بازیگر “اژدها…” جلوی دوربین کیمیایی می‌رود+لعیا زنگنه و پرویز پورحسینی هم قرارداد بستند

سینماژورنال: سه بازيگر جديد به جمع عوامل فيلم سينمايى “قاتل اهلى” به كارگردانى مسعود كيميايى اضافه شدند.

به گزارش سینماژورنال امير جديدي كه از نسل جديد بازيگران سينماى ايران است و اخیرا درام مهیج “اژدها وارد میشود” را روی پرده داشت، يكى از نقش هاى اصلى فيلم را بازى كند.
او براى اولين بار است كه با مسعود كيميايى همكارى خواهد كرد و به این ترتیب همبازی پرویز پرستویی شد که بازیگر نقش اصلی مرد فیلم یعنی ایفاگر کاراکتر رانتخوار کلان است.
پرويز پورحسينى و لعيا زنگنه دو بازيگر ديگر “قاتل اهلى” هستند كه در اين ميان زنگنه سابقه همكارى با كيميايى را در كارنامه اش دارد.
“قاتل اهلى” بازيگران ديگرى نيز دارد كه طى روزهاى آينده انتخاب خواهند شد.
آغاز فیلمبرداری از 20 تیر
پيش از اين بازى پرويز پرستويى، پگاه آهنگرانى و حميدرضا آذرنگ در اين فيلم قطعى شده بود. طبق برنامه ريزى انجام شده فيلمبردارى “قاتل اهلى” ٢٠ تيرماه در تهران آغاز ميشود.
منصور لشكرى قوچانى تهيه كنندگى جديدترين فيلم مسعود كيميايى را برعهده دارد.



بوي خوش “قاتل اهلي” بی حضور پولاد؟!

سینماژورنال: مسعود کيميايي بي ترديد يکي از شاخص ترين چهره هاي فرهنگ و هنر ايران زمين با بيش از نيم قرن حضور مستمر و خلق آثار ماندگاري چون “قيصر”، “داش آکل”،”خاک”، “گوزن ها”، “سفر سنگ”، “سرب”، “دندان مار”، “خط قرمز” و بسياري ديگر است.

کيميايي علاوه بر حوزه سينما آثار شاخصي مانند “حسد”، “زخم عقل”، “جسدهاي شيشه اي” و “سرودهاي مخالف ارکستر بزرگ ندارند” را در حوزه ادبيات به ثبت رسانده و همين امر سبب مي شود برخلاف بسياري از هم نسلانش به مردي براي تمام فصول هنر و انديشه تبديل شود که تاريخ فرهنگ و هنر اين سرزمين را وادار به توقف و برداشتن کلاه از سر براي نشانه احترام به سالها فعاليت تأثيرگذار و جريان ساز مي کند.

سينماي ايران شايد کمتر نامي مانند مسعود کيميايي را به خاطر دارد که به عنوان پرچمدار موج نوي سينماي ايران در دوره اوج فيلمفارسي به مبارزه با آن برخاست و با همراهي هم نسلانش موفق شد راه تفکر و صحبت از ارزشهاي انساني و اخلاقي را به سينماي آن دوران باز کند که اين مهم هرچند در سالهای اخیر گرفتار نوعی تکرار و پافشاری بیش از حد بر کلیشه ها شد اما به هر حال ردّپای پررنگ آن در سینمای ایران باقی است.

عدم حضور پولاد؛ فرصتی برای چهره های مستعد بازیگری

خبر عدم حضور پولاد کيميايي در پروژه “قاتل اهلي” پدر صحبتها و حواشي بسياري را پيرامون اين پروژه در بر داشته است.

 ديدگاههاي مختلفي که همگي به دنبال واکاوي دليل اصلي اين جدايي هستند. اصلي ترين مسئله مي تواند حضور پولاد کيميايي در نقش اصلي فيلم “گشت ارشاد2” باشد که شايد پدر و پسر را خواسته يا ناخواسته وادار به جدايي کرده است.

اما مسئله تأمل بر انگيز و اميدوار کننده در اين بين نگاهي به اسامي بازيگراني است که همگي با سينماي کيميايي معرفي و اعتباري براي خود ساخته اند.

بهروز وثوقي، بهمن مفيد، سعيد راد، فرامزر قريبيان، فريبرز عرب نيا، محمدرضا فروتن و بسياري نامهاي ديگر که با حضور در آثار کيميايي جاي پاي خود را در سينماي ايران محکم تر نموده اند سبب اميدواري نسل آينده سينماي ايران در دوران رکود ستاره شده و همگان را چشم انتظار پرده برداري از شخصيت هاي اصلي “قاتل اهلي” به خصوص بازيگران جوان آن مي کند.
خاتمه شایعات تکراری

يکي ديگر از دلايل اين امر مي تواند تصميم پدر و پسر براي خاتمه دادن به شايعات خسته کننده اي باشد که سالها پيرامون انتخاب نقش اصلي فيلمهاي مسعود کيميايي مطرح بوده و سناريوي تکراري آن مانند تم اصلي کارهاي کيميايي “سينماي قهرمان پرور” که به آن اعتقاد دارد هميشه با پرده برداري از پولاد کيميايي به عنوان قهرمان اصلي به پايان رسيده و شايعاتي را در پي داشته که ترکش هاي آن براي کارگردان و بازيگر باقيمانده است.

پولاد کيميايي بازيگر بدی نیست و عدم موفقيت او در کارهاي مسعود کيميايي با حضورش در آثاري چون “زندگي با چشمان بسته” و “گشت ارشاد” جبران شده.

 با این حال مسئله اميدوار کننده در اين بين معرفي چهره هاي جوان بعدي در سينماي کيميايي و رسيدن فرزندش به بلوغ سينمايي است که مي تواند موجب حضور چندين ستاره در سينماي ايران شود و شايد پولاد تصميم گرفته با اين بلوغ دوشادوش و به موازات پدر به موفقيت آفريني در حرفه خود بپردازد نه زير سايه که داغ هميشگي بر پيشاني فرزندان مردان بزرگ است و مي تواند حواشي بسياري را به دليل تعلق خاطر همگان به حضور در آثار پدرش از روي دوش او بردارد.

ای کاش پرستویی از آن شمایل تکراری اش دست بردارد

مسئله ديگري که بيننده را اميدوار به ديدن “قاتل اهلي” مي کند انتخاب پرويز پرستويي به عنوان نقش اصلي است که برای علاقمندان کيميايي می تواند نويد ديدن فيلمي جذاب با سواري خسته چون فيلمهاي کلاسيک مورد علاقه کارگردان نامدار سينماي ايران باشد؛

 البته اگر پرستویی دل به دل کیمیایی دهد و از آن شمایل تکراری فیلمهای یک دهه اخیرش که به تأسی از “آژانس شیشه ای” در آن جا مانده دست بکشد و کاراکتری تازه خلق کند.

اگر این اتفاق بیفتد بي ترديد زوج کيميايي و پرستويي مي توانند تجربه‌ای متفاوت را رقم بزنند.

امیدوار باشیم؟

اميدواري مخاطبين سينماي کيميايي به ديدن اثري جديد از او در صورت حفظ همين هوشمندي در انتخاب ساير بازيگران مي تواند ناکاميهای این چند سال را کمرنگ کرده و مجدداً شاهد صف هاي طولاني مخاطبين براي تماشاي اثر ديگري از اين کارگردان کاربلد شود.

بايد منتظر ماند و ديد آيا اين بار کيميايي که با همراهي منصور لشکري قوچاني پس از مدتها پیش تولید و تغییر تیم بازیگران به ثباتی نسبی در پیش تولید رسيده خواهد توانست حرف جديدي در سینمای خودش بزند يا مجددا گرفتار همان سناريوي قديمي خواهد شد؟ الله اعلم.




“قاتل اهلی” دوباره به جریان افتاد⇐پرویز پرستویی به‌جای فرهاد اصلانی نقش “یقه‌سفید” را بازی می‌کند+عکس

سینماژورنال: در حالی که چند هفته قبل از توقف کامل “قانل اهلی” خبر داده شده بود اما پيش توليد فيلم سينمايى «قاتل اهلى» به كارگردانى مسعود كيميايى دوباره از سرگرفته شد.

به گزارش سینماژورنال روز گذشته پرويز پرستويى براى ايفاى نقش اصلى فيلم تازه كيميايى با دست اندركاران فيلم قرارداد بست تا اولين همكارى اين بازيگر و كارگردان شكل بگيرد.
حذف اصلانی که قرارداد سفید بسته بود
حضور پرستویی در نقش اصلی “قاتل اهلی” حکایت از حذف فرهاد اصلانی دارد که در پیش تولید قبلی بنا بود نقش اصلی فیلم یعنی نقش یک یقه سفید متنفذ را بازی کند.
اصلانی برای بازی در “قاتل اهلی” قرارداد سفیدامضاء بسته بود اما در نهایت از پروژه کنار گذاشته شد.
بقيه عوامل و بازيگران «قاتل اهلى» در حال انتخاب هستند كه با قطعى شدن اين فهرست طى روزهاى آينده نام آنها رسانه اى خواهد شد.
طبق برنامه ريزى انجام شده فيلمبردارى «قاتل اهلى» به تهيه كنندگى منصور لشكرى قوچانى تا چند هفته ديگر در تهران آغاز ميشود.
“قاتل اهلی” درباره یقه سفید یا رانتخوار کلانی است که دچار مشکلات عدیده با اعضای خانواده و بخصوص فرزندانش است.
کیمیایی به بهانه حضور پرستویی به عنوان نقش اصلی فیلم “قاتل اهلی” یادداشتی را منتشر کرده است. متن یادداشت کیمیایی را بخوانید:
با پرويز پرستويى دير شده بود
دوباره فيلم ميسازم. از آخرين فيلمم چهار سال ميگذرد. «قاتل اهلى» يكسال پيش توليدِ فقط فيلم نوشت را گذراند. منصور لشكرى قوچانى در يك موقعيت سختى قرار داشت، اين بنده را كامل ميخواست. با تمام سياه و سفيدها… تا آخر. به دنبال «يكجايى» من بود. من نگاهم به اين «فيلم نوشت» تمام شده بود. لشكرى هنوز به دنبال «من» ميگشت… تا شد. اما تاشدم تا شد.
دكتر جلال سروش اصل و دانسته  «قاتل اهلى» است. فيلم را مي بينيد. يك آدم تازه كه پنهان مانده بود؛ سخت بود. آقاى پرويز پرستويى شد.
تا امروز… با پرويز پرستويى دير شده بود. آن تنهاىِ قلدرِ ضرب ديدهِ تنها مانده و مانده تا موسفيد كرده و از پا نيفتاده من پيدا شد. پيدا بود، دير شده بود.
قرار بر اين است سازهاى خود را كوك كنيم تا اركستر «قاتل اهلى» آهنگ و قطعه سينماى ملى ما را بنوازد. بازيگران ديگر «قاتل اهلى» همه از قلب انتخابى صحيح مي آيند.
در هفتاد و پنج سالگى، فيلم «قاتل اهلى» كه نگاهِ آمده از تجربه هاى سخت كشيده امروز من است ساخته ميشود.
کیمیایی در کنار پرستویی و لشکری قوچانی
کیمیایی در کنار پرستویی و لشکری قوچانی



