افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد

سینماروزان: گرچه از ابتدای تولید سریال “من دزد نیستم” یا “صفا با خانواده” صحبت از حضور محسن تنابنده به عنوان طراح کار و مدیر پروژه بود ولی بعد از پخش سریال نام -فرهاد نوری- به عنوان مدیر پروژه در تیتراژ خورد!

 

منوچهر هادی کارگردان سریال در گفتگویی با باشگاه خبرنگاران پویا به طور رسمی میگوید که اصلا ایده ی سریال هم برای تنابنده بوده و خود تنابنده بوده که توانست کار را به عنوان سریال به مدیران تلویزیون بقبولاند و سفارش تولید سریال نوروزی را دریافت کند که البته به دلیل جنگ رمضان در خرداد روی آنتن رفت.

 

منوچهر هادی گفته او، پدرام کریمی و محسن تنابنده بعد از جنگ ۱۲روزه وقتی برای ورزش دور هم جمع می‌شوند تنابنده براساس خبر واقعی کشف پهپاد توسط یک دزد، ایده به ذهنش رسیده و…

برای تماشای حرفهای منوچهر هادی اینجا را ببینید.

افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد
افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد




احمد مهرانفر؛ کاشف انبار پهپاد!/سریال «صفا با خانواده» در راه تلویزیون

سینماروزان: مخاطبان به‌زودی شاهد بازگشت متفاوت و تماشایی احمد مهرانفر به قاب تلویزیون خواهند بود؛ بازیگری که این بار با نقشی تازه، پرهیجان و سرشار از طنازی مقابل دوربین رفته است.

احمد مهرانفر که در سال‌های اخیر با ایفای نقش‌های ماندگار در ژانرهای مختلف توانسته توانایی‌های متنوع خود را به نمایش بگذارد، این بار در سریال «صفا با خانواده» از تولیدات مرکز سیمافیلم حضوری متفاوت را تجربه می‌کند؛ حضوری که از هم‌اکنون کنجکاوی مخاطبان را برانگیخته است.

این سریال را منوچهر هادی به تهیه‌کنندگی مصطفی تنابنده ساخته و عنوان قبلی آن «من دزد نیستم» بود؛
محسن تنابنده مدیر پروژه بود و داستان‌پردازی با هدایت او صورت گرفته و قصه به ماجرای زندگی یک دزد حین وقوع جنگ ۱۲ روزه می پردازد…

احمد مهرانفر نقش اصلی سریال-صفا- را بازی میکند و روح‌الله زمانی نیز بازیگر مکمل است و ماجرای اصلی سریال درباره دزدی است که حین سرقت از یک عمارت با یک انبار پهپاد مواجه شده و به دنبال آن است که با فروختن مختصات انبار، تکانی به زندگی خود دهد‌‌‌ ولی در دامی می‌افتد که رهایی از آن کار ساده ای نیست…




نقی و ارسطو و انبار پهپاد!⇐ سریال «من دزد نیستم» با بازی احمد مهرانفر و مدیریت محسن تنابنده، در مسیر پخش از تلویزیون 

سینماروزان: منوچهر هادی کارگردان خبر از تکمیل آخرین مراحل تدوین سریال تازه‌اش «من دزد نیستم» داده و اظهار داشته است: این سریال همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان متوقف نشد و اکنون آخرین مراحل کار در حال انجام است.

سریال «من دزد نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی نیمه دوم۴۰۴ و بعد از جنگ دوازده روزه وارد پروسه تولید شد. پدرام کریمی و بابک کایدان نگارش سریال را بر عهده داشته اند و مصطفی تنابنده تهیه کننده کار است.

چنان که پدرام کریمی اعلام کرده بود، محسن تنابنده مدیر پروژه بود و داستان‌پردازی با هدایت او صورت گرفته و قصه به ماجرای زندگی یک دزد حین وقوع جنگ ۱۲ روزه می پردازد…

سریال من دزد نیستم در راه پخش از تلویزیون
سریال من دزد نیستم در راه پخش از تلویزیون

آغاز قصه سریال «من دزد نیستم» حمله و جنگ ۱۲ روزه‌ای است که رخ داده و پایان سریال نیز با خاتمه جنگ تمام می‌شود و اتفاقاتی در این مسیر در داستان رخ می دهد.

احمد مهرانفر نقش اصلی سریال را بازی میکند و روح‌الله زمانی نیز بازیگر مکمل است و ماجرای اصلی سریال درباره دزدی است که حین سرقت از یک عمارت با یک انبار پهپاد مواجه شده و به دنبال آن است که با فروختن مختصات انبار، تکانی به زندگی خود دهد‌‌‌ ولی در دامی می‌افتد که رهایی از آن کار ساده ای نیست…

 




سریال “پایتخت۷”: تقریبا فلج!/ فستیوال آگهی‌های رنگ‌وارنگ

سینماروزان/حامد مظفری: بالاخره برگ اصلی تلویزیون برای رمضان نوروزی۴۰۴ روی آنتن رفت؛ فصل هفتم “پایتخت” که بسیاری را امیدوار کرده بود به رهایی کنداکتور تلویزیون از تکرار مکررات و سریال ها و برنامه هایی که هیچ چیز تازه ای را برای مخاطب ندارند.

“پایتخت۷” در خط داستانی، ایده جدید کم ندارد؛ از ناشنوایی نقی معمولی تا پیوستن ارسطو به پشت صحنه سینما و کارواش زدن رحمت خروس باز، مرگ بهبود و باباپنجعلی، لاغری هما، بازی مافیا، لوله خودکار ابزار عملی‌جات، خواستگاردار شدن دختران نقی-که در این دوران گریز جوانان از ازدواج خیلی عجیب هم هست که این همه خواستگار برای سارا و نیکا پیدا شده-و…تا ریشخند یک روانشناس تیپیکال تلویزیون و…

در عین حال آن پیام مهم سال‌های اخیر تلویزیون در اهمیت فرزندداری به “پایتخت۷” نیز رسیده و نقی و هما -که حالا نازا شده اند-رفته اند و یک بچه بی سرپرست-با بازی یک کودک بلاگر!؟- را آورده اند به عنوان فرزند سوم.

آن همه ایده و این پیام‌دهی هیچ اشکالی ندارد، اشکال لحن محافظه‌کارانه و دست به عصای سریال است. انگاری که سیروس مقدم و محسن تنابنده از عواقب لودگی های پایتخت۶ که بدجوری گریبان شان را گرفت واهمه داشته اند و همه چیز را کاملا بی‌خطر و خنثی پیش برده‌اند مبادا دوباره گرفتار تعلیق چند ساله و خدای نکرده عدم برخورداری از مواهب مادی پروژه شوند؟ به هر حال در چند سال دوری سیروس مقدم و تنابنده از این برند چرب، هیچ اتفاق جدی مثل پایتخت برای هیچ کدام شان رقم نخورد؛ مقدم سریال “جزیره” را ساخت که تقریبا یک شکست‌ کامل بود و تنابنده نیز در تعدادی فیلم و سریال بازی کرد که هیچ کدام مانند “پایتخت” برایش آمد نداشت و حتی موفقیت کمدی بفروش “زوپز” هم بیشتر به زلف نوید محمدزاده گره خورد تا او…

 

سیروس مقدم و تنابنده-که حالا در فصل هفتم، کارگردان هنری پایتخت هم شده-دوز شوخی های دستی و دوپهلو را به شدت کم کرده اند و همین است که حاصل کارشان تقریبا فلج است. دوره پنددهی های اخلاقی مستقیم حتی با وجود تیپ های بامزه نقی و ارسطو و هما و… پایان یافته است و انگار شوخی منشوری که نباشد، پایتخت حرف تازه ای برای عرضه ندارد و نهایتا می‌شود نسخه ای مفرح از سیمای خانواده!

بماند که عمل های جراحی زیبایی باعث شده همذات پنداری های قبلی با نقی و هما به عنوان یک زوج کاملا معمولی از بین برود چون به غیر از هما، انگار فیس نقی هم گرفتار لیفتینگ شده…این زوج به جای اینکه پیر بشوند تا منطبق شوند با ذات داستان، الان حتی از نقی و همای فصل اول هم جوانتر می‌زنند و این خودش علیه مخاطب است.

