چرا از مدیران پاکدست و خوشنامی مثل محمد آفریده استفاده نمیکنید؟/پرسش محمد تاجیک-روزنامهنگار باسابقه- از سازمان سینمایی
سینماروزان: مشکلات معیشتی اهالی سینما به خصوص بعد از جنگ رمضان بیشتر شده و نداشتن کُد کارگاهی در تامین اجتماعی باعث شده اهالی سینما همچنان نه بیمه بیکاری داشته باشند و نه بیمه بازنشستگی درخوری.
در حالی که احیای دوباره شورایعالی سینما در دولت رییسی و امتداد آن در دولت پزشکیان، نوید آن را میداد که در مذاکره مستقیم با بالاترین مقامات اجرایی مشکل نداشتن کد بیمه ای سینماگران در تامین اجتماعی و مسالهی بیمه بیکاری حل شود ولی هنوز این مساله به قوت خود باقیست.
محمد تاجیک روزنامه نگار باسابقه در گفتگویی با برنامه پنجره ایرانی با اشاره به فقدان مدیران باتجربه در ساختار سینمایی میگوید: اعتقاد دارم بهترین مدیران سینمای ایران همچنان همین سه نفرند؛ سیف الله داد، محمدعلی زم و محمد آفریده.
وی ادامه داد: سیف الله داد که مرحوم شده و زم هم خودش کناره گرفته اما چرا نباید از تجربیات امثال آفریده استفاده شود…
ضرورت ترمیم سازمان سینمایی با مدیران پاکدست همچون محمد آفریده!/یک روزنامهنگار باسابقه خواستار شد
تاجیک تاکید کرد: آفریده مدیری پاکدست و خوشنام و مطلوب طیف های مختلف سینماگران بود و از مجید مجیدی تا ابراهیم حاتمی کیا و مسعود دهنمکی و مهدی نادری و محسن امیریوسفی و…، همواره از شیوه ی مدیریتی او به نیکی یاد میکنند. پس چرا نباید از تجربیات چنین افرادی برای ترمیم مدیریت سینمایی و کم کردن مشکلات اهالی سینما استفاده کرد؟
همان قدر که سینمای تجاریِ لجام گسیخته خطرناک است، سینمای بی حساب و کتاب نفتی برای فرهنگ، مضر است!/چرا سینمای دولتی به جایی رسیده که هزینه زیاد و بهرهی ناچیز دارد؟/آقایان مدیر! نگذارید کارتابلها بهجای شما مدیریت کنند!
سینماروزان/تینا جلالی: سينما يعني همه سليقهها و ژانرها، اينكه ما فقط فيلم اجتماعي بسازيم يا فقط فيلم كمدي بسازيم يا فقط يك جريان سينمايي برهمه سينما غلبه داشته باشد، غلط اندر غلط است.
محمد آفریده مدیر خوشنام سینما که فیلم “سه جلد” را به عنوان تهیهکننده روی پرده دارد با بیان مطلب فوق به روزنامه اعتماد گفت: همه ظرفيتها بايد بتوانند در كنار هم در يك شرايط متناسب و عادلانه فيلم بسازند و تلاش و رقابت سالم وجود داشته باشد. نميشود روي موضوعات اجتماعي چشم بست همانطور كه نميشود ذائقههاي متفاوت و متكثر مردم و تماشاگران را كه نيازهاي متنوعي دارند، ناديده گرفت. مردم يا بهتر بگويم مخاطبين، حيات سينما هستند. با مردم سينما زنده ميشود اگر فيلم بسازيم و نيازي به حضور مردم نداشته باشيم، ميشويم سينماي ارگانی دولتي، سينمايي كه هزينه زياد اما بهره ناچيز دارد.
وی ادامه داد: همانقدر كه سينماي تجاري رها شده و لجام گسيخته براي سينما و فرهنگ و مردم مضر است سينماي دولتي بيحساب و كتاب ارگانی نفتي براي فرهنگ و مردم مضر و بيحاصل است.
آفریده درباره تجربیات مدیریتی خودش گفت: هر فعاليتي در هر زمينهاي براي ماندگاري نياز به پوستاندازي دارد. نگاه من در سالهايي كه در انجمن و مركز بودم برداشتن سد بياعتمادي به جوانان خلاق اين سرزمين بود . جواناني كه تجربه، دانش و استعداد داشتند اما كسي در را براي آنان باز نميكرد. از طرف ديگر سينمايي داشتيم كه بيش از هفتاد درصد آن در جا ميزدند و ديگر رمقي نداشتند يا بعضيها زير سايه تجربههاي گذشته خود جرات تغيير نداشتند، آن اعتماد با خودش موج خروشاني از سازندگي، اميد و خلاقيت به همراه آورد و نسل خلاق و پويايي را به سينماي ايران هديه كرد. پشتوانه سينماي هر كشور نسل خلاق جوان و تجربههاي آنان است.
محمد آفریده
آفریده درباره همکاری با باران کوثری در فیلم “سه جلد” گفت: از باران كوثري گفتيد، حقيقتا بايد اسم فيلم را ميگذاشتيم باران، اين فيلم بدون باران معلوم نبود چه سرنوشتي پيدا ميكرد. ايشان جداي از اينكه درك و شناخت خوب و بالايي نسبت به كاركتر فيلم داشتند لحظاتي عين زندگي واقعي نقش ميشدند. باران جداي از اينكه بازيگر فيلم بود همراه و همكار من به عنوان تهيهكننده بود، چراكه با شناختي كه از توليد و سينما داشت هميشه هركاري كه ميتوانست براي پيشبرد كار بدون منت انجام ميداد. باید اجازه داد سینمای ایران از تجربیات چنین بازیگران با احساس مسئولیتی بسیار بیش از اینها بهره مند گردد.
او افزود: خدا رحمت كند آتيلا پسياني را، ايشان مرد بزرگواري بودند . سالهايي كه در فارابي بودم با ايشان آشنا شدم . ايشان يك صبح تا بعدازظهر مهمان ما سر صحنه بودند و به ما لطف كردند.
آفریده درباره دورنمای مدیریت سینمایی دولت چهاردهم گفت: هميشه در ديدارهايی كه با مديريتهاي سينما داشتم به آنها گفتم كه حواسشان باشد، اين كارتابلهاي شما بهجاي شما مديريت نكند. اين كارتابلها همان روزمرگيها است. اين روزمرگيها، قدرت و توان و مركزيت را از سينما مدتها است، گرفته است.
استقبال از فیلم “سه جلد” ادامه دارد/افزایش تعداد سالنهای سینما+ویدیویی تازه از فیلم
سینماروزان: فیلم سینمایی “سه جلد” به کارگردانی مهدی اسماعیلی و تهیهکنندگی محمد آفریده با وجود ممنوعیت تبلیغات شهری-تلویزیونی با استقبال مخاطبان همراه شده است.
فیلم سینمایی “سه جلد” به کارگردانی مهدی اسماعیلی و تهیهکنندگی محمد آفریده با حضور بازیگرانی همچون باران کوثری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، رؤیا جاوید نیا، یسنا میر طهماسب، سولماز غنی، سارا توکلی، آیناز کرمانی و الهام شعبانی ساخته شده و از 16آبان به سرگروهی پردیس سینمایی آزادی اکران شده است و با توجه به استقبال مخاطبان تعداد سالنهای نمایش دهنده این فیلم برای هفته دوم افزایش پیدا کرده است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: مینو ناخواسته با خود رازی را حمل میکند که تمام زندگیاش را دچار ترس و تردید کرده است، او برای خلاصشدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد.
فیلم “سه جلد” با وجود بی بهره بودن از تبلیغات محیطی و عدم تخصیص تیزر تلویزیونی که معلوم نیست به دلیل حضور باران کوثری است یا چیز دیگر، علاوه بر تهران در مراکز استانها با اقبال علاقمندان فیلمهای آسیب شناسانه روبروست. برخی نیز حضور رخشان بنی اعتماد به عنوان راوی تیزرهای فیلم را دلیل محدودیت ها برشمرده اند ولی هنوز چیزی اعلام رسمی نشده؟
پخش فیلم سینمایی “سه جلد” را رسانه فیلمسازان برعهده دارد.
برای تماشای ویدئویی تازه از فیلم سه جلد، اینجا را ببینید.
…بالاخره انعقاد قرارداد اکران “سهجلد” با بازی باران کوثری
سینماروزان/کیوان بهارلویی: فیلم سینمایی “سه جلد” به کارگردانی مهدی اسماعیلی و تهیهکنندگی محمد آفریده از 16 آبان به سرگروهی پردیس سینمایی آزادی اکران میشود
فیلم سینمایی “سه جلد” به کارگردانی مهدی اسماعیلی و تهیهکنندگی محمد آفریده با حضور بازیگرانی همچون باران کوثری، آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، رؤیا جاوید نیا، یسنا میر طهماسب، سولماز غنی، سارا توکلی، آیناز کرمانی و الهام شعبانی ساخته شده است
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: مینو ناخواسته با خود رازی را حمل میکند که تمام زندگیاش را دچار ترس و تردید کرده است، او برای خلاصشدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد.
بالاخره و بعد از سه سال قراداد اکران فیلم سه جلد با بازی باران کوثری، منعقد شد!