کارمند “هنروتجربه”: فراستی باید 74 ضربه شلاق بخورد/خبرگزاری اصولگرا: مدیر “هنروتجربه” چند ضربه شلاق باید بخورد؟

سینماژورنال: حدودا  5 سال بعد از زمانی که مسعود فراستی با استفاده از واژه “استمناء” در توصیف “جرم” مسعود کیمیایی در “هفت”ی که جیرانی روی آنتن می فرستاد کلی حاشیه ساز شد، حالا فراستی باز هم با به کار بردن واژه ای دیگر در کانون حاشیه قرار گرفته است.

به گزارش سینماژورنال واژه جدید فراستی “دیاثت” نام دارد که البته برخلاف استمناء ریشه ادبی هم ندارد و در هیچ فرهنگ لغتی موجود نیست. فراستی در برنامه “هفت” در نقد فیلم “دونده زمین” کمال تبریزی که در گروه “هنروتجربه” روی پرده است این واژه را به کار برده است و همین باعث بروز حواشی فراوانی شده است.

از یک طرف چهره ای که سالهاست در حلقه بالایی صنفی موسوم به منتقدان و نویسندگان خانه سینما حضور دارد و البته به کارمندی برای هنروتجربه هم مشغول است، مجازات فراستی را به خاطر این تعبیر 74 ضربه شلاق دانسته است؛

این عنصر بالادستی آن حلقه که به نظر می‌رسد اطلاعات حقوقی مرتبط با این ماجرا را از یکی دیگر از حاضران در حلقه که سالها به کار وکالت مشغول است و قاضی تحقیق بوده، گرفته، در اقدامی محافظه‌کارانه خبر این مجازات را از سایت رسمی‌اش منتشر نکرده و به انتشار آن در کانال شخصی اش بسنده کرده است!

از آن طرف خبرگزاری اصولگرای “فارس” هم در گزارشی که بر این ماجرا رفته این پرسش را طرح کرده که امیرحسین علم الهدی مدیر گروه هنروتجربه بخاطر فیلمهای توهین آمیز مانند “دونده” چند ضربه شلاق باید بخورد؟

سینماژورنال گزاش “فارس” در این باره را ارائه می دهد:

فراستی و فیلمی که مصداق «دیاثت هنری» است

مسعود فراستی که به تنهایی و در سالن خالی «دونده زمین» کمال تبریزی را دیده بود در “هفت” گفت: «کارگردان و تهیه کننده محترم در جایی گفته‌اند این فیلم نقدی بر وضعیت دولت قبل است. فیلم ابدا علیه دولت قبل نیست. فیلم علیه مردم است. فیلم به شدت بی غیرت است. همان بی غیرتی که اخیرا آقای جوادی آملی بر آن اشاره کردند که فروش خانه و مملکت به بیگانه مصداق کامل بی غیرتی است. ما دیاثت فرهنگی و هنری هم داریم که متاسفانه فیلم، چنین دیاثت و فروش غیرتی در آن است».

همین جملات کافی بود تا با خلق عبارت «دیاثت هنری» در ادامه عبارت های مشابهی چون دیاثت فرهنگی و دیاثت سیاسی مخالفان «هفت جدید» با انواع و اقسام نظرات، نگاه و تحلیل ها به سراغ فراستی بروند و بگویند فراستی به تبریزی توهین کرده و خیلی سریع کار به مرور قانون رسید و ماده 608 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1375 در شبکه مجازی دست به دست می شد که در آن آمده است : « توهین به افراد از قبیل فحاشی و استعمال الفاظ رکیک، چنانچه موجب حد قذف(متهم کردن فرد به زنا و لواط) نباشد،  به مجازات شلاق تا 74 ضربه و یا پنجاه هزار تا یک میلیون ریال جزای نقدی خواهد بود.» و گفتند فراستی برای استفاده از این عبارت باید 74 ضربه شلاق بخورد، از سوی دیگر موافقان نیز بیکار نبودند و این عبارت را توهین آمیز نداستند بلکه نقدی در رابطه با ساخته تبریزی می‌دانستند.

آخرین اثر کمال تبریزی چه کرده است؟

فارغ از همه حاشیه‌های «هفت» اخیر، هیچ‌کس به سراغ «دونده زمین» نرفت و نگفت آخرین اثر کمال تبریزی چه کرده است که منتقد آن را مصداق دیاثت هنری دانسته و توهین به شعور مردم می‌داند؟ چگونه آثاری در تحقیر فرهنگ ایرانی و ارج نهادن به یک خارجی، با افتخار ساخته می‌شوند و برای جذب مخاطب آن را سیاسی جلوه می‌دهند؟ و سوال اصلی این است که بر اساس کدام معیار و ملاک این آثار اکران می شوند؟

برای دور زدن اداره نظارت چند ضربه شلاق باید خورد؟

اگر تصور کنیم که فراستی با گفتن این عبارت که نمی دانیم از منظر قانون مصداق الفاظ رکیک هست یا خیر به تحمل شلاق محکوم می‌شود با کارگردانی که در اثرش در 90 دقیقه نه به یک نفر  بلکه به جامعه ایرانی توهین می‌کند چه باید کرد؟ یا جناب علم‌الهدی که به نظر می‌رسد با دور زدن نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی این آثار را در گروه «هنر و تجربه» اکران می‌کند چند ضربه شلاق را باید متحمل شود؟

سحر دولتشاهی در نمایی از "دونده زمین"
سحر دولتشاهی در نمایی از “دونده زمین”

 




توقف تولید “قاتل اهلی” کیمیایی

سینماژورنال: در حالی که همگان منتظر بودند مسعود کیمیایی همین روزها بیست و هشتمین فیلمش “قاتل اهلی” را کلید بزند اما درست 16 اردیبهشت همزمان با عید مبعث خبر رسیده تولید این پروژه متوقف شده است.

به گزارش سینماژورنال این خبر را “شبکه خبری فرهنگ و هنر” داده است و دلیل آن را از دست رفتن فصل مناسب برای فیلمبرداری دانسته است.

“قاتل اهلی” بنا بود با مضمون زندگی یک یقه سفید و مراودات وی با اطرافیانش به تولید برسد. فرهاد اصلانی و امیر آقایی از جمله بازیگرانی بودند که حضورشان در پروژه قطعی شده بود. امیر جدیدی، لعیا زنگنه و آنا نعمتی دیگر بازیگرانی بودند که نامشان به عنوان چهره های حاضر در پروژه شنیده شده بود.(اینجا را بخوانید)

سینماژورنال متن کامل گزارش “شبکه خبری فرهنگ و هنر” درباره توقف تولید این پروژه را ارائه می دهد:

معلق شد…

بعد از شش ماه درگیری بر سر فیلمنامه “قاتل اهلی” و رسیدن به نسخه نهایی، تولید این کار معلق شد. البته که این انصراف از تولید مقطعی است و به از دست رفتن فصل مناسب برای فیلمبرداری بازمی گردد.

فیلمنامه “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی که تهیه کنندگی آن را منصور لشکری قوچانی برعهده دارد، تعدد لوکیشن فراوانی را داراست و بار داستانی خشن و به شدت ملتهب درام این نیاز را ایجاد می کرد که فیلمبرداری در زمستان انجام شود اما از دست رفتن زمان و البته فرارسیدن روزهای گرم بهار که فیلمبرداری نماهای زمستانی را به دلیل حضور شهروندانی با پوشش فصل گرم در خیابانها ناممکن می کرد باعث تعلیق تولید شد.

امکانات تولید “قاتل اهلی” در یکی از شهرهای غربی ایران که هنوز رگه هایی از فصل زمستان را با خود دارند برای کیمیایی وجود داشت اما ارتباط داستان با زیست بوم کاراکترها که کلانشهری سرد و پر از ناهنجاری است این قضیه را هم منتفی کرد.

شش ماه درگیری با فیلمنامه و در نهایت هیچ

کیمیایی بیشتر از شش ماه درگیر نگارش سناریوی “قاتل اهلی” بود و البته که در هفته های اخیر گزینه هایی اصلی بازیگران خود را هم پیدا کرد اما در نهایت  نیاز به لوکیشنهای زمستانی تولید پروژه را حداقل تا نیمه دوم سال متوقف کرد.

