یک منتقد آب پاکی را روی دست کیمیایی ریخت⇐مسعودجان! نمی‌توانی از پولاد بهروز وثوقی بسازی

سینماروزان: درگیری پیش آمده میان مسعود کیمیایی و منصور لشکری قوچانی تهیه کننده «قاتل اهلی» بر سر کم و زیاد نقش پولاد در این فیلم هر چند منطبق با آنچه کیمیایی گفته به نفع وی به پایان رسیده اما نکته اینجاست که هیچ کدام از اعضای شورای داوری خانه سینما  هنوز هیچ اظهارنظر رسمی در این باره نداشته اند.

به گزارش سینماروزان در همین حین و در حالی که برخی از مخاطبان نیز این درگیری را صوری و یک ضدتبلیغ برای فیلم دانسته اند احمد طالبی‌نژاد منتقد قدیمی سینمای ایران در یادداشتی برای «تماشاگران امروز» به صراحت کیمیایی را به خاطر پر و بال دادن بیش از حد به فرزندش مورد نقد جدی قرار داده است.

متن یادداشت طالبی نژاد را بخوانید:

مسعود جان! نمی‌توانی از پولاد بهروز وثوقی بسازی

اميدوارم ماجراهايي كه براي فيلم «قاتل اهلي» تا امروز رخ داده يك ترفند تبليغاتي براي كمك به بيشتر ديده شدن فيلم باشد. هيچ بعيد نيست كه بخواهند با يك جنجال اين‌طوري نگاه‌ها را متوجه فيلم كنند تا اگر در جشنواره يا پس از آن اكران شد، خيلي‌ها بگويند برويم ببينيم فيلمي كه اين همه سروصدا كرد چه بود.
اين حدس اگر درست باشد و اين حواشي يك جنجال‌سازي براي فيلم باشد، خيلي عجيب نيست و ايرادي هم ندارد. همه جاي دنيا از اين حاشيه‌سازي‌ها مي‌شود و ما هم از اين امر مستثني نيستيم. تازه فوتبال‌مان كه تماما حاشيه است و از متن در آن هيچ خبري نيست اما اگر اين بحث‌ها و دعواها جدي باشد چند اشكال دارد.

 اول اينكه چرا كيميايي در هفتاد و پنج، شش سالگي همچنان بايد گرفتار تهيه‌كننده باشد؟ او الان بايد در جايگاهي باشد كه خودش فيلم بسازد و اختيار کارهایش با خودش باشد نه تهيه‌كننده. اين يك سؤال اساسي است كه چرا اين اتفاق درباره ايشان و همه كارگردان‌هاي نسل اول كه سينماي ما مديون‌شان است، افتاده؟ در تمام دنيا همه كارگردان‌هاي در اين حد و اندازه، خودشان تهيه‌كننده هستند و زير بار منت و فشار هيچ‌كس نمي‌روند.

 دوم هم اينكه اگر آقاي كيميايي در اين سن و سال فيلمي بسازد كه اواخر كار هنوز فكر كند چيزهايي كم دارد، این هم اشكال دارد. ايشان با اين همه تجربه ساخت فيلم خوب، بايد به يك كمالي رسيده باشد و ديگر اين مشكلات را نداشته باشد. اين موضوع هم احتمالاً ناشي از اين است كه فيلم‌نامه كامل نبوده و در نتيجه اين مشكل پيش آمده است. مجموعه‌اي از اين دلايل باعث مي‌شود فيلم به مشكل بخورد و اين داستان‌ها به‌وجود بيايد.

کیمیایی نباید اختیارش را بدهد دست فرزندش
از طرفي هم بايد چيزي بگويم كه شايد به نفعم نباشد اما كيميايي در اين سن و سال و تجربه‌اي كه دارد، نبايد اختيارش را دست پسرش بدهد. پولاد نبايد در زمينه فيلم‌نامه‌نويسي با پدرش درگير باشد و در كار او دخالت كند. او اگر سواد فيلم‌نامه‌نويسي دارد خودش بنويسد. چون فيلم‌نامه‌نويسي فقط تكنيك نيست، سواد ادبي، فرهنگي، اجتماعي و… هم مي‌خواهد. نوشتن يك فيلم‌نامه خوب خيلي چيزها مي‌خواهد كه كسي به صرف رفتن به يك كلاس فيلم‌نامه‌نويسي به آنها دست پيدا نمي‌كند.

 در هر سال حداقل چهل، پنجاه فيلم‌نامه‌نويس از كلاس‌هاي خود من و امثال من بيرون مي‌‌آيد اما همه اينها كه موفق نمي‌شوند. فيلم‌نامه‌نويسي علاوه بر فوت و فن به چيزهاي ديگري نياز دارد كه فكر نمي‌كنم پولاد در اين سن و سال آنها را داشته باشد. نكته ديگر اين است كه هر كدام از اين كارگردان‌هاي نسل اولي كه خواسته اطرافيانش را در كارهايش دخالت بدهد، متأسفانه نتيجه خوبي نگرفته است. اسم نمي‌برم ولي يكي ديگر از كارگردان‌هاي درجه يك سينماي ايران الان چند سال است كه فيلم‌نامه خوبي ننوشته، چون يك نفر از خانواده‌‌اش را در كارهايش دخالت مي‌دهد. چرا بايد كيميايي الان دچار اين مخمصه شود؟

پولاد بچه خوبیست اما دلیل نمی‌شود که بتوان از او بهروز وثوقی ساخت

 من اگر الان درباره پولاد حرف مي‌زنم ممكن است به حساب يك مسئله شخصي بگذارد كه اينجا مجالش نيست درباره‌‌اش صحبت کنم اما اين‌طور نيست. من يك‌بار به پدرش گفتم پولاد بچه خوب و باادبي است ولي دليل نمي‌شود كه بتواني از او بهروز وثوقي يا حتي خودت را بسازي. پولاد كيميايي جوان است و جوياي نام؛ به دليل شكستي كه در فيلم اولش خورد، احتمالاً مي‌خواهد جايگاه بيشتري در فيلم پدرش داشته باشد. اين بستگي به خود كيميايي دارد كه تا چه حد مي‌خواهد رعايت حال پسرش را كند يا به سينما فکر کند. هرچه هست اين باج دادن‌ها هيچ‌وقت نتيجه خوبي نداشته و حمايت‌هاي زوركي كار را به جايي نبرده است.

این همه حمایت کیمیایی از پسرش داشته اما او نه بازیگر خوبی شد و نه فیلمنامه نویس و نه کارگردان خوبی

اين همه حمايت تا به امروز كيميايي از پسرش داشته اما او نه بازيگر خوبي شد، نه فيلم‌نامه‌نويس و نه كارگردان خوبي. اينها كه من مي‌گويم در تخطئه پولاد نيست. پولاد از بچگي در دامان سينما بزرگ شده. اولين‌بار كه او را ديدم خيلي بچه بود. از همان موقع در مراحل ساخت فيلم‌هاي پدرش حضور داشته و شايد تجربه هم داشته باشد ولي سواد عمومي‌‌اش طبعا به اندازه پدرش نيست. كيميايي يكي از كساني است كه به‌رغم اينكه سواد عاليه ندارد اما در حد دكترا، تاريخ اجتماعي ايران را مي‌شناسد و تجربه دارد. پولاد هم با صبوري به تجربه دست پيدا خواهد كرد اما الان فعلا دارد تخته گاز مي‌رود.




امتداد پیروزی آقازادگان؟⇐مسعود کیمیایی: درگیری با تهیه‌کننده «قاتل اهلی»، حل شد/صحنه‌های باقیمانده را با حضور پولاد می‌گیریم!

سینماروزان: گویا درگیری ایجاد شده میان مسعود کیمیایی و تهیه کننده فیلم تازه اش «قاتل اهلی» با حکمیت خانه سینما حل شده است.

به گزارش سینماروزان این درگیری که مبنای آن افزایش سکانسهای پولاد بود در شرایطی خاتمه یافته که کیمیایی در گفتگو با «شرق» ادعا کرده که باید صحنه های باقیمانده که گویا آقازاده شان پولاد هم رکن اساسی این صحنه ها هستند هرچه زودتر فیلمبرداری شود.

شمول گفته های کیمیایی را با ذکر این توضیح بخوانید که این روزها در فضاهای مجازی و حقیقی کم نیستند مخاطبانی که کل ماجرای درگیری را دعوایی زرگری برای بالا بردن حواشی پیرامون فیلم دانسته اند:

من اهل دعوا نیستم

 از کسی شکایت نکردم. من اهل شکایت نیستم. من اهل دعوا نیستم. دعوا خوب نیست. درست این است که بگوییم من به خانه سینما رجوع کردم. موضوع هم دوستانه و کدخدامنشی حل شد. دوستان در خانه سینما مسائل را بررسی کردند و در نتیجه منجر به این شد که صحنه‌های باقی‌مانده را فیلم‌برداری کنیم.

مسائل دوستانه پیش رفت

مسائل دوستانه پیش رفت. آقای لشکری‌قوچانی هم قرار است دوباره وسایل را اجاره کنند تا صحنه‌های دوتا از لوکیشن‌های واقع در تهران و پلان‌های مربوط به پاساژ را فیلم‌برداری کنند. امیدوارم زودتر هم این صحنه‌ها گرفته و فیلم به دبیرخانه جشنواره سپرده شود.

صحنه های پولاد و… باقی مانده

صحنه‌های آقای پرستویی به پایان رسیده و فقط برخی از صحنه‌های مربوط به بازیگران جوان فیلم همچون پگاه آهنگرانی، ‌پولاد کیمیایی و امیر جدیدی باقی مانده است.

دیگر «قاتل اهلی» زخمی نیست

دیگر «قاتل اهلی» زخمی نیست. داریم او را پانسمان می‌کنیم!

«قاتل اهلی» سیاسی نیست

من فیلم خودم را ساختم. نه، «قاتل اهلی» سیاسی نیست… حتی من شنیدم خیلی‌ها می‌گویند این فیلم تند است و به بسیاری از شخصیت‌های سیاسی پرداخته است؛ درصورتی‌که این‌طور نیست.




در دل درگیری با تهیه‌‌کننده «قاتل اهلی» رخ می‌دهد⇐سخنرانی مسعود کیمیایی برای بافندگان فرش!!!

سینماروزان: در ایامی که مدام درباره درگیریهای میان مسعود کیمیایی و تهیه کننده «قاتل اهلی» بر سر زیاد کردن نقش پولاد در این فیلم می شنویم مسعود کیمیایی بناست به همراه برخی دیگر از هنرمندان و مدیران هنری در تجلیل از بافنده‌های فرش ایرانی در همایش “هم‌داستانی اهالی هنر و فرش” سخنرانی کند!!!

به گزارش سینماروزان به منظور تجلیل از هنرمندان بافنده فرش ایرانی همایش “هم‌داستانی اهالی هنر و فرش” روز سه شنبه 14 دیماه برگزار می‌شود.

در این مراسم دکتر حمید کارگر، رییس مرکز ملی فرش ایران، مسعود کیمیایی، کارگردان پیشکسوت، دکتر ناصر فکوهی مدیر موسسه و سایت انسان شناسی و فرهنگ، دکتر مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، دکتر غلامرضا اکرمی، سرپرست دانشگاه هنر، دکتر حمیدرضا اردلان، رییس یونیمای ایران به سخنرانی خواهند پرداخت.

