علاقه ده‌نمکی به لوطی محله صابون‌پز‌خانه+عکس

سینماژورنال: مسعود ده نمکی کارگردان سینمای ایران که این روزها مشغول آماده سازی مقدمات تولید “رسوایی2” است همزمان با 15 خرداد بر سر مزار یکی از لوطیهای بنام تهران ظاهر شد.

به گزارش سینماژورنال این لوطی کسی نبود جز طیب حاج رضایی که بعد از اتفاقات مرتبط به 15 خرداد 1342 از سوی حکام طاغوت به اعدام محکوم شد.

رژیم طاغوت درست یک روز بعد از 15 خرداد 42 طیب حاج رضایی را به همراه ۴۰۰ نفر دیگر به جرم برهم زدن نظم عمومی دستگیر کرد و سرکرده این افراد دستگیر شده را طیب حاج رضایی و اسماعیل رضایی عنوان کردند.

سرانجام از میان افراد دستگیر شده، طیب و اسماعیل حاج رضایی به حکم صادره از دادگاه ویژه شماره یک لشکر گارد به ریاست سرتیپ حسین زمانی و دادستانی سرهنگ ستاد احمد دولو قاجار و با وکالت تسخیری تیمسار شایانفر پس از ۱۳ جلسه محاکمه به جرم فعالیت محرمانه و خیانتکارانه به منظور برهم زدن نظم و امنیت عمومی در روزهای ۱۵ خرداد ماه همان سال به استناد قسمت اول ماده ۷۰ قانون مجازات عمومی به اعدام محکوم شدند و این حکم در سحرگاه ۱۱ آبان ۱۳۴۲ اجرا شد.

مسعود ده نمکی به همراه حمید داوودآبادی از نویسندگان ارزشی حوزه ادبیات کشور بر سر مزار طیب حاضر شد و با نگارش متنی کوتاه درباره این حضور نوشت: پانزده خرداد و یاد و خاطره طیب خان.

حضور ده نمکی بر سر مزار این لوطی متولد محله صابون پزخانه شاید موجب آن شود که در آینده ای نزدیک این کارگردان میلیاردی به سراغ زندگی طیب رفته و بخشهایی از زندگی وی را در قالب یک درام سینمایی به تصویر بکشد.

طیب
ده نمکی و داوودآبادی بر سر مزار طیب



“رسوایی2” بعد از ماه رمضان کلید می‌خورد/داستان فیلم در شهری متأثر از الگوهای غربی روایت می‌شود/تا اواخر اردیبهشت تکلیف حضور اکبر عبدی مشخص می‌شود

سینماژورنال: مسعود ده نمکی این روزها همچنان درگیر آماده سازی نماهای رایانه ای تازه ترین فیلمش است.

به گزارش سینماژورنال فیلم تازه ده نمکی هنوز نامش مشخص نشده و ده نمکی خود نیز در انتخاب یکی از دو نام “رسوایی2” یا “همشهریها” برای این فیلم تردید دارد.

این کارگردان در هفته های اخیر نظارت کاملی بر طراحی بخشهایی از فیلم داشته که به صورت سی.جی.آی یا جلوه های ویژه رایانه ای تولید می شوند.

اواخر تیرماه کار کلید می خورد

برنامه ریزی تولید “رسوایی2” طوری انجام شده که نهایتا بعد از ماه مبارک رمضان یعنی اواخر تیرماه و اویل مردادماه کار کلید بخورد.

از میان بازیگران “رسوایی2” تاکنون حضور شیلا خداداد به عنوان بازیگر حتمی شده ولی وضعیت حضور اکبر عبدی به عنوان بازیگر نقش روحانی فیلم هنوز مشخص نیست.

تا یک ماه دیگر تکلیف حضور عبدی مشخص میشود

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که نهایتا تا یک ماه دیگر یعنی اواخر اردیبهشت ماه حضور یا عدم حضور کاراکتر روحانی “رسوایی” در “رسوایی2” مشخص شده و سپس برای جلب بازیگر این نقش تصمیم گیریهای لازم انجام می گیرد.

داستان در شهری فرضی رخ می دهد

داستان “رسوایی” شبیه به آنچه در سریالی چون “کلاه پهلوی” دیده بودیم در شهری فرضی رخ می دهد. شهری که سعی می کند منطبق با الگوهای غربی مدنیت خود را جلوه دهد اما این الگوها در تعارض با پاره ای سنتها به چالش کشیده می شوند.