هنوز مشخص نیست که بعد از تعلیق تولید “قاتل اهلی” کیمیایی به سراغ فیلمنامه ای دیگر برای تولید خواهد رفت یا فعلا وقتش را سرگرم آموزشگاه بازیگری اش می کند؛ آموزشگاهی که بنا به شعارش کیمیایی در  آن سینما درس نمی دهد بلکه سینما را یاد می دهد؛ آموزشگاهی که اخیرا تیزرهایش از یکی از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای به طور مکرر در حال پخش است!!!




امیر آقایی و امیر جدیدی در کنار فرهاد اصلانی در “قاتل اهلی” کیمیایی ایفای نقش می‌کنند/لعیا زنگنه و آنا نعمتی بازیگران زن فیلمند/ یک بازیگر حرفه‌ای ایفاگر نقش خواننده فیلم خواهد بود

سینماژورنال: پیش تولید “قاتل اهلی” تازه ترین پروژه مسعود کیمیایی حدودا یک ماه است آغاز شده است.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی این روزها در حال انتخاب بازیگران اصلی کار و البته آخرین ویرایشهای سناریو است تا بتواند از اوایل خردادماه کار را کلید بزند.

پیش از این حضور فرهاد اصلانی در نقش یک رانتخوار کلان در “قاتل اهلی” قطعی شده بود و طی هفته های اخیر مذاکراتی با برخی از بازیگران زن و مرد سرشناس سینمای ایران برای واگذاری نقشها انجام شده است.

5 بازیگر مرد+2بازیگر زن

“قاتل اهلی” 5 کاراکتر اصلی مرد و 2 کاراکتر اصلی زن دارد که این شخصیتها به تناوب درام را پیش می برند. شخصیت مرکزی همان یقه سفید است که اصلانی ایفاگرش است.

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارند که امیر آقایی، امیر جدیدی و عزت ا.. انتظامی در کنار فرهاد اصلانی کاراکترهای مرد فیلم را ایفا می کنند ضمن اینکه “قاتل اهلی” یک کاراکتر خواننده دارد که ایفاگر آن بازیگری حرفه ای خواهد بود که به اسلوب خوانندگی آشنا باشد.

آنا نعمتی و لعیا زنگنه بازیگران زن فیلم هستند که البته یک بازیگر زن سرشناس هم به زودی به آنها اضافه خواهد شد.

فرهاد اصلانی، لعیا زنگنه و امیر آقایی پیش از این در “زندگی خصوصی” فیلم توقیفی حسین فرحبخش در کنار هم نقش آفرینی کرده بودند ضمن اینکه لعیا زنگنه پیشتر در “رییس” و “جرم” با کیمیایی تجربه همکاری داشت.

همکاران سالیان اخیر کیمیایی در پشت صحنه
مدیریت فیلمبرداری “قاتل اهلی” را فرشاد محمدی برعهده دارد.

عبدا.. اسکندری گریمور پیشکسوت ایرانی که در آثاری چون “گوزنها” و “سرب” با کیمیایی همکاری کرده بود طراح گریم کار است.

اسحاق خانزادی صدابردار سرشناس   رفیق سالیان کیمیایی که در آثار اخیر او و از جمله “متروپل”، “جرم” و “محاکمه در خیابان” در کنارش بوده نیز صدابردار “قاتل اهلی” است.

مصطفی خرقه پوش تدوینگر آثاری نظیر “رییس”، “جرم” و “متروپل” نیز تدوین کار را برعهده خواهد داشت.

تکمیل سه گانه یقه سفیدها

“قاتل اهلی” داستان یک یقه سفید نفوذی را بیان می کند که در برهه ای از زمان با دخترش و جوانی که دخترش به وی علاقه دارد درگیریهایی پیدا می کند.

تهیه کنندگی “قاتل اهلی” را منصور لشکری قوچانی انجام می دهد که آخرین محصول اکران شده اش “کوچه بی نام” عنوان پرفروشترین ملودرام اجتماعی سال 94 را از آن خود کرد.

لشکری قوچانی در دو فیلم پرمخاطب دیگرش یعنی “خط ویژه” و “عصر یخبندان” هم به پدیده یقه سفیدان پرداخته بود و حالا و با احتساب “قاتل اهلی” سه گانه این تهیه کننده با محوریت یقه سفیدها شکل می گیرد.




این قانون سینمای کیارستمی دو ماه زندان دارد!!!

سینماژورنال: محمود کلاری فیلمبردار سرشناس ایرانی با بسیاری از کارگردانان درجه یک ایرانی از علی حاتمی، ناصر تقوایی و مسعود کیمیایی گرفته تا داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی، مسعود جعفری جوزانی و اصغر فرهادی همکاری داشته است.

به گزارش سینماژورنال این فیلمبردار در تازه ترین گفتگویش که با فرانک آرتا در “شرق” انجام شده از این گفته که بخشی از زندگی حرفه ایش را مدیون کیارستمی و فرهادی است و البته روایتی هم کرده است از قانونی عجیب در سینمای کیارستمی.

برخی فیلمسازان را تحمل کرده ام

کلاری درباره همکاری با فیلمسازان مختلف می گوید: هر فیلم‌سازی خصوصیات و روش‌های خاص خودش را دارد که از شخصیت فردی‌اش تأثیر می‌پذیرد؛ یکی خشک و دیگری منعطف؛ یکی عصبی و دیگری خونسرد. ولی من بدون استثناء از همه آنها یاد گرفته‌ام. منظورم سینماست و درعین‌حال سعی کرده‌ام که چیزی هم به کارشان اضافه کنم.

وی ادامه می دهد: غالبشان را دوست دارم و برخی‌ها را هم تحمل کرده‌ام. پاره‌ای از آنها روی من تأثیر گذاشته‌اند؛ هم روی کارم و هم روی خودم و البته فیلم‌سازانی هم بوده‌اند که روی موقعیت حرفه‌ای‌ام تأثیر گذاشته‌اند مثل آقایان کیارستمی و فرهادی که من بخشی از جایگاه حرفه‌ای امروزم را مدیون آنها هستم.

هر کدام مبدأ جداگانه ای دارند

محمود کلاری درباره شباهتهای دنیای فیلمسازی فرهادی و کیارستمی می گوید: این دو فیلم‌ساز بزرگ دنیاهای خودشان را دارند و هرکدام قسمت‌هایی از جهان ویژه‌شان را در سینما به نمایش می‌گذارند. درعین‌حال مسیر هرکدام از مبدأ پیشینه جداگانه‌ای به سینما می‌رسد؛ آقای کیارستمی با تجربه هنرهای تجسمی، نقاشی و عکاسی و آقای فرهادی با فعالیت در عرصه هنرهای نمایشی و مشخصا تئاتر وارد سینما شدند.

درآوردن اشک تماشاگر…

وی می افزاید: اجازه دهید به موردی اشاره کنم که هم تا حدی پاسخ سؤال شما را داده باشم و هم از سنگینی بحثمان کم کنم. آنهایی که با عباس کیارستمی ارتباط بیشتری دارند می‌دانند و حتما از زبان خودش شنیده‌اند که او قوانین نانوشته‌ای برای سینما دارد. در قانون سینمایی کیارستمی مثلا درآوردن اشک تماشاگر دو‌ماه زندان دارد!




روایتی خواندنی از دیدار کیمیایی با کیارستمی روی تخت بیمارستان

سینماژورنال: می‌شد زیر لب زمزمه کرد: «باد با خود خواهد برد، شکوفه‌های گیلاس را، تا سپیدی ابرها»* همان هنگام که نم‌نمِ بارانِ بهار، پنجره عریض بیمارستان را خیس کرده بود؛ و دو رفیقِ دیرین- عباس کیارستمی و مسعود کیمیایی- با هم «ضیافت» برپا کردند، در اتاقی که «تولد نور» را به خود دیده بود؛ اتاقی کُنجِ بیمارستان که کیارستمی پس از روزها خواب مصنوعی، در آن سرانجام چشم گشوده بود تا باز از پشت شیشه رنگی عینکش، به تماشا بنشیند؛ به تماشای «رنگ‌ها»، «زندگی و دیگر هیچ».

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “شرق” بر بالین مردی که «طعم گیلاس» را در کاممان نشاند، آنچه کم‌رنگ می‌نمود و هیچ به چشم نمی‌آمد، بیماری بود و درد؛ انگار درد جغرافیای نامعلومی باشد، فرسنگ‌ها دورتر از هنرمندی که هنوز روی تختِ مریضخانه آرمیده؛ هنرمندی که در یک‌ماه گذشته دردهای سختی به خود دیده اما حالا دیگر خبری از درد نیست و باز کلمه و کتاب، در حوالی‌اش پرسه می‌زنند.

زود از روی تخت بلند شو که حالا حالاها باید فیلم بسازی

مسعود کیمیایی با کیارستمی خوش‌وبش می‌کند و لبخندهای مکرر بر صورت هردو این آغازگران موج‌نو هنر ایران می‌نشیند. کیمیایی که پیش از نوروز نیز به عیادت کیارستمی رفته، گواهی می‌دهد که امروز، حال او خیلی بهتر است؛ دست‌هایش را می‌گیرد و چنان از گرمای زندگی در شریان‌های رفیقش می‌گوید که این گرما در لحن خودش نیز هویدا می‌شود. به شوخی می‌گوید: «زودتر از روی این تخت بلند شو، که حالاحالاها باید فیلم بسازی، باید اسکار بگیری و اسکارت را به من تقدیم کنی» و هر دو می‌خندند.

