کنندگان بخش خصوصی دردسرهای رو انداختن پیش این و آن برای یک وام حمایتی معمولی را نداشته است.
نکته دوم صحبتهایی بود که نوروزبیگی بعد از دریافت این جایزه ویژه بیان کرد. نوروزبیگی با تشکر از مجید مجیدی رییس هیات داوران جشنواره و با اشاره به فیلم “محمد(ص)” گفت: از مجید مجیدی خیلی تشکر می کنم. من تاکنون سه بار این فیلم{“محمد(ص)”} را دیده ام و سه بار دیگر هم آن را می بینم!
وی سپس گفت: از عوامل فیلم هایم تشکر می کنم. ما بدون هیچ اهداف سیاسی فیلم می سازیم. فقط می خواهم بگوییم که توپ جمع کن ها دارند سعی می کنند با دست به ما گل بزنند. خیلی مواظب باشید.
چرا غلو می کنید؟
از آنجاکه نوروزبیگی و مجیدی رفقای قدیمی هستند و پیش از این در آثار چون “آواز گنجشکها” و “بید مجنون” سابقه همکاری داشته اند اینکه بلافاصله بعد از دریافت جایزه نوروزبیگی از مجیدی تشکر می کند این شائبه را ایجاد میکند که مبادا رفاقت قدیمی این دو باعث شده چنین جایزه ای به نوروزبیگی برسد.
از آن پرسش برانگیزتر این است که نورزبیگی در سخنانی کاملا غلوآمیز و شاید بی ربط به جایزه ای که گرفته از کیفیت بالای تازه ترین ساخته رییس هیات داوران یعنی “محمد(ص)” سخن گفته و بیان میدارد سه بار فیلم را دیده و دلش میخواهد سه بار دیگر هم آن را ببیند!
این را بگذارید در کنار شنیده های چند روز اخیر مبنی بر اینکه کارگردان “محمد(ص)” از جمله مشاوران فرهنگی پروژه های سینمایی بانک پاسارگاد است تا حجم پرسشها چند برابر شود.
این رو بازی کردن مخاطب را بدگمان می کند
ای کاش هنرمندان ما این قدر عیان اسرار را هویدا نمی کردند تا اهالی رسانه هم مجبور نشوند این قدر آشکار تناقضات رفتاری آنها را به گوششان برساند. نوروزبیگی تهیه کننده تازه کاری نیست و یک دهه ای هست که در این حرفه فعالیت دارد. جایزه ای که او گرفت را میتوان دستمزدی دانست بر این یک دهه فعالیت.
اما حداقل انتظاری که از یک تهیه کننده باسابقه می رود این است که این قدر رو و آشکارا مراتب حمایت رفیق قدیمی را از خویش آشکار نکند. این رو بازی کردن، از سر ذوق هم که باشد مخاطبان را نسبت به جوایزی که در جشنواره های ما توزیع می شود بدگمان خواهد کرد.
آنها که با دست گل میزنند را به رییس هیات داوران معرفی کنید
راستی جناب نوروزبیگی شما که این قدر صریح از رفیق قدیمی تشکر میکنید چرا با همین صراحت از توپ جمع کنهایی که می خواهند به شما گل بزنند نمی گویید؟ این توپ جمع کن ها را هم معرفی کنید تا رییس هیات داوران که رفیق شماست بتواند با دادن کارت قرمز، آنها را از زمین مسابقه اخراج کند.