همچنین در این مراسم محسن شریفیان از آهنگسازان برجسته ایرانی-مقامی اجرای موسیقی زنده خواهد داشت.

گفتنی است این مراسم ساعت 16 روز 14 دی ماه برگزار می شود.




یک روزنامه اصلاح‌طلب با اشاره به نقش پولاد در اختلاف کیمیایی با تهیه‌کننده «قاتل اهلی» مطرح کرد⇐جوانی که بخواهد یک‌شبه ره صدساله برود، پدر را خانه‌نشین می‌کند/پولاد کیمیایی جرقه اختلافی را روشن کرده که نه حقوقی است و نه حرفه‌ای!/کیمیایی تمام حقوق فیلم را به تهیه‌کننده واگذار کرده و نمی‌تواند عامل توقیف فیلم شود

سینماروزان: اختلافی که به سبب تلاش برای افزودن بر نقش پولاد در “قاتل اهلی” میان منصور لشکری قوچانی تهیه کننده و مسعود کیمیایی کارگردان این فیلم آغاز شده بود با نامه غریب کیمیایی به دبیر جشنواره و درخواست از وی برای عدم نمایش فیلم در جشنواره به اوج رسید.

به گزارش سینماروزان اینکه چرا کیمیایی برای دادخواهی به سراغ شورای داوری خانه سینما که اتفاقا تهیه کننده دادخواهی به آن برده نرفته و به دبیر جشنواره فجری نامه نوشته که وظیفه اش پذیرفتن تمام فیلمهایی است که مقررات آیین نامه جشنواره را رعایت کرده اند به شدت شگفت انگیز است.

سعید اصغرزاده روزنامه نگاری که در رسانه اصلاح طلب «شهروند» قلم می زند در یادداشتی واکنشی تند نشان داده به نقش پولاد در بحران پیش آمده بر سر “قاتل اهلی” و به صراحت زیاده خواهی او را عاملی دانسته بر اینکه فیلم به سرمنزل مقصود نرسد.

متن یادداشت اصغرزاده را بخوانید:

حکایتی دنباله دار…

ماجراهای «قاتل اهلی» حکایتی است دنباله‌دار که این‌بار از ترفندهای تبلیغاتی که سایر فیلم‌ها و کارگردانان و تهیه‌کنندگان برای فروش به کار می‌گیرند فراتر رفته و به عیان‌سازی موضوعی می‌پردازد که نشان‌دهنده شکافی اخلاقی در جامعه دست‌اندرکاران سینمایی است. شاید اصل ماجرا به روزهای اول باز نگردد. به افت و خیزهایی که هر فیلمی دست به گریبان آن است و مخصوصا کارگردانی با سابقه کیمیایی. از آن طرف هم تهیه‌کننده‌ای حضور دارد که فیلم‌های خوش ساخت کارگردانانش هربار در جشنواره به انتخاب مردم برگزیده شده‌اند. یعنی از ترکیب این دو عنصر می‌باید شاهد خلق اثری درخور توجه بشویم. اما آیا شده‌ایم؟

شواهد و قراین می‌گویند که فیلمنامه بارها و بارها از آبان ٩٤ بازنویسی شده و با اضافه شدن پرویز پرستویی به قاتل اهلی، فیلمنامه به اوج خود رسیده بود. شواهد و قراین می‌گویند که فیلمبرداری در شهریور تمام شده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که تدوین را بهرام دهقانی که ‌سال گذشته سیمرغ بهترین تدوین را دریافت کرده، به انجام رسانده (آن هم تدوین همزمان) و…. پس چرا این قصه ختم نشده است؟

چرا مسعود کیمیایی اکران «قاتل اهلی» در هر شرایطی را جرم دانسته و در نامه به دبیر جشنواره فیلم فجر، خواستار حذف فیلم «قاتل اهلی» از لیست فیلم‌های راه یافته به دوره سی و پنجم این جشنواره شده است. او گفته «قاتل اهلی هنوز تمام نیست، فیلمبرداری می‌خواهد، موسیقی می‌خواهد، تدوین کامل می‌خواهد، این اثر مخدوش زخمی و نیمه تمام است. حتی نمایش خصوصی آن هم از نظر مولف جرم است. جلوی نمایش آن را بگیرید.» باید دید که ماجرا از کجا به شکافی اینچنینی انجامیده است؟

استنباطات ژورنالیستی این‌بار ما را راهی طرف سومی می‌کند که همیشه در این مملکت قربانی گرفته است! آقازاده‌ها که همیشه بخت یارشان است، در سینما نیز می‌خواهند تند برانند! شاید بهتر آن باشد که گفته شود پولاد کیمیایی جرقه اختلافی را روشن کرد که نه حقوقی است و نه حرفه‌ای! او در آبان‌ماه اعلام کرد که سکانس‌هایی باقی مانده است. بعد پدر هم به میدان وارد شد و بعد…

در “متروپل” هم بنا بود فرامرز باشد و سعید
یادمان نمی‌رود که فیلم آخر کیمیایی که با اقبال مواجه نشد متروپل بود. قرار بود دو عشق سینمای قدیمی جلوی دوربین باشند. مثلا فرامرز قریبیان و سعید راد. اما وقتی که پولاد را پیر کردند تا به زور در مقابل یکی از دو فرد فوق بازی کند، مجبور شدند که محمدرضا فروتن را مقابلش بیاورند. جوانی که از همان ابتدا بخواهد ره صد ساله را برود، پدر را خانه‌نشین می‌کند! فیلم را کم فروش می‌کند و تهیه‌کنندگان دولتی و خصوصی را می‌رماند.

اما این‌بار قصه چیست؟ نکند بناست بین آرتیست‌های فیلم، پولاد از دیگران خوش‌تر بدرخشد؟ نکند بناست که از بازیگرانی چون امیر جدیدی و پرویز پرستویی یک قدم جلوتر باشد؟ نکند به سیمرغ نقش مکمل راضی نیست و به دنبال سیمرغ نقش اول است؟ به نظر رویاهای جوانان را باید خود آنان جامه عمل بپوشانند نه این‌که پدران برای ایشان همواره گشاینده معبرهای جدید باشند.

کیمیایی تمام حقوق فیلم را به تهیه‌کننده واگذار کرده و نمی‌تواند عامل توقیف فیلم شود

همایون شجریان را نگاه کنید. با آن‌که در محضر استاد بوده است اما خودش گلیم خودش را از آب بیرون می‌کشد. به نظر مخمصه کیمیایی این‌بار قدری جدی‌تر است. مولفی که تمام حقوق فیلم و کارگردانی را در همان روز اول به تهیه‌کننده واگذار کرده است، چگونه می‌تواند خواستار توقیف فیلمی بشود که در لحظه لحظه آن حضور داشته است؟

شاید ادامه بررسی ماجرا ما را به سر رشته‌های دیگری برساند. به کارگردانی که به‌واسطه نفوذ پسرش، کم‌کم هیچ تهیه‌کننده‌ای پیدا نمی‌شود که فیلم‌های کم بازده او را تهیه کند و او در همان لحظه اول قرارداد موافقت می‌کند که نه خودش سهمی داشته باشد و نه از آقازاده خبری باشد، اما وقتی که کار به انجام می‌رسد و اتفاقا براساس شنیده‌ها کاری خوب از کار درمی‌آید، همیشه فیل‌ها یاد هندوستان می‌کنند!

البته سررشته‌های دیگری هم در نامه‌نگاری‌های کیمیایی پیدا می‌شود. این‌که او می‌گوید عواملی وجود دارند که طلبکارند! آیا در میان عوامل کسی هست که حق و حقوق خود را نگرفته باشد؟ نکند افرادی هستند که بیشتر می‌خواهند؟ آنها چه کسانی هستند؟ پیدا کنید پرتقال فروش را؟




امتداد زیاده‌خواهی آقازاده کارگردان(؟) و ادامه درگیری تهیه‌کننده و کارگردان «قاتل اهلی»⇐کیمیایی برای جلوگیری از نمایش فیلمش به دبیر جشنواره فجر نامه نوشت

سینماروزان: داستان اختلاف مسعود کیمیایی و منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” ادامه دارد.

به گزارش سینماروزان در حالی که تهیه کننده اعتقاد دارد منطبق با فیلمنامه ای که طرفین قرارداد را برمبنای آن بسته اند فیلمبرداری تمام است اما کیمیایی اعتقاد دارد هنوز برخی سکانسهای فیلم باقی مانده است.

شنیده ها حکایت دارد که زمینه اصلی اختلاف کیمیایی و لشکری قوچانی بر سر افزودن بر سکانسهای پولاد کیمیایی است که لشکری قوچانی زیربار آن نرفته است و آن را عاملی بر ضربه زدن به کلیت فیلم دانسته است.

لشکری قوچانی برای احقاق حق درباره این فیلم به شورای داوری خانه سینما پناه برده است و کیمیایی که شاید می داند براساس قرارداد حق با تهیه کننده است به دبیر جشنواره فجر متوسل شده و طی نامه ای از او خواسته جلوی نمایش “قاتل اهلی” در جشنواره را بگیرد.

متن نامه کیمیایی برای محمد حیدری دبیر جشنواره فجر را بخوانید:

 

خدمت دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر جناب آقای محمد حیدری

با احترام.

فیلم «قاتل اهلی» را بدون اطلاع من،مدیر فیلمبرداری،برنامه ریز و دستیار اول کارگردان و بخشی از بازیگران را تهیه کننده فیلم تعطیل کرد.

یکی از احتیاجات تالیف هنری، پول است. مگر آن کس که پول می دهد می تواند تالیف اثری را تعطیل کند؟

۱- فیلم «قاتل اهلی» نوشته و ساخته من تمام نشده است. فصل های مانده و کارهای دیجیتالی آن مانده است.

۲- موسیقی این فیلم با نظر و حضور در اجرا با بنده است.

۳- دفتر عکس نویسی (دکوپاژ) این فیلم در خانه ی من است،چطور فیلم مونتاژ شده در حالی که کارهای آقای دهقان را در مونتاژ می رسند،اما لازم به ذکر است هر مونتور دیگری بدون دفتر عکس نویسی نمی تواند داستان، ریتم و حجم مدت فیلمی را حدس بزند.

۴- دستمزد بعضی از عوامل مانده است.

۵- پرده های تبلیغاتی فیلم با نظر گاه این بنده یک سو باشد.

فیلم قاتل اهلی هنوز تمام نیست،فیلمبرداری میخواهد،موسیقی می خواهد،تدوین کامل می خواهد. در غیر این صورت تقاضا دارم این اثر نیمه مرا برای نمایش در جشنواره فجر و یا هر جای دیگری متوقف نمایید.

این اثر مخدوش، زخمی و نیمه تمام است. حتی نمایش خصوصی آن هم از نظر این مولف جرم است.

با احترام دوستی

مسعود کیمیایی




تهیه‌کننده “قاتل اهلی” خطاب به کیمیایی⇐امیدوارم بین فیلم خوب و زیاده‌خواهی فرزندتان، یکی را انتخاب کنید

سینماروزان: ماجرای اختلافات میان مسعود کیمیایی و منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” بیشتر از یک ماه بود به صورت شایعه فراگیر شده بود اما گفتگوی اخیر کیمیایی و افشای صریح این اختلاف بود که باعث شد همه شایعات رنگ واقعیت به خود بگیرد.