کیارستمی همچنان نگاه می‌کند و لبخند می‌زند
کیمیایی همان‌طور که دست کیارستمی را در دست دارد، سطرهایی که برای او نوشته را می‌خواند: «کیارستمی بدون‌شک آخرین بازمانده دوره‌ای از تفکر در ساخت یک سینمای خاص و ماندنی است؛ نسلی که خواست و کوشید تا به اندازه نوه‌های خود، دنیای شیرین و مخوف دکمه‌ها را بیاموزد. سفرهای کوتاه و تعجب‌ساز با دکمه‌ها برود اما بُرد با او بود که در حالِ خود ماند و از تمامِ این دکمه‌ها به ایستگاه اول آن یعنی دیجیتال سفر کرد و ماند تا هم‌وزن تفکر باقی بماند. عباس کیارستمی سینمای دیجیتال را وسیله کرد و به تفکر و فهم قدیمی که فراوان داشت پیوند زد. اگر هرکدام از این دو سمت زیاد و کم می‌شد، ارباب جایزه‌ها و تقدیرها و القاب‌ به وجود نمی‌آمد. عباس کیارستمی همین تفکر وسیع را در ابعادی دیجیتالی به‌ظاهر، جای داد. حاصل، آنکه دیجیتال منفجر شد و رفت و سینمای عباس کیارستمی ماند. تفکر هر آنچه را که فتح کند غبطه‌برانگیز است».

کیارستمی همچنان نگاه می‌کند و لبخند می‌زند، ساکت است و این سکوت سرشار از ناگفته‌هاست.

این هم پولاد ماست
صحبت‌های بین دو دوست، فراتر از احوال‌پرسی‌های وقتِ عیادت است. وقتی کیارستمی می‌خواهد پسرش، بهمن، را به کیمیایی معرفی کند، با طنازی می‌گوید: «این هم پولاد ماست». از همان لحظه اول، سینما، سوژه حرف‌هاست. کیمیایی از بهمن کیارستمی می‌پرسد: «فیلم تازه شروع نمی‌کنی؟»

و بهمن کیارستمی که زندگی‌اش از کودکی با سینما گره خورده، با ماجرای این‌روزها هم برخوردی سینمایی دارد و شوخ‌طبعانه پاسخ می‌دهد: «حتما شروع می‌کنم، هروقت این فیلم به فاین‌کات رسید!» و باز لبخند بر لبان دو دوست جاری می‌شود.


این‌بار عباس کیارستمی‌ است که از کیمیایی می‌پرسد: «فیلم شروع نکرده‌ای؟» و کیمیایی می‌گوید: «قاتل اهلی را ٢٠روز دیگر جلو دوربین می‌برم» و کیارستمی با شنیدن نام فیلم تازه دوستش، دوباره می‌خندد. حتما خاطره روزهای «قیصر»، «رضا موتوری» و «سربازهای جمعه» برایش زنده می‌شود؛ روزهایی که تیتراژ فیلم‌های کیمیایی را ساخت.


روی میز کنار تخت، به‌جای سرم و دارو، چند کتاب جا خوش کرده‌اند؛ بین این کتاب‌ها «گیتا» هم هست، کتابی به قلم محمدعلی موحد، عرفان‌پژوه و نویسنده‌ای که در روزهای گذشته نیز بر بالین کیارستمی حاضر شده و حال او را پرسیده بود.

خواب مصنوعی هم سخت بود و هم عجیب
در بین گپ‌وگفت‌های صمیمانه عصر بهار، به وقتِ بیست‌وچهارمین روز فروردین، وقتی پرستار برای احوالپرسی وارد اتاق می‌شود، کیارستمی در لابه‌لای حرف‌هایش با کیمیایی از تلاش پرستارش نیز تشکر می‌کند و قدردان اوست.


وقتی از «خواب مصنوعی»، که در روزهای بیماری او برای دوستدارانش یک «کابوسِ طبیعی» بود حرف به میان آمد، گفتیم که خیلی‌ها منتظرند تا کیارستمی از روی تخت بلند شود و خواب‌هایی که در این مدت دیده را برای عاشقان سینما قاب بگیرد.  از او پرسیدیم حتما «خواب مصنوعی» خیلی هم سخت بود؟ و پاسخ شنیدیم: «هم سخت بود و هم عجیب. چون پر از خواب‌های عجیبی بود که نمی‌شد در میانه‌شان بیدار شد».

خیلی‌جاها را می‌شناسم که ماهانه از من پول می‌گیرند
باز هم حرف از سینماست، حرف از انتظار برای روزهایی که سوژه این فیلم‌ساز، همین دوره عجیب بیماری‌اش باشد؛ رفاقتی که با سینما گره خورده، احوال‌پرسی‌اش هم به زبان سینماست. کیمیایی وقتی حرف از شروع فیلم جدیدش می‌زند، خطاب به کیارستمی می‌گوید: «من هیچ‌جایی را نمی‌شناسم که ماهانه پول به من بدهد اما خیلی‌جاها را می‌شناسم که ماهانه از من پول می‌گیرد. پس باید برای دویدن، دوید. اما همیشه که نمی‌توان دوید. چه‌کسی گفت بنویس و بساز، و چه‌کسی گفت بمان و بمان؟ و هیچ‌کسی نگفت، بیا اینجا در خانه بمان. اما من، من و تو و دوستانمان خواستیم بمانیم و ماندیم» و ماندن بود که برای این دو فیلم‌ساز ماندگاری آفرید. هر دو ماندند و ساختند و پای آرمان‌هایشان ایستادند. هر دو تمنای زندگی دارند، می‌خواهند حالاها بمانند تا زندگی را قاب بگیرند. پس از خداحافظی و ترک اتاق، لابد وقتی کیارستمی نظاره‌گر «شیشه باران‌خورده» اتاق است، کیمیایی در راه‌پله بیمارستان می‌گوید: «ما هستیم تا بسازیم، ما این‌طور نمی‌میریم. شاید گاهی هم به بیمارستان بیاییم اما از آن بیرون می‌آییم، چون مانده‌ایم که بسازیم».
در حیاط بیمارستان، سنگ‌فرش‌ها خیس از طراوتِ بارانند، طبیعت نیز لبخندِ دو دوست را به جشن نشسته شکوفه‌ها حتما خیال می‌کنند: «باد ما را با خود خواهد برد»، شاید تا سپیدیِ ابرها.




دوبلور آلن دلون و آمیتاب باچان: به‌خاطر دوبله فیلم مخملباف دچار خونریزی حنجره شدم/اگر تلویزیون پول نداشت برای فاجعه ای مثل “کیمیا” هزینه نمی‌کرد/احمدی‌نژاد کارهای خوبی برای بیمه هنرمندان انجام داد

سینماژورنال: خسرو خسروشاهی دوبلور پیشکسوت ایرانی که بسیاری او را بخاطر دوبله‌اش برای بازیگرانی نظیر “آلن دلون”، “آمیتاب باچان” و “آل پاچینو” می‌شناسند در گفتگویی تفصیلی که با “مهر” داشته پاره ای نقطه نظرات خود را درباره وضعیت سینما و تلویزیون و برخی دولتمردان بیان کرده است.

به گزارش سینماژورنال خسروشاهی درباره ممیزی سفت و سخت تلویزیون می گوید: مهرجویی یک بار به من گفت باید برای گرفتن مجوز ساخت یک فیلمنامه در تلویزیون کفش آهنی داشت و آنقدر که برای ساخت سریالی “سمفونی مردگان” (عباس معروفی) به تلویزیون رفت و آمد داشته، خسته شده است. او گفت تا پای ساخت رفته اما در نهایت پذیرفته نشده است.

اگر تلویزیون پول نداشت برای فاجعه ای مثل “کیمیا” هزینه نمی‌کرد

این دوبلور با اشاره به کیفیت پایین آثار تلویزیون در سالهای اخیر بیان می دارد: اگر تلویزیون پول نداشت که برای سریالی مثل «کیمیا» این قدر هزینه نمی‌شد. سریالی که من تنها چند قسمت از آن را دیدم و به نظرم فاجعه بود. این سریال می‌توانست ۱۰ قسمت باشد.

فکر نمی‌کنم زندگی ترک‌ها آنقدر بی‌در و پیکر باشد که یک زن با داشتن همسر، معشوقه‌ هم داشته باشد

خسروشاهی درباره اپیدمی شدن سریالهای ترک ماهواره‌ای بیان می دارد: یک بار من و آقای حسین عرفانی در استودیو بودیم و بعد او گفت اگر همین الان داخل یک کوچه برویم و زنگ در خانه ها را بزنیم همه در حال دیدن سریال ترکی هستند. واقعیت این است که من فکر نمی‌کنم زندگی ترک‌ها آنقدر بی‌در و پیکر باشد که یک زن با داشتن همسر، معشوقه‌ هم داشته باشد یا یک مرد چند زن را با هم داشته باشد. این داستان ها فقط از یک ذهن معیوب درمی آید.

وی ادامه می دهد: مجله‌ای بررسی کرده بود که ترک‌ها بزرگترین صادرکننده سریال در جهان هستند و در بعضی از کشورها هیچ گونه نتوانسته اند از توزیع این سریال ها جلوگیری کنند. به طور مثال در نقاطی از جهان مثل مصر و پاکستان این سریال‌ها را تکفیر کرده‌اند.

احمدی نژاد برای صنف هنرمندان کارهای خوبی برای بیمه انجام داد

این دوبلور به مانند بسیاری از هنرمندان از وضعیت صنفی هنرمندان ناراضی است. وی با اشاره به اوضاع و احوال سالهای اخیر اظهار می دارد: وضعیت در این سال ها بدتر شده است. احمدی نژاد برای صنف هنرمندان کارهای خوبی برای بیمه انجام داد که تا مبلغ ۴۰ تا ۵۰ میلیون پول بیماری ها را می داد. اکنون در بیمه ما عمل قلب و بسیاری از مواردی که لازم است وجود ندارد.

خسروشاهی ادامه می دهد: حسین فرحبخش تعریف می کرد که شبی ساعت ۲ و نیم بامداد نزد احمدی‌نژاد رفته بود و گفته بود که اوضاع هنرمندان خوب نیست. احمدی نژاد هم همان جا نام شخصی را می برد و می گوید شمارش کند که چند نفر به پول نیاز دارند تا مبلغی به حسابشان ریخته شود. احمدی نژاد نفری ۴۰۰ هزار تومان نقد و حدود ۲۰۰ هزار تومان هم به عنوان کالا برای هنرمندان قرار داد.

