روایت تکاندهندهی اکبر گلپایگانی از ماهتابِ کربلا+ویدئو
سینماروزان: شاید کمتر کسی بداند اکبر گلپایگانی خوانندهی نامدار ایرانی ازجمله مریدان آزادگی امام حسین(ع) بوده و قطعه «ماهتاب» را نیز با توصیف فاجعه کربلا خوانده.
هومن ظریف روزنامهنگار و مستندساز باذوق ایرانی درباره زندگی گلپا مستندی ساخته است به نام «گلپا، ترانه و آواز» که پس از فوت این خواننده بسیار دیده شد. گلپا در بخشی از مستند «گلپا، ترانه و آواز» است درباره قطعه عاشورایی «ماهتاب» صحبت کرده و از این گفته که چگونه با شاعر آن -که روایتی تصویری از فاجعهی کربلا ارائه کرده-همذاتپنداری کرده و به حس مشترکی درباه آن رسیده.
قطعه معروف «ماهتاب» سروده ی جعفر منصوری-پدربزرگ گیتی پاشایی-با تار(جلیل شهناز)،سنتور(رضا ورزنده)،نی(حسن ناهید) و کمانچه(علی اصغر بهاری) تنظیم شده است با شعری به این شرح:
شب است و ماهتاب و شمع خاموش/همه دردی کشان مستند و مدهوش
خرابات از تجلی وادی طور/تعالی الله از این شب چشم بد دور
بخاک میکده آن پیر مطلق/بخون خود زده نقش اناالحق
خرابات و خراباتی همه مست/عجب ساقی عجب ساغر عجب دست
سینماروزان/هومن ظریف(مستندساز، روزنامهنگار و کارگردان مستندهای مرز پرگهر و گل گلاب به روایت هما): در دور اول ریاست جمهوری ترامپ هشدار داده بودم که ترامپ به اهداف فرهنگی حمله خواهد کرد. آن زمانی که( در سال ۲۰۱۵) این هشدار را دادم برخی از همکاران مستندساز و خبرنگار به من طعنه زدند که این سوءتفاهم خبری است و اصولاً ترامپ آن قدر نادان نیست که به مراکز فرهنگی حمله کند.
حالا بعد از چندین سال مایلم به آن متن خبر توجه فرمایید و مشاهده کنید که او با چه افتخاری از حمله به ورزشگاه دوازده هزار نفری آزادی و فرودگاه مهرآباد که جزو میراث فرهنگی دوره پهلوی اول است، به تهاجم سبوعانه علیه کاخ گلستان رسیده است.
در کاخ گلستان رضاشاه پهلوی تاج گذاری کرده و بسیاری از مولفههای تاریخی دوران زند و قاجار در آن حفظ می شود. چه بسیار گردشگران اروپایی و آمریکایی از آن دیدار کرده اند.
ترامپ از سرزمینی می آید که عمر تأسیس کشورش از تاریخچه منار جنبون ما هم کمتر است و او را درک می کنم که متوجه مولفههای تاریخی کاخ گلستان نباشد. اما طرفداران عمو ترامپ بدانند که آن بخشی از تاریخ بزرگ ایران را که دوست دارند در این کاخ، مستند شده. چندین نقاشی منحصر به فرد از پدر شاعر «ای ایران» در یکی از گالری های آن حفظ می شود.
در برابر این تجاوز آشکار و غیرفرهنگی و در دفاع از این مرزپرگهر و اسناد آن با کسی شوخی نباید کرد و از همین جا فراخوان اجرای سرود ای ایران با ساز یا آواز به مناسبت ۲۲ اسفند سالروز درگذشت حسین گلگلاب -شاعر سرود حماسی ای ایران در پاسخ به تجاوز دشمنان به وطن- را اعلام میدارم. عموم علاقمندان میتوانند ویدئوی خود را از طریق پیام رسانهای مختلف به این شماره- 09125162805- بفرستند.
امیر تتلو؛ خوف از بیگانه و رجا بر خانه!؟
سینماروزان/هومن ظریف(روزنامهنگار و مستندساز):
به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
با نام خدایی آغاز میکنیم که اندیشه دانشمندان بر چیستی و هستی او یارای دسترسی ندارد مگر با استعانت از خود پروردگار و فرستادگان برحق او که انصافا همگی در هر مذهب و نحلهای، خبر بر صفات رحمانی او داده اند و از این بابت است که می گوییم و می گویند: به نام خداوند بخشنده و مهربان.
و باز بر همین اساس است که در صفت رحمانیت ، رحمت خداوند به همه مخلوقات از جمله انسانهای مومن و کافر و نیز غیر انسانها تعلق می گیرد.
و خدمت ملت شریف شعر و ادب پرور ایران زیره به کرمان می بریم که حتی در محاوره هم از مخزن فرهنگ سترگ ایرانی، ضرب المثلهایی استفاده می کنند که همگی بر اعتدال و اغتنام فرصت و گذشت تاکید دارد.
چقدر سخنان بزرگان و صاحبان راه معرفت و دعوت از این منظر برای جذب مردم به گذشت و نیکوکاری بهره بردهاند؟! کافی است آن منش مالک اشتر در برابر رهگذر هتاک را به یاد آوریم.
اما مقایسه غلط می نماید. در اینجا، هم این جوان جویای نام -امیر تتلو-با طرفداران بی شمارش، و هم طرفدارانش شنوندگانش می دانند او هرگز در قید و بند توهین نیست.
اصولاً اگر بر این سیاق بخواهیم نقدی منصفانه بر متن ترانههای او داشته باشیم و غور کنیم، با این همه اشعارش، چندین مرحله از رکاکت اشعار متون ادبی گرانقدر ایران عقب است!
زیرا در قیاس و نه در استقرا، اگر دیوان ایرج میرزا و عبید زاکانی و برخی از اشعار وحشی بافقی و هجویات سعدی علیهالرحمه( نه آنچه پس از تصحیح ذکاءالملک فروغی در بازار نشر است) و به مثنوی معنوی مولوی رجوع کنیم، آمار کمّی و کیفی لغات و استعارات و بخش زیادی از متون کلاسیک ادب و فرهنگ ما، به خاطر جانمایه پیام شاعر و نویسنده، در ورطه رکاکت افتاده است.
اما چرا آنها به چشم نمی آید؟ یک به این دلیل که حال و احوال و مغازله آن ادبا و شاعران در تاریخ، تجسد پیدا کرده است و ما حتی تاریخ تولد و مرگ آنها را هم به زحمت به یاد می آوریم چه برسد به اینکه شکل و ظاهر و آرایش صورت و نوع پوشش آنها را بدانیم!
عزیزان! هنوز بین علمای تاریخ دعواست که شراب و شاهد و ساغر شعر حافظ مجازی است یا حقیقی.
دوم اینکه اگر همین قابوسنامه وشمگیری که در کتاب درسی ما زیر نظر هیات مولفان چاپ و نشر می شود، به ناگهان و بدون پیش زمینهای باز کنید شاید نتوانید آن را با صدای بلند بلند حتی در جمع خصوصی بخوانید چه برسد در جمع خانواده.
مثنوی معنوی هم با اینکه معنوی است، از داستانهایی بعضاً از مضامینی که در خلوت هم نمی توان مرور کرد برای ارجاع پیام و استنتاج معنوی بهره برده.
کوتاه سخن اینکه معالم شریعت و مفسران کلام وحی نیز در برخی از عبارات سوره یوسف، به ویژه سخن زلیخا به یوسف، به پیام بسنده کردهاند تا پوسته کلام.
در همین کتاب مقدس ما مسلمانان زنهار شکوهمندی هم هست که نص صریح آن این است: لَا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا.
خدا دوست نمیدارد که کسی به گفتار زشت (به عیب خلق) صدا بلند کند مگر آن که ظلمی به او رسیده باشد، همانا که خدا شنوا و داناست.
صد البته این جوان واکنشی ادبی به کنش اجتماعی و زندگی شخصی خود داشته، ظلمی دیده و بر این اساس خشونت کلام او اگرچه عرض شد می تواند با تسامح از زمره ادبی به حساب آورد اما فی الذاته اگر هتک حرمت هم قلمداد شود، باز هم به رسیدگی و تشفی نیاز دارد…
مگر نه این است طرفداران او جوانانی هستند با دامنه سنی گاه کوچک و گاه میانسالان جواندل؟!
پس سخن او پذیرش از جنس همذاتپنداری، داشته که برخی از صاحبان ابرو برای دیدار او اظهار لحیه کردهاند و روی موج افواج طرفداران او حساب باز کرده بودند.
فلذا نگارنده بر این باور است برائت از شنیدن توهین، خود از زیرکی است زیرا اگر حتی بپذیریم که مخاطب خدای ناکرده قصد اهانت صرف غیر از ساحت ادبیات (که عرض شد در تاریخ و آثار شعرا مرسوم است) داشته، از این سو ما سیره و اخبار بزرگان را داریم که باز راه و مفری برای درک تسامح و تساحل ایجاد کرده است.
امیر تتلو
زیره به کرمان بردن است اگر از کتاب «مناقب آل ابیطالب» روایات خویشتنداری پیشوای اول تشیع را خدمت سروران نقل کنیم. زیره به کرمان است اگر کتابهایی که عزیزان ملکه ذهن دارند تورق کنیم. از نهجالبلاغه بگوییم یا نهج الفصاحه؟! از تاریخ طبری و مصباحالشریعه وغرر الحکم و درر الکلم بیانی بینه و آشکار کنیم که اتفاقا آشکارتر از هر آشکاری است.
این مردم با فرهنگ اهل شعر و تفال به حافظ که تنها مردمی هستند که برای شعر و تلذذ روحی فال حافظ می خرند و در هر دعوایی، بانگ بر می دارند: صلوات بفرستید( به کنایه اینکه دعوا را فیصله دهید) این مردم همگی اهل رأفت و بخشش و چشم پوشی هستند. عموم این ملت می دانند که کور خود و بینای دیگران نباید باشند.
اما گناه امیرحسین در تزریق حالات و اتفاقات زندگی اش در بند بند ترانه هایش است. او گناهکار است که در خلوت آن کار دیگر را نکرده.