به گزارش سینماروزان کیمیایی در گفتگوی خود بدون اینکه به نقش فرزندش پولاد در این اختلافات اشاره کند فقط از این گفته بود که “قاتل اهلی” زخمی است.(اینجا را بخوانید) اما ماجرا بر سر افزودن بر نقش پولاد در “قاتل اهلی” است که تا اینجا تهیه کننده زیر بار نرفته است.

منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” در متنی اجتماعی که به ظاهر به بهانه سخنان جمشید مشایخی در مراسم تشییع جعفر والی که بیان داشته بود: «آن موقع هم نوکر سیستم بودیم حالا هم نوکر سیستم هستیم.» نگاشته شده است در کنار انتقاد از وضعیت زندگی هنرمندان پیشکسوت، مروری هم داشته بر کارنامه هنری کیمیایی و در انتها هم حرف اصلی را خطاب به کیمیایی زده و از او خواسته که بین فیلم خوب و فرزندش یکی را انتخاب کند.

متن کامل یادداشت منصور لشکری قوچانی را بخوانید:

باغ بدون باغبان، پر از علف هرز و ميوه هاى گنديده ميشود و هنر بدون هنربان نيز به پوچى و آلت دست شدن هنر بدست فرصت طلبان ميشود. متاسفانه هنرمند تبديل به زينت المجالس مديران دولتى و قاتلان اهلى شده است. اولين روزى كه با استاد كيميايى صحبت ميكردم، از وعده هاى دروغين مديران دولتى خسته شده بود و ٤ سال فقط وعده شنيده بود و قطعا كه با افشاگريهاى مردم و پيگيرى خوب قوه قضاييه ، جلوى بريز و بپاشها و بخشش هاى بيت المال مديران دولتى و قاتلان اهلى اقتصاد گرفته ميشود.

استاد كيميايى ، پنجاه سال براى سينماى اجتماعى زحمت كشيده است و سه فيلم كيميايى، در روند تاريخ ايران تاثيرگذاربوده است؛ با ديدن فيلم “سفر سنگ” در كودكى به انقلاب پيوستم. الله اكبر سعيد راد در فيلم “سفر سنگ” ، شعار “صحيح است ” را به تكبير در انقلاب  تبديل كرد … قيصر … گوزنها … دندان مار … باور كنيد با نويسندگى و كارگردانى يكى از اين فيلمها در كشورهاى پيشرفته ، هنرمند تا آخر عمر از نظر مالى تامين ميشود…

امروزه عشق استاد كيميايى فقط تدريس شده است  و استاد مشايخى ، تلخ ترين و حقيقت زندگى امروز هنرمندان پيشكسوت را بيان كرده است. بعنوان يك هنربان ، تلاش ميكنم تا بتوانم قدمى  براى هنرمندان ، هر چند ميدانم  كوچك است، بردارم… اميدوارم با تدبير و وساطت انسانهاى بزرگ سينما،  هنردوستان و هنربانان، “قاتل اهلى” را در جشنواره و با حضور استاد كيميايى مشاهده كنيم؛ لذت ديدن “قاتل اهلى” بدون حضور استاد بسيار كم ميشود.

احسن به استاد مشايخى! احسن! و  تلاش ميكنم تا راهكارى براى جذب درآمد در خانه سينما بوجود آورم تا هنرمند نياز به كمك مالى  غيرهنربانان  را  نداشته باشد و با همت شما عزيزان و مردم ايران ، منابع مالى هنرمندان تامين شود  و تا  روزى كه گردش مالى در اقتصاد سينما سالم شود ، هنربانان  نياز به كمك و حمايت مردم دارند و نه …

 اميدوارم روزي رانت خواران، يقه سفيدها و آقازاده‌ها نتوانند از حفره هاى اقتصادى كشور،سوءاستفاده هاى ميلياردى ببرند را ببينم و بعد بميرم  و اميدوارم استاد كيميايى بين فيلم خوب و زياده خواهى فرزندشان، فيلم خوب را انتخاب كنند؛ انشالله.




نتیجه تلاش برای افزودن بر کاراکتر پولاد؟⇐مسعود کیمیایی: یک روز رفتیم سرصحنه “قاتل اهلی” و دیدیم تهیه‌کننده اثاث را تحویل داده!/تهیه‌کننده به تدوینگر گفته فیلم تمام شده اما از نظر من تمام نشده!/طلوع استعداد پولاد در 40 سالگی خواهد بود!!!

سینماروزان: تولید تازه ترین فیلم مسعود کیمیایی با عنوان “قاتل اهلی” که داستانی پیرامون یقه سفیدهای مثبت(!) را روایت می کند مدتی است به دلیل اختلافات میان منصور لشکری قوچانی تهیه کننده فیلم و شخص کیمیایی معلق شده است.

به گزارش سینماروزان شنیده ها حکایت از آن دارد که کیمیایی به مانند همه فیملهای سالیان اخیرش قصد داشته به توسعه کاراکتر آقازاده اش پولاد بپردازد اما تهیه کننده زیربار این توسعه کمی نرفته و همین باعث شده طرفین به اختلاف بخورند.

مسعود کیمیایی در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده بدون اشاره به نقش پولاد در این ماجرا از اختلافات با تهیه کننده گفته ولی در عین حال برای فرزندش هم نوشابه هایی باز کرده و طلوع استعداد او را در 40 سالگی دانسته است!

گفته های کیمیایی درباره “قاتل اهلی” و فرزندش پولاد را بخوانید

آقای کیمیایی کمی به فیلم اخیرتان بپردازیم. اختلاف‌نظر شما و تهیه‌کننده «قاتل اهلی» از زمان فیلم‌برداری کم‌و‌بیش به گوش می‌رسید؛ اما ظاهرا شما معتقدید فیلم هنوز تمام نشده است و تهیه‌کننده خلاف نظر شما، فیلم را برای جشنواره فیلم فجر آماده کرده است. چه اتفاقی بین شما افتاد؟ 
خیلی ساده. یک روز رفتیم سر صحنه و طبق روال قرار بود سکانس باقی‌مانده را فیلم‌برداری کنیم که به ما گفتند تهیه‌کننده اثاث را تحویل داده است. آن روز قرار بود یک سکانس خیلی مهم را فیلم‌برداری کنیم؛ تهیه‌کننده خودش با آقای دهقان، تدوینگر فیلم که بسیار تدوینگر خوبی است و من بسیار دوستش دارم، صحبت کرده بود و گفته بود فیلم تمام شده است. درصورتی‌که از نظر من فیلم تمام نشده است؛ این فیلم من نیست.
  البته زمان زیادی هم برای نگارش فیلم‌نامه گذاشته شد و فیلم‌برداری «قاتل اهلی» کمی بیشتر از حد معمول طولانی شد. 
من به همه اینها تن دادم. زمان زیادی که برای بازنویسی طی شد و همه موارد. خیلی‌ها به من گفتند فیلمت را بساز، تو مثلا قبل از انقلاب می‌گفتی من از شمر پول می‌گیرم برای حسین (ع) فیلم می‌سازم. اما به نظرم معادلات سینما تغییر کرده و حقیقتش این است که حدس نمی‌زدم تهیه‌کننده فیلم چنین کاری انجام دهد. چیزی که مشخص است، این است که از نظر من، «قاتل اهلی» هنوز تمام نشده و پلان‌هایی باقی مانده است که باید فیلم‌برداری شود. فیلم باید تمام شود، این فیلم الان زخمی است… خون‌آلود است.
  ظاهرا «قاتل اهلی» سیاسی‌ترین کار شما است، همین‌طور است؟ 
من فیلم خودم را ساختم. نه، سیاسی نیست… حتی من شنیدم خیلی‌ها می‌گویند این فیلم تند است و به بسیاری از شخصیت‌های سیاسی پرداخته است؛ درصورتی‌که این‌طور نیست.
  پرویز پرستویی بعد از مدت‌ها، برای نخستین‌بار مقابل دوربین شما ایفای نقش کرد، نتیجه این همکاری چطور بود؟ 
در این سال‌ها آقای پرستویی را از دور می‌شناختم و در «قاتل اهلی» با هم همکاری کردیم. بسیار آدم نازنین و بازیگر بسیار خوبی است. ‌ای‌کاش می‌شد همه من با همه او یکی می‌شد؛ اما این اتفاق نیفتاد. در آینده اگر جانی باشد، ‌جانِ ساختن، پرویز پرستویی را در دل و ذهنم دارم. بازیگر شریفی است.
  در این فیلم گروه پشت‌صحنه هم تغییراتی نسبت به ساخته‌های قبلی شما داشت؛ از گروه راضی بودید؟ 
به نظرم وقتی بر کار مسلط باشید، همان کار را انجام خواهید داد. حالا ممکن است خیلی چیزها تغییر کند اما اساس یک اتفاق به هم نمی‌ریزد. زمانی با نزدیک‌ترین دوستانم کار می‌کردم و هر بار دوست داشتم این همکاری در فیلم‌های مختلف ادامه‌دار شود، اما الان افراد دیگری هستند که با آنها دوست می‌شوم و با هم کاری انجام می‌دهیم. خیلی دوست داشتم فیلم من را نعمت حقیقی می‌گرفت، اما الان دستیار نعمت می‌گیرد و فیلم‌بردار بسیار خوبی است.
  در فیلم اخیرتان فکر می‌کنید تا چه حد از تخیل شما مصادره شده؟ 
تکه‌هایی در فیلم هست که از نظر من نیاز به اصلاح داشت، اما می‌گفتند با کامپیوتر درست می‌شود، مثلا اگر نیاز بود خطی روی پیشانی بازیگر باشد که از نظر من در زمان گریم به بازی بازیگر کمک می‌کرد و نبود این خطوط بغض را در چهره‌اش نشان می‌دهد، به من می‌گفتند با کامیپوتر درست می‌کنیم! این برای من عجیب است. این اتفاقات شما را گیج می‌کند، مثل این است که میهمانی دارید و آن را نمی‌شناسید و نمی‌توانید بگویید برو بیرون. در گذشته همه ما برای ساخت یک فیلم جمع می‌شدیم که شعرهای خودمان را بگوییم. الان همه جمع می‌شوند و حاصلش تکه‌شعری است که صاحبان دیگری هم دارد.
  فکر می‌کنم شاید علت اینکه بازمانده‌هاي این تفکر و خلاقیت به سمت تئاتر می‌روند، از همین موضوع نشئت می‌گیرد؟ 
تئاتر هنوز فتح نشده، برای اینکه صاحب دارد، زمان گذشته هم فیلم‌ها صاحب داشت، فیلمی که صاحب دارد وقتی شروع می‌شود، متوجه می‌شوید. الان همه فیلم‌ها یک صاحب دارد؛ دستگاه‌هایی که آنها را کنترل می‌کنند.
 …
  از پولاد چه خبر؟ 
پولاد در حال پیش‌ساخت فیلمی تازه است. فیلم نوشته فوق‌العاده‌ای دارد. نوشته‌اش در جایی ایستاده که هیچ‌گاه حتی در سایه‌اش در آثار من نبوده است.
امیدوارم و می‌دانم فیلم بسیار خوبی خواهد ساخت. پولاد هر آنچه من بگویم به حساب پدربودنم می‌گذارد، اما طلوع استعدادش در ٤٠سالگی خواهد بود. همیشه در فیلم‌های من و دیگران خیلی خوب بازی کرده، اما شاید به دلیل پسرمن‌بودن قدر ندیده است.