اکران این فیلم توسط رسانه فیلمسازان به مدیریت حبیب اسماعیلی از 16 آبان به سرگروهی پردیس سینمایی آزادی آغاز میشود.
عوامل فیلم سینمایی «سه جلد» عبارتاند از نویسنده و کارگردان: مهدی اسماعیلی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: امیر صرافها، منشی صحنه: ماه گل کرامتی، مدیر فیلمبرداری: علی تبریزی، دستیار اول فیلمبردار: محمدرضا خلجزاده، طراح صحنه و لباس: امیرحسین دوانی، طراح چهرهپردازی: ایمان امیدواری، صدابردار: امین میرشکاری، صداگذار: لیلا ملکی، تدوین: عماد خدابخش، عکاس: زهرا مصفا، مدیر تولید: منصور غضنفری، مجری طرح: مهدی سلیمانی، مشاور کارگردان: کمال تبریزی، تهیهکننده: محمد آفریده، سرمایهگذار: مرتضی حسنی عادلیان. پخش: رسانه فیلمسازان
فیلم توقیفی باران کوثری از نیمه دوم آبان در سینماها!
سینماروزان: بالاخره و مدتها بعد از تولید، یکی از آثار متاخر باران کوثری با عنوان “سه جلد” که در دولت سیزدهم رفع توقیف شده بود، از نیمه آبان روی پرده میرود.
فیلم سینمایی «سه جلد» به کارگردانی مهدی اسماعیلی و تهیهکنندگی محمد آفریده از مدیران خوشنام ادوار سینما از نیمه دوم آبان در سینماهای سراسر کشور اکران میشود.
حبیب اسماعیلی مدیر موسسه پخش رسانه فیلمسازان مولود در گفتگو با ایسنا با اعلام این خبر گفت: یکی از دلایل اصلی رونق اکران فیلمها، متنوع بودن سبد اکران است و باید همه فیلمها با ژانرهای مختلف در سینمای ایران اکران شود تا دست مخاطب برای انتخاب فیلم موردعلاقهاش باز باشد و همچنین فرصتی فراهم شود تا فیلمسازان خود را در معرض قضاوت مخاطبان قرار دهند.
وی با اشاره به اهمیت سینمای اجتماعی و لزوم بها دادن به این سینما در زمان اکران ادامه داد: فیلم سینمایی «سه جلد» یکی از فیلمهای متفاوت در سالهای اخیر در گونه سینمای اجتماعی است که علاوه بر ایجاد تنوع در سبد اکران به مسائل مهمی در جامعه ایران پرداخته است.
اسماعیلی ادامه داد: بر اساس برنامهریزی صورتگرفته فیلم سینمایی «سه جلد» از نیمه دوم آبانماه در سینماهای سراسر کشور اکران میشود و امیدواریم مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد.
فیلم سینمایی «سه جلد» با حضور بازیگرانی همچون باران کوثری، زندهیاد آتیلا پسیانی، شاهرخ فروتنیان، رؤیا جاوید نیا، یسنا میر طهماسب، سولماز غنی، سارا توکلی، آیناز کرمانی و الهام شعبانی ساخته شده است.
در خلاصه داستان این فیلم _ که به نظر میرسد یکی از آخرین نقش آفرینیهای آتیلا پسیانی پیش از درگذشت باشد آمده است: مینو ناخواسته با خود رازی را حمل میکند که تمام زندگیاش را دچار ترس و تردید کرده است، او برای خلاصشدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد…
عوامل فیلم سینمایی «سه جلد» که در سال ۱۴۰۱ تولید شده است، عبارتاند از نویسنده و کارگردان: مهدی اسماعیلی، دستیار اول کارگردان و برنامهریز: امیر صرافها، منشی صحنه: ماه گل کرامتی، مدیر فیلمبرداری: علی تبریزی، دستیار اول فیلمبردار: محمدرضا خلجزاده، طراح صحنه و لباس: امیرحسین دوانی، طراح چهرهپردازی: ایمان امیدواری، صدابردار: امین میرشکاری، صداگذار: لیلا ملکی، تدوین: عماد خدابخش، عکاس: زهرا مصفا، مدیر تولید: منصور غضنفری، مجری طرح: مهدی سلیمانی، مشاور کارگردان: کمال تبریزی، مدیر طراح گرافیک و لوگو : مهرداد موسوی ،روابطعمومی: علی زادمهر، تهیهکننده: محمد آفریده، سرمایهگذار: مرتضی حسنی عادلیان. پخش : رسانه فیلمسازان مولود.
فیلم «سه جلد» اولین تجربه کارگردانی سینمایی،مهدی اسماعیلی است.
محمد آفریده تهیهکننده فیلم روی پرده #دستانداز مطرح کرد: در تمام جوامع، زنان، مظلومترند!/ #دستانداز از کمبود عدالت در توزیع فرصتها میگوید!/بیعدالتی همهچیز ازجمله اخلاق، فرهنگ و آرامش را از بین میبرد!/بیحرمتی در هر حوزهای چه به زن و چه به مرد، باید از بین برود!/خیلی از جشنوارههای فیلم دنیا پشتشان وزارت خارجه است!/مدتهاست که تصمیمگیرندهی سینما، وزارت ارشاد نیست!/همچنان افرادی هستند که با سینما موافق نیستند!
سینماروزان: واقعیت این است که جامعه ما سرزمین گوهرها و گنجهای پنهان است و اگر امکان مناسبی برای همه فراهم شود، خروجیاش خیلی متفاوتتر و زندهتر از آن چیزی خواهد بود که میبینیم.
محمد آفریده تهیهکننده فیلم #دستانداز که با پخش خانهفیلم روی پرده است با بیان مطلب فوق به فرهیختگان گفت: فیلم دست انداز، مخاطب را توجه میدهد به اینکه اگر شرایط متناسب و متعادل باشد، خیلیها میتوانند جایگزین افرادی شوند که در حال حاضر بر مسندند. اگر افراد گمنام جامعه در شرایط مناسب و متعادل بروز و ظهور پیدا کنند، میتوانیم شاهد شخصیتهای ارزنده و تاثیرگذار باشیم.
وی ادامه داد: روال قصه هم این بود یعنی رها، یک نویسنده بود و هرچه در اطرافش با توجه به زندگی واقعی خود داشت و نوع نگاهی که به او میشد، در نوشتههایش نقش میبست. واقعیت این است که در جوامع انسانی زنها بهخاطر شرایط، ویژگی یا نوع نگاهی که به آنها میشود، مظلومترند. این مظلومیت را نمیتوان نادیده گرفت، این نگاهی که وجود دارد ریشه در گذشته، اندیشه و ناآگاهی جامعه دارد. همچنان الان اگر بخواهید یک فعالیت یا برنامهای بگذارید، بستر برای حضور آقایان بیشتر است هرچند بخشی از مشکلات خانم و آقا نمیشناسد. بههرحال مخاطب با نقش خانمها در سینما یا درام بیشتر همذاتپنداری میکند و کار هم با وجود نقش خانمها متعادلتر و پویاتر میشود. در جلسات متعدد دیدیم اتفاقا جنسیت زن فیلم را واقعیتر میکند.
محمد آفریده با کلینگری پیرامون فیلم خود گفت: این واقعیت است که تقریبا در تمام جوامع معمولا زنان برای نقش دوم در نظر گرفته میشوند اما با توجه به اینکه زنان ظرفیتهای شگفتی دارند که خلقت در نهاد آنان گذاشته و بینظیر است ما باید این فرصت را برایشان فراهم کنیم. نگاهی که در فیلمنامه هست و ما به آن توجه داشتیم به این صورت است که یک خانمی آرزوهایی دارد که تقدیر و سرنوشت و البته موانع و محدودیتها او را از رسیدن به آنها بازمیدارند.
آفریده درباره ماجرای جنبش میتو گفت: ببینید در همه حوزهها دقت و توجه به حریمها واجب است و به شخصیت و کرامت انسانها باید توجه شود. نگاه من این است که بیحرمتی در هر حوزهای چه به زن و چه به مرد، باید از بین برود. ما اگر میخواهیم در سینما یا هر جای دیگر تاثیرگذار باشیم، باید حرمت جایی که در آن هستیم را قدر بدانیم. بیعدالتی همهچیز را ازجمله اخلاق، فرهنگ و آرامش جامعه را از بین میبرد و باید اول از همه خود خانواده سینما به این مسائل ورود کنند. نگاه و اعتقاد من این است که آنچه بهعنوان سینما داریم حاصل تلاشها و زحمات افراد بسیاری است که سنگ روی سنگ گذاشتهاند تا این بنایی که با پرتو انقلاب اسلامی جان و انرژی تازهای گرفت در مسیر درست خود و با اصالت به پیش برود. این دستاورد، آورده همه ماست و همه باید در حفظ و نگهداریاش بکوشیم.
