سریال «صفا با خانواده» و لرزیدن تن کوبریک توی گور؟!

سینماروزان/هونام حقانی: سال گذشته و ابتدای امسال توأم با دو جنگ بزرگ علیه ایران توسط امریکا و اسرائیل بود. طبیعی است که سینما و تلویزیون به این دو پدیده بزرگ و تلخ اجتماعی واکنش نشان بدهد و چند فیلم وسریال در قالب جدی و درام ساخته شد.

منوچهرهادی در سریال «صفا با خانواده» به سراغ چنین موضوعی می رود و طبیعی است که مخاطب توقع ندارد با ساختار رئال و وجود منطق کامل در روابط ، کنش و جنس شخصیتها مواجه باشد.

 

هادی در سریالش میکوشد با جهانی ابزورد و فانتزی و خلق تیپ – شخصیت های ملنگ و گیج و سربه هوا داستانش را روایت کند اما با نگاه سهل الوصل و فاقد خلاقیت به جز چند مورد محدود مثل استفاده کمابیش موفق احمد مهران فر از لهجه کاشانی و شیرین شدن شخصیتش که ناشی از اصالت کاشی اوست ۰یا گریم متفاوت بهرنگ علوی و تلاش بجای این بازیگر برای ایجاد تیپ پیرمردی پرحاشیه، در بقیه موارد هر چند ممکن بود شوخی ها موفقیت نسبی داشته باشد اما از فرط تکرار، لوس و بی مزه شدند.

 

مثلاا اعتقاد و ایمان کامل و بدون منطق زن صفا به او با بازی تکراری آشا محرابی که نشان می دهد تبحری در حوزه طنز ندارد، یا گویش بی‌مزه و خنده‌ی ساختگی روح‌الله زمانی که به نظر میرسد حتی از کارهای ابتدایی حسین عابدینی هم عقب‌تر است، و یا تکیه کلامهای پر تکرار دایی خانواده مثل اینکه «اگر ملک خواستید تجریش به من بگین» و یا «این ابله موبایلم را توی آبلیمو انداخت و دوبار چرخاندش» یا «همه جا کلی آشنا دارم» و…، همه شاید برای یکی دو قسمت لبخندی بسازد ولی تاکید بیش از حد روی آنها به عکس خود بدل میشود.

سریال صفا با خانواده
سریال صفا با خانواده

این روند تکراری وقایع و واکنش شخصیتها در قسمتهای پایانی بیشتر و بیشتر شد و منطق هم به‌کلی از روایت حذف گردید تا جایی که در سکانس نهایی، در روالی بی‌منطق و با تصویرسازی دمده، صفا ناگهان سوار پهپاد شده و ساقطش می کند!!

مخاطب حرفه‌ای مشابه این صحنه را در فیلم «دکتر استرنج لاو» با بازی جورج سی اسکات که سوار بمب اتمی می شود و با تکان دادن کلاهش پایین می آید دیده است اما این کجا و آن کجا؟؟

به راستی برای طنزپردازی که هیچ حداقل برای لرزاندن تن کوبریک در قبر، تمهیداتی بهتر نمیشد تدارک دید…؟

 




افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد

سینماروزان: گرچه از ابتدای تولید سریال “من دزد نیستم” یا “صفا با خانواده” صحبت از حضور محسن تنابنده به عنوان طراح کار و مدیر پروژه بود ولی بعد از پخش سریال نام -فرهاد نوری- به عنوان مدیر پروژه در تیتراژ خورد!

 

منوچهر هادی کارگردان سریال در گفتگویی با باشگاه خبرنگاران پویا به طور رسمی میگوید که اصلا ایده ی سریال هم برای تنابنده بوده و خود تنابنده بوده که توانست کار را به عنوان سریال به مدیران تلویزیون بقبولاند و سفارش تولید سریال نوروزی را دریافت کند که البته به دلیل جنگ رمضان در خرداد روی آنتن رفت.

 

منوچهر هادی گفته او، پدرام کریمی و محسن تنابنده بعد از جنگ ۱۲روزه وقتی برای ورزش دور هم جمع می‌شوند تنابنده براساس خبر واقعی کشف پهپاد توسط یک دزد، ایده به ذهنش رسیده و…

برای تماشای حرفهای منوچهر هادی اینجا را ببینید.

افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد
افشای رسمی حضور محسن تنابنده در مرکزیت سریال «صفا با خانواده»/منوچهر هادی توضیح داد




خنده، بغض و یک خانواده آشنا در سریال «صفا با خانواده»

سینماروزان: تلویزیون در سال‌های اخیر تلاش کرده خانواده ایرانی را به تصویر بکشد؛ خانواده‌ای که قرار است مخاطب خود را در آن پیدا کند، با دغدغه‌هایش همراه شود و حتی بخشی از زندگی خودش را روی صفحه تلویزیون ببیند.

در چنین فضایی، «صفا با خانواده» در همین قسمت‌های ابتدایی خود یک ویژگی مهم و قابل توجه دارد؛ اینکه تلاش می‌کند آدم‌هایش را شبیه آدم‌های واقعی نگه دارد.

شاید قصه سریال با یک موقعیت ویژه و حتی تا حدی غیرمعمول آغاز شود؛ مردی معمولی که برای تهیه هدیه تولد فرزندش وارد ماجرایی پیچیده می‌شود و ناخواسته درگیر بحرانی بزرگ‌تر از زندگی روزمره خود می‌شود. اما آنچه باعث می‌شود مخاطب با این روایت همراه شود، صرفاً گره‌های داستانی یا موقعیت‌های طنز نیست؛ بلکه خانواده‌ای است که در مرکز این قصه قرار دارد.

اعضای این خانواده شبیه کسانی هستند که بارها در اطراف خود دیده‌ایم. واکنش‌هایشان، نگرانی‌هایشان، شوخی‌هایشان و حتی دلخوری‌هایشان رنگ و بوی زندگی واقعی دارد. آنها قهرمانانی دست‌نیافتنی نیستند و قرار هم نیست کامل و بی‌نقص باشند. درست به همین دلیل باورپذیر به نظر می‌رسند.

یکی از نقاط قوت سریال در همین پرهیز از اغراق نهفته است. شخصیت‌ها هرچند ویژگی‌های کمیک دارند و گاهی موقعیت‌های خنده‌دار خلق می‌کنند، اما از مرز واقعیت فاصله نمی‌گیرند. مخاطب هنگام تماشای آنها احساس نمی‌کند با مجموعه‌ای از تیپ‌های آشنا و تکراری روبه‌رو شده است؛ بلکه با آدم‌هایی مواجه است که ضعف دارند، اشتباه می‌کنند، می‌ترسند، خوشحال می‌شوند و درست مانند بسیاری از خانواده‌های ایرانی تلاش می‌کنند از پس مشکلات زندگی برآیند.

همین ویژگی باعث می‌شود طنز سریال نیز از جنس دیگری باشد. خنده در «صفا با خانواده» صرفاً حاصل شوخی‌های کلامی یا موقعیت‌های ساختگی نیست. بخش مهمی از جذابیت اثر از دل روابط میان شخصیت‌ها بیرون می‌آید. از دل سوءتفاهم‌ها، نگرانی‌ها، واکنش‌های ناگهانی و لحظاتی که هر مخاطبی می‌تواند نمونه‌ای از آن را در زندگی خودش به یاد بیاورد.

شاید به همین دلیل است که سریال تنها به خنداندن مخاطب اکتفا نمی‌کند. در کنار لحظات مفرح، موقعیت‌هایی نیز وجود دارد که احساسات مخاطب را درگیر می‌کند. گاهی لبخند روی صورت بیننده می‌نشیند و چند دقیقه بعد همان مخاطب درگیر لحظه‌ای عاطفی می‌شود. این رفت‌وآمد میان طنز و احساس، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آثاری است که می‌توانند برای مخاطب ماندگار شوند.

زندگی واقعی نیز دقیقاً همین‌گونه است. هیچ خانواده‌ای همیشه در حال خندیدن نیست و هیچ خانه‌ای نیز دائماً درگیر بحران و اندوه نیست. زندگی ترکیبی از هر دو است؛ از لحظات شیرین و تلخ، از شوخی و نگرانی، از امید و اضطراب. «صفا با خانواده» زمانی موفق‌تر عمل می‌کند که این تعادل را حفظ می‌کند و اجازه می‌دهد مخاطب طیف متنوعی از احساسات را تجربه کند.

از سوی دیگر، سریال در زمانی روی آنتن آمده که جامعه بیش از هر چیز به روایت‌هایی درباره کنار هم بودن نیاز دارد. روایت‌هایی که بتوانند اهمیت خانواده را نه در قالب شعار، بلکه در دل قصه و رفتار شخصیت‌ها یادآوری کنند. در چنین شرایطی، نمایش یک خانواده که با وجود اختلاف‌ها، سوءتفاهم‌ها و مشکلات همچنان در کنار یکدیگر می‌ایستند، می‌تواند برای مخاطب جذاب و قابل لمس باشد.

نکته مهم اینجاست که سریال برای بیان این مفاهیم سراغ سخنرانی و شعار نمی‌رود. آنچه مخاطب را با خانواده همراه می‌کند، خود روابط است؛ رابطه پدر و فرزند، دغدغه‌های والدین، نگرانی‌های اعضای خانواده برای یکدیگر و لحظاتی که نشان می‌دهد پیوندهای خانوادگی همچنان می‌توانند مهم‌ترین تکیه‌گاه انسان باشند.

شاید هنوز برای قضاوت نهایی درباره «صفا با خانواده» زود باشد، اما آنچه در قسمت‌های ابتدایی دیده می‌شود، نشانه‌ای امیدوارکننده است. نشانه‌ای از اینکه هنوز هم می‌توان خانواده ایرانی را بدون اغراق، بدون فاصله گرفتن از واقعیت و بدون تبدیل شخصیت‌ها به تیپ‌های کلیشه‌ای به تصویر کشید.