از آن گذشته حجم بالای آگهی های تبلیغاتی اول و وسط و در زمان پخش سریال “پایتخت۷” واقعا رکوردشکن بوده و همه جور آگهی هم دیدیم یا در زیرنویس‌ها خواندیم؛ از برنج و رب و در و پنجره هوشمند تا ابزار و هایپرهای مختلف و برندهای لوازم خانگی و…!

شاید آگهی‌دهندگان تیزردهی به سریال‌ها و برنامه های روتین را قبول ندارند و حتما باید پایتخت یا نون.خ پخش شود که جبران مافات ی برایشان شود در قبال هزینه هایی که بابت آگهی حول محصولات کم یا بی مخاطب می‌دهند…

با این حال زنگ خطر اصلی “پایتخت۷” نه این حجم آگهی که آن لحن دست به عصایی است که از متن تا ساختار را دربرگرفته…

 

 




حق ساخت فیلم سینمایی «پایتخت» فقط برای من است!/ادعای تورج اصلانی فیلمبردارِ آخرین اثر بهروز وثوقی!

سینماروزان: در حالی بعد از تولید و پخش سریال «پایتخت۷»، شایعات درباره تولید فیلم سینمایی پایتخت، جدی‌تر از همیشه است ولی طراح اصلی پایتخت، مدعی است که رایت ساخت فیلم سینمایی فقط برای اوست و لاغیر.

 

تورج اصلانی فیلمبردار سینمای ایران در برنامه خط فرضی گفت: طرح اصلی سریال پایتخت برای من است و سالها پیش طرحی را برای محسن تنابنده درباره دربدری افرادی که گرفتار کلاهبرداران مسکن می‌شوند تعریف کردم که خوشش آمد و گفت باید آن را بسازیم.

 

به گزارش سینماروزان تورج اصلانی که فیلمبردار «فصل کرگدن»-آخرین تجربه بازیگری سینمایی بهروز وثوقی بوده و بابت این فیلم جایزه سن سباستین گرفته- ادامه داد: طرح اولیه‌ی داستان پایتخت در یک کامیون می‌گذشت و بخش عمده ماجراها نیز به همان بدبختی ها و دردسرهایی اشاره داشت که خانواده‌ی گرفتار سوداگری مسکن دچارش میشد ولی بعد از چند روز تنابنده سراغم آمد و گفت سیروس طرح را میخواهد و وقتی گفتم سیروس کیست؟ جواب داد سیروس مقدم.

 

تورج اصلانی تاکید کرد: در ابتدا مقاومت کردم و دلم میخواست فیلم را خودم بسازم اما تنابنده آن قدر اصرار کرد که رایت تولید سریال را حدود شش میلیون و نیم فروختم اما حق ساخت فیلم سینمایی پایتخت برای خودم است و به هیچ کس واگذار نشده‌‌.




رونمایی از تیزر کمدی “زودپز” با بازی نوید محمدزاده، محسن تنابنده و…+فیلم

سینماروزان/مسعود احمدی: تیزر فیلم کمدی “زودپز” ساخته رامبد جوان رونمایی شد.

 

“زودپز” را منصور سهراب پور تولید کرده که سابقه تولید فیلم بفروش “من سالوادور نیستم” را در کارنامه دارد.

 

«زودپز» از یازدهم مهرماه در سینماهای سراسر کشور روی پرده است و به نظر می‌رسد از آثار رکوردشکن گیشه ها باشد چون هم نوید دارد، هم نقی دارد، هم نوستالژی دهه شصت را دارد، هم حرکات موزون دارد و هم…

 

“زودپز” داستان دو باجناق با بازی نوید محمدزاده و محسن تنابنده را روایت می‌کند که در کوران موشک باران دهه شصت تهران به ناگاه با انفجار زودپزی مواجه می‌شوند که پدرزن آنها را به دیار باقی می‌فرستد و حالا دو باجناق می مانند و یک جسد درآمدزا؟

 

بازیگران فیلم عبارتند از : محسن تنابنده، نوید محمدزاده، محمود جعفری، گلاره عباسی، روزبه حصاری، شیرین اسماعیلی، ساقی حاجی‌پور، میسا مولوی و…

بازیگر خردسال: سینا مسعودی و…

 

پخش “زودپز” را موسسه فیلمیران برعهده دارد.

 

برای تماشای تیزر فیلم‌ “زودپز” اینجا را ببینید.

 




فامیل‌بازی در فینال “پایتخت۶”؟؟+عکس

سینماروزان: تولید فینال فصل ششم “پایتخت” در حالی در دستور کار قرار گرفته که رسانه رسمی سازمان از ورود برادر تنابنده به‌عنوان نویسنده کار، خبر داده است.

فصل ششم “پایتخت” نوروز سال قبل روی آنتن رفت و کیفیت متون این فصل و بخصوص نگارش پایان‌بندی با یادآوری شماری از فیلمهای فارسی به شدت با انتقاد مواجه شد.

بسیاری از منتقدان فقدان خشایار الوند را دلیل ضعف متنی سریال و انحراف در پایان‌بندی می‌دانستند و حتی رییس سازمان نیز شائبه نفوذ ستون پنجم فرهنگی را مطرح کرد.

حالا که ساخت فینال فصل ششم تصویب شده، روزنامه جام جم از محمد تنابنده(برادر کوچکتر محسن تنابنده) به‌عنوان نویسنده فینال یاد کرده است.

روزنامه جام‌جم نوشت: برای نگارش سریال فصل ششم پایتخت، آرش عباسی برای نویسندگی کمک کرده بود ولی حالا برای دو قسمت باقیمانده، محسن تنابنده به سراغ برادرش محمد تنابنده رفته و او به سرپرستی محسن تنابنده جمع‌بندی این فصل را به نگارش درآورده‌است!

اینکه چطور برادر تنابنده به نویسندگی این سریال تلویزیون نائل آمده معلوم نیست ولی آنچه مشخص است اینکه قرار شده دوشب پایانی سال ۹۹ دو قسمت نهایی “پایتخت۶” پخش شود.

محمد+تنابنده+محسن+تنابنده
محمد+تنابنده+محسن+تنابنده




رسانه دانشگاه آزاد مطرح کرد⇐بالاخره معلوم شد حواشی “پایتخت۶” نتیجه وادادگی بوده یا نفوذ ستون پنجم؟/مگر سال گذشته تنابنده و مهرانفر نگفتند که دیگر با تلویزیون همکاری نمی‌کنند؛ حال “پایتخت۷” بدون آنها تولید می‌شود؟/چرا روابط‌عمومی صداوسیما به‌جای توضیح دادن درباره حواشی “پایتخت۷”، به تبلیغ برنامه خودش می‌پردازد؟/چرا روابط‌عمومی بخش‌های دیگر صداوسیما ترجیح می‌دهند واکنشی به ماجراهای “پایتخت۷” نشان ندهند؟/روابط‌عمومی یک سازمان، یک معاونت یا حتی یک شبکه چه وظایفی دارد؟/چرا هیچ مدیر یا مسئول دیگری از صداوسیما حاضر به پاسخگویی درباره حاشیه‌های “پایتخت۷” نشده؟/آنچه مشخص است اینکه مخاطبان نباید منتظر پخش نوروزی “پایتخت۷” باشند چون “نون.خ۳” روی آنتن خواهد رفت!

سینماروزان: حواشی شکل‌گرفته حول تولید فصل هفتم “پایتخت” از حذف سارا و نیکا تا انصراف مهران احمدی از بازی در این فصل بالا گرفته ولی هیچ اطلاع‌رسانی رسمی درباره چند و چون تولید انجام نشده.

روزنامه فرهیختگان منسوب به دانشگاه آزاد، پرسشهایی را درباره انفعال مدیریتی نسبت به حواشی این سریال طرح کرده و خبر داده که “پایتخت۷” به نوروز نمی‌رسد.

متن گزارش روزنامه فرهیختگان را بخوانید:

اواخر خرداد امسال بود که سیروس مقدم، کارگردان سریال «پایتخت» خبر از تولید پایتخت ۷ برای نوروز ۱۴۰۰ داد و گفت که وقتی سفارش به ساختن ادامه پایتخت می‌شود، یعنی مشکلات حل شده و تلویزیون از ما طرح پایتخت ۷ را خواسته است و ان‌شاءالله با رفع دلخوری‌ها این مجموعه نوروز ۱۴۰۰ پخش می‌شود.