منتقد نزدیک به کیمیایی⇔کارشناس ثابت برنامه سینمایی شبکه 2!!/طراح صحنه “شهرزاد2” دکور برنامه را ساخته و آهنگساز “خانه پدری” هم موسیقی متن را⇔سوابق روشنی از نویسندگان برنامه در دست نیست!+عکس

سینماروزان/امیرعلی حسینی: تازه ترین برنامه سینمایی رسانه ملی بناست از شبکه دوم سیما روی آنتن برود و حالب است که محمد خزاعی دبیر اسبق جشنواره فجر و دبیر سالهای اخیر جشنواره مقاومت اجرای آن را برعهده دارد.

به گزارش سینماروزان “سینمادو” نام این برنامه است که تهیه کنندگی آن را عباس یدالهی از تهیه کنندگان فعال در سیمای قم برعهده دارد و کارگردانی برنامه را هم حمیدرضا معدنچی.

اولین قسمت “سینمادو” 11 آذرماه بعد از خبر سراسری از شبکه دوم روی آنتن خواهد رفت.

در پشت صحنه تولید “سینمادو” جمعی از باتجربه های سینما حضور دارند و از جمله مجید میرفخرایی که طراحی دکور را برعهده داشته و بهزاد عبدی که ساخت موسیقی را برعهده دارد. فرهاد توکلی فارسانی هم تیتراژ برنامه را ساخته است. جواد طوسی هم کارشناس ثابت برنامه است.

“سینمادو” با مدت زمان 90 دقیقه تولید می شود و هر هفته پنجشنبه به طور زنده روی آنتن می رود.

باتجربه های صحنه و موسیقی

به گزارش سینماروزان حضور میرفخرایی که اخیرا درگیر طراحی صحنه “شهرزاد2” شده و پیشتر طراحی صحنه آثاری همچون “روز واقعه”، “در چشم باد” و “رستاخیز” را برعهده داشته در تیم تولید “سینمادو” جالب توجه است ضمن اینکه حضور بهزاد عبدی موزیسین آثاری همچون “آل”، “خانه پدری”، “برف روی شیروانی داغ”، “مزارشریف” و “قاتل اهلی” که اخیرا هم کار ساخت موسیقی “کمدی انسانی” را در دستور کار قرار داد به قدر کافی اسباب توجه به یک برنامه سینمایی تلویزیونی را موجب می شود.

تحریریه چطور چیده شده؟

به نظر می رسد یک برنامه سینمایی روزآمد آن هم در رسانه ملی بیش از هر چیز نیاز داشته باشد به تحریریه ای به روز، مستقل و البته پویا که بتواند مباحث و جریانات سینمایی را به طور راهبردی پیش ببرد؛

نام حامد جلیلوند و زهرا غزنویان به عنوان نویسندگان “سینمادو” آمده که هیچ کدام سابقه روشنی در عرصه نویسندگی سینمایی ندارند! از آن طرف مشخص نیست تیم تحریریه زیرمجموعه این نویسندگان چطور چیده شده اند؟

فارغ از آن در شرایطی که مهمترین عنصر یک برنامه سینمایی که منتقدش است به واسطه تعلقات خاطر خود به یک فیلمساز شناخته می شود صحبت کردن از استقلال مشی در چنین برنامه ای قدری با ملاحظه صورت می گیرد.

به اشتراک منتقد درخدمت کیمیایی

در نقطه مقابل مسعود فراستی که منتقد ثابت “هفت” است در “سینمادو” جواد طوسی منتقد نزدیک به مسعود کیمیایی است که به عنوان منتقد-کارشناس حضور خواهد داشت.

طوسی در همه این سالها جزو معدود منتقدان قدیمی بوده که شریک منافع حلقه بالادستی انجمن موسوم به منتقدان خانه سینما بوده و به تمامیت خواهی برخی اعضای بالادستی این انجمن کمترین واکنشی نشان نداده است.

حتی دو سال قبل و پس از استعفای طهماسب صلح جو از پیشکسوتان حاضر در هیات رییسه انجمن، طوسی کمترین واکنشی نشان نداد.

صلح جو در انتقاد از سوء استفاده برحی از اعضای هیات رییسه که نام انجمن را مجالی کرده اند برای تصدی گری کارهای ارگانی و کارمندی برای جشنواره ها و گروههای دولتی، استعفا داد اما طوسی نه تنها به حمایت از او وارد نشد که کمترین واکنشی هم به این سوءاستفاده ها نشان نداد.

آیا منتقدی که بیش از هر چیز نامش با نام یک کارگردان گره خورده و از آن سو حداقل موضع گیری را درباره آسیبهای صنف متبوعش داشته، خواهد توانست جریانی جدید را در عرصه نقد سینمایی در رسانه ملی پدید آورد؟

دکور در حال آماده سازی "سینمادو"
دکور در حال آماده سازی “سینمادو”



اسحاق خانزادی صدابردار و صداگذار پیشکسوت سینمای ایران⇐داور جشن خانه سینما بودم اما روز جشن دعوتم نکردند!!!/250 مستند از جبهه‌ها ساختم اما یک نفر از مدیران حالم را نپرسید/از BBC بگیر تا manoto و حتی GEM پیشنهاد همکاری داشتم/33 سال برای ارشاد کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد به سراغم نیامد

سینماروزان: در بی‌رحمی سینما همین بس که در دهه 90 حتی از بسیاری از ستاره‌های دهه هفتادی سینما هم خبری نداریم. ذات سینما مانند ورزش عجین شده است با قهرمانان زنده و به بیان بهتر تا چهره‌ای حی و حاضر است مدام به او توجه می‌شود ولی امان از کهولت سن که خیلی زود مخاطبان را دچار فراموشی می‌کند.

به گزارش سینماروزان و به نقل از “صبح نو” بی‌رحمی سینما برای دست‌اندرکاران پشت صحنه به مراتب بیشتر است. از فیلمبردار گرفته تا صدابردار و نورپرداز و چهره‌پرداز و طراح صحنه تا زمانی که در بورس هستند و کارهای رنگارنگ به آنها پیشنهاد می‌شود در مناسبت‌ها و مراسم هم هستند و به آنها توجه می‌شود اما تا پا به سن می‌گذارند، کاملاً آنها را از دایره توجه خارج می‌کنند.

250 مستند از جبهه‌ها ساختم
آقای اسحاق خانزادی صدابردارو صداگذار پیشکسوت از افراد پشت صحنه سینمای ایران است که نزدیک به چهار دهه فعالیت حرفه‌ای سینمایی دارد و تقریباً با اغلب سینماگران سرشناس ایران از آقایان علی حاتمی و بهرام بیضایی تا مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و مسعود جعفری جوزانی کار کرده است.

خانزادی اما از دیده نشدن به‌رغم کارنامه پربار گلایه‌ها دارد. او از آن دست سینماگرانی است که دلش می‌خواهد در آستانه 70 سالگی همچنان مثمرثمر باشد. این صدابردار برجسته با اشاره به فعالیت‌های فراوانی که در ادوار گوناگون داشته گفت: بسیاری فقط سوابق سینمایی مرا می‌دانند و شاید ندانند من مدت‌ها برای صداوسیما هم کار می‌کردم و نزدیک به 1300 فیلم تلویزیونی در کارنامه دارم. یادم نمی‌رود که در کوران حوادث منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در دل مردم بودم و مدام فیلم می‌ساختم برای ثبت در تاریخ. از آن‌سو در روزهای جنگ تحمیلی نیز مستقیماً در خط مقدم حضور داشتم و 250 فیلم مستند از جبهه‌ها ساخته‌ام.

هزاران دقیقه از جبهه‌ها فیلم گرفتم
وی ادامه داد: من در هر دو جبهه جنوب و غرب کشور حضور داشتم و یک نمونه‌اش با شهید علی اکبر شیرودی از نزدیک حشر و نشر داشتم و در همان دوران فیلم‌های درجه یک 35 میلیمتری ساختم که می‌تواند بهترین سند برای آگاهی از آن دوران باشد. من چندین فیلم فقط از عملیات کربلای 5 ساختم و همواره کوشیدم همزمان با سینمای حرفه‌ای در تلویزیون هم کمک حال پا گرفتن تولید باشم اما تراژیک است که هیچ‌گاه دیده نشدیم و این روزها می‌بینیم حتی یک نفر نیست که حال ما را بپرسد و بیاید و درباره هزاران دقیقه فیلمی که از جبهه‌ها گرفتیم با ما گپ بزند.

33 سال برای ارشاد کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد به سراغم نیامد
صدابردار «مرسدس»، «اعتراض» و «جعفرخان از فرنگ برگشته» با اشاره به برنامه‌های گفت‌وگو محور رسانه ملی که مدام اشخاص گوناگون را دعوت به گفت‌وگو می‌کنند گفت: یک بار دیدم که یک کفاش را آورده‌اند تلویزیون و از او درباره زندگی شغلی‌اش می‌پرسند که البته خیلی هم خوب است اما در همه این سال‌ها یک‌بار نشده سراغ من و امثال من بیایند. من کارمند وزارت ارشاد بودم و 33 سال برای این وزارتخانه کار کردم اما از روزی که بازنشسته شدم یکی از مدیران ارشاد سراغ من نیامد که لااقل مجالی را فراهم کنند برای انتقال تجربیاتم به جوان‌ترها.

هیچ گاه مجیزگو نبودم
خانزادی با اشاره به کم‌کاری‌هایش در سالیان اخیر بیان داشت: زمانی بود که من سالی 10 فیلم در جشنواره داشتم اما در سال‌های اخیر سالی یک فیلم هم نداشته‌ام. چرا؟ چون هیچ‌گاه مجیزگو نبودم و همواره اصل اساسی زندگی‌ام کار، کار و کار بوده است. من آدمی نیستم که خودم را به کاری سفارش کنم و حتی برای نزدیک‌ترین کارگردانان به خودم هم، این اختیار را قائلم که انتخاب کنند.

از “بی بی سی” بگیر تا “من و تو” و حتی “جم” پیشنهاد همکاری داشتم اما نرفتم
صدابردار مجموعه‌های ماندگار «مردان آنجلس»، «بوعلی سینا» و «مریم مقدس» خاطرنشان ساخت: در یک دهه اخیر پیشنهاد خارجی کم نداشتم؛ از «بی‌بی‌سی» بگیر تا «من و تو» و حتی «جم» پیشنهاد داشتم آن هم نه برای نفر دوم بودن که برای تولیدات با بودجه مکفی اما نرفتم و نخواهم رفت چون وطنم اینجاست و دوست دارم برای هنر این مملکت کار کنم.

داور جشن خانه سینما بودم اما روز جشن ما را دعوت نکردند
این صداگذار سینمای ایران با طعنه‌ای به هیأت رییسه خانه سینما اظهار داشت: من امسال به‌عنوان داور جشن خانه سینما حاضر بودم و در مدت 25 روز بیشتر از 100 فیلم را دیدم و نظراتم را به‌عنوان داور لحاظ کردم اما حتی برای شرکت در جشن خانه سینما از ما دعوت به عمل نیاوردند و از آن‌سو کارت دعوت جشن به‌دست کسانی رسیده بود که کم‌ترین ربطی به سینما نداشتند. این چه معنایی دارد جز اینکه حتی صنف سینمای ایران، پیشکسوتانش را نادیده می‌گیرد!




