نامه نرگس آبیار به اعضای آکادمی اسکار: کشته شدن زنان و کودکان را نمی‌بینید؟/چرا خاموشید؟

سینماروزان: نرگس آبیار کارگردان ایرانی و عضو رسمی آکادمی اسکار، در نامه‌ای که خطاب به اعضای این آکادمی ارسال کرد از آنها خواست سکوت خود را نسبت به جنگ علیه ایران و کشته شدن کودکان و زنان بشکنند و به این موضوع اعتراض کنند.

آبیار همچنین خواستار توجه جامعه هنری جهان به آنچه «فجایع انسانی ناشی از حملات نظامی به ایران» خوانده، شد.

کارگردان فیلم شیار ۱۴۳ در این نامه با اشاره به آغاز حملات از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تاکید کرد: اقدامات نظامی آمریکا و اسراییل علیه ایران منجر به کشته شدن هزاران نفر، که عمدتاً غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان هستند، شده است.

وی همچنین به گزارش‌هایی از نهادهایی مانند سازمان بهداشت جهانی و منابع خبری بین‌المللی اشاره کرد و از وقوع حوادثی چون حمله به یک مدرسه ابتدایی در شهر میناب که باعث جان باختن بیش از ۱۸۰ کودک ۶ تا ۱۱ ساله شده است، خبر داد.

نامه نرگس آبیار به اعضای آکادمی اسکار: کشته شدن زنان و کودکان را نمی‌بینید؟/چرا خاموشید؟
نامه نرگس آبیار به اعضای آکادمی اسکار: کشته شدن زنان و کودکان را نمی‌بینید؟/چرا خاموشید؟

این کارگردان ایرانی در ادامه، هدف متجاوزان را از حملات اخیر « ادعای جلوگیری از برنامه هسته‌ای ایران» عنوان کرد و افزود: اما امریکا و اسرائیل در ایران علاوه بر برخی از اهداف نظامی، حملات سازمان‌دهی شده‌ای را علیه زیرساخت‌های غیرنظامی از جمله خانه‌های مسکونی، بیمارستان‌ها، دانشگاه‌ها و پالایشگاه‌ها و نیروگاه‌های برق و ساختمان‌های دولتی را آغاز کرده‌اند.

آبیار در پایان از اعضای آکادمی اسکار خواسته است مقابل این فجایع انسانی سکوت نکنند و با  استفاده از ظرفیت‌های هنری و رسانه‌ای خود و بازتاب آن، نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند و این اقدامات را محکوم کنند تا جنگی که علیه ایران آغاز شده است، پایان یابد و غیرنظامیان کمتری مورد هدف قرار بگیرند.




همراهی نرگس آبیار با کارگردان چینی در فیلم تاریخی «چانگ‌آن، شی‌آن»

سینماروزان: نرگس آبیار کارگردانی که اخیرا دو سریال اقتباسی سووشون و بامداد خمار را در شبکه خانگی داشته است در همکاری با یک کارگردان چینی فیلمی با عنوان «چانگ‌آن، شی‌آن» را به جشنواره جهانی فجر ارائه داده.

«چانگ‌آن، شی‌آن» فیلمی ساخته کارگردان چینی ژانگ ژونگ با فیلمنامه‌ای از نرگس آبیار است که در بخش جلوه‌گاه شرق جشنواره جهانی فجر به نمایش در می‌آید.

داستان این فیلم تاریخی در دهه ۱۹۶۰ میگذرد؛ گروه‌های کمک‌رسان برای آبادانی بیابان‌های سین‌کیانگ می‌آیند. دهه‌ها بعد، نسل جدید با بحران پنبه روبرو می‌شود و در این بین تلاش یک مرد برای کمک به همنوعان، میراثی از امید و پایداری میان نسل‌های بعد به جا می‌گذارد.

ساو جان، آلیما، چن سی‌سی، آلیا مکلایبای، بانسیله بازیگران فیلم هستند.

این فیلم محصول مشترک ایران و چین است. شی جیا تهیه‌کنندگی فیلم را برعهده دارد.

 




«شبی که ماه کامل شد» به هند رفت/ آبیار: خوشحالم که سینمای ایران مورد توجه هندی‌ها قرار گرفت

سینماروزان: رویداد سه روزه فرهنگی «نمایش فیلم ایرانی و انتقال تجربه» با حضور کارگردان شناخته‌شده ایرانی، نرگس آبیار، هفتم تا نهم نوامبر در شهر حیدرآباد هند برگزار شد.

 

این رویداد که با دعوت از سوی انجمن مووینگ ایمیجز (Moving Images) برگزار شد، فرصتی برای معرفی نسل جدید فیلمسازان، کارگردانان و بازیگران ایرانی به مخاطبان هندی فراهم کرد و با استقبال گرم اهالی سینما و علاقه‌مندان هنر همراه بود.

 

در اولین روز این رویداد که روز جمعه ۷ نوامبر (۱۶ آبان) بود، فیلم تحسین‌شده «شبی که ماه کامل شد» به کارگردانی نرگس آبیار اکران شد. این فیلم که بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده و در ایران و عرصه بین‌المللی بسیار مورد توجه قرار گرفته است، با حضور کارگردان برای مهمانان ویژه‌ای از جمله اهالی سینما، علاقه‌مندان هنر، اعضای کمپانی فیلم تلگو، نمایندگان اتاق بازرگانی فیلم تلانگانا (TFCC)، سیاستمداران دولت محلی، رسانه‌ها و دیپلمات‌های شاخص مانند سرکنسول ترکیه و سرکنسول افغانستان در حیدرآباد به نمایش درآمد.

 

هدف اصلی این رویداد که توسط انجمن موینگ ایمیجز، یکی از فعال‌ترین باشگاه‌های فیلم در حیدرآباد با سابقه‌ای ۲۰ ساله در ترویج سینمای جهانی، سازمان‌دهی شده است، معرفی استعدادهای نوظهور سینما به جامعه هنری هند است.

 

نرگس آبیار، نویسنده، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی که با آثاری چون «شیار ۱۴۳»، «نفس»، «شبی که ماه کامل شد» و «ابلق» شهرت جهانی یافته است، به عنوان مهمان ویژه دعوت شده بود تا تجربیات خود را با مخاطبان به اشتراک بگذارد.

 

در میان مهمانان شاخص این رویداد، چهره‌هایی چون گورجیت سنگه (مدیرعامل و بنیان‌گذار رویدادهای FRL)، سومن تالوار (بازیگر سینما)، میر علی حسن شهریار (نایب‌رئیس اتاق بازرگانی فیلم تلانگانا)، ک. ک. رادها موهان (تهیه‌کننده سینما)، آشوک کمار هارکارا (دبیر باشگاه فیلم Moving Images) و فایسی هیلی (بنیان‌گذار کمپانی Moving Images) حضور داشتند.

 

این مهمانان پس از تماشای فیلم «شبی که ماه کامل شد»، آن را «عمیق و در عین حال شوکه‌کننده» توصیف کرده و تأکید کردند که کارگردانی این اثر توسط یک بانوی هنرمند، برای مخاطبان هندی الهام‌بخش است.

 

سومن تالوار، بازیگر شناخته‌شده سینمای هند در این باره گفت: این فیلم نه تنها یک داستان واقعی را روایت می‌کند، بلکه لایه‌های عاطفی و اجتماعی عمیقی را کاوش می‌کند که با فرهنگ ما همخوانی دارد.

 

نرگس آبیار نیز در گفت‌وگو با رسانه‌های حاضر در این رویداد اظهار کرد: خوشحالم که سینمای ایران فرصتی برای گفت‌وگو با مخاطبان و فعالان سینمای هند پیدا کرده است. این رویداد پلی برای تبادل فرهنگی است و امیدوارم در آینده همکاری‌های بیشتری بین سینماگران ایرانی و سینماگران هند شکل بگیرد.




شرح یک عشق دل‌گداز/ آنونس سریال “بامداد خمار” با بازی ترلان پروانه، نوید پورفرج، علی مصفا و… منتشر شد+ویدئو 

سینماروزان/مهدی فلاح: آنونس رسمی سریال «بامداد خمار» اثر تازه نرگس آبیار منتشر شد.

 

این سریال که محصول پلتفرم شیدا است؛ بر اساس رمان «بامداد خمار»، از پرمخاطب‌ترین و پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر ایرانی نوشته فتانه حاج سیدجوادی تولید شده است.

 

ترلان پروانه، نوید پورفرج، رزیتا غفاری، کاظم هژیرآزاد، علی مصفا، حمید صفت، علی مصفا، رضا کیانیان، احترام برومند، گلاب آدینه، بهناز جعفری، لاله اسکندری، مرجانه گلچین ، گلاره عباسی،

پریوش نظریه و بهنوش بختیاری و… در این سریال به ایفای نقش می‌پردازند.

 

داستان “بامداد خمار” داستان عشق محبوبه دختری اعیانی به یک شاگرد نجار با نام رحیم است‌. عشقی دل‌گداز که گرچه به وصال می‌انجامد اما اخراج محبوبه از خانواده و دردسرهای دیگر را در پی دارد…

برای تماشای آنونس سریال “بامداد خمار” اینجا را ببینید.




جلوی اسراف را بگیرید/استناد نرگس آبیار به “قرآن” برای صدور مجوز اکران فیلم “قاتل و وحشی”!

سینماروزان: بالاخره بعد از مدتها شل‌کن سفت‌کن حول نمایش فیلم توقیفی “قاتل و وحشی”حمید نعمت‌الله در جشنواره فجر۴۳ و درنهایت عدم نمایش، سرمایه‌گذار اصلی فیلم نیز صدایش درآمد و به گلایه از بلاتکلیفی هفت ساله فیلم پرداخت و حتی مدعی شد یکی از اعضای شورای پروانه نمایش با استناد به آیاتی از قرآن به دنبال صدور مجوز فیلم بوده ولی نتیجه نگرفته‌.

 

محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار “قاتل و وحشی” به خبرگزاری ایسنا گفت: از نظر من که فیلم مشکلی ندارد. اگر سر تراشیده بازیگر زن فیلم (با بازی لیلا حاتمی) محل اشکال است که در فیلم‌های دیگر هم این اتفاق مسبوق به سابقه است. هیات انتخاب جشنواره هم فیلم را دیدند، نه تنها نظر منفی درباره آن نداشته، بلکه تأکید داشتند که «قاتل و وحشی» در جشنواره اکران شود.