اشاره سیروس مقدم به حاشیه‌های قسمت پایانی فصل ششم بود و شباهت دو سه سکانسش با یکی دو فیلم قبل از انقلاب بود که باعث واکنش مدیران تلویزیون و بعضی سازمان‌های دیگر شده بود. مقدم اما از ناراحتی عوامل پایتخت حرف می‌زد و در همان گفت‌وگوی خردادماهش تصریح کرده بود: «عوامل «پایتخت» انتظار یک تشکر خشک و خالی داشتند و با درایت دوستان ماجرا درحال حل شدن است و تمامی این حواشی از بین می‌رود. تلویزیون خانه ماست و در هر خانواده‌ای دلخوری پیش می‌آید ولی دائمی نیست و بازهم سر یک سفره هستیم.»

حالا و بعد از گذشت نزدیک به 6ماه از صحبت‌های سیروس مقدم، خبر رسیده است که تلویزیون توافق کرده «پایتخت7» را برای نوروز 1400 بسازد. خبری که به‌محض انتشار، حاشیه‌های خود را هم داشت. از نبودن بهبود و سارا و نیکا در سری تازه تا حضور دوباره علیرضا خمسه در نقش باباپنجعلی. آنهایی که خبر را شنیدند از زمان کوتاه برای ساختن سری تازه پایتخت تعجب کردند و گروهی دیگر زمان کوتاه ساخت بعضی سری‌های قبل را یادآوری می‌کردند. اما شواهد نشان می‌دهد که ساختن سری هفتم پایتخت و پخش آن در نوروز 1400 به همین سادگی‌ها هم نیست.

تکیه بر پایتخت؟

در یکی دو سال اخیر بارها و به بهانه‌های مختلف در «فرهیختگان» نوشتیم و به مدیران تلویزیون توصیه کردیم که اتکای بیش از حد به ستاره‌ها و تک‌برنامه‌های موفق، حرفه‌ای و صحیح نیست و این بازی درنهایت به ضرر صداوسیما تمام می‌شود. توضیح داده بودیم که این وابستگی باعث به‌وجودآمدن دستمزدهای سرسام‌آور و غیرعقلانی می‌شود و از نظر زمانی و ساخت برنامه‌ها هم تابع آن ستاره خواهد شد. سریال پایتخت موفق و پربیننده است، کسی در آن شکی ندارد اما قرار نیست تمام مدیران تلویزیون خود را پشت تک‌مجموعه‌های موفق پنهان کنند. تا به‌حال 6 قسمت از پایتخت تولید و پخش شده است. شاید اگر این وابستگی افراطی نبود تا الان شاهد سه سری از یک پایتخت فوق‌العاده بودیم و این‌قدر شاهد فراز و نشیب در فیلمنامه و ساخت هر فصلش نبودیم. حتما تلویزیون و مردم نیاز به سریال‌های خوب و جذاب دارند و پایتخت این دو ویژگی را دارد اما دوره اتکای تیم‌ها به تک‌ستاره‌ها تمام شده است و رسانه‌ها هم باید خود را با این تغییرات وفق دهند.

روابط‌عمومی؛ بیکار یا بی‌مسئولیت؟

هنوز یک پلان از پایتخت7 ساخته نشده و حاشیه‌ها از سرتاپایش بالا می‌روند. عوامل سریال پاسخگو نیستند و مطمئن حرف نمی‌زنند. روابط‌عمومی صداوسیما به‌جای توضیح دادن و تنویر افکار عمومی حول محور حذف سارا و نیکا (واقعا چقدر در پیشبرد سریال موثر بودند؟) در صفحه شخصی اینستاگرامی‌اش به تبلیغ برنامه خودش می‌پردازد و عملا هیچ رنجی از بارهای تلویزیون را نمی‌برد! روابط‌عمومی بخش‌های دیگر صداوسیما ترجیح می‌دهند واکنشی نشان ندهند تا همچنان فضای مجازی میدان‌دار رسانه‌ای باشد و مخاطبان اخبار صحیح و سریع را از آن بگیرند. در همین فضای مجازی بود که سارا و نیکا اشک ریختند و از ظلمی گفتند که به آنها روا شده است. این دو بازیگر نوجوان هیچ اشاره‌ای به کارهایی که در این مدت کرده‌اند و حاشیه‌های خودشان نکردند. در همین فضای مجازی بود که مهران احمدی خبر داد هیچ اطلاعی از ساخت پایتخت7 ندارد و به‌دلیل قرارداد‌هایی که بسته، اصلا نمی‌تواند در فصل هفتم ایفای نقش کند. آرش عباسی، نویسنده «پایتخت ۶» در همین فضای مجازی با انتشار پستی نوشت که درباره سریال «پایتخت» برای او طرح و ایده‌ای ارسال نشود، چون او ارتباطی به فصل هفتم این مجموعه ندارد و نمی‌تواند این ایده‌ها را با سازندگان سریال در میان بگذارد. او همچنین درباره آنچه از «پایتخت» نصیبش شده در همین فضای مجازی به آشنایی با سیروس مقدم اشاره کرد و نوشت که آرزو می‌کنم این همکاری در زمان دیگر، با آدم‌های دیگری و نه در «پایتخت» دوباره اتفاق بیفتد. او همچنین توضیح داد که او به‌عنوان نویسنده در این سریال حضور داشته، نه طراح داستان. بازیگرانی مانند بهرام افشاری، بهنوش بختیاری و مهران احمدی در همین فضای مجازی به حمایت از سارا و نیکا فرقانی پست گذاشتند و از مدیران صداوسیما خواستند از گناه‌شان بگذرند و آنها را ببخشند.

روابط‌عمومی یک سازمان، یک معاونت یا حتی یک شبکه چه وظایفی دارد؟ قرار است دیگر در چه زمانی کار کند و به یک منبع اصلی و نه صرفا ارسال‌کننده اخبار دست‌چندم تبدیل شود؟ مشغول شدن به کارهای غیرضرور و ندادن اولویت به فعالیت‌های سازمانی سرانجامی بهتر از این نخواهد داشت. به‌جز روابط‌عمومی معاونت سیما و آن هم در آخرین لحظات تهیه گزارش، هیچ مدیر یا مسئول دیگری از صداوسیما و سریال پایتخت، حاضر به پاسخگویی درباره حاشیه‌ها و سوالات نشد. به نظر می‌رسد روابط‌عمومی یک سریال تلویزیونی به‌جز عکس یادگاری انداختن با عوامل مجموعه، وظایف دیگری هم دارد.

«نون.خ3» به‌جای پایتخت7؟

بیایید فرض بگیریم که پایتخت7 با همه سختی‌ها و حاشیه‌هایش به عید امسال نرسد؛ اتفاقی که خیلی هم بعید نیست. مدیران تلویزیون بازی خوبی را شروع کرده‌اند. اجازه بدهید اسم این بازی را بگذاریم «نون.خ و پایتخت». یعنی در اواسط آذرماه اعلام می‌کنیم که قرار است پایتخت7 ساخته شود، درحالی‌که تایید یا رد ساخت یک مجموعه مسیر دشوار و درازی ندارد. مدیران تلویزیون حواس‌شان هست که نون.خ3 از مدت‌ها پیش درحال تصویربرداری است و قطعا به نوروز 1400 می‌رسد. عید امسال هم برخی مدیران تلویزیون قصد داشتند برای نوروز نون.خ2 را به‌جای پایتخت7 پخش کنند اما در لحظات آخر و با فشار مدیران بالاتر و به دلایل اقتصادی این تصمیم وتو شد. حالا اما به نظر می‌رسد درباره روی آنتن رفتن نون.خ به اجماع رسیده‌اند. پس همزمان خبر توافق پایتخت7 را منتشر می‌کنند و نهایتا هم به این نتیجه می‌رسند که با توجه به فاصله کم ماه رمضان تا عید 1400 بهتر است پایتخت7 با زمان بیشتری و برای آن زمان پخش شود. بازی خوبی است. هم مخاطبان را راضی و هم سعی کرده‌اید سبد تلویزیون را پر نشان دهید. به نظر شما سه ماه زمستانی برای ساخت یک سریال مثلا 15 قسمتی در شمال کشور مناسب است؟ آیا کیفیت فدای سرعت نمی‌شود؟ شما هم ممکن است سوالات بیشتری داشته باشید. احتمال بیش از 70درصد شاهد پخش سری سوم نون.خ در نوروز 1400 خواهیم بود و این حاشیه‌سازی‌ها و خبرسازی‌ها شاید بی‌ارتباط با عوامل سریال پایتخت هم نباشد. خواجه‌نژاد مدیر روابط‌عمومی معاونت سیما گفت: «کار اصلی شبکه یک سیما برای نوروز ۱۴۰۰ نون.خ ۳ است.»