طفلک هرچه کرده همه کس می دانند!
همانند وحشی بافقی هم در وصل داد زده و هم در هجر یارش دشنام داده!
لذا من از این بعد از کارنامه ایشان، او را فرد سادهای می دانم که با زلال دل خود، بازی کرده و این دل شیشهای اش را در معرض سنگ قضاوت گذاشته است.
آنچنان ساده که حتی در جای جای اشعارش تصریح کرده: ها؟ مست بودی و حواست نبود در یک اتاق نامحرم حرامه بمونی..
اشعار او و لحنش با مصلحتسنجی بیگانه است و بر این اساس حتی از بیان اعتقادات مذهبی و اخلاقی و پند و اندرز هم واهمه نداشته. با اینکه می دانیم و میدانید جوانان کمتر پند را وقعی می نهند. او بی محابا مضامین اخلاقی هم بیان کرده که متاسفانه نگاه منتقدان روی بخش رکیک اشعارش، قفل شده.
اگر به یک دهه مصاحبه های او رجوع شود به ویژه متن پاسخهای او در مصاحبه با رضا رشیدپور، یک نکته کاملا مشهود است: او هرچه هست با همان شخصیت و همان کلام و منش در همه جا ظاهر می شود. مخلص کلام، هتاک یا غیر هتاک، او صادق است. همچنانکه مغرور است و خود را سلطان ژانر موسیقی خاص خود در ایران می داند در بازگویی زندگی کودکی و نوجوانیاش لکنت ندارد. با مادرش زندگی می کرده و تحت حمایت…
مادرش کارگری کرده تا او حرف زدن یاد بگیرد و با مطالعه در متون تخصصی یونگ و فروید و عرفان شرق و غرب، تفکر کند و در فوتونهای انرژی کلام با خاص و عام، ارتباط بگیرد.
از سوی دیگر، اگرچه بیش از یک دهه است که موسیقی زیرزمینی با مجوز ارشاد روی زمین هویدا شده، اما مراکز ادبی و کانونهای نقد شعر و ترانه و دپارتمانهای دانشکده های ادبیات کشور برای نقد ترانههای رپ و ار. اند. بی، مسکوت و منکوب تعارف ماندهاند.
حالا چرا نقد ترانه های پاپ کم و بیش صاحب پایاننامه و رساله است اما موسیقی با مجوز صاحب تاریخچه از این دست، مسکوت مانده در این مجال نمی گنجد. اما می توان حق داد که جامعه عام و خاص هنوز در درک استعارات و تعبیرات و طنازی کلام جوانان و نوجوانان درمانده است. این سخن من نیست، استعانت از همایشها و سمینارهای جامعه شناختی و مردم شناختی و رفتارشناسی است که عرض می کنم؛ جامعه خشن شده است. ولی از حسن اتفاق، خشم و بغض موکل مذکور، از جنس کلامی است که می توان از آن درگذشت.
چه بسا برگشت او از کشور بیگانه به وطنش، برگی است برای تبرئه اش. او به مام میهن برگشته چون در حالت خوف و رجا، وزنه امید و رجا و بخشایش را در وطنش جستجو می کرده، انگار ایشان از ترکیه به دنبال دادرسی از اسارت به قفسی در گوشه وطنی خزیده و با خود نجوا کرده:
دل غمدیده به دنبال کسی افتادست
دادخواهی ز پی دادرسی افتادست
از من خسته خدا را به تغافل مگذار
که مرا کار به آخر نفسی افتادست
حسرت مرغ اسیری کشدم کز دامی
کرده پرواز و به کنج قفسی افتادست
در این میان پرهیز او از گفتگوی رسانهای هم لابد به خاطر این است که مشاهده می کند خبری که برخی خبرنگاران از او روایت می کنند گویا برای گره گشودن نیست و کلاف سر درگم او را صعبتر و سختتر می کنند.
از آن طرف ماندنش در غربت، آب در آسیاب بیگانگان بوده شاید!
کوتاه سخن اینکه؛
سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست
معنی عفو و رحمت آمرزگار چیست
زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست
تا در میانه خواسته کردگار چیست؟
حرفهای داریوش مهرجویی دو روز قبل از قتل!/ از احمدینژاد و شایگان تا باستانشناس کانادایی و…
سینماروزان/هومن ظریف: ميدانستم مدتهاست از مصاحبه فراري است. بنابر ارادت گذشته و همنشيني فيلم مستند همه داناي او با نخستين فيلمم به نام مرز پرگهر در چهارمين جشنواره حقيقت، اصرار كردم و پذيرفت.
صبح روز نوزدهم مهر، با داریوش مهرجویی تماس تلفنی گرفتم که ضمن احوالپرسی، تقاضا کنم گفتگویی درباره فیلمهای اقتباسی او داشته باشم. بیشتر مدنظر من فیلمهایی بود که با نگاه به کتاب یا داستانهای داخلی یا خارجی ساخته است. مکالمه مانند همیشه نامعمول بود. ابتدا تلفن باز شد، اما هرچه استاد استاد میکردم، جز صدای خرخر و سرفه چیزی شنیده نمیشد. متوجه شدم چون صبح است، استاد شرایط گفتگو را ندارد. تلفن را قطع کردم و دوباره پس از یک ربع ساعت تماس گرفتم. شاید این آخرین خنده استاد مهرجویی بود، حداقل در آخرین مصاحبه با یک خبرنگار.
گوشی را قطع کردم چون بارها به من گفته بود که معنای تلفن همراه این نیست که دارنده گوشی همیشه و در همه حال و هر جایی، شرایط پاسخگویی داشته باشد و باید پس از تماس به تلفن همراه حتماً بپرسم که آیا شرایط گفتگو دارد یا نه. پس آن روز بیخیال گفتگو شدم.
روز بعد ۲۰ مهرماه ۱۴۰۲ و کمی دیرتر یعنی نزدیکهای ظهر با او تماس گرفتم. آنچه میخوانید آن مکالمه کوتاه بین من و اوست که قرار بود به صورت مفصل سر فرصت انجام شود که زمانه و چرخ بدنهاد اجازه نداد.
*جناب مهرجویی میخواستم مصاحبه حضوری و تصویری داشته باشم.
-حضوری که نمیشه و در ثانی من مصاحبه تصویری نمیکنم. اصولاً شرایط مصاحبه هم ندارم. هر کسی از شماها(خبرنگارها)زنگ میزند، بحثها سیاسی میشود و من آدم سیاسی نیستم.
*اتفاقاً پرسشهای من درباره کتاب است؟
-شما کتاب “جهان هولوگرافیک” من رو خوندی؟
*بله، مثل یک همراه ماندگار و کتاب راهنما همواره پیش روی من است.
-میخندد. میدونین چند بار چاپ شده؟
*بله و خیلی هم درباره آن پرسش دارم.
-البته این دوره کرونا باعث رکود بازار کتاب شد، اما جهان هولوگرافیک مشتریهای خودش را داره. منم فکر کنم بازم باید بنویسم.
*من موارد جالبی را در کتاب دیدم.
-مثلاً؟
*مدتها با آقای ر. اعتمادی دمخور بودم، ایشان هم کتاب شما را میخواند و کتابهایی درباره نظریه جهانهای موازی هم به من هدیه کرده بود.
-عجب، جالب است. اما کتاب جهان هولوگرافیک، ترجمه من است.
*چه فیلمهایی را پیشنهاد میکنید برای درک بهتر این کتاب؟
-فیلمهای زیادی است، اما توصیه من فیلمهای مستند یا سینمایی اقتباسی از کتابهای علمی است.
*روی واژه علمی تاکید دارید؟
-بله، چون کتابی که ترجمه کردم علمی است و با گزافهگویی، چرندیات و خرافات فاصله دارد.
*مطالعات شما پیش از ترجمه کتاب چه بود؟
-خب فیلمهای پری و هامون و موارد دیگر را که دیدهاید، ندیدید؟
-بله. متوجه شدم!
*از چه سالی جرقه ترجمه این کتاب در ذهن شما زده شد؟
-درکش کرده بودم، اما چند سال قبل، دوست عزیزم داریوش شایگان در سفری به آمریکا این کتاب را خوانده بود و خیلی صحبت درباره آن داشتیم. میدونین که این کتاب را فردی به نام مایکل تالبوت نوشته.
*گویا کتابهای او مرز بین عرفان و فیزیک را برداشته؟
-بله مثل اون کتاب “ذن و هنر داشتن موتورسیکلت” که در فیلم هامون ارجاع داده بودم.
حرفهای داریوش مهرجویی دو روز قبل از قتل!/ از احمدینژاد و شایگان تا باستانشناس کانادایی!
*من هم فیلم اول “تیم برتون” رو یادم میآید به نام “ماجراجويي بزرگ پيوي”.
-بله. این عرفان و فیزیک نوعی برای خیلیها غیرقابل درک و غیرقابل آشتی هستند، اما در این کتاب، تالبوت، به خوبی از پس موضوع برآمده است.
*چگونه؟
-پرسشهای هستیشناسانه و مهمی را در کتاب هولوگرافیک میبینم که مطرح میشود و اصولاً مسائل فلسفی را به زبان امروز بیان میکند.
*نوعی پاسخ به مدرنیته؟
-تلنگری به کسانی که مروج مدرنیته، دل و ایمانشان را شبههوار کرده و غبار اشک بر آن نشانده. به ویژه کسانی که از سخنان متافیزیکی بیمحتوا خسته شدهاند.
*برخی این کتاب را شِبه علم دانستهاند!
-آقاجان شبه علم چیه؟! من منظور این اصطلاح را نمیفهمم. یا چیزی سودمند است یا نیست. تازه عرفان ایرانی و خارجی هم نداریم. عرفان یعنی شناخت همه زوایا. حالا این شناخت میگوید حتی چیزی که سودمند هم نیست، به خاطر جهان هولوگرافیک، سودمند خواهد بود!
*غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
-چیزی توی همین مایهها که در منابع مکتوب ما فراوان است. دل هر ذره را که بشکافی، ترجمان جهان هولوگرافیک است.
*در بخشی از کتاب (صفحه 274) شباهتی بین امرسون در سال 1973 با مدعیات منسوب به رئیس جمهور اسبق ایران، احمدی نژاد وجود دارد.