این تهیهکننده تاکید کرد: بیمدیریتی به همه لطمه میزند. سالها برای این سینما زحمت کشیده شده و خون دلها خورده شده. من یادم هست وقتی سال ۱۳۶۱ میخواستم فیلمی در کاشان بسازم هیچ خانوادهای حاضر نبود در فیلم من بازی کند، چون تصورشان هنوز شرایط و روابط فیلمهای قبل از انقلاب بود اما بعد از انقلاب روی سینما خیلی کار شده و خانوادهها بهراحتی میتوانند بیایند و ببینند. اگر این موارد مدیریت نشوند و علنی شوند، نگاههای سیاسی هم وارد این ماجراها خواهند شد، چون همچنان کسانی هستند که همین الان هم با سینما موافق نیستند. این سینما ارزشمند است و کار کرده و پرچم فرهنگی ایران در خیلی از جاهای دنیا به نام سینماست و نباید خودمان آن را از دست بدهیم. به هر حال الان ما چارهای نداریم که این ظرفیتهایی که داریم را حفظ کنیم. هیچکس در این سینما جای کس دیگری را تنگ نمیکند و ما باید تلاش کنیم همه نگاهها و سلیقهها وارد سینما شوند و آن رنگینکمان فرهنگی که شامل همه سلیقهها است، شکل بگیرد، تا آینده سینما تضمین شود. اگر ما مدام افراد را حذف کنیم، درنهایت چیزی به دست نخواهیم آورد. با حذف دیگران هیچ دستاورد پایداری نخواهیم داشت. این سادهانگارانه است که ما فکر کنیم تبریزی، حاتمیکیا و خیلیهای دیگر با اراده ما به اینجا رسیدهاند. ابر و باد و مه و خورشید و فلک و محبت و عشق و مدیریت فرهنگی و… نیاز است تا میوههای این باغ بهبار بنشینند و ثمر بدهند. ما در خیلی از عرصهها دیگر فرصت تاخیر نداریم. سالها طول میکشد تا آدمهای جدید بیایند و جایگزین شوند.
او افزود: فراموش نکنیم که کاری که غرب میکند، این است که بلد است چطور بستهبندی یا فضاسازی درست کند و جریان را به پیش ببرد. چیزی که ما معمولا بلد نیستیم. این سادهانگاری است که ما بدون تبیین کامل و هوشمندانه نسبت به یک موضوع عکسالعمل داشته باشیم. چیزی که ما میبینیم این است که یک خانم ایرانی فضانورد است. به نظر یک دستاورد است. اینکه چرا و با چه مسیری به اینجا رسیده باید بررسی شود و حقایق آن پیدا شود و با شیوهای هنرمندانه و بیطرف بازگو شود. ما باید به این توجه کنیم که چطور میتوانیم ظرفیتهای خودمان را به این صورت آرایش دهیم و جایگزین کنیم. ما کم نداریم کسانی که میتوانند در همه قلهها شگفتی ایجاد کنند. من در حوزه سینما چهار هزار فیلم دادم بچهها ساختند. برایم تاسفبار بوده که وقتی فستیوالهای خارجی برگزار میشوند مثلا از سفارت ژاپن ماشین آخرین سیستم میفرستند تا فیلمساز خودشان را به محل جشنواره ببرند اما به فیلمسازان ما کسی توجه نمیکند. بهتر است ما به جای اینکه کارهای دیگران را نفی کنیم، ببینیم خودمان چه کارهایی میتوانیم انجام دهیم. در کشور ما اگر بستر آماده باشد، همین الان دهها میرزاخانی داریم. من باز تکرار میکنم ما اینجا گنجهای پنهان کم نداریم. در زمانی که در مرکز گسترش بودم، هفته فیلمی در کشور آذربایجان برگزار کردیم که آقای حاتمیکیا هم با نمایش فیلم ارتفاع پست آنجا حضور داشتند. در بین صحبتهایی که مسئولان و دستاندرکاران سینما داشتند مدام کلمه گنج را در بین صحبت آنان میشنیدیم. از دوستانی که تسلط بیشتر به زبان آذری داشتند، پرسیدم معنی کلمه گنج چیست. گفتند اینجا به جوان میگویند گنج. تعبیر زیبایی است. ما گنج کم نداریم، مثل شخصیت رهای فیلم ما و کسان دیگر. ساختار آن طرف شاید اینطور است که اگر شما میخواهید چیزی را به دست بیاورید، باید یک چیزهایی را هم از دست بدهید. ما باید روی کارهای خودمان و توانمندیهای جامعه خودمان تمرکز کنیم و به گنجهایمان میدان دهیم.
محمد آفریده
او ادامه داد: سالها در حوزههای اجرایی کار کردیم و میدانیم که متاسفانه مدتها است که تصمیمگیرندهی سینما فقط وزارت ارشاد و رئیس سازمان سینمایی نیست. آنقدر حوزه فرهنگ ضعیف شده که جاهایی که میخواهند تصمیم بگیرند خارج از این حوزه هستند. ما یک نگاه متمرکز قدرتمند در حوزه فرهنگ نیاز داریم که فقط هم به امروز فکر نکند. مشکل ما این است که پنج درصد وقت مدیران فرهنگی به حوزه فرهنگ میرسد و 95 درصد آن صرف حواشی، سوءتفاهمها و… میشود. فکر میکنند الان یک فیلم که ساخته میشود، آسمان به زمین میآید، این نگاه نگاه از ضعف است. ما در حال حاضر باید به آینده فکر کنیم و روی نقش خودمان در آینده در منطقه و جهان تمرکز کنیم. اینکه فلان پلان چطور میشود یا فلانی…، درگیر این مسائل بشویم یا درگیر اینکه فلان فرد کار بکند یا نکند، درست نیست. بخشی از این مساله هم به خاطر همان مسائل سیاسی و جناحی است که به این حوزه لطمه میزند. من بارها گفتم که حوزه فرهنگ حوزهای شکننده است و اینطور نیست که شما به کسی بهراحتی بگویید این کار را بکن یا نکن. اگر از این حوزه باغبانی نکنیم، آنچه داریم از دست میدهیم و دیگر چیزی نخواهیم داشت. باید همگی درباره آینده این مملکت فکر کنیم و در تصمیمات به فراتر از امروز و امشب بیندیشیم. باید به 20 سال آیندهمان هم فکر کنیم. شما به کشورهای منطقه نگاه کنید. ما الان سینما داریم اما امیدواریم بهترش را داشته باشیم. الان عربستان یا ترکیه در حوزه سینما و سریال چقدر تولید دارند و ما درگیر مسائل جزئی هستیم. این مسائل جزئی البته برای بعضیها هم نان دارد و فراموش کردهاند که ما یک انقلاب بزرگ کردهایم و این همه جوان دادیم و نیازمند ساخت و تولید و هزاران فعالیت سازنده دیگر هستیم. اگر الان 500 فیلم میسازیم، باید هزار فیلم بسازیم. با تولید است که امید جوانه میزند و آینده روشن میگردد.
این تهیهکننده درباره رسوخ سیاست در سینمای جشنوارهای خاطرنشان ساخت: خیلی از جشنوارههای فیلم دنیا پشتشان وزارت خارجهشان هست، این چیز عجیبی نیست. کارشان را میکنند. اینجا ما این مدیریت را که پیچیده است بلد نیستیم، فکر میکنیم با تکذیب و نفی و داد و فریاد همه کارها کنترل میشود. آنها با ظرافت و پشت پرده خیلی از کارها را انجام میدهند ولی ما…
آخرین یادگارهای ارشا اقدسی در #دست_انداز+عکس
سینماروزان/محمد شاکری: #فیلم_دست_انداز یا #داستان_دست_انداز از جمله آثار دوره تازه اکران سینماهاست که به غیر از آن که کمدی را با ادبیات ترکیب کرده از نظر تولید هم نماهای توأم با بدلکاری کم نداشته.
ارشا اقدسی بدلکار فقید ایرانی مسئولیت طراحی صحنههای بدلکاری دست انداز را برعهده داشت و در جاهایی نیز خود نماهای خطرناک بدلکاری را اجرا کرده.
ازجمله نماهایی که ارشا شخصا بدلکاری در دست انداز را برعهده گرفته بود یکی نمای سقوط از ارتفاع حبیب رضایی بود و دیگری نماهای مربوط به یک تصادف شاخ به شاخ.
ارشا اقدسی که نیمه مرداد ۱۴۰۰ مرحوم شد در ده ها فیلم و سریال به عنوان بدلکار و طراح بدلکار حضور داشت و دستانداز یکی از آخرین یادگاریهای به جای مانده از ارشاست…
ارشا اقدسی قبل از اجرای نمای سقوط
ارشا اقدسی قبل از اجرای نمای تصادف
یک کمدی زنمحور؛ انتشار پوستر #داستان_دستانداز+عکس
سینماروزان/روحالله نشیبا: در در آستانه اکران فیلم سینمایی “دست انداز” به کارگردانی کمال تبریزی و تهیه کنندگی محمد آفریده ، پوستر این فیلم با طرحی از محمد تقی پور منتشر شد.
اکران “دست انداز” که جزو معدود کمدی های زن محور سینمای ایران است، از روز چهارشنبه ۱۸ مرداد در سینماهای تهران و شهرستان آغاز میشود.
بازیگران: هدی زینالعابدین ، رضا کیانیان ، حبیب رضایی ، رویا نونهالی ، همایون ارشادی و با هنرمندی امید نعمتی
نویسنده : فرزاد فخری زاده ، مدیر فیلمبرداری : علی تبریزی ، تدوین : سپیده عبدالوهاب ، موسیقی : امین هنرمند ، طراحی و ترکیب صدا : محمدرضا دلپاک ، طراح چهره پردازی : مهرداد میرکیانی ، طراح صحنه و لباس : مشکین مهرگان ، مجری طرح و مدیر تولید : علیرضا ابواقاسمی نژاد ، عکاس : زهرا مصفا
پخش کمدی دست انداز را موسسه #خانه_فیلم برعهده دارد.