سرنوشت ستون پنجم؟

سال گذشته و پس از پخش قسمت پایانی (قرار بود یک قسمت پایانی دیگر هم داشته باشد)، علی عسگری، رئیس سازمان صداوسیما در دستوری ویژه به سیدمرتضی میرباقری با اشاره به حواشی قسمت آخر مجموعه پایتخت۶ تاکید کرده بود که لازم است بررسی شود این اقدام (بازسازی سکانس‌هایی از فیلم پیش از انقلاب همسفر) حاصل اشتباه، بی‌توجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنه‌انگیز «ستون پنجم فرهنگی دشمن»؟!

حالا سوال اصلی اینجاست که در این مدت چه اقداماتی برای شناسایی و برخورد با این ستون پنجم احتمالی شده است؟ اصلا نتیجه بررسی‌ها چه بوده است؟ بالاخره آن حواشی نتیجه وادادگی بوده یا نفوذ ستون پنجم؟ چه افرادی از تیم کاری پایتخت حذف شدند؟ مدیران ارشد تلویزیون تضمین می‌دهند که در سری تازه و حتی در سریال‌های دیگر، چنین اتفاقاتی تکرار نخواهد شد؟

پس از پخش سری ششم نقدهایی درباره روند ساخت این سریال مطرح شد. گروهی معتقد بودند سریال «پایتخت» در فصل‌های ابتدایی به زیبایی‌های احترام به بزرگ‌تر می‌پرداخت، اما در دو فصل اخیرش کار را به برخورد فیزیکی و فحاشی اعضای خانواده و خویشاوندان علیه یکدیگر رسانده و ناظر کیفی و مشاوران تولید سریال «پایتخت» باید بررسی کنند که چه اتفاقاتی باعث شد آدم‌های ساده و بی‌آلایش فصل‌های اول این سریال که نفرت از مال حرام را به مخاطب آموزش می‌دادند، در فصل آخر، کار خلاف و ریاکاری و فریب برای رسیدن به پول بیشتر را به مردم آموزش دادند؟

فارغ از اینکه چقدر از نظر دراماتیک و فیلمنامه این حرف‌ها صحیح است اما مساله اصلی اینجاست که وقتی یک سریال تداوم پیدا می‌کند مستلزم وجود روایت‌ها و خرده‌روایت‌های تازه است. کنش‌های تازه و چالش‌های جدید، داستان‌های نو و موقعیت‌های جذاب می‌سازند. ترسیم اینکه یک سریال چه مسیری را طی کرده، کار دقیق و درستی است اما اینکه با چه خط‌کشی به آن پرداخته شود، نکته مهم‌تری است. وقتی سریال‌ها پیش از تولید بیشتر از اینکه به محتوا توجه کنند، دنبال جذب اسپانسر هستند یعنی محتوا اولویت اصلی آن شبکه و سازمان نیست. نظارت بر پیش‌تولید، تولید و پساتولید در سازمان صداوسیما وظیفه کیست؟

نیاز به پایتخت‌ها و اداهای روشنفکری

واقعیت این است در دوره‌ای که سریال‌های طولانی یا حتی مینی‌سریال‌های جذاب و مهم در جهان ساخته می‌شود و مخاطب‌های زیاد داخلی هم دارد، بدیهی است که تلویزیون خودمان نیاز بیشتری به سریال و مجموعه تلویزیونی یا حتی تله‌فیلم دارد. اصلا شبکه‌ها باید پر باشند از «پایتخت»‌ها و «نون.خ»‌ها و اینقدر این سریال‌ها زیاد شوند که قدرت انتخاب مخاطب هم بیشتر شود. هر فرد یا رسانه‌ای از آثار زیبا و مطرح حمایت می‌کند اما نقد اصلی متوجه سازوکار و مراحل تصمیم‌گیری برای ساخت آنهاست. نقد اصلی متوجه مدیریت عوامل یک سریال است. خودتان را بگذارید جای بازیگری که می‌داند سازمان برای ساخت سریالش و رساندنش به شب عید به او نیاز دارد. آیا پیشنهاد دستمزد بیشتری نمی‌کنید؟ آیا از وضعیت پیش‌آمده استفاده نخواهید کرد؟ اینکه قراردادهای دیگر و همزمان برخی عوامل کنسل شود و همه‌چیز معطوف به ساختن و رساندن یک سریال به یک زمان مشخص باشد، کارگردان‌سالاری یا بازیگرسالاری نیست؟

بهمن‌ماه سال گذشته بود که محسن تنابنده و احمد مهرانفر در واکنش به صحبت‌های کوشکی علیه رخشان بنی‌اعتماد اعلام کردند که دیگر با تلویزیون همکاری نمی‌کنند. آنهایی که از این بازیگران شناخت داشتند، نیشخندی در دل‌شان زدند و آنهایی که شناخت نداشتند، فریاد وامصیبتا سردادند که قرار است تلویزیون بدون آنها چه کند؟ حالا و درحالی‌که هنوز یک سال هم از صحبت‌های آنها نگذشته، شاهد بازگشت آن دو بازیگر و هنرمندان دیگر به تلویزیون هستیم. ژست‌های روشنفکری را درک می‌کنیم اما نه این‌قدر. یا آن تصمیم‌های احساسی را نگیرید یا پای حرف‌تان بمانید.

مخاطبان تلویزیون نباید منتظر سریال پایتخت7 باشند و تیم سعید آقاخانی و بازیگران بومی با اضافه شدن اکبر عبدی قرار است نوروز 1400 میهمان ما باشند و ممکن است با فاصله کوتاهی و در ماه رمضان شاهد دستپخت مقدم و همکارانش باشیم.

 




چرا سعید آقاخانی توانست و محسن تنابنده نتوانست؟

سینماروزان/پیمان اسماعیلی: سعید آقاخانی به همراه رضا عطاران جزو نام‌های قابل اعتنا در عرصه سریال‌سازی طنز در سه دهه اخیر هستند و در عیار آنها همین بس که بازپخش چندین‌باره “متهم گریخت” به نویسندگی آقاخانی و کارگردانی عطاران همچنان جزو پرمخاطب‌ترین محتواهای رمضان۹۹ است.

آقاخانی بعد از تجربه موفق فصل نخست “نون.خ” رفت به سمت ساخت فصل دوم سریال و با هوشمندی و با استفاده از بومی‌سازی و بهره‌گیری از پتانسیل بازیگران بومی و کردتبار و تاکید بر لوکیشن‌های زیبای مناطق مختلف کردستان و درآمیختن دردهای مردمان کرد با شیرینی و سادگی زندگی این قوم، خیلی زود توانست به اثرش هویت و کاراکتر بدهد.

سوای موفقیت آقاخانی در خلق موقعیت‌های طنز با استفاده از شگرد جذاب و امتحان پس داده قرار گرفتن آدم‌های خنگ، مشنگ و سربه‌هوا و گیج در موقعیت‌های کمیک، او توانست به ارائه مفاهیم انسانی و اخلاقی در سریالش بپردازد؛ مساله‌ای که در سریالهای این روزهای تلویزیون یا خیلی بااغراق و شعاری بدان پرداخته می‌شود یا اصلا بدان پرداخته نمی‌شود.

دلیل اصلی اینکه “نون_خ۲” توانست هم اشارات اجتماعی خود را داشته باشد و هم طنازی کند ولی “پایتخت۶” نه طعنه‌های سیاسی‌اش درآمد و نه طنازی‌هایش به دل نشست همین حفظ حریم اخلاقیات بود.

