فیلم زنده شور درباره یک شب از کار مرتضی زند، نماینده دادستان است که برای اجرای حکم ۵ اعدامی متهم به قتل به شهر دیگری آمده است، اما اجرای حکم اول تازه آغاز ماجراست…
دربارهی فیلم «زنده شور»(ساخته کاظم دانشی): پاسخی به محمد رسولاف؟/پنج شاکی خشمگین!
سینماروزان/حامد مظفری:
+پنج داستان، پنج قصاص، پشت سر هم، بدون همپوشانی؛ جاه طلبی میخواسته، روایت خطی آنها کنار هم، آن هم با داستان هایی کاملا بی ربط به هم.
+در خدمت نمایندهی دادستان و دستگاه قضا و شاید پاسخی به محمد رسول اف و شیطان وجود ندارد که عاملان اجرای قصاص را علت میدانست نه معلول و تنها چاره را دوقطبی کارمندی-گریز میدانست. کاظم دانشی قصد دارد از کارمندانی بگوید که نه تنها نمیگریزند بلکه میکوشند در حد خود، ورق را برگردانند.
+تلاش خانواده یک ولی دم برای جلب رضایت از یک ولی دم دیگر، یک نقطه عطف خوب شکل میدهد و درخواست ولیدم ثانی از اولی که «ابتدا تو ببخش تا ما هم ببخشیم»-که همگن با کلکلهای ایرانی است- اولین تکانه را وارد میکند.
+متلک های بازپرس با بازی بهرام افشاری به روحانی با بازی تورج الوند! بازپرس هرچه میخواهد به روحانی میگوید و او فقط لبخند میزند؛ یحتمل چون این را هم یکی از راههای رسیدن به خدا میداند؟؟
اوه اوه چه آخوند مظلوم ی، بعد از بازپرس از بقیه هم فحش میخورد و متلک میشنود اما صدایش درنمیاید!
این سکانسها تکههای خوبی برای وایرال حین اکران است...
+به خوبی نقطه عطف دوم را با برملا کردن قصاص اشتباه-اعدام اول- و گرفتاری روحی بازپرس شکل میدهد. ممان اینرسی نمایندهی دادستان که گرفتار در اشتباهات بالادست شده و از برخی قصاص های قبلی دلخور است حالا به بالاترین حد ممکن رسیده و آماده انفجار است.
+وارد کردن افغانیهای گرفتار در دو طرف به عنوان یکی دیگر از اولیای دم. نه حق به افغانی میدهد نه قاتلش و حکم به پایان چرخه درگیری میدهد!
+نقطه عطف سوم میشود بازی بازپرس با چهار شاکی باقیمانده؛ میخواهد جبرات مافات کند، همه شاکیان را راضی کند، یاد دوازده مرد خشمگین به خیر…
-اینجاست که دادیار زن با بازی شبنم مقدمی وارد میشود؛ با شمایلی یادآور سریال شغال درحالی که همسرش -علیرضا آرا- در نقش وکیل دربرابرش قرار گرفته!
مقدمی را یک متشرع متحجر معرفی میکند. با صلواتشمار در انگشت و تاکید موکد بر قانون و ذکر مصداق مدام از اهمیت حفظ امنیت سیاسی به خصوص در برخورد با شاکی افغان! مقدمی با کمی پژوهش بر نقش میتوانست آن را به برگی تازه از کارنامه بازیگری خود بدل کند اما به تیپ سازی بسنده کرده.
+خونبس ایران و افغانستان با پیوند میان ولی دم افغان و قاتل ایرانی به کابین یک دست و یک پا! علیه افغان ستیز ی موضع مناسبی میگیرد. شعار هم باشد شعار خوبی است. این درگیری را باید یکجا تمام کرد.
+ربط دادن دو پرونده به ماجرای خیانتهای زناشویی و دیگری فقری که نزدیک به مرگ است، درجهت شناسایی بیشتر آدمهایی است که کمتر از آنها میدانیم و بیشتر نگران اعدام آنها هستیم.