مخاطب بیش از هر چیز به دنبال دیدن آدم‌هایی است که بتواند آنها را درک کند؛ آدم‌هایی که شبیه خودش باشند، شبیه همسایه‌اش، شبیه خانواده‌اش. «صفا با خانواده» در همین نقطه امتیاز می‌گیرد؛ در ساختن فضایی که هرچند داستانی است، اما حس آشنایی دارد. فضایی که مخاطب هنگام تماشای آن نه فقط به قصه نگاه می‌کند، بلکه گاهی بخشی از زندگی خودش را نیز به یاد می‌آورد.

و شاید مهم‌ترین موفقیت یک سریال خانوادگی دقیقاً همین باشد؛ اینکه میان صفحه تلویزیون و زندگی واقعی پلی بسازد. پلی که از جنس همدلی، شناخت و باورپذیری است. «صفا با خانواده» تا اینجای کار نشان داده که ظرفیت ساختن چنین پلی را دارد.




احمد مهرانفر با لهجه کاشی در انبار پهپاد!⇐رونمایی از تیزر سریال «صفا با خانواده»+ویدئو

سینماروزان: سریال «صفا با خانواده» از روز سه‌شنبه پنجم خرداد، مصادف با شب عید قربان، هر شب از شبکه یک سیما مهمان خانه مخاطبان تلویزیون است؛ اثری کمدی ـ اجتماعی که با حضور جمعی از بازیگران تولید شده است.

سریال «صفا با خانواده» بر اساس فیلمنامه‌ای از بابک کایدان و پدرام کریمی و هدایت محسن تنابنده ساخته شده است.

«صفا با خانواده» با فضایی متفاوت و حال‌وهوایی شیرین و خانوادگی، مجموعه‌ای از بازیگران مطرح و نسل جوان بازیگری را کنار هم قرار داده است؛ از احمد مهرانفر، آشا محرابی و بهرنگ علوی گرفته تا روح‌الله زمانی، فاطیما بهارمست، نفس بازغی، آرش سلامی، لادن ژافه‌وند و بهنام شرفی که در این مجموعه ایفای نقش می‌کنند.

ماجرای اصلی سریال با عنوان قبلی-من دزد نیستم- درباره دزدی است که حین سرقت از یک عمارت با یک انبار پهپاد مواجه شده و به دنبال آن است که با فروختن مختصات انبار، تکانی به زندگی خود دهد‌‌‌ ولی در دامی می‌افتد که رهایی از آن کار ساده ای نیست…
احمد مهرانفر که خود اصالتی کاشانی دارد در این سریال با لهجه کاشی ظاهر شده‌.

این سریال به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه‌کنندگی مصطفی تنابنده تولید شده و محصول سیمافیلم است.

برای تماشای تیزر سریال «خانواده با صفا» اینجا را ببینید.




احمد مهرانفر؛ کاشف انبار پهپاد!/سریال «صفا با خانواده» در راه تلویزیون

سینماروزان: مخاطبان به‌زودی شاهد بازگشت متفاوت و تماشایی احمد مهرانفر به قاب تلویزیون خواهند بود؛ بازیگری که این بار با نقشی تازه، پرهیجان و سرشار از طنازی مقابل دوربین رفته است.

احمد مهرانفر که در سال‌های اخیر با ایفای نقش‌های ماندگار در ژانرهای مختلف توانسته توانایی‌های متنوع خود را به نمایش بگذارد، این بار در سریال «صفا با خانواده» از تولیدات مرکز سیمافیلم حضوری متفاوت را تجربه می‌کند؛ حضوری که از هم‌اکنون کنجکاوی مخاطبان را برانگیخته است.

این سریال را منوچهر هادی به تهیه‌کنندگی مصطفی تنابنده ساخته و عنوان قبلی آن «من دزد نیستم» بود؛
محسن تنابنده مدیر پروژه بود و داستان‌پردازی با هدایت او صورت گرفته و قصه به ماجرای زندگی یک دزد حین وقوع جنگ ۱۲ روزه می پردازد…

احمد مهرانفر نقش اصلی سریال-صفا- را بازی میکند و روح‌الله زمانی نیز بازیگر مکمل است و ماجرای اصلی سریال درباره دزدی است که حین سرقت از یک عمارت با یک انبار پهپاد مواجه شده و به دنبال آن است که با فروختن مختصات انبار، تکانی به زندگی خود دهد‌‌‌ ولی در دامی می‌افتد که رهایی از آن کار ساده ای نیست…




نقی و ارسطو و انبار پهپاد!⇐ سریال «من دزد نیستم» با بازی احمد مهرانفر و مدیریت محسن تنابنده، در مسیر پخش از تلویزیون 

سینماروزان: منوچهر هادی کارگردان خبر از تکمیل آخرین مراحل تدوین سریال تازه‌اش «من دزد نیستم» داده و اظهار داشته است: این سریال همزمان با تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان متوقف نشد و اکنون آخرین مراحل کار در حال انجام است.

سریال «من دزد نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی نیمه دوم۴۰۴ و بعد از جنگ دوازده روزه وارد پروسه تولید شد. پدرام کریمی و بابک کایدان نگارش سریال را بر عهده داشته اند و مصطفی تنابنده تهیه کننده کار است.

چنان که پدرام کریمی اعلام کرده بود، محسن تنابنده مدیر پروژه بود و داستان‌پردازی با هدایت او صورت گرفته و قصه به ماجرای زندگی یک دزد حین وقوع جنگ ۱۲ روزه می پردازد…

سریال من دزد نیستم در راه پخش از تلویزیون
سریال من دزد نیستم در راه پخش از تلویزیون

آغاز قصه سریال «من دزد نیستم» حمله و جنگ ۱۲ روزه‌ای است که رخ داده و پایان سریال نیز با خاتمه جنگ تمام می‌شود و اتفاقاتی در این مسیر در داستان رخ می دهد.

احمد مهرانفر نقش اصلی سریال را بازی میکند و روح‌الله زمانی نیز بازیگر مکمل است و ماجرای اصلی سریال درباره دزدی است که حین سرقت از یک عمارت با یک انبار پهپاد مواجه شده و به دنبال آن است که با فروختن مختصات انبار، تکانی به زندگی خود دهد‌‌‌ ولی در دامی می‌افتد که رهایی از آن کار ساده ای نیست…

 




سریال «یزدان»؛ همینی هست که هست!

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: سریال «یزدان» بازگشت دوباره منوچهر هادی به سریال سازی در تلویزیون بعد از تجاربی مثل «خوب بد زشت» است.

 

«یزدان» یک سریال اجتماعی است که به قلم نویسنده جوان امیرمحمد عبدی-که اخیرا سریال «آبان» را در شبکه خانگی داشت- نوشته شده و به سبک آثاری مثل «سدمعبر» واکاوی دارد از برخی معضلات شهری کلانشهری مثل تهران.

در «یزدان» چند شخصیت اصلی مثل عرفانی ( با بازی پزمان بازغی ) ، پسرش ( دارا ریاحی) و کودک بزهکار داریم و با حضور این شخصیتها بخشی از مشکلات پایتخت مثل سد معبر، توزیع مواد مخدر در پوشش مشاغل دیگر ، اقامت معتادان در دره فرحزاد و… طرح شده و در کنارش به مشکلات ریزتر مثل چالش های بین زن و شوهرهای جوان به بهانه مشکلات اقتصادی برمی‌خوریم؛ که یکی از جدی‌ترین مسائل زوج‌های مهاجری است که برای ارتقای موقعیت اقتصادی روانه پایتخت شده‌اند ولی در اینجا هم جز دستفروشی، مسافرکشی و..‌. طرفی نمی‌بندند.

«یزدان» سعی دارد با تصویرسازی دو نوع رفتار خوب و بد، نشان دهد در همه ساختارها، هم افراد سالم وجود دارند و هم افراد ناسالم؛ کاراکتر عرفانی -فرمانده ستاد سد معبر- آدم پاکدست و اصول‌گرایی است که علیرغم حقوق کم تن به گرفتن رشوه نمیدهد و حتی با کارمند زیردستش که در نقطه مقابل او قرار دارد رشوه گرفته برخورد قهری میکند و او را تادیب می کند.

یکی دیگر از قصه‌های «یزدان» علاقه کارمند جوان بخش سد معبر شهرداری ( دارا حیایی ) به سر و سامان بخشیدنِ زندگی کودکی بد سرپرست است. این کارمند تلاش می کند تا کودک را با ترغیب به ادامه تحصیل به ریل زندگی باز گرداند که این می‌تواند در زمره نیکی‌نگاری ساختار باشد.

منوچهر هادی نشان داده در ساخت آثار اجتماعی قابلیت دارد و فیلمهایی مثل «کارگر ساده نیازمندیم» و «زندگی جای دیگریست» ساخته که همچنان میتوان آنها را دید. هادی در پس روایت قصه «یزدان»، معضلات شهری را در پیش چشم مخاطب قرار میدهد. او گرچه سفارشی گرفته که هم طرح معضلات شهری را داشته باشد و هم از ساختاری بگوید که می‌خواهد مشکلات را حل کند ولی تعلق خاطر به الگوهای آثار عامه‌پسند باعث شده در شخصیت سازی و حادثه پردازی سعی کند بیشتر جانب مخاطب را داشته باشد تا سریال قابل دیدن باشد…

 

منوچهر هادی در «یزدان» عقب‌تر می‌ایستد و موضع‌گیری را به مخاطب وامی‌گذارد و دیگر اصرار هم ندارد که بگوید زندگی جای دیگریست بلکه سیر اتفاقات طوری پیش میرود که مخاطب پیش خود گوید زندگی همین جاست و همینی هست که هست و اینکه سعی کنیم زندگی برخی را برتر و برخی را بدتر تصور کنیم فقط اسباب کاهش لذت از زندگی را رقم می‌زند.

 




به تهیه‌کنندگی بازیگر «…سالوادور…»/منوچهر هادی کمدی «نیم دانگ» را میسازد

سینماروزان/مهدی فلاح: فیلم سینمایی کمدی «نیم دانگ» به کارگردانی منوچهر هادی به زودی مقابل دوربین می‌رود.