پوستر فیلم داستان دست انداز
#محمد_آفریده در گفتگویی تازه اظهار داشت⇐روزمرگی در مراکز دولتی، انرژی لازم را از فیلم کوتاه سازان گرفته!/فیلم کوتاه را باید بهعنوان یک سینمای مستقل مورد توجه قرار داد و نه یک سکوی پرش ابتر!/انجمن سینمای جوان باید نگاه جدیدی به آموزش داشته باشد!/ انجمن نباید رقیب بخشهای فعال در حوزه آموزش و تولید باشد!/جشنواره کوتاه باید از جشنواره فجر هم محکمتر باشد!
سینماروزان/کیوان بهارلویی: نگاه ما به فیلم کوتاه “سینمای مستقل” است. اما چرا سینمای مستقل؟چون فکر می کردیم اگر فیلم کوتاه مستقل در فکر و ذهن روح فیلمساز شکل نگیرد و فیلمساز فقط به عنوان یک سکوی پرش به آن فکر کند این سینما ابتر خواهد بود.
محمد آفریده از مدیران خوشنام سینما با بیان مطلب فوق بیان داشت: در سینمایی که همه فکر کنند فیلمسازی فیلم کوتاه، یک موضوع سر راهی و موقت است، یقینا به همه ظرفیتهای هنری و ساختاری و فنی آن دست پیدا نخواهند کرد. اینکه از خروجی این سینما، سینمای بلند بهره خواهد برد، شکی در آن نیست. اما با نگاه به سینمای مستقل، فیلمساز همه وجودش را در اثرش درگیر میکند.
آفزیده ادامه داد: در دوران مدیریت، من فکر میکردم باید جشنواره فیلم کوتاه تهران از جشنوارههای دیگر حتی فجر هم پرقدرت تر و محکمتر برگزار شود. برای همین بیشترین مهمانهای ایرانی و خارجی را به جشنواره دعوت میکردم و سعی داشتم بیشترین توجه را با پوششهای خبری و برنامه سازی برای بهتر دیده شدن سینمای کوتاه به وجود بیاورم. این نگاه و توجه به این سینما، خیلی از گرفتاریهای مدیریت سینما را هم برطرف میکرد، چرا که فیلمسازان جوان وقتی همه شرایط و مشوقها و احترامهای لازم را در این سینما میدیدند، فشار کمتری به سینمای بلند وارد میکردند.
آفریده افزود: فیلم کوتاه با توجه به شرایطی که تکنولوژی با خود به ارمغان آورده و فیلمسازان با واسطه کمتری همچون قلم میتوانند تجربههای فیلمسازی خود را انجام دهند و حضور سینمای جوان و مراکز متعدد و …از بعضی جهات شرایط خوبی دارند اما ناهماهنگی و روزمرگیها در مراکز و سازمانها، متاسفانه انرژی و توان لازم را برای همراهی با این نسل خلاق و سازنده ندارد. جوانان خلاق ما بیش از همه به اعتماد و تلاش نیاز دارند.
محمد آفریده اظهار داشت: در طول این سالها فکر میکنم بیش از ۱۰۰ هزار هنرجوی فیلمساز در انجمن سینمای جوان، دوره فیلمسازی را گذرانده باشند و این یکی از افتخارات آن است. بسیاری از فیلمسازان توانمند ما در انجمن حضور فعال داشتهاند اما یک نکته را نباید فراموش کرد و من همواره به آن در طول مدیریت خود توجه میکردم و آن مقتضیات هر دوره است. یک زمانی هیچ مرکز و آموزشگاه مهمی در تهران و ایران نبود اما در حال حاضر مراکز و سازمانها و آموزشگاههای فراوانی توسط همان آموزش یافتههای انجمن در شهرستانها درحال فعالیت هستند. بهتر است انجمن با توجه به مقتضیات حاضر نگاه جدیدی به آموزش داشته باشد. انجمن هیچوقت نباید رقیب بخشهای خصوصی فعال در جامعه در حوزه آموزش و تولید باشد.
محمد آفریده مدیر خوشنام توصیه هایی جدی به مدیران انجمن سینمای جوان کرده است
محمد آفریده و کمال تبریزی با “دست انداز” در جشنواره شانگهای
سینماروزان/حسام ناظری: فیلم سینمایی “داستان دست انداز” به کارگردانی کمال تبریزی و تهیه کنندگی محمد آفریده در نخستین نمایش جهانی، در جشنواره بین المللی شانگهای به روی پرده میرود.
به گزارش سینماروزان فیلم “داستان دست انداز” در مجموعه آلترناتیوها در بخش پانوراما در بیست و چهارمین دوره جشنواره بین المللی فیلم شانگهای به نمایش در می آید.
همزمان با نمایش این فیلم در جشنواره فیلم شانگهای پوستر فیلم که توسط مهرداد موسوی طراحی شده نیز منتشر شد.
در این فیلم که یکی از متفاوت ترین آثار کمال تبریزی در همکاری با محمد آفریده محسوب می شود، بازیگرانی همچون رضا کیانیان، حبیب رضایی، هدی زینالعابدین، رویا نونهالی، همایون ارشادی، امید نعمتی حضور دارند.
پخش بین المللی دست انداز بر عهده شرکت ایریماژ است.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: رها که علاقمند به نویسندگی است آخرین داستان خود را با آرزوهایش همراه می کند.
جشنواره فیلمشانگهای از تاریخ ۲۱ تا ۳۰ خرداد ماه سال جاری در کشور چین برگزار میشود.
فیلم+داستان+دست+انداز
محمد آفریده: حقیقت بی آفرینش آزادی، معنا ندارد!/شهیدآوینی دلبسته سینمایی بود که همه حقایق را چه زشت و چه زیبا، در برابر مسئولان قرار میدهد!
سینماروزان: محمد آفریده از معدود مدیران خوشنام سالیان سینمای ایران است که کمتر حرف میزند و اظهارنظر میکند ولی در همان دفعات اندک میکوشد که به کنه قضایا بزند.
تازهترین اظهارنظر محمد آفریده که در روزنامه ایران نشر یافته درباره ریشههای سینمای مستند اصیل و چگونگی شکلگیری جشنوارهای به نام حقیقت است.
متن اظهارات آفریده را بخوانید:
اوایل دهه هشتاد بود که مسئولیت دو مجموعه «انجمن سینمای جوان» و «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» را به عهده داشتم که با مشورت دوستان و دست اندرکاران سینمای مستند، تصمیم گرفتم با توجه به حمایت از سینمای مستند و تولیدات فیلمسازان این عرصه، اولین نشریه تخصصی سینمای مستند، به عنوان «سینما حقیقت» را منتشر کنم.
نام «حقیقت» از ابتدا با سینمای مستند در ذهن و اندیشه ام حضور داشت. به نظر من «حقیقت» هویت و هدف انسان را در آفرینش رقم می زند. به یک معنا، حقیقت، آزادی می آفریند و آزادی است که با خود آگاهی و مسئولیت به همراه می آورد و سینمای مستند به عنوان تنها سینمایی که بی واسطه با واقعیات و حقایق مانوس و محشور است، می تواند متعهدانه تصویرگر حقایق عالم باشد.
در سال ۱۳۸۴ بعد از یک سال دوری از مسئولیت اجرایی، با درخواست آقای «جعفری جلوه» معاونت وقت امور سینمایی، مجددا مسئولیت مرکز گسترش سینمای مستند را به عهده گرفتم، اما این بار بذرهایی که کاشته شده بود، جوانه زده بود و حضور مواج و بانشاط فیلمسازان خلاق و با انرژی، برنامه ریزی و طراحی های نوین را مورد نیاز داشت. با جلسات متعددی که با مستند سازان داشتم، برگزاری یک جشنواره مستند آرزوی همگانی آنان بود و با توجه به اینکه این سینما امکانات محدودی برای معرفی و دیده شدن دارد، همه عزم خود و همکارانم را برای راه اندازی اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم مستند ایران«سینما حقیقت» در سال ۱۳۸۶ بکار بردم.
اما هنوز احساس می کردم ظرفیت و لیاقت این سینما و این فیلمسازان محجوب و مظلوم بیشتر و بالاتر از همه کاری است که شده . در همین افکار بودم که دوست و معاونم در مرکز، آقای پژمان لشکری پور پیشنهاد برگزاری جایزه بزرگ شهید آوینی را به من داد و من بلافاصله پذیرفتم و اولین دوره اهدای جایزه بزرگ شهید آوینی(ویژه برترین های مستند سال) را در راستای حمایت و ارتقای سینمای مستند ایران و ارج نهادن بر نقش ممتاز و شخصیت ارزشمند سید شهیدان اهل قلم «مرتضی آوینی» در سال۱۳۸۷ برگزار شد.
