احیای سبک آشپزی مادربزرگهای ایرونی/چرا «سرآشپز» نتوانست و «شفرونی» میتواند؟
سینماروزان: فصل تازه ی برنامه شفرونی در فیلیمو پخش شده و برخلاف فصل قبل اینجا دیگر نیما شعبان نژاد به سراغ غذاهای ایرانی رفته است.
جامعه ایران جامعه ای است بسیار نوستالژیک و گرچه در ادواری رویکرد داشت به غذای ملل و رستوران های مختلف فرنگی در تهران و نقاط دیگر ایران، راه افتاد ولی چند سالی است که دوباره شاهد رونق سفره خانه های ایرانی و سرو غذاهای سنتی ایرانی هستیم.
شعبان نژاد فصل تازه شفرونی را با دنده کباب کردی استارت زد و آن هم با حضور سیاوش چراغی پور و رضا شفیعی جم دو بازیگر طناز ایرانی و همراهی گیتی معینی به عنوان سورپرایز.
آنچه به فصل تازه شفرونی حال و هوای تازه داده همان رجوع به سبک غذای ایرونی و یادآور سبک آشپزی مادران و مادربزرگ های ایرانی است. واقعیت اینکه تقریبا هیچ جای دنیا تنوع غذایی ایران را ندارد و درباره آشپزی ایرانی هرچقدر برنامه تولید شود باز هم کم است چون حتی خود ایرانیان شاید ندانند که غذای سنتی فلان نقطه چیست و چقدر هم خوشمزه است.
شفرونی با ساختاری حرفه ای و جلوتر از مثلا “سرآشپز” که در تلویزیون پخش میشود اول از همه به مخاطب احترام میگذارد و بعد هم سعی میکند او را سرگرم کند و درباره غذاهای ایرانی به او آموزش دهد. ضربه ای که سرآشپز خورد از لحن لمپنی گرداننده و کیفیت پایین اجرا و از همه مهمتر عدم احترام به مخاطب است. اینکه فکر کنیم چون بناست درباره سبک غذای ایرانی برنامه درست کنیم باید با ادبیات چاله میدونی صحبت کنیم، سخت در اشتباهیم.
اتفاقا قبل از تخصصی نگریستن به آشپزی، باید به مخاطب احترام گذاشت و تازه بعدش هم کار را به دست آشپزان واقعی و آنهایی سپرد که برندساز در حوزه رستوران داری بوده اند؛ یعنی رجوع به همان سبک مادربزرگ های ما که احترام را از آشپزی تا پذیرایی صرف میکردند.
شفرونی ادعایی ندارد که میخواهد استیج آشپزی باشد و مثل سرآشپز بر دکوپاژ استیج آکادمی گوگوش هم سوار نشده و اتفاقا با کمال حرمت گذاری و انتخاب درست مجری و مهمانان میرود که به یک دائرهالمعارف کاربردی در مبحث غذا بدل شود.