پرده‌دری “پایتخت۶” در توهین‌های مداوم کوچکترها به بزرگترها‌، سمپات کردن کاراکتر ریاکار مرکزی داستان و ارائه تصویری شیرین(!) از یک قاچاقچی، ترویج زیاده‌خواهی، تمرکز بر دروغگویی‌های مکرر در بطن داستان سریال که تبدیل به ویژگی شخصیتی تمام آدمها(!) شده و از همه بدتر ادای دین گاه و بیگاه نویسنده تازه‌کار سریال به فیلمفارسی‌های گوگوش آتشین از “ماه عسل” و “همسفر” تا “در امتداد شب” چنان آش شوری ایجاد کرد که حتی دل مخاطبان قدیمی “پایتخت” را زد.

تندروی “پایتخت۶” کاری کرد که برخی سکانسهای دیدنی “نون‌.خ۲” نیز از ترس حاشیه‌سازی گرفتار ممیزی شوند ولی انگاری ممیزان حواسشان نبود آقاخانی بنای سریال خود را بر نمایش خوبی و بدی کنار هم قرار داده و برای همین طعنه‌های تند سریال هم دل‌زننده نمی‌شود.

سعید آقاخانی در “نون.ح۲” با انتخاب روستایی کوچک به عنوان مکان اصلی رخدادهای داستان، تلاش می‌کند در پس ارائه اثری سرگرم کننده و مفرح ، مروج فضائل و خصلتهای نیک و پسندیده اخلاقی باشد ولی نه شعاری و به‌سبک راه‌پیمایی‌ها(!) که کاملا غیرمستقیم و با تحت تاثیر قرار دادن ناخودآگاه مخاطب و همین است که “نون.خ۲” را موفق کرد و “پایتخت۶” را شکست‌خورده.

نورالدین‌خانزاده دربرابر نقی معمولی
نورالدین‌خانزاده دربرابر نقی معمولی




تلاش‌ سیروس مقدم برای کمرنگ کردن ردپای خشایار الوند و پررنگ کردن نقش تنابنده⇐ در فصل اول “پایتخت”، خشایار از نیمه‌های کار به تنابنده اضافه شد/در فصل دوم، خشایار اساسا نقشی در داستان نداشت/ایده اصلی فصول سوم و چهارم از تنابنده بود و خشایار بعدا وارد شد!/در “پايتخت ۵” ايده اصلي و نگارش شش قسمت اول توسط تنابنده انجام شد و بعد از آن خشايار اضافه شد!

سینماروزان: بخش عمده انتقادات به فصل ششم “پایتخت” و به‌خصوص کپی‌برداری‌های مناقشه‌برانگیز پایان‌بندی از برخی آثار گوگوش به عدم حضور یک نویسنده حرفه‌ای در کار بازمی‌گشت؛ منتقدان معتقد بودند اگر خشایار الوند زنده بود “پایتخت۶” در دامی نمی‌افتاد که محصول دست یک نویسنده بدون رزومه مشهود در سینما و تلویزیون است.

با این حال سیروس مقدم به این امر اعتقاد ندارد و مدعی است که نویسنده اصلی “پایتخت” در تمام فصول محسن تنابنده بوده!!
مقدم در گفتگویی که با تینا جلالی در اعتماد داشته سعی زیادی کرده که نقش تنابنده را در متن این سریال پررنگ و نقش خشایار را کمرنگ کند!

مقدم گفت: «پايتخت يك» براساس طرح يك‌صفحه‌اي از محسن تنابنده و تورج اصلاني با نامي ديگر خريداري شد و شكل گرفت. فكر و ايده اصلي “پايتخت” و همچنين ايده‌هاي اصلي ديگر پايتخت‌ها متعلق به محسن تنابنده است. بعد از شكل‌گيري ايده اوليه توسط تنابنده، نويسندگان اضافه مي‌شدند. در فصل اول مرحوم خشايار الوند از نيمه‌هاي كار به تنابنده اضافه شد.

مقدم ادامه داد: در «پايتخت 2» كوروش نريماني و حسن وارسته در كنار تنابنده قرار گرفتند و مرحوم خشايار، اساسا نقشي در قصه‌ گنبد و گلدسته نداشت.
در «پايتخت 3 و 4» ايده اصلي توسط تنابنده شكل گرفت و بعدا مرحوم خشايار و حسن وارسته اضافه شدند.

این کارگردان افزود: در پايتخت 5، ايده اصلي و نگارش 6 قسمت اول توسط تنابنده انجام شد و بعد از آن مرحوم خشايار اضافه شد. بنابراين نويسندگان با آنكه زحمات زيادي كشيده‌اند ولي سرپرستي و هدايت تنابنده سمت و سوي فيلمنامه‌ها را تعيين مي‌كند.




توجیهات محسن تنابنده درباره چرایی ادامه تولید “پایتخت6” همزمان با شیوع کرونا+احتمال پایان کامل سریال “پایتخت” در نوروز99

سینماروزان: ادامه تولید برخی فیلمها و سریالها علیرغم توصیه به تعطیلی توسط فرماندهان مبارزه با کرونا با تعجب مخاطبان مواجه شده؛ به‌خصوص که کارگروه کرونایی خانه سینما هم در گزارشهایی به‌طور دقیق نام این پروژ‌ه‌ها و عوامل آنها را ذکر کرده ولی همچنان فیلمبرداری برخی از این پروژه‌ها و ازجمله “پایتخت۶” ادامه داشته.

محسن تنابنده بازیگر اصلی و سرپرست نویسندگان در چرایی اصرار بر ادامه تولید “پایتخت6” همزمان با بالا رفتن موج شیوع کرونا به همشهری گفت: طبیعی است که در شرایط شیوع کرونا ادامه تولید سریال خارج از عقل و منطق به نظر میرسد و خیلیها ممکن است با استناد به ما به تولید ادامه دهند ولی ما کار را متوقف نکردیم فقط برای اینکه قول داده بودند سریال باید نوروز99 پخش شود.

محسن تنابنده مدعی شد: کار همکاران ما در سریال “پایتخت6” کمتر از کار کسانی نیست که این روزها از جان گذشته اند(!!) تا به مردم خدمت و با این ویروس مقابله کنند و باید از تک تک عوامل سریال تشکر کنم که در این شرایط کرونایی پای کار ایستادند!!

محسن تنابنده درباره کیفیت داستانی فصل ششم اظهار داشت: فصل ششم “پایتخت” بلحاظ شکل و فرم در تداوم فصول قبل است با این تفاوت که داستان امسال بیشتر مبتنی بر خانواده و شیرین کردن کام مردم است.

تنابنده ادامه داد: فصل ششم شاید مثل فصول قبل زیاد حادثه محور نباشد ولی اتفاقات نرمتر و جذابتری دارد که شیرینی بیشتری برای مردم دارد.

محسن تنابنده درباره احتمال پایان کلی کار “پایتخت” در نوروز99 بیان داشت: اگر با افول اقبال عمومی روبرو باشیم و بفهمیم مردم دوستش ندارند در آن صورت ساخت ادامه سریال لزومی ندارد. به جز این اینکه بتوانیم گروهمان را هم همیشه خوب و باانگیزه و سرحال نگه داریم نیز مهم است. ضمنا پیدا کردن سوژه و ایده های بکر نیز لازم است.

تنابنده تاکید کرد: درنهایت اگر اقبال عمومی باشد سریال را ادامه میدهیم و اگر مردم دوستش داشته باشند ما نیز انرژی میگیریم برای ادامه کار.




رسانه اصولگرا: فرخ‌نژاد و تنابنده از جکی چان درس بگیرند

سینماروزان: واکنش‌های چهره‌های مشهور به ماجرای شیوع کرونا چنان که باید مشهود نبوده است و یک دلیل این امر را باید واهمه این جماعت از افتادن مجدد در “دام تکرار میکنم”ی دانست که عواقبش همچنان بدنه جامعه را درگیر کرده.

روزنامه اصولگرای “جوان” با نقد انفعال اخیر سلبریتی‌ها، در گزارشی با تیتر “فرخ‌نژاد و تنابنده از چینی‌ها درس بگیرند” از این گونه چهره‌ها خواسته در مبارزه با کرونا ، واکنشی فعالانه داشته باشند.

متن گزارش “جوان” را بخوانید:

رفتار سلبریتی‌های چینی و کره‌ای برای همتایان ایرانی دست‌کم در مورد ماجرای شیوع ویروس کرونا می‌تواند الگوی مناسبی برای برخی همتایان ایرانی‌شان باشد. این روز‌ها و پس از شیوع ویروس کرونا در برخی کشور‌های جهان، سلبریتی‌ها در دو کشور چین و کره‌جنوبی بدون اینکه اقدام به نق‌زنی کنند به یاری دستگاه‌هایی رفته‌اند که در خط مقدم مقابله و مبارزه با این معضل هستند.

