تصمیم‌های نسل قبل زندگی ما را ساخته است

سینماروزان: محمدصادق میرکریمی تهیه کننده «بی عاطفه» که به طور اختصاصی از فیلم نت پخش می شود، این سریال را اثری صرفا در جهت نمایش روابط عاطفیِ رایج نمی‌داند و تاکید دارد در این سریال تلاش شده است تا این روابط در زمینه فرهنگ ایرانی بازتعریف شود.

سریال «بی عاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی، نویسندگی امبرعباس پیام و تهیه‌کنندگی محمدصادق میرکریمی یکی از آثار این روزهای شبکه نمایش خانگی است که از پلتفرم فیلم نت در حال پخش است. این سریال را می‌توان یک تریلر اجتماعی- عاشقانه با رگه های جنایی دانست که امیرعباس پیام نگارش فیلمنامه آن را برعهده داشته است. رضا کیانیان، مریلا زارعی، بهاره افشاری، بهاره کیان افشار و حامد بهداد برخی از جمله بازیگران این سریال پر بازیگر هستند.

به بهانه پخش این سریال با محمدصادق میرکریمی تهیه‌کننده آن گفت‌وگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر می‌گذرانید:

*«بی عاطفه» چگونه شکل گرفت و فیلمنامه این سریال حاوی چه ویژگی‌هایی بود که نظر شما را برای تهیه به خود جلب کرد؟

‌-«بی‌عاطفه» از همان ابتدا به دلیل جهان داستانی‌اش برایم پروژه‌ای جذاب بود. وقتی متن را خواندم، تمِ «انتخاب اشتباه» و خیانت در گذشته که پیامدهایش دهه‌ها بعد زندگی نسل‌های بعدی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، به‌نظرم آمد که ظرفیت دراماتیک فوق‌العاده‌ای داشت. یکی از نقاط قوت مهم فیلمنامه، همین روایت‌های چندلایه در گذشته و حال بود که برای هر مخاطبی جذاب است.

موضوع دیگری که خیلی توجهم را جلب کرد، نگاه انسانی به روابط بود؛ این‌که چطور یک کینه قدیمی می‌تواند زندگی دیگران را به تباهی بکشد. همچنین در دوره‌ای که مفهوم عشق کمی کمرنگ شده، پرداختن به عشق در کنار ارزش نهادن به خانواده و والدین، در این متن خیلی پررنگ و هوشمندانه کار شده بود.

*روایت یک قصه عاشفانه از نسل جوان نیازمند شناخت این نسل و مناسبات رفتاری و ارتباطی آن‌هاست. به نظر شما «بی عاطفه» چقدر توانسته در تعریف این روابط به مناسبات امروزی جوانان نزدیک شود؟

-تمام تلاش گروه سازنده «بی‌عاطفه» این بود که سریال برای نسل‌های مختلف جذاب باشد؛ به‌ویژه نسل جوان که برای من شخصا اهمیت زیادی دارد. با این حال، هدف ما صرفا نمایش روابط عاطفیِ رایج نبود، بلکه تلاش کردیم این روابط را در بستر فرهنگ ایرانی بازتعریف کنیم؛ الگوبرداری از ریشه‌ها و مناسبات فرهنگی خودمان، نه صرفا تاثیرپذیری از الگوهای فرهنگی جدید که برخی از آن‌ها می‌توانند مخرب و برخی دیگر موثر باشند.

در «بی‌عاطفه» با دو نسل روبه‌رو هستیم و طبیعتا تفاوت نگرش‌ها، نوع ارتباطات و زاویه نگاه آن‌ها را می‌بینیم، اما این تفاوت‌ها همچنان در چارچوب فرهنگ ایرانی روایت می‌شود. به‌نظر من، شناخت نسل جوان امروز کار ساده‌ای نیست زیرا این نسل دارای پیچیدگی‌ها، تنوع سلیقه و جهان‌بینی‌های متفاوتی است و ما در دنیای امروز با طیف گسترده‌ای از مناسبات رفتاری و فرهنگی مواجه هستیم.

بدون تردید فضای مجازی و حجم گسترده‌ خوراک‌های فرهنگی در سال‌های اخیر، سرعت تغییرات فرهنگی را بسیار بیشتر کرده و این مساله تاثیر عمیقی بر نسل جوان گذاشته است. همین موضوع باعث می‌شود نزدیک شدن به دغدغه‌ها و روابط نسل جدید در سریال‌سازی، هم حساس باشد و هم دشوار.

به همین دلیل، بعد از پخش سریال تلاش کردیم تا حد امکان به‌صورت میدانی بازخورد مخاطبان در سنین مختلف را بررسی کنیم که خوشبختانه نتیجه برای ما قابل قبول و امیدوارکننده بود. البته واقعیت این است که به‌دلیل برخی محدودیت‌ها، تعریف روایت‌هایی که بتواند نسل زد (Z) را کاملا با خود همراه کند، کار آسانی نیست. با این حال فکر می‌کنم «بی‌عاطفه» توانست تا حد زیادی با مخاطب جوان ارتباط برقرار کند و در جذب و استقبال مخاطبان، نمره قابل قبولی بگیرد.

*در سایر موارد، قصه «بی عاطفه» را چقدر مربوط به امروز جامعه ایران می‌دانید؟

-به‌نظر من پاسخ این پرسش تا حد زیادی در دو پاسخ قبلی هم وجود دارد، اما اگر بخواهم مشخص‌تر بگویم، متن «بی‌عاطفه» که توسط دوست خوبم آقای امیرعباس پیام نوشته شده، یک ویژگی مهم دارد که کمتر در برخی سریال‌های ایرانی دیده می‌شود و آن، منطبق بودن قصه با فرهنگ ایرانی است.

شاید بهتر باشد بگویم این فیلمنامه، به‌جای کپی‌برداری از الگوهای فرنگی و روابطی که لزوما با زیست ایرانی همخوانی ندارند، کاملا بر پایه شناخت نویسنده از فرهنگ، روابط خانوادگی، عاطفه‌ها و مناسبات اجتماعی ایرانی شکل گرفته است. همین موضوع باعث می‌شود مخاطب بتواند با شخصیت‌ها و اتفاقات داستان ارتباط واقعی‌تری برقرار کند.

