از ترامپ تا شریفی‌نیا و قسمت بعدی «اخراجیها»⇐ پیام اکبر عبدی از بیمارستان+ویدئو 

سینماروزان: اکبر عبدی کمدین بی تکرار سینمای بعد از انقلاب، اخیرا دیداری داشته با مسعود ده نمکی در بیمارستان محل معالجه‌اش.

عبدی گرچه گرفتار بیماری است اما در پیامی دونفره با ده نمکی همچنان وجهه طنز خود را حفظ کرده و خواهدان ساخت #اخراجیها۴ است تا مردم بخندند و می‌گوید محمدرضا شریفی نیا حتما باید در قسمت آخر اخراجی‌ها هم باشد چون خودش را دربرابر شریفی‌نیا مثل موش‌ میداند؛ به سبک تام و جری!

اکبر عبدی با اشاره به شرایط جنگ رمضان و تجاوزات ترامپ علیه ایران، دعا کرده که همه مردم از شر همه‌ی طلبکاران دنیا و ازجمله ترامپ و نتانیاهو راحت شوند.

برای تماشای ویدئو ی حرفهای عبدی اینجا را ببینید.

 




ادامه‌ی سریال «دیوار دفاعی» در شرایط جنگی

سینماروزان/ساناز پورغفور: سریال تلویزیونی «دیوار دفاعی» به تهیه‌کنندگی مسعود ده‌نمکی و کارگردانی احمد کاوری در شرایط جنگ ادامه دارد.

سریال «دیوار دفاعی»، اثری تاریخی و مهیج است که چالش‌های کارگران شرکت نفت در برابر کارگران انگلیسی را در روزهای ملی شدن صنعت نفت بیان می‌کند.

فیلمبرداری این سریال از آبان شروع شده و در شرایط جنگ ادامه دارد. نویسندگی این سریال را کریم خودسیانی و حمزه صالحی برعهده دارند.

سریال تلویزیونی «دیوار دفاعی» با محوریت تاریخ معاصر به سفارش سیما فیلم تولید می‌شود. تا به امروز بهرام ابراهیمی، فرهاد بشارتی، بهنام شرفی، سیروس کهوری نژاد، رامین ناصرنصیر و ده ها بازیگر دیگر جلوی دوربین رفتند.




بهرام ابراهیمی مقابل دوربین سریال «دیوار دفاعی»

سینماروزان: بهرام ابراهیمی بازیگر سریال تلویزیونی «دیوار دفاعی» به تهیه‌کنندگی مسعود ده‌نمکی و کارگردانی احمد کاوری شد.

سریال «دیوار دفاعی»، اثری تاریخی و مهیج است که چالش‌های کارگران شرکت نفت در برابر کارگران انگلیسی را در روزهای ملی شدن صنعت نفت بیان می‌کند.

فیلمبرداری این سریال از آبان شروع شده و همچنان ادامه دارد. نویسندگی این سریال را کریم خودسیانی و حمزه صالحی برعهده دارند.

سریال تلویزیونی «دیوار دفاعی» با محوریت تاریخ معاصر این روزها در مرحله تصویربرداری قرار دارد.

این مجموعه ۳۰ قسمتی به سفارش سیمافیلم تولید می‌شود. تصویربرداری «دیوار دفاعی» در چند لوکیشن مختلف شامل تهران، شهرک دفاع مقدس، شهرک سینمایی ـ تلویزیونی غزالی و همچنین مناطق جنوبی کشور ضبط خواهد شد.




حرفهای ده‌نمکی درباره تعدد دوست‌دختر! +فیلم

سینماروزان: مسعود ده‌نمکی کارگردان سه‌گانه «اخراجیها» که به دنبال تولید سریال «ابواخبار» هم هست، به گلایه از بی‌توجهی مدیران به اوضاع جنسی جامعه پرداخت.

ده‌نمکی با انتقاد از افرادی تازه‌کار که وارد حلقه مدیریتی شده‌اند، به همشهری گفت: شعارهای جوان‌گرایی به بچه‌گرایی تبدیل شده و البته منظورم فقط از لحاظ سن نیست بلکه به لحاظ عقلی است که باعث شده مدیران مملکت همچنان درگیر دعوای چپ و راست باشند.

او ادامه داد: امروز دعوای مردم بر سر کارآمدی و ناکارآمدی است و آنها که سالها در حلقه مدیریتی بودند باید بیایند و بگویند چرا نمی توانند برق و آب مردم را تامین کنند؟ دیگر بس است که مشکلات را گردن طرف مقابل می اندازید و هم چپ و هم راست باید پاسخگو باشند.

کارگردان «رسوایی» با اشاره به بحران‌های نسل جدید گفت: نسل امروز محصول تربیت دانشگاه ها و آموزش و پرورشِ همان‌هایی است که چند دهه مدیر بودند. چه کردید که جامعه به اینجا رسیده که یک جوان به جای یک همسر، ده تا دوست‌دختر یا دوست‌پسر دارد؟؟

کارگردان «زندانیها» افزود: خنده دار است که برای حل مشکل مثلا می‌گویند بازای تولد فرزند دوم، فلان قدر وام می‌دهیم! انگار هنوز خبر ندارند جامعه به کدام سمت رفته و هیچ اطلاعی از وضعیت جنسی جامعه ندارند؟؟

برای تماشای فیلم گفته‌های ده‌نمکی اینجا را ببینید.




مسعود ده‌نمکی: زمان ساخت فیلم درباره “وعده صادق” گذشته! 

سینماروزان: آمریکایی‌ها گفتند ما فکر می‌کردیم اگر جنگی علیه ایران دربگیرد فقط کهنه‌سرباز‌ان به میدان می‌آیند ولی استقبال از فیلم “اخراجی‌ها” نشان داد در صورت بروز جنگ، نسل جدید کنار رزمندگان دیروز خواهند بود.

 

مسعود ده‌نمکی در گفت‌وگو با دفاع پرس با بیان مطلب فوق افزود: کشوری که در تاریخ ۲۵۰۰ ساله، مساحت آن نصف بیشتر دنیا بوده و همواره کوچک و کوچک‌تر شده است تا اینکه در برهه‌ای، با وجود محدودیت‌ها و فشارهای جهانی، با مجاهدت نسلی انقلابی حتی یک وجب از خاکش را از دست نداده است باید تولید فخر و غرور کند و این افتخار به آیندگان منتقل شود، اما متاسفانه در این زمینه غفلت صورت می‌گیرد. باید از این افتخارات در سینما به‌عنوان بهترین ابزار برای جذب مخاطب استفاده کنیم. سینما و تئاتر عرصه‌های مهمی هستند که هرچقدر بتوانیم محصولات حرفه‌ای‌تر و رساتری در فرم و محتوا در آن تولید کنیم، مخاطب احساس تعلق بیشتری به تاریخ می‌کند، ولی وقتی با یک نگاه ایزوله و بسته همراه شود، مطمئنا لینک ارتباطی با مخاطب از دست می‌رود.

 

وی همچنین درباره تولید فیلم درباره عملیات وعده صادق گفت: من به دعوت بعضی از مسئولان برای ساخت فیلمی درخصوص وقایع اخیر و توانمندی نظامی کشور در تقابل با دشمن، خیز برداشتم اما در ادامه همراهی نشد. معتقدم، امروز زمان ساخت فیلم درباره عملیات وعده صادق هم گذشته است.

 

ده‌نمکی یادآور شد: دشمن ما قبل از بحران‌ فیلم می‌سازد و ما بعد از بحران‌؛ معمولا قبل، حین و بعد از بحران‌ها فیلم ساخته می‌شود و فیلمسازی مدیریت فرهنگی ما مربوط به بعد از بحران است و این مشکل اساسی است.

 

وی گفت: در تبیین موضوعات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، مسئولان بیشتر از هنرمندان مسئولیت دارند، چون لازمه این اقدامات سرمایه‌گذاری، هزینه، بودجه و سیاست‌گذاری است. در آمریکا عمق نفوذ پنتاگون به وسیله‌ هالیوود صورت می‌گیرد. ‌هالیوود اتفاقات آینده دنیا را در قالب تولید فیلم و ارائه‌ آن پیش‌بینی و پیشگویی می‌کند و این یک آینده‌پژوهی است که در حوزه سینمای جنگ و دفاع مقدس ما جایگاهی ندارد

 

 




۳۲سال قبل دادگاه انقلاب!⇐روایت یک فیلمساز از اولین دیدار با سیدابراهیم رئیسی

سینماروزان/کیوان بهارلویی: مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما و تلویزیون در یادداشتی از دیدارهای سه‌گانه خود با سید ابراهیم رئیسی رئیس‌جمهور شهید نوشت؛ دیدارهایی که اولین آنها در دادگاه انقلاب بوده!

 

متن یادداشت مسعود ده نمکی را بخوانید:

ادیبهشت سال ۱۳۷۱ اولین دیدار بین من و آقای رییسی در دادگاه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد. آن زمان ایشان در مقام ریاست دادگاه انقلاب و من در مقام متهم بودم.

 

بعد از گذراندن ده روز زندان انفرادی و مراحل بازجویی در زندان توحید و یا همان موزه عبرت فعلی که به جرم اعتراض به معضلات فرهنگی و کم‌کاری‌های دولت وقت -و البته دستگیری تعدادی دیگر که کارشان چیزی بیشتر از اعتراض بود- به دفترشان فراخوانده شدم‌؛ برخلاف تصورم با روی خوش به استقبالم آمد و بعد تورق پرونده گفت: اگر جای‌مان عوض می‌شد و من آن طرف میز بودم. همین کارهای اعتراضی تو را می‌کردم!

 

یک بار هم وقتی مستند «فقر و فحشا» را ساختم و فیلم توقیف شد و پایم به دادگاه کشیده شد ایشان را در سازمان بازرسی کل کشور دیدم. فیلم را دیده بود. می‌خواستم مستند «از کجا آورده‌اید؟» را بسازم، گفت: هنوز هم تو آن طرف میز هستی و من این طرف و خوشحالم که بعد از ده سال هنوز کم نیاورده‌ای.

ماجرای دیدارهای سه گانه مسعود ده نمکی با سیدابراهیم رییسی
ماجرای دیدارهای سه گانه مسعود ده نمکی با سیدابراهیم رییسی

آخرین دیدارمان پس از ریاست جمهوری ایشان بود. در ضیافت افطار کنار هم نشسته بودیم. هم قبل از افطار پشت تریبون و هم سر سفره که مرا به کنارش فراخواند کلی به مسایل موجود نقد کردم و ایشان هم مثل قبل صبورانه گوش داد و آخرش گفت: من نسبت به تو همان ارادت سی سال پیش را دارم. من هم گفتم: من هم دوست‌تان دارم به شما رای هم داده‌ام اما باز من این طرف میزم و شما آن طرف و قبول دارید نقد دولت بهترین کمک به دولت است؟ گفت: قبول دارم…

 

خدا روح شهدای خدمت را با سید‌الشهدا محشور کند.

 

 




ده‌نمکی فاجعه ایرباس را فیلم می‌کند!+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان/محمد شاکری: شورای پروانه ساخت آثار سینمایی در جلسه اخیر خود به دو فیلم‌نامه سینمایی مجوز داده است.

مسعود ده نمکی پروانه ساخت #پرواز۶۵۵ را گرفته که به نظر می‌رسد مرتبط است با ماجرای حمله موشکی ناو وینسنس آمریکا به پرواز۶۵۵ ایران‌ایر از تهران به دوبی و شهادت ۲۹۰ سرنشین هواپیما.

