توقیف “گنج قارون” در اداره نظارت طاغوت و رفع توقیف آن با امضای مبدع واژه “فیلمفارسی”!!!

سینماژورنال: شاید بسیاری ندانند که سالها پیش از این و در دهه چهل خورشیدی نیز شورایی موسوم به شورای نظارت و بازبینی وجود داشت.

 به گزارش سینماژورنال شورای نظارت آن زمان نیز به مانند اسلاف خود در دوران معاصر وظیفه بازبینی و نظارت فیلمها را برعهده داشت.

 در زمان ارائه “گنج قارون” به این شورا این پرویز نوری، هوشنگ کاووسی، حسین فرهنگ(نماینده وزارت فرهنگ)، سرهنگ عضدی(نماینده شهربانی) و معینی کرمانشاهی(نماینده وزارت اطلاعات) بودند که در شورا عضویت داشتند و گویا با قاطبه آرا هم رای به توقیف “گنج قارون” دادند.

 هیچ کدام فیلم را نپسندیدیم

پرویز نوری یکی از اعضای آن شورا درباره این اتفاق در “فیلم” می نویسد: “گنج قارون” را به اتفاق اعضای شورا تماشا کردیم و پس از پایان فیلم، سکوت در سالن برقرار شده بود و تقریبا هیچ کدام از ما فیلم را نپسندیده بودیم و آن را کپی یک فیلم هندی یا ترکی می دانستیم.

 کشف ایده های مخرب

وی ادامه می دهد: آنچه غیرقابل تصور بود کشف ایده هایی مخرب در فیلم بود و چیزهایی که نمیشد به سادگی از آن گذشت؛ مثلا در صحنه ای که فردین و ظهوری، آرمان را از غرق شدن نجات می دادند و به خانه محقر خود می آوردند در حالی که میدانستند طرف به زخم معده مبتلاست به او آبگوشت می دادند؛ عملی که نتیجه اش معلوم بود.

 به اتفاق آرا فیلم را رد کردیم

نوری می افزاید: روابط نامعقول جوانک فقیر با دختری از طبقه ثروتمند و همین طور خصومت پدر و پسر با صحنه های آبکی و بی منطق سبب شد که به اتفاق آرا، فیلم را مردود اعلام کنیم. دلایل رد فیلم در صورت جلسه ثبت شد و اعضا آن را امضا کردند.

 خبر شگفت آور این بود که “گنج قارون” اجازه نمایش گرفته است

پرویز نوری درباره ماجرای اکران فیلمی که شورای نظارت توقیفش کرده بود نیز چنین توضیح می دهد: هنوز چند روزی از ماجرای توقیف نگذشته بود که خبری آمد و همه را شگفت زده کرد. خبر شگفت آور این بود که “گنج قارون” اجازه نمایش گرفته است. همگی به حیرت افتادیم.

 هوشنگ کاووسی فقط گفت: گفته اند پروانه اش را بدهید

آن طور که نوری روایت میکند این هوشنگ کاووسی بوده که با فشار نهادهای بالادستی مجوز نمایش “گنج قارون” را صادر کرده و این کاووسی هموست که واژه فیلمفارسی را در سینمای ایران باب کرد! به گزارش سینماژورنال نوری می نویسد: هوشنگ کاووسی مات و مبهوت بی آن که دلیلش را بداند فقط گفت: گفته اند پروانه اش را بدهید.

حتی آبگوشت خوری هم مجوز گرفت

به گزارش سینماژورنال در ادامه ماجرا نوری از کاووسی می پرسد که فیلم با وجود صحنه آبگوشت خوری پروانه گرفته و کاووسی می گوید بله!

البته که همگان می دانیم اتفاقا همین نمای آبگوشت خوری از سوی مخاطبان به شدت مورد اقبال قرار گرفت!

 چرا کاووسی استعفا نداد تا لااقل نام وی پای مجوز فیلم نیاید؟!