-عجب؟ چه موردی؟
*گویا برخی مدعی شده بودند افرادی غیببین در دولت وی وجود داشتند که میتوانند بدون استفاده هوشیارانه از عقل و منطق، جای معدنها و سردابهای سری زیرزمینی را با یک نگاه نشان دهند.
-مساله جالبی است. بگذارید کتاب را بیارم و با هم بخوانیم.
*در صفحه 273 کتاب هم آوردهاید که استفاده از غیب بینان در کارهای باستانشناسی توسط یک مورد مستند یعنی یک راننده کامیون ثبت شده.
-حقیقتاً جذاب است. چه کارهایی که من نکردهام!
*بله واقعاً برای من هم جالب بود. مثل سازمان انتقال خون که پس از فیلم “دایره مینا” تاسیس شد.
-(میخندد) قرار ما این بود که درباره کتاب حرف بزنیم. من شگرد شما خبرنگارها را نمیدانم، وگرنه این مشکلات برایم پیش نمیآمد. اما ارجاع خوب و به موقعی دادید. من متوجه تجارت خون در حاشیه تهران شدم، فیلمی ساختم و خب حالا که فکر میکنم پرسش شما از دایره کتاب بیرون نرفته، چون غلامحسین ساعدی یک داستان درباره فضای سیاه بیمارستانهای آن زمان نوشته بود و خب ساعدی پزشک هم بود.
*اتفاقاً در این باره نیما حسنی نسب به خوبی روایت خوبی از تاثیر فیلم به جامعه پزشکی ارائه دادهاند.
-حیف کرونا که تمام شد، هنوز کتاب جون نگرفته، وگرنه صحبت در این میان زیاد است. لطف کنید پرسشهاتون رو توی واتساپ بفرستید تا دربارهاش کلی گویی نکنیم… همین، و تمام…
*چشم استاد برای شما مینویسم و میفرستم.
⇓⇓⇓
دوباره متن سخنرانی منسوب به رئیس جمهور اسبق و بخشی از کتاب هولوگرافیک را پشت سر هم مطابقت میدهم. از این مشابهت شوکه بودم و از قتل مهرجویی به یک حالت شوک ممتد رسیدم):
حرفهای منسوب به احمدی نژاد: ما همین الان در ایران فردی را داریم که میاد سطح زمین رو نگاه میکنه، علفها رو نگاه میکنه، تمام معادن اعماق زمین رو به شما معرفی میکنه، یک دانش است دیگه! … به شما میگوید اینجا منگنز است، آهن است. اینجا طلاست، اینجا سربه، همه رو معرفی میکنه. تضمینیها!
کتاب جهان هولوگرافیک(صفحه273): همکاری پونیا توفسکی با اوسوویکی ونسیا و نورمن امرسون استاد کرسی انسانشناسی دانشگاه تورنتو و معاون موسسه زمینشناسی کانادا در مورد استفاده از غیب بینان در کارهای باستانشناسی (مهم است) که در این باره تحقیق کردهاند.
نکته درباره نویسنده کتاب جهان هولوگرافیک: تالبوت در 1992 در سن 38 سالگی بر اثر سرطان خون درگذشت. تالبوت از فرآيند كار پروژکتور و فرافکنی نور و صدا که توهم حرکت و واقعیت را ایجاد میکند برای ایده خود وام میگیرد که شبیه همان نظریه غار افلاطون است که در شعر مولانا آمده است. شعور کیهانی و باستانی و در هم آمیختگی ماده و ذهن و اراده انسان در دستیابی به کشف و شهود ماورایی مبتنی بر فیزیک و فلسفه از پیامهای این کتاب است که هنوز هم باعث چالش دانشمندان حوزههای گوناگون در ایران و جهان شده است و برخی موارد از نظریات کتاب قابل ارزیابی نیستند، مثلاً وجود یک انرژی تاریک را پیشنهاد میکند که در کل کیهان نفوذ میکند تا رمزگذاری هولوگرافیک اطلاعات را تسهیل کند اما هیچ مدرکی وجود ندارد که چنین انرژی تاریکی وجود داشته باشد.
آقای شجریان! #ای_ایران هم سرود بود، چرا نخواندید؟!/پاسخ به دهها پرسش کلیدی در #گل_گفتگو
سینماروزان/مهدی فلاح صابر: مجموعه مصاحبه های #هومن_ظریف با اهالی موسیقی توسط نشر اندیشه عصر، با عنوان #گل_گفتگو منتشر شد.
نویسنده در بخشی از دیباچه آورده است: آنچه میخوانید تلاش من در کسوت خبرنگاری بوده که در چهار گوشه مرز پرگهر، با فعالان موسیقی به گفتگو نشسته است. از ترکمن صحرا تا قشم و بوشهر و از بیرجند تا کردستان و آذربایجان.
هومن ظریف علاوه بر #کتاب_مرز_پرگهر ( درباره دکتر حسین گل گلاب سراینده سرود ای ایران)، کتاب یمینی شریف ( نقد اشعار و رمان های عباس یمینی شریف)، کتاب خاطرات ساکن خیابان آمل؛ مجموعه داستان های زندگی ناصر جبلی پدر حمید جبلی بازیگر نام آشنای سینمای ایران و کتاب تاریخ معماری از هخامنشیان با ترجمه دکتر حسین گل گلاب و کتاب وفای عهد( زندگینامه دکتر محمد وفایی موسس انجمن اُستومی ) را آماده چاپ دارد.
فخری ملک پور، همایون خرم، محمدرضا شجریان، مصطفی کمال پورتراب، محمد منتشری، رضا روحانی فرزند انوشیروان روحانی، مرتضی احمدی، سعید ثابت، عاشیق حسن اسکندری، دکتر محمد تکه، جلال ذوالفنون، خوزه فیلیسیانو، علیرضا گلبانگ، عبدالوهاب شهیدی، رامین صدیقی، عثمان محمد پرست، محمد رفیع اشتری، فریدون حافظی، شیر محمد اسپندار، عزیز شاهرخ و رضا ژاله از افرادی هستند که هومن ظریف طی پانزده سال با آنها گفتگو کرده است.
در بخشی از کتاب که مرتبط با گفتگو چالشی نویسنده با محمدرضا شجریان است، آمده است:
– چرا آنقدر که مرغ سحر می خوانید، یک بار هم، سرود ای ایران را نخوانده اید؟ نگاهی به من کرد و انگار پاسخی مناسب را آماده میکند، گفت: این سرود حماسی است. در درونم تناقضی ایجاد شد، بگویم که پس آن همه سرود انقلابی، حماسه نبود؟ به خود نهیب زدم که با یک پرسش دیگر، صحبت را ادامه بدهم بهتر است.
– نمی گویم مانند رشید وطن دوست، ای ایران را حماسی بخوانید، مانند بنان که آن را تغزلی و دراماتیک خوانده است، بخوانید. حرکت عجیبی را مشاهده کردم…»
هومن ظریف، خبرنگار، روزنامه نگار و مستندساز است. فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی ارومیه و دانشکده فردوسی مشهد و کارشناسی ارشد دانشکده ادبیات فارسی قم.
او فعالیت مطبوعاتی خود را با نوشتن یادداشتهای اجتماعی و سیاسی در روزنامه آفتاب یزد شروع کرد و تاکنون به عنوان خبرنگار، مترجم، دبیر بخش ادب و هنر و معاون سردبیر، با روزنامههای نسیم صبا، حُسبان( نخستین روزنامه گردشگری ایران )، همشهری محله، مجله درد، آفرینش،کارگزاران،خبرگزاری مهر همکاری کرده است و در بخش هنری روزنامه اطلاعات و مجله اطلاعات هفتگی نیز فعالیت دارد.
او نخستین مستند پژوهشی خود را با نام «مرز پرگهر» درباره فعالیتهای ادبی و هنری دکترحسین گل گلاب، شاعر سرود «ای ایران» کارگردانی کرد.
مستند دوم او «یمینی شریف، نغمه سرای کودکان» است که علاوه بر ایران در کتابخانه کنگره آمریکا و دانشگاه ارواین و دانشگاه دکتر جردن امریکا پخش شد.
مستند «فرخی یزدی»، مستند پیرنیا، باغبان گلها درباره بنیانگزار نخستین برنامه کودک رادیویی ایران، مستند « گل گلاب به روایت هما »، « یک روز با هوشمند وزیری»، « آقا بیژن» ( درباره نخستین گوینده کودک رادیو در دنیا)، « کجات جویم؟» ( سفرنامه ای به زادگاه ابراهیم باستانی پاریزی)، « در جستجوی زمان از دست رفته» (درباره حوض روغن نیورکی هاراگوچی واقع در موزه هنرهای معاصر، مستند « ر.اعتمادی به روایت ر.اعتمادی » ( شرح حال رمان نویس و سردبیر مجله اطلاعات جوانان امروز)، مستند « روشنای خورشید» (درباره دکتر اردشیر خورشیدیان؛ رییس انجمن موبدان زرتشتی)، مستند « میلاد کیایی» درباره آهنگسازی و نوازندگی سنتور یک هنرمند و مستند « شهیدی، عود، آواز» درباره زندگی عبدالوهاب شهیدی، مستند بانوی آبان ( زندگینامه دکتر طاهره صفارزاده ) و مستند کوتاه بارقه باستانی ( درباره باستانی پاریزی) و مستند ویولن قجر( درباره خانواده سازنده ویولنی به نام رضا قجر)، از دیگر مستندهای اوست.
برای تهیه کتاب #گل_گفتگو میتوانید یا از طریق انتشارات نشر اندیشه عصر اقدام کنید یا با ۰۹۱۲۵۱۶۲۸۰۵ تماس بگیرید.
کتاب گل گفتگو ی هومن ظریف منتشر شد
افتتاحیه مستند #ویولن_قجر ساخته #هومن_ظریف در فرهنگسرای رازی
سینماروزان: مستند #ویولن_قجر به کارگردانی هومن ظریف، جمعه بیستم خرداد، ساعت 18 در کتابفروشی فرهنگان رازی، برای نخستین بار اکران خواهد شد.
