تسهیم بدون رونق=تقسیم فقر !/مولودی ناقص‌الخلقه‌ به نام «تسهیم از مبدأ»

سینماروزان: رونمایی مجدد از طرح تسهیم بلحظه‌ی عواید فروش سینماها توسط رائد فریدزاده، در حالی که اصل طرح حدود هفت سال قبل و همزمان با راه اندازی سمفا، رونمایی شده بود(اینجا را بخوانید) با واکنشهای مختلف روبرو شده.

به تازگی روزنامه فرهیختگان وابسته به دانشگاه آزاد، در تحلیلی بر این ماجرا، اساسا تسهیم از مبدأ در دوران رکود سینماها را همچون تولد موجودی ناقص الخلقه دانسته.

به اعتقاد این رسانه، ساختار سینمایی اول باید به دنبال افزایش مخاطب سینما باشد و بعد از رونق است که برود به سمت تسهیم از مبدأ وگرنه وقتی گیشه، عایدی چندانی ندارد، تقسیم بلحظه آن، فایده چندانی ندارد. این رسانه به صراحت خواستار آزادسازی دو چیز شده؛ یکی اکران فیلم خارجی و دیگری واگذاری تعیین بهای بلیت به مالکان سینما!

 

متن تحلیل این رسانه دانشگاهی را بخوانید: 

صنعت سینمای ایران در سال‌های اخیر به واسطه‌ی کرونا و شرایط اجتماعی و اقتصادی با چالش‌هایی نظیر مدیریت جریان نقدینگی و حفظ مخاطب دست‌وپنجه نرم کرده است. با توجه به افزایش تورم و کاهش قدرت خرید، مدل‌های سنتی توزیع و اکران که منجر به تأخیرهای چندماهه در پرداخت سهم تهیه‌کنندگان و سینماداران می‌شد، دیگر پاسخگوی نیست. در این میان، اجرای طرح «تسهیم از مبدأ» و هم‌زمان پیگیری مطالبات مختلف سینماداران، به عنوان دو رکن مهم برای احیای اقتصاد سینما مطرح شدند.

در سال‌های اخیر، با نگاهی به روند توسعه‌ی زیرساخت‌های سینمایی، شاهد جهش‌های قابل توجهی در توزیع جغرافیایی سینما بوده‌ایم. این دستاوردها بر این پایه استوار است که تلاش‌های صورت گرفته برای بازسازی سالن‌های قدیمی و، مهم‌تر از آن، راه‌اندازی سینما در شهرهای فاقد سینما، گامی بزرگ برای اجرای عدالت فرهنگی بوده است. این توسعه باعث شده تا سینما از یک کالای لوکس در کلان‌شهرها به یک خدمت عمومی در شهرهای کوچک تبدیل شود. این زیرساخت‌ها در دوران بحرانی کرونا، با بازنگری در مدل‌های فعالیت، نقش مهمی در حفظ زنده ماندن اکوسیستم سینمایی ایفا کردند.

از سوی دیگر تصویب طرح «تسهیم از مبدأ» که به تازگی با هدف شفاف‌سازی پرداخت‌ها کلید خورده است، به موضوع روز سینما بدل شده است. درواقع برخلاف مدل‌های قدیمی که تهیه‌کننده باید ماه‌ها منتظر می‌ماند تا سهم خود را دریافت کند، در این طرح، از همان لحظه خرید بلیت توسط تماشاگر، سهم اضلاع مختلف (تهیه‌کننده، پخش‌کننده و…) تقسیم می‌شود. این امر باعث می‌شود سرمایه در گردش سینما، از حالت «سرمایه بلوکه‌شده» به «سرمایه پویا» تغییر یابد.

 

اما این همه‌ی ماجرا نیست. باتوجه به شرایط جنگی که در یکسال اخیر بر کشور حاکم بوده است، دولت باید به رونق گیشه برای آمدن فیلم‌های پرفروش‌تر و اعطای تسهیلات طولانی مدت به سینما کمک کند. طرح «تسهیم از مبدا» نه در شرایط عادی بلکه از پس بحران در حال اجراست و در این شرایط در نظر گرفتن همه‌ی جوانب برای جلوگیری از شکست پیش از موعد این طرح مهم است. آگاهی از شرایطی که به دلیل جنگ اخیر سینما را به دام بدهی سنگین و در آستانه‌ی ورشکستگی قرار داد، شکنندگی وضع موجود را هشدار می‌دهد.