منوچهر هادی سه سال پس از آخرین ساخته سینمایی‌اش، به زودی فیلم سینمایی «نیم دانگ» را به تهیه‌کنندگی مهدی محرابی جلوی دوربین می‌برد. محرابی سابقه بازی در فیلم‌های “من سالوادور نیستم”، “خشکسالی و دروغ” و سریال “آمین” را در کارنامه دارد.

«نیم دانگ» تازه ترین تجربه کمدی‌سازی هادی پس از فیلم‌های پرفروش «رحمان ۱۴۰۰»، «آینه بغل» و «من سالوادور نیستم» خواهد بود.

«نیم دانگ» به نویسندگی بابک کایدان اثری پر بازیگر است که با انتخاب نهایی بازیگران، از اوایل هفته جلوی دوربین خواهد رفت.

بازیگران و عوامل این فیلم در خبرهای بعدی معرفی خواهند شد.




سریال «یزدان» با نویسنده‌ی «آبان» در شبکه سوم تلویزیون+رونمایی از تیزر

سینماروزان: سریال «یزدان» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه‌کنندگی سلیم ثنائی از هفته آینده روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.

 

«یزدان» با نام قبلی «یک، سه، هفت» جدیدترین اثر منوچهر هادی است که در ژانر اجتماعی ساخته و برای پخش از شبکه سه سیما آماده شده است.

 

این سریال در هر قسمت به داستانی اجتماعی پیرامون ماموری به نام «عماد» با بازی پژمان بازغی می‌پردازد. او به دنبال داستان‌هایی است که در گوشه و کنار شهر گم شده‌اند و کمتر کسی پیگیر آن‌هاست.

 

نویسنده ی سریال “یزدان”، امیرمحمد عبدی است که اخیرا سریال “آبان” را به عنوان نویسنده-البته با همکاری پوریا کاکاوند- در شبکه خانگی داشته.

سریال یزدان با نویسنده‌ی سریال آبان رسید
سریال یزدان با نویسنده‌ی سریال آبان رسید

منوچهر هادی پیش از این سریال‌هایی مانند «خداحافظ بچه»،  «خوب، بد، زشت» و «دلدادگان» را روی آنتن تلویزیون داشته است و انتظار می‌رود «یزدان» نیز از هفته آینده با استقبال خوبی در شبکه شبکه سه مواجه شود.

 

پژمان بازغی، دارا حیایی، فاطیما بهارمست، کوروش ثنائی، لعیا زنگنه، سیما تیرانداز، علیرضا خمسه، جعفر دهقان، حمید گودرزی، رزیتا غفاری، فقیه سلطانی، محمود عزیزی، مریم مومن، بهنوش بختیاری، شهین تسلیمی، سیروس همتی، رضا فیاضی، علی اوسیوند، کاظم نوربخش،‌ هانیه غلامی، پدرام کریمی، فریده‌سپاه منصور، رابعه مدنی، سیاوش مفیدی، نیما شاهرخ‌شاهی به همراه منوچهر هادی بازیگران اصلی این مجموعه تلویزیونی هستند.

 

همچنین حدیثه تهرانی، فریبرز بازغی، سهیل قاصدی، رمینا کوهزاد، مهناز دادفر، نیلوفر پارسا، روح‌اله روزبه، لادن ژاوه‌وند، سجاد قراگزلو، کریم قربانی، سعید نعمتی، مریم شعبانی، ساقی زینتی، وحید نفر، رضا سخایی، آرتین کاشانی، علی فتحعلی، مجتبی شکری، شیوا خسرومهر، امیرعلی قاسم‌زاده، میثم نوروزی، مرتضی نجفی، سعیده عرب، سانیا سالاری، هدیه آزیدهاک، آترین عباسی، مسعود چوبین، رضا داوودوندی، مختار سائقی دیگر بازیگران «یزدان» هستند.

 

دیگر عوامل اصلی این سریال عبارتند از نویسنده: امیرمحمد عبدی، مشاور پروژه: مسعود کریمی خضراء، جانشین تهیه: محمدرضا موحدی، مدیر تولید: سیدامیر سیدابراهیمی، مدیر فیلمبرداری: سیدمیلاد حسینی، صدابردار: حمید زیباکلام، صداگذار: امید قربانی، آهنگساز: مسعود سخاوت‌دوست، تدوینگر: محمدابراهیم هادی، طراح صحنه و لباس: نیره آشتیانی، مدیر برنامه‌ریزی: مریم پدمه، دستیار یک کارگردان: سیدشهاب‌الدین محسن‌نژاد، منشی صحنه: مهتاب شهرابی فراهانی، طراح گریم: محسن دارسنج، دستیار تهیه: مهدی اسماعیل‌زاده، جلوه‌های ویژه بصری و اصلاح رنگ: آیدین عبدی‌نسب، جلوه‌های ویژه میدانی: حمید رسولیان، طراح بدلکاری: حسین خنجری، مدیر تدارکات: سعید سریع‌کار، عکاس: علی رزاق کریمی، مدیر روابط عمومی: مریم عرفانیان.

 

برای تماشای تیزر سریال یزدان اینجا را ببینید.




بازگشت لعیا زنگنه و رزیتا غفاری به تلویزیون با سریال «یک، سه، هفت»

سینماروزان: لعیا زنگنه، مریم مومن، سیما تیرانداز و رزیتا غفاری بازیگران تازه «یک سه هفت» به کارگردانی منوچهر هادی هستند.

پیش از این حضور پژمان بازغی، دارا حیایی، فاطیما بهارمست و حمید گودرزی در این سریال قطعی شده بود و حالا نوبت به معرفی چهار بازیگر دیگر رسیده است.

لعیا زنگنه، مریم مومن، سیما تیرانداز و رزیتا غفاری بازیگران شناخته شده و مطرحی که در آثار مختلفی خوش درخشیده‌اند، ایفای شخصیت‎های مختلفی را در «یک، سه، هفت» برعهده گرفته‌اند.

«یک، سه، هفت» در عین دنبال کردن یک خط روایی مشخص که مخاطبان را با فراز و نشیب‎ زندگی کاراکترهای اصلی همراه می‌کند، به دلیل وجود خرده داستان‌هایی که در هر قسمت دنبال می‌شود، از بازیگران متعددی بهره می‌برد.

این سریال به تهیه‌کنندگی سلیم ثنائی این روزها در غرب شهر تهران ضبط می‌شود و مراحل فنی کار نیز همزمان با تصویربرداری آغاز شده است.




سریال سازی کارگردان “سالوادور…” برای تلویزیون

سینماروزان: منوچهر هادی برای تلویزیون سریالی اجتماعی می‌سازد.

 

این سریال که به مسائل اجتماعی و شهری تهران بزرگ و خدمات شهری می‌پردازد، در ژانر درام تولید می‌شود.

 

تصویربرداری این سریال به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی سلیم ثنایی مدتی است در تهران آغاز شده است.

 

سریال تازه هادی با فیلمنامه‌ای از امیرمحمد عبدی درباره مسائل و مشکلات روزمره مردم در زندگی شهری است.




یکتا ناصر پیشنهاد داد که در #حدود_هشت_صبح بازی کنم!/توان و استعداد بازیگری را دارم و روی آن مسلطم! /اگر کارگردان درجه یکی پیشنهاد بازی دهد بازیگری را ادامه می‌دهم!/استفاده از حسین یاری در کمدی یا بهرام افشاری در ژانر جنایی یک ریسک کامل بود!/بهرام افشاری با فیلم من درخشید و خوشحالم که یکی از بازیگران پولساز شده!/روحیات طنز حسین یاری در پشت صحنه #ملاصدرا را دیده بودم و می‌دانستم با #نیسان_آبی گل می‌کند!/دستمزد اغلب عوامل فصل دوم #نیسان_آبی چند برابر شد/بازیگری در فصل اول ۷۰میلیون ولی در فصل دوم ۷۰۰میلیون گرفت!/برای خودم فقط ده درصد افزایش دستمزد پیشنهاد دادم ولی…/تک تک بازیگران برای حضور در فصل دوم کسب تکلیف کردند به جز بهناز جعفری!/امیدوارم فصل دوم هم مثل فصل اول دیده شود

سینماروزان/احمد محمداسماعیل: در ابتدایی که وارد سینما شدم دغدغه بازیگری داشتم ولی از موقعی که رفتم سراغ کارگردانی لذت خلق اثر اولویت بیشتری نسبت به بازیگری برایم پیدا کرد. در مورد بازیم در فیلم “حدود هشت صبح” به چند بازیگر نقش امیر را پیشنهاد دادم اما یکی شان درگیر پروژه دیگری بود و دو نفر دیگر چون حجم نقش، کم بود، قبولش نکردند.

 

منوچهر هادی کارگردان “حدود هشت صبح” که با پخش هدایت‌فیلم روی پرده است با بیان مطلب فوق به سینماروزان گفت: یکتا ناصر پیشنهاد داد خودم نقش امیر را بازی کنم و البته چون این نقش کوتاه اما در عین حال تاثیر گذار در شروع درام بود، اگر درست بازی نمی شد به فیلم لطمه می زد پس با قبول پیشنهاد یکتا تلاش کردم کار را درست انجام بدهم. نکته مهم پارتنر روبه رویم در این نقش یعنی یکتا ناصر بود که طی سالها زندگی شناخت کاملی از هم داشتیم و کمک زیادی کرد که نقش امیر درست از کار دربیاید. در مجموع خیلی اتفاقی پیش آمد که نقش امیر را بازی کنم و برنامه از قبل طراحی شده ای نبود.

 

منوچهر هادی درباره ادامه بازیگری در آینده گفت: بسته به پیشنهادات دارد و اگر کارگردان خیلی خاص و درجه یکی این پیشنهاد را انجام بدهد تا بازیگری را ادامه بدهم، شاید این کار را کردم ولی بالشخصه معتقدم توان و استعداد بازیگری را دارم و روی آن مسلطم! و در این دو دهه با بهترین های بازیگری کار کرده ام و فوت و فن های بازیگری را می شناسم.