به گزارش سینماژورنال نکته اینجاست کاووسی که مبدع واژه “فیلمفارسی” برای تحقیر آثاری از جنس “گنج قارون” بود به توصیه بالادستیها مجوز نمایش فیلم را صادر کرد در صورتی که عقلانی تر راه، استعفا و کنار رفتن از شورای نظارت بود تا نامش پای برگه مجوز نمایش فیلم نیاید.

این واقعه بیش از پیش از فرضیه را به ذهن متبادر می کند که حتی چهره هایی چون هوشنگ کاووسی که مرتب به عنوان چهره هایی مستقل مورد تحسین واقع می شوند نیز حضور در شورایی کاملا حکومتی و تایید نظراتی که بالادستیها به آنان ابلاغ می کرده اند را بر هر چیز دیگر حتی فعالیت در مسیر افکاری که به آن شهره بودند ترجیح می دادند.




متلکهای تهیه‌کننده “گنج قارون” به “قیصر”؛ قهرمان چاقوکش را ناجی سینما می‌خوانید

سینماژورنال: سیامک یاسمی تهیه کننده، کارگردان و نویسنده “گنج قارون” سالها پیش از این و در میانه دهه 50 خورشیدی در پاسخ به منتقدانی که فیلمش را آبگوشتی قلمداد می کردند یادداشتی نوشت.

به گزارش سینماژورنال یاسمی در این یادداشت که در روزنامه “کیهان” آن زمان چاپ شده و مجله “فیلم” آن را بازنشر داده سعی کرده بود با بیانی محترمانه از “گنج قارون” دفاع کند و البته در مقابل به انتقاد از کسانی بپردازد که با حمایت از “قیصر” زمینه ترویج چاقوکشی را در جامعه فراهم می کنند.

مشکل تاریخی عدم به رسمیت شناخته شدن جوانان توسط پیشکسوتان

دقت در یادداشت یاسمی بیش از پیش این ایراد تاریخی ما ایرانیان را گوشزد می کند که پیشکسوتان ما هیچ گاه توانایی جوشش و ارتباط برقرار کردن مفید و منطقی با نسل تازه از راه رسیده را ندارند.

یاسمی در پاسخ به انتقادات از “گنج قارون” سعی کرد به انتقاد از “قیصر” مسعود کیمیایی بپردازد در صورتی که اگر نیمه پر لیوان “قیصر” را می دید بدعتی را می گذاشت بر ارتباط بهتر و منطقی تر دو نسل متفاوت فیلمسازی.

سینماژورنال با این امید که بازخوانی گفته های یاسمی عاملی شود برای پند گرفتن سینماگران امروزمان از تاریخ بخشهای کلیدی این یادداشت را ارائه می دهد.

بلندهمتی را تخطئه می کنید و چاقوکشی را رواج می دهید

یاسمی با توصیف قهرمان فیلم خود نوشته بود: قهرمان جوان “گنج قارون” را که با استغنای طبع و بلندهمتی در زندگی به عرق جبین و کد یمین خود متکی بوده و علو همت را به جایی می رساند که گنج قارون پدرش را به هیچ می شمارد و پدری را که بخاطر جمع آوری مال و ثروت از خانواده صرفنظر کرده متنبه می سازد، تخطئه می کنید ولی قهرمان فیلم دیگری را که بی اعتنا به قانون و حقوق مدنی جامعه چاقوکشی می کند و هر کس را که دلش بخواهد بدون محاکمه و قضاوت با وضعی فجیعی به قتل می رساند ناجی یا نجات دهنده سینما می خوانید.

سیامک یاسمی
سیامک یاسمی

از منافع “گنج قارون” مال دار نشدم

این کارگردان شناخته شده سینمای آن دوران با اشاره به اینکه “گنج قارون” برایش سوددهی مالی هنگفتی نداشته خاطرنشان ساخته بود: سیامک یاسمی از منافع “گنج قارون” مال دار نشد بلکه سرمایه گذاران فیلم بردند و فقط بال آن برای سیامک یاسمی باقی ماند. من هر بار به تهیه فیلم با مضامینی دیگر دست زدم و دیگران از “گنج قارون” آن قدر تبلیغ کردند که کار به ابتذال کشید.