قصه «بی‌عاطفه» درباره مسائلی است که در جامعه امروز ما وجود دارد؛ از شکاف میان نسل‌ها گرفته تا روابط عاطفی، احترام به خانواده، تاثیر تصمیمات گذشته بر زندگی امروز افراد و حتی پیامدهای کینه و دشمنی در یک خانواده یا جمع. این‌ها مفاهیمی هستند که مخاطب ایرانی آن‌ها را لمس کرده و با آن‌ها بیگانه نیست. به همین دلیل فکر می‌کنم «بی‌عاطفه» در عین اینکه تلاش کرده روایت امروزی و قابل فهمی برای مخاطب امروز داشته باشد، هویت ایرانی خود را حفظ کرده و همین مساله یکی از نقاط قوت اصلی آن است.

*همکاری با کمال تبریزی به عنوان یک کارگردان باتجربه برای روایت قصه‌ای از جوانان امروزی چگونه شکل گرفت و شناخت ایشان نسبت به نسل جدید را چطور می‌بینید؟

-با شناختی که از قبل نسبت به آقای کمال تبریزی داشتم، می‌دانستم ایشان به‌دلیل تجربه زیسته و کار در سال‌های مختلف، نسل گذشته را به‌خوبی می‌شناسند. در عین حال، یکی از ویژگی‌های مهم ایشان این است که بسیار به‌روز هستند و همواره تلاش می‌کنند از طریق معاشرت، گفت‌وگو و همراهی با نسل جوان، خودشان را در جریان تغییرات فکری و فرهنگی نسل جدید نگه دارند. به‌نظر من، ایشان روحیه‌ای جوان دارند و همین مساله باعث می‌شود بتوانند نگاه و دغدغه‌های نسل امروز را به‌خوبی درک کنند.

جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع، نظرات و تحلیل‌های ایشان درباره رفتارها و مناسبات نسل جوان در متن، آن‌قدر دقیق و به‌روز بود که حتی خود من را هم شگفت‌زده می‌کرد. این شناخت باعث شد در روند شکل‌گیری و اجرای سریال، نگاه نسل جوان به‌شکل درست‌تری در اثر دیده شود.

در نهایت باید بگویم همکاری با آقای کمال تبریزی در اولین تجربه تهیه‌کنندگی‌ام، برای من افتخار بزرگی بود و بدون تردید این همکاری یکی از مهم‌ترین تجربه‌های حرفه‌ای من محسوب می‌شود.

*«بی عاطفه» با رجوع به گذشته تا حدی جامعه ایران را در دو زمان (سی سال پیش و امروز) در یک قیاس قرار می‌دهد. آیا علاوه بر روایت قصه نکاتی چون پرداختن به ابعاد اجتماعی و سیاسی و تفاوت‌های جامعه در این دو زمان نیز مدنظر بوده است؟

-بله، کاملا. در لایه‌های مختلف فیلمنامه، تلاش شده است به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حتی تا حدی سیاسیِ دو دوره زمانی نیز پرداخته شود. «بی‌عاطفه» فقط روایت یک قصه عاشقانه یا خانوادگی نیست، بلکه سعی می‌کند تفاوت نگرش‌ها، تغییر الگوهای رفتاری و تحولات روابط انسانی را در فاصله میان دو نسل به تصویر بکشد.

ما در سریال، هم تفاوت‌های فرهنگی میان جامعه سی سال پیش و امروز را می‌بینیم و هم با پیچیدگی روابط نسل امروز در مقایسه با نسل گذشته مواجه می‌شویم. طبیعی است که با گذشت زمان، نوع ارتباطات، نگاه به عشق، خانواده، تعهد و حتی شیوه مواجهه آدم‌ها با مسائل زندگی تغییر کرده باشد و این تغییرات در متن سریال نیز بازتاب پیدا کرده است.

اما در نهایت، «بی‌عاطفه» بیش از هر چیز به مفاهیم بنیادینی مانند عشق، کینه، خیانت و تاثیر انتخاب‌های انسان می‌پردازد. یکی از محورهای اصلی داستان این است که گذشته، هیچ‌وقت کاملا تمام نمی‌شود و تصمیم‌ها و رفتارهای یک نسل می‌تواند سال‌ها بعد، بر زندگی نسل بعدی سایه بیندازد و مسیر آن‌ها را تغییر دهد.

به‌نظر من، یکی از مهم‌ترین نکاتی که سریال به مخاطب یادآوری می‌کند همین است؛ اینکه تصمیمات و رفتارهای امروز ما، فقط محدود به زمان حال نیست و می‌تواند بر زیست و آینده نسل‌های بعد نیز تاثیر بگذارد.

*برخی بر این عقیده‌اند که مخاطب تلویزیون و نمایش خانگی به قصه‌های سر راست با پیچیدگی کم عادت کرده است و رفتن به سراغ قصه‌های پیچیده کمی ریسک دارد. به نظر شما ساخت سریالی با رجوع مداوم به گذشته و باز شدن تدریجی گره‌های داستانی در «بی عاطفه» ریسک تولید را بالا نبُرد؟ چطور این ریسک را پذیرفتید؟

-بله، متاسفانه در بسیاری مواقع این تولیدکننده‌ها هستند که به‌مرور ذائقه مخاطب را شکل می‌دهند و تغییر می‌دهند. پیش از ساخت «بی‌عاطفه» متن‌های مختلفی به من پیشنهاد شده بود، اما بسیاری از آن‌ها به همین دلیلی که شما اشاره کردید، برایم جذابیت چندانی نداشتند؛ چون اغلب بر پایه روایت‌های بسیار ساده و بدون پیچیدگی شکل گرفته بودند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های فیلمنامه «بی‌عاطفه» برای من این بود که مخاطب باید با تمرکز و دقت آن را دنبال کند. این سریال از آن دسته آثاری نیست که بتوان در حین انجام کار دیگری، صرفاً نگاهی گذرا به آن داشت و همه چیز را متوجه شد؛ بلکه مخاطب باید درگیر جزئیات، روابط و گره‌های داستانی شود تا بتواند لایه‌های مختلف قصه را کشف کند.

طبیعی بود که در روند تولید، گاهی این نگرانی در میان گروه سازنده وجود داشته باشد که ریتم نسبتا تند داستان و درهم‌تنیدگی خطوط روایی ممکن است بخشی از مخاطبان را دچار سردرگمی کند و این مساله ریسک کار را بالا ببرد، اما در نهایت ما معتقد بودیم مخاطب امروز، برخلاف تصوری که گاهی وجود دارد، از آثار پیچیده و چندلایه استقبال می‌کند؛ به شرط آنکه قصه درست روایت شود و جذابیت خود را حفظ کند.

