درباره‌ی فیلم «اردوبهشت»(ساخته‌ی محمد داوودی): از کربلا به پارک شهر!؟/مُطلعِ پرونده‌ی س.ح؟!/شرحِ مظلومیتِ دبل‌شاه؟

سینماروزان/حامد مظفری:

+با فیلمی اجتماعی-سیاسی در باره حقیقت طلبی و میل رسیدن به آن توسط یک آدم شکست خورده و ضعیف روبروییم؛ آدمی که خیلی زود درگیر چالش با نهاد قدرت (شهرداری) میشود و گرچه به شدت شکننده می‌نماید ولی با ابرام بر پیگیری پرونده‌ی قتل دخترش، هم روی دیگر از خود نشان میدهد و هم مسیری را میرود که احترام دیگران را درپی دارد و حتی شاهد همراهی همسری است که پیش از این ماجراها، درخواست طلاق داده بود.‌

+شروع خوب فیلم با تعزیه و پلان-سکانسی که از شبیه‌خوانی می‌رسد به سرو چای نذری و زخم خوردن ابوالفضل‌خوان‌ی که در سپاه امام حسین(ع) است؛ جرقه‌ای برای حدس سکانس نهایی که قرارگیری این شبیه‌خوان کنار پدر دادخواه است.

+فضاسازی خوب از دختران محصل دهه هشتادی با ارائه کدهایی از علایق فوتبالی و جنبیدن سر و گوش برخی از آنها.

+ بازی موثر و کنترل شده حامد بهداد در نقش -شاه مهدی-، برگ برنده‌ی فیلم است؛ بهداد برخلاف دو فیلم اخیرش-گیس و زنده شور- تیپ‌سازی را ترک کرده و به سراغ اضافه کردن ریزه کاری و نقطه گذاری هایی رفته که خروجی‌اش میشود اجرای درست و روان نقش یک پدر خونخواه. قطعا لایق سیمرغ است چون از نیمه به بعد دیگر خودش است و دستگاه مقابلش و اگر شوریدگی بهداد نبود، شاید جذابیت تقابل فرد-سیستم این قدر پرسوز درنمیامد.

 

+فیلم سریع شروع میشود و سریع به پارک شهر و دریاچه مخوف آن میرسد اما اصل واقعه-واژگونی قایق و غرق شدن محصلان- را نشان نمی‌دهد. انگار چون آغازش با تعزیه امام حسین بوده، واقعه‌ی دهشتناک را قرین حادثه کربلا دیده که هر جور روایتش ممکن است، تفسیر پیرامونی ایجاد کند و این شده که مثل روز واقعه‌ی بیضایی، اصل واقعه را نشان نمی‌دهد و به‌مانند «ماهی»بیضایی، برش میخورد به فیلمهای آرشیوی پس از واژگونی قایق!

ائمه و معصومین را نمیشود نشان داد، بازسازی اصل یک سانحه طبیعی چرا انجام نشده؟

 

+نفاق معاون شهردار را درست ارائه داده؛ معاونی با نام -هوشمند-که ازقضا آدم کم‌هوشی هم هست و بی توجه به شخصیت شناسی آدمها، همه را میخواهد تطمیع کند.

+ در کنار بازی حامد بهداد در نقش شاه مهدی/ پدر داغدار که جنازه بچه اش پا هم ندارد. ایضا بازی شهرام حقیقت دوست-برادر همسرش- نیز با نوعی رهایی از متن و به شکل بداهه هایی پیش رفته که تعارضات او و شاه‌مهدی را در اول و وسط و آخر درام شکل میدهد.

-ردپای دکوپاژ «امروز»میرکریمی، در این ساخته‌ی دستیار سابقش، محسوس است به خصوص در سکانسهای بیمارستان. مراسم ختم و درگیری و تابوت کشی هم شبیه به ابتدای «جاندار» شده که داوودی خودش در گروه نویسندگان بود-آن نوبتی داد زدن و اینکه منتظر دوربین می‌مانند که همچون یک روایتگر مستند جلویشان بیاید تا اکت شان شروع شود.

+دکوپاژ رئالیستی سکانس دادگاه با بازی علیرضا خمسه در نقش قاضی یادآور عین آن چیزی است که در دادگاه روی میدهد. خمسه البته دنبال خلق کاراکتر نبوده و هرچه از قضات دیده و شنیده را ضربدر نگاه فیکس و بازی با عینک کرده، تا داوری باشد که هم می‌ترساند و هم دلرحم است. انصافا در فیلم بیست کاهانی به مراتب دهشتناک‌تر بود.