ده نمکی فیلم پرواز۶۵۵ را میسازد
ده نمکی فیلم پرواز۶۵۵ را میسازد

پیش از این سعید اسدی کارگردان #آواز_قو بنا بود به تهیه‌کنندگی قاسم قلی پور فیلم یو.اس.اس.اس.وینسنس را برمبنای همین ماجرا بسازد ولی شرایط مهیا نشد و حالا مسعود ده نمکی که یک بار در بخشی از #اخراجیها۲ تجربه تولید فیلم داخل هواپیما را داشته می‌خواهد آن اتفاق را سینمایی کند.

به جز این ایرج محمدی از سریال سازان باسابقه که فیلم #نیلگون را آماده اکران دارد پروانه فیلم #ماه_پنهان را گرفته به کارگردانی محمدرضا یکانی.

فهرست پروانه‌های صادره به شرح زیر است:

–«پرواز ۶۵۵ » به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مسعود ده‌نمکی و به نویسندگی مسعود ده‌نمکی و سید بهزاد زهرائی

— «ماه پنهان» به تهیه‌کنندگی ایرج محمدی روزبهانی، کارگردانی محمدرضا یکانی و نویسندگی آوا اکبری




ده‌نمکی گرفتار #برزخ!؟

سینماروزان/فاطمه عودباشی: مسعود ده نمکی کارگردان سه گانه پرفروش اخراجیها سرگرم تولید سریالی ماورایی شده به نام #رستگاری که عنوانش بیش از هر چیز یادآور #رستگاری_در_شائوشنک فرانک دارابانت و #رستگاری_در_هشت_و_بیست_دقیقه سیروس الوند است.

ده نمکی که تجربه گرایی خاص خود را در استفاده از سی‌جی‌آی دارد و این تجربه گرایی را با نمایش زلزله تهران در #رسوایی و سقوط بهمن در #زندانیها نشان داده بود در سریال رستگاری هم به دنبال بازسازی برزخ است.

به گزارش روزنامه جام‌جم، سریال تلویزیونی رستگاری در گونه ماورایی ساخته می‌شود و قرار است از زاویه‌ای تازه به مبحث عالم برزخ و در قالب یک قصه شنیدنی و پر از گره بپردازند. ده‌نمکی به غیر از کارگردانی، تهیه‌کنندگی سریال رستگاری را هم به عهده دارد و محمد امامی(مجری تیتراژ به وقت شام) از چند ماه پیش ساخت جلوه‌های ویژه این سریال را آغاز کرده است، چراکه سریال رستگاری قرار است عالم برزخ را به تصویر بکشد به‌همین‌دلیل جلوه‌های ویژه سنگین برای این اثر به‌کار برده می‌شود. همچنین پیگیری‌ها نشان می‌دهد که تولید صحنه‌های رئال سریال هم آغاز شده است.

ده نمکی با حمایت مالی سیمافیلم قرار است با ساخت این اثر، یک قصه باورپذیر را به تصویر بکشد که بخش برزخ داستان برای مخاطبان تماشایی باشد. به‌همین‌دلیل، این موضوع کار سازندگان این اثر را سخت می‌کند. حتی شنیده‌ها حاکی از آن است که جلوه‌های ویژه این اثر با دیگر کارهای ماورایی تلویزیون متفاوت است.

سریال رستگاری ساخته مسعود ده نمکی چه مختصاتی دارد؟
سریال رستگاری ساخته مسعود ده نمکی چه مختصاتی دارد؟

به گزارش سینماروزان، یکی از اولین تجربیات سینمای ایران در ورود به عالم پس از مرگ فیلم شب نشینی در جهنم ساموئل خاچکیان بود که در زمان خود تصاویری رعب آور از پل صراط و دوزخ ارائه داده بود و پس از آن تلاش‌های مختلف در این حیطه بوده؛ از روز فرشته بهروز افخمی و گذرگاه شهریار بحرانی تا تحفه هند رضا زهتابی، شب آفتابی بهزاد بهزادپور، جعبه موسیقی فرزاد موتمن، دموکراسی در روز روشن علی عطشانی و…
سریال‌های رمضانی دهه های قبل مانند ملکوت محمدرضا آهنج نیز چنین ورودی داشته‌اند و محسن مخملباف نیز در آثار ابتدایی خود مثل استعاذه به نحوی نمادین، چنین مفهومی را دستمایه کار کرده بود ولی اغلب آثار ایرانی مخاطب‌پسند پسامرگ به نوعی مفرح و حتی با پهلو زدن به کمدی-ماورایی تولید شده‌اند.

باید دید حاصل ورود ده نمکی به عالم پسامرگ چگونه خواهد بود؟ او که سابقه ساخت کمدی دارد سریال تازه اش را هم کمدی-ماورایی می‌کند یا متاثر از ماورایی‌های دهه‌های قبل تلویزیون همان نگاه تعلیمی پندآموز را دنبال خواهد کرد؟ و با توجه به تجربه فیلم-سریال موقعیت مهدی از محصولات اخیر سیمافیلم، اینکه ده‌نمکی نسخه‌ای سینمایی از رستگاری را برای جشنواره فیلم فجر۴۲ آماده کند، چندان بعید نیست!؟




اصغر نقی‌زاده و ریاستِ آرام‌ستان ده‌نمکی!

سینماروزان: اخیرا در سریال #آزادی_مشروط ساخه مسعود ده‌نمکی بازی کردم و نقشم رئیس یک آرامستان بود که مجبور بودم لباسی شبیه به کادر درمان را بپوشم.

اصغر نقی‌زاده بازیگر خوش‌مشرب با بیان مطلب فوق در برنامه شب فیروزه ای شبکه پنج گفت: بازی در نقش رئیس یک گورستان تجربه خیلی بدی بود. من در جنگ هم لباس شیمیایی پوشیده‌ بودم اما این لباس واقعا خفه‌کننده است. حال فرض کنید که عده‌ای از کادر پرستاران و درمان و کادر گورستان‌ها این لباس را در گرما پوشیده‌اند و کار می‌کنند.

بازیگر آژانس شیشه‌ای ادامه داد: سال 1359 که جنگ آغاز شد، عده‌ای برای جنگ با دشمن رفتند و تعدادی شهید شدند. حال می‌خواهم به سال 1398 برگردم؛ در آن روزهایی که کرونا آمد همه ما به خانه‌هایمان پناه بردیم، اما همه اعضای سیستم بهداشتی کشورمان تبدیل به همان رزمنده‌های زمان جنگ شدند.

بازیگر از کرخه تا راین افزود: از دکتر و پرستار گرفته تا مسئول داروخانه و آزمایشگاه. بسیاری از آنان، جانشان را نیز در راه دادند. به خاطر همه زحمات‌شان، از همه آنان تشکر می‌کنم و در سریال آزادی مشروط به همین مصادیق پرداخته‌ایم.

اصغر نقی زاده و ریاست یک گورستان در سریال آزادی مشروط ده نمکی
اصغر نقی زاده و ریاست یک گورستان در سریال آزادی مشروط ده نمکی




مسعود ده‌نمکی مطرح کرد⇐در هالیوود گاهی تا یک‌سوم بودجه تولید را خرج فیلمنامه می‌کنند ولی اینجا چه؟/تلویزیون برای نگارش هر قسمت یک سریال فقط بیست میلیون میدهد ولی به یک بازیگر درجه دو، هر ماه ۱۰۰ میلیون پول می‌دهد!!/من اگر بخواهم فیلمنامه‌ای در مورد عاشورا بنویسم، کلی روضه اصیل گوش می‌کنم!/ الان “می‌ریزه می‌ریزه” می‌خوانند ولی قبلاً نوحه‌ها و روضه‌ها، حرف حسابی برای گفتن داشت!/اگر بخواهم فیلمی درباره عاشورا بسازم داستان دو برادر از لشکر کفر را می‌سازم که بعد از برخورد با امام حسین(ع)…/طرح  “اخراجی‌ها ۲” را رد کردند و گفتند تخیلی است!/اکبر عبدی کلاس بازیگری نرفته اما ذاتاً بازیگر است!/ ژانر تخیلی یا ژانر وحشت در ایران جواب نمی‌دهد!/هالیوود نداشته‌های خودش را داشته می‌کند و این طرف داشته‌های خود را به نداشته تبدیل می‌کنند و مثلاً در مورد شهید فهمیده جوک می‌سازند!/اگر بخواهیم فیلمی بسازیم که این طرفش ناطق نوری باشد و آن طرف خاتمی، اول از همه حزب اللهی‌ها فحش می‌دهند!/برای ساخت “رسوایی۲” با مجوز یک فیلم دیگر از پل قیطریه با هلی‌شات، فیلم گرفتم!

سینماروزان/مهدی فلاح: فیلمنامه نویسی بر اساس تعالیم عالم سینما، رکن کار نمایشی و تصویر است، گرچه در کشور ما خیلی جدی گرفته نمی‌شود.‌ همه کارشناسان معتقدند که مشکل اصلی سینما و حتی تئاترها متن است. تا متن، خوب نباشد نمی‌توان حتی از آن فیلم متوسطی درآورد.

مسعود ده‌نمکی کارگردان با بیان مطلب فوق در جشنواره عمار گفت: طبق گفته مشهور برخی از بزرگان این عرصه، اگر متن خیلی خوب باشد حتی اگر عوامل اجرایی متوسط باشند می‌توانند کار و فیلم خوبی را از آن درآورند. اما اگر متن بد و بن‌مایه لازم را نداشته باشد، حتی اگر عوامل خیلی خوب باشند، فیلمی ضعیفی از آن در می‌آید. در عالم سینما هم این ماجرا را دقیقاً می‌توانید در موارد مختلف و آثار مختلف ببینید.

وی توضیح داد: نقش فیلمنامه در آثار نمایشی بسیار کلیدی است. من به هر کسی از مسئولان، آنها که گوشی برای شنیدن داشتند و من را برای مشورت دعوت کردند گفتم ما باید بتوانیم ساختارها، استانداردهای و آدم‌های فیلمنامه نویسی را در کشورمان ارتقا دهیم.

این سینماگر ادامه داد: برای بخش فیلمنامه نویسی در تلویزیون خیلی خوب پول بدهند مثلاً بیست میلیون برای هر قسمت است در حالی که برای یک بازیگر درجه ۲، هر ماه مثلاً صد میلیون تومان پول می‌دهند. یک گروه فیلمبرداری سریال، ماهانه به طور متوسط صد و خورده‌ای میلیون می‌گیرد. قرار است اینها جمع شوند که یک اثر خوب را خلق کنند اما اگر این نقشه راه خوب نباشد باز به همان بی‌راه برمی‌گردیم. تناسبی در پرداخت دستمزد برای فیلمنامه نویس نیست، بنابراین فیلمنامه نویس احساس نمی‌کند که باید بیشتر از آن دستمزدش مایه بگذارد.

کارگردان فیلم سینمایی «اخراجی‌ها» بیان کرد: یکی از گران‌ترین بخش‌های تولید فیلم در هالیوود، بخش فیلمنامه است. هم ایده را خوب می‌خرند و هم فیلمنامه را. یکباره می‌بینید یک سوم هزینه فیلم را به فیلمنامه اختصاص می‌دهند. حال چرا این کار می‌ارزد؟ چون ممکن است آن فیلمنامه نویس یک یا چند سال برای فیلم‌نامه‌اش وقت صرف کرده باشد.