 

وی ادامه داد: نرگس آبیار -عضو شورای پروانه نمایش هم که به دلیل عدم اکران این فیلم استعفا دادند- با اشاره به آیاتی از قرآن تأکید داشتند که فیلم مشکلی برای اکران ندارد ولی نتیجه نگرفتند.

 

رنجکشان تاکید کرد:  آنقدر اتفاقی که در جشنواره برای فیلم افتاد برای آبیار تلخ بود که دیگر نتوانست به همکاری خود با سازمان سینمایی هم ادامه دهد. اصلا همه چیز برای اکران فیلم در جشنواره مهیا بود و ما فکر می‌کردیم این اتفاق رخ خواهد داد اما در روزهای آخر باز هم از نمایش آن ممانعت کردند. درحالی که به اعتقاد ما این اشکالات، وارد نیست و نمی‌توان آن را بهانه‌ای برای عدم نمایش یک فیلم سینمایی قرار داد.

استناد نرگس آبیار به قرآن برای حل مشکل "قاتل و وحشی"
استناد نرگس آبیار به قرآن برای حل مشکل “قاتل و وحشی”

سرمایه‌گذار “قاتل و وحشی” با بیان اینکه باید ضرر و زیان توقیف هفت ساله فیلم جبران گردد، اظهار داشت: ما در تمام این سال‌ها بلاتکلیف بودیم و مدیران سینمایی هم پاسخ روشنی به ما ندادند. در آن زمان که من برای این فیلم سرمایه‌گذاری کردم، هزینه تولید به سرسام‌آوری امسال نبود اما در همان شرایط هم سرمایه زیادی نسبت به دیگر آثار سینمایی صرف ساخت «قاتل و وحشی» شد. با اکران نشدن این فیلم من به طور کامل  متضرر شدم و این فیلم هیچ بازگشت مالی نداشت.

 

او با اشاره به اینکه جلوی تبذیر هزینه ها را باید گرفت، گفت: در واقع سرمایه من خوابیده است و هیچ مرجعی هم به ما پاسخگو نیست. برخی از فیلم‌هایی که در این سال‌های اخیر دچار این وضعیت شدند، توسط سازمان سینمایی خریداری شده و پول تولید به تهیه‌کننده پرداخت شد تا حداقل از ضرر مالی او جلوگیری شود اما از هفت سال پیش تا به امروز هیچ پاسخ روشنی به ما نداده‌اند. حتی درصدد اینکه بخشی از ضرر و زیان مالی ما را جبران کنند هم نبودند و ما همچنان بلاتکلیف هستیم.

 

 




چرا استعفاء؟؟ همان پروانه‌ی نمایش چهارنفره‌ی “قاتل و وحشی” را صادر کنید!…

سینماروزان/حامد مظفری: انتشار خبری درباره تهدید به استعفای نرگس آبیار از شورای پروانه نمایش سینمایی به‌خاطر عدم اکران فیلم “قاتل و وحشی” در کاخ جشنواره-و نه حتي خود جشنواره- و همراهی سه عضو شورای پروانه نمایش با ایشان، از طرف آبیار نه تایید شده و نه تکذیب.

 

بر فرض اینکه این خبر صحت داشته باشد اول باید گفت دم آبیار و آن سه نفر دیگر عضو شورای پروانه نمایش گرم که آن قدر جربزه دارند که پای فیلم همکار خود می‌ایستند و…

 

دوم اینکه چرا آن سه نفر+بانو آبیار صورتجلسه بلامانع بودن نمایش “قاتل و وحشی” را تنظیم و امضاء نمی‌کنند؟ شورا که هفت نفر است و چهار موافق بر سه مخالف یا ممتنع، پیروز هستند پس صدور پروانه نمایش قطعی است‌ و بر فرض که مشکلات فقهی فیلم را هم درنظر نگیریم باز این چهار نفر جهت ثبت در تاریخ هم که شده میتوانند صورتجلسه ای تنظیم و امضاء کنند که با نمایش این فیلم موافقند.

نباید هم شرط و شروط بگذارند که با یک یا دو نمایش در کاخ جشنواره موافقند بلکه باید شفاف صورتجلسه کنند که “از نظر ما چهار عضو شورای پروانه نمایش سینمایی، اکران فیلم بلامانع است!”

و بعد هم اینکه چنین چهار نفر جربزه‌داری نه تنها نباید استعفا دهند بلکه باید تکلیف تمام فیلم‌های مشکل دار از همان اولین‌ها که می‌شود “مرگ یزدگرد” و “خط قرمز” گرفته تا “در مسلخ عشق” و “فریاد” و…و “گزارش یک جشن” و “خیابان‌های آرام” و “زمهریر” و “صد سال به این سالها و “پیرپسر” و… را روشن کرده و بعد استعفا دهند.

ماجرای استعفای نرگس آبیار از شورای پروانه نمایش چقدر جدی است؟
ماجرای استعفای نرگس آبیار از شورای پروانه نمایش چقدر جدی است؟

اینکه سقف خواسته های حمید نعمت الله را محدود کرده اند به یک نمایش نه در جشنواره و برای همه مخاطبان که منحصر و محدود به یک نمایش نیمه شبی در کاخ جشنواره-و احتمالا با حضور انبوه نمایندگان نهادها و ارگان‌های با ربط و بی ربط به سینما- نه در شأن نعمت‌الله است و نه در شأن جشنواره ۴۳ساله فیلم فجر و نه در شأن مخاطبان جشنواره و اساسا چنین نمایش‌های محدود زیر ذره‌بینی نه تنها مشکلات را حل نمی‌کند که ممکن است همچون تجربه “صد سال به این سالها” طومار فیلم را برای همیشه در هم بپیچد.

 

بر فرض اینکه خبر مذکور “فیک” یا به قول آن پسربچه “کیک” باشد که دیگر حرفی نمی‌ماند‌ جز اینکه چرا یکی از همان چهار نفر عضو شورای پروانه نمایش، آن را تکذیب نمی‌کند؟؟

 

 




معرفی شورای پروانه نمایش سینمایی دولت چهاردهم با حضور دو روحانی+یک متقاضی جشنواره فیلم فجر۴۳  

سینماروزان: فهرست ۹ نفره اعضای شورای بازبینی و صدور پروانه نمایش فیلم‌های سینمایی معرفی شدند.

 

یک سینماگر زن(نرگس آبیار) و یک عضو شورای پروانه ساخت(هادی ناییجی) در این شورا حاضرند‌.

ضمن اینکه به جز هادی ناییجی که تحصیلات حوزوی دارد و با فیلم “آنتیک” متقاضی جشنواره فجر هم هست، یک روحانی دیگر(حجت الاسلام هادی صادقی) نیز در شورا حضور دارد.

 

کمال تبریزی، علی دهکردی، علی آشتیانی پور و نرگس آبیار سینماگران شناخته‌شده‌تر این شورا هستند.

حسن خجسته، مجید زین العابدین و سیدضیاء هاشمی دیگر اعضای شورا هستند.

 

فهرست اعضای شورای پروانه نمایش به قرار زیر است: 

 

–نرگس آبیار(نویسنده و فیلمساز)

–علی آشتیانی پور (تهیه کننده)

— کمال تبریزی (نویسنده و فیلمساز)

— علی دهکردی (بازیگر)

 

–حسن خجسته (استاد دانشگاه)

— مجید زین العابدین (مدیر فرهنگی)

–حجت الاسلام هادی صادقی (پژوهشگر)

–هادی نائیجی (فیلمساز)

— سید ضیاء هاشمی(پژوهشگر، استاد دانشگاه /البته ایشان متفاوت است با سیدضیاء هاشمی تهیه‌کننده)

 

 




نسخه سریالی رمان ممنوعه “مارکز” و نسخه ترک “شهرزاد” هم آمد ولی “سو و شون” کو؟؟

سینماروزان/احسان هوشیارگر: فصل اول سریال «صد سال تنهایی»-که گابریل گارسیا مارکز تا زنده بود، اقتباس از آن را ممنوع کرده بود- از تولیدات جدید نتفلیکس هم از راه رسید و نسخه ترک سریال “شهرزاد” هم تولید و در حال عرضه است، اما همچنان خبری از عرضه و پخش «سووشون» یکی از پر سر و صداترین تولیدات نمایش خانگی ایران در سال‌های اخیر نیست.

 

به گزارش سینماروزان و به نقل از خبرگزاری فارس، مدت‌هاست که خبر ساخت سریال «سووشون»، اقتباس یکی از ماندگارترین آثار ادبی ایرانی، شور و هیجانی در میان علاقه‌مندان و مشتاقان ادبیات و دنیای فیلم و سریال برانگیخته است؛ اما متأسفانه تا به امروز سرنوشت پخش این سریال همچنان در هاله‌ای از ابهام و تردید به سر می‌برد. این در حال است که اخیرا کمپانی «نتفلیکس» سریال «صد سال تنهایی» را بر اساس رمان‌ سترگ و جاودانه «گابریل گارسیا مارکز» منتشر کرده است. «مارکز» در زمان حیاتش هیچ وقت راضی نشد که اقتباسی سینمایی و سریالی از این اثر ساخته شود؛ چون نگران بود که سازندگان نتوانند به جهان پر از جزئیات و جادویی این رمان به درستی دست پیدا کنند و لطمه بزرگی به این رمان و علاقه‌مندانش که در سر تا سر جهان بیشمار است بزنند ولی بعد از مرگ مارکز خانواده او با در نظر گرفتن حساسیت‌های متعدد و باید و نبایدها و شرط نظارت بر روند تولید در نهایت با اقتباس ادبی از این رمان موافقت کردند و کمپانی نتفلیکس سریع دست به کار شد.

 

این اقتباس از شاهکار ادبی مارکز نویسنده یکی از بزرگ‌ترین تولیدات تاریخ نتفلیکس در آمریکای لاتین است و از ماه مه تا دسامبر ۲۰۲۳ در ۱۵ شهر مختلف فیلم‌برداری شده است. تولید این سریال شامل بازیگران عمدتاً نوظهور، یک تیم چند صد نفره و بیش از ۲۰ هزار سیاهی لشکر بوده است . «صد سال تنهایی» شامل ۱۶ قسمت است که دو فصل هشت قسمتی عرضه می‌شود‌. فصل اول در تاریخ ۱۱ دسامبر (۲۱ آذرماه) عرضه شد و توانست نظرات مثبت زیادی بین منتقدان و علاقمندان به این رمان در سر تا سر جهان از آن خود کند از جایی که رمان صد سال تنهایی در ایران هم طرفدارن و مخاطبان زیادی دارد سریال هم توانست به سرعت در بین مخاطبان ایرانی جا باز کند و بر خوردهای مثبتی دریافت کند.