خوشبختانه بعد از پخش سریال، بازخوردها و استقبال مخاطبان نشان داد که این نگرانی تا حد زیادی بی‌مورد بوده است. اتفاقا بسیاری از مخاطبان از همین ساختار چندلایه، رجوع مداوم به گذشته و باز شدن تدریجی گره‌های داستانی استقبال کردند و این موضوع ثابت کرد که چنین الگوهایی نه‌تنها پس زده نمی‌شوند، بلکه اگر درست اجرا شوند، می‌توانند برای مخاطب بسیار جذاب و درگیرکننده باشند.

*چالش های تهیه و تولید سریال «بی عاطفه» برای شما به عنوان تهیه کننده چه بوده است؟

-راستش را بخواهید، من اصولا به کارهای پرچالش علاقه دارم و همیشه پروژه‌هایی که ریسک و سختی بیشتری دارند برایم جذاب‌تر بوده‌اند. «بی‌عاطفه» هم از همان ابتدا پروژه ساده‌ای نبود و در مراحل مختلف تولید، چالش‌های زیادی داشت.

این سریال در ۱۵ قسمت و با میانگین حدود ۵۰ دقیقه برای هر قسمت، طی ۱۲۰ جلسه فیلمبرداری، تولید شد که با توجه به حجم کار، تعدد لوکیشن‌ها، تعداد زیاد بازیگران، نقش‌های متعدد و همچنین وجود صحنه‌های اکشن، طی یک برنامه ریزی فشرده و سخت سریال تولید شد. حفظ کیفیت در چنین شرایطی، یکی از مهم‌ترین چالش‌های ما در طول تولید بود.

طبیعتا هماهنگی میان بخش‌های مختلف پروژه، مدیریت زمان، برنامه‌ریزی دقیق فیلمبرداری و حفظ کیفیت فنی و اجرایی در چنین اثری، کار آسانی نبود، اما خوشبختانه نتیجه‌ای که امروز دیده می‌شود، حاصل یک کار کاملا گروهی و همدلی همه عوامل پروژه است.

لازم می دانم از تیم حرفه‌ای فیلم نت ، شخص آقای سرتیپی و آقای صابری و تیم حرفه ای فیلمبرداری به مدیریت آقای مسعود امینی تیرانی، گروه کارگردانی با سرپرستی حسین الله‌یاری، گروه بازیگران همراه و درخشان سریال، گروه گریم با طراحی ایمان امیدواری، تیم طراحی صحنه با طراحی آیدین ظریف و گروه لباس با طراحی هدیه عینی ایدلو و گروه تولید به مدیریت آقایان عرفان ذالی و مهدی حسینی و صدابردار مهراد ابولقاسمی و تدوین حرفه‌ای محمود نجفی و آهنگساز جناب آقای محمدرضا علیقلی و همچنین کارگردانی دقیق و حرفه‌ای آقای کمال تبریزی تشکر و قدردانی کنم.

در کنار همه این عزیزان، قطعا بسیاری از عوامل دیگر در بخش‌های پیش‌تولید، تولید و پس‌تولید نقش بسیار مهمی در شکل‌گیری این پروژه داشتند که شاید نام همه آن‌ها برده نشود، اما موفقیت «بی‌عاطفه» بدون تلاش و همراهی آن‌ها ممکن نبود.

*تعامل با ساترا چطور بود؟ آیا سریال دچار ممیزی و محدودیت شد؟

-با توجه به اینکه «بی‌عاطفه» نخستین تجربه من در تهیه‌کنندگی سریال نمایش خانگی بود، طبیعتا نسبت به تعامل با ساترا و روند بررسی متن حساسیت و نگرانی زیادی داشتم. زمانی که در مرحله اول، طرح سریال مورد موافقت قرار نگرفت، این نگرانی برای من جدی‌تر شد.، اما بعد از بارگذاری کامل فیلمنامه و برگزاری چندین جلسه با حضور نویسنده، کارگردان و اعضای شورای پروانه ساخت، خوشبختانه با تعامل و حسن همکاری‌ای که وجود داشت، توانستیم درباره برخی موارد به تفاهم برسیم و پس از انجام اصلاحاتی، پروانه ساخت را دریافت کنیم.

در طول تولید هم تلاش کردیم به توافق‌هایی که با ساترا داشتیم پایبند بمانیم و اثر را در همان چارچوب جلو ببریم به همین دلیل، در مرحله دریافت پروانه نمایش، جز چند مورد محدود، با مشکل خاصی مواجه نشدیم.

البته باید بگویم گرفتن پروانه ساخت به‌مراتب دشوارتر از دریافت پروانه نمایش بود. به‌نظر من دلیلش این است که قضاوت درباره یک متن، پیش از آنکه تصویر نهایی شکل بگیرد، کار پیچیده‌تری است. در واقع، نحوه میزانسن، لحن بازی بازیگران، طراحی صحنه و فضای اجرایی می‌تواند برداشت و مفهوم یک صحنه را کاملا تغییر دهد.

فکر می‌کنم زمانی که نسخه نهایی سریال آماده شد و اعضای شورا اثر را به‌صورت کامل دیدند، تصویر روشن‌تری از فضای کار پیدا کردند و همین موضوع باعث شد سریال در مرحله نمایش، با استقبال و همراهی بیشتری روبه‌رو شود.

*برخی از منتقدان بر این عقیده‌اند که پلتفرم‌ها معمولا آثار را به سمت قصه‌ها و محتواهای امتحان پس داده می‌برند. «بی عاطفه» را چقدر می‌توان جدا از جریان عمومی سریال‌های نمایش خانگی دانست؟ و به طور کل نمایش خانگی چقدر ظرفیت تولید آثار متفاوت را دارد؟

-در عرصه تولید سریال، طبیعتا همیشه باید نیم‌نگاهی به آثار موفق و الگوهای امتحان‌پس‌داده داشت. تکرار برخی عناصرِ الگوهای درست، معمولا می‌تواند در موفقیت یک اثر مؤثر باشد، اما در کنار آن، هنر بدون نوآوری معنا پیدا نمی‌کند و سازندگان باید همواره نگاه رو به جلو داشته باشند و دست به تجربه‌های تازه بزنند.

به‌زعم من، «بی‌عاطفه» در عین بهره گرفتن از برخی الگوهای موفق سریال‌سازی، تلاش کرده است نوآوری‌های خودش را نیز داشته باشد؛ چه در ساختار روایت، چه در رفت‌وآمد میان گذشته و حال و چه در نوع پرداخت به روابط انسانی و خانوادگی.