در دومین دوره که مصادف بود با شانزدهمین سالگرد شهادت آن بزرگوار، به عنوان دبیر فکر کردم برای پربار کردن این حرکت فرهنگی که به عنوان پشتیبان سینمای مستند دیده شده بود، از یک جمع دوست داشتنی به عنوان یادگاران شهدا دعوت به داوری کنم. یکی از برکات این جشنواره برای من آشنایی با یادگاران شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس بود، یادگارانی به نام های: «سید محسن اندرزگو»، «سید حمزه جهان آرا»، «محمدکلانتری»، «محمدمهدی تندگویان»، «علی ساجدی»، «محمد شهاب الدین محمدی عراقی» و «میثم کریمی».
انگیزه برگزاری جایزه بزرگ «شهید آوینی» علاوه بر تجلیل از شهید آوینی، فراهم کردن عرصه ای برای تبلیغ و ترویج افکار او، آشنایی نسل جوان با این اندیشه ها و تعریف مصادیق و مفاهیمی است که او در سینمای مستند به دنبال آن بود. شهید آوینی یکی از این ستارههای پرفروغ و تابناک عرصه سینمای مستند این سرزمین است و باید آرا و اندیشه های او را فارغ از حب و بغض های رایج شناخت و به نسل بعد منتقل کرد.
این شهید بزرگوار به سینمایی دلبسته بود که متعهد و ارزشمند بود و جایزه آوینی، جایزه سینمای «متعهدانه» است. سینمایی که سینما «حقیقت» است، سینمایی که ممکن است درد و رنج برای سازندگان خود به همراه داشته باشد چرا که این سینما همچون آینه، همه حقایق را چه زشت و چه زیبا، در برابر دیگران، مخصوصا مسئولان قرار می دهد و ناآگاهی، جهل و وابستگی، مخالف سرسخت «حقیقت» است.
محمد آفریده +شهیدمرتضی+آوینی
محمد آفریده مطرح کرد⇐مشكل اصلي امروز سينماي ایران تحمل نكردن يكديگر و گزينشي كردن ظرفيتها توسط اغيار است!
سینماروزان: سیطره دولت بر سینمای ایران حتی بعد از شیوع کرونا و عیان شدن کامل بی کفایتی نهادهای سینمایی دولتی در رفع و رجوع مشکلات اولیه سینماگران همچنان ادامه دارد.
ساختار دولتی سینما چنان سنگین وزن و درعین حال وقیح شده که حتی تعطیلی یک جشنواره میلیاردی بی مخاطب و صرف بودجه اش برای ارتقای معیشت سینماگران را برنمی تابد.
محمد آفریده از معدود مدیران خوشنام سینمای ایران در توصیف مشکل اصلی سینمای ایران به اعتماد گفت: سينما با حضور همه طيفها و سليقهها، سينمايي بالنده، تاثيرگذار و پررونق ميشود.
آفریده ادامه داد: دراين سينما كسي جاي كسي را تنگ نميكند و همه ميتوانند در همه ابعاد در آن فيلم بسازند. مشكل اصلي وضعيت فعلي سينماي ما تحمل نكردن يكديگر و گزينشي كردن ظرفيتهاي خلاق اين عرصه توسط اغيار است.
نظر آفريده بر اين است كه در دوران رکود ناشی از کرونا ساخت فيلمهاي كم هزينه شاید راهکاری موقتی برای عبور از بحران باشد. آفریده گفت: در سينماي دنيا مرسوم است و اساسا فيلمسازاني كه ميخواهند وارد سينماي بلند شوند يا حرفي براي گفتن دارند اما امكانات مالي يا شرايط مناسبي براي آنان وجود ندارد بهناچار به اين جريان توليد كه بودجه كمتري دارد نزديك ميشوند.
آفريده افزود: حتي بعضي از تهيهكنندگان سينما نيز براي اهداف خود از اين سينماي كم بودجه بهره ميبرند. در هاليوود بعد از هر دورهاي كه تهيهكنندگان حرفهاي سينما متوجه ميشوند، سينماي تجاري ديگر به تكرار رسيده است در كنار توليدات انبوهشان، جوانان خلاق و باتجربه را حمايت ميكنند كه با بودجههاي كم و جسورانه، انرژي تازهاي به سينما وارد كنند، اسپيلبرگ يكي از همين تازهواردهاي جوان سينماست كه با بودجه كم تهيهكننده با فيلم دوئل به سينماي تجاري رونق داد.
آفريده تمام جوانب سينما را در نظر ميگيرد كه وقتي صحبت از سينماي اكران ميشود بايد الزامات اين نوع سينما را هم ديد. از نظر او نميشود انتظار داشت با پول بخش خصوصي دنبال تجربههاي صرف سينمايي يا موضوعي رفت اما تهيهكنندگان با تجربه براي حيات خلاقانه سينما چارهاي جز ميدان دادن به بخشي از اين سينما ندارند هر چند كه وظيفه اصلي دولتهاست كه بستر را براي ورود نسل خلاق و تجربههاي تازه ايجاد كنند.
آفريده آمار را به زمان مسووليتش در مركز گسترش ارجاع ميدهد كه با بودجهاي حدود دو يا سه فيلم سينمايي معمولي با همين نگاه از بيش از 70 فيلم سينمايي اول و تجربههاي گوناگون و متنوع فيلمسازان حمايت كرده است و ميگويد:در حال حاضر با شرايط كرونايي همچنين اقتصاد ضعيف و تورم، توليد يك فيلم معمولي نزديك به 4 ميليارد تومان هزينه دارد-كه ممكن است در آينده بيشتر هم بشود- اما سازندگان ميتوانند با مديريت منابع با شرايط محدودتري فيلم توليد كنند كه هزينه به دو ميليارد تقليل پيدا كند اما مشكلات بعدي اين فيلمها اين است كه بايد در چرخه رقابت قرار بگيرد و آنجا تازه آغاز ماجراست.
او در عين حال ساخت فيلم لوباجت براي زمان كرونا به خصوص شرايط اكران آنلاين را مناسب و لازم ميداند و عقيدهاش بر اين است كه شرايط جديدي كه كرونا تحميل كرده نيازمند نگاه جديد در توليد وپخش و مديريت سينماست تا حيات سينما ادامه پيدا كند و حيات سينما هم فقط به دست، دست اندركاران آن مربوط نميشود بلكه دولتها بايد حمايت جدي از آن بكنند.
تهيهكننده واپسين ساخته كمال تبريزي «دستانداز» در ادامه به رونقبخشي فيلمهاي آنلاين اشاره ميكند و در همين راستا يادآوري کرد: دو سال پيش زماني كه عضو هيات داوري جشنواره فيلم فجر بودم با پرس و جويي كه كردم، متوجه شدم بالغ بر 100 فيلم ويديويي با هزينه كم فرم حضور در جشنواره را پر كرده بودند كه بازيگران چهره هم داشتند اما به دليل پروانه ساخت ويديويي در جشنواره پذيرفته نشدند. الان زمان بسيار خوبي براي نمايش بخش زيادي از اين فيلمها در سينماي آنلاين است به شرط اینکه ضمن برخورد با قاچاق آثار کاری کنیم که اکران آنلاین به سوددهی برسد.
محمد آفریده بیان کرد⇐وضعیت سينما و فرهنگ ما چيزي شبيه به همين اپيدمي ويروس كرونا است!!/بیاعتمادی متولیان باعث شده نیروهای خلاق و جوانان پیشتاز به محاق روند!/اگر متواضعانه در برابر اين سرمايههاي پاك، زانو میزدیم هیچ آسیبی به این فرهنگ و کشور نمیرسید!
سینماروزان: محمد آفريده از مديران خوشنام سينما با نگاهي اخلاقي به بحث بحران كرونا در كشور و با يادآوري عبارت «در خانه بمانيد و مرتب دستها را بشوييد»، ميگويد: نه در خانه مانديم و نه دستها را شستيم و وضعيت سينما و فرهنگ ما الان چيزي شبيه به همين اپيدمي ويروس كرونا شده است.
آفریده در گفتگو با اعتماد ادامه داد: شايد اگر بيشتر مراقبت ميكرديم، بيشتر دل و ديدهها را به آب ميزديم و بيشتر با هم مهربان ميبوديم هيچ آسيبي به ما نميرسيد. اما قول و قرارهايمان فراموش شد. قرار بود براي رضاي خدا كار كنيم كه نكرديم. قرار بود بدون حب و بغض به همه عادلانه فرصت كار و فعاليت بدهيم كه نداديم، قرار بود به هم اعتماد كنيم كه نكرديم و قرار بود كه همه در دل خانواده و ميان خود مهربان باشيم كه نبوديم، هر چه بيشتر جلو رفتيم، بيشتر دنيا و منافع زودگذر آن ما را از هم جدا كرد. كاش در خانههايمان ميمانديم و كاش بيشتر دل و جانمان را ميشستيم.
به اعتقاد آفریده ريشه اكثر گرفتاريهايمان در بياعتمادي است. آفريده ميگويد: اگر برنامهريزيهايمان در فرهنگ و سينما درست از آب درنميآيد، اگر مديريتهايمان پويا و خلاق نيست و اگر منابع، درست و عادلانه تقسيم نميشود بايد ريشه همه اين مسائل را در بياعتمادي گسترده مخصوصا در نگاه متوليان جستوجو كرد. ما با اين سرمايههاي خدادادي و اين نيروهاي پيشتاز و اين جوانان خلاق، هيچ نشدني در اين مملكت نخواهيم داشت. بايد همگان ديدهها را بشویند و متواضعانه در برابر اين ملت خوب و سرمايههاي پاك و با بركت اين سرزمين زانو بزنند. مطمئن باشيد در آن صورت هيچ آسيبي به اين كشور و اين فرهنگ و اين ملت نخواهد رسيد و بسياري از مشكلات و گرفتاريهاي ما برطرف خواهد شد. ما بيش از اين فرصت تاخير نداريم.