عوامل مستند ویولن قجر از این قرار است:
–حسین البرزی نوازنده ویولن ایرانی، گوینده و خواننده در رادیو کرمانشاه
–مهران مهتدی، نوازنده و معلم ویولن ایرانی
–رضا خرم، فرزند و نوا خرم نوه استاد روانشاد همایون خرم
— مهبد مکی، پژوهشگر موسیقی و نوازنده ارغنون
— عبدالطیف حکیمی، نوازنده رباب
— عبدالقادر سرشار، نوازنده رباب
— آلان کوشان، نوازنده سنتور و نوتن
–صدرالدین غیاثی، از نزدیکان رضا قجر که پدربزرگ ایشان (حاج سید حسن شجاعت) از پهلوانان و کشتی گیران قدیم ایران بوده اند،
— سیاوش اکبری، که استاد ویولن سازی جناب قجر هستند!
–محمود شیخ خواننده
–منوچهر و وحید نصیریان،تولیدکنندگان بالشتک و سوردین
–بهمن چیتگرزاده، دوست و مشوق رضا قجر
— عاطفه رباط (همسر رضا قجر )
— فرزندان خانواده ارجمند قجر؛
سورنا قجر نوازنده ویولن
بردیا قجر نوازنده سنتور.
–دستیار فیلم: ناهید جباری
–طراحی پوستر: سورنا قجر
–عکس پوستر: رضا قجر
–کارگردان و تدوینگر: هومن ظریف
از ابتدای شیوع کرونا در ایران، هومن ظریف، چهار فیلم مستند پژوهشی «شهیدی، عود، آواز» ( درباره عبدالوهاب شهیدی)، « بانوی آبان ماه» ( درباره دکتر طاهره صفار زاده)، « ویولن قجر» ( درباره زندگی و کار یک ویولن ساز) و « بارقه های باستانی» ( درباره روانشاد باستانی پاریزی در دو روایت سوگ و سور) را ساخته است.
مستندهای «پیرنیا، باغبان گلها»، «فرخی یزدی» و «یمینی شریف» و «گل گلاب به روایت هما» از دیگر فیلم های هومن ظریف است.
فرهنگسرای رازی جنب مترو هلال احمر، واقع شده است و در این برنامه علی شیرازی، خواننده و آموزگار آواز به همراه ویولن سورنا قجر و سنتور بردیا قجر، ترانه و آوازهایی را اجرا خواهند کرد.
پخش یلدایی مستند “بارقه باستانی” در دو لحن
سینماروزان/مهدی فلاح: مستند “بارقه باستانی” به مناسبت زادروز استاد باستانی پاریزی، که سوم دی ماه است، به کارگردانی هومن ظریف، در اینستاگرام طی دو پست، منتشر شد.
به گزارش سینماروزان مستند “بارقه باستانی” به دو روایت سوگ و سور، در واقع پرفورمنسی حاصل یک ساعت مکاشفه در منزل استاد باستانی پاریزی است که این کارگردان را، ویولن سورنا قجر، همراهی کرده است.
روایت سوگ توسط کارگردان فیلم و روایت سور توسط مونا رضویان، دکلمه شده است.
متن گفتار فیلم بر اساس گفتارهای استاد باستانی پاریزی به ویژه کتاب نای هفت بند اوست.
هومن ظریف با انتشار این دو فیلم آورده است: شب چله، به آجیل مشکل گشای پر پیچ و خم کتابهای باستانی پاریزی چنگ می زنیم و آهنگ خاطرات را مترنم می کنیم.”مستند بارقه باستانی” را با دو روایت سوگ و سور، مشاهده می کنید. به همراه پرفورمنسی بداهه در تصویر و کشف و شهودی یک ساعته. با همراهی استاد رضا قجر و ویولن اش که به دست فرزند برومندش، سورنا قجر، نواخته شد. در تاریخچه هنر، و محاوره، بنشین و بتمرگ، هر دو یک بیان دارد اما معانی متفاوت، که گهگاه کره خر! ناسزا نیست و از عبارات عاشقانه و مهر انگیز هم، محسوب می شود. در فیلمی امپرسیونیست به نام “جاده مالهالند” شاهد هستیم که دختر شیفته بازیگری، متنی خصمانه را چه عشوه آمیز و تحریک آمیز می خواند. و در سری کتاب های چخوف با ترجمه لئون استپانیان که به همت باقرزاده در نشر توس منتشر گردید، مطالعه می کنید که نمایشنامه خرس، با دو روایت درام و کمدی بازنویسی شده است. در این دو لحن، ساختار و نیت من یکی است اما یکی با تیمپانی و ریتم و واج آرایی حرف های طربناکی چون خ و شین، برای سور و دیگری با لحن سوگ بیان شده است. نسخه سور را بانو مونا رضویان اجرا کرده اند. شب اهورایی چله، چون ناردونه درخشانتان.
هومن ظریف در کنار باستانی پاریزی
گلایه یک مستندساز و روزنامهنگار از روسای خانه موسیقی⇐آقای خانه موسیقی! چرا در جریان خدشه به آرامگاه فردوسی و اعتراض کارشناسان میراث سخن نگفتید؟/ای کاش جمله پایانبندیتان را با ذکر منبع استفاده میکردید!/شما هنرمند هستید و باید رعایت امانتداری کنید
سینماروزان/مسعود احمدی: واکنش رئیس خانه موسیقی به یک نماینده مجلس با گلایه یک مستندساز مواجه شده در چرایی استفاده بدون ذکر منبع از یک جمله کلیدی.
اظهارات یکی از نمایندگان مجلس درباره ضروری نبودن واردات آلات موسیقی و توجیه ممنوعیت واردات ادوات موسیقی هرچند با توضیحات بعدی وی و تاکید بر تقطیع شدن سخنانش همراه بود ولی با واکنش رئیس هیات مدیره خانه موسیقی مواجه شد که در اظهاراتی به این نماینده مجلس تاخت. داریوش پیرنیاکان رئیس هیات مدیره خانه موسیقی در پایان سخنانش خطاب به این نماینده مجلس گفت: باید به این آقای نماینده بگویم که “سیاستمداران در هر جایگاهی که باشند مهمانان تاریخاند و ما هنرمندان میزبابان تاریخیم”. آنهایی که رفتنی هستند آقای نماینده شما هستید نه ما.
جمله “سیاستمداران، میهمانان تاریخ اند و هنرمندان، میزبانان تاریخ” پیشتر در مستند “مرز پرگهر”ساخته هومن ظریف از زبان میلاد کیایی موزیسین بنام ایرانی نقل شده بود و البته کیایی تاکید کرده بود این جمله به پدر ایشان منسوب است که اولین استاد وی بوده.
این استفاده بدون ذکر منبع با گلایه کارگردان “مرز پرگهر” مواجه شده است.
هومن ظریف روزنامهنگار باسابقه و مستندساز در واکنش به رئیس خانه موسیقی اظهار داشت: در سال ۱۳۹۰ زمانی که برای نخستین اکران نخستین فیلمم “مرز پرگهر” با شور و شوق، به متولیان موسیقی دعوتنامه میفرستادم، همگی با هزینه شخصی بود. کارت های رنگی داخل پاکت. خیلی مودبانه به تعداد اعضای هیات مدیره خانه موسیقی بردم و تقدیم کردم.
وی ادامه داد: ای کاش آمده بودند، اکران اول، اکران دوم، نمایش افتتاحیه فیلم های شهرداری، یا حداقل زحمت می کشیدند در یوتیوب فیلم را میدیدند -یا شاید هم دیدند؟؟- که متاسفانه، جمله معروف میلاد کیایی را که از قول پدرشان گفته بودند: “سیاستمداران، میهمانان تاریخ اند و هنرمندان، میزبانان تاریخ” را، بدون رعایت امانت، استفاده کردند!
ظریف با اشاره به واکنش رئیس خانه موسیقی به یک نماینده مجلس گفت: متاسفانه جایی از جمله پدر میلاد کیایی استفاده شده است که کاملا مساله سهم خواهی سیاسی به نظر میرسد. خانه موسیقی، پس از واکنش مجری صدا وسیمایی که فطرتا با موسیقی و نمایش ساز و خوانندگی زنان مشکل دارد، در یک بستر خنثی و ایمن، شدیدا اعلام واکنش به سخنان نماینده ای میکند که بنده خدا میگوید سخنم تقطیع شده است!
هومن ظریف تاکید کرد: آقای خانه موسیقی! چرا در جریان خدشه به آرامگاه فردوسی و اعتراض کارشناسان میراث سخن نگفتید؟! بگذریم، شما که به طریقی مستند “مرز پرگهر” درباره دکتر حسین گل گلاب را دیده اید و سخن میلاد کیایی را شنیده اید، به چه دلیل امانت داری نمیکنید؟ شما خواه ناخواه، اسوه هنرمندان هستید. امیدوارم همانند نماینده مجلس، از این عدم رعایت امانت داری- ولو سهوی- عذرخواهی کنید.
قابل توجه یونسکو، میراث فرهنگی و شورای کتاب کودک⇐نخستین “کودک گوینده برنامه کودک در دنیا” یک ایرانی بوده!+عکس
سینماروزان/هومن ظریف: در مستند “یمینی شریف” و مستند “پیرنیا باغبان گلها” و ویژه برنامه رادیویی هفتاد و چهارسالگی رادیو ایران که با اجرای شاهرخ نادری و فریبرز گلبن برگزار شد، بیژن پیرنیا با تاکید اعلام می کند که او«نخستین گوینده برنامه کودک در دنیا» است.
قبول این واقعیت با اینکه بیژن پیرنیا«آقا بیژن»، چندین بار روی آن تاکید داشت،سخت بود،اما متاسفانه با مرگ ویو اعلام خبر مرگ نخستین گوینده کودک در ایران،کنجکاوی برای یافتن نخستین گوینده کودک در دنیا،واقعیت های غرورانگیزی از تاریخچه موسیقی آموزشی و برنامه هدفمند آموزشی در تاریخچه رادیو ایران را آشکار کرد.