 

این در حالی است که یک علامت سوال یا تعجب بزرگ برای مخاطب ایرانی حین تماشای این سریال پیش می‌آید. آن سوال این است که چرا در صنعت سینما و سریال سازی ایران کمتر به سراغ آثار مهم ادبی ایرانی می‌روند. جواب این سوال را شاید باید در سرنوشت اثر دیگری جستجو کرد؛ سریال «سووشون» ساخته نرگس آبیار بر اساس رمان «سووشون» اثر سیمین دانشور که به نوعی این رمان یک قرابت معنایی هم با صد سال تنهایی دارد. همانگونه که صد سال تنهایی یک اثر شناخته شده جهانی و دارای تعصب برای فرهنگ آمریکایی جنوبی و اسپانیایی زبان هاست.

 

«سووشون» نیز رمانی است درباره فرهنگ، سنت، تاریخ و مردم ایران که طرفداران و متعصبان خاص خود را دارد و همچنین به زبان‌های متعددی در سراسر جهان ترجمه شده است. حال به این پرسش جواب باید داد که چرا با وجود اهمیت اقتباس و اشتیاق مخاطبان هنوز هیچ خبری از پخش این سریال نیست.

نسخه سریالی رمان ممنوعه "مارکز" و نسخه ترک "شهرزاد" هم آمد ولی "سو و شون" کو؟؟
نسخه سریالی رمان ممنوعه “مارکز” و نسخه ترک “شهرزاد” هم آمد ولی “سو و شون” کو؟؟

بر اساس شنیده‌ها، دلیل اصلی تأخیر در پخش «سووشون» اختلافات میان سرمایه‌گذاران (نماوا) و سازندگان این اثر است. این وضعیت، نه‌ تنها برای مخاطبانی که مشتاق تماشای این سریال هستند ناامیدکننده است، بلکه نشان‌دهنده چالش‌های ساخت آثار فرهنگی در کشور است.چنین اثری با روایت تاریخی، اجتماعی و انسانی‌اش، ظرفیت بالایی برای تبدیل‌شدن به یک سریال ماندگار را دارد. اما اختلافات پشت‌صحنه، فرصت دیده‌شدن آن را به تعویق انداخته است.

کمتر از دو ماه قبل بود که رسانه‌های ترکیه اعلام کردند که حق پخش سریال «شهرزاد» توسط کمپانی OGM PICTURES خریداری شده و نسخه ترکی این سریال جلوی دوربین می‌رود؛ همه برنامه ریزی‌ها برای تولید این سریال به سرعت انجام شد. از جلسات دورخوانی تا انتخاب بازیگر به صورت پی در پی خبر منتشر و در نهایت قسمت این سریال سه شنبه هفته گذشته ۲۰ آذر در «استار تی وی» با نام «گریه نکن استانبول» منتشر شد. با وجود فیلمبرداری همزمان، پخش هفتگی و فاصله کم شروع فیلمبرداری تا پخش؛ کیفیت این نسخه و برنامه ریزی‌های تبلیغاتی برای انتشار آن توسط شبکه ترکیه‌ای قابل توجه است. از طرفی حدود دو سال است که چرخه تولید و برنامه ریزی پلتفرم نماوا از مسیر حداقلی خارج شده و این پلتفرم با فقر محتوا مواجه شده است. اگرچه نماوا در مقاطع مختلفی تلاش‌هایی برای بازگشت به چرخه تولید و رقابت نموده اما هر بار با چالشی مواجه شده است. این در حالی که همه متولیان حوزه نمایش خانگی می‌دانند؛ این پلتفرم می‌تواند با مرتفع کردن مشکلات و پخش «سووشون» بار دیگر به اوج برگردد و مسیری تازه را در صنعت استریم ایران آغاز کند.با توجه به اهمیت عرضه تولیدات نمایشی فاخر در شبکه نمایش خانگی امیدواریم اختلافات موجود هرچه زودتر برطرف شود و شاهد عرضه اثری باشیم که شایسته اعتبار و جایگاه «سووشون» در ادبیات ایران است.

 




مواجهه نرگس آبیار با نسل زد در سریال “بامداد خمار”؟

سینماروزان: نرگس آبیار جزو معدود بانوان نسل تازه کارگردانان ایرانی است که سعی کرده با همکاری محمدحسین قاسمی- به عنوان تهیه‌کننده- فعالیت خود را در یک دهه و نیم اخیر به طور مداوم پی گرفته و بعد از چند فیلم سینمایی به سریال سازی برسد.

 

روزنامه هفت صبح در گزارشی به بهانه ساخت سریال “سووشون” توسط آبیار و استارت ساخت سریال “بامداد خمار” توسط این کارگردان، برخی ویژگی‌های کارنامه او را مرور کرده و از مواجهه او با نسل زد در اقتباس از “بامداد خمار” فتانه حاج سیدجوادی، نوشته.

 

 

متن گزارش هفت صبح را بخوانید:

 

نرگس آبیار فیلمساز معتبری است که حالا مرحله‌ای تازه از فعالیت حرفه‎ای خود را آغاز کرده. ساخت دو سریال اقتباسی بر‌اساس دو رمان مشهور «سووشون» و «بامداد خمار» نشانه‌ای از این مسئله است. جالب آنکه هر دو اثر، محبوب و پرفروش هستند که یکی مورد توجه قشر نخبه و دیگری عامه مردم است.

 

وجه مشترک این دو رمان، هویت ملی است که هر کدام، این مهم را با زبان خاص خود مطرح می‌کنند. پس، فعلا دو امتیاز باید به حساب خانم آبیار واریز کرد: تلاش برای اقتباس و اهتمام به هویت ملی. «بامداد خمار» قرار است با سرمایه‌گذاری کارت گردشگری پارس به سرانجام برسد و به عنوان یکی از محصولات پلتفرم تازه ‌تاسیس شیدا در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.

مورد اول| جایگاه نرگس آبیار

نرگس آبیار پیش از ساخت فیلم بلند، در وادی ادبیات قدم می‌زد و ۳۱ عنوان کتاب در حوزه داستانی و ادبیات دارد. در ادامه، فیلم کوتاه و مستند ساخت و سپس وارد حوزه سینمای حرفه‎ای شد. این اتفاق سال 91 و با فیلم متفاوت «اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند» رقم خورد. آبیار در گام دوم با «شیار ۱۴۳» جهشی بلند داشت. تحسین منتقدان و رسانه‎ها به همراه کسب سه سیمرغ ویژه هیات داوران، بهترین بازیگر زن و بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره فجر، تاییدی است بر کیفیت این اثر. فیلم بعدی او «نفس» نیز در جشنواره فجر درخشید. اتفاق خاص‌تر کارنامه آبیار «شبی که ماه کامل شد» است که توانست ۶ سیمرغ را به خود اختصاص دهد. آخرین ساخته او یعنی«ابلق» نیز صاحب عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران جشنواره فجر شد. علاوه‌بر این، آبیار بعد از ساخت فیلم «نفس» که منجر شد تا عضو رسمی آکادمی اسکار شود، در بخش بین‌الملل حضوری پر‌رنگ دارد و آثارش مورد توجه مخاطبان و جشنواره‌های جهانی است.

مورد دوم| چشم انتظار سووشون

بازخوانی کارنامه آبیار، آدرسی است تا بدانیم چرا حضورش پشت دوربین «بامداد خمار» واجد ارزش است. تازه، سریال «سووشون» بر اساس رمان ماندگار سیمین دانشور هم هست که به‌زودی پخش می‌شود. در این روزها‌ که هزینه تولید «سووشون» زبانزد شده، عده‌ای عقیده دارند‌ پروژه‌های عظیم نیازمند بودجه ویژه هستند. استدلال این است که حتی سریال‌های بی‌کیفیت تلویزیون با ارقام بالا تولید می‌شوند. پس، هزینه سریال ملی «سووشون» زیاد نیست و ریشه این حاشیه‌ها، به خطر افتادن بیش از پیش موقعیت تلویزیون با تولید آثاری پر‌مخاطب چون «سووشون» تعبیر می‌شود.

مواجهه نرگس آبیار با نسل زد در سریال بامداد خمار؟
مواجهه نرگس آبیار با نسل زد در سریال بامداد خمار؟

مورد سوم | سرمایه‌گذار و پلتفرم

حساسیت رسانه‌ای بر فعالیت‌های جانبی موسسات مختلف، امری مهم و لازم است. با این حال، برخی پیش‌داوری‌ها و اعتراضِ بدون استدلال، مشکوک و عاری از نگاه دلسوزانه است. ابتدا به ساکن، سرمایه‌گذاری سازمان‌ها در تولید آثار فرهنگی-هنری امری نیکو است؛ به شرطها و شروطها. پیش‌تر که چند بانک وارد حوزه سینما شدند، همین نکته را نوشتیم. حالا نوبت به بانک گردشگری رسیده که «بامداد خمار» یکی از پروژه‌های آن است. طبعا ساخت محصولات هنری با استفاده از انباشت سرمایه و سودی که از مردم دریافت می‌شود، پسندیده است. و چه بهتر که این همکاری با چهره‌ای کاربلد چون نرگس آبیار باشد. این را هم اضافه کنیم که بانک مذکور، پروژه را بزرگ‌تر دیده است و خود، پلتفرم تازه‌ای به نام شیدا تاسیس کرده.

مورد چهارم| رمان بامداد خمار

در میان رمان‌های عامه‌پسند، «بامداد خمار» یکی از آثار خاص و ویژه است. این کتاب به قلم فتانه حاج سید‌جوادی در سال 74 منتشر شد و حالا تیراژ آن از ۳۰۰ هزار نسخه عبور کرده و همچنان محبوب است. حرف‌های روشنفکری! را کنار بگذاریم و اقرار کنیم «بامداد خمار» در قالب یک داستان سرگرم‌کننده، سویه‌های آموزشی-تربیتی دارد. صفحات حوادث روزنامه‌ها همچنان پر است از سرنوشت پسران و دختران نوباوه که هیجان نوجوانی، آنها را گرفتار مصائب می‌کند. پس، «بامداد خمار» در قالب سریالی بر اساس اقتضائات امروز، می‌تواند در کنار کارکرد سرگرمی، درس‌آموز باشد. علاوه بر این، پرداختن به تاریخ که مهمترین مولفه در حوزه هویت ملی است، در آثاری چون «سووشون» و «بامداد خمار» اهمیت ویژه‌ای دارد و یکی از چالش‌های امروز با نسل Z به دلیل فراموشی هویت ملی در آثار نمایشی است.

