از خاتمی و احمدی‌نژاد تا فریدون فرخ‌زاد و اکی بنایی!/خلاصه داستان کامل «تمریناتی برای یک انقلاب» ساخته پگاه آهنگرانی

سینماروزان/غفور پورغفور: فیلم ۹۵ دقیقه ای«تمریناتی برای یک انقلاب» ساخته‌ی پگاه آهنگرانی که محصول چک و اسپانیا است، در بخش نمایش‌های ویژه جشنواره کن۲۰۲۶ رونمایی شده و بیشتر از فیلم «داستان‌های موازی» مورد توجه منتقدانی قرار گرفته که از ایرانیان، روایتی داخلی میخواهند و نشریه بریتانیایی اسکرین دیلی، با عبارت «به‌روز و موثر»، فیلم را ستوده.

ابتدا خلاصه داستان «تمریناتی برای یک انقلاب» را بخوانید:

–پگاه آهنگرانی روایت خود را که توسط خودش روایت می‌شود، مدتی قبل از تولدش – در آستانه انقلاب۵۷ – آغاز می‌کند. فصل اول به پدرش، سینماگری به نام جمشید آهنگرانی، اختصاص دارد که داستان‌های اولیه ضبط شده با دوربین سوپر ۸ او، با بازی دوستش داوود، شمه‌ای از اعتراضات ضدّپهلوی است. جمشید یک میهن‌پرست متعهد بود که در خط مقدم جنگ ایران و عراق جنگید، اما از جایی به بعد گرفتار سرخوردگی سیاسی شد. او به دخترش پگاه میگوید که داوود، دوست خانوادگی محبوبش، «به هالیوود رفته» است؛ دروغی مصلحتی که واقعیتی تلخ‌تر را پنهان می‌کند!

–بخش دوم به معلم قدیمی پگاه، زنی به نام شرمین صراف – تجسمی از زندگی آزاد – اختصاص دارد. پگاه جوان، صراف را می‌پرستید، اما از جایی به بعد و تندروی‌های دهه شصتی در مدارس باعث میشود آن نگاه اولیه تعدیل یابد. پگاه در شرح آنچه در مدرسه بر او گذشته با انیمیشن‌های آشکارا گروتسک، برخی مسئولان مدرسه را با شمایلی ترسناک نشان می‌دهد، و میخواهد وانمود کند چگونه به انقلاب شخصی خود دست یافت و مدرسه را ترک کرد تا ابتدا یک بازیگر کودک و سپس یک بازیگر بزرگسال شود و چندین نقش برای مادرش- منیژه حکمت- بازی کند و با حمایت مادر و پدر، وارد سینما شود.

–بخش بعدی به عموی پگاه-رشید/دانشجوی روزنامه‌نگاری- اختصاص دارد که نوارهای صوتی او، همراه با نماهای نزدیک از حلقه‌های در حال چرخش یک ضبط صوت، تفسیری کلیدی ارائه می‌دهد. اتفاق اصلی در این بخش، انتخاب محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور ایران در سال ۷۶ است – انتخابی که نویدبخش بود، اما به زودی مسیری دیگر پیدا کرد.

–فصل چهارم به وقایع ۸۸ و رقابت احمدی‌نژاد و میرحسین اختصاص دارد و در آن، پگاه را می‌بینیم که با دوست صمیمی‌اش امیر گفتگو میکند؛ به صورت یک چهره سایه‌نما در حال صحبت با جمعیت در جریان اعتراضات۸۸. این بخش بر اساس فیلم‌های ویدئویی واضح پگاه از وقایع ساخته شده است که در آن پگاه به عنوان یک بازیگر ظاهر می‌شود – تا بازتابی از اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری۸۸ را ارائه دهد.

–در بخش بعدی پگاه که اکنون در بریتانیا به سر می‌برد، از نرم‌افزار تدوینی که تصاویرش را با آن مونتاژ می‌کند، فیلم می‌گیرد. این نرم‌افزار شامل فیلمهایی از ایران در جریان ناآرامی‌های ۴۰۴ است…
پگاه با تأمل در تصاویرش و زیر سوال بردن آنچه که امیدوار است در آنها بیابد، تصویری از امکان آینده را ارائه می‌دهد؛ دختر کوچکش لیلی، که نگاه بی‌پرده و شادش به دوربین، نویدبخش ایمان به آینده برای نسل‌های جدید پیش‌رو است.