می دانیم که نخستین ایستگاه منطقه ای رادیویی، پخش خود را در کالیفرنیا در سال ۱۹۰۹ آغاز کرد ولی در تاریخ دوم نوامبر ۱۹۲۰ -مطابق با ۱۲۸۹ خورشیدی -در پنسیلوانیا آمریکا رادیو به معنای فراگیر خود،کار خود را آغاز کرد و بعد از سی سال یعنی در سال ۱۳۱۹ نخستین فرستنده رادیویی به ایران آمد؛برنامه ای درباره کودک،نه برای کودک!
قدیمی ترین برنامه رادیویی ویژه کودک در انگلستان،برنامهای به نام «ساعت بچه ها» شبکه سی بی اس،بود که از سال ۱۹۲۶ مطابق با 1305 خورشیدی آغاز شد.
اما هنرپیشگان این برنامه ویژه کودک و نوجوان، که در ساعت ۵ تا ۶ عصر پخش می شد، جوانان هنرمند و موزیسین با متوسط سن 20 ساله بودند که در واقع هیچکدام گویندگی برنامه را برعهده نداشتند.
متوسط سن شنوندگان برنامه نیز بین ۵ تا ۱۵ ساله بود ،زیرا بر اساس استاندارد مقطع سنی آموزشی در بریتانیا،افراد ۱۵ ساله هم کودک شناخته میشوند!
بنابراین، نمیتوان این برنامه را برنامه ای مختص کودک و با گویندگی و حضور کودکان یعنی محدوده سنی خردسال و کودک دبستانی در نظر گرفت،درواقع «ساعت بچه ها» درباره کودک بود،نه برای کودک!
در سال ۱۹۴۵ میلادی یا ۱۳۲۳ خورشیدی در کالیفرنیا ،گوینده دوازده ساله ای به نام «چارلز کورالت»،از شبکه سی بی اس (CBS) به صورت هفتگی یعنی یکشنبه ها صبح، فقط بازی های ورزشی بیسبال ویژه کودکان و کنسرت های جز و کانتری نوجوانان را گزارش می کرد.
البته پیشتر از آن،در سال ۱۹۳۱ مطابق با ۱۳۱۰ خورشیدی «جورج آنسپرو» ۱۶ ساله، اخبار شبکه ان بی اس (NBS )را می خواند،که این برنامه از جمعه ۱۸ ماه می ۱۹۳۴ شروع شده بود .
«آندرو کرایسل» نویسنده کتاب «درک رادیو» معتقد است: در سالهای دهه ۳۰ خورشیدی شبکه بیبیسی شنوندگان اش را به خاطر گسترش برنامه تلویزیون از ۹ میلیون نفر به ۳ میلیون نفر از دست داد و دلیل این کاهش شدید شنوندگان ، افت کیفیت برنامهها بود.
این در حالی است که در همین سالها ،یعنی از سال 1334 خورشیدی،به مدت ۹ سال ممتد با مشاوره هدفمند حقوقدان یعنی دکتر منوچهر معین افشار و داوود پیرنیا، برنامه روزانه ای از شبکه ایران،طراحی و پخش میشد!
داريوش پيرنيا برادر «آقا بيژن» قبل از دكتر معين افشار و از ابتدا برنامه را مینوشت وآقا بيژن كه بسيار خجالتي هم بود، برنامه را تنها در استودیو، فقط با كمك آقاي «محنك» صدا بردار برنامه کودک، اجرا ميكرد.
جالب اینجاست که به خاطر تنبیه های بدنی رایج در دهه ۳۰ خورشیدی که مثلاً در مدرسه ای در کرمان به قتل کودکی با ضربات زنجیر منجر شده بود، برنامه کودک در ماه های ابتدایی با سخنان «دادستان کل کشور» که تنبیه بدنی در مدارس را اعلام جرم کرد، آغاز شد.
مدت زمان این برنامه در ماه اول ۵ دقیقه و سپس به مدت ۱۵ دقیقه ادامه پیدا کرد.
زمان پخش این برنامه هم،هوشمندانه معین شده بود زیرا از ساعت 7و پانزده دقیقه تا 7و سی دقیقه صبح بود ،به این منظور که کودکان و خردسالان، در هنگام آماده شدن برای رفتن به مدارس،کمی با حقوق خود آشنا شوند.
آقا بیژن پیرنیا،که تنها مجری ده ساله رادیو کودک تاریخ رادیو دنیاست،روی این جمله در همه برنامه ها،تاکید داشت:کودک شخصیت دارد.
به گفته شاهدان و برنامهسازان وزارت آموزش و پرورش وقت، مدارس را با بخشنامه ای،مجبور کرده بود که هنگام صف صبحگاهی دانش آموزان، «برنامه کودک رادیو ایران» از بلندگوی مدارس پخش شود.
علاوه براین، در زمانه ای که تلویزیون باعث کاهش استقبال از رادیوهای منطقه ای دنیا شده بود، «داریوش پیرنیا»، فرزند «داوود پیرنیا»، پیش از پیوستن دکتر منوچهر معین افشار،به برنامه رادیو کودک، نویسندگی برنامه کودک را برعهده داشت.
در واقع نه تنها آقا بیژن پیرنیای 10 ساله،نخستین گوینده «کودک»برنامه کودک رادیو تهران بود،بلکه این برنامه نخستین برنامه کودک رادیودر دنیا به حساب می آید که خوانندگان و مجری آن،کودکان و خردسالان بودند و نویسندگان آن،به صورتی هدفمند،از تریبون کودک و خردسال،مشکلات تربیتی وحقوق کودک را با گفتار و موسیقی بیان می کردند.
بیژن پیرنیا
در هیاهوی ارسال مسلسلوار پیام تسلیت و راهاندازی ستاد تشییع(!!) برای خودنمایی کنار مردگان⇐یک روزنامهنگار تعریفی تازه از «عزت سینمای ایران» ارائه داد
سینماروزان: دیگر از عادت گذشته و به الهمانی از رفتار روزمره مدیران فرهنگی بدل شده که تا هنرمندان زنده اند جز شعار، کمترین کمکی به حل مشکلات ابتدایی آنها نمیکنند اما همین که هنرمندان دار فانی را وداع میکنند پیام تسلیت پشت پیام تسلیت است که صادر میشود و ده ها نفر ردیف میشوند برای برگزاری مراسم تشییع و سلفی با تابوت!!!
در روزهای اخیر و با درگذشت عزت الله انتظامی و سیدضیاءالدین دری هم کم و زیاد با این رفتار مواجهیم و همچنان اجر نهادن بر مردگان است که به جای رسیدگی به گرفتاری زندگان اهمیت دارد.
هومن ظریف روزنامه نگاری که سابقه مستندسازی دارد در همین هیاهوی مسلسل وار ارسال پیام تسلیت تعریفی تازه از «عزت سینمای ایران» ارائه داده است. ظریف با انتشار بخشهایی از مستندی تکان دهنده درباره مردمی که از فرط بدبینی کمکهای معدود نیکوکاران را هم جدی نمیگیرند نوشت: عزت سینمای ایران فیلمهای مستندی است مبتنی بر غبارروبی انسانیت. روایت کسی که چون دارو را ارزان میفروخت،مردم ناباور انسانیت ندیده، شایع کردند داروهای تاریخ مصرف گذشته می فروشد!
ظریف ادامه داد: عزت سینمای ایران ساخت مستندهای پرتره و سینمایی بیوپیک است.هر وقت سینمای ایران توانست فیلمی مطابق استاندارد جهانی درباره کوروش و مریم میرزاخانی بسازد،صاحب عزت خواهد شد وگرنه سلبریتی ها، دماسنج تب احساسات و زودباوری مایند!!
در نشست گروهی از مستندسازان با محمدمهدی حیدریان بیان شد⇐مگر رییسی رییس جمهور شده که عماریون برای مستند تصمیم گیری میکنند؟/چرا برای تولید مستندی سفارشی توسط کارگردان فیلم 3ارگانی بودجهای هنگفت تصویب شده؟
سینماروزان: دوازدهم خردادماه و بعد از مدتها رایزنی گروهی از مستندسازان سینمای ایران که برخی از آنها سابقه روزنامه نگاری هم دارند دیداری با محمدمهدی حیدریان رییس سازمان سینمایی داشته و کوشیدند گلایه های خود از مدیریت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که بازوی مستند سازمان است را به گوش حیدریان برسانند.
در این دیدار که مسئولین مرکز نیز حضور داشتند نسبت به بوروکراسی حاکم بر مرکز برای تصویب طرح ها و آثار در 5 سال گذشته انتقادات فراوانی شد و هرکدام از فیلمسازان حاضر درباره مصیبت هایی که دراین چند سال اخیر برای تصویب آثار خود در مرکز کشیده اند و روند اجرایی غلطی که بر مرکز حکمفرما شده، گلههای شدیدی به رییس سازمان سینمایی داشتند. در این دیدار گلایه های تند و تزی هم بیان شد درباره چرایی تصویب بودجه ای هنگفت برای ساخت مستندی توسط کارگردان فیلم 3ارگانی «ماجرای نیمروز».
مرتضی جذاب مستندساز از مصائبی که در چند سال اخیر متحمل شده مثالهای زیادی زد و ضمن انتقاد از ترکیب اعضای شورای تولید که هیچ نسبتی با مردمی که روحانی را به عنوان رییس جمهور انتخاب کردند ندارند درباره خروجی مرکز و فراری دادن مستندسازان مستقل توسط مدیران فعلی به رییس سازمان سینمایی نکاتی را خاطرنشان ساخت.
مرتضی جذاب گفت: مطمئنا هر دوره مدیریتی انتقاداتی به همراه دارد اما دوره مدیریت فعلی مرکز اکثر مستندسازان مستقل را از مستند سازی واداشته است و اگر این رویه های غلط تعدیل نشود عطای فیلمسازی را به لقایش خواهد بخشید.
