درباره‌ی فیلم «پُل»(ساخته‌ی محمد عسکری): کیارستمی وسطِ خیبر!

سینماروزان/حامد مظفری:

+افتتاحیه با نماهایی دیدنی از جنگ و بعد خیلی زود حوالی خیبر میرود و داستان ساده و بی آلایش خود را منزل به منزل روایت میکند؛ داستانی که گرچه انتهایش قابل پیش بینی است اما قدرت تصویر باعث میشود، باز بخواهیم دنبالش کنیم.

+تجربیات جنگی قبلی محمد عسکری باعث شده هرازگاه نماهای جاندار جنگی را وارد کند تا داستان لاغرش از تک و تا نیفتد. او به خوبی دکوپاژ جنگی مناسب پرده‌ی عریض را آموخته؛ تلفیق همگون خرده‌پلان‌های ریز، متوسط و درشت و کات‌های سریع و استفاده موثر از صدا به‌عنوان بُعد پنجم تصویر.

++ورود به زندگی مرد عرب-با بازی سعید آقاخانی-و دخترش-سارا حاتمی- و تلاش پسرک برای کمک به آنها یادآور ماجرای موسی و شعیب نیست؟ اسم جوان هم که موسی است و عشق ناگفته هم که پدیدار میشود بین جوان و دختر عرب. منتها میخواهد داستان موسایی را بگوید که خیلی زود از شعیب گذر میکند اما به راهی میرود که شعیب پیشنهاد میدهد‌…
گویا خواسته حرکت پله به پله و رشد معنا را شرح دهد؛ ورای اینکه جنگ را برای طرفین، شوم میداند، به خوبی به پرورش آدمیان ناگهان‌گرفتار در جنگ میپردارد. آنها که نه به دلخواه بلکه به ناچار گرفتار غائله شده‌اند. حالا که جنگ دوازده روزه را هم کاملا ناخواسته پشت سر گذاشتیم شاید درک جوان محوریِ پل، راحت‌تر باشد.

-سکانس باران مجید مجیدی تداعی نمیشود آنجا که موسی به دید زدن دختر عرب می‌پردازد؟ همان فیلمی که هیات داوران جشنواره فجر، کلی تحویلش گرفتند تا سگ‌کشی بیضایی فقید، دیده نشود! و برعکس شد در اکران و آرای مردمی.

+لاغر کردن روح الله زمانی و کنترل بازی‌اش و جدا کردنش از آن لحن آذری طنازانه و فهماندن جایگاه پرسوناژ که خطا نکند و برخلاف مواردی مثل -موقعیت مهدی- حرکت اضافی، کمتر داشته باشد. روح الله زمانی شانس آورده و تحت نظر تکنیسین خوبی به کار گرفته شده؛ تا ریاضتی بکشد و از آن بدلِ حسین عابدینی بودن درآید.

فیلم پل
فیلم پل

-پدرام کریمی در دراماتورژی، لنگ‌ میزند و انگار برای نماها، فقط شرح تصویری نوشته‌. فیلمنامه‌ی جنگی با چنین تصاویر خالصی، متن‌ی به مراتب قدرتمندتر میخواست.

+پر پلان و بی کم‌کاری. تقریبا هر نما را به چشم یک قاب کاملا سینمایی دیده و نتیجه فیلمی شده پر از قاب های چشم‌نواز. یحتمل یکی از شانس‌های دریافت سیمرغ تجلی اراده‌ی ملی برای مدیران تولید- ابوالفضل غلامحسینی وعلی ساداتیان- است‌. تجربه تهیه‌ی درخت گردو به مصطفی احمدی کمک کرده تا یک درام جنگی خوش‌سیما ارائه دهد.