مسعود ده نمکی قصد دارد در تازه ترین کارش نقدی داشته باشد به جوامعی که مدرنیته را چاره راه پیشرفت می دانند.

رونمایی در جشنواره؟

ده نمکی امور تولید را طوری پیش می برد که نهایتا فیلمبرداری کار تا اواخر تابستان به انجام برسد و بعد از انجام کارهای فنی برای حضور یا عدم حضور فیلمش در جشنواره سی و چهارم تصمیم گیری می کند.




رونوشت “آسمان من” از دست ده‌نمکی بدون پرداخت کپی‌رایت…

سینماژورنال: قبل از پخش سریال “آسمان من” محمدرضا آهنج آن قدر بر موضوع این سریال که درباره امنیت پرواز است تاکید شده بود که بسیاری از مخاطبان آماده این بودند که یک سریال سراپا مهیج و پرتعلیق را تماشا کنند.

به گزارش سینماژورنال با این حال بعد از پخش قسمتهای ابتدایی سریال بیش از هر چیز این ظن به ذهن می رسد که همچنان در سوژه های مرتبط با هواپیماربایی کار منطبق بر الگوهای امتحان پس داده است که اهمیت دارد.

محمدرضا آهنج کارگردان مجموعه کمترین تنوعی در انتخاب داستان انجام نداده و باز هم هواپیماربایی هایی را می بینیم که با کمترین نوآوری در خلق شخصیت و پیشبرد درام شکل می گیرند.

شباهت با “اخراجیها2”

عجیب اینجاست که در دو قسمت ابتدایی “آسمان من” ماجرای هواپیماربایی توسط تعدادی از وابسته های منافقین را در شرایطی می بینیم که تقریبا بخش عمده داستان منطبق با سیر حوادث در قسمت دوم از سری “اخراجیها” پیش می رود.

باز هم تعدادی از منافقین هستند که بناست هواپیمایی را سرقت کرده و به پاریس بروند، باز هم این هواپیما دچار کمبود سوخت است و باید در کشوری حاشیه ای سوخت گیری کند. باز هم این درگیری های لفظی درون هواپیما میان مسافران که برخی به ظاهر موافق این ماجرایند و برخی مخالف آن، است که فیلمنامه را شکل می دهد.

به گزارش سینماژورنال تنها تفاوتی که این سریال با “اخراجیها2” دارد کمدی نبودن ماجراهاست و اینکه تمامی اتفاقات رگه هایی از جدیت دارند. البته نه جدیتی در جهت روایت یک داستان پرکشش و ملتهب که جدیتی برای واقع گرایانه کردن آدمها و باورهایشان که البته در تحقق این هدف هم کمترین موفقیتی حاصل نمی شود.

جالب است که این کپی برداری در شرایطی صورت گرفته که ده نمکی هم برای روایت اثرش بیشتر تحت تاثیر یکی از آثار دهه شصتی سینمای ایران با عنوان “پرواز پنجم ژوئن” ساخته کارگردانی به نام علیرضا سمیع آذر بود و به این ترتیب “آسمان من” می تواند کپی از کپی نام گیرد!

زحمت طراحی صحنه هم به صفر رسید

در کنار عدم خلاقیت برای روایت داستانی پر اوج و فرود محمدرضا آهنج برای طراحی صحنه اثرش نیز کمترین زحمتی به خود راه نداده.

فارغ از بخش عمده داستان که درون هواپیما می گذرد بخشهایی از آن نیز به فلاش بکهایی می گذرد که گذشته کاراکترها را روایت میکند و از آنجا که داستان سریال در دهه شصت می گذشته، آهنج می دانسته که بهتر است بخش عمده این فلاش بکها را نیز در نماهای بسته و با تصاویری تمام قد از بازیگران بگیرد تا زحمت طراحی صحنه ای منطبق با سه دهه قبل به صفر برسد.

سریالی پیش بینی پذیر

“آسمان من” تا اینجایش سریالی نبوده که مرتب درباره کیفیت آن و تلاش اش برای ارتقای استانداردهای سریال سازی در تلویزیون مانور داده بودند.

این یک سریال کاملا سهل الوصول است با تیپهایی آشنا و موقعیتهایی کاملا پیش بینی پذیر و کمترین تلاش برای ارائه روایتهایی نو از ماجراهای پرتنش هواپیماربایی.