این کارگردان درباره انتقادات وارده به کیفیت بازیش در “حدود هشت صبح” بیان داشت: برخی از دوستان زیادی قضیه را شلوغ کردند و نقش را غیرقابل باور دانسته‌اند اما خیلی از مردمان متعصب-مانند امیر- را دیده ام که عاشق زنانشان هستند و صبحها که بیرون می‌روند در را روی زنشان قفل می کنند بنابراین رفتارهای امیر مابه‌ازا دارد و برخی رفتارهای بدتر از این هم دیده شده. به هر حال شخصیت فیلمنامه اینگونه اکت و نظر داشت و به نظرم درست اجرا شده است. البته قبول دارم چون این اولین تجربه بازیم جلوی دوربین بود اشکالاتی دارم اما به نظرم نقش درآمده و مخاطب کنش امیر را باور می کند.

منوچهر هادی درباره استفاده سالیان از چهره های نام آشنا مثل حامد بهداد، نیکی کریمی ، مهران مدیری، پارسا پیروز فر، محمدرضا گلزار، جواد عزتی، رضا عطاران و… در آثارش اظهار داشت: شرایط چنین مسئله ای را رقم زده است. قصه ها و نقش ها تعیین کننده است. خیلی وقتها بازیگران موردنظرم درگیر پروژه ای بودند و یا سر مبلغ قرارداد به توافق نرسیدیم و بازیگر جدید و معروف دیگری برای اولین بار در فیلمم بازی کرد ولی همیشه تلاش کردم بازیگر مناسب و مربوط به نقش را انتخاب کنم و اینکه صرفا بخواهم به هر قیمتی از سلبریتی استفاده کنم اصلا مطرح نبوده است. جاهایی هم ریسک کرده ام؛ به طور مثال استفاده از حسین یاری برای بازی در کم نیسان آبی یک ریسک بود یا استفاده از بهرام افشاری برای یک نقش مهم در اولین تجربه نقش اولش در فیلم جنایی “کارگر ساده…”؛ با این حال از هر دو استفاده کردم و خوشحال هستم که می بینم حالا بهرام افشاری موفق است و بازیگری پولساز شده و حسین یاری هم مجددا در کانون توجهات است.

منوچهر هادی ادامه داد: بهرام افشاری با نقشش در “کارگر ساده نیازمندیم” دیده شد و در “رحمان ۱۴۰۰” نیز درخشش داشت. انصافا خودش چون پیشینه تئاتری داشت با لیاقت به چنین جایگاهی رسید. افشاری بازیگری باهوش است و به خوبی از فرصت هایش استفاده کرد و البته حدش را شناخت و سعی کرد در پروژه هایی حاضر شود که جنس متن آنها را می‌شناسد و حالا امیدوارم در کارگردانی نیز موفق باشد.

منوچهر هادی: برای کارگردانی فصل دوم نیسان آبی، فقط ده درصد بیشتر می‌خواستم!
منوچهر هادی: برای کارگردانی فصل دوم نیسان آبی، فقط ده درصد بیشتر می‌خواستم!

منوچهر هادی درباره بازی حسین یاری در نیسان آبی گفت: مردم در زمان پخش فصل اول نیسان آبی با او ارتباط برقرار کردند و دوستش داشتند. حسین را از قبل و در زمان تولید سریال ملاصدرا که در گروه تولیدش بودم می شناختم و در سریال عاشقانه هم حضوری موفق داشت. روحیات طنز این بازیگر را در پشت صحنه ها دیده بودم و می دانستم از پس ایفای نقش کمدی بر می‌آید چون حسین یاری خودش هم علاقه داشت در یک کار کمدی نقش اصلی خوب و جاندار بازی کند. نقش هم خوب نوشته و هم جای کار داشت و مصالح خوبی در اختیار بازیگرش قرار می داد.

وی ادامه داد: هم پلتفرم و هم مخاطب از بازی حسین یاری راضی بود. من همیشه توجه به توانایی های مخفی مانده بازیگران دارم. در مقطعی یکتا ناصر فقط نقش زنان شیک و پولدار و روشنفکر را بازی می کرد اما در “یکی می خواد باهات حرف بزنه” نقش یک دختر شهرستانی کرمانی سنتی و آرام را بازی کرد و بازیش در فستیوال فجر هم دیده شد.

منوچهر هادی در چرایی عدم حضور در فصل دوم نیسان آبی گفت: بین ساخت فصل یک و دو نیسان آبی وقفه‌ای ایجاد شد و اغلب عوامل افزایش دستمزد داشتند و دستمزدشان چند برابر شد. بازیگری در فصل اول ۷۰ میلیون دستمزد دریافت کرد ولی در فصل دوم ۷۰۰ میلیون گرفت اما برای شخص من راضی به هیچ افزایش دستمزدی نشدند! من حتی راضی به ده درصد افزایش دستمزد بودم که دوستان قبول نکردند و به همین دلیل از کارگردانی انصراف دادم. تک تک بازیگران اصلی به جز بهناز جعفری از من برای حضور در فصل دوم کسب تکلیف کردند و من ازشان خواستم در کار حضور داشته باشند! امیدوارم که فصل دوم هم به اندازه فصل اول دیده شده باشد چون ثمره همکارانی است که اغلب آنها جزو دوستانم هستند.

 




صدور پروانه ای یادآور دو فیلم دیگر برای منوچهر هادی+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان/مهدی فلاح: شورای صدور پروانه ساخت آثار سینمایی، در جلسه اخیر با دو فیلمنامه موافقت کرد.

به گزارش سینماروزان، منوچهر هادی کارگردان پرکار این سالها که کمدی “نیسان آبی” را در شبکه خانگی دارد، پروانه‌ تازه ای گرفته با عنوان “حدود ساعت ۸ صبح”.

منوچهر هادی پیشتر سریالهای “گیسو” و “دل” را در شبکه خانگی داشت که چندان مورد توجه قرار نگرفت و قبل‌تر هم کمدی “رحمان ۱۴۰۰” را روی پرده داشت.

عنوان فیلم تازه منوچهر هادی هم شباهت نزدیک دارد به “تهران ساعت ۷صبح” ساخته امیرشهاب رضویان و هم شباهت دور دارد با “ساعت ۵عصر” ساخته مهران مدیری.

فهرست پروانه های صادره به شرح زیر است:

–«آقای گل» به تهیه‌کنندگی مهدی احمدی و کارگردانی و نویسندگی بیژن شیرمرز

–«حدود ساعت ۸ صبح» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی منوچهر هادی و نویسندگی منوچهر هادی و سعید دولتخانی




تازه‌ترین اظهارات منوچهر هادی کارگردان پرکار این سالها⇐کمدی‌ساز غریزی هستم!/از ابتدا هم پول داشتم و نیازی به پول درآوردن نداشتم!!!/قرار بود با هنرمندان به جام‌جهانی برزیل بروم ولی نشد و مدتی بعد به برزیل رفتم و “سالوادور” را ساختم!/”سالوادور” را با یک میلیارد و نیم ساختیم ولی رونالدو برای حضور در آن حدود ۲میلیارد و نیم می‌خواست!!/ریوالدو با صدمیلیون در “سالوادور” بازی کرد و همان صدمیلیون را هم به بچه‌های بی‌سرپرست اهدا کرد!/اگر کسی پنج‌میلیارد دارد و سه‌میلیارد را می‌خواهد وارد سینما کند منصرفش می‌کنم ولی اگر 50 میلیارد داشته باشد و 10میلیارد بخواهد هزینه کند قبول می‌کنم!!/”رحمان۱۴۰۰” شوخی جنسی داشت و بعضی صحنه‌هایش اشتباه بود!/ارشاد خودش به “رحمان…” مجوز داد و خودش آن را توقیف کرد!/روزی که “رحمان…” توقیف شد از ساعت ۱۰ صبح تا ۴ عصر پشت در اتاق رئیس سینما منتظر بودیم و اصلا ما را ندید!!/بعد از توقیف “رحمان…” از من شکایت کردند و احضاریه در منزل آمد که ارشاد از شما شاکی است!/اگر بخواهم دوباره “رحمان…” را بسازم شوخی جنسی را کم می‌کنم نه اینکه اصلا نباشد!/”نیسان آبی” شوخی جنسی آن‌چنانی ندارد!/زحمتی که در “دل”، “گیسو” و “نیسان آبی” و… کشیدم یکسان بوده!/در ممیزی “نیسان آبی”، ساترا تعامل زیبایی(!!) کرد و فقط گفتند قدری رقص‌ها را تعدیل کنید!/هنگام فیلمسازی اصلا به منتقد فکر نمی‌کنم!/ منتقد اگر آبرو داشته باشد منصفانه نقد می‌کند!/چرا باید همه مردم از کارهای من رضایت داشته‌ باشند؟/مگر همه مردم از شهردار تهران، رئیس‌جمهور و… راضی هستند؟/وقتی کارهای من بد است چرا نگاه می‌کنید؟/ وقتی از کارهای من شاکی هستید بهتر نیست کارهای من را نگاه نکنید؟/ مهدی آذرپندار با من تماس گرفت که برای تلویزیون کار کنم!!/تعاملات خوبی با علی فروغی داشتم!/به من در تلویزیون تا نصف شبکه خانگی هم دستمزد می‌دهند!/بنا بود سریالی را برای شبکه سوم بسازم که جلوی آن را گرفتند تا مدیران جدید بیایند!

سینماروزان: منوچهر هادی کارگردان پرکار این سالها که از سینما تا تلویزیون و شبکه خانگی فعالیت داشته این روزها سریال کمدی “نیسان آبی” را در شبکه خانگی داشته و به بهانه این سریال گفتگویی تفصیلی داشته با مهدی موسوی‌تبار در روزنامه فرهیختگان.