مورد پنجم| اقتباس، مخاطب و چند ماجرا

مدتی است مسئله اقتباس در فرآیند تولید فیلم و سریال‌های ایرانی رشد داشته و از قضا نتیجه اغلب آنها خوب بوده. این کاری است که کشورهای صاحب صنعت سینما به کرات انجام می‌دهند و بازار را به تسخیر در می‌آورند. این هم نکته‌ای دیگر از اهمیت تولید «بامداد خمار» که محمد داوودی فیلمنامه آن را به تهیه‌کنندگی حسن مصطفوی آماده کرده. همین نکته درباره «سووشون» نیز صدق می‌کند. ضلع دیگر ماجرا، مخاطب است که در سیر تولیدات و نیز گسترش پلتفرم‌ها، بازیگر اصلی محسوب می‌شود. مخاطبی که طی سال‌های اخیر، پلتفرم‌ها و محصولات‌شان را بهترین عنصر برای سرگرمی دانسته و طبیعی است هر اتفاق تازه با رنگ و بوی متفاوت، او را بیش از پیش سر ذوق ‌آورد. این انتظاری است که از «شیدا»، «بامداد خمار»، «سووشون» و … می‌رود.

 

 

 




#سووشون؛ برگزیده #جشنواره_مقاومت!

سینماروزان/مهرداد شهبازی: هفدهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت در خلیج فارس افتتاح شده در حالی که نام سریال سووشون در فهرست برگزیدگان آن آمده!

همزمان با افتتاحیه جشنواره مقاومت به جز اعلام نام آثار بخش های مختلف و تاکید بر اینکه بیش از ۲۵۰۰ اثر(!) به جشنواره ارسال شده، عنوان سریال سووشون هم در میان برگزیدگان بخش اقتباسی جشنواره دیده میشود.

در بخش فیلمنامه اقتباسی جشنواره مقاومت نام دو فیلمنامه به چشم می‌خورد؛ یکی با عنوان عجیب #چگونه_از_جنگیدن_لذت_ببریم؟ نوشته زهرا میری با مضمون ملی شدن صنعت نفت و دیگری #سووشون نوشته نوشا عبداله‌زاده با مضمون مقاومت و ایستادگی در برابر بیگانگان!

نوشا عبداله‌زاده که برگزیده جایزه فیلمنامه اقتباسی جشنواره مقاومت برای سووشون شده سابقه منشی‌گری صحنه در سریال مرز خوشبختی حسین سهیلی زاده را دارد. عبداله‌زاده در حین حال برنده جایزه از جشنواره کودک برای فیلمنامه اقتباسی #هستی برآمده از رمان فرهاد حسن‌زاده هم بوده است.

اینکه در جشنواره‌های ایران جایزه اقتباسی را به فیلمنامه‌هایی می‌دهند که هنوز به تولید نرسیده‌اند به کنار، سریال سووشون به کارگردانی نرگس آییار و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی، چند ماه قبل بابت ادعاهای مدیر انجمن مقاومت درباره حمایت تولید و تکذیب این ادعا توسط سازندگان، خبرساز شده بود.

به هر حال حمایت انجمن از تولید تکذیب شد ولی حالا فیلمنامه‌ای با عنوان سووشون برگزیده جشنواره مقاومتی شده که انجمن دفاع مقدس از جمله هسته‌های اصلی برگزاری آن است. این فیلمنامه البته سینمایی است و ربطی به سریال سووشون ندارد.

سووشون؛ برگزیده جشنواره مقاومت
سووشون؛ برگزیده جشنواره مقاومت

 




#سو_و_شون؛ یکی از پنج فیلم ارگانی در دست تولید بنیاد روایت!+اعلام رسمی تمام پروژه‌های بنیاد بی ذکر رقم هزینه!

سینماروزان/مسعود احمدی: در حالی که پیش بینی می‌شد سازندگان فیلم-سریال #سووشون، خودشان نام حامی مالی پروژه را اعلام کنند ولی در نهایت در میانه نشست جشنواره مقاومت بود که نام حامی مالی این پروژه اعلام شد.

مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب از سریال-فیلم #سووشون به عنوان یکی از پروژه‌های تازه این ارگان زیرمجموعه بنیاد روایت نام برد ولی نگفت تاکنون چقدر هزینه صرف تولید این پروژه شده است!؟

سیدمحمد حسینی مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس در نشست جشنواره مقاومت گفت: ما در تلاش هستیم تا ۵ فیلم سینمایی(!!) را به جشنواره فیلم فجر برسانیم که یکی از مهم‌ترین این آثار فیلم سینمایی «ارس» است، فیلمی که ۲ سال زمان برای تحقیق و نگارش اش صرف شده، این فیلم روایت سه سرباز مرزبانی آذربایجان است که در مقابل ارتش شوروی مقاومت می‌کنند.

وی همچنین با اشاره به سایر تولیدات انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نیز گفت: فیلم-سریال «سووشون» به کارگردانی نرگس آبیار با تم ضد انگلیسی را در دست تولید داریم.

رئیس انجمن سینمای دفاع مقدس که عضو شوراهای نظارتی ارشاد هم هست، افزود: فیلمی با موضوع اجتماعی درباره یک بوکسور که شیفته شهید ابراهیم هادی شده است را در دست تولید داریم،

حسینی گفت: دو پروژه دیگر که یکی با تم کمدی و طنز و با موضوع خانواده و دیگری نیز با موضوع شهید قاسم سلیمانی را در برنامه‌هایمان قراردادیم که ان شالله همگی این آثار به جشنواره برسند.

مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب ادامه داد: البته طرحی هم با محوریت استان‌ها در دست اقدام داریم که مربوط به شهیدان شاخص استان‌ها است. به‌طوری‌که مطابق با برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته مقرر شد هر استان یک شهید و یک فرد شاخص را معرفی می‌کنند و ما از آن‌یک اثر و پرتره بسازیم که تاکنون برخی استان‌ها انجام شده و برخی هم در حال انجام است.

پی‌نوشت: با ارگانی شدن فیلم-سریال #سووشون امیدواربم بنیاد روایت نظارت دقیق بر اقتباس داشته باشد تا خدای نکرده شخصیت مثبت داستان از #ایرلندی به #انگلیسی تغییر ملیت داده نشود و هدف گذاری سیمین دانشور نویسنده رمان منبع، قلب نگردد…

 

فیلم سریال سووشون با حمایت بنیاد روایت تولید می‌شود
فیلم سریال سووشون با حمایت بنیاد روایت تولید می‌شود




حرفهای #محمد_متوسلانی سینماگر پیشکسوت⇐در میانه دهه شصت قرارداد اقتباس سینمایی #سو_و_شون را با سیمین دانشور بستم!/خیلی تلاش کردم فیلم را بسازم ولی تهیه‌کننده معتمد پیدا نشد!/کارگردان #شوهر_آهو_خانم می‌خواست این فیلم را بسازد که من مخالفتی نداشتم!/در یک مقطع رخشان بنی‌اعتماد می‌خواست این فیلم را  بسازد که نشد!/یک بار فرمان‌آرا پیغام داد که می‌خواهد این داستان را بسازد ولی من گفتم می‌خواهم خودم فیلم را بسازم‌!/ساخت اثری تصویری از «سووشون» خیلی سخت است و کار هر کس نیست!!/نمی‌دانم نرگس آبیار امتیاز ساخت #سو_و_شون از را از چه کسی گرفته؟؟/شاید دخترخوانده سیمین، امتیاز را واگذار کرده!/شاید هم امتیاز را از داوود ملاپور گرفته‌اند!

سینماروزان/پرستو فرهادی: ماجراهای زیادی را برای ساخت فیلم سو و شون پشت سر گذراندیم تا امروز که نمی‌دانم خانم نرگس آبیار امتیاز ساخت فیلم از کتاب سو و شون را از چه کسی گرفتند؟؟

محمد متوسلانی سینماگر باسابقه با بیان مطلب فوق به خبرگزاری ایسنا گفت: شروع ارتباط من با سیمین دانشور از جایی بود که خانم دانشور «سووشون» را منتشر کرد و همسر من نقدی نوشت که در گروه ادب رادیو، برنامه‌ای مرتبط با نقد آثار ادبی پخش شد. بعد از آن یک نفر که «سووشون» را به زبان لهستانی ترجمه کرده بود با «خانم» تماس گرفته بود و می‌خواست این نقد را ابتدای کتاب خود منتشر کند. خانم دانشور هم با همسر من تماس گرفت و این اولین تماس‌شان با خانواده ما بود و بعد از آن دیگر رفت و آمد ما ادامه پیدا کرد. ایشان« کفش‌های میرزا نوروز» را که ساخته بودم، دیدند و خوششان آمد. درباره دیگر آثارشان هم، در آن دوران که نقد پیدا نمی‌شد من نقدهایی را می‌گرفتم و به منزل ایشان می‌بردم. خلاصه تا آخر عمرشان برای ما مثل یک فامیل نزدیک بود و غالبا همدیگر را می‌دیدیم و برای من جایگاه ویژه‌ای داشتند و حتی همسرم به ایشان مادر می‌گفت.

متوسلانی در ادامه به ماجرای ساخت فیلم از رمان «سووشون» رسید و گفت: در اواسط دهه شصت با خانم دانشور  قراردادی برای ساخت فیلم بستیم. قراردادم را به موزه جلال و سیمین تحویل دادم تا در آنجا به نمایش گذاشته شود. من خیلی کوشش کردم فیلمی را از رمان «سووشون» بسازم. با تهیه‌کننده‌های مختلفی صحبت کردم، حتی با تلویزیون مذاکره کردم که نسخه سریالی آن ساخته شود ولی هیچ‌کدام به نتیجه نرسیدند و تهیه‌کننده معتمد پیدا نشد.