ربط اینکه امور تولید این سریال حدودا یک سال در سکوت خبری پیش رفته با تکرار مکررات قسمتهای ابتدایی را ما نمی دانیم اما از صمیم قلب آرزو می کنیم در قسمتهای آینده نوآوریهای بیشتری را در این مجموعه پرهزینه رسانه ملی شاهد باشیم.




فریدون جیرانی: کاش در دوم خرداد 76 ناطق نوری رییس جمهور می‌شد!/شمقدری به من گفت اگر زودتر فهمیده بودم نمی‌گذاشتم “سنتوری” توقیف شود/پرده‌دری فیلمفارسیها را روشنفکران باب کردند

سینماژورنال: فریدون جیرانی فارغ از جایگاهش به عنوان یک نویسنده و کارگردان در سینمای ایران همواره بواسطه تحلیلهای سینمایی اش هم در کانون توجه بوده است.

به گزارش سینماژورنال او جزو معدود سینماگران سینمای ایران است که به دلیل سابقه سالها روزنامه نگاری همواره نقطه نظرات جالب و خواندنی خود را درباره دوره های مختلف سینمایی داشته است و البته همین نقطه نظرات بود که باعث شد برنامه “هفت”اش به سرعت به یکی از برنامه های پربیننده تلویزیون تبدیل شود.

کافیست وضعیت “هفت” بعد از خروج جیرانی و حضور یک مجری با حداقل تحلیل سینمایی را با “هفت”جیرانی مقایسه کنیم تا بفهمیم اهمیت مطالعات سینمایی و البته روزآمد بودن تا چه حد میتواند در دوری یک برنامه تلویزیونی از تکرار کارگر باشد.

این کارگردان که آخرین ساخته اش “خوابزده ها” به تازگی به شبکه خانگی آمده در تازه ترین گفتگویش با سعید مروتی در “بانی فیلم” هم سعی کرده نکات ارزنده و کمتر شنیده شده ای را درباره ادوار مختلف سینمای ایران بیان کند.

موج نوی سینمای ایران نقش مفیدی برای سینما نداشته است

به گزارش سینماژورنال فریدون جیرانی در تحلیلی عجیب پرده دریهای فیلمفارسیهای ابتدای دهه 50 را ناشی از روش سینمایی روشنفکران می داند و می گوید: سینمای روشنفکری از “قیصر” به بعد باعث میشود شکل طبیعی سینمای ایران نابود شود. آن تنوع ژانری که سینما در سال 47 داشت با وجود سطح نازلش از بین رفت و کنار سینمای روشنفکری یک سینمای لاتی و جاهلی مسلط شد که در سطح نازلی قرار داشت. من برخلاف تصور خیلیها معتقدم موج نوی سینمای ایران نقش مفیدی بر سینما نداشته است. به گزارش سینماژورنال جیرانی در توجیه این ماجرا بیان می دارد: روشنفکر این دوران دچار بی هویتی شده و احساس میکند هویتش در این جامعه پا در هوا که نه سنتی است و نه مدرن، گم شده. جامعه هم دچار تحول شده و از سوی دیگر برداشتن سانسور باعث میشود از سال 48 بی پروایی در سینما رواج پیدا کند. این اتفاق نصف تماشاگران را که حاشیه نشینهای شهرها بودند از سینما جدا کرد.

پرده دریهای فیلمفارسی را روشنفکران باب کردند

جیرانی ادامه می دهد: تماشاگران فیلمفارسیها که در سالهای 45 و 46 به دیدن فیلمهای فردین می آمدند حالا با یک سری فیلمهای بی پرده مواجه بودند که اتفاقا روشنفکرها آنها را باب کردند. آن صحنه های بی پروا و پرده درانه از سینمای روشنفکری شروع میشود و بعد به سینمای فارسی می رسد. علت حمله مردم به سینما در جریان انقلاب هم ناشی از همین نوع سینما بود.