+استفاده از تابوت تعزیه برای تشییع خلاف نظر رییس پلیس؛ بهره گیری از بذر تعزیه ابتدایی است و انگار تجربه نویسندگی داوودی موجب شده از هر چه کاشته، استفاده کند مبادا کم‌کاری کرده باشد.

-آوای تعزیه در جای جای فیلم به مثابه مظلومیت شاه‌مهدی و یزیدی بودن ساختار؟

+به غیر از دادخواهی پدر قربانی، به خوبی خانواده گرفتار در منگنه را نشان میدهد. مادر دختر مشکوک به قتل، همان معلمی است که همراه بچه ها در پارک شهر بوده و حالا نمی‌داند باید پیگیر پرونده قتل دخترش باشد یا بابت قتل بچه‌های مدرسه‌اش، جواب پس دهد؟؟

-ماریو مونچیلی کارگردان ایتالیایی در بورژوای کوچک کوچک نشان داد به تلخ‌ترین داستان هم میشود، نگاه کمدی داشت و مخاطب هم جذب کرد. محمد داوودی که نشان داده که در توجه به جزییات، نگاه اقناع کننده‌ای دارد باید بداند واقع‌گرایی مماس با سانتی‌مانتال هم حدی دارد و می‌شود راهی دیگر رفت.

-شماتت شخصی پدری که دخترش را از دست داده می‌توانست به خاطرات تلخ از ارتباط پدر و دختر هم پیوند بخورد.

+وارد کردن زن افغانی که دخترش زنده مانده و سرآخر راضی میشود به شهادت به نفع شاه‌مهدی! ارائه وجهه‌ای مثبت افغانها. در «زنده شور» هم چنین موتیفی بود.

-زدن تصویر رییس اصلاحات در پشت قاضی! مگر در دادگاه، عکس رییس جمهور میزنند؟

جایی هم در حاشیه تصویری تار از رییس کارگزاران!؟؟ میخواهد شیرفهم کند که داستان معاصر شورای شهر جنجالی اول روی می‌دهد، شورایی متشکل از مشارکت+کارگزاران+روحانیون مبارز که همه به اصلاح‌طلبی نزدیکتر بودند و سرانجام دعواهایشان انحلال شورا بود!

فیلم اردوبهشت
فیلم اردوبهشت

-آن مقام مطلع که شاه مهدی در کانون بحران، سروقتش میرود و هموست که کمکش میکند، از پیگیران پرونده‌ی س.ح است؟

-مونولوگ شاه‌مهدی در دادگاه نهایی کاملا نشانه‌ی نشانه گرفتن عملکرد مدیرانی است که حتی حال لایروبی دریاچه پارک شهر را هم نداشتند و بعد ژست اصلاحات و سازندگی میگرفتند. اینکه فیلم با حمایت نهادی وابسته به شهرداری زاکانی ساخته شده، یعنی تسویه حساب سیاسی در سینما؟

-هرچه فیلم جلوتر میرود و شاه‌مهدی-بهداد- از سکوت و کنش به سمت برون ریزی و سخنوری میرود، انگار طبقه‌ی اجتماعی‌اش هم تغییر می‌کند و حتی سرآخر در دادگاه، دیالوگهایی میگوید که ابدا با طبقه اجتماعی او جور نیست ولی سیر تدریجی خونخواهی او و بازی پرشور بهداد، این حفره را کاور میکند.

-پایان‌بندی با رسیدن اسناد از آن مقام مطلع و سپس صدای دختر مرحوم-نیلوفر که -از نیما میخواند: تو را چشم در راهم شباهنگام که می‌گیرند در شاخ، تلاجن…

-کات به انحلال شورای شهر دیگر کار را از نماد می‌گذراند و حس و حال تسویه حساب سیاسی را چندبرابر میکند.

 

+فیلم حداقل تا نود دقیقه روایت نفسگیری دارد و همان به پایان رساندن تقاص شاه مهدی از عاملان مرگ دخترش، کافیست و -دیگر نیازی نیست که دوباره درگیری های شخصی شاه مهدی با فک و فامیل را پی گرفته و آنها را طماع نشان دهد تا حتما از آن وجهه‌ی ابوالفضل‌وار‌ شبیه‌خوان در همراهی نهایی بهره گیرد. میشود فیلم را زودتر به پایان رساند و حتی قدری از تلخی آن کاست.