-کشش داستان های پنجگانه بیشتر میشد اگر مثل علفزار، پرونده قتلهای عجیب تر کنار هم گذاشته میشد و باز جالبتر میشد اگر به سبک ۲۱گرم، میرفت به سمت ایجاد تقاطع میان این پنج پرونده و رساندن آنها به هم در گرانیگاه مشترک پایانی.
-اجرا؟ مستندوار و به سبک گزارش های ژورنالیستی.
فیلم زنده شور
-ضدّقصاص؟
نمایندهی دادستان محبوب ما به صراحت میگوید که با کودکآزاران و امثالهم، مسامحه نخواهد داشت. پس قصاص را تایید هم میکند؛
بیشتر میخواهد بگوید آنها که حکم قصاص را اجرا میکنند از آن سربازی که اعدامی را بالا میبرد تا دادیاری که علیه نماینده دادستان است- ذاتا دلشان نمیخواهد مجری اعدام باشند ولی چاره چیست؟ او هم که نباشد، یک نفر دیگر…
-بازی؟
بهرام افشاری خوب است، درک کرده فضا را، همراه شده با پارادوکس زندگی و همین طور سارا بهرامی که به خوبی یکی از نقاط عطف را با وارد کردن ماجرای خیانت خواهرش، پیش میبرد. حامد بهداد به مراتب بهتر از گیس است و در دوئتی که با بهرام افشاری دارد، کم نمیاورد، صدف اسپهبدی و مارال فرجاد، کاملا معمولی، به جای فرید سجادی حسینی و بهرام ابراهیمی، میشد بازیگران حرفهایتر آورد که شخصیتهایی همپای نماینده ی دادستان خلق شود.
-دیالوگ
–تو زندان خودم تهدیدم میکنی؟
–اگه بحث عشقه با هم بریم استخر
–محکمه خدا را کردی سیرک؟
–یکی دیگه حکم میده، عذاب وجدان مال منه!
–علیه نماینده خودت هم استشهاد جمع میکنی؟؟
–نتیجه؟
دموکراسی به ما نمیآید. یک بازپرس آتش به اختیار وجداندوست لازم داریم که بیاید با انذار و تبشیر کار را جمع کند.
–پایان بندی؟
اینکه بازپرس دلسوز را کتبسته میبرند و طرفین درگیر برایش دست تکان میدهند، زیادی سانتیمانتال است. پیشنهاد؟ ریش قرمز ببینید.
توضیحات کاظم دانشی- کارگردان پربازیگرترین فیلم جشنواره فیلم فجر۴۴-دربارهی بازداشت علی شادمان، سحر دولتشاهی و…/نام ستاره پسیانی به میان آمد
سینماروزان: به دنبال انتشار خبر بازداشت علی شادمان، پارسا پیروزفر، سحر دولتشاهی، ستاره پسیانی و…، در یک پارتی تولد، شایعاتی علیه لو رفتن پارتی توسط یک کارگردان مطرح شد.
کاظم دانشی که به عنوان کارگردان با فیلم پربازیگر “زنده شور” در جشنواره فیلم فجر۴۴ حضور دارد، در نشست خبری فیلم به این شایعات پاسخ داد.
دانشی با ردّ نقشش در بازداشت شادمان بیان داشت: اختلاف مالی من با علی شادمان مربوط به دورهای پیش از اتفاق رخداده در مراسم تولد شادمان بوده و هیچ ارتباطی با بازداشت او ندارد و هرچه گفتند شایعات تائیدنشده است.
او همچنین با اشاره به بازداشت ستاره پسیانی در همان پارتی گفت: ستاره پسیانی در همان مقطع مشغول همکاری با ما در فیلم “اردوبهشت” بود و بسیار عجیب است اگر من باعث بازداشت بازیگر فیلم خودمان شده باشم و به نوعی خودم به خودم ضربه زده باشم.