+بازی متفاوت سعید آقاخانی در نقش عرب فراری از جنگی که صدام به راه انداخته، درخور است. آقاخانی دیگر به وزنه ای برای هر نقشی بدل شده و با پرهیز از شوآف و کشف و شهود شخصی کارش را پیش میبرد و میتواند کاندیدای سیمرغ مکمل باشد. درست در نقطه مقابل سروش صحت…

-سروش صحت، بازی یادش رفته؟ وقتی صحت میاید در نقش راننده لندکروز، آنجاست که ارزش کار آقاخانی را بیشتر درک میکنیم. صحت بازیگر نیست و نچسب شده؛ مثل چسباندن مدیری به درخت گردو. سروش با همان لحن کتاب باز آمده وسط پل خیبر. شانس آوردیم که در اواخر فیلم وارد میشود وگرنه‌…

+فیلم پل، مفهوم گرفتاری در قضا و قدر را به خوبی عنصری کرده برای پیشبرد ماجراهای جوان. اینکه دل به آب بسپار و به فکر ساحل نباش؛ مفهومی متعالی است که سالها پیش، هور در آتش(عزیزالله حمیدنژاد)هم همان را انتقال داد‌. محمد عسگری به دنبال ساخت روایتی انسانی از جنگ بوده و قاب های کارت پستالی‌اش از متن و فرامتن جنگ، اگر درامی قوی‌تر می‌داشت به مراتب جذاب‌تر بود اما در روزگاری که دوروبرمان پر شده از شلختگی بصری، فیلم پل یک کیمیاست و جاهایی یادآور همان ظرافت های انسانی عباس کیارستمی. شاید اگر کیارستمی عازم خیبر میشد و فقط ضبط میکرد، چنین خروجی دوراز انتظار نبود.

+حرکات درست دوربین روی زمین، روی آب، زیر آب روی پل، دوربین چنان قدر است که دیگر به کمبود داستان فرعی فکر نمی‌کنیم و همراه می‌شویم. دوربین به آرامی نزديک میشود به حادثه، به دقت آن را آنالیز میکند و گاهی تند و گاهی آرام، حادثه را ترک میکند. قطعا کاندیدای سیمرغ فیلمبرداری برای داود محمدی.

+بازسازی پل خیبر شاهکار مهندسی ایرانی در جنگ بهترین کمک را کرده که نماهای اکستریم از بالا را وسعت دهد.

+همبستگی هیاتی ایرانیان برای جمع و جور کردن پل تخریب شده را به درستی اجرا کرده. ایرانی‌جماعت، را چه به برنامه؟ لیدری میخواهد-مثل جوانک داستان-که به آب بزند و جلو بیفتد و بقیه را دنبال خود بکشاند تا پل منفجرشده،  ترمیم شود.




اسفند ۶۲ و فیلم‌ “پل”/سعید آقاخانی و سروش صحت روی پل خیبر!!  

سینماروزان/محسن نقی نژاد: محمد عسگری کارگردانی که دو فیلم جنگی خوش‌ساخت «آسمان غرب» و «اتاقک گلی» را در کارنامه دارد، فیلمبرداری فیلم تازه‌اش «در امتداد پل» را به پایان رسانده است.

 

«پل» یا «در امتداد پل» که سید مصطفی احمدی تهیه‌کننده “درخت گردو” و “بی بدن” و “صبحانه با زرافه ها” ، تولید آن را برعهده دارد، روایتی از یک ماجرای غیرجنگی در دل جنگ است. این پروژه موضوعی لطیف و انسانی را برآمده از پاره ای خاطرات جنگی بسط میدهد.

 

فیلم «پُل» اکنون در مرحله پس‌تولید قرار دارد و پروسه ساخت موسیقی و صداگذاری آن در حال انجام است. داستان این فیلم در اسفندماه ۶۲ و درگیر ودار عملیات خیبر و روی پل ۱۴ کیلومتری خیبر روایت می‌شود!

 

عملیات خیبر عملیاتی نوزده‌روزه در خلال جنگ ایران-عراق بود که در نتیجه آن ایرانیان توانستند جزیره مجنون را فتح کنند در حالی که ابراهیم همت و مهدی باکری در همین عملیات به شهادت رسیدند.