رفتار این قشر در مقایسه با برخی سلبریتی‌ها در ایران می‌تواند درس‌آموز باشد. همین سال گذشته بود که حمید فرخ‌نژاد بازیگر ایرانی عنوان کرده بود ۸۰ میلیون ایرانی فدای یک تار موی پسرم و این را بگذارید کنار واکنش هنرمندانی مانند جکی چاون یا کارگردان کره‌ای فیلم اسکاری «انگل» که بدون اظهارنظر‌های طلبکارانه و عوام‌فریبانه آنچه از دستشان برمی‌آید را برای ادای دین به جامعه و هموطنانشان انجام می‌دهند.

هیچ کدام از چهره‌های مشهور در این کشور‌ها در این وانفسا درصدد خودنمایی برنیامدند، هیچ کس فرصت را برای کاسبی و دلالی از طریق تبلیغ کالا یا دارویی مثلاً شفابخش مهیا ندید. چهره‌ها در این کشور‌ها نشان دادند که آرامش و مصلحت جامعه برایشان بر هر چیزی رجحان دارد. آن‌ها هم می‌توانستند بازار طعنه و کنایه و مچ‌گیری راه بیندازند و از این طریق با روان جامعه بازی کنند، اما چنین نکردند.

رفتار‌های غیرمسئولانه قاعدتاً در میان همه سلبریتی‌های ایرانی رواج ندارد و صرفاً شلوغ‌بازی تعدادی از این افراد که اتفاقاً از سواد و دانش کمتری برخوردارند، فضای جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ افرادی که درباره هر چیز نظر می‌دهند و در این اظهارنظر‌های اغلب غیرکارشناسانه بعضاً تحقیرملی و بی‌ثبات کردن روانی جامعه موج می‌زند.

به یاد بیاوریم که در جریان زلزله دو سال پیش و تنها چند ساعت پس از آن فاجعه دردناکی که روحیه همه ایرانی‌ها را جریحه‌دار کرد، یکی از سلبریتی‌های وطنی از خانه‌هایی که صرفاً دیوارشان تخریب شده بود به عنوان طویله یاد کرد و بعد‌ها و پس از کشته شدن یک روحانی به دست یکی از اراذل همدان معلوم شد که قاتل تحت تاثیر توئیت یکی از همین سلبریتی‌ها که اساساً ماهیتی دروغ داشت، دست به جنایت زده بود و بعدتر معلوم شد آن سلبریتی نیز تحت تاثیر یک سلبریتی دیگر دست به انتشار آن توئیت ساختگی زده بود. حالا که خبر می‌رسد در کشور‌های دیگر سلبریتی‌ها به شدت در مقابله با یک معضل ملی مسئولانه عمل می‌کنند خوب است که همتایان ایرانی ایشان هم کمی از این مسئولیت‌شناسی درس بگیرند.




تعبیر محسن تنابنده از حمایت هنگفت یک سازمان ارزشی از “پایتخت5″⇐قرض‌الحسنه‌ای بود که تمام و کمال برمیگردد!!!

سینماروزان: نزدیک به یک سال و نیم بعد از تولید و روی آنتن رفتن فصل پنجم “پایتخت” با حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج همچنان حرف و حدیث درباره حمایت هنگفت این سازمان از “پایتخت5” وجود داشته و کار به جایی رسیده که این سوالات به تولید “قسم”محسن تنابنده هم متصل شده!؟

محسن تنابنده در تازه ترین گفتگویی که درباره “پایتخت5” با “هفت صبح” داشته حمایت مالی اوج را به “قرض الحسنه”ای تشبیه کرده که بناست به اوج برگردد!! ولی تنابنده درباره مبلغ و زمان بازگشت قرض الحسنه حرفی نزده؟!

محسن تنابنده میگوید: سریال “پایتخت” اساسا متعلق به تلویزیون است. تلویزیون در فصل پنجم قرض الحسنه ای از موسسه اوج میگیرد و تمام و کمال هم برمیگردد.

تنابنده بی اشاره به میزان حمایت مالی اوج از “پایتخت5” ادامه میدهد: بیایید یک بار هم که شده ماجرا را کامل و واضح ببینیم. آیا قصه ای را که نیاز به توپ و تانک و اسلحه و هلیکوپتر دارد میتوان با تلویزیونی که یک تفنگ آب پاش هم ندارد ساخت؟؟؟ این چیزها را فقط اوج میتوانست فراهم کند!!!




صدور پروانه نمایش برای یک آقازاده و فیلم محبوب دستگاه قضا+فهرست کامل همه پروانه های صادره

سینماروزان: شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی برای 3 فیلم مجوز نمایش صادر کرد.

به گزارش سینماروزان فیلم «شاه کش» به تهیه کنندگی عباس آقازاده الیاس نادران اصولگرا، پروانه ساخت فیلمی را گرفته که دو سال پیش تولید شده است.

«قسم» که در کنار «متری شش و نیم» از فیلمهای تقدیر شده توسط معاونت فرهنگی قوه قضاییه بوده دیگر فیلمیست که پروانه نمایش آن صادر شده است.

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح زیر است:

–«شاه کش» به تهیه کنندگی عباس نادران و کارگردانی و نویسندگی وحید امیرخانی با موضوع جنایی

–«من می ترسم» به تهیه کنندگی ، کارگردانی و نویسندگی بهنام بهزادی با موضوع اجتماعی

–«قسم» به تهیه کنندگی جلیل شعبانی و کارگردانی و نویسندگی محسن طنابنده با موضوع اجتماعی.




انتقاد «کیهان» از شباهت بیش از حد «نون.خ» به «پایتخت»!⇔تهیه‌کنندگی «نون.خ» را مهدی فرجی برعهده داشته که در زمان تولید سه فصل اول «پایتخت»، مدیر شبکه اول بود!

سینماروزان: هیچ کدام از سریالهای کمدی نوروزی تلویزیون نتوانستند چنان که باید مورد توجه قرار گیرند؛ هم «نون.خ» که مهدی فرجی مدیر سالیان سازمان آن را تولید کرده بود و هم «زوج یا فرد» که توسط مهران مهام تهیه کننده باسابقه تولید شده بود آن قدر گرفتار تکرار مکررات در بازیگری و فضاسازی بودند که هیچ کدام را نمیتوان حرکتی رو به جلو برای کمدی سازی در تلویزیون دانست.

روزنامه اصولگرای «کیهان» با مروری بر سریالهای مخاطب پسند دهه های مختلف رسانه ملی به انتقاد از شباهت بیش از حد «نون.خ» با «پایتخت» و وام گیری شخصیت اصلی آن «نوری» از «نقی معمولی» پرداخته است!! نکته آنجاست که مهدی فرجی تهیه کننده «نون.خ» در بازه زمانی دی88 تا آذر93 مدیر شبکه اول سیما را برعهده داشت و از سال 79 تا 85 نیز مدیر گروه فیلم و سریال همین شبکه بود و فصل اول «پایتخت» نیز در نوروز 90 و در دوران مدیریت وی بر شبکه اول روی آنتن رفت.

روزنامه «کیهان» نوشت: «نقیِ معمولی» قرار بود، تداعی‌گر خود ما بر صفحه تلویزیون باشد. آنها ساکن «پایتخت» نبودند، اما به نامِ «پایتخت» چند سال پیاپی به عضوی از خانواده‌های ما بدل شده بودند، عضوی که وسطِ شهر فرنگِ مدها و شخصیت‌ها و تجملات و مصرف‌های عجیب و غریب دیگر سریال‌هایی که درشان غرق می‌شدیم و سعی می‌کردیم شبیه‌شان شویم، با شوخی‌ها، لهجه و لحنِ خودمان، «ما» را به یاد «خودمان» می‌انداخت. مسائلشان با دیگر سریال‌ها فرق داشت، اما آیا می‌توان گفت مسائلشان با ما یکی بود؟! پاسخ این سؤال با شما… اما تمام این مقدمات را چیدم تا به اینجا برسم، به سریال امسال نوروزی شبکه اول: «نون.خ»!