توضیحات کاظم دانشی درباره بازداشت علی شادمان و…
این کارگردان درباره حضور در جشنواره فجر۴۴ گفت: «بی بدن» من را به بخش مسابقه جشنواره راه نداند اما امسال با سه فیلم آمدم. دوست داشتم اینجا اعتراض کنم چون برخی ما را به ترسو بودن و پا گذاشتن روی خون بقیه متهم میکنند. در حالی که آنها جرات نداشتند یک تیزر هم از اعتراضات خود بسازند. همان هایی که پیش از این وقتی در ایران بودند سربند «القدس لنا» میبستند. من برای همه کارهایم اذیت شدم ولی دوست دارم اینجا اعتراض کنم حرفم را اینجا بگویم آنها جرات نداشتند مضامین فیلمهای ما را در ایران بسازند. الان هم نمیتوانند تعیین تکلیف کنند که چرا به اینجا آمده ایم.
گفتنی است کاظم دانشی به غیر از کارگردانی “زنده شور”، امسال به عنوان نویسنده با فیلمهای “اردوبهشت” و “گیس” در فجر۴۴ حاضر است. فیلمهایی که همگی در مایه های جنایی مشترکند و در میان آنها “زنده شور” جزو پرفروشترین آثار جشنواره بوده...
سریال جنایی «کوری» با بازی مریلا زارعی کلید خورد
سینماروزان: سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده برای پخش از پلتفرم فیلمنت در تهران کلید خورد.
سریال «کوری» به تهیهکنندگی کاظم دانشی، نویسندگی امیر ابیلی و کارگردانی سجاد پهلوانزاده در دست ساخت است.
«کوری» یکی از پربازیگرترین محصولات امسال نمایش خانگی است که مریلا زارعی از بازیگران اصلی آن است. دیگر بازیگران این سریال به زودی معرفی خواهند شد.
سریال «کوری» درامی جنایی است که دست روی یکی از موضوعات ملتهب اجتماعی گذاشته است.
مریلا زارعی سه سیمرغ بلورین و ۹ نامزدی بهترین بازیگر زن در جشنواره فیلم فجر را در کارنامه و هماکنون فیلم «موسی» با بازی او بر پرده سینماها است. وی پیش از این تجربه حضور در شبکه نمایش خانگی را با آثاری مانند «جیران»، «مانکن» و «افعی تهران» داشته است که برای حضور در «مانکن» موفق به دریافت تندیس حافظ شد.
سجاد پهلوانزاده پیش از این دو سریال «سقوط» و «حیثیت گمشده» را برای شبکه نمایش خانگی ساخته که با استقبال مخاطبان همراه بوده است.
«کوری» اولین تجربه کاظم دانشی در حوزه تهیهکنندگی است که پیش از این نویسندگی و کارگردانی فیلم موفق «علفزار» و نگارش فیلمنامه فیلم «بیبدن» را در کارنامه داشته است.
در خلاصه داستان این سریال آمده است: «و عدالت برای همه…!»
-افتتاحیه رعب آور از مراسم اعدام هم یادآور رسوایی۲ است و هم یادآور تمهید علفزار که ورودی، موضوعی است علیحده از مساله اصلی.
+زوم کردن بر پروندههای واقعی جنایی شبهه زا که خواندن آنها روی کاغذ هم جذاب است و جایش در تلویزیون و سینما خالی است شاید چون هر کسی صلاحیت کار بر این پروندهها را ندارد.
+سوژه، داغ است و به موقع هم طرح مساله میکند، شاید با همان ساختار علفزار ولی پس و پیش داستان را درست پیچ و مهره کرده و هم مایه های تراژدی را به خوبی اجرا کرده و از آن بهتر وجه مفقودی که سوال اصلی پرونده است.