ده نمکی تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین مسائل و هسته اصلی فیلمنامه، ایده است. بعد، آن ایده به طرح تبدیل می‌شود و طرح به فیلمنامه. اما تا کسی، جامعه پیرامون و زمانه خود را نشناسد به ایده مناسبی دست پیدا نمی‌کند. بعضی از آدم‌ها زندگی خودشان را روایت می‌کنند. اگر از آن آدم‌ها آن ایده و طرح‌ها را بگیریم، دیگر تمام می‌شوند. البته پیشنهاد من این است که اگر در آینده اینگونه افراد برای نوشتن فیلمنامه به شما مراجعه کردند، پای حرف تک‌تک اینها بنشینید، آن وقت می‌توانید برای خودتان بانک ایده داشته باشید.

کارگردان سریال «دارا و ندار» یادآور شد: ما دنبال ایده‌ای هستیم که قابلیت ماندگاری داشته باشد، حال باید ببینیم از آن ایده برای روایت به کدام زاویه برسیم که مناسب باشد. تجربه نگاری خیلی خوب است. چیزی که در کلاس‌ها دست نمی‌دهد حتی در میدان عمل، چرا که آنجا تازه تجربه می‌کنیم، باید از آدم‌هایی که در این عرصه کار کرده‌اند، یاد گرفت.

این کارگردان سینما خطاب به حاضران بیان کرد: شما باید سیر مطالعاتی‌تان را گسترش دهید. من اگر بخواهم فیلمنامه‌ای در مورد عاشورا بنویسم، کلی روضه گوش می‌کنم. چون حرف‌ها، روایات درست و حسابی و خاص در آن روضه‌ها پیدا می‌شود. الان «می ریزه می ریزه» می‌خوانند، قبلاً نوحه‌ها و روضه‌ها، حرف حسابی برای گفتن داشتند. نمی‌دانم شاید سینمای ما هم روزی به سمت ابتذال به معنای سطحی شدن، برود.

وی مطرح کرد: مثلاً من می‌خواهم به واقعه کربلا بپردازیم. این ایده و سوژه من است. می‌توانیم از زوایای مختلف به این ماجرا نگاه کنیم. مثلاً فیلم «روز واقعه» از نگاه یک مسیحی است یا در سریال «مختارنامه» آقای میرباقری، نگاه‌ها و روایات دیگری است. حال در واقعه کربلا، من شنیدم دو برادر در لشکر کفر بودند و آن لحظه آخر، امام حسین می‌گوید شما با من جنگ دارید با خاندان من چه کار دارید؟ یکی از این برادرها تحت تاثیر این حرف امام حسین (ع) می‌گوید ما با این آدم جنگ داشتیم با زن و بچه‌اش که جنگ نداریم. برادر دیگر هم می‌گوید درست می‌گویی، حالا چه کار کنیم‌. آن دو برادر شروع می‌کنند به شمشیر کشیدن و جنگیدن در دل دشمن برای دفاع از خانواده امام حسین (ع). آن دو نفر می‌جنگند و شهید هم می‌شوند ولی اسمی از آن‌ها در تاریخ نیست و جزو ۷۲ نفر شهدای کربلا هم نیستند. فقط اصل ماجرا موجود است. این یک ایده ناب است. حالا اگر یکی این را ساخت، دیگر باید رهایش کرد؟ یا می‌توان از زوایای دیگر هم به آن پرداخت؟ پیدا کردن زاویه نگاه و ایده می‌تواند به شما کمک کند. بعضی وقت‌ها در عالم کشف و شهود ایده به ذهن می‌آید.

ده نمکی در همین باره تصریح کرد: باید چشم شکارچی وجود داشته باشد، علاوه بر چشم باید گوش شما هم برای شما ایده خلق کند. از حرف زدن آدم‌ها از مدل آدم‌ها در موارد مختلف در سطح جامعه می‌توان ایده گرفت.

این کارگردان سینما در ادامه توضیحاتش عنوان کرد: کارگردان مولف، کسی است که فیلمنامه‌ای را که خودش نوشته است، بسازد. ولی هر کسی کارگردان مولف نیست. بعضی کارگردان‌ها، تکنیسین هستند، مولف نیستند. البته آنها هم آدم‌های مهمی هستند، می‌گویند ما معماریم و حقیقتاً می‌توانند از هر فیلمنامه آماده‌ای فیلم بسازند.

این نویسنده خطاب به حاضران بیان کرد: شما باید در زمینه فیلمنامه اجتهاد پیدا کنید، یعنی غرق موضوع شوید و بیشتر از صاحب موضوع درباره سوژه حرف داشته باشید. من در مورد آثار خودم همین کار را می‌کنم. باید عالم به موضوع شوید، هم سیر مطالعاتی هم عالم حضور داشته باشد. کسی که بخواهد در مورد پزشکی، اثری بسازد تا در فضای بیمارستان و بین کادر درمان نباشد نمی‌تواند آن فضا را کامل درک کند و بعد به تصویر بکشد.

ده‌نمکی توضیح داد: من طرح «اخراجی‌ها ۲» را نوشتم و فرستادم به یک شورایی و رد شد در حالی که هشتاد جلد کتاب نوشته بودم. باید می‌توانستم از ایده‌ام دفاع کنم، آنها گفتند تخیل در کار وجود دارد، چرا جنگ را تحریف می‌کنید که یک هواپیما را می‌دزدند و به اردوگاه اسرای ایرانی می‌برند. بعد می‌خواهند کار تبلیغاتی انجام دهند و مصاحبه و دیدارها اتفاق می‌افتد. من می‌خواستم معنای اسیر بودن را نشان دهیم. زاویه نگاه و بکر بودن ایده خیلی مهم است. کما اینکه این ماجرا در اردوگاه کمپ ۶ رمادی اتفاق افتاده بود.

وی ادامه داد: شمای فیلمنامه نویس، در سینما تک تیراندازید تیربارچی نیستید. روی ایده خود وقت صرف کنید، بگذارید ایده با نگاه کردن و تجربیات و مطالعه ورز بیاید. فیلمنامه نویسی علم است، یک تخصص است. شما باید سینما را بشناسید. سینما زبان مشترک دارد و طوری بنویسید که بقیه عوامل آن را بفهمند. بعد از علم و آموزش، استعداد مهم است. ممکن است کسی با نمره بیست از سینما فارغ‌التحصیل شود اما در بحث اجرا موفق نباشد. اکبر عبدی هیچ وقت کلاس بازیگری نرفته اما ذاتاً بازیگر است. می‌تواند هم نقش دیوانه در فیلم «مادر» را بازی کند هم نقش عارف در «رسوایی‌» را.

ده‌نمکی اظهار کرد: بعد از استعداد، پژوهش و غرق شدن در موضوع مهم است. پیشنهاد ما این است که در هر موضوعی که می‌خواهید فیلم‌نامه‌اش را بنویسید ده‌ها رمان بخوانید و از آنها ایده برداری کنید. زاویه‌های مختلف و روایت مختلف و بعد از آن دیدن فیلم، مهم است. البته نه اینکه کپی برداریم. بعد از این مراحل پژوهش میدانی مهم است یعنی بروید با آن آدم‌ها را زندگی کنید. من وقتی فیلم «فقر و فحشا» را ساختم ایده «رسوایی ۱» به ذهنم آمد یکی آنجا به من گفت یک روحانی بود پول روضه‌اش را به محض خروج از روضه، به دختری بدکاره داد و گفت این ده روز محرم را گناه نکن.

این کارگردان سینما تاکید کرد: بعضی از تهیه‌کننده‌ها می‌آیند فیلمی را می‌آورند و می‌گویند این را ایرانیزه کنید، بعد هم جایزه سیمرغ و چه و چه. ولی با ناشی‌گری، آن چیزی که می‌خواهند هم در نمی‌آید. مخاطب‌شناسی خیلی مهم است. نیاز به مخاطب و نیاز مخاطب یک معادله دوطرفه است. ما در صنعت سینما به مخاطب نیاز داریم اما در انتخاب ایده باید به نیاز مخاطب توجه داشت. بعضی ژانرها هستند که در سینمای ایران جواب نمی‌دهند. مثل ژانر تخیلی. یا ژانر وحشت. اما در خارج، از آرزوهای خود فیلم می‌سازند اما ما واقعیت را بسازیم می‌گویند اتفاق نیفتاده است. آنها نداشته های خودشان را داشته می‌کنند این طرف داشته‌های خود را به نداشته تبدیل می‌کنند. مثلاً در مورد شهید فهمیده جوک می‌سازند.

ده نمکی گفت: مثلاً سریال «خانه پوشالی» را همه پایش نشستند و دیدند اما نمی‌توان در اینجا چنین چیزی ساخت. هیچکس باور نمی‌کند مثلاً این طرف ناطق نوری باشد، آن طرف خاتمی باشد. اصلاً کسی باور نمی‌کند، چرا؟ چون ذائقه سازی نشده است، بخواهیم به سمتش برویم، اول حزب اللهی‌ها فحش می‌دهند که فیلم شما شعاری است. در همه فیلم‌های آمریکایی پرچم آمریکا وجود دارد اما ما تا در فیلمی پرچم امام حسین (ع) و پرچم ایران و عکس فلان داشته باشیم می‌گویند کارگردان دچار شعارزدگی است.

کارگردان فیلم «رسوایی» توضیح داد: من در «رسوایی ۲»، می‌خواستم زلزله تهران را نشان دهم. رفتم سراغ گروه جلوه‌های ویژه که آیا می‌توانید اینها را انجام دهید و باورپذیر هم باشد؟ پول هم ندارم. ولی برای شما اعتبار دارد. آنها قبول کردند. من از پل قیطریه با هلی‌شات و مجوز یک فیلم دیگر، فیلم گرفتم و به گروه جلوه‌های ویژه گفتم کاری کنید که این پل فرو بریزد. بعد فیلمش را در فضای مجازی پخش کردم و مردم باور کردند و من در جشنواره قصدم به رخ کشیدن تکنیک بچه‌های ایرانی بود و ده دقیقه فروریختن شهر در فیلم را در جشنواره به نمایش گذاشتم تا مخاطب ببینید. من ریسک کردم گرچه این مدل با ذائقه مخاطب ایرانی هماهنگ نبود. اما آیا ما قرار است ذائقه‌پذیری کنیم و ذائقه سازی نکنیم؟ به نظرم نمی‌توانیم همیشه به ساز مخاطب باشیم و باید ذائقه سازی هم انجام شود.

وی در پایان سخنانش گفت: اولین کاری که منتقدها و جایزه‌ها می‌کند، این است که شما را مجبور می‌کنند فیلمی را بسازید که آن‌ها می‌خواهند. آخرین نصیحت من این است که سعی کنید فیلم خودتان را بسازید نه فیلمی که به شما تحمیل می‌کنند. نه بر اساس شرایط زمانه، نه برای خوشایند دیگران. تا روزی که پشت سرتان را نگاه می‌کنید بگویید این جزو کارنامه من است و نخواهید پنهانش کنید.




حرفهای مسعود ده‌نمکی درباره تلاش‌های دو دهه‌ای‌ جهت ارائه فرهنگی جامع از اسارت⇐بیست سال طول کشید تا فرهنگنامه “اسارت و آزادگان” تکمیل شود!/در این بیست سال، بیش از پنج هزار ساعت مصاحبه صوتی و حدود دو هزار ساعت فیلم گردآوری شد!/این فرهنگ بزرگ‌ترین مرجع جنگ در دنیاست؛ در هیچ جای دنیا هشتاد هزار صفحه اطلاعات درباره اسارت وجود ندارد!/این فرهنگ قابلیت استخراج صد‌ها جلد کتاب را دارد!

سینماروزان/معصومه طاهری: «این جنگ یک گنج است که آن را باید استخراج کرد.» این صحبت مقام معظم رهبری است که سال‌ها پیش برای معرفی دفاع مقدس به مسئولان فرمودند، اما آیا این گنج به درستی استخراج شده است؟!