این روزنامه ادامه داد: اینکه «نوریِ» «نون.خ» همان «نقی معمولیِ» پایتخت است، نیاز به بحث و تامل زیادی ندارد، اما پرسش این است که آیا «نون.خ» قرار است «پایتخت» باشد؟! اهمیت این سؤال زمانی آشکار می‌شود که به پرسش دیگری بیندیشیم: آیا پایتخت الگوی کاملی برای سریال‌هایی است که قرار است جو غالب سریال‌های شهر فرنگی-همان‌ها که فاصله‌ای نوری با مردمِ معمولی دارند- را بشکنند؟! وقتی به پهنای کشور ایران و بطن مردمِ معمولی بیندیشیم و با کمی دقت به خود و زندگی‌هایمان نظر کنیم، نمی‌توانیم پایتخت را الگوی کاملی از زندگی واقعی مردم بدانیم. از آنجا که «پایتخت» جو غالب سریال‌های تمام سال‌های گذشته را در بی‌توجهی به خانواده ایرانی و زندگی مردم این مرز و بوم شکسته بود-به همین دلیل نیز مورد اقبال مخاطب واقع شد-، تحسین‌‌برانگیز و مورد توجه جدی است، اما نمی‌توان پایتخت را الگوی کاملی برای ادامه مسیر تحول در سریال‌های سیما و نزدیک کردنِ آنها به زندگی واقعی مردم دانست.

«کیهان» با انتقاد از تکراری شدن فضای سریال «نون.خ» افزود: شکستنِ فضای غالب سریال‌سازی سیما نیازمند طراحیِ شخصیت‌ها و قصه‌هایی تازه است، تا مسیر نزدیک شدنِ رسانه ملی به خانواده و زندگی ایرانی تسهیل شود. تکرارِ الگوی «نقی معمولی» در «نوری»‌ها و «خانزاده»ها تنها موجب کلیشه‌سازی‌های جدیدی می‌شود که در ادامه حتی می‌تواند منجر به شکل‌گیری الگوهای طنزِ مخرب از برخی شبه واقعیت‌های جامعه و خانواده ایرانی شود. اگر پایتخت آغاز نسبتا خوبی برای به تصویر کشیدن خانواده سلامت ایرانی بوده است، نمی‌توان در ادامه مسیر همین مدل سریال‌سازی را مناسب و اثرگذار دانست، جامعه به خلق شخصیت‌های جدید در بسترهای مختلف نیازمند است. پاسخ به سؤال «چه کسی پای تلویزیون می‌نشیند؟!» می‌تواند الگوهای متنوعی از شخصیت‌ها و خانواده‌های ایرانی را با لحن‌های متناسب به فیلمسازان، نویسندگان و مدیران رسانه‌ای معرفی کند، فقط باید بتوانند آن سؤال را جدی گرفته و در پی پاسخش برآیند.




ادعای نابازیگر نقش “تختی”فارابی در فیلمی که همسو با پرویز ثابتی موید خوکشی تختی است⇐ محسن تنابنده برای خرید ملک به بنگاه من آمد و از طریق وی وارد فیلم ملکان شدم!

سینماروزان: فارغ از تلاش فیلم “غلامرضا تختی”فارابی که تاکید موکد داشت بر خودکشی تختی یعنی درست همسو با ادعاهای یک ساواکی به نام پرویز ثابتی، بازی بی روح نابازیگری که نقش بزرگسالی تختی به وی سپرده شدن بود و بخاطر گریم نامناسب شمایل هالک را پیدا کرده بود از دیگر موارد مناقشه برانگیز فیلم بود.

این نابازیگر که شاهرخ شهبازی نام دارد و 47 ساله است خود را متولد کوچه علی خان نور از محلات قدیمی کرمانشاه معرفی می‌کند و با بیان اینکه از همان کودکی علاقه خاصی به کشتی داشته، به “ایسنا” اظهار کرد: ۱۴ یا ۱۵ ساله که بودم به خاطر علاقه‌ای که به کشتی داشتم زیر نظر کیومرث تیرانداز از مربیان کشتی کرمانشاه، کشتی را شروع کردم. البته در کنار کشتی نیم نگاهی هم به تنیس روی میز داشتم، اما تمرکزم بیشتر روی کشتی بود.

وی به کسب مقام‌های استان در رشته کشتی اشاره کرد و افزود: تا ۲۳ سالگی همچنان کشتی را ادامه می‌دادم و در مسابقات مختلف استانی که برگزار می‌شد مقام‌هایی کسب کردم.

بازیگر نقش تختی تصریح کرد: بعدها که بزرگ‌تر شده و بیشتر وارد زندگی شدم، برای گذران زندگی در آژانسی مشغول مسافر کشی شدم، تااینکه بصورت اتفاقی یک روز به مرحوم رکن الدین خرمشاهی که از گویندگان وقت رادیو کرمانشاه بود، سرویس دهی داشتم و این مقدمه‌ای شد تا در سال ۷۳ از طریق او وارد صدا و سیمای استان شوم.

وی افزود: چند ماهی در صداوسیمای کرمانشاه مشغول به فعالیت بودم تا اینکه رئیس وقت صدا و سیما استان به من اطلاع داد، مرحوم “علی حاتمی” در پی ساخت فیلمی از زندگی اسطوره کشتی ایران، غلامرضا تختی است، برای همین راهی تهران شدم و دیداری هم با علی حاتمی داشتم که در نهایت مقرر شد در فیلم او بازی کنم، اما بیماری و مشکلاتی که برایش پیش آمد مانع از ساخت فیلم شد.

شهبازی اضافه کرد: پس از کنسل شدن حضورم در فیلم علی حاتمی، در تهران ماندگار شدم و در وزارت بازرگانی مشغول به فعالیت شدم، هشت سالی را در این وزارت کار کردم، اما در نهایت وارد کار آزاد و شغل مشاور املاکی شدم.

وی بابیان اینکه امسال از طریق فضای مجازی متوجه تلاش مجدد برای ساخت فیلم تختی شدم، تاکید کرد: از طریق همین فضای مجازی پیگیر ساخت فیلم بودم، تا اینکه از خداحافظی بازیگر اصلی فیلم مطلع شدم و همان زمان‌ها بود که یکی از دوستان”محسن تنابنده” برای خرید ملک نزد من آمد و علاقمندی خود را برای ایفای نقش تختی به او اعلام کردم که در نهایت با واسطه وی به عوامل فیلم معرفی شدم.

بازیگر نقش تختی ادامه داد: پس از طی شدن برخی مقدمات، از شهریور امسال بازی در این فیلم را شروع کردم و در چهار سکانس شامل سکانس‌های گلخانه، دفترخانه، هتل و بیمارستان ایفای نقش داشتم.

وی درخصوص تجربه بازی در این فیلم نیز گفت: هرچند کار خیلی سختی بود، اما تجربه خیلی خوبی برایم بود. اینکه در نقش یک اسطوره که محبوبیت زیادی بین مردم دارد بازی کنی، کار واقعاً دشواری است.
عوامل اصلی فیلم کمک‌های زیادی به من برای ایفای هرچه بهتر نقشم کردند و خوشبختانه در پایان هم همه راضی بودند.

وی بابیان اینکه پس از بازی در فیلم تختی چندین پیشنهاد برای حضور در فیلم‌های دیگر داشته، گفت: شیفته تختی هستم و خوشحالم که نقش این اسطوره را بازی کردم، برای همین تلاش می‌کنم اگر نقش جدیدی را در سینما و یا تلویزیون قبول کنم، به گونه‌ای نباشد که ذهنیت مثبتی که مردم از این نقش پیدا کرده اند خراب شود، لذا از بازی در کارهای طنز و یا اینکه مثبت نباشد پرهیز می‌کنم. باعث افتخار من است که به عنوان یک کرمانشاهی که کشتی در خون و رگ مردم آن جریان دارد، در نقش اسطوره بزرگی چون تختی بازی کردم.




«قسم» (محسن تنابنده)⇐شیره تریاک، خوردنی است یا نوشیدنی؟

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر:

منفی: تولید ربطی به سازمان ارزشی ندارد (؟؟) ولی کلی از کارمندان سازمان حضور به هم رسانیده اند برای تماشای فیلم!!