+تمرکز بر مادر مقتول پنهان کاری که همه چیز را از پدر مخفی کرده و شعار میدهد علیه پدری که اقتصاد، گرفتارش کرده و حرافی را آن قدر کش میدهد که پدر پاسخ کوبنده دهد که تو که کنارش بودی، چه کردی؟
صاحب قدم نشان دادن زن البته متاثر از فمینیستهایی که در مجاز، پروپاگاندا میشوند و بی توجهینمایی مجاز به پدر مقتول که زیاده از حد منفعل است ولی واقعا این طور نیست؛ یک برگ برنده!
+منحرف میکند ابتدا درباره پدر که بی توجه بوده به دختر ولی رفته رفته معلوم میشود علیرغم همه بدبختیهای مالی، پدر چه آرزوها که نداشته برای دختر.
+تصویرسازی آن دلال بازی ها در تغییر راي و زدن به دل کار چاق کن ها و وکلایی که میلیاردی بغل پروندههای خاص، فربه میشوند!
+تردید و شک با سوق دادن مشام به پدر متهم به قتل و اینکه او مشارکت در قتل داشته؟
+بازی خوب پیام احمدی نیا در مقام بازپرس و پژمان جمشیدی در نقش پدر متهم به قتل.
-برخی دیالوگها خوب نوشته شده ولی در جای نادرست قرار داده شده مثل آنجا که از نسبت تنفس والد با مولود میگوید.
-زمان دوساعته طولانی را میتوان کم کرد؛ دوران خواندن جنگ و صلح گذشته و با کاهش نیم ساعته زمان فیلم، هم ضرباهنگ بهتر میشود و هم تلفات مخاطب، کمتر.
فیلم بی بدن
+ تبیین آلودگی دخالتهای بی دلیل سلبریتی های آلوده به فضای مجازی در پروندههای قتل و تلاش برای رضایت گیری از اولیای دم که فقط و فقط به جری تر شدن اولیای دم منجر میشود. این، تبیینی است صحیح حتی اگر سفارش باشد. این همه آلودگی سلبریتیها چه متهمانی را که بالای دار نبرد و چه خوب که اگر دستگاه قضا سفارش داده باشد برای نواختن این آلودگیها. دو برگ برنده.
+جمع کردن داستان و رفع و رجوع خلل و فرج و تاکید بر پدر و پسر قاتل و اهمیت قصاص و ارائه ماجرای حسادت زنانه به عنوان دال پخش تصاویر زنانه.
سکانس:
–درگیری لفظی بازپرس و پدر قاتل
دیالوگ:
–تنها چیزی که تضمین داره، مرگه!
“بی بدن”؛ پرفروشترین فیلم غیرکمدی جشنواره+رونمایی از لوگوموشن «بیبدن»
سینماروزان: پایان پیشفروش بلیتهای جشنواره فجر فیلم «بی بدن» با قرار گرفتن در رتبه سوم این جدول تبدیل به پرفروشترین فیلم غیرکمدی جشنواره امسال شد.
«بی بدن» نخستین ساخته سینمایی مرتضی علیزاده به تهیه کنندگی سید مصطفی احمدی تولید شده است.
«بی بدن» از فیلمهای ملتهب اجتماعی امسال است که با فیلمنامهای از کاظم دانشی در چهل و دومین جشنواره فجر رونمایی خواهد شد.این فیلم محصول مشترک طارادفیلم و موسسه تصویر شهر است.
داستان ناپدید شدن دختر نوجوان در فجر۴۲؟/ماجرای آرمان و غزاله در “بی بدن”؟/کارگردان پاسخ داد
سینماروزان: فیلم “بی بدن” که در بخش فیلم اولیهای جشنواره فجر۴۲ قرار دارد از نظر داستانی، شائبه هایی دارد درباره شباهت خط داستانی آن با ماجرای ناپدید شدن دختری نوجوان به نام غزاله ش.