در نهایت، هر سریالی برای طیف مشخصی از مخاطبان ساخته می‌شود و مخاطب‌سنجی، یکی از مهم‌ترین نکات در آغاز تولید یک اثر است. این فیلمنامه از ابتدا به ما نشان می‌داد که با چه نوع مخاطبی روبه‌رو هستیم و ما هم تمام تلاش‌مان را بر جذب همان طیف مخاطب متمرکز کردیم. خوشبختانه بازخوردها نشان داد که سریال توانسته طیف گسترده‌ای از مخاطبان را با خود همراه کند و رضایت آن‌ها را جلب کند.

اینکه پلتفرم‌ها تا چه اندازه ظرفیت تولید آثار متفاوت را دارند، شاید بهتر باشد از مدیران و فعالان خود پلتفرم‌ها پرسیده شود، اما واقعیت این است که امروز ما با طیف بسیار گسترده‌ای از سلیقه‌ها و مخاطبان روبه‌رو هستیم و قطعا می‌توان برای هر گروه از مخاطبان، سریال موفق و متفاوتی تولید کرد؛ به شرط آنکه مخاطب هدف به‌درستی شناخته شود.

امروز به‌دلیل فضای مجازی و مواجهه دائمی مخاطب با آثار متنوع جهانی، سطح انتظار مخاطبان بسیار تغییر کرده و حتی در بعضی موارد، مخاطب از برخی تولیدات داخلی جلوتر حرکت می‌کند به همین دلیل، مهم‌ترین رکن در تولید یک اثر، شناخت دقیق مخاطب و نیازهای اوست.

در عین حال، خوشبختانه رقابتی که میان پلتفرم‌های خصوصی شکل گرفته، باعث شده در سال‌های اخیر آثار متفاوت و قابل‌توجهی خارج از جریان غالب سریال‌سازی تولید شود؛ آثاری که بعضا در جذب مخاطب نیز بسیار موفق بوده‌اند. به‌نظر من، فیلم‌نت در این حوزه جزو پلتفرم‌های پیشگام و پیشرو بوده و در سال‌های اخیر تلاش کرده از تولید آثار متفاوت و تجربه‌گرا حمایت کند.

*بسیاری از سریال‌های نمایش خانگی با تکیه بر تبلیغات در جذب مخاطب اقدام می‌کردند. آیا قطعی اینترنت به سریال شما آسیب زد؟

-بله، به‌نظر من قطعاً تاثیر داشت. پیش از اتفاقاتی که رخ داد، جلسه‌ای با آقای علی سرتیپی داشتیم تا درباره برنامه‌ریزی تبلیغات و پخش سریال صحبت کنیم. خوشبختانه در آن مقطع، شرایط تبلیغاتی بسیار خوبی برای «بی‌عاطفه» فراهم شده بود و حتی چند اسپانسر مناسب برای تبلیغات محیطی و فضای مجازی نیز ابراز تمایل کرده بودند، اما متاسفانه با شرایطی که پیش آمد، تا قسمت ششم سریال عملا تبلیغاتی نداشتیم و بعد از آن هم به‌دلیل محدودیت‌ها و نبود دسترسی بخش زیادی از هم‌وطنان به اینترنت بین‌الملل، طبیعتا تبلیغات ما کمتر دیده شد و این مساله روی میزان دیده شدن سریال تاثیر گذاشت.

واقعیت این است که امروز بخش مهمی از موفقیت و دیده شدن آثار نمایش خانگی به تبلیغات در فضای مجازی وابسته است و وقتی این بستر دچار محدودیت می‌شود، طبیعتا روند معرفی و جذب مخاطب هم آسیب می‌بیند.

با این حال، خوشبختانه با وجود تمام این مشکلات، سریال توانست مخاطبان خودش را پیدا کند و بازخوردها و استقبال مردم از «بی‌عاطفه» برای ما امیدوارکننده و رضایت‌بخش بود.

 

 




بعد از حضور آقازاده میرکریمی در قامت مدیر پشتیبانی جشنواره‌ای که بیش از 8 میلیارد صرفش شده⇐حالا گزارش خبرگزاری اصولگرا درباره واگذاری رهبری ارکستر ملی به یک «ژن خوب»!!!

سینماروزان: درسالیان اخیر برخی آقازادگان سیاسی-اقتصادی برای حضور در تیم تولید محصولات هنری علاقه زیادی نشان داده اند؛ از حمیدرضا عارف آقازاده محمدرضا و علی حضرتی آقازاده الیاس هر دو از سران اصلاح طلبی و امیرحسین شریعتمداری آقازاده و محمدهادی رضوی داماد محمد شریعتمداری معاون دولت اعتدال تا برادران رسول‌اف آقازادگان جلال مدیرعامل بانک آینده و عباس نادران آقازاده الیاس نادران از سران اصولگرا، به فعالیت از سینما تا شبکه خانگی و موسیقی علاقه نشان داده اند.

به گزارش سینماروزان به جز این مواردی مانند محمدصادق میرکریمی آقازاده رضا میرکریمی را داشتیم که به ناگاه از مدیریت در جشنواره ای موسوم به جهانی فجر سربرآورد؛(اینجا را بخوانید) جشنواره ای که اخیرا فاش شد بیشتر از 8میلیارد بودجه صرف آن شده است!

زمزمه های مبنی بر حضور فردی نه چندان شناخته شده با نام مهدی وجدانی به عنوان رهبر ارکستر ملی سبب ساز آن شده که خبرگزاری اصولگرای «تسنیم» با مرور سوابق این فرد پرسشهایی جدی طرح کند درباره نقش «ژن خوب» در پیشرفت سریع این فرد.

جالب است فرد موردنظر  بناست رهبری ارکستری را برعهده بگیرد که زمانی فرهاد فخرالدینی و اخیرا فریدون شهبازیان رهبریش را برعهده داشته اند، از مدیریت روابط عمومی معاونت هنری ارشاد آغاز کرده و به ناگاه مدیر روابط عمومی جشنواره موسیقی فجر شد و حتی همسرش هم به مدیریت ستاد خبری جشنواره تجسمی فجر رسیده است!!!

متن گزارش «تسنیم» را با ذکر این توضیح بخوانید که سینماروزان آماده است توضیحات مهدی وجدانی را درباره پرسشهای طرح شده درباره چگونگی رشد سریع شغلیش منعکس کند:

«ژِنِ خوب» وجدانی را رهبر ارکستر ملی کرد

روزهای ابتدایی آمدن علی مرادخانی به ساختمان معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با معرفی ندا انتظامی به عنوان مدیر روابط عمومی این معاونت همراه بود. این مسئله بسیاری از اهالی رسانه را خوشحال کرد. چرا که برای نخستین بار کسی از خاک خورده‌های عرصه رسانه با نگاه تخصصی به موسیقی، وارد ساختمان مدیریت روابط عمومیِ معاونت هنری شده بود. اما این اوضاع چندان دوام نیافت. انتظامی خیلی زود دفترش در ساختمان معاونت را ترک کرد و هرگز هم درباره علت استعفایش سخنی نگفت.

