درباره‌ی فیلم «بیلبورد»(ساخته‌ی سعید دشتی): با تشکر از سیروس الوند!

سینماروزان/حامد مظفری:

 

+شروع فیلم در فیلم در قهوه‌خانه؛ یادآور وقتی همه خوابیم بیضایی.

 

-بیلبورد سایه‌ی های دیوار در اتوبانهای تهران و روی دیوار خانه سوپراستار نوشته‌اند: به خاطر یک فیلم بلند لعنتی، یادآور رمان داریوش مهرجویی.

 

-ورود دلهره آور به ماجرای اخاذی از سوپراستار خیلی زود یادِ فیلم مزاحم سیروس الوند را تداعی میکند و هرچه جلوتر میرود، بیشتر می فهمیم که همان داستان را در حال دوره کردن است؛ فقط جای خسرو شکیبایی را به یک زن داده با بازی آناهیتا درگاهی.

 

-وقایع بعدی از بیانیه خوانی در نشست تا ماجرای چیدمان قتل در عمارت قدیمی تا ماجرای تبدیل چک به دلار و…، جاهایی رنگ و لعاب یک رئالیتی شو را دارد‌.

چنین سوژه محوری بد نبود برای یک رئالیتی شو به کارگردانی سعید ابوطالب بخصوص که لابلا میخواهد دوربین مخفی را با سیاه و سفید کردن، گوشزد کند، میشود انگ رئالیتی‌ها.

 

– تجربه ای معلق میان پیام دهی اخلاقی و ایجاد ترس.

 

-آن مواجهه کردن استار سینما با گذشته و اندرزهایی که میدهد یادآور کلید اسرار نیست؟

 

-هرچه جلوتر میرود بیشتر شبیه مزاحم الوند میشود و فقط فرقش ابن است که آن زمان ویدیو پلیر بود و حالا اینستاگرام. اجرای کلاسیک الوند و وارد کردن نقشهای مکمل موثر با بازیگران سرشناس مثل میترا حجار، همایون ارشادی، سعید پیردوست، لعیا زنگنه، صدرا حجازی و…، باعث شده بود مزاحم به عنوان یک تریلر معمایی هنوز هم دیدنی باشد اما در اینجا نقشهای فرعی جان ندارند و قلت تولید باعث شده همه بار درام روی دوش آناهیتا باشد و هیچ بازیگر قابل اتکایی برای نقشهای مکمل نباشد.

 

-ورود امین حیایی در نماهای پایانی در نقش بازی‌ساز، کاملا بدلش میکند به همان مزاحم سیروس الوند! ای کاش در تیتراژ تشکری میشد از الوند کارگردان خوش‌ذوقی که مدتهاست کار نکرده و حذف غیررسمی شده تا آثارش، منبع الهام گردد؟

 

-آوازخوانی زن در انتها؛ خنده دار نیست؟ و بعد هم سخنرانی امین درباره مرگ و واقعیت و مرز میان آنها !

 

فیلم بیلبورد
فیلم بیلبورد

-جوک؟

–بنر و بلیزر کلاسیک چه کارکردی دارد؟

 

–تزریق بخار در خانه قدیمی ؟ خزینه هست؟

 

-مانیفست بچگانه درباره ی هنر برای هنرمند یا هنر برای بیزنس و بعد ربط دادن به ماجرای حسی استار با بوی‌فرند سابق!

 

پرسش؟

–امین حیایی که مشابه این نقش را در مزاحم بازی کرده بود چطور راضی شده به تکرار دوباره همان نقش آن هم بدون هر بدعت؟ چقدر هم شخصیت‌سازی ابتدایی؛ یک اورکت و یک فریم کایوچویی بر چشم امین گذاشته‌اند به نشانه‌ی هنرمند انتلکت!

 

نتیجه؟

–ولو که خواسته سوژه‌ی مزاحم را آپدیت کند؛ چرا به جای فوکوس بر روابط انسانی، ذوق زده‌ی سوژه شده؟؟