چرا در فیلم خودش به کارگردانی پیمان قاسم خانی بازی نکرد؟

خسروشاهی درباره فیلمی که بنا بود با حضور وی با کارگردانی پیمان قاسم خانی ساخته شود بیان می دارد: آن فیلم اگر ساخته می‌شد بسیار جالب بود اما من از زیر بار آن فرار کردم. قصد این بود که من در این فیلم زندگی خود را با نام خسروشاهی بازی کنم و سفری هم به فرانسه داشته باشم، آلن دلون هم حضور داشته باشد اما نشد و با خود فکر کردم بازی در این سن و سال کار من نیست.

خون ریزی حنجره به خاطر دوبله فیلم مخملباف

این دوبلور 75 ساله با اشاره به سختیهای کار دوبله می گوید: در حین کار ممکن است از حنجره شما خون بریزد به گونه ای که وقتی به پزشک مراجعه می کنید، می پرسد اسید خورده اید و باید بگویید داد زده ام. می پرسد حرفه شما چیست؟ بعد می گوید اگر یکی از تارهای صوتی ات پاره شود چه خواهی کرد؟ مگر چقدر درآمد دارید که اینگونه از خود کار می کشید؟

وی با اشاره به اینکه در فیلمی از مخملباف دچار خونریزی حنجره شده بیان می دارد:در فیلم «عروسی خوبان» ساخته محسن مخملباف دچار خونریزی شدم. او صبح همان روز که دچار خون ریزی شدم مرا به بیمارستان برد و دکتر آنجا به من گفت یک مشت دیوانه دور هم جمع شده اید.

این دوبلور می افزاید: اینها ریسک است که شما با زندگی خود دارید. ممکن است کمتر فریاد بزنید و کسی هم اعتراضی نکند اما خود شما رضایتی ندارید.

او درباره چرایی خونریزی حنجره اش بخاطر ایفای نقش یک جانباز در “عروسی خوبان” بیان می دارد:  وقتی او را به اتاق عمل می برند و یا موجی می شود فریادهای بلندی می زند.

“سرپیکو” را به کیمیایی امانت دادم اما از دفتر صالح علاء سردرآورد

خسرو خسروشاهی روایت جالبی هم از استفاده شخصیتهای مختلف هنری از آرشیو فیلمهایش دارد. وی می گوید: زمانی در دفتر محمد صالح علا بودم که دیدم فیلم «سرپیکو» روی میز اوست. پرسیدم این فیلم را از کجا آورده ای و او پاسخ داد که از مسعود کیمیایی گرفته است و دیگر هم نمی خواهد به او بازگرداند. به او گفتم این فیلم من است و تعریف کرد که کیمیایی به او توضیح داده است فیلم امانت است اما او آن را گرفته و دیگر هم نمی خواهد به او پس بدهد.

بابک بیات هم برای خودش فیلم برمیداشت و هم برای شاملو

وی ادامه می دهد: فیلم های زیادی داشتم، همه را از من می گرفتند. بابک بیات به منزل من می آمد و هر بار ۷ تا ۸ فیلم می گرفت. از او می پرسیدم چطور این همه فیلم را می بینید که می گفت همه فیلم ها را خودش نمی بیند و چند تا را هم برای شاملو می برد. این ماجرا مربوط به زمانی می شد که پای شاملو را قطع کرده بودند.




صبحانه كاري كيميايي با رييس سابق!!+عکس

سینماژورنال: عزت ا.. ضرغامی رییس سابق صداوسیما با انتشار تصویری اجتماعی از صرف صبحانه خودش و مسعود کیمیایی نوشت: یک روز فرح گفت ما از روشنفکران حمایت می کنیم. فورا مصاحبه کردم و گفتم تیتر بزنند من روشنفکر نیستم.

به گزارش سینماژورنال صبحانه ای که این دو نوش جان می کنند حلیم است و جمله ای که ضرغامی نوشته هم منسوب به کیمیایی است.

البته تبری جستن کیمیایی از حمایت رژیم گذشته از روشنفکران به معنای آن نبود که وی کمکهای نهادهای سلطنتی را رد کند.

وی با بودجه کانون پرورش فکری که مدیرش جزو نزدیکان فرح بود فیلمهای کوتاه “پسر شرقی” و “اسب” را ساخت و چنان که خودش گفته بودجه تولید “سفر سنگ” را هم از وزارت فرهنگ آن دوران گرفت.

کیمیایی در گفتگو با نادر طالب زاده در این باره گفته بود: بعد از فیلم “گوزن‌ها” بخش خصوصی به من بودجه ساخت فیلم نداد، و من برای اولین بار یک میلیون تومان از وزارت فرهنگ و هنر وام گرفتم و “سفر سنگ” را ساختم. بعد از انقلاب این وام را از من پس گرفتند.

مسعود کیمیایی در کنار عزت ا.. ضرغامی
مسعود کیمیایی در کنار عزت ا.. ضرغامی




آرزوی نوروزی کیمیایی برای نوه‌هایش+عکس

سینماژورنال: مسعود کیمیایی کارگردان آثاری ماندگار چون “قیصر”، “گوزنها”، “سرب” و “دندان مار” امسال بنا دارد فیلمنامه ای با عنوان “قاتل اهلی” را به تهیه کنندگی منصور لشکری قوچانی جلوی دوربین ببرد.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی در آخرین گفتگوی خود در سال 94 که با “شرق” انجام شد درباره برنامه هایش برای سال 95 گفت: یک مجموعه‌ داستان دارم که در حال نوشتنش هستم و در این سال تمامش می‌کنم.

وی ادامه داد: فیلم «قاتل اهلی» را هم در این سال خواهم ساخت. این فیلم، فیلم مهمی برای من است و خیلی چیزها را باید به من برگرداند.

کیمیایی درباره آرزویش برای سال نو هم بیان داشت: سلامتی خودم، پسرم و دخترم که راه دور است و البته سلامتی دوتا نوه‌هایم، که خیلی دلم برایشان تنگ شده، به‌خصوص که عید هم در راه است و این دلتنگی با آمدن بهار افزون می‌شود.

فرزند دختر از همسر اول

به گزارش سینماژورنال کیمیایی از همسر اول خود “مهشید” دختری به نام “گیلدا” دارد که گویا هر دو نوه اش هم از همین دختر هستند.

گیلدا کیمیایی بانویی میانسال است و این روزها ساکن آلمان است.

مسعود کیمیایی در کنار گیتی پاشایی و گیلدا
مسعود کیمیایی در کنار گیتی پاشایی(همسر دومش) و گیلدای خردسال(فرزندی که سالها بعد او را نوه دار کرد)



آخرین پروانه ساخت 94 به “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی رسید⇐عوامل فیلم قرارداد سفید امضاء کردند/یک خواننده رپ در فیلم ایفای نقش خواهد کرد!

سینماژورنال: مسعود کیمیایی که بیشتر از سه ماهی می شود درگیر نوشتن فیلمنامه تازه اش “قاتل اهلی” بود بعد از بازنویسی آن و ارائه فیلمنامه کامل به اداره نظارت، پروانه ساخت فیلمش را دریافت کرد.

به گزارش سینماژورنال سه شنبه 25 اسفندماه کیمیایی به همراه منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” به ارشاد رفت و آخرین پروانه ساخت سال 94 را که برای سی اُمین فیلمش صادر شده را دریافت کرد.

“قاتل اهلی” داستان یک رانتخوار کلان یا یقه سفید را بیان می کند که در برهه ای از زمان با دخترش و جوانی که دخترش به وی علاقه دارد درگیریهایی پیدا می کند.(اینجا را بخوانید)

فرهاد اصلانی نقش یقه سفید را بازی می کند با طعنه هایی به ب.ز!

تاکنون حضور فرهاد اصلانی به عنوان بازیگر اصلی فیلم قطعی شده است و به این ترتیب اصلانی در “قاتل اهلی” نقش یک رانتخوار یقه سفید را ایفا خواهد کرد؛ نقشی که گفته شده به شخصیت بابک زنجانی مفسد اقتصادی معروف پهلو می زند!

لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” که هر سه فیلم بلندش از “خط ویژه” تا “عصر یخبندان” و “کوچه بی نام” ملودرامهایی اجتماعی و با فروش بالای 2 میلیارد بوده اند از مدتها پیش توافقات لازم با کیمیایی را برای تولید این فیلم به عمل آورده بود اما برای تولید محصولی ممتاز ترجیح داد منتظر بماند تا کیمیایی فیلمنامه را با فراغ بال و سر فرصت بازنویسی کند و این شد که تولید فیلم به سال 94 قد نداد.

در بازنویسی فیلمنامه کیمیایی سعی کرد فضای سیاسی منطقه در سالهای اخیر و به خصوص رقابتهای سیاسی منتج به انتخابات مجلس و نتیجه این انتخابات و نقش این اتفاقات در سرنوشت کاراکترهای اصلیش را وارد فیلمنامه کند.(اینجا را بخوانید)

استفاده از یک خواننده جوان و ترجیحا رپر در فیلم

به گزارش سینماژورنال به جز فرهاد اصلانی که بازیگر اصلی “قاتل اهلی” خواهد بود و نقش رانت خوار کلان را بازی می کند این فیلم یک کاراکتر زن هم دارد که نقش دختر اصلانی را بازی خواهد کرد؛ دختری که در برهه ای از زمان و به خاطر علاقه ای که به یک خواننده مطرح پیدا می کند اختلاف نظر گسترده ای را با پدرش پیدا می کند.

پیشتر از حضور همایون شجریان در نقش این خواننده صحبت شده بود اما کیمیایی برای انتخاب بازیگر نقش این خواننده هنوز به قطعیت نرسیده و شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارد که ترجیحش این است از جوانان مستعدی استفاده کند که صدای خوبی دارند و در عین حال توانایی اکتینگ لازم را هم دارا هستند. در این بین جوانان رپ خوان در الویت هستند.