خبرگزاری مشرق اخیرا در گزارشی مدعی شده بود فیلمنامه “بی بدن” با برداشتي از ماجرای ناپدید شدن غزاله ساخته شده است. غزاله ش. دختری نوزده ساله بود که اسفند۹۲ برای دیدار با پسری به نام آرمان عین. از خانه خارج ولی ناپدید شد…
اگرچه آرمان منکر قتل غزاله بود ولی درنهایت به قصاص محکوم شد تا این پرونده به یکی از رسانهایترین پروندههای قضایی سالیان اخیر بدل گردد. فیلمنامه بی بدن را کاظم دانشی نوشته که در فیلم قبلی خود “علفزار” اشاراتی داشت به حادثه خردادماه۱۳۹۰ در استخری در خمینیشهر با این حال کارگردان بی بدن که حمایت تصویرشهر را هم داشته، جوانی است به نام مرتضی علیزاده که در گفتگویی با ایرنا گفته داستانش واقعی نیست ولی چند پرونده واقعی را مطالعه کرده!
این کارگردان درباره خبرهای منتشرشده مبنیبر اقتباس این فیلم از پرونده واقعی «آرمان و غزاله» به خبرگزاری ایرنا تأکید کرد: واقعیت این است که در این مرحله نمیتوانم بهصورت مستقیم تأیید کنم که فیلم من درباره یک پرونده واقعی است چراکه داستان اصلی فیلم، ساخته و پرداخته ذهن ماست و همه اجزای آن منطبق بر واقعیت نیست. آنچه میتوانم بگویم این است که این فیلم براساس فضای حاکم بر برخی پروندههای جنایی موجود در دستگاه قضایی ایران در سالهای اخیر ساخته شده است.
ماجرای آرمان و غزاله در فیلم بی بدن؟
وی افزود: مشابه داستانی که ما در فیلم «بیبدن» روایت کردهایم، پیشتر رخ داده و پرونده مفتوحه و یا مختومه بسیاری با سوژه مشابه در این زمینه وجود داشته و دارد. در عین حال اصلا این موضوع را تأیید نمیکنم که فیلم من، درباره یک پرونده واقعی خاص است. بهخصوص که زمینه روایت فیلم ما، بیشتر جنایی و اجتماعی است. به تعبیری ما یک داستان اجتماعی را در بستر یک اتفاق جنایی روایت کردهایم و اصراری نداشتیم که بهطور مستقیم درباره یک پرونده صحبت کنیم.
وی افزود: بالاخره من فیلمی ساختهام و مخاطب هم میتواند روایت آن را به پروندههای واقعی منطبق بداند و هم میتواند به گونهای دیگر به آن نگاه کند. این رویکرد دیگر در اختیار من نیست. آنچه میتوانم به عنوان کارگردان «بیبدن» تأکید کنم این است که آن را بر اساس یک پرونده واقعی نساختهام. قطعا در فرآیند تحقیق و پژوهشی که با کاظم دانشی برای فیلمنامه این فیلم داشتیم، چندین پرونده قضایی واقعی را مطالعه کردیم و به سوژههای متعددی نگاه داشتیم. از این نظر میتوان داستان فیلم را تجمیعی از همه مشاهدات ما از چند پرونده واقعی دانست.
کجای #علفزار قیچی خورد؟⇐روایت کارگردان از کم و کیف ممیزی
سینماروزان: فیلم #علفزار با پخش خانهفیلم جزو آثار مورد توجه اکران تابستانی است و با وجود تحسینها، پرسشهایی هم طرح شده درباره گنگی در برخی سکانسها و بخصوص پایانبندی.
#کاظم_دانشی کارگردان فیلم درباره ممیزی به روزنامه جامجم گفت: بههرحال فیلم ما دچار ممیزی شد. هم قبل از اکران در جشنواره فجر و هم برای اکران عمومی که حدود یک دقیقه ممیزی خورد.
این کارگردان تاکید کرد: سکانس پایانی مورد علاقهام یک سکانس ۹ دقیقهای بود که الان کاملا حذف شده.