به نقل از روزنامه جوان، مسعود ده‌نمکی، رزمنده پیشین و خبرنگار دهه ۷۰ و مستند‌ساز و فیلمساز دهه ۸۰ و ۹۰ است که در کنار فعالیت‌های خود در هنر هفتم، کار دیگری را رقم‌زده است؛ کاری که کمتر کسی مگر کارشناسان دفاع مقدس از اهمیت آن اطلاع دارد. فرهنگنامه ۲۰ جلدی «اسارت و آزادگان» بهانه‌ای شد تا روزنامه «جوان» با وی گفتگو کند.

متن کامل گفتگوی روزنامه جوان با مسعود ده‌نمکی را بخوانید:

*شما علاوه بر فیلمسازی و کارگردانی، در حوزه تحقیق و پژوهش دفاع مقدس هم فعال هستید. لطفاً کمی درباره فرهنگنامه «اسارت و آزادگان» که تهیه کرده‌اید، بفرمایید.
مجموعه اسارت و آزادگان را که فصل اول آن ۷۰ جلد و قریب به ۸۰ هزار صفحه است، بعد از سال‌ها پژوهش، نگارش و تدوین تهیه کردم. این کار حدود ۲۰ سال طول کشید؛ یعنی از زمان ورود آزادگان در سال ۶۹ من مشغول کار در ستاد امور آزادگان شدم و در همان مراحل گزینش آزادگان متوجه خاطرات مهم‌شان شدم و به این نتیجه رسیدم که ما به یک روایت جمعی از آن مقطع نیاز داریم؛ چراکه از یک سو زوایای مختلف اسارت را آدم‌های مختلف دیده‌اند و از سوی دیگر به یک کار مرجع در این باره احتیاج داشتیم. البته کار خاطره‌نگاری و تاریخ شفاهی را دوستان انجام می‌دهند و نهاد‌های زیادی هم وجود دارد، بنابراین من پیشنهاد این کار پژوهشی را به ستاد آزادگان دادم. خٌب در آن مقطع چند جلد کتاب موضوعی مثل مقاومت در اسارت، معنویت در اسارت و… چاپ شد که کتاب‌های حجیمی نبودند و بیشتر بر مبنای خاطرات نوشته شده بودند. من دنبال یک کار بنیادی‌تر بودم. برای همین وقتی از ستاد بیرون آمدم و وارد کار مطبوعاتی شدم، احساس کردم کار باید ادامه پیدا کند.

*روند کار چطور بود؟
به صورت جهادی وارد کار شدیم. تقریباً ۵۰ محقق بر اساس مصاحبه‌ها و تحقیقات اولیه من شروع به جمع‌آوری مصاحبه‌ها کردند. بعد مجموعه‌ای را تعریف کردیم تا همه اطلاعات مرجع مثل اسارت و آزادگان در اخبار، اسارت و آزادگان به روایت تصویر، از لحظه اسارت تا آزادی و… را جمع‌آوری کنیم تا آیندگان در موضوعات مختلف بتوانند از این اطلاعات بهره ببرند. پنج جلد هم درباره اسلام و اسارت تعریف کردم و از منابع فقهی و قرآنی در زمینه اسارت و منشور اسیرداری در اسلام همچنین مقایسه رفتار ما با اسیران عراق یا فیلم‌های سینمایی که درباره اسارت ساخته شده بود، استفاده کردم. بعد از آن مجموعه فصول اردوگاه‌ها را دارم که برای هر اردوگاه ۳۰ تا اردو تعریف کردیم و برای هر کدام دو تا سه جلد تعریف شده است که ۱۰ فصل دارد. مثل ساختار فیزیکی اردوگاه، فرمانده اردوگاه عراقی، فرمانده ایرانی، روزشمار اسارت و یک روایت جمعی از منابع دست اول پیدا کردیم. در هر اردوگاه بر اساس ترجمه اسناد صلیب سرخ و هلال احمر اطلاعات را در کنار روایت شفاهی آزادگان قرار دادیم که یک مجموعه ۷۸ جلدی شد. در فاز دوم هم فرهنگنامه موضوعی ایجاد کردیم مثل بهداشت و درمان، تغذیه، تبادل و غیره. تمام این مجموعه ۲۰ سال طول کشید که بیش از ۵ هزار ساعت مصاحبه و حدود ۲ هزار ساعت فیلم است. این فرهنگنامه مرجع قابلیت صد‌ها جلد کتاب را دارد و برای محققان، نویسندگان، فیلمسازان و علاقه‌مندان بسیار جامع و مفید است.

*مصاحبه‌ها از همان زمان پیاده‌سازی و تنظیم شدند؟
ما با یک شیب ملایم کار را افزایش دادیم. در مرحله اول خودم تنها مصاحبه را شروع کردم، بعد کم کم نیرو‌ها را پنج نفر و ۱۰ نفر اضافه کردم و تا مراحل پایانی کار ۵۰ نیرو داشتیم و هر کدام بخشی را به عهده داشتند. در مقطعی هم گروه ویراستاران و تنظیم‌کنندگان را شکل دادم تا کار جامع و کامل شود.

*زیر نظر ارگان یا نهاد خاصی فعالیت داشتید؟
این مجموعه را تحویل نهاد کتابخانه عمومی کشور دادیم و از یک فصلی به بعد به ما حق‌التألیف دادند و امتیاز کار را گرفتند. در سال ۹۲ طی مراسمی نسخه صفر آن چاپ و رونمایی شد و جلد صفر آن هم که معرفی ۷۸ جلد بود، چاپ شد ولی بعد از آن با توجه به تغییر دولت و مسئولیت‌ها در کتابخانه‌های عمومی انتشارش به تعویق افتاد، ولی بخشی از این اطلاعات که حدود شش ترابایت اطلاعات بود برای اینکه از بین نرود به جا‌های دیگری مثل مرکز نشر آثار دفاع مقدس، بنیاد شهید، حوزه هنری دفتر ادبیات مقاومت به صورت رایگان اهدا شد تا آن‌ها نیز این اطلاعات را ذخیره و آیندگان بتوانند از آن استفاده کنند. امیدوارم مشکلات چاپ برطرف و کتاب منتشر شود.

*مصاحبه‌ها را حضوری انجام می‌دادید؟
همه مصاحبه‌ها در دفتر انجام می‌شد و بخشی از مصاحبه‌ها حضوری بود، اما برای کم کردن هزینه‌ها، چون در بخش خصوصی کار انجام می‌شد اگر افرادی تهران نبودند و امکان آمدن برایشان نبود و ما هم نیرو و امکاناتی برای سفر نداشتیم، مصاحبه‌ها را تلفنی انجام می‌دادیم. برای شروع کار خودم ۱۰۰ ساعت مصاحبه با چهره‌های شاخص اسارت داشتم تا پایه اول پژوهش انجام بشود و بر اساس آن برای هر اردوگاه یک کارشناس تعیین می‌کردیم و اطلاعات پایه به دست آمده را در اختیار محقق‌ها قرار می‌دادیم. سؤالات و پرسشنامه‌ها تهیه شده بود و محقق‌ها بر اساس آن مصاحبه‌ها را انجام می‌دادند. کار‌ها تنظیم و پیاده می‌شد سپس سرفصل‌ها را فیش‌برداری می‌کردیم. تقریباً به اذعان برخی از کارشناسان باتجربه حتی خارجی‌هایی که برای تحقیق در زمینه جنگ به کشور آمده بودند، این کار بزرگ‌ترین کار مرجع جنگ در دنیاست؛ یعنی ۸۰ هزار صفحه کتاب در یک مجموعه اطلاعات درباره اسارت در هیچ جای دنیا وجود ندارد.

*چطور شد وارد این کار شدید؟
سال ۶۹ که من در ستاد آزادگان مشغول به کار شدم، کار پژوهش را شروع کردم ولی ارتباط تنگاتنگی که با مرحوم حاج‌آقا ترابی و مرحوم وکیلی، مسئولان وقت ستاد آزادگان و حاج آقا طایفی نوروز که خودشان هم از رهبران آزادگان در اسارت بودند داشتم، باعث شد تا مسیر کار برای من تسهیل شود و اطلاعات اولیه، اسامی، آدرس‌ها و هرچه لازم بود را در اختیار ما می‌گذاشتند. البته بخشی از اطلاعات را به ستاد آزادگان دادیم و بعد از آن اطلاعات را بدون هیچ دریافت وجهی در اختیار بنیاد شهید گذاشتیم. انصافاً آقای ابوترابی و طایفی‌نوروز مشوق اصلی من بودند.

*تعداد اسرا چقدر بودند؟
حدود ۴۲ هزار آزاده در کشور داریم که بخشی از آن‌ها آزادگان مفقود و ثبت‌نام نشده بودند، بخشی دست منافقان اسیر بودند، بخشی در دست گروهک‌ها بودند، بخشی هم بر اساس قانون آزادگان که هرکس برای دفاع از اسلام و انقلاب هر کجای دنیا شش ماه اسیر باشد آزاده محسوب می‌شوند. البته این رویه مدنظر ما نبود. بخشی هم که در دوران طاغوت بیش از شش ماه زندانی سیاسی بوده باشند آزاده محسوب می‌شوند که آن‌ها هم مورد مطالعه ما نبودند.

*با چنددرصد از آزادگان مصاحبه کردید؟
ما سعی کردیم در هر اردوگاه به طور متوسط با ۵۰ نفر مصاحبه کنیم. برخی به صورت کارشناس اصلی و دائمی هستند که ما ساعت‌ها با آن‌ها مصاحبه داشتیم و با توجه به تخصصی که در اردوگاه داشتند بر اساس موضوع مصاحبه می‌گرفتیم.

*چیز‌های جالبی هم بین آزادگان مشترک بود؟
یکی از نکات جالب این است که فضای هر اردوگاه با اردوگاه دیگر فرق داشته است. مثلاً فضای اردوگاه مفقودین با اسیران ثبت‌نام شده متفاوت بود. وقتی پای مصاحبه آن‌ها می‌نشستیم، می‌دیدیم در شرایط متفاوتی بودند. حتی بین اسیران ثبت‌نام شده سطح معنویت متفاوت بود؛ آن‌هایی که معنویت بالاتری داشتند را اردوگاه پاسداران می‌گفتند یا اردوگاه رهبران و در کمپ‌ها فضا متفاوت بود. اردوگاه ارتشی‌ها و اردوگاه تبعیدی با هم فرق داشتند. برای همین احتیاج به یک روایت جمعی بود تا افراد دچار خودسانسوری نشوند یا همدیگر را تکذیب نکنند و احساس نکنند اطلاعات تحریف شده، چون فضای اردوگاه‌ها با هم فرق داشته است.

*آزادگانی که با آن‌ها مصاحبه شده پیگیر هستند تا درباره مصاحبه‌ها بدانند؟
این کتاب مرجع و سنگین است و قیمت فروش آن بالاست ولی هر آزاده‌ای که مصاحبه خودش را بخواهد ما اطلاعات را در اختیارشان قرار می‌دهیم. در حال حاضر هم منتظر چاپ آن هستیم.

*نسخه الکترونیکی هم دارد؟
فعلاً نه، چون ناشر باید در این زمینه تصمیم‌گیرنده باشد، ولی اگر موافق باشد درباره نسخه الکترونیکی هم اقدام می‌کنیم.