کمی بعدتر سروکله‌ مهدی وجدانی پیدا شد. قدیمی‌های عرصه رسانه او را نمی‌شناختند، در واقع بسیاری از اهالی رسانه او را هرگز ندیده بودند. اما مهدی وجدانی تنها براساس روابط و نه ضوابط، مدیر روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد شد. همان زمان هم زمزمه‌هایی بود که او فامیل نزدیکِ یکی از مسئولان اسبقِ وزارت ارشاد است. این فرضیه اگر درست باشد، نشان می‌دهد که «ژِنِ خوب» چقدر می‌تواند در موفقیت آدم‌ها تاثیر داشته باشد.

او آرام آرام در همه جا رسوخ کرد. آلبوم‌هایش را یکی یکی منتشر کرد. مدیر روابط عمومی جشنواره موسیقی فجر شد. مدیر روابط عمومی جشنواره موسیقی نواحی شد؛ این آخری را با کنار زدنِ یکی دیگر از قدیمی‌های عرصه رسانه به دست آورد. وجدانی در سال جاری هم مدیر روابط عمومیِ سی‌وسومین جشنواره موسیقی فجر است. این پایان همه‌ی ماجراجویی‌های وجدانی نبود. او نفوذش در معاونت هنری و البته تسلطش را به کار گرفت تا مدیریت ستاد خبری نهمین دوره جشنواره تجسمی فجر را به همسرش بسپارد.

وقتی در نشست خبری این جشنواره «ساناز ساسانی نیا» روی صندلی مدیریت نشست؛ تقریبا دهانِ همه‌ی خبرنگاران به تعجبِ دیدن او باز مانده بود. جالب این که خودِ ساسانی نیا به عدم داشتن سابقه و تجربه در حوزه خبری تجسمی اعتراف کرده و گفته بود که «سعی می‌کنم در این کار موفق باشم.» ساسانی‌نیا در آن نشست گفت: «حقیقت را بگویم با جشنواره وارد حوزه تجسمی شده‌ام. سال 77 وارد روزنامه ایران سپید شدم و از آن زمان تا به امروز در روزنامه طبرستان، خبرگزاری شهر، روزنامه تهران امروز، به صورت پروژه‌ای با جشنواره تئاتر و روزنامه مهر نو در حوزه‌های سینما، تلوزیون و موسیقی فعالیت کردم.»

وقتی رابطه داشته باشید، نخستین حضورتان در یک عرصه‌ی به خصوص می‌تواند مدیریت روابط عمومیِ معتبرترین جشنواره‌ی آن حوزه باشد.

در ادامه‌ی تسلطِ مهدی وجدانی بر معاون هنری وزیر ارشاد، او قرار است رهبری ارکستر ملی را برعهده بگیرد. ارکستری که روزی فرهاد فخرالدینی رهبرش بود و اکنون هم که فریدون شهبازیان رهبریش را بر عهده دارد. حالا قرار است رهبر مهمانش مهدی وجدانی باشد. کسی که حضورش در معاونت هنری به پشتوانه‌ی حمایت‌های علی مرادخانی بود و اکنون هم به پشتوانه‌ی همان حمایت و با فشارهای او، می‌خواهد رهبری ارکستر ملی ایران را به دست بگیرد.

کُل سابقه‌ی مهدی وجدانی در عرصه موسیقی به انتشار چند آلبوم و البته رهبری ارکستر «نوای صلح» برمی‌گردد. ارکستری که در ظاهر به صورت خصوصی اداره می‌شده و اجراهایی در تالار رودکی داشته است.

متاسفانه واقعیتی که این روزها بیش از هر زمان دیگری در ایران رخ نمایانده است؛ تاثیر «ژِن‌های خوب» در گرفتنِ سِمت‌های مختلف است. حضور مهدی وجدانی در سِمتِ رهبری ارکستر ملی تازه‌ترین مورد آن است.

اگر فرض کنیم که مهدی وجدانی برای گرفتنِ چوب رهبری ارکستر ملی تلاشی نکرده و به او پیشنهاد شده است؛ که البته فرضی محال است؛ باز هم بهتر بود که مهدی وجدانی خودش این سِمت را نمی‌پذیرفت. وجدانی بهتر بود در همان مدیریت روابط عمومی می‌ماند و احاطه‌اش بر جشنواره‌های معاونت هنری را ادامه می‌داد. حضور در جایگاه رهبری ارکستر ملی پشتوانه‌ی علمی و تجربیِ عمیقی می‌خواهد که اگر در چنین سطحی نباشی و این مسئولیت را بپذیری، بی‌شک سقوطی آزاد برایت به همراه دارد. سقوطی که شاید برای بازگشت باید سال‌ها صبر کنی. و اکنون مهدی وجدانی خود را در آستانه‌ی این سقوط آزاد قرار داده است.

وقتی بنیاد رودکی می‌خواست خبرِ رهبری مهدی وجدانی در ارکستر ملی را اعلام کند، در میان متن خبر این پاراگراف را هم قرار داد: «در این رویداد، با استقبال و حمایت استاد حسین علیزاده و به رهبری مهدی وجدانی قطعه نینوا  اجرا می‌شود.»

در واقع همین یک خط نوعی شیطنت و سوءاستفاده در آن هست که می‌خواهد حمایت حسین علیزاده را به رهبری مهدی وجدانی ربط بدهد. در حالی که هرگز اینگونه نیست.

دو سال پیش هم وقتی ارکستر سمفونیک تهران می‌خواست قطعه‌ی «نی‌نوا» را در قالب جشنواره موسیقی فجر اجرا کند، حسین علیزاده اجازه‌ی این کار را داد؛ با این که خودش هرگز در جشنواره موسیقی فجر شرکت نکرد. از سوی دیگر حسین علیزاده نگاهی ملی به قطعه‌ی «نی‌نوا» دارد و حتی اجازه‌ی اجرای آن به ارکسترهای کوچک در شهرستان‌های مختلف را هم داده است.