در ادامه این جلسه هومن ظریف مستندساز و روزنامه نگار از اینکه مسئولین مرکز اجازه نمی دهند درباره مفاخر ادبیات و هنر این سرزمین اثری ساخته شود و اولویت شان موضوعات خنثی و بی خطر است انتقادات مستدلی را به حیدریان بیان داشت. ظریف گفت: ساده ترین سیاست فرهنگی که مورد تایید همه افراد ایرانی است، توجه به چهره های فرهنگ و هنر و ادب است یعنی باید چهره های مهم ملی از کوروش گرفته تا قاسم غنی و میرزاحسن رشدیه و… به صورت پروژههای ملی مورد توجه قرار گیرد و در ساحت اصالت تاریخ، پروژه ها به گونه ای نباشد که جامعه دوقطبی شود!
ابوالفضل کریمی از مستندسازان و محققان مستقل سینمای مستند از دیگر حاضران در این جلسه بود و با ذکر مصایبی که در 5 سال اخیر بواسطه سوءمدیریت فعلی مرکز کشیده است گفت برای امرار معاش مجبور شده خانه کوچک خود را در تهران بفروشد تا ادامه حیات خود و خانواده اش به خطر نیافتد!!
امیر فرضاللهی نیز از دیگر حاضران در این جلسه بود که از رویه های غلط حاکم بر مرکز انتقاد کرد و خطاب به حیدریان گفت: مگر رییسی رییس جمهور این مملکت شده است که عماریون در شورای تولید مرکز سیاست گذاری می کنند و سینمای مستند را به بیراهه برده اند؟
وی در ادامه ضمن بیان مصایبی که در عدم تصویب چندین اثر و طرح خود در مرکز بواسطه حضور افراد غیر متخصص و وابسته به جریان های خاص افراطی صورت گرفته گله های فراوانی ابراز داشت. فرض اللهی با انتقاد از اختصاص بودجه هنگفت به فیلم «ترور سرچشمه» به کارگردانی محمدحسین مهدویان بدون آن که در شورای تولید به تصویب برسد و کمکهای چندصدمیلیونی به آثاری که سرمایه اش از مراکز دیگری فراهم شده به حیدریان نسبت به این همه کم لطفی و تاراندن مستندسازان باهویت این سرزمین از مرکز هشدار داد.
امیر فرض اللهی به نقل از شهرام درخشان خاطر نشان ساخت که مسئولین مرکز پنج سال است که او را به مرکز راه نداده اند و از شخص رییس سازمان سینمایی درخواست کرد فکری اساسی برای حل معضل سوءمدیریت مرکز انجام دهد.
در انتهای جلسه رییس سازمان سینمایی به مسئولین مرکز نکاتی از جمله برگزاری جلسات ماهانه برای گفتگو با فیلمسازان منتقد و تعدیل ترکیب شورای تولید و کاهش بوروکراسی در تصویب آثار بیان داشت و از مسئولین مرکز خواست از این پس بودجه حمایتهای تولیدی را شفاف اعلام کنند.
روایت روزنامهنگار خوشقریحه از زندگی و آثار خالق «یار مهربان» و «فرزندان ایران»+عکس
سینماروزان: هومن ظریف از روزنامه نگاران خوش قریحه حیطه هنر که سابقه مستندسازی هم دارد کتاب «یمینی شریف،آنچه بود،آنچه هست» را با مرور زندگی و آثار عباس یمینی شریف خالق اشعار کودکانه «یار مهربان» و «فرزندان ایران» به بازار نشر ارائه داد.
به گزارش سینماروزان این کتاب پژوهشی درباره عباس یمینی شریف شاعر خردسال و کودک و نوجوان است که توسط نشر اندیشه عصر به نمایشگاه کتاب رسید.
در این کتاب، رفتارشناسی شاعر، آثار منظوم و منثور (رمان های نوجوانان) یمینی شریف برای نخستین بار و فعالیت های آموزشی و هنری او نقد و بررسی شده است.
در این کتاب مصور که دربرگیرنده تصاویر و اسنادی درباره زندگی و دغدغه های تالیفی عباس یمینی شریف است، تصاویری از فعالیت شاعر در ایجاد باشگاه کودکان در دهه سی خورشیدی و ارتباط این باشگاه هنری آموزشی با برنامه کودک برنامه گلهای رادیو مورد بررسی قرار گرفته است.
همچنین تأسیس مدرسه روش نو و همکاری یمینی شریف با توراندخت مقومی تهرانی، برای ایجاد سامانه و نظام آموزشی مبتنی بر گفتگو با دانش آموزان و تدریس بر اساس شعر،ترانه،موسیقی و تیاتر و رقص مورد واکاوی قرار گرفته است.
در بخش فرتور یا نمایشگاه عکس کتاب،عکس هایی از سیما بینا،بیژن پیرنیا،نیکول الوندی، ویگن و همکاران یمینی شریف در تأسیس مجله «کیهان بچه ها» و نخستین مجله ویژه خردسال به نام «بازی کودکان» به چاپ رسیده است.
این کتاب که عکس های پشت صحنه مستند «یمینی شریف،نغمه سرای کودکان» را نیز در بر دارد، دومین کتاب هومن ظریف برپایه یک فیلم مستند است.کتاب پیشین این نویسنده درباره دکتر حسین گل گلاب،سراینده سرود ای ایران،وعضو فرهنگستان اول و دوم بود که بعد از ساخت مستندی به نام «مرز پرگهر» به چاپ رسیده بود.
نقد و نظر نویسنده درباره ایجاد نظام آموزشی مبتنی بر اعطای آزادی به کودکان به فراخور تاثیر فرخی یزدی بر کودکی یمینی شریف است،که شاعر کودک چنین شهر آرمانی را بیان داشته است:«کار و آزادی و شادی هرجاست/جای خوش زیستن انسان هاست»
کتاب «یمینی شریف،آنچه بود،آنچه هست» را در نشر اندیشه عصر،واقع در نمایشگاه کتاب،سالن 6 دانشگاهی غرفه 155 می توانید تهیه فرمایید.
یمینی شریف آنچه بود آنچه هست
گمانهزنی یک مستندساز درباره جزییات دیدار مهران مدیری با معاون رییس جمهور
سینماروزان: انتشار تصاویری از حضور مهران مدیری بازیگر و کارگردان و مجری تلویزیون نزد محمدباقر نوبخت رییس سازمان برنامه و بودجه و از معاونان رییس جمهور سبب ساز شکل گیری گمانه های فراوانی درباره این دیدار شده است.
به گزارش سینماروزان از جمله این گمانه ها در این جهت شکل گرفته که چون مدیری در چندین برنامه از «دورهمی» به انتقاد از دولت پرداخته بود این دیدار شکل گرفته برای حل سوءتفاهمات و پایان یافتن انتقادات.
هومن ظریف روزنامه نگار و مستندسازی که این روزها مستند پرتره «فرخی یزدی» را روی پرده دارد کوشیده به زعم خود با انتشار پرسشهایی به گمانه زنی درباره دیدار مدیری-نوبخت بپردازد.
از جمله این پرسشها چنین است: آیا معاون روحانی و رییس برنامه و بودجه با مهران مديری درباره معوقه حقوق فرهنگیان رایزنی می کند؟ یا پیگیری مالباختگان بانک …؟ یا معوقه حقوق کنتورخوانان؟ یا معوقه حقوق کارگران معدن …؟ یا شاید هم درباره مسکن مهر؟
دیدار مهران مدیری با محمدباقر نوبخت
«فرخی یزدی» با مسعود رایگان در خانه هنرمندان
سینماروزان: مستند “فرخی یزدی” به تهیه کنندگی و کارگردانی هومن ظریف در بخش هنر و تجربه سینمای ایران در خانه هنرمندان روی پرده می رود.
به گزارش سینماروزان مستند ” فرخی یزدی” به تهیهکنندگی و کارگردانی هومن ظریف ،گویندگی مسعود رایگان ، پژوهش حسین مسرت و هومن ظریف، موسیقی گروه خورشید سیاه همراه با آواز علی شیرازی ، جهانگیر رها ، سید مهدی علوی و خوشنویسیِ سید مهدی علوی و تصویربرداری و تدوین و مشاوره کارگردانی اسماعیل جعفری ،پوستر؛پژوهشکده یزد(غول آباد)، روز سه شنبه 26 اردیبهشت ماه ساعت 17 در تالار استاد شهناز خانه هنرمندان برای علاقمندان به نمایش درمیآید.
در این مستند محمدعلی اسلامی ندوشن ، زنده یاد پرویز کلانتری ، حسین مسرت ، انور خامهای ، زنده یاد محمد علی سپانلو ، علی دهباشی ، ادیب برومند ، زنده یاد سید جلال ویژگان ، محمود رشیقی فیروز آبادی ، سهیل محمودی ، سیامک قوام ، محمدرضا موحدی ، بیژن نفیسی ، ناصرالدین حسنزاده و رضا سخندان(عمو زاده فرخی یزدی) و علیرضا پورامید درباره فرخی یزدی سخن گفته اند.
«ما خیل گدایان كه زر و سیم نداریم /چون سیم نداریم، ز كس بیم نداریم /هر مشكلی آسان شود از پرتو تصمیم /اشكال در این است كه تصمیم نداریم»
عوامل مستند “فرخی یزدی ” عبارتند از: تهیه کننده و کارگردان:هومن طریف ، روایت تاریخی :مسعود رایگان ،خط:سید مهدی علوی ،موسیقی متن: گروه راک خورشید سیاه ،پژوهش:حسین مسرت و هومن ظریف ،تصویربرداری و تدوین و مشاوره کارگردانی: اسماعیل جعفری ، صداگزاری و نقاشی:سیده محبوبه سادات موسوی ، دستیاران تصویر:مجتبی داوری،سعید موسوی و حامد بمان علی زاده ، تهیه پوستر:پژوهشکده یزد(غول آباد) ، مجری طرح:دکتر سیامک قوام ، مشاور رسانه ای: بابک جوادی
تعریض یک مستندساز به حضور دقیقه نودی یک آقازاده در جشنواره⇐آقای عارف! فرخی هم «یزدی» بود اما عملکرد «ملی» داشت
سینماروزان: گفته های عماد افروغ عضو هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر در برنامه اینترنتی «35» درباره وساطتهایی که باعث ورود فیلم یک آقازاده اصلاح طلب به جشنواره شده است(اینحارا بخوانید) ذهن اغلب مخاطبان را به سمت فیلمی به نام «فصل نرگس» برد که با سرمایه گذاری حمیدرضا عارف آقازاده محمدرضا عارف از سران فعلی اصلاح طلبان تولید شده است.