*این کار چقدر شما را در پروسه فیلمنامه‌نویسی و سینما کمک کرد؟
من یک کار درباره آزادگان ساختم. فیلم اخراجی‌ها ۲ که بر اساس اتفاقات اردوگاه رومادی بود، یک هواپیمایی را دزدیده بودند و اسیران را برای کار تبلیغاتی به اردوگاه آزادگان برده بودند و قصه اخراجی‌ها ۲ را بر اساس آن شکل دادم؛ یعنی تخیل و واقعیت را با هم ادغام کردم و در طراحی صحنه و فضا همه پژوهش‌ها به کار آمد. تفاوت فضای اردوگاهی اینقدر زیاد است که حتی خود آزادگان هم می‌گفتند این وضعیت اردوگاه غیرممکن است. درحالی که واقعیت ربودن هواپیما به اردوگاه اسیران ایرانی واقعیت داشت و من بر اساس واقعی بودن در فیلم آوردم.




تازه‌ترین حرفهای مسعود ده‌نمکی روی آنتن یک شبکه ماهواره‌ای⇐اکبر عبدی سربازی نرفت ولی در “اخراجیها” دوره سربازی‌اش را گذراند!! /شریفی‌نیا-اکبر عبدی درست مثل تام و جری هستند!/رفتم فرزندم را از مدرسه بیاورم که به ناگاه همه مدرسه شروع کردند به شعار دادن…/می‌خواهم بزرگترین مرجع جنگی دنيا را عرضه کنم!!

سینماروزان: مسعود ده‌نمکی کارگردان کمدی “اخراجیها” در شبکه ماهواره‌ای جام‌جم هم درباره حواشی “اخراجیها” گفت و هم درباره تازه‌ترین کارش در حیطه جنگ.

به گزارش سینماروزان مسعود ده‌نمکی در برنامه “شب نشینی” شبکه ماهواره‌ای جام‌جم بیان کرد: عجیب ترین خاطره ام از “اخراجی ها۱” زمانی بود که به مدرسه دخترم رفتم!! در قسمت اول “اخراجیها”، امین حیایی ماسک‌ خودش را به دختری که درگیر شیمیایی شده بود، می‌دهد که آن دختر فرزند خودم بود که آن روز کلاس اول بود. بعد از اکران فیلم، یک روز برای برگرداندنش از مدرسه به دنبالش رفتم که یکی از بچه‌های کلاس مرا از پنجره دید و از کلاس بیرون آمد و شروع کرد به خواندن “ایول ایول داش مجیدو ایول ایول ایول داش مسعودو ایول” و بعد همه مدرسه در دادن این شعار او را همراهی کردند.

ده نمکی اظهار داشت: به نظرم کاری به عظمت دفاع مقدس باید بسیار تاثیر گذارتر ارائه می‌شد. وقتی از جبهه بر‌میگشتم فکر می‌کردم همه مردم کل خیابان ها را پر کرده اند و روبان ها را حاضر کردند تا جشنی بزرگ به مناسبت این پیروزی برگزار کند اما آن روز سیستم تبلیغاتی ما بلد نبود از این پیروزی درست استفاده کند.

مسعود ده‌نمکی افزود: من در “اخراجی ها۲” به این حس رسیدم. وقتی این فیلم اکران شد سینما ها شبانه روزی شده بود، بلیط نبود و میلیون ها نفر برای دیدن این فیلم به سینما آمدند؛ مردم کف زمین می نشستند در سینما فرش می انداختند و چای دم می کردند تا این فیلم را ببینند. در شمال خانواده ها از روستا به شهر می رفتند که فیلم را ببینند. این حس برایم غرور آفرین بود.

این کارگردان سینمای ایران نظرش را درباره بازیگرانی که در “اخراجی ها” با آن ها همکاری کرده بود، چنین گفت: اکبر عبدی سربازی نرفت ولی در “اخراجی ها” دوره سربازی اش را گذراند. امین حیایی یکی از بازیگران بسیار خوب سینما است و بقیه بازیگران فیلم نیز همه عالی بودند. شریفی نیا کپل سینما است و همراه با اکبر عبدی مثل تام و جری هستند.

ده نمکی در انتهای حرفهایش خبر داد: در حال تدوین و چاپ فرهنگنامه ای هستیم که بزرگترین کار مرجع جنگ در دنیا است. در این فرهنگنامه تاریخ نویسی اسارت از چند هزار اسیر دفاع مقدس انجام شده و خاطراتشان جمع آوری شده است که می تواند منبع خوبی برای تحقیقات در موضوع دفاع مقدس باشد.




ده‌نمکی به‌جای مهران مدیری در “دورهمی”؟؟!

سینماروزان/علی فرهمند: چرا برخی از ما امثال ده‌نمکی را دوست نمی‌داریم امّا افرادی چون مهران مدیری را چرا! و شاید حتّی مدیری‌ها را در «مقابل» ده‌نمکی‌ها قرار دهیم که آن‌یکی آن‌طرفی است و این‌یکی از ماست! این دو طیف با هم چه تفاوتی می‌کنند؟ آیا اگر فقط یک‌ماه آقای ده‌نمکی را جای مدیری در «دورهمی» قرار بدهید، ایشان هم نمی‌شود اپوزیسیون؟؟؟

به گزارش سینماروزان و به نقل از خبرگزاری اصلاح‌طلب ایسنا، از کجا باید شروع کرد؟ از «دراکولا» به‌عنوان یک سریال یا دراکولا به‌مثابه یک جریانِ شبه فرهنگ که در راستای ضد ـ فرهنگ ـ بودگی، برای تولید و عرضه شدن از خونِ ملّت تغذیه می‌کند؟ طبیعی است قرار نیست (و نباید) دربارۀ ساختار متن (ساختار؟ متن؟) صحبت کرد؛ این کار، به‌تکرار و بسیار شده است و دیگر حوصله‌اش نیست (هست واقعاً؟) که سرِ «دراکولا» همان چیزی گفته شود که دربارۀ «مردم معمولی» و «ملکه گدایان» و «سیاوش» و «گیسو» و بسیار پدیده‌های مدعی فرهنگِ این سال‌ها. اصلاً چه اهمیت دارد که فیلم‌نامۀ «دراکولا» (اگر چیزی نوشته شده باشد؟) از فلان ناحیه ضربه خورده یا شخصیت‌پردازی‌ها دچار ضعف است یا مهران‌ـ مدیری‌اش زیاد است یا کم است! این حرف‌ها که اغلب همکاران جوان‌ترم نوشته‌اند می‌رساند که نقد انگار قرار است بدیهیات را یادآوری کند. و گرایشات تئوریک (اگر باشد) به آوازه‌خوانی جناب مدیری ختم می‌شود! کارِ متخصص سینما به جایی رسیده است که باید دربارۀ «میزانسن» ِ این فجایع صحبت کند؟ اگر آن «نقد» است، «این» نیست (و نمی‌خواهد باشد)!

مسئلۀ این نوشته خودِ «دراکولا» نیست، بلکه علّت ظهور و استمرار حضورِ «دراکولا»هاست. در چندماه گذشته چند تن از منتقدان دربارۀ فساد اقتصادی که حول برخی از تولیدات اخیر می‌گردد، گفته و نوشته‌اند امّا هرچه می‌گردم چیزی به‌عنوان پاسخ از سوی سازندگان نمی‌یابم که به‌قول خودشان ردِ «شایعات» کنند و به‌جایش مدام می‌گویند «مردم، مردم»؛ واژه‌ای دل‌فریب برای عده‌ای کوردل؛ نقش‌مایۀ اصلی حرف‌های قورباغه-سازان که کیفیتِ نامطلوب کارهایشان را پشت توده‌ها پنهان می‌کنند. و سال‌هاست این منّت چون آوار روی سرمان خراب شده است. جالب این‌جاست که تقریباً تمام این «مردمی»سازان مشغول ساخت هستند و آن‎چه در عمل حاصل شده، به‌واقع خجالت‌آور است. یعنی بعید است خودِ این سازندگان توان تماشای آثارشان را داشته باشند. اینکه کار بَد و ضعیف بسازند موضوع بحث نیست بلکه چیزی که اهمیت دارد، ساخت تعدادی قابل‌توجه سریال و تاک‌شوی نه‌چندان ارزان قیمت، در دورانِ مقاومت اقتصادی است. این یادداشت کارنامۀ یک «مردمی»ساز را دنبال می‌کند؛ یکی و شاید مهم‌ترین‌شان.

مهران مدیری از کِی و چطور این‌قدر محبوب شد؟ چقدر محبوبیت او وام‌دار شرایطِ فرهنگی بوده؟ و آیا هنوزم محبوب است یا صرفاً معروف؟ و شاید مهم‌ترین پرسش: رویکرد اجتماعی او در آثارش چه‌قدر هم‌سو با جامعه است (؟) و آیا آن‌چه به‌اصطلاح «حرفِ دلِ مردم» می‌گویند را می‌توان در کارهای مهران مدیری پیدا کرد که این میزان هوادار، منطقی به نظر برسد؟

به «پرواز ۵۷» و «ساعت خوش» که برمی‌گردم، چیزی جز شوقِ یک جوان و یک قریحۀ ناپخته در ایجاد کمدی‌های ساده حاصل نمی‌شود. آن‌ها که سن و سالشان به پخش «ساعت خوش» می‌خورد، عمدتاً با «یادش به‌خیر چه دورانی بود» از آن یاد می‌کنند و انگار در نگاه تحسین‌آمیز مخاطبان سریال‌های متقدم مدیری، به‌جز «تعصب نوستالژیک» چیزی نمی‌توان یافت.

این واقعیت را باید پذیرفت که برای جامعۀ دردمندِ اوایل دهه ۱۳۷۰ ـ که یک انقلاب و بیش از یک دهه التهابِ پس از انقلاب را پشت سر گذاشته ـ فراگیری هر محصولی که موجبات «سرگرم شدنش» را فراهم می‌کرد کاملاً طبیعی بود. در شرایطی که محصولات عامه‌پسند در سطح «هزاردستان»، «سلطان و شبان»، «امیرکبیر»، «بوعلی سینا»، «سربداران» یا «روزی روزگاری» بود، یک دورهمی به زبان محاوره و به‌دور از حرف‌ها/ پیام‌های اخلاقی، اجتماعی، سیاسی و مذهبی و پر از «بیخیالی» و هجو، برای همه می‌توانست جذاب باشد و این چندان به استعدادِ مدیری ارتباط نداشت. مهران مدیری ـ مانند بسیاری دیگر ـ محصول این شرایط و «جوان» ِاین دوران است.