 

ساخت پل چوبی ۱۴ کیلومتری خیبر برای وصل کردن ساحل شرقی هورالهویزه به جزایر مجنون توسط کارخانه ماشین سازی اراک ازجمله دستاوردهای این عملیات بود؛ پل خیبر یکی از بزرگترین پل‌های شناور در جهان بوده که صفر تا صد طراحی آن توسط مهندسان ایرانی انجام پذیرفته.

 

سروش صحت، سعید آقاخانی، سارا حاتمی، روح‌الله زمانی، هادی شیخ‌الاسلام، آرمین رحیمیان، سامان صفاری و متین حیدری‌نیا بازیگران فیلم «پل» هستند.

 

سعید آقاخانی پیش از این سابقه بازی در فیلمهای جنگی “اروند” و “ضدگلوله” را داشته که اولی اثری تراژیک بود مرتبط با شهدای غواص و دومی هم یک کمدی جنگی بود در مایه های “اخراجی‌ها”.




اعتراف دربرابر دوربین/فیلم ایرانی «اتاقک گلی» ، اشک فراستی را درآورد!/اشکم درآمد و سیگار روشن کردم!+فیلم

سینماروزان: مسعود فراستی منتقد سینمای ایران به تازگی اعتراف کرده که با دیدن فیلم «اتاقک گلی» به ناگاه دچار غلیان احساسات شده و اشکش درآمده.

 

فراستی در تلویزیون همشهری و دربرابر محمد عسگری کارگردان «اتاقک گلی» با اعتراف به تحت تاثیر قرار گرفتن از این فیلم گفته که ناگاه حین تماشای فیلم وسط سالن، سیگار روشن کرده و شروع به کشیدن نموده!

«اتاقک گلی» فیلمی است در بستر حوادث مرتبط با عملیات مرصاد که سه سال پیش تولید شد و با وجود کیفیت قابل اعتنای روایت و تصویر، مدتها پشت خط اکران ماند تا حالا که روی پرده رفته و آن هم با حداقل سانس و سالن.

 

محمد عسگری کارگردان فیلم در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا با انتقاد از برخی مدیران ارگانی که فقط فیلم تولید میکنند و هیچ برنامه ای برای اکران ندارند، بیان داشت: تولید فیلم در نهادها و ارگان‌ها مفهوم دارد اما پخش فیلم هیچ مفهومی برای ارگان‌ها ندارد؛ پخش فیلم برای هیچ ارگانی، مهم نیست و برای آن بودجه جدایی در نظر گرفته نمی‌شود. وقتی ۳۵ میلیارد تومان هزینه تولید یک فیلم است، باید حداقل ۵ میلیارد تومان برای پخش آن برآورد شود. هزینه تبلیغات محیطی و دیجیتال باید در نظر گرفته شود؛ خصوصا این دست فیلم‌ها که نمی‌توانند در ماهواره تبلیغ شوند. این طور می‌شود که فیلم صاحب دارد اما بعد از تولید، در پخش، بی‌صاحب می‌شود و توقع دارند خود فیلم رویه پخش و تبلیغات را طی کند. به نظر من، پروسه پخش یک فیلم از تولید آن سخت‌تر است.

او تاکید کرد: مساله این است که افراد تصمیم گیرنده در برخی ارگانها نظامی هستند درحالیکه تصمیم‌گیرنده ارگان هنری باید هنرمند باشد نه نظامی. رئیس فارابی یا رییس سازمان سینمایی سوره و… باید از میان سینماگران انتخاب شود. سینما را باید خود سینماگران اداره کنند. در میان سینماگران، مدیران توانمندی را داریم. چرا از آنها بهره نمی‌بریم؟؟

برای تماشای فیلم گفته‌ های فراستی اینجا را ببینید.