از کیمیایی بگیر تا مهرجویی و حاتمی همه جامعه مدرن را می زنند

این کارگردان سینما نگاه انتقادی هم به سینمای چهره هایی چون کیمیایی و مهرجویی و حاتمی در آن دوران داشته و می گوید: وقتی شاه همه احزاب را تعطیل کرد و اجازه نفس کشیده به مخالفان را ندارد همه چیز بسته شد و از دلش یک سینمای مرخرف فارسی بیرون زد که وقاحتش تماشاگر را پس زد. وی می افزاید: از آن طرف یک سینمای روشنفکری به وجود آمد که خودش ضدتجدد و جامعه مدرن بود. از کیمیایی بگیر تا مهرجویی و حاتمی همه جامعه مدرن را می زنند. آدم مدرن فیلم “پستچی” آدم مزخرفی است و میخواهد خوکدانی راه بیندازد.

مجله “فیلم” در خدمت سیاستهای مدیران سینمایی دهه 60

فریدون جیرانی درباره نقش مجله “فیلم” در کمک به سیاستهای گلخانه ای دهه شصت با صراحت بیان می دارد: نگاه مدیران دهه 60 به سینما نگاه روشنفکری است..و این یک واقعیت است که مجله “فیلم” در تعمیم نگاه روشنفکری مدیران دهه شصت به مدیران سینما کمک می کرد. نکته اش اینجاست که سینما را نمیشود با نگاه روشنفکرانه رشد داد. با این نگاه میشود از سینمای روشنفکری حمایت ولی نمیشود از کل سینما حمایت کرد.

 کاش در دوم خرداد 76 ناطق نوری رییس جمهور می‌شد!

کارگردانی که در دوران برآمده از دوم خرداد توانسته بود آثاری چون “آب و آتش” و “قرمز” را بسازد یک واقعیت تلخ را هم درباره نتیجه گیری خودش نسبت به تحولات اصلاحات بیان می کند. جیرانی می گوید: من در این سالها به نتیجه تلخی رسیده ام. کاش در دوم خرداد 76 ناطق نوری رییس جمهور میشود! اگر ناطق نوری رییس جمهور می شد بعدها خیلی از اتفاقات دیگر نمی افتاد و جامعه به شکل طبیعی تری جلوی می رفت. به گزارش سینماژورنال جیرانی می افزاید: آن شتابی که اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد در تغییر جامعه داشتند همخوانی با شرایط جامعه نداشت و همین بعدها باعث شد راست افراطی قدرت بگیرد.

 شمقدری گفت اگر زودتر فهمیده بودم نمی گذاشتم “سنتوری” توقیف شود

این فیلمساز کهنه کار درباره حضور جواد شمقدری در دولت اول احمدی نژاد می گوید: در دولت اول احمدی نژاد که شمقدری مشاور هنری رییس جمهور بود هم دست از مخالفت با مدیران سینمایی برنداشت و مخالف جدی جعفری جلوه و صفارهرندی بود. به گزارش سینماژورنال جیرانی با اشاره به اینکه شمقدری مخالف توقیف “سنتوری” بوده است ادامه می دهد: یک روز از شمقدری درباره اکران “سنتوری” پرسیدم و او گفت اگر من زودتر فهمیده بودم نمی گذاشتم “سنتوری” توقیف شود.

 ده نمکی متعلق به سینمای دولتی است

فریدون جیرانی برخلاف بسیاری که مسعود ده نمکی را محصول بخش خصوصی می دانند او را زاییده دولت احمدی نژاد دانسته و درباره وی می گوید: ده نمکی متعلق به سینمای دولتی است و ربطی به سینمای خصوصی ندارد. او متعلق به سینمایی است که دولت از او حمایت کرده ولی بعد به دلیل فروش “اخراجیها1” برای کارهای بعدی خودش سرمایه گذار پیدا کرده است.

 شمقدری خیلی هم اهل بستن فضا نبود

جیرانی درباره اوضاع سینمایی دوران شمقدری بیان می دارد: داستان این طوری نیست که ما فکر کنیم عرصه فرهنگی در زمان شمقدری کاملا بسته بوده است. شرایط سیاسی جامعه به دلیل وقایع 88 تقابلی ایجاد کرده بود که جریان روشنفکری مذهبی باور نداشت شمقدری خیلی هم اهل بستن فضا نیست. روشنفکری مذهبی قائل به همکاری با شمقدری نبود. به گزارش سینماژورنال شمقدری می افزاید: من معتقدم برخی از فیلمسازان که حتی اقدام به گرفتن پروانه از شمقدری نمی کردند اگر با او وارد گفتگو می شدند می توانستند پروانه بگیرند.