وی ادامه داد: ساخت اثری تصویری از «سووشون» خیلی سخت بوده و از هر کس برنمی‌آید چون هزینه ساخت آن بسیار زیاد است ضمن اینکه به هر حال روی فیلم و داستان حساسیت زیادی هم وجود داشت و باید با دقت کار می‌شد. این، چیزی نبود که آن را شروع کنیم، بعد در میانه راه به مشکل بخوریم و بخواهیم از بخش‌هایی کوتاه بیاییم یا کار را سرسری تمام کنیم. ساخت فیلم از «سووشون» مسئولیت سنگینی داشت و در نهایت شرایط برای من مهیا نشد.

متوسلانی افزود: یکی از کسانی که می‌خواست از این داستان فیلم بسازد یک کارگردان ایتالیایی بود که آقای مهاجرانی – وزیر وقت فرهنگ – واسطه بود و به خانم دانشور  معرفی کرد. خانم هم به من گفتند و من چون می‌دانستم اینجا تهیه‌کننده پیدا نمی‌شود، به دنبال این بودم که ایشان موافقت کنند تا آن کارگردان ایتالیایی اجازه ساخت بگیرد، ولی همسرم که در آن زمان قرار بود در پروژه با من همکار باشد و بخش زیادی از طراحی‌ها بر عهده‌اش بود به خانم گفته بود که موافقت نکند و ایشان هم اجازه ندادند.

متوسلانی گفت: در یک زمان دیگر هم آقای داوود ملاپور – کارگردان فیلم «شوهر آهو خانم» – که فکر می‌کنم هنوز در لندن باشد، با من تماس گرفت و می‌خواست این فیلم را بسازد که من مخالفتی نداشتم و با خانم صحبت کردم. آقای ملاپور نماینده‌ای در تهران داشت به نام آقای محمد بلوری که نویسنده مطبوعات بود، آن‌ها آمدند و قراردادی با خانم دانشور بستند. در واقع من انصراف دادم و قرارداد با آن‌ها منعقد شد اما آقای ملاپور همه نتوانست فیلمی از «سووشون» بسازد و فیلمنامه‌ای را هم که آقای بلوری نوشت نپسندید. در یک مقطع هم خانم رخشان بنی‌اعتماد می خواست این فیلم را  بسازد که نشد. یک بار هم در همان دورانی که خودم دنبال ساخت فیلم بودم آقای فرمان‌آرا پیغام داد که می‌خواهد این داستان را بسازد و حتی به من پیشنهاد داد که نقش یوسف را خودم بازی کنم ولی من گفتم می‌خواهم خودم فیلم را بسازم‌.

متوسلانی با اشاره به تولید فیلم_سریال سووشون توسط آبیار خاطرنشان ساخت: خلاصه که ماجراهای زیادی را پشت سر گذراندیم تا امروز که نمی‌دانم خانم نرگس آبیار امتیاز ساخت فیلم از این کتاب را از چه کسی گرفتند، چون تا جایی که می‌دانم یک قرارداد مکتوب بین خانم دانشور و آقای ملاپور وجود داشت و پولی هم رد و بدل شده بود.

این کارگردان درباره قرارداد با داوود ملاپور تاکید کرد: این مورد را خانم دانشور به من سپرده بودند که برای یک بار استفاده از داستان برای ساخت فیلم در آن زمان، مبلغ ۲۰ میلیون تومان را پیشنهاد دادم. ۱۰ میلیون تومان داده شد و قرار بود ۱۰ میلیون تومان دیگر هم موقع شروع فیلم داده شود ولی قرارداد همانطور باقی ماند و خبر ندارم بعدها دیگر چه اتفاقی افتاد!

متوسلانی که فیلمنامه سینمایی «سووشون» را خودش نوشته بود، در پایان درباره ساخت نسخه سینمایی و سریالی «سووشون» توسط نرگس آبیار می‌گوید:  وصی خانم دانشور، خانم لیلی ریاحی دخترخوانده ایشان بود که اگر قراردادی بسته شده، ممکن است از طرف ایشان بوده باشد یا اینکه ممکن است با آقای ملاپور صحبتی شده باشد که در هر صورت من بی‌اطلاعم. در نهایت هم ساخت این فیلم برای من آرزویی بود که متاسفانه شرایط آن پیش نیامد.

محمد متوسلانی: نمی‌دانم رایت ساخت فیلم-سریال سووشون را از چه کسی گرفته‌اند؟
محمد متوسلانی: نمی‌دانم رایت ساخت فیلم-سریال سووشون را از چه کسی گرفته‌اند؟




میگن جن داره!؟ ⇐#ابلق روی پرده رفت!+تیزر

سینماروزان: فیلم #ابلق ساخته نرگس آبیار با پخش #بانوفیلم روی پرده رفت.

بهرام رادان، الناز شاکردوست، هوتن شکیبا،مهران احمدی، گلاره عباسی، گیتی معینی، شادی کرم رودی، امین میری، الهه اذکاری، علی نفیسی، الهام حسامی، سحر اسدی و فاطمه کریمیان بازیگران این فیلم سینمایی هستند.

تیزر این فیلم سینمایی را آرمین مُنیبی ساخته است.

«ابلق» که در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر درخشید، با کاندید شدن در ده رشته، چهار سیمرغ بلورین را از آن خود کرد.

همچنین این فیلم سینمایی برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم سینمایی از نگاه تماشاگران است.
با توجه به استقبال مخاطبان از این فیلم سینمایی در جشنواره فجر، پیش‌بینی می‌شود «#ابلق » اکران موفقی داشته باشد.

پخش «ابلق» را بانو فیلم بر عهده دارد و علاقمندان می‌توانند با مراجعه به سامانه‌های مختلف بلیت فروشی نسبت به تهیه بلیت اقدام کنند.

برای تماشای تیزر اینجا را ببینید.

فیلم ابلق روی پرده رفت
فیلم ابلق روی پرده رفت

 




یک رسانه اصلاح طلب در نقد رفتار عوامل فیلم لرزان قتل زن داداش ریگی⇐از خلق یک شخصیت عاجزند و دايما قصد دارند با حرف‌هاي فرامتني براي خود امتياز بگيرند!!/اینکه “حبیب”لیسانسه ها لهجه بلوچ یاد گرفته که نشد امتیاز!!/کمردرد الناز شاکردوست حین بازی که نشد مزیت!!/ فيلمبرداري آزاردهنده‌ ای که جز سردرد عايدي ديگري ندارد، امتیاز است؟/اینکه بهره هوشی خانواده شهدای منصوری را فوق العاده پایین نشان میدهند، مزیت است؟

سینماروزان: فیلم لرزان قتل زن داداش عبدالمالک ریگی با انبوه سانس و کلی تبلیغات محیطی و حجم بالایی از تیزرهای تلویزیونی روی پرده است بلکه توجیه گر حمایتهای مادی-معنوی باشد که حاکمان سینما از آن داشته اند؟!

در این میان دست اندرکاران فیلم نیز تا میتوانند سعی میکنند با گل درشت کردن سختیهای تولید از کار ویژه خود بگویند بدون آن که پاسخی دهند بر مهمترین گاف فیلم که بی منطق بودن دگردیسی عبدالحمید ریگی است.

روزنامه اصلاح طلب “اعتماد” با نقد عملکرد عوامل این فیلم لرزان(!) تأکید آنها بر فرامتن را گریزی خوانده برای عدم پاسخگویی به مشکلات ساختاری-محتوایی فیلم.

متن تحلیل “اعتماد” را بخوانید:

فيلم‌هايي كه براساس واقعيت ساخته مي‌شوند با اينكه معمولا مردم از قصه‌اش آگاهند، جذابيت‌هاي خاص خود را دارند. اين فيلم‌ها بناست روايت سينمايي آن رويداد باشند و جذابيت‌شان از همين ناشي مي‌شود. حالا نرگس آبيار در تازه‌ترين فيلمش قصه‌اي را برگزيده كه سال‌ها سوژه روز اخبار ايران بود. مخاطب طبعا بايد بداند ريگي كيست و از داستان فائزه منصوري هم بي‌خبر نباشد.

اين داستان پرتلاطم و دهشتناك را آبيار با نگاهي زنانه و از منظري عاشقانه آغاز مي‌كند و از همين رو اصلي‌ترين چالش فيلم چگونگي تبديل شدن پسري عاشق‌پيشه، اهل شعر و موسيقي است به يك تروريست تكفيري. فيلم اما در همين مهم‌ترين چالشي كه براي خود طراحي كرده، باز مي‌ماند.

آنچه ما مي‌بينيم چند سخنراني متحجرانه و پس‌زننده از عبدالمالك ريگي است كه حتي موفق نمي‌شود در درام قصه مخاطب را با خود درگير كند. حالا همين حرف‌ها چنان به جان عبدالحميد مي‌نشيند كه او را از اين رو به آن رو مي‌كند. در واقع آبيار اصلي‌ترين ماموريتي را كه خودش براي فيلم تعريف كرده به انجام نمي‌رساند و به نظر مي‌رسد اين حجم از همراهي با فيلم بيش از آنكه مرهون دلايل سينمايي باشد مديون زندگي تلخ خانواده منصوري است. در واقع مخاطب عام چنان در آن قصه حل مي‌شود كه ارزش‌هاي سينمايي يا برايش خالي از اهميت مي‌شود يا صرفا به چند صحنه بزرگ، گريم‌ها و لهجه‌هاي خاص تقليل مي‌يابد.

براي همين كساني كه از نظر سينمايي فيلم را تاييد مي‌كنند، دايما از همين موارد حرف مي‌زنند، حال اينكه سينما اصلا به اين چند المان محدود نمي‌شود. گرچه مي‌توان براي دشواري ساخت يك اثر عوامل ساخت آن را تحسين كرد اما اين عوامل بيروني به خودي خود امتيازي براي فيلم محسوب نمي‌شوند. براي مثال اينكه يك كارگردان زن به جاي ساختن فيلمي آپارتماني سراغ چنين فضايي رفته و به اصطلاح فيلم بيگ پروداكشن ساخته، مزيتي نيست كه به فيلم امتياز بدهد!

يا اينكه هوتن شكيبا چند لهجه و زبان بلوچ را ياد گرفته مي‌تواند براي او به عنوان يك بازيگر قابل تحسين باشد اما براي فيلم امتياز نيست چون قطعا هركسي اين نقش را بازي مي‌كرد موظف بود از عهده آن برآيد.