اگر گام ابتدایی تحول در سینما را تسهیم بلیت دانستیم، حتما باید گام اساسی و واقعی تحول را در رونق سینما بدانیم. اگر سینما رونق پیدا کند، به این معنا که ورودی پول بیشتر شود، نه فقط عدد تسهیم برای سینمادار به ویژه در شهرهای کم برخوردار جبران می‌شود. بلکه هدف اصلی تسهیم یعنی بازگشت سریع سرمایه فیلم (نه فروش ناچیز) نیز معنا پیدا می‌کند و خودش را نشان می‌دهد. اما اگر رونقی در کار نباشد و اقتصاد سینما نحیف بماند، تسهیم به معنای «تقسیم پول ناچیز» است. در این صورت نه تنها هیچ گرهی باز نمی‌شود، بلکه احتمال ورشکستگی سینماهای کوچک نیز بالا می‌رود. تا مادامی که سرمایه وارد گیشه سینما نشود، تسهیم تنها تقسیم فقر است.

در سینمایی که از ابتدای سال تاکنون گیشه آن جمعا در سراسر کشور بیش از ٣٠٠ میلیارد تومان نفروخته و پرفروش‌ترین فیلم آن حدود نیم میلیون مخاطب داشته، «تسهیم» مولودی است که بدون «رونق»، ناقص متولد شده است. 

تسهیم از مبدأ =تقسیم فقر؟
تسهیم از مبدأ =تقسیم فقر؟

دولت نیازمند ارائه راهکاری بنیادین برای احیای «موقعیت سینما» به مثابه یک محصول دارد. راهکارهایی برای برون رفت از کسادی اوضاع گیشه. یکی از مطالبات صنفی که در لبه‌ تصمیم‌گیری در این موضوع قرار دارد، اجرای نظام بلیت شناور است. با توجه به تورم، ثابت ماندن قیمت بلیت منجر به حذف سینما از سبد خانوار شده است. طرح بلیت شناور (تغییر قیمت بر اساس سانس، روز هفته و ساعت) می‌تواند با ارائه تخفیف در سانس‌های کم‌مخاطب (مانند صبح‌ها یا روزهای میانی هفته) و سانس‌های نیم‌بها، حجم مخاطب را افزایش دهد اما این نه طرح فعلی که به اسم شناوری، نوعی قیمت‌گذاری سلبی را حاکم کرده است. شناوری مقوله منعطف و در اختیار سینمادار است.

یک موضوع سیال وابسته به جعرافیای سرد و گرم فصلی مناطق مختلف کشور، زیست روزانه و شبانه اقوام مختلف ایران پهناور، و رفتارشناسی مخاطب سینمادار برای سینمای بوم خود. نه مداخله بالادستی دولت برای تعیین روزهای تمام بها و نیم بها و… . سینماهای کوچک که قدرت رقابت با پردیس‌های بزرگ را ندارند، بیشترین نیاز را به سیاست‌های قیمت‌گذاری منعطف دارند تا بتوانند با جذب مخاطب در ساعات مختلف، هزینه‌های جاری خود را پوشش دهند. اجرای واقعی این طرح می‌تواند احیاگر «رونق» باشد. 

نمونه دوم این راهکار، آزادسازی سینما از بند فیلم‌های ضعیف و اجباری گیشه و اکران فیلم‌های خارجی است. سینما باید محصول ارزنده ارائه دهد و سینمادار به عنوان مالک لوکیشن باید بتواند برای ارائه محصول ارزنده، اختیار عمل داشته باشد تا با ایجاد هیجان در بازار، نقدینگی ورودی به سینماها افزایش یابد، سرمایه در گردش بالا رود و بهبود وضعیت اقتصادی کل زنجیره حاصل شود.

 

در حقیقت اجرای طرح «تسهیم از مبدأ» بدون توجه به مسایلی که در بالا به آن اشاره شد، ممکن است نتایج مطلوب را به ارمغان نیاورد. اگرچه با رفع چالش‌های مربوط به تأخیر در پرداخت‌ها، سرمایه‌گذاران سینمایی انگیزه بیشتری برای ورود به پروژه‌های جدید خواهند داشت، اما در عین حال باید به رشد بازار فیلم‌ها فکر کرد. در سینمایی که سقف فروش فیلم‌‌ها در آن از زمان آغاز جنگ هنوز به یک پنجم رکورد دو سال گذشته خود نرسیده است، تسهیم می‌تواند راهکار فریبنده‌ای باشد. برای تضمین پایداری اقتصادی، دولت و سازمان سینمایی باید از رویکرد افزایش کنترل‌گری، به سمت رویکرد تسهیلگری اقتصادی حرکت کنند؛ هم‌زمان با شفاف‌سازی در تقسیم درآمد (تسهیم از مبدأ)، با طرح‎های حمایتی به رونق سینما در زمینه‌های مختلف کمک کنند تا سینما خود را با واقعیت‌های اقتصادی امروز بازسازی کند. آنگاه می‌توان گفت به امری جذاب برای سرمایه‌گذاری بدل شده است.