حضور عزت‌ا.. ضرغامی در یک نمایشگاه هنری+عکس⇒آغاز فاز تازه فعالیت انتخاباتی؟

سینماروزان: عزت ا.. ضرغامی که بعد از خروج از سازمان صداوسیما کوشید از طریق شبکه های اجتماعی نظراتش در حیطه های مختلف را در اختیار مخاطبان بگذارد اخیرا یک سلسله دیدار با هنرمندان را ترتیب می دهد.

به گزارش سینماروزان در این دیدارها که با صرف صبحانه و اغلب حلیم همراه است ضرغامی میزبان چهره های مختلفی بوده است؛ از مسعود کیمیایی تا عادل فردوسی پور و فتیله‌ایها!

در امتداد چنین دیدارهایی بسیاری درباره کاندیداتوری ضرغامی در انتخابات ریاست جمهوری 96 گمانه زنی کردند.

به تازگی نیز ضرغامی در یک نمایشگاه هنری حاضر شده است. عزت الله ضرغامی به همراه “خلیفه صدیق” رهبر مسلمانان قادریه میانمار از نمایشگاه دائمی آثار هنری نگار مکتب خانه بازید کرد.

ضرغامی ضمن بازدید از نمایشگاه نگار مکتب خانه در مجتمع فرهنگی سرچشمه، آثار به نمایش در آمده در این نمایشگاه را معرف هنر اسلامی ایرانی خواند و بر لزوم آموزش این هنر اسلامی ایرانی به دانش آموزان و نسل جوان ایرانی تاکید کرد.

عزت ا.. ضرغامی
عزت ا.. ضرغامی
عزت ا.. ضرغامی
عزت ا.. ضرغامی



داریوش ارجمند: بسیار دوست دارم نظرات مسعود فراستی را بشنوم/”مختار” را قبول ندارم چون شخصیت سالمی نبوده!/تمام سینمای ایران جمع شدند تا من در “اعتراض” بازی نکنم/در منفی‌ترین نقشی که تاکنون بهرام بیضایی نوشته بازی کردم

سینماروزان: داریوش ارجمند بازیگری که بیش از هر چیز به واسطه ایفای نقش “مالک اشتر” سریال “امام علی(ع)” شناخته می شود شب گذشته 23 مهرماه با حضور در برنامه “هفت” نکات جالبی را درباره کارنامه بازیگری خود بیان کرد.

به گزارش سینماروزان  ارجمند با اشاره به سری سوم برنامه «هفت» گفت: «هفت» از معدود برنامه هایی است که تا این موقع شب بیدار می مانم تا آن را ببینم و بسیار دوست دارم نظریات مسعود فراستی را بشنوم.

وی با بیان آنکه من 4 سال در مشهد شاگرد دکتر شریعتی بودم، افزود: من به همراه همسرم شاگرد اول کلاس های این استاد بودیم. مادرم و دکتر شریعتی از نخستین کسانی بودند که به طور حرفه ای من را برای بازیگری ترغیب کردند.

فریدون جیرانی دستیار من در کارگردانی بود

این بازیگر پیشکسوت ادامه داد: با وجودی که تعصب بسیاری به تئاتر داشتم، با ورود سینما به ایران جذابیت های این حوزه ما را به خود جذب کرد. اولین فیلم خود را با خرید یک دوربین 8 میلیمتری با وام، به نام «هیس» ساختم و جریان سینمای آزاد مشهد را راه اندختیم. فریدون جیرانی آنجا بود و دستیار من در کارگردانی بود. سینمای آزاد، پدر سینمای امروز است و بچه های خوبی از این گروه بیرون آمدند. نظیر مهدی صباغ زاده ولی بهترین شان فریدون جیرانی است! من وقتی از پاریس برگشتم، جیرانی مرا حیرت زده کرد. هرچند دو فیلم اول جیرانی بد بود و او دیر اوج گرفت.

وی ادامه داد: صحنه تئاتر مثل پل صراط می ماند برای یک بازیگر! تا زمانی که از این پل عبور نکند نمی تواند به سینما برسد.

شهرهای مذهبی همیشه در هنر پیشرو بوده اند

ارجمند درخصوص آنکه چرا مشهد با این پشتوانه سینمایی تاکنون وارد حوزه جدی تولید فیلم سینمایی نشده است، گفت: مرکزیت تهران همه استعدادها را بلعید! من وقتی تهران آمدم، اداره ارشاد تهران سالن برای تمرین تئاتر ما نداشت. اما ما در مشهد سالن بزرگی برای این کار داشتیم. عجیب است که شهرهای مذهبی همیشه در هنر پیشرو بوده اند! مثلا بااستعدادترین افراد را در قم می دیدید!

همه سینما جمع شدند تا «اعتراض» را بازی نکنم!

بازیگر نقش «مالک اشتر»، درخصوص مافیای بازیگری در سینمای ایران اظهار داشت: اولین کلاس بازیگری تهران، کلاس من بود. اما همان ابتدای دوره با شاگردانم طی می کنم که بنده کسی را به جایی معرفی نمی کنم! بلعکسش نیز نبوده، یعنی کسی را از بازی در جایی ممنوع کنم! ابدا. هرکسی به هر جایی بخواهد برسد باید خود تلاش کند.

ارجمند درخصوص بایکوت خود در سینما افزود: من آدم متوکلی هستم! اصلا برایم مهم نیست. تمام این سینما جمع شدند تا من در “اعتراض” بازی نکنم. من معتقد بودم بر سر هر خوان بنشستم، خدا رزاق بود. معتقدم سینما مثل سایه است. اگر به دنباش بروی، از تو فرار می کند اما اگر راه خودت را بروی، دنبالت می آیند.

کسانی که به دنبال حذف من بودند امروز کجایند؟

وی ادامه داد: کسانی که به دنبال حذف من بودند، امروز کجا هستند؟ بیایند با هم به میان مردم برویم، ببینم چه کسی در قلب مردم جای دارد! من افتخارم این است که نوکر مردمم و به بیان حضرت علی (ع) از روی شانه خود مردم را نگاه نمی کنم! تا زمانی که سینمای این کشور انقدر کوچک است این تنگ نظری ها وجود دارد.

آرزویم بازی در نقش حضرت ابالفضل (ع) بود

این بازیگر ادامه داد: آروزیم بود نقش حضرت ابالفضل (ع) را بازی کنم، چون اعتقاد دارم کسی نیست به اندازه من این مرد عزیز را بشناسد. من با این آقا بزرگ شدم. اما از من گذشت و دیگر نمی توانم بازی کنم. خیلی ها از من می پرسند که در زمان نقش مالک را چگونه بازی کردی که می گویم واقعا به خاطر نمی آورم در آن زمان چه کار می کردم. آن زمان فکر می کردم در دکور جنگ صفین حضرت علی(ع) مرا می بینم.

“مختار” را کلا قبول ندارم چون شخصیت سالمی نبود

ارجمند با اشاره به نپذیرفتن بازی در سریال “مختارنامه” گفت: من شخصیت مختار را کلا قبول ندارم و به همین دلیل، بازی در این سریال را قبول نکردم. مختار شخصیت سالمی در مذهب تشیع نبوده است.

وی با اشاره به اهمیت نقش های یک بازیگر ادامه داد: من اعتقاد دارم هنرپیشه با انتخاب نقش جایگاه خود را در جامعه تعیین می کند. برای همین هیچگاه حاضر نشدم نقش منفی بی خاصیتی را بازی کنم. اگر نقش منفی بازی کردم در جهت خدمت به جامعه بوده است. من در منفی ترین نقشی که تاکنون بهرام بیضایی نوشته بود بازی کردم.

برای فیلم ساختن به سینما آمدم، نه بازیگری!

ارجمند درخصوص کارگردانی در سینما نیز بیان داشت: یک روز سناریویی به وزارت ارشاد پیش آقای جواد فریدزاده بردم. بعد از بازی در فیلم «ناخدا خورشید» دیگر قصد نداشتم فیلم بازی کنم. اما او به من گفت تو برای جمهوری اسلامی فقط باید بازی کنی! نباید بروی فیلمساز شوی یا خوانندگی کنی! اما من واقعا برای ساختن فیلم آمدم نه بازی کردن! و امیدوارم تا پایان عمرم بالاخره فیلم بسازم.

این بازیگر ادامه داد: پسرم در مدرسه سینمایی لندن در انگلیس درس می خواند. او می گفت سر کلاس های ما یک ساعت راجع به «ناخدا خورشید»، ناصر تقوایی و بازی من در این فیلم حرف زدند.

وی درباره سرنوشت فیلم «پیرمرد و دریا» تقوایی نیز گفت: دیگر شرایط برای ساخت این فیلم برای او سخت شد. او «ناخدا خورشید» را زمانی ساخت که بعد از آن سخت گیری ها، فنر فشرده ای شده بود و می ساخت اثبات کند که می تواند بسازد. تقوایی در سینمای ایران یک استثنا است. او باید ادیب، حقوقدان و … می شد




رونمایی از لوگو و برچسب تبلیغاتی “قاتل اهلی”+عکس

سینماژورنال: تازه ترین فیلم مسعود کیمیایی با عنوان “قاتل اهلی” بعد از پایان فیلمبرداری در مرحله تدوین قرار دارد.

به گزارش سینماژورنال به تازگی لوگوی تبلیغاتی این فیلم هم رونمایی شده است.

منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” برچسب تبلیغاتی “قاتل اهلى از هر قاتلى خطرناكتر است چون او را دوست داريم !!!” را به عنوان یکی از جملات تبلیغی فیلم اعلام کرده است.

قاتل اهلی
لوگوی “قاتل اهلی”




مسعود کیمیایی: نه بیمه دارم، نه بازنشستگی/باید کار کنم تا نان بخرم!!!

سینماژورنال: مسعود کیمیایی کارگردانی که این روزها درگیر فیلمبرداری تازه ترین اثرش “قاتل اهلی” است در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده از حال و هوای فیلمسازی در میانه دهه هفتم زندگی گفته است.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی که صاحب یکی از آموزشگاههای پرهنرجوی سالهای اخیر با نام “کارگاه آزاد فیلم” است در بخشی از گفتگویش از این گفته که نه بیمه دارد و نه بازنشستگی و باید کار کند تا نان بخرد.