وقتی کسی نه براساس تخصص که براساس روابط به رهبری ارکستر ملی ایران می‌رسد، نوعی توهینِ ضمنی به اهالی موسیقی است. برکسی پوشیده نیست که در معاونت هنری رفیق‌بازی‌ها حرف اول را می‌زند، اما واقعیت این است که همین رفیق‌بازی‌ها تا پیش از این، اندکی زمینه‌های تخصصی هم داشته است. اما حضور مهدی وجدانی در ارکستر ملی نشان داده که ماجرا روز به روز در حال عمیق و عمیق‌تر می‌شود.

شاید بهتر است سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نگاهی دقیق‌تر به معاونت هنریِ زیر دستش داشته باشد.




بالاخره پرده برافتاد⇐صرف بیشتر از 20 میلیارد بودجه برای دوبخشی کردن جشنواره فجر!!!⇔جل الخالق! فقط بیش از 8 میلیارد صرف محفلی موسوم به جهانی فجر شده!!!⇔پرسش اول: افزایش 400درصدی هزینه‌های جشنواره در کمتر از 5 سال را چطور می‌توان توجیه کرد؟/پرسش دوم: چقدر از این بودجه صرف مدیران و معاونان و مشاوران جشنواره شده است؟ دستمزد آقازادگان فعال در تیم مدیریت جشنواره چقدر بوده است؟

سینماروزان: هرچند از همان زمانی که رییس معزول سینما تلاشهای خود را برای جدایی بین الملل از فجر و برگزاری جداگانه آغاز کرد اغلب رسانه های مستقل بر بودجه خوار بودن این جدایی و اتلاف هزینه ها تأکید داشتند اما علیرغم همه این هشدارها این جدایی عملی شد.

در سه سالی که از برگزاری جداگانه بین الملل از فجر می گذرد بارها پیش آمده که رسانه ها درباره شفاف سازی مالی ردیف بودجه جشنواره طرح پرسش کردند اما دست اندرکاران برگزاری جشنواره هیچ گاه پاسخی روشن به این پرسشها ندادند و حتی رضا میرکریمی دبیر دو دوره اخیر بین الملل فجر از حیدریان خواست که در این باره سخن گوید!

حالا اما پرسش خبرگزاری کار ایران «ایلنا» موجب شده سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات ردیف بودجه جشنواره های فجر را اعلام کند. بر این اساس مشخص شده بودجه و هزینه سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر در بخش ملی بیش از ۱۱ میلیارد  تومان و در بخش جهانی بیش از ۸ میلیارد تومان بوده است و در مجموع بیش از 20 میلیارد صرف این دو جشنواره شده است.

رقم دقیق بودجه  سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در بخش ملی ۱۱۶/۷۱۴/۹۹۹/۷۳۲ ریال، معادل یازده میلیارد و ۶۷۱ میلیون و ۴۹۹ هزار و ۹۷۳تومان بوده است.

هزینه و بودجه سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در بخش جهانی نیز ۸۴/۲۵۷/۱۳۹/۴۳۷ ریال، معادل ۸ میلیارد و ۴۵۲ میلیون و ۷۱۳ هزار و ۹۴۳ تومان بوده است.

به این ترتیب مجموع بودجه صرف شده برای این دو جشنواره بالغ بر 20 میلیارد و 123 میلیون است!!!

یادمان نمی‌رود که در یکی از آخرین شفاف سازیهای مالی جشنواره فجر، محمد خزاعی از برگزاری جشنواره سی ام فجر که هر دو بخش ملی و بین الملل را دربرمیگرفت با 5 میلیارد بودجه سخن گفته بود و حالا فقط 5 سال بعد رقم بودجه جشنواره 400 درصد افزایش یافته است!

آیا این افزایش تصاعدی بودجه جز به خاطر جدایی بین الملل از فجر بوده است؟؟؟

راستی چقدر از این بودجه صرف مدیران و معاونان و مشاوران جشنواره شده است؟ چقدر صرف استخدام آقازادگانی بدون رزومه در سینما در تیم مدیریت جشنواره هایی مانند جهانی فجر شده است؟ مثلا بد نیست بدانیم محمدصادق آقازاده رضا میرکریمی دبیر بین الملل فجر برای حضور در قامت مدیر پشتیبانی جشنواره پدر، چقدر دستمزد گرفته است؟




آیا میرکریمی درباره این سوءتفاهمات هم به صنف پاسخ داد؟⇐از رقم دقیق بودجه میلیاردی بین‌الملل فجر تا چگونگی هزینه‌کرد این بودجه/از اثرگذاری منطقه‌ای جشنواره تا چرایی حضور آقازاده در تیم مدیران و…

سینماروزان/حامد مظفری: اینکه رضا میرکریمی دبیر جشنواره‌ای موسوم به جهانی فجر به تازگی در نشستی با برخی از فعالان سینمای ایران کوشید گزارش عملکرد خود را به صنف سینما ارائه کند اتفاق مثبتی است بخصوص اگر با نگاهی به تصاویر مستمعان دبیر، چهره های شناخته شده سینما هم دیده شوند.

پرسش اما بر سر محتویات گزارش‌دهی دبیر  است. پاره ای سوالات مهم و جدی درباره برگزاری جداگانه بین‌الملل فجر از همان آغاز جدایی به دستور مدیر معزول سینما تا به امروز وجود دارد که نمی‌دانیم آیا میرکریمی درباره آنها هم به صنف گزارش داده یا نه.

یکی از جدی ترین پرسشها درباره بودجه ای است که صرف برگزاری جداگانه این جشنواره می گردد. در آخرین آمار منتج از احتساب بودجه سال 96 رقمی 5.8 میلیاردی برای برگزاری این جشنواره تقاضا شده بود.(اینجا را بخوانید) آیا میرکریمی درباره اینکه در این دو سالی که دبیر شده چند میلیارد بودجه در اختیارش بوده توضیحی داده؟

اگر درنظر بگیریم که در سالیان قبل هم با اختلافی یک تا دو میلیاردی همین بودجه میلیاردی برای برگزاری بین الملل هزینه شده پرسش  بعدی درباره چگونگی این هزینه کرد است.  این نزدیک به 6 میلیارد بودجه صرف چه شده است؟ پاسخ به این پرسش در شرایطی که بخشی مهم از بدنه سینمای ایران به دلیل رکود اقتصادی لنگ وامهای چندمیلیونی هستند و برخی از آنها به مانند خویشاوند نزدیک میرکریمی به دلیل بیکاری و کم کاری به شبکه های ماهواره ای پناه می برند، بیش از هر زمان دیگر لازم است.