هرچه مدیری به اواخر دهه ۱۳۷۰ پیش رفت، همان دورهمی‌هایش ـ چون «جنگ ۷۷» و «پلاک ۱۴» ـ نیز قافیه را به محصولات دیگری چون «زیر آسمان شهر» باخت. و او دوباره در ۱۳۸۱ با «پاورچین» بازگشت. این شاید تنها کاری از او (در دهه ۱۳۸۰) است که خود می‌تواند از آن دفاع کند؛ کاری که البته یک اوج دارد و یک سقوط ـ که انگار از جایی به بعد قضیۀ بساز و بنداز میان بود که بامزگیِ نیمۀ اول سریال جای خود را به رخوت و کش‌آمدن نیمۀ دیگر داد. از همان کارهای آغازین مشخص بود که مدیری به شدت به نویسندگانش وابسته است. در «پاورچین» این باور به اوج خود رسید امّا همین نویسندگان هم وقتی در جایگاه «میرزا ـ بنویس» قرار گرفتند و هدف، «صرفاً تولید» بود، شکستِ مدیری حاصل شد. اولین شکست شاید «نقطه‌چین» بود. این شکست امّا فقط یک شکست در کارنامۀ مدیری نبود. بلکه نتایجی که از پسِ این شکست حاصل شد قابل توجه است:

باغ مظفر، گنج مظفر، مرد دوهزار چهره، قهوه تلخ، ویلای من، شوخی کردم، عطسه، در حاشیه ۱، در حاشیه ۲ و اکنون دراکولا؛ آثاری گران‌قیمت (که سه‌تا از آنها تاریخی است) و همه در طول ۱۵ سال ساخته شده است و هیچ‌کس نیست که بپرسد این میزان به سنگ خوردن که قادر است اسپیلبرگ را از پای بیندازد چطور موجب می‌شود یک «شکست‌خورده» همچنان در مرکز توجه باشد! بدتر از این: دو مجموعه وجود دارد که هیچ‌کدام «پایان» ندارد و اتفاقاً هردوی مجموعه‌ها مربوط به شبکه نمایش خانگی است؛ یعنی مردم پول داده و هر هفته در طولِ چندین ماه یک سریال را خریداری کرده‌اند امّا به‌راحتی، سازنده‌اش مقابل دوربین قرار می‌گیرد و می‌گوید نشد که سریال را تمام کنیم. با این حساب با کدام معیار می‌شود برای مدیری جایگاهی که اکنون دارد را متصور شد؟ مهران مدیری چه دارد که هواخواه کم ندارد؟؛ که هرکه بود محو می‌شد در سیستم تولید. آیا واقعاً مدیری یک نابغه است یا شرایط ناهنجار فرهنگی باعث می‌شود او آدم مهمی باشد؟ یعنی اگر مدیری جای دیگری به‌دنیا می‌آمد اصلاً آدم مهمی بود؟

فعالیت‌های او خارج از حیطه کارگردانی نیز نتیجه‌ای جز وضعیت پیش آمده برای سریالهایش را عایدمان نمی‌کند. مهران مدیری در آوازخوانی قابل‌ بررسی نیست و در حوزۀ بازیگری نقشِ هیچ‌کس جز مهران مدیری را نمی‌تواند بازی کند. «دردسر والدین» و «جایزه بزرگ» نشانه‌هایی است بر این ادعا. و اگر آن دوقطره اشک در «مرد هزارچهره» نبود نمی‌گفتند «عجب بازیگری!». هم‌چنین بازی‌های غیرکمدی‌اش نیز درست مانند آوازخوانی‌اش. خاطرم هست در «درخت گردو» هرجا حضور داشت، مردم را به خنده می‌انداخت، و موضوعِ «درخت گردو»: بمباران شیمیایی سردشت!

با این‌حال مهران مدیری از هوادارانِ بسیاری برخوردار است. برمی‌گردم به پرسش طرح‌شده و می‌گردم دنبالِ نزدیکی حال و هوای کارهای او یا رفتارهایش ـ به‌عنوان یک چهرۀ سرشناس ـ با «مردم» و این‌که شاید او دارد حرف مردم را بازگو می‌کند ـ حتّی در شکست‌هایش ـ و نتیجه عکسِ چیزی است که انتظار می‌رود:

در آثار مهران مدیری همه‌چیز در شکل شیک و به‌اصطلاح لاکچریِ خود نمایش داده می‌شود. از «پاورچین» تا «دراکولا» فقر معنای بیرونیِ خود را ندارد. چرک‌مردگی اجتماعی قابل دریافت نیست. و اصلاً مسئلۀ سازنده، جامعه نیست. و شاید همین باعث می‌شود مردم او را دوست بدارند؛ یعنی مهران مدیری در رفتار و گفتار و آثار، دنیای دست‌نایافتنیِ ماست و بسیاری در آرزوی «جای او بودن» او را دوست می‌دارند. این البته ساده‌ترین و طبیعی‌ترین نتیجه‌گیری است؛ امّا تماشای «شیک بودگی»ها برای مردم بی‌رنگ و کدر، حتماً جذاب است. به همین خاطر «منوچهر هادی» پرفروش است و به همین علت هنوز که هنوز است الگوهای فیلم‌های پیش از انقلاب جواب می‌دهد. در واقع این مدیری نیست که طرفدار دارد ـ جایگاه او است.

مسعود ده نمکی+مهران مدیری
مسعود ده نمکی+مهران مدیری

دوباره می‌پرسم از خودم: آیا مهران مدیری واقعاً محبوب است؟ یا صرفاً یک شمایلِ دارای جذابیت است و چیزی است که مردم به آن نیاز دارند. حال حضور او در تلویزیون به‌عنوان مجری و رودررو با تماشاگر را به این اضافه کنید تا این میزان مخاطبش توجیه‌پذیر به نظر برسد.

او انگار با هر شکست، عزت‌مندتر شده است؛ زیرا ۱) در هر سقوط، هم‌چنان شمایل دست‌نیافتنی خود را حفظ کرده و هر جامعۀ سختی کشیده به یک چهرۀ «به همه‌جا رسیده» نیاز دارد و ۲) «رسانه»‌ در اختیار او است و ۳) شرایط و اوضاع و احوال سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و … از اوایل دهه ۱۳۷۰ چندان تفاوتی نکرده و تنها شکلش عوض شده است و همین موجب می‌شود پسماندهای فرهنگ بشوند پرفروش‌ترین‌های سال ـ چون شاید تابویی را می‌شکنند یا به هر قیمت و زحمتی می‌خندانند. و ما نیز چه‌قدر در حسرت خندیدن. در این میان اگر آقای مدیری با خودنماییِ هرچه بیش‌تر بخشی از «هملت» را از حفظ بخواند می‌گویند «چه‌قدر باسواد»! از باخ که حرف می‌زند می‌گویند «واااو» و هیچ‌کس حواسش نیست که با وجود گوشیِ چسبیده به گوشش، شعری را به‌اشتباه می‌خواند یا به‌عنوان کسی که زندگی‌اش موسیقی کلاسیک است، «مالر» را «ماهلر» می‌نامد! باورکردنی نیست امّا رسانه‌ قادر است همه‌چیز را آن‌گونه که نیست جلوه دهد. گاهی وقت‌ها رسانه‌ قادر است «گلوی سیاوش» را وادار کند به خنجر کاری جز «بُریدن» انجام دهد و آب از آب هم تکان نخورد.

دراکولا امّا در میان این کارنامه ضعیف، یک پدیده است و نمونۀ دقیق و درستِ «خوردن نان به نرخ روز». هیچ ایده‌ای، متنی، فکری و راهبردی وجود ندارد و ظاهراً تنها چیزی که هست، سرمایه است و باید صرف کار «فرهنگی» شود! نتیجه‌اش می‌شود یک قصر، چند لوکیشن شیک، ماشین‌های گران‌قیمت، غذاهای لذیذ، ببر و شترمرغ و اسب به مقدار لازم، چند قطعه ترانه با صدای مهران مدیری («مهتاب»خوانی و لرزش خواننده اش در گور) و در پایان، مذمت طبقۀ فرادست که «چه‌قدر پول داشتن چیز بدی است» و در ستایش آنان که نان خشک به آب می‌زنند امّا آدم‌های خوبی هستند. خنده‌دار است که تمام جذابیت سریال بر شیک‌ بودگی‌ها بنا شده و در پایان این چرک بودگی‌هاست که ستایش می‌شود! «دراکولا» به‌واقع هیچ نیست و هیچ ایده‌ای ندارد. دیالوگ‌ها چندباره تکرار می‌شود، مکث‌ها بسیار است، رفت‌وآمدهای زمانی به‌وفور که تنها به زمانِ استاندارد برسد. منتقدی می‌گفت به این می‌ماند که پسماندی را جلویت قرار دهند و تو دربارۀ اجزای تشکیل‌دهنده‌اش حرف بزنی. امّا همین پسماندهاست که به‌زودی زود به نابودی سینما و تلویزیون‌های اینترنتی می‌انجامد. «دراکولا» شمایل سینما و تلویزیون این روزهای ماست که الف) مهرانِ مدیری آن را می‌سازد؛ شخصی که بارها ناکامی اش را به اثبات رسانده و ب) چیزی برای ارائه در این قسمت‌های پخش‌شده قابل بررسی نیست: سلبریتی‌ها دور هم جمع شده‌اند و صدا، دوربین و حرکت. حتّی لحظه‌ای نمی‌خنداند. دراکولا آینه‌ای است به تباهیِ فرهنگ. چرخه‌ای که هیچ‌کجای آن «مخاطب» مسئله نیست. یک پسماند فرهنگی است امّا منتش روی سرِ ماست که مدام می‌گویند «مردم… مردم…». به‌راستی سرمایه‌گذاران بر چه اساس هزینه‌های سرسام‌آور این آثار کم‌مخاطب را تأمین می‌کنند؟ کدام معیار در یک صنعتِ سلامت حاضر به تولید «دراکولا» یا «مردم معمولی» است؟ هزینه‌های این پسماندها از کجا می‌آید؟ چرا دست‌مزدها مشخص نیست؟

اکنون پرسشی دیگر مطرح می‌کنم و یادداشت را به سرانجام می‌رسانم: چرا برخی از ما امثال ده‌نمکی را دوست نمی‌داریم امّا افرادی چون مهران مدیری را چرا! و شاید حتّی مدیری‌ها را در «مقابل» ده‌نمکی‌ها قرار دهیم که آن‌یکی آن‌طرفی است و این‌یکی از ماست! این دو طیف با هم چه تفاوتی می‌کنند؟ نکند «دراکولا» از هیولاهای فولکلور باکلاس‌تر است؟ وقتی رویکرد هر دو یکی است و قدرت هر دو یکی، چطور می‌شود میان مدیری‌ها و ده‌نمکی‌ها تفاوت قائل شد؟ یک‌ماه آقای ده‌نمکی را جای مدیری در «دورهمی» که قرار بدهید، ایشان هم می‌شود اپوزیسیون. هیچ‌وقت نباید قدرت رسانه و قضیۀ گلوی سیاوش را از یاد بُرد. هیچ‌وقت.

 




درگیری یغما گلرویی و یک رپر جوان بر سر ده‌نمکی!

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر: یغما گلرویی ترانه‌سرا و سینا آبگون رپر جوان، درگیر مناظره‌ای مجازی شده‌اند بر سر مسعود ده‌نمکی.

به گزارش سینماروزان یغما گلرویی به تازگی ترانه‌ای با عنوان “ما” را در صفحه اجتماعیش قرار داده است که برای نقد تناقضات رفتاری ایرانیان، تعریضاتی زده به نصرت‌الله معین خواننده، مسعود ده‌نمکی کارگردان و مهران مدیری بازیگر اخیرا مبلغ یک فروشگاه زنجیره‌ای. 

در بخشی از ترانه یغما چنین آمده است: ملتِ نشئه از صدای معین، ملتِ مست توی آنتالیا، ملتِ باددوستِ پرچم‌پوش، ملتِ پرت مونده از دنیا!/تنقیه می‌کنه خودش رو مدام، با یه عالم گذشته‌ی الکی، ملتی که هنوز غمگینه، از خداحافظیِ ده‌نمکی!

تعریض یغما به ده‌نمکی با واکنش یک رپر جوان متولد ساری و رشدیافته در همدان، مواجه شده است.

سینا آبگون رپر جوانی که برادرزاده شهید ایرج ابگون است و در سریال “دادستان” هم بازی کرده، در واکنش به گلرویی، ترانه “خارروی” را سروده که در بخشی از آن چنین آمده: قلم پولکیت در اوج  برای نجفی میتازد/آنگونه میچرخد که در دبی  برج  بسازد/خودت را با ما یکی نکن تو از ما نیستی/در پوشش عدالتخواه  روز مزد ژورنالیستی/اخلاص ده‌نمکی از شلمچه تا دادستان ملموسه/ خار روی بر دستان عربها نزن بوسه!؟

⇓⇓⇓

متن ترانه “ما”ی یغما گلرویی را بخوانید:

آدمای مَلَنگِ بی‌رؤیا،
آدمک‌کوکیای سردرگم.
بس‌که به استوانه پز دادیم
شدیم آجرپزای جاده‌ی قُم.