جوانی که پیرو شاه مردان است آبدوغ خیاری است و قهرمان چاقوکش راهگشا!؟

سیامک یاسمی در جایی دیگر از یادداشتش “علی بی غم” فیلمش را نمونه ای دانسته بود از شخصیتی که مرید شاه مردان است و نوشته بود: تحسین جوانی که به مصداق “الفقر فخری” پیرو و مرید شاه مردان علی علیه السلام بوده با کار خود و مزد حلال امرار معاش میکند از نظر نقاد محترم آبدوغ خیاری است. به گزارش سینماژورنال وی با اشاره به “قیصر” ادامه داده بود: با این حال قهرمان چاقوکش در فیلمی که از تجاوز به ناموس دیگران مدد می گیرد و قانون شکن بوده و مثل آب خوردن آدم می کشد راهگشای جوانان و ناجی یا منجی سینمایفارسی است.




محمدعلی فردین: بنا بود متوسلانی-گرشا-سپهرنیا در “گنج قارون” بازی کنند!/فیلم در دو هفته اول فروش نمی‌کرد و می‌خواستند از پرده برش دارند/آرزوی رقابت با “سنگام” موجب تولید فیلم شد

سینماژورنال/حمید لازمی: امروز هجدهم فروردین سالروز درگذشت محمدعلی فردین است. بازیگری که هرچند به عنوان یکی از نمادهای سینمایفارسی شناخته میشود اما به اندازه خود نیز در پیشبرد صنعت سینمای ایران و آشنایی مخاطبان با این پدیده نقش داشته است.

 به گزارش سینماژورنال درباره فردین و همقطاران او حرف و حدیث بسیار است و البته که در همه سالهای حیات و پس از مرگش او یکی از نمادهای تقابل مخاطبان عام با طیف باصطلاح روشنفکر سینمای ایران بوده است.

 در پانزدهمین سالگرد درگذشت فردین بد ندیدیم به مرور برخی از نقطه نظرات وی درباره مهمترین فیلم کارنامه سینمایی اش “گنج قارون” بپردازیم؛ فیلمی که بیشتر از نیمی از جمعیت تهران دهه چهل به تماشای آن نشستند و بعدها نیز نسخه های بتامکس و دی.وی.دی آن شرایط تماشای اثر توسط میلیونها مخاطب دیگر را فراهم کرد.

 آرزوی سیامک یاسمی برای رقابت با “سنگام”

فردین در گفتگو با عباس بهارلو در کتاب “سینمای فردین به روایت محمدعلی فردین” از محصولات نشرقطره درباره اینکه چطور شد بعد از “آقای قرن بیستم” در “گنج قارون” باز هم با سیامک یاسمی همکاری کرد می گوید: تماشاگر آن فیلم را دوست داشت. هم از تیپ و هم از آوازهایش خوشش آمد. اینها نظر سیامک را جلب کرد . یک روز سوار اتومبیل سیامک بودیم و از خیابان سعدی رد می شدیم. در سینما سعدی “سنگام” در حال نمایش بود. سیامک که می خواست “گنج قارون” را شروع کند صف بلند سه ردیفه چند صد متری فیلم “سنگام” آه سیامک را از نهادش خارج کرد و گفت: چه می شد فیلمهای ما هم همچین صفی پیدا کند.

 قرار بود مثلث گرشا-متوسلانی-سپهرنیا در “گنج قارون” بازی کنند

جالب است که شکل گیری “گنج قارون” ابتدا بدون حضور فردین بوده است. فردین خود در این باره می گوید: ابتدا “گنج قارون” را روی سه نفری ها ( گرشا، متوسلانی، سپهرنیا) نوشته بود. نمی دانم چه شد آمدند سراغ من. سر دستمزد هم یک ماه کشمکش داشتیم. می خواستند همان دستمزدی را بدهند که سر “قهرمان قهرمانان” و “آقای قرن بیستم” داده بودند. من زیر بار نمی رفتم. دوباره تصمیم گرفتند بروند سراغ آن سه نفر ولی بعد برگشتند پیش من.