حداقل امکان زیرساختی که می بایست برای برگزاری این جشنواره فراهم می شد ایجاد زیرساخت مکانی لازم برای برگزاری اش بود. آیا در سه سال برگزاری که دو سالش هم میرکریمی دبیر بوده تلاش شده که لااقل بخشی از آن بودجه چندمیلیاردی صرف احداث یک پردیس ویژه برگزاری جشنواره شود؟ در عمل که چنین رخ نداده و امسال هم جشنواره در یکی از پردیسهای شهرداری یعنی چارسو برگزار خواهد شد. چرا لااقل نیمی از بودجه صرف ایجاد چنین مکانی نشد؟ حالا حتی اگر بپذیریم که دوستان قادر نبوده اند که به احداث چنین مکانی اقدام کنند چرا با بازسازی این همه سینمای مستعمل رهاشده در شهر و تبدیل آنها به کاخ رسمی جشنواره، یادگاری نیک از خود به جای نگذاشتند؟

پرسش سوم درباره خروجی جشنواره و اثرگذاری نه حالا بین المللی که فقط منطقه ای آن است. آیا بین الملل فجر در سالهای جدایی از بخش اصلی توانسته ردپایی هرچند کمرنگ در سینمای منطقه برجای گذارد؟ مثلا آیا برگزیدگان این جشنواره توانسته اند مجالی بیابند برای اکرانهایی ولو کوتاه مدت در همین کشورهایی که هنگام برگزاری جشنواره، مهمانان خود را به جشنواره گسیل می‌دارند؟ وقتی می بینیم حتی در مناسبات سینمای اکران داخلی هم خروجی چنین جشنواره ای اهمیت چندانی در اقبال مخاطبان به آثار ندارد آیا نباید نسبت به هزینه کرد میلیاردی آن دچار سوءتفاهم شویم؟

پرسش چهارم درباره اثرگذاری جشنواره در بازار برندینگ و تبلیغات است. جشنواره فیلم فجر هیچ که نداشته باشد همواره به واسطه گستره مخاطبانی که به سمت آن می آیند با حضور اسپانسرهایی مواجه میشود که شرایط تأمین بخشی از بودجه جشنواره را فراهم میکنند. بین‌الملل فجر چطور؟ آیا این جشنواره توانسته در این سه سال اسپانسرهایی پیدا کند که نه تمام بودجه که مثلا یک دهم بودجه میلیاردی آن را تأمین کنند؟

پرسش پنجم درباره تیم سی نفره مدیران و معاونان و مشاوران دبیر جشنواره است. فارغ از پرسشهای کلیدی درباره چگونگی حقوق‌بگیری این تیم، سال گذشته درباره حضور آقازاده میرکریمی در قامت مدیر پشتیبانی جشنواره پرسش شد و انتظار این بود که پاسخی شفاف داده شود به چرایی حضور آقازاده ای بدون رزومه موثر در حیطه جشنواره ها در سمت مدیر میانی یک جشنواره!(اینجا را بخوانید) اما نه تنها پاسخی دریافت نشد و امسال نیز و در جلسه گزارش دهی به مدیر معزول سینما باز هم آقازاده حضور داشت. آیا میرکریمی درباره میزان دریافتی مدیران که آقازاده اش هم یکی از آنان است به صنف توضیح داده است؟

رضا میرکریمی-بین الملل فجر
رضا میرکریمی در حال گزارش دهی به صنف سینما




پرزنت رسمی یک آقازاده در حضور ایوبی!+عکس

سینماروزان: روابط عمومی سازمان سینمایی در حالی گزارش رسمی دیدار شورای سیاستگذاری جشنواره جهانی فجر با حجت‌ا.. ایوبی رییس سازمان سینمایی را منتشر کرد که در میانه این گزارش از یک آقازاده به طور رسمی نام برده شده است.

به گزارش سینماروزان این بخش از گزارش مربوط به معرفی مدیران جشنواره جهانی فجر است که در آن نام محمدصادق کریمی آقازاده رضا میرکریمی دبیر جشنواره هم به عنوان یکی از مدیران آمده است.

آقازاده میرکریمی سیزدهمین نفر از فهرست (1+12) نفره مدیران جشنواره جهانی فجر بوده که گویا به همراه ابوی در محضر رییس سازمان سینمایی حاضر شده و البته طبق گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی، درباره اقدامات انجام شده و برنامه های پیش رو در حوزه مسئولیتش به ایوبی گزارش داده است!

سینماروزان نزدیک به 7 ماه قبل و در کوران برگزاری جشنواره تحت امر میرکریمی حضور این آقازاده در فهرست نسبتا طولانی مدیران جشنواره را فاش کرده و البته خواستار ارائه توضیحاتی شد درباره رزومه کاری و سابقه ای از ایشان که باعث حضور در تیم مدیران یک جشنواره آن هم جهانی شده است.(اینجا را بخوانید)

با این حال از آن زمان تاکنون نه تنها هیچ توضیح شفافی از سوی دبیرخانه جشنواره ارائه نشد که مجددا نام این آقازاده بی سابقه روشن در برگزاری جشنواره، به عنوان یکی از مدیران جشنواره حاضر در دیدار با رییس سازمان سینمایی رسما اعلام شده است.

آقازاده میرکریمی متولد ۶۷ است و گویا در دوره جدید جشنواره جهانی فجر هم بناست به مانند دوره قبل مدیر امور پشتیبانی این جشنواره باشد.

همه سابقه این آقازاده در سینما به عنوان ناظر کنترل پروژه اکران فیلمهای “امروز” و “یه حبه قند” بوده و با همین سابقه به مدیریت تولید فیلم “دختر” هم رسیده اند. جالب است که همه این پروژه ها هم با حمایت ارگانهای دولتی از حوزه هنری تا منطقه آزاد اروند تولید شده اند و فعالیت سینمایی روشن در بخش خصوصی و البته غیروابسته به ابوی که مشخص کننده عیار واقعی این جوان باشد در رزومه ایشان به چشم نمی‌خورد.

محمدصادق میرکریمی
محمدصادق میرکریمی

 




برنامه های فرزند دختر میرکریمی برای مهاجرت به کانادا+عکس

سینماژورنال: رضا میرکریمی که این روزها فیلم “دختر” را روی پرده دارد دختری هم دارد به نام سارا 23 ساله فارغ التحصیل صنایع غذایی.

به گزارش سینماژورنال سارا میرکریمی در “دختر” هم حضور داشت؛ حضوری کوتاه در نقش یکی از دخترانی که در کافی شاپ حاضر است. او در کافی شاپ نقش دختری را بازی کرده که از همه زودتر ازدواج کرده و به سنتها پای بند است و مخالف مهاجرت!