آدمای همیشه در صحنه،
آدمای همیشه تو میدون.
همه‌ خوشحال و شاد و خندونیم،
پا می‌کوبیم تو برکه‌ای از خون.

درِ مغزامونو رو هر فکری
بوی آزادی می‌ده می بندیم.
بستنیِ عروسکی ماییم،
چوب توی پاچه‌مونه، می‌خندیم!

ملتِ نشئه از صدای معین،
ملتِ مست توی آنتالیا،
ملتِ باددوستِ پرچم‌پوش،
ملتِ پرت مونده از دنیا.

تنقیه می‌کنه خودش رو مدام
با یه عالم گذشته‌ی الکی.
ملتی که هنوز غمگینه
از خداحافظیِ ده‌نمکی.

ما از این دست آدما هستیم،
سلفی‌گیرای غالبأ قهار.
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
رمه‌های یه گله‌ی بیمار.

برای ماشینای قسطیمون
تخم‌مرغ می‌شکنیم و دلشادیم.
تو یه زندون گنده‌ایم عوضش
واسه تولیدِ مثل آزادیم.

انقلاباتِ فیس‌بوکانه
راه می‌ندازیم از رو بیکاری.
مشتِ محکم می شیم توی دهنِ
دشمنای همیشه تکراری.

تخت‌جمشید دخیل می‌بندیم،
عکسِ شاهو تو ماه می‌بینیم،
نقل قول از شریعتی می‌گیم،
پای طنزِ مدیری می‌شینیم.

تنِ فردوسی کُت می‌پوشونیم
با صلیبِ شکسته رو بازوش.
گم می‌شه هر صدای تازه توی
نعره‌ی اکثریتِ خاموش.

توی خواب غلت می‌زنیم دائم،
باورمون شده که بیداریم.
مٌهره‌ی دست این و اونیم و
از زمین و زمان طلب‌کاریم.

ما از این دست آدما هستیم،
لایک‌زن‌های غالبأ قهار
قطره‌های یه فاضلابِ بزرگ،
رمه‌های یه گله‌ی بیمار.

یغما گلرویی+ده‌نمکی+سینا آبگون
یغما گلرویی+ده‌نمکی+سینا آبگون

متن ترانه “خار روی”سینا آبگون چنین است:

یادت می آید کارت فعال بسیجت را؟
از کجا میاوری این شعر و حال عجیبت را؟

سربند اوج با نوای الله اکبر یادت است؟
روی این همه تناقض، چشم باید بست؟

یک روز انقلابی و امروز مست لایعقل
برای شعور مردم احترام قائل شو لا اقل

این مردم همه چیز را خوب یادشان هست
از دختران شل حجاب  و اکبران پونز به دست

شما هم از نسل همان شعبان بی مخ هایی
شکمت سیر شده از مردم چه می خواهی

قلم پولکیت در اوج  برای نجفی میتازد
آنگونه میچرخد که در دبی  برج  بسازد

خودت را با ما یکی نکن تو از ما نیستی
در پوشش عدالتخواه  روز مزد ژورنالیستی

اخلاص ده‌نمکی از شلمچه تا دادستان ملموسه
یغمای خار روی بر دستان عرب ها نزن بوسه

بیا و چهره ی واقعیت را به مردم نشان بده
لا اقل برای هضم این همه تناقض کمی زمان بده




پاسخ‌های مسعود ده‌نمکی به پاره‌ای انتقادات وارده به “دادستان”⇐مدعیان تولید کنترل‌شده “دادستان”، عاملان نهادهای مختلف هستند!/برای بازسازی حمله داعش به مجلس فقط یک‌ در را منفجر کردیم!/هزینه‌ای که برای “دادستان” شد، در حد سریال‌های آپارتمانی تلویزیون است!/من رانت‌بگیر هستم یا صاحبان آثاری که وزیر اطلاعات از آنها نام برد؟؟/پیشنهاد وزارت را نپذیرفتم چون به پادشاهی‌ خودم قانع هستم!/اگر “دادستان” را برای سینما می‌نوشتم، حتما چند میلیارد فروش می‌کرد و درآمد مادی آن برای من بیشتر بود!

 

سینماروزان/احمد محمداسماعیل: مسعود ده‌نمکی کارگردان سریال “دادستان” در گفتگویی تفصیلی به برخی انتقادات وارده بر سریال پاسخ داد.

ده‌نمکی در واکنش به ادعاهای آنان که معتقدند “دادستان” به صورت کاملا سفارشی و برای ترویج عدالت‌خواهی کنترل‌شده، تولید شده، بیان داشت: عموما برخی کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان عامل نهادهای مختلف هستند. برخی با اسم عدالتخواهی در خدمت جریان‌های مختلف هستند هم پول می‌گیرند و هم این‌که دیگران را می‌زنند. زمانی که عدالتخواهی هزینه داشت، اینها کجا بودند؟ الان که باوجود شبکه‌های اجتماعی مثل تلگرام و… هزینه ندارد. ولی من همان موقع که هزینه داشت، حضور داشتم، زندانش را هم رفتم. جالب است که این افراد عدالت‌خواهی را هزینه جناح می‌کنند تا به اسم آن به کسب قدرت برسند. خودم به خیلی از این افراد قلم‌زدن را یاد دادم، حال آنها امروز مدعی شدند. معتقدم برای عدالت‌خواهی باید عدالت داشت.

مسعود ده‌نمکی با اشاره به پیشنهاد تصدیگری وزارت ارشاد در دولت احمدی‌نژاد ادامه داد: با حدس و گمان نمی‌توان قضاوت کرد. امام علی (ع) تأکید کردند فاصله حق و باطل چهار انگشت است. یا حضرت آقا فرموده‌اند که برای عدالت اجتماعی وارد مصادیق نشوید. باید به‌دنبال راه‌حل‌ها، اتاق فکر، محتوا و… بود. خیلی‌ها اگر فرصت مرا داشتند پیشنهاد وزارت در دولت را می‌پذیرفتند اما وقتی در دولتی پیشنهاد وزارت به من شد، گفتم برای وزارت صلاحیت ندارم به پادشاهی‌ام قانع هستم. بعضی از این افراد عدالت‌خواهی را در سطح تراز جناح‌ها می‌آورند که من مخالفم و نمی‌گذارم مصادره جناح‌ها شود.

ده‌نمکی پیرامون چگونگی بازسازی سکانسهای حمله داعش به مجلس گفت: مجلس، شنبه تا چهارشنبه جلسه علنی دارد و دفاتر نمایندگان برای مراجعات مردمی باز است. روزهای پنجشنبه و جمعه اما مجلس تعطیل است و ما هم فقط حق داشتیم در این دو روز فیلمبرداری کنیم بنا بر این سه هفته به مجلس رفتیم و سکانس‌های مربوط به حمله داعش را ضبط کردیم. سکانس‌های مربوط به راهروها و سالن انتظار در خود مجلس فیلمبرداری شد اما سکانس‌های لابی و صحن مجلس کروماکی است و سکانس‌های اتاق جلسات را هم جای دیگر ساختیم و فیلمبرداری کردیم. یعنی برای ضبط آن قسمت‌ها ناچار شدیم چند جا برویم و در تدوین کنار هم قرار دهیم.

این کارگردان ادامه داد: نکته جالبی که می‌توانم برایتان بگویم این است که در آن صحنه‌های پر از تیراندازی و اکشن، جز یک شیشه که شکست و همان روز هم شیشه‌بر آن را عوض کرد و یک در که خودمان آوردیم و آن را منفجر کردیم و بعدا در اصلی را سرجایش گذاشتیم دیگر هیچ چیز واقعی نبود و همه آنچه دیدید جلوه‌های ویژه کامپیوتری بود. سکانس‌های خیابان را هم برای این‌که مزاحم مردم نشویم ساعت ۵ روز جمعه تا ساعت ۹ صبح ضبط کردیم تا کسی هم نتواند بگوید ده‌نمکی رانت دارد و مزاحم عبور و مرور مردم می‌شود.

مسعود ده‌‌نمکی در چند و چون بودجه سریال “دادستان” بیان داشت: هزینه‌ای که برای این سریال شد و برآورد آن در حد سریال‌های آپارتمانی تلویزیون است با این که پروداکشن سریال ما قابل مقایسه با کارهای آپارتمانی نیست. من از این جهت متاسفم کسانی شایعاتی را درباره بودجه، درست می‌کنند و خودشان می‌دانند برآورد ما آن چیزی نیست که آنها می‌گویند. مثلا یک ناظر سریال‌های آپارتمانی در فضای مجازی شایعه درست کرده که برآورد “دادستان” زیاد بوده در حالی که تهیه‌کننده هم به او توضیح داده و آن فرد متوجه اشتباهش شده.

این کارگردان با اشاره به رگه‌های تابوشکنانه “دادستان” گفت: اگر فیلمنامه “دادستان” را برای سینما می‌نوشتم، حتما چند میلیارد فروش می‌کرد و درآمد مالی و مادی آن برای من بیشتر بود، تا این‌که بیایم و در تلویزیون کار سخت سریال‌سازی را در شرایط کرونا انجام دهم. اما وقتی می‌پذیریم کاری برای تلویزیون ساخته شود، به هر حال باید همدلی هم برای پخش وجود داشته‌باشد. خوشبختانه سازمان علی‌رغم فشارهایی که از بیرون وارد و هجمه تبلیغات منفی که از قسمت اول آغاز شد، همراه کار بود و این هجمه تبلیغات و جریان پشت‌پرده که به سازمان حمله کردند تا دست مسؤولان رسانه ملی نسبت به ممیزی قوی شود، بی‌تاثیر بود. گرچه این جریانات می‌خواستند کار اخته شود، اما با کمترین ممیزی پخش شد.

مسعود ده‌نمکی با رد رانتخواری گفت: اگر من رانت داشتم که نشریاتی همچون شلمچه متوقف نمی‌شد یا جلوی مستند فقر و فحشا را نمی‌گرفتند. اخراجی‌ها رکورد مخاطب را در جشنواره شکست، اما چه حرف‌هایی به من زدند یا فیلم رسوایی این همه مورد استقبال قرار گرفت، اما بعد کلی به این فیلم حمله کردند. برای زدن حرف متفاوت کسی فرش قرمز برای آدم پهن نمی‌کند.

ده‌نمکی با اشاره به اذعان وزارت ارتباطات مبنی بر حمایت از تعدادی آثار سیمرغ‌بگیر فجر گفت: وزیر اطلاعات چند روز پیش مصاحبه کرد که چند فیلم را برای تولید حمایت کرد و این فیلم‌ها هم پول گرفتند و هم این همه جایزه. مجوز هم خودشان دادند و هیچ دردسری هم نداشتند، حال من رانت بگیر هستم؟ همه کارهایی که من ساخته‌ام حرف دل خودم بود و به سفارش نهادی نساختم.




ده‌نمکی، خبرگزاری زد!+فیلم

سینماروزان: تازه‌ترین سریال مسعود ده‌نمکی با عنوان “دادِستان” به‌زودی روی آنتن شبکه سوم خواهد رفت.