به گزارش سینماروزان این گفته ها سبب ساز آن شده است که هومن ظریف مستندساز و روزنامه نگار که خود متقاضی شرکت در جشنواره امسال بود در یادداشتی صریح تعریضی بزند به این ماجرا.
متن یادداشت ظریف را بخوانید:
یک عضو هیأت انتخاب فاش کرده است که وساطت یکی از مسئولان موجب ورود فیلم آقازاده اصلاح طلب به جشنواره شده است و گویا منظور آقازاده عارف است و فیلمی به نام «فصل نرگس». من به عنوان پژوهشگر و کارگردان مستند «فرخی یزدی» در روزهای اخیر مواجه شدم با پیشنهاد دوستی متنفذ، برای ورود مستند «فرخی یزدی» به بخش مستند جشنواره فیلم فجر اما…
اما جناب دکتر محمدرضا عارف عزیز! شخصیت قانونمند و آزادیخواه مرحوم فرخی یزدی به من اجازه نمی دهد به هر راهی متشبث شوم برای دیده شدن این مستند و این پیشنهاد را رد کردم. نکته مهمتر اینکه بر این باورم فرخی یزدی که در سال 1290 خورشیدی از یزد گریخت، از ساحت «یزدی بودن» به تهران و ساحت «ملی» فرار کرد!
چون «اصلاح طلبی» را به عنوان مانیفست قبول دارید، بیتی که باعث شد فرخی در «یزد» لب دوخته شود، متذکر میگردد: عید جم شد،ای فریدون خو،بُت ِایران پرست/مستبدی،خوی ضحاکی است،این خو،نهِ ز دست
افتتاح گالری “خط خوش آزادی” با اکران مستند “فرخی یزدی”+عکس
سینماروزان: نمایش مستند “فرخی یزدی” عصر شنبه 24 مهر، شب ِقتل روزنامه نگاری لب دوخته رأس ساعت 17.30 در خانه هنرمندان آغازگر نمایشگاه خوشنویسی سید مهدی علوی بر اشعار فرخی یزدی در گالری بهار است.
به گزارش سینماروزان نمایشگاه خط خوش آزادی دربرگیرنده خوشنویسی های مستند “فرخی یزدی” به مدت ده روز تا چهارم آبان در خانه هنرمندان ایران برقرار خواهد بود.
مستند “فرخی یزدی” از جشنواره فیلم فجر به خاطر فقدان بخش پژوهش در این جشنواره و از جشنواره مستند موسوم به حقیقت،به دلیل عدم حمایت از آثار پرتره فرهنگی متعلق به بخش خصوصی انصراف داده است. دبیرخانه گروه سینمایی هنر و تجربه نیز از تحویل رسید دال بر دریافت مستند “فرخی یزدی” امتناع می کند!!!
این مستند سومین مستند بلند پرتره هومن ظریف بعد از مستند “مرز پرگهر” درباره حسین گل گلاب؛سراینده سرود ای ایران و مستند یمینی شریف است.
مستند “فرخی یزدی” به تهیه کنندگی و کارگردانی هومن ظریف، آهنگسازی “خورشید سیاه”، صدای مسعود رایگان و تدوین اسماعیل جعفری تولید شده است.
فرخی یزدی
دو روز بعد از انتشار فراخوان⇐یک کارگردان از حضور در جشنواره فجر انصراف داد+عکس
سینماژورنال: تنها دو روز بعد از انتشار فراخوان سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر(اینجارا بخوانید) هومن ظریف کارگردان مستند “فرخی یزدی” از حضور در جشنواره فجر انصراف داد.
به گزارش سینماژورنال هومن ظریف با نگارش یادداشتی اصلی ترین دلیل عدم حضورش در جشنواره فجر را بیتوجهی این جشنواره به پژوهش عنوان کرده است.
متن کامل یادداشت این مستندساز را بخوانید:
از مستندهای مرتبط با عمل زیبایی حمایت می شود و از مستندهای مرتبط با بزرگان ادب، نه!
همزمان با روز ملی سینما فراخوان سیو پنجمین جشنواره فیلم فجر منتشر شد و در مفاد آن اثری از عنایت به اهمیت پژوهش در سینمای مستند، دیده نمیشود لذا این مستند در این سوءتفاهم بزرگ فرهنگی شرکت نخواهد کرد.
در کشوری که صاحب تمدن ایرانی و اسلامی است و هنوز چهره های فرهنگی آن، به مردم شناسانده نشده است، از طالقانی و مصدق و بدیع الزمان فروزانفر و عبدالحسین زرین کوب، گرفته تا عین القضات و داوود پیرنیا و صدها نام بزرگ و کوچ متاخرو معاصرو متقدم،توجه معنادار سکان داران سینما و تلویزیون ایران به فیلم های غیرمستند و تخیلی و سینمای مجازی، این شائبه را پیش میآورد که نکند مستندسازان فرهنگی، بر سر گور خالی گریه میکنند و به صورتی هدفدار، پژوهش فرهنگی و تاریخی به مضحکه گرفته شده است.
کار به آنجا رسیده است که مستندهایی که درباره عمل دماغ و گوش و اعضاء و جوارح بدن ساخته می شود، توسط مرکز گسترش سینمای تجربی و شبکه مستند، به راحتی حمایت می شود ولی اگر کسی بخواهد درباره چهره های جنبش مشروطه از میرزاده عشقی تا دهخدا و بزرگان ادب وموسیقی فیلمی بسازد،باید خود را با عنصر تخیل و مجاز، در تیررس ممیزی پخش، مجهز کند.
به قول فرخی یزدی؛ بس كه در جنس بشر گشته حقیقت، نایاب/مردم از پیر و جوان اهل مجازند همه
تأمین اعتبار را در هیچ جشنواره ای دنبال نمی کنیم
به هرحال این مستند که تأمین اعتبار معنوی و مالی را نه در جشنواره های محدود شده دنبال می کند و نه در گیشه های ریشه در عوامفریبی، بی هیچ واهمهای از شرکت در جشنواره حقیقت و فیلم فجر امتناع می کند.
مهم ساخت فیلم بود که انجام شد اما هنوز امیدواریم به جای اعضای فرمایشی و مصلحتی، در شورای کارشناسی جشنواره فیلم فجر، در امتداد به رسمیت شناختن پژوهش، این عنصر لازم برای ساخت مستند،از بزرگان اصیل فرهنگ و هنر برای پژوهش های مستند بهره ببرند. لازمه رفع تشنگی مردم امروز ،آب حقیقت است و نه شربت خیال افزای تروکاژ.
عوامل تولید مستند
به گزارش سینماژورنال “فرخی یزدی” سومین مستند بلند هومن ظریف پس از مستند «مرز پرگهر» و «یمینی شریف،نغمه سرای کودکان» است. چهارمین فیلم هومن ظریف با سرمایه گذاری و تهیهکنندگی هومن ظریف به نام«پیرنیا،باغبان گلها» همچنان مراحل پژوهش و جمع آوری اسناد و تصویر برداری خود را سپری میکند.
در این مستند محمدعلی اسلامی ندوشن، زندهیاد پرویز کلانتری ، حسین مسرت ، انور خامهای ، زنده یاد محمد علی سپانلو ، علی دهباشی ، ادیب برومند ، زنده یاد سیدجلال ویژگان ، محمود رشیقی فیروز آبادی، سهیل محمودی، سیامک قوام ، محمدرضا موحدی ، بیژن نفیسی ، ناصرالدین حسنزاده و رضا سخندان(عموزاده فرخی یزدی) و علیرضا پورامید درباره فرخی یزدی سخن گفتهاند. گوینده گفتار فیلم مسعود رایگان است.
عوامل تولید مستند “فرخی یزدی” عبارتند از:
پژوهش: حسین مسرت و هومن ظریف ، موسیقی: گروه خورشید سیاه همراه با آواز علی شیرازی، جهانگیر رها ، سید مهدی علوی و هومن ظریف. خوشنویسیِ: سید مهدی علوی و تصویربرداری و تدوین و مشاوره کارگردانی: اسماعیل جعفری ،پوستر: پژوهشکده یزد(غول آباد).
هومن ظریف(راست) در پشت صحنه مستند “فرخی یزدی”
کراوات پدر خالق “کلاه قرمزی”⇐عامل سانسور مستند خالق “ای ایران”!+عکس
سینماژورنال: 27 مرداد زادروز سراینده سرود «ای ایران،ای مرز پرگهر» است و قرار بود مستند “مرز پرگهر” درباره زندگی سراینده سرود ای ایران، دکتر حسین گل گلاب، از شبکه چهار سیما پخش شود.
به گزارش سینماژورنال با این حال عدم پخش این مستند از رسانه ملی که گویا به خواست کارگردان آن هومن ظریف انجام شده است سبب بروز پرسشهایی شده است.
هومن ظریف در مقام کارگردان “مرز پرگهر” با نگارش نامه ای انتقادی برای مدیران رسانه ملی که نسخه ای از آن برای انتشار در اختیار سینماژورنال قرار گرفته به تشریح دلایلش برای ممانعت از پخش این مستند اشاره کرده است.
جالب و البته نگران کننده این است که ظریف یکی از دلایل ممیزی این مستند را کراوات چهره هایی چون ناصر جبلی پدر حمید جبلی بازیگر، نویسنده و کارگردان و یکی از خالقان سری پرطرفدار “کلاه قرمزی و پسرخاله” می داند!!!
متن یادداشت هومن ظریف را بخوانید:
چرا منصرف شدم؟
من هومن ظریف در مقام کارگردان “مرز پرگهر” نخستین فیلم خود،به علت ایراد 44 اصلاحیه برای پخش فیلم، نسبت به این نوع پخش تنها مستندی که درباره دکتر حسین گل گلاب ساخته شده است، منصرف شده ام.