كمر درد خانم شاكردوست حین بازی هم همين‌طور، دايما تاكيد مي‌شود كه ايشان در شرايط جسمي و روحي بدي اين فيلم را بازي كرده و حتي ممكن بود قطع نخاع شود! الان اين امتياز فيلم است؟! بعدها مي‌توان هنگام بررسي كارنامه بازيگري شاكردوست درنظر گرفت كه او براي فاصله گرفتن از فيلم‌هاي گيشه‌اي و ارتقاي خودش در بازيگري، حاضر شد از جانش مايه بگذارد. اين براي شخص شاكردوست شايد امتياز باشد اما دليلي بر خوب بودن فيلم نيست! فيلم اما دايما قصد دارد با اين حرف‌هاي فرامتني براي خود امتياز بگيرد. درحالي در سالن سينما از تصوير كردن گزارش‌هاي مكتوب آن حادثه شوم فراتر نمي‌روند و از همه مهم‌تر براي ما یک شخصيت خلق نمي‌كنند و مدام به فرامتن استناد میکنند. ضمن احترام فراوان به خانواده شهدای منصوري و ابراز همدردي براي رنج بي‌پاياني كه متحمل شده‌اند معلوم نيست چرا در فيلم آنها را با بهره هوشي‌اي فوق العاده پايين نمايش مي‌دهند.

دختر تقريبا از فرداي ازدواجش مي‌فهمد در چه مخمصه‌اي افتاده اما هي صبوري مي‌كند، از جايي به بعد در دل فاجعه است ولي باز هم باردار مي‌شود و… برادرش هم همه رفتارهايش سرخوشانه و كودكانه است و براي همين آن سكانس نفسگير آن‌قدر كه بايد و شايد بر مخاطب اثر نمي‌گذارد.

همه‌چيز درباره خانواده منصوري چنان در سطح برگزار مي‌شود كه منهاي صحنه آخر كه به خودي خود تكان‌دهنده است، موفق به اثرگذاري جدي نمي‌شود. مثلا معلوم نيست فائزه چرا حاضر نمي‌شود با نيروهاي امنيتي ايران برود و به خاطر برادرش مي‌ماند، مي‌ماند كه چه كند؟! مگر اصلا ما از ابتداي فيلم از او كنشي ديده‌ايم؟! سير تحول عبدالحميد نيز چنان گنگ است كه انگار بايد بپذيريم كه هركسي برادرش جانيست، جاني مي‌شود!

يعني جز اين منطق، فيلمساز چيز ديگري پيش روي ما نمي‌گذارد. به اينها اضافه كنيد زمان بي‌جهت طولاني فيلم، فيلمبرداري آزاردهنده‌اي كه مثلا قرار است التهاب و اضطراب را به بيننده منتقل كند اما جز سردرد عايدي ديگري ندارد؟؟! در اين ملغمه از شاكردوستِ خوشگلِ قرباني و حبيب «ليسانسه‌ها»اي كه قرار است مخاطبانش را در نقش يك جاني غافلگير كند و صحنه‌هاي انفجار و ايجاد رعب و وحشت داعشي‌وار فقط فرشته صدرعرفايي دقيقا هماني است كه بايد باشد. به اندازه، درست، دقيق و همان ميزان اثرگذار و به يادماندني. او قرار نيست با پزهاي فرامتني امتياز بگيرد. بازي بي‌كلامش، حضور نگران و پريشانش و بي‌عملي انتخاب‌نشده‌اش به‌قدري در صورت صدرعرفايي ديده مي‌شود كه آدم فكر مي‌كند كه شايد آن گريم سنگين روي صورت او ننشسته و او واقعا مادر عبدالحميد است كه دارد رنجش را مقابل دوربين با ما تسهيم مي‌كند.

بعد از فروكش كردن احساسات و پس از گذشت سال‌ها وقتي دلايل فرامتني اهميت خود را از دست مي‌دهد بايد ديد آيا اثري از «شبي كه ماه كامل شد» خواهد ماند يا خير؟




امتداد حمایت «کیهان» از فیلم لرزان قتل زن داداش ریگی؛ این بار با یادداشتی 507 کلمه‌ای!⇔«کیهان» همچنان درباره چگونگی تأمین سرمایه تولید این فیلم پرسشی طرح نکرده!

سینماروزان: مدتی قبل از برگزاری جشنواره فیلم فجر بود که روزنامه «کیهان» با تأکید بر فیلم «شبی که ماه کامل شد» درباره قتل زن داداش ریگی از این فیلم به عنوان محصول معیار خود در جشنواره نام برد و با کسب برخی جوایز اصلی توسط این فیلم در جشنواره، همه چیز بر مدار مطلوبات این رسانه پیش رفت.

حالا یک هفته بعد از پایان جشنواره همچنان حمایت «کیهان» از این فیلم که فیلمبرداری روی دست و لرزانی داشته ادامه دارد و این روزنامه که کمتر فیلمی از سینمای ایران را ستایش میکند در یادداشتی 507 کلمه‌ای حسابی از این فیلم تعریف و تمجید کرده است. با این حال «کیهان» درباره چگونگی تأمین سرمایه این فیلم پرسشی طرح نکرده است.

یادداشت تحسن آمیز «کیهان» بر «شبی که ماه کامل شد» را بخوانید:

نرگس آبیار این بار متوجه شده است که چنانچه بخواهد به عنوان کارگردان سینما حرفی برای گفتن داشت باشد می‌باید سینمایی فکر کند، سینمایی بی‌اندیشد، سینمایی بنویسد وسینمایی فیلم بسازد باید گفت این خصوصیات در فیلم آخر آبیار «شبی که ماه کامل می‌شود» تاحدود زیادی رعایت شده است. او با یک قصه به ظاهر ملودرام عشقی برگرفته از واقعیت شروع می‌کند و آرام آرام به سمت یک چالش وتعارض ذهنی و فکری و ائدیولوژیک می‌رود و ماجرا را به سمتی می‌برد که لحظات نفس گیری را برای مخاطب خلق می‌کند.عشق در واقع دستمایه‌ای می‌شود تا داستانی واقعی گفته شود که کشور ما و مردم بخشی از سرزمین ما را در گیرخود کرده بود.
ماجرای «عبدالمالک ریگی» وجنایاتی که انجام داد و ترورهایی که کرد و افراد بی‌گناه و مردم عادی‌ای را که کشت همه ایرانیان را متاثرنمود. ریگی که یک سرش به دشمنان کشور و بیگانگان وصل بود و سر دیگرش به القاعده و گروه‌های تکفیری درصدد وحشت آفرینی بود. برداشت تکفیری و غلط او ازاسلام و دستورات دینی باعث شده بود که حتی برادران اهل سنت هم از او بیزاری جویند. هر چند که در فیلم نرگس آبیار، حمایت قاطع آمریکا و انگلیس از جنایات ریگی و حتی مصاحبه شبکه تلویزیونی صدای آمریکا با وی گفته نمی‌شود و این از نقاط ضعف این فیلم است.
ریگی در پی ایجاد وحشت بود تا از این طریق امیال شیطانی خود را پیاده کند و چیزی مانند طالبان یا بن لادن در ایران باشد. تا ازاین طریق والبته حمایت بیگانگان سیستان وبلوچستان عزیزرا نا امن گرداند و درنهایت به سوی تجزیه ببرد. دراین میان باهوشی سربازان امام زمان‌(عج) در طی سالها و تلاش شبانه‌روزی این عزیزان جان برکف باعث شد که او وهمدستان جنایتکارش دستگیر شده و به دستان عدالت ملت ایران سپرده شوند تا به سزای اعمال کثیف وننگینشان برسند. اتفاق تلخ این بود که همزمان با نمایش این فیلم، بار دیگر گروهک‌های تکفیری در بلوچستان دست به جنایت زدند.
نرگس آبیار اما با روندی دراماتیک سعی در واشکافی چگونگی عملکرد خزنده فکری ومذهبی این دست از افراد را در بین جوانان، نوجوان واقشار مختلف دارد. کسانی که بعضا به واسطه علقه‌های مذهبی تحت تاثیر احساسی نفوذ کلامی افرادی چون ریگی قرار می‌گیرند که دانسته انگشت روی اعتقادات و حساسیت‌های مذهبی آنها می‌گذارند.
ماجرای عشقی وسپس ازدواج برادر ریگی دستمایه‌ای می‌شود تا « آبیار» به داستان ریگی ورود نماید. او با شخصیت پردازی‌های درست وفکر شده چه به لحاظ بیرونی وچه درونی تماشاگر را با خود وفیلمش همراه می‌کند. نشانه گذاری‌های آبیار درفیلم می‌تواند یکی از نقاط قوت کار او باشد مانند سکانس آخر که روی فائزه یک ملحفه قرمز کشیده شده به نشانه اینکه او در خون خود خواهد غلتید و…
در نهایت قاب بندی‌های سینمایی و نماهای مکمل، اثری دیدنی را به وجود آورده است. مانند نماهایی که فائزه در بازار گوشت پاکستان به دنبال مامور ایرانی می‌گردد. نماهای این سکانس گویای بخشی از مفاهیمی است که او می‌خواهد ارائه دهد هرچند که در جاهایی دیگر زیاده می‌نماید و می‌تواند که بخش‌هایی از همین نماها کم شود تا ریتم این سکانس وایضا کل فیلم مطلوب‌تر گردد.




«شبی که ماه کامل شد»(نرگس آبیار)⇐سوار بر ترن هوایی به سوی مقصودبیک!

سینماروزان/حامد مظفری:

منفی: دوربین لرزان برای چه؟ انتقال تنش عصبی!!؟ جایی که تنش نیست چرا میلرزانی خواهر؟ چه کسی گفته فیلم استراتژیک باید لرزان باشد؟ یک “ایستاده در غبار” لرزاند و مفید افتاد! مگر “مزارشریف” لرزاند؟ مگر “پناهنده” لرزاند؟ مگر “چ” لرزاند؟ چه کسی گفته هر چه بیشتر بلرزانید دوز استراتژیک بودن بیشتر میشود⁉️ والله ترن هوایی لرزش اش بیشتر از شماست!

منفی: یک نمای زیبا نه از ایران و نه از پاکستان نمی بینید! همه جا ناهمگونی! همه جا زشتی! دست و پا میزنند تا شبیه “میلیونر زاغه نشین” شوند!! زاغه نشین استراتژیک!!!