کمال تبریزی: وقتی “آشغالها…” مجوز اکران میگیرد باید حتما مجوز نمایش “خیابانهای آرام” هم صادر شود+اولین توضیحات این کارگردان درباره ساخت یک کمدی به تهیه کنندگی محمد آفریده
سینماروزان: کمال تبریزی این روزها کمدی “ما همه با هم هستیم” را روی پرده دارد که بخاطر پرسشهای فراوان پیرامون عقبه سرمایه گذارش به شدت در کانون توجه است.
تبریزی که یک فیلم توقیفی مرتبط با حوادث88 با نام “خیابانهای آرام” را در کارنامه دارد در تازه ترین گفتگوی خود با خبر آنلاین و با تأکید بر اکران بی حاشیه “آشغالها…” اظهار داشت: “خیابانهای آرام” متفاوتترین تجربه فیلمسازی من است و از آن بچههای شیطان و دوست داشتنی است! اخیرا به فکر امکان نمایش عمومی آن افتادم، چون وقتی فیلم «آشغال های دوست داشتنی» در سینماها به نمایش درآمد به نمایش این فیلم هم که در محاق توقیف است، امیدوار شدم و باید حتما مجوز نمایش آن هم صادر شود.
کمال تبریزی که به تازگی پروانه یک کمدی با عنوان “درکمال بی شعوری” را به تهیه کنندگی محمد آفریده دریافت کرده درباره این پروژه گفت: الان فیلم بعدی که روی فیلمنامه آن مشغول کار هستیم یک نوع کاملا متفاوت است که کماکان فضای آن با تمامی کارهای قبلی من متفاوت است و از الان دارم فکر میکنم که چه ساختاری باید داشته باشد، از چه بازیگرانی استفاده کنم، فیلمبرداریاش چطور باشد و … درست مانند یک تجربه تازه است با اینکه من نزدیک ۲۰ فیلم سینمایی ساختهام و وقتی فیلمنامه جدید را تصور میکنم احساسم میگوید حتما و باید یک تجربه جدید در راه باشد.
محمد آفریده با واکاوی مدیریت دولتی سینمای ایران گفت⇐تولید فيلمهاي سرگرم کننده كه مردم آن را ميبينند و از آن استقبال ميكنند جزو واجبات سينماست!/همان اندازه كه سينماي سرگرم کننده خطرناك است، سينماي صرفا دولتي هم خطرات فراوان دارد!/انقلاب اسلامی روحیه خودباوری را در جامعه دوچندان کرد ولی ساختارهای مدیریتی جوابگوی آن روحیه نبود!/مدیران دولتی فقط جلوی پای خود را می بینند و سینمایی را رواج میدهند که ماندگار نیست و مدام دولت در آن دیده میشود!/سينماي آمریکا دولتيترين سينماست ولی ساختارش را به گونهاي تنظيم کرده كه نشانهاي از دولت در آثار نميبينيم!!
سینماروزان: بعد از بیش از چهار دهه که از انقلاب اسلامی گذشته همچنان غلبه نگاه دولت و دولتیها بر مدیریت سینماست که به چشم میخورد و بدبختی آنجاست که در این چهار دهه اغلب مدیرانی سینما را هدایت کرده اند با حداقل عقبه و ارتباط با سینما.
محمد آفریده از مدیران سالیان سینمای ایران با اشاره به نقش دولت در سینما گفت: بحث درباره سينماي دولتي و خصوصي مثل بحث درباره جبر و اختيار است. آخرش نميتوان به يك جمعبندي قاطع و روشن رسيد. از يك نگاه ما سينماي غيردولتي نداريم نه فقط در ايران بلكه در هيچ جاي دنيا. آن سينمايي كه مورد نظر ماست يك كار جمعي و تيمي است و عوامل و دستاندركاران آن از حوزههاي مختلف دور هم جمع ميشوند و هنر و صنعت را شكل ميدهند، اين بايد در مكانهايي ديده شود و چرخهاي داشته باشد به هر حال نياز به يك حمايت عمومي و عام دارد. اگر دولت بتواند اين بستر را آماده كند، سالن بسازد، از ساختن فيلمها در يك شرايط متناسب و عادلانه حمايت كند اين نكته به نظر من و خيليها اصلا بد نيست. اين سينما اسمش را اگر دولتي يا هر چه بگذارند، خوب و درست است ولي دولتها كه بايد يك نگاه كامل، واقعبين و آيندهنگر داشته باشند متاسفانه فقط جلوي پاي خود را ميبينند.
آفریده ادامه داد: يعني اينكه فقط به امروز توجه ميكنند. به همين علت سينمايي كه به همين امروز توجه ميكند و جلوي پايش را ميبيند، سينمايي است كه ثمر ندارد و سينماي ماندگاري نخواهد بود. از نظر تاريخ سينما آن سينمايي در اذهان مردم ماندگار ميشود كه مديريت فرهنگي و دولتي آن آيندهنگر باشند و به آينده و افقهاي دوردست بنگرند. در اروپا سالهاست در قبال تهاجم فرهنگي سينماي هاليوود، دولتها بودجه ميگذارند و ساختارش را محكم كردهاند. صندوق گذاشتهاند تا سينما و تلويزيون و هويت اروپايي خود را حفظ كنند. خب فيلمسازان در اين فضا با حمايت دولت فيلم ميسازند. اين مگر بد است؟ بسياري از فيلمسازان پيشرو و آوانگارد از همين مراكز دولتي حمايت شدهاند اما اين سينماي دولتي كه ما ميشناسيم زمين تا آسمان با آن سينماي دولتي كه هوشمند، صبور، پيچيده، خلاق و آيندهنگر است، تفاوت دارد. پيچيدگي نگاه و ظرافت مديريت دولتي آن است كه ميتواند از ظرفيتهاي هنرمندانش كه روحي سركش، متلاطم، متنوع و متكثر دارند و ميخواهند آزادانه كار خلاق خود را در قالب هنر انجام دهند، استفاده كند. به عبارتي آن نگاه متناسب و پيچيده و فرهنگي است كه ميتواند از سينماي دولتي، سينماي رو به جلو و پيشرو بسازد. به همين ميزان در امريكا هم همين نگاه را داريم. بعيد ميدانم، جريان سينما در امريكا هم بدون نظر و توجه دولت باشد. اين يك نگاه سادهانگارانه است كه ما فكر كنيم يك سينماي غيردولتي با اين همه گستردگي و نفوذ در سراسر دنيا غيردولتي است و خيليها هم چه در داخل امريكا و چه در خارج آن، پز اين سينما را ميدهند.
آفریده افزود: اتفاقا به نظر من «سينماي امريكا دولتيترين سينماست» اما برخلاف خيلي از دولتها ساختارهايشان را به گونهاي تنظيم و تبيين ميكنند كه ما نشانهاي از دولت در آثار نميبينيم؛ اما در بسياري از كشورها مخصوصا كشور خودمان دولت همه جا ديده ميشود و همه هم خود را در نقش دولت ميبينند و ميخواهند همه آرزوهايشان همين امروز و همين ساعت بيكم و كاست در همه آثار و محصولات ديده شود. به نظر من آن سينماي دولتي كه نميتواند نقش خودش را خوب ايفا كند سينماي فراموش شده، پرهزينه و بيبر و بار خواهد بود.
این مدیر باسابقه بیان داشت: شخصا با سينماي سرگرمكننده مخالفتي ندارم. از نگاه من فيلمهايي كه مردم آن را ميبينند و از آن استقبال ميكنند و سرگرم ميشوند بسيار نياز سينماست و جزو واجبات سينماست ولي اگر همه سينما و سازوكار آن به اين سينما ختم شود، خطرناك است. قبلا هم گفتهام كه هيچ كس در اين سينما جاي كسي را تنگ نميكند و همه بايد در اين سينما نقش داشته باشند. اما به همان اندازه كه سينماي صرف سرگرمي براي سينماي ما خطرناك است، سينماي صرفا دولتي! خطرش كمتر نيست. اميدوارم كه هر چه بيشتر فعالان عرصه سينما و فرهنگ در يك شرايط متناسب و متعادل و بدون تبعيض در كنار هم براي آينده اين مملكت تلاشي مضاعف داشته باشند.
آفریده خاطرنشان ساخت: باور من اين است كه انقلاب اسلامي 57 روحيه خودباوري و تلاش و اميدواري را در جامعه دو چندان كرد اما متاسفانه ساختارهاي ما و مديريتهاي ما اصلا آماده و جوابگوي اين رود خروشان نبوده و نيستند و ناآگاهي، بيمسووليتي و عافيتجويي فرصت تبلور استعدادها را محدود و مهجور كرده است. اميدوارم با همدلي، صداقت و اعتماد بتوانيم ضمن بهرهگيري از همه توانمنديها و ظرفيتهاي اين مملكت، رونق و نشاط واقعي فرهنگي را در سينما شاهد باشيم.