به گزارش سینماروزان منوچهر هادی درباره چگونگی تغییر فاز از فیلم‌های ملودرام نظیر “زندگی جای دیگریست” و “قرنطینه” به “من سالوادور نیستم” گفت: آن سال که هنرمندان را به جام‌جهانی می‌بردند من هم به برزیل بروم و فیلم آنها را بسازم ولی بنا به دلایلی نشد. خیلی ناجوانمردانه نشد که بروم و چهار ماه بعد فیلمی به من پیشنهاد شد که در برزیل است. احساس کردم باید آنجا بروم. تمام کشورهای دنیا را سفر کرده‌ام، البته عشق خارج رفتن ندارم ولی احساس کردم اینکه در 6-5 ماه دوبار پیشنهاد کار در برزیل می‌شود مطمئنا اتفاقی نیست.

هادی ادامه داد: درنهایت آنجا رفتم و سالوادور را ساختم و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شد؛ رکوردی که قبلا برای «اخراجی ها» و «نهنگ عنبر2» بود. آنجا فهمیدم کاملا غریزی کمدی را می‌شناسم. سالوادور برای صنعت سینمای ایران مفید بود. سالوادور میلیون‌ها مخاطب به سالن سینما برد. سالوادور حال سینماداران را خوب کرد و باعث شد چندین سالن سینما تاسیس شود. سالوادور و امثال سالوادور منظورم است. سالوادور در سال خود رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را جابه‌جا کرد. با یکی، دومیلیارد جابه‌جا نشد، هشت‌میلیارد اخراجی‌ها به 16 میلیارد و 700 میلیون تومان رسید. با یک بازیگر و یک کمدین این اتفاق افتاد. آینه‌بغل 21 میلیارد و خرده‌ای فروش کرد و دومین فیلم پرفروش سینمای ایران بعد از «نهنگ عنبر2» شد.

وی افزود: پیش‌بینی من فروش دو، سه میلیاردی برای “سالوادور” بود ولی فیلم با پخش رسانه‌فیلمسازان، حسابی فروخت و بالاترین فروش تاریخ سینما تا آن زمان را رقم زد. ممکن است کاملا غریزی یک توانایی داشته باشید که وقتی به سمت آن می‌روید و در آن زمینه مطالعه می‌کنید، پخته‌تر می‌شوید و مشخص می‌شود توانایی شما در آن است یا در جایی بیهوده تلاش می‌کنید و غریزی چیزی در وجود شما نیست. مثلا طرف سعی می‌کند خواننده شود ولی چیزی از آن در نمی‌آید ولی یک نفر غریزی این توانایی را دارد و با کلاس و مطالعه آن را درجه یک می‌کند. احساس می‌کنم در فضای کمدی با فیلم‌هایی همچون «سالوادور»، «آینه‌بغل»، «رحمان 1400» و «نیسان آبی» و… علاوه‌بر اینکه باید حرفی بزنم، قطعا هیچ فیلمی بدون پیام نیست، وظیفه اولی که دارم این است که فیلم‌ها مخاطب را سرگرم کند و فضای شاد و مفرحی برای او ایجاد کند. احساس می‌کنم این در وجود من است.

منوچهر هادی درباره انتخاب ریوالدو برای بازی در “سالوادور” گفت: ما می‌خواستیم فوتبالیست مشهور برزیلی بیاوریم و از ایران هم مشخص نبود چه بازیگری در فیلم حضور دارد. حتی با رونالدو هم مذاکره کردیم که آن زمان باید دومیلیارد و 500 میلیون تومان به پول خودمان پرداخت می‌کردیم. درحالی که کل فیلم را با یک‌میلیاردونیم ساختیم. به ریوالدو حدود 100میلیون پرداخت شد و یک جلسه هم آمد. بیشتر به‌خاطر مدرسه بچه‌های بی‌سرپرست قبول کرد و آن پول را همانجا به خیریه تقدیم کرد.

این کارگردان گفت: هزاران نفر را منصرف کردم که برای سرمایه‌گذاری و سود خانه بخرند و به سمت سینما نیایند. من صداقتی در حرف‌های خود دارم، وقتی می‌دانم کسی پنج‌میلیارد دارد و سه‌میلیارد را می‌خواهد وارد سینما کند منصرفش می‌کنم. 50 میلیارد داشته باشد و 10میلیارد بخواهد هزینه کند قبول می‌کنم. به او همه‌چیز را شفاف می‌گویم که مثلا تضمین نمی‌دهم این فیلم بفروشد. خیلی‌ها نقش می‌خواهند. مثلا سرمایه‌گذاری می‌کنیم و برای نقش هم می‌گویم حتما باید یک دوره کلاس بروید و در زمینه بازیگری باید تلاشی کرده باشید. آن پول کمک می‌کند و نقشی هم می‌دهم که به فیلم لطمه نخورد.

منوچهر هادی درباره منتقدان آثارش گفت: چرا من نباید فیلم بسازم؟ مهم نیست پنج‌هزار نفر یا دوهزار یا 10هزار نفر، اصلا یک‌میلیون نفر با فیلم‌های من مخالف باشند. حق هم دارند و برای آنها احترام قائل هستم، من نمی‌توانم همه را راضی نگه دارم. چرا باید همه مردم از فیلم‌های من رضایت داشته‌ باشند؟ الان از شهردار تهران، رئیس‌جمهور و… همه مردم راضی هستند؟ حتما فعالیت‌های مثبتی دارند و تلاش می‌کنند ولی یک‌سری همواره ناراضی هستند. برخی ناراضی به دنیا آمده‌اند. من انرژی‌ای را که بخواهم صرف جواب دادن به این افراد کنم، صرف ناراحتی از کامنت‌ها بگذارم، صرف تولید و ساخت فیلم بعدی خود می‌کنم.

این کارگردان افزود: به جایی رسیده بودم که می‌گفتم منوچهر هادی هرچه بسازد مردم می‌بینند. دل را هم دیدند و گیسو را هم دیدند. کامنت برای من آمده بود که این چه فیلم‌هایی است که می‌سازید، 9 کار را عنوان کردند که بد است. وقتی کار بد است چرا نگاه می‌کنید؟ 9 کار از من دیده‌اید و شاکی هستید؟ بهتر نیست کارهای من را نگاه نکنید؟ مطمئنا یک چیزی وجود دارد که کار من را تماشا می‌کنید.

وی در ادامه گفت: یک فیلم دیدید و خوش‌تان نیامده است. این مساله بزرگی نیست. زحمتی که در دل، گیسو، نیسان آبی و… کشیدم یکسان بوده است. من کم‌فروشی نکردم. ممکن است یک فیلم آن‌طور که انتظار داریم استقبال نشود. این به معنای کم‌فروشی من نیست. یک‌سری کامنت‌ها فحش و ناسزاست و سراغ ادبیاتی می‌روند که مشخص است طرف در چه خانواده‌ای است والا نقد خوب کارساز است. تمام نقدها و کامنت‌هایی که به ضرر من بوده به من کمک کرده است چون از برآیند 10 نقد درباره یک موضوع باید فکر کنید یک جایی اشکال دارد، ممکن است یکی با ادبیات محترمانه و یکی با فحش این نقد را بیان کند. نمی‌توان گفت نادیده می‌گیرم.

هادی اظهار داشت: وقت فیلمسازی اصلا به منتقد فکر نمی‌کنم. من فکر می‌کنم باید فیلم خوب بسازم. من برای منتقد فیلم نمی‌سازم. این برای من معنی ندارد. ابتدا برای حیثیت خودم سعی می‌کنم فیلم خوب بسازم. بعد برای مخاطب فیلم می‌سازم. برای من مهم نیست منتقد چه می‌گوید. معتقدم اگر منتقد آبرو داشته باشد منصفانه نقد می‌کند.

منوچهر هادی بیان داشت: “رحمان 1400″ شوخی جنسی داشت. نقدها را خواندم، کامنت داشتم که با زن و بچه فیلم را دیدیم و وسط فیلم از سالن بیرون آمدیم. قبول دارم یک صحنه‌هایی اشتباه بود. اشتباه این بود که ارشاد باید محدودیت سنی تعیین می‌کرد. با این حال “نیسان آبی” را با خانواده می‌توانید ببینید. نمی‌توان اصلا در آن شوخی نداشت، به نسبت سریال‌های کمدی یکی از سالم‌ترین سریال‌هایی است که با خانواده می‌توانید تماشا کنید. یکی 50 درصد شوخی جنسی دارد و یکی کمتر است. شوخی جنسی در کمدی خیلی مهم است. شوخی با مذهب، سیاست و… مهم است. به نظر شما کمدی به چه چیزی گفته می‌شود؟

منوچهر هادی درباره حواشی توقیف “رحمان ۱۴۰۰” گفت: اشکال اصلی از وزارت ارشاد است که باید محدودیت سنی تعیین کند و بگوید “رحمان…” اساسا نباید نمایش داده شود چون مشکلاتی دارد همان‌طور که یک‌سری از صحنه‌های فیلم را گفتند و ما حذف کردیم یا اینکه اصلا محدودیت سنی تعیین کنند. ابتدا تایید می‌کنند و بعد فیلم را توقیف می‌کنند. وقتی فیلم تولید شد وزیر ارشاد، رئیس سازمان سینمایی و… کدام‌شان پشت فیلم آمدند؟ از من شکایت کردند و احضاریه در منزل آمد که ارشاد از شما شاکی است. جرم من چه بود؟ اینکه قاچاق فیلم را شما بیرون داده‌اید. طرف شک کرده و از من شکایت کرده است؟ به جای اینکه پشت من بایستد و بگوید ما پروانه نمایش دادیم ولی فیلم شما توقیف شد و ضرر مالی بدهند، از من شکایت می‌کنند. این اشکال نیست؟ چون من فیلمی ساختم که دو درصد افراد ناراضی بودند. خودم از فیلم رحمان یکی دو درصد برخی از صحنه‌ها را راضی نبودم و اگر بخواهم دوباره بسازم این صحنه‌ها را تلطیف می‌کنم که الان در نیسان آبی کردم. شوخی جنسی را کم می‌کنم، نه اینکه اصلا نباشد. در ایران با هیچ کسی و با هیچ جایگاهی و با هیچ جایی نمی‌توان شوخی کرد. در نیسان آبی با صنف خود، خانه سینما شوخی کردیم و اصلاحیه خوردیم.