 

جوک؟

اسم کاراکتر اصلی شاه‌مهدی شاه‌محمدی است! دبل‌شاه!؟

 

از دختران عشق نیکبخت تا ویرانی های گلدکوئست را میگوید تا ظرف زمانی را به خاطر آوریم؟

 

دیالوگ؟

 

-مار و ببینید

ما آدمیم

 

-آدمی که بچه ش میمیره، دیگه آدم نمیشه

 

چشم انداز؟

-یکی از پنج فیلم ممتاز جشنواره فیلم فجر۴۴ که نه فقط به خاطر بازیگران بلکه به خاطر سوژه‌ی واقعی پر اشک و آه و سیر طغیان قربانی دربرابر سیستم میتواند از امیدهای اکران۴۰۵ باشد.

 




ده نكته‌اي كه درباره هیأت داوري جشنواره ٣٤ بايد بدانيد

سینماژورنال: دبیرخانه جشنواره فجر حدودا یک هفته بعد از شایعات شکل گرفته درباره حضور برخی چهره های سرشناس در هیأت داوران، فهرست رسمی هیأت داوران سودای سیمرغ را معرفی کرد.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال شش مرد شامل دو تهیه کننده، یک بازیگر-کارگردان، دو کارگردان، یک فیلمبردار و یک بانوی بازیگر-کارگردان اعضای هیات داوران هستند.

در ادامه مروری خواهیم داشت بر برخی نکات قابل ذکر هیأت داوران جشنواره.

1–مهدی فخیم زاده سه سال بعد از داوری در آخرین جشنواره ای که در دولت احمدی نژاد برگزار شد یعنی جشنواره سی و یکم فیلم فجر، مجددا وارد هیأت داوران فجر شده است.

2–نیکی کریمی بعد از مدتها داوری در جشنواره های غیرایرانی از جشنواره تسالونیکی یونان و کلکته هند گرفته تا جشنواره پراگ و لوکارنو و ابوظبی و دوبی، اردیبهشت امسال به هیات داوری بخش بین الملل فجر راه پیدا کرد و حالا نیز داور جشنواره ملی فجر شده است يعني همانطور كه سالها پس از دريافت جايزه از جشنواره هاي خارجي در ايران جايزه گرفت، سالها پس از داوری در جشنواره هاي خارجي در ايران داور شد.

3–مهدی فخیم زاده و سيدجمال ساداتيان کارگردان و تهیه کننده ای که در تولید سریال “خواب و بیدار” کنار هم بودند هر دو درهیات داوران اين دوره حاضران اند.

4--فخیم زاده در حالی به هیات داوران راه یافته که پانزده سالي است فیلم سینمایی نساخته و درگیر تولید سریال در تلویزیون بوده است. آخرین فیلم سینمایی فخیم زاده “همنفس” بود که بیشتر از یک دهه قبل در سینماها اکران شد.

5–مجتبی راعی به فاصله دو سال بعد از حضور در هیأت داوری جشنواره سی و دوم فجر، امسال هم در هیات داوران حضور دارد. او تنها وجه اشتراک هیأت داوری علیرضا رضاداد و محمد حیدری است.

6–هرچند در همه سالهای اخیر از اهميت فیلمنامه به عنوان سنگ بناي محكم  هر فيلم  ياد مي‌شود اما بر خلاف دور هاي قبل هیچ فیلمنامه نویسی در هیأت داوران اين دوره به چشم نمی خورد.

7–باز بر خلاف دوره هاي قبل هیچ منتقد یا روزنامه نگار پیشکسوتی در هیات داوران به چشم نمی‌خورد.

8–هرچند هیچ کدام از کارگردانان باسابقه سینمای ایران یعنی ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی و مسعود کیمیایی امسال در جشنواره، فیلم ندارند اما هیچ کدام از آنها در جمع هیأت داوران حاضر نیستند، چرا كه احتمالاً حضور هر يك به تنهايي موجب دلگيري ديگري مي شود و حضور حداقل دو نفر از اين جمع سه نفره مشكل رياست هيأت داوران را به وجود مي‌آورد.

9–هیأت انتخاب جشنواره امسال هیچ نماینده ای در هیأت داوران ندارد.

10–محمد داوودی از سال 87 که به عنوان مدیر فیلمبرداری “شکارچی” رفیع پیتز حضور داشت دیگر کار سینمایی انجام نداده است. “شکارچی” که از حضور رفیع پیتز و میترا حجار به عنوان بازیگر اصلی سود می‌برد نامزد دریافت خرس طلای جشنواره 2011 برلین شده بود و البته مضمون آن نیز حاشیه برانگیز بود.