متن تازه ترین گفتگوی کیمیایی را بخوانید:

هفتم مرداد تولد ٧٥ سالگی شما بود. شما آن زمان مشغول فیلم‌برداری جدیدترین فیلمتان، «قاتل اهلی»، بودید. حالا که فرصتی کوتاه پیش آمد که با شما گفت‌وگوی کوتاهی کنیم، این سؤال برایم پیش آمده؛ ‌از اینکه در ٧٥ سالگی فیلم می‌سازید، چه احساسی دارید؟
به دلیل کارکردن مداوم و به دلیل میان مردم بودن و اهمیت زبان که از نوجوانی در من بوده و گذشت این‌همه جابه‌جایی در بافت و ذات این سرزمینِ عزیز، بی‌تردید قضاوت‌هایی در عمرم تبدیل به نگاه و عقیده شده که تأثیر آنها را در فیلم و تألیفات ادبی‌ام می‌بینیم.
این دگرگونی‌های سرازیرشده که در پود این ملتِ اضطراب‌دیده، شگفتی‌های بسیار ساخته، بدون‌شک شکل تاریخی به خود می‌گیرد که این فرازها و فرودها را تاریخ هنر قضاوت خواهد کرد که سهم بزرگی در فهم تاریخ اجتماعی، سیاسی و حتی مبارزاتی ما دارد.
هر جست‌وجوگر هنرمندی می‌داند هیچ‌گاه بالغ نمی‌شود
در تألیف‌های سخت کوشیده‌ام، مثل «حسد بر زندگی عین‌القضات»، «جسدهای شیشه‌ای»، «سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند» و دیگر نوشته‌ها و فیلم‌های ساخته‌شده‌ام. این نگاه و بودِ مستقیم از قضاوت‌هایم می‌آید. هم آرمیده‌ها را در این سال‌های اخیر بشمارید. هرکدام بخشی از زیبایی دنیا بودند. قضاوت‌های پنهان و آشکار در انسان هنرمندِ دانسته، زندگی او را قضاوت خواهد کرد. قضاوت مهم‌ترین سرزمین پاک‌اندیش انسان است که هم برتری و برگزیدگی می‌سازد و هم افول. برای نوشتن یک شعر، نوشتن قطعه‌ای موسیقی و ساخت یک فیلم و بقیه، قضاوت‌ها دائم در تمام راهروهای حس و دانایی‌ات حضور دارند. یک قضاوت بد، یک قضاوت سیاه، شعرت را ناشعر می‌کند. قضاوت، ایمان انسان است که عقیده را مطمئن می‌گوید و دانسته و سزاوار.
سینمای ازدست‌رفته را نگاه کنید. هنر که از دست نرود. خاموش می‌شود. تغییر می‌کند. خواب می‌رود. اما هست. در حمله به ایران مجلس ترحیمِ موسیقی، زیاد شلوغ نشد. کاشی‌کاری آمد با تمام ملودی‌هایش. درآمد (اورتور) دارد. متنِ آوازی دارد. ضیافت آبی و سبز فیروزه‌ای است، ‌صاف منتقل شد به فرش، ‌همان درآمد، میان آن تصنیف باغ، گیاه و درخت، حتی با پرنده‌هایش. چهارگوش‌های درهم، حجم‌سازی در آن درهمی‌ها (دوره‌ای از نقاشی‌های سپهری) یا (اشر، ‌نقاش و معمار) که کسی از کسی تقلید نکرد. زمانه می‌گذرد. قضاوت‌ها می‌سازد که آفریده می‌شوند در این روزگار می‌توان «عارف» نبود و حفظ اسرار کرد. آن اسرار در قضاوت‌های حال به زمین آمده‌اند و فاش‌کردن‌شان حبس دارد.
در سؤال اول، پرسیده‌اید چه احساسی دارید؟ و… آن حرف‌های (قضاوتی) دشت وسیعی از انتخاب انسان امروز است، مثل تدوین، خواب تدوین شده هست اما می‌توان دوباره منظره‌های دیگری بر آن گذاشت و مناظری از آن منها کرد. کاری که در روز کرده‌ای را دوباره مونتاژ کن. آنها را که دوست نداری کم کن و رؤیای تمیزت را اضافه کن، در خانه، کار، پیاده‌رو، کارخانه، سینما، رانندگی، می‌شود یک زندگی دیگر که منظرهایی دارد که مال تو نیست. کارِ قضاوت سخت می‌شود.
گفتم سینما دارد از دست می‌رود، یا از دست رفته. انسان را در سینمای دهه ٤٠ و ٥٠ و تا ٨٠ ببین. آرزوهای انسانِ سینمای قدیم شریف بود. رؤیاهای زندگی آسیبی نداشت. حتی رؤیای چلمنی که قهرمان می‌شد، اگر هنوز هم این عقیده سوسیالیستی را دارید که قهرمان، جامعه رنجبر و کارگرنشین را فریب می‌دهد، آیا همان فریب زیباتر از تمام سینمای امروز نیست؟ بله فریب و ریاکاری است، اما قهرمانی مثل «شِین» می‌آید شهرت را تمیز می‌کند، چشم به خانواده‌ات ندارد، هرچه خوب دارد یاد پسرت می‌دهد، خونی شده می‌رود جایی دیگر. مردانِ بدِ هجومی را کشته است و دوست ندارد پسربچه‌ای او را ببیند، آدم‌کشی کار بدی است، اما بدی‌کشی کیف دارد. بدی‌کشی به جامعه رنجبر و کارگرنشین هم به‌دردبخور است -نه بیشتر- آنجا هم قهرمان است.
در همین فیلم «قاتل اهلی» با جوانی آشنا شدم که فیلم‌بردار است. اما فیلم‌برداری را از رفته به خاک، نعمت حقیقی آموخته است، آمد برای فیلم‌برداری، خیلی خوب، ترکیب و رنگ می‌داند. می‌دانم هیچ‌گاه از سفره فیلم‌برداری‌اش سیر نمی‌شود. این را گفتم که فیلم بد، فیلم‌برداری خوب به دردش نمی‌خورد. سالن خالی برای آهنگ‌ساز دست نمی‌زند. فیلم «قاتل اهلی» عذاب‌های مرد متدین قدیمی تهرانی است.
انسانِ امروز را نمی‌گویم. هنرمند امروز بسیار شیفته و بدهکار این دستگاه کامپیوتر شده. حتی از آن خلاقیت می‌خواهد. یاد فیلمی از جوزف لوزی افتادم (مستخدم)؛ مستخدمی استخدام یک مرد تنهای پول‌دار با تربیت انگلیسی و اشرافیتِ قدیمیِ بریتانیایی. مستخدم بسیار «بلد» است. آهسته و آرام با ارباب دوست می‌شود. کارهایش را بی‌تکلف انجام می‌دهد. گاهی به آقا ترحم دارد. گاهی دلسوز است. اما همیشه یک مستخدم. خلاصه کنم کار به جایی می‌رسد که مستخدم به جای آقا می‌نشیند. آقا تعظیم به مستخدم می‌کند. کفش‌هایش را واکس می‌زند… تا تنها راه رهایی این است، دوباره به اصل خودش برگردد؛ همان تربیتی که داشت. حالا حریف این بی‌پدرومادر می‌شود، همین مستخدم که به کلید برق می‌زدیم کمک انسان می‌شد، کامپیوتر. که آهسته ارباب شد.
انسان امروز «دچار» این دستگاه شده است، خیلی‌ها «دچار» می‌شوند، دچار عشق، دچار پول، دچار رفاقت و دچار کشتن و دچار زندگی… .
سینمای امروز به کف خیابان، به مردم پیاده‌رو، به آمده‌ها برای چاق‌کردن حاشیه‌ شهرها، به فحشا و علت‌ها، به بی‌خانگی کاری ندارد، ‌سینمای امروز روزنامه نمی‌خواند، موسیقی نمی‌داند. تدوین نمی‌شناسد. عشق را بلد نیست. ترجمه شده. دانایی قرض‌گرفتن را می‌داند. بدهکار می‌ماند. می‌زند به فضا و سفینه‌ها، فیلم‌های قدیم، ‌اتومبیل‌های قدیم. می‌شود تارانتینو، جدول فیلم‌های بزرگ تاریخ سینما همه از گذشته است. «پدرخوانده» جدیدترین آن است که آن هم تحت تقلید ١٠ تا فیلم نوآر ست. بهترینش را «ریچارد کَُنت» بازی می‌کند و «ادوارد جی. رابینسون». استادش«وینست شرمن» است که با خطوط در سیاه سفیدها چه‌ها می‌کند. انسان امروز قهرمانِ تمام‌وقت می‌خواهد. قهرمانِ نیم‌وقت نمی‌خواهد. آدمِ امروز تمام روز و شبش را احتیاج به قهرمان دارد، دکترهای نیمه‌‌وقت، خیلی‌ها را به انتظار گذاشته‌اند.
قهرمان نمی‌داند اول فکرکردن کجاست. فکرکردن دورش می‌کند. نباید اسیر انتخاب‌ها شود و شک. فکر هیچ ایستگاهی برای خستگی درکردن نیست. دشمنِ ارزیابی است. هنرمند و قهرمان، ریل‌های مشترکی دارند. بعضی از ایستگاه‌های فکرِ هنرمند شعر می‌نویسد و ادبیات. بعضی تبدیل به موسیقی و نقاشی تا همه. قهرمان از بیخ، این ارزیابی‌کردن‌ها را منهدم می‌کند.
هنرمند، قهرمان می‌خواهد و قهرمان را هنرمند می‌گوید، ‌در «تنهاکِشی»‌ها می‌خواهد همان تسلط را داشته باشد. در ایستگاه‌های فکر بماند و «چاله‌گردی» کند تا برسد به یک تحلیل، از موضوعی کسل‌کننده، کسل‌کننده نگذرد، «جسدهای شیشه‌ای» را پنج سال نوشتم.  «سرودهای مخالف» را چهار ‌سال نوشتم. «حسد…» را که این ١٠ سال را حاشیه‌نشینی کرده‌ام. من باید کار کنم تا نان بخرم. بازنشستگی ندارم. بیمه ندارم. ارث نرسیده. جایی که حقوق داشته باشم، ندارم. پس باید کار کنم. «جسدهای شیشه‌ای» طاقت‌فرسا نبود. پنج سال گرسنگی، جنگ، ‌حبس، ‌دردسر عشق‌رفتگی، ‌عشق‌مردگی، ‌رفیق‌مردگی. حقیقت‌ها دیر می‌آیند. بعد از آمدن هم کامل نیستند. کم ‌و کسر دارند. نگاه به این مجسمه‌های کائوچویی توی ویترین‌‌های کت‌وشلوارفروشی ردیفی بکن. چقدر کراوات دارند و پاپیون‌، کت‌وشلوارها سیاه و براق هستند، گردن آنها کراوات است و در خیابان هیچ مردی کراوات ندارد.
روزگاری، سلامتِ جنون معنی داشت. عقل از این جنون به وجد می‌رسید. خانم! مصاحبه‌ها جای خیلی از حرف‌ها نیست. مصاحبه‌ها بیشتر بدهکارِ ملاحظه و مدارا شده‌اند. اگر حرف‌هایت را مواظب باشی که به دروغ می‌رسی. تقلب می‌شود. نشانی حرف‌های مواظبت‌شده پر از تقلب می‌شوند. واژه مواظبت، احترام به سانسور می‌گذارد، حیف از درخت بلند و صبوری که در جنگلی دور گم شده باشد. روز از آنِ عشق نیست، در شب گشایی معلوم می‌شود، موسیقی و عشق در شب زبان باز می‌کنند. برای همین موسیقی صدای عقل ندارد. معرکه‌های زندگی در روز زنده و پول‌سازند.




شب‌کاری مسعود کیمیایی و همکاران “قاتل اهلی” به پایان رسید/ادامه کار در خانه مأمور امنیتی و با حضور پولاد کیمیایی+5 عکس جدید

سینماژورنال: مسعود کیمیایی که این روزها درگیر فیلمبرداری تازه ترین محصولش “قاتل اهلی” است شب گذشته نهم مردادماه فیلمبرداری آخرین سکانسهای شب را به پایان رساند و از فردا سکانسهای روز کاری آغاز خواهد شد.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی از یازدهم مردادماه به لوکیشنی در شمال تهران می رود؛ لوکیشنی که خانه شخصیت اصلی داستان است. شخصیتی به نام “حاج آقا دکتر جلال سروش” که از همان دو پیشوند قبل از نام و نام خانوادگی هم می‌توان عقبه امنیتی او را حدس زد.