منوچهر هادی تاکید کرد: مگر می‌شود شما فیلم بسازید و هر طور می‌خواهید پخش کنید؟ همه جای دنیا هم وجود دارد. اینکه به فیلم من مجوز می‌دهید و بعد توقیف می‌کنید و بعد خود را کنار می‌کشید و حتی از من شکایت می‌کنید قدری عجیب است. من می‌گویم باید نظارت باشد و خیلی جاها سازنده است، خیلی از فیلمنامه‌هایم را به ارشاد دادم و رد شده است، بعد از چند سال آن فیلمنامه را خواندم و با خود گفتم خوب شد نساختمش! نکاتی که آن زمان به من گفتند درست بوده است. خیلی فیلم‌ها را ساختم و بعد در شورای پروانه ساخت جلسه گذاشتم و بحث کردیم و اصلاحیه انجام دادیم و نتیجه مثبت بوده است. ولیکن پروانه ساخت و پروانه نمایش به من می‌دهید و وقتی فیلم توقیف می‌شود کنار می‌کشید جای تعجب است. روزی که رحمان توقیف شد پشت در اتاق آقای انتظامی رئیس سینما رفتیم، از ساعت 10-9 صبح تا 4 بعد از ظهر منتظر بودیم و اصلا ما را ندید. در صورتی که شما باید پیگیری کنید و تماس بگیرید و از من به‌عنوان فیلمساز و تهیه‌کننده عذرخواهی کنید چرا فیلمی که به شما مجوز دادیم به هر دلیلی توقیف شده است. ما را در اتاق خود راه ندادند. اینها بد است. من نمی‌گویم فیلم من بی‌غلط بوده و چرا توقیف شده است، توقیف شده، حتما دلایلی داشته است، حالا یا من قانع می‌شوم یا نمی‌شوم. پایبند مقررات هستم، پایبند قانون جمهوری اسلامی هستم، پایبند ارشاد هستم ولی ارشاد هم اگر مجوزی به من می‌دهد باید از من حمایت کند حتی اگر مقصر باشم. باید پای فیلمساز خود بایستد. در سال چند فیلم توقیف می‌شود؟ هر 5 سال شاید یکی دو فیلم توقیف شود. آن وقت من را به اتاق خود راه ندهید، فیلمی که مجوز نمایش گرفته و روی پرده سینما بوده است. رسوایی این برای مدیر است تا من! اگر در وسط فیلم، به خاطر عدم صلاحیت فیلم را از من بگیرند آبروی من می‌رود.

این کارگردان درباره پیشنهادات کاری خودش بیان داشت: مهدی آذرپندار[از مدیران سابق شبکه سه که اخیرا سرپرست انجمن سینمای جوان شده] با من تماس گرفت که تلویزیون کار کنم. برای علی فروغی فیلم ساختم و رفتار خوبی داشته است. یک سریال برای شبکه سه ساختم و جلسات خوبی با آقای فروغی درباره کار خودم داشتم. اینکه دیدگاه ایشان چیست و به چه چیزی اعتقاد دارد و از کجا آمده به من ربطی ندارد. به‌عنوان مدیر شبکه می‌گویم؛ یک سریال ساختم و تعاملات خوبی داشتیم.

هادی در ادامه گفت: پولی که در نمایش خانگی می‌گیرم در تلویزیون از نصف کمتر می‌گیرم. همان انرژی هم می‌گذارم و حتی کار برای من سخت‌تر می‌شود. به من در تلویزیون تا نصف شبکه خانگی هم می‌دهند. رقم خوبی می‌شود و هرکسی از این رقم نمی‌گذرد. من گفتم به‌خاطر مردم می‌سازم و این کار را می‌کنم. کاری را با شبکه سه مصوب کردیم ولی الان جلوی آن را گرفتند تا مدیران جدید بیایند و دوباره مطرح شود. یک کار با خانم زینب تقوایی و یک کار با آقای جواد فرحانی است. هر دو را مذاکره می‌کنیم و دوست دارم به‌خاطر مردم یک بار دیگر با تلویزیون کار کنم. می‌دانم اذیت می‌شوم ولی شرایط تلویزیون همین است. محدودیت در سینما کمتر است، در تئاتر خیلی کمتر است، چون مخاطب کمتر است. در نمایش خانگی به نسبت سینما محدودیت‌ها بیشتر است، چون مخاطب بیشتر است ولی در تلویزیون این محدودیت‌ها خیلی زیاد است. باید اینطور باشد ولی می‌توان قدری تجدیدنظر اساسی درباره هر سه مورد شود که هم شأن و شرافت انسانی حفظ شود و هم آدم‌های مختلفی که می‌خواهند در تلویزیون فیلم ببیند، رضایت داشته باشند و هم در جاهایی محدودیت‌ها زیاد است و سلیقه‌ای برخورد می‌شود و طبق قوانین نیست.

هادی پیرامون ممیزی در ساترا گفت: در مورد “نیسان آبی” خودم هم باتجربه‌تر شدم و به سمت‌وسویی نرفتم که ممیزی بخورم ولی ساترا انصافا با ما خوب برخورد کرد، هرچند فیلم من کم‌دردسر برای ممیزی بود ولی ساترا تعامل زیبایی کرد. جلسه برای اصلاحیه‌ها می‌گذارند و گفت‌وگو و تعامل می‌کنیم. انصافا برخورد خوبی می‌کنند. برای قسمت یک، یک دیالوگ بود که صدا را عوض کردیم. بعدها هم فقط گفتند قدری رقص‌ها را تعدیل کنید. ما هم کم کردیم و لطمه نخورد. در نیسان آبی ساترا برخورد خوبی با ما داشت و من راضی هستم.

منوچهر هادی درباره آینده فعالیت کارگردانی خود گفت: فرد تجربه‌گرایی هستم و ریسک می‌کنم. فیلمسازی داریم که فرصت ریسک کردن دارد و نمی‌کند. یک مدل و یک ژانر می‌سازد و در آن عالی است. من آدم بی‌قراری هستم و دوست دارم تجربه کنم. نه اینکه بسازم و پول دربیاورم. از ابتدا هم پول داشتم و نیازی به پول درآوردن نداشتم(!!!) ولی دوست دارم تجربه کنم. برای تلویزیون، تئاتر، سینما، شبکه‌های مختلف و ژانرهای مختلف ساختم. خیلی از کارگردانان این کار را نمی‌کنند. بیشتر مرا می‌شناسند و چون انتظار دارند بیشتر نقد می‌شوم.




انتقاد رضا مقصودی از کیفیت کارگردانی منوچهر هادی⇐”سالوادور…”ی که من نوشتم زمین تا آسمان متفاوت بود با فیلمی که ساخته شد!!/اصلا از “سالوادور…” راضی نیستم و حال خوبی با آن ندارم

سینماروزان: “من سالوادور نیستم” از جمله کمدی‌های پرفروش ده سال اخیر سینماها بوده است و علاوه بر اکران عمومی به هنگام عرضه فیلم در شبکه خانگی نیز فروشی بالا برایش رقم خورد.

“سالوادور…” را منوچهر هادی براساس فیلمنامه رضا مقصودی ساخت ولی علیرغم اقبال مخاطبان، مقصودی از نتیجه کارگردانی هادی راضی نیست و سالها بعد از اکران همچنان از این همکاری گله دارد.

رضا مقصودی که خودش سابقه کارگردانی یک کمدی با عنوان “خجالت نکش” را داشته با نقد کیفیت “سالوادور…” به “فرهیختگان” گفت: “من سالوادور نیستم” را امیرپروین حسینی به همراه منصور سهراب‌پور تهیه‌ کرده که من با حسینی، “خجالت نکش” را کار کردم؛ هر دو فیلمنامه را من نوشتم ولی “سالوادور…” جزء کارهایی است که من اصلا از آن راضی نیستم و حال خوبی با آن فیلم ندارم. در‌صورتی‌که فکر می‌کنم اگر خودم می‌ساختم اتفاق خوبی رخ میداد!!

مقصودی که مشغول ساخت یک سریال برای تلویزیون است ادامه داد: اگر “سالوادور” را خودم می‌ساختم خیلی متفاوت می‌شد چون فیلمنامه کار زمین تا آسمان متفاوت بود با فیلمی که هادی ساخت، شک نکنید. طبیعی هم هست. یک فیلمنامه را به 10 کارگردان بدهید، 10 فیلم متفاوت دریافت می‌کنید. دلیل رفتن من به عرصه فیلمسازی هم همین بود یعنی می‌خواستم در زمینه سینما کار و تالیف خود را به نهایت برسانم و تمام کنم. فکر می‌کنم کاری که الان دوست دارم انجام می‌دهم… فکر می‌کنم اگر «خجالت نکش» را شخص دیگری می‌ساخت، از این کارگردانانی که فیلم کمدی می‌سازند این را می‌ساختند، این‌طور نمی‌شد. فکر می‌کنم خیلی بد می‌شد!




«دل» رکورد «هیولا» را زد!

سینماروزان: با گذشت تنها سه روز از انتشار سریال “دل” رکورد تازه‌ای در تماشای آنلاین سریال‌های شبکه نمایش خانگی به ثبت رسید.

با گذشت سه روز از انتشار قسمت اول سریال «دل»، میزان تماشای آنلاین این سریال با ثبت رکورد تازه‌ای خبرساز شد.

این آمار که با مقایسه‌ی مجموع دقایق تماشا در سه روز اول انتشار سریال‌ها بررسی شده، نشان می‌دهد که میزان تماشای سریال «دل» رکوردی بیشتر از دوبرابر سریال «هیولا» را به ثبت رسانده است. به این ترتیب که «دل» با ۱۳ میلیون و ۴۴۰ هزار دقیقه، «هیولا» با ۶ میلیون و ۲۰ هزار دقیقه و «مانکن» با ۵ میلیون و ۸۷۰ هزار دقیقه، رتبه‌های اول تا سوم تماشا در ۷۲ ساعت ابتدایی انتشار قسمت اول يك سريال را به خود اختصاص داده‌اند.