حسین هدایتی؛ سرمایه‌گذار سریال زندگی حاج احمد متوسلیان؟/تهیه‌کننده: چیز واضحی نشنیده‌ام/سیمافیلم است که تصمیم می‌گیرد+جزییات انتخاب بازیگر نقش اصلی سریال از میان چهره‌های تئاتر یا بازیگران مستعد شهرستانی و وضعیت نگارش فیلمنامه

سینماژورنال: حسین هدایتی مولتی میلیاردری که بواسطه فعالیتش در فوتبال ایران شهرت کسب کرده مدتی میشود که درگیر فعالیتهای هنری هم شده است.

 به گزارش سینماژورنال سال قبل بود که حضور وی به عنوان سرمایه گذار کمدی “نهنگ عنبر” شنیده شد و البته از سوی کارگردان کار این حضور تکذیب شد و مدتی بعد از آن نیز به عنوان سرمایه گذار نمایش “دورهمی زنان شکسپیر” نامش بر سر زبانها افتاد که البته این دومی تکذیب نشد.

 شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که فاز تازه فعالیتهای هنری هدایتی در تلویزیون صورت خواهد پذیرفت. او علاقمندی خود را برای حضور به عنوان سرمایه گذار در آثار ارزشی سیما اعلام کرده و برای همین پیشنهاد سرمایه گذاری برای تولید یک سریال فاخر به وی ارائه شده است.

 این سریال “در جستجوی احمد” نام دارد که یک سریال ۲۶ قسمتی است و تهیه کنندگی آن توسط محمد داوودی صورت خواهد گرفت.

 گویا تهیه کننده ،سریال را به سفارش سیمافیلم تولید خواهد کرد و حسین هدایتی نیز برای رایزنیهای مرتبط با مشارکت در تولید به این ارگان معرفی شده است.

 سیمافیلم است که تعیین کننده حضور یا عدم حضور هدایتی است

محمد داوودی تهیه کننده سریال درباره حضور حسین هدایتی به عنوان سرمایه گذار تولید به سینماژورنال می گوید: این سیمافیلم است که تعیین میکند چه شخص حقیقی یا حقوقی در تولید مشارکت کند. سریال برای سیمافیلم است و آنها هستند که تصمیم گیرنده اند.

 چیز واضح و مشخصی نشنیده ام

وی پیرامون اینکه آیا خودش نام هدایتی را به عنوان علاقمند به سرمایه گذاری شنیده یا نه بیان می دارد: من چیز واضح و مشخصی نشنیده ام چون حوزه کاری ام چیز دیگری است و موظف شده ام که ابتدا شرایط نگارش فیلمنامه باکیفیت را فراهم نمایم و سپس شرایط تولید را.

 شاید سپاه هم درگیر تولید شود

این تهیه کننده درباره نهادهای حامی سریال متوسلیان اظهار می دارد: شاید نهادهای دیگری مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم درگیر تولید شوند و همچنین یک سری نهادهای خصوصی اما در این باره همه چیز با نظر مدیران سیمافیلم مشخص خواهد شد.

 طبیعیست که گفتگو با داوودی درباره حضور یا عدم حضور شخصیتی حاشیه ساز چون حسین هدایتی ما را به نتیجه ای قطعی نرساند اما شنیده های سینماژورنال حاکی از آن است که بعد از حواشی مرتبط با سرمایه گذاری در نمایش بهاره رهنما، هدایتی علاقه خود را به مشارکت در تولید آثار ارزشی نشان داده و همین علاقه باعث شده که از طریق یکی از بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون به سیمافیلم معرفی شود.

 ۷۰ درصد فیلمنامه نگارش شده

فارغ از این بحث دانستن جزییات سریال ۲۶ قسمتی “در جستجوی احمد” از زبان محمد داوودی خالی از لطف نخواهد بود. این تهیه کننده با بیان اینکه سریال در مرحله نگارش قرار دارد به سینماژورنال می گوید: سرپرستی گروه نویسندگان را خودم برعهده دارم و سعی کرده ام مجموعه ای شناخته شده و توانمند از سناریستها را به کار دعوت کنم.

 وی ادامه می دهد: حدودا ۷۰ درصد فیلمنامه نگارش شده است و سعی می کنیم تا پایان سال کار نگارش را به اتمام رسانده و وارد پیش تولید شویم.

 تهیه کننده “در جستجوی احمد” درباره انتخاب کارگردان برای این پروژه بیان می کند: هنوز به مرحله انتخاب کارگردان نرسیده ایم و برای همین با هیچ کس مذاکره نکرده ایم چون ابتدا باید فیلمنامه را به انتها رسانده و تاییدیه آن را بگیریم و سپس وارد فاز بعدی شویم.

