درباره‌ی فیلم «اسکورت»(ساخته‌ی یوسف حاتمی‌کیا): اجرای مهیج درد!/زیستِ بسیجی‌وار بانوی شوتی و سرباز متمرد!؟/مدعی چندین سیمرغ 

سینماروزان/حامد مظفری: 

+افتتاحیه فوق العاده و بالاتر از سینمای ایران‌. بعد از مدتها شاهد یک تعقیب و گریز جاده ای خوب در سینمای ایران هستیم.

+یکی از چالش های بزرگ سینمای ایران یکنواختی در تولیدات سینمای ایران است و اغلب تولیدات به دو گونه اجتماعی و یا کمدی محدود میشوند و اینکه «اسکورت» را با الگوی اکشن- جاده ای پیش برده و درام در کف جاده شکل میگیرد، قابل توجه است.

 

+بازی های یکدست و باندازه و تمرین‌شده از امیر جدیدی و هدی زین‌العابدین تا افشین هاشمی که پرتاب بلندی در شخصیت سازی یک افسر اصول‌گرای جنوبی داشته تا رضا کیانیان که از آن تیپ آدمهای تلخ روشنفکر دور شده و خیلی خوب یک رییس پلیس بومی کمک‌حال شوتی‌ها را درآورده. حتی نقش کوتاهی مهدی زمین‌پرداز هم کنش‌ساز است و فرازی دیگر از شوتی‌گرافی را ارائه میدهد.

+ قهرمان داستان در همان نمای ابتدایی به درستی و خیلی موجز و بی ورّاجی معرفی می شود. سرباز جوانی که در آستانه گرفتن پایان خدمت است و سر پر شر وشوری دارد و وارد بازی تعقیب و گریز مرگباری با شوتی ها می‌شود. در این سکانس، هم با مختصات او و هم دیگر شخصیت اصلی فیلم که یک زن شوتی جوان است آشنا می شویم؛ آن هم کجا؟ در دل جاده! و در یک نبرد برای بقا!

 

+استفاده درست از بازیگران بومی جنوبی در نقش‌های مکمل، باعث شده لحن جنوبی فیلم به درستی ادا شود. +در کنار آن استفاده از رگه های موسیقی بوشهری در تنظیم آهنگ، جلابخش کار بوده.

+تزریق خرده‌حادثه های مهیج داخل درام که بناست پس و پیش آدمهای داستان را برایمان شرح دهد. آدمهایی که اغلب در بد و خوب ماجرای شوتی، خود یا خانواده شان، درگیر هستند.

+جاه طلبی اولیه را ادامه میدهد و فیلمی که با تعقیب و گریز شروع شده را در پرده‌های دوم و سوم همچنان با طراحی و اجرای دقیق نماهای تعقیب و گریز امتداد میدهد و حتی دو خودروی اولیه را به پنج و شش خودرو میرساند و فیلمبرداری رئال را با سی‌جی‌آی و اِی‌آی و مهمتر دکوپاژ درست، ترکیب میکند و هیجان را بالا می برد.

 

+تقطیع اصولی صحنه های تعقیب و گریر ماشین ها در جاده نشان می دهد که می شود دوربین را از آپارتمان تنگ و تاریک شهر رها کرد و بردش به دل طبیعت و بیابان و داستان را قشنگ و درست برای مخاطب روایت کرد منتها باید قید سود کامل در تولید را زد و قدری هم خرج کرد‌.

+فیلم یوسف حاتمی‌کیا بیشتر از حرف، تصویرهای مناسب پرده عریض دارد. یوسف بعد از شکست فیلم قبلی به خوبی دریافته که سینما را نه ادا و اطوار بلکه تولید موثر ارتقا میدهد. همین است که سراغ محمدرضا منصوری رفته؛ تهیه‌کننده ای با سابقه‌ی سالها مدیریت تولید که در تصویرسازی کم‌فروشی ندارد و همان طور که در «دسته دختران» تصاویری بدیع از جنگ را تولید کرده بود حالا در «اسکورت» سکانس هایی ماندنی از تعقیب و گریز جاده ای را به بهترین شکل ممکن ارائه داده.

-یادمان نرفته که حاتمی‌کیای پدر هم هرگاه با تهیه‌کننده‌ها و متخصصان تولید باتجربه نظیر منوچهر محمدی، مهدی کریمی، جمال ساداتیان و علی قائم‌مقامی کار میکرد خروجی میشد فیلمهای دیدنی مثل «ارتفاع پست»، «آژانس شیشه‌ای»، «چ» و «به رنگ ارغوان»! حاتمی‌کیای پسر هم فهمیده که فیلم مناسب پرده ی عریض، تهیه‌کننده‌‌‌‌ی مجرب میخواهد و محمدرضا منصوری هم در تولید کم نگذاشته‌.

-یکی از مهمترین جلوه‌های ایثار در سینمای ایران فیلم نیاز علیرضا داوودنژاد است که به غیر از اصل ایثار در ایثار به همنوع بی توجه به جنسیت- یونیک است. در «اسکورت» شروع ایثار از همان جنس است-کمک به تهیه ی داروی بیمار لاعلاج- ولی پس از آن پای جنسیت وسط میاید و عشق است که ایثار نهایی را شکل میدهد.

+نقطه عطف اول چپ کردن تراژیک مینی بوس بچه های دبستانی در جریان تعقیب پلیس و شوتی و نقطه عطف دوم نزدیکی پسر و دختر و درگیری یک ماجرای مهیج تازه؛ ماجرایی که حدس انتحار دونفره را می‌دهد اما با زیرکی از تلخی میکاهد و زن را آزاد می‌گذارد و مرد را فدایی! بی شعار زن زندگی آزادی، آن را صرف میکند!

+لحظات حسی خوبی میان دختر شوتی و پسر متمرد شکل میدهد ولی ملودرام را فدای اکشن جاده‌ای نمی‌کند چون تجربه‌ی ناکام قبلی باعث شده کارگردان بفهمد تلفیق متناسب اکت و حس است که راندمان را بالا می‌برد.

+انتخاب درست سوژه‌ی فراز و نشیب زندگی شوتی‌ها و ریشه های اجتماعی آن، دستش را باز گذاشته‌ که حرف دل مردم را هم بزند. اجرای مهیج درد با پهن کردن سوژه‌ای به‌روز است که نتیجه داده‌.

فیلم اسکورت
فیلم اسکورت

+بی کله گی شوتی هایی که درنهایت کار مردم را هر طور که شده راه میندازند، شبیه زیست بسیجی های مخلص شده. بالاخره آقازاده ی حاتمی کیا است و هر که را نشناسد جنس بسیجی های بی ادعای کمک‌حال مردم را می‌شناسد. بانوی شوتی محور داستان و سرباز متمردی که از نفرت به عشق می‌رسد هر دو کارراه‌اندازی بسیجی را صرف می‌کنند‌ و ده برابر سیاستمداران مدعی، برکت دارند برای محرومان.

-سیمرغ؟

از فیلمبرداری و تدوین تا کارگردانی و بازیگری و حتی صدابرداری، شایسته تقدیر است! قطعا باید گزینه سیمرغ بهترین فیلم هم باشد!