“قاتل اهلی” به مدیریت فیلمبرداری فرشاد محمدی تاکنون حدودا 40 درصد از فیلمبرداری‌اش را پشت سر گذاشته است و تدوین همزمان با فیلمبرداری توسط بهرام دهقانی در حال انجام است.

تمامی بازیگران فیلم از پرویز پرستویی تا امیر جدیدی، پرویز پورحسینی، لعیا زنگنه و ثریا قاسمی مقابل دوربین رفته اند و فقط سکانسهای پولاد کیمیایی فرزند کارگردان باقی مانده است؛

پولاد در “قاتل اهلی” نقش خواننده ای را بازی می کند که رابطه ای عاطفی میان او و دختر “حاج آقا دکتر جلال سروش” شکل می گیرد. فیلمبرداری سکانسهای مربوط به پولاد نیز فردا انجام خواهد شد.

تهيه كنندگى “قاتل اهلى” را منصور لشكرى قوچانى برعهده دارد دارد و قرار است اولين نمايش آن در جشنواره امسال باشد.

قاتل اهلی
قاتل اهلی
قاتل اهلی

قاتل اهلی

قاتل اهلی
قاتل اهلی
قاتل اهلی
منصور لشکری قوچانی، مسعود کیمیایی، پرویز پرستویی و لعیا زنگنه در پشت صحنه “قاتل اهلی”
قاتل اهلی
قاتل اهلی



تلاشهای مسعود کیمیایی برای خواننده کردن دوبلور “هاکلبری‌فین”+عکس

سینماژورنال: عباس نباتی دوبلور پيشكسوت تلويزيون که در تیم دوبله انیمیشنهای خاطره انگیزی مانند “هاکلبری فین”، “ایکی یو سان”  و “دوقلوهای افسانه ای” حضور داشته است بعد از سالها از تلاش مسعود کیمیایی برای خواننده کردن وی خبر داد.

به گزارش سینماژورنال نباتی که در برنامه “خانواده یک” حاضر شده بود با اشاره به این ماجرا بیان داشت: در ابتدای حضورم در دوبله، به واسطه مسعود کیمیایی وارد عرصه خوانندگی شدم اما هرگز نتوانستم روح خود را با فضای خوانندگی تطبیق دهم.

وی بی‌علاقگی را مهمترین دلیل عدم‌ورود به عرصه خوانندگی عنوان کرد و گفتدر سال‌های دور، زمانی که مسعود کیمیایی هنوز چهرۀشناخته‌شده‌‍‌ای در سینمای ایران نبود، من را برای خوانندگی به استودیو مولن‌رُژ برد اما هرگز نتوانستم روح خود را با فضای خوانندگی تطبیق دهم؛ به همین دلیل در همان ابتدای راه، مسیرم را از خوانندگی جدا کرده و به سمت دوبله رفتم.

 از قنادی تا دوبله…

عباس نباتی با اشاره به چگونگی ورودش  به دنیای هنر دوبله گفت: حضور من در عرصه هنر از «کافه قنادی» شروع شددر سالیان دور کافه قنادی (کمی بالاتر از چهارراه جمهوری)، پاتوق اصلی هنرمندان بود. من نیز که در آن زمان از اهواز به تهران آمده بودم، مدام به این کافه تردد داشتم تا اینکه روزی به واسطه خسرو پرویزی کارگردان اهوازی و مطرح تلویزیون به مرحوم علی کسمایی، نابغه بی‌بدیل هنر دوبله معرفی شدم.

نباتی با اشاره به سختی ورود به هنر دوبله در گذشته، اظهار داشت: در آن زمان، ماه‌ها طول می‌کشید تا هنرجو بتواند به جای یکی از نقش‌های اصلی در یک اثر نمایشی صحبت کند.

این مدیر دوبلاژ باسابقه ادامه داد: پس از ماه‌ها فعالیت در عرصه دوبله سرانجام ایرج دوستدار، دوبله یکی از نقش‌های اصلی فیلم «پسران کتی الدر» که جان‌وین و وین‌مارتین در آن ایفای نقش داشتند را به من سپرد. این فیلم داستان زندگی سه بردار بود و من به جای بردار کوچک خانواده که نقش آن را مایکل‌اندرسون بازی می‌کرد، صحبت کردم. ‌

وی یادآور شد: در این کار من بین دو سلطان دوبله ایران، ایرج دوستدار و منوچهر اسماعیلی می‌نشستم و همین موضوع استرس بسیاری را به من که در آن زمان تنها 18 سال داشتم، وارد می‌کرد اما خوشبختانه پس از آن توانستم جایگاه مناسبی در هنر دوبله پیدا کنم.

نباتی دوبله کارتون‌های «اکی‌یوسان» و «زورو» را از آثار به‌یادماندنی خود برشمرد و گفت: با دعوت پرویز نارنجی‌ها که از مدیر دوبلاژ‌های موفق زمان خود بود، برای کارتون اکی‌یوسان دعوت شدم و به جای شخصیت ژنرال این کارتون صحبت کردم.

دوست داشتم مهندس نفت شوم

وی در پایان «مهندس نفت» بودن را رؤیای کودکی خود عنوان کرد و گفت: من نیز مانند همه کودکان خوزستانی دوست داشتم در آینده مهندس نفت باشم اما هرگز نتوانستم به این مهم برسم گرچه بسیار خوشحالم که امروز هم پسر و هم دخترم توانستند در کسوت مهندسی فعالیت کنند.

عباس نباتی
عباس نباتی



تأیید تحلیل یک هفته قبل سینماژورنال با انتشار اولین تصویر رسمی پرستویی در “قاتل اهلی”⇔شباهت ملموس با سعید امامی در کانون توجه+عکس

سینماژورنال: حدودا یک هفته قبل و در جریان مراسم تشییع عباس کیارستمی بود که انتشار تصاویری از پرستویی در شمایلی جدید و شباهت این شمایل با سعید امامی این گمانه سینماژورنال را در پی داشت که پرستویی در فیلم تازه مسعود کیمیایی با عنوان “قاتل اهلی” بناست تصویری باشد از همان سعید امامی که زمانی کیمیایی به خاطر تولید فیلمهای “ضیافت” و “سلطان” با حمایت وی به شدت نقد شد.(اینجا را بخوانید)
به گزارش سینماژورنال حالا اولین تصویر رسمی منتشر شده از پرستویی در “قاتل اهلی” این گمانه را تأیید می کند. این تصویر که پرستویی یا “دکتر جلال سروش” را از نیم رخ نشان می دهد باز هم شباهتهایی ملموس دارد با سعید امامی. فقط کافیست دقت کنیم بر حالت نگاه و قوز بینی تا همه چیز دستمان بیاید.
فیلمبرداری در جاده کرج
فيلمبردارى فيلم سينمايى “قاتل اهلى” به تهیه کنندگی منصور لشکری قوچانی در جاده كرج ادامه دارد.
كارخانه اى در جاده كرج اين روزها ميزبان قاتل اهلى است كه پرويز پرستويى به همراه تعداد زيادى هنرور در اين لوكيشن جلوى دوربين فرشاد محمدى رفته اند.
فيلمبردارى اين فيلم يك هفته اى است در تهران آغاز شده و تاكنون همه بازيگران اصلى جلوى دوربين رفته اند. تهيه كنندگى “قاتل اهلى” را منصور لشكرى قوچانى برعهده دارد دارد و قرار است اولين نمايش آن در جشنواره امسال باشد.
پرویز پرستویی در نمایی از "قاتل اهلی"
پرویز پرستویی در نمایی از “قاتل اهلی”
فهرست عوامل فيلم “قاتل اهلى” عبارتند از:
نويسنده و كارگردان: مسعود كيميايى، مدير فيلمبردارى: فرشاد محمدى، طراح چهره پردازى: ايمان اميدوارى، مدير صدابردارى: ايرج شهزادى، طراح صحنه و لباس: امير حسين حداد، موسيقى: بهزاد عبدى، مدير توليد: بيژن سليم خانى، مشاور كارگردان: زامياد سعدونديان، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: حسين فلاح، عكاس: محمد مهدى دلخواسته، تصويربردار پشت صحنه:جواد بيات، منشى صحنه: شهرزاد مطلق، مدير تداركات: اسماعيل كلبى آبادى، مشاور طراح لباس: غزل آلوسى، گروه كارگردانى: مهران شهرآشوب، سياوش عرفانى، دستيار اول فيلمبردار: بهمن نادياب، نورپرداز: داوود محمدى، گروه فيلمبردارى: آنگينه ايسانيان، حسن لشگرى، اميرحسين واحدى، على نهاردانى، محمدعلى راحت، گروه صحنه و لباس: بهنام جعفرى طادى، على كاظمى، محمدرضا جنيدى، مهدى ابراهيمى، سحر كريمى، گروه صدا: على نعمتى، اميد قربانى، مجريان گريم: رضا باباپور، سمانه مراديان، ميلاد بهارلو، جانشين توليد: اميدقربانى، دستيار تداركات: محمدشاه محمدميراب، گروه خدمات: شهداد اژدرى، اميرنيكومنظرى، تامين هنروران: حميد بخشى نژاد، روابط عمومى: نداپزشك فلاح، نسترن حاجى عرب، مدير امور بازرگانى: مهشيد اهنگرانى، مدير امور رسانه اى: احسان ظلى پور.
بازيگران: پرويز پرستويى، پگاه آهنگرانى، امير جديدى، پرويز پورحسينى، لعيا زنگنه، حميدرضا آذرنگ، اميرحسين رستمى، حميدرضا افشار، رضا رشيد پور، اكبر معززى، سعيد پيردوست، شراره دولت آبادى، هستى محمايى و با حضور ثريا قاسمى.
تهيه كننده: منصورلشكرى قوچانى



درگذشت منتقدی که رمان کیمیایی را ویرایش کرد

سینماژورنال: جمشید ارجمند نویسنده و منتقد سینما امروز 23 تیر ماه درگذشت.

به گزارش سینماژورنال ارجمند حوالی ساعت 9 صبح چهارشنبه 23 تیر ماه بر اثر ایست قلبی درگذشت.  ارجمند از دو ماه قبل به دلیل عفونت در بیمارستان شهدای تجریش  بستری بود و در همین بیمارستان درگذشت.

 ارجمند اسفندماه به علت مشکلات قلبی در بیمارستان قلب تهران بستری شده بود و پس از بهبود نسبی در نوروز اما 19 فروردین بار دیگر به علت نارسایی قلبی و وخامت حالش به بیمارستان قلب برده شد و دوباره به منزل برگشت اما دوباره به بیمارستان رفت.

جمشید ارجمند از دهه 30 فعالیت نوشتاری‌اش را آغاز کرد و در مجله «ستاره سینما» و سایر مجلات نقد فیلم مطلب می‌نوشت و با منتقدانی همچون پرویز دوائی همدوره بود.

او چندین کتاب مهم – نزدیک به 20 عنوان – را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرده و در زمینه ویرایش هم فعالیت داشته است. از جمله کتبی که وی ویراستاری کرد رمان “جسدهای شیشه ای” مسعود کیمیایی است.

“دوره دوجلدی درباره چند سینماگر”، “درباره سینما”، “فیلم‌ ساختن”، “سینماگر”، “دستور خط و نگارش”، “دست‌نامه‌ شیوه نگارش”، “گربه روی شیروانی داغ” و ۲۱ فیلم-قصه دیگر از آثار جمشید ارجمند است.

از جمشید ارجمند دو فرزند به نامهای محمد و لیلا باقی مانده است. لیلا ارجمند همسر شاهرخ دولکو منتقد و مستندساز بوده است.