«دل» به کارگردانی منوچهر هادی و تهیه کنندگی جواد فرحانی با پشت سر گذاشتن «هیولا»، به پرمخاطب‌ترین سریال شبکه نمایش خانگی در سه روز اول انتشار تبدیل شده است و پیش‌بینی می‌شود این رکورد شکنی با ادامه انتشار سریال به ثبت آمارهای شگفت انگيز تازه‌‌ای منجر شود.

حامد بهداد، ساره بیات، یکتا ناصر، کوروش تهامی، سعید راد، بیژن امکانیان، افسانه بایگان، نسرین مقانلو، مهدی کوشکی، علی سخنگو، مهراوه شریفی نیا، لیلا زارع و بهرام افشاری بازیگران سریال «دل» هستند که گروه نویسندگان آن را هم بابک کایدان و میثم کایدان تشکیل می‌دهند.




پرسش یک رسانه اصولگرا از مصطفی کیایی⇐چرا در “مطرب” حتی از خالتورهای تولیدی پویافیلم هم عقب‌تری؟؟

سینماروزان: مصطفی کیایی که تجربه تولید آثاری قابل اعتنا همچون “خط ویژه”، “ضدگلوله” و “چهارراه استانبول” را در کارنامه دارد در تازه‌ترین فیلمش “مطرب” به دام نوعی تجاری‌سازی سطحی افتاده که انتقاد بسیاری از دوستداران آثارش را موجب شده.

مساله بر سر روی آوردن کیایی به سینمای گیشه نیست بلکه مساله بر سر عدم رعایت چارچوب‌های اولیه تولید در چنین نوع سینمایی است.

روزنامه اصولگرای “جوان” در تحلیلی بر سینمای تجاری این سالها به بررسی چرایی افتادن کیایی در دام سطحی‌سازی پرداخته است.

متن تحلیل “جوان” را بخوانید:

جریان فیلمسازی تجاری در سالهای اخیر به ورطه تولید کمدی-موزیکال‌هایی افتاده که بیش از آن که وامدار کمدی‌های کلاسیک یا موزیکال‌های کالت باشند به واریته‌هایی بدل شده‌اند مشتمل بر مقادیری بشکن و بالابنداز و شوخی‌های اروتیک کلامی.

اگر تا یک دهه قبل فقط دو تا سه دفتر تولید حوالی چهارراه استانبول بودند که مبادرت به تولید چنین آثار خالتوری می‌کردند در پنج سال اخیر حتی برخی از فیلمسازانی که مدعی اندیشه‌ورزی بوده و تا شورای مرکزی صنف کارگردانان هم راه یافته‌اند هم به سراغ این سبک فیلمسازی رفته‌اند.

توجیه این جماعت، شکست تجاری آثار اندیشمندانه‌شان است بی آن که حواسشان باشد اگر با هر شکستی، کارگردان بخواهد وادهد و مسیری را برود که مورد انتقاد قبلتر خودش بوده، طبیعی است که هیچ پیشرفتی در کارنامه‌شان رخ نخواهد داد.

منوچهر هادی از جمله سینماگرانی است که بعد از شکست فیلمهایی خوش ساخت نظیر “زندگی جای دیگریست” و “کارگر ساده نیازمندیم”، به دام خالتورسازی افتاد و به “سالوادور…” و “رحمان۱۴۰۰” رسید.

مصطفی کیایی دیگر سینماگری است که با وجود داشتن تجربه‌هایی قابل اعتنا مثل “خط ویژه”، “ضدگلوله” و “چهارراه استانبول” مسیر خالتورسازی را پیش گرفته و “مطرب” را ساخته که بلحاظ کیفی حتی از خالتورهای تولیدی پویافیلم هم عقب‌تر است. چرا؟

هم منوچهر هادی و هم مصطفی کیایی تلاش برای بازگشت مالی و ماندن در کورس کارگردانی را عامل این تغییر مسیر دانسته‌اند ولی سوال آنجاست که چرا حتی برای تغییر مسیر به سینمای تجاری، فیلمهایی آبرومندتر تولید نکرده‌اند؟

سینمای ایران تجربیات امثال داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی را پیش‌رو دارد که حتی وقتی به سمت سینمای تجاری آمدند فیلمهایی مانند “اجاره نشینها” یا “سگ کشی” را ساختند که نه فقط در زمان خود که در دهه‌های بعد همچنان مخاطب‌پسند و سرپا باقی ماندند.

در گونه استراتژیک هم قله‌ای به نام ابراهیم حاتمی‌کیا را داریم که حتی سیاسی‌ترین موضوعات را هم به‌گونه‌ای مخاطب‌پسند دراماتیزه می‌کند تا بتواند هم استانداردهای سینمایی را ارتقا دهد و هم مخاطب را به سینماها بکشاند.

چرا کارگردانان جوان مدعی اندیشه‌ورزی، چنین الگوهایی را برای سودآوری در گیشه‌ها لحاظ نمی‌کنند و به‌جای کار بر روی کمدی‌-موقعیت‌های استاندارد و جذاب به سمت ساده‌ترین کار که خالتورسازی است می‌روند؟؟

اساسا اگر بنا باشد هر شکست تجاری مقدمه‌ای باشد برای خالتورسازی چرا این همه نهاد و ارگان دولتی و شبه‌دولتی به نام حمایت از سینماگران مشغول دریافت بودجه‌های میلیاردی هستند؟؟ آیا بهتر نیست برای امتداد حرکت امثال کیایی و هادی در مسیری پالوده هم که شده، به هنگام شکست تجاری، همین ارگانها باشند که به یاری‌شان بشتابند تا به دام “مطرب” و “رحمان…” نیفتند؟؟




ادعاهای تازه کارگردان فیلم مملو از شوخیهای اروتیک “رحمان1400″⇐حوزه هنری تمام پلانهای دارای “حرکت بدن” را حذف کرد ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!/یک نسخه خلاف آنچه موردنظر ارشاد است در سینماها نبود!!⇔پرسش اول: منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟/پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع است؟/پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟

سینماروزان: علیرغم از پرده پایین آمدن “رحمان1400” بخاطر تفاوت نسخه مجاز با نسخه اکران و روی پرده رفتن “تگزاس2” بجای این فیلم همچنان ادعاهای شگفت سازنده “رحمان…” است که در کانون توجه قرار میگیرد.

منوچهر هادی کارگردان “رحمان1400” در تازه ترین گفتگویش با “هفت صبح” مدعی شده عین همان نسخه مجاز ارشاد را اکران کرده است!! هادی گفت: ما همه اصلاحیه ها را انجام دادیم و تعدیلها را اعمال کردیم و حتی وقتی هجده فروردین درخواست تعدیل بیشتر داشتند ما همراهی کردیم. از این تاریخ تا 25 فروردین که فیلم توقیف شد یک نسخه خلاف آنچه مدنظر ارشاد است در سینماها نبود!!!

منوچهر هادی با اشاره به ممیزیهای وارده از سوی حوزه به فیلمش گفت: حوزه هنری گفته بود تمام پلانهایی که بازیگر “حرکت بدن” دارد را باید حذف کنید ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!

ادعاهای تازه کارگردان “رحمان…” پرسشهایی مختلف را برای مخاطبان ایجاد میکند:
 
پرسش اول. آیا منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله چندباره آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟

پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع بوده و این حوزه هنری بوده که باید این پلانها را ممیزی میکرده؟؟
 

پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟
 




ادعاهای کارگردان و درخواست سازندگان “رحمان1400” بعد از توقیف بخاطر عدم اعمال اصلاحیه های ارشاد و روی پرده فرستادن فیلمی متفاوت با نسخه مجاز: در ارشاد کسی تصمیم گیرنده نیست!/تصمیمات جای دیگری گرفته میشود و ایشان فقط ابلاغ میکنند!!/هیچکس برای فیلمش تشویق نمیشود ولی تنبیه چرا!!/وزیر ارشاد رفع ابهام کند/تهیه کنندگان و کارگردانان از ما حمایت کنند⇔پرسش اول: اگر ارشاد تصمیم گیرنده نبود چگونه یک ماه با پروانه نمایش ارشاد نسخه غیرمجاز فیلمتان روی پرده ماند؟/پرسش دوم: رک و راست بگویید آن “جای دیگر” کجاست و چرا دستور به توقیف فیلمتان داده؟/پرسش سوم: تشویق برای چه؟ برای روی پرده فرستادن فیلمی مغایر با نسخه مجاز که پر شده بود از مصادیق اروتیک؟/پرسش چهارم: وزیر ارشاد از چه رفع ابهام کند؟ چگونگی اکران یک ماهه فیلمی متفاوت با نسخه مجاز؟/پرسش پنجم: کارگردانان و تهیه کنندگان از چه حمایت کنند؟ بی قانونی صورت گرفته در نتیجه عدم اکران نسخه مجاز و جازنی با نسخه غیرمجاز؟؟

سینماروزان: توقیف “رحمان1400” بخاطر عدم اعمال اصلاحیه های ارشاد و روی پرده ماندن یک ماهه نسخه غیرمجاز صورت گرفت و در شرایطی که بسیاری انتظار داشتند سازندگان فیلم اعم از علی سرتیپی تهیه کننده، منوچهر هادی کارگردان و جواد نوروزبیگی مجری طرح،  مراتب عذرخواهی خود را به خاطر روی پرده فرستادن نسخه ای غیرمجاز اعلام کنند ولی نه تنها این اتفاق نیفتاده که شاهد موضع طلبکارانه سازندگان هم هستیم.