فیلم تمریناتی برای یک انقلاب ساخته پگاه آهنگرانی
فیلم تمریناتی برای یک انقلاب ساخته پگاه آهنگرانی

سینماروزان فرازهایی از نقد اسکرین دیلی را ارائه داده است:

فیلم کاملا شخصی پگاه آهنگرانی به نقطه‌ی تلاقی خاطرات شخصی و روایت سیاسی می‌رسد.
چندین دهه از تاریخ مدرن ایران در «تمرین‌هایی برای یک انقلاب» فراخوانده شده و مورد بررسی قرار می‌گیرد، در قالب مستندی جستجوگر که می‌تواند ادعا کند یکی از به‌روزترین و موثرترین فیلمهای جشنواره کن۲۰۲۶ است.
این فیلم با حرکت به سمت زمان حال و جنگی که اکنون ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران در پیش گرفته‌اند، بر چندین لحظه کلیدی تمرکز می‌کند تا امید واقعی برای تغییری را در سر می‌پروراند، که گرفتار تلاطم میشود.

پگاه آهنگرانی اثری عمیقاً شخصی ساخته و در پنج فصل، به افراد نزدیک به خود ادای احترام می‌کند، به تجربیات شخصی خود می‌پردازد و در مواجهه با ناامیدی، به امید پایدار می‌اندیشد. این اثر تکان‌دهنده و هوشمندانه میخواهد پلی بزند بین خاطرات شخصی و روایت سیاسی…

«تمرین‌هایی برای یک انقلاب» همزمان که فیلمی شخصی و بی ادعاست از نظر سیاسی بصیرت‌آمیز است و بخش‌های جداگانه با زیرنویس‌هایی که حقایق کلیدی، تاریخ‌ها و آمار را شرح می‌دهند، دنبال می‌شود.
این فیلم همچنین به عنوان تاریخچه‌ای مختصر از مواد و قالب‌های موجود برای پژوهشگران- عمل می‌کند.
از فیلم‌های خانگی و عکس‌های خانوادگی رنگ‌پریده از دهه‌های ۵۰ و ۶۰ خورشیدی گرفته تا ویدئو و فیلم‌های خبری تلویزیونی دهه های ۷۰ و ۸۰ و فناوری دیجیتالی که پگاه برای ایجاد تأثیر فلسفی در بخش پایانی خود از آن استفاده می‌کند.
پگاه یک موسیقی متن متناوب با استفاده از پیانو و گیتار بیس را در فیلم استفاده کرده؛ با استفاده‌ی تأثیرگذار از آهنگ سوگواری فولک دهه‌ی ۶۰ با نام «گرین‌فیلدز/دشتهای سرسبز» اثر برادران فور-گروه آمریکایی-
این قطعه، یک زیرلایه‌ی احساسی هوشیارانه به اثر می‌دهد بخصوص که برای ایرانیان هم قطعه‌ای آشناست چون در ایران  با صدای فریدون فرخزاد و اکی(اکرم) بنایی بازخوانی شد با ترجمه‌ی ترانه‌ای به این شرح:

روزی روزگاری دشت‌های سرسبزی وجود داشت که از برکت خورشید بهره می‌بردند.
روزی روزگاری دره‌هایی وجود داشت که رودخانه‌ها از آن‌ها عبور می‌کردند.
روزی روزگاری آسمان آبی بود و ابرهای سفید در آن بالا بودند.
روزی روزگاری آن ها بخشی از یک عشق همیشگی بودند.
ما عشاقی بودیم که در آن دشت‌های سرسبز پرسه می‌زدیم.
آن دشت‌های سرسبز از بین رفته‌اند، اکنون خورشید خشکشان کرده است.
از دره‌هایی که رودخانه‌ها در آن‌ها جاری بودند رفته‌اند.
با باد سردی که در قلب من پیچید رفته‌اند.
با عاشقانی که گذاشتند رویاهاشان از هم جدا شود رفته‌اند.
کجا هستند آن دشت‌های سرسبزی که ما در آن‌ها پرسه می‌زدیم؟
هیچ وقت نخواهم فهمید که چه چیزی تو را از من گریزان کرد
چگونه می‌توانم به دنبال تو بگردم وقتی ابرهای سنگین روز را تار کرده‌اند؟
من فقط می‌دانم که اینجا هیچ چیز برای من نیست،
هیچ چیز در این دنیای وسیع برای من نمانده است.
اما من صبر خواهم کرد تا تو برگردی.
من صبر خواهم کرد تا روزی که متوجه شوی
تا وقتی که قلبت جای دیگریست شاد نخواهی بود.
شاد نخواهی بود تا وقتی که قلبت را به خانه باز نگردانی،
به آن دشت‌های سرسبز و من.