البته در صورت نرسیدن به جوانی خوش صدا که توانایی بازیگری هم داشته باشد کیمیایی به سراغ استفاده از بازیگرانی خواهد رفت که تجربه خوانندگی هم داشته اند.

همراهی مدیر فیلمبردار “آل” و “نهنگ عنبر” با کیمیایی

از میان گروه پشت صحنه تولید “قاتل اهلی” تا اینجا حضور فرشاد محمدی به عنوان مدیرتصویربرداری قطعی شده است. محمدی پیشتر به عنوان مدیر فیلمبرداری آثاری چون “آل”، “گزارش یک جشن”، “کلاشینکف”، “نهنگ عنبر” و “مستانه” فعالیت داشته و در جشنواره امسال هم با دو فیلم “نیمه شب اتفاق افتاد” و “امکان مینا” حاضر بود. محمدی به تازگی مدیریت فیلمبرداری کار تازه حمید نعمت ا.. با عنوان “رگ خواب” را هم انجام داد.

عبدا.. اسکندی طراح چهره پردازی مطرح ایرانی نیز بعد از دو همکاری به فاصله 14 سال با کیمیایی در “گوزنها” و “سرب” حالا بار دیگر در “قاتل اهلی” هم کنار کیمیایی خواهد بود.

عوامل قرارداد سفید بسته اند

نکته مهم درباره همکاران کیمیایی در “قاتل اهلی” آن است که تمامی آنها و از جمله فرهاد اصلانی قرارداد خود برای حضور در این فیلم را به صورت سفید و بدون درنظر گرفتن مبلغی خاص برای دستمزد امضاء نموده اند و این کیمیایی خواهد بود که با تعامل تهیه کننده دستمزد عوامل را تعیین می کند.

آغاز پیش تولید از هفتم فروردین

شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارد که کیمیایی بعد از پشت سر گذاشتن هفته اول تعطیلات نوروزی وارد پیش تولید “قاتل اهلی” خواهد شد و بعد از چینش کامل تیم بازیگرانش کار را کلید خواهد زد.

مسعود کیمیایی در کنار منصور لشکری قوچانی
مسعود کیمیایی کارگردان در کنار منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی”



محسن چاووشی همه چیز را گفت⇐از جلسه‌ای در حراست ارشاد که زندگیش را تغییر داد تا ماجرای تولد “سنتوری” حین حضور 9 ماهه‌اش در استودیوی تهیه‌کننده “پری” و “ضیافت”، توزیع آلبومهای زیرزمینی‌اش به کمک فردی مستقر در طبقه بالای میلاد نور و…

سینماژورنال: محسن چاووشی که در ماههای اخیر و با قطعاتی که برای سریال “شهرزاد” خوانده در کانون توجه قرار گرفته است زندگی پرفرازو نشیبی داشته است.

به گزارش سینماژورنال محجوب بودن ذاتی این خواننده و کم علاقگی به گفتگوهای مطبوعاتی باعث شده بسیاری از مخاطبان درباره این فراز و نشیبها چیزی ندانند.

چاووشی به تازگی اما در گفتگویی با “تجربه” به بازگویی بخشی از واقعیات زندگی هنری اش پرداخته است.

تولد “سنتوری” حین زندگی در استودیوی تهیه کننده “پری”
یکی از این واقعیات درباره حضور 9 ماهه اش در استودیوی امیرحسین شریفی تهیه کننده فیلمهای “پری” مهرجویی و “ضیافت” کیمیایی است آن هم بعد از انتشار یکی از آلبومهای زیرزمینی محبوبش به نام “خودکشی ممنوع”.
به گزارش سینماژورنال چاووشی در این باره گفت: به درخواست عابد بسطامی گرافیستم به استودیو آفاق که مدیرش امیرحسین شریفی تهیه کننده سینما و تلویزیون بود رفتیم. شاهرخ پسر آقای شریفی استودیوی کوچکی در یکی از اتاقها درست کرده بود.
وی ادامه داد: عابد مرا به آنها معرفی کرد و آنها هم مرا می شناختند بخصوص که آلبوم “خودکشی…” همه گیر شده بود. شاهرخ شریفی هم خیلی تحویلم گرفت و گفت بیا اینجا بمان و کار کن و از وسیله ها استفاده کن.

این همان استودیویی بوده که چاووشی در آن با تنظیم کننده سالیانش شهاب اکبری آشنا شده است. خودش در این باره بیان داشت: یک روز آنجا بودیم که شهاب اکبری آمد و با هم آشنا شدیم و به من گفت کارهایت را دوست دارم و میخواهم بی هیچ چشمداشت مالی برایت کار تنظیم انجام دهم.

وی ادامه داد: آنجا بود که آلبوم “متاسفم” را شروع کردیم و استودیو آفاق در میدان کتابی به پاتوق ما بدل شد. یکی از کارهایی که آنجا به دنیا آمد “سنتوری” بود. در واقع “متاسفم” در حال شکل گیری بود که “سنتوری” را کار کردم. اینها گل کارهای آن زمان من بودند و مهرجویی هم همان موقع آمد سراغ من.

مدیر استودیو آفاق با زبان بی زبانی به ما گفت از آنجا برویم
با این حال در نهایت نه “متاسفم” و نه “سنتوری” مجوز نمی گیرند و چاووشی مجبور میشود استودیو آفاق را ترک کند. به گزارش سینماژورنال چاووشی در این باره بیان داشت: مدیر استودیو آفاق دیگر مطمئن شده بود ما مجوز نمی گیریم و با زبان بی زبانی به ما نشان داد که باید از آنجا برویم و خودم هم با توجه به فضایی که از این بابت آنجا حاکم شده بود حس کردم دیگر جای من آنجا نیست.

وی ادامه داد: شاید لطف آغازین آنها هم به این دلیل بود که فکر می کردند در نهایت منفعتی از کارم نصیب آنها می گردد که این اتفاق هم نیفتاد. آخرین کارهایی که آنجا ضبط کردیم “سنتوری” بود که پخش شد و “متاسفم” و سه چهار ترانه دیگر.

اولین پولی که بابت خوانندگی گرفت
محسن چاووشی بعد از نومید شدن از مجوز ارشاد ابتدا به سفارش آوای باربد آلبومی را تولید می کند که این آلبوم برای دریافت مجوز به جای ارشاد به حوزه هنری ارائه میشود و جالب اینکه اولین پولی هم که بابت خوانندگی می گیرد از همین کار بوده است.
وی بیان داشت: با آوای باربد قراردادی بستیم و مبلغی به عنوان پیش پرداخت گرفتم تا بروم آلبوم را آماده کنم. دقیقا 15 میلیون تومان پول پیش پرداخت گرفتم که تا آن روز اولین پولی بود که بابت قرارداد آلبومهایم گرفتم.

چاووشی افزود: با آن پول بدهیهایم را دادم و در همان حین شنیدم که محسن نامجو که به همراه من آلبومش را برای دریافت مجوز به حوزه هنری ارائه داده بود مجوز گرفت و همین خوشحالم کرد. اما روزی که قرار بود رییس مرکز موسیقی حوزه رضا مهدوی مجوز آلبوم مرا صادر کند از کار اخراج شد یا جابجا شد…
وی ادامه داد: بعد از آن در آوای باربد دوستی گفت که میتوانم شما را آشنا کنم با دوستان در حراست ارشاد.

جلسه در حراست ارشاد
به گزارش سینماژورنال چاووشی درباره جلسه سرنوشت سازش در حراست ارشاد که در نهایت به صدور مجوز خوانندگیش منجر شده اظهار داشت: در آن جلسه از من پرسیدند مشکلت چیست؟ من هم گفتم به من مجوز نمی دهند. گفتند در پرونده شما مثلا نوشته شده که در شهرری زندگی می کنی و… من را با شخص دیگری اشتباه گرفته بودند و فکر می کردند کارهایی که از شبکه های خارج از کشور پخش می شد زیرنظر من بوده و من در این زمینه دست داشته ام.

چاووشی ادامه داد: من هر گونه ارتباط با این شبکه ها را رد کردم و ثابت کردم که این حرف از اساس درست نیست.

این خواننده خاطرنشان ساخت: یادم می آید وقتی داخل اتاق شدم گفتند فکر نمی کردیم این شکلی باشی. فکر می کردیم ریش و موی بلند داشته باشی و کلا سروظاهرت جور دیگری باشد و خیلی متفاوت باشد. بعد از هفت سال ممنوع الکاری رفتار خوبی با من داشتند.

محسن چاووشی

محسن چاووشی

خیلی از همکاران به ارشاد نامه نوشتند که به من مجوز ندهد
محسن چاووشی با اشاره به رفتار ناجوانمردانه برخی از همکارانش در گمراه کردن ارشاد برای عدم صدور مجوز به وی بیان داشت: خیلی از همکارانم نامه نوشتند که چاووشی نباید کار کند. به ارشاد اخبار کذب می دادند و از قول خودشان حرفهای الکی می زدند که در کار مجوز گرفتن من خلل ایجاد کنند.

وقتی مجوز را دادند غمگین شدم
جالب است که دریافت مجوز و متعاقب آن انتشار آلبوم “یه شاخه نیلوفر” نیز باعث خوشحالی زیاد وی نشده است. چاووشی در این باره اظهار داشت: وقتی مجوز را دادند غمگین شدم و واقعا نمی دانم چرا این طوری شدم اما احساس کردم باید یک مدل دیگر کار کنم.قبل از آن خیلی بی پروا بودم و بعد از آن تا حدودی ترسیدم.