منوچهر هادی کارگردان “رحمان1400” در متنی اجتماعی در واکنش به توقیف نوشت: دومین فیلم پر فروش تاریخ سینما(؟؟!) بدون هیچ پاسخ قانع کننده ای توقیف شد که دو هفته قبل در شهر قم این اتفاق افتاده بود. ممنون از مدیران سینمایی که کاری از دستشان بر نمی آمد ولی تلاششان را کردند چون کلا در ارشاد کسی تصمیم گیرنده نیست و تصمیمات از جای دیگری گرفته می‌شود. ایشان فقط ابلاغ می‌کنند. هیچ گاه کسی برای فیلمش تشویق نمی‌شود ولی تنبیه چرا و توقیف چرا؟؟

به دنبال آن سازندگان “رحمان1400” هم در بیانیه ای آوردند: با توجه به توقیف فیلم «رحمان ۱۴۰۰» که بدون دلیل کافی صورت گرفت از وزیر محترم ارشاد تقاضا می‌کنیم که ورود پیدا کرده و در جلسه ای رفع ابهام کنند. ضمناً از کانون محترم کارگردانان و شورای عالی تهیه کنندگان درخواست می‌نمائیم بخاطر دفاع از سینما به بهانه این فیلم حمایت و اعتراض خود را اعلام کنند تا در آینده از این قبیل تصمیمات عجولانه که به ارشاد تحمیل میشود برای هیچ فیلمی گرفته نشود و «رحمان ۱۴۰۰» که با استقبال خوبی روبرو شده و توانسته در این شرایط جامعه، خنده را به صورت بینندگان بنشاند، بتواند به اکران قانونی خود ادامه دهد!!

پرسش اول منتج از ادعاهای منوچهر هادی آن است که اگر ارشاد تصمیم گیرنده نبود چگونه یک ماه با پروانه نمایش ارشاد نسخه غیرمجاز فیلمتان روی پرده ماند؟

پرسش دوم خطاب به هادی آن است که رک و راست بگوید آن “جای دیگر” کجاست و چرا دستور به توقیف فیلمش را داده؟؟
 

پرسش سوم آن است که منوچهر هادی چرا انتظار تشویق دارد؟ تشویق برای چه؟ برای روی پرده فرستادن فیلمی مغایر با نسخه مجاز که پر شده بود از مصادیق اروتیک؟

پرسش چهارم ناظر به بیانیه سازندگان فیلم است که توقیف را بدون دلایل کافی میدانند و از وزیر ارشاد تقاضای رفع ابهام میکنند!! وزیر از چه رفع ابهام کند؟ چگونگی اکران یک ماهه فیلمی متفاوت با نسخه مجاز؟ یعنی سازندگان هنوز درنیافته اند که بخاطر روی پرده فرستادن فیلمی مغایر با نسخه مجاز توقیف شده اند؟
 

پرسش پنجم درباره تقاضای سازندگان از همکاران مبنی بر حمایت از ایشان است؟ کارگردانان و تهیه کنندگان از چه حمایت کنند؟ بی قانونی صورت گرفته در نتیجه عدم اکران نسخه مجاز و جازنی با نسخه ای مملو از اشارات جنسی؟؟
 




نام این اقدام، نان قرض دادن است یا ترویج فرهنگ کتابخوانی؟⇐منوچهر هادی در فیلمهایش به گلزار نقشهای ویژه می‌دهد!/گلزار در مسابقه‌اش به هادی و همسرش جایزه 100 میلیونی می‌دهد!

سینماروزان: در یکی از برنامه های اخیر مسابقه «برنده باش» که به تازگی از شبکه سه سیما پخش می‌شود منوچهر هادی و همسرش یکتا ناصر که با مجری این مسابقه یعنی محمدرضا گلزار در سریال «عاشقانه» و فیلم سینمایی «آینه بغل» همکاری کرده بودند حاضر شدند و در نهایت برنده جایزه ۱۰۰ میلیون تومانی این مسابقه شدند؛ بماند که گلزار در فیلم در حال تولید منوچهر هادی با نام «رحمان 1400» هم نقشی ویژه دارد!!

به گزارش سینماروزان و به نقل از «جوان آنلاین» حال سوالی که اینجا برای مخاطبان این برنامه پیش می‌آید این است که آیا حضور این زوج که با آثار سینمایی و تولیدات شبکه نمایش خانگی خود به ثروت و شهرت قابل توجهی رسیده‌اند چه ضرورتی برای شرکت در این مسابقه داشته که این زوج هم بتوانند در نهایت با چند سوال ساده و پیش پا افتاده ۱۰۰ میلیون تومان پول ناقابل را کاسب بشوند!

درست همین چند هفته پیش بود که جت الاسلام و المسلمین حسینی قمی با حضور در برنامه سمت خدا شبکه سوم سیما با اشاره به نقل قول رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال ۱۳۸۳ در دیدار با مسئولان فرهنگی از سید قطب گفت: مقام معظم رهبری از قول سید قطب فرمودند؛ “به یکی از کشور‌های اروپایی رفتم و دیدم بر سر در کلیسایی نوشتند امشب اینجا برنامه رقص و شادی است. گفتم؛ «مگر می‌شود در کلیسا چنین برنامه‌ای باشد؟» رفتم دیدم بله بود. این عذر پذیرفته نیست که ما پخش می‌کنیم تا مردم از پای ماهواره بلند شوند. اگر سوء است و درست نیست چه فرق می‌کند من پخش کنم یا رقیب من، در هر صورت بد است، چرا من پخش کنم. وی در این برنامه افزود: از جمله سرگرمی‌ها مسابقات است. مسابقات خوب است منتها باید مراقب بدآموزی قولی و عملی در آن‌ها بود. یک روز دیدم در یک برنامه تلویزیونی، پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند، برای اینکه به چند سؤال جواب داد، این سرگرمی خیلی جالبی نیست، ممکن است بگویند این کار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راه بهتر انجام دهید. این راه ضرر دارد. عده‌ای که این‌گونه مسابقات را نگاه می‌کنند بی‌منطقی به ذهنشان می‌رسد و از این بی‌منطقی سوء استفاده می‌کنند.

حالا با وجود تاکیدات مقام معظم رهبری آن هم در شرایطی که عده‌ای از مردم برای تهیه نان شب با انبوهی از مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند چگونه می‌شود افرادی خاص و سلبریتی روی موج شانس و قرعه کشی برای مردم ذهنیت سازی کنند و عده‌ای هم در برنامه‌های خود با قراردادن جایزه‌های بزرگ، جذب مخاطب کنند.

وقتی برنامه (مسابقه‌ای) به نام «برنده باش» با شعار مطالعه و فرهنگ سازی در شبکه سه سیما قد علم می‌کند مردم با رویکردی متفاوت منتظر اتفاقی خاص و خوب بودند، برنامه‌ای که با اجرای «محمدرضا گلزار» بازیگر سینما، خواننده، مدل و… هر هفته در شبکه سه سیما پخش می‌شود. این برنامه که حامی مالی بیرونی دارد به تقلید از مسابقه مشهور «میلیونر شو» که نمونه جهانی دارد نوعی مسابقه اطلاع عمومی است و فرد حاضر در مسابقه به سوالاتی پاسخ می‌دهد که هرکدام از ارزش ریالی خاصی برخوردار است.
حالا که چند قسمت از این برنامه که گذشته بازهم به یک نتیجه رسیدیم «فریب مجدد مردم توسط سلبریتی ها». آنچه در این مسابقه اصلادیده نمی‌شود ربطش به کتاب و کتابخوانی است. این برنامه کجایش به فرهنگ مطالعه و کتابخوانی ارتباط دارد؟ یک سری سوالات اطلاعت عمومی و پیش پا افتاده که مشابه اش در مسابقات تلویزیونی در طول این سال‌ها به وفور در رسانه ملی دیده شده است. نمونه خوب و خاطر انگیزه اش مسابقه هفته با اجرای مرحوم منوچهر نوذری بود.
حال از این نقد که بگذریم به مسئله مهمتری بر میخوریم که افراد و شرکت کنندگان در این مسابقه از چه کانالی برای حضور در این ضیافت میلیونی دعوت می‌شوند؟ آیا از میان مردم عادی و اهل مطالعه انتخاب شده‌اند؟ آیا از میان دانشجویان مناطق محروم دعوت شده‌اند؟ آیا از دانش آموزان استعداد‌های درخشان دعوت شده‌اند؟ آیا از برگزیدگان مسابقات کتابخوانی تعیین شده‌اند؟ و هزاران آیا دیگر…
پاسخ تمام سوال‌های بالا خیر است چرا که ما توقع زیادی داریم و بازهم فریب خورده‌ایم. مخاطب برنامه ناگهان شاهد چهره‌هایی نام آشنا و تعجب برانگیز هست. چراکه سوژه‌های مدنظر ما جذابیت ندارند. مردم برای مردم جذابیت ندارند و باید حتما از چهره‌های هنری در برنامه‌ها استفاده شود.
منوچهر هادی و همسرش یکتا ناصر که در دو کار سریالی و سینمایی با حضور گلزار مجری مسابقه برنده باش فروشی بسیار مطلوب را تجربه کرده‌اند در برنامه گلزار حاضر می‌شوند و جایزه ۱۰۰ میلیونی را از آن خود می‌کنند. فرهنگ نان قرض هم دادن در این جماعت از قدیم مرسوم بوده است، ولی این پرسش اینجا طرح می‌شود که چرا این مسابقه و جایزه اش باید برای این افراد باشد؟
پاسخ به این سوال را باید متولیان امر و مدیران شبکه ۳ بدهند. همزمان در شبکه‌ای دیگر مسابقه‌ای مشابه پخش می‌شود و در آن آقای بازیگر مجری به زیبایی جوان نیازمندی را که خودش ابراز می‌کند به پول مسابقه نیاز دارد تا بتواند ازدواج کند را فریب می‌دهد تا گزینه درست خود را با گزینه نادرست مجری تعویض کند بعد هم با افتخار از این کار غیر اخلاقی خود نام می‌برد.
در پایان باید گفت هزاران نفر می‌توانند جای این زوج ثروتمند باشند که با پاسخ به سوالات برنده میلیون‌ها تومان شوند و به زخمی از زندگی خود بزنند. باید به آقای گلزار گفت نه تنها برنامه شما عاملی برای بالا رفتن سطح مطالعه نیست بلکه بیشتر به یک دورهمی و گعده رفاقتی شبیه است.