دانشی افزود: بارها شنیدهام که منتقدان گفتهاند پایان فیلم رها یا به نوعی ول شده و من کامل این نقد را قبول دارم. پایانبندی من در سناریو و اجرا اینی نبود که الان روی پرده سینما میبینید اما بالاخره چارهای نداشتیم با وجود این #علفزار فروش خوبی در سالنهای سینما دارد و جزو فیلمهای پرفروش اجتماعی از ابتدای سال تاکنون بوده است.
دانشی با ردّ شایعات مرتبط با ممیزی بخشهای مرتبط با آقازادگان بیان داشت: نهتنها از بابت پرداختن به آقازادهها اعتراض یا توبیخی ندیدم بلکه بسیار هم مورد استقبال قرار گرفتم. واقعیت این است که فرهنگ آقازادگی دیگر بخشی از ادبیات سیاسی ــ اجتماعی کشور ما شده و هم حاکمیت و هم مردم با آقازادههایی که از موقعیت و جایگاه پدرانشان سوءاستفاده میکنند، آشنا هستند. حتی خیلی از متهمان پروندههای دادگاههای اقتصادی همین آقازادهها هستند که دادگاههایشان علنی هم برگزار میشود.
روایت کاظم دانشی کارگردان فیلم از ممیزی در فیلم علفزار
.
تعارض طبقاتی در محکمه⇐ #علفزار ۵ میلیاردی شد+تیزر جدید
سینماروزان: فيلم سینمایی «علفزار» به تهیهکنندگی بهرام رادان و کارگردانی کاظم دانشی با پخش #خانهفیلم توانست در کمتر از سه هفته ۵ میلیارد تومان فروش کند.
پدیده جشنواره فجر چهلم تاکنون نزدیک به ۱۵۰هزار نفر مخاطب را به سالنهای سینما کشانده و توانسته پرمخاطبترین فیلم اجتماعی چند هفته اخیر شود.
در «علفزار» پژمان جمشیدی، سارا بهرامی، ستاره پسیانی، ترلان پروانه، صدف اسپهبدی، مهدی زمین پرداز، عرفان ناصری، يسنا ميرطهماسب، مائده طهماسبی، رویا جاویدنیا، الهه اذکاری، متین حیدری نیا، محمد معتضدی ، ستایش رجایی نیا، سپهر گندمی ،حسین ولیزاده، علی امیر خلیلی، عرشیا توکلی، محمد مهدی احدی،با حضور افتخاری: فرخ نعمتی و مهران امام بخش ایفای نقش میکنند.
سینماروزان: نسخه اصلی #علفزار که ازجمله آثار قابل تامل فجر چهلم بود در اکران نوروزی با پخش #خانه_فیلم روی پرده خواهد رفت.
کاظم دانشی کارگردان #علفزار به خبرگزاری مهر گفت: نسخهای که برای اکران نوروزی فیلم در نظر گرفته شده، هیچ فرقی با نسخه جشنوارهای آن نخواهد داشت و همان نسخه اصلی را اکران خواهیم کرد.
#علفزار که #پژمان_جمشیدی در آن تصویری رئالیستی از یک بازپرس ارائه داده از حضور سارا بهرامی، مهدی زمین پرداز، ستاره پسیانی، صدف اسپهبدی، فرخ نعمتی، یسنا میرطمهاسب، ترلان پروانه و مائده طهماسبی و… سود میبرد.
داستان #علفزار برآمده از پروندهای واقعی مرتبط با تعرض گروهی استخری در خمینیشهر است و کارگردان کوشیده این پرونده را با پرونده زوجی معتاد و درگیر فرزند ناخواسته، همراه کند.