چه شود؟⇐اميرحسين رستمى و رضا رشيدپور هم بازیگر فیلم کیمیایی شدند!!!+عکس

سینماژورنال: با تكميل فهرست عوامل پشت دوربين و اضافه شدن چند بازيگر جديد، فيلم سينمايى “قاتل اهلى” به كارگردانى مسعود كيميايى كليد خورد.

به گزارش سینماژورنال اميرحسين رستمى، رضا رشيدپور و ثريا قاسمى بازيگران جديد اين فيلم هستند كه قرار است در تازه ترين فيلم مسعود كيميايى جلوى دوربين بروند.

فيلمبردارى “قاتل اهلى” از صبح روز دوشنبه با يادى از عباس كيارستمى در تهران آغاز شده است.

اين فيلم داستان زندگى حاج آقا دكتر جلال سروش است كه نقش آن را پرويز پرستويى بازى مي‌كند.

قرار است اولين نمايش “قاتل اهلى” در جشنواره امسال باشد. تهيه كنندگى تازه ترين فيلم كيميايى را منصور لشكرى قوچانى برعهده دارد كه تاكنون فيلمهاى “خط ويژه”، “كوچه بى‌نام” و “عصر يخبندان” از او اكران و علاوه بر موفقيت در جشنواره در اكران عمومى نيز با استقبال مخاطبان روبرو شده است.

فهرست عوامل فيلم “قاتل اهلى” عبارتند از:

نويسنده و كارگردان: مسعود كيميايى، مدير فيلمبردارى: فرشاد محمدى، طراح چهره پردازى: ايمان اميدوارى، مدير صدابردارى: ايرج شهزادى، طراح صحنه و لباس: امير حسين حداد، موسيقى: بهزاد عبدى، مدير توليد: بيژن سليم خانى، مشاور كارگردان: زامياد سعدونديان، دستيار اول كارگردان و برنامه ريز: حسين فلاح، عكاس: محمد مهدى دلخواسته، تصويربردار پشت صحنه:جواد بيات، منشى صحنه: شهرزاد مطلق، مدير تداركات: اسماعيل كلبى آبادى، مشاور طراح لباس: غزل آلوسى، گروه كارگردانى: مهران شهرآشوب، سياوش عرفانى، دستيار اول فيلمبردار: بهمن نادياب، نورپرداز: داوود محمدى، گروه فيلمبردارى: آنگينه ايسانيان، حسن لشگرى، اميرحسين واحدى، على نهاردانى، محمدعلى راحت، گروه صحنه و لباس: بهنام جعفرى طادى، على كاظمى، محمدرضا جنيدى، مهدى ابراهيمى، سحر كريمى، گروه صدا: على نعمتى، اميد قربانى، مجريان گريم: رضا باباپور، سمانه مراديان، ميلاد بهارلو، جانشين توليد: اميدقربانى، دستيار تداركات: محمدشاه محمدميراب، گروه خدمات: شهداد اژدرى، اميرنيكومنظرى، تامين هنروران: حميد بخشى نژاد، روابط عمومى: نداپزشك فلاح، نسترن حاجى عرب، مدير امور بازرگانى: مهشيد اهنگرانى، مدير امور رسانه اى: احسان ظلى پور.
بازيگران: پرويز پرستويى، پگاه آهنگرانى، امير جديدى، پرويز پورحسينى، لعيا زنگنه، حميدرضا آذرنگ، اميرحسين رستمى، حميدرضا افشار، رضا رشيدپور، اكبر معززى، سعيد پيردوست، شراره دولت آبادى، هستى محمايى، كاترين اصلانى و با حضور ثريا قاسمى.
تهيه كننده: منصور لشكرى قوچانى

قاتل اهلی

قاتل اهلی

مسعود کیمیایی و منصور لشکری قوچانی در پشت صحنه "قاتل اهلی"
مسعود کیمیایی و منصور لشکری قوچانی در پشت صحنه “قاتل اهلی”




رونمایی از گریم امنیتی بازيگر كيميايي در مراسم كيارستمي+عکس⇔آیا کیمیایی به دنبال رهایی از کابوس انتساب به “سعید امامی” است؟

سینماژورنال: پرویز پرستویی بازیگری که دو دهه بعد از “آژانس شیشه ای” همچنان خاطره انگیزترین کاراکترش همان “حاج کاظم” فیلم حاتمی کیاست در تازه ترین تجربه بازیگریش جلوی دوربین “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی می‌رود.

به گزارش سینماژورنال “قاتل اهلی” داستان زندگی یک شخصیت متنفذ امنیتی را روایت می‌کند با نام “دکتر جلال سروش” و ایفای نقش این شخصیت برعهده پرویز پرستویی است.

پرستویی در مراسم تشییع عباس کیارستمی به عنوان مجری مراسم حضور داشت و همین مجری گری بود که باعث شد به گونه ای کاملا ناخواسته از گریمی که کیمیایی برای نقش امنیتی “قاتل اهلی” برایش درنظر گرفته رونمایی شود؛ گریم یک مرد میانسال جاافتاده با ریشی آنکادر شده و عینکی با فریم مشکی.

آنچه از گریم پرستویی هویداست ماهیت مثبت کاراکتری است که در ورسیون های قبلی “قانل اهلی” بنا بود یک شخصیت منفی و حتی رانتخوار باشد اما گویا با حذف فرهاد اصلانی که در پیش تولید قبلی فیلم برای همکاری با کیمیایی قرارداد سفید امضاء کرده بود شمایل شخصیت اصلی “قاتل اهلی” از منفی به مثبت استحاله پیدا کرده است.

البته این امکان هم وجود دارد که کیمیایی پایان بندی فیلم را با نوعی آشنایی زدایی به پایان ببرد؛ یعنی شخصیت مثبت خود را در نهایت با ماهیتی مخوف معرفی کند؛ روشی که البته محافظه کاری این سالیان کیمیایی بعید است اجازه آن را بدهد.

شائبه ها از “ضیافت” تا “سلطان”

به گزارش سینماژورنال این اولین بار نیست که کیمیایی به سراغ یک شخصیت متنفذ امنیتی می رود؛ او پیشتر در “ضیافت” هم یکی از کاراکترهای داستان را بر محوریت یک شخصیت متنفذ امنیتی پیش برده بود؛ کاراکتری به شدت مثبت که فریبرز عرب نیا نقشش را ایفا می کرد و البته وجود همین کاراکتر زمزمه‌هایی را درباره ماهیت سرمایه گزار این فیلم شکل داد و شائبه همکاری کیمیایی با سعید امامی را ایجاد کرد.

این شائبه ها بعدتر و با ساخت “سلطان” که در آن طعنه های تندی به شهردار وقت تهران غلامحسین کرباسچی صورت گرفته بود پررنگتر شد بخصوص که یکی از دستیاران سابق کیمیایی که بعدا کارگردان شد، نیز این شائبه‌ها را به مطبوعات کشاند با این حال کیمیایی هیچ گاه این شائبه ها را تأیید نکرد و مدام آن را تکذیب کرد و البته در گفتگوهایش آن دستیار سابق را حسابی نواخت اما شابئه‌ها همچنان باقی ماندند…

رهایی از کابوس سعید امامی؟

هیچ بعید نیست که کیمیایی تصمیم گرفته باشد در “قاتل اهلی” روند داستان و ماجراها را طوری پیش ببرد که یک بار برای همیشه از شر آن شائبه ها خلاص شود؛ اگر بر گریم کیمیایی یا “دکتر جلال سروش” و البته عینک با فریم مشکی اش دقت کنیم بیش از هر چیز این شباهت نمادین با سعید امامی است که به چشم می‌خورد!

البته شباهتی که میان چهره بازیگر قبلی کاندیداشده برای این نقش یعنی فرهاد اصلانی و سعید امامی وجود دارد هم خود می‌تواند موید این ماجرا باشد. شباهتی که البته در نهایت به همکاری منجر نشد تا این پرستویی باشد که با گریمی متفاوت ایفاگر این نقش شود.

آیا همان وسواس ذهنی برآمده از پرسشهای مکرر درباره ماجرای سعید امامی و جوابهاي تكراري او بوده که شباهتی ناخواسته را رقم زده یا آن که کیمیایی قصد دارد برای یک بار هم که شده و با تصویرسازی نمادین آن شخصیت، برای همیشه از شر کابوسهایی که به واسطه منتسب کردنش به آن شخصیت پیش آمده بود رهایی پیدا کند؟ باید منتظر ماند و دید.

به گزارش سینماژورنال تهیه کنندگی “قاتل اهلی” را منصور لشکری قوچانی برعهده دارد و امیر جدیدی، پرویز پورحسینی، حمیدرضا آذرنگ، لعیا زنگنه و پگاه آهنگرانی از دیگر بازیگران فیلم هستند.

پرویز پرستویی با گریم "قاتل اهلی"
پرویز پرستویی با گریم “قاتل اهلی” در تشییع کیارستمی/عکسها: مهدی ماهری
پرویز پرستویی با گریم "قاتل اهلی"
پرویز پرستویی با گریم “قاتل اهلی” در تشییع کیارستمی



آنچه كيميايي از روند كاري كيارستمي نمي‌دانست+متن مرثیه‌نامه و یک گاف

سینماژورنال: مسعود کیمیایی که عباس کیارستمی سالها پیش و به هنگام ساخت “قیصر” به عنوان سازنده تیتراژ کنارش بود در رثای رفیق دورانش یادداشتی را منتشر کرد.

به گزارش سینماژورنال کیارستمی که سالها بعد از “قیصر” برای ادای احترام به رفیق قدیمی تیتراژ “سربازهای جمعه” را هم ساخته بود به بهانه تبریک تولد کیمیایی در پشت صحنه “متروپل” آخرین فیلم اکران شده کیمیایی هم حاضر شده بود.

اولین نکته شاید کمی غیرقابل قبول یادداشت کیمیایی در رثای رفیق قدیمی آنجاست که در توصیف کیارستمی او را چهره ای دانسته که در سرزمین خودش نوشته و ساخته! در حالی که کیارستمی در سالهای اخیر فارغ از تهیه کننده، حتی لوکیشنهایش را نیز در کشورهایی جز ایران پیدا می کرد.
آیا کیمیایی فیلمهای اخیر کیارستمی را ندیده بود؟؟؟

دومین نکته کاملا غیرقابل قبول که می‌تواند گافی برای کیمیایی باشد آن است که “ستایش مر آن ایزد تابناک،که پاک آمدم پاک رفتم به خاک” که از سروده های عارف قزوینی است را به میرزاده عشقی نسبت داده است.

⇓⇓⇓

متن  یادداشت کیمیایی را بخوانید:

عزای ملی هنر را اعلام کنید. جسمش رفت اندیشه اش ماند.«ستایش مر آن ایزد تابناک،که پاک آمدم پاک رفتم به خاک میرزاده عشقی» یکی دیگر از آنهایی که با هم بودیم و با هم شدیم رفت.
عباس کیارستمی رفیق من بود.تابنده زندگی کرد.سینماگر بزرگی بود که تا سینما سینماست می‌ماند.اندیشه‌گر و اندیشه سازی کرد.رفیق من در سرزمین خودش ماند و نوشت و ساخت. اینجایی بود.رفیق من به این سادگی در تاریخ هنر به دست نمی‌آید.می‌دانم تا آخر عمر سوگوارش خواهم بود.