منفی: همان کاترین بیگلوست؟! منتها او در دل جنگ میسازد و این در آشپزخانه !! به پاکستان هم که میرود یا در اتاق خواب است یا رستوران در زیر نگاه عاقل اندر سفیه محمدعلی جناح!

منفی: ای کاش به سبک “قانون مورفی” یک طراح اکشن برای نماهای تعقیب و گریز می آوردند! اجرای سردستی درگیریهای فیلم بدجوری توی ذوق میزند! تقصیر آبیار نیست؛ او کارش چیز دیگریست!

منفی: خاله زنک بازی شبنم مقدمی که انگار از “نفس” پرت شده اینجا! قبلا گلاره عباسی بود که در فیلمهای آبیار بازنشر میشد و حالا شبنم مقدمی! با همان تیپ خاص

منفی: هوتن شکیبا با همان خل بازی “لیسانسه ها” شده است داداش عبدالمالک ریگی! با لهجه ای که جاهایی به شمالی میزند! الناز شاکردوست زن داداش ریگی هم که بلحاظ گویش انگار بچه ناف جردن است ولی بلحاظ رفتار متعلق به عصر قجر!

منفی: فرشته صدرعرفایی زیر گریمی سنگین رفته تا سیمرغ بگیرد؟؟ بهتر نبود بازیگری اصل جنس مثلا سلیمه رنگزن را میاورند که قیافه معمولیش منطبق با گریم شده صدرعرفایی است؟

منفی: کمترین خلاقیتی برای چیدن بازیگران فرعی هم صورت نگرفته! همین بس که مرد نابکار فیلم اصغر فرهادی شده است پدرزن داداش ریگی!!

منفی: موتیف هندوانه همه جا هست! از بلوچستان تا قم! لابد هندوانه هم نماد است! نماد چه؟؟ اینکه شب دراز است برای…؟؟

منفی: خدا این باران را از سینمای ایران نگیرد که اگر نبود کارگردانان ما در زیباسازی بصری دچار احتقان می شدند!! در خشکسالی بلوچستان هم باران یکریز میبارد بلکه دو فریم متفاوت خلق شود و نمیشود!

*سکانس
– تصاحب برادرزن ریگی جلوی کنسولگری ایران

*کاراکتر
-داداش زن داداش ریگی با بازی پدرام شریفی

*جوک
-کف گرگی عبدالمالک بر صورت داییش!! به سبک عصر شیوع جاهلیت در سینما

*گاف
-این منطقه شهری پاکستان است که تروریستها آزادانه در خیابان مانور میدهند؟؟

-عبدالمالک بدون محافظ با برادر در پیتزافروشی قرار میگذارد! که چه کند؟ به برادر بگوید راه او-یعنی زنش-از آنها جداست؟؟ نمیشد این اندرز را تلفنی بگوید؟

*دیالوگ
-اگه پاکستان اینه کانادا چیه؟




اسامی کامل اعضای حاضر در هفت شورای مختلف فارابی اعلام شد⇐از بهرام توکلی تا نرگس آبیار!/از بهروز شعیبی و هادی مقدم‌دوست تا علی جلیلوند و آیدا پناهنده‌!!/از فرهاد توحیدی تا رسول صدرعاملی و احمد مرادپور!!+حضور هشت‌باره نام‌خانوادگی «تابش» در این هفت شورا!!!+حضور هفت‌باره معاون معزول نظارت و حضور شش باره مسعود نقاش‌زاده در این شوراها

سینماروزان: بالاخره شفاف سازی پیشنهادی از سوی رسانه های مستقل به شوراهای فارابی هم رسید و سازمان سینمایی در جدولی مبتنی بر معرفی اعضای هیأت امنا و شوراهای سازمان سینمایی، نفرات حاضر در شوراهای هفت گانه فارابی را هم رونمایی کرد.

به گزارش سینماروزان با مروری بر شوراهای مختلف فارابی چشممان به فیلمسازانی اغلب ارگانی می افتد؛ از بهرام توکلی کارگردان فیلم ارگانی «تنگه ابوقریب» تا نرگس آبیار کارگردان فیلم دوارگانی «نفس» که اتفاقا حمایت فارابی را هم در تولید داشت. از بهروز شعیبی و هادی مقدم دوست که کارگردانانی کاملا میان مایه محسوب میشوند تا علی جلیلوند و آیدا پناهنده با کارنامه ای خلوت که پیشتر هم درباره حضورشان در شوراهای فارابی خبررسانی شده بود.

احمدرضا معتمدی کارگردان فیلم ارگانی شکست خورده «راه رفتن روی سیم» و هادی نائیجی کارگردان یکی از اپیزودهای فیلم ارگانی «هیهات» از دیگر حاضران در شوراهای مختلف فارابی هستند. رسول صدرعاملی، فرهاد توحیدی و احمد مرادپور از دیگر فیلمسازان حاضر در شوراهای هفت گانه فارابی هستند.

«تابش» پررنگترین نام حاضر در شوراهای مختلف فارابی است چون نه تنها علیرضا تابش مدیرعامل فارابی در هر هفت شورای فارابی حاضر است بلکه فردی به نام مسعود تابش هم از جمله اعضای بررسی فیلمنامه های کودک فارابی است!!

حبیب ایل بیگی معاون معزول نظارت سازمان سینمایی از جمله فعالان شوراهای مختلف فارابی است که در تمامی شوراهای فارابی حضور دارد. مسعود نقاش زاده نیز در شش شورای فارابی حاضر است.

1 )شوراي تخصصي اجتماعي
اعضاء شوراي بررسي فيلمنامه عبارتند از:
رسول صدرعاملي، فرهاد توحیدي،
احمد مرادپور، حمید جمدر،
اشكان راد، سعید نیكورزم،
محمدرضا نعمتي، علیرضا تابش،
حبیب ايل بیگي، مسعود نقاش زاده
علي جلیلوند و آيدا پناهنده كه به تازگي از شركت در جلسه انصراف داده اند!!

ميهمانان شورا عبارتند از:
حسن خجسته، تقي آزاد ارمكي
عماد افروغ، روزبه كردون (مديركل اجتماعي وزارت كار)،
حبیب اله مسعودي فريد (معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي)، مصطفي اسدزاده(پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)،
سیدحمیدرضا میر عظیمي

2 )شورای تخصصی مقاومت و انقلاب اسلامی
اعضاي شوراي بررسي فیلمنامه:
محمدحسین حقیقي، محمدعلي باشه آهنگر،
حسین صابري، اصغر جعفري،
احمد مرادپور، حمید جمدر،
مجید رضابالا، امین عظیمي،
محمدجواد اسالمي، سیدمحمدحسیني،
علیرضا تابش، حبیب ايل بیگي،
مسعود نقاش زاده

3 )شورای تخصصی معناگرا
–اعضای شورا عبارتند از:

هادي نائیجي، احمدرضا معتمدي،
محمدرضا زائري، سیدمهدي شجاعي،
حسین اسدزاده، هادي مقدم دوست،
نرگس آبیار، بهروز شعیبي،
شرام پازوكي، منوچهر محمدي،
علیرضا تابش، حبیب ايل بیگي،
مسعود نقاش زاده

–ميهمانان شورا:
حسن بلخاري

4)شورای تخصصی کودک و نوجوان
–اعضاء شوراي ابتدايي(تبیین خط مشي) عبارتند از:
مهدي ارگاني، هوشنگ مرادي كرماني،
جواد حاتمي، فريدون عموزاده خلیلي،
علیرضا كرماني، حسین شیخ الاسلامی

–اعضاي شوراي بررسي فيلمنامه عبارتند از:
غالمرضا رمضاني(فیلمساز)، حسین شیخ الاسلامی(فعال در حوزه ادبیات كودک)،
دكتر جواد حاتمي (روانشناس كودک)، سحر عصر آزاد(منتقد سینما)،
شهرام اشرف ابیانه (كارشناس معاونت فرهنگي)، علیرضا تابش،
حبیب ايل بیگي، مسعود تابش

5 )شورای تخصصی اقتباس
اعضای شورا عبارتند از:

مسعود كوثري، سعید عقیقي،
مازيار اسلامي، هوشنگ مرادي كرماني،
حمید امجد، بهرام توكلي،
فرهاد توحیدي، علیرضا تابش،
حبیب ايل بیگي، مسعود نقاش زاده،

6 )شورای علمی
اعضای شورا عبارتند از:

اسماعیل بني اردلان، اكبر عالمي،
مهدي رحیمیان، حمیدرضا احمدي الري،
فرزان سجودي، علیرضا قاسم خان،
علیرضا تابش،حبیب ايل بیگي،
مسعود نقاش زاده

7)شورای فرهنگی و هنری(تولید)
اعضای شورا عبارتند از:
مديرعامل(علیرضا تابش)، قائم مقام (حبیب ايل بیگي)،خزانه دار (سیدمهدي سجادي)، معاونت فرهنگي پژوهشي( مسعود نقاش زاده)




واکنش احمد طالبی‌نژاد به شکست فیلم 2ارگانی «نفس» در اسکار⇐حذف از اسکار قابل پیش‌بینی بود/ «نفس» در اندازه‌های جهانی نبود!/«نفس» یک فیلم سفارشی است/ادعا می‌شود «نفس» مستقل است اما این فیلم کاملا دولتی ساخته شده!

سینماروزان: حذف فیلم «نفس» در همان مرحله ابتدایی اسکار اتفاقی بود که رسانه های مستقل همزمان با اعلام نام این فیلم به عنوان گزینه نهایی اسکار آن را پیش بینی کردند.

به گزارش سینماروزان «نفس» که محصولی دوارگانی است و با حمایت فارابی و نورتابان وابسته به بنیاد مستضعفان ساخته شده است حتی نتوانست یک پخش کننده جهانی پیدا کند و در این شرایط طبیعی بود که حتی در فهرست نامزدهای ابتدایی اسکار غیرانگلیسی زبان جایی نداشته باشد.

احمد طالبی‌نژاد منتقد پیشکسوت سینمای ایران در یادداشتی پیرامون این حذف برای روزنامه اصلاح طلب «شرق» از سفارشی بودن این فیلم برخلاف ژستهای استقلال‌مآبانه‌اش می‌گوید.