اکران نوروزی نسخه اصلی #علفزار
کاظم دانشی کارگردان فیلم بظاهر مستقل “علفزار” مطرح کرد⇐در مجموعههای مذهبی مانند سازمان اوج بودم!/ طی ۲ سال مدیر تولید مجموعه خانه داستانی اوج را برعهده داشتم!/زمانی مدیر اجرایی جشنواره چلچراغ و فیلم سماء متعلق به موسسه آوینی بودم!/ همین اکنون تهیهکنندگی برخی فیلمهای کوتاه اوج را انجام میدهم!/در برخی مستندها دیدهام که رزمندهای داریم که مست(!!) میجنگد و این مسئله خیلی جذاب(!!) است!
سینماروزان: خانوادهای کاملا مذهبی دارم و در مجموعههای مذهبی مانند سازمان هنری و رسانهای اوج بودم و طی ۲ سال مدیر تولید مجموعه خانه داستانی این سازمان را برعهده داشتم.
کاظم دانشی کارگردان فیلم ظاهرا مستقل “علفزار” با بیان مطلب فوق به خبرگزاری ایلنا گفت: زمانی هم مدیر اجرایی جشنواره چلچراغ و فیلم سماء- منسوب به موسسه آوینی به مدیریت وقت مجتبی امینی-بودهام. همین اکنون هم تهیهکنندگی برخی فیلمهای کوتاه سازمان هنری و رسانهای اوج را انجام میدهم.
دانشی افزود: همه اینها رزومه من است و همه نیز میدانند. از خودم تعریف نمیکنم اما «علفزار» را حاصل شجاعت میدانم. فیلم «علفزار» را زمانی ساختم که هیچ فردی را در قوه قضاییه نمیشناختم و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفتم. آنها گفتند که معاون اجتماعی قوه قضاییه باید فیلمنامه بخواند و تایید کند. درنهایت مجوز فیلمنامه را به ما دادند و شروع به ساخت این پروژه کردیم.
کاظم دانشی که سیمرغ فیلمنامه را از جشنواره فجر چهلم را گرفته به ایلنا گفت: متاسفانه بسیاری از فیلمهای دفاع مقدس، از جنگ تنها انفجار را به تصویر میکشند اما اگر من بخواهم فیلمی در این ژانر بسازم، بیگ پروداکشن ندارد و تنها یک سکانس تیراندازی نشان میدهم. انسان برای من بسیار مهم است و اینکه فردی را در موقعیتی قرار دهم و واکنش آن را نشان دهم، برای من مهم است. در برخی مستندها دیدهام که رزمندهای داریم که مست(!) میجنگد و این مسئله خیلی جذاب(!) است. در واقع میخواهم بگویم که نباید همه کاراکترها را یک جور نشان دهیم و آدمها با هم تفاوت دارند. این را بگویم که همه کارها از نظرم ارزشی هستند.
کاظم دانشی کارگردان فیلم علفزار از همکاری با اوج می گوید
#علفزار؛ در خدمت #قوه با یک پژمانِ لایقِ سیمرغ
سینماروزان/حامد مظفری:
+افتتاحیه خوب در متن و گره اول در دقایق اول
+گره افکنی دوم بهموقع و در نیم ساعت ابتدایی
-کلیشه در اجرا با حضور #هادی_بهروز متخصص ماکیومنتری- که البته نه که به درد این متن نخورد- بلکه بیش از حد دستمالی شده است بهخصوص برای گداگرافیهای خارج از دادسرا
+تسلط پژمان جمشیدی بر کاراکتر بازپرسی که هم میخواهد کاریزماتیک باشد و هم اینکه به ناحق حکم ندهد
+فقط کافیست بازی #پژمان_علفزار را مقایسه کنیم با بازی عزتی در #مرد_بازنده تا معلوم شود بیش از گریمهای پیچیده، این درک نقش و همپوشانی با کاراکتر است که عیار کار بازیگر را شکل میدهد. پژمان بی ادعا نقش را شناخته و آن را بازی کرده ولی جواد فقط شبح نقش را درک کرده
-بازی اگزجره سارا بهرامی که با همان شمایل #حرفهای آمده به #علفزار و اساسا در جایی که لازم نیست بیخود و بیجهت ضجه میزند و گریه میکند؛ بهخدا که برای حسدار کردن نماهای تراژیک، لازم به گریه و زاری نیست
+وارد کردن خرده داستان صدور شناسنامه فرزند نامشروع برای فرزند زوج عملی متاثر از #ابد…
-تزریق جیغ و داد و فریاد و ناله و ضجه اضافی
-لات بازی و قمه کشی هم کم نیست؛ همچنان متاثر از #مغزها…
+تا در دادسرا هستیم و رفت و برگشتهای پژمان هست، صرباهنگ منطقی است
– ولی به خارج از دادسرا که میآییم گرفتار گیس و گیسکشیهای زنانه…
+در خدمت دستگاه قضا با نماهایی کم و بیش واقعگرا از دادسرا با تصویرگری یک بازپرس سلیم النفس که بیخیال دیگران، سعی میکند خودش، درست عمل کند
+پایان بندی حول پسربچهای که گمشده #علفزار است ولی ناظر حی و حاضر انواع بیناموسی
—دیالوگ
ناموس ناموس نکن! تو خودت ناموسی!