محمدعلی فردین

محمدعلی فردین

 از 25 هزارتومان دستمزد رسیدم به 40 هزار تومان

فردین ادامه می دهد: از 25 هزار تومن دستمزد رسیدند به 40 هزار تومن. روی این آخری قرار داد بستیم به علاوه 10 درصد از فروش فیلم. که این ده درصد شد 400 هزار تومن . ده برابر دستمزدم ( بعد از فروش ).

 “گنج قارون” فروش نمیکرد و میخواستند از پرده بردارند

به گزارش سینماژورنال البته که “گنج قارون” در هفته های ابتدایی اصلا فروش خوبی نداشته و همین باعث شده همه تقصیرها را به گردن هم بیندازند. محمدعلی فردین در این باره بیان می دارد: بعد از ساخته شدن “گنج قارون” و اکران آن دو یا سه هفته اول نمایش استقبالی نشد همه ما مایوس شدیم. اصلا فروش نمی کرد. می خواستند حتی فیلم را از پرده بردارند و فیلم دیگری جایگزینش کنند. آمدند و گفتند ده درصدم را چند می فروشم. گفتم 5 هزار تومان و توافق نشد.

سینمای فردین به روایت فردین

سینمای فردین به روایت فردین

 یک دفعه فروش فیلم از “سنگام” هم بیشتر شد

وی می افزاید: دنبال مقصر می گشتیم. سیامک مرا مقصر کرد که چرا بد بازی کردم. من ایرج را که چرا خوب نخوانده. ایرج مرا و سیامک را. اما یک دفعه فروش فیلم از “سنگام” هم بیشتر شد. آمدند سهم مرا تا 20 هزار تومان هم بخرند و من قبول نکردم. حالا که فیلم خوب فروخته بود من بازی خود را عامل فروش فیلم می دانستم. سیامک کارگردانی و تیزهوشی خودش را و ایرج هم صدای خود را عامل جذاب تماشاگر پسندی می دانست.

 دو میلیون نفر از تهران 4 میلیونی فیلم را دیدند

فردین درباره آمار مخاطبانی که “گنج قارون” را دیدند هم می گوید: طبق آمار رسمی سه میلیون و هشتصد هزار تومان با بلیط 15 و 20 ریالی فروش کرد. چیزی حدود 2 میلیون نفر از این فیلم دیدن کردند. بهترین فروش فیلمها آن زمان 500 یا 600 هزار تومان می شد . ..

گنج قارون
فردین و تقی ظهوری در نمایی از “گنج قارون”

 سینمایی که همچنان پیش بینی ناپذیر است

به گزارش سینماژورنال آنچه فردین درباره “گنج قارون” که یکی از نمادهای سینمایفارسی است گفته است همچنان در سینمای ایران جریان دارد. یعنی هنوز هم نمیتوان به راحتی فروش فیلمها را پیش بینی کرد. اینکه این پیش بینی ناپذیری همچنان و بعد از گذشت نیم قرن نقطه اشتراک سینمای دوران جدید و دوران قدیم است می تواند زمینه ای باشد برای تحلیلگران سینمایی.

 پی نوشت: بیست و شش آبان امسال می شود 50 مین سالگرد اکران “گنج قارون”. چه خوب می شد سینمای ایران به احترام فیلم به یاد ماندنی و مردمی “گنج قارون” مراسمی را برگزار کنند.

با اینکه تقی ظهوری و فردین و آرمان و عباس شباویز همگی از دنیا رفته اند ولی می شود از بازمانده این گروه یعنی حسین خواجه امیری (ایرج ) تجلیل به عمل آورد.

چند هفته قبل کیلومترها دورتر برای “اشک ها و لبخند ها” این کار را کردند. چرا ما نکنیم؟