متن یادداشت طالبی نژاد را بخوانید:

حذف‌شدن«نفس» قابل پیش‌بینی بود

پذیرفته‌شدن یا ردشدن فیلمی در اسکار به اعتبار کشوری که فیلم به اسکار فرستاده است لطمه وارد نمی‌کند و با وجود رقابتی که بر سر حضور در این رویداد هنری وجود دارد، تمام کشورها علاقه‌مند هستند با فیلمی از کشورشان در اسکار شرکت کنند. می‌توان به تمامی این اتفاقات فکر کرد و معرفی فیلمی به اسکار به معنی پذیرفته‌شدن، کاندیداشدن و در نهایت جایزه‌گرفتن نیست، اما غیبت فیلم «نفس» در فهرست ٩ فیلم اولیه برای من صددرصد قابل پیش‌بینی بود.
از نظر من «نفس» فیلمی است که ممکن است در ایران به آن توجه شود و برای مردم فیلم مهمی باشد، اما باید برای دلیل غیبت این فیلم در ٩ فیلم اولیه آکادمی اسکار به وجوه سینمایی فیلم توجه کرد و آن این است که از نظر من «نفس» به‌لحاظ مضمون، ساخت و پرداخت در ‌اندازه‌های رقابت با فیلم‌های جهانی نیست و این فیلم را می‌توان فیلمی بومی دانست. قطعا متوقف‌شدن فیلم در این مرحله از رقابت اسکار قابل پیش‌بینی بود و تصور می‌کنم برای افرادی که در کمیته انتخاب فیلم برای معرفی فیلم به اسکار هم حضور داشتند این پیش‌بینی خیلی دور از انتظار نبود.
به‌هرحال انتخاب فیلم در آکادمی اسکار متفاوت است و تصور می‌کنم عناصر مورد توجه اسکار در این فیلم وجود نداشت، اما نکته‌ای که می‌توان به آن اشاره کرد این است که در آکادمی اسکار تنوع سلیقه‌ای بسیاری برای انتخاب فیلم وجود دارد که البته چندنفری هم از ایران در فهرست انتخاب‌کننده‌های فیلم در آکادمی اسکار هستند، بنابراین یک رأی وجود ندارد و البته همه می‌دانند که در ماجرای اسکار همیشه یک ماجرای پشت‌پرده وجود دارد. معرفی‌کردن فیلم و داشتن پخش‌کننده خارجی که بتواند فیلم را به‌نوعی معرفی کند تا هرچه بهتر دیده شود، در این روند تأثیر زیادی دارد.
در این مورد همیشه فیلم «میلیونر زاغه‌نشین» را مثال می‌زنم که این فیلم طوری معرفی شد که بسیاری موفق به دیدن آن شدند و فیلم توانست جریان‌ساز شود و در نهایت در اسکار به موفقیت رسید.
به‌نوعی می‌توان این روند را یکی از دلایل موفقیت فیلمی در اسکار دانست، اما می‌توان به نکته دیگری در ارتباط با فیلم «نفس» اشاره کرد و آن این است. که این فیلم سفارشی است، هرچند که ادعا می‌شود این فیلم کاملا مستقل ساخته شده، اما معتقدم این فیلم کاملا دولتی ساخته شده است، هرچند که در این مجال کوتاه نمی‌توان به ابعاد ساختاری فیلم اشاره کرد و نقاط قوت و ضعف فیلم را برشمرد، اما قطعا نمی‌توان این فیلم را گزینه‌ای در نظر گرفت که اگر به آکادمی اسکار معرفی کنیم قطعا نتایج خوبی حاصل می‌شود و فیلمی نیست که بتواند طیف زیادی از کسانی را که در آکادمی اسکار هستند راضی نگاه دارد.
در نهایت می‌توان گفت پذیرفته‌نشدن فیلم «نفس» در آکادمی اسکار اتفاق مهمی نیست و قرار هم نیست هر سال ایران فیلم به آکادمی اسکار معرفی کند و فیلم‌های ما در فهرست نهایی پذیرفته‌شده در آکادمی اسکار باشد و در نهایت جایزه به کشور ما تعلق بگیرد.




کارگردان ذوق‌زده یک فیلم 2ارگانی: ترامپ «نفس» را ببیند تا با فرهنگ اصیل ایرانی آشنا شود!⇔پرسش اول: ترامپ باید «نفس» را ببیند که دریابد در ایران چگونه یک کودک توسط مادربزرگی متشرع مدام کتک می‌خورد؟/ پرسش دوم: ترامپ باید «نفس» را ببیند تا بفهمد چطور آموزگار قرآن برای تعلیم به کودکان، بدترین روش را انتخاب می‌کند؟!!/پرسش سوم: ترامپ باید «نفس» را ببیند تا دریابد چگونه اثرگذاری فرهنگی هالیوود باعث شده یک مرد روستایی در بیغوله‌های ایران، موهایش را همانند قهرمان یهودی «سامسون و دلیله» آرایش کند؟

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر: اینکه در روزهای نزدیک به انتخاب گزینه ایرانی اسکار دست اندرکاران فیلم 2ارگانی «نفس»- که با حمایت فارابی و نورتابان وابسته به بنیاد مستضعفان تولید شده- تلاش زیادی کردند که با انتشار رپورتاژهایی متکی بر سیاهه حضورهای جشنواره ای فیلم، پاشنه آشیلی به نام نداشتن پخش کننده معتبر نه در اروپا و نه در آمریکا را کاور کنند آن قدرها خنده دار نبود.

به هر حال رقبایی همچون «وارونگی» و «مالاریا» که یکی در اروپا و مثلا در فرانسه و سوئد پخش کننده داشت و دیگری تا حضور در جشنواره ای همچون ونیز پیش رفته آن قدر مطرح بودند که تلاشهای دست اندرکاران «نفس» برای تاکید حضور در مثلا جشنواره ایرانیان استرالیا(!) خنده دار به نظر نرسد.

اما اینکه بعد از درآمدن نام این فیلم از قوطی هیات انتخاب اسکار- که یک کارمند شریک تولید یعنی معاون فارابی هم در آن حضور داشت- دست اندرکاران همچنان بکوشند به جای پیدا کردن پخش کننده معتبر پناه ببرند به رپورتاژ برای هموار کردن مسیر، زیاده از حد خنده دار است به خصوص اگر یکی از این رپورتاژها خطاب به دونالد ترامپ باشد و آن هم در قالب تقاضای کارگردان «نفس» از وی.

کارگردان فیلم 2ارگانی «نفس» از ترامپ میخواهد تا فیلمش را ببیند بلکه با فرهنگ اصیل ایرانی آشنا شود و وجه کمدی ماجرا هم همین فرهنگ اصیل ایرانی است که هرچه فیلم را زیر و رو کنیم جز نقیض اش را در آن نمی یابیم.

ترامپ باید «نفس» را ببیند که دریابد در ایران چگونه یک کودک توسط مادربزرگ متشرع اما نامهربان مدام کتک میخورد و توهین می‌شنود و تحقیر می‌شود و چطور آموزگار قرآن برای تعلیم قرآن بدترین وجنون آمیزترین  رفتار را با کودکان دارد؟!!

ترامپ باید «نفس» را ببیند تا دریابد چطور تأثیر فرهنگی کشورش از کانالی به نام هالیوود تا بیغوله های ایران آمده و یک مرد روستایی با دیدن فیلم «سامسون و دلیله» موهایش را به مانند قهرمان یهودی فیلم آرایش می کند و چارچوب در خانه را همچون معبد هیکل سلیمان فرض  می نماید!

ترامپ باید «نفس» را ببیند تا متوجه شود حتی شهرنشینان ایرانی نیز جز درگیریهای خاله‌زنک‌گونه حرف دیگری برای گفتن ندارند؟؟

اگر بناست در جهت پیدا کردن پخش کننده، تبلیغات کنید، تقاضا به تماشای مفاهیم غیرموجود و بازنشر آن در کانالهای آگهی بگیر(!!) عبث ترین کار ممکن است.

اگر هم دست اندرکاران «نفس» در حال رونویسی از ترانه و ماجرای توییت تحریم آمیز سال قبلش درباره اسکار هستند- که مستقیما رفتاری خاص از ترامپ را نشانه رفته بود- باید بدانند کارگردان فیلمشان تاکنون یک جایزه حتی فرعی از فستیوالهایی چون کن و برلین و ونیز دریافت نکرده چه برسد به اینکه یک اسکار قبلی در کارنامه داشته باشد تا رفتارهای آنتی ترامپش برای آن‌وری‌ها توی ذوق نزند و عمیق جلوه کند و بهانه ای برای طرح خود نباشد.

اگر هم این گونه رفتارها مصرف داخلی دارد که الحمدالله  کارگردان و تهیه کننده فیلم از این حیث صبغه پرو پیمانی دارند و نیازی به این پروپاگانداها نیست.

پس چه بهتر که حتی برای تبلیغات هم بر روی داشته ها کار شود و نه شعارهایی که نقیض شان آشکارا در فیلم رژه می رود.

نفس-ساره نورموسوی
نفس-ساره نورموسوی



روایت نویسنده روزنامه «جوان» از نقش نرگس آبیار در حذف یک فیلم ارگانی از بخش مسابقه جشنواره

سینماروزان: جواد محرمی خبرنگار روزنامه “جوان” در یادداشتی اجتماعی در کانال “سینماآرمان” تحلیلی خاص درباره چرایی حذف فیلم ارگانی “امپراطور جهنم” که با حمایت انجمن سینمای دفاع مقدس تولید شده، از بخش مسابقه جشنواره فجر ارائه داده است و از نقش نرگس آبیار در این باره سخن گفته است.

متن یادداشت محرمی را بخوانید:

در جشنواره جهانی فجر پس از تماشای فیلم “نفس” با نرگس آبیار صحبت می کردم به او گفتم چرا این معلم قرآن فیلم اینقدر کریه المنظر و منفی تصویر شده بود. گفت: می خواستم ریشه های داعش را نشان بدهم. از جوابش حیرت کردم و پرسیدم ریشه های داعش تو ایران چیکار می کنه خانم آبیار؟ پاسخم را نداد.

چند روز پیش که شنیدم فیلم “امپراطور جهنم” با موضوع ریشه های شکل گیری داعش از بخش مسابقه جشنواره فجر کنار گذاشته شده و نرگس آبیار هم جزو مخالفان سرسخت فیلم بوده ناخودآگاه یاد جمله کارگردان “نفس” در جشنواره جهانی فجر افتادم.