—باگ
شهردار متنفذ-متصل با اولاد اهل حال(!) یک باغ شخصی امن ندارد که آقازادگانش مجبور به اجاره باغ و ماجراهای متعاقب نشوند؟؟؟
علفزار؛ با یک پژمان لایق سیمرغ
صدور پروانه برای معاون اسبق نظارت+صدور اولین پروانه تهیهکنندگی رنجکشان+صدور پروانه همکاری بهرام رادان و دبیر جشنوارههای ارگانی+صدور پنج پروانه دیگر
سینماروزان/نسترن حسینی: شورای صدور پروانه ساخت در جلسه اخیر با تولید هشت فیلمنامه موافقت کرد.
به گزارش سینماروزان علیرضا سجادپور معاون اسبق نظارت پروانه ساخت فیلم “بلوط” را گرفته که یک فیلماولی آن را میسازد.
بهرام رادان با وجود عدم اکران فیلم قبلیش “گربه سیاه”، پروانه ساختی تازه گرفته برای ساخت “علفزار” به کارگردانی کاظم دانشی که سابقه دبیری اجرایی جشنوارههایی ارگانی مثل سما و چلچراغ دارد که با حمایت موسسه آوینی برگزار شدهاند.
محمدصادق رنجکشان سرمایهگذار سالهای اخیر سینمای ایران، اولین پروانه تهیهکنندگی به نام خودش را گرفته برای ساخت فیلم “لوچی” به کارگردانی داود خیام که فیلم قبلیش “ماحی”، گیشه قابل توجهی نداشت.
فهرست کامل پروانههای صادره به شرح ذیل است:
— “بَلیط( بلوط)” به تهیه کنندگی سید علیرضا سجادپور،کارگردانی و نویسندگی مرتضی رحیمی
–“رفقای اورژانسی” به تهیه کنندگی علی شاهحاتمی،کارگردانی مشترک حسن صیدخانی و حسین صیدخانی و نویسندگی مشترک مریم اشرفی و محمود بیگدلی
–“رویای ساحلی” به تهیه کنندگی رقیه احمدی،کارگردانی آرش سجادی فرید و نویسندگی مشترک کاوه سجادی فرید وآرش سجادی فرید
–انیمیشن “الماس خانه ما”به تهیه کنندگی و نویسندگی سمیه زارعی وکارگردانی اردلان ملک زاده
–“جاده 2000” به تهیه کنندگی، کارگردانی و نویسندگی منیژه حکمت
–“دِرب” به تهیه کنندگی سید رضا محقق،کارگردانی و نویسندگی سید هادی محقق
–“لوچی” به تهیه کنندگی صادق رنجکشان،کارگردانی داوود خیام و نویسندگی مشترک داوود خیام و علی زرنگار
–“علفزار” به تهیه کنندگی بهرام رادان، کارگردانی و نویسندگی کاظم دانشی