خواهش محسن یگانه از تنظیم کننده چاووشی
یکی از خوانندگانی که به واسطه همخوانی با چاووشی در کانون توجه قرار گرفت محسن یگانه بود. چاووشی درباره آشنایی اش با وی بعد از انتشار آلبوم اولش “نفرین” بیان داشت: به استودیوی احمدوند که می رفتم
گاهی اوقات محسن یگانه هم می آمد آنجا کار ضبط مب کرد اما ورود و خروجمان به استودیو طوری بود که به هم نمی خوردیم و همدیگر را نمی دیدیم.
وی ادامه داد: من آن موقع معروف شده بودم و “نفرین” بیرون آمده بود. یگانه به احمدوند گفته بود اگر ممکن است به چاووشی بگو که با هم ترانه ای بخوانیم و من هم یک تراک وسط کارش{“نشکن دلمو”} خواندم در صورتی که او را ندیده بودم. بعد که منتشر و معروف شد تازه محسن یگانه را دیدم.

گویا حضور یگانه در قطعه “به تو گفتم یا نگفتم” هم بعد از ساخت قطعه بوده است.
چاووشی در این باره گفت: اواخر آلبوم “متاسفم” بود که یک روز نشسته بودم و برای خودم همین طور چیزهایی می نوشتم. تمام که شد گذاشتم روبرویم و بصورت اتود خواندم. شهاب اکبری وقتی شنید گفت بیا همین را کار کنیم. من موافق نبودم چون شعرش اسلوب دار و قرص نبود.
وی ادامه داد: اما در نهایت ترانه را با همان ملودی خواندم و شهاب تنظیمش کرد. محسن یگانه هم کار را شنید و خوشش آمد و خواست که این ترانه را با من بخواند و با هم خواندیم…

توزیع آلبوم از طبقه بالای میلاد نور
به گزارش سینماژورنال چاووشی درباره توزیع آلبومهای زیرزمینی اش هم بیان داشت: طبقه بالای میلاد نور(پاساژی در شهرک غرب) یک نفر بود که کارش همین بود یعنی سی.دی تکثیر میکرد و میداد دست مردم و خلاصه از این طریق کارها پخش می شد. یادم می آید همین فروشنده چند تایی از آلبومها را با طرح جلد کاور زد و به ما هدیه داد.




کدام یک خاطر کیمیایی را آزرده کرده؟⇐یک کمدی مبتذل یا تماشای تیزر یک کمدی مبتذل؟

سینماژورنال: آیین اختتامیه هفتمین جشنواره کارگاه آزاد فیلم مسعود کیمیایی مواجه شد با تأکید موکدی که این فیلمساز قدیمی سینمای ایران بر نساختن کمدی مبتذل داشت.

به گزارش سینماژورنال شامگاه چهارشنبه 13 اسفند هفتمین جشنواره کارگاه آزاد فیلم که اولین دوره سراسری آن بود با معرفی برگزیدگان و تجلیل از فریماه فرجامی، بهروز افخمی و چند فعال فرهنگی و دست‌اندرکاران رسانه‌ها به پایان رسید.

نکته ای که در این مراسم دو بار به طور مستقیم از سوی کیمیایی مورد تأکید قرار گرفت کمدی نساختن بود! وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به آرزویش برای نسل جوان گفت: تنها چیزی که آرزو و آینده من است، آینده‌ای که چیزی از آن نمانده، این است که کارگاه آزاد فیلم با هنرجویان خوبش فیلم خوب و اجتماعی بسازد.

وی سپس ادامه داد: فیلم اجتماعی بسازید. فیلم کمدی نسازید. برای خندیدن وقت بسیار است. هر کمکی که هست، کارگاه آزاد فیلم تا جایی که دستش می‌رسد، به شما می‌کند. این مدرسه، مدرسه‌ی شماست. فیلم بسازید.

کیمیایی یک بار دیگر در میانه های برنامه پشت تریبون رفت و شاید به خاطر حضور افخمی که یکی از کمدی های خوش ساخت سالیان اخیر یعنی “سن پطرزبورگ” را کارگردانی کرده بیان داشت: گفته خودم را تصحیح می‌کنم، گفتم فیلم کمدی نسازید اما وقتی فیلم داریوش مهرجویی “اجاره نشینها” را یادم آمد فهمیدم می‌شود فیلم کمدی خوب ساخت، پس کمدی بسازید اما کمدی مبتذل نسازید.

آیا کیمیایی کمدی مبتذلی دیده که خاطرش را آزرده کرده؟

اینکه کیمیایی در اختتامیه چنین مراسمی تأکید موکدی می کند بر نساختن کمدی مبتذل این ظن را به ذهن خطور می کند که آیا به تازگی کیمیایی، کمدی مبتذلی دیده که باعث این نقطه نظر صریحش شده است؟

یا شاید اخباری درباره اکران برخی کمدیهای مبتذل در سینمای ایران در سال گذشته به گوش وی رسیده که مجبور شده این سخنان را بگوید.

شاید هم کیمیایی نیز به مانند برخی از مخاطبان ایرانی در خلال پخش تیزرهای فیلمهای ایرانی از شبکه های ماهواره ای چشمش به ابتذال موجود در برخی آثار افتاده و پیش خود گفته بد نیست در این باره تذکر بدهد.

هر کدام از این فرضیه ها که درست باشد اینکه یکی از کارگردانان متعلق به سینمای اجتماعی ایران، این چنین جوانان را از ساخت کمدی مبتذل، نهی می کند به شدت قابل تأمل است بخصوص که یکی از کمدی های پرحاشیه سالیان اخیر که به جشنواره سی و سوم فجر راه پیدا نکرد را هم دستیار سابقش ساخته بود!

مسعود کیمیایی در اختتامیه جشنواره کارگاه آزاد فیلم
مسعود کیمیایی در اختتامیه جشنواره کارگاه آزاد فیلم در کنار بهروز افخمی، فرزاد موتمن، منصور لشکری قوچانی، جواد طوسی و حسین مسافرآستانه



طعنه‌های تند منتقد محبوب کیمیایی به یک فیلمساز قدیمی و یک مجری سابق

سینماژورنال: جواد طوسی منتقد پیشکسوت ایرانی که جزو معدود منتقدانی است که در همه این سالها در شمار یاران غار مسعود کیمیایی قرار داشته و تقریبا هر چه او ساخته را تحسین کرده است در تازه ترین یادداشت خود در “اعتماد” طعنه های غیرمستقیمی زده است به یک مجری تلویزیون و یک فیلمساز مشهور ایرانی.

به گزارش سینماژورنال طوسی نوشته است: دلت مي‌گيرد وقتي مي‌بيني يك آدم قديمي اهل فرهنگ و رسانه و مدرس سينما و لابراتوار كه زماني مجري يك برنامه خوب سينمايي در تلويزيون بود به دعوت يك فيلمساز كهنه‌كار كه مي‌خواهد در مراسم اختتاميه جشن فيلم كوتاه كارگاه آزادش از اين انسان فرهيخته تجليل و قدرداني كند، به بهانه رفتن به سفر خارج پاسخ منفي مي‌دهد و بعد او را همين دو سه روز قبل در مراسم بزرگداشت محمود كلاري در جشن «تصوير سال» در خانه هنرمندان جزو سخنرانان مي‌بيني!

وی ادامه داده است: يا دلت به درد مي‌آيد وقتي از كارگردان صاحب‌نام و عاشق گلشيري و بازي با مرگ براي ميزگردي در يك مجله سر و شكل‌دار و آبرومند سينمايي و ادبي دعوت مي‌كني و درگيري و سفر خارج را مطرح مي‌كند و بعدا همين عزيز را در گوشه و كنار شهر و همان مراسم بزرگداشت محمود كلاري مي‌بيني. آيا با صراحت لهجه نه گفتن و به بهانه و دروغ و خارج رفتن متوسل نشدن براي اين بزرگواران خيلي سخت است؟

چرا اکبر عالمی قید برگزاری بزرگداشتش را زده؟

به گزارش سینماژورنال تنها مجری سابق تلویزیون که در بزرگداشت کلاری در “تصویر سال” سخن گفته کسی نبود جز اکبر عالمی و اینکه چرا اکبر عالمی مطابق آنچه طوسی گفته قید برگزاری بزرگداشتش توسط کارگاه آزاد فیلم را زده مشخص نیست.

چرا فرمان آرا پیشنهاد حضور در یک میزگرد مطبوعاتی را رد کرده ؟

از آن سو فیلمساز عاشق گلشیری و بازی با مرگ که در مراسم بزرگداشت کلاری حاضر بوده هم احتمالا بهمن فرمان آرا است که به جز ساخت سه گانه ای درباره مرگ، سابقه اقتباس یکی از آثار هوشنگ گلشیری یعنی “شازده احتجاب” را دارد.

اینکه فرمان آرا پیشنهاد طوسی برای شرکت در یک میزگرد مطبوعاتی را رد کرده هم با توجه به بي حاصلي اين ميزگردها در همه این سالها و حضور متداول و عام منتقد مدعو در محافل و مجالس رسمي و غير رسمي دور از انتظار نبوده است.




فرهاد اصلانی؛ رانت خوار یقه سفید کیمیایی!

سینماژورنال: در حالی که فیلمنامه “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی آخرین مراحل بازنویسی را می گذراند “سینما” خبر داده که فرهاد اصلانی بازیگر اصلی این فیلم خواهد بود.

به گزارش سینماژورنال از آنجا که شخصیت اصلی “قاتل اهلی” یک رانت خوار کلان و یقه سفیدی است که به راحتی آب خوردن منویات خویش را پیش می برد با این حساب اصلانی را در این فیلم باید در شمایل یک یقه سفید ببینیم.

اصلانی پیش از این با کیمیایی همکاری نداشته اما با تهیه کننده “قاتل اهلی” منصور لشکری قوچانی در “عصر یخبندان” و “کوچه بی نام” همکاری داشته است.