محمد آفریده که موجه ترین چهره برای مدیریت مرکز گسترش است، بیان داشت: سینمای ایران در سایه سنگین افرادی گرفتار است که در سینما خانه کرده اند و هیچ رقیبی را هم قبول ندارند!/در همه کشورهای صاحب سینما، حمایتهای عام برای فیلمسازان اول طراحی شده ولی در سینمای ایران فیلمسازان برای بدست آوردن این حق ساده باید بجنگند!/در دوران مسئولیتم در مرکز گسترش، با بودجه سه فیلم بلند از 50 فیلم اولی حمایت کردم!!
سینماروزان/مسعود احمدی: حرف و حدیث درباره تغییر مدیریت مرکز گسترش و ادغام با انجمن سینمای جوان همچنان فراوان است و از جمله گزینه های موجه مدیریت آینده مرکز، محمد آفریده است که بلحاظ سلامت اقتصادی-اخلاقی یکی از کم رقیب ترین مدیران سینمایی بعد از انقلاب اسلامی است.
محمد آفریده درباره تجربیات خود در زمینه میدان دادن به فیلمسازان جوان و چگونگی کشف استعدادهای نوپا میگوید: «قبل از پاسخ به این سؤال باید به 2نکته مهم توجه داشته باشیم؛ اول، باور این حقیقت که سینما بیش از هر چیز با فکر، اندیشه و نیروی جوان، زنده ، پابرجا و بالنده میشود. این باور مثل خیلی از حرفهایی که در سازمانها رایج است، یک شعار تبلیغاتی نیست. باور این حقیقت، کلید حضور سرزنده جوانان در بسیاری از عرصههاست. به جوانها باید فارغ از هر سلیقه و گرایش، فرصت و امکان حضور در همه عرصههای فرهنگی، هنری، علمی و… را بدهیم. برای رسیدن به یک سینمای مطلوب چه بخواهیم و چه نخواهیم باید همه طیفها در کنار هم حضور همدلانه داشته باشند». این تهیهکننده سینما ادامه میدهد: «نکته مهم دوم، اعتماد به جوانان گمنام و خلاق این سرزمین است، بدون این اعتماد هیچ دری برای این کشور گشوده نمیشود».
آفریده میگوید: «اما در شرایط حاضر و با گسترش ارتباطات و امکانات فیلمسازی، بیش از همه سوابق و تجربیات عملی فیلمسازان و دانش و آگاهی بخشی آنان به فرهنگ و جامعه مهم و مؤثر است. بخش عمدهای از این شناخت در آثار و گفتوگو با فیلمساز بهدست میآید. اما باید بدانیم این مسیر، هموار نیست. کشف استعداد و خلاقیتهای فیلمسازان همیشه با پیروزی توأم نخواهد بود. ذات هنر پیچیده است و مدیریت فرهنگی پویا با آگاهی از این حقیقت، این بستر را آماده بروز و ظهور استعدادهای فرهنگی و سرمایههای این سرزمین میسازد. در این صورت است که میدانهای کار و تلاش، مولد، خلاق و با رونق و بانشاط میشود».
مدیرعامل اسبق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره اینکه چطور در کشور ما از فیلمسازهای جوان حمایت میشود، بیان میکند: «در همه کشورهایی که صاحب سینما هستند و برنامههای درازمدت و اصولی دارند، حمایتهای عام و مؤثر برای حضور فیلمسازان اول، طراحی شده است. برخلاف آن کشورها، در سینمای ما باید برای بهدست آوردن این حق جنگید؛ چرا که این کشور همیشه در مشکلات روزمره، سوءتفاهمها و سایه سنگین افرادی که در این سینما خانه کردهاند و هیچ رقیبی را هم قبول ندارند، گرفتار است. در سالهای مسئولیتم در مرکز گسترش، با حداقل بودجه، بیش از ۵۰ فیلم کارگردانهای اول موردحمایت قرار گرفت که شاید کمتر از بودجه 3 تا 4 فیلم سینمایی معمولی بود. مهم باور جوانان و اعتماد به آنهاست».
این تهیهکننده با بیان اینکه فیلمسازان جوان بعد از کار اول، برای ورود به سینمای حرفهای و رقابت با دیگر فیلمسازان راه سختی در پیش دارند، اظهار میکند: «اگر آنها در فیلم اول خود بدرخشند، تازه اول مبارزه برای ماندگاری در سینماست. معلوم نیست این موفقیت آغاز شکست نباشد. سینما خیلی بیرحم است. اگر هنرمند اهل ریاضت و پشتکار نباشد ممکن است این نخستین و آخرین فیلم او باشد».
او درباره کارگردانهایی که فقط یک فیلم ساختهاند و بعد دیگر نامی از آنها نشنیدهایم، بیان میکند: «بخشی از این موضوع به ساختار و شرایط ناهمگون سینمای ما برمیگردد و بخشی دیگر طبیعت رقابتی سینماست که باید برای پیروز شدن در این رقابت مبارزه کرد».
از محمد آفریده درباره اینکه چرا کارگردانهای زیادی داریم که فیلم اولشان بهترین اثر کارنامهشان محسوب میشود و بعد از آن دچار ضعف میشوند، میپرسیم. در جواب با اشاره به نقل قولی از یک سینماگر میگوید: «سینما، کارگردانی با یک لشکر است، اما ماندگاری و ایستادگی در سینما بسیار سختتر و پیچیدهتر از ساخت فیلم است». او ادامه میدهد: «بسیاری از فیلمسازها، تجارب ناب و بکر خود از زندگی را که منحصر بهخود آنان است با اخلاص در کار اول استفاده میکنند، از همین رو معمولا کار اول، متفاوت و تأثیرگذار است اما برای ماندگاری در سینما، باید تلاش مداوم و مستمری داشت. سینما فقط فیلمدیدن و در غوغای آن مسحورشدن نیست. فیلمسازماندن نیاز به جهد، تلاش، مطالعه و کار مداوم دارد. بسیاری از فیلمسازان مطرح و باسابقه، گاهی سالها برای اثر خود وقت و عمر میگذارند. ارتباط دائم فیلمساز با روح جامعه و فرهنگش، راز ماندگاری اوست».
کارگردان فیلم «یک خانواده محترم» که با فیلم «یلدا» در جشنواره امسال حضور دارد⇐هم من و هم تهیهکننده «یک خانواده محترم» از تمام اتهامات وارده تبرئه شدیم!!/ پس از ارائه کامل مدارک مبني بر قانونيبودن توليد فيلم «يک خانواده محترم»، ایلبیگی پروانه ساخت «یلدا» را صادر کرد
سینماروزان: مسعود بخشی کارگردان فیلم پرحاشیه «یک خانواده محترم» مدتها بعد از دوری از سینما امسال با فیلم «یلدا» در بخش فیلم اولیهای جشنواره فجر حضور دارد.
به گزارش سینماروزان همزمان با حضور بخشی در بخش فیلم اولیها، محمد آفریده تهیه کننده این فیلم نیز به عنوان داور همین بخش فیلم اولیها فعالیت میکند.
مسعود بخشی در خلال گفتگویی با «شرق» درباره روند دریافت پروانه ساخت «یلدا» علیرغم حملات افراطیون به «یک خانواده محترم» بیان داشت: در زمان معاونت نظارت حبیب ایل بیگی، پروانه ساخت «یلدا» را پس از ارائه کامل مدارک مبني بر قانونيبودن توليد فيلم «يک خانواده محترم» و نيز تبرئهشدن من و تهيهکننده از همه اتهامات مطرحشده در دادگاه فرهنگ و رسانه و بهنام ايرج تقيپور گرفتیم.
بخشی ادامه داد: متأسفانه در زمان داده شده پروانه ساخت که مقارن معاونت نظارت حبیب ایل بیگی بود، قادر به يافتن سرمايه کافي براي توليد نشديم و بعد در زمان ابراهیم داروغهزاده پروانه را به تهیه کنندگی علی مصفا تمدید کردیم.
اظهارات روزنامه نگار پیشکسوت در محفلی انقلابی و در واکنش به ارگانیهای مخالف حضور محمد آفریده در حلقه مدیریتی⇐مگر امام(ره) نگفت میزان، حال افراد است؟/چرا بدون برگزاری هیچ محکمه ای، به دنبال حذف معدود آدمهای مثمرثمر هستید؟
سینماروزان: محمد آفریده از جمله مدیران سینمایی پرورش یافته در چهار دهه اخیر است که تقریبا بدنه سینمای حرفه ای ایران جز به نیکی ازش یاد نمیکنند.
به گزارش سینماروزان با این حال معدود رسانه های افراطی علاقه ای به حضور این مدیر سالم در حلقه مدیریتی ندارند.
برگزاری تازه ترین نشست تحلیلی بررسی سی و شش دوره جشنواره فیلم فجر در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی مجالی شد برای آن که یک روزنامه نگار پیشکسوت به موضع گیری افراطیون درباره آفریده بتازد.
در این نشست فیلمسازی ارگانی که آخرین فیلم اکران شده اش حتی صدمیلیون هم نفروخته با طعنه و کنایه به انتقاد از حضور محمد آفریده در هیأت داوران جشنواره فجر پرداخت و همین باعث شد رضا اورنگ روزنامه نگار پیشکسوت پاسخی صریح به وی دهد.