مثبت: کشاندن داستان به دل جاده گرگان-مشهد مزیتی است برای سینمایی که پر شده از کاسه توالت و خانه های چرک! طبیعت زیبا کمک میکند به تنفس ولی

منفی: بنیان درام بر گفتار است و نه کردار و این نقص است

مثبت: تصویرسازی ماجرای قتل منجر به قسامه در میانه اثر، برای دقایقی هم که شده لحن رادیویی فیلم را اطفا میکند و غافلگیری پرت شدن اتوبوس در دریاچه نیز همین طور

منفی: ولی اینها رویهم ده دقیقه هم نمیشود و تا سینما شدن، هشتاد دقیقه ای فاصله دارد

منفی: تأثیر پذیری افتتاحیه از “چه کسی امیر را کشت” و تأثیر پذیری درونمایه از “سفر به شب”بیضایی!! خدای نکرده فکر نکنید کپی کرده چون تنابنده یک مولف(!) قهار است‼️

مثبت: معمای شکل گرفته پیرامون قتلی که مدام حرفش زده میشود زمینه خوبیست برای جلب مخاطب اما

منفی: افسوس که برای حل معما نیز بیش از هر چیز بر گفتار تکیه شده!

منفی: اصالت آدمها به گرگان میرسد ولی اغلب با لهجه پایتخت نشینان حرف میزنند! در این بین مهناز افشار هم که دیگر آخرش است. مهناز با سکنات بانوان آلامد بالانشین، میخواهد بشود فرمانده مسافران شهرستانی قسامه؟؟

*سکانس
پرت شدن اتوبوس در دریاچه پرورش ماهی! که حسابی هم برای اجرایش خرج شده و انگار فیلم ساخته شده برای اجرای همین یک سکانس

*گاف
-شب اومد تریاک کشید
–تریاک نبود، شیره بود!

-حرکت بیش از حد آرام اتوبوس! فلو کردن نماهای روبروی اتوبوس برای نامحسوس شدن سرعت پایین!!

-کاراکتر زن فرمانده مسافران قسامه(با بازی مهناز افشار) چرا افشاگری پایانی درباره شوهرش را به راحتی باور میکند و کمترین تلاشی برای تکذیب نشان نمیدهد؟

*دیالوگ
-بتول عادتشه، غمبرک بزنه …س ناله کنه! حالا بگو روضه س! با سر میره

-برو ببین زن حسین چطور زندگی میکنه! مکه، تایلند، ترکیه!!




پیش بینی سینماروزان محقق شد و الهام غفوری جای سازمان ارزشی را در “قسم” گرفت اما سوال این است که⇐ پروانه تهیه کنندگی این بانو توسط کدام صنف تهیه کنندگی و با کدام مدرک تحصیلی صادر شده؟؟

سینماروزان: با رونمایی از پوستر فیلم “قسم” پیش بینی سینماروزان درباره تغییر سرمایه گذار فیلم محقق شد و به جای سازمان هنری-رسانه ای اوج این الهام غفوری است که نامش روی پوستر سبز شده!!

پروانه ساخت “قسم” به تهیه کنندگی جلیل شعبانی که سال قبل فیلم “سوءتفاهم” را با حمایت اوج تهیه کرده بود، صادر شده بود و به واسطه همراهی محسن تنابنده با اوج در تولید فصل پنجم “پایتخت”،  حضور اوج در تولید “قسم” طبیعی جلوه مینمود.

حالا با رونمایی پوستر مشخص شده که اوج در ظاهر هم که شده در کار نیست. چرایی اش مشخص نیست و شاید به درونمایه انتقادی فیلم نسبت به حکم فقهی “قسامه” که داستان فیلم بر آن استوار شده بازگردد ولی روند تأمین سرمایه در فقدان اوج محل سوال است.

به جز این،  چگونگی حضور الهام غفوری به عنوان تهیه کننده این پروژه است! مگر نه اینکه یکی از شروط صدور کارت تهیه کنندگی،  داشتن مدرک کارشناسی یا معادل آن است؟

آیا غفوری با ارائه مدرک کارشناسی یا معادل آن توانسته مجوز تهیه کنندگی سینما را بگیرد؟ کدام صنف تهیه کنندگی، کارت ایشان را صادر کرده؟؟؟

پوستر “قسم”




بعد از ادعای شگفت انگیز درباره تأمین بودجه فیلم مطبوع “کیهان” از بلوچستان!!⇐آیا سرمایه گذاری “قسم”تنابنده هم از اوج به استانی در شمال ایران منتقل خواهد شد؟؟  

سینماروزان: مدتی پس از انتشار متن اتهامات محمد امامی سرمایه گذار بازداشتی سریال “شهرزاد” ، تهیه کننده فیلم “شبی که ماه کامل شد” از تأمین سرمایه این فیلم توسط سرمایه گذاران بلوچ خبر داد!!!

به گزارش سینماروزان اینکه بودجه فیلمی با مضمون قتل زن داداش عبدالمالک ریگی- که اتفاقا “کیهان” هم زودتر از خیلی ها آن را بعنوان فیلم معیار جشنواره معرفی کرد-توسط سرمایه گذاران استانی محروم همچون بلوچستان تأمین شده باشد به شدت شگفت انگیز بود و شاید برای بستن مسیر حاشیه های احتمالی به هنگام رونمایی فیلم در جشنواره.

شفاف سازی روزگار جدید مصائب خود را هم دارد و در سالی که قیمت دلار افسارگسیخته بالا رفت و معیشت مردم تحت الشعاع قرار گرفت همه میخواهند خود را مستقل و بی وابستگی نشان دهند مبادا با قضاوت مخاطبان روبرو شوند.

به نظر میرسد عنقریب است که برخی از صاحبان محصولات ارگانی جشنواره نیز از ترس قضاوت بخاطر ارگانی بودن شرایط معرفی خویش به عنوان محصولی مستقل را فراهم کنند.

آیا میتوان انتظار داشت فیلمی مانند “قسم”محسن تنابنده که پیشتر درباره حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج از آن سخن گفته شده به همین زودیها به عنوان فیلمی که با حمایت مالی سرمایه گذارانی ساکن در استانی شمالی ساخته شده، معرفی شود؟؟؟




داستان مسافران سفر ناتمام؟!⇐”قسم” آماده نمایش شد+عکس

سینماروزان: فیلم سینمایی “قسم” به کارگردانی محسن تنابنده و تهیه کنندگی الهام غفوری  و جلیل شعبانی آماده نمایش شد.

به گزارش سینماروزان با پایان مراحل فنی فیلم سینمایی “قسم” به کارگردانی محسن تنابنده و تهیه کنندگی الهام غفوری و جلیل شعبانی آماده نمایش شد.

در فیلم سینمایی “قسم” مهناز افشار، سعید آقاخانی، حسن پورشیرازی، مهران احمدی، نقش آفرینی می کنند.

در خلاصه داستان آن آمده است : به جان نياز،قصاص بخواي بچه رو ميگيرم طلاقت ميدم جان يه دونه خترمونو قسم خوردم كه بدوني اينكارو ميكنم به جان نياز.

اولین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر چهارشنبه 10بهمن در سینما راگا خواهد بود و پنجشنبه ۱۸ بهمن ساعت 21:30 در پردیس ملت برای سینما رسانه ها به نمایش درمی آید.

عوامل این فیلم عبارتند از:

نویسنده و کارگردان: محسن تنابنده، مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی، مدیر تولید: حسن مصطفوی،طراحی و ترکیب صدا:‌حسین ابوالصدق، تدوین: خشایار موحدیان، موسیقی: یحیی سپهری شکیب، مشاور کارگردان: سیروس مقدم، صدابردار: مهدی ابراهیم زاده، طراح گریم:‌عباس عباسی، اصلاح رنگ و نور:‌سهراب نوربخش، طراح صحنه:‌بابک پناهی، طراح لباس: فرحناز نادری، دستیار کارگردان (فاز یک): مصطفی تنابنده، دستیار کارگردان (فاز دو): علیرضا نجف زاده، برنامه ریز:‌رضا سخایی، طراح جلوه های ویژه میدانی: ایمان کرمیان، طراح جلوه های ویژه بصری:سعید خلیلی ، طراح گرافیک و مدیر هنری: سیروس سلیمی، مدیرتبلیغات : میثم معراجی، مدیر روابط عمومی: علی زادمهر، تهیه کنندگان: الهام غفوری، جلیل شعبانی

قسم

قسم

قسم