به جز این عبدا.. اسکندری که سالها پیش و در “گوزنها” همکار کیمیایی بود به عنوان گریمور و فرشاد محمدی فیلمبردار آثاری چون “کلاشینکف”، “نهنگ عنبر”” “رخ دیوانه” و “رگ خواب” که امسال “امکان مینا” را در جشنواره داشت به عنوان مدیر فیلمبرداری از دیگر گزینه های پشت صحنه “قاتل اهلی” هستند.

به گزارش سینماژورنال با هیچ کدام از این گزینه ها قرارداد نهایی منعقد نشده و همه چیز در حد مذاکره بود و انعقاد قرارداد موکول شده به پایان بازنویسی فیلمنامه.




استقبال مخاطبان از کیمیایی به هنگام حضور در اکران “کوچه بی‌نام”+عکس

سینماژورنال: حضور چهارشنبه شب مسعود کیمیایی کارگردان سینمای ایران در جریان اکران “کوچه بی نام” با استقبال مخاطبان روبرو شد.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی که به دعوت منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “کوچه بی نام” و علی سرتیپی پخش کننده فیلم در اکران ساعت 20 پنجم اسفندماه اثر در پردیس کوروش حاضر شده بود با اقبال مخاطبان مواجه گشت.

کیمیایی ضمن خوش و بش با مخاطبانی که به او ابراز احترام کردند سعی می کرد با سعه صدر شنونده سخنان آنها باشد.

مخاطبانی که برای تماشای “کوچه بی نام” مراجعه کرده بودند نیز از فرصت استفاده کرده و درباره برخی خاطرات خود از خالق “قیصر” و “گوزنها” با وی گپ زدند.

اکرانهای ویژه “کوچه بی نام”  پنجشنبه ششم دی ماه با حضور باران كوثرى و محمدرضا غفارى و منصور لشکری قوچانی در سانس ١٩.٣٠  سينما آزادی ادامه می یابد.

مسعود کیمیایی در اکران "کوچه بی نام"
مسعود کیمیایی در اکران “کوچه بی نام”
مسعود کیمیایی در اکران "کوچه بی نام"
مسعود کیمیایی در اکران “کوچه بی نام”/زامیاد سعدوندیان و محمدرضا غفاری(چپ)
مسعود کیمیایی در اکران "کوچه بی نام"
مسعود کیمیایی در اکران “کوچه بی نام”



مسعود کیمیایی امشب به پردیس کوروش می‌رود

سینماژورنال: مسعود کیمیایی کارگردان پیشکسوت سینمای ایران امروز چهارشنبه 5 اسفند به تماشای فیلم “کوچه بی نام” هاتف علیمردانی می نشیند.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی به دعوت منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “کوچه بی نام” و علی سرتیپی پخش کننده اثر امشب رأس ساعت 20 در پردیس کوروش به تماشای “کوچه بی نام” می نشیند.

حضور کیمیایی در نمایش “کوچه بی نام” از آنجا اهمیت می یابد که بدانیم این کارگردان پروانه ساخت “قاتل اهلی” تازه ترین فیلمنامه خود را هم به تهیه کنندگی لشکری قوچانی گرفته است.

حضور کیمیایی در سانس ساعت 20 نمایش “کوچه بی نام”در پردیس کوروش در آستانه انتخابات مجلس قطعا حاشیه برانگیز خواهد شد…

“کوچه بی نام” با بازی فرهاد اصلانی و باران کوثری در نقش پدر و دختری از طبقه پایین اجتماع طی دوازده روز ابتدایی اکرانش نزدیک به 700 میلیون تومان فروش داشته اشت.




“قاتل اهلی” کیمیایی هفته اول نوروز کلید می‌خورد/نقد افشاگری‌های انتخاباتی در نسخه تازه فیلمنامه

سینماژورنال: چند روز قبل مسعود کیمیایی و فرزندش پولاد کیمیایی سفری به مشهد را تجربه کردند؛ سفری که در آن منصور لشکری قوچانی تهیه کننده پروژه تازه کیمیایی با نام”قاتل اهلی” هم همراهشان بود.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال به هنگام انتشار تصاویری که کیمیایی و فرزندش را در مشهد نشان می‌داد این خبر منتشر شد که کیمیایی برای پیدا کردن لوکیشنهایی جهت فیلم جدیدش به مشهد سفر کرده است اما…

اما شنیده های سینماژورنال حکایت از آن دارد که این سفر کاملا زیارتی بوده است و کیمیایی صرفا برای آن که بلحاظ روحی، حال و هوای تازه‌ای برای کارگردانی بیست و هشتمین فیلمش پیدا کند به مشهد و بارگاه امام رضا(ع) رفته است.

نماهای مشهد “قاتل اهلی” نماهای اداری هستند

البته که برخی از سکانسهای “قاتل اهلی” در مشهد فیلمبرداری خواهد شد اما در این سفر هیچ گونه برنامه‌ای برای بازدید از لوکشینی خاص وجود نداشت و صرفا سفری زیارتی-سیاحتی محسوب می شد.

نماهایی از “قاتل اهلی” که در مشهد فیلمبرداری خواهند شد نماهایی اداری هستند و ترجیح کیمیایی آن است که این نماها در لوکیشنهایی واقعی گرفته شود؛ تحقق این امر به موافقت ارگانهای مرتبط نیاز دارد.

نقد افشاگریهای سیاسی در نسخه تازه “قاتل اهالی”

پیشتر در سینماژورنال از مضمون “قاتل اهلی” که زندگی یک رانت خوار کلان را مرور می کند خبر داده بودیم(اینجا را بخوانید) اما جالب است بدانید  کیمیایی با درنظر گرفتن شرایط روز و بخصوص اتفاقاتی که در ماههای اخیر در منطقه و کشور روی داده است به بازنویسی فیلمنامه دست زده است.

شنیده‌های سینماژورنال حکایت از آن دارند که در این بازنویسی فضای افشاگرانه‌ای که در ماههای اخیر در ادبیات سیاسی کشور جریان داشته کاملا نقد شده است و کیمیایی سعی کرده به مخاطبانش بخصوص طیف سیاستمدار نسبت به عواقب این افشاگریها هشدار دهد.

کیمیایی که حوادث سیاسی شصت سال اخیر از کودتای 28 مرداد 1332 تا قیام 15 خرداد 1342 و سپس وقوع انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و اتفاقات سیاسی بعدی را در بازه‌های زمانی مختلف از عمر خود درک کرده کوشیده در “قاتل اهلی” در کنار ارائه تصویری واقعه‌نگارانه از زندگی یک رانت‌خوار، با نوعی ارجاعات غیرمستقیم از عواقب رفتارهای حذفی که در تاریخ سیاسی ایران وجود داشته پرده بردارد.

در این پرده‌برداری، فضای ناامنی که به دلیل رشد رفتارهای افراطی در کشورهای منطقه پدید آمده نقد شده است و هشدارهایی درباره عاقبت افشاگریهای تند و خشن سیاسی طرح گردیده است.

نکته جالب اینجاست که در این بازنویسی برخی از اتفاقاتی که در جریان رقابتهای انتخاباتی سال اخیر در فضای سیاسی دیده‌ایم نقش مهمی داشته است؛ بخصوص آن دسته از افشاگریهای انتخاباتی که با هدف کنار زدن رقبای سیاسی صورت گرفته است.

آغاز فیلمبرداری در هفته اول نوروز

به گزارش سینماژورنال کیمیایی ظرف یک هفته آینده پیش تولید “قاتل اهلی” را آغاز خواهد کرد و برنامه ریزی اش بر این مبناست که هفته اول فروردین ماه و در روزهای خلوت پایتخت فیلم را کلید بزند.

هنوز مشخص نیست که کیمیایی رونمایی فیلم را در بین الملل فجر که اردیبهشت ماه امسال برگزار می شود انجام می‌دهد یا آن را بدون رونمایی در بین الملل فجر روانه اکران عمومی خواهد کرد؟




رانت‌خوار يقه‌سفيد كيميايي در مشهد چه مي‌كند؟+عکس

سینماژورنال: مسعود کیمیایی این روزها درگیر پیش تولید تازه ترین پروژه خود “قاتل اهلی” است.

حدودا سه ماه پیش از این خبر داده بودیم که کیمیایی در “قاتل اهلی” زندگی یک یقه سفید یا رانت خوار کلان را محور درام قرار داده است.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال اما طولانی شدن پروسه بازنویسی فیلمنامه موجب شد این فیلم به جشنواره نرسد.

این روزها کیمیایی برای انتخاب لوکیشنهای فیلم تازه اش سفری به مشهد را تجربه کرده است. در این سفر پولاد کیمیایی فرزندش و منصور لشکری قوچانی تهیه کننده “قاتل اهلی” کنارش حاضر بوده اند.

کیمیایی سالها پیش از این و در “قیصر” کاراکتری به نام “ننه مشهدی” را داشت که از ضدقهرمان داستان می خواست او را به آرزویش که سفر به مشهد است برساند. قیصر نیز بعد از بردن این پیرزن به مشهد و بازگشت به تهران درگیر انتقام از برادران آب منگل شد…

چگونگی ارتباط رانتخوار يقه سفيد كيميايي با شهر مشهد!!

به گزارش سینماژورنال حالا اینکه دوباره برای “قاتل اهلی” کیمیایی به شهر مشهد رفته این پرسش را پیش رو می گذارد که آیا به دلیل ماهیت داستان یعنی درگیری رانت خوار کلان با ماجرایی که در مشهد می گذرد وی به مشهد سفر کرده است؟

و آیا این انتخاب لوکیشن مشهد به یکی از پرونده های اقتصادی چند سال قبل ربطی ندارد؟

شاید هم اسپانسری که برای تولید “قاتل اهلی” پیدا شده علاقه داشته که فیلم در مشهد تصویربرداری شود.

مسعود و پولاد کیمیایی در مشهد
مسعود و پولاد کیمیایی در مشهد