با توجه به تماس تلفنی ثبت شده در ساعت 14 روز 26 امرداد 1395(امروز)،از موسسه تصویرشهر وابسته شهرداری تهران که گزارش ایرادهای مدیریت شبکه چهار(آقای پورحسین)را برشمرد، و با توجه به اینکه ایرادهای وارده خلاف موازین انسانی و حقوقی و در زاویه با عملکرد خود صداوسیماست،از پخش دیرهنگام مستند “مرز پرگهر”(بعد از 6سال از ساخت آن که 1389 است)با ممیزی شدید و غیر منصفانه آن،ن اراضی هستم و اجازه نمی دهم که به خاطر «کراوات» آقای ناصر جبلی، پدر حمید جبلی و دکتر ملک اسماعیلی،معاون حقوقی دکتر مصدق و زاویه داشتن با عبدالجبار کاکایی و مشکل داشتن با سنتور و مواردی دیگر مستند “مرز پرگهر” مانند جگر زلیخا از تلویزیون مرعوب از فرهنگ غنی ایران زمین پخش شود.
چرا سنتور کارت فرمز می گیرد؟ مضحک نیست تلویزیون نگران طره موی افتاده از روسری بانویی میانسال است! مضحک نیست که سنتور،ساز اصیل ایرانی،از تلویزیون کارت قرمز می گیرد ولی هنوز تصاویر دهان کف کرده فردوسی پور در واکاوی 90 دقیقه ای حرکت شیث رضایی در اذهان نقش بسته است؟! مضحک نیست که سرود مخدوش شده “ای ایران” در سال 1387 برای فیلم انتخاباتی آقای احمدی نژاد بر همان وزن سرود “مرز پرگهر” سرقت می شود ولی زندگینامه 63 دقیقه ای دکتر حسین گل گلاب با 44 اصلاحیه ،مجوز پخش میگیرد؟
به هرحال این نامه را نوشتیم تا در تاریخ کمی از تاریکی به درآید. دکتر حسین گل گلاب،فردی جامع الاطرافی است که انگار مسمط ِ ادیب الممالک فراهانی را آویزه گوش کرده است که سروده بود:« چو ويرانه شد مُلك كِي كشور جم/ز علم و هنر بايد افراشت پرچم/ز همّت كمر ساخت از عدل، خاتم/ز تقوا كلاه و ز دانش حمايل». بر این اساس او هم در هنر و هم در علم، توانست خدمات ارزنده ای به میهن خود کند و معجون این دو، در میهن پرستی،علم موسیقی است که یادگار ارزنده او با مشارکت هنرمند بی بدیل،روح الله خالقی،به صورت سرود “ای ایران” همواره ورد زبان کودک و بزرگسال این سرزمین است.
مرز پرگهر
جُنگ دانش و گنجینه فضیلت
بیست و هفتم امرداد 1276 خورشیدی، تاریخ تولد حسین گل گلاب است. کسی که روح الله خالقی ایشان را «جُنگ دانش و گنجینه فضیلت» و «معجونی از علم و فضل و هنر» دانسته است. شاید اگر آن روز که محمدرضا ممتازواحد پژوهشگر موسیقی،تلفن خانم دکتر هما گل گلاب را در اختیارم نمی گذاشت،از دریچه شخصیت گل گلاب،با بخش اعظمی از خدمات بنیادین پیشگامان موسیقی و علم و ترجمه این دیار آشنا نمی شدم و مستند هنوز به نمایش درنیامده «مرز پرگهر»(ساخته شده در 1389) رانساخته بودم.
گل گلاب، در عرصه شعر و ادب، بیشتر با سرودهایی چون «ای ایران» (مرز پر گهر) و «آذرآبادگان» شناخته می شود ولی تصنیف های بسیاری از ایشان موجود است که متاسفانه کمتر به آن ها پرداخته شده است. فقط کافی است،تصنیف «بسته دام» او با آهنگسازی کلنل وزیری و صدای بانو پریسا را با چاشنی خاطره چندین دهه پیش،بشنویم تا متوجه هنر انتخاب واژگان و شناخت عروض و موسیقی جناب گل گلاب شویم.کسی که دو دوره نخست فرهنگستان زبان و ادب فارسی،آبرومند تر از وضع امروز فرهنگستان،توانست معادل گزینی هایی مقبول عام وخاصی را به زبان زنده فارسی،اعطا کند.
پرویز شهریاری درباره گل گلاب چه گفت؟
پرویز شهریاری،ریاضیدان ادیب فقید،درباره او چه خوش گفته است که:« همه ما، چنان از واژههايي مثل «پرچم»، «گلبرگ»، «بازدانگان»، «نهاندانگان»، «پيدازا»، «نهانزا»، «كلاله»، «مادگي»، «ديهيم» و غير آن در «گياهشناسي» استفاده ميكنيم كه گويا همراه با اين دانش زاده شدهاند. ولي اگر كتابهايي را كه پيش از نوشتههاي دكتر حسين گلگلاب دربارة «معرفت النبات نوشته شدهاند ورقي بزنيم، آن وقت، به جاي آن واژهها به اصطلاحهاي ناهنجار «اتامين»، «پتال»، «عريان البذور»، «مستور البذور»، «بارزالتناسل»، «مخفيالتناسل»، «استيگمات»، «پيستيل»، «اكليل» و مانند آن برميخوريم.»
نزديك به 20 ترجمه و تأليف در زمينه دانشهاي طبيعي، 50 ترجمه از قطعههاي كلاسيك نمايشي، ترجمه دواپرا به نظم فارسي («اپراي فوست» و «اپراي كارمن»)، چندين سرود ايراني و انبوهي از مقالههاي گوناگون علمي از او باقي مانده است و دانشکده گیاه شناسی دانشگاه تهران،هنوز نمونه های گیاهی او را در اختیار و دانشگاه اراک،نام او را بر تارک خود به یادگار دارد و ترجمه نخستین کتاب آموزش عکاسی به همراه فرزندش داریوش گل گلاب.
هومن ظریف در کنار اکبر عالمی در پشت صحنه “مرز پرگهر”
شاعر لبدوخته جشنواره حقیقت را تحریم کرد!+عکس
سینماژورنال: مستند 107 دقیقه ای “فرخی یزدی” سومین مستند بلند هومن ظریف که مروری دارد بر زندگی فرخی یزدی شاعر لبدوخته ایرانی، برای دهمین دوره جشنواره بینالمللی سینمای مستند موسوم به سینماحقیقت، فرم فراخوان را پُر نخواهد کرد.
به گزارش سینماژورنال گمانهزنیها حکایت از آن دارد دلیل عدم حضور این مستند در جشنواره حقیقت به خاطر ناملایماتی بوده که حین تولید اثر گریبانگیر هومن ظریف کارگردان آن شد به خصوص که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بانی برگزاری جشنواره سینماحقیقت نه به هنگام تولید فیلم و نه بعد از تولید آن، هیچ حمایتی از مستند “فرخی یزدی” نکرده است.
مستند “فرخی یزدی” به تهیه کنندگی و کارگردانی هومن ظریف، نریشن مسعود رایگان، پژوهش حسین مسرت، موسیقی گروه خورشید سیاه و خوشنویسیِ سیدمهدی علوی و آواز علی شیرازی و مشاوره کارگردانی اسماعیل جعفری، در 29 تیرماه روز سه شنبه ساعت 18 در خانه هنرمندان برای نخستین بار روی پرده خواهد رفت.
در این مستند محمدعلی اسلامی ندوشن، پرویز کلانتری، حسین مسرت، انور خامهای، محمدعلی سپانلو، علی دهباشی، ادیب برومند، سید جلال ویژگان، محمود رشیقی فیروزآبادی، سهیل محمودی، سیامک قوام، محمدرضا موحدی، بیژن نفیسی، ناصرالدین حسنزاده و رضا سخندان(عموزاده فرخی یزدی)و علیرضا پورامید درباره فرخی یزدی سخن گفتهاند.
چهارمین فیلم هومن ظریف به نام “پیرنیا باغبان گلها” همچنان مراحل پژوهش و جمع آوری اسناد خود را طی می کند.
نمایی از پشت صحنه “فرخی یزدی”
از ابوی حمید جبلی تا برادرزاده صادق هدایت؛ همه در یک مستند
سینماژورنال: ویرايش نهايي مستند “مرز پرگهر” با صداي دكتر اكبر عالمي ويرايش نهايي مستند مرز پرگهر، درباره سراينده سرود “اي ايران” با خوانش گفتار اين مستند توسط دكتر اكبر عالمي صورت گرفت.
به گزارش سینماژورنال «مرز پرگهر» فيلمي مستند ساخته هومن ظريف درباره فعاليتهاي علمي، ادبي و هنري حسين گل گلاب، شاعر سرود «اي ايران»، اديب و استاد دانشگاه است.
در اين فيلم با افرادي همچون هما و فرخ گل گلاب، پريدخت آوا و هومن صدر، خانواده استاد غلامحسين بنان و فرخ و گلنوش خالقي، علي غضنفري شاعر، ترانهسرا و مترجم، ناصر جبلي(شاعر و پدر حميد جبلي)، جهانگير هدايت (برادرزاده صادق هدايت)، ميلادکيايي، آهنگساز و نوازنده سنتور،محمود ذوالفنون ،نوازنده ويلون(از آرشيو محمد عرفان رفيعي) و عبدالجبار کاکايي درباره حسين گل گلاب و سرود “اي ايران” گفتگو شده است و علي زندوكيل قطعه “آذرآبادگان” روحالله خالقي و شعر گل گلاب را با تنظيم پيمان خازني اجرا كرده است.
اين فيلم مستند براي نخستينبار درسال 1390 در جشنواره حقيقت اكران شد و در سال 1391 همراه با جلسه نقد و بررسي در «خانه هنرمندان ايران» به نمايش درآمد.
سرود “اي ايران” براي نخستين بار درسال 1323 خورشيدي توسط روح الله خالقي و حسين گل گلاب ساخته شد و در بهمن همان سال با صداي يحيي معتمدالدوله وزيري كه بعدها در برنامه گلها با نام «نوذر» كار هنري خود را ادامه داد،اجرا شده است.
بنابر گفته اسماعيل نواب صفا، در اركستر آزمايشي گلها،به سرپرستي كلنل علينقي وزيري، سرود “اي ايران” با صداي مشترك عبدالعلي وزيري و غلامحسين بنان اجرا شد.