اورنگ با اشاره به سخن امام خمینی(ره) گفت: من از مخالفان آفریده میپرسم شما امام (ره) را قبول دارید یا اعتقادتان مقطعی است؟ امام (ره) گفت «در احوال گزینش افراد میزان حال فعلی مردم است»، پس چرا به این جمله عمل نکردیم و نمیکنیم؟ چرا بدون برگزاری هیچ دادگاهی، به دنبال حذف معدود آدمهای موجه و مثمرثمر هستید؟
اورنگ ادامه داد: چرا بعد از انقلاب بسیاری از بازیگران و کارگردانان بدون هیچ حکم دادگاهی محروم شدند؟ قبول دارید حق این آدمها پایمال شده است؟ این در حالی است که من ندیده ام که شما از این افراد حمایت کرده باشید.
چرا محمد آفریده بیرقیب ترین گزینه برای مدیریت آتی مرکز گسترش است؟؟ چون نه فساد اقتصادی داشته و نه فساد اخلاقی و چتر واحدش همه را دربرگرفته؛ از خالق “اخراجیها” تا سازنده “آشغالها…” !!
سینماروزان: بعد از توفیق اجباری سینمای ایران در تصویب و اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستگان و کنار رفتن محمدمهدی حیدریان، حسین انتظامی که برخلاف اکثر مدیران سینمایی دولت های اصلاح طلب یا نزدیک به اصلاح طلبان یک چهره فرهنگی و رسانه ای است تا یک مدیر با سابقه امنیتی، به ریاست سازمان سینمایی وزارت ارشاد منصوب شد.
به گزارش سینماروزان و به نقل از “ستاره سینما” به دنبال این تغییر در رأس هرم سینمای کشور، زمزمه هایی نیز مبنی بر برکناری مدیران پیشتر آزموده سینمای کشور به گوش رسید، از جمله مهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که در تمام دوران فعالیتش درباره بودجه های تخصیص یافته به تولید مستند شفاف سازی نکرد.
گویا تغییر مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند قرار است زودتر از سایر بخشهای سازمان سینمایی صورت پذیرد و گمانه زنی های مختلفی از گزینه های جایگزینی احتمالی در فضای مجازی مطرح گردیده.
قاطعانه می توان گفت که در بین گزینه های موجود، محمد آفریده مناسب ترین گزینه برای ریاست این مرکز است.
وی از سال ۱۳۵۸ فعالیت هنری خود را در کانون پرورش فکری و مرکز اسلامی فیلمسازی وابسته به صداوسیما آغاز کرد. از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۸ مسئولیتهای اجرایی متفاوتی همچون؛ کارشناس فرهنگی سینما در بنیاد سینمایی فارابی، مسئول تأمین فیلم و سریال اداره کل تأمین برنامه خارجی سیما، مدیر تولید و مدیرعامل انجمن سینمای جوان ایران و مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشتهاست. در کارنامه هنری وی میتوان به مواردی همچون عضویت در هیئت مؤسس کانون فیلمنامه نویسان ایران، تهیهکنندگی بیش از سیصد برنامه تلویزیونی فیلم کوتاه (سینمای دیگر) برای شبکههای سیما، کارگردانی چندین فیلم و سریال تلویزیونی و نیز نویسندگی کتاب فیلمنامه «زیر آسمان» (نویسندگی مشترک) انتشارات امیرکبیر در حوزه دفاع مقدس اشاره کرد.
آفریده همچنین تهیهکنندهٔ فیلمِ «یک خانوادهٔ محترم» است. فیلمی که حاشیه های آن باعث شد تا آفریده مدتی از مدیریت سینمای کشور به دور باشد. حاشیه هایی که به دلیل عقده گشایی و انتقام شخصی مدیری اسبق که خود آلوده به انواع مفاسد اخلاقی و اقتصادی است و خط دهی وی به برخی رسانه های خاص پدید آمد و در اصل ماجرا فیلم قربانی دروغ پراکنی فردی شد که خود هیچ پایبندی خاصی به ارزش های ادعایی اش نداشت! و در این وسط مدیری مانند محمد آفریده مورد هجمه قرار گرفت و البته سینمای ایران بواسطه محروم ماندن از این مدیر متخصص و اخلاق مدار آسیب دید.
محمد آفریده علاوه بر شناخت کامل از سینما و مقوله فیلمسازی، مدیری است که در عین تعهد و واقف بودن بر خطوط قرمز، به آزاداندیشی و تفکر احترام میگذارد، کوچکترین لکه اخلاقی یا مالی در کارنامه وی نیست و از طرفی در صورت مدیریت، چتر واحد وی همه را پوشش خواهد داد نه فقط عده ای خاص و همیشه حاضر در پای سفره دولتی؛ کما اینکه این امر را پیشتر در زمان مدیرعاملی خود در مرکز سینمای مستند و تجربی به اثبات رسانده و آفریده بیشترین آفرینش را در معرفی چهره های جدید و جوان فیلمسازی به سینمای کشور بر اساس شایسته سالاری در هنر در کارنامه مدیریتی خود دارد.
آفریده همو بود که حتی حضور در کسوت مشاور یک مدیر نورس و کم تجربه در شبکه مستند را هم مجالی کرد برای آشتی دادن شماری از مستندسازان با رسانه ملی.
آفریده با همه کار کرده؛ از امثال مسعود ده نمکی تا چهره هایی نظیر محسن امیریوسفی که در ظاهر هم که شده از دسته بندیهای مجزایی هستند و این خصیصه ایست که کمتر مدیر ایرانی بدان شهره باشد!!
باید منتظر ماند و دید آیا حسین انتظامی مدیری کارآزموده و فرهنگی و واقف به امور مانند محمد آفریده را دوباره بر مسند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خواهد نشاند یا اینکه همچنان در بر روی همان پاشنه پنج سال مدیریت قبلی و گزینه هایی مردود خواهد چرخید؟
محمد آفریده در آستانه حضور رییسی تازه در سازمان سینمایی مطرح کرد⇐در اوضاع فعلی نباید انتظار ظهور مدیر خلاق و کارآمدی را داشته باشیم/مشکل آنجاست که عدهای همه چیز سینما را برای خود یا دوستانشان میخواهند/این جماعت تا دلتان بخواهد پول خرج دورهمیهای خود میکنند/تا قدرت بدنه صنف را باور نداشته باشیم، هیچ حرکتی به سرانجام مطلوب نخواهد رسید
سینماروزان: حضور عنقریب رییسی تازه در سازمان سینمایی به عنوان سومین رییس سینمایی دولت اعتدال موجب شده فعالان سینمای ایران بکوشند هشدارهای خود را درباره اوضاع سینما به اطلاع وی برسانند.
محمد آفریده از نیکنامان عرصه مدیریت سینمای ایران که از مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تا انجمن سینمای جوان و حتی شبکه مستند کوشید فضایی فراهم کند برای استفاده از جوانان خلاق در یادداشتی با مرور اوضاع سینمای ایران نوشت: در سينماي حاضر هيچ كسي جاي ديگري را تنگ نخواهد كرد، مشكل اصلي از آنجا شروع ميشود كه عدهاي، همه چيز اين سينما را براي خود يا دوستانشان ميخواهند. تا اين نگاه غيرفرهنگي و غيرواقعي در اين كشور وجود دارد در روي همين پاشنه خواهد چرخيد. اين نگاه با خود تبعيض و تفرقه و نااميدي به همراه دارد، اين نگاه با خود سوءظن و بيعدالتي به دنبال دارد، در اين نگاه نبايد منتظر مدير خلاق و كارآمدي باشيم، اگر هم مدير شايستهاي انتخاب شد بايد همه حواسش به نگاههاي ديگران باشد و فرصت هيچ كاري را پيدا نخواهد كرد.
آفریده ادامه داد: مديري با اين نگاه، مدير وصل نيست بلكه مدیر فسخ است. اين نگاه به شدت محافظهكار است و از ترس نگاههاي ديگران، يا همه چيز را تعطيل ميكند، يا ميدان را به سينماي بينگاه و بينشان و روزمره ميسپارد. اين نگاه فقط فيلم فاخر را دوست دارد و تا دلتان بخواهد پول براي دورهميهايش خرج ميكند. بايد باور كنيم كه هيچ نگاهي به تنهايي قادر به معجزه نيست، معجزه با حضور همه سلايق و همه ظرفيتهاي متنوع فرهنگي اين سرزمين به وقوع ميپيوندد. ما در اين كشور بيش از اين، فرصتي براي تاخير نداريم.
محمد آفریده خاطرنشان ساخت: انقلاب ۵۷، دفاع مقدس و اكثر حضورهاي حماسي اين مردم در يك نقطه مشترك به انفجار نور منتهي شدند كه مردم از هر گروه و هر سليقه و هر نگاه به عنوان هسته مركزي آن حضوري حداكثري داشتند. تا شرايط و ساختارها و ديدگاهها، اين قدرت حقيقي بدنه اجتماع و صنف را خالصانه باور نداشته باشند، هيچ برنامهاي و هيچ تصميمي و هيچ حركتي به سرانجام مطلوب نخواهد رسيد.