دختر قصد مهاجرت دارد

اما در عالم واقع ماجرا جور دیگری رقم خورده چون منطبق با گفتگویی که سارا میرکریمی با “فیلم” داشته گویا ایشان قصد مهاجرت دارد؛ آن هم نه به روسیه که فیلم پدرش از این کشور جایزه گرفته بلکه به قاره آمریکا و کشور کانادا.

دختر میرکریمی در پاسخ به این سوال که آیا شما می خواهید به کانادا بروید می گوید: از کجا فهمیدید!

و وقتی به او گفته میشود از آنجا که پارتی فیلم “دختر” برای خداحافظی با دختری است که عازم کاناداست(!) با خنده می گوید: البته آن طور نیست که نگذارند بروم ولی احساس میکنم خیلی هم راضی نیستند. دلایل هم مختلف است؛ مثل نگرانی، دلتنگی، وابستگی و بیشتر از همه ترس از اینکه آنجا ماندگار شوم.

سارا میرکریمی ادامه می دهد: خودم هم شک دارم چون وابسته ام ولی دوست دارم این تجربه را داشته باشم. پدرم خیلی به خانواده اش علاقه دارد و دوست دارد همه کنارش باشند. ما هم که فقط دو بچه هستیم.تا ببینیم چه می شود…

سارا میرکریمی(راست با شال قرمز) در رونمایی "دختر" در جشنواره
سارا میرکریمی(راست با شال قرمز) در رونمایی “دختر” در جشنواره فجر



اين آقازاده جوان و بدون تخصص مربوطه چطور مدير پشتيباني بين‌الملل فجر شد؟!+عکس

سینماژورنال: انتشار خبر حضور محمدصادق کریمی فرزند 28 ساله رضا میرکریمی مدیرعامل خانه سینما به عنوان یکی از مسافران خانه سینما در جشنواره کن اول بار از  طریق رسانه مستقل “سینمامثبت” منتشر شد.

به گزارش سینماژورنال انتشار این خبر موجی از پرسشها را هم پیش روی اهالی صنف سینمای ایران قرار داد که چرایی چنین اعزامی متعجب شان کرده بود؛ صنفی که در روزهای اخیر بدنه اش به دلیل مشکلات فراوان رفاهی و از جمله مساله خلاء نظام جامع بیمه مجبور به نامه نگاری به رییس جمهور شد.(اینجا را بخواتید)

بدنه صنف انتظار این را داشت که یک شفاف سازی آشکار صورت گیرد در چگونگی انتخاب و اعزام نماینده از سوی خانه سینما به کن و آشکار شدن حقایق درباره ماجرای اعزام تمامی آنها که با حمایت این نهاد صنفی به این جشنواره رفته اند.

ایشان مدیر پشتیبانی بین الملل فجر بود

اما نیک که بنگریم عجیبتر از ماجرای حضور همه ساله نمایندگانی از خانه سینما در کن، چگونگی حضور محمدصادق میرکریمی در سمت “مدیر امور پشتیبانی” بین الملل فجر بود.

آقازاده میرکریمی که متولد 67 است، امسال از سوی پدرشان که دبیر بین الملل فجر بود به عنوان مدیر امور پشتیبانی این جشنواره منصوب شد بدون اینکه مشخص باشد با کدام رزومه عملیاتی به چنین عنوانی نائل شده است؟

همه سابقه این آقازاده در سینما به عنوان ناظر کنترل پروژه اکران فیلمهای “امروز” و “یه حبه قند” بوده و با همین سابقه به مدیریت تولید فیلم “دختر” هم رسیده اند. جالب است که همه این پروژه ها هم با حمایت ارگانهای دولتی از حوزه هنری تا منطقه آزاد اروند تولید شده اند!

کنترل پروژه ایشان چه دستاوردی داشت؟

كنترل پروژه اصطلاحی رایج در سینما نیست و در علم مدیریت فرایندی است در جهت حفظ مسیر پروژه برای دستیابی به یك تعادل اقتصادی موجه بین سه عامل هزینه، زمان و كیفیت در حین اجرای پروژه؛ با این تعریف وظیفه آقازاده میرکریمی به عنوان مدیر کنترل پروژه اکران مثلا “امروز” چه بوده؟ و برمبنای هزینه ای که برای تولید فیلم صرف شده و جایگاه نهایی فروش آن که در مدت زمان حدودا دو ماهه ای که فیلم روی پرده بوده به زحمت یک میلیارد را رد کرد و در نهایت حتی بین 15 فیلم ابتدایی جدول فروش سالانه هم نبود، آیا کنترل پروژه ایشان مفیدفایده هم بوده؟؟

محمدصادق میرکریمی
محمدصادق میرکریمی آقازاده رضا میرکریمی مدیر امور پشتیبانی بین الملل فجر

با کدام سابقه مرتبط ایشان به مدیریت در بین الملل فجر رسیده اند

جدا از این، داشتن سابقه در پست گویا تازه راه اندازی شده “کنترل پروژه اکران” چه تجربه ای می تواند ایجاد کند برای انتخاب نامبرده به عنوان مدیر امور پشتیبانی جشنواره ای که ادعای جهانی بودن دارد؟

آیا جز رابطه فرزندی با دبیر جشنواره دلیل دیگری هم برای این انتخاب وجود داشته؟
این پرسش هم جای بحث دارد که برای قرارگیری ایشان در پست مذکور چه دستمزدی برایشان درنظر گرفته شده بود؟

آقای ایوبی! استعفای آن مدیر بیمه حرفهای فراوان داشت

در روزگاری که همه چیز در جهت شفاف سازی پیش می رود و یکی از مدیران بیمه مرکزی به دلیل انتشار فیش حقوقی 80 میلیونی استعفا می دهد قطعا رییس سازمان سینمایی که دبیر بین الملل فجر را برگزیده می تواند به چنین پرسشهایی پاسخهای مبسوط دهد تا خدای نکرده این ظن به ذهن مخاطبان خطور نکند که بدنه متصل به بودجه های دولتی سینما در حال پرورش نوعی ملوک الطوایفی درون خویش است.

تصویری از صفحه مربوط به فهرست عوامل جشنواره جهانی فجر که در آن نام محمدصادق کریمی به عنوان مدیر پشتیبانی دیده می شود
تصویری از صفحه مربوط به فهرست عوامل بین‌الملل فجر که در آن نام محمدصادق کریمی به عنوان مدیر پشتیبانی دیده می شود
معرفی آقازاده میرکریمی در سایت بین الملل فجر
معرفی آقازاده میرکریمی در سایت بین الملل فجر