احمد متوسلیان
احمد متوسلیان

 داستان سریال میان زمان حال و گذشته در رفت و برگشت است

محمد داوودی با اشاره به جزییات داستانی این سریال ادامه می دهد: سریال با رفت و برگشت زمانی میان حال و گذشته روایت می شود. داستان از یک طرف زندگی یکی از دوستان حاج احمد متوسلیان را مرور می کند که در روزگار معاصر به سر می برد و از طرف دیگر جستجوهای این دوست برای یافتن ردی از متوسلیان است که باعث میشود به گذشته رفته و زمان حضور آن بزرگوار در جبهه ها و سپس اسارتش را ببینیم.

 داوودی ادامه می دهد: در خلال مرور زندگی دوست حاج احمد تصاویری از وضعیت امروز فلسطین، لبنان و مقاومت مسلمانان در برابر اسرائیل هم به نمایش گذاشته خواهد شد.

پیدا کردن بازیگر حرفه ای شبیه به حاج احمد سخت است/به سراغ بازیگران تئاتر یا بازیگران شهرستانی می رویم

این تهیه کننده درباره وضعیت انتخاب بازیگر نقش اصلی سریال یعنی بازیگر حاج احمد متوسلیان به سینماژورنال می گوید: آن بخش از زندگی حاج احمد که در سریال روایت میشود مربوط است به سالهای حضورشان در جبهه ها. طبیعی است که بر این اساس پیدا کردن بازیگر حرفه ای کاملا شبیه ایشان کار سختی باشد برای همین درنظر داریم از میان چهره های تئاتر یا بازیگران گمنام شهرستانی که شبیه حاج احمد باشند استفاده کنیم.

 از یزد تا لبنان

به گزارش سینماژورنال احمد متوسلیان متولد ۱۳۳۲ در خانواده ای مذهبی در شهر یزد، جوانی خود را در دوران طاغوت گذراند در حالی که جزو فعالین مبارزات علیه شاه مخلوع بود.وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و ابتدا به مبارزه در برابر منافقین پرداخت و بعد از شروع جنگ تحمیلی نیز درگیر دفاع شد.

پس از شروع آشوب‌های کردستان در اسفند سال ۱۳۵۷ داوطلبانه عازم بوکان شد و بخشی از ناآرامی‌های آنجا را سامان بخشید. پس از تثبیت مواضع نیروهای انقلاب در بوکان، به شهرهای سقز و بانه رفت. پس از آن به همراه گروهی از رزمندگان برای آزادسازی سنندج راهی این شهر شد. در زمستان سال ۱۳۵۸ به او ماموریت داده شد تا جاده پاوه – کرمانشاه را که در تصرف ضدانقلاب بود، آزاد کند. در اوایل خرداد ۱۳۵۹ موفق شد شهرستان مریوان را که در تصرف گروهک‌های محارب بود، آزاد کند. از این روی مسئولیت سپاه مریوان بر عهده او گذاشته شد

 در دی ماه ۱۳۶۰ عملیات محمد رسول ا.. از دو محور مریوان و پاوه بر روی منطقه خرمال توسط وی و شهید ابراهیم همت فرماندهی شد که این عملیات سنگ بنای تأسیس تیپ ۲۷ محمد رسول ا.. به شمار می‌رود. احمد در سال ۱۳۶۰ پس از بازگشت از مراسم حج، از طرف محسن رضایی(فرمانده وقت سپاه) مامور فرماندهی سپاه مریوان و پاوه تیپ محمدرسول‌ا.. شد.

 در شب ۱۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ عملیات الی بیت‌المقدس به فرماندهی احمد متوسلیان از منطقه دارخوین به سمت جاده اهواز–خرمشهر آغاز شد که موجب آزادسازی خرمشهر شد. در پی آزادسازی خرمشهر، او به همراه دیگر فرماندهان فتح خرمشهر نزد امام خمینی(ره) رفته و امام(ره) آنها را مورد تفقد خاص قرار داد.

 او در اواخر خرداد سال ۱۳۶۱ در مأموریتی به همراه یک هیات عالی‌رتبه دیپلماتیک از مسئولین سیاسی-نظامی ایران راهی سوریه شد تا راه‌های مساعدت به مردم لبنان را بررسی نماید اما در ۱۴ تیر سال ۱۳۶۱ به همراه اتومبیل هیئت نمایندگی دیپلماتیک ایران توسط نیروهای اسرائیلی ربوده شده و گروگان گرفته شد…