به گزارش سینماروزان “دادِستان” به تهیه‌کنندگی محمد خزاعی داستان گروهی از دانشجویان عدالت‌طلب است که اقدام به راه‌اندازی یک‌ خبرگزاری می‌کنند.

در سریال تازه ده‌نمکی، ماجرای حمله داعش به مجلس نیز بازسازی شده است!

محمد کاسبی، سیدجواد هاشمی، هومن برق‌نورد، برزو ارجمند، علی سلیمانی، بهنوش بختیاری، سحر قریشی، علیرضا استادی، کاوه سماک‌باشی، اصغر نقی‌زاده، هلیا امامی، رضا توکلی، محمود مقامی، نگار فروزنده، نیما شاهرخ‌شاهی، مجید شهریاری، شیوا خسرومهر، فریبا ترکاشوند، فرج‌الله گل‌سفیدی، ابراهیم کوهخایی، حمید متقی، مختار ثائقی، مریم وانشانی، یاسمن ترابی، مجید قادری و… در سریال «دادستان» بازی می‌کنند.

برای تماشای آنونس “دادستان” اینجا را ببینید.




توضیحات ده‌نمکی درباره ممیزی سریال تازه‌اش به‌خاطر پرداختن به داعش و طعنه به دولت اعتدال!!

سینماروزان: تقریبا تمام آثار مسعود ده‌نمکی متلک‌های سیاسی خود را داشته‌اند و حالا در آستانه عرضه سریال “دادستان” شائبه ممیزی سریال به خاطر نقد دولت اعتدال و همچنین پرداخت خاص به حمله داعش، مطرح شده است؟

مسعود ده‌نمکی با رد شائبه‌های مرتبط با ممیزی سریال به‌‌خاطر پرداختن به حمله داعش به مجلس به فاطمه عودباشی در جام‌جم گفت: چون روایت قصه به‌گونه‌ای است که ایجاد حساسیت نکند بعید است گرفتار ممیزی شویم ضمن این‌که بخش حمله داعش به مجلس جزو داستان‌های فرعی سریال است.

ده‌نمکی ادامه داد: معتقدم اگر تلویزیون به چنین موضوعاتی نپردازد، پس چه کسی باید به این موضوع توجه کند. اتفاقا گاهی ما فکر می‌کنیم پرداختن به مضامین جزو ممیزی‌هاست؛ درحالی‌که این‌طور نیست و می‌توان پرداخت. ما هم در سریال “دادستان” به پدیده نفوذ پرداخته‌ایم.

مسعود ده‌نمکی درباره ریشه‌های سیاسی “دادستان” گفت: در سریال به دولت خاصی اشاره نکرده‌ایم. بنابراین شما با تماشای این اثر فکر نمی‌کنید ما درباره دولت خاصی حرف می‌زنیم!!!

این کارگردان افزود: مضمون قصه به‌گونه‌ای است که به‌نقد افراد نمی‌پردازیم و سعی کرده‌ایم فضای سریال جاسوسی و پلیسی باشد و همان‌طور که تأکید کردم به پدیده نفوذ می‌پردازیم. امیدوارم مخاطبان از تماشای سریال لذت ببرند و سریال را دنبال کنند.




طفره ده‌نمکی از ساخت پروژه سردار سلیمانی؟؟

سینماروزان/مسعود احمدی: این دیگر به یک اصل نانوشته در میان ارگانهای متمول بدل شده که فرصت حمایت از کار بر سوژه‌های ارزشی فقط برای قلیلی از فیلمسازان مورد تایید جریان اصولگرا فراهم می‌آید.

به گزارش سینماروزان ابراهیم حاتمی‌کیا، ابوالقاسم طالبی، شهریار بحرانی و مسعود ده‌نمکی ازجمله فعال‌ترین فیلمسازان مورد تایید این جریان هستند و حالا که حرف و حدیث درباره ساخت پروژه تصویری زندگی سردار سلیمانی پیش آمده، باز نام اینها به‌عنوان سازنده مطرح شده.

در این میان مسعود ده‌نمکی وقتی مخاطب پرسشی پیرامون ساخت زندگی سردار شده، تلویحا پاسخ رد داده!

ده‌نمکی درباره اینکه خودش تمایلی برای ساخت سریال قاسم سلیمانی دارد یا خیر گفت: خانواده او در این زمینه صاحب نظر هستند. با این حال فکر می‌کنم دوستان نزدیک تر(!) سردار سلیمانی هستند که در این زمینه ورود کنند و به نظرم چنین افرادی اولویت دارند.

منظور ده‌نمکی از “دوستان نزدیک‌تر” سردار سلیمانی چیست؟ آیا مقصود او ساخت پروژه سردار توسط ابراهیم حاتمی‌کیاست؟

حاتمی‌کیا کارگردانیست که در زمان حیات سردار مورد تفقد وی قرار گرفته بود و حتی بعد از تولید “چ”، سردار سلیمانی در نامه‌ای خطاب به حاتمی‌کیا از او تقدیر کرد.

سردار سلیمانی پس از تولید “به وقت شام” و در دیداری خصوصی با حاتمی‌کیا از وی تشکر کرد و در همین دیدار بود که تصویری از بوسیدن پیشانی حاتمی‌کیا توسط سردار منتشر شد.

ده‌نمکی الویت ساخت پروژه سردار را دوستان نزدیکتر سردار دانسته و یکی از نزدیکترین دوستان سینمایی سردار هم میتواند حاتمی‌کیا باشد. اخیرا نیز شایعاتی درباره ارتباط پروژه تازه حاتمی‌کیا با سردار مطرح شد و حتی عده‌ای بازیگر عراقی نقش سردار را هم معرفی کردند با این حال سازمان اوج که حامی مالی آثار متاخر حاتمی‌کیاست، به صراحت این شایعات را تکذیب کرد.

البته این تکذیب معنای آن را ندارد که در آینده نیز حاتمی‌کیا سراغ پروژه سردار نرود مگر آن که خودش صراحتا از عدم پرداخت مستقیم به زندگی سردار بگوید که در آن صورت یا کلا تولید پروژه‌ای مرتبط با سردار منتفی خواهد شد یا به‌مانند تجربیاتی همچون “آبادان یازده شصت” و “۲۳نفر”، تولید این پروژه هم به تدوینگر و فیلمبردار “به وقت شام” یا نیرویی مورد تایید حاتمی‌کیا سپرده شود؟؟




سندی از چهل سال قبل؛ زمانی که ده‌نمکی ده‌ساله نمایشنامه‌ می‌نوشت!+عکس

سینماروزان: مسعود ده‌نمکی را در دو دهه اخیر به‌واسطه ساخت سه‌گانه “اخراجیها” و بعدتر دوگانه “رسوایی” می‌شناسیم ولی ده‌نمکی سالها پیش از این و در زمان تحصیل در دبستان، سابقه نمایشنامه‌نویسی داشته است.

دست‌نویس نمایشنامه‌ای با عنوان “شمشیر شکسته” متعلق به ۱۳۵۹ به سینماروزان رسیده که حکایت دارد از نویسندگی نمایش توسط مسعود ده‌نمکی.

این نمایشنامه دبستانی را ده‌نمکی ده ساله نوشته و یکی از همکلاسانش به نام محمد رنجبری آن را کارگردانی کرده بود. ده‌نمکی خودش هم در این نمایش در نقش وزیر(!) بازی کرده بود.

 

نمایشنامه "شمشیر شکسته" به نویسندگی مسعود ده‌نمکی
نمایشنامه “شمشیر شکسته” به نویسندگی مسعود ده‌نمکی

نمایشنامه "شمشیر شکسته" به نویسندگی مسعود ده‌نمکی
نمایشنامه “شمشیر شکسته” به نویسندگی مسعود ده‌نمکی

نمایشنامه "شمشیر شکسته" به نویسندگی مسعود ده‌نمکی
نمایشنامه “شمشیر شکسته” به نویسندگی مسعود ده‌نمکی

نمایشنامه "شمشیر شکسته" به نویسندگی مسعود ده‌نمکی
نمایشنامه “شمشیر شکسته” به نویسندگی مسعود ده‌نمکی




تازه‌ترین اظهارات مسعود ده‌نمکی⇐آثار جشنواره اخیر فجر به‌جای آن که تاثیرگذار باشند، تاثیرپذیر بودند/ضعف در فیلمنامه‌نویسی یک مساله جهانی است!!!/باید به‌دنبال عدالت در اکران عمومی و ایجاد فرصت برابر نمایش برابر برای تمام آثار باشیم

سینماروزان: مسعود ده‌نمکی که نوروز سال قبل کمدی “زندانیها” را روی پرده داشت، نوروز امسال همین کمدی را در تلویزیون دارد و اینکه پس از “زندانیها” بناست فیلم بسازد یا سریال یا مجدد به فعالیت رسانه‌ای در مدیومی تازه روی آورد مشخص نیست؟!

مسعود ده‌نمکی در تازه‌ترین گفتگوی خود درباره کیفیت سینمای ایران در سالهای اخیر به مهر گفت: سینمای ایران در سال‌های اخیر در حوزه سخت‌افزاری پیشرفت‌های خوبی داشته است و پردیس‌های سینمایی و تعداد سالن‌های نمایش در کشور هم رو به افزایش است، اما متأسفانه در حوزه نرم‌افزاری پیشرفت چندانی نداشته‌ایم. به همین دلیل معتقدم برای آینده باید روی این بخش تمرکز کرده و برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم.

وی بیان کرد: باید هم در حوزه تولید محتوا و هم در حوزه مدیریت استراتژیک، در نوع آثار و ذائقه مخاطب و ذائقه‌سازی برای مخاطب، عدالت در اکران عمومی فیلم‌ها، فرصت‌های متناسب و متعادلی را برای همه فیلمسازان فراهم کنیم.

کارگردان فیلم سینمایی «اخراجی‌ها» با بیان اینکه معتقد است بحث فرهنگسازی نیز از اهمیت بسیاری برخوردار است توضیح داد: آثاری که در جشنواره فیلم فجر اخیر دیده شد، به شدت تاثیرپذیر از جامعه بودند و نه تأثیرگذار!!!

وی تاکید کرد: در جشنواره فیلم فجر تنها یک چهارم تولیدات سینما دیده می‌شود و نمی‌توان قضاوت درستی برای اکران ۹۹ داشت. البته این احتمال نیز وجود دارد که بسیاری از فیلم‌هایی که به جشنواره فیلم فجر نرسیده‌اند نیز در این زمینه بدتر از فیلم‌هایی باشند که در جشنواره فیلم فجر نمایش داده شدند.

کارگردان «معراجی‌ها» درباره ضعف در نگارش فیلمنامه‌های سینمایی توضیح داد: مساله ضعف در فیلمنامه‌نویسی، یک مساله جهانی است و بسیاری از فیلم‌هایی که در کشورهای مختلف به خصوص در سینمای هالیوود ساخته می‌شود نیز با این مشکل مواجه هستند، شاید تعداد انگشت شماری از فیلم‌ها فیلمنامه‌های خوب و شاخصی داشته باشند.

ده نمکی در پایان گفت: فقدان فرهنگسازی و یا حتی ترویج ضدفرهنگ‌ها و ضدارزش‌های اخلاقی، تبدیل به یک مسابقه اساسی در سینمای ایران شده است، به عنوان مثال در کشورهای دارای سینما، اگر در فیلمی سیگار و مصرف الکل را نشان می‌دهد، هدف و تلاش فیلم برای نشان دادن تأثیرات منفی این موارد روی مصرف‌کننده است، اما در آثار سینمای ایران مواردی از این نوع تبدیل به ارزش شده است و در راستای شخصیت‌پردازی از آن بهره‌گیری می‌شود!